توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 48 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهسا سمیعی گفته:
    مدت عضویت: 378 روز

    سلام استاد جان ها

    حمد و سپاس مخصوص پروردگار و فرمانروای جهانیان است و بس

    من خیلی شرک آشکار دارم بماند ک از خفی هاش ک خبر ندارم. مثلا در رابطه با همسرم ک درخواست‌هامو همیشه ب اون میگم بجای اینکه ب خدا بگم گاهی ک هوشیار باشم جلوی درخواست کردن از همسرم رو میگیرم ولی گاهی اصلا حواسم ب این موضوع نیست. مثلا برای سفر رفتن ازش میخام ک بریم فلان جا ک مرخصی بگیر حالا پولش از کجا زمان آزاد از کجا همش از همسرم میخام.وقتیای دیگه هم اگه رابطم با همسرم اونطوری ک باب میل منه پیش نره انرژیم کم میشه و اونجوری شاد شاد نیستم و میدونم خیلی شرک بزرگیه اما هنوز نتونستم کامل اینو هندل کنم

    و آخرین شرک ک داشتم امروز صبح بود ک رفتیم ی جایی و شوهرم ازم ی کاری خواست و من میترسیدم بخاطر نگاه و حرف دیگران اون کار رو انجام بدم و همون موقع ب خودم گفتم این شرکه و انجامش دادم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    ذبیح پویا گفته:
    مدت عضویت: 3690 روز

    سلام خدمت استاد و دوستان عزیز در این سایت الهی،

    به گفته استاد در یکی از فایل‌ها:

    فکر می‌کنم کلمه خدا یا عبارت خدایا شکرت، در این سایت بیشتر از هر مسجد بزرگی در جهان استفاده می‌شود.

    و دقیقاً همین‌گونه است؛ و این نشانه توحیدی بودن این سایت است.

    من از سال 1394 که با استاد آشنا شدم، نتایج مثبت و عالی از حضور در این سایت گرفته‌ام. وقتی با خودم فکر می‌کنم، می‌بینم بهترین نتایج زمانی بوده است که قدرت را به خداوند داده‌ام. هر جا پاسخ منفی گرفته‌ام یا نتیجه‌ای دریافت نکرده‌ام، به این دلیل بوده که قدرت را از خداوند گرفته و به افراد یا عوامل بیرونی داده‌ام. این مباحث کاملاً ذهنی است و فکر می‌کنم همه ما به این درک رسیده‌ایم که قدرت را در ذهن‌مان به چه کسی یا چه چیزی می‌دهیم.

    بزرگ‌ترین اسلحه شیطان ترس است. از هر چیزی که می‌ترسم، یعنی به آن قدرت می‌دهم. نقطه مقابل ترس، ایمان است؛ و ایمان و عمل هم‌سطح یکدیگرند. یعنی اگر اقدام نمی‌کنم، در واقع ترس دارم.

    به‌خوبی یادم هست در سال‌های ابتدایی ورودم به این سایت، پس از شنیدن این فایل، آن را کلمه به کلمه و جمله به جمله حفظ کرده بودم و در جمع‌های کوچک آن را دکلمه می‌کردم. برای خودم و شنوندگان بسیار لذت‌بخش بود.

    امروزه شرک مدرن، سجده کردن به مجسمه سنگی یا یاقوتی نیست، بلکه قدرت دادن ذهنی به عوامل بیرونی است. و ما در زندگی عملی استاد مشاهده می‌کنیم موضوعاتی که دیگران آن‌ها را موضوعات اصلی موفقیت می‌دانند، اصلاً مطرح نیستند؛ مثل مدرک تحصیلی خاص، حمایت افراد بانفوذ، یا سرمایه اولیه زیاد.

    خیلی خوب به یاد دارم که دوستمان آقای عطارروشن در کامنتی نوشته بودند:

    خداوند به تلاش‌های شرک‌آلود شما پاسخ نمی‌دهد

    خواندن آن کامنت برای من بسیار کمک‌کننده بود.

    بعد از پروژه تغییر را در آغوش بگیر، تغییرات زیادی در عملکرد روزانه‌ام ایجاد کردم. وقت و انرژی بیشتری را در بستر سایت و گوش دادن به فایل‌های دوره، هم‌جهت با جریان خداوند سپری می‌کنم. البته محتوای این دوره برای من شاید زمان‌بر باشد تا کاملاً درک و هضم شود، اما در فایل‌های اول و سوم، استاد از جریان یک قدرت در هستی سخن می‌گویند که برایم بسیار الهام‌بخش بود.

    پس از پروژه تغییر، مصمم‌تر شدم که بیشتر و بیشتر تغییر کنم. الهام درونی‌ام این بود که باید تمرکز بیشتری بر قدرت خداوند داشته باشم.

    زمانی که خانم شهریاری پروژه شخصی خود را از مباحث توحید عملی آغاز کردند، برای من نشانه‌ای بود که باید این فایل‌ها را بیشتر گوش بدهم.

    بارها برای خودم ترسیم کرده‌ام که توحید، اصل و ریشه این مسیر است؛ ستون اصلی آن است. باید همواره به این ستون توجه داشته باشم، گاه‌گاهی آن را رنگ‌آمیزی کنم و مراقب باشم رنگ سفیدش خاکی نشود.

    اخیراً مقاله‌ای خواندم که نویسنده از قدرت پاک اراده خداوند سخن می‌گفت؛ اینکه این قدرت در سراسر هستی حاکم است و تمام موجودات زنده و غیرزنده بر اساس آن رسالت دارند و مطابق همان رسالت عمل می‌کنند.

    اگر در انجام هر عمل و رسیدن به هر هدفی، قدرت را همواره به خداوند بدهم طبق رسالتم عمل کرده‌ام. اما اگر قدرت را به شرایط، انسان‌ها، مدرک، زمان، تحصیلات، مکان و… بدهم، در واقع قدرت را از خداوند گرفته و به عوامل بیرونی سپرده‌ام.

    طبق گفته یکی از دوستان در کامنت‌ها، ما باید مورچه‌های سیاه زندگی‌مان را شناسایی کنیم و تلاش کنیم آن‌ها را از زندگی‌مان دور سازیم.

    قدرت خداوند را می‌توان در پرواز یک پروانه دید، در طلوع آفتاب، در تولد یک کودک؛ در فکر و ذهنما، در دستانم که اکنون در حال نوشتن این جملات هستند.

    جایی در هستی یافت نمی‌شود که قدرت اراده خداوند در آن جاری نباشد؛ همه‌جا جلوه همان قدرت است.

    خداوند همه چیز برای همه کس می‌شود؛

    به شرط اعتماد،

    به شرط اطمینان،

    به شرط ایمان کامل.

    در زندگی چه می‌خواهیم که در خداوند یافت نشود، که به عوامل بیرونی پناه می‌بریم و به آن‌ها قدرت می‌دهیم؟

    تفاوت انسان‌ها به دلیل تفاوت باورشان نسبت به قدرت خداوند است. چه جمله طلایی و عمیقی!

    مصمم هستم این فایل را به مدت 21 روز، هر روز حداقل یک بار گوش بدهم و دست‌کم پنج کامنت از مورچه‌های سیاه زندگی‌ام را مطابق پرسش این فایل بنویسم.

    برای همه شما از خداوند سلامتی، ثروت، آرامش روحی و روانی و احساس عالی مسئلت دارم.

    با حرمت

    ذبیح پویا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    محجوبه گفته:
    مدت عضویت: 2438 روز

    سلام

    امشب شب سومه

    امروز چندتا خونه دیدم یکیش عالی بود به همسرم زنگ زدم گفتم فلان جا هستم بیا گفت براچی گفتم تو بیا و سریع اومد تا خونه رو دید گفت منکه پول ندارم البته اروم گفت. گفتم باشه حالا بیاببین دیدنش که ضرر نداره جلو بنگاه داره ابرو ریزی نکن زشته خلاصه خندید گفت باشه اومد خونه رو دید احساس کردم دلش خاست ولی گفت گرونه.

    گفتم باشه هرچی تو بگی و رفت.

    یک ساعت بعد زنگ زد گفت یک لینک فرستادم برو این خونه رو ببین از تو دیوار پیدا کردم اونجا بود که قند تو دلم اب شد گفتم عاشقتم

    قبلش با خودم میگفتم اگر بیاد عصبانی بشه چی اگر بگه با اجازه کی خونه دیدی چی اگر بگه چرا تنهایی رفتی چی

    اینا نجواهای ذهن مشرکم بود و باز قلبم میگفت از خدا که بالاتر نیست هیچکس جز خدا نمیتونه به من زور بگه البته زور از نظر من!

    اینا افکار شرک الودی بود و هست که مدام تو ذهنم مرور میشه افکار دیگه مثل اگه خونمونو کم بخرن چی اگه فروش نشه چی اگه خونه گیرم نیاد چی اگه ترامپ حمله کنه چی خونه بخرم بعد افت کنه چی! تمام اینا قدرت هایی هست که من با ذهن معیوبم به بنده های خدا میدم. و هر بار خودمو جمع و جور میکنم که همونیکه مادرشوهرمو فرستاد و بهم گفت برو دنبال خونه همون خدا هم بقیه شو برام جور میکنه! من نگران هیچی نیستم.

    جالبه اصلا تو خونه پیدا کردن استرس ندارم و خیلی ریلکسم.

    همش با خودم میگم الخیر فی ماوقع

    گام سوم برای خرید خونه رو امروز برداشتم و همسرمو راضی کردم و خبر خوب دیگه که بهم داد گفت تا این مبلغ دنبال بگرد که مجبور نشیم ماشین شاسی مونو بفروشیم منم قبول کردم چون این ماشین رو تازه سه ماهه خریدیم و واقعا دوسش داریم. از خدا میخام که فردا هدایتم کنه بنگاهی که خونه خودمو خوب بخرن

    خدایا فردا هم منتظر میمونم تا ببینم چه پلن قشنگی برام داری امروز که اونقدر خونه های قشنگ دیدم و تازه بارون هم اومد و کلی عشق کردم و هر لحظه گفتم این بارون حکم برکت تو زندگیمو داره خدایا شکرت این بارون نشونه برکته

    فردا شب باز میام و از اتفاقات قشنگ فردا

    مینویسم.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    رضا فرسادپور گفته:
    مدت عضویت: 3870 روز

    استاد عباسمنش عزیزم

    من واقعا چی بگم ک چطوری بتونم احساسم رو بگم اصلا

    اینطوری ک حرف میزنید واقا ته دلم یک شوق عجیبی ب وجود میاد

    واقعا نمیدونم

    نمیدونم چی بگم

    واقعا شما هدیه ی خداوندی ک باید درکش کرد.

    واقعا الان اشک تو چشمام هست ک نمیتونم بنوسیم

    فقط میگم که همونی رو گفتین ک دنبالش بود دلم

    و ممنونم….

    سپاسگزارم از خدای خوبم ک هم مسیرم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    فاطمه زهرا یونسی گفته:
    مدت عضویت: 2882 روز

    باسلام به استادخوب ودلسوزخانواده صمیمی عباس منش…

    وسلام به دوستان گلم ازجمله خانم شایسته محترم

    احساسی که دارم قابل وصف وتوصیف نیست ونمیدونم چطوربایدبیانش کنم فقط میتونم

    دریک کلام خلاصش کنم…

    فقط میتونم بگم خدایاشکرت شکرت شکرت

    ازصمیم قلب خداروشکرمیکنم وبسیارسپازگذارم که منوبااستادواین خانواده عزیزودوست داشتنی آشناکرد.

    چندوقتی بودکه دیگه زندگی برام معنایی نداشت وچیزی جزغم وقصه ونگرانی دروجودم نبودخسته شده بودم بااین که همیشه نمازمومیخوندم وسعی میکردم تاجایی که

    ازدستم برمیادمفیدباشم …

    تااین که روزی به بن بست زندگی رسیدم وباخودوخدای خودم عهدکردم که خدایاتاوقتی خودمونشناسم وتاوقتی هدایت وکمکم نکنی که تورواون طورکه بایدبشناسم دیگه نمازبی نماز

    ازش خواستم به راه راست هدایتم کنه راه کسانی که بهشان نعمت داده بوددلتنگش میشدم

    ولی سراغش نمیرفتم میخواستم بهم کمک کنه که وقتی سراغش میرم باعشق برم وفقط برای پرستش وجودخودش برم میخواستم وقتی به درگاهش نمازمیخونم برای رضاوخوشنودیش باشدونه برای نیازخودم

    من خدایی رامیخواستم که عاشقش باشم نه ازسراجباروبرحسب وظیفه ای که روی دوشم سنگینی میکند وقتی به جایش نیاورم خدابخوانم باپررویی تمام گفتم خدایاتاوقتی که خودت رابه من نشناساندی دیگرهرگزروبه سویت نمیکنم وگفتم که حقی هم نداری ازمن ایرادی بگیری …ولی تواین چندماهی که طول کشیدتا من خداروبشناسم همیشه باحسرت به آسمان نگاه میکردم وازدلتنگی گریه میکردم

    آخه دلم براش خییییلی تنگ شده بود

    توبرهه ای بودم که شکست خورده بودم هم ازنظرمالی وهم احساسی …تا این که بعدازچندوقت

    خدادستی ازدستانش رابرای کمک به سویم فرستادوان شخص باعث شدبااستادواین سایت آشنابشم ازاون روزتاحالاحالم خیییلی خوب شده بافایلای رایگاه استادکلی پیشرفت کردم

    همین که خودم راشناختم وبعدازآن خدایم راوخدای درونم را،سپاسگذارخداوندهستم

    همین که ارزش وجودی خودم رادرک کردم وبه خدا اعتمادوایمانی راسخ پیداکردم برایم دنیاهآآاارزش داره آنقدحال خوبی دارم که خواهرم بهم میگه چقدرتوعوض شدی

    چقدرصبورشدی چقدرشاکرشدی وبه خدااعتمادداری …استادآنقدرحال خوبی دارم که لحظه به لحظه خداروشکرمیکنم وسپاسگذارش هستم که شماروسرراهم قراردادتا به ازطریق شما خودم خداربشناسم چقدرخوبه که حالا دیگه میدونم خودم هستم که تمام شرایط زندگیموخلق میکنم وتمام سعی وتلاشم اینه که همیشه احساس خوبی داشته باشم وشکرگذارباشم تا به خواسته هام برسم

    ازشهرخودم مهاجرت کردم به شیرازدنبال کارهستم ومیدونم که خداوندهمان چیزی راکه ازش خواستم باتوکل وایمانی واعتمادی که بهش دارم برام درست میکنه همان طورکه مرابه راه درست هدایت کردوخودش وقانونش رابه من شناساند…

    ان شالله هرچیزی که ازخدامیخوایدبهتون ببخشه وروزبه روزسلامت ترشادتروثروتمندترازپیش باشید…به امیددیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    سپهر آسایش گفته:
    مدت عضویت: 2214 روز

    سلام به فرد فرد تیم قدرتمند عباسمنش

    مخصوصا استاد عزیز و ارجمند

    و همینطور اعضای با قدرت و پرشور سایت

    من نمیدونم چجوری احساسم رو به اشتراک بذارم

    من چند سال پیش عضو سایت بودم و اونموقع میگفتم خیلی خوبه ، حرفای قشنگیه ، و بعد از مدتی خیلی فاصله افتاد بین من و سایت عباسمنش و همین باعث شد سالها تحت بمباران اخبار و حوادث چند سال اخیر کسب و کارم رو از دست بدم و کلی بدهکار بشم .

    و دوباره بعد از چند سال همین چند روز پیش که یکم حالم خوب بود یاد سایت استاد افتادم و یادم افتاد که اونموقع ها چقدر انرژی میگرفتم از صحبتهای استاد ، وارد سایت که شدم تغییر بسیار زیاد و مثبتی رو مشاهده کردم و چندین فایل تصویری و صوتی رایگان رو سریع دانلود کردم و باور کنید کمتر از چند روز فقط و فقط با هندزفری و بدون کار کردن روی باورام احساسی بهم دست داد که الان هم ادامه داره .

    و نتیجه مالی ، خدای من . من یه مغازه شال و روسری دارم که بعد از عید و بعد از تعطیلات کرونا هیچ امیدی به ادامه کسبم نداشتم و تو همین چند روز با گوش دادن مستمر به فایلهای استاد دخلای همین چند روزم باور نکردنی شده و اصلا نگران نیستم که چشم بخورم و دارم به همکارام راز موفقیت این چند روز رو میگم و دخلامو دقیقا اعلام میکنم و جالبه میگن فایلای استاد رو بفرست برامون و من به همشون میگم اگر تشنه هستید بفرمایید این آب . عباس منش دات کام

    دارم بصورت غیر منتظره ای تاثیر تغییر افکار رو میبینم و جالبه که دوستانم هم بنظرم تو چند روز خیلی مثبت شدن ، نمیدونم شاید هم اونا مثبت بودن ولی من نمیدیدم ، بهر حال دارم روی خودم کار میکنم و همچنان دارم از فایلهای رایگان استفاده میکنم و انشالله به یاری خدا همین حال خوبم ادامه پیدا کنه تا بیشتر مجاب به عمل کردن به محصولات بشم و در نهایت اونا رو تهیه کنم .

    استاد درسته که شما گفتید : من اگر نبودم یکی دیگه جای من این تدریس موفقیت رو میکرد ، ولی حالا که قرعه بنام شما افتاده ، از شما و زحمات تیمتون کمال سپاس رو دارم.

    شاگرد شما و کوچیک همه اعضای متفاوت سایت عباس منش

    سپهر آسایش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    امامی گفته:
    مدت عضویت: 2966 روز

    به نام الله یکتا

    سلام خدمت همه هم فرکانسی های محترم و ارزشمند

    امروز درس شیرین یکتاپرستی رو داریم. درسی که ابراهیم حنیف به عنوان خلیفه الله و به عنوان اسوه و الگوی تمام پیامبران و افراد موفق جهان، اون رو تنها عامل خوشبختی بشریت میدونه

    وقتی میشنوید که قرار هست که یک نوشیدنی گوارا و دلچسب مطابق با ذائقتون بهتون داده بشه، چقدر احساس لذت و شگفتی و خوشحالی میکنید؟ مخصوصا اگر تشنه باشید و به شدت دلتون چنین نوشیدنی ای رو طلب کنه؟ درس یکتاپرستی هم دقیقا مرحم و سیراب کننده ی تمام افرادی هست که میخواهند خوشبختی رو در دنیا و اخرت دریافت کنند

    استاد عباس منش به عنوان فردی بسیار موفق در تمام جنبه های زندگیش از یک عامل به عنوان خوشبختی دنیا و آخرت نام میبره و اون توحید یا همون یکتاپرستی هست

    پس بیاییم این شربت شیرین رو در عمل تجربه کنیم. توحید عملی.

    چه درس هایی میتونیم از داستان استاد عباس منش بیرون بکشیم؟ استاد مهاجرت میکنه به بندرعباس و شرایط جوری اتفاق میفته که میتونه درخواست کنه بره سر کار. در حالی که نه آشنایی داشته و نه کسی رو میشناخته.. اما دقیقا «هدایت» میشه باتوجه به «باورهایی که داره» به سمت جایی که «پیشنهاد کار» داده میشه. اگر این هدایت خداوند نیست و اجابت درخواست ها توسط خداوند نیست، پس چیست؟

    ایشون میره وارد اون کار میشه، سه ماه کار میکنه حقوقش رو نمیدن. و اذیت بوده از این موضوع و یک روز استعفا میده و دیگه سر کار نمیره و اتفاقی که میفته این هست که همون روزی که سر کار نمیره همه چیز منفجر میشه و ورق بازی کلا بر میگرده. و حالا در همان کاری که بود و حقوق دریافت نمیکرد خداوند شرایطی رو بوجود میاره که با حقوق و مزایای بسیار عالی وارد اون کار بشه. کی این اتفاق میفته؟ موقعی که استاد اون کار رو رها میکنه و دیگه روی اونها حسابی نمیکنه و باور داره که میتونه پیشرفت کنه و با این باورها که «بار من روی زمین نمیمونه و بالاخره یک راهی پیدا میشه» رو داره «هدایت» میشه و اون روز سر کار نمیره و اتفاقی که میفته این هست که نه تنها حقوق دریافت نشده اش رو دریافت میکنه بلکه ۱۰ برابر حقوق قبلیش رو دریافت میکنه با کلی حقوق و مزایا عالی.

    این جهان به فرکانس افراد پاسخ میده. جهان خشک و تر رو نمیسوزونه. وقتی استاد فردی هست با فرکانس های متفاوت، جهان لاجرم اون رو هدایت میکنه به سمت شرایط بهتر.

    این قسمت به من آموزش میده وقتی باورهای درستی داری و طبق اونها عمل میکنی و پیش میری.. کارت رو ادامه بده جهان به تو پاداش ها رو میده. جهان کارش رو خوب بلده و هیچ کسی هیچ قدرتی نداره و جهان به باورهای تو پاسخ میدهد. پس باورهای خوبت رو تقویت کن و ترمزها رو بردار و با ایمان حرکت کن جهان به همان قدرتی که جاذبه تو رو روی زمین نگه میداره با همون قدرتی که خورشید و فلک رو میگردونه، با همون دقتی قوانینی که باهاش زمان رسیدن یک فضاپیما به ماه رو اندازه گیری میکنن.. باهمون قدرت به تو پاسخ میدهد و تو را به سمت خوشبختی های بیشتر هدایت میکند. این همان داستان توحید عملی ایست. قدرت فرکانس تو اتفاقات زندگی ات را رقم میزند و وقتی تو تلاش میکنی که فرکانس های خوب به جهان هستی ارسال کنی جهان راهی ندارد جز اینکه اتفاقات عالی رو برایت بوجود آورد و هیچ کس دیگه ای هیچ قدرتی ندارد. قدرت تماما در دست خودت و باورها و فرکانس های خودت است پس فقط روی باورهای قدرتمند کننده و ایمانت کار کن و با آن عمل کن.

    اگر کسی فکر میکنه خدا رو پیدا کرده اما ثروت نداره، هم باورهاش در مورد خدا ایراد داره هم در مورد ثروت ایراد داره

    اگر کسی فکر میکنه خدا رو پیدا کرده اما سلامتی نداره، هم باورهای در مورد خدا ایراد داره هم در مورد سلامتی باورهاش ایراد داره

    اگر کسی فکر میکنه خدا رو پیدا کرده اما روابط خوبی نداره با خودش با دیگران با خانواده با فامیل با دوستان با هر کسی که وارد زندگیش میشه هم باورش در مورد خدا ایراد داره و هم باورش در مورد روابط ایراد داره

    و باید بپذیریم که تمام اتفاقات زندگیمون رو در تمام جنبه ها خودمون داریم بوجود میاریم و ما میتونیم باورهای خوبی رو در خودمون پرورش بدیم و اتفاقات زندگیمون رو بنیادین عوض کنیم

    ما میتونیم شخصیتیمون رو عوض کنیم وقتی استاد عباس منش توانسته است که این کار را انجام دهد

    ما قادر به خلق زندگی خودمان هستیم وقتی استاد عباس منش و هر فردی که از قوانین استفاده کرده و زندگی اش را بنیادین تغییر داده است پس آن خدا خدای ما هم هست و به ما هم پاسخ میدهد فقط باید با تعهد روی باورهایمان کار کنیم تا جهان هدایتمان کند به سمت شرایط بهتر. و این شدنی ایست. این امکان پذیر است. قدرت فقط و فقط در دست خداوند است. و لاغیر.

    خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم و این یعنی تمام تلاشمان را به کار میگیریم تا طبق قوانین تو عمل کنیم و کانون توجهمان را مدیریت کنیم.. باورهای مناسب الوهای مناسب داشته باشیم آن را تکرار کنیم و به حرکت کردن ادامه دهیم.

    سپاسگزارم که این متن را مطالعه کردی. هر روز به سمت اتفاقات بی نظیر هدایت شوی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      علی جلالی زمانی گفته:
      مدت عضویت: 2058 روز

      ممنون از شما دوست عزیز کلی انگیزه کرفتم که دوباره شروع کنم امروز دوباره ناامید شده بودم که چرا دارم کار می کنم ولی توی یک مسئله هنوز مشکل دارم و قفل شده ولی با دیدن جمله ی امیدوار کننده شما که باورهای خوبترو تقویت کن ترمزها رو بردار و با ایمان حرکت کن نور امید دوباره در دلم روشن شد که همین مسیری که دارم میرم برم فقط تو زمان مناسبش همه چیز در زندگیمون متجلی میشه

      شما هم هر روز به سمت بهترینها هدایت شوید …سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    هلن گفته:
    مدت عضویت: 4307 روز

    سلام به عزیزانم.

    روز ۲۳ سفرم رو با نام خدایم شروع میکنم.

    وقتی نوشته های پراز عشق خانوم شایسته رو خوندم دیدم منم هدایتی وارد سفر نامه شدم و خدا منو به نوشتن واداشت واز اون روز هم رشدم بهتر شده وهم هدایتهای نابی رو از خدایدخوبم دریافت کردم.

    ورودم به این سفرنامه هم هدایتی بود.

    استاد عزیزم از زمان آشناییم با شما وارد مسیر یکتاپرستی شدم.

    وهر روز بیشتر وبهتر میشم وبتهای درونم را فرو میریزم وباورهایی توحیدی وخدا گونه برای خودم میسازم.

    وچقدر هدایتها از خدا دریافت کردم.

    داستانهای هدایتی که الان وقتی اونارو مرور میکنم میبینم خدا چقدر دقیق ودرست کاراش رو انجام میده.

    در حالیکه من حکمت کارهاش رو نمیدونم و الان که دلیل اونارو فهمیدم بعد مدتها، میبینم بهترین تصمیم همون بوده که خدا بهم گفت اجرا کن.

    خدایا شکرت.

    هدایتها در هر لحظه وجود دارن.

    هدایتها همیشه هستن.

    و هرچه بتونم اعتماد وتوکلم به خدا بیشتر باشه ویکتاپرست باشم بیشتر متوجه هدایتها میشم و میتونم اونارو دریافت کنم وبهش عمل کنم.

    هدایت مختص انبیا نیس.

    هدایت برای همه کسانی است که قدرت رب رو بپذیرن وسکوت کنند

    وتقوا داشته باشند.

    اگه تونستم ورودی ذهنم رو کنترل کنم وسکوت کنم ودر سکوتم با خدا حرف بزنم خدا هدایتهاشو به من میگه.

    اگه قفل زبانم رو ببندم دریچه های قلبم وروحم باز میشه وصدای خدارو میشنوم.

    وقتی که سکوتم بیشتر میشه صدای خدارو میفهمم.

    وقتی هیاهوهای ذهنم رو خاموش میکنم صدای خدارو بسیار واضحومیشنوم ودرک میکنم.

    خدایا شکرت که هدایتهای تو همیشه هستن ومنو مورد لطف ورحمت خودت قرار میدی.

    خدایا شکرت.

    خدایا شکرت.

    هر روز بهتر از دیروز…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    امیرحسین گفته:
    مدت عضویت: 2212 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به سید حسین عباس منش ، استاد بی نظیرم و همه دوستان فوق العاده ی من در سایت

    یادم میاد روزهایی در دوران تحصیل در دوره متوسطه بار ها خوانده بودم که ابراهیم یکتا پرست بود ؛ و حتی به پیامبر اسلام نیز در قران گفته شد بود به آیین او درای.

    بسیار راجب توحید خوانده بودم ؛ اما همه چیزهایی که خوانده بودم جز یک روخوانی و به یاد نگهداشتن برای امتحان نبود .

    سوال هایی در درونم غلغل میزد و هر لحظه به دنبال جواب هایی بودم .

    در ابتدای این مسیر با فایلی از سید حسین آشنا شدم که راجب ابراهیم و یکتا پرستی بود ، که توسط یکی از دوستانم به من ارسال شده بود ؛

    از آن روز تا به حال بیش از چهارسال گذشته و من بیش ازپیش با این مفهوم اشنا شده ام و همه ی همه ی تلاشم را کرده ام تا در همه جای زندگی ام رفتارم با توحید مطابقت داشته باشد.

    ازینکه در روند تکاملی فهم این آگاهی بی نظیرم از خدای یکتا بسیار سپاس گزارم .

    توحید و یکتا پرستی یعنی همین که خدارو بشناسیم ، قوانین اون رو بشناسیم ، بفهمیم چگونه همه جهان را اداره میکند ، چگونه ما را هدایت می کند ، ویژگی هایش را بشناسیم و در تمام باورهایمان به او قدرت دهیم ؛ زیرا او تنها نیروی خیر جهان ، تنها ربّ به معنی مالک و فرمانروای جهان و تنها خالق است ؛

    همه چیز را افریده و هدایت می کند ، همه چیز را روزی می بخشد ، یاری می دهد ، هرکس فرکانس رحمت و فضل اورا ارسال کند ، در مدار رحمت و فضل او در آمده و بی حساب از او دریافت می کند.

    توحید در عمل یعنی استفاده ما از قوانین در تک تک اعمال و رفتارمون ، یعنی پذیرفتن قانون مند بودن جهان ؛ آن هم قوانینی که خدا هرگز از آن عدول نخواهد نکرد و ثابت است .

    یعنی همیشه اعمال و گفتار و افکار ما به گونه ایی باشد که توحید را فریاد بزند؛

    قدرت را از هر عامل بیرونی گرفته و به خدای بدهد .

    خدایی که این قدرت را در من نهاده که من با ارسال فرکانس هایم به جهان ، شرایطم را کاملا مطابق فرکانس ارسالی ام بسازم .

    پس تمام قدرت از آن اوست ، همه کاره اوست .

    اولین دست آورد در این راه ، آرامشی است که از ایمان به قدرتی می آید که همه چیز را در اختیار من نهاده تا من هر گونه دلم بخواد زندگی کنم ، اختیار دست من است ، اگه موفق و ثروتمند و سلامتم زیرا خودم این امور را اختیار کرده ام و اگه هرچیزی در زندگی ام کم است نیز ان را خودم پیشاپیش به جهان اعلام کرده ام و اکنون من کاملا عادلانه بر اساس چیزی که پیشاپیش فرستاده ام توسط خداوند چیده شده است.

    پس وقتی میتوانم قوانین را درک کرده و بدانم که ثابت بوده و درصورت استفاده در جهت دلخواه ، نتیجه کاملا دقیق ، دلخواه من است ، پس اولین دست آورد این آگاهی آرامشی درونی و قلبی در اثر ایمان به خداوند است .

    خدایا از تو سپاس گزارم ، اکنون کمتر شباهتی به چهارسال گذشته ام دارم که در این راه قدم گذاشته و تکاملم را طی کرده ام ، هرچه خودم تلاش ذهنی کرده ام تو با لطفت چندین برابر دریافتی به من داده ایی و مرا هدایت کرده ایی ،

    دوستت دارم خدای من .

    از سیدحسین عزیزم که مثل یک برادر بزرگتر این سال ها ، اموزه هایش در گوشم مثل نصیحت یک داداش بزرگتر می پیچد و در ناخداگاهم جای میگیرد ، سپاس گزارم

    دوستتون دارم بچه ها

    همتونو به دستان خدای رحیم می سپارم

    😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    Erfan گفته:
    مدت عضویت: 1901 روز

    سلام خدمت استادم که نمیدونم چطور ازش تشکر کنم و هرچقد سپاسگذار شما و دوستانی که سایت رو مدیریت میکنن باشم بازم کمه.

    این دیدگاه اولین دیدگاه من بر روی سایت هستش.

    خیلی از فایل هارو بارها من گوش کردم و دیدم حتی بقیه فایل های توحید عملی اما نمیدونم چرا این فایل توحید عملی ۱ رو تا به حال ندیده و گوش نکرده بودم و الان باز برمیگردم به بحث مدار و هدایت شدن.

    کاملا حسی و درونی خداوند به من گفت که بیام این کامنت رو بزارم و من فقط گفتم چشم با وجود این که سرکارم و همه کارهام رو ول کردم و اومدم نشستم به نوشتن کلامی که از قلبم درمیومد.

    من مدتی بود خدارو گم کرده بودم به دلیل اتفاقاتی و سخنانی که تحت عنوان دین گفته میشد اماا همیشه اون احساس درونیم بود اون انرژیی که منو هول میداد بود انگار همیشه یه چیزی یه کسی یه انرژیی همراهم بود من سراسر زندگیم بر اساس هدایت و تکامل به اینجا رسیده و این رو از وقتی با استاد آشنا شدم متوجه شدم.

    من این روزها واقعا به قول استاد که میگه اون موقع ها خیلی لطیف شده بودم منم همین اتفاق برام افتاده تکون میخورم اسم خدا میاد ناخوداگاه اشک شوق از چشمام سرازیر میشه روزها و شب شده اشک ریختم و با خدا صحبت کردم و ازش تشکر کردم

    واقعا همین حس که احساس میکنی خدا کنارته خدا همراهته خدا کمک میکنه خدا فقط قدرت داره هیچکس هیچکاری نمیتونه بکنه و رابطه ای بر پایه عشق و رفاقت با خدا داشته باشی دیگه هیچ چیز از دنیا نمیخوای چون همه چیز خودش برات میاد اصلا نیازی نیست کار شاخی کنی فقط کافیه حرکت کنی اقدام کنی و همه کارهات رو برپایه توحید قرار بدی و سعی کنی قدرت رو فقططط و فقططط به رب جهان به دستان الله بدی همین و بس.

    میخوام یک خاطره از معجزه ای که خدا تو زندگیم داشت رو براتون بگم(من سراسر زندگیم و خاطراتم تبدیل به معجزات خداوند شده)

    من حدود۵ماه میشه که خدمتم تموم شده و حدود ۲ماه میشه فکر میکنم که عضو سایت هستم ولی خیلی وقته با استاد و فایل ها آشنا هستم.

    شاید چیزی که میخوام بگم برای خیلیاتون عادی باشه شاید متوجه نشید من چی میگم یا اصلا تو مدار دیدن این کامنت نباشید ولی من به حسم عمل میکنم.

    من به خاطر مدتی دیر خدمت رفتن ۶ماه اضافه خدمت پشت دفترچه داشتم.از سال ۹۷ به بعد که من رفتم خدمت دیگه هیچوقت پشت دفترچه هارو نبخشیدن به خاطر کمبود سرباز و نیرو.یک سال بعد گفتن فرمانده منطقه میتونه ببخشه ولی من هرجایی که خدمت میکردم تا به اونموقع برای هیچکس بخشیده شده نبود(کل جریان خدمت رفتن و خدمت کردن و … همش سرتاسرش هدایت و لطف خدا بوده)

    من ساکن قزوینم تهران خدمت میکردم تا ۱۸ماه بعد بالاخره انتقالی گرفتم برای قزوین همه میگفتن اگه ۱٪ امکان بخشش تو تهران بود قزوین که اصلاا فکرشم نکن فکر کردن بهشم شوخیه و تا لحظه ای که من رفتم هیچ سربازی اضافش بخشیده نشده بود.

    بعد یه مدتی که اومدم قزوین یه حسی گفت برو نامه بنویس به سردار و درخواست بده

    همون موقع رفتم فرمش رو گرفتم شرایطم و نوشتم و فرم رو دادم به مسئولش. بهم گفت که فردا ساعت ۹ به بعد زنگ میزنیم بهت چون ملاقات تلفنیه گفتم باشه و رفتم.

    یک هفته گذشت و من هیچ تماس و خبری دریافت نکردم تا پاشدم رفتم از مسئولش پرسیدم گفت که سردار عوض شده سردار جدید که مستقر شد باهات تماس میگیریم.گفتم ممنون و پیش خودم گفتم حتما خیره هر اتفاقی بیفته بهترین اتفاقه( جالبیش اینه که من اصلا تا اون موقع با این فایل های بی نظیر و همچنین کاملا با استاد آشنایی نداشتم)

    بعد چند روز زنگ زدن بهم بیا برای ملاقات و مسئلت رو بگو و خیلی هم عالی باهام رفتار میکردن هبچکس اصلا باورش نمیشد

    زمانی که من رفتم برای ملاقات خیلی با عزت و احترام باهام رفتار کردن و گفتن موضوع ملاقاتت چیه گفتم ۶ماه اضافه خدمتم و نامه درخواستمم قبلن داده بودم. نگاه کردن و بررسی کردن گفتن بخشیده شده همون لحظه خشکم زد که چجوری من که هنوز صحبت نکردم گفتن سردار نامه ای که دادی رو دیده و بخشش زده(سرداری که تازه اومده بود کلن ۲روز بود مستقر شده بود و برای همه عجیب بود که چطور)

    طبق بخششی که زده بود من ۲روز بعدش کاملا به صورت قانونی خدمتم تموم میشد و این برای همه معجزه بود ولی من به این اتفاق ایمان داشتم و به هیچکس بها ندادم و قدرت رو به هیچکس ندادم.

    به هر اتفاقی تو زندگیم میبینم سراسر فقط رد پای خدارو میبینم به همین دلیل خیلی زیاد جدیدن لطیف شدم و حرف خدا میشه گوشام ۴تا میشه.

    سپاسگذارم از استاد که به من و این همه انسان یه همچین آگاهی هایی که دادن دستتون رو میبوسم که دارین یکتا پرستی رو ترویج میدین و مارو آگاه تر میکنید.

    و همچنین سپاسگذارم از شمایی که متعهد شدین به تغییر زندگیتون و تا الان کامنت من رو خوندید از خدای قدرتمندم بهترینارو براتون میخوام.❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: