توحید عملی | قسمت ۳


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


موضوع این قسمت: چرا به‌جای آدم‌ها، از خداوند ثروت نمی‌خواهی؟!

در این قسمت از توحید عملی، استاد عباس‌منش دست روی یکی از بنیادین‌ترین جنبه‌های توحید می‌گذارد. جنبه‌ای که توحید عملی به‌راحتی به آن غنا می‌بخشد، اما می‌توان گفت اکثریت آدم‌ها در جایی غیر از توحید به دنبال تجربه آن می‌گردند. این قسمت اختصاص دارد به: ارتباط مستقیم میان توحید عملی و ثروت

استاد عباس‌منش در این فایل، دلیل اصلی تفاوت نتایج پایدار افراد، خصوصاً در زمینه موفقیت مالی و ارتباط آن با توحید را شرح می‌دهد. اینکه چرا یک فرد با وجود ایمان قلبی و معنویت بالا، لنگِ اجاره‌خانه است، اما دیگری با همان خدا، ثروت و نعمتی بی‌پایان را تجربه می‌کند.

جان کلام این فایل، شناسایی و حذف «شرک‌های مخفی» در ذهن ما نسبت به پول است. استاد در این فایل با واکاوی مسیر تکاملی خود، به ما می‌آموزد که تمام آرزوها و رؤیاهای شما، پیش از آنکه به ذهن‌تان خطور کند، توسط خداوند اجابت شده و کاملاً دست‌یافتنی است.

همین که آرزویی در دل شما شکل می‌گیرد، دلیلی بر توانایی شما برای رسیدن به آن است. اما نکته کلیدی اینجاست: ما زمانی به این خواسته‌ها می‌رسیم که ترمزهای ذهنی و باورهای محدودکننده را برداریم. درک عمیق این مفاهیم، نیازمند یک بازنگری اساسی در «احساس ارزشمندی» ما درباره تجربه پول، ثروت و در یک کلام، نعمت است؛ به همین دلیل، اکیداً توصیه می‌شود برای درک بهتر این فایل و پیاده‌سازی عملی آن، هم‌زمان از آموزه‌های بی‌نظیر دوره احساس لیاقت بهره ببرید. چرا که ریشه تقریباً تمام محدودیت‌هایی که در مورد ثروت داریم، به عدم احساس لیاقت برای دریافت نعمت‌های خداوند بازمی‌گردد و ترکیب این آگاهی‌ها با دوره احساس لیاقت، سرعت رشد مالی شما را صدچندان می‌کند.

یکی از عمیق‌ترین درس‌های این فایل، تغییر زاویه دید نسبت به منبع ثروت است. بسیاری از ما، حتی اگر نمازخوان و موحد باشیم، در ناخودآگاه‌مان برای رسیدن به پول، چشم‌انتظار «دستانِ دیگران» هستیم، نه «دستِ خداوند». استاد با مثالی از گذشته خود، این مفهوم را به زیبایی باز می‌کنند: زمانی که ما تصور می‌کنیم برای ثروتمند شدن یا داشتن یک ماشین خوب، باید یک «ناجی»، یک «پدر پول‌دار» یا یک «فرد خیر» پیدا شود تا به ما هدیه‌ای بدهد، ما دقیقاً در دام شرک گرفتار شده‌ایم.

این طرز فکر یعنی ما قدرت را از خدا گرفته و به آدم‌ها داده‌ایم؛ یعنی باور نداریم که خودمان، با اتصال به منبع لایزال الهی، توانایی خلق هر نعمتی را داریم. درس بزرگ این است: تکیه بر هر چیزی غیر از خدا برای رسیدن به ثروت، شرک است و نتیجه شرک، فقر و وابستگی است.

اما لحظه‌ای که می‌پذیرید همان خدایی که سلامتی می‌دهد و عشق می‌بخشد، همان نیرو نیز «پول و ثروت» می‌دهد و برای رزق دادن به شما، نیاز به هیچ واسطه‌ای ندارد، جریان نعمت در زندگی شما شروع به روان شدن می‌کند.

باورهای توحیدی شما باید در تمام ابعاد زندگی پرورش پیدا کند و تقویت شود. نمی‌شود خدا را در شفا دادن بیماری قدرتمند دید، اما در پر کردن حساب بانکی ناتوان!

وقتی باور کنید که خداوند برای شما کافی‌ست و اوست که «وهاب» و «رزاق» است، از انتظار کشیدن برای کمک دیگران رها می‌شوید و به چنان استقلال مالی و شخصیتی می‌رسید که حتی کوچک‌ترین داشته‌های امروزتان، از بزرگ‌ترین آرزوهای روزهایی که توحید را در این جنبه نمی‌شناختید، بسیار ارزشمندتر خواهند بود.

مبحث مهم دیگر، انگیزه مقدس برای ثروتمند شدن است. بسیاری از افراد معنوی تصور می‌کنند که فقر فضیلت است یا دنیا ارزش ندارد. اما استاد عباس‌منش با طرح دیدگاهی انقلابی، بیان می‌کنند که ثروتمند شدن، معنوی‌ترین کار دنیاست. چرا؟

زیرا ثروت شما، گواهی است بر حقانیت خدایی که می‌پرستید. اگر دم از خدای مهربان و قدرتمند می‌زنیم اما در فقر و بدبختی زندگی می‌کنیم، در واقع داریم تبلیغ ضدخدا می‌کنیم. ثروت و مکنت شما، باعث می‌شود کلام‌تان در مورد خداوند نفوذ پیدا کند. وقتی شما به‌واسطه باورهای توحیدی، غرق در نعمت می‌شوید، دیگران نیز آن خدای غنی را باور می‌کنند. پس انگیزه ما برای کسب ثروت، نباید صرفاً رفاه شخصی باشد، بلکه باید اثبات قدرت خداوند و گسترش توحید در جهان باشد.

یادمان باشد که خدا همه‌چیز می‌شود همه‌کس را، به شرط ایمان. او برای شما پول می‌شود، خانه می‌شود، اعتبار می‌شود و آرامش. تنها راه رسیدن به این جایگاه، کار کردن روی باورهاست. نتایج بزرگ با «جان کندن» و «رنج کشیدن» به‌دست نمی‌آید، بلکه با تغییر باورها درباره احساس لیاقت‌ داشتن در مورد ثروت و نعمت حاصل می‌شود. همان باورهایی که دوره احساس لیاقت آنها را با جزئیات در ذهن شما پرورش می‌دهد و دسترسی شما به نعمت‌ها را به اندازه دسترسی خداوند باز می‌کند؛ زیرا شما را با خداوند، به‌عنوان منبع تمام نعمت‌ها، هم‌فرکانس می‌کند.

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، پاشنه آشیل بسیاری از ما در این مسیر، این است که خودمان را لایق ثروت بی‌حساب خداوند نمی‌دانیم؛ اینجاست که معجزه دوره احساس لیاقت رخ می‌دهد و با ترمیم احساس خودارزشمندی درونی شما، ظرف وجودتان را برای دریافت نعمتها آماده می‌کند. استفاده از این دوره در کنار آموزه‌های توحیدی این فایل، فرمول نهایی موفقیت است.


تمرین این قسمت:

اکنون نوبت شماست تا با انجام یک تمرین سرنوشت‌ساز، ردپایی ماندگار از خود در این مسیر به جا بگذارید. صادقانه با خود خلوت کنید و ببینید در کدام جنبه‌های مالی زندگی‌تان، هنوز چشم امیدتان به «غیر از خدا» است؟

کجاها منتظرید که وام جور شود، فلانی قرضش را پس بدهد، ارثی برسد یا شانسی در خانه شما را بزند تا مشکلتان حل شود؟ این نقاط، همان پاشنه‌های آشیل شرک‌آلود شما هستند.

در بخش نظرات همین صفحه برای ما و خودتان بنویسید که:

۱. چه باور محدودکننده و شرک‌آلودی در مورد پول در ذهن دارید که فکر می‌کنید مانع ورود ثروت به زندگی‌تان شده است؟

۲. تعهد دهید که از امروز، چه نگاه و باور توحیدی جدیدی را جایگزین آن خواهید کرد تا قدرت رزق‌رسانی را فقط و فقط به خداوند بدهید؟

نوشتن این تعهد در بخش نظرات، نه‌تنها ایمان شما را صیقل می‌دهد، بلکه الگویی برای هزاران نفر دیگر خواهد شد تا آنها نیز مسیر یکتاپرستی را پیدا کنند.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

851 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا کرمی گفته:
    مدت عضویت: 3010 روز

    به نام تنها قدرت جهان

    سلام به اساتید عزیزم و سلام به دوستان مهربانم

    قبل از آشنایی با استاد چشم و ذهن من فقط آدمها را می دید وقتی با استاد آشنا شدم همه چیزم شد توحید عطش توحید من دیوانه کرده بود آنقدر مواظب افکار اعمالم بودم که خدا بداند تشنه هیچ چیزی جز توحید نبودم تمام وجودم شده بود خداوند ولی این جا هم تند رفتم و ضربه هاش خوردم که نمی خواهم بیان کنم قبلاً نوشتم خیلی از خداوند در مورد ثروت و هدایت به مسیری که باید بروم خواستم ولی 7 سال گذشت همان جای اول هستم البته نمی خواهم بگم هیچ تغییر نداشتم خیلی تغییرات هم بوده ولی در مورد پول خیلی کم بوده من واقعا فقط انتظارم از خداوند بود یعنی تو مغز من فقط خدا را می دید با اینکه کار می کنم و 20 سال سابقه دارم اصلا نگاهم به مدیر نبود تا آنقدر از اطرافیان شنیدم که بعد از 20 سال کار کردن این چه حقوقی هست انگار مغز من سویچ شده به سمت مدیر و انتظار داره از آن جایی هم که رفتم در مورد حقوق صحبت کردم چشم انتظار هستم ولی من همش آگاهانه به خودم می گم چشمت به خداوند باشه ولی راستش آن امید دیگه نیست این هم نیست که امیدم به مدیر باشه این فایل نشانه من بود چون دیشب با یک بنده خدایی صحبت می کردم که گفت یکی از افرادی که دارای سهام و مسول هست چقدر به خانواده خانمش کمک کرده من فهمیدم ذهنم عصبانی شد نه این که من توقع داشته باشم به من کمک کنه گفتم کمترین چیزی که باید به ما بدهند نداند حتی به خواهرم هم در مورد حق ناحق چیزهایی را گفتم که بعد گفتم خودمان در حق خودمان ظلم کردیم حالا بماند صبح آنقدر گیج و منگ بودم که نمی دانستم چرا این طوری هستم حتی نمی‌تونستم شکر گذاری کنم یا فایل گوش بدهم تا الان که از خداوند هدایت خواستم این نشانه امد و فهمیدم به خاطر دیشب بوده من خیلی از خداوند هدایت می خواهم واقعا نمی دانم در مورد پول چه باور اشتباهی دارم ولی این میدانم که ذهنم می گه کی پس شرایط می خواهد تغییر کنه همش می گی میشه پس کی میشه این بگم من خیلی پول پیدا می کنم اوایل بر نمی داشتم ولی الان بر می دارم و همه را نگه داشتم واین خودش یک نشانه بزرگ هست این همه هم به مغزم نشان میدهم باز هم آن امید نیست فقط از خدا می خواهم به من کمک کنه در مسیرش ثابت قدم باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1421 روز

    به نام الله

    باسلام خدمت پیغام آور خداوند استاد عباس منش بزرگوار و خانم شایسته عزیز

    استاد بزرگوار من بعد از این فایل تصمیم گرفتم تجاربم رو در این مورد بنویسم شاید نوشتن تجربه ام کمکی باشه برای افرادی که در این مسیر عالی هستند .

    من وقتی سه ساله بودم مادرم رو از دست دادم

    و بعد یک پدر بی مهر رو تجربه کردم و ..‌‌‌…

    این تجارب باعث شد بدونم جز خود خدا کسی رو ندارم

    و اونجا در تمام ابعاد تسلیمش شدم مانند یه نوزادی که تسلیم صد درصدی مادرش بود

    توکل کردم و بدون کمترین آگاهی هدایت خواستم

    و به شدت در برابرش متواضع بودم

    و انجا بود که کارها برای من آسان می شدند

    نگران هیچ چیزی نبودم

    مدیر و مدبر زندگی ام را کس دیگری می دانستم

    و خداوند برای من همه چیز شده بود

    و همیشه و در همه حال در بهترین زمان و در بهترین مکان همه چیز رخ می داد

    همیشه احساسم عالی بود چون خوب می دانستم اختیار زندگی من با قدرت نامتناهی است

    الان که به زندکی خودم نگاه می کنم و به گذشته ام فکر می کنم میبینم که

    چقدر عالی مدیریت کرده و همه چیز به طور معجزه آسایی پیش می رفته

    آن موقع فارغ از قوانین ،ادمها و حکومت و تجارب اکثر جامعه به سمت تجارب هدایت می شدم و اکثرا احساسم عالی بود

    استاد عزیزم

    هر چه می گویید به حق است

    من گواهی می دهم تک تک حرفهای شما عین واقعیت است .

    من با این نتایج عالی از روزی که توجهم به جامعه و حکومت و قدرت خودم معطوف شد

    مشکل پشت مشکل

    دردسر پشت درسر

    تا اینکه التماس کنان به درگاه خداوند از او کمک خواستم

    و خداوند شما را به من نشان داد

    و با گوش دادن به فایلهای ارزشمند شما تازه متوجه مسایلم شدم

    انقدر افکارم اوضاع را برایم اشفته کرد که گفتم تسلیم

    مجدد بعد از بالا رفتن آگاهی هایم اوضاع بهتر شده

    ارامشم و شادی ام بیشتر شده

    در حال حاضر تک تک باورهای محدودم را شناسایی کردم

    من مرتبا منتظر کمک از جانب انسانهای دیگر بودم

    این انتظار در سالهای بزرگسالی زندگیم اتفاق افتاد در حالیکه در سنین پایین فقط،خداوند را روزی رسان می دانستم

    و همینکه باورهای بزرگسالی محدود کننده شروع شد

    روزی ام محدود و محدود تر میشد

    در حال حاضر مرتبا روی باورهایم کار می کنم

    و با گوش جان دادن به تک تک فایلها اشتباهات دوران بزرگسالیم را متوجه میشوم

    و متوجه شدم از روزی که خودم رو فوق لیسانس و موفق پنداشتم

    و روی جامعه و افراد حساب باز کردم تیشه به ریشه موفقیتها ی خودم زدم

    والهی شکر برای تک به تک آگاهی هایی که شما می دهید

    بسیار انسان خوشبختی هستم که با شما آشنا شدم .

    خداوند حافظ و نگهدار شما و تک به تک عزیزان حاضر در سایت باشه .نور و عشق و برکت به وجودتان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    ,پروانه و سهیل گفته:
    مدت عضویت: 508 روز

    ب نام رب و فرمانروای کل کیهان

    سلام استاد جان و خانوم شایسته،

    خداروشکر ک هم مسیر شدم با شما و دوستان توحیدی گلم

    در مورد پول و ثروت از بچگی انقد بابام و مامانم تو محدویت مارو می زاشتن ک اصلا ذهن من انگار هیچ جوره براش باور پذیر نیست ک میشود از راه های عادی پول بدست اورد

    از سن پایین کار می کردم

    ولی هیچ وقت پول رو لمس نمی کردم همیشه پول کار مو بابام یا مامانم از صاحب کارم می گرفتن

    و مبلغ خیلی کمی بهم می دادن در حد ی بستنی خریدن

    ک اونم ده بار ازم می پرسیدن پول تو چکار کردی کجا مصرف کردی

    باز پول تو رو چی حروم کردی

    پولی ک کار می کردم هیچ وقت رو خودم مصرف نمی شد یا دست خودم نبود حتی تا سن 20 سالگی

    اگه ی پولی بر می داشتم برای لباس و یا کفشی چیزی انقد تو سرم می زد ک از کار خودم احساس گناه و شرم می کردم

    (الان 27 سالمه)

    میلیون ها بار این جملات رو شنیدم

    مگه پسر خانی انقد پول میخواهی

    مگه من رائس بانکم ک پول بیارم و بدم ب تو

    پول کجا بود بدم ب تو

    پول نیست

    بقیه دارن ما ک نداریم

    این از خدا بیخبره دارن خرج می کنن ولی تو فکر اونایی ک ندارن نیست ک اینا از کجا میارن !!!!

    مگه پول رو باد اورده ک تو اینجوری خرج می کنی

    مردم هر چی دارن از قبل دارم الان ک دیگه نمیشه پول بدست اورد

    اگه ی پولی مصرف می کردیم همش غر می زد و می گفت تو فکر اینده تون نیستین شما اینده دارین

    ‌این پول ها رو حروم نکنین بزارین برا روز سختی

    روز سخت برادر نداره !!!!

    از بچگی هیچ وقت لباس نوع نداشتیم

    هیچ وقت نشده حتی ی بار بابام برام لباس گرقته باشه

    هیچ وقت تو خونه ما میوه خریده نمی شد اگه ام میشد میوه شکسته بود

    همیشه سر پول بحث و دعوا بود

    هیچ وقت بابام نمی زاشت بریم بیرون و تفریح کنیم

    حتی تو سن خیلی کم

    با زور می فرستاد مارو سرکار و همش می گفت مگه از هوا پول میاد ک بخواهیم بخوریم

    اون فشاری ک تو سن پایین رو ما تحمیل می کرد باعث شده تا الان از کار کردن متنفر باشم

    پول ب سختی ب دست میاد دست مرد باید سیاه و زبر باشه زیر فشار کار ک مرد بشه

    یا اگه ی کاری می خواسیم انجام بدیم همش می گفت مگه تو چی ای پسر خانی !!!

    حتی در مورد خریدن یک دوچرخه!!!

    انقد این حرفا تکرار می شد ک موقع پول خرج کردن احساس گناه بهم دست می داد!!!

    یک سری باور های دیگه

    انقد کار می گنی می خواهی ببری با خودت تو قبر

    یا همیشه داستان قارون رو تعریف می کردن برا مون

    ک چون ثروتمند بود احساس و ادعای خدایی می کرد

    ک ثروتش رو اخرش زمین کشید توشکمش و هیچی براش نموند

    یعنی ی جوری این داستان رو تعریف می کردن ک انگار پول و ثروت یک چیزی هست کاملا شیطانی و بر خلاف خدا هست و هر کی پولدار بشه مثل قارون بی خدا و مغرور و کافر و ملحون میشه!!!!!

    این دنیا و مال و منالش مال کافرست

    مسلمان باید تو این دنیا سختی بکشع اون دنیا مال مسلمانس

    هر کی بره سمت دنیا کافر و بی دین شده!!!!!

    و هزاران جمله ای ک مثل این و همسان این بودن رو هر روز تو گوش مون می خوندن

    ،،،،،،،،،

    الان پیش از ده روز هست از خدا میخوام ک هدایتم کنه تا باور های خراب رو تو ذهنم پیدا کنم

    یک هفته هست هر روز 2_3 بار دارم این فایل رو گوش می دم و بهش فک می کنم

    ولی انگار هیچی تو ذهنم نفوذ نمی کنه

    امروز صبح از خدا خواستم هدایتم کنه ک بفهمم چرا انقد ذهن من در مورد ثروت انقد قفله و هیچی توش نفوذ نمی کنه

    در مورد پول بدست اوردن خیلی تلاش ها خیلی کار ها رو امتحان کردم

    همیشه نتیجه منفی و بدهی بالا می ارم

    همیشع تو زتدگیم پولی دیده نمیشه

    و حتی برای عادی ترین چیزام لنگ پولم

    همیشه ب کار های سخت ک ساعت کاری شون بالا 10 ساعت هست ک کار خیلی سختی هست هدایت میشم

    و این الگو شرک آلود رو خیلی دارم ک بقیه ی کاری بکنن برام

    از ی جایی ی ثروتی ی پولی دستم بیاد

    یکی ی کاری برام بکنه

    برادارم چرا کمکم نمیکنن

    ی جورایی امیدم ب این هست ک از ی پول ک از خودم نباشه بخوام بگیرم و انگار من گ پولی ندارم باید بقیع برام ی کاری بکنن از پول بقیه مصرف کنم حتی !!!!!

    انگار هیچ رابطه ای با پول ندارم !!!

    انگار در مورد پول زندگی من سیاه و سفیده و هیچ رنگی توش نیست

    البته من میرم سرکار ولی حقوقم اونقد نیست یا تو بدهی میره یا تو ی جاهایی میره ک من اصلا نمی فهمم چ جوری امد و رفت !!!

    اینا همینجوری میاد و من دارم می نویسم

    بعد اینکه از خدا هدایت خواستم

    ک خدایا من چرا انقد ذهنم در مورد پول و ثروت قفله!!!

    الان حسم گفت برو کامت بنویس

    و این چیزایی ک امد من فقط می نوشتم و می امد و ذهنم داشت خالی می شد !!!!

    الهی شکرت

    دوستان هیچ راه حلی فعلا برای این باور هایی ک گفتم ندارم ک چجوری بخوام تغیر شون بدم

    اگه تجربه ای چیزی دارین یا باور جایگزین شو می دونین تو جواب کامنت بنویسین

    موفق باشین دوستان گلم❤️

    …..سهیل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 640 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت همه ی عزیزان

    «همه چیز باور است»

    تمام ارزوها و خواسته های ما دست یافتنی است و به همین خاطر به ذهن ما خطور کرده چون میتونیم بهشون برسیم ، و ما با رسیدن به خواسته ها باعث گسترش جهان میشیم و میتونیم بقیه رو به آرزوهاشون برسونیم.

    ما با خرید یک ماشین به هزاران نفر کمک میکنیم که اونام به ارزوهاشون برسن ، ما با رسیدن به ارزو جهان رو جای بهتری میکنیم تا بقیه هم به خواسته هاشون برسن.

    رسیدن به خواسته رو باید از ابعاد خیلی بزرگتری نگاه کنیم.فقط بحث رفع نیاز یا رسیدن به خواسته خودمون نیست بلکه هزاران نفر با رسیدن به خواستمون کمک میشن تا به خواسته هاشون برسن.

    خدایا شکرت که حالم عالیه و پر هستم از احساس تو

    خدایا تو همه چی بهم دادی ، اینقدر بهم ثروت بده که بتونم به همه بگم که با تو میشه به همه چی رسید

    اگه فک میکنی ثروت رو یکی دیگه باید بیاره تو زندگیت یعنی درباره ثروت شرک داری و تا وقتی شرک داری نمیتونی بدستش بیاری،

    اگه فقط رو خدا حساب باز کنی که اون قدرت مطلقه و اگه باهاش باشی و باورهاتو در مورد ثروت درست کنی،خدا ثروت رو میاره تو زندگیت ، اینجوری ثروتمند میشی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1791 روز

    به نام خداوند وهاب و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    استاد پاشنه آشیل من توی بحث ثروت احساس میکنم همین چیزی هست که شما در مورد ماشین داشتید.

    که فکر میکنم برمیگرده به احساس عدم لیاقت در مورد ثروت.توی روابط خیلی خوب هستم و سلامتی خداروشکر و باورهای خوبی دارم.اما دو زمینه ثروت همش انگار ثروت و ثروتمندی رو یچیز دور از خودم میبینم.شرایط الانم از روزی که با شما شروع کردم و روی باورهای ثروتساز کار کردم زمین تا آسمون فرق کرده.به استقلال رسیدم.اما به آزادی نرسیدم و این رو باید باورپذیرش کنم برای خودم.

    در مورد عوامل بیرونی در بحث ثروت پاشنه آشیل من مکان جغرافیایی هست.همیشه ( مخصوصا جنوب کشور)، پولدار شدن فقط سخت کار کردن از 4 صبح تا 11 شب توی کشورهای حوزه خلیج فارس تعریف شده.

    یکی این مورد و یکی دیگه هم سرمایه اولیه که این باور یمقدار ضعیف شده برام چون کسب و کار خودم رو تقریبا از صفر شروع کردم و فقط با یک موبایل استارت زدم.

    تعهد میدم که از همین الان شروع کنم به ساختن این باور که من همین که به این دنیا اومدم لایق دریافت ثروت الهی هستم و ثروت الهی در همه جای دنیا در جریانه و همیشه میشه از صفر شروع کرد و موفق شد.

    سپاس از استاد عزیزم

    شاد و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مریم اشکی گفته:
    مدت عضویت: 1823 روز

    بنام خداوندی که هر لحظه در حال هدایت ماست

    سلام خدمت عزیزانم

    اول ازهمه ازشما بی نهایت سپاسگزارم که دائم درحال بروزرسانی سایت ومقاله ها ومتن ها هستین وبی نهایت سپاسگزارم بخاطر تمرین های عالی که گذاشتین

    درمورد تمرین این فایل باید بگم متاسفانه چون کنترل ورودی نداشتم باور کمبود داشت برمیگشت وپررنگ شده بود و کاملا برام واضح بود که رفتارهام بخاطر همین باوره و خداروشاکرم که بخاطرفایلهای بی نظیرتون به راحتی میتونم تشخیصش بدم و تصمیم گرفتم آگاهانه باهاش مقابله کنم و به رفتارم بادقت نگاه کنم و ببینم بخاطر این باوره یانه و تعهد میدم که این کاررو تاابد انجام بدم و رفتارهام روتحلیل کنم وهمینقدرکه موفق بودم به همون اندازه پول وفراوانی داره وارد زندگیم میشه ودارم به ذهنم به صورت منطقی نشون میدم که منبع ورودی مالی من خداست که منبع بی نهایت ونامحدود پول وثروت هست وهیچوقت تمام نمیشه وبازم ده برابرش باتوجه به باور من به حسابم برمیگرده،

    عاشقتونم

    در پناه الله یکتاشادوپیروزوموفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    Afson گفته:
    مدت عضویت: 2085 روز

    سلام وقت همگی بخیر

    من باورم اینکه ثروت به سختی به دست میاد باید کارخاصی داشته باشی باید خیلی باهوش باشی باید خیلی استعداد دداشته باشی ثروت کار به شدت زمان بری مثلا40سال

    پول سریع از بین میره دیرجایگزین میشه

    باید سنت کم باشه تا به جایی برسی

    و مسئله بعدی انقدر اعتماد به نفس ندارم که بگم هرکار می کنم

    من به دست کارفرمام که چرا پول نمیده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1540 روز

    بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا الَّذِینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ ﴿١4٩آل عمران﴾

    ای اهل ایمان! اگر از کافران فرمان برید، شما را به گذشتگانتان بازمی گردانند، در نتیجه زیانکار خواهید شد.

    بَلِ اللَّهُ مَوْلَاکُمْ ۖ وَهُوَ خَیْرُ النَّاصِرِینَ ﴿١5٠آل عمران﴾

    بلکه خدا یار و سرپرست شماست؛ و او بهترین یاری دهندگان است.

    ====================================

    پروژه ی توحید عملی,گام‌سوم:

    🟣دلیل رسیدن استاد به اهداف سالیانه شون:

    ◀️خواسته هایشان را واضح مشخص میکردند.

    ◀️باورهای مناسب برای رسیدن به آن خواسته ها را هم مشخص میکردند.

    🟣تمام خواسته ها،تمام آرزو ها،تمام رویاها،تمام اهداف دست یافتنی هستند و اصلا به این دلیل به ذهن شما خطور کرده که دست یافتنی بوده!🟣

    ◀️و شما با رسیدن به هر خواسته ای و هر آرزوتون،به پیشرفت جهان کمک میکنید،شما دستی از دستان خداوند می شوید که با رسیدن به آرزوتون بقیه رو هم به آرزوشون میرسونید.

    ◀️شما با هر خریدتون،به هزاران هزار نفر که در ساخت این محصول نقش داشتند،کمک می‌کنید که به خواسته هاشون برسند.

    🟣این رو همیشه به یاد داشته باش:

    🟣شما با رسیدن به آرزوهاتون،جهان رو جای بهتری برای زندگی میکنید،هم برای خودتون،هم برای دیگران.

    ◀️رسیدن به خواسته هاتون رو خیلی بزرگتر ببینید.

    ◀️با دیدن الگوهایی که به خواسته هاشون رسیده اند،سدهای ذهنی میشکنند.

    ◀️هرچیزی که فکر میکنیم نمیتونیم داشته باشیم،بخاطر محدودیت ذهن ماست.

    ◀️هرچقدر باورهاتون در مورد ثروت،ضعیف و نادرست باشه،باز هم میتونید تغییرش بدید و به آزادی مالی برسید.

    ◀️فقط در عرض چند سال،انسان می‌تونه به جایی برسه که از جایگاهی که فکر می‌کنه شاید کسی بهش ماشین هدیه بده،برسه به جایگاهی که خودش هرچی که میخواد داشته باشه،نامحدود فکر کنه و هرچی که دلش بخواد بتونه بخره.

    🟣به خدا همه چیز باوره!

    ◀️تغییر باورها،آرام آرام اتفاق می افتد.

    ◀️به هر میزان که باورها تغییر کند،نتایج می آید.

    ◀️باورها همیشه می‌تواند بهتر و بهتر شود.

    ◀️ما باید همیشه روی خودمون کار کنیم.

    ‏🟣IMP:همه بالاخره یک روزی می‌میرند،ولی چه عشقی بالاتر ازین؟!چه مرگی قشنگتر ازین که در راه عشق و رسالتت بمیری؟!بخاطر توحید! بخاطر یکتا پرستی!

    🟣کیست رستگار تر از کسی که نام خداوند را بر زبان ها بیاورد؟!

    🟣کیست رستگار تر از کسی که دل هارا به سمت خداوند هدایت کند؟!

    🟣کیست زیانکارتر از کسی که به خدا شرک بورزد؟!

    ◀️استاد با استفاده از قانون هر نتیجه ای رو گرفته بودند اما بخاطر باورهای محدود کننده هنوز به پول نرسیده بودند،درسته پول نبود اما تمام چیزهای خوب دنیا بود،انقدر زیاد که اصلا کمبود پول دیده نمیشد!بخاطر همین احساس استاد همیشه خوب بود،چون از عشق خداوند پُر بودند.

    ◀️اما مردم فقط این دنیا رو میبینند،مردم فقط نتایج مالی رو نتیجه میبینند،برای همین استاد به خداوند گفتند:من با تغییر باورهام به این همه نتیجه رسیدم،پس با تغییر باورهای مالیم،به ثروت هم میرسم،تو که رزاقی،تو که غنی ای،تو که رحمانی،تو که رحیمی،تو که وهابی،ایراد از منه!باورهای من در مورد پول ایراد داره!

    ◀️استاد از خداوند خواستن،به من انقدر ثروت بده که وقتی درمورد توصحبت میکنم،وقتی درموردتوحید صحبت میکنم،بقیه خیلی راحت تر بپذیرن.

    🟣و بهشون بگم:این خدا که سلامتی میده،این خدا که روابط عاشقانه میده،این خدا که خوشبختی میده،آرامش میده،همه چیز های خوب رو میده،ثروت هم میده!ثروت مادی هم میده!ثروت حساب بانکی!میده!میگید نمیده؟!اینم میده!همه چیز میده!

    ◀️بزرگترین انگیزه ی استاد برای موفقیت مالی این بوده که به افرادی که وقتی استاد درمورد توحید صحبت میکردن،با شک به ایشان نگاه می‌کردند و حتی تمسخرانه….بعضی ها هم که مستقیم میگفتن تو که داری میگی خدا،خدا،چی داری توی زندگیت که خدا خدا می‌کنی،بزرگترین انگیزه شون این بود که خداوند ثروت هم میشود!

    🟣به قول ملاصدرا:خداوند همه چیز می‌شود همه کس را،به شرط ایمان،به شرط پاکی دل …

    🟣توحید یعنی :دوری از شرک

    🟣توحید یعنی:تنها بر خداوند توکل کنیم.

    🟣توحید یعنی:ایده های فوق العاده فقط از طرف پروردگار میاد.

    🟣توحید یعنی:وقتی خدارو باور کنی و با اون عشق بازی میکنی،زندگیت خود به خود درست میشه.

    ◀️استاد با تغییر باورها،ثروت را ساختن،خدا عوض نشد،خدا همون خدا بود!مثل درست کردن ارتباط بین خدا و ثروت:مثل دعایی که میگن خدا بهت سلامتی بده،همونجور که خدا بهت سلامتی بده،خدا بهت ثروت بده!

    ◀️وقتی استاد از لحاظ مالی رشد کردن،افراد خیلی بیشتر،خداوند؛توحید؛توکل؛ایاک نعبدو ایاک نستعین؛اهدنا الصراط المستقیم؛صراط الذین انعمت علیهم رو باور کردند.

    🟣اینکه آرزو میکنی یک نفر آرزوهات رو بهت هدیه بده،این شرکه!

    ◀️چرا از خدا نمی‌خوای؟!

    ◀️چرا فکر نمیکنی خدا می‌تونه بهت بده؟!

    ◀️چرا درمورد پول شرک داری؟!

    ◀️چرا انقدر باورهات درمورد پول ایراد داره؟!

    🟣همون طور که درمورد سلامتی و ارتباطات شرک نداری،ثروت رو هم از خداوند بخواه تا به تو بده!

    🟣رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

    🟣همه چیز توحیده🟣

    🟣اگر ارتباط بین شما و یکتا پرستی و خداوند درست بشه:

    ◀️همه چیز خودش درست میشه.

    ◀️همه چیز رااااحت به دست میاد.

    🟣اگر باورهات رو درمورد ثروت درست کنی:

    ◀️همه چیز خیلی راحت تر،خیلی راحت تر ازون چیزی که فکر میکنی به دست میاری

    🟣بخاطر اینکه 🩵خدا🩵برات انجامش میده.

    🟣همه ی کارهارو 🩵خدا🩵 برات انجام میده.

    =====================================

    یادداشت شخصی:

    ١٢ بهمن ١4٠4

    ١٠:١٠ صبح

    ◀️نمی‌دونم چه جنسی از فرکانس پشت جملات استاد در فایل های توحید عملی هست که هربار بهش گوش میدم و مینویسم،به بی نهایت آرامش میرسم،طبق قانون اصلی جهان که تنها منبع آرامش خداونده،این حجم و این جنس از آرامش فقط می‌تونه بخاطر نوری باشه که در تک به تک کلمات استاد نهفته ست،نوری که هم جسمم و هم روحم همیشه بهش تشنه ست،هرچقدر بیشتر دریافتش میکنم،تشنه تر میشم.

    ◀️چند روز پیش با محجوبه صحبت میکردم،بهش گفتم اگر بهم یک حق انتخاب بدن که میتونی برگردی و یک روز از زندگی قبلیت رو تجربه کنی و بگن تو‌دوست داری برگردی کیش و بری کافه آلور و کنار مدیرعاملت تو جلسه بیزنسی بشینی؟!یا دوست داری یک شیفت عصر icu رو دوباره تجربه کنی؟!من جوابم قطعا شیفت عصر icu خواهد بود.

    ◀️گفتم احساس خوشبختی فقط توحیده،فقط و فقط،من دلم لک زده برای اون روح لطیفم،برای اون حجم از تجربه ی عشق خداوند ،برای اون هماهنگی با فرکانس منبع،اون موقع هیچ کس توی زندگیم نبود،هیچ وعده ای هم در کار نبود،هیچ الهامی،هیچ موفقیت خاصی،ولی من پر بودم از عشق خداوند،من دلم لک زده یک بار دیگه برم ته باغ بیمارستان و لا به لای درخت ها بشینم وباهاش حرف بزنم و اون میزان از تجلی حضورش رو احساس کنم.

    ◀️توی زندگی من هرنتیجه ای اومد بعد از عشق بازی با خدا بود،هر ایده ی گیم چنجری،هر آدم فوق العاده ای،هر تجربه ی بی نظیری که داشتم همه ش بعد از پیدا کردن خداوند و هماهنگی با اون وارد زندگیم شد،مرجع همه چیز خداونده،اگر خدا رو از من بگیرن،من هیچی ندارم توی زندگیم،نه ثروت،نه روابط،نه عزت ،نه هیچ چیز دیگه ای.

    ◀️امیدوارم خداوند یک بار دیگه درهای رحمتش رو بر من باز کنه و تاج بندگیش رو روی سرم بزاره و اجازه بده به اون حجم از هماهنگی که سال اول دانشجوییم داشتم برسم،این تموم چیزی که ازش می‌خوام ،این تموم سرمایه ی منه که ازش طلب دارم…مابقی چیز ها جزئیاته و خودش درست میشه…اینو صدها بارها توی زندگیم تجربه کردم،خودت رو با خدا هماهنگ کن،خدا تموم جهان رو به هماهنگی با تو درمیاره…

    «رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ»

    «رَبَّنَا إِنَّکَ جَامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ لَا رَیْبَ فِیهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا یُخْلِفُ الْمِیعَادَ»

    «رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلْإِیمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ»

    «رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَىٰ رُسُلِکَ وَلَا تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَهِ ۗ إِنَّکَ لَا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      عاطفه نوری گفته:
      مدت عضویت: 2211 روز

      دوستت دارم سعیده عزیزم

      تحسین برای توحیدی بودنت

      تحسین برای وجودت

      تحسین برای روح پاکت

      تحسین برای اراده ت

      تحسین برای استمرارت

      تحسین برای پشتکارت

      تحسین برای ادامه دادنهاااات

      تحسین برای اینکه یک مادر توحیدی آگاه هستی

      تحسین برای اینکه بینظیری

      تحسین برای تمرکزت روی قرآن

      تحسین برای بودنت

      تحسین برای درک و فطرت پاک و آگاه بودنت

      تحسین برای تلاش‌هایی که میکنی

      تحسین برای سعی توحیدی ات برای درک قرآن

      تحسین ک مینویسی

      تحسین ک کمک میکنی به رشد جهان

      تحسین برای اینکه زیبایی عاقلی آگاهی پاکی صادقی توحیدی هستی و بینهایت تحسین دیگه که خدا داند و بَس…

      دوستت دارم و عاشقانه هزاران تحسین دیگه نِثار روح و شخصیت توحیدی زیبایت میکنم لایق ستایش و احترامی چون سعی و تلاشت برای توحید و یکتاپرستی ست…

      پس بیصبرانه منتظر خودِ خدا باش با دنیایی از هدیه های شگفت انگیز و عشق های بینهایت….

      الهی امین،

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 154 روز

    به نام خدا بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی

    تمرین اول… اولین باوری که نسبت به پول دارم اینه که پول خیلی به سختی به دست میاد و خیلی وجود نداره برای همه نیست یه چیز محدودی هست و همین باعث میشه گاهی وقتا نسبت به خرج کردنش دودل باشم اما خدا را هزار مرتبه شکر من نسبت به اطرافیانم دیدگاه خیلی خوبی نسبت به پول دارم اما بعضی جاهای ذهنم این شرک وجود داره نمی‌تونم انکارش کنم وگاهی به ذهنم میگم اینقد پول پیدا میکنم انگار روم نمیشه به خدا بگم به من پول بده چون خودمو لایق نمیبینم

    دومین تمرین اینکه…. من باید این شکل رو از بین ببرم یه تمرینی که استاد گفتن که من با پول دوست شدم منم دارم همین کارو می‌کنم می‌خوام باهاش دوست بشم که همیشه داشته باشمش و به خودم بگم که من هر قدر ثروتمندتر بشم آدم بهتری میشم می‌تونم به بقیه کمک کنم و من لایق ثروتم اصلاً من هستم که ثروتمند باشم و طبیعیشم همینه جایگزین کردن اینا به جای اون گزینه اول زمان می‌بره نمی‌تونم یه دفعه همه چیزو تغییر بدم باید آهسته آهسته تمرین کنم و همه اینا جایگزین اونا بشه سپاس ازاستاد عزیزم دوستتون دارم استاد. عزیزدرپناه خدا شاد وموفق باشین

    خدایا شکرت که تورادارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    Moonlight گفته:
    مدت عضویت: 437 روز

    استاد من اصلا فکرشو نمیکردم اینکه ته ذهنم میخوام بابام پولدار باشه و بهم پول بده شرکه!!!

    خیلی تعجب کردم هنوز تو شوکم.

    اصلا تا حالا فکر نکرده بودم این فکر درسته یا نه

    ولی میدونین

    هردفعههههه من میخوام برم سرکار

    چون صبح زود باید بیدار بشم(ویکند ها میزم سرکار و روزهای عادی میرم مدرسه)ذهنم هردفعه میکوبه توی سرم که چرا داری کار میکنی الان بقیه همسن و سال های تو دارن حال میکنن میگیرن میخوابن توی ویکند ها، می‌رن مسافرت می‌رن دور میزنن چون بابای پولدار دارن بعد تو باید سر صبح بری کار کنی.

    یعنی من هر هفته چندروز قبل از شروع کارم کلی احساس ناراحتی و استرس میاد سراغم و کلی فایل گوش میدم و شب قبلش کلی خودمو آروم میکنم زود میخوابم صبح قهوه میخورم که صبح سرحال باشم توی راه توی خیابون به فایل های شما گوش میدم(خیابون ها هم تاریکه چون صبح زوده. انگار سه نصف شبه از بس تاریک و خلوته)ولی بازم ذهنم امان نمیده.

    نصف دلیلش هم همون تاریکی خیابونه و صبح زود پا شدن.

    توی سرکار هم همش ذهنم کارش مقایسه من با بقیه همکار هامه هی میگه ببین اینا با هم روابط شون خوبه تو هنوز روابط ت خوب نبست هنوز زبانت خوب نشده.

    حالا توجه داشته باشین من خودمو با تینیجر های نیتیو مقایسه میکنم و روابط شون با هم دیگه..اخه لامصب ها حتی اگه انگلیسی حرف میزدن من اوکی میشدم ولی خب زبان سوممه و اونقدر سریع نیستم مثل اونا که زبان اولشونه!!! براشون مثل آب خوردنه.

    بعدشم اخه یکی نیست بگه لامصب من روبات نبستم که. درسته زبان خوندن میتونه مسیرش خیلی کوتاه بشه ولی دیگه ازین کوتاه تر اخه.

    یسری چیزها رو واقعا نمیشه با زور بیشتر درست کرد

    زمان میبره واقعا.

    اینم تا وقتی شما گفتین من قبول کردم

    قبل ازینکه از زبون شما بشنوم استاد ذهنم قبول نمیکرد. همش میگفت تو باید سریع یادبگیری بقیه که کند یادمیگیرن باور هاشون بده. تلاش نکردن. تو باهوشی باید سریع یادبگیری.

    هردفعهههه من سرکار در حد یک نیتیو حرف نمیزدم مغزم منو میخورد

    حالا این بعلاوه احساس بدبختی که ای من مجبورم صبح ساعت شیش پا شم توی هوای تازیک(اینجا تا ساعت هشت هوا روشن نمیشه)اصن جهنمی بود برای من.

    الان فهمیدم این همش شرکه

    اینکه من انتظار دارم بابام بهم پول بده خیره شدم به دست های بابام بجای دست های خدا

    از بابام انتظار دارم بهم پول بده.

    بعد یه کار عادی رو که خیلی از تینیجر های خارجی انجام میدن رو برای من سخت و جهنمی میکنه که حس کنم من چقدر بدبختم دارم اینکارو انجام میدم.

    بعد تازه هی توی سرم میزنه که چرا مثل نیتیو ها نیستم درحالی که من یک سال و دو سه ماهه مهاجرت کردم و زبان اینجا حتی انگلیسی هم نیست یه زبان اسکاندیناویه و یادگیری ش بالاخره زمان میبره. من نمیتونم واقعا تو یکسال نیتیو بشم و تقصیر من هم نیست!

    الانم میتونم حرف بزنم ولی مغزم بخاطر لهجه م منو میکشه. همش از شرک و کمبود اعتماد بنفسه. یکی از همکار هایی که دارم از من سنش خیلی بیشتره فک کنم چهل پنجاه سالشه و دوازده ساله اینجا مهاجرت کرده ولی بازمممم لهجه غلیظ بلغاری داره ولی اعتماد بنفسش انگار چسبیده به سقف از بس بالاست. بعد من از ترس اینکه دوتاکلمه رو اشتباه تلفظ کنم خجالت میکشم.

    خب خداروشکر اصلی تریننننن و بزرگ‌ترین مانع رو امشب برمیداریم(همون شرک ورزیدن و خیره شدن به دست بابام)که ازین به بعد ذهن عزیزم داد و بیداد نکنه که عای بابات باید بهت پول بده. من بنده ی بابام نیستم من بنده ی خدام. خدا باید بهم پول بده و ثروت ها دست خداست بخاطر همین من میرم سرکار تا راه ثروت رو باز کنم و خدا بهم ثروت بی نهایت بده. استاد گفته همیشه باید ورودی داشته باشین منم میخوام همیشه ورودی مالی داشته باشم و مهم نیست که هنوز شغل مورد علاقه مو ندارم، من هنوز جوونم و کلی وقت دارم و دارم برای شغل موردعلاقم هم تلاش میکنم. و اینکه الان ورودی مالی دارم نباید مایه شرم باشه باید برای من مایه افتخار باشه چرا؟چون تو این سن کم شروع کردم کار میکنم و مستقلم پس باید به خودم افتخار کنم نه اینکه به خودم بگم من باید تنبل باشم و از بابام پول بگیرم…هیچکس با پول گرفتن از باباش به جایی نرسیده. همه باید توی یه نقطه ای مستقل بشن و خانواده تا ابد نمیتونه خرج کسی رو بده و منم باید یاد بگیرم چشم هام رو به دست خدا بدوزم نه به دست بابام و اینقدرررر مشرکانه از بابام توقع نداشته باشم منو حمایت مالی کنه. علاوه بر اون نباید به خودم بگم “من میتونستم بشینم خونه و بگیرم بخوابم ولی بجاش دارم میام سرکار”

    باید به خودم بگم “من میتونستم بشینم خونه هیچ کاری نکنم تا لنگ ظهر بخوابم ولی انتخاب کردم ورودی مالی داشته باشم و بیام سرکار و مستقل باشم توی کشوری که هنوز زبان شون رو کامل فول نشدم و این شجاعت منو میرسونه و من باید به خودم افتخار کنم”

    باید به خودم افتخار کنم چون اگه این کار رو نمیکردم نصف لذت های الانم رو نداشتم

    هیچکدوم از لباس های تنم رو نداشتم

    از همین گوشی که دستمه تا انگشتر هام، سویی شرتی که تنمه الان، تیشرت زیرش، شلوارم و دستبند های توی دستم. همرو همرووووو خودم با پول خودم که کار کردم خریدم و پول هیچکدوم رو بابام نداده. من اگه کار نمیکردم نمیتونستم اینهارو بخرم.

    این کار کردن نشونه توحیدی بودن منه و نباید ازش خجالت بکشم و خودمو سرزنش کنم که من چرا مثل تینیجر های دیگه تنبل و راحت طلب نیستم!

    باورتون میشه استاد؟

    ذهن من منو سرزنش میکنه ک چرا مثل بقیه تنبل و راحت طلب نیستم که به زور از خانوادم پول بگیرم.

    فقط برای سه روز کار کردن توی ویکند ها.

    الانم میرم فایل رو گوش بدم که این ترمز گنده و رو اعصاب توی ذهن من یکم شل بشه و وقتی برداشته شد(یا حداقل کمتر شد)یکم سبکی شو حس‌کنم و فردا با حس بهتری برم سرکار…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      خانم اکبرزاده گفته:
      مدت عضویت: 1279 روز

      سلام و درود به دوست عزیز

      چقدر جالب بود کامنتی که نوشتید. فقط انتظارم از خداوند

      باشد ونه از خانواده.

      دوباره به من یاد آوری کردید که روزی رسان بی حساب من فقط و فقط خداوند هست.

      سپاسگزارم.

      ● امیدوارم روزهای عالی پیش رو داشته باشید. از تک تک لحظات زندگی لذت ببرید.

      واین که خیلی ها دوست دارند موقعیت شما را داشته باشند.

      ● نکته اینکه یادگیری زبان زمان می خواهد وکم کم و تکاملی عالی می شوی خودت را تشویق کن ونه سرزنش.

      لهجه و تلفظ را هم خیلی بلد نکن من همیشه برای اینکه خودم را مجبور کنم به یادگیری زبان با خودم تکرار می کردم که

      حتی در تهران همسایگان هم

      ته لهجه دارند و خودم را قانع می کردم اگر اشتباه کردم مهم نیست تصحیح می کنم و بهتر می شوم.

      پس فقط وفقط تمرکز بر زیبایی ها داشته باش و آینده ای درخشان و ناب برای خودت و عزیزانت رقم بزن.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سیاوش گفته:
      مدت عضویت: 1791 روز

      سلام به دوست عزیز

      خوشحالم که داری روی خودت کار میکنی.

      قشنگ درک میکنم چی داری میگی چون خودم توی این شرایط بودم. حالا شما میگی 6 صبح،من 3/5 بیدار میشدم و ذهنم بشدت کلنجار میرفت باهام. اما جای اهرم رنج و لذت رو توی ذهنم تغییر دادم و اون بیدار شدنه برام لذت بخش شد و دیگه انقدر هیجان داشتم که قبل از آلارم گوشیم بیدار میشدم.

      توی زبان هم همیشه فکر میکنیم اگر اشتباه کنیم کل عالم دارن مسخرمون میکنن. اما هرگز اینطور نیست. من همه جا تا اونجایی که بتونم به هلندی صحبت میکنم. اما همیشه با افرادی برخورد میکنم که اتفاقا خیلی خوشحال میشن که دارم زبانشون رو یاد میگیرم و هرجا ببینن دارم اشتباه میگم و یا بلد نیستم،راهنماییم میکنن. وقتی میریم سراغ یه زبانه کمتر شنیده شده،ذهن خیلی مقاومت داره برای یادگیری. اما یه خوبی که داره اینه که میتونیم کلی باگهای شخصیتیمون رو پیدا کنیم. مثلا میبینیم که خودمون رو مقایسه میکنیم یا رومون نمیشه صحبت کنیم. اینها برمیگرده به عزت نفس و احساس لیاقت. پس متوجه میشیم که احساس لیاقت و عزت نفسمون رو باید ارتقاء بدیم. و خیلی چیزهای دیگه که با تمرکز بر نکات مثبت میشه کلی نکته در آورد تا خودمون رو رشد بدیم.

      مورد بعدی اینه که باید خودمون رو تحسین کنیم که داریم برای خواسته هامون اقدام میکنیم. همین سرکار رفتن کلی به زبان کمک میکنه. وقتی پول داری و میتونی برای خودت خرید کنی و بری رستوران و تفریح کنی و دستت توی جیب خودت باشه بهتره و یا اینکه با شرم و خجالت و احساس بد از پدر پول گرفتن؟ کدوم اعتماد به نفس میده به آدم؟ کدوم باعث افتخاره؟ همه اینها جای تحسین داره و توی محل کار کلی میشه از افراد دیگه چیز یاد گرفت و برای بیزنس خودت میتوتی از همین تحارب استفاده کنی.

      تحسینت میکنم و ادامه بده

      شاد و خوشبخت باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: