توحید عملی | قسمت ۳
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
موضوع این قسمت: چرا بهجای آدمها، از خداوند ثروت نمیخواهی؟!
در این قسمت از توحید عملی، استاد عباسمنش دست روی یکی از بنیادینترین جنبههای توحید میگذارد. جنبهای که توحید عملی بهراحتی به آن غنا میبخشد، اما میتوان گفت اکثریت آدمها در جایی غیر از توحید به دنبال تجربه آن میگردند. این قسمت اختصاص دارد به: ارتباط مستقیم میان توحید عملی و ثروت
استاد عباسمنش در این فایل، دلیل اصلی تفاوت نتایج پایدار افراد، خصوصاً در زمینه موفقیت مالی و ارتباط آن با توحید را شرح میدهد. اینکه چرا یک فرد با وجود ایمان قلبی و معنویت بالا، لنگِ اجارهخانه است، اما دیگری با همان خدا، ثروت و نعمتی بیپایان را تجربه میکند.
جان کلام این فایل، شناسایی و حذف «شرکهای مخفی» در ذهن ما نسبت به پول است. استاد در این فایل با واکاوی مسیر تکاملی خود، به ما میآموزد که تمام آرزوها و رؤیاهای شما، پیش از آنکه به ذهنتان خطور کند، توسط خداوند اجابت شده و کاملاً دستیافتنی است.
همین که آرزویی در دل شما شکل میگیرد، دلیلی بر توانایی شما برای رسیدن به آن است. اما نکته کلیدی اینجاست: ما زمانی به این خواستهها میرسیم که ترمزهای ذهنی و باورهای محدودکننده را برداریم. درک عمیق این مفاهیم، نیازمند یک بازنگری اساسی در «احساس ارزشمندی» ما درباره تجربه پول، ثروت و در یک کلام، نعمت است؛ به همین دلیل، اکیداً توصیه میشود برای درک بهتر این فایل و پیادهسازی عملی آن، همزمان از آموزههای بینظیر دوره احساس لیاقت بهره ببرید. چرا که ریشه تقریباً تمام محدودیتهایی که در مورد ثروت داریم، به عدم احساس لیاقت برای دریافت نعمتهای خداوند بازمیگردد و ترکیب این آگاهیها با دوره احساس لیاقت، سرعت رشد مالی شما را صدچندان میکند.
یکی از عمیقترین درسهای این فایل، تغییر زاویه دید نسبت به منبع ثروت است. بسیاری از ما، حتی اگر نمازخوان و موحد باشیم، در ناخودآگاهمان برای رسیدن به پول، چشمانتظار «دستانِ دیگران» هستیم، نه «دستِ خداوند». استاد با مثالی از گذشته خود، این مفهوم را به زیبایی باز میکنند: زمانی که ما تصور میکنیم برای ثروتمند شدن یا داشتن یک ماشین خوب، باید یک «ناجی»، یک «پدر پولدار» یا یک «فرد خیر» پیدا شود تا به ما هدیهای بدهد، ما دقیقاً در دام شرک گرفتار شدهایم.
این طرز فکر یعنی ما قدرت را از خدا گرفته و به آدمها دادهایم؛ یعنی باور نداریم که خودمان، با اتصال به منبع لایزال الهی، توانایی خلق هر نعمتی را داریم. درس بزرگ این است: تکیه بر هر چیزی غیر از خدا برای رسیدن به ثروت، شرک است و نتیجه شرک، فقر و وابستگی است.
اما لحظهای که میپذیرید همان خدایی که سلامتی میدهد و عشق میبخشد، همان نیرو نیز «پول و ثروت» میدهد و برای رزق دادن به شما، نیاز به هیچ واسطهای ندارد، جریان نعمت در زندگی شما شروع به روان شدن میکند.
باورهای توحیدی شما باید در تمام ابعاد زندگی پرورش پیدا کند و تقویت شود. نمیشود خدا را در شفا دادن بیماری قدرتمند دید، اما در پر کردن حساب بانکی ناتوان!
وقتی باور کنید که خداوند برای شما کافیست و اوست که «وهاب» و «رزاق» است، از انتظار کشیدن برای کمک دیگران رها میشوید و به چنان استقلال مالی و شخصیتی میرسید که حتی کوچکترین داشتههای امروزتان، از بزرگترین آرزوهای روزهایی که توحید را در این جنبه نمیشناختید، بسیار ارزشمندتر خواهند بود.
مبحث مهم دیگر، انگیزه مقدس برای ثروتمند شدن است. بسیاری از افراد معنوی تصور میکنند که فقر فضیلت است یا دنیا ارزش ندارد. اما استاد عباسمنش با طرح دیدگاهی انقلابی، بیان میکنند که ثروتمند شدن، معنویترین کار دنیاست. چرا؟
زیرا ثروت شما، گواهی است بر حقانیت خدایی که میپرستید. اگر دم از خدای مهربان و قدرتمند میزنیم اما در فقر و بدبختی زندگی میکنیم، در واقع داریم تبلیغ ضدخدا میکنیم. ثروت و مکنت شما، باعث میشود کلامتان در مورد خداوند نفوذ پیدا کند. وقتی شما بهواسطه باورهای توحیدی، غرق در نعمت میشوید، دیگران نیز آن خدای غنی را باور میکنند. پس انگیزه ما برای کسب ثروت، نباید صرفاً رفاه شخصی باشد، بلکه باید اثبات قدرت خداوند و گسترش توحید در جهان باشد.
یادمان باشد که خدا همهچیز میشود همهکس را، به شرط ایمان. او برای شما پول میشود، خانه میشود، اعتبار میشود و آرامش. تنها راه رسیدن به این جایگاه، کار کردن روی باورهاست. نتایج بزرگ با «جان کندن» و «رنج کشیدن» بهدست نمیآید، بلکه با تغییر باورها درباره احساس لیاقت داشتن در مورد ثروت و نعمت حاصل میشود. همان باورهایی که دوره احساس لیاقت آنها را با جزئیات در ذهن شما پرورش میدهد و دسترسی شما به نعمتها را به اندازه دسترسی خداوند باز میکند؛ زیرا شما را با خداوند، بهعنوان منبع تمام نعمتها، همفرکانس میکند.
همانطور که پیشتر اشاره شد، پاشنه آشیل بسیاری از ما در این مسیر، این است که خودمان را لایق ثروت بیحساب خداوند نمیدانیم؛ اینجاست که معجزه دوره احساس لیاقت رخ میدهد و با ترمیم احساس خودارزشمندی درونی شما، ظرف وجودتان را برای دریافت نعمتها آماده میکند. استفاده از این دوره در کنار آموزههای توحیدی این فایل، فرمول نهایی موفقیت است.
تمرین این قسمت:
اکنون نوبت شماست تا با انجام یک تمرین سرنوشتساز، ردپایی ماندگار از خود در این مسیر به جا بگذارید. صادقانه با خود خلوت کنید و ببینید در کدام جنبههای مالی زندگیتان، هنوز چشم امیدتان به «غیر از خدا» است؟
کجاها منتظرید که وام جور شود، فلانی قرضش را پس بدهد، ارثی برسد یا شانسی در خانه شما را بزند تا مشکلتان حل شود؟ این نقاط، همان پاشنههای آشیل شرکآلود شما هستند.
در بخش نظرات همین صفحه برای ما و خودتان بنویسید که:
۱. چه باور محدودکننده و شرکآلودی در مورد پول در ذهن دارید که فکر میکنید مانع ورود ثروت به زندگیتان شده است؟
۲. تعهد دهید که از امروز، چه نگاه و باور توحیدی جدیدی را جایگزین آن خواهید کرد تا قدرت رزقرسانی را فقط و فقط به خداوند بدهید؟
نوشتن این تعهد در بخش نظرات، نهتنها ایمان شما را صیقل میدهد، بلکه الگویی برای هزاران نفر دیگر خواهد شد تا آنها نیز مسیر یکتاپرستی را پیدا کنند.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۳85MB22 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۳21MB22 دقیقه














فایل 97 روزشمار تحول زندگی من
به نام خدای وهاب
این جمله رو زیاد تو کامنتام تکرار کردم که : توی هر فایل یه جمله ای هست که خیلی یهو احساس من رو برمیانگیزه. انگار اون جمله رو که میشنوم چیزی که باید دریافت میکردم رو دریافت کردم. و اون جمله تو این فایل این بود : اگر رویایی در سر دارید، به این معناست که میشود، که میتوانید به آن برسید. چون اگر قرار بر نرسیدن بود، همچین رویایی به ذهن شما هم خطور نمیکرد، چه برسد به اینکه در قلبتان ریشه پیدا کند! چقدر این جمله نور رو تو وجودم روشن کرد. بازم فهمیدم که انسان فقط به امیده که زندهست. ادامهی فایل رو که گوش دادم یه حس غم عجیبی اومد سراغم. انگار که با شرک ورزیدنم چقدر به خودم ظلم کردم!!! چقدر خدا رحمانه، بزرگه، رحیمه، وهابه و چقدر من ندیدم!!! چقدر چشمم دنبال این و اون بوده فارغ از اینکه منبع اصلی کلا جای دیگه ایه. یه حسی درونم میگفت : داری راه رو اشتباه میری حدیث خانم! اونی که باید بهش تکیه کنی خداست، نه هیچکس دیگه. نه هوش خودت، نه فلان آدم، نه فلان قدرت، نه فلان قانون، نه نه نه!!! اون خداست…
چقدر من کوچکم و تو بزرگی خدا…
چقدر من نعمت های تو رو ندیدم و تو بیشتر بهم عطا کردی…
چقدر دلم میخواد یه تصمیم اساسی بگیرم برای تغییر همه چیز در زندگیم. برای تغییر نگاهم، برای تغییر دیدگاهم، که منجر بشه به تغییر احساسم و من بلند شم… بلند شم یه کاری انجام بدم. به قول استاد : یه جهاد اکبر…
خدایا شکرت
ممنونم که بهم فرصت میدی این آگاهی ها رو بشنوم
ممنونم که من رو به خودم یادآوری میکنی
ممنونم بابت همه چیز
چقدر با پوست و گوشت و استخونم حس کردم که محدودیت فقط تو ذهن ماست. همه چیز افکاره، همه چیز کنترل ذهنه، همه چیز باوره…
خدایا شکرت
چقدر محتاجم به هرچیزی که از جانب تو به من میرسه
خدایا شکرت
من پاره ای از خداوندم! چطور میتوان پاره ای از خداوند بود و به خواسته ها نرسید!؟ چطور میتوان خداوند را در همه حال و همه زمان ها در نظر گرفت و پاسخ نگرفت!؟ چطور میتوان خداوند را دید و نادیده گرفته شد!؟ من پاره ای از خداوندم! روح خداوند در من، وجودم، روحم و افکارم دمیده شده؛ خداوند درون من است! من به آنچه میخواهم میرسم. زیرا خداوند، صاحب تمام خواسته ها و مهارست هاست! میخواهی نویسنده شوی!؟ خداوند صاحب همهی قلم هاست! میخواهی بازیگر تئاتر شوی!؟ خداوند صاحب تمام ایده ها و خلاقیت هاست! ما به خداوند نزدیکیم؛ و خداوند به ما نزدیک است. نزدیک تر از آنچه فکر میکنیم. خداوند ما را هدایت میکند. ما هدایت میشویم به مسیر هایی که سراسر خیر است و نعمت و برکت.. خداوند صاحب همهی مسیرهاست! از بند زندان افکار شرک آلودت رها شو و خودت را بسپار به آغوش گرم خداوند! خودت را پاک کن از هرچه شر و شرک است. خدا را ببین و بفهم و درک کن؛ و خدا میز تو را خواهد دید؛ خواسته هایت را، ایمان ها و حرکت هایت را! خداوند خلاق است و من نیز پاره ای از خداوندم؛ پس خلق میکنم هرچه بخواهم را! خداوند کریم است و من محتاجم به هرآنچه از سوی او به من میرسد! خداوند رحیم است و من فقیرم به آنچه او میداند! خداوند علیم است؛ حکیم است؛ میداند آنچه را که من نمیدانم و میتواند آنچه را که من نمیتوانم! خداوند همه چیز است و من هیچم در برابر قدرت او! خداوند سمیع است و میشنود مرا! خداوند ستارهی همهی ماجراهاست؛ صعود همهی قصههاست؛ لبخند همهی داستان هاست؛ بهار همهی خزان هاست؛ آرامش همهی شلوغی هاست! خداوند خدای همهی جهان است و من نیز جزوی از جهانم؛ من پاره ای از خداوندم!
خدایا شکرت! شکرت که تو خدایی منی و من بندهی تو ام :)