اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام آقای عباسمنش و سلام خانم شایسته و سلام به شما دوست سپاسگزاری که داری نظر من را میخونی 🌹🌹🌹
راستش تا حالا برای هیچ کدام از فایل هایی که تا حالا دیده بودم اینقدر صبر نکرده بودم برای فهمیدنش، شاید در لحظه میفهمیدم اما هر چه میگذشت بیشتر میخواستم بفهممش … این فایل را چند بار گوش دادم. انقدددر نوشته ی قبل از فایل زیباست که متوجه این میشوم که کاملا با تمام وجودتون آن رو نوشتین، هر جمله ای که میخونم میخوام دوباره برگردم و بخونمش نمیخوام از این کلمه ها ساده رد بشم.
واقعا که من هم برای این آمده بودم تا ثروتمند بشوم آمده بودم تا روابط بهتری را تجربه کنم آمده بودم تا به خواسته هام برسم و واقعا که الان میخوام آنچنان یکتا پرست بشوم که برای رسیدن به خدا زندگی کنم. میخوام بگم بسم الله الرحمن الرحیم تا ادامه این مسیر هم برای خدا باشد.
خدا همه چیز هست همه چیز💕💕💕 چه زیباست رها بودن و اعتماد کردن به خدا ، خواسته های کوچک و بزرگ ما برای خدا فرقی نداره ، رسیدن ما به خواسته هامون به اندازه ای هست که خدا را باور کردیم
چقددددر این جمله زیباست که اگر یکی مثلا فکر میکنه خدا را باور داره اما روابط خوبی نداره هم باورهاش درمورد خدا ایراد داره هم در مورد روابط…
وقتی یه نفر خدا را باور داشته باشه یه خدای وااااقعی خدایی که تنها منبع قدرت جهانه خدایی که بالاتر از حد تصوره که بخوام توصیفش کنم، اونوقت همه چیز داره …. از خدا میخوام ایمانمون را بیفزاید و اونقدر ایمان داشته باشیم و اونقدر باورهای درستی برای خودمون بسازیم تا بتوانیم در عمل توحیدی باشیم ، ایمانی که عمل نیاورد حرفی بیش نیست… و حقیقتا که تفاوت نتایج ما، تفاوت در میزان توانایی مان در اجرای توحید در عمل است.
خدارا شاکرم که من را به این مسیر هدایت کرد و خدا میداند که با ادامه دادن این راه به چه چیزهایی برسم و خدا میداند که اگر همیشه هدفمون رسیدن به او باشد چه در هایی از نعمت به روی ما باز میکند .
خداجون ما را به راه راست هدایت کن راهی که به سوی تو باشد و راهی که برای تو باشد. خدایا مارا ثابت قدم بدار.
من واقعا نمیدانستم که در برگ بیست و سومم از سفرنامه ی تحول زندگیم چه باید بنویسم فقط گفتم شروع کنم هرچه به دلم راه یافت مینویسم. و واقعا انتخاب اسم توحید عملی بسیار قابل تامل هست.
💎💎💎
شما راهی که انتخاب کردین رو خیلی خوب ادامه دادین و نشانه ی حرفم کسی مثل من هست که ساعت ها غرق در خواندن مطالب سایت و گوش دادن به فایل ها میشوم.
خدایا میگم شکرت اما نمیتوانم ذره ای شکرت را بجای اورم و من مبهوت بزرگی تو ام .💖
در پناه رب و تنها معبود و تنها قدرت جهان باشیم.🌷🌷🌷
واقعا از شما ممنونم که به قلبتون گوش دادین و نوشتین و چقدر زیبا
شما دست خدا بودید ، شما پیام آور خدا بودید برای من
من قبل از این لحظه داشتم با یه نفر در مورد قوانین جهان و توحید عملی صحبت میکردم و دقیقا الان که دوباره متنم را خوندم دقیییقا متوجه شدم که از همون جمله ها بهش میگفتم بعد از اینکه صحبتمون تمام شد یه سر به موبایلم زدم دیدم ایمیل اومده برایم که شما پاسخ دادین، چه قدر در زمان درست و در مکان درست …
وااااقعا ممنونم من شما را تحسین میکنم اینکه اومدید و نوشتید بی دلیل نبود شما باعث شدید تا من بفهمم که راهم درست هست شما دست خدا شدید تا بیشتر خدا را و نگاهش را حس کنم .خدا بی نهایت بزرگ و مهربان است. الهی که همیشه غرق در عشق خدا باشیم .
امیدوارم خدا همیشه مارا به راه راست هدایت کنه و ایمان ما را بیفزاید و مارا در راه راست ثابت قدم بدارد.
خدارا هزار بار شکر و ارزوی ایمان بیشتر برای شما و همه و خودم دارم.
اول بار که متن شما را خواندم اشک از چشمانم جاری شد همون لحظه فهمیدم که این نشانه ی خداست و خدا با من صحبت کرد.
ممنونم که اینقدر زیبا نوشتید و به قلبتان گوش سپردید.🌻🍃🌻🍃🌻🍃
در پناه خدای الله و رب و تنها قدرت این هستی باشی عزیز دلم.🌹🌷🌹🌷
سلام حدیث عزیزم از خوندن متن ساده و بی آلایشی لذت بردم واشک در چشام جمع شد و نکته بداری کردم از نوشته های که خیلی روشن و واضح از الهامات قلبیت نشات گرفته بود
اى کسانى که ایمان آورده اید! از خداوند پروا کنید و هر کس به آن چه براى فرداى (قیامت) خود فرستاده است، بنگرد. باز هم از خدا پروا کنید که خداوند به آنچه انجام مى دهید، به خوبى آگاه است.
خدایا،
سپاسگزارم که همیشه اینجایی…
در سکوت صبح، در آواز فاختهای که بر دودکش خانه نشسته،
در لحظههایی که من از یاد میبرم قدرتت را و دل به آدمها میسپارم،
تو آرام یادآورم میشوی که راه همیشه به سوی توست.
خدایا، سپاسگزارم از فضل بیکرانت،
که همیشه در مسیرم نوری نشاندهای تا گم نشوم.
از تو ممنونم به خاطر هدایتهایت، که حتی در سردرگمیها، نشانههای آشکارت را به دلم میفرستی.
سپاس از موقعیتهایی که شاید در ظاهر سخت بودند، اما در عمقشان رشد و حکمت نهفته بود؛
از شرایطی که مرا ساخت، مرا آزمود، و مرا به خودم شناساند.
خدایا، شکر برای آدمهایی که از روی رحمتت در مسیر زندگیام گذاشتی ،کسانی که با حضورشان درسِ عشق، صبر، بخشش و درک را به من آموختند.
شکر برای لحظههای آرامش، برای فرصتِ دوبارهدیدنِ زیباییها،
برای نسیمهایی که بیصدا بر چهرهام نشستند و در آن لحظه، حضور تو را به یادم آوردند.
خدایا، هر چه دارم از توست،
هر خیر و هدایت، هر لبخند و اشک، هر اتفاق و هر انسان —
همه و همه از فضل بیپایان توست.
من راضیام به هر آنچه تو رقم بزنی،
چون مطمئنم تو فقط خیر میخواهی برای قلب کوچکم.
سپاس، ای خدای مهربان، برای هر آنچه هست و هر آنچه خواهد بود
این روزها یاد گرفتهام تکیهگاه واقعی تویی،
آرامشم از همان لحظهای آغاز میشود که همه چیز را به دستان قدرتمندت میسپارم.
میدانم هر اتفاق، حتی اگر تلخ باشد، نشانهای از مهرت است،
راهی برای رشد، برای فهمیدن، برای باور کردن اینکه خیرِ من را بهتر از خودم میدانی.
خدایا، هنوز در مسیرم، هنوز گاهی تکیهگاه را اشتباه انتخاب میکنم،
اما تو هر بار، با مهربانی بیانتهایت، دستم را میگیری و یادم میدهی عشق واقعی از تو آغاز میشود.
من عاشق توام، ای خدای مهربان،
سپاس که مرا هیچگاه رها نمی کنی ️
سلام به استاد توحیدیم
سلام به استاد شایسته مهربانم
سلام به دوستان بهشتی ام
خدایا، سپاسگزارم که در مدار دریافت این آگاهیها قرار دارم،سپاسگزارم به خاطر این هم زمانهای زیبا،اینکه من از چند روز پیش هدایت بشم به گرفتن چله برای فقط فایلهای توحیدی ،اینکه هرروز در اتفاقات زندگی ام به خودم یاد آوری کنم فهیمه چقدر به خدا اعتماد داری ؟یادت باشه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست ،اعتماد کردم ونتیجه این اعتماد ایمان بیشتر من بود خدایا شکرت که یادم دادی ترسها توهمی بیش نیستند
صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
قبل اینکه به این مسیر هدایت بشم ،خداوند رو قدرت مطلق می دانستم وهمیشه باورم این بود که هیچ برگی بی اذن او بر زمین نمی افتد ،ولی این باور آگاهانه وکامل نبود ،تا یکم شرایط سخت میشد منم دلم میگرفت، روی ذهن ناقص خودم حساب میکردم ،روی کمک دیگران ،دایی ،عمه ،خاله ،رئیس شرکت ،حتی وقتی به این مسیر هدایت شدم هنوز هم این ایمانِ کامل نبود ،چون دقیقا شرک مثل راه رفتن مورچه ،روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب ،پهنان هست
وقتی در دی ماه 1401 به یک تضاد برخوردم که از دید بقیه بدترین اتفاق زندگی هر کسی میتونست باشه ،متوجه شدم چقدر این شرک، که قدرت رو به آدما ،به رئیس شرکت ،… دادم در وجودم پنهان هست ،بعد از اینکه با اون تضاد متوجه شدم خداوند عمری دوباره به من بخشیده ،سعی کردم دلیل این فرصت مجدد رو پیدا کنم ازخودش سوال کردم ،به این درک رسیدم که اگر میخوام سعادت این دنیا واون دنیا رو داشته باشم باید خودم رو تغییر بدم ،تمرکزم رو از روی دیگران برداشتم وگذاشتم روی خودم ،با جدیت وتعهد بیشتری شروع کردم به کار کردن روی خودم ،درسته بعد از بازگشتم به مسیر دیگه مثل قبل نه روی آدمها ونه روی خودم حساب نمیکردم ،اگر شرایط اقتصادی سخت میشد ،اگر اتفاق ناگواری می افتاد به خودم میگفتم ،این همان اتفاقِ خوبِ هست ،همون خدایی که در اون شرایط به من فرصت مجدد زندگی داد ،همون خدا اینجا هم هست پس نگران نباش ونترس ،فقط به او توکل کن،اگربخوام با خودم صادق باشم،با اینکه تمام تلاشم این بوده که به عوامل بیرونی قدرتی ندم وخداروشکر به لطف خدای مهربان وآموزه های شما خوب عمل کردم، هنوز گاهی مواقع قدرت رو به همسرم میدم، هرچند در این زمینه نسبت به قبل خیلی بهتر عمل میکنم وبه جای حساب کردن روی او ،سعی کردم روی خدایِ او حساب کنم ولی میدونم که هنوز جایِ کار دارم،ولی خوشحالم که هرروز دارم تمرین میکنم که قبل از اینکه کاری انجام بدم یا تصمیمی بگیرم اول فکر کنم که آیا برای انجام این کار ،روی شخص خاصی حساب کردم یا روی خدا ،آیا این تصمیم از روی ترس ونگرانی است یا از روی ایمان وتوکل
خدایا شکرت….شکرت….شکرت
عاشقتونم واز صمیم قلبم ازتون سپاسگزارم
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم. خانم شایسته نازنین
وهمه دوستان بهشتی ام.
توحیدعملی- قسمت 1
بخش اول:
■روایت تولدی دوباره در مسیر خداشناسی وخودشناسی
مقدمه:
خدایا…
سالها تو را صدا میزدم اما نمیشناختمت…
از تو میخواستم اما نمیدانستم چقدر نزدیکی…
درد میکشیدم و فکر میکردم سهم من از زندگی همین است…
خدایا…
بیست سال با سردردهایی زندگی کردم که انگار میخواستند مرا از پا دربیاورند…
با غمهایی که نامشان را افسردگی گذاشته بودند…
با شبهایی که خواب به سختی به چشمهایم می امد…
اما تو آرام و بیصدانگاهم میکردی…
تا روزی که دستموگرفتی…
تا روزی که مرا به مسیری رساندی که خودت میخواستی…
تاروزی که پیامبرزمانه ات استادسیدحسین عباسمنش راسرراهم قراردادی…
آن روزفرارسید…
روزی ازروزهای فصل زیبای بهارسال 98
روزرهایی…
خدایا شکرت…
که در اوج ناآگاهی…
هدایتم کردی…
شکرت که مرا با خودت آشنا کردی…
شکرت که به من نشان دادی زندگی میتواند رنگ دیگری داشته باشد…
● قبل از سال 98؛ زندگی بدون شناخت قوانین الهی
تا قبل از سال 1398 زندگی من «باری به هرجهت» بود.
هیچ شناختی از قوانین جهان هستی وقوانین الهی نداشتم. نمیدانستم افکارم، احساساتم و باورهایم چگونه زندگیام را میسازند.
نمی دانستم خداوندقدرت خلق زندگی ام رابه خودم داده.
فقط نفس میکشیدم.
فقط برای دیگران زندگی میکردم.
احساس ارزشمندی در من تقریباًزیر صفر بود.
احساس لیاقت به مراتب وخیم تر.
همیشه خودم را عقبتر از دیگران میدیدم.
سالها با این ذهنیت زندگی کردم که وظیفه من صرفاراضی نگه داشتن دیگران است وبس.
حتی اگر خودم ودرونم فرسوده شود.
●بیست سال همراه با سردرد میگرن، افسردگی و بیخوابی
حدود بیست سال مبتلا به سردردهای میگرنی بودم.
دردهایی که گاهی زندگی عادی را برایم غیرممکن میکرد.
در کنار آن:
• افسردگی خفیف اما مداوم
• خواب ناآرام
• وابستگی به داروهای آرامبخش وخواب اور.
به جایی رسیده بودم که واقعاً احساس میکردم به آخر خط نزدیک شدهام واقعادیگه بریده بودم.
انگار زندگی چیزی بیشتر از تحمل کردن نبود.
●نقطه عطف زندگی ؛سال 98 و یک هدایت معجزهآسا
اوایل سال 1398 اتفاقی افتاد که امروز ان را چیزی جز معجزه وهدایت الهی نمیدانم.
خداوند دستم را گرفت و مرا در مسیر اشنایی باپیامبرزمانه اش استادعباسمنش قرارداد.
اولین فایلی که ازاستادگوش دادم فایل «توحید عملی 1»بود.
هنوز هم آن روز را فراموش نمیکنم…
درهمان روزهای اول اشنایی بااستادعباسمنش باورم نمیشد صحبتهای یک انسان بتواند اینقدر گرم، زنده و تاثیرگذار باشد.
●توحید عملی؛ آشنایی با خدای واقعی
فایلهای «توحید عملی» ودرادامه سایرفایلهای دانلودی ودوره های ثروت1، دوازده قدم، کشف قوانین زندگی وهم جهت باجریان خداوندواین اواخردوره قانون افرینش برای من فقط آموزش نبودند.
یک دروازه بودند…
دروازهای به جهانی دیگرکه به روی من گشوده شد…
آرامآرام عاشق خدایی شدم که تا آن روز نمیشناختم.
خدایی که مهربان است.
خدایی که علیه من نیست.
خدایی که میخواهد من رشد کنم.
شکوفا شوم.
و بهترین نسخه خودم باشم.
شب و روز فایل گوش میکردم.
گریه میکردم.
احساس میکردم سالها تشنه بودهام و حالا به آب رسیدهام.
●اشکهایی که شفابخش بودند
آن روزها فقط گوش میدادم و اشک میریختم.
نه از غم…
بلکه ازرهایی…
انگاردریچه دیگری از دنیای دیگری به رویم باز شده بود.
فقط با تغیر نگرش، تغییر باور و اتصال عمیقتر به خدا.
بیش از شش سال است که به پزشک مراجعه نکردهام.
حتی اگر سرماخوردگی کوچکی هم بوده باداروی شفابخش استادباخوردن یک لیوان آب ولرم+یک قاشق عسل طبیعی+نصف لیموترش تازه خیلی سریع بهبود پیدا کردهام.
اما مهمتر از همه این بود که «احساسم» عوض شد.
خیلی زودبه اصل مهم وهسته اموزشهای استادعباسمنش پی بردم
احساس خوب = بااتفاقات خوب
احساس بد = بااتفاقات بد
●از احساس بیارزشی تا افتخار به خود
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم به خودم افتخار میکنم.
به اینکه جرأت کردم مسیرم را عوض کنم.
به اینکه انتخاب کردم آگاه شوم.
واژه «خدایا شکرت» ورد زبانم شده است.
نه از روی اجبار…
بلکه از عمق قلبم.
هر روز سپاسگزارتر میشوم.
و هرچه بیشتر شکر میکنم، اتفاقات خوب بیشتری وارد زندگیام میشود.
●روان شدن چرخ زندگی
این روزههانه اینکه احساس میکنم بلکه دارم تجربه میکنم چرخ زندگیام روانتر میچرخد.
اتفاقات خوب از در و دیوار میرسند.
نه اینکه چالشی وجود نداشته باشد.
اما دیگر نگاه من به تضادها وچالش هاتغیرکرده است.
امروزبه برکت اموزههای استادخوب میدانم:
• هر اتفاقی پیامی دارد.
• هر چالشی فرصتی برای رشد است.
• من تنها نیستم.
• من فقط روی خداحساب میکنم.
• من هیچ قدرتی به عوامل بیرونی نمیدهم.
• قدرت فقط ازان خداودردستان خدااست.
●دگرگونی در همه ابعاد زندگی
نتیجه 6سال تلاش مستمرهمراه باعشق دراین مسیرزیبا، تحول در همه ابعاد زندگیام بود:
•آرامش درونی
به آرامشی رسیدم که قبلاً تجربه نکرده بودم. آرامشی عمیق نه وابسته به شرایط بیرونی.
•قدرت درونی
قویتر شدم. دیگر خودم را قربانی شرایط نمیدانم.
️ •روابط عاطفی
روابط عاطفیام عالی شده است. وقتی درون انسان آرام میشودروابطش هم متحول میشود.
•خروج از دایره امن
از دایره امنم خارج شدم.
کارهایی را شروع کردم که روزی فقط آرزو بودند.
•شکوفایی فردی
احساس میکنم شکوفا شدهام.
تصمیمهای بزرگی میگیرم که قبلاً حتی جرأت فکر کردن به آنها را نداشتم.
•تشنگی بیشتر برای رشد
اکنون که بیش از شش سال از آن روزهای شیرین میگذردنه تنهااشتیاقم کم نشده
بلکه هر روزمشتاق ترو تشنهتر میشوم.
هر روز میخواهم بیشتر یاد بگیرم.
بیشتر رشد کنم.
بیشتر خدا را بشناسم.
بیشتربه خودشناسی برسم.
این مسیر برای من یک مسکن ودوره موقت نبودونخواهدبود.
این مسیربرای من تبدیل به یک سبک زندگی شده.
بخش دوم:
تمرین:
صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
پاسخ:
ازسال 98که خداوند دوستم داشت ومنو به مسیر بیداری هدایت کرد و از طریق آموزههای استاد بزرگوارم سیدحسین عباس منش وارد مسیری شدم که امروز بعد از 6 سال ان را بزرگترین نعمت زندگیام میدانم.
در این سالها یکی ازعمیق ترین وکاربردی ترین درسی که ازاستاد اموختم این است که تنها تکیهگاه واقعی من “خداوند”است و اگر قدرت را به غیر او بدهم ارامشم را از دست داده ام.
اما صادقانه اعتراف میکنم که هنوز هم در بعضی از بخشهاوگوشه های ذهنم ناخواسته به عوامل بیرونی قدرت داده ومیدهم گاهی رسیدن به یک موفقیت گاهی به شرایط اقتصادی، گاهی به نظر وتایید دیگران، گاهی به رفتار اطرافیان، گاهی به قدرت افرادوفردخاص در ذهنم پررنگتر از خدا شده و ناخودآگاه تصور کردهام که نتیجه زندگیام به انها وابسته است. اینها همان شرکهای مخفی هستند که وقتی دقیق میشوم رد پایشان را در گوشههایی از ذهنم میبینم.
اماامروز آگاهانه انتخاب میکنم که این بتهای ذهنی را بشکنم. تصمیم گرفتهام هر زمان ترسی در دلم افتاد یا عاملی بیرونی خواست در ذهنم بزرگ شودفوراً برگردم به اصل توحید. با تکرار جملات تاکیدی توحیدی با یادآوری اینکه
«قدرت فقط ازان خدااست» ذهنم را مدیریت کنم و اجازه ندهم هیچچیز جای خدا را در قلبم بگیرد.
از این پس توحید را به صورت عملی اینگونه اجرا میکنم:
• در تصمیمهایم فقط به هدایت الهی تکیه میکنم، نه به ترسها.
سلام به دوستان عزیزم واستاد گرانقدرم وخانم شایسته عزیز من الان پسرم ازمدرسه اومد ویه پاکت شیر به من داد وگفت من نمیخوام مال شما استفاده کن من از پسرم تشکر کردم ولی بلافاصله یاد حرفهای استادافتادم که رزق ما دست خداست وهمه چیز رو از طرف خدا ببینیم وبدونیم وهمون لحظه گفتم خدایا شکرت این رزقی بود که ازطرف تو اما با دستان پسرم به من دادی وازاین به بعد میخوام تلاش کنم که هرچیزی که واردزندگیم میشه هرچقدرهم کوچک ازطرف خدا ببینم وازاو تشکر کنم تا باورهای توحیدیم قوی بشه باتشکر از استادعزیزم ومریم جون
صادقانه که به درون خودم نگاه میکنم، میبینم در برهههایی از زندگی، ناخواسته به بعضی افراد، شرایط، ترسها و حتی آیندهی نامعلوم قدرت داده بودم. گاهی نظر دیگران برایم تعیینکننده میشد، گاهی شرایط اقتصادی یا رفتار اطرافیان را عامل اصلی شادی یا ناراحتی خود میدانستم. در بعضی لحظات، ترس از قضاوت یا شکست را بزرگتر از حقیقت میدیدم. و فهمیدم که اینها همان شرکهای پنهانی بودند که آرام و بیصدا وارد ذهنم شده بودند.
در زندگی زناشوییام متوجه شدم گاهی آرامش دلم را به رفتار همسرم گره میزنم. اگر او مهربانتر و توجهش بیشتر باشد، حال من خوب است؛ اما اگر سرد باشد یا مطابق انتظارم رفتار نکند، درونم بههم میریزد. وقتی عمیقتر نگاه میکنم، میبینم در آن لحظات ناخودآگاه او را منبع آرامش و امنیت خودم قرار دادهام. این همان شرک پنهانی است که باید اصلاح شود.
و تصمیم گرفتم در کنار تلاش برای بهتر شدن رابطهام، آرامش قلبم را فقط از خدا بخواهم. همسرم را دوست دارم و برای زندگیام مسئولانه رفتار میکنم، اما تکیهگاهم انسان نیست. اگر کمبودی ببینم، به جای فرو ریختن، به خدا رجوع میکنم و از او میخواهم دلها را اصلاح کند و رابطهام را هدایت کند.
اما حقیقت در قلب من همیشه این بوده و هست که خداوند قدرت مطلق است. من انسانی هستم که خدا را قدرت مطلق میدانم و تنها او را بندگی میکنم و فقط از او یاری میگیرم. هیچ قدرتی را بالاتر از او نمیبینم. حتی زمانی که قوانین را بهطور کامل نمیدانستم، این حس توحیدی در وجودم بود؛ اما کامل و آگاهانه نبود.
وقتی مفاهیم توحید و قوانین الهی را عمیقتر فهمیدم، مسیرم روشنتر شد. از آن زمان، تمرکزم این شده که چگونه این نگاه توحیدی را در تمام لحظات زندگیام جاری و پایدار کنم. امروز تصمیم گرفتهام:
به جای تمرکز بر عوامل بیرونی، نگاه و اتکای قلبیام را فقط به خداوند بدوزم.
در ترسها، تصمیمها و برنامههایم، اول از او کمک بخواهم نه از ذهنِ مضطربم.
هیچ انسانی را منشأ رزق، عزت یا آرامش خود ندانم، بلکه همه را وسیله ببینم.
هرجا احساس نگرانی یا وابستگی افراطی کردم، سریع برگردم و قدرت را به جای اصلیاش یعنی خداوند بسپارم.
از این پس، توحید برای من فقط یک باور ذهنی نیست، بلکه یک تمرین روزانه است؛ تمرینِ سپردن، اعتماد کردن و دیدنِ دست خدا در همهچیز.
میخواهم این نگاه را هر روز پایدارتر و عمیقتر کنم تا نهتنها در کلام، بلکه در عمل، خداوند را تنها قدرت زندگیام بدانم🩷
امروز صبح بعد از خواندن نماز صبح تصمیم گرفتم که فایل توحید عملی رو ببینم چند روزی بود که داشتم فکر میکردم اصلا چرا باید نماز خوند ؟ خداوند کجاست ؟و … همش دنبال دلیل بودم برای هر آنچه برایم عادت شده بود و ذهنم پر از سوال و چرایی بود….
وقتی شروع به دیدن این فایل کردم انگار خداوند از زبان شما با من سخن میگفت
وقتی که گفتید زنده موندن شما شبیه یک مجعزه اتفاق افتاد تمام مواردی که خطر از بیخ گوشم گذشته بود اومد توی ذهنم و خدا رو شکر کردم هم به خاطر وجود استادی مثل شما در زندگیم و هم به خاطر اینکه منو با شما آشنا کرد و گریستم
از خداوند خواستم همونطوری که رسالت زندگی شما رو براتون مشخص کرد به من هم کمک کنه و خودش راه رو بهم نشون بده
فقط اشک ریختم با هر کلامی که بر زبون آوردید و به خودم گفتم چرا خدا رو بیشتر نمیشناسی قدرت مطلقی که همه چیز در دستان اوست خدایی که به تو میگه فقط از من بخواه و من به تو میدم هر چی که بخوای اما ما آدما به همه کس رو میندازیم تا خواسته مون انجام بشه ولی خدایی که مالک همه چیز هست رو فراموش میکنیم واقعا چرااا
واقعا سپاسگزارم بابت این فایل من فقط از احساسی که داشتم نوشتم و دوست داشتم این حسم رو با سایر دوستان عزیزم در سایت به اشتراک بذارم
امیدوارم همگی ما در هر لحظه هدایت بشیم به سمت رسالت الهی مون و یکتاپرستی جزء لاینفک زندگی هممون باشه
به نام یکتا پروردگار آسمانها و زمین و هر آنچه بین آنهاست
از خدای بزرگم سپاسگزارم که به من کمک کرده توی این مسیر رویایی توی این مسیر عاشقانه حرکت کنیم و به یادمون بیاد که هر آنچه داریم از آن اوست واوست که راهنمای ماست و اگر باورش کنیم زندگی بی نهایت شادی بخش بی نهایت لذت بخش و بی نهایت پر از فراوانی و ثروت و نعمته
خدایا شکرت اگه بخوام از خود قبل از آشنایی با استاد عزیزم بگم یک انسان مشرک که به همه چیز و همه کس قدرت میدادم به پدر و مادر به خانواده ی شوهر که رضایتشان برام مهم بود نیاز به تاییدشون داشتم به پول قدرت میدادم من پول و ثروت رو از اول خیلی دوست داشتم ولی نمیدونستم پول با باورهای درست توحیدی میاد نه با ذهن فقیرم فکر میکردم خودم هستم که پولو بدست میارم همیشه ذهنم دو دو تا چهار تا میکرد من خانه دار هستم و شوهرم کارمند به فکر یک کار آزاد افتادم اول شوهرم رو وادار کردم به یک شغل آزاد بره که نرفت بعد خودم با ذهن مشرکم دنبال شریک گشتم چون فکر میکردم خودم نمیتونم با برادر شوهرم یک مغازه خریدیم حالا قدرت رو داده بودم به برادر شوهرم همه چیز و همه کس توی ذهنم قدرت داشت الا خدای واقعی در ظاهر نماز میخوندم روزه میگرفتم ولی در عین حال غیبت قضاوت و شرک هم بود چالش ها تضادها خیلی بود
تا اینکه خدای مهربانم خدای هدایتگرم هدایتم کرد در اینستا استادم رو دیدم خداوند قلبم رو نرم کرد برای شنیدن صدای زیبای استادم البته قبلش با گذراندن دوره ی شکر گذاری انگار روحم آماده ی هدایت شدن بود
خدای من خدای غفور رحیم بی نهایت شکرت چقدر زیبا با عشق با محبت با گذشت از اشتباهاتم دستمو گرفتی نشوندی توی مکتب توحیدی ات
خدایا شکرت برای وجود استاد عزیزم در زندگی زیبامون
خدای جانم عشقم من اگه لحظه لحظه زندگیم رو شکر کنم نمیتونم فقط شکر این نعمت هدایت شدنم رو بجا بیارم که فراوان فراوان فضل و رحمتت شامل حالمون شده ومیشود و شاکر و سپاسگزار خداوند مهربانم و هدایتگرم و رزّاق و وهّابم هستم
از استاد عباسمنش عزیزم سپاسگزارم که روی خودش کار کرده وهمچنان کار میکنه و الگوی بینظیر برای ماست
از شما عزیزان در این دوره ی بی نظیر خودشناسی سپاسگزارم که کامنت منو خوندید
خداوندامیلیاردهابارسپاسگزارم که هدایت شدم به این سایت توحیدى وبارها درکامنت هایم نوشتم توسط دوست توحیدى ام که حدود ۶سال دراین دانشگاه توحیدى تدریس مى کنه به این مکتب توحیدى هدایت شدم
وامروزبراى اولین بارهدایت شدم به خواندن کامنت پرمعنى این دوست توحیدى ام که به جرات مى تونم بگم من هم ازاین چالش هادرزندگى ام داشتم والان ذره ذره بتون هاى ذهن ام نرم شده وقابل خرد شدن شده وبه امیدخدایى که هرانچه دارم ازاوست باگذروندن دوره ى تکامل روزبه روزشرک ام کمترشده وشریک زندگى ام تنها وتنها
خداى وهاب
خداى فاضل
خداى رحمان
خدایى که ازرگ گردن به من نزدیکتر هست وهرلحظه من رواسون مى کنه به اسونى کارها شریک ثانیه هاى زندگى سرشار ازعشق وشادى وثروت ونعمت من هست
خدارومیلیاردهابارسپاسگزارم براى استادعباس منش درزندگى ام که مرابه خدا وکتاب اسمانى قران نزدیکتر کرد
خدارومیلیاردهابارسپاسگزارم ازدوست جونم خانم ایران نژاد که من رودردانشگاه توحیدى که اماده ى تحصیل بودم ثبت نام کرد
تنها کار تو اینه که باورهای توحیدی بسازی و در ذهنت نهادینه شون کنی
باورهای توحیدی:
شریک قائل نشدن برای خداوند یکتا
چشم امید به دیگران نداشتن
چشم امید فقط و فقط به خدا داشتن
خدا را قادر مطلق دانستن
قدرت همه چیز را به خداوند دادن
نگران هیچ چیز نبودن
خدا را مالک همه چیز دانستن
ایمان به الخیر فی ما وقع
خدا برای من کافی است
من خالق زندکی خودم هستم
هیچ کس تاثیری در زندگی من ندارد
کسی قدرت خوشبخت کردن یا بدبخت کردن مرا ندارد
با خدا باش و پادشاهی کن
خدا همواره در حالت هدایت کردنه منه
خدا میخواهد که من خوشبخت باشم
خدا میخواهد من سلامت باشم
خدا میخواهد من ثروتمند باشم
خدا میخواهد من خوشحال باشم
خدا میخواهد من از نعمت ها و فراوانی ها استفاده کنم
تمام خواسته های من شدنی و امکان پذیر است
خدا همواره برای رسیدن به خواسته ام به من کمک میکند
خداوند تنها قدرت این جهان است
قدرت دیگری جز خدا وجود ندارد
خداوند همواره و در همه حال به من نزدیک است
خدا همه خواسته های من را میداند و همیشه در حال اجابت انهاست
فقط باید خدا را بپرستم و تنها از او یاری بخواهم
خداوند من را لایق آفریده
من لایق تمام نعمت ها و فراوانی ها هستم
من لایق ثروت بی حساب هستم
من لایق سلامتی دائمی هستم
من لایق بهترین روابط عاشقانه هستم
من لایق دریافت آگاهی های الهی هستم
خدا همواره در حال الهام کردن به من است
من لایق شنیدن و درک الهام الهی هستم
خدا همواره برای ایجاد باورهای توحیدی به من کمک میکند
من لایق داشتن باورهای خالص و توحیدی هستم
خداوند همواره در خال زدودن باورهای مخرب و محدودکننده ی من است
خداوند همواره پر حال فرستادن نشانه برای بالا بردن ایمان من است
خداوند میخواهد که ایمان من افزایش یابد
خداوند قدرت خالق بودن خود را به من بخشیده است
خدا میخواهد که من خلق کنم هرانچه دوست دارم را
خداوند عاشق من است و میزان عشق اون به من در تصوراتم نمیگنجد
خداوند میخواهد که زندگی برای من نرم و روان باشد
خداوند همواره در حال روان کردن چرخ های زندگی من است
خداوند همواره در حال آسان کردن من برای آسانی هاست
خداوند همواره ترمزهای ذهنی ام را به من میشناساند و انها را برایم رفع میکند
من بر دوش خدا نشسته ام و شاهد انجام شدن کارهای زندگی ام هستم
من بدون سختی و زحمت به خواسته هایم رسیده ام و در ادامه هم راحت تر و راحت تر به بقیه خواسته ها میرسم
هر چه میگذرد زندکی من روان تر پیش میرود
هر چه پیش میروم کارها سریع تر و ساده تر انجام میشوند
من در مدار رسیدن به خواسته هایم هستم
خواسته های من به سمت من می ایند
من در مدار خداوند هستم
من هم مدار با منبع نور و خیر و برکت جهان هستی هستم
تمام اتفاقات ریز و درشت زندگی به نفع من است
هر اتفاقی میافتد خیری برای در ان است
من قدرت خلق زندگی خودم را دارم
تمام شرایط و اتفاقات گذشته تا الان زندگیم را خودم خلق کرده ام
آینده من در دستان خودم است و با باورهای امروزم در حال ساخته شدن است
من رابطه ی نزدیک و عاشقانه ای با خدای خودم دارم
خداوند من وهاب است
خداوند من رزاق است و رزق بی حساب را برای من میخواهد
من همواره در حال دریافت نعمت های الهی هستم
من همواره در حال دریافت ثروت و سلامتی و شادی هستم
من تمام خواسته هایم برا یکی پس از دیگری تجربه میکنم
خداوند همواره در حال اجابت خواسته های من است
من همواره در حال اجابت و ایمان اوردن به خداوند هستم
خدای من تمام امور زندگیم برا طبق برنامه پیش میبرد
من همواره در مکان و زمان درست قرار دارم
همزمانی ها برای من دقیق و پر از خیر و برکت اتفاق میافتد
خدای مهربانم سپاسگذارم که این جمله ها رو به قلبم اوردی و کمکم کردی مکتوبشون کنم تا بیشتر و بیشتر باورهای توحیدیم تقویت بشه و زندگیم روان تر و راحت تر بشه.
استاد مهربان سپاسگذارم بابت فایل های فوق العاده ی توحید عملی و انتقال خالصانه ی آگاهی های الهی
20 دی ماه 1404
مثبت ترین نکته ای که در زندگی ما وجود داره یادِ خداست.
خدایا شکرت که تورو شناختم و هر لحظه و در هر شرایطی با یاد کردن از تو اروم میشم
خدایا شکرت تورو توی زندگیم حس میکنم و خیالم از همه چی جمعه
خدایا شکرت قوانینت رو به من شناسوندی و با یاداوری اونها امیدوارتر میشم و حالم بهتر میشه
خدایا شکرت درخواست کردن رو یادم دادی و میتونم هر چی میخوام رو با خیال راحت و امید به اجابت شدنش ازت بخوام و در زندگیم ببینم
خدایا شکرت منو اسان کردی برای اسانی ها
خدایا شکرت یادم دادی ورودی هامو کنترل کنم و از این طریق استرس و نکرانی رو در زندگی برام به حداقل رسوندی
خدایا شکرت منو با توحید اشنا کردی و یادم دادی تنها معبود من تو هستی
خدایا شکرت انتظار و توقع از بقیه رو از وجودم بردی و انتظار از خودت رو جایگزینش کردی
خدایا شکرت دارمت و نعمت و برکت تو در زندگیم جاریه
خدایا شکرت که من رو خالق افریدی و یاد میدی چجوری زندگیم رو اونحور که میخوام خلق کنم و از این تجربه ی شگفت انگیز لذت ببرم
خدایا شکرت که من رو از سلامتی ، از روابط عالی ، از مال دنیا غنی کردی و همواره نعمت هارو در زندگیم افزایش میدی
خدایا شکرت که در این زمان و این مکان و این شرایط هستم و سعادت سخن گفتن با تو و شنیدنت رو دارم
خدایا شکرت که راضی هستم از همه چیز و دارم میشنوم که بهم میگی من هم از تو راضی ام بنده ی من
خدایا شکرت که من رو در صراط مستقیم قرار دادی و همواره کمکم میکنی در این مسیر بمونم و ادامه بدم و به ارامش بیشتری برسم
خدایا شکرت به خاطر احساس اطمینان و ارامش از هر قدمی که برمیدارم
خدا جانم نمیدونم چی شد که لایق اینهمه لطف و فضل تو شدم ، نمیدونم چکار کردم که منو غرق در نعمت هات کردی ، ولی اینو میدونم که همینو میخواستم و میخوام ، همین مسیرو ، همین احساسات رو، همین حس نزدیکی به تورو ، همین حس ارامش و اطمینان رو ، تورو میخواستم و میخوام
خدا جانم یکی دو سال پیش که این خواسته رو ازت داشتم اصلا نمیدونستم اینقدر زود و با این کیفیت خواسته مو بهم میدی و زندگی رو برام اینقدر زیبا و لذت بخش میکنی ، چجوری سپاسگذار این حجم از نعمت و برکتت باشم ، با تمام وجودم که از توِ سپاسگذارتم
سپاسگذار این حال خوب
سپاسگذار اطمینان و ارامش که با یاد تو در من شکل گرفته
سپاسگذار احساسی نشدن و واکنش هیجانی نشون ندادن به اتفاقات روزمره زندگی
سپاسگذار اروم شدنم و سپردن کارها به خودت هستم
سپاسگذار جای داشتن در آغوشت و طی کردن مسیر بدون هیچ زحمتی هستم
خدایا کمکم کن فک نکنم بلد شدم ، مغرور نشم در برابرت ، کمکم کن هر روز خاشع تر از روز پیش باشم ، هر روز سعی ام فقط این باشه که بنده ی مخلص تری باشم تا نعمت ها و برکاتت رو بیشتر و بیشتر دریافت کنم
خدایا من به هرانچه که از تو به من برسه فقیرم کمکم کن همیشه در این فقر باقی بمونم ، همیشه فقیرِ تو باشم ، همیشه محتاجِ تو باشم و در این حس و حال باقی بمونم ای ربِ من
خدایا من تسلیم بی چون و چرای توام و کمکم کن همواره تسلیم تو باشم و در این حس ناب زندگیمو بگذرونم. جز این نه چیزی بلدم ، نه میخوام بلد باشم ، من فقط میخوام هر روز بیشتر و بیشتر تسلیم تو باشم ، یادم بده چجوری بیشتر به این خواسته ام برسم ، به تسلیم محض در برابر تو بودن ، به ارام شدن با یاد تو ، به مطمئن بودن با حس کردن حضور تو در زندگیم
سلام و احترام خدمت استاد گرامی و عرض ادب خدمت خانم شایسته عزیز و دوستان هم مسیر
این فایل نشانه امروز من هست که همین بخش ( نشانه امروز من ) باعث شده که حضور خدا رو بیشتر و با ایمان بالا متوجه بشم.
من امروز برای انجام کاری از خدا خواستم که با نشانه ها هدایتم کنه، که این فایل برام روشن کرد که خداوند من رو به مسیر درست و سرتاسر خیر و برکت هدایت میکنه .
ولی من باید سمت خودم رو درست کنم و اون هم چیزی نیست جز ایمان و اعتماد صد در صد به خداوند و شرک نورزیدن.
من علیرضا قصابزاده میتونم بگم که من خدای واقعی رو با شما شناختم، من تا چهار سال پیش اصلا نه به خدا و نه به هیچ کس دیگه اعتقاد نداشتم و در تمام ثانیه های زندگی یک مشرک تمام و کمال بودم.
طبق قانون خداوند بخاطر شرک و باورهای اشتباهم همیشه تو درودیوار بودم، همیشه دلواپس بودم، همیشه نگران آینده بودم، همیشه در ترس و وحشت به سر میبردم ولی با همه بدوبیراهی که به خدا میگفتم باز هم خدا من رو با نشانه ها و دستانش به مسیر هدایت میکرد ولی امان از دست آدم نفهم (خودم)
من در شرایطی به شما هدایت شدم که از نظر مالی هیچ پولی نداشتم که هیچ، حتی بدهکار هم بودم، استاد خدایی که برای من ساخته بودن خدایی بود بی نهایت سختگیر که با کارهایی من کرده بودم باید من رو هم در این دنیا هم در آخرت به شدید ترین شکل مورد عذاب قرار میداد .
خدا یه روز من رو ناخواسته به یکی از فایلهای شما داخل اینستاگرام هدایت کرد که چکیده اون فایل این بود که اگر هرچقدر هم انسان بدی بودی برگرد، من با شنیدن این جمله انقلابی در وجودم به پا شد که علیرضا این خدایی که الان دربارش شنیدی واقعی تره و با عقل بیشتر جور درمیاد.
خلاصه از اون روز به نوعی من خدای خودم رو پیدا کردم و با فایلهای بعدی که از شما گوش میکردم این خدا برام روز به روز عزیز تر میشد و شد همه چیزم، هر جا که بودم چه بیرون چه در خلوت با خدای خودم حرف میزدم، باهاش مشورت می کردم ، ازش تشکر میکردم و نشانه میخواستم و خدا هم جواب میداد.
استاد الان هرروز که از خانه میخوام بیام بیرون اول با خدا حرف میزنم و تمام امورم رو به اون میسپارم و همیشه هم روزم به بهترین شکل ممکن سپری می شه. این خدایی که من الان دارم من رو به جاهایی رسونده که دو سال پیش برام غیر قابل دسترس بود و با عقل منطقی خودم میگفتم دیگه نمیشه کاری بکنم و تا آخر عمر باید به همین شکل سپری کنم، ولی خداوند با بی نهایت دست و هدایت من رو به جایی رسوند که شاید از نظر خیلی ها چیزی نباشه ولی برای من علیرضا آرزو بود و من به عینه معجزه ها رو دیدم و با خیلی از اونها اشکها ریختم.
استاد از شما بی نهایت ممنونم و امیدوارم که تا روز مرگم بتونم به این روند ادامه بدم و با شما و دوستان این سایت همراه باشم.
سلام آقای عباسمنش و سلام خانم شایسته و سلام به شما دوست سپاسگزاری که داری نظر من را میخونی 🌹🌹🌹
راستش تا حالا برای هیچ کدام از فایل هایی که تا حالا دیده بودم اینقدر صبر نکرده بودم برای فهمیدنش، شاید در لحظه میفهمیدم اما هر چه میگذشت بیشتر میخواستم بفهممش … این فایل را چند بار گوش دادم. انقدددر نوشته ی قبل از فایل زیباست که متوجه این میشوم که کاملا با تمام وجودتون آن رو نوشتین، هر جمله ای که میخونم میخوام دوباره برگردم و بخونمش نمیخوام از این کلمه ها ساده رد بشم.
واقعا که من هم برای این آمده بودم تا ثروتمند بشوم آمده بودم تا روابط بهتری را تجربه کنم آمده بودم تا به خواسته هام برسم و واقعا که الان میخوام آنچنان یکتا پرست بشوم که برای رسیدن به خدا زندگی کنم. میخوام بگم بسم الله الرحمن الرحیم تا ادامه این مسیر هم برای خدا باشد.
خدا همه چیز هست همه چیز💕💕💕 چه زیباست رها بودن و اعتماد کردن به خدا ، خواسته های کوچک و بزرگ ما برای خدا فرقی نداره ، رسیدن ما به خواسته هامون به اندازه ای هست که خدا را باور کردیم
چقددددر این جمله زیباست که اگر یکی مثلا فکر میکنه خدا را باور داره اما روابط خوبی نداره هم باورهاش درمورد خدا ایراد داره هم در مورد روابط…
وقتی یه نفر خدا را باور داشته باشه یه خدای وااااقعی خدایی که تنها منبع قدرت جهانه خدایی که بالاتر از حد تصوره که بخوام توصیفش کنم، اونوقت همه چیز داره …. از خدا میخوام ایمانمون را بیفزاید و اونقدر ایمان داشته باشیم و اونقدر باورهای درستی برای خودمون بسازیم تا بتوانیم در عمل توحیدی باشیم ، ایمانی که عمل نیاورد حرفی بیش نیست… و حقیقتا که تفاوت نتایج ما، تفاوت در میزان توانایی مان در اجرای توحید در عمل است.
خدارا شاکرم که من را به این مسیر هدایت کرد و خدا میداند که با ادامه دادن این راه به چه چیزهایی برسم و خدا میداند که اگر همیشه هدفمون رسیدن به او باشد چه در هایی از نعمت به روی ما باز میکند .
خداجون ما را به راه راست هدایت کن راهی که به سوی تو باشد و راهی که برای تو باشد. خدایا مارا ثابت قدم بدار.
من واقعا نمیدانستم که در برگ بیست و سومم از سفرنامه ی تحول زندگیم چه باید بنویسم فقط گفتم شروع کنم هرچه به دلم راه یافت مینویسم. و واقعا انتخاب اسم توحید عملی بسیار قابل تامل هست.
💎💎💎
شما راهی که انتخاب کردین رو خیلی خوب ادامه دادین و نشانه ی حرفم کسی مثل من هست که ساعت ها غرق در خواندن مطالب سایت و گوش دادن به فایل ها میشوم.
خدایا میگم شکرت اما نمیتوانم ذره ای شکرت را بجای اورم و من مبهوت بزرگی تو ام .💖
در پناه رب و تنها معبود و تنها قدرت جهان باشیم.🌷🌷🌷
سلام بر حدیث نازنینم سلام بر عزیزدلم
قلب نازنینم بهم الهام کرد که برایت بنویسم و بی نهایت غرق این ارامش نابت شوم بی نهایت تحسینت کنم
چقدر خدارو هزاران بارشکر میکنم که هرلحظه هدایتمون میکنه هرلحظه مستقیم باهامون صحبت میکنه هرلحظه هدایتمون میکنه
چقدر این ارامش نابت را این عشق بی نهایت درونت را تحسین میکنم جان دل
چقدر تحسینت میکنم این غرق شدنت را چقدر عاشق این ارامشم چقدرعاشق این عشقم
بی نظیر بود با تمام قلبم تحسینت میکنم جان من
عاشقتم
الهی که هرلحظه غرق ارامش غرق بی نهایت اتصال ناب خودش باشی عشق من
سلام بر شما پرنسس الای عزیز💕
خدارا هزار مرتبه شکر
واقعا از شما ممنونم که به قلبتون گوش دادین و نوشتین و چقدر زیبا
شما دست خدا بودید ، شما پیام آور خدا بودید برای من
من قبل از این لحظه داشتم با یه نفر در مورد قوانین جهان و توحید عملی صحبت میکردم و دقیقا الان که دوباره متنم را خوندم دقیییقا متوجه شدم که از همون جمله ها بهش میگفتم بعد از اینکه صحبتمون تمام شد یه سر به موبایلم زدم دیدم ایمیل اومده برایم که شما پاسخ دادین، چه قدر در زمان درست و در مکان درست …
وااااقعا ممنونم من شما را تحسین میکنم اینکه اومدید و نوشتید بی دلیل نبود شما باعث شدید تا من بفهمم که راهم درست هست شما دست خدا شدید تا بیشتر خدا را و نگاهش را حس کنم .خدا بی نهایت بزرگ و مهربان است. الهی که همیشه غرق در عشق خدا باشیم .
امیدوارم خدا همیشه مارا به راه راست هدایت کنه و ایمان ما را بیفزاید و مارا در راه راست ثابت قدم بدارد.
خدارا هزار بار شکر و ارزوی ایمان بیشتر برای شما و همه و خودم دارم.
اول بار که متن شما را خواندم اشک از چشمانم جاری شد همون لحظه فهمیدم که این نشانه ی خداست و خدا با من صحبت کرد.
ممنونم که اینقدر زیبا نوشتید و به قلبتان گوش سپردید.🌻🍃🌻🍃🌻🍃
در پناه خدای الله و رب و تنها قدرت این هستی باشی عزیز دلم.🌹🌷🌹🌷
سلام حدیث عزیزم از خوندن متن ساده و بی آلایشی لذت بردم واشک در چشام جمع شد و نکته بداری کردم از نوشته های که خیلی روشن و واضح از الهامات قلبیت نشات گرفته بود
سلام زهرا جان عزیزم
ممنونم که به قلبت توجه کردی و برایم نوشتی. شما را تحسین میکنم.
در آغوش تنها قدرت جهان هستی باشی عزیزم. از خدا میخوام که همیشه توحیدی زندگی کنیم.
امیدوارم همیشه سالم و شاد و ثروتمند باشی و همیشه به سمت بهترینها هدایت بشی چون بهترینی عزیزم.🌹🌹🌹
سلام حدیث دختر خدا
کامنت ارزشمندت اونقدر زیبا و
جذاب بود که نمیشد براحتی
ازش گذشت
البته که رد پای خدا توش موج
میزد و من هم بنده خدا و گوش
بفرمانش هستم
سپاسگزارم که نوشتی و با
خوندن کامنتت کلی ارتعاش
توحیدی ارسال کردم
در پناه الله مهربون
بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام اوکه هرچه دارم از اوست
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
اى کسانى که ایمان آورده اید! از خداوند پروا کنید و هر کس به آن چه براى فرداى (قیامت) خود فرستاده است، بنگرد. باز هم از خدا پروا کنید که خداوند به آنچه انجام مى دهید، به خوبى آگاه است.
خدایا،
سپاسگزارم که همیشه اینجایی…
در سکوت صبح، در آواز فاختهای که بر دودکش خانه نشسته،
در لحظههایی که من از یاد میبرم قدرتت را و دل به آدمها میسپارم،
تو آرام یادآورم میشوی که راه همیشه به سوی توست.
خدایا، سپاسگزارم از فضل بیکرانت،
که همیشه در مسیرم نوری نشاندهای تا گم نشوم.
از تو ممنونم به خاطر هدایتهایت، که حتی در سردرگمیها، نشانههای آشکارت را به دلم میفرستی.
سپاس از موقعیتهایی که شاید در ظاهر سخت بودند، اما در عمقشان رشد و حکمت نهفته بود؛
از شرایطی که مرا ساخت، مرا آزمود، و مرا به خودم شناساند.
خدایا، شکر برای آدمهایی که از روی رحمتت در مسیر زندگیام گذاشتی ،کسانی که با حضورشان درسِ عشق، صبر، بخشش و درک را به من آموختند.
شکر برای لحظههای آرامش، برای فرصتِ دوبارهدیدنِ زیباییها،
برای نسیمهایی که بیصدا بر چهرهام نشستند و در آن لحظه، حضور تو را به یادم آوردند.
خدایا، هر چه دارم از توست،
هر خیر و هدایت، هر لبخند و اشک، هر اتفاق و هر انسان —
همه و همه از فضل بیپایان توست.
من راضیام به هر آنچه تو رقم بزنی،
چون مطمئنم تو فقط خیر میخواهی برای قلب کوچکم.
سپاس، ای خدای مهربان، برای هر آنچه هست و هر آنچه خواهد بود
این روزها یاد گرفتهام تکیهگاه واقعی تویی،
آرامشم از همان لحظهای آغاز میشود که همه چیز را به دستان قدرتمندت میسپارم.
میدانم هر اتفاق، حتی اگر تلخ باشد، نشانهای از مهرت است،
راهی برای رشد، برای فهمیدن، برای باور کردن اینکه خیرِ من را بهتر از خودم میدانی.
خدایا، هنوز در مسیرم، هنوز گاهی تکیهگاه را اشتباه انتخاب میکنم،
اما تو هر بار، با مهربانی بیانتهایت، دستم را میگیری و یادم میدهی عشق واقعی از تو آغاز میشود.
من عاشق توام، ای خدای مهربان،
سپاس که مرا هیچگاه رها نمی کنی ️
سلام به استاد توحیدیم
سلام به استاد شایسته مهربانم
سلام به دوستان بهشتی ام
خدایا، سپاسگزارم که در مدار دریافت این آگاهیها قرار دارم،سپاسگزارم به خاطر این هم زمانهای زیبا،اینکه من از چند روز پیش هدایت بشم به گرفتن چله برای فقط فایلهای توحیدی ،اینکه هرروز در اتفاقات زندگی ام به خودم یاد آوری کنم فهیمه چقدر به خدا اعتماد داری ؟یادت باشه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست ،اعتماد کردم ونتیجه این اعتماد ایمان بیشتر من بود خدایا شکرت که یادم دادی ترسها توهمی بیش نیستند
صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
قبل اینکه به این مسیر هدایت بشم ،خداوند رو قدرت مطلق می دانستم وهمیشه باورم این بود که هیچ برگی بی اذن او بر زمین نمی افتد ،ولی این باور آگاهانه وکامل نبود ،تا یکم شرایط سخت میشد منم دلم میگرفت، روی ذهن ناقص خودم حساب میکردم ،روی کمک دیگران ،دایی ،عمه ،خاله ،رئیس شرکت ،حتی وقتی به این مسیر هدایت شدم هنوز هم این ایمانِ کامل نبود ،چون دقیقا شرک مثل راه رفتن مورچه ،روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب ،پهنان هست
وقتی در دی ماه 1401 به یک تضاد برخوردم که از دید بقیه بدترین اتفاق زندگی هر کسی میتونست باشه ،متوجه شدم چقدر این شرک، که قدرت رو به آدما ،به رئیس شرکت ،… دادم در وجودم پنهان هست ،بعد از اینکه با اون تضاد متوجه شدم خداوند عمری دوباره به من بخشیده ،سعی کردم دلیل این فرصت مجدد رو پیدا کنم ازخودش سوال کردم ،به این درک رسیدم که اگر میخوام سعادت این دنیا واون دنیا رو داشته باشم باید خودم رو تغییر بدم ،تمرکزم رو از روی دیگران برداشتم وگذاشتم روی خودم ،با جدیت وتعهد بیشتری شروع کردم به کار کردن روی خودم ،درسته بعد از بازگشتم به مسیر دیگه مثل قبل نه روی آدمها ونه روی خودم حساب نمیکردم ،اگر شرایط اقتصادی سخت میشد ،اگر اتفاق ناگواری می افتاد به خودم میگفتم ،این همان اتفاقِ خوبِ هست ،همون خدایی که در اون شرایط به من فرصت مجدد زندگی داد ،همون خدا اینجا هم هست پس نگران نباش ونترس ،فقط به او توکل کن،اگربخوام با خودم صادق باشم،با اینکه تمام تلاشم این بوده که به عوامل بیرونی قدرتی ندم وخداروشکر به لطف خدای مهربان وآموزه های شما خوب عمل کردم، هنوز گاهی مواقع قدرت رو به همسرم میدم، هرچند در این زمینه نسبت به قبل خیلی بهتر عمل میکنم وبه جای حساب کردن روی او ،سعی کردم روی خدایِ او حساب کنم ولی میدونم که هنوز جایِ کار دارم،ولی خوشحالم که هرروز دارم تمرین میکنم که قبل از اینکه کاری انجام بدم یا تصمیمی بگیرم اول فکر کنم که آیا برای انجام این کار ،روی شخص خاصی حساب کردم یا روی خدا ،آیا این تصمیم از روی ترس ونگرانی است یا از روی ایمان وتوکل
خدایا شکرت….شکرت….شکرت
عاشقتونم واز صمیم قلبم ازتون سپاسگزارم
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم. خانم شایسته نازنین
وهمه دوستان بهشتی ام.
توحیدعملی- قسمت 1
بخش اول:
■روایت تولدی دوباره در مسیر خداشناسی وخودشناسی
مقدمه:
خدایا…
سالها تو را صدا میزدم اما نمیشناختمت…
از تو میخواستم اما نمیدانستم چقدر نزدیکی…
درد میکشیدم و فکر میکردم سهم من از زندگی همین است…
خدایا…
بیست سال با سردردهایی زندگی کردم که انگار میخواستند مرا از پا دربیاورند…
با غمهایی که نامشان را افسردگی گذاشته بودند…
با شبهایی که خواب به سختی به چشمهایم می امد…
اما تو آرام و بیصدانگاهم میکردی…
تا روزی که دستموگرفتی…
تا روزی که مرا به مسیری رساندی که خودت میخواستی…
تاروزی که پیامبرزمانه ات استادسیدحسین عباسمنش راسرراهم قراردادی…
آن روزفرارسید…
روزی ازروزهای فصل زیبای بهارسال 98
روزرهایی…
خدایا شکرت…
که در اوج ناآگاهی…
هدایتم کردی…
شکرت که مرا با خودت آشنا کردی…
شکرت که به من نشان دادی زندگی میتواند رنگ دیگری داشته باشد…
● قبل از سال 98؛ زندگی بدون شناخت قوانین الهی
تا قبل از سال 1398 زندگی من «باری به هرجهت» بود.
هیچ شناختی از قوانین جهان هستی وقوانین الهی نداشتم. نمیدانستم افکارم، احساساتم و باورهایم چگونه زندگیام را میسازند.
نمی دانستم خداوندقدرت خلق زندگی ام رابه خودم داده.
فقط نفس میکشیدم.
فقط برای دیگران زندگی میکردم.
احساس ارزشمندی در من تقریباًزیر صفر بود.
احساس لیاقت به مراتب وخیم تر.
همیشه خودم را عقبتر از دیگران میدیدم.
سالها با این ذهنیت زندگی کردم که وظیفه من صرفاراضی نگه داشتن دیگران است وبس.
حتی اگر خودم ودرونم فرسوده شود.
●بیست سال همراه با سردرد میگرن، افسردگی و بیخوابی
حدود بیست سال مبتلا به سردردهای میگرنی بودم.
دردهایی که گاهی زندگی عادی را برایم غیرممکن میکرد.
در کنار آن:
• افسردگی خفیف اما مداوم
• خواب ناآرام
• وابستگی به داروهای آرامبخش وخواب اور.
به جایی رسیده بودم که واقعاً احساس میکردم به آخر خط نزدیک شدهام واقعادیگه بریده بودم.
انگار زندگی چیزی بیشتر از تحمل کردن نبود.
●نقطه عطف زندگی ؛سال 98 و یک هدایت معجزهآسا
اوایل سال 1398 اتفاقی افتاد که امروز ان را چیزی جز معجزه وهدایت الهی نمیدانم.
خداوند دستم را گرفت و مرا در مسیر اشنایی باپیامبرزمانه اش استادعباسمنش قرارداد.
اولین فایلی که ازاستادگوش دادم فایل «توحید عملی 1»بود.
هنوز هم آن روز را فراموش نمیکنم…
درهمان روزهای اول اشنایی بااستادعباسمنش باورم نمیشد صحبتهای یک انسان بتواند اینقدر گرم، زنده و تاثیرگذار باشد.
●توحید عملی؛ آشنایی با خدای واقعی
فایلهای «توحید عملی» ودرادامه سایرفایلهای دانلودی ودوره های ثروت1، دوازده قدم، کشف قوانین زندگی وهم جهت باجریان خداوندواین اواخردوره قانون افرینش برای من فقط آموزش نبودند.
یک دروازه بودند…
دروازهای به جهانی دیگرکه به روی من گشوده شد…
آرامآرام عاشق خدایی شدم که تا آن روز نمیشناختم.
خدایی که مهربان است.
خدایی که علیه من نیست.
خدایی که میخواهد من رشد کنم.
شکوفا شوم.
و بهترین نسخه خودم باشم.
شب و روز فایل گوش میکردم.
گریه میکردم.
احساس میکردم سالها تشنه بودهام و حالا به آب رسیدهام.
●اشکهایی که شفابخش بودند
آن روزها فقط گوش میدادم و اشک میریختم.
نه از غم…
بلکه ازرهایی…
انگاردریچه دیگری از دنیای دیگری به رویم باز شده بود.
باورهایی که سالها مرا محدود کرده بودند
یکییکی فرو میریختند.
برای اولینبار احساس کردم:
• ارزشمندم
• لایق بهترینها هستم
• خدا پشتیبان من است
●درمانی که از درون آغاز شد
خیلی سریع بااستفاده ازاموزههاوتمرینات استادعباسمنش اتفاقات عجیبی افتاد:
• سردردهای بیستسالهام از بین رفت.
• افسردگیام درمان شد.
• خوابم تنظیم شد.
• مصرف داروهای آرامبخش وخواب اورکاملاً قطع شد.
بدون فشار…
بدون اجبار…
فقط با تغیر نگرش، تغییر باور و اتصال عمیقتر به خدا.
بیش از شش سال است که به پزشک مراجعه نکردهام.
حتی اگر سرماخوردگی کوچکی هم بوده باداروی شفابخش استادباخوردن یک لیوان آب ولرم+یک قاشق عسل طبیعی+نصف لیموترش تازه خیلی سریع بهبود پیدا کردهام.
اما مهمتر از همه این بود که «احساسم» عوض شد.
خیلی زودبه اصل مهم وهسته اموزشهای استادعباسمنش پی بردم
احساس خوب = بااتفاقات خوب
احساس بد = بااتفاقات بد
●از احساس بیارزشی تا افتخار به خود
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم به خودم افتخار میکنم.
به اینکه جرأت کردم مسیرم را عوض کنم.
به اینکه انتخاب کردم آگاه شوم.
واژه «خدایا شکرت» ورد زبانم شده است.
نه از روی اجبار…
بلکه از عمق قلبم.
هر روز سپاسگزارتر میشوم.
و هرچه بیشتر شکر میکنم، اتفاقات خوب بیشتری وارد زندگیام میشود.
●روان شدن چرخ زندگی
این روزههانه اینکه احساس میکنم بلکه دارم تجربه میکنم چرخ زندگیام روانتر میچرخد.
اتفاقات خوب از در و دیوار میرسند.
نه اینکه چالشی وجود نداشته باشد.
اما دیگر نگاه من به تضادها وچالش هاتغیرکرده است.
امروزبه برکت اموزههای استادخوب میدانم:
• هر اتفاقی پیامی دارد.
• هر چالشی فرصتی برای رشد است.
• من تنها نیستم.
• من فقط روی خداحساب میکنم.
• من هیچ قدرتی به عوامل بیرونی نمیدهم.
• قدرت فقط ازان خداودردستان خدااست.
●دگرگونی در همه ابعاد زندگی
نتیجه 6سال تلاش مستمرهمراه باعشق دراین مسیرزیبا، تحول در همه ابعاد زندگیام بود:
•آرامش درونی
به آرامشی رسیدم که قبلاً تجربه نکرده بودم. آرامشی عمیق نه وابسته به شرایط بیرونی.
•قدرت درونی
قویتر شدم. دیگر خودم را قربانی شرایط نمیدانم.
️ •روابط عاطفی
روابط عاطفیام عالی شده است. وقتی درون انسان آرام میشودروابطش هم متحول میشود.
•خروج از دایره امن
از دایره امنم خارج شدم.
کارهایی را شروع کردم که روزی فقط آرزو بودند.
•شکوفایی فردی
احساس میکنم شکوفا شدهام.
تصمیمهای بزرگی میگیرم که قبلاً حتی جرأت فکر کردن به آنها را نداشتم.
•تشنگی بیشتر برای رشد
اکنون که بیش از شش سال از آن روزهای شیرین میگذردنه تنهااشتیاقم کم نشده
بلکه هر روزمشتاق ترو تشنهتر میشوم.
هر روز میخواهم بیشتر یاد بگیرم.
بیشتر رشد کنم.
بیشتر خدا را بشناسم.
بیشتربه خودشناسی برسم.
این مسیر برای من یک مسکن ودوره موقت نبودونخواهدبود.
این مسیربرای من تبدیل به یک سبک زندگی شده.
بخش دوم:
تمرین:
صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
پاسخ:
ازسال 98که خداوند دوستم داشت ومنو به مسیر بیداری هدایت کرد و از طریق آموزههای استاد بزرگوارم سیدحسین عباس منش وارد مسیری شدم که امروز بعد از 6 سال ان را بزرگترین نعمت زندگیام میدانم.
در این سالها یکی ازعمیق ترین وکاربردی ترین درسی که ازاستاد اموختم این است که تنها تکیهگاه واقعی من “خداوند”است و اگر قدرت را به غیر او بدهم ارامشم را از دست داده ام.
اما صادقانه اعتراف میکنم که هنوز هم در بعضی از بخشهاوگوشه های ذهنم ناخواسته به عوامل بیرونی قدرت داده ومیدهم گاهی رسیدن به یک موفقیت گاهی به شرایط اقتصادی، گاهی به نظر وتایید دیگران، گاهی به رفتار اطرافیان، گاهی به قدرت افرادوفردخاص در ذهنم پررنگتر از خدا شده و ناخودآگاه تصور کردهام که نتیجه زندگیام به انها وابسته است. اینها همان شرکهای مخفی هستند که وقتی دقیق میشوم رد پایشان را در گوشههایی از ذهنم میبینم.
اماامروز آگاهانه انتخاب میکنم که این بتهای ذهنی را بشکنم. تصمیم گرفتهام هر زمان ترسی در دلم افتاد یا عاملی بیرونی خواست در ذهنم بزرگ شودفوراً برگردم به اصل توحید. با تکرار جملات تاکیدی توحیدی با یادآوری اینکه
«قدرت فقط ازان خدااست» ذهنم را مدیریت کنم و اجازه ندهم هیچچیز جای خدا را در قلبم بگیرد.
از این پس توحید را به صورت عملی اینگونه اجرا میکنم:
• در تصمیمهایم فقط به هدایت الهی تکیه میکنم، نه به ترسها.
• در چالشها به جای نگرانی، توکل را تمرین میکنم.
• همواره تلاش خواهم کرد”الخیرفی ماوقع “را به خودم یاداوری کنم.
• در موفقیتهایم هیچ عامل بیرونی رادخیل ندانم و همه را جلوهای از قدرت خدا ببینم.
• هر روز آگاهانه بررسی میکنم که ایا در ذهنم به چیزی غیر از خدا قدرت دادهام یا نه.
امروز با صداقت مینویسم که میخواهم فقط و فقط روی خدا حساب کنم.
میدانم هرجا آرامش دارم نتیجه توحید عملی است وقدرت دادن به خدااست. هرجا اضطراب دارم نشانه این است که قدرت رااشتباهابه عوامل بیرونی دادهام.
خدایا کمکم کن همیشه یادم بماند که قدرت فقط ازان تواست و در دستان تواست و بس.
●سخن پایانی؛ خدایا شکرت
امروز با تمام وجودم میگویم:
خدایا شکرت…
خدایاشکرت…
خدایاشکرت…
شکر برای دردهایی که مرا بیدار کردند.
شکر برای اشکهایی که مرا شستند.
شکر برای مسیری که مرا به خودت رساند.
من از تاریکی عبور کردم.
نه با زور…
بلکه با آگاهی.
و امروز زندگی برایم فقط «گذران وقت» نیست.
یک هدیه الهی است که هر روزان را با عشق زندگی میکنم.
باعشق
بااحترام
اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ
26بهمن ماه1404
سلام و درود به استاد عزیزم
چقدر بروز رسانی فایلهای توحید عملی همزمانی زیبایی شد که سه روز پیش به دلم بشینه و با جان و دل کل فایلهای توحید عملی رو گوش بدم…
و باور کنید، همون موقع بود که حس کردم یه آرامش عجیب توی وجودم نشست، یه حس بیخیالی و رهاشدگی که قبلش کمتر تجربه کرده بودم…
اعتمادم به خدا اونقدر بیشتر شد که انگار همه چیز دارم راحت به دست خدا میسپرم و هیچ استرسی ندارم.
از وقتی که هدف امسالم رو گذاشتم — که یک خانم توحیدی، آرام و ثروتمندتر بشم — حس میکنم اتفاقهای خوب یکی یکی میافتن…
قدرت حساب بانکیام بیشتر شده، ارامشم عمیقتر شده، و حتی دیدم که این جنس فایلهای ارزشمند روی سایت هم بیشتر شده تا ما راحتتر بتونیم ازشون استفاده کنیم
چقدر همزمانیهای جالب میبینم…
ساعتهای جفت، تنهاتر شدن تو خونه، بیشتر کار کردن، جلسات و دورههای آنلاین… انگار همه دارن بهم میگن: «راهت درسته، ادامه بده!»
واقعا سپاسگزار خداوند مهربونم که این مسیر زیبا رو جلوی پام گذاشته، که هم آرامش واقعی تجربه کنم و هم حس قدرت و فراوانی تو زندگیام جاری باشه…
استاد عزیزم، ممنونم که با این آموزشها و تمرینها، قلب و ذهن ما رو با توحید و آرامش پر میکنید..
واقعا حس میکنم هر لحظه دارم رشد میکنم و مسیرم رو درست طی میکنم…
الهی شکرت برای این مسیر زیبا ولذتبخش که هربار آسان می شویم برای آسانیها…
سلام به دوستان عزیزم واستاد گرانقدرم وخانم شایسته عزیز من الان پسرم ازمدرسه اومد ویه پاکت شیر به من داد وگفت من نمیخوام مال شما استفاده کن من از پسرم تشکر کردم ولی بلافاصله یاد حرفهای استادافتادم که رزق ما دست خداست وهمه چیز رو از طرف خدا ببینیم وبدونیم وهمون لحظه گفتم خدایا شکرت این رزقی بود که ازطرف تو اما با دستان پسرم به من دادی وازاین به بعد میخوام تلاش کنم که هرچیزی که واردزندگیم میشه هرچقدرهم کوچک ازطرف خدا ببینم وازاو تشکر کنم تا باورهای توحیدیم قوی بشه باتشکر از استادعزیزم ومریم جون
️به نام خداوند بخشنده مهربان️
زنده باد استادعباسمنش و خانم مریم شایسته عزیز
صادقانه که به درون خودم نگاه میکنم، میبینم در برهههایی از زندگی، ناخواسته به بعضی افراد، شرایط، ترسها و حتی آیندهی نامعلوم قدرت داده بودم. گاهی نظر دیگران برایم تعیینکننده میشد، گاهی شرایط اقتصادی یا رفتار اطرافیان را عامل اصلی شادی یا ناراحتی خود میدانستم. در بعضی لحظات، ترس از قضاوت یا شکست را بزرگتر از حقیقت میدیدم. و فهمیدم که اینها همان شرکهای پنهانی بودند که آرام و بیصدا وارد ذهنم شده بودند.
در زندگی زناشوییام متوجه شدم گاهی آرامش دلم را به رفتار همسرم گره میزنم. اگر او مهربانتر و توجهش بیشتر باشد، حال من خوب است؛ اما اگر سرد باشد یا مطابق انتظارم رفتار نکند، درونم بههم میریزد. وقتی عمیقتر نگاه میکنم، میبینم در آن لحظات ناخودآگاه او را منبع آرامش و امنیت خودم قرار دادهام. این همان شرک پنهانی است که باید اصلاح شود.
و تصمیم گرفتم در کنار تلاش برای بهتر شدن رابطهام، آرامش قلبم را فقط از خدا بخواهم. همسرم را دوست دارم و برای زندگیام مسئولانه رفتار میکنم، اما تکیهگاهم انسان نیست. اگر کمبودی ببینم، به جای فرو ریختن، به خدا رجوع میکنم و از او میخواهم دلها را اصلاح کند و رابطهام را هدایت کند.
اما حقیقت در قلب من همیشه این بوده و هست که خداوند قدرت مطلق است. من انسانی هستم که خدا را قدرت مطلق میدانم و تنها او را بندگی میکنم و فقط از او یاری میگیرم. هیچ قدرتی را بالاتر از او نمیبینم. حتی زمانی که قوانین را بهطور کامل نمیدانستم، این حس توحیدی در وجودم بود؛ اما کامل و آگاهانه نبود.
وقتی مفاهیم توحید و قوانین الهی را عمیقتر فهمیدم، مسیرم روشنتر شد. از آن زمان، تمرکزم این شده که چگونه این نگاه توحیدی را در تمام لحظات زندگیام جاری و پایدار کنم. امروز تصمیم گرفتهام:
به جای تمرکز بر عوامل بیرونی، نگاه و اتکای قلبیام را فقط به خداوند بدوزم.
در ترسها، تصمیمها و برنامههایم، اول از او کمک بخواهم نه از ذهنِ مضطربم.
هیچ انسانی را منشأ رزق، عزت یا آرامش خود ندانم، بلکه همه را وسیله ببینم.
هرجا احساس نگرانی یا وابستگی افراطی کردم، سریع برگردم و قدرت را به جای اصلیاش یعنی خداوند بسپارم.
از این پس، توحید برای من فقط یک باور ذهنی نیست، بلکه یک تمرین روزانه است؛ تمرینِ سپردن، اعتماد کردن و دیدنِ دست خدا در همهچیز.
میخواهم این نگاه را هر روز پایدارتر و عمیقتر کنم تا نهتنها در کلام، بلکه در عمل، خداوند را تنها قدرت زندگیام بدانم🩷
سلام استاد عزیزم
امروز صبح بعد از خواندن نماز صبح تصمیم گرفتم که فایل توحید عملی رو ببینم چند روزی بود که داشتم فکر میکردم اصلا چرا باید نماز خوند ؟ خداوند کجاست ؟و … همش دنبال دلیل بودم برای هر آنچه برایم عادت شده بود و ذهنم پر از سوال و چرایی بود….
وقتی شروع به دیدن این فایل کردم انگار خداوند از زبان شما با من سخن میگفت
وقتی که گفتید زنده موندن شما شبیه یک مجعزه اتفاق افتاد تمام مواردی که خطر از بیخ گوشم گذشته بود اومد توی ذهنم و خدا رو شکر کردم هم به خاطر وجود استادی مثل شما در زندگیم و هم به خاطر اینکه منو با شما آشنا کرد و گریستم
از خداوند خواستم همونطوری که رسالت زندگی شما رو براتون مشخص کرد به من هم کمک کنه و خودش راه رو بهم نشون بده
فقط اشک ریختم با هر کلامی که بر زبون آوردید و به خودم گفتم چرا خدا رو بیشتر نمیشناسی قدرت مطلقی که همه چیز در دستان اوست خدایی که به تو میگه فقط از من بخواه و من به تو میدم هر چی که بخوای اما ما آدما به همه کس رو میندازیم تا خواسته مون انجام بشه ولی خدایی که مالک همه چیز هست رو فراموش میکنیم واقعا چرااا
واقعا سپاسگزارم بابت این فایل من فقط از احساسی که داشتم نوشتم و دوست داشتم این حسم رو با سایر دوستان عزیزم در سایت به اشتراک بذارم
امیدوارم همگی ما در هر لحظه هدایت بشیم به سمت رسالت الهی مون و یکتاپرستی جزء لاینفک زندگی هممون باشه
به نام یکتا پروردگار آسمانها و زمین و هر آنچه بین آنهاست
از خدای بزرگم سپاسگزارم که به من کمک کرده توی این مسیر رویایی توی این مسیر عاشقانه حرکت کنیم و به یادمون بیاد که هر آنچه داریم از آن اوست واوست که راهنمای ماست و اگر باورش کنیم زندگی بی نهایت شادی بخش بی نهایت لذت بخش و بی نهایت پر از فراوانی و ثروت و نعمته
خدایا شکرت اگه بخوام از خود قبل از آشنایی با استاد عزیزم بگم یک انسان مشرک که به همه چیز و همه کس قدرت میدادم به پدر و مادر به خانواده ی شوهر که رضایتشان برام مهم بود نیاز به تاییدشون داشتم به پول قدرت میدادم من پول و ثروت رو از اول خیلی دوست داشتم ولی نمیدونستم پول با باورهای درست توحیدی میاد نه با ذهن فقیرم فکر میکردم خودم هستم که پولو بدست میارم همیشه ذهنم دو دو تا چهار تا میکرد من خانه دار هستم و شوهرم کارمند به فکر یک کار آزاد افتادم اول شوهرم رو وادار کردم به یک شغل آزاد بره که نرفت بعد خودم با ذهن مشرکم دنبال شریک گشتم چون فکر میکردم خودم نمیتونم با برادر شوهرم یک مغازه خریدیم حالا قدرت رو داده بودم به برادر شوهرم همه چیز و همه کس توی ذهنم قدرت داشت الا خدای واقعی در ظاهر نماز میخوندم روزه میگرفتم ولی در عین حال غیبت قضاوت و شرک هم بود چالش ها تضادها خیلی بود
تا اینکه خدای مهربانم خدای هدایتگرم هدایتم کرد در اینستا استادم رو دیدم خداوند قلبم رو نرم کرد برای شنیدن صدای زیبای استادم البته قبلش با گذراندن دوره ی شکر گذاری انگار روحم آماده ی هدایت شدن بود
خدای من خدای غفور رحیم بی نهایت شکرت چقدر زیبا با عشق با محبت با گذشت از اشتباهاتم دستمو گرفتی نشوندی توی مکتب توحیدی ات
خدایا شکرت برای وجود استاد عزیزم در زندگی زیبامون
خدای جانم عشقم من اگه لحظه لحظه زندگیم رو شکر کنم نمیتونم فقط شکر این نعمت هدایت شدنم رو بجا بیارم که فراوان فراوان فضل و رحمتت شامل حالمون شده ومیشود و شاکر و سپاسگزار خداوند مهربانم و هدایتگرم و رزّاق و وهّابم هستم
از استاد عباسمنش عزیزم سپاسگزارم که روی خودش کار کرده وهمچنان کار میکنه و الگوی بینظیر برای ماست
از شما عزیزان در این دوره ی بی نظیر خودشناسی سپاسگزارم که کامنت منو خوندید
در پناه خداوند همگی سلامت و شاد و ثروتمند باشیم.
خداوندامن هرانچه دارم ازان توست
خداوندامیلیاردهابارسپاسگزارم که هدایت شدم به این سایت توحیدى وبارها درکامنت هایم نوشتم توسط دوست توحیدى ام که حدود ۶سال دراین دانشگاه توحیدى تدریس مى کنه به این مکتب توحیدى هدایت شدم
وامروزبراى اولین بارهدایت شدم به خواندن کامنت پرمعنى این دوست توحیدى ام که به جرات مى تونم بگم من هم ازاین چالش هادرزندگى ام داشتم والان ذره ذره بتون هاى ذهن ام نرم شده وقابل خرد شدن شده وبه امیدخدایى که هرانچه دارم ازاوست باگذروندن دوره ى تکامل روزبه روزشرک ام کمترشده وشریک زندگى ام تنها وتنها
خداى وهاب
خداى فاضل
خداى رحمان
خدایى که ازرگ گردن به من نزدیکتر هست وهرلحظه من رواسون مى کنه به اسونى کارها شریک ثانیه هاى زندگى سرشار ازعشق وشادى وثروت ونعمت من هست
خدارومیلیاردهابارسپاسگزارم براى استادعباس منش درزندگى ام که مرابه خدا وکتاب اسمانى قران نزدیکتر کرد
خدارومیلیاردهابارسپاسگزارم ازدوست جونم خانم ایران نژاد که من رودردانشگاه توحیدى که اماده ى تحصیل بودم ثبت نام کرد
درپناه خدا
شادوتندرست
ثروتمند
توانمند ومانا باشید
تادرودى دیگربدرود
ساعت ٧:٠٢عصرزیباى یکشنبه
١۴٠۴/١١/٢۶
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت همه عزیزان
تو خدا رو بشناس ، در در مسیر توحید قدم بردار و خدا هر چی میخوایی بهت میده
مسیر توحید چیه؟ مسیر یکتا پرستی ، پرستش خدای یگانه
تنها کار تو اینه که باورهای توحیدی بسازی و در ذهنت نهادینه شون کنی
باورهای توحیدی:
شریک قائل نشدن برای خداوند یکتا
چشم امید به دیگران نداشتن
چشم امید فقط و فقط به خدا داشتن
خدا را قادر مطلق دانستن
قدرت همه چیز را به خداوند دادن
نگران هیچ چیز نبودن
خدا را مالک همه چیز دانستن
ایمان به الخیر فی ما وقع
خدا برای من کافی است
من خالق زندکی خودم هستم
هیچ کس تاثیری در زندگی من ندارد
کسی قدرت خوشبخت کردن یا بدبخت کردن مرا ندارد
با خدا باش و پادشاهی کن
خدا همواره در حالت هدایت کردنه منه
خدا میخواهد که من خوشبخت باشم
خدا میخواهد من سلامت باشم
خدا میخواهد من ثروتمند باشم
خدا میخواهد من خوشحال باشم
خدا میخواهد من از نعمت ها و فراوانی ها استفاده کنم
تمام خواسته های من شدنی و امکان پذیر است
خدا همواره برای رسیدن به خواسته ام به من کمک میکند
خداوند تنها قدرت این جهان است
قدرت دیگری جز خدا وجود ندارد
خداوند همواره و در همه حال به من نزدیک است
خدا همه خواسته های من را میداند و همیشه در حال اجابت انهاست
فقط باید خدا را بپرستم و تنها از او یاری بخواهم
خداوند من را لایق آفریده
من لایق تمام نعمت ها و فراوانی ها هستم
من لایق ثروت بی حساب هستم
من لایق سلامتی دائمی هستم
من لایق بهترین روابط عاشقانه هستم
من لایق دریافت آگاهی های الهی هستم
خدا همواره در حال الهام کردن به من است
من لایق شنیدن و درک الهام الهی هستم
خدا همواره برای ایجاد باورهای توحیدی به من کمک میکند
من لایق داشتن باورهای خالص و توحیدی هستم
خداوند همواره در خال زدودن باورهای مخرب و محدودکننده ی من است
خداوند همواره پر حال فرستادن نشانه برای بالا بردن ایمان من است
خداوند میخواهد که ایمان من افزایش یابد
خداوند قدرت خالق بودن خود را به من بخشیده است
خدا میخواهد که من خلق کنم هرانچه دوست دارم را
خداوند عاشق من است و میزان عشق اون به من در تصوراتم نمیگنجد
خداوند میخواهد که زندگی برای من نرم و روان باشد
خداوند همواره در حال روان کردن چرخ های زندگی من است
خداوند همواره در حال آسان کردن من برای آسانی هاست
خداوند همواره ترمزهای ذهنی ام را به من میشناساند و انها را برایم رفع میکند
من بر دوش خدا نشسته ام و شاهد انجام شدن کارهای زندگی ام هستم
من بدون سختی و زحمت به خواسته هایم رسیده ام و در ادامه هم راحت تر و راحت تر به بقیه خواسته ها میرسم
هر چه میگذرد زندکی من روان تر پیش میرود
هر چه پیش میروم کارها سریع تر و ساده تر انجام میشوند
من در مدار رسیدن به خواسته هایم هستم
خواسته های من به سمت من می ایند
من در مدار خداوند هستم
من هم مدار با منبع نور و خیر و برکت جهان هستی هستم
تمام اتفاقات ریز و درشت زندگی به نفع من است
هر اتفاقی میافتد خیری برای در ان است
من قدرت خلق زندگی خودم را دارم
تمام شرایط و اتفاقات گذشته تا الان زندگیم را خودم خلق کرده ام
آینده من در دستان خودم است و با باورهای امروزم در حال ساخته شدن است
من رابطه ی نزدیک و عاشقانه ای با خدای خودم دارم
خداوند من وهاب است
خداوند من رزاق است و رزق بی حساب را برای من میخواهد
من همواره در حال دریافت نعمت های الهی هستم
من همواره در حال دریافت ثروت و سلامتی و شادی هستم
من تمام خواسته هایم برا یکی پس از دیگری تجربه میکنم
خداوند همواره در حال اجابت خواسته های من است
من همواره در حال اجابت و ایمان اوردن به خداوند هستم
خدای من تمام امور زندگیم برا طبق برنامه پیش میبرد
من همواره در مکان و زمان درست قرار دارم
همزمانی ها برای من دقیق و پر از خیر و برکت اتفاق میافتد
خدای مهربانم سپاسگذارم که این جمله ها رو به قلبم اوردی و کمکم کردی مکتوبشون کنم تا بیشتر و بیشتر باورهای توحیدیم تقویت بشه و زندگیم روان تر و راحت تر بشه.
استاد مهربان سپاسگذارم بابت فایل های فوق العاده ی توحید عملی و انتقال خالصانه ی آگاهی های الهی
20 دی ماه 1404
مثبت ترین نکته ای که در زندگی ما وجود داره یادِ خداست.
خدایا شکرت که تورو شناختم و هر لحظه و در هر شرایطی با یاد کردن از تو اروم میشم
خدایا شکرت تورو توی زندگیم حس میکنم و خیالم از همه چی جمعه
خدایا شکرت قوانینت رو به من شناسوندی و با یاداوری اونها امیدوارتر میشم و حالم بهتر میشه
خدایا شکرت درخواست کردن رو یادم دادی و میتونم هر چی میخوام رو با خیال راحت و امید به اجابت شدنش ازت بخوام و در زندگیم ببینم
خدایا شکرت منو اسان کردی برای اسانی ها
خدایا شکرت یادم دادی ورودی هامو کنترل کنم و از این طریق استرس و نکرانی رو در زندگی برام به حداقل رسوندی
خدایا شکرت منو با توحید اشنا کردی و یادم دادی تنها معبود من تو هستی
خدایا شکرت انتظار و توقع از بقیه رو از وجودم بردی و انتظار از خودت رو جایگزینش کردی
خدایا شکرت دارمت و نعمت و برکت تو در زندگیم جاریه
خدایا شکرت که من رو خالق افریدی و یاد میدی چجوری زندگیم رو اونحور که میخوام خلق کنم و از این تجربه ی شگفت انگیز لذت ببرم
خدایا شکرت که من رو از سلامتی ، از روابط عالی ، از مال دنیا غنی کردی و همواره نعمت هارو در زندگیم افزایش میدی
خدایا شکرت که در این زمان و این مکان و این شرایط هستم و سعادت سخن گفتن با تو و شنیدنت رو دارم
خدایا شکرت که راضی هستم از همه چیز و دارم میشنوم که بهم میگی من هم از تو راضی ام بنده ی من
خدایا شکرت که من رو در صراط مستقیم قرار دادی و همواره کمکم میکنی در این مسیر بمونم و ادامه بدم و به ارامش بیشتری برسم
خدایا شکرت به خاطر احساس اطمینان و ارامش از هر قدمی که برمیدارم
خدا جانم نمیدونم چی شد که لایق اینهمه لطف و فضل تو شدم ، نمیدونم چکار کردم که منو غرق در نعمت هات کردی ، ولی اینو میدونم که همینو میخواستم و میخوام ، همین مسیرو ، همین احساسات رو، همین حس نزدیکی به تورو ، همین حس ارامش و اطمینان رو ، تورو میخواستم و میخوام
خدا جانم یکی دو سال پیش که این خواسته رو ازت داشتم اصلا نمیدونستم اینقدر زود و با این کیفیت خواسته مو بهم میدی و زندگی رو برام اینقدر زیبا و لذت بخش میکنی ، چجوری سپاسگذار این حجم از نعمت و برکتت باشم ، با تمام وجودم که از توِ سپاسگذارتم
سپاسگذار این حال خوب
سپاسگذار اطمینان و ارامش که با یاد تو در من شکل گرفته
سپاسگذار احساسی نشدن و واکنش هیجانی نشون ندادن به اتفاقات روزمره زندگی
سپاسگذار اروم شدنم و سپردن کارها به خودت هستم
سپاسگذار جای داشتن در آغوشت و طی کردن مسیر بدون هیچ زحمتی هستم
سپاسگذارت هستم خدای رحمانم ،خدای رزاقم ، خدای وهابم ، خدای کریمم، خدای قدرتمندم .
خدایا کمکم کن فک نکنم بلد شدم ، مغرور نشم در برابرت ، کمکم کن هر روز خاشع تر از روز پیش باشم ، هر روز سعی ام فقط این باشه که بنده ی مخلص تری باشم تا نعمت ها و برکاتت رو بیشتر و بیشتر دریافت کنم
خدایا من به هرانچه که از تو به من برسه فقیرم کمکم کن همیشه در این فقر باقی بمونم ، همیشه فقیرِ تو باشم ، همیشه محتاجِ تو باشم و در این حس و حال باقی بمونم ای ربِ من
خدایا من تسلیم بی چون و چرای توام و کمکم کن همواره تسلیم تو باشم و در این حس ناب زندگیمو بگذرونم. جز این نه چیزی بلدم ، نه میخوام بلد باشم ، من فقط میخوام هر روز بیشتر و بیشتر تسلیم تو باشم ، یادم بده چجوری بیشتر به این خواسته ام برسم ، به تسلیم محض در برابر تو بودن ، به ارام شدن با یاد تو ، به مطمئن بودن با حس کردن حضور تو در زندگیم
سلام و درود به farnam عزیز
امیدوارم حالت عالی که هست عالیتر باشه
جمله به جمله ی دعاهایت بر قلبم نشست همزمان که استفاده می کردم تحسینت هم می کردم
امیدوارم خداوند پای تک تک جمله های قشنگت مهر تایید رو بزنه که مطمئنم زده
شاد و پیروز باشی
به نام خدا
سلام و احترام خدمت استاد گرامی و عرض ادب خدمت خانم شایسته عزیز و دوستان هم مسیر
این فایل نشانه امروز من هست که همین بخش ( نشانه امروز من ) باعث شده که حضور خدا رو بیشتر و با ایمان بالا متوجه بشم.
من امروز برای انجام کاری از خدا خواستم که با نشانه ها هدایتم کنه، که این فایل برام روشن کرد که خداوند من رو به مسیر درست و سرتاسر خیر و برکت هدایت میکنه .
ولی من باید سمت خودم رو درست کنم و اون هم چیزی نیست جز ایمان و اعتماد صد در صد به خداوند و شرک نورزیدن.
استاد توی فایل گفتین رسالت شما ترویج یکتاپرستی هست.
من علیرضا قصابزاده میتونم بگم که من خدای واقعی رو با شما شناختم، من تا چهار سال پیش اصلا نه به خدا و نه به هیچ کس دیگه اعتقاد نداشتم و در تمام ثانیه های زندگی یک مشرک تمام و کمال بودم.
طبق قانون خداوند بخاطر شرک و باورهای اشتباهم همیشه تو درودیوار بودم، همیشه دلواپس بودم، همیشه نگران آینده بودم، همیشه در ترس و وحشت به سر میبردم ولی با همه بدوبیراهی که به خدا میگفتم باز هم خدا من رو با نشانه ها و دستانش به مسیر هدایت میکرد ولی امان از دست آدم نفهم (خودم)
من در شرایطی به شما هدایت شدم که از نظر مالی هیچ پولی نداشتم که هیچ، حتی بدهکار هم بودم، استاد خدایی که برای من ساخته بودن خدایی بود بی نهایت سختگیر که با کارهایی من کرده بودم باید من رو هم در این دنیا هم در آخرت به شدید ترین شکل مورد عذاب قرار میداد .
خدا یه روز من رو ناخواسته به یکی از فایلهای شما داخل اینستاگرام هدایت کرد که چکیده اون فایل این بود که اگر هرچقدر هم انسان بدی بودی برگرد، من با شنیدن این جمله انقلابی در وجودم به پا شد که علیرضا این خدایی که الان دربارش شنیدی واقعی تره و با عقل بیشتر جور درمیاد.
خلاصه از اون روز به نوعی من خدای خودم رو پیدا کردم و با فایلهای بعدی که از شما گوش میکردم این خدا برام روز به روز عزیز تر میشد و شد همه چیزم، هر جا که بودم چه بیرون چه در خلوت با خدای خودم حرف میزدم، باهاش مشورت می کردم ، ازش تشکر میکردم و نشانه میخواستم و خدا هم جواب میداد.
استاد الان هرروز که از خانه میخوام بیام بیرون اول با خدا حرف میزنم و تمام امورم رو به اون میسپارم و همیشه هم روزم به بهترین شکل ممکن سپری می شه. این خدایی که من الان دارم من رو به جاهایی رسونده که دو سال پیش برام غیر قابل دسترس بود و با عقل منطقی خودم میگفتم دیگه نمیشه کاری بکنم و تا آخر عمر باید به همین شکل سپری کنم، ولی خداوند با بی نهایت دست و هدایت من رو به جایی رسوند که شاید از نظر خیلی ها چیزی نباشه ولی برای من علیرضا آرزو بود و من به عینه معجزه ها رو دیدم و با خیلی از اونها اشکها ریختم.
استاد از شما بی نهایت ممنونم و امیدوارم که تا روز مرگم بتونم به این روند ادامه بدم و با شما و دوستان این سایت همراه باشم.
درپناه خداوند باشید
تا اینکه