اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من این فایل رو بار ها و بار ها گوش داده بودم و تقریبا کل صحبت های استاد رو حفظ بودم
ولی امروز که به عنوان درس بهش گوش دادم و آماده نکته برداری بودم و مطالب اصلیش رو نوشتم؛ اصلا انگار یه انقلابی در من به پا کرد
انگار نوشتن باعث میشه مجبور بشم جور دیگه ای به فایل گوش کنم و وقتی مینویسم ناخودآگاه خیلی بیشتر در مطالب فایل تامل و تفکر میکنم
چقدر توحید قشنگه
چقدر راحت تو رو از دونه دونه دغدغه ها و نگرانی هات جدا میکنه و بهت آرامش میده
وقتی روی توحید کار میکنی خیلی کمتر رفتار های نامناسب دیگران اذیتت میکنه، چون دیگه دغدغه تو ایمان به خداونده نه اینکه فلانی بهم چی گفت یا چیکار کرد
به محض اینکه تصمیم میگیری موحد تر از قبل باشی، درهایی از نعمت و رحمت برای تو گشوده میشه.
من حدود 4، 5 ماه بود که یه کار اداری داشتم که دیگه از سمت من لازم نبود کاری انجام بشه ولی اون اداره هی سنگ مینداخت جلوش و کار پیش نمیرفت
هر چقدر پیگیری کردم، دنبالش بودم…
الان دو سه روزه که من دوره توحید عملی رو شروع کردم و دارم سعی میکنم تمام انرژیم رو روی خودم و ایمانم به خداوند بزارم؛ یهو یادم افتاد اون مسئله چیشد
رفتم تو سایت و نگاه کردم؛ دیدم چیزی که من مدت ها پیگیرش بودم و نشد، امروز خودش خود به خود انجام و حل شده
ای خداااای من؛ ای خدای قشنگ من
چقدر تو به ما بنده ها لطف داری
چقدر من سپاسگزارتم
چقدر من خوشحااالم که بهم لطف داشتی و توحید رو به من فهموندی
چقدر زندگی من بعد از درک توحید زیباتر شده
چقدر آرام تر شدم
چقدر قوی تر شدم
چقدر بیشتر از قبل از زندگیم لذت میبرم
چقدر اون جمله تو کامنت دوستمون حق بود، که من آمده بودم میلیاردر شوم، سرگشته کویت گشتم!
ای خدای من، هر چیییی که من دارم از توعه
سلامتیم، قد بلندم، روحیه قویم،استعداد وهنرم، خانوادم خوب و سالمم، رفاه زندگیم، سایت و آگاهی از قانون و…
چقدر تو به من لطف داری
چقدر تو منو دوست داری
چقدر خوبه که من میتونم روی تو حسااب باز کنم!
چقدر خوبه که من باید روی تو حساب باز کنم!
و موضوع دیگه اینکه، من هر دفعه یکبار با دیدن فایل متحول میشم، یکبار با خوندن متن های مریم جان
چقدر این متن ها جادویین!! چجوری میشه آخه…
چقدر اون بخش از متن رو دوست داشتم که گفتین:
اما وقتی یکتاپرستی اصل و اساس زندگیات باشد، آنوقت دلیل حضور هر نعمتی در زندگی ات، خواه یک فرد باشد، یا شغلی عالی، یا راهکاری برای مسئله ات و…، برکتی از جانب خداوند می دانی و اگر زمانی به هر دلیلی، از زندگی ات برود، معنایش این است که برکتی دیگر از خداوند در حال ورود به زندگی ات است.
برای همین، نه تنها این لحظهها ذرهای نگران ات نمیکند، بلکه خوشحال و شگفت زده، منتظر ورود برکات خداوند به شکل های مختلف، خواهی ماند. این آرامش، ارمغان توحید عملی است.
کسی که روی خدا حساب باز میکنه، دیگه نا امیدی براش معنایی نداره
و درود نصار استاد مهربانممم خااانم شایسته نازنین .
_جلسه دوم توحید عملی
“به قول پیامبر اسلام شرک در دل مؤمن نه در دل کافر مانند راه رفتن مورچه برروی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است”
چقدر آگاهی دهنده است زمانیکه توکل ما بخدا باشد روی کسی حساب نمیکنیم ان هارا بزرگ نمیسازیم در ذهن ما .
به قول خداوند جهانیان تسبیح گواوست … این جهانیان است این مردم های بهجا رسیده است که سجده میکند به آن خدای بی نیاز .
دیگران قابل احترام را دارد و تشکر باید کنیم برای همه لطف شان اما نکته اینجاست که نه بخاطر روی شمار گرفتن آنها . و خدایی وکیلی که من این ویژگی را در درونم میتوانم حساب کنم .
همه ما میدانیم از روی چی از شخصی خاهشی میکنیم آیا روی ان حساب میکنیم و یا آیا روی خدای ان ؟ چون تجلی یافته از توانایی خداوند است .
زمانیکه روی کسی یا چیزی حساب کنیم یعنی شرک ورزیدیم .قدرت دادن هرچیزی شرک حساب میشود .
هرچقدر قدرت را بدست خدای نهاایت مهربان بدهیم همان قدر عزت،سلامتی،زرق،روابطی خوب،ارامش،جواب خوب،قلب بی ترس،شکرگذار تر ووووومیشویم
و در انتها خدارا صدها هزار مرتبه شکررررررر برای این همه آگاهی هااا .
سرم و خرم بمانید در هرکجایی از دنیا هستید شاد و سالم باشید .
استاد واقعا توحید نشونه هاش همیشه همجا هست فقط کافیه ما چشم و دلمون به همراه قلبمون بازباشه تابتونیم دریافت کنیم هدایت الهی رو و بتونیم تواین مسیر باشیم و ادامه بدیم که تنهاراه سعادت است توحید و یگانه پرستی!
الله واکبر ازین همه بزرگی …
روز سی و چهارم از روزشمار تحول زندگیم
من به خودم تعهد میدم که همیشه رگه های توحید رو نشونه بگیرم و ادامه بدم وتواین مسیر باشم
بنام خداوندبخشنده ومهربان بنام تنها خالق هستی فرامان روی کل کیهان چه اون چیزی دیده میش چه چیزهای دیده نمی شون وبه دستور وامر عمل میکنن
خدایا شکرت من لیاقتمند این مسیر توحیدی وبا ارزش هستم هیچ چیزی با ارزش تر از این نیست در دنیا برای من به نیروی ایمان بیاورم که نمبینش ولی با توکل بر او وامید به او به هرچیزی که دوست دارم برسم با حرکت کردن وعمل کردن به ندای درونم به صدای خداوند به این باور که خداوند دردرون من است هیچ چیز با ارزش تر از این نیست که عمل کردن وحرکت کردن وبا تعغیر باورم نسبت به خداوند نتایج رو به دست بیاورم که برای خودم یک معجزه ونتایج اون باور نسبت خداوند در زندگی هزاران نفر تاثیر گزار باشد که می شود با توکل بر خداوند وتسلیم شدن در برابر او به مقدرای باورش کنی این نتایج رو خلق میکنه زنذگی گذشته من ترس های من شرک های که داشتم ودارم ترس های داشتم ودارم وفضای زندگی گذشته من این انگیزه رو در من ایجاد وابستگی های گذشته من رابطه های گذشته من باعث انگیزه شدن من شد به خداوند در غیب ایمان بیاورم که توی درونم من هست وتمام اخلاق رفتار وعمل کرددارمدم وکلن زندگیم رو به خداوند بسپارم خداوند بسپارم که خالق زمین اسمان است وکارهای رو بکنم که تنها خداوند توان خلق کنندگی شون داره نه فکر نه فکر دیگران من فقط باورش کنم وحرکت کنم واینکه من هیچ وقت ادم کاملی نمیشم وفقط در مسیر تکاملم حرکت میکنم به اندازه ای خداوند رو باور کردم در مسیر درست در مستقیم قدم بردارم واصلن منتظر نتیجه نباشم وفقط حرکت کردن هست که باعث میشه مه این نیرو بیشتر باور کنم حرکت کردن عمل کردن به ندای درونم وتمام توجه ام رو از روی بیرون خودم بردارم نگاهی که سال ها توان حرکت کردن توان درخواست کردن رو از من گرفته وشخصتی رو در من ایجاد کرده بود که فقط دنبال تایید کردن خودم باشم از نگاه دیگران ولی امروز فقط می خوام هم خودم ثابت کنم روی قدرت خداوند حساب کردن رو وهم با نتایج ام نشانه ای باشد برای هزاران نفری که می خوان خداوند باور کنن وحرکت کنن همه خداوند باور دارن ولی همه دست کارهای نمیزن که ابراهیم زد همه دنبال ساختن باورهای نیستن که پیامبران نسبت به خداوند داشتن وچه زندگی پر خیر برکت های نصیب شون شده همه در اینا ودر اخرت این برام مهم است خیلی ها دوست دارن از نقطه امن خودشون بیا بیرون می ترسن ولی من این کار با ایمان خداوند کردم واصلن برام مهم نبود چه نتیچه ام اتفاق میوفته چون من دونستم در راه ودر مسیر باور به چه نیروی دارم قدم برمی دارم همه دوست داشتن اون مسیر مرا برن ولی می دیم چطور ذهنشون با چه ترس کد کذاری شده که نمی خوان بر طرفشون کنن ولی من سعی کردن بارو کنم به این نیرو رو سعی کردم اخرت باور کنم وسوال های که خداوند صدرصد برخلاف باورهای اون سوال مذهبی از من مبپرسه احساحس میکنم خداوند از من میپرسه به چی باور داشته چرا از من نخواسته ای چرا هدایت پیامبران وانسان ونشانه ای برات گذشته عمل نکردی چرا در فضای ذهنی که هیچ گونه احساس خوبی به تو نمیداد ماندی چرا از خداوند کم خواستی این باور بیشتر ایمان مرا قوی میکنه شک ندارم خداوند ازم میپرسه چرا واسه دل خودت وخواست های خودت وباور خودت زندگی نکردی چرا از کن کم خواستی وقتی دیدی من هستم تو وجودت که دارم ررزق جهان رو می دیدم وسوال اخر چرا در کار من دخالت کردی تو فقط خالق زندگی خودت بودی نه پدر نخ مادر نه دوست وهیچ کسی دیگر تو فقط باید به خواسته خودت که مال من بودن می رسیدی این سوالات باعث شده فضای در ذهن من ایجاد بشه حال هوای درونم عوض بشه پاک تر بشم اگاه تر بشم هدفم خالص تر بشه وانگیزه تعغیر افکار رو شروع کنه که بخوام وبتونم فکر خداوند رو بخونم چون من فکر اون به دنیا اومدم وحرکت به سمت مسیرهای بگنم که یک روز هم تو خوابم هم نمی دیدم این باور به نیرو باعث بشه به رویای مالی امیدورام باشم که دست رسه هیچ کس نیست جز خداوند به رابطی که ارزوی هیمشگی بود به ارمشی بود که دست رس هیچ حساب بانکی وهیچ مادیاتی نبود به باور به اینکه هر چیزی که از بچگی شنیده ای افکار بیهود پوچی بیشه نود اپن خداوند ناپا ک .الوده کننده وضعفی که نتونه بنده. اش پاک کنه وهدایت کنه در دست رس اون خداوند نبود این در دست خداوند موس هست که من باورش کردم واو رو پیامبری رساند این تلاش وتعغیر باورهایم که درگذشته همش فکر می کردم به خاطر کردم منی یک عمر قربانی مردم شدم وهیچ کاری برای جهان نکردم داره به خوبی جایگاه مرا در جهان هستی تعغیر میده وباور دارم هر انچه خداوند وعده داده بهم صدرصد اتفاق میوفته چون می دونم این اتفاقات تنها در رس یک نیرو براورده میشه که از درون من از هدف من وکه هر چقدر میرم جلو شکل هدفم خالص تر میشه واینها همه بهانه ای شدن برای من که خداوند خودم رو باور کنم واز اون فضای ترس الود واز اون فضای بیهوده فکر کردن بیام بیرون ونتها توکل کنم یک نیرو ویک قدرت درونی خودم اون خداوند مهربان هست که بامهربانی می خواد مرا هدایت کنه خدای که در لحظه در کنار من به فکرمنه و درون منه چیزی یک عمر من تجربه اش کردم این بود که فکر می کردم خداوند جدا از من هست وهمیشه دنبال خدای میشگتم حیران ولی امروز به اندازه باور خداوند در وجودم خودم ودر وجود کل هستی میبنم ومن فقط مسولیت خودم به خدای خودم می سپارم واو به همان شکلی که قبل تولد در وجودمن چدر فکرمن بوده باور کنم ازاو هدایت بخوام
«به زودی نشانههای خود را در افقهای جهان و در وجود خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برایشان روشن شود که او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر هر چیزی گواه است؟»
—
این آیه خیلی زیبا میگه:
خدا با نشانههای بیرونی (طبیعت، حوادث، جهان)
و با نشانههای درونی (وجود، روح، قلب و تجربههای خودمان)
با ما حرف میزند.
“خدایا کمکم کن آگاه بشم و درسهارو بگیرم
باز هم نشانه امروز من و بهتره بگم روزی امروزم شنیدن فایل ارزشمند.
با توجه به اینکه چندین و چند بار برام پیش اومده و تجربه کردم ولی باز هم خیلی کار داره که بخواهیم به این باور برسیم که فقط باید از فقط باید از خودش بخوایم چند روز پیش من برای انجام کاری که باید میشد چندین و چند بار به مسئول مافوقمون یادآوری میکردم که چی شد موضوع از چه قراره هی اطلاعات در مورد روند انجام کار در واحدهای دیگه میدادم بهشون که داره چه اتفاقاتی میافته و اکثر مواقع هم با برخورد سرد و جواب رد مواجه میشدم، دقیقاً همون زمان یادم اومد که سری قبل بر خلاف خیلی از دوستان که خیلی اصرار میکردند که اون کار انجام بشه ولی من خیلی راحت و ریلکس و بیخیال بودم کار من به راحتی و بدون هیچگونه مراجعه انجام شد در صورتی که هیچگونه تلاشی نکرده بودم برای انجام رسیدنش فقط ناآگاهانه سپرده بودم به خدا برعکسش خیلی از دوستان خیلی پیگیر بودن خیلی دوندگی میکردند برای به نتیجه رسیدن لبته اونها هم به نتیجه رسیدن ولی لذتی که من از به نتیجه رسیدن کاربرد بردم هیچ کدوم از اونها تجربه نکردند ، من اون زمان هم عضو سایت بودم مثل الان،
ولی تو این چند روز قتی که این اتفاقات افتاد و حرکت و تلاشهای خودم را دیدم خیلی از خودم دلخور شدم که با توجه به اینکه من تجربه را دارم چرا باز هم از بنده خدا میخوام که پیگیر کار من بشه و کار من رو درست کنه همه ما از این نمونهها تو زندگیمون زیاد داریم ولی مهم اینه که بتونیم عبرت بگیریم از نتیجه کارهایی که انجام دادیم جاهایی که سپردیم به رب و جاهایی که خودمون خواستیم تلاش بکنیم و نتیجه بگیریم خداوند همیشه با نشانههاش با ما صحبت میکنه تلنگروار بهمون یادآوری میکنه و این ماییم و این منم که درست رو در پیش بگیرم و ادامه بدم مورد دیگهای که همین الان به ذهنم رسید این بود که تعدادی از همکاران با توجه به بخشنامهای که شده بود در اداره برای تبدیل وضعیت که همکارانی که با داشتن شرایط خاص میتونن تبدیل وضعیت بشن ولی باز هم پیگیر از افراد مختلف بودند و اسرار به اینکه که کارشون زودتر پیگیری و انجام بشه و این کار انجام شد و خیلی از دوستان تبدیل وضعیت شدند و بعدش که تبدیل وضعیت علناً و شخصاً اعلام میکردند که کاش این اتفاق واسمون نمیافتاد چون الان که این اتفاق افتاده شرایط حقوقیمون خیلی بدتر و کمتر شده
زودا که آنچه را که اکنون میگویم به یاد خواهید آورد. و من کار خویش به خدا واگذار کردم، زیرا او بندگانش را میبیند.(44)
—-
هر وقت امور زندگی رو سپردیم به رب نتایج شگفت زدمون کرده حالا چه نا آگاهانه قبل از پیدا کردن این مسیر و سایت الهی و چه حتی بعد از آشنایی با این قوانین و آگاهانه
ممنونم از شما استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته بزرگوار
و در مورد پیاده روی بزرگ اربعین که بالای بیست میلیون انسان از جای جای کشورهای جهان در اون شرکت میکنن
و نمیدونم از کارهایی که در مسیر این راهپیمایی میشود اطلاع دارید از فضل و بخشش و اطعام و مکان دادن به زائرین و اینکه تمام درهاو خونه های مردم شهر بازه و با خواهش و التماس زائر رو به خونشون دعوت میکنم و خیلی خیلی نکات جالبی داره واینکه یکی از نکات جالبش اینه که اگه مردم یک منطقه باهم یک هدف بشن واقعا کارهایی میشود کرد که با دو دو تا و حساب انگشتی نمیشود اونو انجام داد
استاد اونجا از بچه ی کوچک بگیر تا آدم سن بالا همه در خدمت زائرین هستن مطلب خیلی زیاده
ولی در کل
امیدوارم در مورد این نیز دیدگاه خودتان را بیان کنید…
اونا رو بصورت فایل در آورده و داره میلیونی میفروشه… چرا نباید وضعش خوب باشه؟حرفایی ک فقط داره از روی کتاب ها تقلید میکنه …
وگرنه پول درآوردن ک به این راحتی ها نیست …
حرفای زیادی میشنیدم…
اما یه جایی ته قلبم یه ایمان خاصی به حرفاش داشتم …
ذهنم میگفت ن حرفای اونا درسته …
ولی قلبم چیزی دیگه رو حس میکرد …
به نام خدایی که با ندا های آرامش بخشش وجودم را غرق در اطمینان حضورش میکند …
حضوری که نجواهای غم بار شیطان را میگیرد و میگوید تو را به عرش میرسانم اگر خدایت را باور کنی …
سلام به استاد و انسانهایی ک به قدرت خدایشان ایمان دارند …
داشتم فکر میکردم چرا تا الان زندگی من پیشرفت چندانی در وضعیت مالی نداشته …
بقول استاد: ما بهترین جواب ها رو دریافت میکنیم اگر خودمون از خودمون سوال بپرسیم …
و من این سول رو پرسیدم چرا من هنوز ثروت مند نشدم؟
و به این جواب رسیدم ک من خدا را باور نداشتم و به اون مشرک بودم …تا اینجای زندگیم چشمم دنبال دستی بوده ک به من کمک کنه . به من کار بده …
خیلی وقتها جلوی صاحب کارم دستپاچه شدم و تنم لرزیده چون اون شخص رو تنها منبع رزقم میدونستم و گمان میکردم اون شخص اگه منو اخراج کنه بیچاره میشم …
همیشه ترسهایی داشتم
ترس از خیانت
ترس از از دست دادن کارم
و ترسهایی ک همیشه ذهنمو تا اوج نا امیدی پیش میبرد …
و من فراموش کرده بودم خدایی رو که خالق منه و هیچوقت دست من رو رها نمیکنه و اون خدا میخواد تا من پیشرفت کنم و به هدفی بخاطرش بدنیا اومدم برسم …
همیشه قلبم پر از انزجار از آدمهایی بود ک یا از من بالاتر بودند یا به نوعی اونها رو ترسی میدیدم برای از بین بردن خواسته هام …
و من الان با خدایی آشنا شدم که هر صبح به او سلام میکنم و روزم را با یاد آرامش بخشش شروع میکنم …
یادی ک سراسر احساسم را تغییر میدهد و تنها زیبایی های دنیا را میبینم …
از وقتی بسویش برگشتم زندگیم را همواره پر از آرامش و زیبایی میبینم و این اطمینان را با تمام وجودم دارم که به من ایده های ثروت مند کننده میدهد اگر با وجودم صدایش را بشنوم و احساسش کنم …
و باور کردم خدا به من ثروت و عشق میدهد اگر از او کم نخواهم …
تا کنون چون قدرتش را باور نداشتم همیشه از او کم میخواستم …پول ناچیز برای تامین هزینه و …
اما بعد ها که یگانگیش را باور کردم و تنها از او خواستم ، به خود او قسم وضعیتم خیلی بهتر از قبل شده و بهتر نیز میشود …
فقط بخاطر این ک تنها منبا قدرت و ثروت را شناختم و یک بار برای همیشه باورش کردم و تمام زندگیم را به او سپردم تا هر چه زیبا تر خلق کند …
و ممنونم از استاد ک واژه ی خدا رو جور دیگری تعریف کرد و جور دیگری عظمتش رو نشون داد …
خداوند رو هزاران هزار بار شاکرم بابت این فایلهای توحیدی
از استاد عزیز ممنونم که این اگاهیها رو بدون منت و با سخاوت اینجا برای ما قرار دادند
این فایلهای توحیدی اصل و اساس هر موفقیتیه که باید میلیاردها بار گوش داد و نوشتشون و باورشون کرذ و هر لحظه از زندگیمون بهشون فک کنیم تا بشه عملمون.
واقعا استاد حرفتون درسته که هر اندازه بیشتر توحید رو در زندگیمون عملی کنیم و نیتمون توحیدی بشه به همون اندازه نعمتها و ثروتها و سلامتی و خوشبختی و موفقیتها و ارامش وارد زندگیمون میشه.
من محصولات رو دارم کار میکنم هرچقدر اونا رو کار کردم و فهمیدم ،،متوجه شدم که باید توحیدی بشم باید خداوند و قدرتش رو باور کنم اونوقته که عزت نفس و ثروت و خوشبختی و اگاهی خودش میاد.
متوجه شدم چیزی که سید حسین عباسمنش رو انقدر متفاوت کرده همین توحید و دید توحیدیه که داره .
یه عمر توی مدرسه به ما گفتن توحید اما هیچکی به این زیبایی نگفت و شاید هم گفتن من نشنیدم من توی مدار نبودم!!
چند روزیه که مدام به خودم میگم نترس فقط باور کن که خداوند هر چیزی رو بهت میده نگران وضعیت الانت نباش . با تمام وجودم خواستم اینو باور کنم که یه چیزی به من گفتم برو و دوباره تمام فایلهای توحیدی استاد رو مثل یه محصول مو به مو و کلمه به کلمه هزار بار گوش بده و بنویس و باخودت تکرار کن .
واقعاا خداروشکر میکنم
الان دوست دارم هر انچه رو از این فایل درک کردم اینجا بنویسم ولی واقععا سخته اون چیزی که درونمه رو توضیح بدم.
واقعا شرک در دل انسان پنهانه هر چقد زندگیم رو بررسی میکنه ، تمام ضربهها رو از شرکهاایی که داشتم خوردم.
وقتی که روی فردی حساب کردم دیدم که اون بی دلیل با من دشمنی کرد
وقتی روی سرمایه گزاری و پولی حساب کردم و گفتم خوبه این سرمایه رو جمع کنیم دیگه راحت میتونیم زندگی کنیم دیدم که اون سرمایه از بین رفت
وقتی خونه ای رو میخواستم بخرم و هر روز فک میکردم که اون خونه درست بشه من دیگه راحتم و توی دلم به اون خونه تکیه کردم شرایط جوری شد که نتونستم از اون خونه استفاده کنم و ضرر هم کردم
چه روزایی به خودم میگفتم چرا من از داشتههام نمیتونم استفاده کنم؟؟؟ فک میکردم کسی نفرینم کرده، چقدر خودم رو بدشانس دونستم غافل از اینکه من نه بدشانس بودم نه نفرینی وجود داره، من در دلم شرک بزرگی بود. خداروشکر میکنم که علت رو متوجه شدم
الان میفهمم که چرا همیشه مشکلات عجیب و غریب سر راهمون قرار میگرفت چون من تکیه بر مدیریت و فکر همسرم داشتم و همسرم هم تکیه بر عقل و فکر و قدرت برنامه ریزی خودش، همیشه اوضاع یه جور پیچیده بود که باید هر لحظه با برنامه ریزی و فکر پیش میرفتیم ، ما دچار شرک بودیم من به خاطر تکیه بر همسرم و همسرم به خاطر تکیه بر خودش و منطق خودش.
هنوز خیلیی راه مونده و باید روی خودم کار کنم که نترسم ،نگران نباشم،باید عمل کنم با تکیه بر رب .
به نام خدای مهربان
امروز فهمیدم که چقدر نوشتن تاثیر داره
من این فایل رو بار ها و بار ها گوش داده بودم و تقریبا کل صحبت های استاد رو حفظ بودم
ولی امروز که به عنوان درس بهش گوش دادم و آماده نکته برداری بودم و مطالب اصلیش رو نوشتم؛ اصلا انگار یه انقلابی در من به پا کرد
انگار نوشتن باعث میشه مجبور بشم جور دیگه ای به فایل گوش کنم و وقتی مینویسم ناخودآگاه خیلی بیشتر در مطالب فایل تامل و تفکر میکنم
چقدر توحید قشنگه
چقدر راحت تو رو از دونه دونه دغدغه ها و نگرانی هات جدا میکنه و بهت آرامش میده
وقتی روی توحید کار میکنی خیلی کمتر رفتار های نامناسب دیگران اذیتت میکنه، چون دیگه دغدغه تو ایمان به خداونده نه اینکه فلانی بهم چی گفت یا چیکار کرد
به محض اینکه تصمیم میگیری موحد تر از قبل باشی، درهایی از نعمت و رحمت برای تو گشوده میشه.
من حدود 4، 5 ماه بود که یه کار اداری داشتم که دیگه از سمت من لازم نبود کاری انجام بشه ولی اون اداره هی سنگ مینداخت جلوش و کار پیش نمیرفت
هر چقدر پیگیری کردم، دنبالش بودم…
الان دو سه روزه که من دوره توحید عملی رو شروع کردم و دارم سعی میکنم تمام انرژیم رو روی خودم و ایمانم به خداوند بزارم؛ یهو یادم افتاد اون مسئله چیشد
رفتم تو سایت و نگاه کردم؛ دیدم چیزی که من مدت ها پیگیرش بودم و نشد، امروز خودش خود به خود انجام و حل شده
ای خداااای من؛ ای خدای قشنگ من
چقدر تو به ما بنده ها لطف داری
چقدر من سپاسگزارتم
چقدر من خوشحااالم که بهم لطف داشتی و توحید رو به من فهموندی
چقدر زندگی من بعد از درک توحید زیباتر شده
چقدر آرام تر شدم
چقدر قوی تر شدم
چقدر بیشتر از قبل از زندگیم لذت میبرم
چقدر اون جمله تو کامنت دوستمون حق بود، که من آمده بودم میلیاردر شوم، سرگشته کویت گشتم!
ای خدای من، هر چیییی که من دارم از توعه
سلامتیم، قد بلندم، روحیه قویم،استعداد وهنرم، خانوادم خوب و سالمم، رفاه زندگیم، سایت و آگاهی از قانون و…
چقدر تو به من لطف داری
چقدر تو منو دوست داری
چقدر خوبه که من میتونم روی تو حسااب باز کنم!
چقدر خوبه که من باید روی تو حساب باز کنم!
و موضوع دیگه اینکه، من هر دفعه یکبار با دیدن فایل متحول میشم، یکبار با خوندن متن های مریم جان
چقدر این متن ها جادویین!! چجوری میشه آخه…
چقدر اون بخش از متن رو دوست داشتم که گفتین:
اما وقتی یکتاپرستی اصل و اساس زندگیات باشد، آنوقت دلیل حضور هر نعمتی در زندگی ات، خواه یک فرد باشد، یا شغلی عالی، یا راهکاری برای مسئله ات و…، برکتی از جانب خداوند می دانی و اگر زمانی به هر دلیلی، از زندگی ات برود، معنایش این است که برکتی دیگر از خداوند در حال ورود به زندگی ات است.
برای همین، نه تنها این لحظهها ذرهای نگران ات نمیکند، بلکه خوشحال و شگفت زده، منتظر ورود برکات خداوند به شکل های مختلف، خواهی ماند. این آرامش، ارمغان توحید عملی است.
کسی که روی خدا حساب باز میکنه، دیگه نا امیدی براش معنایی نداره
چون پشتش به خدای قشنگش گرمه
خدایا صد هزار باز سپاسگزارتم
خدایا شکرت
بنام خدای نهاایت مهربانم ….
و درود نصار استاد مهربانممم خااانم شایسته نازنین .
_جلسه دوم توحید عملی
“به قول پیامبر اسلام شرک در دل مؤمن نه در دل کافر مانند راه رفتن مورچه برروی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است”
چقدر آگاهی دهنده است زمانیکه توکل ما بخدا باشد روی کسی حساب نمیکنیم ان هارا بزرگ نمیسازیم در ذهن ما .
به قول خداوند جهانیان تسبیح گواوست … این جهانیان است این مردم های بهجا رسیده است که سجده میکند به آن خدای بی نیاز .
دیگران قابل احترام را دارد و تشکر باید کنیم برای همه لطف شان اما نکته اینجاست که نه بخاطر روی شمار گرفتن آنها . و خدایی وکیلی که من این ویژگی را در درونم میتوانم حساب کنم .
همه ما میدانیم از روی چی از شخصی خاهشی میکنیم آیا روی ان حساب میکنیم و یا آیا روی خدای ان ؟ چون تجلی یافته از توانایی خداوند است .
زمانیکه روی کسی یا چیزی حساب کنیم یعنی شرک ورزیدیم .قدرت دادن هرچیزی شرک حساب میشود .
هرچقدر قدرت را بدست خدای نهاایت مهربان بدهیم همان قدر عزت،سلامتی،زرق،روابطی خوب،ارامش،جواب خوب،قلب بی ترس،شکرگذار تر ووووومیشویم
و در انتها خدارا صدها هزار مرتبه شکررررررر برای این همه آگاهی هااا .
سرم و خرم بمانید در هرکجایی از دنیا هستید شاد و سالم باشید .
بسم الله الرحمان الرحیم
سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان گرامی
توحید عملی چه جمله پرمفهوم وفقو العاده ای
خدایا شکرت به خاطر این سایت وهدایتم به این سایت بی نظیر
من طبق عادت 4ساله خودم هروز میام وروزی 1فایل توحیدی رو توی دسته بندی سایت گوش میدم
هرچی هم به خداوندی خدا تو این 4سال خداوند
خداو ند خودش شاهده هرچی گوش میدم انگار
یه حسی از درون میگه هروز باید گوش بدی هروز
گوش بده ومنم میگم چشم وهروز گوش میدم و
انصافا زندگی من خیلی خیلی خیلی خیلی تغیر
کرده در هر زمینه ای اصلا یه آدم دیگه شدم با
این فایل های توحیدی خدایا شکرت به خاطر
وجود کتاب قرآن وسایت استاد عباس منش
خدایا 100هزار مرتبه شکر
باسلام خدمت استاد گرامی
ودوستان عزیزم
توحید رگه هایش درهمه ی امور زندگی ما جاریه
حتی اگه بخایم توجیه کنیم خودمونو که دلیل دیگه ای داره شرایط و اتفاقات زندگیمون خودمان را گول زده ایم
وتفاوت ادم ها درنحوه اجرای توحید درعمل توزندگیاشونه
استاد واقعا توحید نشونه هاش همیشه همجا هست فقط کافیه ما چشم و دلمون به همراه قلبمون بازباشه تابتونیم دریافت کنیم هدایت الهی رو و بتونیم تواین مسیر باشیم و ادامه بدیم که تنهاراه سعادت است توحید و یگانه پرستی!
الله واکبر ازین همه بزرگی …
روز سی و چهارم از روزشمار تحول زندگیم
من به خودم تعهد میدم که همیشه رگه های توحید رو نشونه بگیرم و ادامه بدم وتواین مسیر باشم
خداااایاشکرت
سپاسگذار الله یکتا
بنام خداوندبخشنده ومهربان بنام تنها خالق هستی فرامان روی کل کیهان چه اون چیزی دیده میش چه چیزهای دیده نمی شون وبه دستور وامر عمل میکنن
خدایا شکرت من لیاقتمند این مسیر توحیدی وبا ارزش هستم هیچ چیزی با ارزش تر از این نیست در دنیا برای من به نیروی ایمان بیاورم که نمبینش ولی با توکل بر او وامید به او به هرچیزی که دوست دارم برسم با حرکت کردن وعمل کردن به ندای درونم به صدای خداوند به این باور که خداوند دردرون من است هیچ چیز با ارزش تر از این نیست که عمل کردن وحرکت کردن وبا تعغیر باورم نسبت به خداوند نتایج رو به دست بیاورم که برای خودم یک معجزه ونتایج اون باور نسبت خداوند در زندگی هزاران نفر تاثیر گزار باشد که می شود با توکل بر خداوند وتسلیم شدن در برابر او به مقدرای باورش کنی این نتایج رو خلق میکنه زنذگی گذشته من ترس های من شرک های که داشتم ودارم ترس های داشتم ودارم وفضای زندگی گذشته من این انگیزه رو در من ایجاد وابستگی های گذشته من رابطه های گذشته من باعث انگیزه شدن من شد به خداوند در غیب ایمان بیاورم که توی درونم من هست وتمام اخلاق رفتار وعمل کرددارمدم وکلن زندگیم رو به خداوند بسپارم خداوند بسپارم که خالق زمین اسمان است وکارهای رو بکنم که تنها خداوند توان خلق کنندگی شون داره نه فکر نه فکر دیگران من فقط باورش کنم وحرکت کنم واینکه من هیچ وقت ادم کاملی نمیشم وفقط در مسیر تکاملم حرکت میکنم به اندازه ای خداوند رو باور کردم در مسیر درست در مستقیم قدم بردارم واصلن منتظر نتیجه نباشم وفقط حرکت کردن هست که باعث میشه مه این نیرو بیشتر باور کنم حرکت کردن عمل کردن به ندای درونم وتمام توجه ام رو از روی بیرون خودم بردارم نگاهی که سال ها توان حرکت کردن توان درخواست کردن رو از من گرفته وشخصتی رو در من ایجاد کرده بود که فقط دنبال تایید کردن خودم باشم از نگاه دیگران ولی امروز فقط می خوام هم خودم ثابت کنم روی قدرت خداوند حساب کردن رو وهم با نتایج ام نشانه ای باشد برای هزاران نفری که می خوان خداوند باور کنن وحرکت کنن همه خداوند باور دارن ولی همه دست کارهای نمیزن که ابراهیم زد همه دنبال ساختن باورهای نیستن که پیامبران نسبت به خداوند داشتن وچه زندگی پر خیر برکت های نصیب شون شده همه در اینا ودر اخرت این برام مهم است خیلی ها دوست دارن از نقطه امن خودشون بیا بیرون می ترسن ولی من این کار با ایمان خداوند کردم واصلن برام مهم نبود چه نتیچه ام اتفاق میوفته چون من دونستم در راه ودر مسیر باور به چه نیروی دارم قدم برمی دارم همه دوست داشتن اون مسیر مرا برن ولی می دیم چطور ذهنشون با چه ترس کد کذاری شده که نمی خوان بر طرفشون کنن ولی من سعی کردن بارو کنم به این نیرو رو سعی کردم اخرت باور کنم وسوال های که خداوند صدرصد برخلاف باورهای اون سوال مذهبی از من مبپرسه احساحس میکنم خداوند از من میپرسه به چی باور داشته چرا از من نخواسته ای چرا هدایت پیامبران وانسان ونشانه ای برات گذشته عمل نکردی چرا در فضای ذهنی که هیچ گونه احساس خوبی به تو نمیداد ماندی چرا از خداوند کم خواستی این باور بیشتر ایمان مرا قوی میکنه شک ندارم خداوند ازم میپرسه چرا واسه دل خودت وخواست های خودت وباور خودت زندگی نکردی چرا از کن کم خواستی وقتی دیدی من هستم تو وجودت که دارم ررزق جهان رو می دیدم وسوال اخر چرا در کار من دخالت کردی تو فقط خالق زندگی خودت بودی نه پدر نخ مادر نه دوست وهیچ کسی دیگر تو فقط باید به خواسته خودت که مال من بودن می رسیدی این سوالات باعث شده فضای در ذهن من ایجاد بشه حال هوای درونم عوض بشه پاک تر بشم اگاه تر بشم هدفم خالص تر بشه وانگیزه تعغیر افکار رو شروع کنه که بخوام وبتونم فکر خداوند رو بخونم چون من فکر اون به دنیا اومدم وحرکت به سمت مسیرهای بگنم که یک روز هم تو خوابم هم نمی دیدم این باور به نیرو باعث بشه به رویای مالی امیدورام باشم که دست رسه هیچ کس نیست جز خداوند به رابطی که ارزوی هیمشگی بود به ارمشی بود که دست رس هیچ حساب بانکی وهیچ مادیاتی نبود به باور به اینکه هر چیزی که از بچگی شنیده ای افکار بیهود پوچی بیشه نود اپن خداوند ناپا ک .الوده کننده وضعفی که نتونه بنده. اش پاک کنه وهدایت کنه در دست رس اون خداوند نبود این در دست خداوند موس هست که من باورش کردم واو رو پیامبری رساند این تلاش وتعغیر باورهایم که درگذشته همش فکر می کردم به خاطر کردم منی یک عمر قربانی مردم شدم وهیچ کاری برای جهان نکردم داره به خوبی جایگاه مرا در جهان هستی تعغیر میده وباور دارم هر انچه خداوند وعده داده بهم صدرصد اتفاق میوفته چون می دونم این اتفاقات تنها در رس یک نیرو براورده میشه که از درون من از هدف من وکه هر چقدر میرم جلو شکل هدفم خالص تر میشه واینها همه بهانه ای شدن برای من که خداوند خودم رو باور کنم واز اون فضای ترس الود واز اون فضای بیهوده فکر کردن بیام بیرون ونتها توکل کنم یک نیرو ویک قدرت درونی خودم اون خداوند مهربان هست که بامهربانی می خواد مرا هدایت کنه خدای که در لحظه در کنار من به فکرمنه و درون منه چیزی یک عمر من تجربه اش کردم این بود که فکر می کردم خداوند جدا از من هست وهمیشه دنبال خدای میشگتم حیران ولی امروز به اندازه باور خداوند در وجودم خودم ودر وجود کل هستی میبنم ومن فقط مسولیت خودم به خدای خودم می سپارم واو به همان شکلی که قبل تولد در وجودمن چدر فکرمن بوده باور کنم ازاو هدایت بخوام
بنام خداوند یکتا
سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته نازنین
روز شمار تحول زندگی من .تعهد روز چهارم
توحید در عمل
ما موجودات فرکانسی هستیم
تمام اتفاقات زندگیمان را با فرکانس هایمان به وجود می آوریم .
ما خالق زندگی خودمان هستیم
ما اتفاقاتی رو تجربه میکنیم که منشا اون باورهای خودمونه
حضرت علی (ع) می فرماید :شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی است
توحید یعنی کنترل ذهن
وکنترل ذهن خیلی کار سختیه اما به قول استاد از بیل زدن بهتره
اگر من به خداوند ایمان دارم اما رابطه خوبی با اطرافیانم ندارم یعنی خداوند رو باور ندارم
در قدم اول دوره 12قدم استاد از کنترل ذهن گفتن همین یک جمله همه چیز است اگر ما بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم به همه چی میرسیم
در پناه خدا شاد و سلامت و ثروتمندو سعادتمند باشید
سلام به خدای همه
سوره فصلت، آیه 53
سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ
«به زودی نشانههای خود را در افقهای جهان و در وجود خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برایشان روشن شود که او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر هر چیزی گواه است؟»
—
این آیه خیلی زیبا میگه:
خدا با نشانههای بیرونی (طبیعت، حوادث، جهان)
و با نشانههای درونی (وجود، روح، قلب و تجربههای خودمان)
با ما حرف میزند.
“خدایا کمکم کن آگاه بشم و درسهارو بگیرم
باز هم نشانه امروز من و بهتره بگم روزی امروزم شنیدن فایل ارزشمند.
با توجه به اینکه چندین و چند بار برام پیش اومده و تجربه کردم ولی باز هم خیلی کار داره که بخواهیم به این باور برسیم که فقط باید از فقط باید از خودش بخوایم چند روز پیش من برای انجام کاری که باید میشد چندین و چند بار به مسئول مافوقمون یادآوری میکردم که چی شد موضوع از چه قراره هی اطلاعات در مورد روند انجام کار در واحدهای دیگه میدادم بهشون که داره چه اتفاقاتی میافته و اکثر مواقع هم با برخورد سرد و جواب رد مواجه میشدم، دقیقاً همون زمان یادم اومد که سری قبل بر خلاف خیلی از دوستان که خیلی اصرار میکردند که اون کار انجام بشه ولی من خیلی راحت و ریلکس و بیخیال بودم کار من به راحتی و بدون هیچگونه مراجعه انجام شد در صورتی که هیچگونه تلاشی نکرده بودم برای انجام رسیدنش فقط ناآگاهانه سپرده بودم به خدا برعکسش خیلی از دوستان خیلی پیگیر بودن خیلی دوندگی میکردند برای به نتیجه رسیدن لبته اونها هم به نتیجه رسیدن ولی لذتی که من از به نتیجه رسیدن کاربرد بردم هیچ کدوم از اونها تجربه نکردند ، من اون زمان هم عضو سایت بودم مثل الان،
ولی تو این چند روز قتی که این اتفاقات افتاد و حرکت و تلاشهای خودم را دیدم خیلی از خودم دلخور شدم که با توجه به اینکه من تجربه را دارم چرا باز هم از بنده خدا میخوام که پیگیر کار من بشه و کار من رو درست کنه همه ما از این نمونهها تو زندگیمون زیاد داریم ولی مهم اینه که بتونیم عبرت بگیریم از نتیجه کارهایی که انجام دادیم جاهایی که سپردیم به رب و جاهایی که خودمون خواستیم تلاش بکنیم و نتیجه بگیریم خداوند همیشه با نشانههاش با ما صحبت میکنه تلنگروار بهمون یادآوری میکنه و این ماییم و این منم که درست رو در پیش بگیرم و ادامه بدم مورد دیگهای که همین الان به ذهنم رسید این بود که تعدادی از همکاران با توجه به بخشنامهای که شده بود در اداره برای تبدیل وضعیت که همکارانی که با داشتن شرایط خاص میتونن تبدیل وضعیت بشن ولی باز هم پیگیر از افراد مختلف بودند و اسرار به اینکه که کارشون زودتر پیگیری و انجام بشه و این کار انجام شد و خیلی از دوستان تبدیل وضعیت شدند و بعدش که تبدیل وضعیت علناً و شخصاً اعلام میکردند که کاش این اتفاق واسمون نمیافتاد چون الان که این اتفاق افتاده شرایط حقوقیمون خیلی بدتر و کمتر شده
_
فَسَتَذْکُرُونَ مَآ أَقُولُ لَکُمْ ۚ وَأُفَوِّضُ أَمْرِیٓ إِلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ
غافر – 44
زودا که آنچه را که اکنون میگویم به یاد خواهید آورد. و من کار خویش به خدا واگذار کردم، زیرا او بندگانش را میبیند.(44)
—-
هر وقت امور زندگی رو سپردیم به رب نتایج شگفت زدمون کرده حالا چه نا آگاهانه قبل از پیدا کردن این مسیر و سایت الهی و چه حتی بعد از آشنایی با این قوانین و آگاهانه
ممنونم از شما استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته بزرگوار
که این محفل الهی رو برای ما آماده کردید
چون این حرفها رو هیچ جای دیگه نمیشه گفت
به جز تو این خانواده الهی
بهترینها رو براتون آرزو میکنم
ادامه نظر قبلیم
پیشنهاد در مورد فایلهای بعدی….
و در مورد پیاده روی بزرگ اربعین که بالای بیست میلیون انسان از جای جای کشورهای جهان در اون شرکت میکنن
و نمیدونم از کارهایی که در مسیر این راهپیمایی میشود اطلاع دارید از فضل و بخشش و اطعام و مکان دادن به زائرین و اینکه تمام درهاو خونه های مردم شهر بازه و با خواهش و التماس زائر رو به خونشون دعوت میکنم و خیلی خیلی نکات جالبی داره واینکه یکی از نکات جالبش اینه که اگه مردم یک منطقه باهم یک هدف بشن واقعا کارهایی میشود کرد که با دو دو تا و حساب انگشتی نمیشود اونو انجام داد
استاد اونجا از بچه ی کوچک بگیر تا آدم سن بالا همه در خدمت زائرین هستن مطلب خیلی زیاده
ولی در کل
امیدوارم در مورد این نیز دیدگاه خودتان را بیان کنید…
میگفتند عباس منش یه سری حرف زده …
اونا رو بصورت فایل در آورده و داره میلیونی میفروشه… چرا نباید وضعش خوب باشه؟حرفایی ک فقط داره از روی کتاب ها تقلید میکنه …
وگرنه پول درآوردن ک به این راحتی ها نیست …
حرفای زیادی میشنیدم…
اما یه جایی ته قلبم یه ایمان خاصی به حرفاش داشتم …
ذهنم میگفت ن حرفای اونا درسته …
ولی قلبم چیزی دیگه رو حس میکرد …
به نام خدایی که با ندا های آرامش بخشش وجودم را غرق در اطمینان حضورش میکند …
حضوری که نجواهای غم بار شیطان را میگیرد و میگوید تو را به عرش میرسانم اگر خدایت را باور کنی …
سلام به استاد و انسانهایی ک به قدرت خدایشان ایمان دارند …
داشتم فکر میکردم چرا تا الان زندگی من پیشرفت چندانی در وضعیت مالی نداشته …
بقول استاد: ما بهترین جواب ها رو دریافت میکنیم اگر خودمون از خودمون سوال بپرسیم …
و من این سول رو پرسیدم چرا من هنوز ثروت مند نشدم؟
و به این جواب رسیدم ک من خدا را باور نداشتم و به اون مشرک بودم …تا اینجای زندگیم چشمم دنبال دستی بوده ک به من کمک کنه . به من کار بده …
خیلی وقتها جلوی صاحب کارم دستپاچه شدم و تنم لرزیده چون اون شخص رو تنها منبع رزقم میدونستم و گمان میکردم اون شخص اگه منو اخراج کنه بیچاره میشم …
همیشه ترسهایی داشتم
ترس از خیانت
ترس از از دست دادن کارم
و ترسهایی ک همیشه ذهنمو تا اوج نا امیدی پیش میبرد …
و من فراموش کرده بودم خدایی رو که خالق منه و هیچوقت دست من رو رها نمیکنه و اون خدا میخواد تا من پیشرفت کنم و به هدفی بخاطرش بدنیا اومدم برسم …
همیشه قلبم پر از انزجار از آدمهایی بود ک یا از من بالاتر بودند یا به نوعی اونها رو ترسی میدیدم برای از بین بردن خواسته هام …
و من الان با خدایی آشنا شدم که هر صبح به او سلام میکنم و روزم را با یاد آرامش بخشش شروع میکنم …
یادی ک سراسر احساسم را تغییر میدهد و تنها زیبایی های دنیا را میبینم …
از وقتی بسویش برگشتم زندگیم را همواره پر از آرامش و زیبایی میبینم و این اطمینان را با تمام وجودم دارم که به من ایده های ثروت مند کننده میدهد اگر با وجودم صدایش را بشنوم و احساسش کنم …
و باور کردم خدا به من ثروت و عشق میدهد اگر از او کم نخواهم …
تا کنون چون قدرتش را باور نداشتم همیشه از او کم میخواستم …پول ناچیز برای تامین هزینه و …
اما بعد ها که یگانگیش را باور کردم و تنها از او خواستم ، به خود او قسم وضعیتم خیلی بهتر از قبل شده و بهتر نیز میشود …
فقط بخاطر این ک تنها منبا قدرت و ثروت را شناختم و یک بار برای همیشه باورش کردم و تمام زندگیم را به او سپردم تا هر چه زیبا تر خلق کند …
و ممنونم از استاد ک واژه ی خدا رو جور دیگری تعریف کرد و جور دیگری عظمتش رو نشون داد …
سلام بر استاد عزیز
خداوند رو هزاران هزار بار شاکرم بابت این فایلهای توحیدی
از استاد عزیز ممنونم که این اگاهیها رو بدون منت و با سخاوت اینجا برای ما قرار دادند
این فایلهای توحیدی اصل و اساس هر موفقیتیه که باید میلیاردها بار گوش داد و نوشتشون و باورشون کرذ و هر لحظه از زندگیمون بهشون فک کنیم تا بشه عملمون.
واقعا استاد حرفتون درسته که هر اندازه بیشتر توحید رو در زندگیمون عملی کنیم و نیتمون توحیدی بشه به همون اندازه نعمتها و ثروتها و سلامتی و خوشبختی و موفقیتها و ارامش وارد زندگیمون میشه.
من محصولات رو دارم کار میکنم هرچقدر اونا رو کار کردم و فهمیدم ،،متوجه شدم که باید توحیدی بشم باید خداوند و قدرتش رو باور کنم اونوقته که عزت نفس و ثروت و خوشبختی و اگاهی خودش میاد.
متوجه شدم چیزی که سید حسین عباسمنش رو انقدر متفاوت کرده همین توحید و دید توحیدیه که داره .
یه عمر توی مدرسه به ما گفتن توحید اما هیچکی به این زیبایی نگفت و شاید هم گفتن من نشنیدم من توی مدار نبودم!!
چند روزیه که مدام به خودم میگم نترس فقط باور کن که خداوند هر چیزی رو بهت میده نگران وضعیت الانت نباش . با تمام وجودم خواستم اینو باور کنم که یه چیزی به من گفتم برو و دوباره تمام فایلهای توحیدی استاد رو مثل یه محصول مو به مو و کلمه به کلمه هزار بار گوش بده و بنویس و باخودت تکرار کن .
واقعاا خداروشکر میکنم
الان دوست دارم هر انچه رو از این فایل درک کردم اینجا بنویسم ولی واقععا سخته اون چیزی که درونمه رو توضیح بدم.
واقعا شرک در دل انسان پنهانه هر چقد زندگیم رو بررسی میکنه ، تمام ضربهها رو از شرکهاایی که داشتم خوردم.
وقتی که روی فردی حساب کردم دیدم که اون بی دلیل با من دشمنی کرد
وقتی روی سرمایه گزاری و پولی حساب کردم و گفتم خوبه این سرمایه رو جمع کنیم دیگه راحت میتونیم زندگی کنیم دیدم که اون سرمایه از بین رفت
وقتی خونه ای رو میخواستم بخرم و هر روز فک میکردم که اون خونه درست بشه من دیگه راحتم و توی دلم به اون خونه تکیه کردم شرایط جوری شد که نتونستم از اون خونه استفاده کنم و ضرر هم کردم
چه روزایی به خودم میگفتم چرا من از داشتههام نمیتونم استفاده کنم؟؟؟ فک میکردم کسی نفرینم کرده، چقدر خودم رو بدشانس دونستم غافل از اینکه من نه بدشانس بودم نه نفرینی وجود داره، من در دلم شرک بزرگی بود. خداروشکر میکنم که علت رو متوجه شدم
الان میفهمم که چرا همیشه مشکلات عجیب و غریب سر راهمون قرار میگرفت چون من تکیه بر مدیریت و فکر همسرم داشتم و همسرم هم تکیه بر عقل و فکر و قدرت برنامه ریزی خودش، همیشه اوضاع یه جور پیچیده بود که باید هر لحظه با برنامه ریزی و فکر پیش میرفتیم ، ما دچار شرک بودیم من به خاطر تکیه بر همسرم و همسرم به خاطر تکیه بر خودش و منطق خودش.
هنوز خیلیی راه مونده و باید روی خودم کار کنم که نترسم ،نگران نباشم،باید عمل کنم با تکیه بر رب .