توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 153


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1959 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 883 روز

    بنام خدای توانا!

    207 روز

    صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ و از این پس چگونه می‌خواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.

    اگر صادقانه بخواهم بگم از ترس و استرس هام در مورد یکسری مسائل که تو زندگی برام پیش میاد و یکسری تضاد های که بر می‌خورم متوجه می شوم که شرک در لایه لایه های وجودم ریشه داره،

    و بر طرف کردنش کار یشبه نیست ومن باید خودم را متعهد کنم و جهاد اکبری بپا کنم تا بتونم

    صدای نجوای ذهنی که از بی ایمانی و شرک میاد رو پاین کنم و صدای خداوند رو بلند کنم،

    مسائلی که در حال حاضر ذهنم رو درگیر کرده پیدا کردن خونه و جابجایی مون هست،

    نجوای زیادی میاد و کلا کلافه ام می‌کنه که چطور میشه توی مدت 14 روز که زمان داریم با مبلغ 500 تومان که پول پیش داریم بتونیم خونه ای رو که واقعا دل مون می‌خواهد رو پیدا کنیم،

    خونه ای که همسایه هاش خوب باشن و از دست شون اذیت نشیم،

    صاحب خونه آدم خوبی باشه

    بنگاهی آدم خوبی باشه

    خونه با اون امکاناتی که می خواهیم بتونیم پیدا کنیم،

    آیا میشه یا نه؟؟

    میدانم که این ها همش شرک هست و من فرمان زندگی رو دادم دست عوامل بیرونی،

    ولی نجواها امانم نمی‌دهد،

    باوری که می تونه بهم کمک کنه این هست که مگه خونه ای قبلی رو خود خداوند جور نکرد؟

    چطور به راحتی و آسانی بهمون خونه جور کرد؟

    چطور من توانستم آرامشم را حفظ کنم و اون خودش این خونه رو سر راه ما قرار داد،

    بدون اینکه من تلاش فزیکی بکنم و یا نگران باشم،

    دقیقا همون خونه ای که من تو ستاره قطبی ام نویشته بودم رو بهترش رو خدواند در ظرف یه روز بهم جور کرد و ما جابجا شدیم،

    و این لطف پروردگارم بوده،

    توی این یک ماه اخیر به یکسری تضاد ها و چالش های بر خوردیم و یکسری خواسته ها در وجودم شکل گرفت که عوض کردن خونه مون از مسیر رسیدن به خواسته مون می گذشت،

    این تضاد باعث شد که خونه مونو عوض کنیم درصورتیکه 5 ماه گذشته از تمدیدش،

    میدانم که نگرانی ام الکی هست و جز نجواهای شیطان چیز دیگه ای نمیتونه باشه،

    خدایا کنارم باش!

    این تضاد های که درین یک ماه اخیر اتفاق افتاد بهترین نتیجه ای که داشت این بود که منو با خدایم نزدیکتر کرد که این خواسته ای قلبی من بود،

    مدت ها بود که من دنبال خدا بودم

    خدای که باهاش قلبم آرام بگیرد،

    و این تضاد ها باعث شد تمرکزی رو مباحث توحید کار کنم،

    و چند روز قبل هدایت شدم به فایل های توحیدی ، این فایل رو چندین بار گوش دادم و قلبم آرام گرفت،

    و الانم که خدارا صدهزار مرتبه شکر که هدایت شدم به این صفحه.

    خدایا خودم را بتو می سپارم نزار دلم بلرزد، نزار نجواهای شیطان منو از مسیرم درو کنه،

    هم زمان نمیتونه توی ذهنم هم نجواهای شیطان پر رنگ باشه و هم صدای خداوند،

    من باید تمام تلاشم رو بکنم تا نجواها رو کم رنگ کنم تا بتوانم صدای خداوند رو بشنوم،

    الهاماتش رو دریافت کنم

    خدایا همراهم باش!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 537 روز

    بنام خالق زیبایی ها

    صادقانه میگم من همسرمو همیشه در جایگاه خدا قرار میدم و قدرت رو میدم به اون.

    اونه که نقش اساسی داره در حال خوب یا بد من.

    من اینو میدونم که نباید به کسی غیر از خدا قدرت بدم ،ولی اعتراف میکنم که در رابطه با همسرم نمیتونم.

    در رابطه با بقیه ی افراد خوب میتونم ذهنمو کنترل کنم و قدرت ندم بهشون ،ولی با همسرم نمیتونم…

    خیلی هم دارم زور میزنم که این عادت اشتباه رو ترک کنم ولی نمیتونم نمیتونم…

    همش میگم رفتار اونه که باعث میشه حال من بد بشه .اون مقصره…

    مدام به خودم میگم این منم که این رفتار همسرمو برانگیخته میکنم ،با باورهای اشتباهم . هر چی تو زندگیم اتفاق میفته مقصر صد در صد ش خودمم.ولی در عمل عاجزم.

    یه تضادی چند روزه برام پیش اومده تو رابطم با همسرم،بعد از کلی کلنجار رفتن با خودمو همسرم، دیگه خسته شدم .بریدم. گفتم خدایا منننن نمیتونم .از عهده ی من خارجه.من نمیتونم این مسئله رو حل کنم .خودت درست کن .سپردم به خودت.منو ازین امتحان سربلند بیرون کن.

    گفتم این چالش اومده تا منو بزرگ کنه . رشد بده.عوض اینکه بیام درسمو بگیرم ازش و اونو یه پله کنم برای رشدم، خودمو توش گیر انداختم، مثل یه باتلاق که هر چه بیشتر دست و پا برنم ،بیشتر فرو میرم.

    اینها رو الان که به خودم میگم ، دو ساعت دیگه باز یادم میشه و میخوام باز فرو برم تو اون باتلاق ،که سربع باز به خودم یاداوری میکنم که این تضاد اومده منو رشد بده، یادم باشه این یه امتحانه ،و من اگه ازین ازمون سربلند بیرون بیام خدا میدونه چه پاداشهایی خدا بهم میده . قدرت من ارامش منه، من باید اراام باشم چون خدایی دارم که پشتمه. بسپر به خودش که رب العالمینه.اون‌کسی که رفتارش منو اذیت میکنه رو خدا افریده و تحت سلطه ی خداست ،این منم که تعیین میکنم چجوری با من رفتار کنه .ولی اعتراف میکنم که نمیدونم خودم باید چه باورهایی داشته باشم که اون طرف با من رفتار خوبی داشته باشه .اینم میدونم که باید خودمو دوست داشته باشم .برای خودم ارزش قایل باشم و ازین حرفا .ولی دقیقا نمیدونم چجوری؟!

    چجوری خودم‌ دوست داشته باشم و برای خودم ارزش قایل باشم؟

    واقعا عمل کردن به اگاهی ها ،یه اراده ی اهنین میخواد .با یه بشکن ادم یادش میره هر چه تا الان یاد گرفته.

    با این تضاد بیشتر درک کردم که مواظب ورودی هام باشم سفت و سخت.چون ورودی ها یی که داشتم باعث بوجود اومدن این مسیله شد تو زندگیم.

    بیشتر پذیرفتم که به نازیبایی ها توجه نکنم . به همون یه ذره احساس خوبم وسعت بدم ،و همونو هی تکرار کنم تو ذهنم .

    الان به لطف خدا بعد از چند روز جنگ سخت و روح فرسا با خودم ، یه ذره به ارامش رسیدم،واز خدا میخوام که همین یه ذره رو‌به وسعتِ بزرگیش ،وسعت بده ، و ازین چالش منو سربلند بیرورن بیاره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    لیلا جلوداری گفته:
    مدت عضویت: 2814 روز

    اینکه فکر می کنم یه آدم‌هایی هستند که می توانند اجازه ندن که من مشمول بخشش بقیه سنوات یا بعبارتی مشمول سنوات ارفاقی بشم و من هم بتونم مثل همه آدمهایی که با سابقه من ،دقیقا با سابقه من ،تونستند شامل سنوات ارفاقی بشن و خیلی راحت و بی دغدغه حکم بازنشستگی پیش از موعدشون با حقوق کامل 30روزه را بگیرند و برن من هم راحت و طبیعی بروم

    می دونی ؟هنوز تو ذهنم این قدرت را بطور کامل به خودم و خدای خودم ندادم و اینقدر باور و ایمانم قوی تا این حد نشده ولی به اندازه‌ای که باور کردم نتایج هم در زندگی من تغییر کرده و اتفاقاتی که میشه اسمش را بگذاریم معجزه در زندگیم رخ داده ، و از خداوند می خوام خودش برام درستش کنه طوریکه ایمان و یقین من به خالق بودنم و رب بودن خداوند هزاران برابر بیشتر بشه و هدایتم کنه به مسیری که بتونم توحیدی تر فکر کنم و توحیدی تر رفتار کنم و توحیدی تر تجربه کنم و احساس کنم،

    یعنی ایمان به این باور که من خودم خالق صد در صد تمام شرایط زندگی خودم ،خودم هستم و قدرت فقط دست خودم و خدای خودمه،همین .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    قاسم بذرگر حقیقی گفته:
    مدت عضویت: 227 روز

    باسلام خدمت استادعزیز و مریم خانم عزیز،،واقعاخداروشکرمیکنم که استادعباسمنش عزیز گذاشت تو زندگی جدیدم. وقتی این فایل گوش میدادم خیلی از جاهای فایل یه حس خیلی عجیبی بهم دست میداد انگار که قلبم تکونی تکونی میخوردانگارکه قلبم باتپش بیشتربهم می‌گفت آه خدای من همین درست اصلا خیلی سخت احساس خشنودی قلبت بخواهی به زبون بیاری ،خاستم احساس واقعی خودم وزمان گوش دادن به این فایل بگم خیلی خیلی احساس خوب و عالی داشتم ممنون و سپاسگزارم خداوند واستادگرانقدر ،،،،،وتصمیم گرفتم که داستان خودم وآشنایی بااستادوبنویسم قسمت اول سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    زهرا کاسه ساز گفته:
    مدت عضویت: 1714 روز

    به نام خدای این جهان زیبا

    سلام به استادعزیزم استادتوحیدی من

    سلام به استادشایسته نازنینم

    سلام به همه بچه های این بهشت

    صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ و از این پس چگونه می‌خواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.

    از زمانی که با این اموزه ها اشناشدم تمام سعیم اینه که قدرت رو فقط به خدابدم و فکرهم میکردم که خوب من دیگه اینو فهمیدم و فقط ازخدا همه چیو میخوام اما به قول پیامبر شرک مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه بیابان در دل سیاهی شب پناهنه.

    یعنی اینقدر میتونه تو وجودمون مخفی باشه که خیلی موقع ها نمیفهمیمش

    من خودم فکرمیکردم که دیگه این باورو ساختمو مشرک نمیشم به خدا اما هرچی بیشتر گذشت بیشتر فهمیدم که چقدر ازاین شرکهای مخفی تووجودم هست که با تضاد یا باهدایتهای هرلحظه خدا میفهمیدم که بللللله بازم مشرک شدم

    مثلا وقتی ماهه پیش اینقدر دلار رفت بالا و روی مواد اولیه تاثیر گذاشت خوب مواد اولیه کار من هم قیمتش دو برابر شد و خیلی ها نمیفروختن واقعا سخت بود برام که قلبی باور کنم گرونی دلار هیچ تاثیری توی کارمن نداره چون مشتریم کم شده بود و ازاون ور هم مواد اولیه نبود

    همه سعیمو کردم طبق قانون رفتار کنم و مشرک نباشم

    خداوند ازفضلش یه راه جدید برای کسب روزی جلو پام گذاشت که هیچ ربطی به حوزه کاریم نداشت وبسیار راحت هم بود

    من فکرمیکردم که این باورو ساختم و قدرت رو فقط به خدا میدم اما میدونم که گاهی جاده خاکی میزنم

    مثلا اینکه از همسرم بعضی چیزهارو میخوام وازش توقع دارم که برام براورده کنه که خدای عشق بهم گفت توقع از دیگران مساوی شرک

    خداوند برای بنده اش کافیه

    وباید همیشه حواسم باشه که قلبی ازکی باید خواسته هاموبخوام و توقع داشته باشم

    یا وقتی درامدم از کارم این ماه مثل قبل نبود باید به خوپم یه تلنگری بزنم که حتما قدرت رو به مشتری دلار و…دادم

    بالاخره یه جای کارم ایراد داره که با بوجود اومدن این شرایط برای کشور دارمد من هم کم شد

    پس من قدرت رو به عوامل بیرونی دادم که اگر نداده بودم خداوند وهاب من دارمدم رو بیشترم میکرد

    من ایراد دارم

    من هنوزتووجودم قدرت رو کامل به خدا ندادم

    این چند وقت که همه جاحرفه گرونیه دلار و …

    تمام سعیمو کردم این باورو تقویت کنم که گرونیه دلار هیچ تاثیری توزندگی من نداره واین من هستم که با افکارم زندگیمو خلق میکنم

    به هیچ کس هم نمیشه گفت این باورهارو چون اگه بشنون مسخره میکنند و کلی دلیل میارن که ببین چقدر تاثیر داره

    ازخدای وهاب و بخشنده و مهربانم میخوام

    که منو توحیدی تر کنه و درفرکانس خودش نگه داره

    که هروقت هم جهت با این جریان جاری خیر درجهان بودم تمام زندگیم عالی پیش رفت و هروقت به این افکار ذهن توجه کردم و ازمدارخارج شدم اون راحتی و لذت رو تجربه نکردم و خوبیش اینه که سریع میفهمم که یه چیزی سرجاش نیست و باید درست بشه میفهمم که درفرکانس شکرگزاری نیستم باید سریع فایل 16 دوره هم جهت با جریان خداوند رو گوش کنم که برام مثل اب رو اتیشه اینقدر فرکانس اون اگاهیها بالاست

    شکرخدای مهربون که منو هدایت کرد به این مسیر سبز تا بفهمم که هرچی رو توزندگیم تجربه میکنم به خاطر افکار وباورهای خودمه

    شکرخدای مهربون که بهم نشون داد چقدر راحت میشه پول ساخت اگه هم جهت با خودش باشم

    شکر خدای مهربون که هر بار باتضادهای کوچک بهم درس میده که اینجا ایراد داره درستش کن و چقدر راحت باهام حرف میزنه و جواب سوالهامو میده واقعا وقتی به این چیزا فکرمیکنم حس میکنم که چقدر خوشبختم همچین خدایی رو توقلبم دارم وهرلحظه حی و حاضر کنارمه و پاسخ میده و دوستم داره

    سپاسگزارتون هستم استاد عزیزم که وقتی تغییراتم رو میبینم نتایجم رو باقبل مقایسه میکنم ومیبینم چقدر زندگیم ارامشم پولم خرج کردنام تغییر کرده فقط شکرخدارو میکنم که هدایتم کرد به سمته شما

    الهی که خداعمر باعزت بهتون بده تا نوروجودتون بیشتر وبیشتر درجهان گسترش پیدا کنه

    دوستتون دارم به امید دیدار روی ماهتون

    هم شما هم مریم جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    محسن گفته:
    مدت عضویت: 2245 روز

    به نام قدرت مطلق الله

    سلام به توحید ترین مرد این زمانه،استاد عباسمنش.

    و سلام خدمت خانم شایسته و دوستان هم مدار در این مسیر زیبا.

    من درحال حاضر برنامه ی ساخت خونه دارم و پولم کم هست برای ادامه ی کار.

    من توی این مدت که با همسرم برنامه ریزی ساخت خونه رو می کردیم،همیشه به همسرم میگم ما باید روی داشته هامون حساب کنیم و به هیچ عنوان روی دیگران و پول قرض گرفتن از دیگران نباید حساب کنیم.

    حتی از پدرم و برادرم که وضع مالی خوبی دارن درخواست کمک نکردم،چون توی این چندسال که دارم روی خودم کار میکنم از استاد یاد گرفتم از دیگران پول قرض نگیرم و فقط روی خداوند حساب کنم.

    من قبلا خیلی مشرک بودم،چون روی همه حساب میکردم جز خداوند.

    البته این باوری بود که از خانوادم به من ارث رسیده بود.

    همیشه به پولدار فامیل احترام میزاشتم چون با خودم میگفتم یه روزی این بنده خدا یه جایی به دردم میخوره.

    وقتی میرفتم بانک تا زانو پیش رئیس بانک خم میشدم که خوشش بیاد بهم راحت وام بده.

    خلاصه از این کارا خیلی انجام می دادم.

    اما الان به لطف هدایت الله و کارکردن روی خودم و دوره های استاد،چشم و گوشم سمت خداوند هست و خداشاهده یه جاهایی بهم الهام میکنه که خودم شوکه میشم،یه معجزاتی توی همین پروسه پروانه ساخت خونه دارم میبینم که دوتا شاخ از روی سرم میاد بیرون که مگه میشه این اتفاق بی افته.

    درحال حاضر همسرم دنبال وام هست،بانکی که باهاش کار میکنم و گردش مالی دارم،بهمون وام میده اما من دارم مقاومت میکنم که وام نگیریم و اعتقاد دارم خداوند درست میکنه.

    یه اتفاق معجزه آسیایی که برام افتاد این بود که برای پروانه ساخت گرفتن ما نیاز به مجری و نماینده مجری داشتیم و این مجری ‌و نماینده مجری حدود 150 میلیون تومن هزینه داشت برامون.یکی از دوستان خودش پیشنهاد داد که پدرم میتونه براتون مجری بشه بصورت رایگان و ما گفتیم خب خدایا شکرت که مجری رایگان برامون فرستادی و اینجا 100 میلیون بهمون پول رسوندی که به مجری ندیم و دنبال نماینده مجری بودیم که از طرف سازمان نظام مهندسی گفتن این بنده خدا نماینده مجری نیاز نداره و باز 50 میلیون به نفعمون شد و اصلا باورم نمیشد،حالا بماند که چقدر کارمندان نظام مهندسی خود ب خود بهمون کمک کردن که این اتفاق بی افته.

    در آخر خداروشکر که به لطف الله روز ب روز دارم به خداوند نزدیکتر میشم و از این نزدیک شدن لذت میبرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    فهيمه گفته:
    مدت عضویت: 2182 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    .

    سلامی گرم خدمت استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته بی نهایت مهربانم و بقیه عزیزانم

    .

    “””وقتی که در بخش ثروت توی زندگیت مشکل داری یعنی باورهات درباره خداوند و ثروت اشکال داره “””

    .

    این درسی بود که از این فایل ارزشمند گرفتم …

    اول که سوال فایل رو خوندم ، جوابی به ذهنم نرسید بعد که فایل رو دیدم به اینجای صحبت های استاد که رسیدم ، گوشام تیز شد و دیدم من با ثروت مشکل دارم ،

    پس

    باورم هم نسبت به خداوند ایراد داره …

    نمیشه که رابطه ام با خدا درست باشه و توی زندگیم ثروت در جریان نباشه ..

    امکانش نیست اصلا

    این مرحله حتی برای خود خدا هم قفله که کسی که بهش نزدیک میشه رو از ثروت و نعمت محروم کنه .

    .

    پس من چاره ای ندارم غیر از پذیرفتن دوری خودم از خدا …تمام شواهد زندگیم داره فریاد میزنه اینو و دیگه هیچ جوره نمیشه پنهانش کرد و هی بندازم گردن بقیه عوامل بیرونی…

    .

    توی دوره احساس لیاقت استاد میگه ارزشمندی خودتون رو بی مذاکره بپذیرید فقط چون به دنیا اومدید…خیلی روی اون جلسه موندم و خیلی گوشش کردم ..خیلی با ذهنم صحبت کردم و قانعش کردم که من فقط چون به دنیا اومدم لایق همه نعمت ها و ثروت ها هستم…نتیجه اش این شده که دیگه کمتر دلم شور آینده رو میزنه نمیگم صد در صد بهتر شدم ولی خیلی بهتر از قبلم هستم ..خدا رو هزاران بار شکر که دسترسی دارم به این سایت و آموزش های استاد و خودمو بستم به آموزش ها و خودم شاهد پیشرفت خودم هستم …ذهنم حرف زیاد میرنه ولی من بهش یادآور میشم که رمز موفقیت من در پایداریه …در استمراره من نباید دست از تمرین ها و فایل گوش کردنم بردارم ..خداوند وعده داده و حتما به وعده اش عمل می کنه …

    .

    استاد عباس منش عزیزم این روزها با اوضاعی که همه مون میدونیم درباره ایران، من بیشتر از هر زمان دیگه ای یاد شما میکنم و به خودم میبالم که شاگرد شما هستم ..وقتی توی دوره ثروت یک گفتید وقتی باورهاتو عوض کنی از بدنه جامعه جدا میشی و وقتی همه جامعه دارن به یک سمت میرن ، تو دنبال اونا نمیری چون همیشه بدنه جامعه مسیر اشتباهی رو میرن…

    .

    .همه اش این لحن شما و جملات شما توی گوشمه ….”””عه…اینجوریه..حالا که کل جامعه دارن این مسیرو میرن و من نمیرم پس معلومه کارم درسته…””

    امروز 14 فوریه یکی از بزرگترین تجمع ایرانیان خارج در لوس آنجلس بود…فیلم هاش هست که بی نهایت جمعیت رفتن بیرون …ولی من ماندم در خانه …یه دونه از این تجمع ها رو تا حالا نرفتم و نمیرم …به هیچ وجه…خیلی زحمت کشیدم برای اینکه به این مرحله برسم در زندگیم…کنترل احساسم کار راحتی نبوده و نیست.. ..بوضوح میتونم درک کنم که اطرافیان رابطه شون یکم تغییر کرده یا حداقل ذهنم اینو میگه ، اما برای من مهم نیست…رسیدن به این مرحله اصلا به معنی بی تفاوت بودن نیست به نظرم کاملا برعکسه…رسیدن به این مرحله یعنی انقدر برام مهمه که خودم رو آروم نگه میدارم و کارها رو میسپارم دست خداوند قادر …خداوند بلند مرتبه….

    .میدونم اگر به هم بریزم ..حالم بد بشه …یعنی کارها رو از دست خدا گرفتم دادم به دست شیطان …و شیطان فقط خراب کاری میکنه…وضع رو از اینی که هست سخت تر میکنه برای عزیزانمون در ایران…من به خدا میگم خدایا من هیچی از سیاست سرم نمیشه، من فقط میدونم تو اگر بخواهی ، همه دنیا جمع بشن اون اتفاق می افته و نمیتونن جلوی افتادن اون اتفاق رو بگیرن..و تو اگر نخواهی ،کل دنیا بیان بیرون هم، آب از آب به نفع مردم تکون نمیخوره…..برگی بدون اذن تو از درخت نمی افته

    سوره انعام آیه 59

    وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ ۚ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَهٍ إِلَّا یَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّهٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ

    و کلیدهای غیب نزد اوست؛ جز او کسی آن را نمی‌داند. و آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند، و هیچ برگی فرو نمی‌افتد مگر آنکه آن را می‌داند، و نه دانه‌ای در تاریکی‌های زمین، و نه تر و نه خشکی، مگر اینکه در کتابی روشن (لوح محفوظ) ثبت است.

    .

    .

    با این آرامش و تکیه به رب العالمین، فراخوان میدم به آرامش و میگم بیا و من رو از شر شیطان رجیم در امان نگه دار…

    بی نهایت از شما و آموزش هاتون سپاسگذارم که آرامش رو دارید به ما هدیه میدید که بزرگترین دستاورد هر کسی هست در زندگی .

    وقتی آرامش داریم دسترسیمون به تمام ابعاد زندگی بیشتر هست…

    وقتی آرامش داریم خلاق تریم و خالق زندگی خودمونیم

    وقتی آرامش داریم سبک میشیم و میتونیم بریم اون بالا بالا ها و بشینیم روی شونه خدا

    کمتر به نجوا ها اجازه عرض اندام میدیم…

    وقتی آرامش داریم یعنی شرک داره جاشو با توحید عوض می کنه

    یعنی دست از مقایسه خودمون با بقیه برداشتیم

    یعنی به خئاوند رحمان گفتیم من از هر خیری که از تو به من برسه فقیرم

    .

    خانم شایسته جانم ، مهربانم از اینکه با تمام وجودت داری صد خودت رو برای سایت میزاری ممنونم و میبوسمت .مرسی بابت به روز رسانی این فایل ارزشمند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    توحید علی جانی گفته:
    مدت عضویت: 3536 روز

    سلااااااااام بر خانواده توحیدی عباسمنش

    بهترین خانواده دنیا ،عاشقتم.

    بغل بغل گل یاس تقدیم این خانواده ی ماااااااه و خورشید

    خدا رو سپاسگزارم برای این نعمت بسیار ارزشمند

    و از استاد عزیزمان و خانم شایسته گل متشکرم.

    یه ضرب المثل تُرکی داریم که میگیم:

    آدام اَیریدء اُتوورسآ ،دووز دآنووشآر

    آدم کج هم بشینه ،باید حرف راست رو بزنه.

    به به

    متن این آگاهی ناب رو که خوندم یاد شرکهای خودم افتادم

    شرکهایی که به لطف الله و هدایتم به این آموزه های ناااااب برطرف کردم و گنج هایی از ثروتهای فراوان خداوند وارد زندگیم شده.

    از شرکهای مخفی من در گذشته 14 سال قدرت دادن به عمویم خدا بیآمرز ،قدرت دادن به مشتری احتمالی مثل … ،قدرت دادن به محل کارم ،قدرت دادن به بازرسان مشتری احتمالی آینده و خواهش از آنها در تایید بازرسی هایشان ،قدرت دادن به امور مالی مشتری در پرداخت حساب ما ،قدرت دادن به اداره مالیات در تایین مبلغ مالیات،قدرت دادن به رقبا ،قدرت دادن به مشتریهای بعدی ،قدرت دادن به وضعیت نابسامان تورم در کشور و … بود

    البته بود که نمیشه گفت ،چون الان هم یه جرقه هایی میزنه

    اون موقع ها 220 ولتی بود

    الان شده بعضی وقتها 150 ،بعضی وقتها 20 ،بعضی وقتها 2 ،و دقیقا مثل غذا خوردن و آب نوشیدن باید همیشه با عشق روی خودم کار کنم.

    اما نتیجه ی اون شرکها احساس بد همیشگی بود

    افسردگی شدید و مصرف داروهای روانپزشک بود ،بدون تاثیر

    بی پولی و بدهکاری بود ،اوون سالها 40 میلیون سال 92

    نتیجه روابط خیلی داغون با همسرم و پدر و مادرم بود ،نتیجه رابطه ی داغون با خدا بود و …

    ولی از وقتی که به لطف خدا وارد این خانواده توحیدی شدم و آروم آروم شرکهام رو دیدم و پذیرفتم و آروم آروم با باورهای توحیدی عوضشون کردم و قدرت رو از تک تک این بت ها گرفتم و به خدای نزدیک ،خدای درونم دادم ،آروم آروم همه چی تغیر کرد

    مشتری های عالی و واقعا عالی از هر جهت ،از هردجهت عالی وارد زندگیمون کرد

    تسویه حسابهای عالی

    احترام و عزت عالی

    آرامش لذت بخش

    معنویت خوب و روز افزون

    خودروی سواری شخصی

    خونه شخصی

    کار لذت بخش

    امید به آینده ی سرشار از نعمت و ثروتها

    و همه این نعمتها الحق و والانصاف با شاه کلید بهبود باورهای توحیدی وارد زندگیم شد.

    استادان عزیز ،ازتون ممنونم ⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مرتضی رنجبران گفته:
    مدت عضویت: 4243 روز

    سلام و سپاس خدمت استاد عزیز و دوست داشتنی

    من خیلی کم کامنت میذارم به ندرت و اصلا اهل کامنت گذاشتن نیستم ولی با توجه به اتفاقات اخیر در ایران و فعالیتهایی که در خارج از ایران از طرف هم وطنهای مقیم خارج انجام میشه، خب یکی از مراجع خوب، قوی و منسجم من که به من ایده و هدایت میده سایت عباس منشه.

    توی این وقایع اخیر سکوت معناداری را احساس می کنم و هر روز یا اگر بخوام دیر سر بزنم یک روز در میان این سایت رو چک می کنم، موقعی که داشتم صبح این سایت رو چک میکردم با این ویدئو مواجه شدم، توحید عملی.

    من این فایل رو قبلا بارها دیده بودم ولی با توجه به شرایط این روزه ایران خیلی معنا دار بود، خیلی زیاد.

    بخصوص که توی سوشال مدیا میدیدم که یک نفر چطور در جلوی پای … به سجده افتاده و داشت در برابرش سجده می کرد.

    اون رفتار و این ویدئو برایم خیلی معنا داشت، ما و از جمله خودم چرا همیشه اصل رو فراموش میکنیم؟ چرا به حاشیه میریم؟

    چرا دوست داریم خودمون رو فریب بدیم؟ که آقا،

    اگر هم کسی میخواد برای ما کاری انجام بده،

    خدای اون فرده که داره این کار رو انجام میده نه خود اون فرد.

    من چرا باید جلوی پای اون فرد سجده کنم؟

    آیا خود آن فرد هم مانند من انسان نیست؟

    وقتی در قرآن این آیه هست، خداوند در آیه‌ی «قُل إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثلُکُم» می فرماید پیامبر اکرم (ص) نیز بشری مانند ماست.

    ((جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی می شود که معبود شما فقط خدای یکتاست؛ پس کسی که دیدار [پاداش و مقام قرب] پروردگارش را امید دارد، پس باید کاری شایسته انجام دهد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نکند.))

    “آیه 110 سوره کهف”

    اگر هم حرکتی میخواهد بشود ، اصلاحی، یا هر حرکتی میخواهد انجام شود آیا از سوی خدا نیست؟

    پس چرا من باید برای خدای یکتا شریک اختیار کنم؟

    من حدود یک ماه پیش برای یکی از افراد نزدیکم داشتم کارهای اداری و قضاییش رو انجام میدادم که به آسایشگاه بیماران روانی برود و در آنجا پذیرش شود، بعد از چند روز که پیگیر این ماجرا بودم و در نوشته های روزانه ام یاداشت میکردم این عبارت به وضوح از قلم خودم و با دست خودم نوشته شد که در کار خدا مداخله نکن، مداخله در کار خداوند شرک است.

    بگذار تا خداوند خودش کارهایش را انجام بدهد و به عبارتی برای خداوند، کاسه داغتر از آش نباش.

    یعنی این که من هر گاه بخواهم و اراده کنم که زندگی دیگران را تغییر بدهم حتی با زور، با جبر، این کار من دقیقاً خلاف قانون خداوند است. دخالت در کار خداست، خب خدا بهتر می فهمه یا من؟

    یعنی خدا این قدرت را نداره که بخواهد زندگی یک نفر را تغییر بدهد، و من باید اقدام کنم؟ یعنی این که خدایا تو خدا هستی ولی زندگی این آدم باید تغییر کند و من این کار را باید انجام دهم یعنی برخلاف حرف خداوند که میگه من میدانم و شما نمیدانید، اِنِّی اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون بقره 30

    و خلاصه این که تغییر خیلی عالیه، تغییر شرط اساسی یک زندگی سالم و پیشرونده است، به دو شرط اول تغییر خودمان از هر لحاظ، دوم تغییر از درون خومان و فقط و فقط خودم نه دیگری،

    و این موضوع امروز منو خیلی بیشتر توجهم رو به خودم معطوف کرد.

    سپاسگزارم استاد عزیزم، سپاسگزار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 1946 روز

    درود بر شما استادان عزیزم.

    خیلی دلم واستون تنگ شده بود و این فایل به طرز عجیبی مثل روز اول آرامم کرد، دوباره با این فایل، با منطق هاش، با صدای آرام استاد با روند طی شده، آرام شدم، نور ایمان، توحید و یکتا پرستی در درونم روشن تر شد، و سپاسگزار رب العالمین هستم برای این هدایت. برای اینکه شما اساتید عزیزم در این سایت الهی متعهدانه عمل میکنید و از شما استادان گرامی بابت این فایل بینظیر نیز سپاسگزارم.

    یه روزایی بود که من با این فایلها اشک ها می ریختم.

    فایلهای توحید عملی را گوش میدادم و آرام و آرام تر میشدم.

    دیگه نگران نبودم، دیگه نمی ترسیدم از اتفاقات، افراد، موقعیت ها.

    و چرخ زندگی شروع کرد به روان تر شدن.

    به شکر رب العالمین.

    همین الان به حکومت کشور خودم و حکومت کشور آمریکا بسیار قدرت داده ام.

    خوشبختانه مثل گذشته به هم نریختم ولی باز هم 1 ماه و خورده ای میشه که نتونستم خودمو خوب کنترل کنم.

    شرک به خداوند در وجودم بوده، ولی باز هم هر بار با ذکر نعمات الهی برگشته ام به مسیر.

    همین بازگشت ها به اذن خداوند و به لطف خداوند بوده و هست.

    امیدوارم بتونم هر بار و هر روز از امروز به بعد بیشتر و بیشتر ذهنم را کنترل کنم و سپاسگزار خداوند باشم.

    مورد بعدی به داداش بزرگم. باز هم توی اون مومنتوم منفی ای که قبلا می افتادم وارد شدم و از جمعه نتونستم خودمو کنترل کنم. به لطف همین فایل مجددا از دیشب بهش فکر نکردم و یه حس آرامش عجیبی وجودم را فرا گرفت.

    باید یادم باشه همیشه من با کانون توجه و تمرکزم 100٪ تمام جنبه های زندگی ام را خلق میکنم. نه برادر و نه خانواده، نه کشور و نه هیچ کس و هیچ چیز دیگری.

    عاشقتونم استادان عزیزم.

    ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: