توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1454 روز

    سلام به استاد توحیدی این سایت و این بچهای گل وه اینقدر شاگران خوبی هستن

    بحث توحید که میاد وسط استاد صداش قوی تر میشه خالص تر میشه و انرژیش هر کسیو که تو مدار این آگاهی ها باشه به خودش جذب میکنه

    استاد بزار یه داستان از خودم بگم و توحید و شرک توش مثال بزنم

    من اصولا یه آدم با نیم کره راستم تصمیم میگرفتم و همیشه بهم میگفتن تو توهم میزنی ولی سیستم من اینجوری بود ،خلیی کم پیش میمومد که بخوام منطق درگیر کارای که انجام میدم بکنم و هزاران بارم بهم انگ سلده لوحی میزدن

    ندای درون من همیشه باهام حرف میزد و من همیشه توی عالم خودم بودم البته تا سن 25 سالگی اسنجور بودم و هر چه بزرگتر میشدمندا درونم کمرنگتر شده بود

    یادمه وقتی بشدت دنبال کار میگشتم و از بیکاری و بی پولی خسته شده بودم از خدا هدایت خواستم و اونم از زبون دایمم بهم گفت برو دنبال کار مورد علاقت که آ ایشگری بود ،اون موقع 23 سالم بود و هیچ پشتیوانه مالی نداشتم و بدون یه هزار تومن استارت کارمو زدم

    توی دوسال اینقدر رشد کردم و اینقدر بهم خداوند ایده داد و من اجرا کردم که از همه کسانی که سابقه دها ساله داشتن توی منطقه ما زدم جلو و همینطور ادانه داشت تا اینکه حسابی رشد کردم و درآمدم چندین برابر یه کارمند شد

    گذشت و من یکم مغرور شدم فکر میکردم این منم که همه این کارا رو کردم و یادم یه روز یه بنده خدای بحث خدا رو میکرد و یه جمله گفت بهم که حسابی منو منحرف کرد اون گفت ما ساخته دست آدم فضایها هستم و اونا بصورت یه بازی کامپیوتری ما رو خلق کردن

    این جمله باعث شد به تاریکترین روزهای زندگیم کشیده بشم و کلا منی که همیشه به خدا غر میزدم این بار به آدم فضایا فکر کنم ،طولی نکشید با حال بدم وارد رابطه با شخصی شدم که من وارد یه شرکت هرمی کرد و اوضاع خیلی خیلی بد شد برام ،طوری که قشنگ حس میکردم آخرای عمرمه

    اون روزا قشنگ حس میکردم خدا توی وجود من کمه و من گمراه شدم ..

    همه چیز داشتم جز خدا ،پس دست به دامنش شدم و طولی نکشید ‌که از طریق فضای مجازی به سمت پیجهای کشیده شدم که از امید و قانون جذب حرف میزدن ،چند وقتی اون پیجها رو داشتم تا اینکه با استاد عباس منش آشنا شدم و هر روز که میگذشت حرفای استاد گوش میدادم دلیل تمام بدبختیام میفهمیدم و ‌کل ضربهای که خورد زمانی بود که به غیره خدا دل بستم

    هر چی میگذشت میفهمیدم که هر بار موفقیتی داشتم بخاطر باورم به قدرت مطلق بود و هر وقت فرامشش کردم از همون آدمهای که بهشون وابسته شده بودم ضربه خوردم

    مقروض شدم به دوست و فامیل ،غریبه و آشنا ،

    همونایی که هر بار منو میدین چاکرم نوکرم میکردن الان شده بودن دشمن درجه یک من ،همه منو طرد کرده بودن و یه کابوس تمام عیار شده بود

    اون روزای که تسلیم خدا شدم و با فایلهای استاد شجاع شدم دل زدم به دریا و گفتم هر چی میخواد بشه بشه مگه خدا خودش قول نداده و چه کسی وفادارتر از خداوند به وعده خویش است

    محمد قبل کوبوندم و از نو ساختم ،الان همه چی داره رنگش عوض میشه ،فشارا کمتر شده و قشنگ حس میکنم همه چی داره درست میشه

    دیگه ترسام کمتر شده ،انگیزم برای زندگی زیاد شده و عشقم به خانوادم و ارتباطم با خدا بسیار زیبا شده

    رو هیچکس حساب نمیکنم ،فقط روی خدا حساب میکنم که همیشه در دسترس و هیچ منتی هم سرم نمیزاره

    خدایا سپاسگزارم ازت برای تک تک روزهای خوب و بدم که منو از نو ساخته ..

    خداویا نمیدونم چطور از استادم تشکر کنم ،از خداوند براتون طلب عمر طولانی و سلامتی و رزق برکت آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    زهرا راد گفته:
    مدت عضویت: 2064 روز

    به نام خداوند هدایتگر و یاری رسانم

    با سلام استادم و مریمم ودوستان هم فرکانسی

    باید این جمله رو زیاد تکرار کنم .

    شرک در دل …مومن…مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است .

    خیلی باید حواسم باشه که تو دلم برای چی دارم به فلانی احترام میزارم ؟وقتی گیرم،دستم رو پیش کی دراز میکنم؟قدرت رو به کی میدم؟برای رفع گره کارم دنبال رابطه ام؟علت موفقیتم رو چی میدونم؟وای که چقدر نکاتی هست که باید توجه کرد .اینجا بحث حرف و کلمات نیست که تو در ظاهر بگی خدا ولی در وجودت کس دیگه باشه.اینجا قلب توست که میگه واقعا روی کی داری حساب میکنی .شرطش اینه که واقعا با خودمون صادق باشیم اگر میخوایم مومن واقعی باشیم .

    روی کی حساب می‌کنیم واقعا؟برای خوشایند چه کسی کاری رو انجام میدیم؟

    باید باورمون رو به خداوند تقویت کنیم .اون خدایی که از فرش به عرش میرسونه.باور قلبی بسازیم .

    باید در هر لحظه فقط روی خدا حساب کنیم به هر اندازه که باور کنیم خدا برامون می سازه .

    روی آدم ها و خودت و خانواده و مادر و پدرت و.. حساب نکن.

    قادر مطلق ،رب و فرمانروای کل هستی .باورش کنیم ،هر آنچه ‌که بخوایم بهمون میده در نهایت سادگی و زیبایی به ما میده .

    ای خدایی که آرومم میکنی، اجابتم میکنی ،اشتباه میکنم به راحتی میبخشی،وعاشقانه دوستم داری .

    خودت هدایتم کن مومن باشم به تو.تمام زندگی ام تو شود ،قلبم فقط فرمانروایی تو را بپذیرد و بس ولاغیر .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1407 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان خوب خودم

    توحید و دانستن اینکه خدای مهربان تنها قدرت برتر این جهان است

    همیشه کلید موفقیت هر کسی در زندگی خودش می تواند باشد

    هر چه بیشتر روی خدای خودم حساب باز کنم و قدرت را به دست او بدهم بی شک در جاهایی که همه آنرا غیر ممکن می دانند دستهای من را خواهد گرفت

    به من کمک هایی خواهد کرد که هیچ آنرا باور نخواهد کرد و آنرا فقط یک معجزه می داند

    اما در زندگی من آنقدر اتفاقات خوب رخ داده است که بارهای بار من، دستهای خدای مهربان را در کنار خودم دیده ام

    هر بار که چشم به کمک دیگری دوختم و از آدم های اطراف خودم کمک خواستم همان فرد و دوست کاری به سر من آورد که بارهای بار به پشیمونی خودم اعتراف کردم

    بارهای بار به خودم گفتم که چقدر اشتباه کردم که دست جلوی او دراز کردم

    اینها برای من درس دارد و باید به آن نگاه کنم تا دیگر قدرت را دیگری ندهم و فقط روی خدای خودم حساب باز کنم و دیگران دستهای خداوند می شوند برای کمک کردن به من

    توکل کردن به او

    اعتماد کردن به او

    ایمان داشتن به او

    بی شک کمک می کند تا من همیشه در همه کارها بهترین اتفاقات را تجربه کنم

    آنوقت است که من همیشه براحتی و آسانی کارهایم پیش می رود

    تمام فایل های توحید عملی این نکته را برای من دارد که قدرت را در ذهن خودم به خدای خودم بدهم

    دست جلوی بنده او دراز نکنم

    ایمان داشته باشم که همه چیز در دستهای قدرتمند او است

    سپاس از استاد مهربان

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    هدا حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1015 روز

    با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و دوستان تلاشگرم

    این فایل بی نظیر نشانه امروز من بود

    چقدر حرفای استاد آرامش به قلبم میاره و حدیث زیبای پیامبر در مورد شرک ، چقدر باید حواسمون باشه من این مدت اصل ولکرده بودم و همش دنبال فرعم ، و هرزگاهی کمی از توحید و نگاه توحیدی دور میشم ، انسان ها رو بت میکنم و یادم میره هیچ انسانی تاثیری روی زندگی من نمی‌گذارد اگر خدا نخواد اگر کمکم کنند خدا این انسان رپ در مسیرم قرار داره که دستی باشه از دستانش برای کمک به من ،من مدت زیادی هست دنبال کار میگردم اما نمیدونم چه باور های دارم که هنوز به این خواسته نرسیدم اما امشب متوجه شدم ممکنه من بااین دید به سمت این خواسته برم انسان ها رو بت میکنم درحالی که اون ادم هیچ کاره اس اگر خدا نخواد هیچ برگی بدون اذن اون از درخت نمی افتد.

    خیلی خدارو شکر میکنم خدا منو به این فایل پر بار هدایت کرد و ه آرامش عجیبی بهم داد از استاد مهربونم برای این این آرامش که به قلبمون میاره سپاس گذارم.

    امیدوارم زندگیتون همیشه مملو از آرامش و زیبایی باشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    اکرم ملایی گفته:
    مدت عضویت: 1516 روز

    به نام تنها معبود جهانیان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و همگی دوستان

    روز سی و چهارم از روز شمار تحول زندگی

    با تمام وجودم می خواهم که توحیدی شوم می خواهم فقط و فقط روی خدا حساب باز کنم

    فقط به خودش دل ببندم و از خودش یاری و هدایت بخواهم

    اینکه استاد در یک فایل فرمودند که اگه بخواهیم حساب کنیم کل قران در یک مبحث می باشد و اون هم توحید است

    از توحید است که می توانیم به همه چیز برسیم

    در گذشته نه چندان دور روی همه حساب باز می کردم الا خود خدا هر چند به ظاهر می گفتم

    اما در واقع چیز دیگه بود در درون من همش از همه توقع داشتم از پدرو مادر و خانواده و همسر و دوست و معلم و همکارها و حتی ..

    تو بیزنس قبلیم که حسابی بسته بودم روی مجموعه ام و سازمانم

    اما واقعا به قول استاد هیج کس برای ادم نمی مانه برای خیلی ها فداکاری ها کردم برای خیلی ها وقت و انرژی گذاشتم از زندگیم از بچه ها از خودم از همه چیز حتی خونه زندگیم رو براشون گذاشتم برای همون ها که یک روزی می گفتند ما عاشقت هستیم اگه یک روز ما شما رو نبینیم روزمون شب نمیشه من هم با دل جون هر کاری ازدستم بر می امدم انجام می دادم تا اینکه در به تخت خورد و اتفاق ناگواری افتاد و خوردیم به یک تضاد بزرگی به چالش بزرگ دیدم خیلی زود من رو یادشون رفت خیلی زود من رو کنار گذاشتند

    اولش خیلی ناراحت شدم اما خداروشکر اون تصاد باعث شد وارد این مسیر الهی بشوم و( این جمله رو حالا دارم درک می کنم که هر موفقیت بر می گرده به مسیر توحیدی بودند و هر شکستی بر می گرده به شرک و حالا دارم می فهمم که مسیر قبلیم که شکست خوردیم همش سرشار از شرک بود و زندگی گذشته ام همش سرشار از شرک بود برای همین چندان رشدی نبود )

    و بعد حتی خوشحال هم شدم و اونجا بود که فهمیدم همه چیز تقصیر خودم بوده که روی اونها حساب کرده بودم و اونجا که کم کم به قانون پی بردم دیگه ناراحت نبودم و نگران هم نبودم از همون جا فهمیدم که نباید روی هیج کس حساب باز کنم و اعتماد کنم فقط باید روی خودم و خدای خودم حساب باز کنم و از دوره 12 قدم خیلی چیزها یاد گرفتم و به رشدو پیشرفتم کمک کرد و باعث شد خیلی ها از مدارم دور شوند و آدم های جدید وارد مدار شوند البته مدار خودم تغییر کرد و خیلی دوربرم رو خلوت کردم و بیشتر با خودم خلوت می کنم و از تنهایی خودم لذت می برم

    و از خدا می خواهم که من رو هدایت کند به مسیر درست و دارم سعی می کنم که تا می توانم شرک رو شناسایی کنم و روی پاشنه آشیل هایم کار می کنم هر چند اول راه هستم اما با تمام وجودم دارم بر روی کنترل ذهنم کار می کنم و فقط می خواهم بندگی خداوند رو بکنم و فقط از او اطاعت کنم و چشم مطلق باشم و فقط از او کمک و یاری می خواهم

    خدایا من فقیر هستم به هر خیری از سمت تو

    ردپای روز سی و چهارم

    ممنون از همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    صدف گفته:
    مدت عضویت: 766 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    “روز 34 ام سفرنامه”

    با خدا باش و پادشاهی کن

    بی خدا باش و هرچه خواهی کن

    چقدر من فایل های توحیدی رو دوست دارم

    اصلا مبحث توحید رو از شما یاد گرفتم هرچقدر این فایل رو گوش می‌کنم تکراری نمیشه گفتین حتی روی خودتون هم حساب نکنیم چه برسه دوست فامیل خانواده

    فقط و فقط روی خدای خودمون حساب کنیم

    روی پادشاه جهان رب العالمین حساب کنیم

    کسی که تمام قدرت ها دستشه هرجایی که موفق شدیم باید رد پای توحید رو ببینیم

    و هرجایی که شکست خوردیم بگردیم و رد پای شرک رو پیدا کنیم هرجایی که ترسیدیم از هر حرفی اتفاقی مشرک شدیم اجازه دادیم شیطان تسلط پیدا کنه و گرنه دوستان خدا نه اندوهگین می‌شوند و نه ترسی دارن

    روی هرکس که حساب کنیم خداوند اجازه نمیده اون کارو برامون انجام بده به هر طریقی مسیر مارو میزنه که بفهمیم و مشرک نشیم از طرف ناراحت میشیم که چرا بدقولی کرده در صورتیکه دست خودش نیست بی اذن الله نمیتونه کار کسی رو انجام بده خلیفه خدا فقط باید نیازمند خدا باشه و بی‌نیاز از خلقش دست گدایی سمت بنده ش دراز نکنه خداوند غیرت داره این اجازه رو نمیده

    بعضا آنقدر سخت گوشمون رو می‌پیچونه که به خودمون بیایم و اصل رو درک کنیم

    توحید یعنی‌ کار کردن روی مهم‌ترین رابطه زندگی مون هماهنگ شدن با منبع خودمون و خداوند

    توحید یعنی روی فرکانس های خودمون حساب کنیم که قدرت خلق زندگیمون رو به وسیله فرکانس هامون رو بهمون داده خداوند

    فاصله ما با خواسته ها مون به اندازه ی فاصله ما با منبع خودمون خداونده هرچی این فاصله کمتر باشه

    چرخ زندگی رونترو لذت‌بخش تر و خواسته هامون

    نزدیکتره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سپیده منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1221 روز

    سلامی گرم و صمیمی خدمت استاد عزیزم،بانو شایسته جان و همه همسفران عزیزم در سفر روز شمار تحول زندگی من

    روز سی و چهارم از سفرم به درون

    فایل: توحید عملی 2

    با خدا باش و پادشاهی کن

    ————————————————–

    امروز فقط میخواهم برای تو بنویسم،برای تو که یگانه معبودم هستی،تنها مالک و صاحب اختیارم هستی و قدرتمندترین قدرتها در جهان هستی،،برای تو که اجابت میکنی درخواست هر درخواست کننده ای را به شرط آنکه اجابت کند تو را..برای تویی که میگویی باش و موجود میشود و…..برای تو که شرط رسیدنم به خواسته ها و آرزوهایم را فقط نزدیکی به خودت قرار دادی و برای اینکه رویاهایم بر درخت شرک و حسرت نسوزند باید تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بجویم تا ابر و باد و مه و خورشید و فلک را در کار بیندازی که حاجات مرا را برآورده کنند و من تنها و تنها سپاسگزار تو باشم ، زیرا تویی که مکرت بالای همه مکرهاست و مهربانی ات همیشگی و بسیاااااار عطاکننده ای به کسانیکه ایمان می آورند .

    ایمان یعنی به قول شاعر عارف ،باباطاهر عریان:

    به صحرا بنگرم صحرا ته وینم

    به دریا بنگرم دریا ته وینم

    بهر جا بنگرم کوه و در و دشت

    نشان روی زیبای ته وینم

    همه و همه کس را تنها تو ببینم..باور کنم و هر بار به خودم اگاهانه یاداوری کنم که هر کلامی از زبان توست،هر لبخندی از مهر توست،هر راه گشایشی از لطف عنایت توست،هر ایده ای از ذکاوت توست،هر دستی از دستان توست، وهر بار که آبی مینوشم،غذایی میخورم،قدمی برمیدارم واینکه تک تک سلولهایم که همه و همه تنها با اراده تو عمل میکنند همه به خواست توست..من هییچ اراده ای ندارم جز در اراده تو.

    اینجا یاد گرفتم هر بار که بیشتر قدرت را از آدمهای اطرافم بگیرم و به تو بدهم که صاحب قدرت هستی آرامش واقعی را بیشتر احساس میکنم..

    انگار دیگه از خودم راضی هستم حتی از شرایطم با وجود همه تضادها و مشکلات مالی،، اما من خوشحالم..

    حالا میفهمم صحبتتون رو استاد عزیزم که میگفتید توی بندر عباس با کتانی پاره راه میر فتم و فقط زیبایی میدیدم و اشک می ریختم و احساس خوشبختی داشتم یعنی چه؟؟ یعنی پیدا کردن خدای واقعی و چه خوب خدایی است این خدای حقیقی.

    من چند روزی است احساس میکنم همین داشتن خدا در تمام لایه های زندگی ام برایم کافی است.. رفیقی که سالهاست ازش دور بودم و ندیدمش و حالا خییییلی باش حرف دارم..حالا حالاها میخوام فقط با خودش وقت بگذرونم و آرامش رو با تک تک سلولهای جسمم و ذرات روحم از وجودش بچشم ، بنوشم و تر کنم کویر خسته و تشنه وجود بی ایمانم را..خدایا بر من بباااااااار،باران ایمان و توحیدت را تا تنها تو را ببینم ‌ تنها تو را بشنوم و تنها و تنها تو باشی برایم و باور دارم تو مرا کافی هستی..

    خودت گفتی که من برای بنده ام کافی ام..و من به تو توکل میکنم و می سپارم خودم را تا بر من تمام کنی فراوانی نعمتهایت را..چون من نه کسی را دارم جز تو، و نه جز تو کسی را میخواهم.تو همه کس من هستی..

    تویی که مرا میشنوی بی قضاوت ‌و بر سرم دست نوازش میکشی بی توقع..من قسم خوردم آنقدر در این مسیر که مرا به درب خانه تو رسانده خواهم ماند تا جهانی از رشد و رسیدنم در حیرت بمانند و آنوقت با افتخار فقط نشانی خانه تو را فریاد بزنم و حتما که جوینده یابنده است و هر کسی مسیرش را برای یافتن توی واقعی پیدا خواهد کرد اماااا وقتی تیرگی را از قلب و وجودش بشوید و از تو تمنا کند هدایت را ، آنوقت تو فاش میکنی خودت را برای کسی که محرم شد به شرط تطهیر روح.

    نمیدانم چه نوشتم فقط آمد و نوشتم بارها گفته ام که فایلهای توحیدی مرا از خود بی خود میکنند و مونس روزهای سخت من هستند.

    این روزها زیر غلطک فشار مالی هستم اما هنوز قلبم به امید خدایم می تپد و خدارا شکر میکنم که من را به این مسیر هدایت کرد وگرنه فقط خودش میداند که من اگر پیدایش نمیکردم امروز چه وضع روحی و روابطی اسفناکی داشتم..در حالیکه با داشتن خدایم حالم خوب است،روحیه و رابطه ام خوب است و دلم سرشار از امید رسیدن است..احساس شوقی که هیچوقت تجربه اش را نداشتم ، آنقدر حقیقی است گویی که خدا خودش هر بار در گوشم زمزمه میکند و بشارت میدهد که رسیدی و نوش جانت..به همین اندازه باورم به رسیدن حقیقی و واقعی شده ،خدایا شکررررررت

    خدای مهربانم ،تنها رفیقم ممنونم که هستی و هوای منو داری..بووووس

    استاد عزیزم همیشه و همیشه سپاسگزار خدایم هستم برای وجود پر از عشق و برکت و اگاهی شما، و حال خوش این روزهایم را قطعا مدیون شما هستم..دوستتون دارم

    مریم بانوی مهربانم،صمیمانه از شما ممنونم برای مهیا کردن این سفر جادویی..عاشقتونم

    همسفران عزیزم ممنونم که هستید و ممنونم برای کامنتهای آموزنده و ارزشمندتون و ممنونم که با من همراه بودید

    دوستتون داااااااااارم

    در پناه خدای خوبیها روز و روزگارتون عاااااالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      شیرین انصاری گفته:
      مدت عضویت: 1528 روز

      سلام سپیده عزیزم چه کامنت زیباودلی نوشتی چقدر به دلم نشست وارام کرد دل پریشانم رو.امیدوارم هممون بتونیم توحید ویگانگی وقدرتمند بودن ربمون رو باتمام وجودمون درک کنیم واز خود خودش طلب کنیم هر انچه را که برای همه غیر قابل قبول وبرای ما شدنی است به حول وقوه الهی.از صمیم قلبم بهترینها رو برات آرزومندم در لحظات آسمانی قلبت خواهرت رو فراموش نکن. به الله مهربانم میسپارمت.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        سپیده منصوری گفته:
        مدت عضویت: 1221 روز

        سلام به روی ماه شما دوست نازنینم

        شیرین جانم ممنونم که برای کامنت من پاسخ گذاشتید و همین بهانه ای شد مجددا کامنتم را بخوانم..

        باور کنید که باور نمیکنم این کلمات را من نوشته ام..

        این جملات به این ردیفی و با این همخوانی و روانی

        حتما که خدا دستی بر قلم داشته و من فقط کاتبش بودم…

        هر لحظه آگاهانه مخاطبم را خدا قرار میدهم،عاشقانه میخوانمش و عظمت و بزرگی اش را به خودم گوشزد میکنم و تمام قد، به رسم بندگی ،خاضعانه سجده اش میکنم..

        شیرین عزیزم،دوست هم فرکانسی من،اوست که از رگ گردن به ما نزدیکتر است..خودش به پیام رسانش پیغام داده که ما بدانیم و آگاه باشیم…

        و خدایی که در این نزدیکی است ؛

        لای این شب بوها ، پای آن کاج بلند.

        روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه .

        حتما که نامه نانوشته ی من و شما را از بر است

        و بهترینها را رقم میزند به شرط شکیبایی و ایمان..

        آمییین

        در پناه الله یکتا شاد و سعادتمند باشید

        دوستتون دارم خواهر نازنینم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 1723 روز

    سلام و هزاران شکر بابت خدایی که بودنش باعث آرامشِ

    چقدرررر منظره پشت تون فوق العادست، لحظه به لحظه ویدیو دوست داشتم اونجا باشم و قدم بزنم و لذت ببرم از اون محیط و هوا و… با اینکه من خودم تو شمال زندگی میکنم.

    ممنونم ازتون بابت فایل بسیار بینظیر توحید عملی

    ما تو زندگی با آدما کار می‌کنیم ولی تو درون و قلب مون رو خدا حساب باز می‌کنیم..

    با آدم ها مراوده میکنیم، کارهارو انجام میدیم، درخواست میکنیم، اما میدونیم که اون برطرف کننده، کمک کننده، هدایت کننده و به نتیجه رساننده خدا هستش نه اون آدما..

    به میزانی که خدارو باور می‌کنیم، نتیجه رو میبینیم

    به میزانی که رو خدا حساب باز می‌کنیم، به همون میزان نتیجه میبینیم، بیشتر باورش کنیم، بیشتر نتیجه میگیریم. الهی شکر، این چقدر قشنگه واقعا

    موقعی سربازیم بود و همه بهم میگفتن بیا کمکت کنیم جای خوبی بیفتی و سختی نکشی و من با فلانی دوستم و فلان فرمانده فامیل ماست و هزاران مورد این شکلی، ووولی من با تمام وجودم مطمئن بودم که خدا کمکم میکنه و اصلا رو اونا حساب باز نکردم و شکر خدا آموزشیم چهل دقیقه با خونمون فاصله داشت و بعدش محل خدمتم 3 دقیقه با خونمون فاصله داشت و درضمن مثه یه کادری، 7 صبح میرفتم و 2 ظهر بر میگشتم خونه و همه اینا لطف خدا بود و ایمان من به خدا…

    اما بعضی موارد هم پیش اومد که روی افراد حساب باز کردم، مثلا گفتم برام مشتری بفرستین، منو به دیگران معرفی کنید و ته دلم می‌گفتم که اینا بهم کمک میکنن و یادم رفت که خدا باید هوامو داشته باشه و جالبه که هیچوقته هیچوقت از طرف اونا خیری بهم نرسید..

    موقع ازدواج خیلی ها بهم گفتن که ما کمک می‌کنیم برای تهیه لوازم خونگی، مثه تلویزیون و… و من کلللی خوشحال شدم که فلانی قراره برام بخره و باز رو آدما حساب کردم و اونا هم رفتن و هیچوقت دیگه ندیدمشون و پیداشون نکردم..

    خداروشکر که لحظه به لحظه داری یاد میدی اما ما غافل هستیم.

    خدایا من آماده دریافت هر خیری از سمت تو هستم..

    با خدا باش و پادشاهی کن..

    قدم 34 روز شمار تحول زندگی من.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    لیلا دریایی گفته:
    مدت عضویت: 2238 روز

    استاد سلام

    چقدر کار کردن روی خودم واسم لذتبخشه!

    وقت گذروندن توی سایت بهم یه احساس خیلی خوبی میده و وقتی توی سایت نیستم قشنگ متوجه تفاوت فرکانسی و احساسیم با بقیه کسایی که در تضاد با انرژی من هستن میشم

    استاد من ادم های زیادی رو اطراف خودم دیدم که روابط براشون پول ساز و موفقیت ساز بوده و‌همیشه غبطه میخوردم چرا من ی گروه دوست موفق ندارم تا کارهامو برام انجام بدن

    تا اینکه پارسال وقتی تمرکزی داشتم کار‌میکردم پول درمیاوردم شخصیتم رو بهبود میبخشیدم یک ارتباط برام شکل گرفت و یه عکاس بسیار خوب حاضر شد مجانی برای من کار بزنه تا هم برای اون نمونه کار بشه هم برای من

    ما با این آتلیه سه تا کار حرفه ای و‌مجانی زدیم

    و الحق ک خوب بود اما تبعاتی که این ارتباط و کار‌مجانی برای من داشت به دفعات گرونتر بود

    خوشحال بودم از اینکه سالن دار همه چیز رو به گوشم‌میرسونه عکاس هیچی رو ازم پنهان نمیکنه و همه پشت من درمیان و به طریقی بهم سود میرسوندن بیرون میرفتیم وخوش‌میگذشت به هرحال ولی…

    من آسیب این حساب کردن روی بقیه رو موقعی خوردم که دیگه کار از کار تقریبا گذشته بود

    اولین جایی که فهمیدم اشتباه کردم و انرژیم رو جای اشتباهی خرج‌کردم خود کارم بود

    یکی از همون روزا موقع کار یک آن با خودم گفتم واقعا چرا باید برای رشد کارم با اینا درارتباط باشم؟من کارم خودش انقدر خوب هست لازم‌نیست اینا هردیقه کنارم باشن

    من کیفیت کارم رو بهبود میدم

    چه نیازی دارم یکی دیگه واسم مشتری بفرسته؟

    مثلا مهسا همکارم، یکسره داره کار‌میزنه و اصلا چنین روابط بی سرو تهی برای خودش نساخته

    و این فکر تلنگر شد واسم و یکم فاصله گرفتم

    اما موقعیت و شرایط به سمت و سویی رفت که من موندم لاکار و تاوان این حساب باز کردن روی بقیه رو‌هم‌دادم

    دقیقا همون ادم هایی که دستیار من بودن ازم‌شکایت کردن بی دلیل

    سالنداری که هردیقه بیخ گوش من بود

    پشتم رو خالی کرد و‌موقع شکایت گفت بگو تو سالن ما اصلا نیستی

    عکاسی که توافق کرده بود کار مجانی بزنه پشت سرم‌کلی حرف نامربوط زد

    تمام روابط اون تایمم‌با تک تک اون ادم ها بهم خورد

    که خدارو هزار بار برای این بهم خوردن شکرگزارم

    شغلم ،مشتری هام و روند بهبود مهارت دستم بهم خورد

    ولی من میلیارد درس گرفتم از این قضیه و الان دارم عشق میکنم که هیچ رابطه ای رو منفعتی برقرار نمیکنم

    در‌حال حاضر هیچ دوست صمیمی و‌هیچ ارتباط دوستی آزار دهنده ای توی زندگیم ندارم و هزار بار خداروشکر برای تنهایی لذت بخش الانم

    و اگر اون ارتباطات الانم بودن من هیچ فرصتی برام ‌پیش نمیومد انقدر روی‌خودم کار کنم و از رشد خودم لذت ببرم

    و برخلاف گذشته میگم خدایا شکرت من دوست و‌رفیق‌ندارم

    دوست و رفیق من خداست

    و مدتهاست فهمیدم این ادم ها واقعا تنها ترت میکنن و به جز اندک افرادی.

    هربار روی یکی حساب کردم کاری واسم انجام بده هم باید منتظر جبران کردن برای اون ادم میموندم که کی میخواد بیاد حسابش رو پس بگیره هم هزارتا منت و خفت بعدش هم باید میکشیدم

    یا وقتی رابطه به هر دلیل به هم‌میخورد این حساب پس دادن های بعدش برام سخت بود

    تا اینکه دیدم چقددددر خدا رفیق بامرام تریه برام

    هرچی میخوام انجام میده

    هرکس رو نمیخوام ببینم سر راهم نمیاره

    پولایی که لازم دارم رو واسم جور‌میکنه

    مسیرم رو کوتاه تر میکنه

    صبر و طاقتم رو زیاد میکنه

    هوا رو واسم مطبوع میکنه

    محیط‌رو واسم تمیز میکنه

    کارهامو آسون پیش میبره

    برنامه ریزی هامو اوکی میکنه

    ارامش روح و قلبم رو برام فراهم میکنه

    بهم حس امنیت و شادی میده

    و هیچچچچ وقتتتتتت ازم نمیخواد در ازای کارهایی که واسم میکنه چیزی برگردونم فقط بهم میگه ازم بیشتر بخواه و خوشحال تر باش!

    کی از خدا عزیز‌تر؟کی از خدا صمیمی تر!؟

    من حرفایی که روم نمیشه به خودم بزنمم هم به خدا میگم اوکی میکنه

    پیشش گریه میکنم گلگی میکنم خودش کارام رو راست و ریس میکنه

    خودش حافظ و‌پناه امن منه

    خدا که هستا

    حس نیاز به هیچکس و هیچ چیز نمیکنم

    خودش شاهده

    انقدر اخلاقم خوب شده

    دیگه از هیچکس توقع ندارم

    همیشه تولد هام از بقیه توقع میکردم

    امسال اصلاااااا

    حتی اهمیتی نمیدادم کسی یادش هست یا یادش نیست

    انقدر خودم با خودم و خدای خودم حالم خوبه به هیچکس نیاز ندارم

    بارها شده

    مثل همین امشب

    گفتم خدایا چی‌میشه همه از خونه برن بیرون تنها باشیم

    من لذتی که از تنهاییم میبرم از توی جمع بودن نمیبرم حقیقتا

    و از عمق وجودم شکرگزارم به خدا که منو توی این‌مسیر شیرین نگهداشته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    امیررضا گفته:
    مدت عضویت: 1124 روز

    عاشق شدم استاد عاشق این خدای خودم ، هیچ وقت فکر نمی‌کردم مفهوم توحید تا این حد برای بخواد جذاب باشه ، آرامش بخش باشه حتی راهنما و هدایت گر باشه _ باورتون میشه من یکی از مهمترین مقاومت و ترمز های بیزینسی خودم رو تو این فایل پیدا کردم!!!

    من چیزی رو اینجا پیدا کردم که انرژی خیلی زیادی رو ازم میگرفت همیشه

    باورتون میشه اگر بگم که همیشه فکر میکردم مشکل من عزت نفسه در صورتی که هرچی با توحید بیشتر آشنا میشم میفهمم که مشکل من توحید بوده نه عزت نفس ، اینکه هیچ درکی ازش نداشتم ، باورتون میشه دارم نترس تر میشم هربار که به توحید فکر میکنم یا راجبش می‌شنوم و بعد تعقل میکنم!؟؟؟

    خدای من واقعا عاشقتم ، عاشقتم که اینطوری من رو با خودت آشنا و همدل و همسو کردی‌

    خدای من تو واقعا آرامش بخشی و من دارم این رو حس میکنم

    همیشه ازینکه خودم باشم لذت می‌بردم و میبرم استاد همیشه و همیشه و وقتی به توحید فکر میکنم و معناش رو بهتر میفهمم واقعا میبینم که آره من راحت تر میتونم خودم باشم و بگم مردم کین و چین !!

    من در حین این جلسه به مثال های عینی از زندگی خودم خوردم که می‌خوام بیان کنم

    من اون لحظه ای رو به یاد میارم که به شدت مشرک بودم و به شدت شک می ورزیدم نسبت به همکار مستقیم و مربی خودم و از نتایج اون ها می خواستم استفاده کنم برای اینکه خیر و برکت به زندگیم بیاد و اعتبارم رو از حضور و وجود اون ها بگیرم ، میخواستم با وجود اون ها کمبودهام رو جبران کنم خاطرم هست که دفعات زیادی می شد که بخاطر عدم رشدم توی بیزینسم و داشتن لول های پایین ؛ تو خیلی از جلسات و ایونت‌های مختلف نمی تونستم حضور پیدا کنم یا اصلا حساب نمی شدم و انقدر تشنه این بودم که موفق بشم و بعد از اینکه به جریان خوبی رسیدم و بعد از اینکه موفقیت هایی رو به دست آوردم کاملا نسبت به اون موفقیت ها مشرک شدم قدرت رو به اون ها دادم به خاطر اینکه اون ها منو به ایونت های مختلف رسوندن اون ها باعث شدن که مشهور و معروف بشم باعث بشم که الگوی خیلی از افراد بشم اونا باعث شدن یا حتی یک جاهایی مغرور میشدم که خودم کردم و ناخودآگاه بگم خدا کیه!؟

    من رو مثال بزنن توی خیلی از صحبتهاشون و از من به عنوان یک الگو یاد کنن در صورتی که نمیدونستم اینها همش بخاطر لطف و موهبت یک قدرت دیگست و بعد ازین موفقیت ها چند سال فرجه گرفتم و چند سال خدا بهم فرصت داد که پیدا کنم ، بفهمم ، بگردم و برگردم حتی به اصل خودت ولی نمیدونستم آگاهی نداشتم و از بالا پرت شدم پایین همون کسی که حس می کردم خیلی میتونه دستمو بگیره حتی دیگه یه جای جواب تماسمو نمی داد اون کسی که خیلی ازم تشکر می کرد و منو منجی خودش می نامید دیگه حتی باهام ارتباطی رو نداشت و تنهای تنها شدم و اون موقع به خودم خاطرم هست که یه صدایی اومد و گفت که این تنهایی هم نگاه پروردگار توئه و قراره یک چیزی رو پیدا کنی که خیالت راحت بشه و واقعا آرومم کرد و خداروشکر که خیلی اون لحظات احساس نمی کردم که من تنها و بی کسم و از این صحبت ها

    یادآوری این قضیه برای من خیلی حیاتی بود که این ویدیو الهی بهم کمک کرد…

    یک موضوع دیگه ای که خیلی برای من عالی بود این بود که چه موقع میتونیم توحید عملی رو تشخیص بدیم

    تشخیص توحید که به درون آدم ها برمیگرده و ما واقعا هیچ دسترسی نداریم ، هیچ دسترسی نداریم به درون آدم ها و توحید چیزی نیست جز یکتاپرستی توحید چیزی نیست جز اینکه همه قدرت دست اونه و برای تشخیصش دو تا راه هست

    1. اگر به اون آدم که میخوای ازش درخواست کنی یا کمک بگیری داری قدرت میدی و همش مِن مِن میکنی چطوری بگم چطوری نگم و احساس می کنی که زندگیت توی دستای اونه به اون بند شده

    2. اما اگر که توکلت به خدا باشه به راحتی درخواست می کنی ، مثبت بود که مثبت بود نبود میگی خدا از یه جای دیگه میخواد بهم بده و این دید آرامش فوق العاده ای داره ، من معاملم با خودشه

    خیلی مهمه که درون ما چی میگذره و واقعا واقعا این موضوع بسیار اهمیت داره موضوع بعدی که خیلی برای من جذاب بود این بود که کسی که روی خدا حساب میکنه و هیچ قدرتی رو به آدم ها نمیده به هم نمیریزه ″به هم نریختن″ کلمه کلیدیه که من اینجا پیداش کردم و یک مثال عینی دیگه هم دارم که در مورد کانال تلگرامم هستش که با یکی از دوستان بی نظیرم که ویژگی های بسیار فوق العاده ای داره شروع کردم به کار کردن ازش درخواست کردم که کنارم باشه در صورتی که ایشون متخصص حوزه پوست و مو بودن (اسکین تراپیست هستن) و همه قدرت رو من ناخودآگاه بهشون داده بودم علنا داشتم شرک می ورزیدم و همش محتاج این بودم و چسبیده بودم که ایشون از اطلاعاتش استفاده کنه برای اینکه من پول در بیارم و به موقعیت ایشون قدرت داده بودم که برام مشتری بیاره _ اینکه مردم ببینن که یه متخصص کنار من هست این برام مشتری بیاره این برام اعتبار بیاره و کلا خدا فراموش شده بود ؛ کلا خدا فراموش شده بود و جایی که خدا اونو ازم گرفت انقدر دوسم داشت و من نتیجه کارکردن روی خودم رو با جدا شدن ایشون گرفتم!!!! ایشون کلا مسیرشو عوض کرد و گفت من نمیخوام باشم اولش به هم ریختم الان می فهمم اصلا اوضاع فوق العاده است

    الان میفهمم تنها شدنم و کار کردنم روی اطلاعات محصولاتم چه اعتماد به نفسی داره بهم میده ،

    اصلا داره راه رو برام باز می‌کنه که از طریق ترکیبی که دارم درک میکنم چقدر راحت تر میتونم تو آموزشام ازشون استفاده کنم

    چقدر راحت تر میتونم احساس لیاقت کنم که محصولات ارزشمندی رو دارم و همش بازتاب مثبتی بود که من خودم رو کافی بدونم ، از همه مهمتر خدا رو کافی بدونم و حرکت کنم در مسیر و ببینم که چه احساس خوبی رو دارم که این احساس خوب خودش قطب نمایی هست از اینکه مسیرت درسته ادامش بده

    مسیرررر خدای قشنگم ، در پناه نور و عشق الهی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: