توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 155


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1959 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عرفان خزائی گفته:
    مدت عضویت: 1660 روز

    به نام هو اول و آخر یار ، خداوند نور ، خداوند مهربان و هدایتگرم که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه

    « توحید عملی _ قسمت یک 1 »

    سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکامل‌م رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .

    با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .

    در این قسمت اول توحید عملی، بی‌صبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.

    من چه همین چند هفته پیش و چه چند سال پیش که هنوز شروع نکرده بودم به اون صورت روی آگاهی‌های سایت، اما من همیشه فایل‌های توحید عملی رو سیو داشتم و همیشه گوش می‌کردم و حتی یکی از دوستان هم یه میکسی از صحبت‌های استادجان درست کرده بودن که داخل کانال تلگرام استادجان وجود داره و اگر که اشتباه نکنم از سری فایل‌های توحید عملی بود، و من همیشه وقتی که این فایل‌ها رو گوش می‌کردم متوجه ایمان و باور و کلام ابراهیمی استاد می‌شدم و ایمان منم هزاران برابر بیشتر می‌شد، همیشه دوست داشتم بنویسم که اگر که ممکنه باز هم فایل‌هایی رو از این دسته از دسته بندی سایت ( توحید عملی ) بیشتر قرار بدید و حتی بی‌صبرانه منتظر این هستم که استادجان فایل‌های جدیدی رو از این نوع قرار بدن، و دقیق نمی‌دونم که داخل کدوم دوره بیشتر به این مباحث پرداخته شده به صورت تخصصی‌تر، می‌دونم که تمام آموزش‌های استاد بر پایه و اساس همین موضوع ” توحید ” و توحیدی شدن قرار داره، اما فکر می‌کنم که داخل دوره‌های دوازده قدم و قوانین آفرینش خیلی بیشتر به اینها پرداخته شده، حالا انشاالله به زودی دوره‌ها رو هم تهیه می‌کنم و از نتایج‌م خواهم نوشت، که البته بعدش که فایل رو گوش کردم و متن فایل رو خودم فهمیدم که توضیحات جامع‌تر از این نوع توحید عملی داخل دوره احساس لیاقت هستش که انشالله اون دوره رو هم به زودی تهیه می‌کنم.

    چه‌قدر متن توضیحات این فایل برام جالب بود و خدا می‌دونه که چقدر درس داشت برام، به‌خصوص اون جایی که نوشته شده بود : ” که گاهی خداوند از طریق تضادها، و سختی‌های طاقت فرسا، ما را بیدار می‌کند تا که به‌یاد آوریم که برای هدفی والا خلق شده‌ایم “، و جمله بعدی هم که نوشته بود : ” که جهان هستی تصادفی نیست و اگر هنوز نفس می‌کشید، یعنی خداوند برای شما برنامه‌ای دارد. “، و این جمله‌ها رو که واقعا من خیلی حس می‌کنم و با تموم وجودم بهشون ایمان دارم، درسته که گاهی ممکنه به ظاهر یه سری چیزها تغییر کنه و شاید ما ظاهراً فکر کنیم که این اتفاقات منفی هستن و …، اما در اصل این هست که هر چیزی خِیریتی درش وجود داره و هر چیزی و هر اتفاقی هم که رقم می‌خوره برای اینه که ما به مسیر درست و الهی هدایت بشیم و در راه یادگیری و کار کردن روی قوانین الهی و کائناتی قدم برداریم، درست مثل خودم و خیلی از دوستانم که داخل این سایت هستن و ممکنه که یه تضاد و یا یه مشکلی باعث شده که بیخیال نباشن و دنبال یه راهی باشن و خود خداوند هم که ما رو به این سایت هدایت کرد، روزی هزاران بار خدارو شکر می‌کنم برای اینکه خداوند هدایت‌گر من هست و حواس‌ش به من هست و من رو هدایت می‌کنه به سمت افراد و آگاهی‌های درست.

    چقدر این کامنتی که داخل سایت استادجان بهش پرداختن و خوندنش زیباست و پر از آگاهی‌های ناب، و خدا می‌دونه که من چندین ساله که خیلی اوقات که می‌خواستم به خدام نزدیک‌تر بشم یا یه فایلی رو گوش کنم که از این دست باشه، چقدر این فایل رو گوش می‌کردم و این قسمت‌ش که با صدای استاد این کامنت رو خوندن حکم یه مراقبه رو داشته برام همیشه، و به‌خصوص شبها که تنها هستم با هنزفری این تیکه رو که گوش می‌کردم و انگار یه تلنگری بود برام و من رو بیدارتر می‌کرد و اشک تو چشام جمع میشد که آره درسته همینه و خدا همینه نه اون بُتی که به ما گفتن به اسم خداوند، و این تیکه‌ش که دوست عزیزمون گفتن که برای خودشون هم تعجب آور بود و انگار که یه کسی می‌گفته و ایشون می‌نوشتن، دقیقاً همین تیکه‌ش و این احساس رو من با تمام وجودم حس می‌کنم و بارها و بارها که خیلی حس‌م خوبه و حالم عالیه و شروع می‌کنم به نوشتن انگار که من دستان خداوند هستم که دارم می‌نویسم و بعدش که میریم می‌بینم و می‌خونم اون متن رو خودمم تعجب می‌کنم، حتی متن داستان هدایت‌م رو که خودم بعد از چند ماه خوندم یه سری تیکه‌هاش رو خودمم تعجب می‌کردم که انگار اون رو خداوند گفته بود بهم و من نوشته بودم و این حس رو من هزاران بار توی زندگی‌م حس کردم خداروشکر، انشالله که من در مسیری هستم که این اتصال بین من و منبع و این وصل بودن به خداوند خیلی بیشتر و بیشتر بشه که بتونم بازهم صدای درونم و الهامات و وحی‌ها و شهودم رو بشنوم.

    دوست داشتم این متن کامنت رو اینجا بنویسیم اما دیگه خیلی طولانی میشد، و حتی چندین بار گوشش کردم و هر بار که گوشش میدم بازهم برام تازگی داره، و خیلی از جاهاش نکته‌ها و درس‌های خیلی مهمی رو برام داره همیشه.

    اگر که به خدای واقعی و منبع واقعی الهی متصل و وصل بشیم، دیگه قرار نیست که ما کاری انجام بدیم، اون خدا خودش به ما همه چی میده، از ثروت و سلامتی و داشتن احساس خوب و خوشبختی گرفته تا داشتن روابط خوب و زیبا و رویایی و… و خلاصه همه چیزهای خوب و همه چیزهایی که آروز داریم، و در واقع این نعمت‌ها و ثروت‌هایی که به ما میرسه از طریق خداوند پاداش همون توحید و یکتاپرستی و اتصال به خداوند و منبع هست، و اون چیزی که باعث ثروتمندشدن و سعادتمند شدن ما میشه یکتاپرستی هست، تسلیم در برابر خداوند و باور کردن نیروهای خداوند هست، باور کردن نزدیکی خداونده، باور کردن اجابت کردن درخواست‌های ما توسط خداونده، و وقتی هم که ما اینها رو باور می‌کنیم بهمون گفته میشه که چیکار کنیم، مسیرها گفته میشه، راه‌ها بهمون نشون داده میشه، قدم‌های فعلی و بعدی بهمون گفته میشه، موقعیت‌ها برامون به وجود میاد، آدم‌ها به صورت دستانی از خداوند میان و بهمون کمک می‌کنن، و این یه روندی هست که همیشه داره اتفاق میفته، و می‌تونیم که در تمام ابعاد زندگی‌مون ردپای خداوند رو ببینیم.

    انشالله که همه بتونیم در این مسیر حرکت کنیم و ادامه بدیم تا در این مسیر تکاملی‌مون بتونیم به بهترین و زیباترین شکل ممکن ادامه بدیم، و بعدش هم خواهیم دید که خداوند به ما همه چیز میده از همه لحاظ.

    تمرین :

    قبل از هرچیز از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا بتونم منظورم رو به درستی برسونم، خب در رابطه با این تمرین یکم فکر کردم و دیدم که من از زمانی که شروع کردم تا که روی خودم کار کنم و تعهد دادم که در این مسیر گام بردارم، از همون لحظه و تا به الآن دارم روی توحیدی شدن هرچه بیشتر خودم کار می‌کنم، و در واقع خب من از همون بچگی آدم مذهبی بودم و علاوه بر اون باورهای شرک آلودی که از طریق جامعه و رسانه‌ها و … بهمون تزریق میشه، علاوه بر اونها دیدگاه‌ها و آگاهی‌های نامناسبی رو هم در وجودم شکل گرفته بود راجب خداوند و حس می‌کردم که اشتباه هستن و …، و واقعاً چند سالی هستش که به دنبال مسیر درست و اصولی بودم که بازهم از اون طریق آگاهی‌هایی دریافت کردم و خداروشکر که خداوند من رو هدایت کرد تا به سمت استادجان و این سایت هدایت بشم تا که بتونم اون آگاهی‌های درست و قوانین خداوند رو دریافت کنم.

    در کل به طور خلاصه بخوام بگم اینکه اگر من بیام و یه لیستی رو بگیرم که راجب چه چیزهایی شرک داشتم خب بنطرم خیلی طولانی میشه، و چیزی که من درک کردم اینه که در هر موضوعی و هر مبحثی رو که من بررسی کردم ردپایی از شرک و ترمز رو درش می‌بینم، که بعد از این مدت و این چندماهی که دارم کار می‌کنم خب اول از همه به صورت منطقی پذیرفتم و بعدش دارم پیداشون می‌کنم و با کمرنگ کردن اون شرک و باورهای منفی و جایگزین کردن اونها با باورها و الگوها و آگاهی‌های درست و مثبت و الهی دارم روی خودم هر چه بیشتر کار می‌کنم.

    به عنوان مثال :

    من چه در رابطه با کار و شغل و درآمد و … شرک‌هایی آشکار و پنهانی داشتم، مثلا اینکه سرمایه زیاد می‌خوام یا اینکه باید همه چی عالی باشه، یا اینکه دنبال قرض و بدهی و چکی خریدن و وام گرفتن و … بودم همیشه، و البته که سیلی‌های محکمی هم از جهان هستی خوردم، اما خداروشکر راه درست رو پیدا کردم و در این مسیر درست دارم به صورت گام به گام و تکاملی قدم بر می‌دارم، و حتی چند جا وام و قرض و بدهی هم برام اوکی شد و می‌تونستم که مجدداً اون کارها رو انجام بدم اما نکردم و گفتم خدا خودش میرسونه بهم و اونجا دقیقا جایی بود که به خودم افتخار کردم و گفتم آفرین عرفان که تونستی این درس‌ها و این قوانین الهی رو یاد بگیری، و بنظرم این نشون دهنده همون ایمان و باور من بود که در عمل بهش ثابت کردم، و الآن که می‌خوام دو تا کسب و کار راه بندازم یکی حضوری و یکی مجازی دیگه منتظر کسی نیستم و می‌دونم که خدام از بینهایت دست‌هایی که داره بهم کمک می‌رسونه خودش و ایده‌ها و آدم‌ها و همه چیز رو سر راهم قرار میده.

    یکی دیگه از شرک‌ها این بود که منی که خیلی به خدام وصل بودم یه مدتی ازش دور شده بودم و خداروشکر که بازم منو دوست داشت و عاشق من بود و منم عاشقشم که من رو به سمت استادجان و آگاهی‌های بینظیر این سایت هدایت کرد تا که بتونم دوباره پیداش کنم و بهش وصل بشم، خداروشکر، الآن که دارم این کامنت رو می‌نویسم از خودش خواستم تا که هدایتم کنه که بنویسم و خداشاهده انگار که خودش داره دستام رو حرکت میده، چون این سرعت بالایی که من در نوشتن دارم خودمم تعجب می‌کنم و انگار که این جملات و کلمات و نوشته‌ها از قبل وجود داشته و فقط من دارم سریع سریع می‌نویسم‌شون و حتی از سرعت بالای خودمم و اینکه دقیقاً همون چیزی که توی ذهنمه رو دارم می‌نویسیم خودمم دارم تعجب می‌کنم.

    این شرک‌هایی که گفتم اینطوری هستن که من همواره و در هر لحظه دارم بیشتر از قبل روی خودم کار می‌کنم، و برای اینکه بتونم خیلی توحیدی‌تر از قبلاً و الآنم بشم علاوه بر اینکه می‌خوام که تا همیشه روی این آگاهی‌ها کار کنم، می‌خوام که برای کار کردن درست و دقیق‌تر و اصولی‌تر این قوانین روی دوره‌ها هم بشینیم و با تمرکز خیلی بالا و تمرکزی کار کنم.

    بازم می‌دونم که خیلی جای کار دارم برای اینکه توحید رو در خودم بیشتر کنم، حتی راجب چند تا موضوع هم هست که می‌خوام واقعا به صورت تمرکزی و ریشه‌ای پیداشون کنم و رفع‌شون کنم با تزریق باورهای خداگونه و درست، و می‌دونم که خود خداوند هدایت‌گر من هست و من رو به جای درست و آگاهی‌های درست هدایت می‌کنه، و می‌دونم که بعد از رفع اون‌ها چه درهایی از نعمت و ثروت و سلامتی و روابط عالی به روم باز میشه، و انشالله از نتایج‌م خواهم نوشت.

    من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسی‌م به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگ‌تر و با کیفیت‌تر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .

    همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم.

    با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 26 بهمن 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1207 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    صادقانه بنویسید به چه عواملی غیر از خدا بها داده اید و از این به بعد میخواهید چیکار کنید؟

    محبت توجه دوس داشتن

    گاهی تلاش میکنیم خانواده مادر پدر همسر تایید عشقشونو نثارمون کنن گاهی تصمیم میگیریم اگه راست میگی تایید فلانیو بگیر

    چی میشه با ادم مهربون احترام بزاریم ودر صلح باشیم

    و دنبال تاییدشون نباشیم

    راه خودمونو بریم نخایم بقیه رو باخودمون همراه کنیم

    راستش گاهی بقیه احترام ویژه ای میزارن عجیب امروز به ادمای مهربان خوشرو میخوردم

    جلودر بهم بفرما میزدن توی ازمایشگاه یا چیزای دیگه

    یادم باشه دلیلش تو راه بندگی توعه

    اگه از عزیز دل خانواده عشقی بر قلبم میشینه دلیلش تویی خداجونی

    اگه عشقی مینوشم اون جام شراب دسته توعه بی نهایت شکر برای محبت عشق برکتی خوبی که به زندگیم سرازیر کردی

    راستش توی روابط به افرادی میخورم خیلی با عزت نفسا

    وخیلی دوس دارم منو هم تاییدهای محکمشون نصیبم بشه ولی باید یادم باشه این عشق پایدار وخالص دسته توعه

    تویی که میتونی با کلیدهات زهنمو رامت کنی

    تویی که میتونی وقتی من خاسته ای دارم وکنترل زهنی انجام میدم با نشونه پاداشت ونتیجه رو نشونم بدی

    تویی که در هر لحظه بهترین کارو بهترین باورو بهم الهام میکنی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1718 روز

    درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم. خانم شایسته نازنین

    وهمه دوستان بهشتی ام.

    توحیدعملی- قسمت 1

    بخش اول:

    ■روایت تولدی دوباره در مسیر خداشناسی وخودشناسی

    مقدمه:

    خدایا…

    سال‌ها تو را صدا می‌زدم اما نمی‌شناختمت…

    از تو می‌خواستم اما نمی‌دانستم چقدر نزدیکی…

    درد می‌کشیدم و فکر می‌کردم سهم من از زندگی همین است…

    خدایا…

    بیست سال با سردردهایی زندگی کردم که انگار می‌خواستند مرا از پا دربیاورند…

    با غم‌هایی که نامشان را افسردگی گذاشته بودند…

    با شب‌هایی که خواب به سختی به چشم‌هایم می امد…

    اما تو آرام و بی‌صدانگاهم می‌کردی…

    تا روزی که دستموگرفتی…

    تا روزی که مرا به مسیری رساندی که خودت می‌خواستی…

    تاروزی که پیامبرزمانه ات استادسیدحسین عباسمنش راسرراهم قراردادی…

    آن روزفرارسید…

    روزی ازروزهای فصل زیبای بهارسال 98

    روزرهایی…

    خدایا شکرت…

    که در اوج ناآگاهی…

    هدایتم کردی…

    شکرت که مرا با خودت آشنا کردی…

    شکرت که به من نشان دادی زندگی می‌تواند رنگ دیگری داشته باشد…

    ● قبل از سال 98؛ زندگی بدون شناخت قوانین الهی

    تا قبل از سال 1398 زندگی من «باری به هرجهت» بود.

    هیچ شناختی از قوانین جهان هستی وقوانین الهی نداشتم. نمی‌دانستم افکارم، احساساتم و باورهایم چگونه زندگی‌ام را می‌سازند.

    نمی دانستم خداوندقدرت خلق زندگی‌ ام رابه خودم داده.

    فقط نفس می‌کشیدم.

    فقط برای دیگران زندگی می‌کردم.

    احساس ارزشمندی در من تقریباًزیر صفر بود.

    احساس لیاقت به مراتب وخیم تر.

    همیشه خودم را عقب‌تر از دیگران می‌دیدم.

    سال‌ها با این ذهنیت زندگی کردم که وظیفه من صرفاراضی نگه داشتن دیگران است وبس.

    حتی اگر خودم ودرونم فرسوده شود.

    ●بیست سال همراه با سردرد میگرن، افسردگی و بی‌خوابی

    حدود بیست سال مبتلا به سردردهای میگرنی بودم.

    دردهایی که گاهی زندگی عادی را برایم غیرممکن می‌کرد.

    در کنار آن:

    • افسردگی خفیف اما مداوم

    • خواب ناآرام

    • وابستگی به داروهای آرام‌بخش وخواب اور.

    به جایی رسیده بودم که واقعاً احساس می‌کردم به آخر خط نزدیک شده‌ام واقعادیگه بریده بودم.

    انگار زندگی چیزی بیشتر از تحمل کردن نبود.

    ●نقطه عطف زندگی ؛سال 98 و یک هدایت معجزه‌آسا

    اوایل سال 1398 اتفاقی افتاد که امروز ان را چیزی جز معجزه وهدایت الهی نمی‌دانم.

    خداوند دستم را گرفت و مرا در مسیر اشنایی باپیامبرزمانه اش استادعباسمنش قرارداد.

    اولین فایلی که ازاستادگوش دادم فایل «توحید عملی 1»بود.

    هنوز هم آن روز را فراموش نمی‌کنم…

    درهمان روزهای اول اشنایی بااستادعباسمنش باورم نمی‌شد صحبت‌های یک انسان بتواند این‌قدر گرم، زنده و تاثیرگذار باشد.

    ●توحید عملی؛ آشنایی با خدای واقعی

    فایل‌های «توحید عملی» ودرادامه سایرفایلهای دانلودی ودوره های ثروت1، دوازده قدم، کشف قوانین زندگی وهم جهت باجریان خداوندواین اواخردوره قانون افرینش برای من فقط آموزش نبودند.

    یک دروازه بودند…

    دروازه‌ای به جهانی دیگرکه به روی من گشوده شد…

    آرام‌آرام عاشق خدایی شدم که تا آن روز نمی‌شناختم.

    خدایی که مهربان است.

    خدایی که علیه من نیست.

    خدایی که می‌خواهد من رشد کنم.

    شکوفا شوم.

    و بهترین نسخه خودم باشم.

    شب و روز فایل گوش می‌کردم.

    گریه می‌کردم.

    احساس می‌کردم سال‌ها تشنه بوده‌ام و حالا به آب رسیده‌ام.

    ●اشک‌هایی که شفابخش بودند

    آن روزها فقط گوش می‌دادم و اشک می‌ریختم.

    نه از غم…

    بلکه ازرهایی…

    انگاردریچه دیگری از دنیای دیگری به رویم باز شده بود.

    باورهایی که سال‌ها مرا محدود کرده بودند

    یکی‌یکی فرو می‌ریختند.

    برای اولین‌بار احساس کردم:

    • ارزشمندم

    • لایق بهترین‌ها هستم

    • خدا پشتیبان من است

    ●درمانی که از درون آغاز شد

    خیلی سریع بااستفاده ازاموزههاوتمرینات استادعباسمنش اتفاقات عجیبی افتاد:

    • سردردهای بیست‌ساله‌ام از بین رفت.

    • افسردگی‌ام درمان شد.

    • خوابم تنظیم شد.

    • مصرف داروهای آرام‌بخش وخواب اورکاملاً قطع شد.

    بدون فشار…

    بدون اجبار…

    فقط با تغیر نگرش، تغییر باور و اتصال عمیق‌تر به خدا.

    بیش از شش سال است که به پزشک مراجعه نکرده‌ام.

    حتی اگر سرماخوردگی کوچکی هم بوده باداروی شفابخش استادباخوردن یک لیوان آب ولرم+یک قاشق عسل طبیعی+نصف لیموترش تازه خیلی سریع بهبود پیدا کرده‌ام.

    اما مهم‌تر از همه این بود که «احساسم» عوض شد.

    خیلی زودبه اصل مهم وهسته اموزشهای استادعباسمنش پی بردم

    احساس خوب = بااتفاقات خوب

    احساس بد = بااتفاقات بد

    ●از احساس بی‌ارزشی تا افتخار به خود

    امروز وقتی به گذشته نگاه می‌کنم به خودم افتخار می‌کنم.

    به اینکه جرأت کردم مسیرم را عوض کنم.

    به اینکه انتخاب کردم آگاه شوم.

    واژه «خدایا شکرت» ورد زبانم شده است.

    نه از روی اجبار…

    بلکه از عمق قلبم.

    هر روز سپاسگزارتر می‌شوم.

    و هرچه بیشتر شکر می‌کنم، اتفاقات خوب بیشتری وارد زندگی‌ام می‌شود.

    ●روان شدن چرخ زندگی

    این روزههانه اینکه احساس می‌کنم بلکه دارم تجربه میکنم چرخ زندگی‌ام روان‌تر می‌چرخد.

    اتفاقات خوب از در و دیوار می‌رسند.

    نه اینکه چالشی وجود نداشته باشد.

    اما دیگر نگاه من به تضادها وچالش هاتغیرکرده است.

    امروزبه برکت اموزههای استادخوب می‌دانم:

    • هر اتفاقی پیامی دارد.

    • هر چالشی فرصتی برای رشد است.

    • من تنها نیستم.

    • من فقط روی خداحساب میکنم.

    • من هیچ قدرتی به عوامل بیرونی نمیدهم.

    • قدرت فقط ازان خداودردستان خدااست.

    ●دگرگونی در همه ابعاد زندگی

    نتیجه 6سال تلاش مستمرهمراه باعشق دراین مسیرزیبا، تحول در همه ابعاد زندگی‌ام بود:

    •آرامش درونی

    به آرامشی رسیدم که قبلاً تجربه نکرده بودم. آرامشی عمیق نه وابسته به شرایط بیرونی.

    •قدرت درونی

    قوی‌تر شدم. دیگر خودم را قربانی شرایط نمی‌دانم.

    ️ •روابط عاطفی

    روابط عاطفی‌ام عالی شده است. وقتی درون انسان آرام می‌شودروابطش هم متحول می‌شود.

    •خروج از دایره امن

    از دایره امنم خارج شدم.

    کارهایی را شروع کردم که روزی فقط آرزو بودند.

    •شکوفایی فردی

    احساس می‌کنم شکوفا شده‌ام.

    تصمیم‌های بزرگی می‌گیرم که قبلاً حتی جرأت فکر کردن به آن‌ها را نداشتم.

    •تشنگی بیشتر برای رشد

    اکنون که بیش از شش سال از آن روزهای شیرین می‌گذردنه تنهااشتیاقم کم نشده

    بلکه هر روزمشتاق ترو تشنه‌تر می‌شوم.

    هر روز می‌خواهم بیشتر یاد بگیرم.

    بیشتر رشد کنم.

    بیشتر خدا را بشناسم.

    بیشتربه خودشناسی برسم.

    این مسیر برای من یک مسکن ودوره موقت نبودونخواهدبود.

    این مسیربرای من تبدیل به یک سبک زندگی شده.

    بخش دوم:

    تمرین:

    صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ و از این پس چگونه می‌خواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.

    پاسخ:

    ازسال 98که خداوند دوستم داشت ومنو به مسیر بیداری هدایت کرد و از طریق آموزه‌های استاد بزرگوارم سیدحسین عباس منش وارد مسیری شدم که امروز بعد از 6 سال ان را بزرگ‌ترین نعمت زندگی‌ام می‌دانم.

    در این سال‌ها یکی ازعمیق ترین وکاربردی ترین درسی که ازاستاد اموختم این است که تنها تکیه‌گاه واقعی من “خداوند”است و اگر قدرت را به غیر او بدهم ارامشم را از دست داده ام.

    اما صادقانه اعتراف می‌کنم که هنوز هم در بعضی از بخش‌هاوگوشه های ذهنم ناخواسته به عوامل بیرونی قدرت داده‌ ومیدهم گاهی رسیدن به یک موفقیت گاهی به شرایط اقتصادی، گاهی به نظر وتایید دیگران، گاهی به رفتار اطرافیان، گاهی به قدرت افرادوفردخاص در ذهنم پررنگ‌تر از خدا شده و ناخودآگاه تصور کرده‌ام که نتیجه زندگی‌ام به انها وابسته است. این‌ها همان شرک‌های مخفی هستند که وقتی دقیق می‌شوم رد پایشان را در گوشه‌هایی از ذهنم می‌بینم.

    اماامروز آگاهانه انتخاب می‌کنم که این بت‌های ذهنی را بشکنم. تصمیم گرفته‌ام هر زمان ترسی در دلم افتاد یا عاملی بیرونی خواست در ذهنم بزرگ شودفوراً برگردم به اصل توحید. با تکرار جملات تاکیدی توحیدی با یادآوری اینکه

    «قدرت فقط ازان خدااست» ذهنم را مدیریت کنم و اجازه ندهم هیچ‌چیز جای خدا را در قلبم بگیرد.

    از این پس توحید را به صورت عملی این‌گونه اجرا می‌کنم:

    • در تصمیم‌هایم فقط به هدایت الهی تکیه می‌کنم، نه به ترس‌ها.

    • در چالش‌ها به جای نگرانی، توکل را تمرین می‌کنم.

    • همواره تلاش خواهم کرد”الخیرفی ماوقع “را به خودم یاداوری کنم.

    • در موفقیت‌هایم هیچ عامل بیرونی رادخیل ندانم و همه را جلوه‌ای از قدرت خدا ببینم.

    • هر روز آگاهانه بررسی می‌کنم که ایا در ذهنم به چیزی غیر از خدا قدرت داده‌ام یا نه.

    امروز با صداقت می‌نویسم که می‌خواهم فقط و فقط روی خدا حساب کنم.

    می‌دانم هرجا آرامش دارم نتیجه توحید عملی است وقدرت دادن به خدااست. هرجا اضطراب دارم نشانه این است که قدرت رااشتباهابه عوامل بیرونی داده‌ام.

    خدایا کمکم کن همیشه یادم بماند که قدرت فقط ازان تواست و در دستان تواست و بس.

    ●سخن پایانی؛ خدایا شکرت

    امروز با تمام وجودم می‌گویم:

    خدایا شکرت…

    خدایاشکرت…

    خدایاشکرت…

    شکر برای دردهایی که مرا بیدار کردند.

    شکر برای اشک‌هایی که مرا شستند.

    شکر برای مسیری که مرا به خودت رساند.

    من از تاریکی عبور کردم.

    نه با زور…

    بلکه با آگاهی.

    و امروز زندگی برایم فقط «گذران وقت» نیست.

    یک هدیه الهی است که هر روزان را با عشق زندگی می‌کنم.

    باعشق

    بااحترام

    اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ

    26بهمن ماه1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3201 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام اوکه هرچه دارم از اوست

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

    اى کسانى که ایمان آورده اید! از خداوند پروا کنید و هر کس به آن چه براى فرداى (قیامت) خود فرستاده است، بنگرد. باز هم از خدا پروا کنید که خداوند به آنچه انجام مى دهید، به خوبى آگاه است.

    خدایا،

    سپاسگزارم که همیشه این‌جایی…

    در سکوت صبح، در آواز فاخته‌ای که بر دودکش خانه نشسته،

    در لحظه‌هایی که من از یاد می‌برم قدرتت را و دل به آدم‌ها می‌سپارم،

    تو آرام یادآورم می‌شوی که راه همیشه به سوی توست.

    خدایا، سپاسگزارم از فضل بی‌کرانت،

    که همیشه در مسیرم نوری نشانده‌ای تا گم نشوم.

    از تو ممنونم به خاطر هدایت‌هایت، که حتی در سردرگمی‌ها، نشانه‌های آشکارت را به دلم می‌فرستی.

    سپاس از موقعیت‌هایی که شاید در ظاهر سخت بودند، اما در عمقشان رشد و حکمت نهفته بود؛

    از شرایطی که مرا ساخت، مرا آزمود، و مرا به خودم شناساند.

    خدایا، شکر برای آدم‌هایی که از روی رحمتت در مسیر زندگی‌ام گذاشتی ،کسانی که با حضورشان درسِ عشق، صبر، بخشش و درک را به من آموختند.

    شکر برای لحظه‌های آرامش، برای فرصتِ دوباره‌دیدنِ زیبایی‌ها،

    برای نسیم‌هایی که بی‌صدا بر چهره‌ام نشستند و در آن لحظه، حضور تو را به یادم آوردند.

    خدایا، هر چه دارم از توست،

    هر خیر و هدایت، هر لبخند و اشک، هر اتفاق و هر انسان —

    همه و همه از فضل بی‌پایان توست.

    من راضی‌ام به هر آنچه تو رقم بزنی،

    چون مطمئنم تو فقط خیر می‌خواهی برای قلب کوچکم.

    سپاس، ای خدای مهربان، برای هر آنچه هست و هر آنچه خواهد بود

    این روزها یاد گرفته‌ام تکیه‌گاه واقعی تویی،

    آرامشم از همان لحظه‌ای آغاز می‌شود که همه چیز را به دستان قدرتمندت می‌سپارم.

    می‌دانم هر اتفاق، حتی اگر تلخ باشد، نشانه‌ای از مهرت است،

    راهی برای رشد، برای فهمیدن، برای باور کردن اینکه خیرِ من را بهتر از خودم می‌دانی.

    خدایا، هنوز در مسیرم، هنوز گاهی تکیه‌گاه را اشتباه انتخاب می‌کنم،

    اما تو هر بار، با مهربانی بی‌انتهایت، دستم را می‌گیری و یادم می‌دهی عشق واقعی از تو آغاز می‌شود.

    من عاشق توام، ای خدای مهربان،

    سپاس که مرا هیچ‌گاه رها نمی کنی ️

    سلام به استاد توحیدیم

    سلام به استاد شایسته مهربانم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    خدایا، سپاسگزارم که در مدار دریافت این آگاهیها قرار دارم،سپاسگزارم به خاطر این هم زمان‌های زیبا،اینکه من از چند روز پیش هدایت بشم به گرفتن چله برای فقط فایلهای توحیدی ،اینکه هرروز در اتفاقات زندگی ام به خودم یاد آوری کنم فهیمه چقدر به خدا اعتماد داری ؟یادت باشه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست ،اعتماد کردم ونتیجه این اعتماد ایمان بیشتر من بود خدایا شکرت که یادم دادی ترسها توهمی بیش نیستند

    صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ و از این پس چگونه می‌خواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.

    قبل اینکه به این مسیر هدایت بشم ،خداوند رو قدرت مطلق می دانستم وهمیشه باورم این بود که هیچ برگی بی اذن او بر زمین نمی افتد ،ولی این باور آگاهانه وکامل نبود ،تا یکم شرایط سخت میشد منم دلم می‌گرفت، روی ذهن ناقص خودم حساب میکردم ،روی کمک دیگران ،دایی ،عمه ،خاله ،رئیس شرکت ،حتی وقتی به این مسیر هدایت شدم هنوز هم این ایمانِ کامل نبود ،چون دقیقا شرک مثل راه رفتن مورچه ،روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب ،پهنان هست

    وقتی در دی ماه 1401 به یک تضاد برخوردم که از دید بقیه بدترین اتفاق زندگی هر کسی میتونست باشه ،متوجه شدم چقدر این شرک، که قدرت رو به آدما ،به رئیس شرکت ،… دادم در وجودم پنهان هست ،بعد از اینکه با اون تضاد متوجه شدم خداوند عمری دوباره به من بخشیده ،سعی کردم دلیل این فرصت مجدد رو پیدا کنم ازخودش سوال کردم ،به این درک رسیدم که اگر میخوام سعادت این دنیا واون دنیا رو داشته باشم باید خودم رو تغییر بدم ،تمرکزم رو از روی دیگران برداشتم وگذاشتم روی خودم ،با جدیت وتعهد بیشتری شروع کردم به کار کردن روی خودم ،درسته بعد از بازگشتم به مسیر دیگه مثل قبل نه روی آدمها ونه روی خودم حساب نمیکردم ،اگر شرایط اقتصادی سخت میشد ،اگر اتفاق ناگواری می افتاد به خودم میگفتم ،این همان اتفاقِ خوبِ هست ،همون خدایی که در اون شرایط به من فرصت مجدد زندگی داد ،همون خدا اینجا هم هست پس نگران نباش ونترس ،فقط به او توکل کن،اگربخوام با خودم صادق باشم،با اینکه تمام تلاشم این بوده که به عوامل بیرونی قدرتی ندم وخداروشکر به لطف خدای مهربان وآموزه های شما خوب عمل کردم، هنوز گاهی مواقع قدرت رو به همسرم میدم، هرچند در این زمینه نسبت به قبل خیلی بهتر عمل میکنم وبه جای حساب کردن روی او ،سعی کردم روی خدایِ او حساب کنم ولی میدونم که هنوز جایِ کار دارم،ولی خوشحالم که هرروز دارم تمرین میکنم که قبل از اینکه کاری انجام بدم یا تصمیمی بگیرم اول فکر کنم که آیا برای انجام این کار ،روی شخص خاصی حساب کردم یا روی خدا ،آیا این تصمیم از روی ترس ونگرانی است یا از روی ایمان وتوکل

    خدایا شکرت….شکرت….شکرت

    عاشقتونم واز صمیم قلبم ازتون سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  5. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2482 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    سلام به بهترین استاد توحیدی در زندگیم

    وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا «8»

    و دائم نام پروردگارت را یاد کن و از غیر او قطع امید نما و فقط دل بر او بند.

    رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِیلًا «9»

    او که پروردگار مشرق و مغرب است، معبودى جز او نیست، پس او را وکیل خود ساز.

    چند روز قبل که قرآن کتاب الهی رو می‌خوندم این آیه های مبارک نشانه راحم شد و این فایل توحیدی مهر تاییدی شد برام …

    خدایا هزاران مرتبه شکر برای درک و فهمیدن کمی از اصل از توحید کمکم کن بتونم در عمل بندگیمو بهت نشون بدم ..تمام سعیمو میکنم توحیدی عمل کنم و قدرت رو از همه و همه چیز بگیرم و بدم به تو تویی که بالاتر از هر قدرتی

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم منو به سمت رسالتم هدایت کن..

    چه کاری باید انجام بدم ؟

    من در خدمتم ….

    هر کاری که خواستم هر چیزی که خواستم انجام دادی ..حتی هر چیزی که نخواستم ولی به نفعم بوده برام رقم زدی،بهم بگو من چکاری باید انجام بدم رسالتم چیه؟

    که همین رسالت هم در راستای لذت بردن خودمه چون تو کاریو ازم نمی‌خوای که من نتونم یا سخت باشه برام تو کاریو ازم میخوای که با انجامش روحم آزاد میشه با انجامش لذت دنیارو میبرم و در کنار همین لذتها حتی پاداش هم بهم میدی این دیگه دوسر سود و سود خدایا من مشتاقانه آماده ام برای رسالتی که برام در نظر گرفتی…

    استاد نازنینم بعدازون اتفاق ماهها گریست و ازت رسالتش رو خواست، در انجامش اول از همه خودش رشد کرد و بعد هر کسی که ازت کمک و هدایت خواست به سمتش هدایت کردی وحالا میلیونها نفر دارن لذت این رسالت رو میبرن و چقدر جهان جای بهتری شد برای ما که هدایت شده هستیم …

    رسالت من هم قطعا اول خودمو رشد میده و بعد جهان اطرافم رو

    خدایا من را به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده‌ای هدایت کن

    خدایا شکرت برای تمام هدایت هات

    خدایا شکرت برای تمام حمایت هات

    خدایا شکرت برای عزت نفسی که از تو به دست آوردم اینکه من بنده شایسته و لایق تو هستم ارزشمند و کافی لایق و شایسته تمام نعمت‌های پاک و الهی خدایا شکرت

    ازین پس می‌خوام نور ایمان و توحید دل و قلبم رو بگیره

    می‌خوام فقط اسم خودت رو به زبان بیارم

    می‌خوام خودت رو بهم بیشتر بشناسونی

    می‌خوام خالقم مالک زمین و آسمانها وکیلم باشه

    خدایا خودت گفتی منو وکیل خودتون قرار بدید ازین پس هر کاری که بخوام انجام بدم با تویی که وکیلم هستی مشورت میکنم ،من رها شده نیستم من در آغوش گرم پروردگارم در امنیت کامل هستم و چقدرررر آرامش سراسر وجودم رو میگیره

    به تو توکل میکنم تویی که امید قلب و جان و روح منی

    الهی به امید تو یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    سعادتمند گفته:
    مدت عضویت: 1416 روز

    سلام به شما استاد عزیزم و هرکسی که این کامنت رو میخونه،براتون بهترین هارو از تنها قدرت جهان یعنی خداوند مهربان میخوام❤

    توحید؛کلید اصلی تمام در ها و گنج ها این عالم و آن دنیاست،کلید توحید چه یک در ساده چوبی چه یک گاوصندوق مجهز و فولادی را باز می‌کند اما شرط دارد،شرطش هم این است چقدر خدا رو باور داری؟این ها رو استاد دارم به خودم میگم که خود خدا کمک کنه ذره یی ایمان در دلم روشن تر بشه.چقدر خدا رو باور داری؟چقدر باور داری که ثروت و سلامتی و روابط و آرامش و شادی و شهرت و محبوبیت و سعادت رو بهت میده؟چقدر؟متاسفانه از همان کودکی باور های شرک آلود همه ما پیدا کردیم،قدرت رو از خدا گرفتیم دادیم به پدر و مادر و معلم و ناظم و مدیر و… در صورتی که تمام اینها دستی از دستان خداوند هستند،خدا هست و ما اون رو داریم اگر بخواهیم به ما میدهد اگر صادقانه اگر مخلصانه اگر با ایمان و عمل و عمل و عمل و عمل از او بخواهیم به ما میدهد هرآنچه را که بخواهیم.مگر برای خدا که خالق برتر و مطلق این جهان هست خواسته های من کاری دارد؟خدا میداند که چقدر شده قدرت رو از او گرفتیم و به غیر از او دادیم،ما و هرکسی که این فکر رو داره در همین دنیا جهنم رو تجربه میکنه،ما و کسانی که منتظریم دیگری بیاد و کشور رو آباد کنه و زندگی ما بهتر بشه یا منتظریم قیمت دلار بیاد پایین تا زندگی ما بهتر بشه،افسوس که انقدر خودمان را کوچیک و خار کردیم.خدایا تو ما را ببخش که تو مهربان ترین مهربانی تو سیستمی هستی که در هر لحظه پاسخ میدهی به ما،از همین لحظه ازت میخوام مرا محتاج هیچکس جز خودت مکن،خدایا به قول موسی من به هر خیری که از سوی تو برسد محتاج و فقیرم،دست مرا بگیر و هدایتم کن به سوی جاده یی صاف و خوش آب‌وهوا،مرا هدایت کن نزد کسانی که به آنها نعمت داده یی نه آنهایی غضب کردی.پروردگار من بدون اجازه تو برگی از به روی درخت نمیافتد همیشه قدرتت را در ذهن من مکتوب کن تا ثانیه یی قدرت را به درست رئیس بانک و رئیس جمهور و فلان استاد ندهم…پروردگارا پروردگارا پروردگارا دستم را بگیر که من و همه ی ما به تو نیازمندیم،در کسری از ثانیه اجابت کن درخواست های مارا که ما جز تو هیچکس رو نداریم،همه و هرچیز فانی و تهی هستند در برابر عظمت تو…

    جز تو هیچکس یا هیچ‌چیزی را ندارم پروردگار من،هدایت کننده من باش…❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    فاطمه نظافت گفته:
    مدت عضویت: 2417 روز

    سلام به استادعزیز

    من وقتی به گذشته زندگیم فکرمیکنم میبینم به شوهرم خیلی قدرت داده بودم اونم بخاطرافکارواعتقاداتی بودکه ازبچگی به ماگفتن زن بدون اجازه شوهرش نمیتونه هیچ کاری انجام بده ومنم خیلی بت کرده بودم وهنوزم این ریشه درمن هست هرکاربخوام بکنم این ترس تووجودم هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    ساحل رهایی گفته:
    مدت عضویت: 130 روز

    سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته گرامی

    و همه دوستان عزیز

    وقتی انسانی خدا را با همه قلبش باور کنه و قدم برداره و قدرت رو به هیچ چیزی نده و باورهای مناسبی در مورد خدا ، ثروت و… داشته باشه

    تمام نعمتها رو زندگی میکنه

    این قانون بدون تغییر این دنیاست

    سلامتی ،ثروت ،روابط فوق العاده و تجربه زیبایی ها و نعمتها پاداش اونیه ک فقط روی تو حساب میکنه

    که استاد یک الگوی عالی در این زمینه هستند

    من هم بارها شده که روی آدما حساب کردم و ضربه خوردم تا بفهمم اونه ک اول و اخره

    خدایا میخوام به معنای واقعی توحید رو در زندگیم اجرا کنم

    میخوام پر بشم از تو و خالی کنم خودمو از هرچی غیر تو

    باور کردن الخیر فی ما وقع

    دیدن تو پشت هر اتفاقی

    و اینکه ک هیچ برگی بدون اذن تو نمی افته باعث میشه ارام باشیم و امیدوار

    خدایا تو برای بنده هات کافی هستی

    ( الیس الله بکاف عبده)

    اما فقط برای بنده های واقعی

    ن اونهایی که روی زبونشون اسمت رو میارن ولی

    گوشه ذهن و ته دلشون امیدشون ب خیلی چیزای دیگه است

    خدایا من به هر خیری از جانب تو محتاجم

    دلم روشنه ب روزهای خوبی که در انتظارمه

    به داشتن و زندگی کردن نعمتهایی ک در سایه ایمان به تو بهشون میرسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    یزدان ملکی گفته:
    مدت عضویت: 1372 روز

    بنام خدا

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان سایت عباس منش

    توحید همه چیزه.استاد سپاسگزارم که مرا با خدای واقعی در قرآن آشنا کردی تا درک کنم و باور کنم که خودم خالق زندگی خودم هستم و به میزانی که خالق بودن خودم رو باور کنم نتیجه میگیرم.این بزرگترین نعمت از طرف خداونده که قدرت خلق صد در صد اتفاقات زندگی مارو به خودمون داده.

    من درمورد اینکه بیشتر بتونم درک کنم که خودم خالق زندگیم هستم و عوامل بیرونی تأثیری بر زندگیم ندارن تقریبا ده روز پیش بود که اینستاگرامم رو دی اکتیو کردم و ارتباطمو با فضای مجازی قطع کردم

    چرا که اخبار منفی از درو دیوار این فضا میاد ..

    آخرین تیرم رو هم زدم به یه کانال تلگرامی جایی که یه نفر که تحلیل گر بود و به عقیده خودم بی طرف و بدون احساس تحلیل میکرد رو حذف کردم .

    ما وقتی به اخبار و تحلیل‌ها گوش میدیم یعنی

    منتظریم ببینیم اتفاقات چه جوری برای ما میوفته و به این شکل عوامل بیرونی رو بشدت در زندگیمون دخیل می‌دونیم و این شرک خالصه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مهتاب دنیایی گفته:
    مدت عضویت: 556 روز

    به نام پروردگار آسمانها و زمین

    قُلْ اِنَّنی هَدٰانی رَبّیٓ اِلیٰ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ

    دینًا قِیَمًا مِلَّهَ اِبْراهیمَ حَنیفًا وَ مٰا کانَ مِنَ الْمُشْرِکین

    قُلْ اِنَّ صَلاتی وَ نُسُکی وَ مَحْیایَ وَ مَماٰتی لِلهِ رَبِّ الْعاٰلَمینَ

    بگو مسلما پروردگارم مرا به سوی راه مستقیم هدایت کرده که دین ثابت و استوار است

    همان دین ابراهیم یکتا پرست که از مشرکان نبود

    بگو نمازم، عبادتم ،زندگیم و مرگم فقط برای خداوند یکتا پروردگار جهانیان است

    آیات 161 و 162 سوره انعام

    سلام و ارادت به اساتید عزیزم و دوستان بزرگوار

    استاد شما درست میگید که تفاوت ما انسان ها در دریافت نعمت ها تفاوت در باورهای ما نسبت به خداونده

    چطور میشه قدرت و یگانگی خدا را با تمام وجود باور نداشت چطور میشه خدا را به عنوان فرمانروای آسمان ها و زمین رب مشرق و مغرب باور نداشت

    و از همین خدا در خواست نعمت و برکت کرد

    استاد شما درست میگید که توحید مهمترین باوره

    چون همه زندگی حول توحید میگرده

    انگار توحید کعبه و مقصود انسانه و نعمتها و روابط و ثروت و سلامتی و آرامش حول این کعبه میچرخه

    هر خیری که در جهانه از طرف خداونده هر چیزی که احساس خوب در ما ایجاد کنه ازطرف خداونده

    به نظرم خداوند تنها کسیه که فقط و فقط حال خوب ما براش مهمه چون در قوانین بدون تغییر خداوند تا احساسمون خوب نباشه نعمت ها رو دریافت نمکنیم اول باید شاد باشی اول باید احساس خوب داشته باشی که هم جهت بشی با جریان خداوند بعد دروازه نعمتها باز میشه

    ولی استاد حتی اون خونه ای که مدت هاست آرزشو داریم

    حتی اون رابطه خوبه که دنبالشیم

    حتی اون ماشین که با تمام امکاناتش وارد بازار شده

    نمیتونن اون حسی رو که ما با خدا تجربه میکنیم رو بهمون بدن وقتی خداوند رو تنها و تنها قدرت جهان بدونیم او به ما همه چیز خواهد داد

    این رابطه عادی نمیشه در حالیکه همه نعمتها عادی میشن این رابطه محدود نیست و هر چقدر پیش میره قشنگتر و روحانی تر میشه و هر چقدر عمر و عمق این رابطه بیشتر مبشه زندگی آسان تر و لذت بخش تر پیش میره

    استاد انقدر این رابطه زیبا میشه که مرگ میشه قشنگ ترین و زیباترین لحظه زندگی چون لحظه دیداره لحظه وصاله لحظه یکی شدنت با معبودت با بینهایته همیشه برای این لحظه دعا میکنم که با شکوه و غرق آرامش باشه

    توحید همه چیزه

    راستی امروز یه اتفاق جالب برام افتاد رفته بودم خرید وقتی وارد مغازه لباس فروشی شدم خانم فروشنده اون آهنگی که گذاشته بود خاموش کرد و قرآن گذاشت سوره یاسین پخش میشد یه نگاه همراه لبخند به فروشنده کردم و فروشنده گفت از صبحه انقدر این آهنگهای منفی رو گوش دادم سرم داره میترکه یه کم قرآن گوش کنم ببینم حالم خوب میشه

    خیلی حالم خوب شد این اتفاق رو به فال نیک گرفتم و مدام این جمله شما تو ذهنم میومد که هیچ اتفاقی رو تصادفی نبینیم این خودش میتونه نشانه باشه هدایت باشه نشان دهنده فرکانسمون باشه

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: