توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 857 روز

    به نام خداوند جان

    قدم 34

    درود بر استاد عباسمنش و استاد شایسته عزیز

    موقعی که این فایل رو گوش میکردم و مینوشتم روحم یه فلش بک زد به گذشته ها و خلی چیزهل رو یادم اورد واقعا من معجزه دیده بودم و یادم رفته بود که میخوام تو فایل ها دیگه بنویسم و امروز میخوام رو این فایل توحید عملی بچه که بودم پدر و مادرم قول هایی میدادن که برام فلان اسباب بازی رو بخرن و خب بعضی هاشون نخریدن و من ناراحت میشدم و جایی رسید که دیدم رو قول هاشون نمیشه حساب کرد ولی بازهم نمیفهمیدم . سالها گذشت و هزاران اتفاق مشابه دارم . و میام تو 5 سال پیش که رفقایی بودیم و سر کار بودم و رو بقیه و کارم خیلی حساب میکردم و همون رفقا پشتمو خالی کردن و

    اخوردم زمین و له شدم.

    این همه درس دنیا داشت بهم میداد ولی نمیفهمیدم

    چند وقت پیش خونه رو برا فروش گذاشتیم. مشتری میومد و میگفت میخوام و من رو حرفش حساب میکردم و نمیخرید یا میخواست خانه رو ببینه و من رو حرفش حساب میکردم و قرار میذاشتم و توی ذهنم میگفتم میاد میخره و نمیومد . و بارها تکرار شد .انگار اموزشی بود که میگفت بفهم دیگه و رو ادمها حساب نکن و اینقدر خوردم که فهمیدم .

    خوب هم فهمیدم رو ادما حساب نکن. رو پدر مادرت حساب نکن که تو نوجوانی گفت برو خودت زندگیتو بچرخون و رو من حساب نکن

    ممنونم که این حرفو زد . ممنونم که چک و لقد خوردم و درد داشت ولی چه درس های ارزشمندی توی زندگی گرفتم که روش قیمت نمیشه گذاشت

    ثروت میخوای . عشق میخوای. خونه میخوای بخری یا بفروشی. خوشبختی میخوای و …

    خداوند همون چیزی میشه که میخوای فقط از خداوند بخواه

    و فقط خداست که به عهدش وفاداره

    وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ.(سوره توبه111)

    و چه کسی از خداوند به عهدش وفادارتر است.

    2- فَلَن یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ.(سوره بقره80)

    خداوند هرگز پیمان شکنی نمیکند

    .روی خدا حساب باز کنیم که ارج و قربت میده. عزت میده و بلند میکنه

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

    و چون بندگان من از تو پرسند، من به آنها نزدیکم، هرگاه کسی مرا خواند دعای او را اجابت کنم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من بگروند، باشد که راه یابند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1107 روز

    به نام خداوند مهربان

    روز 34 سفرنامه

    سلام و عرض ادب خدمت اساتید عزیز و دوستان گرامی

    توحید یعنی فقط روی خدا حساب باز کردن.

    توحید یعنی قدرت رو از دیگران بگیری از رییس از دولت از دوستان از پدر و مادر از همسر و… هر کس هر کاری رو واسه ما انجام بده ازش تشکر کنیم ولی اونو از دستان خداوند بدونیم که واسه انجام دادن کار ما فرستاده شده.

    سعی کنیم هیچ وقت روی دیگران حساب نکیم. چون ضربه می‌خوریم و پشتمون رو خالی می‌کنند. فکر کنم همه ما این رو تجربه کردیم وقتی رو کسی حساب کردیم کارمون انجام نشده.

    ولی وقتی فقط روی خدا حساب کردیم زمین و زمان دست به دست هم دادند جوری کارهامون پیش رفته که خودمون هم شوکه شدیم

    من از شرکی که قبلاً داشتم پشیمانم و توبه کردم

    از وقتی که سفرنامه رو شروع کردم فقط خواسته‌های خودمو از خدا می‌خوام. روی هیچ کسی حساب نمیکنم. حتی اینو به بچه‌هام یاد دادم، فرزندم موقع امتحان میگه من درسمو خوب خوندم تمام سوالات و جواب دادم دیگه بقیش با خدا چنان آرامشی داره که نگو به لطف الله همه امتحاناشو تا الآن عالی داده در صورتی که سالهای قبلش همش استرس داشت و گریه میکرد، می‌گفت اگه نمره کامل نگیرم چی میشه و کلی حالش بد بود. آخر کار هم راضی نبود. ولی الان میگه هر چی که شب قبل از امتحان خوندم بیشتر ازش سوال اومده.

    یه مورد دیگه از اینکه نباید روی کسی حساب کنیم یادم اومد می‌خواستیم بریم سفر می‌گفتیم تنهایی خوش نمی‌گذره اگه دو تا خونواده باشیم خیلی بهتره هم از لحاظ امنیت هم بیشتر خوش می‌گذره. خلاصه دو خونواده ای رفتیم به خدا بلایی به سرمون اومد پشیمون و توبه کار شدیم که دیگه با کسی جایی نریم. همش سلیقشونو به ما تحمیل می‌کردند، یه جاهایی ما نمی خواستیم بریم یا ی سری تفریح ها ،مجبور مون میکردند یا اخم و تخم. در صورتیکه هر کس یه سلیقه ای داره و باید بهش احترام گذاشت. خلاصه بهمون خوش نگذشت هیچ، فقط می‌گفتیم زود برگردیم

    واقعاً راست گفتن که آدما رو تو سفر میشه شناخت

    به قول استاد با خدا باش و پادشاهی کن. بی خدا باش و هر چه خواهی کن

    در پناه الله یکتا شاد ، سالم ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 977 روز

    1403/5/18

    روز 34

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد ومریم عزیز و دوستان گل

    خدایا شکر بخاطر یک روز زیبای دیگه

    چقدر خوشحالم که هرروز روزم و با این فایل های بینظیر شروع میکنم تقریبا دوروزه که دارم هرمساله ایی پیش میاد یا فکرمو درگیر میکنه میگم خدایا من نمیدونم میسپارم دست خودت به طور باورنکردنی با دستهای مهربونش بهم کمک میکنه درمورد کسب و کارم بهم الهام شد از یه دوستی مشاوره بگیرم و اون دوست اینقدر خالصانه و عمیق بهم مشاوره داد و من هدایت شدم به یه قدم جلوتر و هدفم شفاف تر شد خدایا شکرت یا وقتی که میبینم یه مساله ایی توی رابطه عاطفی ام حل نمیشه دیگه دست از تلاش برداشتم و گفتم خدایا من میسپارم به دست خودت تا مدیریت کنی من قدرتی ندارم و چقدر آرامش وجودم و گرفته خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    کیمیا آدمپور گفته:
    مدت عضویت: 409 روز

    درود و نیکی بر همگان

    امروز 23 فروردین 1404 شنبه

    سپاسگزارم که این فایل رو شنیدم و اول از همه موضوع اون دو آقا که پیش آمده بود به شخصه من خودم تو زندگیم خیلی ها رو دیدم که از نزدیک ترین ها بودن مثلا کسی رو شخصی جای استخدام کرده بود و بهش پروبال داده بود و اون شخص هم متشکر بود از اون شخص خیلی حتی زمانی که اون شخص جابه جای مقام در شهر دیگه ای رو داشت این بنده خدا که استخدام شده بود چنان گریه می کرد و ناراحت بود که اصلا نمی خواست بره شهر دیگر اون مدیرش اما چندی که گذشته متوجه یک سری حرفا و اخبار از اون آقا شد و شروع کرد به بدهنی و مخالف شخص شدند و خداروشکر به جاهای باریک نیست که هر دو ناراحت بشن چون این شخص که کارمند بود آشنا شده بود با فایل های آقای عباسمنش و شکرگزاری هاشو شروع کرد و متوجه شد اون بنده خدا فقط دست خدا بود دیگه اون انتظارات قبلی رو از بنده خدا نداشت و متوجه شد و خودش الان رئیس هلدینگ و به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کرده و برای مبحث دوم من خودم به شخصه یه جاهای یه زمان های خیلی رو بقیه حساب می کردم و یه روزی رسید که از عزیزترین هایم انتظار داشتم اما اونا به خاطر شرایط خانوادگی و… که داشتن نتونستن یا اصلا نخواستن و اونجا فهمیدم دختر دیگه این اشتباه رو نکن روی کسی حساب نکن و با توکل به پروردگار خودت کاری رو بکن نه روی حساب به این یا اون شخص و در این مرحله دارم تلاش می‌کنم واقعا

    سپاسگزارم که تونستم تجربه ای که داشتم رو در خدمت تون بزارم

    در نور و عشق هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 397 روز

    سلام و ادب

    سپاس و ستایش خدایی را که خالق بهار است و تو چه دانی که بهار چیست؟

    بهار روییدن دوباره ، بعد از ویرانی است .

    بهار حرکت بادهاست ، بهار تشکیل ابرهاست ، بهار دریایی است که در آسمان به حرکت در آمده ، بهار بارش قطره های رحمت است ، بهار شکستن دانه های فروتن است در دل خاک . بهار روییدن دوباره بعد از ویرانی است …

    سپاسگزارم برای این روز زیبای بهاری و باران صبحگاهی که گویی تابلو ی سبز بهار را با طراوت تر کرد و دلم چون گنجشکی کوچک پر کشید در آسمان احساس …

    صدای گنجشکهایی که سپاسگزار این روز زیبا هستند از اولین شعاع های نور صبح تا الان به گوش می رسد ، بی وقفه و پیاپی …

    خدایا شکرت به خاطر این همه زیبایی و به خاطر کلماتی که امروز روزیم شد …

    سپاسگزارم استاد عزیز برای این همه صفا و لطافت کلامتون که سخنی که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند

    این فایل رو امروز صبح برای چندمین بار گوش دادن . تو یک صبح زیبای بهاری . و حرفهاتون بخصوص در آخر فایل خیلی احساس خوبی بهم داد و دلم رو پر کرد از محبت و عشق به خدای یگانه . سپاسگزارم برای این احساس خوب و زیبا …

    تجربه ای که من در مورد صحبتهای این فایل داشتم هم خیلی شبیه تجربه استاد عزیزمونه . من در خانواده ای پر جمعیت به دنیا اومدم و خواهر و برادرانی بزرگ تر از خودم داشتم . البته در کودکی حمایت و مهربانی زیادی از اونها دریافت می کردم و دلم گرم می شد و فکر می کردم که همیشه باید روی اونها حساب کنم . اما جریان زندگی بهم ثابت کرد که هر چه زمان گذشت و هر چه بزرگ تر شدم ، در مسیر زندگی تنها تر موندم . همین طور در مورد دوستانی که در دوره های مختلف داشتم ، با وجودی که حد اکثر تلاشم رو در یاری رسوندن به اونها داشتم اما در زمان نیاز ، گویی نا پدید می شدن ! هر کسی به بهانه و دلیلی نبود ! و این درس بزرگی بود برای من که بفهمم در زندگی باید به قدرت دیگری تکیه کنم .

    مثل داستان حضرت یوسف . خداوند در اون داستان به حضرت یوسف نشون داد که حتی برادران غیورش می تونن دشمنانش بشوند و در تمام مراحل این قصه ، حضرت یوسف بیشتر و بیشتر فهمید که تنها یار و یاورش خداست . تا جایی که فرمود :

    رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِی مِن تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ

    ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺗﻮ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩﻱ ﻭ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﻲ . ﺍﻱ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻭﺭﻧﺪﻩ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ! ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﻭ ﻳﺎﺭ ﻣﻨﻲ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ [ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﺗﻮ ]ﺑﺎﺷﻢ ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﻴﺮ ، ﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﺎﻥ ﻣُﻠﺤﻘﻢ ﻛﻦ .(یوسف ١٠١)

    از خدا می خوام همه ما رو هدایت کنه به مسیر توحید قلبی و عملی …

    سپاسگزارم استاد برای ایمان قابل تحسین تون و کلام نافذ و دلنشین تون . خداوند یار و یاورتون باشه در دنیا و آخرت …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 510 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    روز تحول زندگی من روز 34ام

    سلام به همه‌ی هم فرکانسی های عزیزم

    بله همه‌ی ما یه جورایی شرکت داریم و همه رو باور داریم الا خدا خدا که به ما همه چی داده مخصوصاً تو جامعه ما که خیلی میبینم

    خود من که تا قبل آشنایی با سایت خیلی شرک

    داشتم و خودم هم نمی‌دونستم و وقتی کارم حل نمیشد میگفتم خدا نخواست درحالی که من از خدا نخواستم و در وجودم از بنده خدا میخواستم و وقتی با مباحث توحید آشنا شدم درونم دگرگون شد و به خودم آمدم تا قبلش توحید را در مدرسه شنیده بودم و اصلا دیدگاهی نسبت بهش نداشتم ولی الان میگم مهمترین چیز توحید هست الان این وضعیت کشور ما چرا این طوریه چرا واقعا یه ذره فکر کنید هرکس نسبت به جایگاهی که داره شرک داره و من الان درک میکنم قبلش نمی‌فهمیدم انشاالله که همه‌ی ما بتونیم تو این راه ثابت قدم باشیم

    ممنونم استاد که خدا به ما شناسوندی خیلی تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    راهی گفته:
    مدت عضویت: 198 روز

    سلام به همگی

    حسم میگه ماجرای آشنایی مو با استاد و سایت اینجا بنویسم. قبلش بگم من معمولا کامنتا رو نمیخوندم اوایل بنظرم مفید نمیومد اما بعد مدتی حسم گفت کامنتا رو بخون صفحات بعدی شو‌هم بزن و… بعد تازه فهمیدم وقتی استاد میگفت کامنتا گنجه یعنی چی. و واقعا از همه کسایی که تجربه هاشونو و باورهایی که پیدا کردن به اشتراک میذارن سپاسگزارم

    ماجرای آشنایی من با استاد به 10، 12 سال پیش برمیگرده ی روز که روش های تندخوانی رو گوگل میکردم سایت استاد رو دیدم و اونموقع محصول تندخوانی رو ورژن فیزیکی شو (سی دی)خریدم. من هیچ وقت تندخوان نشدم چون اصلا تلاش نکردم ولی هنوزم باورم اینه بهترین محصولی بود که میشد خرید. اون موقع من در ته شکست عاطفی مالی و تحصیلی بودم. یادمه بجای تمرینات تندخوانی، محصول ی بخشی داشت که خلاصه ی عالمه کتاب توش بود و من برای اولین بار با این مباحث آشنا شدم. گفتگو با خدا 1و2و3، حکایت فرزانگی و…من حتی بعضی شبها نمیخوابیدم تا دیروقت همش توی این نرم افزار بودم و خلاصه کتابا رو میخوندم. اون موقع متوجه نبودم بعدها متوجه شدم که اثرات اون کتابا و فایلایی که هراز گاهی از سایت دانلود میکردم باعث شد کم کم بلند شم وتصمیم گرفتم ی کاری برای خودم بکنم، کاری که با توجه به شکست های سنگینی که خورده بودم افسردگی شدید و سلامت جسمانی که از دست رفته بود از نظر بقیه حتی خودمم محال بود و دائم ترس اینم داشتم که اگه بازم شکست بخورم از اینم وضعم بدتر میشه. اون روز و اون لحظه مکانو کامل یادمه هنوز. اومدم توی سایت و زده بود ی فایل دانلودی جدید گذاشته شده و در مورد نگاه سیستمی به خداونده اون زمان اگه اشتباه نکنم سه قسمت داشت. من چون حرفای استاد عباس منش حس خوبی بم میداد بدون قصدکسب اگاهی، فقط برای اینکه چند دقیقه حالم بهتر بشه دانلود کردم و شروع کردم به گوش دادن. در واقع اون فایل حال منو بهتر نکرد اینقدر حال من بد شد وبی امان گریه میکردم. اصلا نمیخواستم باور کنم خدا سیستمه و اون مهربانی و خشم انسانی درش راه نداره متضاد باورهای من بود همش میگفتم عباس منش اشتباه میکنه. با اینکه فایلا بشدت حال منو بد کرده بود ولی ی نیرویی نمیذاشت که من رها کنم اونا رو چند روز بی امان تکرار پشت تکرار اون فایلا رو گوش کردم و عمیقا باورش کردم! و بعد… کاری که میخواستم و امید بش نداشتم جوری انجام شد که نه تنها خودم بلکه بقیه هم حیرت زده شدن از این حجم موفقیت! اما چون هم فرکانس استاد و سایت نبودم بعد چند ماه دیگه کلا استاد عباس منش و این سایت از یادم رفت. و خب یازده سال گذشت تا به امروز من با همین نگاه سیستمی به خداوند که در اعماق جانم نشسته،کلی موفقیت کسب کردم، کلی لحظاتی تجربه کردم که گاهی میگم توی رویاهام هم نمیدیدم اما شکستهایی هم داشتم که الان فهمیدم به خاطر شرک ب خداوند بوده. در این سالها کلی جلسات روان کاوی رفتم کلی دوره های روانکاوی یونگی شرکت کردم انصاف هم داشته باشم خیلی چیزها هم از خودم شناختم اما همیشه ی حسی میگفت ی جای کار میلنگه ی چیزی کمه ی چیزی سرجاش نیس. تا اینکه طبق الگوهای تکراری روانم من دوباره از اوج به قعر چاه افتادم. من از کاری که در اوجش بودم استعفا دادم البته که اون کار با وجود موفقیت های زیادی که داشتم همیشه رنجی برام بود. توی این فایل استاد میگه ادم خودش از درونش میدونه و واقعا همینه. موقع استعفا فکرم این بود من توانمندم و کلی آدم های موفق میشناسم که کمکم میکنن توی شغل جدید موفق تر از شغل قبلیم بشم و اصلا جایی برای خدا نبود و بش نیازی نبود… خلاصه من نتونستم شغل پیدا کنم مصاحبه شغلی می‌گرفتم اما بعدش خبری از استخدام نبود و هی وضع مالی من بدتر میشد. دقیقا یادمه تیرماه داشتم ی فایلی از ی روانکاوی گوش میدادم که درباره فرکانس بود. با خودم گفتم میگن همه چی فرکانسه ولی چرا من نمی بینم من الان توی این اضطراب چند ماه به بدترین وضعیت ها فکر میکنم اینکه بی خانمان شدم بدبخت شدم و‌‌.. پس چرا اتفاق نمی افته؟؟؟ ناگهان گفتم خدایا اگه تو هستی و فرکانس واقعا وجود داره بمن نشون بده تا ایمان بیارم!!!! خدا گواه صدق گفته منه حتی به 10 روز نکشید من بی خانمان شدم!!!!! 4 ماه طول کشید تازه الان 10 روزه یه خونه برای زندگی دارم. دو ماه آب گرم واسه حموم نداشتم توی تابستون اوج گرما بعد استحمام تا مغز استخونم از سردی می‌سوخت الان که مینویسم خنده رضایت ب لبم هست از کار خدا. بی هدف توی خیابونا پرسه میزدم نه شغل نه جای زندگی منی که تا چند ماه پیش چنان عزت و احترام داشتم که باور نمیکردم اصلا کسی بتونه ازم بگیره«و اگر خدا بخواد ضرری برسونه چ کسی میتونه جلوشو بگیره» در یکی از این روزای بنظرم هدیه خدا(الان واقعا بنظرم هدیه بوده) همینطور بی هدف توی اینستاگرام میچرخیدم ی پستی خیلی توجهم رو جلب کرد که موسی میگه خدایا من به هر خیری از جانب تو فقیرم و بعد غروب همون روز صاحب کار و خونه و همسر میشه! خیلی به جونم نشست رو کردم به خدا گفتم من با تمام وجودم به بودنت به فرکانس ت ایمان اوردم و شهادت میدم حالا به هر خیری از جانب تو فقیرم! و خدا وخدا..‌. شب توی خواب دیدم توی خونه ای که از دست داده بودم دارم لابه لای وسایلم دنبال چیزی میگردم که ناگهان ی جعبه پیدا کردم توش گوشواره طلا بود که خیلی قدیمی بودن و گرد خاک روشون بود. اینقدر وضوح داشت این خواب که صبح با خودم گفتم یعنی چ معنی میتونه داشته باشه. همون روز به قلبم الهام شد برو سایت عباس منش. اول جدی نگرفتم اما هی این صدا هر روز بلندتر میشد که در نهایت سایت رو گوگل کردم دیدم اصلا اکانت قبلیم که یادم نمیاد و دوباره اکانت ساختم. جسته گریخته فایل نگاه میکردم یکم بعد فهمیدم همون ی چیزی کمه توی روانکاوی اینجاس. بعد چندماه دوش آبگرم گرفتم(شاید برای شما معنی نداشته باشه اما برای من که تجربه ش کردم خیلی معنا دار بود). گفتم خدایا تهیه غذای من به عهده تو بش دیگه فک نمیکنم هر روز غذا برام میاوردن حسم هی بهتر و مثبت تر شد بعد خونه ای برای زندگی بم داد. برای تولدم سورپرایز شدم تجربه هایی که خوشحالترم کرد. و دقیقا وقتی اتفاق افتاد که طبق گفته استاد،روی خودم حساب نکردم از بقیه بریدم و فقط از خدا خواستم و ذره ای امید به بقیه نداشتم که بتونن کاری برام بکنن. آدم ها به طرز عجیبی با من مهربون شدن میخوان برام کاری انجام بدن

    از خدای مهربونم سپاسگزارم و شاکرم برای این ایمانی که بمن افزود

    استاد عباس منش ازتون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 134 روز

    به نام خالق یکتا

    سلام به استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی‌ام

    تحول سی و چهارم

    این فایل انگار منو زیر و رو کرد و خیلی حس عجیبی بهم دست داد یادمه من در گذشته یه دوستی داشتم خیلی دوستش داشتم و اونم به نوعی فکر می‌کردم منو خیلی دوست داشت و خیلی روش حساب کردم بدجوری منو زمین زد جلوی همه که هزار مرتبه به خودم لعنت فرستادم که چرا من همچین آدمی رو روش حساب کردم یعنی رو هر کسی حساب کردم یه خنجری از پشت به من زد الان فکر می‌کنم واقعاً حقم بود چون انسان نباید به غیر از خدا روی هیچکس حساب کنه چون آدما همینن اعتماد کنی بهشون باور داشتی بهشون از پشت بهت خنجر می‌زنن چون روی خدا باور نداشتی خیلی وقته خیلی وقت دیگه تصمیم گرفتم روی هیچکس حساب باز نکنم و واقعاً هر جایی که به خدا تکیه کردم خودمو سپردم بهش جوری بلندم کرده که اصلاً باورم نمی‌شه به خدا اشک تو چشام جمع شد با این حرف خیلی حس عجیبیه وقتی به خدا ایمان داشته باشی توری جوری بلند می‌کنه جلوی همه به خودت تعجب می‌کنی و اون وقتی که می‌فهمی که عشق به خدا یعنی چی خدایا هزار مرتبه شکرگزارم که این حسو تو قلبم دارم حس می‌کنم با وجود اینکه نمیگم صد فی صد دیگه کلاً تکمیل شده و نمیگم من می‌تونم 100 فیصد این کارو انجام بدم ولی نظر به گذشته خیلی بهتر شده خیلی بهتر شده و سپاسگزارم از استاد عزیزم که این حسو انگار دوباره در من زنده کرد به امید موفقیت همه عزیزان در پناه خدا باشید و به غیر از خدا رو هیچکس حساب باز نکنیم چون از همونا ضربه می‌خوریم

    شکرت که تورو دارم که کنارم هستی عاشقتم خدا جون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    عباس خامدا گفته:
    مدت عضویت: 3520 روز

    با سلام خدمت استاد گرامی جناب آقای عباسمنش

    از زمانی که با این سایت آشنا شدم با گوش کردن به فایلهای استاد و خوندن نظرات دوستان و مطالعه بیشتر کتابهایی در مورد قانون جذب و موفقیت اعتقاد و باوری جدید در مورد خداوند پیدا کردم که هر لحظه زندگیم رو در همه ابعاد داره بهتر و بهتر میکنه ودر تمامی زمینه ها پیشرفت روز افزون رو با تمام وجود احساس میکنم دیدگاهی که منو قوی تر و منعطف تر کرد در رویارویی با مسائل زندگی و این دیدگاه اینه که خداوند یک انرژی همه گیر و جاری و یک آگاهیه عالم گیر و کلی در همه چیز و همه جاست که بوده و هست و خواهد بود یک وجود بینهاینت که در هر چیز مادی و غیر مادی وجود داره و کائنات و هستی هم بر پایه قوانینی وضع شده که اعمال و همراهی با این قوانین باعث شکوفایی و خوشبختی و تخطی از اون باعث خسران و ضرره چه آگاهانه چه غیر آگاهانه و در طول تاریخ افراد بسیار زیادی اومدن تا این آگاهی رو به اطلاع بشر برسونن و من بابت این دیدگاه و باور قشنگ که باعث شده روز به روز زندگیم زیبا تر بشه و احساس شادی و خوشبختیه بیشتری رو تجربه کنم اول از خداوند و این آگاهی ناب و بیکران و بعد از استاد عزیز که فهم درک این قوانین رو برای من به زبانی ساده و گیرا جا انداخت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مهدی قویدل گفته:
    مدت عضویت: 2930 روز

    سلام به استادعزیزم سیدحسین عباسمنش واستاد نازنین مریم شایسته وسلام به همفرکانسی های مهربون خدایاشکرت که این مسیر الهی است خدایا کمکم کن تا باقدرت بیشتری این مسیر سبز رو ادامه بدم تا به باغ سبزتر بهشت برین برسم همون بهشتی که هم این دنیاست هم آخرت، خدایا کمکم کن یکتاپرست باشم وتوحیدی خدایا کمکم کن که نه شرک خفی داشته باشم ونه شرک آشکارا ،خدایا کمکم کن که فقط روی خودت حساب باز کنم،خدایا ازدستان بی شمارت رزق و روزی بی شماری برام بفرست و مرا دستی ازدستانت قرار بده برای پیشرفت وگشایش جهان ،استاد مهربان اگر این نگاه توحیدی نبود به این راحتی نمی تونستید هرآنچه را که آموختید وتجربه کردید به راحتی دراختیارمون بذارید تا ما هم سعی وتلاش کنیم توحیدی باشیم ،تو پارهای ازمن ومن پاره ای ازخدایم، خدایا شکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: