توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 94 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدی جبارزاده گفته:
    مدت عضویت: 4207 روز

    سلام.مهدی جبارزاده هستم.اموزشهای شما عالیست.سوال من اینجاست که چرا این آموزشها از همان ابتدا در مدارس آموزش داده نمیشه چرا باید کلی عذاب بکشند مردم تا بعد بفهمند که فکرشون ایراد داشته در اثر ورودیهای نادرست و کلی هم هزینه کنند تا بتوانند بیان تو مسیر درست.یه بچه چه گناهی کرده که شرکت و بت پرستی رو می‌کنند تو مغزش مگه خدایی که شما به ما میشناسونید ایرادش چیه به خدا از زمانی که خدا رو شناختم خودم شدم استاد موفقیت .و نمی‌دونید چه کارای عجیبی ازم سر میزنم.از جهنم رفتم بهشت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 3033 روز

    روز23 سفر

    چند روزه بغض میکنم و گلوم درد میگیره و گریه هم خوبم نمیکنه دلم فقط با خدا آرومه

    باورها ریشه زده تو وجودم و ذهنم داره مقاومت میکنه استاد واقعا تنها نیرویی که این روزا حالم خوب میکنه خداوند و ایمان بهش (خدایا ایمانم قوی کن و کمک کن باورهام در جهت عشق و آرامش تو به راحتی تغییر بدم و به دوستامم کمک کن باورهاشون بشناسن)

    استاد واقعا تضاد خوبه اگه تضاد نبود که من همچنان ادامه میدادم به همون زندگی و تا صدسال دیگه هم تغییری ایجاد نمیشد

    این روزا خدا بهم یه فایلی داده که عشقهههههه واقعا عااالیه استاد چقدر جلسه9 قانون آفرینش فوق العاده است خیلی خوبه یعنیاااا فقط من میدونم چقدر با گوش دادن بهش حالم خوب میشه و خدااااا

    خداراشکر که خداهدایتم کرده اینجا و دارمتووون خدا حفظتون کنه?

    مهم ترین کار در لحظه زندگی کردنه و احساس خوب …مهم ترین رابطه ام رابطه با خود مقدسمه رابطه با خداوند …رابطمون با خدا درست کنیم بقیه روابط خودش درست میشه

    بغض کن گریه کن ولی حرکت کن و سعی کن بخندی حتی اگه اون لحظه سخته واست

    حواست به زبانت باشه

    حواست باشه تو وظیفه داری عشق بدی گلها هر روز عشق میخوان …دختری که تو آینه بهش نگاه میکنی عشق میخواد و لبخند پس حواست باشه ازش دریغ نکنیااااا

    حواست باشه تو بهترین و زیباترین و عزیزترین بنده خدایی و لایق بهترینها هستی پس هیچوقت به کمتر از بهترین قانع نشو

    خدایی که این کهکشانارو با نظم آفریده و جهانش اینقدر منظم این خدای توعه و حواسش به زندگیته پس با خیال راحت رها کن و بسپار بهش

    از خدا میخوام عشق و آرامش خاصیت هممون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    مریم راشدی گفته:
    مدت عضویت: 3401 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و تمام دوستان عزیز در ۲۳ روز سفر

    با تمام وجود خدایم را سپاس میگویم از اینکه مرا وارد این مسیر زندگی کرد خدایا هزاران بار شکرت که این روزها حال و احساس خیلی خوبی دارم واقعا این سفرنامه خیلی عالیه هر روز یه نکته زیبا بهمون آموزش داده میشود و هدایت میشیم به سمت نکات مثبت به سمت حس و حال خوب با شنیدن این فایل آگاهی که به من داده شد اینه که هر کدوم از ما که به این دنیا امدیم رسالتی داریم که باید انجامش بدیم ما امدیم تا هرکدوم کاری رو انجام بدیم امیدوارم که آگاهی کامل درمورد رسالت خودم پیدا کنم و رسالتم رو به نحوه احسن انجام بدم و اینکه آموختم به غیر خدا به هیچ کس دیگه ی تکه نکنیم و همه چیز رو از خدا بخوایم من آگاهانه و با تمام وجود تسلیم امر خداوند هستم خدایا ممنونم از بودنت در زندگیم این روزا ردپایت رو پرنگ میبینم در قلبم در وجودم در زندگیم خدایاااااا بخاطر این حال و احساس خوبم هزاران بار شکرت و از استاد عزیزممم تشکر میکنم بخاطر اینکه دستی از دستان خدا شد در زندگی من با سپاس از همه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    نوشا گفته:
    مدت عضویت: 3439 روز

    ب نام الله یکتا

    مدتیه دارم فکر میکنم ب اینکه،هدفم از نوشتن چیه،نوشتن برامن قشنگ ترین کار دنیاست و عاشق انجامشم،با تمام پوست و گوشت و استخونم میخام ک یه نویسنده باشم ولی بیشتر از هرچیز هدفم از نوشتن،گسترش زیبایی هاست،ب سطح آوردن احساساتی ک تو دلم و در عمق وجودم هست

    دلم میخاد با تمام وجودم فریاد بزنم ک جهان،جای قشنگی برا زندگی کردنه،دلم میخاد توحید و تو جهان گسترش بدم.

    تو یه ماه اخیر،اتفاقاتی افتاده برامن و خانواده م ک بیشتر از قبل ب قدرت خدا پی بردم،بزرگ شدم،شاید دیگه الان اصلا اون آدم یک ماه پیش نیستم.

    با یه سرفه شروع شد،یه سرماخوردگی ساده،از سرکار اومدم و مامانم گفت بابا سرماخورده و سرفه میکنه،رفتم سر زدم بهشون و یه گریپین هم تجویز کردم،شبش با برادرم بردیمشون بیمارستان حکیم نیشابور،با تشخیص سنگ کلیه مرخص شون کردن،هرچی اصرار کردم ک بستری شون کنن چون تنگی نفس داشتن فایده نداشت و گفتن آنفلانزا شایع شده و نمیشه بستری بشن،ممکنه آنفلانزا هم سوار بشه رو بیماریشون و اوضاع بدتر شه.

    ساعت ۴صبح مرخص شدن،رفتیم خونه،دوباره فردا بعدازظهر از تنگی نفس شاکی بودن،بردمشون مشهد،بیمارستانی ک خودم دوره ی اینترنی مو اونجا گذرونده بودم،تو راه کلی دعای خیر کردن برامن و خوشحال بودن ک درمان قراره تو یه شهر بزرگ انجام بشه،بخاطر کارم برگشتم نیشابور،یکی دو روز بعد مامانم زنگ زد و پای تلفن،ب شدت گریه کرد ک بابا انتوبه شده و ب دستگاه ونتیلاتور (تنفس مصنوعی) وصله و بیهوشه،بخاطر اینکه لوله هارو از تو دهنشون درنیارن،با آرام بخش میخوابوندنشون.

    شوک شدم،اصلا باورم نمیشد کار ب اینجا برسه

    شبونه راه افتادیم زدیم ب جاده برا دیدن بابا،تا برسم بیمارستان و ایشونو خودم از نزدیک ببینم چها ک نگذشت بهم.

    ۵ روز انتوبه بودن،ما هر روز میرفتیم ملاقات شون و با چشم گریون برمیگشتیم،مخصوصا مامانم،خیلی بی تابی میکردن تا اینکه یه روز صبح از بیمارستان تماس گرفتن گفتن پدرتون از دستگاه جدا شدن و خداروشکر حالشون بهتره،یه شماره تلفن و بعنوان داخلی تخت شون اعلام کردن و گفتن میتونین باهاشون حرف بزنید،باورم نمیشد،با بابا حرف بزنم؟مگه ممکنه؟

    تماس برقرار شد و از خوشحالی اصلا نفهمیدم چی گفتم ولی این جمله ی پدرم همیشه تا سالها میدونم ک تو یادم موندگاره

    نگار؟

    بله باباجون

    دمت گرم!

    تمام خستگیام تموم شد،پر کشید و رفت،مامانم از خوشحالی گریه میکرد و سجده ی شکر،منم تمام تلاشمو کردم ک آروم باشم ولی وقتی تماس قطع شد،بغضم شکست.

    ۴،۵ روز بعدش بابا از بیمارستان مرخص شد ولی ما بخاطر احتیاط بیشتر برنگشتیم نیشابور و مشهد موندیم تا بقیه ی درمان های سرپایی شونم انجام بشه،دوشب مرخص بودن و تو خونه،تو این مدت کلی از حضورشون لذت بردیم و شبا جمع مون جمع بود

    دو روز بعد،صبح زود ساعت ۶ونیم دوباره سرفه ها برگشتن،کم کم تنگی نفس شدید شد،زنگ زدیم آمبولانس،رفتم پایین واستادم ک زودتر راهنمایی شون کنم بیان بالا،پدرم داشت وارد فاز زجر تنفسی میشد و رفته رفته از شدت تنگی نفس کبود میشد،مامانم با آمبولانس رفت و من پشت سر آمبولانس داشتم با سرعت میرفتم سمت بیمارستان امام رضا.

    گمشون کردم،مامانم زنگ زد با گریه گفت بابا خیلیی حالش بد شده و انتوبه کردنشون تو راه(تو دهنشون لوله گذاشتن)،دم در بیمارستان ایست قلبی کردن و احیاء شدن،مجبور شدن ببرنشون بیمارستان فارابی.

    ب امام رضا نرسیده بودن

    سخت ترین روز عمرم بود،تابحال انقد نگران نشده بودم برا هیچ چیز،قدرت و بزرگی الله یکتا رو اون روز متوجه شدم بعد ازینکه مامان یکم آروم تر شد و تعریف کرد ک راننده آمبولانس گفته اگه بزرگراهو رد میکردیم دیگه تا میرفتیم و دور میزدیم دیر میشد و مریض تون از دست میرفت.

    اون روز متوجه شدم ک خدا چقدر هوشمندانه اتفاقات و کنار هم میچینه تا یه جا،یه روز همه چیز برامون واضح بشه و ب حکمت اتفاقات پی ببریم،ما چند روز پیش شماره ی آمبولانس و وقتی تو ترافیک منتظر چراغ بودیم برداشتیم،همینجوری،بی هیچ هدف خاصی،حتی بابا کنارمون نشسته بود و خندید و وقتی مامانم داشت شماره رو یادداشت میکرد گفت لازم نیست.

    مامان من همیشه هرچیزی رو ک یه جایی میذاره یادش میره ولی اون روز،با اون حجم از استرس،در عین ناباوری،شماره تلفن آمبولانس و (ک رو یه تکه کاغذ کوچولو یادداشت کرده بود)،گم نکرده بود.

    وقتی بابا بیمارستان قبلی بستری بود،تو CCU بود،بیمارستان ICU نداشت و من ب هر دری زدم ک تو یه ICU براشون جا بگیرم،نمیشد،ب جاهای مختلف تلفن زدم و ب آدمای مختلف رو انداختم،حضوری رفتم بیمارستان پاستور تا باهاشون حرف بزنم و خودمو معرفی کنم و بگم پزشکم،شاید کمکم کنن،آنفلانزا شایع شده بود و تمام تخت ها پر بود،از پله های بیمارستان پاستور اومدم پایین،فقط و فقط ب خودم گفتم،از خدا بخواه و توکل کن،انقد ب کسی رو ننداز،این کار تو عین شرکه،فرداش بابا از دستگاه جدا شد و این دفعه هم ک خود آمبولانس بابارو برد بیمارستانی ک ICU داشته باشه،ب خدا سپردم و خودش ب بهترین شکل ممکن مارو هدایت کرد ب سمت یه بیمارستان مجهز.

    این روزا با تمام وجودم دارم هدایت الله و درک میکنم،آرومم،بعد مدتها تونستم ب نگرانی هام غلبه کنم و همه چیزو ب دستای مهربون خودش بسپرم.

    اعتماد دارم ب قدرتش،ب هدایتش،ب هوشش و آسوده م و شاید معنای توکل همین باشه.

    بابا رو منتقل کردن دوباره ب CCU و بعدش ب ICU و الانم تو بخش قلب هستن،حالشون خداروشکر بهتره ولی امروز یه ماه میشه ک بیمارستان بستری هستن،هنوزم حالا حالاها کار دارن پزشکا باهاشون.

    روزهامو با آرامش سپری میکنم و تمام مهر و عشق مو نثار پدرم میکنم ک رو تخت بیمارستان خوابیده،ایمان دارم ک بهترین اتفاق ها منتظر خانواده ی ماست.

    هزار بار از الله یکتا متشکرم برا عشقی ک هرلحظه و هر روز نثارم میکنه و برا موهبت زندگی ک ب من بخشیده.

    واقعا بی نظیره این جمله :

    سلامتی،تاجی ست نامرئی.

    قدرشو بدونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    محمد عباسی گفته:
    مدت عضویت: 2957 روز

    سلام خدا قوت همگی

    من چند وقت توی هم زمانی بسیار زیادی قرار گرفته ام و همه چیز با من هماهنگه حتی سایت و فایل هاش

    دلیلش هم اینه که دارم خیلی روی خودم کار می کنم

    امروز داشتم در مورد توحید با خودم و خداوند صحبت می کردم خییییلی آرامش گرفتم و حالم بسیار خوب شد و بعد اومدم توی سایت که فایل روز شمار تحول زندگی امروزم رو گوش کنم و دیدم توحید است

    این اتفاقات داره با من صحبت می کنه که من ایمانم رو به خداوند زیاد بکنم و فقط قدرت رو توی دست اون بدونم

    و احساس می کنم که باید خیییلی توی این زمینه روی خودم کار کنم

    درکی که من از خدا و توحید پیدا کردم این هست که

    قدرت فقط و فقط یکی است

    و هر چیزی و کس دیگری بی قدرت هستند

    حتی اینکه من می تونم دستم رو تکون بدهم به قدرت خداست

    قدرت و انرژی که همه جا رو فرا گرفته و همه چیز تحت سلطه و مدیریت اوست

    اون فرمانروا است

    شاید بعضی افراد در جایگاهی باشند کمی هم قدرت نمایی کنند و دوست داشته باشند که از دید دیگران قدرتمند دیده بشوند

    ولی اونها فقط فک می کنند قدرت دارند

    اونها فقط می تونن بر کسانی فرمانروایی کنند که قدرت رو از خدا گرفته اند و به اونها می دهند.

    یا اینکه کسی که قدرت رو فقط و فقط خدا بدوونه همه به او خیر می رسونند اگر کسی هم بخواد بهش ضرری برسونه نمی تونه

    به قول قران:

    کسی را که خدا یاری کند آیا کسی تواند بر او غالب آید؟

    یا آیه ای دیگه

    کسی را که خدا محافظت کند کسی تواند بر او آسیب رساند؟

    کسی را که که خدا روزی دهد کسی تواند از او بگیرد؟

    و…..

    من هستیم خالق زندگی خودمون

    و خداوند جهان و اسمان رو مسخر ما کرده است

    اون هم با ایمان به خدا و سپاسگزار بودنش می تونیم به هر چیزی دست یابیم

    ایمان و سپاسگزاری به هم وصل هستند

    یعنی کسی که ایمان داره سپاسگزارهم هست و کسی که سپاسگزار است ایمان هم داره

    برای خدا فرق نمی کنه چه شرایطی داریم در چه زمانی و مکانی قرار داریم این ها و تمام باور هایی که فک می کنیم عوامل بیرونی تاثیرگذار است

    شرک محض است

    به خدا ایمان داریم که شرایط و هر چیز و مشکل و مسئله ای براش اهمیت نداره

    ایمان داریم که هر کاری رو انجام می ده برامون به راحتی و بدون کوچکترین دشواری و مشقت

    به قول قران

    خدایی که هرگز درنگ نمی کنه و او را خواب آلودگی و سستی و کسلی فرا نمی گیرد

    خدایی که هیچ کاری براش سختی نداره

    بهش ایمان داریم که کمکمون می کنه و نگران نیستم

    باور داریم در هر لحظه کنارمون است و هدایت گر و حامی ما است

    باورش داریم که بی نهایت رزق داره و ما به بی نهایت رزقو نعمت وصل هستیم

    باورش داریم که دستش بسته نیست و از این بی نهایت رزقی که داره به مقدار هر چقدر که بخواهیم به راحتی عطا می کنه

    باورش داریم که برای ما هیچ موقع رزق و لطف خداوند تمومی نداره و بلکه بسیار زیاده و در هر لحظه برایمان آماده است

    کافی و کفایت کننده است

    پس دیگر نگران نیستیم

    و به قول قران: نه ترسی داریم و نه اندوهگین می شویم

    اگر بخواهم در مورد توحید بنویسیم شاید از بزرگ ترین کتاب های تاریخ هم بیشتر بشه نوشت

    دوستون دارم شاد و سلامت و ثروتمند در پناه الله یکتا و قدرتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3565 روز

    توحید عملی راهکاری برای همه چیز است . اگر بتوانیم واقعا توحید را در تمام

    جنبه های زندگی اجرا نماییم زندگی بهشت می شود. توحید همه چیز را

    در بر میگیرد. خداوندا اکنون بیش از هر موقع به هدایتت نیازمندم بر همین

    اساس خودم را تسلیم میکنم و سعی میکنم از زندگی لذت ببرم.

    بنابر این سکان را بدست این نیرو ی برتر میسپارم.

    و چه ارامشی دارد زمانی که روی این رودخانه دراز میکشی و سکان به دست

    این نیروی برتر می سپاری.

    هدایت و نشانه های الهی را سعی کنم جدی بگیرم و از انها استفاده کنم.

    این ذهن پشت ماسک ترس پنهان میشود و نجوا میکند و تنها تا زمانی

    قدرت دارد که ایمان نباشد.

    ان مع العسر یسری ندای دائم این نیرو است.

    خیلی مهم است باور کنم که زمانی که ارزویی در دلم زنده میشود توانایی

    لازم برای تحقق ان زودتر از ان امده.

    تمام سعی ام این است که این خداوند را تنها قدرت جهان بدانم و او را صاحب

    و رئیس ام بدانم و تنها ترسم در دنیا تنها از نافرمانی او باشد نه هیچ

    چیز دیگری. و در برابر این نیرو خود را تسلیم نمایم.

    ما را به جز خیالت فکری دگر نباشد

    در هیچ سر خیالی زین خوبتر نباشد.

    یکتاپرستی تمام جای خالی چیز های دیگر را پر میکند و اگر ادامه دهی نمی توانی

    به غیر از ان وابسته شوی. این نیرو همه چیز را ساده میگیرد واقعا چرا

    برای انجام کار ها اینقدر حساب و کتاب و قضاوت میکنم.

    یک روز به خودم گفتم من کارم بندگیست نه خدایی که بخواهم قضاوت کنم بخواهم

    حساب و کتاب کنم که چه می شود.

    احساس خوبی که هنگام یکتاپرستی ایجاد میشود بسیار ارزشمند تر از انی است که

    بشود انرا معامله کرد زیرا این اولین نشانه اش است.

    وقتی باور میکنم که هیچ چیز به قدر ذره ای تاثیری در زندگی ام ندارد خیالم راحت میشود.

    اینکه هر اتفاقی چه خوب چه بد تنها نتیجه ی فرکانس های خودم است

    و میتوانم از هر کجا که هستم انهارا تغییر دهم.

    یکتاپرستی یکبار برای همیشه تمام نگرانی هایم را از ریشه میخشکاند

    و ارامشی وصف نا پذیر در وجودم پراکنده میسازد.

    و زمان هایی که به یاد می اورم وقتی سعی کردم تنها روی خدا حساب کنم

    این نیرو برایم سلامتی شد برایم ارامش شد برای سرمایه شد برایم سرمایه شد

    برایم ایمان و جسارت شد برایم عشق شد برایم امید شد برایم همه چیز های خوب شد.

    و زمانهایی که روی غیر از او حساب کردم چطور ورق برگشت و همه چیز از بین رفت.

    تصمیم گرفتم برای زندگی ام تنها توحید عملی را در نظر بگیرم نه هیچ استراتژی دیگری.

    زیرا پس از ضربه های بسیار حاصل از شرک های مخفی به این نتیجه رسیدم که

    تمام موضوع توحید و یکتاپرستی است. در قران نیز وقتی نگاه میکنیم تنها

    در مورد این موضوع صحبت کرده است.

    خداوندا مرا سپاسگزارتر

    یکتاپرست تر

    ایمانم را راستین و پولادین تر نما

    تا ذره ای شرک در وجودم راه نیابد

    تا در زمانهایی که ترسیده ام شرکهای مخفی به سمتم هجوم نیاورند.

    زیرا انسانی هستم با شرک های مخفی بسیار اما واقعا سعی ام این است که

    توحید را اجرا نمایم و هر بار با بازخورد از شرک مخفی و

    به وجود امدن مسئله ای و حل کردن ان با توحید عملی پیشرفت میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    یونس اشرفی گفته:
    مدت عضویت: 2198 روز

    سلام روز ۶۵ سفرنامه

    مفهموم یکتا پرستی و توحید !؟ یعنی به این موضوع برسیم که تمام اتفاقات و شرایط زندگی ما بدون استثنا در دست باور ها و فرکانی ها کانون توجه و احساس ماست یعنی اینکه بدونیم ما با افکارمون با کانون توجه مون با احساسمون در هر لحضه با باور هامون داریم سناریو زندگی خودمون رو مینویسم و بقیه افرارد و موقعیت ها نقش بازیگر رو دارن

    توحید یعنی بدونیم هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی ما ندارد

    اگر کسی ب ما خوبی میکند بدلیل فرکانس خود ماست و دستی از دستان خداست و از طرفم ممنون و متشکریم

    اگر کسی به ما نا خوبی میکند بدلیل فرکانس خودماست اون نقش ی بازیگر رو داره و تمام

    توحید یعنی بدونی خداوند هدایتگر ما و حمایت کننده ما به سمت خواسته ها فرکانس و باور های ماست فارغ از اینکه خواسته و فرکانس و باور های ما چه چیزیه

    توحید یعنی نگاه سیستمی داشتن به خداوند توحید یعنی بدونی خداوند ی بستری رو فراهم کرده قدرت خلق هم ب ما داده و قوانین ثابت و مشخص هم وضع کرده و هدلیت مارو بر عهده خودش گرفته

    توحید یعنی ایمان به خداوند ایمان به اینکه من روی خودم کار میکنم رو فرکانسم رو باور هایم حرکت اقدام میکنم تو عمل تو دلناشناخته هایم میرم و ایمان دارم اون هدایتم میکنه تو مسیر حمایتم میکنه اصلا کار اینه خودش این کارو برعهده گرفته

    توحید یعنی اینکه بدونی خداوند خیلی خوشگل میچینه کنار هم خیلی خوب شرایطی رو مهیا میکنه هماهنگ و همسنگ با باور ها و فرکانس ها و خواسته های ما

    توحید یعنی اون در درون یکایک ما است و اماده خدمت و هدایت و حمایت ما به سمت فرکانس و باور های ماست

    و در نقطه مقابلش شرک هستش شرک یعنی !؟شرک یعنی اینکه قدرت از خودت و باور ها فرکانس هات بگیری بدی به عوامل بیرون از خودت

    شرک یعنی با این دیدگاه و این نگاه به ی شخصی احترام تعظیم کنی ک اون میتونه به من کمک کنه

    شرک یعنی اینکه بگی زندگیم دست فلان دولت و فلان رئیس جمهور

    شرک یعنی اعتقاد به اینکه بقیه میتونن تو زندگیم تاثیر منفی داشته باشن منو چشم بزنن منو نابود کنن

    شرک یعنی ندیدن قوانین ثابت بدون تعغیر خداوند

    شرک یعنی ما برگی در باد هستیم و اعتقاد سرنوشت و هزاران باور پوسیده دیگه

    از خداوند میخام قدم های مارو در این مسیر استوار کنه و برای همگی شما سلامتی ثروت و آرامش در دنیا آخرت آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مریم اشکی گفته:
    مدت عضویت: 1878 روز

    به نام الله یکتا

    سلام خدمت همه عزیزانم

    من دیشب سوره بقره روکامل کردم چقدرزیباخداماروهدایت کرده وحتی بارهافرصت برگشت ب ماداده واین همون خداییه ک سالیان سال ماروازداشتنش محروم کردن والان ک پیداش کردم به شخصه تانفس میکشم ازش دورنمیشم من بدون الله یکتام هیچی نیستم همه وجودم وصله به الله یکتاوفقط بابودن اونه که من معنی خوشبختی رومیفهمم خدایا خیلی دوست دارم اونقدرزیاد دوست دارم ک حاضرنیستم تحت هیچ شرایطی توروازدست بدم توبهترین انتخاب زندگیم بودی وهستی وخواهی بود

    من هنوزاونجورک باید الله یکتامونشناختم وبهش وصل نشدم واینجوریه حالم اگه بهش وصل شم چی میشه 😍

    ازخدابی نهایت سپاسگذارم ک تواستادگرامی روبرای هدایت ما قرارداد

    ردپای۲۳

    درپناه الله یکتا شادموفق سلامت ثروتمندوسعادتمنددردنیاوآخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    مـــریـم گفته:
    مدت عضویت: 2511 روز

    به نام تنها قدرت هستی به نام عشق به نام کسی که مرا برگزید برای زندگی کردن برای پرستیدن و زیباکردن هستی❤(آیا نعمتی بزرگتر از این؟ ایا بهانه ای بزرگتر از این برای سپاسگزاری؟)

    یکتا پرستی یعنی باور انرژی و قدرتی که فقط اوست و به جز ان قدرتی نیست . روح همه ی ما انسان ها پاره ای از آن انرژی است که خدا مینامیمش همه ی ما حقیقیتا به یک اندازه به خدا نزدیکیم ولی توع تفکر و باور ما ، باعث دور یا نزدیک شدن به خدا میشه .. برای نزدیک شدن به خدا باید رها شد از هرچی که منطق بر اون حکم میکنه باید خدا رو در نفسی که میکشی حس کرد خدا همه جا هست خدا در همه چیز است فقط باید درکش کنی همین!

    خدا ما روخلق کرده همه ی ما رو آفریده برای گسترش جهان ما رو افریده برای بیشتر شدن عشق خدا ، خدای همه ی ماست پس قوانینش هم برای همه یکسانه هر چی بیشتر عشق بدی هر چی بیشتر سپاسگزاری کنی هر چه بیشتر ایینه ی دلت را پاکتر کنی بیشتر به خدا نزدیک میشی و غرق میشی در نعمت ها و حال خوب❤

    ولی هر چه بیشتر بنده ی افکار محدود کننده و منطق ذهن باشی روشنایی قلبت روز به روز تاریکتر میشه

    برای همتون قلبی پر از روشنایی و نور از جنس خدا رو آرزومندم❤در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2141 روز

    به نام خدا سلام

    نمیدونم بار چندم که این فایل گوش میکنم اما این میدانم این سری باسری های قبل فرق داشت لحن شما جنس حرف های شما ، اصلا انگاری کلمه خدا رو یه جور خاص با یه حالت خاص میگفتید انگار فقط راجب رب بود و بس و نه هیچ حرف دیگه انگار این شما نبودید که حرف میزد بلکه ربم بود که از طریق شما با من مریم حرف میزد همه چیز خیلی فرق داشت خیلی زیاد

    تمام فایل ها و کامنت های روی سایت . تبلیغ ها و دیالوگ های فیلم ها حتی نوشته ها همه و همه جدیدا برام حکم یه نشانه است نشانه ای که تلاش میکنم زبانش بفهمم به تازگی دارم یادمیگیرم که رب با من همیشه حرف میزنه و من باید سر و جان گوش باشم تا بفهمم چی میگه خیلی حرف ها میزنه ترمز هام میگه . دل گرمی و امید بهم میده ارامش در تمام سلول هام جاری میکنه . شرایط و اتفاقاتی رو وارد زندگیم میکنه که پر از درس ، درس هایی که باعث رشد وپیشرفت من باعث نزدیکی بیشتر و بهتر به ربم .

    استاد مقاومتم توی مسائل مختلف زندگی کمتر شده کمتر ،خیلی خیلی کم تر نسبت به قبل با اطرافیان بحث میکنم حتی امشب برادرم می گفت نمی دونم چرا جدیدا زود در برابر ت کوتاه میام و با لبخند رد میشم اما من میدونم چرا چون این برادرم نیست که بهم لبخند میزنه بلکه این خدای وجودش که داره بهم لبخند میزنه و من غرق شادی و محبت خودش میکنه این رب وجود اطرافیان که دوست دارند برم پیششان و پیشم باشند این رب استاد ، درسته چند سال پیش خدا را پیدا کردم و تمام وجودم احاطه کرده بود جوری که هیچ چیز نمیخواستم حتی اگه میخواستمم ازش چیزی بخوام به خودم گفتم همین که خودش دارم برام بس هرچی میدیدم هر حرفی از مولانا و شمس از الهه قمشه ای و…. می‌شنیدم از او از رب غرق لذت میشدم لذتی خالص و ناب اما این روز ها فکر میکنم ربم نمیشناسم یا بهتر بگم کم میشناسم

    اما هرچی هست دارم بیشتر و بیشتر می شناسم بیشتر و بیشتر بهش نزدیک میشم و ارامش مدت زمان بیشتری در وجودم جاری هستش که همین نشان از توحیدی بودن و درستی مسیری که درش هستم می دونم

    استاد مسیر توحید خیلی عجاب انگیز وقتی واردش میشی نمی دونی قرار چه اتفاقی بیافته نمیدونی با یه درخواست ساده قرار عاشق و شیدا بشی قرار تغییر کنی جوری که خودت نفهمی کی تغییرات شروع شد کی شدی این ادمی که هستی کی به خواسته هات رسیدی و توحید کی و چه جوری تمام زندگیت در بر گرفت هنوز اول راهم اما دلم گرم به ربم که قدم به قدم لحظه به لحظه هدایتم میکنه و راه نشانم میده و جوری هدایتم میکنه و من به خواسته هام میرسانه که خودمم میمونم تو این همه هماهنگی .

    استاد یه عالمه نشانه از گذشته تا الان پیدا کردم که من هدایت کردند برای این که یه سری از خواسته هام بهتر و بیشتر بشناسم تا بتوانم راحت تر بپذیرمشان تا وارد زندگیم بشند . من به این میگم معجزه تو زندگی خودم و ربم برای این معجزه سپاس گزارم .

    یارب بگویم میپرستمت با تمام وجود حال انکه تمام وجودم تو هستی پس بارالها تمام وجودم را به پرستش میگیرم و تسلیمت میشوم چرا که خواهان عزت و دولت توهستم یارب العالمین. دوستت دارم عشق بی همتای من .

    در پناه الله غرق در ارامش و زیبایی باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: