توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 159


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین عبادی گفته:
    مدت عضویت: 2068 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربانم…..

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو استاد قشنگ قلبم….

    خدارو شکر برای این صلات برای این سوال که ترمزهای اصلی ذهنمئ رو بتونم پیدا کنم…

    و آخ که چقدر ترمز تویه ذهنم وجود داره تا بخوام برسم به نقطه ای که بتونم با دل و جون توحید رو درک کنم رب رو درک کنم و مشرک نباشم….

    اول سوال رو که خوندم دلم هری ریخت اره و دیدم چقدر من مشرک هستم خیلی جاهااا…

    اره ولی اون ایمان میچربه به شرکم میدونم بازم کمه میدونم خالص نیست همیشه ترس وجود دراه…

    یه مستندی دیدم از الکس که فری سول انجام میده .

    که دیواره ال کاپیتان واقع در پارک ملی یوسیمیتی ایالت کالیفرنیا به روش انفرادی آزاد (بدون استفاده از هیچ ابزار ایمنی از جمله طناب و با دستهای خالی) در مدت زمان سه ساعت پنجاه و هفت دقیقه و هفت ثانیه صعود کرد….

    دیشب یه مستند ازش دیدم که ارزوی دوازده سالش رو براورد کرد سعود از یک برج بلند در کشور تایوان اسمان خراش 101

    یه حرف زیبایی زد گفت من وقتی تویه ارتفاع هستم همیشه ترس باهام هست ترس از مرگ و افتادن.ولی اجازه نمیدم که برم غلبه کنه یه نفس عمیق میکشم و با منطق باهاش رو در رو میشم……

    برام جالب بود و خیلی لذت بردم از این جمله…

    حالا سوال ….

    من صادقانه بخوام جواب بدم الان میخوام بدونم بعد چی میشه که این بزرگترین چالش منه که چطور میتونه بشه چطوری انجامش بدم و چجور میتونم تو این شرایط و این اوضاع احوال خونه چی میشه ماشین رو چطور عوض کنم و…..

    در صورتی که خیلی خوب میدونم که من هیچی نمیدونم و اونه که میدونه من نمی تونم و اون که میتونه و خیلی خیلی این چیزاهارو اگاه هستم ولی وقتی ایمانم ضعیف میشه ترس میاد و ترس میاد…و اجازه نمیدم که من و روحم و ذهنم در مدار باشیم ….

    واین یعنی من قدرت رو به بیرون از خودم دادم یعنی من روحم با ذهنم جدا از هم سیر میکنن و از خودم دور شدم و قدرت رو دارم میدم کسی به غیر از خداوند بزرگ و مهربانم…

    و این همه باعث و بانیش خودم هستم چون بینهایت خبرهای و حرفها میشنوم ولی ته دلم میگم بابا من اصن جدا از اینها هستم….

    و این جمله استاد خیلی برام سنگین بود که بت پرستی در دنیا مدرن..

    الان که دارم بهش فکر میکنم مبینم کم و بیش تویه وجودم هست و اره هست و جالب بود برام اگر این اسم روش نمیومد اصلن نمیتونستم درکش کنم بت پرستی مدرن….

    خدایا شکرت برای این اگاهیااا ازت درخواست دارم که کمک کنی تا باورهام رو درست کنم و این اگاهیارو درک کنم نه فقد حرفهای قشنگی باشه. نه نه نه درک کنم با پوست و استخونممممممممممم و عمل کنم ازت عاجزانه درخواست دارم.هدایتم کن و کمک کن………

    خدا جون خود میدونی که من بنده عبد تو هستم و یه وقتایی خارج میزنم ازم دلخور نباش دوستت دارم بینهایت اخه ما تازه شروع کردیم و به لطف خودت در پناه خودت با اموزهای استاد دازریم تکامل تی میکنیم خودت مارو ببخش و بی امورز که میدونم من بدون تو بدرد هیچی نمیخورم رب من هر چی د ارم اذان توست ولاغیر…

    سوال 2…

    میدونم چجور یاد گرفتم که باید پر از احساس خوب و سپاس گزاری باشم و اصلن به اینده فکر نکنم و بدونم قدرت مطلق در دست خداست و اگر این رو باور کنم دستان خداوند از جاهایی میان و یاریم میکنن که گمان نمیکنم…..

    و اگر همین رو با دل جون باور کنم کار جمع به لطف خودش…

    من فقد باید الانم رو تیدیل کنم و تغییر بدم به بنده خوبی بودن و اجرای توحید در زندگیم و خود خداوند تمام جنبه های دیگر زندگیم رو تضمین میکنه ……

    ثروت سلامتی رابطه عاشقانه ارمش عشق و ازادی زمانی و مکانی پاداش طبیعی زندگی من است چطور؟؟…

    تنها قدرت تنها فرمانرو تنها روزی دهند تنها هدایت گر تنها رزاقتنها قدرت موثر در جهان هستی رو خدا بدونم و بسسسسسسسسسسسسسسسس…..

    خدایا شکرت برای این صلات الهی شکرت الهی شکرت…

    استاد شایسته سپسا از شما برای این اپدیت جدید توحید عملی…..

    استاد قشنگم سپاس از شما برای این همه عشق و محبت بیکران….

    خدایا شکرت که بهم فرصت دادی تا بتونم عاشق باشم و با عشق در مسیرت قدم بردارم…

    خدایا شکرت که این اگاهیااا در زمان مناسب به دستم رسید…..

    خدایا شکرت که من الان دارم تایپ میکنم و از تو مینویسم و سپاس گزاری میکنم….

    خدایا شکرت که امرو تونستم درک کنم که بت پرستی مدرن چی هست….

    خدایا شکرت سپاس از تو برای همین الان که حضورت رو حس میکنم…..

    خدایا شکرت سپاس از تو برای تمام نعمتهای بی منتتتتتت………………..

    خدایا شکرت برای حضور تویه زندگیم الهی شکرت………..

    کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَهٌ

    هر کسی در گرو دست آورده های خویش است،(مدثر38)

    در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند و عاشق باشید…..

    با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  2. -
    روح خدا گفته:
    مدت عضویت: 1302 روز

    به نام خدای که فقط اسمش برام خدا بود

    خدایا خودت میدونی که من به همه غیراز تو امید داشتم

    به استاد عباسمنش که دورش رو بخرم و دیگه پولدار میشم (شرک)

    به پسر عمه ام که تو کار کشاورزی مهارت داره ومیتونم کنارش به آرزوهام برسم(شرک)

    به دامادمون که تو کار ماشینه پس منم اگه باهاش باشم منم کسی میشم واسه خودم(شرک)

    به اون یکی دامادمون که مهندس قول کلی پروژه بهم داد که سریع تو مغزم داشتم پولداری رو میدیدم(شرک)

    به مهندس تقوی که گفت تا یکی دوسال براتون کار دارم و خیالتون راحت(شرک)

    به پسر عموم که میگفتم این وضع کارش خوبه و بزار با این کار کنم بیکار نمیشم(شرک)

    به داماد خواهرم که گفت بیا گلخانه بزنیم که کلی پول توشه (شرک)

    و هیچ کدوم از اینا جور نشد برام

    همچین قاطی کردم که فرق شرک با دستان خداوند رو نمی‌فهمم

    من این دوره رو خریداری کردم اما دریغ از نتیجه

    چون الان میدونم این دوره رو که خریدم به خودم گفتم سلام بر ثروت من دیگه پولدار شدم خخخخخ

    شرک در دل مومن مانند مورچه روی سنگ سیاه در دل شب است وای برمن

    خدای خوبم کمکم کن بتونم دوباره باهات حرف بزنم فقط از تو بخوام خدا خوبم قلبمو باز کن برای شنیدن حرفهات من آنتن دهیم ضعیفه بزن تو سرم قشنگ تا اشاره این چیزا نمی‌فهمم فقط محکم نزن

    خدا جون من هم دوس دارم کار آفرین باشم هم مثل استاد همیشه در سفر باشم واز زندگیم لذت ببرم نه اینکه از ایران برم ها نه واقعا ایران دوس دارم

    خدایا خودت میدونی من آدم کم حرفی هستم و بیشتر دوس دارم با خودم حرف بزنم پس تو بیا جلو و بیا با هم هم صحبت بشیم

    وقتی امروز این تمرین رو دیدم که شرکاتون رو بنویسید خیلی از خودم بدم اومد که چقدر شرک دارم به همه دل بستم غیر از خدا میدونم که غیر از خودم کسی نمیتونه بهم کمک کنه ولی عمل نمیکنم به دانسته هام نمیدونم چرا خدایا کمک کن از نو بسازم آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  3. -
    نرگس گفته:
    مدت عضویت: 1691 روز

    سلام به دوستان عزیزم

    حسم بهم‌گفت که بنویسم و انشاالله که خدای‌مهربون هدایتم کنه در نوشتن این‌کامنت زیبا🧡

    خدایا شکرت‌واسه ی فرصت یه روز جدید که بهم عطا کردی.

    خدایا شکرت واسه ی هدایت شدن به این فایل بی‌نظیر.

    و اما سوال این جلسه

    شرک های مخفی وجود من چیه؟

    باید اعتراف کنم که قبلا خیلی نظر مردم برام مهم بود و خیلی اهمیت میدادم ولی الان خداروشکر خیلی بهتر شدم و اولویت زندگیم خودم هستم و هرجور که راحت تر باشم زندگی‌ میکنم هر چی که دوست دارم‌میپوشم و راحتیِ من با اولویت تر از هر نظر دیگریست.

    خدایا کمکم کن فقط روی خودت حساب کنم

    خدایا کمکم کن قدرت رو فقط در دستان خودت ببینم

    و این جهان و این مخلوقات را از آنِ عظمتِ تو ببینم

    خدایا کمکم کن همه ی نعمت ها رو از آن تو بدونم و بپذیرم که تنها رزق دهنده بی حسابِ این جهان خدای بخشنده است

    حالا این رزق بی حساب رو به کی میده؟

    لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَیَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿38﴾

    باید از اعماق وجودمون به خدا ایمان داشته باشیم و تنها خدا رو به عنوان فرمانروای این جهان بپذیرم و نه هیچ‌کس دیگری رو.

    همه چیز رو از خودش بخواهیم و همیشه روی کمک خدا حساب کنیم .

    این آرامشی ‌که‌ از روی خدا حساب باز‌کردن ، وجودت رو در برمی‌گیره ستودنی ست و بهترین حسِ دنیاست.

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    تنها تو را می پرستیم وتنها از تو کمک می خواهیم. (5)

    اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    ما را به راهِ راست راهنمایی کن.(6)

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ

    راه کسانی به آنان نعمت عطا کردی، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه اند.(7)

    خدایا ما را از رستگاران و بندگان پر نعمتت در دنیا و آخرت قرارده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1134 روز

    ذهنم ساکت ،قلبم آرام و روحم لبخند می زند به نور الهی که تمام وجودم

    را در بر گرفته است ….

    سلام به استاد بزرگوارم و مریم بانوی عزیزم

    وهمه دوستانم در این‌مسیر توحیدی لبریز از آرامش

    خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم که چقدر

    بودن در این مسیر ،

    جادویی و قشنگه و فقط لذّت بردن از لحظه لحظه های ناب زندگیست.

    تک تک روزهایم از همان بیداریِ صبح که با عشق،

    نعمت زندگیه دوباره را از خداوند هدیه

    می گیرم

    برایم شده یک جعبه پرازنور که با آرامش آن را

    می گشایم و

    درونش 24 ساعت ،نور زندگی می درخشد ،

    هر ساعتی از این روز

    هدیه ای از زندگی به من است

    هدایایی چون

    آگاهانه زندگی کردن ،عشق،آرامش، تمرکز بر زیبایی ها ،ارتباط با خداوند و او را به قلبم دعوت کردن ،خلاقیت ،

    حرکت به سمت اهدافم با هدایت های زیبایش

    که همه بیانگر ایمان به اوست و تنها از او درخواست کردن

    هرچند که مدتهاست جز شکرگزاری و سپاسگزاری و اشک شوق ریختن از این همه نعمت و

    خیروبرکت هایش در جای جای وجود و

    زندگی مان ،

    دیگر انگار تمام هرآنچه که زمانی

    آرزویش را داشتم ،در زمان مناسب و بدونِ عجله در طَبَق اخلاص با عشق برایم جاری می کند

    بله همه چیز توحیداست

    زمانی که ذهنت ساکت،قلبت آرام و روحت لبخند

    می زند و فقط می گویی

    خدایا به داده هایت شکر و به نداده هایت که امروز در این فرکانس و آگاهی می گویم

    حکمتِ زیبایت و

    چقدر لذّت بخش است که

    تو خود بر تمام کالبد وجودم پادشاهی می کنی

    و من دیگر چه بخواهم از فضل و بزرگواریت

    استاد عزیز و گرانقدرم و دوستانِ مهربانم

    زندگیه من لحظه به لحظه اش معجزه بوده

    و هست

    من تا به امروز سعی کرده ام آگاهانه ورد زبانم خداوند باشد و قلبم آرام باشد برای هدایت های زیبایش

    قدم بر می دارم می گویم خدا

    اداره ای می روم ،می گویم خدایا تو اینجا حضور داری

    کامنت می نویسم ،می گویم خدایا کلمات را جاری بگردان برذهن و قلبم

    غذا می پزم می گویم خدایا تشریف بیاور و خودت با حضور گرمت کنارم هدایتم کن

    از عزیزدلم تقاضایی دارم ،می گویم خدایا خودت ردیفش کن و به طرز فوق‌العاده ای زبانِ من

    می شود و کلمات جاری می شوند

    کاری می خواهم انجام دهم ،ایده هایش در

    لحظه می رسند

    قبل از باشگاه و تمرین والیبالم، اسپک زدن، سرویس و هر حرکتی ، می گویم خدایا یاریم کن

    به من قدرت و توانایی عطا گردان .

    هر لحظه فعال کردن عضله ایمان به خدا و

    کارها را با عشق و اعتماد و توکل .به خودش سپردن

    می بینیم که شاهکار می کند ،

    خدایا،عاشقتم که عاشقمی…

    هرجا،هر قدم،هر کلام هر خرید،هرچیز که فکرش را کنید عزیزانم

    من قبلش در اطاق فکر با خداوند نشسته ام و از او هدایت،راهنمایی و حمایت می خواهم

    لحظه لحظه هایم تمام سعی‌ام این بوده و هست که رهرو استادم باشم و

    چون قطره ای

    هر نفس ،خودم را در دریای توحیدو یکتاپرستی اش

    جاری کنم و

    من با این توحید و یکتاپرستی امروز همه چیز دارم چون خودش شده همه آنچه که می خواستم ……..

    در پناه نور هدایت های زیبا و لبریز از معجزاتش

    هرلحظه شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت و موفق و عالی باشید و بدرخشید

    عشق بهتون

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      احسان شهرکی گفته:
      مدت عضویت: 1087 روز

      سلام ب دوست عزیزم و هم فرکانسی خانم مهدوی فر

      چقدر رفتم تو فکر

      عجب جمله نابی خدا ب ذهنت گفت و نوشتی

      اونجا ک گفتی

      فعال کردن عضله ایمان ب خدا

      واقعا ی تمرینه و با تکرار این عضله تقویت میشه

      هر چی بیشتر تمرین کنیم و تکامل طی کنیم این عضله قدرتمند میشه

      و در نهایت توحیدی تر میشیم

      سپاسگذارم از شما چقد عالی گفتید

      خدایا شکرت بابت وجود دوستانی چون شما

      چ تمرین عالی و عملی بود

      واقعا تحسین میکنم شما رو قلبا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    محدثه گفته:
    مدت عضویت: 1964 روز

    سلام استاد مچکرم که فایل های جدید روی صفحه میذارین

    ذهن ما به مردان دولت خودمون ویا آمریکا قدرت داده

    منتظر هستیم اون ها کاری انجام بدن

    ولی من خودم درکل به اون ها قدرت ندادم و خودم رو درگیر این شرایط نکردم سعی کردم بی خبر از همه چیز باشم

    من برای کارم به صاحب سالن قدرت دادم که اون مشتری بده بهم ویا از اینستاگرام (قدرت دادن به فضای مجازی)

    الان من باردار هستم و کار نمیکنم و قدرت رو به همسرم دادم و منتظر اون هستم تا اون کاری انجام بده

    البته گاهی که روی خودم کار نمیکنم این اتفاق می افته ولی از این به بعد میخوام تمرین هام رو روزانه انجام بدم

    ( نوشتن سپاس گزاری)

    من خودم با نوشتن احساس بهتری دارم

    شب ها قبل از خواب خواسته هام رو تجسم کنم

    به نظر من روزی چند ساعت باید توی سایت بود و فایل ها رو گوش کنیم عمل کنیم تا نتیجه بهتری بگیریم

    چون ذهن خیلی زود همه چیز یادش میره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    نسترن نیشابوری گفته:
    مدت عضویت: 1476 روز

    سلام به استاد جان عزیزم و بانو شایسته عزیز

    اول این رو بگم که واقعا عمیقا بانوجان من خیلی به شما فکر میکنم و مرورتون میکنم و واقعا با افتخار خودم رو لایق میدونم که بگم به شدت به شما احساس شباهت و نزدیکی دارم

    اما بریم سر اصل مطلب و سوال استاد جان

    استاد جان من هنوز فایل رو گوش ندادما و این سه روز فقططط هی اومدم تو سایت جان کامنتا رو خوندم و دقیقااااا طبق قانون فراوانی که فرمودین هی هرچی کامنتا رو میخونم به آخرش که نمیرسم هیچچچچچ هی اضافه هم میشن

    من تمام وقتایی که خیلی ذهنم بهم میریزه خودم رو بمباران میکنم با آگاهی های شما تلگرام سایت نوشته هام فایلا

    وباز هم طبق قانونی که فرمودین فقط تلاش میکنم که اگر نمیتونم حالم رو عالی کنم دست کم زمان های کمتری برم تو فاز و حال بد

    و هی تلاش میکنم با استفاده از آگاهی های شما و آوردن کلی فکت ازمسیر دلخواهم حالم رو بهتر کنم و حواس این طفل بازیگوش ذهنم رو از ادامه دادن به شیطنت های منفیش پرت کنم

    استاد جان من خیلی عجیب و معجزه آسا با شما آشنا شدم خیلی خیلی خیلی اوضاعم داغون بود

    الان خیلی خیلی خیلی خیلی زیادددددددددد شرایطم تغییر کرده تازه تمام این تغییرات در حالی اتفاق افتادن که من نسترن تنبلللللل خییلی حتی رو کارکردن رو خودم هم گارد داشتم و دارممم

    اما با این حجم از سهل انگاری در کار کردن روی خودم استاد نتایجم شگفت انگیزن

    دست کم برای خودم

    اینکه کسی بفهمه منظورم رو یا نه تاییدم کنن یا نه و یا چون نتیجه بارز مالی هنوز نگرفتم حرفام رو باور کنن یا نه اصلااا و ابدا برام مهم نیست تنها چیزی که برام مهم اینکه که خودم میدونم چی بودم کجا بودم و الان کجام

    امااا بریم سر اصل مطلب و سوال استاد جان

    صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ و از این پس چگونه می‌خواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید:

    استاد من از مشرک هم اونطرف تر بودم و هستمممم

    اینقدر در گذشته همه چیز تو زندگی من قدرت داشتن و فقط مینشستم به خدا نق میزدم که الان حتی خجالتتت میکشم در موردش صحبت کنم

    اما خبر خوب اینکه دست کم اندکی فقط اندکی از شرک های به شدت بارزم رو پیدا کردم

    و فقط دارم با تکرار ذکر گونه و مداممممم حرفای شما تلاش میکنم خودم رو از اون چاه سیاه شرک کمی بالاتر بکشم

    استاد تو اون گذشته به شدت فاجعه بارر همه چیز همه چیززز میتونست تو زندگی من قدرت داشته باشه

    منم مثل همه هی خدا خدا میگفتمااااا

    اما دقیقا میگفتم آی خدا به دل فلانی بنداز فلان حرف رو بزنه یا فلان کار رو بکنه

    وقتی مشگلی داشتم چه احساسی چه کاری و مالییی

    به هرکس میرسیدم با گریه با عجز و با ناله در موردش حرف میزدم به این امید که شاید بتونن کمی بهم بکنن

    و فقط خود خدا شاهد که چه بلاها و اتفاقاتی برام افتاد با این شرک احمقانه و داغونم

    الان فقط دارم تلاش میکنم کم کنم درصد شرکم رو حتی یک قدم یک قدم

    خیلی سخته استاد خیلییییییی

    ولی به معنا دارم تمام تلاشم رو میکنم

    صادقانه بخوام بگم الانا هی گاهی به چیزایی مثل چشم زخم و این چیزا مخصوصا تو رابطه عاطفیم ربط میدما اما واقعا گاهیییی

    و وقتی به خودم میامم بلافاصله سریع شروع میکنم به مرور حرفای شما به تکرار حرفای شما به گفتن عبارتای تاکیدی

    به خودم تعهد دادم اینقدررر تلاش کنم تا به خودم نشون بدم و اثبات کنم داد بزنم بگم که فقط از خداخواستم به خدا گفتم و خدا هم به زیبایی برام ساخت و چید

    تو محیط کارم هم گاهی هی قدرت رو میدم به این دوتا همکارم هیی میگم اینا باعث شدن چنین بشه اینا باعث شدن چنان بشه

    اماااا به همون خدا به محض اینکه به خودم میام دوباره میرم تو فاز تلاش آگاهانه برای تغییر فاز و دیدگاهم

    میدونم که به همون میزان که من تلاش میکنم تغییر بدم افکار و باور هام رو تغییرات شروع به شکل گیری میکنن

    اما خوب تا بروز نتایج ملموس دقیقا مثل همون مثال دونه کاشتن فاصله دارم و مدام به خودم یاد آوری میکنم تنها کاری که من باید انجام بدم فقط ادامه دادن همین مسیر

    این جمله رو از یکی از دوستان تو یکی از جلسات گفتگوبا دوستان شنیدم و عجیب ملکه ذهنم شده

    توروخدا توروخدا کم نیارید ادامه بدید فقط کمی

    قطعاا میشه یعنی اگر نمیشد که اینقدر استاد جان بهش پافشاری نمیکردن

    حتی درست نمیدونم چیا نوشتم ولی فقط نوشتم و خواستم ازین روزام یادگاری بمونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2139 روز

    به نام خدا

    سلام

    خواستم ی تجربیاتی از خودم در مسیر توحید بنویسم و اعترافی کرده باشم توی این صفحه

    زمانی که با استاد عباس منش خداوند من رو آشنا کرد و بهم گفت که میخوای بدونی مفهوم زندگی و چگونه زندگی رو

    انگار از همون روز اول من همه این چیز ها رو میدونستم

    یعنی اینجوریه که ما این آگاهی ها رو داریم درون خودمون

    این برنامه توحید و هدایت و لذت بردن و باور به فراوانی رو

    فقط باید زمانش برسه که هدایت بشیم و دوباره تمرین کنیم تا اون آگاهی ها دوباره توی رهنمون شروع کنن گسترش پیدا کردن

    خوب من هم از این موضوع مستثنی نبودم و هدایت شدم به و خداوند زمانی که اون سوال رو پرسیدم بهم گفت که عباس منش رو پیگیری کن

    چرا واقعا توی این همه استاد موفقیت و و کتاب موفقیت و همه اینها

    به من گفت عباس منش

    به نظرم چون که به قول خودش که توی سوره اسرا ایه 9میگه که این قرآن به استوارترین راه ها هدایت میکند

    برای کسانی که ایمان داشته باشند و نیکوکار باشند

    نمیکم من آدم بدی بودم

    نه من در مسیر بدی ها و مثل ی درختی که ریشش از خاک جداشده اسیر بادها (باورهای جامعه)بودم

    و وقتی گفتم چطور

    گفت که ان اقول له کن فیکون

    یا اذا سالک عبادی انی فانی قریب

    من رو هدایت کرد به کسی که با زبان شیوا و رسا به من بگه که این کتاب رو بگیر و بخون و فکر کن و عمل کن بقیه کارها با من

    خوب در شروع من خیلی تحت تأثیر بودم و هستم الان هم که خیلی مواظب بودم و باشم که قدرت فقط خداونده

    که شرک نورزم

    آقا حداقل نمیتونم توحیدی باشم مشرک نباشم

    و خیلی خوب اجرا کردم و سعی میکنم اجرا کنم

    حتی در شرایط به ظاهر سخت

    و اتفاقات اون جوری افتاد که واقعا من یه قدم برداشتم و خداوند 99قدم

    مثل غذا خوردن من فکر کردم به خوردن غذا و اون غذا مهیا بود و کسی بود که غذا رو میزاشت دهن من

    اونقدر کارها راحت و بدون تلاش فراوان و بدون نیاز به تقلا با هزینه بسیار پایین و انسان های شریف برای من انجام شد

    اما از ی جایی به بعد این نجوا شروع شد با ی اتفاق خیلی کوچیکه که همونجا هم خداوند فریاد میزد که خودتو جمع کن و من نتونستم از منظر خداوند ببینم یا حداقل درخواست هام رو بزرگتر و ایمان داشته باشم

    که تنهایی هم میشه

    نه اینکه الان شرایط ناحالبه نه می‌تونست خیلی بهتر باشه

    ولی تجربه کردم اون قدرت دادن به آدم رو و اون آدم رفتن و احساس تنهایی

    یعنی توی دوبرهه من تجربه کردم که چطور توحید

    اون آرامش و سلامتی احساس اطمینان و پول و ثروت و همه چیز های خوب رو وارد زندگیت میکنه

    و چطور شرک هرانچه که در مسیر توحید ساختی رو آرام آرام میتونه کمرنگ و از بین ببره

    میشود همه چیز رو در آرامش و از منظر خداوند دید و اونقدر روی ذهن و باورهای توحیدی و دیدن زیبایی ها کار کرد که دوباره شاهد ققنوسی بود

    مه از خاکستر در میاد و پرواز کرد

    استاد خیلی سپاسگذارم بابت هرآنچه که در قالب کلمات زیبا به شکلی آرام و متین بیان و اونقدر

    آموزش های شما ریشه در باور های قدرتمند کننده و اجرا در زندگیتون داره که نمیشه سرسری ازشون گذشت

    اینکه همیشه من شرایط زندگیم بهتر شد

    همیشه آرام بودم در دل ما آرامی ها

    همیشه توکل کردم زمانی که توکل کردن ظاهرا امکان پذیر نبود .زمانی که زمستان بود و من امید به بهاری پر از نعمت و ثروت و خوشبختی داشتم

    که بتونم قدم بزنم در دل طبیعت و بگم خدایا شکرت برای این هوای مطبوع و بوی این کل و گیاهان جادویی

    میشود دید هرآنچه را که خداوند خلق کرده از منظری زیبا

    میشود دید هرآنچه نعمتی که انگونه که شایسته است وارد زندگیم شود

    میشود آنگونه دید خداوند را که هست تا زندگی و بهشت را همینجا تجربه کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    عاطفه معین گفته:
    مدت عضویت: 1031 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    خدای عزیزم ای دانای توانا ای بخشنده

    مهربان ای نور آسمان ها و زمین هرآنچه دارم

    از آن توست هر آنچه دارم متعلق بتوست

    خدا جونم شکرت که بهم جان دوباره بخشیدی

    و در این صبح زیبای زمستونی زیبا چشمم به روی جهان و زندگی باز کردی خدایا من در مقابلت ضعیف و ناتوانم و هیچی نمی دونم ، خدا جانم ای صاحب اختیارم من به هر خیری که از سمتت بهم برسه فقیرم و مثل نفس کشیدن هر لحظه بهت نیازمندم منو به راه راست هدایت کن راه

    کسانی که به آن ها نعمت داده ای.

    سلام به استاد عباس منش عزیزم

    سلام به استاد شایسته نازنینم

    سلام به دوستان هم فرکانسی

    به لطف خدا و آموزش های شما استاد عزیزم توحید و خدا پرستی هر روز بیشتر از روز پیش تو دلم جوانه میزنه و اگه بخوام بنویسم باید صفحه ها نوشته بشه جاهایی که فقط قدرت رو به خدا دادم و خدا جوری کارها رو برام انجام داده که خیلی ها نمی تونن باور کنند .

    مثل همین دو روز پیش که ایمانم باز هم قوی تر شد و خدا دوباره برام معجزه کرد چون چشمم بجز خودش و قدرتش کسی رو ندید .

    اما از اونجایی که شرک مثل راه رفتن مورچه

    سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب

    پنهان است

    من از خدا خواستم کمکم کنه ایمانم قوی تر کنم و شرک های مخفی رو پیدا و رفع کنم ،

    از ماه پیش هدایت شدم به فایل های توحید عملی که اولیش همین فایل ارزشمند هست و این بار خیلی متفاوت دارم بهشون گوش میدم مکتوب می کنم و عمل میکنم .

    متوجه شدم چقدر شرک مخفی در درونم هست و از خود خدا خواستم کمکم کنه رفعشون کنم و به لطفش دارم عالی پیش میرم .

    وقتی خوب فکر کردم دیدم من همیشه دلم می خواد همسرم روی خودش کار کنه و هم مسیرم باشه ، خب من چرا دوست دارم ؟

    چون فکر میکنم اگه روی خودش کار کنه درآمدش بیشتر میشه و من راحت تر به خواسته هام میرسم !!!

    پس من قدرت رو به همسرم دادم نه خدا چون روزی من دست خداست نه همسر..

    گاهی جوری رفتار می کنم که قضاوت نشم یا کسی پشت سرم بد نگه ، چرا ؟

    چون اعتبارم پیش مردم برام مهمه ! سبک شخصی زندگی من که به کسی آسیب نمیزنه پس چرا من برام مهمه ، چون اعتبارم به مردم گره زدم و این شرکِ که البته خیلی وقته متوجهش شدم و دارم روی خودم کار می کنم.

    بیشتر شرک های مخفی من به مسائل مالی ربط داره که آگاهانه دارم روشون کار می کنم .

    خدا رو شکر که در این مسیر الهی قرار گرفتم خدا روشکر که می تونم روی خودم کار کنم

    با گوش دادن فایل های توحیدی و آگاهانه پیش رفتن می تونم توحید رو در خودم نهادینه کنم و من دارم می بینم با توحید پیش رفتن با قدرت رو به رب دادن چطور زندگیم در همه ابعاد داره تغییر می کنه.

    خدایا کمکم کن در این مسیر سبز باقی بمونم و هر روز بهتر از روز قبلم عمل کنم

    و یادم باشه که خداست که منبعه من به خدا وصلم من به منبع بی نهایت وصلم و خدا برایم کافیست

    ازتون ممنونم استاد جانم خدا شما رو برای ما حفظ کنه ، عاشقتونم :))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    نیکی گفته:
    مدت عضویت: 575 روز

    به نام خدای عشق

    سلام به همه بنده های توحیدی خدا

    از وقتی که دارم تمرکز بیشتری میزارم روی خود کارکنم.

    هر روز وهر لحظه شرک های زیادی پیدا میکنم.

    من هر جا میرم خرید آن مغازه مشتریش زیاد میشه.

    دیروز صبح رفتم مغازه قصابی گوشت بخرم

    من اولین مشتریش بودم.

    خودم متوجه شدم که آن روز مشتری زیادی داشت.

    فردا قصاب آمد از من تشکر کرد گفت خیلی پاقدمت خوب بود دیروز من کلی بیشتری داشتنم

    من هم تاییدش کردم کلی خوشحال شدم.

    چند دقیقه بعدش متوجه شدم عجب شرکی دروجود من هست.

    مگه من ادعا ندارم رزق روزی وخیر برکت فقط از جانب خداست، چرا من به خودم نسبت دادم.

    خدا راشکر در عرض چند دقیقه متوجه شدم

    اما مهم اینه که هر لحظه آگاهانه وتو حیدی به زندگی نگاه کنم.

    استاد عزیز توحیدی من از خدا وشما سپاسگزارم

    که این آگاهی های ناب رو دراختیار ما قرار میدین

    که فقط بندگی خدا رابکنیم ولاغیر

    خداجون تنها تورا میپرسم وتنها از تویاری می‌جویم ❤️ 🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    آزاده ایلخانی گفته:
    مدت عضویت: 1079 روز

    سلام به همه ی دوستان عزیز و مهربون و همچنین استاد عزیزم و مریم جون عزیز

    من خیلی وقت بود که همیشه میگفتم خدایا کمک همسرم کن که تولیدشون راه بیفته تا زندگیمون از نظر مالی تغییر کنه،

    آیا این نوع نگاه شرک محسوب میشه؟؟؟

    من خودم فکر میکنم که یک نوع شرک هست که من از همسرم میخوام که منو خوشبخت کنه

    البته خودمم کار میکنم و به جای اینکه نگاه رو از همسرم بردارم و قدرت رو فقط بدم به خدا که کمکم کنه و منو هدایت کنه به ایده های قشنگ و کاربردی تا توی کار خودم از نظر مالی به بالاترین سطح برسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: