توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    B گفته:
    مدت عضویت: 2218 روز

    به نام رب‌العالمین

    سلام به استاد عزیزم

    هر بار که این فایل‌های توحید عملی رو گوش می‌دم استاد ‌یه حال عجیبی می شم

    این فایلی که شما واسه ما گذاشتین واقعاً واقعاً بهم ثابت می‌کنه که پایه‌گذاری هرچیزی مثل یه ساختمون که پایه و اساسی داره

    همون خشت اول که می‌گن این پایه و اساس همون توحیده

    توحیدی که در عمل ثابت بشه

    زمانی که من می‌گم من خدا را قبول دارم اما فلانی تو اگه نباشی فلان کار واسه من انجام بدی دیگه من کارم جور نمی‌شه این یعنی شرک.

    همون حرفی که شما همیشه خودتون می‌گید ایمانی که عمل نیاورد حرف مفته

    واقعاً واقعاً زمانی که من تو عمل ثابت نکنم که ایمان دارم یعنی من ایمان ندارم و این ایمان من به یقین قلبی تبدیل نشده و ظاهریه

    کامنت یکی از دوستان روی همین فایل رو خوندم نوشته بودند که ما خیلی وقت‌ها می‌گیم فلانی اول امیدم به خدا بعد به شما

    من خیلی این جمله واسم تامل برانگیز بود جمله ای ک خیلیم رایجه و به قول دوستمون گفتن این جمله خیلی خطرناکه.

    باید دقت کرد تو حرفایی که می‌گیم تو باورهایی که داریم واقعاً و فقط باید بگیم به خدا امید داریم چون اگر به خدا امید داشته باشیم لازم نیست به اون شخص بگی امیدم به توئه چون در این صورته که همه انسان‌ها رو دستی از دستان خداوند می بینی که آماده کمک به تو هستند

    دقیقاً دقیقاً استاد‌عزیزم هر زمانی هر زمانی که اومدیم رو غیر خدا حساب باز کردیم اومدیم به فلان آدم خلاصه هرکی که تو زمان خودش جز همون آدم کله گنده ها بوده روی آوردیم حتی روی پدر مادر و خانواده بیش از حد حساب باز کردیم به شدت ضربه خوردیم تو این شرایط خدا رو از یاد بردیم

    این خاطره ای که شما تعریف کردین واسمون بی‌نهایت‌درس داشت واسم و متحیر شدم

    که گفتین طرف رفت بالای سن‌ و پای اون آدمو بوسید تا این حد خیلی خیلی عجیبه واقعاً البته وجود داره آدم‌های زیادی وجود دارند که امیدشون توکلشون ب یه آدم دیگه ست

    و نتیجه ش هم همیشه کامل مشخصه

    ک دقیقا با اون آدم چنان مشکلی واست به وجود میاد ک‌باورت نمیشه یا انقدر دچار بی ایمانی میشی ک میای پیش گریه و زاری میکنی ک چرا خدا تو رو نمیبینه!

    غافل از این ک از رگ گردن به ما نزدیکتره

    باید ببینیم ک تا الان چقدر ازش خواستیم؟چون خودش گفته هر گاه بخواهند اجابت میشود

    پس باید بخوایم

    خیلیا میگن خدا ک خودش میدونه

    درسته خداوند آگاهه به همه چیز

    اما درخواستی باید باشه تا اجابت بشه

    و فقط از خودش بخوایم

    نه اینکه من میام از فلان آدم میخوام این کارو واسم انجام بده

    اگه نشد دیگه تمومه و….

    اما اگه از خدا بخوام از طریق افرادی کارم جور میشه ک شاید حتی ب ذهنمم خطور نکنه

    پس واقعا چرا باید

    قدرت به آدمایی داده بشه

    ک مثل ما هستند؟

    مگه نه اینکه خداوند

    بالاترین قدرت و فرمانروای جهانه؟

    که هر وقت ازش خواستیم بهمون داده

    زمانی ک باورش کردیم

    یا همیین بحث ک چقدر تو بازیگرا و خواننده ها زیاده همه نه اما خیلیا این افکارو دارن

    ک ما متعلق به مردمیم و تا زمانی ک مردم بخوان من کار میکنم تا زمانی ک مردم پشت من هستند فلان و ….

    همه این ها یه شرکه بزرگه

    اما به قول همون حدیث پیامبر انقدر شرک پنهانه ک به شدت باید مواظب بود

    ک دچار این شرک نشیم

    ک خداوند را بالاترین قدرت ها بدونیم

    ک اگه اون نخواد هزار نفر بخوان یکی رو بالا ببرن نمیشه

    و اگه اون نخواد هزار نفر بخوان یکی رو پایین ببرن نمیشه

    همه چی خود خودشه

    این مهم ترینه ک بدونیم

    توحید در عمل نتیجه ی توحید در ربوبیته

    همان خداوند را به عنوان فرمانروای مطلق دانستن

    همان خداوند را صاحب اختیار جهان دانستن

    نتیجه ش توحید در عمله

    ک در تک تک لحظات زندگیت فقط و فقط از خدا میخوای

    نگاهت فقط به خود خداست

    خودش هدایتت میکنه ب سمت آدمی ک اون کارو واست با هزینه کم و راحتتر و حتی تو زمان کمتر انجام میده

    فقط کافیه باورش کنی

    و به معجزاتش عادت😊

    حرفای این فایل فوق العاده بود و باید تو ذهنم حکش کنم

    سپاسگزارم استاد عزیزم

    عاشقتونم

    به رب،فرمانروای کیهان،تنها قادر مطلق میسپارمتون

    در پناه حق❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      فریدون گفته:
      مدت عضویت: 2499 روز

      سلام بهناز عزیز

      ممنون بابت کامنت تاثیرگذارت.

      واقعا چه باور مخربی رایج هست توی محاوره های روزانه ما که باید حواسمون باشه.

      این جملات دقیقا اعلام شرک هست که میگیم

      اول امیدم به خدا بعدش تو….. اول و آخر امیدمون به خدا باشه

      بعد از خدا عشقم تویی…. اصلا قیاس عشق خدا با آدمها تعریفی نداره

      ممنون ازت برای یادآوری باورهای شرک آلود

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        B گفته:
        مدت عضویت: 2218 روز

        سلام به عموی نازنینممم

        دقیقا بالاترین قدرت و اصل فقط خودشه

        که اگه توکلمون فقط ب اون باشه زندگیمون رو در تک تک لحظات بهشتی تر میشه

        شادتر و ثروتمند تر و موفق تر باشین عموی عزیزم❤

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    محمدرضا بهبودی گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    هو الاول و الاخر والظاهر و الباطن

    سلام خدمت استاد عزیز و دوست داشتنی و خانم شایسته مهربان

    سلام ب همه اعضای خونواده صمیمیم

    چقدر خالص صحبت کردید استاد و البته ک ب وضوح میشه درک کرد فرکانستون رو ک تسلیم خداوند هستید و اینکه با خدا باش و پادشاهی کن و بی خدا باش و هیچ

    خداروصدها هزار مرتبه شکر میکنم ک با شما و تفکر شما و مسیر شما آشنا شدم استاد عزیز

    تنها راه سعادت در دنیا و آخرت

    توحید ب روش عملی

    هرچی بگم نمیتونم حق مطلب رو ادا کنم

    من تا همین چند سال پیش میرفتم پیش آدما و از اونا میخواستم ب من کار بدن

    یکیشون رو یادمه ک یک سال تمام هرچند وقت یبار میرفتم پیشش بهش زنگ میزدم براش رزومه میبردم

    چون فکر میکردم بخاطر جایگاه شغلی ک داره میتونه برای من کاری انجام بده

    خدای من شکرت ک منو بیدار کردی و راه رو نشونم دادی

    بعداز یکسال آخرش هیچ

    یادمه یبار رفتم پیش ی بنده خدایی ک مدیر عامل ی شرکتی بود و ازش درخواست کار کردم اونم با واسطه ای ک کنارم بود

    خدای من تو چقدر رحیمی

    ایشون گفت ک نمیتونم برات کاری انجام بدم

    وقتی گذشت و گذشت و گذشت و من با استاد عزیز و راه و رسمش آشنا شدم و این راه و رسم بهم قدرت داد و من ب لطف خدای مهربونم ادامش دادم ی روزی ک بخاطر بهتر شدن شرایطم ی درخواستی از خدا داشتم ک خودت شرایطم رو بهتر کن هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ کاری و هم از لحاظ زمانی یکی از بستگان بهم زنگ زد

    کسی ک وقتی زنگ زد اصلا تعجب کردم ک چی شده ک فلانی بهم زنگ زده

    و باهم صحبت کردیم و بهم پیشنهاد کار داد

    کمتر از یک هفته از درخواستم از خود خدا گذشته بود

    اون هم همون شرکتی ک من خودم میرفتم و فکر میکردم ک اون بنده خدا میتونه ک ب من کار بده

    همه چیز برمیگرده ب خدا

    اصلا بطرز باورنکردنی اتفاقات میوفته اما ب قول استاد این اتفاقات معجزه نیست بلکه باور ب خداوند هست ب عنوان منبع تمام قدرت در جهان

    شکرت خدای مهربونم بی نهایت شکرت

    از خدای مهربون براتون قلبی سرشار از ایمان و یقین ب الله یکتا میخوام

    رب من مارو ب راه راست ب راه کسانی ک ب آنها نعمت داده ای هدایت کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      زهراء گفته:
      مدت عضویت: 3670 روز

      سلام اقای محمد رضا بهبودی

      میخاستم برای یکی از کامنتها پاسخ بنویسم و بعد صفحه پرید و کامنت شما اومد جلوی چشمم

      از خوندن کامنتتون حس خوبی گرفتم،چقدر قشنگه هدایت شدن بنده های خدا به سمت خودش که اون براشون کافیه،توضیحاتتون راجع شغلتون یک مثال از هجرت از شرک به توحید و نتیجه اونه

      اتفاقا منم حدود یک سال منتظر برادرم بودم که به خاطر موقعیتی که داره منو در جایی استخدام کنن.تا حالا هیچ خبری نشد. و من هم دیگه اصلا منتظر اون نیستم.خودم دارم پروژه هایی میگیرم و درامد دارم که ان شالله کم کم رشد میکنه،توی اینکار که متکی به خودم و توانایی های منه کلی مشتری اومدن که من اصلا دیگه وقت ندارم دوباره سفارشی بگیرم.ان شالله این مرحله رو سپری میکنم و میرسم به جایگاهی که خودم میخام

      برای شما و برای خودم و برای همه دانشجویان استاد از خدا میخام که ثابت قدم باشیم در این مسیر درست و درجات ایمان و توحید و تقوا رو بریم بالا و نتیجشو در زندگی ببینیم

      با خدا باش و پادشاهی کن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محمدرضا بهبودی گفته:
        مدت عضویت: 2540 روز

        سلام خانم زهرا

        امیدوارم حالتون عالی و اوضاع بر وفق مرادتون باشه

        ممنونم از لطف شما

        پیام شما برای من هدایتی هست کاملاً ب موقع و مربوط ب موضوعی ک در حال حاضر بالاترین اولویت رو برام داره

        هم توی کامنتی ک توسط من نوشته شده و هم کامنت شما ، جواب و راهکار مسئله ام بهم گفته شد

        واقعاً از صمیم قلبم از خدای مهربونم سپاسگزارم ک منو هدایت کرد ب کامنت شما و اصل موضوع ک « توحید عملی » هست

        یعنی من داشتم ب یک راهکاری فکر میکردم اما تردید داشتم ک درسته یا خیر

        و من خیلی ساده راحت و لذت بخش دقیقاً ب همون شکلی ک امروز درخواست کردم ک میخوام ب این شکل هدایت بشم هدایت شدم ب این آگاهی ها و کمتر از یک ربع ، جواب سئوالم رو براحتی و خیلی ساده و خیلی طبیعی گرفتم

        خدایا شکرت ک هر لحظه در حال هدایت من هستی ب سمت خواسته هام ب سمت زیبایی ها اونم ب سادگی و براحتی و خیلی طبیعی

        خانم زهرا عزیز

        همیشه قطع امید از غیر خدا و توکل فقط ب خودش جواب میده

        اونم چ جوابی … جوابی ک اصلا نمیتونی فکرشو کنی

        از شما استاد عزیز و بی نظیر بی نهایت سپاسگزارم ک دلیل این همه احساس خوب هستید

        ممنون از دعای قشنگتون

        منم واقعاً از خدای مهربون میخوام ک در این مسیر درست و الهی ثابت قدم باشیم

        برای شما آرزوی بهترین ها رو دارم

        برای همگی آرزوی سلامتی شادی عشق ثروت و سعادت در دنیا و آخرت دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          زهراء گفته:
          مدت عضویت: 3670 روز

          سلام به دوست عزیز در این فضای معنوی

          راستش اینکه وسیله ای شدم توسط خدا برا هدایت یکی از بندگان که اونو از تردید دراورده و جواب سوالش رو داده و باعث شده دلش قرص بشه در من یک هیجان و انرژی درونی خاصی ایجاد کرد که منو به نوشتن مجدد وا داشت.خوشحالم چون خودم بارها و بارها به وسیله دوستان دیگر و نوشته هاشون هدایتهای روشن و واضحی رو دریافت کردم که منو پر از حس خوب و اطمینان خاطر کرده

          و تعیین تکلیف که چه کنم.

          اینکه درجایی دیگر من هم دست خدا میشم منو خوشحال میکنه.دقیقا دارم میبینم که خدا چقدر سریع الجوابه به شرط توکل و ایمان و رهایی.همین نقطه ابی که پیام شما و دو تا دیگه از دوستان بود، پاسخ خداست به سپاسگزاری عمیق قلبی دیشب من.

          اینو گفتم که هم من هم شما هم بقیه دوستان بهمون ثابت بشه که بله جواب داده میشه، یجیب دعوه الداعی اذا دعان.

          برای من در این موضوع، شده. برای ان دوستم در موضوع دیگر و حتما میشه و مهم همین ایمان داشتنه

          داشتم برای خواهرم میگفتم که ما وقتی نتیجه میگیریم از هر مسیری که ایمان و باور قوی داشته باشیم.اموزش های استاد رو باور کنیم و بهش ایمان داشته باشیم که نتیجه بگیریم وگرنه خود خدا حتی خود خدا رو هم باور نداشته باشیم خدا هم هیچ کاری تو زندگیمون نمیکنه.

          هر وقت میخام کاری رو شروع کنم بسم الله میگم و میگم و ما رمیت اذ رمیت لکن الله رمی و میگم خودت انجامش بده خدا

          ان شالله در کارتون و در زندگی آسان بشید برای آسانی ها و همینطور من هم در این موقعیت که نیاز دارم به حضور خدا و آسان کردن برای آسانی هایش در کارم.

          خدایا ما رو به درک بهتر که باعث عمل بهتر میشه هدایت کن.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    رها ازادی گفته:
    مدت عضویت: 1313 روز

    الله اکبر دیگه هدایت ب این وضوحی

    سلام سلام ب همه عشقا

    ما هفته قبل یه عروسی داشتیم ومن حسابی در حال تدارکات بودم واسع عروسی ک شب قبل حنا بندان یه کاری واسه همسرم پیش امد ومجبور شد بره سفر، یه کم حسم بد شد یه کم فکرا بد تو ذهنم مرور شد ک هر وقت خبریه این شوهر من نیستش دم دست تا کمک حالم باشه خلاصه خودم واراوم کردم ورفتم لباس محلی ک واسه شب حنا بندون کرایه کرده بودم بگیرم

    لباسهارو گرفتم گذاشتم تو ماشین حالو هی استارت بزن وماشین روشن نشه، همونجا زنگ همسرم زدم کلی غر زدن با هر سختی ماشین روشن کردم رفتم خونه، فردا صبح شهرداری کار داشتم رفتم کارمو انجام دادم باز ماشین روشن نمیشد هی استارت هی غر زدن وباز زنگ همسرم زدم حال اونم بد کردم وهمسرم بهم پیشنهاد داد ماشین همونجا بزارم وبا اسنپ برم خونه حالو منم بعد شهرداری چند جا دیگه کار داشتم ک ای خدا چرا ماشین حالو ک همسرم نیست خراب شده

    وقتی همسرم برگشت با یه استارت معمولی مثل همیشه ماشین روشن شد وبا خونسردی گفت این ک چیزیش نیست حالو اگه لازم شد میبرمش تعمیرودیگه هم لازم نشد ومن کلا این ماجرارو روشن نشدن ماشین فراموش کردم تا امروز زدم نشانه روزانه وتوحید عملی 2واسم امد با خودم گفتم من ک توحید عملیارو زیاد گوش دادم پس دانش نکنم وچنتا کامت بخونم ببینم خدا چی میخواد بهم بگه کامنت خوندنم همانا میخکوب شدنم از رفتارهای شرک الودم همان ومتوجه شدم چرا همون زمان ک همسرم نبود ماشین اذیتم کرد ودیگه هم تکرار نشد تا ببریمش تعمیراره من قدرت واز خدای خودم گرفته بودم ودادم ب همسرم ک اون باشه کارام راحت انجام میشه، کلا کنارمه ارامش بهم میده تازه متوجه شدم ای دل قافل من هنوز عمقی روی خدای خودم حساب نمیکنم اونطور ک روی اطرافیانم حساب باز میکنم

    خدایا شکرت بابت درکم از این اگاهی، خدایا شکرت بابت هدایتم ب سمت توحید عملی

    خدایا من ووابسطه خودت کن، معتاد خودت، جز تو روهیچ کس حساب نکنم

    وبا تک تک سلولهام از استاد توحیدیم بابت این فایل زیبا تشکروقدردانی میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    عباس نوربخش گفته:
    مدت عضویت: 875 روز

    بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

    سلام وادب واحترام

    استادعزیزم بزاریدمن ازشرک خودم توزندگی سابقم بگم /استادمن توزندگی سابقم بخاطر ترس ازمهریه وزندان وآبرو به همسرسابقم شرک میکردم و16سال مثل چی….زندگی میکردیم واین یک واقعیت هست هرکس زندگی گذشته من روبدانه “میدونه که من پرستش میکردم همسرسابقم رو(شرک میکردم)”واستادجهان چنان سیلی هایی بهم میزد که وقت نمیکردم حتی سرم رویک دقیقه نگهدارم” البته نوش جانم باشها/خخخ/واما الان خوشحال وبی نهایت سپاسگزارخداوندهستم باگرفتن جانم درزمانی حتی خیلی کوتاه خداوند بهم فهماندکه اوست خدای روزی رسان “اوست خدای بخشنده”اوست خدای قدرتمندوپادشاه زمین وآسمان واوست همه کس وهمه چی اوست وهمه چی دردستان اوست /واما الان استادوقتی که فقط همین قضیه روفهمیدم زندگیم ازهمسرقبلیم جداشدوالان درهمه ابعادزندگی شادوخوشبخت هستم وهمین الان هم که داشتم اینها رودرفروشگاهم مینوشتم بالپ تاپ توسایتتون “مشتری ای ازسمت خداوندآمدوروزی امروزم را خداوندبادستانش بهم دادواین یعنی شغل فوقالعاده ای که هم لذت وعشق باشه وهم پول وثروت وهمه چی

    بی نهایت ازخداوندسپاسگزارم که من راباشما استادعزیزآشنا کرد”تازندگیم توتمام ابعادش زیباو یباتربشه

    سپاسگزارم /سپاسگزارم /سپاسگزارم

    دوستون دارم/یاحق///

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 888 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    مدتهاست قرار بود شوهرم برای من کاری انجام بده و نداد ومن همش میگفتم بابا این آدم اونکارهارو برام انجام داد خدا دلشو نرم کرد قرار نیس همش از سمت این باشه

    ومن کلی با خودم غر زدم ک نباید ب این آدم تکیه کنی

    این خونسرده وفلانه

    گفتم قرار نیس من بزور تحمل کنم خودم تنهایی انجامش میدم

    وخب دیروز همش،مشغول بودم انجامش دادم

    شب نشانه امروزم رو زدم توی سایت این فایل اومد اشکم دراومد

    بعد خابیدم خواب دیدم

    همسرم خیلی خیلی عاشقمه و رفتیم بهترین جای شهرمون و یک مکانی بود برای شادی

    اهنگ خیلی قشنگ گذاشته بودن همسرم همش دورم می‌چرخید. و منومیبوسید ب منو همسرم اومدن گفتن شما دونفر باهم برقصید. من گفتم نه همه از ما فیلم میگیرن وبعد برسه ب دست یک آشنا چی میگه بعد همسرم گفت آره راست میگی

    باورتون نمیشه یدفه ای برگشتم نگاه کردم دیدم همسرم چهره اش هیکلش دستاش کامل تغییر کرده

    وشبیه جزغاله شده بود من تعجب کردم چندنفر اومدن ک همسایه همسرم بودن ب من گفتن تو خبر نداری ما سالهاست میدونیم شوهرت مواد میزنه و هوش . حواسش صفره

    و حرفایی که میزنه همش چرت وپرته

    واقعا هم اون لحظه اون همسری ک عاشق من بود و قربون صدقه من میرفت تبدیل شد ب یک معتادی ک منکر من شد و گفت برو …

    من تو خواب میگفتم چرا یدفه اینجوری شد

    از خواب پریدم

    گفتم خدایا منکه دیشب با حال خوب وسپاسگذاری خابیدم چرا این خواب ترسناک رو دیدم

    بعد بهم آگاهی داده شد ک تو شرک ورزیدی

    این همسری ک خدا دلشو نرم کرده و تو هرکاری بهت کمک کرده کار خداست مهرتو در دلش گذاشته

    خدا میتونه ب یک چشم به هم زدن اخلاقشو کامل باتو عوض کنه

    یک باره منکر تو و عشقت بشه

    بعد تو خواب میگفتم پس این چندسال پیش منو ترک کرد داستانش این بوده اونا هم میگفتن اره

    والان تو بیداری متوجه شدم اون دوسالی ک ترکم کرد و از منو بچه هیچ سوالی نگرفت و من بعداز آشتی مون و اعتمادم ب خدا ک بهم برگشتیم هزاران مرتبه ازش پرسیدم چرا اینکارو کردی

    بخدا همش میگف نمیدونم انگار من با خودم وتو لج کرده بودم فقط،

    یعنی من اون 2سال هم شرک ورزیدم ک اونجوری شد با فرکانس بد من هربار دورتر میشد

    کلا دیروز بهم گفته شد تو داستان کسب وکار هرچی میخوری از شرک هست ودیگر هیچ

    روی این آدما حساب نکن ک یدفه همشون مثل آتیش می‌سوزن و خاکستر میشن تو زندگیت و تو مات ومبهوت میمونی چطور اینجوری شد

    همسرت یا شوهرت اگه برات وسیله ای خرید فقط از سمت خدا اومده

    اگه مشتری اومده خدا آورده برات

    خدا مهرت را در دل آدمها گذاشته

    خیلی تو ذهنم این بود چون خیلی ب من گفتن ک این مشتری رو راضی کن ک اگه این بره چندنفر باخودش میاره هربار اینجور فکر کردم این فرد هیچکس رو نیورد ازسمتش هیچ خیری ب من نرسیده تازه تخفیف خوب هم از من گرفته

    یا ب همه بعنوان آگهی بازرگانی خودمو معرفی کردم بارها و بارها

    اما ته ذهنم این بود ک حالا برام مشتری میارن

    و آخرش هیچی

    خدا از جای دیگه برام آورده

    اصلا مشتریهام هدایتی همش میان تاحالا نبوده گفته کسی منو فرستاده

    و این بارها وبارها تکرار شده ک مشتریهام هدایتی میان

    وهرکس ک گفته بیا وسایلتو بذار بفروشم یا تخفیف بده یکی رو بیارم

    یا هرچیزی چندروز بدون مشتری موندم

    خیلی دوست دارم تو این موضوع باور کنم این موضوع رو اما دارم درسش،رو کم کم تکاملی میگیرم چون اولین باره بیزینس خودمو دارم ران میکنم قبلا برای مردم کار می‌کردم و عملا رشدی نداشتم ک درسی ازش بگیرم

    الان هی آزمون خطا میکنم اما بار بعدی نسبت ب قبل ایمانم اعتمادم ب خدا بیشتر میشه و حساب کردنم روی آدما وقدرت دیگران کمتر میشه

    بقول شما این موضوع هم تکاملیه نمیشه یک دکمه بزنم یدفه موحد کامل بشم

    خدا داره فعلا درسها ب من میده

    ازخدای ب این مهربانی و هدایتگرم سپاسگذارم واقعا همیشه هدایت وحمایتم کرده تو خواب یا بیداری ب من گفته کجا اشتباه دارم اگه درستش کنم ب خاسته هام میرسم

    استاد خیلی سپاسگذارم ک من رو با خدایم دوست کردی نزدیک کردی

    دوست دارم بگم هررروزتان توحیدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    نیـایـش گفته:
    مدت عضویت: 312 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به دوستان عزیز و استاد نازنین و همسرشون

    قدم34 از فصل2 رو امروز برداشتم،

    البته دوباره

    ولی این دفعه فرق داشت

    من هم هر زمان روی آدم ها حساب کردم ضربه خوردم بشدت از لحاظ روحی

    این الگو برام تکرار میشد اما فکر میکردم دنیا دنیای نامردیه و گرگ توی جامعه زیاده و از این حرفای بی بند و بار.

    البته برام سوال هم میشد که چرا این بلاها داره سرم میاد و و چرا بعضیا اینقدر کارشون خوب پیش میره؟رابطهشون با افراد خیلی خوبه ؟ افرادی که میخوان براشون پیدا میشه؟ایا منم میتونم جزوه اون دسته از آدما باشم؟بعد تصمیم میگرفتم مدتی با آدم ها ارتباط نداشته باشم و خب تهش افسردگی میومد سراغم

    قبل از درک این قانون جهان و آشنا شدن با استاد توی این فکر بودم که خدایا تو چه شکلی هستی؟

    چطوری هستی؟

    باورها و افکارمو به خدا میگفتم، دوست داشتم بدونم واقعا چطوری میتونم خوشبخت زندگی کنم

    از اینکه همچنین سوالاتی برام پیش میومد احساس میکردم که خدا یه موهبتی بهم داره، میخواد بهم خودشو نشون بده یا دوستم داره که این درس ها(به قول من چک هایی که بهم زد اونم خیلی زیاد)رو بهم داد ،

    خلاصه مدتی گذشت و با سایت آشنا شدم

    و بعد فهمیدم که بابا باید روی خودش حساب کنی

    اون همه چیز توعه، تو باید از اون بخواهی بهت داده میشه فقدر باورش کن و روی هیچکس حساب نکن و هیچکس رو بزرگ نکن توی ذهنت.

    که خدا شرک رو نمی‌پذیره

    به قول استاد با خدا باش و پادشاهی کن

    این جمله (با خدا باش و پادشاهی کن) رو خیلی زیاد شنیده بودم قبل از اینکه قوانین رو بشناسم

    اون زمان هم هر جمله ای که حالا توی فضای مجازی بود و میخوندم و باورش میکردم بعدش چون باور کردم برام اتفاق میوفتاد و میگفتم این راست میگه:/

    یاد اون دوران میوفتم اینقدر زود باور میکردم همه چیزو که نگو

    اما الان قوانین رو درک کردم یک آرامش خواستیه

    دیگه دودل نیستم، دیگه نگران نیستم ، نگرانی و ناراحتی مدتی میشه برام بی معنیه

    خدایا شکرت که منو با مسیرت آشنا کردی و دستانت رو برای من فرستادی

    منم سعی میکنم فقدر روی خدا حساب کنم

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    اکبر ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 3080 روز

    این کامنت رو اول می‌خواستم در پاسخ به دیدگاه دوست عزیزم مهدی وجدی بنویسم البته نوشتم و کلمات همینجوری میومد

    بعد یه حسی گفت اینجا بنویسم شاید حکمتی هست نمیدونم

    مهدی جون خیلی دوستت دارم و انرژی تک تک کلماتت رو دریافت کردم

    سلام مهدی وجدی عزیز واقعا به وجد اومدم از این همه صداقت تو گفته‌هات رفیق،

    همه این مواردی که گفتی من تک به تکشون رو تجربه کردم

    مخصوصا اون قسمتهایی که در مورد خدمت سربازی بود و نکته‌ اضافه‌ش برای من این بود که من خیلی قبل از زمان خدمتم بابام به رحمت خدا رفته بود، و من بودم و یک مادر و یک خواهر و برادر. و دقیقا تو سن 18 سالگی

    هرکس من رو میدید که دارم اقدام میکنم برای دفترچه اعزام به خدمت، میگفتن تو ….ای،بچه یتیم

    خدمت نرو ، کسی باهات کاری نداره،

    البته ناگفته نمونه من اقوام زیادی دارم تو نظام و سپاه، بهشون رو انداختم و پیگیر بودم برای اینکه نزدیک خونه ه باشم و مسائل دیگه!!!

    اما همش وعده و وعید

    اما بدون داشتن آگاهی‌های امروزم، یه جایی دیگه از قید همه آدمها زدم و گفتم خدای خودت میبینی خودت میدونی من نمیدونم،

    و دستان خدا از راه رسیدن و من در بهترین زمان و بهترین مکان مشغول گذروندن خدمت واقعا مقدس سربازی شدم ، تحصیلات من تا پایان دوره راهنمایی بود،

    من بعد از دوره آموزشی که هنوز هم هر زمان از جلو پادگان آموزشیمون رد میشم حالم دگرگون میشه، در قسمت آشپزخانه مرکزی تهیه غذای پایگاهها و ستاد کل سپاه در استانمون مشغول گذرون خدمت سربازی شدم یک مسول بهداشت(افسروظیفه)هم مسول بهداشت بود هم در هفته یک یا دو روز مسول شب، داشتیم از اهالی شهر مرند، امیدوارم هرکجا هست در پناه خدا روزگار عالی داشته باشه ایشون تحصیلات تکمیلی داشت. هروقت من رو میدید میگفت خوش بحالتون ، شما باید شبها استراحت کنید ، و من نگهبانی بدم از شما،

    بعد از مدتی من منتقل شدم آشپزخانه به پادگان ستاد مرکزی در استان، دیگه اونجا نگم براتون ، مسول توزیع غذا برای کادر، پرسنل و دوستان سرباز، یه جورایی ما ستاد فرماندهی بودیم(استیکرخنده)

    این داستانی که مسول بهداشتموارد در آشپزخانه مرکزی به من می‌گفت تو پادگان و ستاد مرکزی بی‌نهایت برای من تکرار شد اینکه شما می‌خوابید و ما باید نگهبان شما باشیم

    هر کسی از دوستان حتی برادر خودمم میومد میگفت داداش تو چکار داری میکنی،

    من قبل از خدمت همش نگران سختی‌های نگهبانی دادن و نگران هزینه های مورد نیاز برای گذروندن دوره سربازی بودم و مواردی که همیشه یه اهرم رنجه،

    چون از بیرون هیچ منبعی نبود که من رو ساپورت کنه ،

    ولی وقتی که دست تو دستش باشه می‌برد اونجا که ساحل همونجاست

    باید پارو نزد باید وا داد،

    من در تمام مدت خدمت به جز اون روزی که میخواستیم تقسیم بشیم اونم 3 تا دو ساعت پست دادم اونم چی تو برجک نگهبانی داشتم جا برای دراز کشدن ردیف میکردم اونم چی با یک اسلحه با خشاب پر و ساختمان ستاد فرماندهی ( خدایا از سر تقصیرات ما یکی یکی بگذر)

    من همه حقوق ماهیانه‌م رو ذخیره کردم، حضور ذهن ندارم

    اما یک ریال هزینه نداشتم به جز هزینه رفت و آمد که اکثرش هم رایگان تموم میشد برام

    داستان ازدواجم

    باز هم حرف مردم مگه…ای تو این دور و زمونه کی ازدواج می‌کنه، “بچه یتیم”

    تو آه نداری با ناله سودا کنی

    مراسم عقد و ازدواج مخصوصا جشن ازدواج رو خدا جوری برنامه ریزی کرد و برگزار کرد که قابل توصیف نیست

    نه این که خودم بخوام از خودم تعریف کنم

    این رو همه شرکت کننده‌ها در جشن میگفتن چه آشنا چه غریبه

    دوباره برای بچه دار شدنم

    حرفهای مردم تمومی نداره همه هزار ماشالله تو همه زمینه‌ها کار شناسن و صاحب نظر،

    کی تو این دور و زمونه بچه دار میشه وحرفهایی که تمومی نداره

    بچه اولم به دنیا اومد، یه دختر سالم، زیبا فرشته صورت

    برای بجه دوم باز همون حرفها و نظریه های همیشگی مردم همیشه در صحنه،

    در پایان کار خوبه خدا درست کنه…..

    پس باورش کن و بسپر به خودش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      احمدرضا هودرجی گفته:
      مدت عضویت: 3857 روز

      سلام به دوست عزیز آقای ابراهیمی

      کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خره کیه

      یدالله فوق ایدیهم

      دست خدا بالاترین دست هاست

      هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خداوند نیست فقط باید ما با ایمانمون کارها را به خدا بسپریم

      تو این مدتی که از راهنماییهای استاد بزرگوار استفاده میکنم سعی کردم روی خدا حساب کنم نه کسی دیگه و همین باعث شده سبک شخصی برای خودم داشته باشم و متفاوت از دیگران رفتار کنم بدون توجه به رفتارهای عموم جامعه و این دیدگاه چقدر باعث عزت و توانمندی من شده

      از وقتی که فهمیدم فقط باید روی خدا حساب کنم خداوند هم دست به کار شد و کارها را برام روبراه کرد

      خداوند وقتی وارد عمل میشه که ما اجازه حاکمیت زندگیمون را به خدا بدیم خدا بدون اجاره هیچ دخالتی در زندگی ما نمیکنه

      وقتی گفتید دوران سربازیتون خیلی راحت پیش رفت یاد یکی از بستگان نزدیک افتادم که حدود یک سال پیش بود که پسر ایشون رفت سربازی و فکر کنم افتاد اصفهان و پدر و مادر این پسر دست به دامن یکی از فامیلها که خودش تو تهران نظامی بود شدن که پسرشون را انتقال بده به تهران و چقدر خودشون را کوچیک کردن و همه امیدشون به اون شخص بود که بچشون را یه جای خوب ببره تو نگاه خودشون این جور تصور میکردن که تهران سربازی خیلی راحت تره و کمی هم نزدیکتر به شهرشون هست اما وقتی به جای اینکه کارت را به خدا بسپری خودت بارت را به دوش میگیری و چشم امیدت به یه انسان هست و به خدا اعتماد نمیکنی همه چی برعکس میشه از قضا اتفاقی که امسال تو تهران افتاد و همه پادگانهای تهران مورد حمله قرار گرفت این بچه تا الان زجر کشید و هنوز هم سربازیش تمام نشده تا جایی که پدر و مادرش تو استرس و نگرانی این مدت را گذروندن

      وقتی کارها را به خدا بسپاری و پارو نزنی و بهش اعتماد کنی خودش میبره جایی که ساحل همونجاست خودش قایقت را به جایی میبره که آرامش داری و لذت میبری

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        اکبر ابراهیمی گفته:
        مدت عضویت: 3080 روز

        سلام ممنونم دوست عزیزم از پیامتون کاش بتونیم این دست در دست خدا داشتن رو در لحظه لحظه های زندگی حفظ کنیم

        فَسَتَذْکُرُونَ مَآ أَقُولُ لَکُمْ ۚ وَأُفَوِّضُ أَمْرِیٓ إِلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ

        پس به زودی [درستیِ‌] آنچه را [که امروز درباره عذاب اسراف‌کاران‌] می‌گویم [و شما باور نمی‌کنید] متوجّه خواهید شد،

        و من کارم را به خدا وامی‌گذارم؛ زیرا خدا به بندگان بیناست. (44)غافر

        بهترین‌ها رو براتون آرزو می‌کنم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    فرشید فلاح گفته:
    مدت عضویت: 897 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان گرامی

    روزشمار تحول زندگی من روز 34

    خداروشکر بخاطر اینکه به من شرایط و لیاقت یکتاپرست بودن رو داد بخاطر اینکه این قدرت و انرژی یعنی خداوند در زندگیه من قرار دارد من می توانم بی هیچ نگرانی تمام جنبه های زندگی ام رو قلبا به او بسپارم و ارامش لذت شادی و خوشبختی رو به زندگی ام دعوت کند و تنها راه اینکار این است که در زندگی ام تمام قدرت رو به او بدهم خداست که میتواند هرکاری رو برای من انجام بدهد خداست که از پدر و مادرم بیشتر خیر من رو می خواهد و بی هیچ منتی وظیفه ی خودش میداند تا بهترین ها نصیب من شود

    و خداست که از درون قلب من اگاه است و او به من قدرت انتخاب داده می توانم به حرف ذهنی ک سالها با وردی های منفی توسط جامعه خانواده و دوستان پر شده گوش بدهم ک شیطان و شر درون انهاست گوش کنم و گمراه شوم و می توانم اگاهانه با تغییر دیدگاهم باورها و وردی های ذهنم رو کنترل کنم و توحیدی تر باشم انوقت است ک قلبم باز می شود هدایت ها ایده ها رو دریافت میکنم

    همیشه خیر شر وجود دارند من انتخاب میکنم که با توجهم به کدوم قدرت بدم

    و این کنترل ذهن این تلاش اگاهانه من تا اخرین لحظه ی عمرم باید ثابت و با مداومت و تمرکز 100 درصد بماند الهی شکرت اطمینان و ایمانم به این نیروی خیر خیلی زیاد شده الان بعد از چند سال زندگی کردن با این اگاهی ها به کلی مسیرم تغییر کرده و همواره در حال پیشرفت بودم هزاران نتایج ریز درشت برام اتفاق افتاده و چقدر ارامش در زندگیه من بیشتر شده چقدر بیشتر در صلح هستم با خودم و اینها توحید رو در زندگیه من زنده نگهداشته

    این انرژی نا محدود و بی پایان است و هیچ قدرتی توانایی تغییر در انها ندارد و قوانین الهی و سیستم خداوند با عدالت کامل در زندگیه من انجام می شود

    تنهاخودم هستم ک قدرت دارم این انرژی رو با وعده های کمبود فقر و ربط دادن اتفاقات به شانس و توجه ب بیماری ها و عدم احساس لیاقت و وعده های شیطان در وجودم خاموش کنم و گمراه شوم

    و تنها خودم هستم ک میتوانم تمام قدرت رو به خدا بدهم بیستر توحیدی باشم و این انرژی رو در وجودم پایدار کنم چنان مومنتوم مثبتی تشکیل بدم از حضور خداوند ک لذت ببرم از روانی و اسانی ها

    به قول خدا اسان شوم برای اسانی ها

    به قول خدا اونقدر نعمت بهم بده که راضی بشوم

    و به قول خدا کسانی ک ایمان دارند نه ترسی دارند و نه اندوهگین می شوند

    چ چیزی بهتر از توحید و یکتا پرست بودن باقی می ماند احساس لذت و عشق بازی با خدا برایم لذتبخش تر از خود نتایج شده جوری که ساعت ها غرق میشوم توی این اگاهی ها تمام وردی های منفی از زندگیم حذف شده اند انسان هایی از خانواده ک هم فرکانس نبودیم دوستان سمی

    فضای مجازی به کل از زندگی من حذف شده و با تمام توان میخام یکتا پرسی و توحید رو زندگی کنم و تسلیم این خدای بخشند مهربان رحیم قدرتمندم بشم و نعمت های اون استفاده کنم میخام زندگی ای بسازم ک نیروی خیر خداوند رو درون ان همه ببین میخام بینهایت نعمت هارو در زندگی خودم بسازم دستی قدرتمند از دستان خداوند بشم در زمین در جهت گسترش جهان الهی هزاران مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    بهروز گفته:
    مدت عضویت: 2627 روز

    بنام خداونده بخشنده و بخشایشگر

    درود بر استاد عزیزم و همسفران شایسته ام

    خدا میداند این لحظه که این فایل استاد را دیدم در چه حال و هوایی هستم.دو روز گذشته روزهای مهمی برایم بود.اگر منه گذشته ام حالا اینجا بود میگفت مهم است زیرا شریکان تجاریم قصد ترک مشارکتمان را کرده اند و عملا این اتفاق امروز انجام شد،اگر منه گذشته ام امروز اینجا بود ترس و دلهره،عصبانیت و ناراحتی چنان بلایی سرش آورده بود که نمیدانست یقه ی چه کسی را به عنوان مقصر بگیرد و به چه کسی بد و بیراه بگوید و اگر منه گذشته ام امروز اینجا بود،فریاد میزد که دیگر بریده ام و انگیزه و توانی برای ادامه ندارم.حتما تا حالا چند باری هم با خدا درگیر شده بود و…..

    اما باید بگویم خدا را هزاران هزار مرتبه شکر و سپاس میکنم که منه امروزم کسی دیگر شده،کسی با روح آرام و ذهنی آرامتر.

    دیگر خم به ابرو نمی آورد!!!

    بغض نمیکند!!!

    ناامید نمیشود!!!

    منزوی و گوشه گیر نمیشود!!

    وااای خدای من چقدر این لغات برایم غریبه شده اند،دیگر حتی علاقه ای ندارم که بر زبان بیاورم.

    دروغ نگویم لحظاتی نجواهای ذهنم آزارم داد،ولی یاد خدا و اینکه خداست مالک آسمانها و زمین و خداست که بر من نزدیکتر از هر کس دیگریست،چنان آرامم کرد که لبخند جای اندوه را در صورتم گرفت.

    خداوندا توئی تنها نیاز،نیازمندان.

    منه امروزم میگوید،امروزت مهم است نه به خاطر اتفاقی تلخ،بلکه بخاطر اتفاقی شیرین تر از عسل. دری در حال باز شدن به زندگیت هست،که برکتی صد چندان به ارمغان دارد.

    امروز قدمیست از قدمهای شمرده شمرده ام برای رسیدن به خواسته هایم.

    تمام عمر هر وقت خالصانه و در اوج آرامش از خدا چیزی میخواستم این جمله را زمزمه میکردم:

    «خدایا زندگیم را به نوری از انوار الهیت روشن کن»

    به همین اشکهایم قسم خدایم چیزی برایم کم نگذاشت مگر خودم خواسته باشم.

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1713 روز

    به نام تنهامنبع قدرت وتنهامنبع رزق وروزی درجهان

    به نام اللهی که هرلحظه ماروهدایت میکنه

    سلام دوستان خوبم

    باخداباش وپادشاهی کن

    بیخداباش وبردگی کن

    توحیدیعنی خودشناسی وخداشناسی

    توحیدیعنی دراحساس خوب بودن

    توحیدیعنی تسلیم بودن

    توحیدیعنی پاروی ترس هاگزاشتن

    توحیدیعنی باورکنیم که خداوندبینهایت وهابه

    توحیدیعنی باوربه هدایت الله

    توحیدیعنی قدرت ندادن به عوامل بیرونی

    توحیدیعنی فقط روی خداحساب بازکردن

    توحیدیعنی اگه کسی بهت کمک کردازش تشکرکن اماباتمام وجودت ازخداتشکرکن که این ادم روهدایت کرده به سمت تو

    توحیدیعنی این که مردم رودستان خداوندبدونی که اگراین نشدیکی دیگه میادکارهاتوانجام میده

    توحیدیعنی ایاک نعبدووایاک نستعین

    توحیدیعنی خدایامارابه راه راست به راه کسانی که به انهانعمت داده ای هدایت کن

    توحیدیعنی ماخالق100٪زندگی خودمون هستیم

    توحیدیعنی تمام قدرت دردست خداونده

    توحیدیعنی هیچ برگی بدون اذن خداوندبرزمین نمیافتد

    توحیدیعتی فراوانی درجهان هستی

    توحیدیعنی این که باورکنبم خداهمه چی بهمون میده کافیه ازش درخاست کنیم واواجابت میکند

    به شرط این که باورش کنیم

    توحیدیعنی رفتن تودل ترس هاو ترس هاواهیندوتوهمی بیش نیستند

    خدایاازت میخوام توحیددردرقلب من جاری کنی

    خدایاازت میخوام شرک روازوجودمن پاک کنی

    خدایاازت میخوام ماروحتی یک لحظه به حال خودمون وامگذاری

    خدایاازت میخوام که قدرت سپاسگذاری رودرمن بیشترکنی

    خدایاهدایتم کن

    الهی امین

    درپناه حق شادوپیرورباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: