اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل رو من چندین بار گوش کردم و اینبار و هم به عنوان درس سی و چهارم از تحول روز شمار گوش کردم و یادداشت کردم تمام صحبت های استاد رو
یاد آذر 402 افتادم که یهویی بخاطر عود بیماری اورژانسی بستری شدم و شبی که به بخش منتقل شدم دخترم که کلاس ششم بود از صبح تا شب تو خونه تنها بود ، خواهرهای خودم شهرستان بودند، پدر مادر هم تازه از دنیا رفته بودن و فقط خانواده همسر بودند و از اونجایی که نمیشد روشون هیچ حسابی باز کنیم ،لحظه ی بستری با اون فشار درد حس غمگینی هم داشتم که من معلوم نیست تاکی بیمارستان باشم و تکلیف دخترم و خودم که نیاز به مراقبت دارم چی میشه !
اون شب یهو یاد برادرزادم افتادم که تنها زندگی میکنه و همسرم باهاش تماس گرفت بنده خدا اومد بیمارستان و همسرم رفت خونه پیش دخترم ، فردا خیلی اتفاقی خواهرام متوجه شده بودند که من بستری شدم و سریع با پرواز یکی از خواهرام تا شب خودشو رسوند و روزها در بیمارستان پیش من بود و شب ها میرفت خونه پیش دخترم و شب همسرم تو بیمارستان مراقب من بود ، هفته ی بعد دوتا خواهر هام اومدند ، یکی شون خونه پیش دخترم بود و یکی از صبح تا شب پیش من بیمارستان ، و شب ها هم همسرم پیشم بود ، به همین منوال بیست روز منو تو بیمارستان خواهرام، ساپورت کردند تا مرخص شدم و خودم اصلا باورم نمیشد که خواهرام اینقدر مهربونند که خانوادشون رو رها کردند و به داد ما رسیدند و تا یکسال به همه میگفتم که خواهر های من همشون گل هستند خیلی بهم رسیدن ، اما چون توحید رو نمیدونستم هیچوقت فکر نکردم که اینا دستای خداوند هستند که به دادم رسیدند ، من واقعی باید از خدا تشکر کنم ، که نه من در بیمارستان تنها موندم و نه دخترم در منزل ، روزهای سختی بود گذشت و تو این یکسال و خورده ای هم که زحمت من به پای همسرم هست، از وقتی این فایل های توحید عملی رو گوش کردم همواره از خداوند بخاطر دستانش سپاسگزاری میکنم
برنامه ریزی خدا ، حرف نداره، زمانیکه حتی من به یادش نبودم اون برنامه من رو خوب چید ، درسته که چک روزگار رو خوردم اما هم بهم چک زد و هم هوامو داشت نزاشت زمین بخورم
عاشقتم خدایا …
یادمه هفت هشت سال پیش به واسطه یک دوره آموزشی کوانتمی خیلی به خدا نزدیک شده بودم، یادمه موقعی که توی نماز به ایاک نعبد و ایاک نستعین میرسیدم ، اشک تو چشمام حلقه میزد ، یک لذت عجیبی از این جمله میبردم ، و حالا که تو این سایت بهشتی هستم هرروز تکرار میکنم که تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخوام
کمکم کن که افکارم، رفتارم و باورهام، توحیدی بشوند ، کمکم کن مسیرم درست و آسان باشه
سلام خدمت استادعباسمنش وگروه تحقیقاتی هرچه بیشترمیگذردبیشتربهم ثابت میشه که ثروتمندبودن راه اصلی رسیدن به خداست الان از90درصدکسانی که توسایت عباسمنش هستندبگی برای چی اومدی اینجامیگن به دلیل پولدارشدن وافزایش درامدولی بعدیه مدت انگارورق برمیگرده همه یه جورایی دنبال توحیدمیرن واون قدرت اصلی که خداست یعنی نشونه ازاین واضح ترکه خدابیشترازمامیخوادماثروتمندباشیم امیدوارم قدرت وفقط دردستان خداببینیم ممنون ازاستادعباسمنش وگروه تحقیقاتی
ششم فرودین 1397خلاصه این فایل بصورت صوتی روی کانال تلگرام گروه تحقیقاتی اومد ، من اون روز خیلی خیلی خوشحال شدم با دیدن این فایل صوتی 8 دقیقه ای. چون روز تولدم بود. بخودم گفتم این یه نشونه اس از طرف خدا. ببینم چطور ازش استفاده می کنی همون روز بالای 20 بار گوشش دادم چون هم فایل کوتاهی بود همم زیر این فایل نوشته شده بود بارها و بارها گوشش بدین.
از اون روز فایل صوتی 8 دقیقه ای رو تقریبا تا به امروز ، هرروز گوش میدم راستش نمیدونستم باور توحیدیم چقدر تغییر کرده
ولی امروز وقتی این فایل تصویری رو دیدم و استاد گفتن اون شخص به پای شخص دیگه ای افتاده قلبم تیر کشید بعدش بخودم گفتم نتیجه تکرار باورهای درست میشه این ، یعنی درک مفهوم شرک.
بین واژه ” شرک ” و واژه ” شکر ” فقط حرف ” ر ” جابجا میشه ، ولی – پذیرش و داشتن باورهای ” شرک ” آلود میشود جهنم و نابودی – . – پذیرش و احساس ” شکر”گزاری میشود بهشت و فزونی-.
من با فایل ” فقط روی الله حساب کن ” با برنامه های استاد آشنا شدم و چقدر دوست داشتم ایمان ام به ربوبیت ” الله ” روز به روز تقویت بشه . اعتراف می کنم در گذشته ( منظورم قبل از آشنایی با استادِ) با ناآگاهی و جاهلانه برای قدرت خدا شریک قائل میشدم ولی از وقتی با استاد و برنامه ایشون آشنا شدم بخودم قول دادم بیشتر از همه روی باورهای توحیدی م کار کنم چون این گفته استاد روی ذهن م حک شد همون موقعه ” اگه می خوای به جایگاهی برسی که همه مردم جهان ، برای تو کار کنن برای تو پول بسازن فقط خدا رو ببین فقط تنها منبع خوشبختی و ثروت و رزق و سلامت رو فقط و فقط الله ببین.”
خداوند بلند مرتبه رو بسیار شاکر و سپاسگزارم که من رو با استاد و این سایت معنوی آشنا کرد.
متاسفانه من خیلی دیر این فایل رو گوش کردم ولی به نظرم حکمتی داشته. چون اگه زودتر گوش میدادم معلوم نبود الان این کامنت رو بذارم
دیروز من داستانی رو تو تلویزیون گوش دادم و وقتی امروز این فایل استاد رو گوش میدادم، یه دفعه متوجه ارتباط فوق العاده این دو مطلب با هم شدم و حسی بهم گفت که هرجور شده این کامنت رو بذارم که اگه یک نفر هم مطالعه کنه کافیه.
حضرت یوسف (علیه السلام) رو وقتی به لبه چاه برای کشتن بردند، او خندید. برادران ازش پرسیدند که چرا می خندی؟ یوسف گفت: “فراموش نمی کنم روزی را که، به شما برادران نیرومند نظر افکندم و خوشحال شدم و با خود گفتم: کسی که این همه یار و یاور نیرومند دارد از حوادث سخت چه غمی خواهد داشت! روزی به بازوان شما، دل بستم، اما اکنون در چنگال شما گرفتارم و به شما پناه می برم، ولی به من پناه نمی دهید. خدا؛ شما را بر من مسلط ساخت تا بیاموزم که به غیر او ( حتی برادرانم ) تکیه نکنم”. (شرک پنهان مد نظر استاد)
وقتی که حضرت یوسف (علیه السلام) در چاه بود و وقتی که جبرئیل بر او نازل شد، به حضرت یوسف گفت: آیا می خواهی از چاه بیرون آیی؟ یوسف پاسخ داد: نجات من با خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب است که اگر بخواهد مرا نجات می دهد (با اینکه کودک خردسالی بود و از چاه ترسیده بود، ولی این بار توحید واقعی و عملی رو به زیبایی نشون داد) و سپس جبرئیل دعایی به او آموخت که از چاه بیرون آمد و نهایتا در بزرگسالی به بالاترین درجه عزت و شوکت رسید.
امیدوارم منظورم رو از ارتباط توحید عملی و شرک پنهان با این داستان حضرت یوسف رسونده باشم و یادمون باشه که اگه تو آیات قرآن کمی ریز بشیم، متوجه میشیم که هدف اکثر سوره های قرآن، دوری از شرکه. یا علی
سلام بر خانواده عزیرم انشالله همیشه در پناه خداوند متعال ثروتمند باشید
حامد جان به نکته ای خیلی خوب اشاره کردید من تا به حال به این نکته دقت نکرده بود ولی بیشتر داستان شرک رو درقسمت زندان دیدم زمانی که حضرت یوسف به اون فرد زندان درخواست کرد که به حاکم سفارش ش رو بگه تو اونو از زندان ازاد کنه اونجا هم حضرت یوسف دچار شرک شد وسریع توسط همون افراد تلنگر خورد که منجر به زندان بیشتری شد چون پیامبر باید معصوم باشه ولی همون زندانی بیشتر برای حضرت یوسف خوب بود من همیشه. این قسمت داستان رو توجه میکردم که شرک ایجاد شد ولی به قسمت چاه دقت نکرده بودم
اینکه در هیچ کاری از خدا غافل نشیم و من به مقوله ی شرک اینقدر ریز نشده بودم ولی واقعیت همینه شرک یعنی قدرت دادن به غیر خدا حالا هرچی که باشه یعنی شرک و این چقدر غم انگیزه که من با وجود دقت و حساسیت زیاد ولی ناخواسته چقدر مشرک بود م و خدار صد هزار بار شکر که امیدم به خدای غفور و رحمان برای امرزشم بسیار زیاده و این ارامش وجودم رو سبب میشه برای ادامه مسیر پر انرژی،اینکه دلیل پیشرفت هامون رو بقیه ندونیم و نتونسته تکیه نکنیم به غیرخدا که نتیجه ش شکست هاییست که تا الان داشتیم،و من هرلحظه خداروشکر میکنم که ادامه مسیر رو میتونم بدون شرک پیش ببرم به امید و یاری خدا،خدایا خیلی خوب و مهربونی خیلی دوستت دارم و میدونم خودتم بیشتر مشتاقی به احساس خوب من،سخته ولی دارم رو خودم کار میکنم که بدون خجالت و تعارف کردن با خدا صحبت کنم و هرچی میخوام ازش طلب کنم با گفتگو درونی. کاملا آرام و به دور تز استرس خدایا شکرت بابت این لیاقت حضور در این سایت و این مسیر سبز و نورانی
اینکه بدانیم همه دستانی از سَمتِ پروردگار هستند ولی امتیازشو به آدمها ندیم و اونا را بزرگ نسازیم ازشون بُت نسازیم توی ذهن خود، سبحان الله به این آگاهی به این درک از پختگی در زندگی.
چقدر عالیه که زندگی را با خدا بندگی کرد نه با بندهی خدا،
چقدر محشره عاشقی با خدا، هزار ماشاءالله
من به این نظر هستم هرکسی خداوند را از درون شناخت اون بوی عطرِ خدا را میگیره، باور دارم استاد عزیز هم بوی عطرِ خداوند را میدهد که داره توحید و عشق میپراکنه به سمتِ افراد که ما هدایت بشیم به سمتِ نور و آگاهی .
اونجایی که الله میفرماید:
اللهُ نور السموات و الارض
به سمت نور قدم برداریم هرچند در دلِ تاریکی شب باشیم، نور خداوند است و ما باید بهای خوشبختی را با حرکت،با ایمان، هرچند که نمیبینیماش اما بهش اعتماد داریم ، “اقرارِِ بِه السانِ و تصدیقُ بالقَلب” در قلب به موجودیت او باور داریم و حرکت میکنیم به سمتِ نور،به سمت خداوند، و اونجا خداوند آغوش نازنیناش را باز کرده ما را به معجزات زیادی مبتلا میکند.
چه ابتلایی قشنگتر از مبتلا شدن به عطرِ خداوندی گرفتن، به او وصل شدن و در او فنا شدن
شاید مولانا بیشتر از زمان ما، از هر عارفی به شناخت الله رسیده که به مرحله فنا فی الله رسید . فنا شد در خدا و در هرچیزی خدا را دید .
چه مرحله قشنگی است در عرفان به این نام ، فنا فی الله
یارب، اصن یارب نه یارم، یارِ قشنگم فنایم کن در خودت،در ذکر و یادت، آنقدر تو ببینم که دیگر جز تو چیزی در نظرم زیبا نباشد تو باشی همه وجودم، مبتلایم کن چون مولانا در عشقات
هزار ماشاءالله به آگاهی و درک استاد عزیز به این درجه از توحید، سخنان شما بر دل نشست، سودای عاشقی را در سر آورد و به وجد ام آورد، هزار تحسین !!!
امیدوارم نقطهی وصل ما و پروردگار جانان، نقطهی زیبایی و سرآغاز قشنگ زیستن افرادی با توحید در جهان باشد.
پس بیایید برای این قشنگ زیستن، الله را باور کنیم .
به نام خدایی که یگانه حکمران عالم هستی است اما از هر عاشقی که فکر کنی عاشق تر است نسبت به بندگانش
به نام خدایی که هیچوقت قهر نمی کند، به ما پشت نمی کند، و آغوشش همیشه برامون باز است. تا صدایش بکنی می گوید لبیک بنده ی من! بگو که منتظر شنیدن صدات هستم. بگو که آماده و مهیای برآوردن خواسته ات هستم .
به نام خدایی که بهتر از هر مشاوری تو عالم راهنماییت می کند چون حکیم و علیم است
به نام خدایی که که از هر صاحب کرمی، کریم تر است .چون علاوه بر اینکه صاحب خزائن آسمان ها و زمین است، وهاب است. صاحب کرامت و جود است و ذوفضل عظیم است.
به نام خدایی که تمام اسماءش نیکوست .
به نام خدایی که به شدت برای بندگانش کافی است .اگر بهش تکیه کنند، تفویض اختیار کنند، اگر بهش بسپارند اگر بنده باشند
اگر بنده باشند
اگر بنده باشند
سلام استاد عزیزم
فکر کنم اگر بخواهیم این فایل را تو یک جمله خلاصه کنیم این آیه قرآن بشود خدایا تنها تو را می پرستم
شرک ورزیدن یعنی بندگی چندین چیز یا چندین نفر را کردن، از چندین نفر حساب بردن. از چند نفر ترسیدن.
اما توحید یعنی تو آغوش خدا لم دادن تا خدا با عشق خودت و کار هات را ردیف کند
دلبر بُردبارِ من، آمده بُرده بارِ من
بالاترین مقام، رسیدن به توحید است. ای کاش این هایی که نوشتم از حرف به عمل در بیاد . چون هر کسی خودش می دونه کجای کار توحید است . استاد فقط می توانم تحسینتون کنم برای ایمانی که در خودتون ساختید.
بیام از شما یاد بگیرم چطور روی خدا فقط حساب کنم
1 وقتی کسی تشکر می کنم تو دلم از خدایی که این انسان شریف را برام فرستاده تشکر کنم
2وقتی درخواست می دهم تو دلم به خدا تکیه کنم
اگر رو چیزی غیر خدا حساب کنم از همون ضربه می خورم .حتی اگر رو خودم، استعداد و پشتکارم، هوش و تواناییم، عقل و مهارتم، زور بازو یا تعداد زیاد دوست و آشناها حساب کنم.
3 وقتی خدا را فراموش کنم فرقی ندارد جزو مسلمان ها هستم یا بت پرست ها . مشرک مشرک است به هر اسمی.
4 برای خوش آمد مردم کاری نکنم. هر کاری می کنم برای خودم باشد و احساسی که خدا در من ایجاد کرده چه خوشایند بقیه باشد چه نباشد.
5 واقعا قدرتش را باور کنم ،قلبی، نه کلامی چون فرکانس های من از قلبم ارسال میشود نمی توانم با ادا در آوردن و فیلم بازی کردن گولشون بزنم.
به چه اندازه خدا بهم خوشی وسلامتی و رزق و .. میدهد به اندازه ای که بتوانم قدرتش را باور کنم.
دوست داشتم تکه آخر صحبت های شما را عیناً اینجا بنویسم
کسیکه توکل کردن به او می تواند شما را به پادشاهی جهان برساند. به خدا هر چی بخواهید بهتون میدهد به خدا هرچی بخواهید بهتون میدهد. فقط رویش حساب کنید فقط اون را باور کنید ایاک نعبد وایاک نستعین، فقط از اون بخواهیم ،
ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار .بخواهیم که ما را به راه راست هدایت کند . فقط از رب بخواهیم. به خدا همه چی بهمون میدهد. در نهایت شگفتی و به قول بقیه معجزه. که معجزه نیست ،که باور به خداوند است که بهمون میدهد. انشالله که تو زندگیمون به بهترین راه ها هدایت بشویم و سعادت در دنیا و آخرت داشته باشیم.
سلام و ادب و احترام به خدمت استاد عباسمنش عزیز خانم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسم
گوش کردن به فایلهای توحیدی مثل اکسیژن میمونه یعنی باید روتین روزانه مون باشه
توی هر دوره و مرحله ای از آموزشهای استاد که باشیم حتما در کنارش باید این فایلها رو هر روز گوش بدیم
چون این فایلها به اصل اساسی تاکید میکنن که همان توحیده، اصلی که عمل به اون باعث خوشبختی و بی توجهی به اون عامل بدبختی آدمها هست.
تصمیم گرفتم هر فایلی رو که گوش میدم بیام و درکم از اون فایل و تجربیاتم رو کامنت کنم تا برای خودم تکرار و مرور بشه چرا که انسان زود یادش میره و تذکر جزو لاینفک رشد و تعالی مستمر هست که باید جدی گرفته بشود.
استاد چه زیبا بیان کردند که توحید مهمترین نکته در رشد و پیشرفت انسان هست چرا که وقتی روی خدا حساب میکنی در حقیقت روی تنها قدرت حاکم بر جهان حساب باز میکنی ، کسی که قدرتش بی نهایت هست و این تکیه کردن و حساب کردن روی چنین قدرتی ، در ابتدا به آدم آرامش و امید میده و بعدش وقتی قلبت آرام شد، شجاعت در وجودت شروع به رشد میکنه
همه چیزهای خوب و خصلت ها و ویژگیهای خوب در بستر آرامش فرصت رشد و تعالی پیدا میکنن
این موضوع در قرآن بارها تکرار شده و خداوند نتیجه داشتن ایمان و توکل و امید به الله یکتا را
به درستى که آنان که گرویدند و آنان که یهود شدند و از دینى بدینى روندگان و ترسایان آنکه گروید به خدا و روز بازپسین و کرد کار شایسته پس نیست بیمى برایشان و نه ایشان اندوهناک شوند.
فقط باید به خداوند و روز قیامت ایمان بیاوریم و کار شایسته انجام بدیم
به درستى که آنان که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگى کردند فرود مى آید برایشان فرشتگان که نترسید و غمگین نشوید و شادمان شوید به بهشتى که بودید وعده مى شدید.
زندگیمون میشه بهشت و خوشبختی رو تجربه میکنیم.
به شخصه از وقتی سعی کردم توحید رو در عمل اجرا کنم و قدرت رو از آدمها بگیرم و اعتبارش رو به خدا بدم
زندگی ام به کل تغییر کرده
از اساس عوض شده
تونستم بعد از سالها تجربه غم و نگرانی و استرس و ناامیدی، حالا طعم شیرین آرامش حقیقی و دایمی رو بچشم.
من در طی حدود 20 سال از زندگی ام رو در شرک سپری کردم، چون امید زندگی ام به یک شخص بود فکر میکردم اگر این شخص در زندگی ام باشد من رشد خواهم کرد وگرنه بدبخت خواهم شد
گاهی تو تنهایی هام با خودم میگفتم که اگه اون فرد بمیره من بقیه زندگی ام رو چیکار باید بکنم و چطور به روند رشد و پیشرفتم ادامه بدهم
در طول اون سالها خودم رو پیشش حقیر میکردم
به زورگوییهایش تن میدام، وقتی باهاش بحثم میشد همیشه من کوتاه می اومدم و تقصیر رو به گردن میگرفتم با اینکه من مُحِق بودم و مقصر اون فرد بود ولی من از ترس از دست دادنش تقصیرات رو به گردن میگرفتم و نتیجه این رابطه مشرکانه چیزی نبود جز ترس و غم
همیشه در ترس و نگرانی به سر میبردم و حقارت و خرد شدن عزت نفسم هم نتیجه این وضعیت بود.
دیگه از این وضعیت تاریک خسته شده بودم و نمی تونستم این شرایط رو تحمل کنم، ولی نمیدونستم که چیکار کنم ، چون هر قدر توی این رابطه من تلاش میکردم مثل باتلاق بیشتر فرو میرفتم ،
شاید وضع ظاهری زندگی ام بهبود پیدا میکرد ولی وضع روحی و روانی ام داغون تر میشد .
تا اینکه من با مباحث توحید حقیقی آشنا شدم
و خصوصا مباحث و آموزشهای استاد عباسمنش بزرگوار
وقتی فایلهای مربوط به توحید و ایمان رو گوش میکردم به قدری برام جدید و جذاب بود که حد نداشت
منی که عمرم رو در خواندن ظاهری قرآن سپری کرده بودم
حس میکردم که اولین بار هست که قرآن و توحید رو دارم می شنوم
چنان این مطالب به قلب و روح من نشست و چنان کن فیکونی در درونم رخ داد که کلا من عوض شدم
حرفی که همسرم همیشه بهم میگه که ناصر تو عوض شدی و …. البته نه به عنوان تعریف و بلکه به عنوان تشر و کنایه.
خلاصه آگاهی های استاد عزیزم در خصوص توحید باعث شد که آرامش و امید و شجاعت در قلب و روحم وارد بشه و پس از گذشت مدتی ، اون رابطه مشرکانه از طرف اون فرد و بدون هیچ بحث و درگیری و به طور یکطرفه قطع بشود، البته اولش خیلی برام دردناک بود که چنین ارتباطی از بین رفته ولی سعی کردم طی چند روز برای خودم منطقی کنم که این اتفاق کاملا درست و بموقع رخ داده
وقتی ارتباطم قطع شد و چند هفته که گذشت من تازه متوجه شدم که چه فرد مشرکی بودم و در چه زندان خودساخته ای خودم رو اسیر کرده بودم و
از طرفی هم هر روز داشتم رهاتر و آزادتر میشدم.
این تجربه باعث شد که متوجه بشم که خداوند بود که اون فرد رو به زندگی من وارد کرده بود و از طریق اون فرد بهم کمک میکرد و اگر اون رفته، خداوند از بینهایت طریق هدایتش رو بهم میرسونه
و این رو عینا دارم تجربه میکنم.
حالا دیگه فقط و فقط به خداوند دل بستم و از خودش همه چی میخوام و مطمئن هستم که با عشق همه خواسته هامو برآورده میکنه
دارم آرامشی رو تجربه میکنم که سالهای سال دنبالش بودم ، آرامشی که نه به خاطر وجود فرد خاصی باشه یا وجود فلان امکانات و شرایط ویژه
بلکه این آرامش به خاطر حضور خداوند در قلب و روحم هست که در من به وجود آمده.
نتیجه عمل به توحید عملی این شده که از کسی نمی ترسم، از رفتن کسی از زندگی ام هم نمیترسم
سعی نمیکنم به کسی اعتبار و قدرت بدم با اینکه از همه تشکر میکنم ولی در قلبم میدانم که این انسانها و شرایط دستان الهی اند که در خدمت به من هستند.
باسلام به استادعزیزم و خانم شایسته مهربانم وهمه دوستان تو این سایت بهشتی
روز شمارتحول زندگی من روز سی و چهارم
توحیدعملی (2)
روی هیچ کسی حساب نکنم روی خودم هم حساب نکنم فقط وفقط روی خداوند حساب کنم
خدایا تنها تو را میپرستم وتنها از تو یاری میجویم
منو به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان
خدایا کمکم کن درهر لحظه که شرک نورزم که تنها گناهی که بخشیده نمیشه شرک هستش
شرکهایی که حتی قبل از ورود به سایت نمیدونستم شرک هستش خودت ببخش پروردگار من
وخودت درهرلحظه راهنماییم کن ومسیررو بهم نشون بده
یه ناخواسته ای یه ماهی برام بوجود اومده بود وبه تعهد هرروزه روزشمار عمل نکردم ولی تو این مدت تمام آموزشها تو ذهنم و وجودم بود همش مرور میکردم حرفهای استادرو و قوانین رو به خودم یادآوری میکردم وخداروشکر خیلی هم خوب عمل کردم ودرتمام لحظه ها تونستم با شرایطی که داشتم احساسم رو خوب نگهدارم وروی هیچکسی حساب باز نکردم وتمام مدت روی خدای خودم حساب کردم و خداوند هم به بهترین شکل منو حمایت میکرد خداروشکر
باز هم بیشترو بیشتر تمرین میکنم ودرهرلحظه حواسم رو جمع میکنم که روی هیچکسی حساب نکنم حتی همسرم حتی پسرام و پدر ومادرم
همیشه همیشه باید روی خدا حساب کنم اونه که به من رزق و روزی میده نه هیچکس دیگه و اونه که دستانش رو میفرسته برای حمایت از من
من به خداوند توکل میکنم واعتماد دارم که همه کارها رو برام انجام میده وآسانم میکنه برای آسانی ها
استادعزیزم خانم شایسته مهربانم سپاسگزارم
دوستان خوبم به خاطرکامنتهای پراز آگاهیتون سپاسگزارم
اول باید بپذیریم که ما در مسیر مومن شدن و دوری از شرک حرکت میکنیم، اما نباید انتظارهای عجیب از خودمان داشته باشیم. درست مثل هواپیما که مدام نیاز به تصحیح مسیر دارد، ما هم باید رفتارها و نگرشهایمان را مرتب اصلاح کنیم.
اصل توحید برای خود ماست. خداوند که نیازی ندارد ما بدانیم کارها توسط او انجام میشود یا نه. توحید یعنی قدرت دست خودمان باشد و آن را به هزار عامل بیرونی ندهیم؛ که پابوس کسی نشویم و بعد از مدتی هزار مشکل با او پیدا کنیم.
وقتی نقش خدا را به عنوان تنها منبع عشق، خوبی، خیر، قدرت، رزق، علم، توانمندی، ارتباط و سلامتی فراموش میکنیم و بقیه را اصل کاری میبینیم، خودمان را در برابرشان خار میکنیم و باید منتظر مشکلات بعدی باشیم.
از آدمها تشکر کنیم و دوستشان داشته باشیم، اما در دل و جانمان بپذیریم که این محبتها—even محبت پدر و مادرمان—از سمت خداوند است. همه در این جهان بخشی از نیروی خداوند هستند که به عنوان دستی از دستان او در زندگی ما مأموریتی دارند. اما آنکه این دستان را میفرستد کیست؟ خداوند. پس همیشه در برابر او سجدهکننده و پابوس باشیم و سرمان در برابر خلق بالا باشد.
تا به حال دیدهاید کسانی که خیلی روی دیگران حساب میکنند، آخر آن رابطهها چطور تمام میشود؟ من کسی را میشناسم که همیشه روی دوستانش خیلی حساب میکند و همیشه بعد مدتی بدترین دعواها را با آنها دارد. این یک الگوی تکرارشونده در زندگیاش شده. چرا؟ چون روی آدمها حساب میکند.
حساب کردن روی هر چیزی غیر از خداوند = شرک
اما در همین جا هم باید تعادل را حفظ کنیم. نیاییم از آنور بام بیفتیم که از هیچکس هیچ درخواستی نکنیم. باید بدانیم که ما در جهانی زندگی میکنیم که همه اجزایش به هم وابستهاند و ما برای کارهایمان به آدمهای دیگر نیاز داریم. اگر درخواستی لازم است از کسی انجام دهیم، انجام میدهیم. اما هر کسی در قلبش نیتش را میداند که آیا آن درخواست را با این نیت انجام میدهد که “فقط این فرد میتواند کمکم کند و اگر نباشد کارم لنگ میشود”، یا اینکه دلش به خداوند است و میگوید “این دستی از دستان توست، خداوندا.”
نکته طلایی کنکوری:
چقدر این موضوع در عزت نفس ما تأثیر دارد که وقتی نگاهمان به خدا باشد و توحید را عمیقاً درک کرده باشیم، توان درخواست کردنمان بالا میرود. اصلاً چرا درخواست کردن اینقدر سخت است؟ چون فکر میکنیم اگر درخواست کنیم و جواب رد بشنویم بدبخت میشویم. اگر فلان مشتری از من خرید نکند، بیچاره میشوم. اگر فلان کار آنطور که میخواهم پیش نرود، بدبخت میشوم.
اما وقتی توحید را درست درک کنیم میگوییم:
“خدای من، معبود من، عشق من، اگر از این راه یا این دستت نشد، میدانم راه بهتری را برایم کنار گذاشتهای. میدانم حواست به من هست و میخواهی بهترین اتفاق برایم رقم بخورد.”
و آن وقت دیگر به چیزی نمیچسبیم. پیشفرضها و الگوهای ذهنیمان را کنار میگذاریم. از دست آدمها هم کمتر ناراحت میشویم.
توکل یعنی امیدواری. توکل یعنی آرامش.
اگر اکنون اوضاع ظاهراً خوب نیست، من امیدوارم شرایط بهتر میشود چون خداوند کنارم است و هر لحظه دارد مرا به سمت شرایط بهتر هدایت میکند. پس خیالم راحت است که خداوند از جایی که من فکرش را نمیکنم پاسخ میدهد.
روی هر چیزی حساب کنیم، دقیقاً از همانجا ضربه میخوریم. یار جمع نکنیم.
اگر تکیهمان بر خدا باشد، خداوند راهها را برایمان باز میکند. قلبها را نرم میکند. ارتباطاتی را ایجاد میکند که با هیچ ادعا و ظاهرسازی دیگری ممکن نیست. پیروزیها و موفقیتهایی رقم میزند که هیچکس دیگر نمیتواند.
آن وقت است که ما اسمش را “شانس” میگذاریم چون نمیتوانیم درک کنیم که این موفقیتها نتیجه توحید بوده. اگر کاری بد پیش برود یا کسی به ما بدی کند، میگوییم “شانسم بد بود” یا “دستم نمک ندارد”. اما وقتی میبینیم دوستی داریم که کارهایش عالی پیش میرود، میگوییم “شانسش خوب است.”
نتیجه توحید است که از سفرنامه دیروز، جایی که استاد در پیادهروی خیابانی در ایران بودند، امروز رسیدهایم به فایلی که در ملک چند هکتاریشان با دریاچهای در وسط و بز و گوسفندانی که آزادانه میچرخند، ضبط شده.
وقتی تکیه به نیروی خداوند باشد، در یک کلام چرخ زندگی روانتر میشود.
وقتی روی آدمها حساب میکنیم، پشتمان را خالی میکنند. این مورد را فکر میکنم همهمان در زندگی تجربه کردهایم.
اینها را باید مدام به خودمان یادآوری کنیم؛ هر وقت روی خدا حساب کنیم، خداوند همه چیز را به ما میدهد. ما به اندازه باورمان نتیجه میگیریم.
برای خوشامد مردم کاری نکنیم. چه مردم خوششان بیاید و چه نیاید. کاری نکن که مردم به به و چه چه کنند؛ چون همیشه نتیجه عکس میدهد. آدم با عزت نفس بالا، فکرش به نظر مردم گره نخورده.
نه روی مردم حساب کن، نه روی خودت. فقط روی خدا حساب کن.
تکیه و ایمان به خداوند میتواند درها را به راحتی برای ما باز کند. موقعیتها را خلق کند. رزق را وارد سفرهمان کند. ما را از فرش به عرش ببرد. اما به شرطی که واقعاً باورش کنیم، نه زبانی؛ چون قلب است که گواهی میدهد، نه کلام.
به اندازه باورمان، خداوند را در زندگی و اتفاقاتمان خواهیم دید.
ایمانی مثل ایمان سلیمان نبی داشته باشیم:
ایاک نعبد و ایاک نستعین
فقط از خدا کمک بخواهیم و زندگیمان را پر از زیبایی، ثروت، نعمت، سلامتی و روابط فوقالعاده ببینیم.
سلام و احترام
روز سی و چهارم از تحول روز شمار زندگی من
سپاس فراوان از استاد عزیزم
این فایل رو من چندین بار گوش کردم و اینبار و هم به عنوان درس سی و چهارم از تحول روز شمار گوش کردم و یادداشت کردم تمام صحبت های استاد رو
یاد آذر 402 افتادم که یهویی بخاطر عود بیماری اورژانسی بستری شدم و شبی که به بخش منتقل شدم دخترم که کلاس ششم بود از صبح تا شب تو خونه تنها بود ، خواهرهای خودم شهرستان بودند، پدر مادر هم تازه از دنیا رفته بودن و فقط خانواده همسر بودند و از اونجایی که نمیشد روشون هیچ حسابی باز کنیم ،لحظه ی بستری با اون فشار درد حس غمگینی هم داشتم که من معلوم نیست تاکی بیمارستان باشم و تکلیف دخترم و خودم که نیاز به مراقبت دارم چی میشه !
اون شب یهو یاد برادرزادم افتادم که تنها زندگی میکنه و همسرم باهاش تماس گرفت بنده خدا اومد بیمارستان و همسرم رفت خونه پیش دخترم ، فردا خیلی اتفاقی خواهرام متوجه شده بودند که من بستری شدم و سریع با پرواز یکی از خواهرام تا شب خودشو رسوند و روزها در بیمارستان پیش من بود و شب ها میرفت خونه پیش دخترم و شب همسرم تو بیمارستان مراقب من بود ، هفته ی بعد دوتا خواهر هام اومدند ، یکی شون خونه پیش دخترم بود و یکی از صبح تا شب پیش من بیمارستان ، و شب ها هم همسرم پیشم بود ، به همین منوال بیست روز منو تو بیمارستان خواهرام، ساپورت کردند تا مرخص شدم و خودم اصلا باورم نمیشد که خواهرام اینقدر مهربونند که خانوادشون رو رها کردند و به داد ما رسیدند و تا یکسال به همه میگفتم که خواهر های من همشون گل هستند خیلی بهم رسیدن ، اما چون توحید رو نمیدونستم هیچوقت فکر نکردم که اینا دستای خداوند هستند که به دادم رسیدند ، من واقعی باید از خدا تشکر کنم ، که نه من در بیمارستان تنها موندم و نه دخترم در منزل ، روزهای سختی بود گذشت و تو این یکسال و خورده ای هم که زحمت من به پای همسرم هست، از وقتی این فایل های توحید عملی رو گوش کردم همواره از خداوند بخاطر دستانش سپاسگزاری میکنم
برنامه ریزی خدا ، حرف نداره، زمانیکه حتی من به یادش نبودم اون برنامه من رو خوب چید ، درسته که چک روزگار رو خوردم اما هم بهم چک زد و هم هوامو داشت نزاشت زمین بخورم
عاشقتم خدایا …
یادمه هفت هشت سال پیش به واسطه یک دوره آموزشی کوانتمی خیلی به خدا نزدیک شده بودم، یادمه موقعی که توی نماز به ایاک نعبد و ایاک نستعین میرسیدم ، اشک تو چشمام حلقه میزد ، یک لذت عجیبی از این جمله میبردم ، و حالا که تو این سایت بهشتی هستم هرروز تکرار میکنم که تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخوام
کمکم کن که افکارم، رفتارم و باورهام، توحیدی بشوند ، کمکم کن مسیرم درست و آسان باشه
کمکم کن ندانسته شرک نورزم .
یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد
سلام خدمت استادعباسمنش وگروه تحقیقاتی هرچه بیشترمیگذردبیشتربهم ثابت میشه که ثروتمندبودن راه اصلی رسیدن به خداست الان از90درصدکسانی که توسایت عباسمنش هستندبگی برای چی اومدی اینجامیگن به دلیل پولدارشدن وافزایش درامدولی بعدیه مدت انگارورق برمیگرده همه یه جورایی دنبال توحیدمیرن واون قدرت اصلی که خداست یعنی نشونه ازاین واضح ترکه خدابیشترازمامیخوادماثروتمندباشیم امیدوارم قدرت وفقط دردستان خداببینیم ممنون ازاستادعباسمنش وگروه تحقیقاتی
به نام خدا
با سلام به همه همسفران
ششم فرودین 1397خلاصه این فایل بصورت صوتی روی کانال تلگرام گروه تحقیقاتی اومد ، من اون روز خیلی خیلی خوشحال شدم با دیدن این فایل صوتی 8 دقیقه ای. چون روز تولدم بود. بخودم گفتم این یه نشونه اس از طرف خدا. ببینم چطور ازش استفاده می کنی همون روز بالای 20 بار گوشش دادم چون هم فایل کوتاهی بود همم زیر این فایل نوشته شده بود بارها و بارها گوشش بدین.
از اون روز فایل صوتی 8 دقیقه ای رو تقریبا تا به امروز ، هرروز گوش میدم راستش نمیدونستم باور توحیدیم چقدر تغییر کرده
ولی امروز وقتی این فایل تصویری رو دیدم و استاد گفتن اون شخص به پای شخص دیگه ای افتاده قلبم تیر کشید بعدش بخودم گفتم نتیجه تکرار باورهای درست میشه این ، یعنی درک مفهوم شرک.
بین واژه ” شرک ” و واژه ” شکر ” فقط حرف ” ر ” جابجا میشه ، ولی – پذیرش و داشتن باورهای ” شرک ” آلود میشود جهنم و نابودی – . – پذیرش و احساس ” شکر”گزاری میشود بهشت و فزونی-.
من با فایل ” فقط روی الله حساب کن ” با برنامه های استاد آشنا شدم و چقدر دوست داشتم ایمان ام به ربوبیت ” الله ” روز به روز تقویت بشه . اعتراف می کنم در گذشته ( منظورم قبل از آشنایی با استادِ) با ناآگاهی و جاهلانه برای قدرت خدا شریک قائل میشدم ولی از وقتی با استاد و برنامه ایشون آشنا شدم بخودم قول دادم بیشتر از همه روی باورهای توحیدی م کار کنم چون این گفته استاد روی ذهن م حک شد همون موقعه ” اگه می خوای به جایگاهی برسی که همه مردم جهان ، برای تو کار کنن برای تو پول بسازن فقط خدا رو ببین فقط تنها منبع خوشبختی و ثروت و رزق و سلامت رو فقط و فقط الله ببین.”
خداوند بلند مرتبه رو بسیار شاکر و سپاسگزارم که من رو با استاد و این سایت معنوی آشنا کرد.
سپاسگزارم
افرین به پشتکار و همت بالای شما اقا ایمان عزیز
موفق و پیروز باشید .
سلام دوست محترم
از شما بخاطر تحسین بنده سپاسگزارم امیدوارم بهترین ها جذب زندگیتون بشه.
آفرین به همتت متین جان
وقتی میبینم چقدر با اراده در زمینه ورودی های خوب تلاش میکنی جز این نمیبینم که خواست قلبی فوق العاده شدیدی برای رشد و تکامل و توحیدی شدن داری
و این تلاشت به من قدرت میده و ازت الگو میگیرم
مرسی به وجودت
بهترین ها رو از خدای مهربون برات میخوام
موفق باشی عزیز
سپاسگزارم آقای ذاکری عزیز براتون سلامتی شادابی ثروت و سعادت در نیا و آخرت رو از خدای بزرگ خواهانم.
به نام رب واحد
با سلام خدمت همه دوستان و استاد گرامی
متاسفانه من خیلی دیر این فایل رو گوش کردم ولی به نظرم حکمتی داشته. چون اگه زودتر گوش میدادم معلوم نبود الان این کامنت رو بذارم
دیروز من داستانی رو تو تلویزیون گوش دادم و وقتی امروز این فایل استاد رو گوش میدادم، یه دفعه متوجه ارتباط فوق العاده این دو مطلب با هم شدم و حسی بهم گفت که هرجور شده این کامنت رو بذارم که اگه یک نفر هم مطالعه کنه کافیه.
حضرت یوسف (علیه السلام) رو وقتی به لبه چاه برای کشتن بردند، او خندید. برادران ازش پرسیدند که چرا می خندی؟ یوسف گفت: “فراموش نمی کنم روزی را که، به شما برادران نیرومند نظر افکندم و خوشحال شدم و با خود گفتم: کسی که این همه یار و یاور نیرومند دارد از حوادث سخت چه غمی خواهد داشت! روزی به بازوان شما، دل بستم، اما اکنون در چنگال شما گرفتارم و به شما پناه می برم، ولی به من پناه نمی دهید. خدا؛ شما را بر من مسلط ساخت تا بیاموزم که به غیر او ( حتی برادرانم ) تکیه نکنم”. (شرک پنهان مد نظر استاد)
وقتی که حضرت یوسف (علیه السلام) در چاه بود و وقتی که جبرئیل بر او نازل شد، به حضرت یوسف گفت: آیا می خواهی از چاه بیرون آیی؟ یوسف پاسخ داد: نجات من با خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب است که اگر بخواهد مرا نجات می دهد (با اینکه کودک خردسالی بود و از چاه ترسیده بود، ولی این بار توحید واقعی و عملی رو به زیبایی نشون داد) و سپس جبرئیل دعایی به او آموخت که از چاه بیرون آمد و نهایتا در بزرگسالی به بالاترین درجه عزت و شوکت رسید.
امیدوارم منظورم رو از ارتباط توحید عملی و شرک پنهان با این داستان حضرت یوسف رسونده باشم و یادمون باشه که اگه تو آیات قرآن کمی ریز بشیم، متوجه میشیم که هدف اکثر سوره های قرآن، دوری از شرکه. یا علی
سلام دوست عزیز
آقای فارغی همه ی مادر معرض هدایت الهی هستیم گاه با نشانه گاه با حرفی گاه با عملی ما را به فکر فرو میبرد …
ممنون وسپاسگزارم که دیدگاه پر ارزشی برایمان گذاشتی تا دوباره تفکری کنیم در مورد رفتارها باورهایمان.
در پناه امن الهی باشید شااد و خوشبخت وثروتمند.??
سلام بر خانواده عزیرم انشالله همیشه در پناه خداوند متعال ثروتمند باشید
حامد جان به نکته ای خیلی خوب اشاره کردید من تا به حال به این نکته دقت نکرده بود ولی بیشتر داستان شرک رو درقسمت زندان دیدم زمانی که حضرت یوسف به اون فرد زندان درخواست کرد که به حاکم سفارش ش رو بگه تو اونو از زندان ازاد کنه اونجا هم حضرت یوسف دچار شرک شد وسریع توسط همون افراد تلنگر خورد که منجر به زندان بیشتری شد چون پیامبر باید معصوم باشه ولی همون زندانی بیشتر برای حضرت یوسف خوب بود من همیشه. این قسمت داستان رو توجه میکردم که شرک ایجاد شد ولی به قسمت چاه دقت نکرده بودم
سپاسگزارم که این قسمت رو شما برایم روشن کردی
از تو واستاد عزیزم سپاسگزارم
همیشه شاد وپیروز ثروتمند وسلامت باشی
یا علی
فتبارک الله احسن الخالقین
تعهدروز سی و چهارم
سلام بر استاد عزیز وتمامی همفرکانسی های عزیزم
امروز فایلی که شنیدم رو به فال نیک شمردم
اینکه در هیچ کاری از خدا غافل نشیم و من به مقوله ی شرک اینقدر ریز نشده بودم ولی واقعیت همینه شرک یعنی قدرت دادن به غیر خدا حالا هرچی که باشه یعنی شرک و این چقدر غم انگیزه که من با وجود دقت و حساسیت زیاد ولی ناخواسته چقدر مشرک بود م و خدار صد هزار بار شکر که امیدم به خدای غفور و رحمان برای امرزشم بسیار زیاده و این ارامش وجودم رو سبب میشه برای ادامه مسیر پر انرژی،اینکه دلیل پیشرفت هامون رو بقیه ندونیم و نتونسته تکیه نکنیم به غیرخدا که نتیجه ش شکست هاییست که تا الان داشتیم،و من هرلحظه خداروشکر میکنم که ادامه مسیر رو میتونم بدون شرک پیش ببرم به امید و یاری خدا،خدایا خیلی خوب و مهربونی خیلی دوستت دارم و میدونم خودتم بیشتر مشتاقی به احساس خوب من،سخته ولی دارم رو خودم کار میکنم که بدون خجالت و تعارف کردن با خدا صحبت کنم و هرچی میخوام ازش طلب کنم با گفتگو درونی. کاملا آرام و به دور تز استرس خدایا شکرت بابت این لیاقت حضور در این سایت و این مسیر سبز و نورانی
در پناه الله یکتا پیروز و سلامت باشید
بنام خداوندِ زیباییها!
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی و خوبم.
این فایل شما نمونه بارز توحید واقعی یک فرد هستش.
اینکه بدانیم همه دستانی از سَمتِ پروردگار هستند ولی امتیازشو به آدمها ندیم و اونا را بزرگ نسازیم ازشون بُت نسازیم توی ذهن خود، سبحان الله به این آگاهی به این درک از پختگی در زندگی.
چقدر عالیه که زندگی را با خدا بندگی کرد نه با بندهی خدا،
چقدر محشره عاشقی با خدا، هزار ماشاءالله
من به این نظر هستم هرکسی خداوند را از درون شناخت اون بوی عطرِ خدا را میگیره، باور دارم استاد عزیز هم بوی عطرِ خداوند را میدهد که داره توحید و عشق میپراکنه به سمتِ افراد که ما هدایت بشیم به سمتِ نور و آگاهی .
اونجایی که الله میفرماید:
اللهُ نور السموات و الارض
به سمت نور قدم برداریم هرچند در دلِ تاریکی شب باشیم، نور خداوند است و ما باید بهای خوشبختی را با حرکت،با ایمان، هرچند که نمیبینیماش اما بهش اعتماد داریم ، “اقرارِِ بِه السانِ و تصدیقُ بالقَلب” در قلب به موجودیت او باور داریم و حرکت میکنیم به سمتِ نور،به سمت خداوند، و اونجا خداوند آغوش نازنیناش را باز کرده ما را به معجزات زیادی مبتلا میکند.
چه ابتلایی قشنگتر از مبتلا شدن به عطرِ خداوندی گرفتن، به او وصل شدن و در او فنا شدن
شاید مولانا بیشتر از زمان ما، از هر عارفی به شناخت الله رسیده که به مرحله فنا فی الله رسید . فنا شد در خدا و در هرچیزی خدا را دید .
چه مرحله قشنگی است در عرفان به این نام ، فنا فی الله
یارب، اصن یارب نه یارم، یارِ قشنگم فنایم کن در خودت،در ذکر و یادت، آنقدر تو ببینم که دیگر جز تو چیزی در نظرم زیبا نباشد تو باشی همه وجودم، مبتلایم کن چون مولانا در عشقات
هزار ماشاءالله به آگاهی و درک استاد عزیز به این درجه از توحید، سخنان شما بر دل نشست، سودای عاشقی را در سر آورد و به وجد ام آورد، هزار تحسین !!!
امیدوارم نقطهی وصل ما و پروردگار جانان، نقطهی زیبایی و سرآغاز قشنگ زیستن افرادی با توحید در جهان باشد.
پس بیایید برای این قشنگ زیستن، الله را باور کنیم .
شاد و لحظاتتان خدایی
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام رب العالمین
به نام خدایی که یگانه حکمران عالم هستی است اما از هر عاشقی که فکر کنی عاشق تر است نسبت به بندگانش
به نام خدایی که هیچوقت قهر نمی کند، به ما پشت نمی کند، و آغوشش همیشه برامون باز است. تا صدایش بکنی می گوید لبیک بنده ی من! بگو که منتظر شنیدن صدات هستم. بگو که آماده و مهیای برآوردن خواسته ات هستم .
به نام خدایی که بهتر از هر مشاوری تو عالم راهنماییت می کند چون حکیم و علیم است
به نام خدایی که که از هر صاحب کرمی، کریم تر است .چون علاوه بر اینکه صاحب خزائن آسمان ها و زمین است، وهاب است. صاحب کرامت و جود است و ذوفضل عظیم است.
به نام خدایی که تمام اسماءش نیکوست .
به نام خدایی که به شدت برای بندگانش کافی است .اگر بهش تکیه کنند، تفویض اختیار کنند، اگر بهش بسپارند اگر بنده باشند
اگر بنده باشند
اگر بنده باشند
سلام استاد عزیزم
فکر کنم اگر بخواهیم این فایل را تو یک جمله خلاصه کنیم این آیه قرآن بشود خدایا تنها تو را می پرستم
شرک ورزیدن یعنی بندگی چندین چیز یا چندین نفر را کردن، از چندین نفر حساب بردن. از چند نفر ترسیدن.
اما توحید یعنی تو آغوش خدا لم دادن تا خدا با عشق خودت و کار هات را ردیف کند
دلبر بُردبارِ من، آمده بُرده بارِ من
بالاترین مقام، رسیدن به توحید است. ای کاش این هایی که نوشتم از حرف به عمل در بیاد . چون هر کسی خودش می دونه کجای کار توحید است . استاد فقط می توانم تحسینتون کنم برای ایمانی که در خودتون ساختید.
بیام از شما یاد بگیرم چطور روی خدا فقط حساب کنم
1 وقتی کسی تشکر می کنم تو دلم از خدایی که این انسان شریف را برام فرستاده تشکر کنم
2وقتی درخواست می دهم تو دلم به خدا تکیه کنم
اگر رو چیزی غیر خدا حساب کنم از همون ضربه می خورم .حتی اگر رو خودم، استعداد و پشتکارم، هوش و تواناییم، عقل و مهارتم، زور بازو یا تعداد زیاد دوست و آشناها حساب کنم.
3 وقتی خدا را فراموش کنم فرقی ندارد جزو مسلمان ها هستم یا بت پرست ها . مشرک مشرک است به هر اسمی.
4 برای خوش آمد مردم کاری نکنم. هر کاری می کنم برای خودم باشد و احساسی که خدا در من ایجاد کرده چه خوشایند بقیه باشد چه نباشد.
5 واقعا قدرتش را باور کنم ،قلبی، نه کلامی چون فرکانس های من از قلبم ارسال میشود نمی توانم با ادا در آوردن و فیلم بازی کردن گولشون بزنم.
به چه اندازه خدا بهم خوشی وسلامتی و رزق و .. میدهد به اندازه ای که بتوانم قدرتش را باور کنم.
دوست داشتم تکه آخر صحبت های شما را عیناً اینجا بنویسم
کسیکه توکل کردن به او می تواند شما را به پادشاهی جهان برساند. به خدا هر چی بخواهید بهتون میدهد به خدا هرچی بخواهید بهتون میدهد. فقط رویش حساب کنید فقط اون را باور کنید ایاک نعبد وایاک نستعین، فقط از اون بخواهیم ،
ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار .بخواهیم که ما را به راه راست هدایت کند . فقط از رب بخواهیم. به خدا همه چی بهمون میدهد. در نهایت شگفتی و به قول بقیه معجزه. که معجزه نیست ،که باور به خداوند است که بهمون میدهد. انشالله که تو زندگیمون به بهترین راه ها هدایت بشویم و سعادت در دنیا و آخرت داشته باشیم.
سلام و ادب و احترام به خدمت استاد عباسمنش عزیز خانم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسم
گوش کردن به فایلهای توحیدی مثل اکسیژن میمونه یعنی باید روتین روزانه مون باشه
توی هر دوره و مرحله ای از آموزشهای استاد که باشیم حتما در کنارش باید این فایلها رو هر روز گوش بدیم
چون این فایلها به اصل اساسی تاکید میکنن که همان توحیده، اصلی که عمل به اون باعث خوشبختی و بی توجهی به اون عامل بدبختی آدمها هست.
تصمیم گرفتم هر فایلی رو که گوش میدم بیام و درکم از اون فایل و تجربیاتم رو کامنت کنم تا برای خودم تکرار و مرور بشه چرا که انسان زود یادش میره و تذکر جزو لاینفک رشد و تعالی مستمر هست که باید جدی گرفته بشود.
استاد چه زیبا بیان کردند که توحید مهمترین نکته در رشد و پیشرفت انسان هست چرا که وقتی روی خدا حساب میکنی در حقیقت روی تنها قدرت حاکم بر جهان حساب باز میکنی ، کسی که قدرتش بی نهایت هست و این تکیه کردن و حساب کردن روی چنین قدرتی ، در ابتدا به آدم آرامش و امید میده و بعدش وقتی قلبت آرام شد، شجاعت در وجودت شروع به رشد میکنه
همه چیزهای خوب و خصلت ها و ویژگیهای خوب در بستر آرامش فرصت رشد و تعالی پیدا میکنن
این موضوع در قرآن بارها تکرار شده و خداوند نتیجه داشتن ایمان و توکل و امید به الله یکتا را
عدم ترس و نگرانی و غم، و داشتن آرامش دانسته
إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ فَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ. احقاف 13
به درستى که آنان که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگى کردند پس نیست بیمى برایشان و نه ایشان غمگین شوند.
کسانی که رب و تنها فرمانروای جهانیان رو الله یکتا بدونند و در این راه استمرار و استقامت و صبر داشته باشند نه ترسی و نه غمی خواهند داشت
حالا اگر خدا رو رب بدونیم یعنی در قبالش چیکار باید بکنیم:
قرآن بهمون جواب رو داده:
إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِینَ هَادُواْ وَٱلصَّـٰبِـُٔونَ وَٱلنَّصَٰرَىٰ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ.مائده69
به درستى که آنان که گرویدند و آنان که یهود شدند و از دینى بدینى روندگان و ترسایان آنکه گروید به خدا و روز بازپسین و کرد کار شایسته پس نیست بیمى برایشان و نه ایشان اندوهناک شوند.
فقط باید به خداوند و روز قیامت ایمان بیاوریم و کار شایسته انجام بدیم
و نتیجه این آرامش چی میشه؟
إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَیۡهِمُ ٱلۡمَلَـٰٓئِکَهُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّهِ ٱلَّتِی کُنتُمۡ تُوعَدُونَ.فصلت 30
به درستى که آنان که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگى کردند فرود مى آید برایشان فرشتگان که نترسید و غمگین نشوید و شادمان شوید به بهشتى که بودید وعده مى شدید.
زندگیمون میشه بهشت و خوشبختی رو تجربه میکنیم.
به شخصه از وقتی سعی کردم توحید رو در عمل اجرا کنم و قدرت رو از آدمها بگیرم و اعتبارش رو به خدا بدم
زندگی ام به کل تغییر کرده
از اساس عوض شده
تونستم بعد از سالها تجربه غم و نگرانی و استرس و ناامیدی، حالا طعم شیرین آرامش حقیقی و دایمی رو بچشم.
من در طی حدود 20 سال از زندگی ام رو در شرک سپری کردم، چون امید زندگی ام به یک شخص بود فکر میکردم اگر این شخص در زندگی ام باشد من رشد خواهم کرد وگرنه بدبخت خواهم شد
گاهی تو تنهایی هام با خودم میگفتم که اگه اون فرد بمیره من بقیه زندگی ام رو چیکار باید بکنم و چطور به روند رشد و پیشرفتم ادامه بدهم
در طول اون سالها خودم رو پیشش حقیر میکردم
به زورگوییهایش تن میدام، وقتی باهاش بحثم میشد همیشه من کوتاه می اومدم و تقصیر رو به گردن میگرفتم با اینکه من مُحِق بودم و مقصر اون فرد بود ولی من از ترس از دست دادنش تقصیرات رو به گردن میگرفتم و نتیجه این رابطه مشرکانه چیزی نبود جز ترس و غم
همیشه در ترس و نگرانی به سر میبردم و حقارت و خرد شدن عزت نفسم هم نتیجه این وضعیت بود.
دیگه از این وضعیت تاریک خسته شده بودم و نمی تونستم این شرایط رو تحمل کنم، ولی نمیدونستم که چیکار کنم ، چون هر قدر توی این رابطه من تلاش میکردم مثل باتلاق بیشتر فرو میرفتم ،
شاید وضع ظاهری زندگی ام بهبود پیدا میکرد ولی وضع روحی و روانی ام داغون تر میشد .
تا اینکه من با مباحث توحید حقیقی آشنا شدم
و خصوصا مباحث و آموزشهای استاد عباسمنش بزرگوار
وقتی فایلهای مربوط به توحید و ایمان رو گوش میکردم به قدری برام جدید و جذاب بود که حد نداشت
منی که عمرم رو در خواندن ظاهری قرآن سپری کرده بودم
حس میکردم که اولین بار هست که قرآن و توحید رو دارم می شنوم
چنان این مطالب به قلب و روح من نشست و چنان کن فیکونی در درونم رخ داد که کلا من عوض شدم
حرفی که همسرم همیشه بهم میگه که ناصر تو عوض شدی و …. البته نه به عنوان تعریف و بلکه به عنوان تشر و کنایه.
خلاصه آگاهی های استاد عزیزم در خصوص توحید باعث شد که آرامش و امید و شجاعت در قلب و روحم وارد بشه و پس از گذشت مدتی ، اون رابطه مشرکانه از طرف اون فرد و بدون هیچ بحث و درگیری و به طور یکطرفه قطع بشود، البته اولش خیلی برام دردناک بود که چنین ارتباطی از بین رفته ولی سعی کردم طی چند روز برای خودم منطقی کنم که این اتفاق کاملا درست و بموقع رخ داده
وقتی ارتباطم قطع شد و چند هفته که گذشت من تازه متوجه شدم که چه فرد مشرکی بودم و در چه زندان خودساخته ای خودم رو اسیر کرده بودم و
از طرفی هم هر روز داشتم رهاتر و آزادتر میشدم.
این تجربه باعث شد که متوجه بشم که خداوند بود که اون فرد رو به زندگی من وارد کرده بود و از طریق اون فرد بهم کمک میکرد و اگر اون رفته، خداوند از بینهایت طریق هدایتش رو بهم میرسونه
و این رو عینا دارم تجربه میکنم.
حالا دیگه فقط و فقط به خداوند دل بستم و از خودش همه چی میخوام و مطمئن هستم که با عشق همه خواسته هامو برآورده میکنه
دارم آرامشی رو تجربه میکنم که سالهای سال دنبالش بودم ، آرامشی که نه به خاطر وجود فرد خاصی باشه یا وجود فلان امکانات و شرایط ویژه
بلکه این آرامش به خاطر حضور خداوند در قلب و روحم هست که در من به وجود آمده.
نتیجه عمل به توحید عملی این شده که از کسی نمی ترسم، از رفتن کسی از زندگی ام هم نمیترسم
سعی نمیکنم به کسی اعتبار و قدرت بدم با اینکه از همه تشکر میکنم ولی در قلبم میدانم که این انسانها و شرایط دستان الهی اند که در خدمت به من هستند.
با سپاس از استاد عزیزم و دوستان گلم.
الا بذکرالله تطمئن القلوب.
24خرداد1404
یاحق
به نام خداوند بخشنده و مهربان
باسلام به استادعزیزم و خانم شایسته مهربانم وهمه دوستان تو این سایت بهشتی
روز شمارتحول زندگی من روز سی و چهارم
توحیدعملی (2)
روی هیچ کسی حساب نکنم روی خودم هم حساب نکنم فقط وفقط روی خداوند حساب کنم
خدایا تنها تو را میپرستم وتنها از تو یاری میجویم
منو به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان
خدایا کمکم کن درهر لحظه که شرک نورزم که تنها گناهی که بخشیده نمیشه شرک هستش
شرکهایی که حتی قبل از ورود به سایت نمیدونستم شرک هستش خودت ببخش پروردگار من
وخودت درهرلحظه راهنماییم کن ومسیررو بهم نشون بده
یه ناخواسته ای یه ماهی برام بوجود اومده بود وبه تعهد هرروزه روزشمار عمل نکردم ولی تو این مدت تمام آموزشها تو ذهنم و وجودم بود همش مرور میکردم حرفهای استادرو و قوانین رو به خودم یادآوری میکردم وخداروشکر خیلی هم خوب عمل کردم ودرتمام لحظه ها تونستم با شرایطی که داشتم احساسم رو خوب نگهدارم وروی هیچکسی حساب باز نکردم وتمام مدت روی خدای خودم حساب کردم و خداوند هم به بهترین شکل منو حمایت میکرد خداروشکر
باز هم بیشترو بیشتر تمرین میکنم ودرهرلحظه حواسم رو جمع میکنم که روی هیچکسی حساب نکنم حتی همسرم حتی پسرام و پدر ومادرم
همیشه همیشه باید روی خدا حساب کنم اونه که به من رزق و روزی میده نه هیچکس دیگه و اونه که دستانش رو میفرسته برای حمایت از من
من به خداوند توکل میکنم واعتماد دارم که همه کارها رو برام انجام میده وآسانم میکنه برای آسانی ها
استادعزیزم خانم شایسته مهربانم سپاسگزارم
دوستان خوبم به خاطرکامنتهای پراز آگاهیتون سپاسگزارم
خدایاشکرت برای یه روز دیگه
با نام و یاد فرمانروای جهانیان
تعهد روز چهارم – 14 مرداد 1404
به به فایل توحید عملی!
اول باید بپذیریم که ما در مسیر مومن شدن و دوری از شرک حرکت میکنیم، اما نباید انتظارهای عجیب از خودمان داشته باشیم. درست مثل هواپیما که مدام نیاز به تصحیح مسیر دارد، ما هم باید رفتارها و نگرشهایمان را مرتب اصلاح کنیم.
اصل توحید برای خود ماست. خداوند که نیازی ندارد ما بدانیم کارها توسط او انجام میشود یا نه. توحید یعنی قدرت دست خودمان باشد و آن را به هزار عامل بیرونی ندهیم؛ که پابوس کسی نشویم و بعد از مدتی هزار مشکل با او پیدا کنیم.
وقتی نقش خدا را به عنوان تنها منبع عشق، خوبی، خیر، قدرت، رزق، علم، توانمندی، ارتباط و سلامتی فراموش میکنیم و بقیه را اصل کاری میبینیم، خودمان را در برابرشان خار میکنیم و باید منتظر مشکلات بعدی باشیم.
از آدمها تشکر کنیم و دوستشان داشته باشیم، اما در دل و جانمان بپذیریم که این محبتها—even محبت پدر و مادرمان—از سمت خداوند است. همه در این جهان بخشی از نیروی خداوند هستند که به عنوان دستی از دستان او در زندگی ما مأموریتی دارند. اما آنکه این دستان را میفرستد کیست؟ خداوند. پس همیشه در برابر او سجدهکننده و پابوس باشیم و سرمان در برابر خلق بالا باشد.
تا به حال دیدهاید کسانی که خیلی روی دیگران حساب میکنند، آخر آن رابطهها چطور تمام میشود؟ من کسی را میشناسم که همیشه روی دوستانش خیلی حساب میکند و همیشه بعد مدتی بدترین دعواها را با آنها دارد. این یک الگوی تکرارشونده در زندگیاش شده. چرا؟ چون روی آدمها حساب میکند.
حساب کردن روی هر چیزی غیر از خداوند = شرک
اما در همین جا هم باید تعادل را حفظ کنیم. نیاییم از آنور بام بیفتیم که از هیچکس هیچ درخواستی نکنیم. باید بدانیم که ما در جهانی زندگی میکنیم که همه اجزایش به هم وابستهاند و ما برای کارهایمان به آدمهای دیگر نیاز داریم. اگر درخواستی لازم است از کسی انجام دهیم، انجام میدهیم. اما هر کسی در قلبش نیتش را میداند که آیا آن درخواست را با این نیت انجام میدهد که “فقط این فرد میتواند کمکم کند و اگر نباشد کارم لنگ میشود”، یا اینکه دلش به خداوند است و میگوید “این دستی از دستان توست، خداوندا.”
نکته طلایی کنکوری:
چقدر این موضوع در عزت نفس ما تأثیر دارد که وقتی نگاهمان به خدا باشد و توحید را عمیقاً درک کرده باشیم، توان درخواست کردنمان بالا میرود. اصلاً چرا درخواست کردن اینقدر سخت است؟ چون فکر میکنیم اگر درخواست کنیم و جواب رد بشنویم بدبخت میشویم. اگر فلان مشتری از من خرید نکند، بیچاره میشوم. اگر فلان کار آنطور که میخواهم پیش نرود، بدبخت میشوم.
اما وقتی توحید را درست درک کنیم میگوییم:
“خدای من، معبود من، عشق من، اگر از این راه یا این دستت نشد، میدانم راه بهتری را برایم کنار گذاشتهای. میدانم حواست به من هست و میخواهی بهترین اتفاق برایم رقم بخورد.”
و آن وقت دیگر به چیزی نمیچسبیم. پیشفرضها و الگوهای ذهنیمان را کنار میگذاریم. از دست آدمها هم کمتر ناراحت میشویم.
توکل یعنی امیدواری. توکل یعنی آرامش.
اگر اکنون اوضاع ظاهراً خوب نیست، من امیدوارم شرایط بهتر میشود چون خداوند کنارم است و هر لحظه دارد مرا به سمت شرایط بهتر هدایت میکند. پس خیالم راحت است که خداوند از جایی که من فکرش را نمیکنم پاسخ میدهد.
روی هر چیزی حساب کنیم، دقیقاً از همانجا ضربه میخوریم. یار جمع نکنیم.
اگر تکیهمان بر خدا باشد، خداوند راهها را برایمان باز میکند. قلبها را نرم میکند. ارتباطاتی را ایجاد میکند که با هیچ ادعا و ظاهرسازی دیگری ممکن نیست. پیروزیها و موفقیتهایی رقم میزند که هیچکس دیگر نمیتواند.
آن وقت است که ما اسمش را “شانس” میگذاریم چون نمیتوانیم درک کنیم که این موفقیتها نتیجه توحید بوده. اگر کاری بد پیش برود یا کسی به ما بدی کند، میگوییم “شانسم بد بود” یا “دستم نمک ندارد”. اما وقتی میبینیم دوستی داریم که کارهایش عالی پیش میرود، میگوییم “شانسش خوب است.”
نتیجه توحید است که از سفرنامه دیروز، جایی که استاد در پیادهروی خیابانی در ایران بودند، امروز رسیدهایم به فایلی که در ملک چند هکتاریشان با دریاچهای در وسط و بز و گوسفندانی که آزادانه میچرخند، ضبط شده.
وقتی تکیه به نیروی خداوند باشد، در یک کلام چرخ زندگی روانتر میشود.
وقتی روی آدمها حساب میکنیم، پشتمان را خالی میکنند. این مورد را فکر میکنم همهمان در زندگی تجربه کردهایم.
اینها را باید مدام به خودمان یادآوری کنیم؛ هر وقت روی خدا حساب کنیم، خداوند همه چیز را به ما میدهد. ما به اندازه باورمان نتیجه میگیریم.
برای خوشامد مردم کاری نکنیم. چه مردم خوششان بیاید و چه نیاید. کاری نکن که مردم به به و چه چه کنند؛ چون همیشه نتیجه عکس میدهد. آدم با عزت نفس بالا، فکرش به نظر مردم گره نخورده.
نه روی مردم حساب کن، نه روی خودت. فقط روی خدا حساب کن.
تکیه و ایمان به خداوند میتواند درها را به راحتی برای ما باز کند. موقعیتها را خلق کند. رزق را وارد سفرهمان کند. ما را از فرش به عرش ببرد. اما به شرطی که واقعاً باورش کنیم، نه زبانی؛ چون قلب است که گواهی میدهد، نه کلام.
به اندازه باورمان، خداوند را در زندگی و اتفاقاتمان خواهیم دید.
ایمانی مثل ایمان سلیمان نبی داشته باشیم:
ایاک نعبد و ایاک نستعین
فقط از خدا کمک بخواهیم و زندگیمان را پر از زیبایی، ثروت، نعمت، سلامتی و روابط فوقالعاده ببینیم.