اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
حدود یک ماه پیش وقتی داشتم با خواهرم صحبت میکردم . اون حدیث رو براش گفتم که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان و مخفیه ….. و براش یه کم راجب باور توحید توضیح دادم …..همین چند روز پیش بهم گفت سمانه از وقتی اون چیزا رو برام توضیح دادی یه جور دیگه به جهان و خدا نگاه میکنم و اون حرفات روم تاثیر گذاشته …..
ته دلم یه خوشحالی عظیمی بود که عاااالی بود ولی جالب اینه که روی لبهام فقط یه لبخند کوچیک نشسته بود …..
استاد اینکه آدمهای زیادی تحت تاثیر صحبتهای شما قرار گرفتن و نظرشون راجب خدا تغییر کرده و بهتر شده خیلی حس خوب و عمیقیه
استاد خوبم تولدتون مبارک …. و الان که دارم به صحبتهاتون گوش میکنم و تصویرتون رو میبینم آرامش در همه ی جنبه ها ی زندگی رو میشه فهمید
خدا به شما قول داد که اگه یکتا پرستی رو اشاعه بدین … بهتون همه چیز میده ….. و داد ….. خدا به وعده ش عمل کرد ……
استاد خوبم قبلا تو فایل قانون آفرینش گفتید رو این قدرت و شهود درونی باید کار کنید تا واضح شه و این حس تقویت شه و بتونید حرفای این حس رو بفهمید …..
و من رو خودم کار کردم … اوایل خیلی کم بود …. اما الان کاملا حس میکنم خدا شخصا به سوالام جوا ب میده و واقعا حس میکنم یه مشاور مطمئن همیشه و هر ساعت کنارمه …..
استاد خوبم منم این باور رو داشتم اینکه همیشه تو تصوراتم این بود که تصور کنم با حس خوب که دوستم برام خونه خریده … برام ماشین مدل بالا خریده …… البته خیلی وقتا هم برام خیلی چیزا میخره و خیلی با هم سفر رفتیم و کلی خوش گذروندم …. اما میخوام بگم منم تو تصوراتم این بود که برام خونه بخره …. به نام من کنه منو سوپرایز کنه ….. ماشین شاسی بخره برام ….. خلاصه …. امروز به این فکرکردم که خودم میتونم …. همون خدایی که به سلیمان همه چیز داد به منم میده اگه باورهامو مثل سلیمان درست کنم …..
استاد خوبم خدای جهان تو این راهی که هستید همیشه یار و یاورتون باشه
ازموقعی که سخن از خدا وباور به خدا گفتی به جانت سوگند حال وروز من بسیار عالی شده است خیلیییییییییی عالی شدم ومیخواهم به شمای عزیز این انگیزه رایادآوری کنم که از موقعی که از خدا سخن میگویید من هم جون گرفته ام واین از لطف خداوند ودست اوست
توجه کرده ای از موقعی که از خدا فایل میگذارید چقدرمشارکت بچه ها زیاد شده زیبا نیست ؟
خود من بیشترین کامنتهایم از زمانی زیاد شده که اازخدا صحبت میکنید
واین میرساند که بیشترین نیاز ما خداوند وتوحید است
بگذاربهتر بگویم از زمانی که شما ازخدا حرف میزنید ومن خداشده کانون توجهم ؛ تمام مشکلاتم عین آبخوردن حل میشود
ای معبود عزیزم ؛ ای خدای ابراهیم ؛ ای که درذره ذره ی این جهان هویدایی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم. که چقدر باعشق تو همه چیز طوردیگر میشود
سلام به خانواده بزرگ عباسمنش،الان که این متن رامینویسم درگیر یک مشکل بزرگ هستم البته ازلحاظ ذهنی،مشکل من مالیه،الان دوسالی هست که دارم فایلای رایگاه استاداگوش میدم وخداراشکر خیلی برام کارسازبوده تومسایل مختلف ولی ازلحاظ مالی هنوز نتیجه ای به اونصورت ندیدم من خیاطم وبارهاوبارهاباخودم عهدبستم تادرامدم راچندبرابر کنم ولی نمیشه ننیدونم گیرم کجاست امروزم براهمین واردسایت شدم وروی دکمه منابه سوی نشانه ام هدایت کن زدم واومدم تواین صفه،خداراشکرمیکنم فایل رادانلود کردم ودیدگاهاراخونذم وازخدامتشکرم واین رامیدونم که مشکل ازخودم وگرنه قوانین خدابراهمه یکسانه واین مسئله بیشترمراناراحت وعصبی میکنه همش میگم چرااعظم چرابرای تونمیشه،پاشنه اشیل زیادی داشتم دارم مرتب روخودم کارمیکنم امیدواربودم تا15همین ماه درامدم به 2یا3برابربرسه ولی تاالان حتی یکبرابرهم نشده ولی بازم امیدوارم چون هنوزیروزمونده ومعتقدم خدادیرنمیکنه وبه زمانبندیش اطمینان دارم پس صبرمیکنم وازرحمتش ناامیدنمیشم وبیشترازهمیشه اوراباوردارم،دوستشدارم ،عاشقشم ،رفیقشم،
خدایا شکرت برای این آگاهی ها و خدایا شکرت که در مدار این آگاهی ها قرار گرفتم
واقعا چقدر عالی بود این جمله، آدم باورش نمیشه که در عرض چند سال به چه نتایج محشر مالی، عاطفی و آرامش برسه با تغییر باورها
خیلی امیدوار شدم، خیلی حالم بهتر شد و احساس عالی دارم از همه نظر ذوق و شوقم بیشتر شد برای ادامه مسیرم و خدایا شکرت که در این مسیر پر از نور هستم
اینکه تو تصوراتمون بیایم تصویر سازی کنیم که فلان چیزی که میخوایم و خواستمون هست از طریق شخصی به ما برسه و یا هدیه داده بشه، یعنی اینقدر از منبع قطعیم و فکر نمی کنیم که ممکنه خدا بخواد از همون اول بدون هیچ واسطه ای و دستی و از طریق خودش به ما اون خواسته رو برسونه
همین که میایم به چگونگی فکر میکنیم یعنی شرک و اینکه بقول استاد در فایل دیگه ای دست خدا رو میبندیم و کار خدا رو که آسان کردن مسیر هست، اون برنامه ریزی هست رو خودمون انجام میدیم
خدای من تنها تو را میپرستم و از تو یاری میخواهم
خداجان چقدر بزرگی و چقدر احتیاج دارم که بت وصل شم بیشتر از همیشه، رب وهابم
خدایا شکرت هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت این هدایت ها و رهنمایی ها خدایا شکرت
و خداوند چقدر واضح با من صحبت میکنه
خدای من من فقط تو را میپرستم و تنها از تو کمک و یاری می خواهم این راه راه حق است راه کسانی هدایت شده استن خدایا شکرت که من هم کز این هدایت شده ها هستم خدایا شکرت خدایا شکرت
و تا به حال هر چی از خداوند خودم خواستم خداوند به من داده هر چی از رب خواستم رب من به من داده خییلی به سادگی و آسانی خدایا شکرت
چقدر آرامش پیدا کردم خدایا شکرت آرامش که قبلاً نداشتم حالا به لطف خدای مهربان پیدا کردم و سپاسگزار خداوند هستم
فایل های استاد واقعا عالی است و هم حس و حال من را خوب می کند و هم اینکه نکات و درس هایی از قوانین این جهان یاد می گیرم که واقعا برای من عالی و فوق العاده و محشر است
داشتن خواسته های عالی و باورهای مناسب و همجهت با خواسته کمک بسیار عالی به من می کند برای دستیابی به خواسته های خودم و رسیدن به اهداف خودم
چقدر استاد عالی گفتند
من با رسیدن به آرزوهایم جهان را جایی بهتر برای زندگی خودم و دیگران می کنم
جهان ما فراوانی است
می توانم از همه چیز به اندازه کافی و به فراوانی داشته باشم
من می توانم همه چیز همه چیز داشته باشم
یاد بگیرم که خودم می توانم همه چیز را داشته باشم
یاد بگیرم که خودم بر ای خودم به تنهایی کافی هستم و می توانم روی خودم حساب کنم تا به موفقیت و پیروزی برسموقتی که من هدف داشته باشم بی شک برای هدف خودم تلاش می کنم و حالم خوب است و همیشه دنبال بهتر شدن خودم هستم یادم باشد که می توانم برای خودم بهترین باشم
یک نکته عالی دیگر برای من این بود که می توانم با ساخت باورهای عالی و خوب به هر آنچه که می خواهم برسم و این باورها همان چیزی است که سالهای سال من از آن غفلت کرده بودم و هیچ وقت به چشم من نمی آمد
امروز یک باور عالی دیگر یاد گرفتم
خداوند از ثروتمند شدن من بی نهایت خوشحال می شود
خدای من از اینکه من ثروتمند بشوم راضی و خوشنود است
من با ثروتمند شدن به خدای خودم نزدیک و نزدیک تر می شوم
اگر این آرزوها به ذهنت آمده به این دلیل است که دست یافتنی است
ما با رسیدن به اهداف و خواسته های مان به جهان کمک می کنم و باعث رشد و گسترش جهان می شویم
این همه رشد و پیشرفت که هرروز صورت می گیرد را قشنگ با وضوح مشاهده می کنیم
با تولیدات و اختراعات هر روز جهان دارد گسترش پیدا می کنند
هر روز زمینه کسب و کار های بشتر فراهم می شود
هرروز افراد بشتری دارند ثروتمند تر می شود
هر روز ماشین های لوکس و با کیفیت بشتر تولید می شود
هر روز خونه ها قشنگ تر و مدرن تر می شود
هر روز سهولت و راحتی بشتری وارد زندگی انسانها می شود
هر روز خلاقیت و نو آوری بشتر صورت می گیرد
استاد چقدر راست و صادقانه از باور های مخرب و محدود کننده اش بیان می کند
آن زمان استاد نگرشش این بوده که افراد که توسط آموزه های من زندگی اش را متحول می کند می آید بعنوان تحفه ماشینی را برای من خریداری می کند و من صاحب ماشین می شوم
اما وقتی این باور های نا درست را تشخیص داده و روی خودش و باور هایش کارمی کند هزاران برابر بشتر از آن ثروت برایش می سازد
که امروز نمونه و الگوی خوبی است برای ما
الگو در تمام جنبه های زندگی
الگوی مناسب در مورد سلامتی
الگوی مناسب در مورد آزادی مالی
الگوی مناسب در مورد آزادی زمانی
الگوی مناسب در مورد آزادی مکانی
الگوی خوبی در مورد روابط قشنگ و عاشقانه
الگوی خوبی در مورد معنویت و عشق پاک به خداوند یکتا و بی همتا
چقدر لذت بخش و قشنگ است داشتن این چنین الگوی مناسب
و من خلی خوشحالم که این چنین انسان سالم و صالح و درست کار را خداوند در مسیر زندگی من قرار داده است و هر روز دارم از زندگیم لذت می برم و خوشحال هستم
در مورد خواسته های خودم بگویم
من هم قبلاً مثل استاد فکر می کردم و همیشه نگرشم این بود که انسانهای دیگری به من کمک کند تا رشد کنم
من برای خودم حتی می نوشتم و چندین تا از این چنین اهداف و خواسته های را داشتم
که من بعنوان سخنران حرفه ای در کشورم برنده می شوم و این باعث می شود که از طرف دولت و خلی از افراد مشهور و نام دار به من بعنوان این که در این بخش خوش درخشیده ام برایم هدیه را در نظر می گیرد و من این هدیه ها را دریافت می کنم و آن وقت من صاحب خونه لوکس در بهترین نقطه شهرم، و صاحب ماشین های لوکس و گران قیمت و حتی این ماشین را با رنگ آن و چی کیفیت های داشته باشد را هم مشخص می کردم
و آن جایگاه محبوبیت و شهرتم را هم یاد داشت می کردم
و همیشه این را در ذهنم پردازش می دادم و به نحوی خودم را در این چنین وضعیت و شرایط مجسم می کردم و فکر می کردم که تنها راه رسیدن به این درجه از زندگی از این طریق است
و همیشه نگاه من به جایگاه بهتری از زندگی به این چنین افراد بود
و هیچ وقت فکر نمی کردم که خداوند مرا به این درجه وجایگاه یا مرحله برساند بلکه فقط به اینها توجه داشتم
تا اینکه چند ماه قبل در یکی از فایل های استاد این موضوع را شیندم و آن زمان با خود فکر کردم که من چقدر شرک داشتم و من چقدر نادان بودم که این چنین فکر می کردم
من خداوند را فراموش کرده بودم و حتی فکری نمی کردم که خداوند بی تواند من را در این چنین جاها برساند
و بعد از شنیدن این صحبت استاد دیگر آن نگرش و افکارم را نادرست خواندم و با خودم گفتم این راه درست نیست
راه درست این است که من باید از خداوند این چنین خواسته های را داشته باشم
او است که هر قدر ثروت و نعمت خواسته باشم برایم می دهد فقط باید باور های مناسب را پیدا کنم و روی آنها کار کنم
یعنی من قبلاً خلی شرک می ورزیدم
از خداوند خواستم که مرا عفو کند که این چنین جایگاه انسانها را بالا برده بودم و خداوند را فراموش کرده بودم
چون ما نسبت به خداوند و عدل خداوند نا آگاه بودیم و حرف های اشتباه را شنیده بودم
با شیندن این چنین صحبت های شرین و راه گشاه استاد چقدر مسیر زندگی ما را هموار تر و ساده تر می سازد
چقدر احساس خوب و خوش را برای ما رقم می زند
با شیندن این آگاهی ها چقدر اتفاقات خوب و خوشایند را برای ما رقم می زند
خلی ممنون و سپاسگذار استاد خوب و نازنینم هستم که راه درست را برای ما نشان می دهد
حال خوب امروزم
من مدتی بود که تصمیم داشتم بروم سفارت افغانستان در تهران که پاسپورت ام را تمدید کنم
چون زمان تمدید پاسپورت من کم مانده بود و از طرفی هم سفارت خلی شلوغ است
چند تا از دوستانم چند باری رفته بود و صحبت می کرد که شلوغ است و نوبت نمی رسد و باید چند روز را در این بخش باید وقت بگذاری
و بدلیل هرج ومرج در سفارت کار تان در یک دو روز انجام نمی شود
اما من این نگرش را نداشتم و نظر به درک که حالا از قانون دارم
امروز صبح وقت تر رفتم سفارت و دیدم که جمعیت زیاد است و در صف منتظر بودیم و من هندز فری را گذاشتم تو گوشم و فایل جلسه هفتم دوازده قدم را می شیندم و احساس خوبی داشتم
وقتی کار را شروع کردن و افرادی که جلوی من بودن رفتند داخل که پاسپورت های شأن را تحویل دهد و مدتی را صبر کردم و به نکات مثبت این فضا و کارمندانش متمرکز بودم و در ذهنم کار های خوبی که داشتند انجام می دادند را تحسین می کردم از اینکه راهنمای بهتری داشتند و بر خورد های مناسب تری داشتند نگاه می کردم
وقتی نوبت من رسید دیدم که کارمندان اینجا خلی رفتار خوب و محترمانه دارد
و کار های اداری من خلی راحت و سریع انجام شد و من در ذهنم سپاسگذاری می کردم
و در هر بخشی که رفتم خلی جالب بود به نحوی کار من زود تر انجام می شد که حتی برای خودم تعجب آور بود
می دیدم که افراد که قبل من بود به دلیلی کارش به مشکل می خورد و آنجا من را صدا می کرد و کار من خلی راحت و سریع انجام شد
و این پروسه در زمان خلی کمی انجام شد و پاسپورت های مان را تحویل دادیم و گفتند که لحظه ای باید صبر کنید تا پاسپورت ها تمدید شود
و در این مدت من چند تا از دوستان را دیدم که با دیدن اینها کلی خوشحال شدم و صحبت کردیم
و بعدا پاسپورت های ما را آوردند و تحویل گرفتیم و من خلی خوشحال بودم
و سر شار از حس سپاسگذاری و شکر گذاری بودم
واقعا من اینجا احساس خوب داشتن را درک کردم
واقعا من اینجا برخورد خوب و شایسته کارمندان سفارت را دیدم در حالیکه دوستانم شاکی بودند
و من کلی از خداوند تشکری کردم
کاری که باید حد اقل دو روز طول می کشید تا انجام شود برای من مدت دو الی سه ساعت انجام شد و کلی خوشحال بودم و شادمان
و چون من اول صبح این روزم را این چنین در تمرین ستاره قطبی نوشته بودم
و این کارم روی تمرین ستاره قطبی خلی تاثیر گذار است و اینجا برایم باور پذیر شد که من خالق زندگی و اتفاقات زندگی ام هستم
من در صلح بودن با خودم را اینجا قشنگ درک کردم
من اینجا داشتن احساس خوب و نتایج اتفاقات خوب را درک کردم
من اینجا سپاسگذاری و شکر گذاری را درک کردم
من اینجا توجه کردن به نکات مثبت افراد را درک کردم
من اینجا نتایج تحسین کردن کارهای درست دیگران را درک کردم
خدای بسیار خوبم ممنون و سپاسگذارم بابت همه نعمت ها و فرصت های که در زندگیم دادی
استاد من اصلا فکرشو نمیکردم اینکه ته ذهنم میخوام بابام پولدار باشه و بهم پول بده شرکه!!!
خیلی تعجب کردم هنوز تو شوکم.
اصلا تا حالا فکر نکرده بودم این فکر درسته یا نه
ولی میدونین
هردفعههههه من میخوام برم سرکار
چون صبح زود باید بیدار بشم(ویکند ها میزم سرکار و روزهای عادی میرم مدرسه)ذهنم هردفعه میکوبه توی سرم که چرا داری کار میکنی الان بقیه همسن و سال های تو دارن حال میکنن میگیرن میخوابن توی ویکند ها، میرن مسافرت میرن دور میزنن چون بابای پولدار دارن بعد تو باید سر صبح بری کار کنی.
یعنی من هر هفته چندروز قبل از شروع کارم کلی احساس ناراحتی و استرس میاد سراغم و کلی فایل گوش میدم و شب قبلش کلی خودمو آروم میکنم زود میخوابم صبح قهوه میخورم که صبح سرحال باشم توی راه توی خیابون به فایل های شما گوش میدم(خیابون ها هم تاریکه چون صبح زوده. انگار سه نصف شبه از بس تاریک و خلوته)ولی بازم ذهنم امان نمیده.
نصف دلیلش هم همون تاریکی خیابونه و صبح زود پا شدن.
توی سرکار هم همش ذهنم کارش مقایسه من با بقیه همکار هامه هی میگه ببین اینا با هم روابط شون خوبه تو هنوز روابط ت خوب نبست هنوز زبانت خوب نشده.
حالا توجه داشته باشین من خودمو با تینیجر های نیتیو مقایسه میکنم و روابط شون با هم دیگه..اخه لامصب ها حتی اگه انگلیسی حرف میزدن من اوکی میشدم ولی خب زبان سوممه و اونقدر سریع نیستم مثل اونا که زبان اولشونه!!! براشون مثل آب خوردنه.
بعدشم اخه یکی نیست بگه لامصب من روبات نبستم که. درسته زبان خوندن میتونه مسیرش خیلی کوتاه بشه ولی دیگه ازین کوتاه تر اخه.
یسری چیزها رو واقعا نمیشه با زور بیشتر درست کرد
زمان میبره واقعا.
اینم تا وقتی شما گفتین من قبول کردم
قبل ازینکه از زبون شما بشنوم استاد ذهنم قبول نمیکرد. همش میگفت تو باید سریع یادبگیری بقیه که کند یادمیگیرن باور هاشون بده. تلاش نکردن. تو باهوشی باید سریع یادبگیری.
هردفعهههه من سرکار در حد یک نیتیو حرف نمیزدم مغزم منو میخورد
حالا این بعلاوه احساس بدبختی که ای من مجبورم صبح ساعت شیش پا شم توی هوای تازیک(اینجا تا ساعت هشت هوا روشن نمیشه)اصن جهنمی بود برای من.
الان فهمیدم این همش شرکه
اینکه من انتظار دارم بابام بهم پول بده خیره شدم به دست های بابام بجای دست های خدا
از بابام انتظار دارم بهم پول بده.
بعد یه کار عادی رو که خیلی از تینیجر های خارجی انجام میدن رو برای من سخت و جهنمی میکنه که حس کنم من چقدر بدبختم دارم اینکارو انجام میدم.
بعد تازه هی توی سرم میزنه که چرا مثل نیتیو ها نیستم درحالی که من یک سال و دو سه ماهه مهاجرت کردم و زبان اینجا حتی انگلیسی هم نیست یه زبان اسکاندیناویه و یادگیری ش بالاخره زمان میبره. من نمیتونم واقعا تو یکسال نیتیو بشم و تقصیر من هم نیست!
الانم میتونم حرف بزنم ولی مغزم بخاطر لهجه م منو میکشه. همش از شرک و کمبود اعتماد بنفسه. یکی از همکار هایی که دارم از من سنش خیلی بیشتره فک کنم چهل پنجاه سالشه و دوازده ساله اینجا مهاجرت کرده ولی بازمممم لهجه غلیظ بلغاری داره ولی اعتماد بنفسش انگار چسبیده به سقف از بس بالاست. بعد من از ترس اینکه دوتاکلمه رو اشتباه تلفظ کنم خجالت میکشم.
خب خداروشکر اصلی تریننننن و بزرگترین مانع رو امشب برمیداریم(همون شرک ورزیدن و خیره شدن به دست بابام)که ازین به بعد ذهن عزیزم داد و بیداد نکنه که عای بابات باید بهت پول بده. من بنده ی بابام نیستم من بنده ی خدام. خدا باید بهم پول بده و ثروت ها دست خداست بخاطر همین من میرم سرکار تا راه ثروت رو باز کنم و خدا بهم ثروت بی نهایت بده. استاد گفته همیشه باید ورودی داشته باشین منم میخوام همیشه ورودی مالی داشته باشم و مهم نیست که هنوز شغل مورد علاقه مو ندارم، من هنوز جوونم و کلی وقت دارم و دارم برای شغل موردعلاقم هم تلاش میکنم. و اینکه الان ورودی مالی دارم نباید مایه شرم باشه باید برای من مایه افتخار باشه چرا؟چون تو این سن کم شروع کردم کار میکنم و مستقلم پس باید به خودم افتخار کنم نه اینکه به خودم بگم من باید تنبل باشم و از بابام پول بگیرم…هیچکس با پول گرفتن از باباش به جایی نرسیده. همه باید توی یه نقطه ای مستقل بشن و خانواده تا ابد نمیتونه خرج کسی رو بده و منم باید یاد بگیرم چشم هام رو به دست خدا بدوزم نه به دست بابام و اینقدرررر مشرکانه از بابام توقع نداشته باشم منو حمایت مالی کنه. علاوه بر اون نباید به خودم بگم “من میتونستم بشینم خونه و بگیرم بخوابم ولی بجاش دارم میام سرکار”
باید به خودم بگم “من میتونستم بشینم خونه هیچ کاری نکنم تا لنگ ظهر بخوابم ولی انتخاب کردم ورودی مالی داشته باشم و بیام سرکار و مستقل باشم توی کشوری که هنوز زبان شون رو کامل فول نشدم و این شجاعت منو میرسونه و من باید به خودم افتخار کنم”
باید به خودم افتخار کنم چون اگه این کار رو نمیکردم نصف لذت های الانم رو نداشتم
هیچکدوم از لباس های تنم رو نداشتم
از همین گوشی که دستمه تا انگشتر هام، سویی شرتی که تنمه الان، تیشرت زیرش، شلوارم و دستبند های توی دستم. همرو همرووووو خودم با پول خودم که کار کردم خریدم و پول هیچکدوم رو بابام نداده. من اگه کار نمیکردم نمیتونستم اینهارو بخرم.
این کار کردن نشونه توحیدی بودن منه و نباید ازش خجالت بکشم و خودمو سرزنش کنم که من چرا مثل تینیجر های دیگه تنبل و راحت طلب نیستم!
باورتون میشه استاد؟
ذهن من منو سرزنش میکنه ک چرا مثل بقیه تنبل و راحت طلب نیستم که به زور از خانوادم پول بگیرم.
فقط برای سه روز کار کردن توی ویکند ها.
الانم میرم فایل رو گوش بدم که این ترمز گنده و رو اعصاب توی ذهن من یکم شل بشه و وقتی برداشته شد(یا حداقل کمتر شد)یکم سبکی شو حسکنم و فردا با حس بهتری برم سرکار…
قشنگ درک میکنم چی داری میگی چون خودم توی این شرایط بودم. حالا شما میگی 6 صبح،من 3/5 بیدار میشدم و ذهنم بشدت کلنجار میرفت باهام. اما جای اهرم رنج و لذت رو توی ذهنم تغییر دادم و اون بیدار شدنه برام لذت بخش شد و دیگه انقدر هیجان داشتم که قبل از آلارم گوشیم بیدار میشدم.
توی زبان هم همیشه فکر میکنیم اگر اشتباه کنیم کل عالم دارن مسخرمون میکنن. اما هرگز اینطور نیست. من همه جا تا اونجایی که بتونم به هلندی صحبت میکنم. اما همیشه با افرادی برخورد میکنم که اتفاقا خیلی خوشحال میشن که دارم زبانشون رو یاد میگیرم و هرجا ببینن دارم اشتباه میگم و یا بلد نیستم،راهنماییم میکنن. وقتی میریم سراغ یه زبانه کمتر شنیده شده،ذهن خیلی مقاومت داره برای یادگیری. اما یه خوبی که داره اینه که میتونیم کلی باگهای شخصیتیمون رو پیدا کنیم. مثلا میبینیم که خودمون رو مقایسه میکنیم یا رومون نمیشه صحبت کنیم. اینها برمیگرده به عزت نفس و احساس لیاقت. پس متوجه میشیم که احساس لیاقت و عزت نفسمون رو باید ارتقاء بدیم. و خیلی چیزهای دیگه که با تمرکز بر نکات مثبت میشه کلی نکته در آورد تا خودمون رو رشد بدیم.
مورد بعدی اینه که باید خودمون رو تحسین کنیم که داریم برای خواسته هامون اقدام میکنیم. همین سرکار رفتن کلی به زبان کمک میکنه. وقتی پول داری و میتونی برای خودت خرید کنی و بری رستوران و تفریح کنی و دستت توی جیب خودت باشه بهتره و یا اینکه با شرم و خجالت و احساس بد از پدر پول گرفتن؟ کدوم اعتماد به نفس میده به آدم؟ کدوم باعث افتخاره؟ همه اینها جای تحسین داره و توی محل کار کلی میشه از افراد دیگه چیز یاد گرفت و برای بیزنس خودت میتوتی از همین تحارب استفاده کنی.
سلام استاد خوبم
حدود یک ماه پیش وقتی داشتم با خواهرم صحبت میکردم . اون حدیث رو براش گفتم که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان و مخفیه ….. و براش یه کم راجب باور توحید توضیح دادم …..همین چند روز پیش بهم گفت سمانه از وقتی اون چیزا رو برام توضیح دادی یه جور دیگه به جهان و خدا نگاه میکنم و اون حرفات روم تاثیر گذاشته …..
ته دلم یه خوشحالی عظیمی بود که عاااالی بود ولی جالب اینه که روی لبهام فقط یه لبخند کوچیک نشسته بود …..
استاد اینکه آدمهای زیادی تحت تاثیر صحبتهای شما قرار گرفتن و نظرشون راجب خدا تغییر کرده و بهتر شده خیلی حس خوب و عمیقیه
استاد خوبم تولدتون مبارک …. و الان که دارم به صحبتهاتون گوش میکنم و تصویرتون رو میبینم آرامش در همه ی جنبه ها ی زندگی رو میشه فهمید
خدا به شما قول داد که اگه یکتا پرستی رو اشاعه بدین … بهتون همه چیز میده ….. و داد ….. خدا به وعده ش عمل کرد ……
استاد خوبم قبلا تو فایل قانون آفرینش گفتید رو این قدرت و شهود درونی باید کار کنید تا واضح شه و این حس تقویت شه و بتونید حرفای این حس رو بفهمید …..
و من رو خودم کار کردم … اوایل خیلی کم بود …. اما الان کاملا حس میکنم خدا شخصا به سوالام جوا ب میده و واقعا حس میکنم یه مشاور مطمئن همیشه و هر ساعت کنارمه …..
استاد خوبم منم این باور رو داشتم اینکه همیشه تو تصوراتم این بود که تصور کنم با حس خوب که دوستم برام خونه خریده … برام ماشین مدل بالا خریده …… البته خیلی وقتا هم برام خیلی چیزا میخره و خیلی با هم سفر رفتیم و کلی خوش گذروندم …. اما میخوام بگم منم تو تصوراتم این بود که برام خونه بخره …. به نام من کنه منو سوپرایز کنه ….. ماشین شاسی بخره برام ….. خلاصه …. امروز به این فکرکردم که خودم میتونم …. همون خدایی که به سلیمان همه چیز داد به منم میده اگه باورهامو مثل سلیمان درست کنم …..
استاد خوبم خدای جهان تو این راهی که هستید همیشه یار و یاورتون باشه
همیشه خوش تیپ و جوووون و شاداب باشید
استاد سلام سلااااااااااااااااام که سلام اوست
جناب آقای عباسمنش عزیز میخواهم حرف دلم رابگویم
ازموقعی که سخن از خدا وباور به خدا گفتی به جانت سوگند حال وروز من بسیار عالی شده است خیلیییییییییی عالی شدم ومیخواهم به شمای عزیز این انگیزه رایادآوری کنم که از موقعی که از خدا سخن میگویید من هم جون گرفته ام واین از لطف خداوند ودست اوست
توجه کرده ای از موقعی که از خدا فایل میگذارید چقدرمشارکت بچه ها زیاد شده زیبا نیست ؟
خود من بیشترین کامنتهایم از زمانی زیاد شده که اازخدا صحبت میکنید
واین میرساند که بیشترین نیاز ما خداوند وتوحید است
بگذاربهتر بگویم از زمانی که شما ازخدا حرف میزنید ومن خداشده کانون توجهم ؛ تمام مشکلاتم عین آبخوردن حل میشود
ای معبود عزیزم ؛ ای خدای ابراهیم ؛ ای که درذره ذره ی این جهان هویدایی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم. که چقدر باعشق تو همه چیز طوردیگر میشود
اونشته درنظر ،من به کجا نظر کنم
اوگرفته شهر دل ؛ من به کجا سفر کنم
الان گرفتم که پیوتر یعنی چه ؟
یعنی حضور خدا
که من خدا رادیدم
فهمیدم ودریافتم که همه چیز تویی
ِِِِِِِ………………
سپاس رفیق قدرتمندم که حالا پیدات کردم
سلام به خانواده بزرگ عباسمنش،الان که این متن رامینویسم درگیر یک مشکل بزرگ هستم البته ازلحاظ ذهنی،مشکل من مالیه،الان دوسالی هست که دارم فایلای رایگاه استاداگوش میدم وخداراشکر خیلی برام کارسازبوده تومسایل مختلف ولی ازلحاظ مالی هنوز نتیجه ای به اونصورت ندیدم من خیاطم وبارهاوبارهاباخودم عهدبستم تادرامدم راچندبرابر کنم ولی نمیشه ننیدونم گیرم کجاست امروزم براهمین واردسایت شدم وروی دکمه منابه سوی نشانه ام هدایت کن زدم واومدم تواین صفه،خداراشکرمیکنم فایل رادانلود کردم ودیدگاهاراخونذم وازخدامتشکرم واین رامیدونم که مشکل ازخودم وگرنه قوانین خدابراهمه یکسانه واین مسئله بیشترمراناراحت وعصبی میکنه همش میگم چرااعظم چرابرای تونمیشه،پاشنه اشیل زیادی داشتم دارم مرتب روخودم کارمیکنم امیدواربودم تا15همین ماه درامدم به 2یا3برابربرسه ولی تاالان حتی یکبرابرهم نشده ولی بازم امیدوارم چون هنوزیروزمونده ومعتقدم خدادیرنمیکنه وبه زمانبندیش اطمینان دارم پس صبرمیکنم وازرحمتش ناامیدنمیشم وبیشترازهمیشه اوراباوردارم،دوستشدارم ،عاشقشم ،رفیقشم،
برایتان بهترین های خداوجهان هستی رامیخاهم.
روزتون بخیر،منتظرخبرهای خوبم باشین استادعزیز
به نام رب وهابم، رب غفور و رحیمم
سلام به خانواده عزیز و ارزشمندم
روز هفدهم
خدایا شکرت برای این آگاهی ها و خدایا شکرت که در مدار این آگاهی ها قرار گرفتم
واقعا چقدر عالی بود این جمله، آدم باورش نمیشه که در عرض چند سال به چه نتایج محشر مالی، عاطفی و آرامش برسه با تغییر باورها
خیلی امیدوار شدم، خیلی حالم بهتر شد و احساس عالی دارم از همه نظر ذوق و شوقم بیشتر شد برای ادامه مسیرم و خدایا شکرت که در این مسیر پر از نور هستم
اینکه تو تصوراتمون بیایم تصویر سازی کنیم که فلان چیزی که میخوایم و خواستمون هست از طریق شخصی به ما برسه و یا هدیه داده بشه، یعنی اینقدر از منبع قطعیم و فکر نمی کنیم که ممکنه خدا بخواد از همون اول بدون هیچ واسطه ای و دستی و از طریق خودش به ما اون خواسته رو برسونه
همین که میایم به چگونگی فکر میکنیم یعنی شرک و اینکه بقول استاد در فایل دیگه ای دست خدا رو میبندیم و کار خدا رو که آسان کردن مسیر هست، اون برنامه ریزی هست رو خودمون انجام میدیم
خدای من تنها تو را میپرستم و از تو یاری میخواهم
خداجان چقدر بزرگی و چقدر احتیاج دارم که بت وصل شم بیشتر از همیشه، رب وهابم
عاشقتم استاد
عاشقتونم بچه ها
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
در پناه الله باشید
به نام خداوند مهربان و بخشنده
97مین روز سفر نامه من
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان عزیزم
خدایا شکرت هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت این هدایت ها و رهنمایی ها خدایا شکرت
و خداوند چقدر واضح با من صحبت میکنه
خدای من من فقط تو را میپرستم و تنها از تو کمک و یاری می خواهم این راه راه حق است راه کسانی هدایت شده استن خدایا شکرت که من هم کز این هدایت شده ها هستم خدایا شکرت خدایا شکرت
و تا به حال هر چی از خداوند خودم خواستم خداوند به من داده هر چی از رب خواستم رب من به من داده خییلی به سادگی و آسانی خدایا شکرت
چقدر آرامش پیدا کردم خدایا شکرت آرامش که قبلاً نداشتم حالا به لطف خدای مهربان پیدا کردم و سپاسگزار خداوند هستم
رد پای من
سلام بر استاد عزیز
سلام بر دوستان خوب خودم
فایل های استاد واقعا عالی است و هم حس و حال من را خوب می کند و هم اینکه نکات و درس هایی از قوانین این جهان یاد می گیرم که واقعا برای من عالی و فوق العاده و محشر است
داشتن خواسته های عالی و باورهای مناسب و همجهت با خواسته کمک بسیار عالی به من می کند برای دستیابی به خواسته های خودم و رسیدن به اهداف خودم
چقدر استاد عالی گفتند
من با رسیدن به آرزوهایم جهان را جایی بهتر برای زندگی خودم و دیگران می کنم
جهان ما فراوانی است
می توانم از همه چیز به اندازه کافی و به فراوانی داشته باشم
من می توانم همه چیز همه چیز داشته باشم
یاد بگیرم که خودم می توانم همه چیز را داشته باشم
یاد بگیرم که خودم بر ای خودم به تنهایی کافی هستم و می توانم روی خودم حساب کنم تا به موفقیت و پیروزی برسموقتی که من هدف داشته باشم بی شک برای هدف خودم تلاش می کنم و حالم خوب است و همیشه دنبال بهتر شدن خودم هستم یادم باشد که می توانم برای خودم بهترین باشم
یک نکته عالی دیگر برای من این بود که می توانم با ساخت باورهای عالی و خوب به هر آنچه که می خواهم برسم و این باورها همان چیزی است که سالهای سال من از آن غفلت کرده بودم و هیچ وقت به چشم من نمی آمد
امروز یک باور عالی دیگر یاد گرفتم
خداوند از ثروتمند شدن من بی نهایت خوشحال می شود
خدای من از اینکه من ثروتمند بشوم راضی و خوشنود است
من با ثروتمند شدن به خدای خودم نزدیک و نزدیک تر می شوم
سپاس از خدای مهربان
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام خدمت استاد عباس منش گرامی و خانم شایسته
سلام خدمت دوستان گلم
چقدر این فایل آگاهی خوب و خالص داشت برای من
چقدر لذت بردم و خوشحال شدم
تمام آرزو ها دست یافتنی است
اگر این آرزوها به ذهنت آمده به این دلیل است که دست یافتنی است
ما با رسیدن به اهداف و خواسته های مان به جهان کمک می کنم و باعث رشد و گسترش جهان می شویم
این همه رشد و پیشرفت که هرروز صورت می گیرد را قشنگ با وضوح مشاهده می کنیم
با تولیدات و اختراعات هر روز جهان دارد گسترش پیدا می کنند
هر روز زمینه کسب و کار های بشتر فراهم می شود
هرروز افراد بشتری دارند ثروتمند تر می شود
هر روز ماشین های لوکس و با کیفیت بشتر تولید می شود
هر روز خونه ها قشنگ تر و مدرن تر می شود
هر روز سهولت و راحتی بشتری وارد زندگی انسانها می شود
هر روز خلاقیت و نو آوری بشتر صورت می گیرد
استاد چقدر راست و صادقانه از باور های مخرب و محدود کننده اش بیان می کند
آن زمان استاد نگرشش این بوده که افراد که توسط آموزه های من زندگی اش را متحول می کند می آید بعنوان تحفه ماشینی را برای من خریداری می کند و من صاحب ماشین می شوم
اما وقتی این باور های نا درست را تشخیص داده و روی خودش و باور هایش کارمی کند هزاران برابر بشتر از آن ثروت برایش می سازد
که امروز نمونه و الگوی خوبی است برای ما
الگو در تمام جنبه های زندگی
الگوی مناسب در مورد سلامتی
الگوی مناسب در مورد آزادی مالی
الگوی مناسب در مورد آزادی زمانی
الگوی مناسب در مورد آزادی مکانی
الگوی خوبی در مورد روابط قشنگ و عاشقانه
الگوی خوبی در مورد معنویت و عشق پاک به خداوند یکتا و بی همتا
چقدر لذت بخش و قشنگ است داشتن این چنین الگوی مناسب
و من خلی خوشحالم که این چنین انسان سالم و صالح و درست کار را خداوند در مسیر زندگی من قرار داده است و هر روز دارم از زندگیم لذت می برم و خوشحال هستم
در مورد خواسته های خودم بگویم
من هم قبلاً مثل استاد فکر می کردم و همیشه نگرشم این بود که انسانهای دیگری به من کمک کند تا رشد کنم
من برای خودم حتی می نوشتم و چندین تا از این چنین اهداف و خواسته های را داشتم
که من بعنوان سخنران حرفه ای در کشورم برنده می شوم و این باعث می شود که از طرف دولت و خلی از افراد مشهور و نام دار به من بعنوان این که در این بخش خوش درخشیده ام برایم هدیه را در نظر می گیرد و من این هدیه ها را دریافت می کنم و آن وقت من صاحب خونه لوکس در بهترین نقطه شهرم، و صاحب ماشین های لوکس و گران قیمت و حتی این ماشین را با رنگ آن و چی کیفیت های داشته باشد را هم مشخص می کردم
و آن جایگاه محبوبیت و شهرتم را هم یاد داشت می کردم
و همیشه این را در ذهنم پردازش می دادم و به نحوی خودم را در این چنین وضعیت و شرایط مجسم می کردم و فکر می کردم که تنها راه رسیدن به این درجه از زندگی از این طریق است
و همیشه نگاه من به جایگاه بهتری از زندگی به این چنین افراد بود
و هیچ وقت فکر نمی کردم که خداوند مرا به این درجه وجایگاه یا مرحله برساند بلکه فقط به اینها توجه داشتم
تا اینکه چند ماه قبل در یکی از فایل های استاد این موضوع را شیندم و آن زمان با خود فکر کردم که من چقدر شرک داشتم و من چقدر نادان بودم که این چنین فکر می کردم
من خداوند را فراموش کرده بودم و حتی فکری نمی کردم که خداوند بی تواند من را در این چنین جاها برساند
و بعد از شنیدن این صحبت استاد دیگر آن نگرش و افکارم را نادرست خواندم و با خودم گفتم این راه درست نیست
راه درست این است که من باید از خداوند این چنین خواسته های را داشته باشم
او است که هر قدر ثروت و نعمت خواسته باشم برایم می دهد فقط باید باور های مناسب را پیدا کنم و روی آنها کار کنم
یعنی من قبلاً خلی شرک می ورزیدم
از خداوند خواستم که مرا عفو کند که این چنین جایگاه انسانها را بالا برده بودم و خداوند را فراموش کرده بودم
چون ما نسبت به خداوند و عدل خداوند نا آگاه بودیم و حرف های اشتباه را شنیده بودم
با شیندن این چنین صحبت های شرین و راه گشاه استاد چقدر مسیر زندگی ما را هموار تر و ساده تر می سازد
چقدر احساس خوب و خوش را برای ما رقم می زند
با شیندن این آگاهی ها چقدر اتفاقات خوب و خوشایند را برای ما رقم می زند
خلی ممنون و سپاسگذار استاد خوب و نازنینم هستم که راه درست را برای ما نشان می دهد
حال خوب امروزم
من مدتی بود که تصمیم داشتم بروم سفارت افغانستان در تهران که پاسپورت ام را تمدید کنم
چون زمان تمدید پاسپورت من کم مانده بود و از طرفی هم سفارت خلی شلوغ است
چند تا از دوستانم چند باری رفته بود و صحبت می کرد که شلوغ است و نوبت نمی رسد و باید چند روز را در این بخش باید وقت بگذاری
و بدلیل هرج ومرج در سفارت کار تان در یک دو روز انجام نمی شود
اما من این نگرش را نداشتم و نظر به درک که حالا از قانون دارم
امروز صبح وقت تر رفتم سفارت و دیدم که جمعیت زیاد است و در صف منتظر بودیم و من هندز فری را گذاشتم تو گوشم و فایل جلسه هفتم دوازده قدم را می شیندم و احساس خوبی داشتم
وقتی کار را شروع کردن و افرادی که جلوی من بودن رفتند داخل که پاسپورت های شأن را تحویل دهد و مدتی را صبر کردم و به نکات مثبت این فضا و کارمندانش متمرکز بودم و در ذهنم کار های خوبی که داشتند انجام می دادند را تحسین می کردم از اینکه راهنمای بهتری داشتند و بر خورد های مناسب تری داشتند نگاه می کردم
وقتی نوبت من رسید دیدم که کارمندان اینجا خلی رفتار خوب و محترمانه دارد
و کار های اداری من خلی راحت و سریع انجام شد و من در ذهنم سپاسگذاری می کردم
و در هر بخشی که رفتم خلی جالب بود به نحوی کار من زود تر انجام می شد که حتی برای خودم تعجب آور بود
می دیدم که افراد که قبل من بود به دلیلی کارش به مشکل می خورد و آنجا من را صدا می کرد و کار من خلی راحت و سریع انجام شد
و این پروسه در زمان خلی کمی انجام شد و پاسپورت های مان را تحویل دادیم و گفتند که لحظه ای باید صبر کنید تا پاسپورت ها تمدید شود
و در این مدت من چند تا از دوستان را دیدم که با دیدن اینها کلی خوشحال شدم و صحبت کردیم
و بعدا پاسپورت های ما را آوردند و تحویل گرفتیم و من خلی خوشحال بودم
و سر شار از حس سپاسگذاری و شکر گذاری بودم
واقعا من اینجا احساس خوب داشتن را درک کردم
واقعا من اینجا برخورد خوب و شایسته کارمندان سفارت را دیدم در حالیکه دوستانم شاکی بودند
و من کلی از خداوند تشکری کردم
کاری که باید حد اقل دو روز طول می کشید تا انجام شود برای من مدت دو الی سه ساعت انجام شد و کلی خوشحال بودم و شادمان
و چون من اول صبح این روزم را این چنین در تمرین ستاره قطبی نوشته بودم
و این کارم روی تمرین ستاره قطبی خلی تاثیر گذار است و اینجا برایم باور پذیر شد که من خالق زندگی و اتفاقات زندگی ام هستم
من در صلح بودن با خودم را اینجا قشنگ درک کردم
من اینجا داشتن احساس خوب و نتایج اتفاقات خوب را درک کردم
من اینجا سپاسگذاری و شکر گذاری را درک کردم
من اینجا توجه کردن به نکات مثبت افراد را درک کردم
من اینجا نتایج تحسین کردن کارهای درست دیگران را درک کردم
خدای بسیار خوبم ممنون و سپاسگذارم بابت همه نعمت ها و فرصت های که در زندگیم دادی
به نام خدا
نوزدهمین اگاهی
خواسته هامو به طور واضح مشخص کنم و باورهای مناسب برای رسیدن به خواسته هامو ایجاد کنم
تمام اهداف رویاها و ارزوها و خواسته ها دست یافتنی هستند
ما با رسیدن به هر خواسته و ارزومون به پیشرفت جهان کمک میکنیم ما دستی از دستان خداوند میشیم که با رسیدن به ارزومون دیگرانو به ارزوسون میرسونیم
با رسیدن به ارزوهامون جهان رو جای بهتری هم برای خودمون و هم دیگران میکنیم
همه چیز باوره باور خیلی مهمه
اگر ارتباط بین ما با یکتا پرستی و خداوند درست بشه همه خودش درست میشه
استاد من اصلا فکرشو نمیکردم اینکه ته ذهنم میخوام بابام پولدار باشه و بهم پول بده شرکه!!!
خیلی تعجب کردم هنوز تو شوکم.
اصلا تا حالا فکر نکرده بودم این فکر درسته یا نه
ولی میدونین
هردفعههههه من میخوام برم سرکار
چون صبح زود باید بیدار بشم(ویکند ها میزم سرکار و روزهای عادی میرم مدرسه)ذهنم هردفعه میکوبه توی سرم که چرا داری کار میکنی الان بقیه همسن و سال های تو دارن حال میکنن میگیرن میخوابن توی ویکند ها، میرن مسافرت میرن دور میزنن چون بابای پولدار دارن بعد تو باید سر صبح بری کار کنی.
یعنی من هر هفته چندروز قبل از شروع کارم کلی احساس ناراحتی و استرس میاد سراغم و کلی فایل گوش میدم و شب قبلش کلی خودمو آروم میکنم زود میخوابم صبح قهوه میخورم که صبح سرحال باشم توی راه توی خیابون به فایل های شما گوش میدم(خیابون ها هم تاریکه چون صبح زوده. انگار سه نصف شبه از بس تاریک و خلوته)ولی بازم ذهنم امان نمیده.
نصف دلیلش هم همون تاریکی خیابونه و صبح زود پا شدن.
توی سرکار هم همش ذهنم کارش مقایسه من با بقیه همکار هامه هی میگه ببین اینا با هم روابط شون خوبه تو هنوز روابط ت خوب نبست هنوز زبانت خوب نشده.
حالا توجه داشته باشین من خودمو با تینیجر های نیتیو مقایسه میکنم و روابط شون با هم دیگه..اخه لامصب ها حتی اگه انگلیسی حرف میزدن من اوکی میشدم ولی خب زبان سوممه و اونقدر سریع نیستم مثل اونا که زبان اولشونه!!! براشون مثل آب خوردنه.
بعدشم اخه یکی نیست بگه لامصب من روبات نبستم که. درسته زبان خوندن میتونه مسیرش خیلی کوتاه بشه ولی دیگه ازین کوتاه تر اخه.
یسری چیزها رو واقعا نمیشه با زور بیشتر درست کرد
زمان میبره واقعا.
اینم تا وقتی شما گفتین من قبول کردم
قبل ازینکه از زبون شما بشنوم استاد ذهنم قبول نمیکرد. همش میگفت تو باید سریع یادبگیری بقیه که کند یادمیگیرن باور هاشون بده. تلاش نکردن. تو باهوشی باید سریع یادبگیری.
هردفعهههه من سرکار در حد یک نیتیو حرف نمیزدم مغزم منو میخورد
حالا این بعلاوه احساس بدبختی که ای من مجبورم صبح ساعت شیش پا شم توی هوای تازیک(اینجا تا ساعت هشت هوا روشن نمیشه)اصن جهنمی بود برای من.
الان فهمیدم این همش شرکه
اینکه من انتظار دارم بابام بهم پول بده خیره شدم به دست های بابام بجای دست های خدا
از بابام انتظار دارم بهم پول بده.
بعد یه کار عادی رو که خیلی از تینیجر های خارجی انجام میدن رو برای من سخت و جهنمی میکنه که حس کنم من چقدر بدبختم دارم اینکارو انجام میدم.
بعد تازه هی توی سرم میزنه که چرا مثل نیتیو ها نیستم درحالی که من یک سال و دو سه ماهه مهاجرت کردم و زبان اینجا حتی انگلیسی هم نیست یه زبان اسکاندیناویه و یادگیری ش بالاخره زمان میبره. من نمیتونم واقعا تو یکسال نیتیو بشم و تقصیر من هم نیست!
الانم میتونم حرف بزنم ولی مغزم بخاطر لهجه م منو میکشه. همش از شرک و کمبود اعتماد بنفسه. یکی از همکار هایی که دارم از من سنش خیلی بیشتره فک کنم چهل پنجاه سالشه و دوازده ساله اینجا مهاجرت کرده ولی بازمممم لهجه غلیظ بلغاری داره ولی اعتماد بنفسش انگار چسبیده به سقف از بس بالاست. بعد من از ترس اینکه دوتاکلمه رو اشتباه تلفظ کنم خجالت میکشم.
خب خداروشکر اصلی تریننننن و بزرگترین مانع رو امشب برمیداریم(همون شرک ورزیدن و خیره شدن به دست بابام)که ازین به بعد ذهن عزیزم داد و بیداد نکنه که عای بابات باید بهت پول بده. من بنده ی بابام نیستم من بنده ی خدام. خدا باید بهم پول بده و ثروت ها دست خداست بخاطر همین من میرم سرکار تا راه ثروت رو باز کنم و خدا بهم ثروت بی نهایت بده. استاد گفته همیشه باید ورودی داشته باشین منم میخوام همیشه ورودی مالی داشته باشم و مهم نیست که هنوز شغل مورد علاقه مو ندارم، من هنوز جوونم و کلی وقت دارم و دارم برای شغل موردعلاقم هم تلاش میکنم. و اینکه الان ورودی مالی دارم نباید مایه شرم باشه باید برای من مایه افتخار باشه چرا؟چون تو این سن کم شروع کردم کار میکنم و مستقلم پس باید به خودم افتخار کنم نه اینکه به خودم بگم من باید تنبل باشم و از بابام پول بگیرم…هیچکس با پول گرفتن از باباش به جایی نرسیده. همه باید توی یه نقطه ای مستقل بشن و خانواده تا ابد نمیتونه خرج کسی رو بده و منم باید یاد بگیرم چشم هام رو به دست خدا بدوزم نه به دست بابام و اینقدرررر مشرکانه از بابام توقع نداشته باشم منو حمایت مالی کنه. علاوه بر اون نباید به خودم بگم “من میتونستم بشینم خونه و بگیرم بخوابم ولی بجاش دارم میام سرکار”
باید به خودم بگم “من میتونستم بشینم خونه هیچ کاری نکنم تا لنگ ظهر بخوابم ولی انتخاب کردم ورودی مالی داشته باشم و بیام سرکار و مستقل باشم توی کشوری که هنوز زبان شون رو کامل فول نشدم و این شجاعت منو میرسونه و من باید به خودم افتخار کنم”
باید به خودم افتخار کنم چون اگه این کار رو نمیکردم نصف لذت های الانم رو نداشتم
هیچکدوم از لباس های تنم رو نداشتم
از همین گوشی که دستمه تا انگشتر هام، سویی شرتی که تنمه الان، تیشرت زیرش، شلوارم و دستبند های توی دستم. همرو همرووووو خودم با پول خودم که کار کردم خریدم و پول هیچکدوم رو بابام نداده. من اگه کار نمیکردم نمیتونستم اینهارو بخرم.
این کار کردن نشونه توحیدی بودن منه و نباید ازش خجالت بکشم و خودمو سرزنش کنم که من چرا مثل تینیجر های دیگه تنبل و راحت طلب نیستم!
باورتون میشه استاد؟
ذهن من منو سرزنش میکنه ک چرا مثل بقیه تنبل و راحت طلب نیستم که به زور از خانوادم پول بگیرم.
فقط برای سه روز کار کردن توی ویکند ها.
الانم میرم فایل رو گوش بدم که این ترمز گنده و رو اعصاب توی ذهن من یکم شل بشه و وقتی برداشته شد(یا حداقل کمتر شد)یکم سبکی شو حسکنم و فردا با حس بهتری برم سرکار…
سلام و درود به دوست عزیز
چقدر جالب بود کامنتی که نوشتید. فقط انتظارم از خداوند
باشد ونه از خانواده.
دوباره به من یاد آوری کردید که روزی رسان بی حساب من فقط و فقط خداوند هست.
سپاسگزارم.
● امیدوارم روزهای عالی پیش رو داشته باشید. از تک تک لحظات زندگی لذت ببرید.
واین که خیلی ها دوست دارند موقعیت شما را داشته باشند.
● نکته اینکه یادگیری زبان زمان می خواهد وکم کم و تکاملی عالی می شوی خودت را تشویق کن ونه سرزنش.
لهجه و تلفظ را هم خیلی بلد نکن من همیشه برای اینکه خودم را مجبور کنم به یادگیری زبان با خودم تکرار می کردم که
حتی در تهران همسایگان هم
ته لهجه دارند و خودم را قانع می کردم اگر اشتباه کردم مهم نیست تصحیح می کنم و بهتر می شوم.
پس فقط وفقط تمرکز بر زیبایی ها داشته باش و آینده ای درخشان و ناب برای خودت و عزیزانت رقم بزن.
سلام به دوست عزیز
خوشحالم که داری روی خودت کار میکنی.
قشنگ درک میکنم چی داری میگی چون خودم توی این شرایط بودم. حالا شما میگی 6 صبح،من 3/5 بیدار میشدم و ذهنم بشدت کلنجار میرفت باهام. اما جای اهرم رنج و لذت رو توی ذهنم تغییر دادم و اون بیدار شدنه برام لذت بخش شد و دیگه انقدر هیجان داشتم که قبل از آلارم گوشیم بیدار میشدم.
توی زبان هم همیشه فکر میکنیم اگر اشتباه کنیم کل عالم دارن مسخرمون میکنن. اما هرگز اینطور نیست. من همه جا تا اونجایی که بتونم به هلندی صحبت میکنم. اما همیشه با افرادی برخورد میکنم که اتفاقا خیلی خوشحال میشن که دارم زبانشون رو یاد میگیرم و هرجا ببینن دارم اشتباه میگم و یا بلد نیستم،راهنماییم میکنن. وقتی میریم سراغ یه زبانه کمتر شنیده شده،ذهن خیلی مقاومت داره برای یادگیری. اما یه خوبی که داره اینه که میتونیم کلی باگهای شخصیتیمون رو پیدا کنیم. مثلا میبینیم که خودمون رو مقایسه میکنیم یا رومون نمیشه صحبت کنیم. اینها برمیگرده به عزت نفس و احساس لیاقت. پس متوجه میشیم که احساس لیاقت و عزت نفسمون رو باید ارتقاء بدیم. و خیلی چیزهای دیگه که با تمرکز بر نکات مثبت میشه کلی نکته در آورد تا خودمون رو رشد بدیم.
مورد بعدی اینه که باید خودمون رو تحسین کنیم که داریم برای خواسته هامون اقدام میکنیم. همین سرکار رفتن کلی به زبان کمک میکنه. وقتی پول داری و میتونی برای خودت خرید کنی و بری رستوران و تفریح کنی و دستت توی جیب خودت باشه بهتره و یا اینکه با شرم و خجالت و احساس بد از پدر پول گرفتن؟ کدوم اعتماد به نفس میده به آدم؟ کدوم باعث افتخاره؟ همه اینها جای تحسین داره و توی محل کار کلی میشه از افراد دیگه چیز یاد گرفت و برای بیزنس خودت میتوتی از همین تحارب استفاده کنی.
تحسینت میکنم و ادامه بده
شاد و خوشبخت باشی
سلام استاد عزیزم ،استاد عباس منش از صمیم قلبم دوستتون دارم .خیلییییییی .همین نیم ساعت پیش ازخدا خواستم حالمو عالی کنه خواستم ارامش بده نفسام کند شده بود.اومدم اینجا توحید عملی 3را دانلود کردم و نگاه کردم به لطف خدای وهابم مثل همیشه زنده شدم وحالم عالی شد.مثل فرشته ها ازسمت خدا میاین وحالرادمو عالی میکنید.استاد جان از خدا سپاسگزارم وازشما هم سپاسگزارم.
اصلا یکی از دلایل عشق شدیدمن به حرفای شما واسه اینه که همه چی را به خدا ربط میدین
من همیشه همین جور دوست داشتم باشم از اول .به لطف خدا
چون همه چیز خداست.
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم
بهر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان روی زیبای ته وینم
باباطاهر
استاد عباس منش عزیزدلم.دوستتون دارم خیلی زیاد.بازم میگم تولدتون مبارک