اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
برای چندمین بار است که در حال گوش دادن به این فایل هستم
هر چه بیشتر گوش می دهم بیشتر و بیشتر پی به نکات ریز قوانین این جهان هستی پی می برم
هر زمان که روی دیگری حساب باز می کردم
هر زمان که از دیگری کمک می خواستم و فکر می کردم که اگر او باشد کار من بهتر می شود
اگر فلان شخص نباشد روند زندگی کسب و کار من دچار مختل می شود
اما من این را فراموش می کردم که قدرت در دستهای خدای مهربان است
یادم می رود که خدای مهربان همیشه در کنار من است و او همیشه در حال کمک کردن به من است و فقط کافی است که از او کمک بخواهم و دستهای خودم را بسوی او دراز کنم و از او کمک بخواهم
او برترین و بزرگترین و بالاترین کسی است که در این جهان وجود دارد
خوب یک نکته وجود دارد وقتی که من از کسی کمک می خواهم که آن شخص خود زاییده آفریده همان خدایی است که من را آفریده است پس چرا نباید قدرت را به دستهای خودش بسپارم
از او کمک بخواهم
من از کسی کمک می خواهم که خود او از همان خدایی کمک می خواهد که من هم از او کمک می خواهم
چرا برای خودم واسطه بسازم
اکنون زمان آن رسیده است که با آگاهی کامل واسطه را حذف کنم و با منبع رشد و آگاهی و قدرت این جهان دست به دست بدهم و راه و مسیر زندگی خودم را به دست او بسپارم
آنوقت من دیگر زجر نمی کشم
من دیگر دچار دردسر نمی شوم
همیشه آرام هستم و آرامش دارم
همیشه حال خوب دارم
همیشه به بهترین شکل حال ممکن کار های من رو به انجام است و این بزرگترین و بهترین نعمتی است که می توانم در زندگی خودم داشته باشم
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباسمنش بزرگوار و دوست داشتنی و خواهر عزیزم سرکار خانم شایسته عزیز و دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی
توحید یعنی باور داشته باشم که فقط یک خدا هست؛ خدایی که همهچیز دست اوست، از ریزترین اتفاقهای زندگی من تا بزرگترین حرکتهای جهان. یعنی تهِ دلم بدانم هیچکس و هیچچیز مستقل از او قدرتی ندارد و اگر کاری از دست کسی برمیآید، باز هم به خواست اوست. شرک وقتی اتفاق میافتد که آدم دلش را به چیزی غیر از خدا گره بزند؛ وقتی فکر کند کسی یا چیزی میتواند جدا از خدا برایش سرنوشت بسازد یا گره از کارش باز کند. در قرآن کریم بارها تأکید شده که خدا یکی است و شریکی ندارد؛ نه در آفرینش، نه در قدرت و نه در شایستگی برای عبادت. توحید فقط یک اعتقاد خشک و رسمی نیست، یک حالِ درونی است؛ حالِ رها شدن از ترسهای بیهوده و وابستگیهای غلط. وقتی آدم به توحید واقعی برسد، هم در سختیها آرامتر است چون میداند تکیهگاهش محکم است، هم در خوشیها مغرور نمیشود چون میداند همه چیز لطف خداست. توحید یعنی دل را فقط به یک نقطه امن وصل کردن؛ به خدایی که همیشه هست، همیشه میبیند و همیشه مهربان است.
گاهی شرک خیلی پنهان و بیسر و صدا وارد زندگی آدم میشود. مثلاً وقتی برای حل یک مشکل مالی، دلم را کامل گره میزنم به یک کارمند بانک و در ذهنم میگویم «اگر او درستش نکند، دیگر هیچ راهی نیست». چند روز مضطرب میشوم، مدام به تصمیم او فکر میکنم و انگار همه سرنوشت کارم را دست او میبینم. اینجاست که ناخواسته از توحید فاصله گرفتهام؛ چون برای یک بنده خدا نقش مستقل و تعیینکننده قائل شدهام. در حالی که در نگاه توحیدی، آن کارمند فقط یک وسیله و سبب است، نه منبع اصلی قدرت. اگر گرهای باز میشود، به اذن خداست و اگر هم نشد، خدا میتواند از راهی دیگر مشکل را حل کند. شرک همیشه بتپرستیِ آشکار نیست؛ گاهی همین است که دل آدم بیشتر از خدا به یک انسان یا یک موقعیت تکیه کند. توحید یعنی بگویم: «خدایا من تلاش میکنم، پیگیری هم میکنم، اما گرهگشای واقعی تویی، نه بندگان تو.» و همین نگاه، آرامش عجیبی به دل میدهد.
صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
اول :
سپاسگزار استاد عزیزم و مریم جانم هستم که مفهوم بهبود مستمر رو به زیبایی هر چه تمام تر زندگی میکنند و برای شخص من یه الگوی عملی هستند
سپاسگزارم که فایل های جادویی توحید عملی رو بروز رسانی کردین تا به یاد من بیاره که توحید مهم ترین فاکتور موفق شدن یا نشدن افراد است
نکته اینجاست که : مدت هاست که هرررررر چی ی که نیاز دارم بشنوم رو در بهترین زمان و بخورین مکان در لابلای فایل های استاد میبینم و میشنوم و این فایل دقیقن پاسخ به احساسات این روز های من است
من در آستانه یک انتخاب خییییلی بزرگ در زندگیم هستم و این روزها هزاران مدل احساسات رو دارم تجربه میکنم ، احساساتی توام با شادی ، خوشحالی ناسی از تغییر و البته ترس ها و نگرانی های ناشی از آن ….
و البته :
این روزها ذهنم و نجواهای شیطان من رو میبره به این سمت و سو که : نکنه ازدواج کنی و محدود بشی و نتونی بری دنبال اهدافت ، نکنه همسرت محدوده کنه و هزاران نکنه هایی که در ذهنم میچرخه
و عملا نجواهای شیطان دارن من رو به این سمت و سو سوق میدن که : عوامل بیرونی ( ازدواج ، همسر ، مسئولیت و ….) در موفقیت و خوشبختی یا ناخوشبختی تو تاثیر دارن نه باورها و فرکانس های خودت!!!!
و اما بعد :
این فایل برای من نشانه ای بود مبنی بر اینکه : این من و فقط من و فقط منم که با باورها و افکار و فرکانس های خودم دارم زندگیم رو خلق میکنم ، فارغ از مجرد یا متاهل بودن ، خوشبختی یا نا خوشبختی تو فقط در دستان خودت هست و لا غیر و این رو بدان که : سفرنامه و زندگی در بهشت که مستند زندگی موفق و توحیدی استاد و مریم جانم هست بهترین الگو برای این روزهای توست تا بدانی که : میشود هم بیزینس میلیون دلاری داشت ، هم رابطه عاطفی توحیدی فوق عاشقانه داشت ، هم فرزند داشت ، هم در سفر بود و هم همه چیزززززز رو با هم داشت
سلام استاد عزیز ومریم جون ودوستان هم فرکانسی امیدوارم حالتون خوب باشه
سوالی که مطرح کردین اینکه صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
مورد اول :خانوادم که تا به الان فکر میکردم باید حلال مشکلات اونها باشم و خواسته های خودم اولویت نباشن و این باعث شده با 7سال کار کردن پس انداز آنچنانی نداشته باشم
و از طرفی هم به پدرم در ذهنم قدرت دادم که اون کارهایی که باید رو انجام نمیده که من پیش قدم بشم درصورتی که من در ذهنم راه رو بستم
دومین مورد :یکی از همکارام تو محیط کارم که فکر میکردم تو ذهنم که اون هرکاری میکنه که من بخورم زمین و جالب هست چندروز قبل یادم از توحید اومد که تو ذهنم بزرگش نکنم و جالب تر اینکه خودش با مهربونی تمام بامن رفتار کرد میکنه که من باخودم گفتم چی شده که اینقدر مهربون رفتار میکنه والان متوجه ماجرا شدم چون تو ذهنم یادمه قدرت رو دادم به خدا و همه چیز برعکس شد
مورد سوم :سوپروایزر بخشمون که من قدرت رو توذهنم به ایشون دادم که اجازه جابه جایی به من رو نمیده والان متوجه میشم کجای ماجرا هستم در نتیجه میخوام برای سال جدید برای جابه جایی بخشم اقدام کنم
مورد چهارم :همکارم که همش احساس میکنم من بااون بهم خوش میگذره حتی باهمه نقص هایی که داره چون توذهنم بهش قدرت دادم که من فقط باون هست که خوشحال میشم راضیم میکنه درصورتی که باید قدرت رو ازش بگیرم و منتظر دریافت نتیجه بمونم
مورد بعدی اینکه من با جابه جاش نم تواین بخش رسالت خودم رو انگار متوجه شدم که بودن من درکنار همکارم بهش آگاه بشه که من دستی از دستان خداوند برای تغییرش هستم فقط نمیدونم چرا متوجه این موضوع نمیشه بااینکه خدابهش نشونه هارو نشونش میده
چقدر از قانون دور شدم که این همه شرک ورزیدم خدایا تو کمکم کن که با اعتماد به خودت راه رو برای خودم هموار کنم
موردبعدی اینکه :من تا الان هیچ حرکتی برای پیشرفت خودم نکردم چون میگم ازدواج کنم که کسی که کنارم هست کمکم کنه برای پیشرفت اون هست که میگه چکار کنم چطوری پیش برم والان متوجه میشم چرا حتی بااینکه خواسته ام ازدواج کردن هست وقدم هارو برمیدارم اما نتیجه نمیاد
مورد بعدی ورود پول ونعمت از سمت بیمارستانم هست که من قدرت رو دادم به آدم های که پول تو دستشونه و اعتقادم براین بود که اونها هستن که نمیزارن پول وارد حساب پرسنل ومن بشه اما الان نتیجه ای جز شرک نمیبینم
مورد بعدی دادن قدرت به مریض های بخشم بود که باعث شد من برای هیچی پاسخگو باشم بین چندین نیرو
درباره این فایل زیبا و تازه بروز رسانی شده که درباره توحید و شرک نورزیدن به خداوند هست، باید بگویم:
من هم هدایت شدم. فقط درباره این فایل زیبا و این فایل توحیدی بگویم:
وقت استاد گفتن اگر به نعمت معنوی ثروت برسی، رابطهات با خداوند خوب میشود، من کمی روی این موضوع مکث نمودند و اندیشیدم! چون، من میخواهم به نعمت معنوی پول و فراوانی آن راحت برسم و ثروتمندانه زندهگی کنم.
دقیقاً زمانی به این فایل و گوش کردن آن هدایت شدم که دارم به لطف خدایم و در حد خوبی این روزها، روی تقویت باورهای جدید و ثروت آفرین خودم کار میکنم و مسیر رسیدنم به نعمت معنوی پول و فراوانی آن را، آرام آرام طی میکنم و این مسیر زیبا و الهی را برای خودم و در ذهنم آسان میکنم.
اما! تا کنونی به نعمت معنوی پول و فراوانی آن، نرسیدهام هنوز؛ گرچه نشانههای آن را میبینم و نشانهها با من به وضوح صحبت میکنند، ولی من زیاد میخواهم، من هنوزهم آسان شدن برای آسان خلق نمودن نعمت معنوی پول را میخواهم.
پس، به این نتیجه میرسم که هنوز رابطه بین باورهای ثروت آفرین من با باورهای توحیدی من، با هم یکسان نیستند، با هم هممدار نیستند و در این میان، تفاوتهایی وجود دارند. این رمز باریک و درس مهمی بود که آن را امروز درک نمودم.
پس به این نتیجه رسیدم که هنوز ثروتمند شدن را معنوی نمیدانم؟ درست است این باور را تکرار میکنم که ثروتمند شدن معنویترین کار این جهان هستی است، اما هنوز ته باورهایم با این موضوع و با این باور مشکل دارد.
پس، از این به بعد میآیم روی این قسمت از باورهای خودم کار میکنم که رابطه بین خداوند و ثروت را در ذهنم یکی بدانم و بیشتر نعمت معنوی ثروت و فراوانی آن را در زندگیم جزئی از خداوند بدانم. و این درس بزرگی برای من بود.
خداوندا! باز هم ازت صمیمانه سپاسگزاری میکنم که مسیر را برای من هموار و روشن میکنی و برای من میگویی که در چه قسمتی از باورهای خودم و ترمزهای خودم به هدف رسیدنم به نعمت معنوی پول و فراوانی آن، بیشتر کار کنم و بیشتر تمرکز کنم و بیشتر تلاش ذهنی کنم. این باز هم برای من هدایت و لطف خداوند است. همانگونه که خداوند هدایتم نمود که این فایل را گوش کنم و این مورد را و این درس را از این فایل بگیرم که آن را گرفتم، پس از این به بعد بیشتر روی این بُعد توجه میکنم و تمرکز مینمایم.
آن هم به این دلیل است که چند روزی از خداوند درخواست میکنم که خدایا! به من بگو که بیشتر روی کدام باورهای خودم و کدام ترمزهای خودم توجه و تمرکز بیشتری کنم؟ و همواره از خداوند هدایت و رهنمایی میخواهم. و خداوند هم امروز صبح برای من گفت که بیا روی این قسمت از باورها و ترمزهای خودت کار کن! چون که این قسمت خیلی خیلی تخریب شده است و در گذشته از این ناحیه زیاد ضربه دیدهام و حالا باید روی تقویت نمودن باورهای توحیدی خودم زیاد کار کنم.
حمد و سپاس مخصوص پروردگار و فرمانروای جهانیان است و بس
من خیلی شرک آشکار دارم بماند ک از خفی هاش ک خبر ندارم. مثلا در رابطه با همسرم ک درخواستهامو همیشه ب اون میگم بجای اینکه ب خدا بگم گاهی ک هوشیار باشم جلوی درخواست کردن از همسرم رو میگیرم ولی گاهی اصلا حواسم ب این موضوع نیست. مثلا برای سفر رفتن ازش میخام ک بریم فلان جا ک مرخصی بگیر حالا پولش از کجا زمان آزاد از کجا همش از همسرم میخام.وقتیای دیگه هم اگه رابطم با همسرم اونطوری ک باب میل منه پیش نره انرژیم کم میشه و اونجوری شاد شاد نیستم و میدونم خیلی شرک بزرگیه اما هنوز نتونستم کامل اینو هندل کنم
و آخرین شرک ک داشتم امروز صبح بود ک رفتیم ی جایی و شوهرم ازم ی کاری خواست و من میترسیدم بخاطر نگاه و حرف دیگران اون کار رو انجام بدم و همون موقع ب خودم گفتم این شرکه و انجامش دادم
سلام بر تمام دوستان و استاد عباس منش عزیز که این سایت شده مرحم و همراه من
بینهایت سپاسگزارم که اینقدر توحیدی هستین و چشم منو ب یه سری مسائل آشنا کردین شاید هنوز در پیچ و خم جاده ها باشم ولی همینکه سعیمو برای شناخت خدای متعال و بزرگم و شناخت خودم میکنم قلبم آرامش خوبی داره
استاد من فایل رو الان گوش نکردم و فقط متن زیبای اول فایل رو خوندم و میخوام جواب سوال رو بدم
همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
الان در حال حاضر یک مسئله ای مالی در زندگیم هست که بنظر من خیلی خیلی بزرگ و تمام خواستم به زور از خداوند اینکه فلان زمین ها فروش بره ، مشتری بیاد تا مشکل ما حل بشه و بنظر خودم این شرک هست که من دارم برای حل مشکلم راه تعیین میکنم
ولییییییییی اگر ذهن عزیزم بزاره دارم چند مدتی که سعیمو میکنم تا قدرت رو از زمین و مشتری بگیرم و بگم خدایا من دارم به تو میسپارم هرجور میدونی حلش کن و آرامش رو به زندگیم برگردون
اون مشکل برای همسرم ولی متاسفانه اینقدر توجه کردم که درآمد خودمم صفر شده بود که باز خداروشکر به مسیر درست برگشتم و دارم نشانه هارو و نتیجه هارو دریافت میکنم
خدای مهربونممنو ببخش که نمیتونم کامل بهت اعتماد کنم ،در صورتی که اعتماد کردن به تو جواب میده و راه رو برام آسان میکنه ولی این ذهنم مقاومت میکنه
خداجونم یاری بهم بده که از پسش بر بیام و شکستش بدم میخوام تا قبل از حل این مسئله به آرامش مطلق برسم و میخوام روحم و قلبم و ذهنم همگی در خدمت تو باشن؛ آرام ،آرام
و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید؟؟؟؟؟؟دقیقا نمیدونم چطوری میخوام این کارو انجام بدم
فقط تمرکزمو از روی ناخواسته ها بر میدارم و به کار خودم تمرکز میکنم و باورهای توحیدی رو تقویت میکنم
با خدا باش و پادشاهی کن ……….
من میخوام تو بغل خدا باشم،میخوام آسان شوم برای آسانی هارو با گوشت و پوست و استخونم تجربه کنم.
خدایا بی نهایت سپاسگزارتم که هر لحظه هدایتم میکنی و اینموقع شب هم باهام صحبت کردی و آرامش منو چندین برابر کردی 😘ماچ به کله ات
استاد عزیز بابت سایت نابتون هم ازتون سپاسگزارم در پناه الله یکتا شاد ،سلامت و ثروتمند باشین ❤️
سلام خدای قشنگم شکرت امروز بهم دوباره قدرت نوشتن دادی شکرت که میتونم دوباره و دوباره در مسیرت باشم شکرت خدای من
چقدر این فایل درست و به موقع بود موقعی که باز سکوت کرده بودم خدا دوباره اومد و گفت بلند شو نگران چی هستی
من هستم خدا همه چیز دست من و تمام
شروع کردم به نوشتن
که قلبم رو پاک میکنم از غیر خدا
شرک ورزیدن به همسر و تمام آدم هایی که فکر مبکنم باید باشن تا من به بهترین ها برسم رو بزارم کنار
و فقط و فقط روی خدا حساب باز کنم
بارها شد روی خدا حساب باز کردم همه چی مثل آب خوردن حل شد
الان هم حل میشه حتی قشنگ تر حتی سریع تر
نوشتم
خدایا چگونه بنده خالص تو باشم ؟
خدایا بگو رسالت من از این زندگی قشنگ چیه؟
شکرت شکرت ای خدا
مینویسم و مینویسم تو دفترم و درخواست میکنم اونم با ایمان قوی تر و خدا هدایتم میکنه
من مطمئنم
ممنونم از استادم ممنونم از مریم جان
ممنونم از خدایی که این جملات رو برام نوشت
و ممنونم از شما که کامنت من رو میخونید
خدایا شکرت
و الهی به امید تو
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
برای چندمین بار است که در حال گوش دادن به این فایل هستم
هر چه بیشتر گوش می دهم بیشتر و بیشتر پی به نکات ریز قوانین این جهان هستی پی می برم
هر زمان که روی دیگری حساب باز می کردم
هر زمان که از دیگری کمک می خواستم و فکر می کردم که اگر او باشد کار من بهتر می شود
اگر فلان شخص نباشد روند زندگی کسب و کار من دچار مختل می شود
اما من این را فراموش می کردم که قدرت در دستهای خدای مهربان است
یادم می رود که خدای مهربان همیشه در کنار من است و او همیشه در حال کمک کردن به من است و فقط کافی است که از او کمک بخواهم و دستهای خودم را بسوی او دراز کنم و از او کمک بخواهم
او برترین و بزرگترین و بالاترین کسی است که در این جهان وجود دارد
خوب یک نکته وجود دارد وقتی که من از کسی کمک می خواهم که آن شخص خود زاییده آفریده همان خدایی است که من را آفریده است پس چرا نباید قدرت را به دستهای خودش بسپارم
از او کمک بخواهم
من از کسی کمک می خواهم که خود او از همان خدایی کمک می خواهد که من هم از او کمک می خواهم
چرا برای خودم واسطه بسازم
اکنون زمان آن رسیده است که با آگاهی کامل واسطه را حذف کنم و با منبع رشد و آگاهی و قدرت این جهان دست به دست بدهم و راه و مسیر زندگی خودم را به دست او بسپارم
آنوقت من دیگر زجر نمی کشم
من دیگر دچار دردسر نمی شوم
همیشه آرام هستم و آرامش دارم
همیشه حال خوب دارم
همیشه به بهترین شکل حال ممکن کار های من رو به انجام است و این بزرگترین و بهترین نعمتی است که می توانم در زندگی خودم داشته باشم
ممنونم از خدای مهربان و هدایتگر خوب خوبم
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم بانو
من خیلی مشتاقم جواب بدم ، بچه ها من با همسرم مشکل دارم و رابطه ما به قول استاد مثل یویو می مونه یا خیلی خوبه یا خوب نیست
این دفعه ی موضوعی پیش اومد ک من به خودم گفتم عجب آزاده این دفعه هم نمی خوای برای خودت کاری بکنی دوباره ترسیدی و می خوای تو بری جلو
دو باره می خوای تو درستش کنی بخاطر ترسهام
بخاطر بچه هام بخاطر شرکهایم
گفتم مگه نمی خوای جدا شی مگه آرامش نمی خوای مگه ثروت نمی خوای مگه زندگی فوق العاده نمی خوای پس بس کت خواهش می کنم بس کن
خود واقعیت باش چرا همش ماسک می زنی ک می خوای تو بری جلووو
نه خوددار باش به خدا پناه ببر هر چی که شد
قطعاً به نفع تورو
شاید بهت سخت بگذره شیطان نجوا کنه
به زن تو دهن شیطان از خودت دفاع کن و قوی باش
نترس نترس
لا خوف علیهم و لا یحزنون
به شوهر م این همه سال قدرت دادم و ترسیدم
خدایا این بت بزرگ را برایم بشکن
ترسهایم را از بین ببر
من ضعیف هستم و نا توان
تو برایم بجنگ شمشیر بزن و دفاع کن
حقم را بگیر و من آرام بر دوش تو می نشینم و نظاره گر میشم
خداوندا به غیر از تو کسی را ندارم و نمی خواهم داشته باشم
قلبم را روشن کن در رحمتت را به رویم باز کن و عزتم بده و از شر آدمهای بد نجاتم بده
من به خواست خودم نیامدم شاید هم به خواست خودم بوده مت نمی دانم
من خسته شدم و به تو فقیر خدایا من دیگر برای
این زندگی تلاشی نمی کنم و خسته شدم
بقیه اش با تو
من فقط آرامش عشق ثروت حال خوب می خواهم
تمام
راهش با تو انتخابش با تو
من سلیقه خوبی نداشتم و بد انتخاب کردم
ببخش و برایم درست کن
«به نام خدای وهاب و رزاق و غفور و رحیم»
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباسمنش بزرگوار و دوست داشتنی و خواهر عزیزم سرکار خانم شایسته عزیز و دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی
توحید یعنی باور داشته باشم که فقط یک خدا هست؛ خدایی که همهچیز دست اوست، از ریزترین اتفاقهای زندگی من تا بزرگترین حرکتهای جهان. یعنی تهِ دلم بدانم هیچکس و هیچچیز مستقل از او قدرتی ندارد و اگر کاری از دست کسی برمیآید، باز هم به خواست اوست. شرک وقتی اتفاق میافتد که آدم دلش را به چیزی غیر از خدا گره بزند؛ وقتی فکر کند کسی یا چیزی میتواند جدا از خدا برایش سرنوشت بسازد یا گره از کارش باز کند. در قرآن کریم بارها تأکید شده که خدا یکی است و شریکی ندارد؛ نه در آفرینش، نه در قدرت و نه در شایستگی برای عبادت. توحید فقط یک اعتقاد خشک و رسمی نیست، یک حالِ درونی است؛ حالِ رها شدن از ترسهای بیهوده و وابستگیهای غلط. وقتی آدم به توحید واقعی برسد، هم در سختیها آرامتر است چون میداند تکیهگاهش محکم است، هم در خوشیها مغرور نمیشود چون میداند همه چیز لطف خداست. توحید یعنی دل را فقط به یک نقطه امن وصل کردن؛ به خدایی که همیشه هست، همیشه میبیند و همیشه مهربان است.
گاهی شرک خیلی پنهان و بیسر و صدا وارد زندگی آدم میشود. مثلاً وقتی برای حل یک مشکل مالی، دلم را کامل گره میزنم به یک کارمند بانک و در ذهنم میگویم «اگر او درستش نکند، دیگر هیچ راهی نیست». چند روز مضطرب میشوم، مدام به تصمیم او فکر میکنم و انگار همه سرنوشت کارم را دست او میبینم. اینجاست که ناخواسته از توحید فاصله گرفتهام؛ چون برای یک بنده خدا نقش مستقل و تعیینکننده قائل شدهام. در حالی که در نگاه توحیدی، آن کارمند فقط یک وسیله و سبب است، نه منبع اصلی قدرت. اگر گرهای باز میشود، به اذن خداست و اگر هم نشد، خدا میتواند از راهی دیگر مشکل را حل کند. شرک همیشه بتپرستیِ آشکار نیست؛ گاهی همین است که دل آدم بیشتر از خدا به یک انسان یا یک موقعیت تکیه کند. توحید یعنی بگویم: «خدایا من تلاش میکنم، پیگیری هم میکنم، اما گرهگشای واقعی تویی، نه بندگان تو.» و همین نگاه، آرامش عجیبی به دل میدهد.
خدای من یکی است و هیچ شریکی ندارد.
فقط خدا شایسته پرستش و بندگی است.
همه قدرتها از خدا میآید.
هیچکس بدون اجازه خدا نمیتواند کاری برایم بکند.
من دلم را فقط به خدا میسپارم.
خدا از هر کسی به من نزدیکتر است.
همه نعمتهای زندگیام هدیه اوست.
اگر کمکی میخواهم، اول از خدا میخواهم.
خدا بینیاز است و من همیشه به او نیاز دارم.
هیچچیز در این دنیا از اراده خدا خارج نیست.
خدا مهربانتر از آن چیزی است که تصور میکنم.
با یاد خدا دلم آرام میشود.
امیدم فقط به لطف خداست.
خدا بهترین تکیهگاه زندگی من است.
او شنوا و آگاه به دل و نیت من است.
عزت واقعی در بندگی خداست.
من فقط از خدا میترسم و به او توکل میکنم.
خدا عادل و حکیم است و کار بیحکمت نمیکند.
هیچ معبودی جز خدای یگانه نیست.
من با تمام وجود به یگانگی خدا ایمان دارم.
شنبه ٢۵ بهمن ١۴٠۴
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
اول :
سپاسگزار استاد عزیزم و مریم جانم هستم که مفهوم بهبود مستمر رو به زیبایی هر چه تمام تر زندگی میکنند و برای شخص من یه الگوی عملی هستند
سپاسگزارم که فایل های جادویی توحید عملی رو بروز رسانی کردین تا به یاد من بیاره که توحید مهم ترین فاکتور موفق شدن یا نشدن افراد است
نکته اینجاست که : مدت هاست که هرررررر چی ی که نیاز دارم بشنوم رو در بهترین زمان و بخورین مکان در لابلای فایل های استاد میبینم و میشنوم و این فایل دقیقن پاسخ به احساسات این روز های من است
من در آستانه یک انتخاب خییییلی بزرگ در زندگیم هستم و این روزها هزاران مدل احساسات رو دارم تجربه میکنم ، احساساتی توام با شادی ، خوشحالی ناسی از تغییر و البته ترس ها و نگرانی های ناشی از آن ….
و البته :
این روزها ذهنم و نجواهای شیطان من رو میبره به این سمت و سو که : نکنه ازدواج کنی و محدود بشی و نتونی بری دنبال اهدافت ، نکنه همسرت محدوده کنه و هزاران نکنه هایی که در ذهنم میچرخه
و عملا نجواهای شیطان دارن من رو به این سمت و سو سوق میدن که : عوامل بیرونی ( ازدواج ، همسر ، مسئولیت و ….) در موفقیت و خوشبختی یا ناخوشبختی تو تاثیر دارن نه باورها و فرکانس های خودت!!!!
و اما بعد :
این فایل برای من نشانه ای بود مبنی بر اینکه : این من و فقط من و فقط منم که با باورها و افکار و فرکانس های خودم دارم زندگیم رو خلق میکنم ، فارغ از مجرد یا متاهل بودن ، خوشبختی یا نا خوشبختی تو فقط در دستان خودت هست و لا غیر و این رو بدان که : سفرنامه و زندگی در بهشت که مستند زندگی موفق و توحیدی استاد و مریم جانم هست بهترین الگو برای این روزهای توست تا بدانی که : میشود هم بیزینس میلیون دلاری داشت ، هم رابطه عاطفی توحیدی فوق عاشقانه داشت ، هم فرزند داشت ، هم در سفر بود و هم همه چیزززززز رو با هم داشت
خدایا هدایتم کن که :
رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ
و همیشه شکرت
با عشق ، ادامه دارد ……
بسم الله نور
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته عزیزم
(گریهههههههههه)
تمام چیز هایی که نوشته بودم پاک شد …
خیلی دلم شکست
اصلا حواسم نبود نت روشن نیست
همش پرید استادددد
هرچی اون گفته بوددددد
هرچی نوشت
هرچی خونده شده
…….
:(
○○
استاد میشه مثل تمرین های دوره 12 قدم که هر ثانیه ذخیره میشه برای کامنت ها خم بزاریددددو
.
.
خیلی دلم شکست واقعا …
شعر من که هستم بود …
با کلی عشق و ذوق داشتم مینوشتم …
اما
راسش
یه تیکه آخرش که داشتم ویرایش میکردم …
کردیتشو داشتم میدادم به خودم…
غلططططط کردمممممم
ببخشیددددد
ای خدای بی نهایت
تو که هم ظاهر و باطن
تو که هم عاشق و باطل
تو که میدَهی به خلقت
خود بگیری از به خلقت
بنده ی بی سراپایت
دَمِ دنیا و خدایی
بعد بگوید پیش خویشتن
چه سرودم خدایی
من پشیمان در تو
در نهایت بنده ی تو
من نمیدانم هنوزم
من چه هستم؟ بر چه هستی
من که هستم .. ؟از چه هستی ؟.
سلام استاد عزیز ومریم جون ودوستان هم فرکانسی امیدوارم حالتون خوب باشه
سوالی که مطرح کردین اینکه صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
مورد اول :خانوادم که تا به الان فکر میکردم باید حلال مشکلات اونها باشم و خواسته های خودم اولویت نباشن و این باعث شده با 7سال کار کردن پس انداز آنچنانی نداشته باشم
و از طرفی هم به پدرم در ذهنم قدرت دادم که اون کارهایی که باید رو انجام نمیده که من پیش قدم بشم درصورتی که من در ذهنم راه رو بستم
دومین مورد :یکی از همکارام تو محیط کارم که فکر میکردم تو ذهنم که اون هرکاری میکنه که من بخورم زمین و جالب هست چندروز قبل یادم از توحید اومد که تو ذهنم بزرگش نکنم و جالب تر اینکه خودش با مهربونی تمام بامن رفتار کرد میکنه که من باخودم گفتم چی شده که اینقدر مهربون رفتار میکنه والان متوجه ماجرا شدم چون تو ذهنم یادمه قدرت رو دادم به خدا و همه چیز برعکس شد
مورد سوم :سوپروایزر بخشمون که من قدرت رو توذهنم به ایشون دادم که اجازه جابه جایی به من رو نمیده والان متوجه میشم کجای ماجرا هستم در نتیجه میخوام برای سال جدید برای جابه جایی بخشم اقدام کنم
مورد چهارم :همکارم که همش احساس میکنم من بااون بهم خوش میگذره حتی باهمه نقص هایی که داره چون توذهنم بهش قدرت دادم که من فقط باون هست که خوشحال میشم راضیم میکنه درصورتی که باید قدرت رو ازش بگیرم و منتظر دریافت نتیجه بمونم
مورد بعدی اینکه من با جابه جاش نم تواین بخش رسالت خودم رو انگار متوجه شدم که بودن من درکنار همکارم بهش آگاه بشه که من دستی از دستان خداوند برای تغییرش هستم فقط نمیدونم چرا متوجه این موضوع نمیشه بااینکه خدابهش نشونه هارو نشونش میده
چقدر از قانون دور شدم که این همه شرک ورزیدم خدایا تو کمکم کن که با اعتماد به خودت راه رو برای خودم هموار کنم
موردبعدی اینکه :من تا الان هیچ حرکتی برای پیشرفت خودم نکردم چون میگم ازدواج کنم که کسی که کنارم هست کمکم کنه برای پیشرفت اون هست که میگه چکار کنم چطوری پیش برم والان متوجه میشم چرا حتی بااینکه خواسته ام ازدواج کردن هست وقدم هارو برمیدارم اما نتیجه نمیاد
مورد بعدی ورود پول ونعمت از سمت بیمارستانم هست که من قدرت رو دادم به آدم های که پول تو دستشونه و اعتقادم براین بود که اونها هستن که نمیزارن پول وارد حساب پرسنل ومن بشه اما الان نتیجه ای جز شرک نمیبینم
مورد بعدی دادن قدرت به مریض های بخشم بود که باعث شد من برای هیچی پاسخگو باشم بین چندین نیرو
مرسی استاد عزیز ومریم جون ودوستان هم فرکانسی
بنام خدای مهربان و هدایت کننده
سلام بر همگی
درباره این فایل زیبا و تازه بروز رسانی شده که درباره توحید و شرک نورزیدن به خداوند هست، باید بگویم:
من هم هدایت شدم. فقط درباره این فایل زیبا و این فایل توحیدی بگویم:
وقت استاد گفتن اگر به نعمت معنوی ثروت برسی، رابطهات با خداوند خوب میشود، من کمی روی این موضوع مکث نمودند و اندیشیدم! چون، من میخواهم به نعمت معنوی پول و فراوانی آن راحت برسم و ثروتمندانه زندهگی کنم.
دقیقاً زمانی به این فایل و گوش کردن آن هدایت شدم که دارم به لطف خدایم و در حد خوبی این روزها، روی تقویت باورهای جدید و ثروت آفرین خودم کار میکنم و مسیر رسیدنم به نعمت معنوی پول و فراوانی آن را، آرام آرام طی میکنم و این مسیر زیبا و الهی را برای خودم و در ذهنم آسان میکنم.
اما! تا کنونی به نعمت معنوی پول و فراوانی آن، نرسیدهام هنوز؛ گرچه نشانههای آن را میبینم و نشانهها با من به وضوح صحبت میکنند، ولی من زیاد میخواهم، من هنوزهم آسان شدن برای آسان خلق نمودن نعمت معنوی پول را میخواهم.
پس، به این نتیجه میرسم که هنوز رابطه بین باورهای ثروت آفرین من با باورهای توحیدی من، با هم یکسان نیستند، با هم هممدار نیستند و در این میان، تفاوتهایی وجود دارند. این رمز باریک و درس مهمی بود که آن را امروز درک نمودم.
پس به این نتیجه رسیدم که هنوز ثروتمند شدن را معنوی نمیدانم؟ درست است این باور را تکرار میکنم که ثروتمند شدن معنویترین کار این جهان هستی است، اما هنوز ته باورهایم با این موضوع و با این باور مشکل دارد.
پس، از این به بعد میآیم روی این قسمت از باورهای خودم کار میکنم که رابطه بین خداوند و ثروت را در ذهنم یکی بدانم و بیشتر نعمت معنوی ثروت و فراوانی آن را در زندگیم جزئی از خداوند بدانم. و این درس بزرگی برای من بود.
خداوندا! باز هم ازت صمیمانه سپاسگزاری میکنم که مسیر را برای من هموار و روشن میکنی و برای من میگویی که در چه قسمتی از باورهای خودم و ترمزهای خودم به هدف رسیدنم به نعمت معنوی پول و فراوانی آن، بیشتر کار کنم و بیشتر تمرکز کنم و بیشتر تلاش ذهنی کنم. این باز هم برای من هدایت و لطف خداوند است. همانگونه که خداوند هدایتم نمود که این فایل را گوش کنم و این مورد را و این درس را از این فایل بگیرم که آن را گرفتم، پس از این به بعد بیشتر روی این بُعد توجه میکنم و تمرکز مینمایم.
آن هم به این دلیل است که چند روزی از خداوند درخواست میکنم که خدایا! به من بگو که بیشتر روی کدام باورهای خودم و کدام ترمزهای خودم توجه و تمرکز بیشتری کنم؟ و همواره از خداوند هدایت و رهنمایی میخواهم. و خداوند هم امروز صبح برای من گفت که بیا روی این قسمت از باورها و ترمزهای خودت کار کن! چون که این قسمت خیلی خیلی تخریب شده است و در گذشته از این ناحیه زیاد ضربه دیدهام و حالا باید روی تقویت نمودن باورهای توحیدی خودم زیاد کار کنم.
تشکر خدای خوب و مهربان من.
خدایا! شکرت.
موفق باشید.
یا الله.
سلام استاد جان ها
حمد و سپاس مخصوص پروردگار و فرمانروای جهانیان است و بس
من خیلی شرک آشکار دارم بماند ک از خفی هاش ک خبر ندارم. مثلا در رابطه با همسرم ک درخواستهامو همیشه ب اون میگم بجای اینکه ب خدا بگم گاهی ک هوشیار باشم جلوی درخواست کردن از همسرم رو میگیرم ولی گاهی اصلا حواسم ب این موضوع نیست. مثلا برای سفر رفتن ازش میخام ک بریم فلان جا ک مرخصی بگیر حالا پولش از کجا زمان آزاد از کجا همش از همسرم میخام.وقتیای دیگه هم اگه رابطم با همسرم اونطوری ک باب میل منه پیش نره انرژیم کم میشه و اونجوری شاد شاد نیستم و میدونم خیلی شرک بزرگیه اما هنوز نتونستم کامل اینو هندل کنم
و آخرین شرک ک داشتم امروز صبح بود ک رفتیم ی جایی و شوهرم ازم ی کاری خواست و من میترسیدم بخاطر نگاه و حرف دیگران اون کار رو انجام بدم و همون موقع ب خودم گفتم این شرکه و انجامش دادم
سلام بر تمام دوستان و استاد عباس منش عزیز که این سایت شده مرحم و همراه من
بینهایت سپاسگزارم که اینقدر توحیدی هستین و چشم منو ب یه سری مسائل آشنا کردین شاید هنوز در پیچ و خم جاده ها باشم ولی همینکه سعیمو برای شناخت خدای متعال و بزرگم و شناخت خودم میکنم قلبم آرامش خوبی داره
استاد من فایل رو الان گوش نکردم و فقط متن زیبای اول فایل رو خوندم و میخوام جواب سوال رو بدم
همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
الان در حال حاضر یک مسئله ای مالی در زندگیم هست که بنظر من خیلی خیلی بزرگ و تمام خواستم به زور از خداوند اینکه فلان زمین ها فروش بره ، مشتری بیاد تا مشکل ما حل بشه و بنظر خودم این شرک هست که من دارم برای حل مشکلم راه تعیین میکنم
ولییییییییی اگر ذهن عزیزم بزاره دارم چند مدتی که سعیمو میکنم تا قدرت رو از زمین و مشتری بگیرم و بگم خدایا من دارم به تو میسپارم هرجور میدونی حلش کن و آرامش رو به زندگیم برگردون
اون مشکل برای همسرم ولی متاسفانه اینقدر توجه کردم که درآمد خودمم صفر شده بود که باز خداروشکر به مسیر درست برگشتم و دارم نشانه هارو و نتیجه هارو دریافت میکنم
خدای مهربونممنو ببخش که نمیتونم کامل بهت اعتماد کنم ،در صورتی که اعتماد کردن به تو جواب میده و راه رو برام آسان میکنه ولی این ذهنم مقاومت میکنه
خداجونم یاری بهم بده که از پسش بر بیام و شکستش بدم میخوام تا قبل از حل این مسئله به آرامش مطلق برسم و میخوام روحم و قلبم و ذهنم همگی در خدمت تو باشن؛ آرام ،آرام
و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید؟؟؟؟؟؟دقیقا نمیدونم چطوری میخوام این کارو انجام بدم
فقط تمرکزمو از روی ناخواسته ها بر میدارم و به کار خودم تمرکز میکنم و باورهای توحیدی رو تقویت میکنم
با خدا باش و پادشاهی کن ……….
من میخوام تو بغل خدا باشم،میخوام آسان شوم برای آسانی هارو با گوشت و پوست و استخونم تجربه کنم.
خدایا بی نهایت سپاسگزارتم که هر لحظه هدایتم میکنی و اینموقع شب هم باهام صحبت کردی و آرامش منو چندین برابر کردی 😘ماچ به کله ات
استاد عزیز بابت سایت نابتون هم ازتون سپاسگزارم در پناه الله یکتا شاد ،سلامت و ثروتمند باشین ❤️