توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 46
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/09/abasmanesh-5.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2017-09-27 07:44:252024-06-27 06:37:43توحید عملی | قسمت ۲شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
با سلام خدمت همه دوستان عزیز🙏
فقط روی خدا حساب کنم.
خدایا شکرت که در این مسیر زیبا هستم.
در گذشته به آدم ها تکیه میکردم.باور داشتم که وقتی روابط زیادی داشته باشم موفق تر میشم.غافل از این که تمام آدم ها هم مثل خود من بنده خداوند هستند.هرچند این حرف رو زیاد میشنیدم که توکلت بر خدا باشه، خدا بخشنده است،خداوند رحمان و رحیم است و… ولی قلبم باور نکرده بود و فقط در حد حرف بود و باورهام درست نبودن.همیشه از همون آدم ها که بهشون تکیه میکردم ضربه های شدیدی میخوردم.ولی خداروشکر از وقتی که در حال تمرین روی خودم هستم متوجه شدم که اگر همون قدر که به آدم ها تکیه میکردم و باورشون میکردم همون قدر به خدا باور داشتم موفق میشدم.
خداروشکر میکنم که من رو با قوانین بدون تغییرش توسط استاد عباسمنش آشنا کرد.و در همین چند ماه دیدم نسبت به زندگی و جهان تغییر کرده و خداوند رو سپاسگذارم.
به خودم تعهد دادم فقط و فقط بر روی خدا حساب کنم و توکلم فقط روی خداوند باشه و روی هیچ کس حساب نکنم.خداوند تنها نیرو و فرمانروای مطلق جهان هست.
یاد گرفتم اگر روی هرچیزی به غیر از خدا حساب کنم،اونوقته که دارم شرک می ورزم.
ممنون از شما استاد عزیز و خانم شایسته 💙💐💐🙏🙏
سلام خداجونم که بوضوح میبینم هدایتم میکنی و به درخواستم برا درک و عمل داشتنم جواب دادی
سلام به استاد عزیزم ، به خانم شایسته و به همسفرای گلم
خداروشکر که اینجام تو مسیر هدایت الهی ، خدایا شکرت که دیدم هنوز نگران قضاوت آدمام و خودمم بعضی وفتا عزیزانمو قضاوت میکنم و چقد دردناکه فهمیدم اینا شرکه . خدایا به خودت پناه میبرم از ظلم عظیم .باید بارها وبارها گوش بدم و تفکر کنم خدایا ذهنمو باز کن رب قدرتمندم .
واقعا این سفرنامه یه جریان الهیه برای ایجاد ، حفظ و تقویت ایمانم .
خدای من چقد دردناکه وقتی میبینم با اینکه سالهاست خداخدا میکنم ولی هنوزم یه جاهایی احساس خوب داشتن و تجربه ی عشقو در گروی راضی نگه داشتن یک فرد میدونم یا تلاش میکنم نگاهش نسبت به خودمو تغییر بدم و بازم شرک .
خیلی بهتر متوجه شدم باید روی بهبود مهم ترین رابطه ی زندگیم «هماهنگی ذهن و روحم »کار کنم .
چون هر جا حتی اندکی توحیدی رفتار کردم چقد خدا هوامو داشته و دقیقا به اندازه ی ظرفی که آماده کردم نعمتاشو تو زندگیم جاری کرده . تو همین سفر الهی مون تمرکزم روی سلامتی منو وارد مسیری کرده که هر روز انرژی م بیشتر و دارم سبکبال تر و رهاتر میشم خدایا شکرت .
از خدا میخوام خودش بهم قدرت درک و عمل توحیدی و خالص کردن فرکانسامو بده .
برای همه مون توفیق عمل درخواست میکنم . تشکر فراوان استاد عزیزم
سلام به توحیدی ترین استاد و مریم جان عزیزم
من عاشقانه پروردگارم رو ستایش میکنم بخاطر وجود و حضور پر از عشق بندگان توحیدی و خالص و عاشقش که با این عشق و اینقدر زیبا درسهای زندگی رو به ما انتقال میده
چقدر دوست دارم واقعا توحید رو تو وجودم قدرتمند کنم و متوجه باشم که کجا دارم خیلی ریز شرک میورزم و از مسیر درست خارج میشم
به قول مریم عزیز هر جا به خدا توکل کردم نتیجه اش رو خیلی واضح دیدم و هر جا رو آدما بستم و حساب کردم چوبش رو خوردم
و کاملا به این اعتقاد دارم که:
با خدا باش، پادشاهی کن
بی خدا باش، هر چه خواهی کن
و من بارها اینو تجربه کردم، وقتیکه سالها بخاطر وابستگی خانوادم به خودم و وابستگی من به خانوادم جرات نمیکردم مهاجرت کنم و چقدر اذییت شدم، چقدر روزهای سختی رو گذروندم و چقدر کار راه انداز بقیه شدم و چقدر هر روز احساس بدتر رو تجربه کردم و افسرده تر شدم و از زمانی که به خداوند توکل کردم و اعتماد کردم و دل کندم از همه وابستگی ها، آرامش و شادی رو تجربه کردم، هر روز خداوند من رو به سمت آگاهی بیشتر و مسیرهای بهتر هدایت کرد
تجربه های شغلی زیاد و دوستان جدید و هدفمندی که به من کمک میکنن تو مسیر رشد و آگاهی
استاد عزیزم ممنونم که این اگاهی رو هر روز تو وجودم بیشتر رشد میدی و توکل و ایمانم رو تقویت میکنی، امیدوارم بتونم توحید رو به معنای واقعی عملی کنم و هر روز نتایج بهتری رو تو همه زمینه های زندگیم بگیرم
خیلیا رو میبینم که تو زندگیشون موقعی که مهمون دارن باید کل خانواده کمکشون بکنن تا کاراشون رو انجام بدن و مهمونی بگیرن، کلی غر میزنن و اطرافیان رو خسته میکنن ولی من از مادرم یاد گرفتم رو خودم حساب باز کنم و همیشه تنهایی از پس کارام براومدم و همیشه در اوج آرامش بهترین مهمونی ها رو برگزار کردم و این بخاطر اعتماد و توکلم به خداونده که خودش همه جا کنارم هست و اگه لازم باشه خودش برام کمک میفرسته و نتیجه توکل رو دیدم شاکر خداوند مهربانی ها هستم
سی و چهارمین ردپای من خدا رو شکر میکنم برای امروزم و روزهایی که به زیبایی گذشته
سلام جناب عباس منش عزیز و بانو شایسته مهربان .
خیلی جالبه تمام مثالی که در ابتدا درمورد شاگرداتون فرمودید همون چیزی هست که من درمورد آقای عرشیانفر دیدم واقعا با ایشون هیچ مسئله ای ندارم که اینو میگم اما ایشون که از روز اولی که دیدمشون انرژی خوبی ازشون دریافت نکردم مخصوصا که کلامشون رو از شما کپی میکردن دائما سعی در رسیدن سریع و از هر راهی به اهدافشون دارن و با هر کسی که میدونن فالوور و طرفدار زیاد داره لایو میذارن تا بیشتر معروف و مشهور شن اما تنها کسی که خواب هست میتونه دنبال کسی که خودش خوابه حرکت کنه و من فقط از خداوند میخوام ایشون رو هدایت کنه که انقدر با خشم و کورکورانه بدنبال شهرت نباشن که اصلا عاقبت خوبی نداره و کسی که برای رضای خداوند مهربان انسانها رو راهنمایی میکنه ابدا نباید نیات سوء در ذهن داشته باشه . و امیدوارم شما هم بیشتر از این روابط مستمر با ایشون نداشته باشید چراکه به قول مامانم انسان حقیر برای اینکه بالا بره دیگران رو پایین میکشه . الهی شکر که بصیرتی عنایت فرمودی که بدنبال کسی جز خودت حرکت نکنم و درون انسانها رو براحتی درک کنم .. ممنونم ازینکه نام الله یکتا رو بر سر زبانها میندازید و جسور و بی باک در میان انسانها هستید خصلتی که همیشه در پی انجام آن هستم به لطف خداوند . ممنونم در پناه دوست باشید 🙏
سلام استاد عباس منش
من میخوام داستان زندگی خودم رو که ۶سال درگیر بودم و شرک داشتم به عالم و آدم رو میزدم تا مشکلمو حل کنند یا حتی پیش دعا نویس میرفتم که برام دعا مینوشتن میرفتم یکبارر از ته قلبم از خدا نخواسته بودم…داستان زندگی من از اونجا شروع شد که وقتی میخواستم با کسی که دوسش داشتم ازدواج کنم با مخالفت شدید خانوادم روبروشدم هر چقدر بیشتر میگذشت بیشتر مخالفت میکردند چقدر دعوا چقدر بحث در خانواده من بود منم دایی ..عمو وهرکس که فکرشو کنید واسطه کردم چقدر به توصیه دوستانم پیش فلان دعانویس میرفتم فایده نداشت من و عشقم ناامید از همهه جا دیگه واقعا نمیدونستیم چیکار کنیم به فکر پناهندگی به یکی کشورهای اروپایی افتادیم ولی اونم نمیشد تااینکه سال۹۸با دختری به نام مریم آشنا شدم اون بم شکرگزاری یادداد منم به عشقم یاد دادم گاهی ویس انگیزشی واسم میفرستاد وسط. اون ویسا یه ویس بود خیلی بم آرامش میداد فرستادمش واسه عشقم ..اونم گفت این صدای کیه؟؟گفتم نمیدونم ولی خیلی آرامش میده …استاد اون صدای شما بود استاد منو عشقم کمتر از یکسال بعداز اینکه با شما آشنا شدیم به صورت معجزه آسا ازدواج کردیم استاد دوس دارم یه روز ببینمتون و داستان زندگیمون وعشقمون واستون بگم ..خودم و همسرم دوتامون عضو سایت هستیم و هرروز فایلهاتون نگاه میکنیم این فایل هم به صورت اتفاقی منو به سوی نشانه ام هدایت کن …که واقعا قصه زندگی پر از شرک من بود
با تشکر از استاد عزیزم و دوستان عزیزم
سلام استاد عزیزم ودوستان همفرکانسی ام
روزهایی بود در زندگی ام از اطرافیانم انتظار داشتم برایم شغل جور کنند
روزهایی بود از اطرافیانم انتظار داشتم به من محبت کنند
بی توجهی ادمها مرا بسیار ناراحت میکرد
ولی از وقتی پا به این مسیر گذاشتم فهمیدم شرک فقط بت پرستی نیست همین که روی کسی غیر ازخودت وخدای خودت حساب باز میکنی از اطرافیان انتظار کمک مالی یا حتی انتظار محبت داری شرک محسوب میشه
انقد زمین خوردم واز جهان چکو لگد خوردم فقط از خود خود خدا خواستم همه جوره هوامو داشته باشه
ولی اکنون فقط خدارامیبینم وهرکسی که به من کمک کرد به خدا میگم خدایا میدونم داری با این دستت منو خوشحال میکنی.. خدارو هزار مرتبه سپاسگذارم
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت استاد عزیزم ، سید حسین عباس منش و همه دوستان عالی ام در سایت
وقتی خواستم شروع به نکته برداری های فایل توحید عملی ۲ کنم ، متوجه شدم که ، دیدگاهم در توحید عملی ۱ توسط استاد لایک شده و این ذوقم را برایم دو چندان کرد ؛ ذوقی که حاصل نشانه ایی از خداوند بوده که به من می فهماند در مسیر تکاملی توحید هستم و باورهایم رنگ توحید دارند ؛ وقتی همه تکه هایی که خدا در این مورد به من نشان داده میچینم ، همه فریاد می زند که من از سخت ترین شرایطی که شاید ابتدا بیرون آمدن از آن را محال می دانستم ، اما با نگاهی توحیدی و اینکه من به نیرویی وصل میشوم که بدون اذن او برگی از درخت نمی افتد ، قدرت را از همه آدم ها و شرایط گرفته و به نیرویی برتر داده و با ایمان حاصل ازین باورها به آرامشی قلبی رسیده و با دستان نوازشگر خالقم به ساحل امنی رسیدم .
خدایا سپاس گزارم
مدت هاست که سعی کردم توحید را در تمام زندگی ام به کار ببندم ؛ یعنی روی همه ی خواسته هایم رنگ توحید زده ام ؛ به گونه ایی که اگر هم قدرت به دیگران و شرایط بدهم ، متوجه این امر شده و همه سعی ام را میکنم باورهایم را ، راست و ریست کرده و باورهایی سرشار از توحید ،با قدرت دادن به ارباب جهان ، به خالقی که من مخلوق او هستم و مرا هدایت میکند ، درست کرده و به احساس ارامشی برسم که حاصل ایمان و اعتماد من است ؛
و هرچه در زندگی ام جلوتر می روم ، طبق قانون تکامل ، توحید بیشتر در زندگی ام می درخشد.
همه ما در زندگی روی آدم ها حساب هایی کرده اییم ، حساب هایی از سر جهل و نا آگاهی ، حساب هایی که تماما رنگ و بوی شرک داشته اند ؛ رو خودمان ، دوستمان ، یک کسی که دوستش داشتیم ، کسی که به ما قولی داده ، رییسمان ، یک آدمی که از نظر ما موفق و ثروت مند است و … ؛
حساب هایی که چون پایه و اساسش شرک بوده و قدرت از خدا و نیروی منبع گرفته و به غیر داده ، سرانجامی تلخ داشته است .
این صحبت ها بدان معنی نیست که افراد اگر به ما کمک کنند ، ما قدرت را از خداوند گرفته و به آن ها داده اییم ؛ باید به این موضوع با باوری نگاه کنیم که طی آن افراد را دست هایی از بی نهایت دستان خدا شمرده که آن هارا در طی خواسته تو برای تحقق و کمک به تو ، وارد مدارت کرده است ؛
نگاهی که به تو می گوید اگر کسی به تو کمک نکرد ، دستی دیگر از بی نهایت دستان خداوند به تو کمک خواهد کرد ؛
اگر چیزی از زندگی ات خارج شد ، وابسته نشو ؛ اگه او تا بحال دستی از خداوند بوده که به تو کمک کرده ، و اکنون به هر دلیلی از زندگی تو خارج می شود ؛ باور کن با همسنگ آن و چه بسا بهتر از آن جایگزین می شود ؛
این باور وابستگی را از تو می زداید ؛ وابستگی ایی که از شرک به وجود می آید و با عدم باور به وفور و فراوانی ، و اینکه خداوند بی نهایت راه دارد که ممکن نیست به ذهن ما برسد ، مارا در مدار شرک با وابستگی و درد های ناشی از آن مواجه می کند .
یاد گرفتم روی خدا حساب کنم ، یاد گرفتم قدرت رو فقط از او ببینم ؛
یاد گرفتم که شرایط امن و اروم اصلا خوب نیست ، خواسته ایی ایجاد کردم و با توکل به خدا به سمتش حرکت کردم ؛ تو مسیر رشد خودم رو بردم ، با باورهایی که طی خواسته هایم شکل میگیره ؛
اگه اتفاقی به ظاهر ناخوشایند برایم رخ داد ، موهبتی دانستمش که آدرسی در خود دارد ، آمده تا در مسیر خواسته هایم ، به وضح برسم ؛
باورهایی ایجاد کنم ، که در نهایت خواسته ام را دریافت نمایم .
وقتی روی خدا توکل کردم ، همه کارهام عالی پیشرفت و من فقط لذت بردم .
احساس آرامشی از بدو شروعم در مسیر زندگی توحیدی ام ، حاکی از مسیری امن و زیبا بود که هر قدمی که به سمت تکاملم بر میدارم ، اطمینان و یقینم بیشتر می شود؛
تکامی تا بی نهایت ، تا خود خدا .
خالقی که میخواهد در هر لحظه به سمتش میل کنم و با او منطبق شوم .
کجای جهان چنین خالقی ، چنین نیرویی وجود دارد که بتوانم همه قدرت را از او بدانم ، به او تکیه کنم و از وجودم ، حضورم در جهان مادی لذت ببرم .
بی شک ، گواهی میدهم به یگانه بودنت ، با اینکه گواهی خودت کافی است .
خدایا از تو سپاس گزارم ، بی نهایت دوستت دارم و میدانم توهم مرا بیش از خودم دوست داری .
از سید حسین عزیزم ، داداش بزرگترم خیلی خیلی ممنونم که عاشقانه آگاهی هایش لالایی شب هایم ، زمزمه های روزم و گاهی هم نغمه ی آوازم است ، دوستت دارم برادر
برای همگی از خدای بزرگ
طلب سعادت ، سلامت و سرور دارم
دوستتون دارم
در پناه حق 😘😘😘😘
به نام خدا
استتتتاااااااااااااااااااااد
نمیدونم چی بگم
تمام حرفهاتون رو باید با طلا نوشت
تازه دارم میفهمم که چقدر اشتباه زندگی میکردم
ای خدا
خدا جون منو ببخش
که روی همه حساب کردم غیر تو
خدا ممنونم ازت
خدا متشکرم
خدا قربونت برم که منو هدایت کردی
خدا توخیلی بزرگی
دلم میخواد داد بزنم
استاد ممنونم
استاد خیلی خیلی ممنونم
چقدر قشنگ حرف میزنید
خدایا شکرت برای همه چیز
خدایاشکرت که من امروز الان این فایلو دیدم
خدا یا شکرتتتتتتتتتتتتت
من ورد پای روز۳۴👣👣👣👣💚💚💚💚💚
به نام مهربان پرودگاریکتایم
استادعزیزم ماهابارها وبارها در روزمرگی هامون ازاین موضوع هابسیاردیدیم وخودمون هم ریز ودرشت ازاین کارها کردیم
امامن یکی واقعا نمیدونستم که این یعنی شرک!!!!
انقدرفایلهای شمارو گوش کردم تا بتونم شرکهارو تشخیص بدم البته هنوز خییییلی بایدتمرین کنم اماواقعا ازقبلم خیلی جلوترم
من ازشمابسیارسپاسگزارم که انقدر واضح وروشن اصل رو از فرع جدا میکنیدوآموزش میدید
خداروسپاسگزارم که منو به این مسیرهدایت کرد تا توحیدی تربشم،بااین فرمون پیش رفتن وزندگی کردن چقدر زیباوپرازآرامش هست
من واقعا ازشما یکتاپرسی رو یادگرفتم،من اصلا نمیدونستم که اسم این تکیه کردن وحتی وابستگی ها شرک هست….
شماتو دعوا ومن رو مهرآدما حساب میکردم وامروز فهمیدم بامثال کتک شما
که من رومهربونی آدماحساب میکردم وزمان مشکلاتم حمایت عاطفی کسی رو نداشتم ،کسایی که من درزمان مشکلاتشون پابه پاشون بودم
من بسیارازاین نبودنهاوعدم حمایت هاشون رنجیدم وگاهی هم شنیدم که نباید روی مهر اطرافیانیم حساب کنم اماقبولش نکردم
امروز حرف شما به جانوقلبم نشست ومن بایدخیلی بیشتربشنومش بارها تکرارش کنم و باورش کنم تاقوی ترباشم وآرام ترباشم شادتر باشم ودیککلام توحیدی ترباشم
من باخدا هستم وپادشاهی میکنم❤
سپاسگزارم استادعزیزم چقدر دلنشین بوداین فایل😭🙏🙏🙏🙏🙏
سلام به استاد عباس منش البته شما الله منش هستید.استاد وقتی ترجمه سوره یونس رو میخوندم سبک زندگی شما و صحبت ها و آموزش های شما خیلی به من کمک کرد واقعا شما چه خوب عمل می کنید وقتی که خوندم مشرکان زمان پیامبر هم به الله خالق آسمان ها وزمین باور داشتن حتی الله رو عزیز و حکیم میدونستند اما ارباب و رب خودشون نمیدونستن .خداروشکر که صحبتهای شما باعث درک بیشتر ما میشه