اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر خوبه ک کدها برای ادم باز میشه ، چ احساس خوبیه . من این فایل رو قبلا گوش داده بودم . اما امروز دوباره گوش کردم . خیلی وقته ک باخودم میگم ک با همین شرایط فعلی میشه همه چیز ب نفع ما باشه اما امروز با مثال شما تازه باورش کردم . واقعا تازه با تمام وجود درکش کردم و فهمیدم در مدار درست بودن دقیقا چیه و چه طور نتیجه میده . مرسی استاد خوبم . عاشقتممممممممم❤
ترجمه : هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مىکند و او را از جایى که گمان ندارد روزى میدهد و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می کند
سللام بر شما عزیزان یکتاپرست وسلام بر بزرگترین دانشکاه موفقیت .
بله جان جانان : خدا برای همه ما کافی کافی است همین
مشکل اساسی اینجاست که ما در طول این زندگی بد آموزش دیدیم وحالا که وارد مسیری جدید شده ایم ذهنمان مقاومت میکند . بابا ولش کن؟ این آقای عباسمنش حالش خوب است ونمیداند ما چه مشکلاتی داریم . واینجور نجواها ….. بله عزیزان باید برنامه ریزی ذهنمان را تغییر بدهیم واین زمان میبرد
من الان به جایی رسیده ام که سخن وکلام این آدم که از کلش نور بیرون میزنه عین وحی خداوند 100٪ قبول دارم . وهر بار که مشکلی یا کاری برایم پیش می آید با یاد آوردن سخن این انسان پرازنور ؛ مشکلم به راحتی حل میشود .
بله جان جانان : وقتی باورهایت عوض شد همه چیز تو عوض میشود . هدایت میشوی اما تا حالا ما چنین دستورهایی وراهکارهایی ندیدیم که باورشان کنیم . اما این حقیر با قلبم حس میکنم وایمان 100٪ دارم که استاد چقققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققدر درست میگویند
هیچ محدودیتی نیست عزیزان ؛ فقط خودمان با افکار وفرکانسهایمان محدودیتیم .
من چند روز پیش برای انجام کاری همراه همسر عزیزم به سمت تهران حرکت کردیم ودقیقا عین ماجرای استاد در اون سمینار برایم اتفاق افتاد .موقع حرکت دستم رامشت کردم ومیبوسیدمش . همسرم میگفت :چته ؟ دیوانه شدی ؟
گفتم نه . این یکی از میلیاردها دست خداوند است که محکم گرفتمش تا کمکم کند . بعد از کلی کارها به محل انجام کارم رسیدم ودوتا سرباز که آنجا بودند . گفتند دیر آمدی تعطیل است باید بری فردا بیایی
در همین لحظه دست خدا ظاهر شد ، ویک آقایی به من گفت .داداش اینها نمیدانند .کار تو پیش اون کانتینر آبی است باید بروی آنجا . اما من به این هدایت توجه نکردم
خلاصه روز بعد آمدیم همانجا ورفتیم داخل . بعد از کلی اینور وآنور متوجه 100٪ شدم که همان آقا درست گفتند وکار من اونجاست .همان سوله آبی
عزیزان وقتی از خداوند میخواهید ،واقعاخداوند شما راهدایت 100٪ میکند فقط باور کنید
جهان وتمام آفرینش ازرشد وتوسعه حمایت میکند به شرط باور شما
خداوند هر لحظه حواسش به شما است اگرشما هم قلبا پذیرای خداوند باشید وواقعا من درتمام زندگیم حضور ان نور آن شکر،آن جان جانان راحس میکنم وهمیشه خیلی خوب مرا یاری داده است وپیوسته سجده ی شگر به جای می آورم
واقعا مشکل مااز آنجاست که تا حالا کسی به ما نگفته که ای انسانها ; باورکنید نزدیکترینها به شما خداوند است وهمش منتظریم که مثلا یک مرجع تقلید یا یک آدم بسیار بزرگ اینو به ما بگوید که باورکنیم
خدا نزدیک است واگر ازش دعوت کنی میاد خونت. خدادعوت کردنی است. باآن همه قدرتش وتواناییش ; نه منشی دارد نه مسئول دفتری. ..
راحت. بی واسطه. ازش بخواه. باتمام قلبت. بعد ببین برات چکارمیکنه.
من هروقت مشکلی داشتم وعین یه بچه کوچک که از باباش یا مامانش چیزی را میخواهد. میگویم خداجون توکمکم کن. وهمیشه ازجایی به من کمک کرده است که اصلا فکرش نمیکردم به آن خدایی که درذره به ذره این جهان لخت وعریان است هیچوقت من درزندگیم نبوده که کمک ازش بخواهم ودست رد به سینه من بزند
من چون درزندگیم دستهای خدا رادیده ام. دیگه برایم عادی عادی شده وهمیشه میبینم که لطف ورحمت وکمک خدا از جنس لطف وکمک انسانها نیست
یک روز پول نداشتم ( دارم گریه شوق میکنم. …) 125 هزار احتیاج داشتم صبح همسرم موقع خروج از خانه گفت: مردی که پول نداشته باشد به چه درد میخورد ؟؟؟!!!!
آمدم محل کارم. طاقت نیاوردم واز اداره زدم بیرون. موقع خروج باحرفی از ژرفای وجودم گفتم ;خدایا مگر نمیگی که من همه ی بنده هایم رادوست دارم. پس من بنده ی تونیستم پس کو قدرتت که به هرکاری قادری. …
در همین فکر قدم زنان از اداره بیرون آمدم. درست در دو قدمی ؟؟؟!!!! نگهبان فرماندهی استان ؟؟!!!!!!(سبحان الله. الله اکبر) یک پلاستیک سیاه رنگ به زمین افتاده بود
برداشمتش الله اکبر الله اکبر
یک صد دلاری +5عدد پنج هزار تومانی
ای قربونت تو شنوایی توهرلحظه باکسی هستی که از قلبش صدایت میکند
رفیق عزیز جان ؛ ای کسی که فرشته های دربار خدا به توومن سجده کرده اند قدر بزرگی وجانشینی خودت را در این کره خاکی بدون وایمان داشته باش که آن شکر ؛ آن جان جانان. خیلیییییییییییی حواسش بتو است خیلیییییییییییی دوستت دارد
در این دو ماهی که با استاد عباسمنش آشنا شدم و از فایل های رایگان استاد استفاده کرده ام ،یه عالمه اتفاق های خوب و بامزه برام افتاده و در حال رخ دادنه .
از رفتار دوستان و آشنایان با من ، سفارش های مشتری هایم و چراغ های راهنمایی و رانندگی که همش برام سبزه ، از خوشحالی خنده ام میگره و انگار دنیا دست به دست هم داده تا من رو در هر لحظه شاد نگه داره . تمام کانال ها و پیج های شبکه مجازی رو بستم ، و تمام تمرکزم را بر روی صحبت های استاد قرار دادم و دیگه هیچ کتاب و یا مطلبی در زمینه موفقیت نمیخوانم . من همیشه عادت دارم وقتی که یه مسئله و مشکلی داشته باشم ،از خدا سوال میپرسم و خدا مهربون خیلی زود جواب رو بهم میرسونه ، برای تغییر باورهام از خدا سوال پرسیدم و خداوند ،آقای عباسمنش عزیز رو سر راه من قرار داد . خدایا شکرت
و هنگامی که استاد فایل جدیدی روی سایت قرار میدهند با شوق فراوان شروع به دیدن فایل میکنم ،
آقای عباسمنش اگه مطلب من رو میخونید ، میخواستم ازتون تشکر کنم و بگم یک دنیا ممنونم ازتون بابت قلب مهربون و شخصیت خوبتون ، . توی عمرم انسانی به خوبی شما ندیدم . شما یک اسطوره و یک الگوی برای من هستید .
دوست دارم خواسته ام در مورد خانه دلخواهم را بنویسم:
همیشه در ذهنم آپارتمان می خواستم در کنارش فایل ها استاد را دیدم دلم ویلا و باغ هم خواست . در کنارش یادم افتاد خاله ام در اوین یک خانه باغ دارد . من هم دلم خانه باغ می خواهد . خاله ام همراه با مادرشوهرش و برادرشوهرهایش که هر کدام یک خانه در این باغ دارند و هر کدام خانه مستقل خود را دارند زندگی می کنند.
من هم خانه دو طبقه در باغ دوست دارم . طبقه اولش یک خواب و هال و آشپزخانه و طبقه بالا دو خواب و هال دارد که می شود به عنوان اتاق کار و ورزش هم استفاده کرد . در حقیقت تصویرش مانند قبل است همان تمیز مرتب و نوساز بودن را دوست دارم و این که تلویزیون در طبقه دوم باشد . سکوت و آرامش را دوست دارم . این که راحت در باغ باشم و گیاهان و در ختان برسم یا میوه بچینم را دوست دارم .حتی حیوانات اهلی را دوست دارم .
خب اینجا جایی است که ادم دوست دارد در مورد اهدافش حرف بزند بلکه روحیه هم می گیرد.
نکته زیبایی که یاد گرفتم این بود که وقتی که من در مدار درست باشم الهامات به من می گوید که چگونه عمل کنم و به چه راهی بروم
بدون اینکه بخواهم به اخبار و ایده ها نگاه کنم و فکر کنم
استاد واقعا صحبت های عالی در مورد ثروت و مدار ها داشتند
این حسی که استاد از آن حرف می زنند هیچ چیز نیست جز داشتن اعتماد به دستهای هدایتگر جهان هستی
نکته زیبایی دیگر هم این بود برای من که
فاصله بین فکر کردن و عمل کردن من باید صفر باشد و کمترین زمان را طی کند
نتیجه طبیعی تغییر مدار این است که به من گفته می شود و من می توانم با عمل کردن به آن گفته ها به موفقیت و پیروزی برسم
یاد گرفتم که
وقتی که من مدار خودم را تغییر بدهم هدایت می شوم به سمتی که برای من بهتر است و جهان هستی افراد و مکان ها و موقعیت هایی را سر راه من قرار می دهد که در جهت مدار من برای کمک کردن و بهتر شدن زندگی من خواهد بود
هر اتفاقی که بیافتد هیچ تاثیری در زندگی من ندارد و این من هستم که به آن قدرت می دهم
یادم باشد که خداوند برای من کافی است
خداوند برای من از هر کس دیگری بیشتر برای من لازم است
من خالق زندگی خودم هستم و خداوند این جهان را در اختیار من قرار داده است
ممنونم استاد مهربان بخاطر این دوره های عالی و زندگی ساز
امشب (چهارشنبه 2/19) جایی بودم که چندنفری با استاد اشنا بودند.و بجز من و یکی دیگه همگی علیه همه استاد و همینطور دیگر اساتید موفقیت حرفایی زدند که صادقانه اولش یکم دلم لرزید.اینم بگم که از وقتی با استاد اشنا شدم و دنبال کردم مباحث و دیدگاهشون رو به ارامشی خاص و جواب بسیاری از سوالاتم رسیدم.و این نوع نگاه به خداوند و جهان با ندای درونی من بسیار سازگار هست و به همین خاطر تا جایی که تونستم حرف های استاد رو رعایت کردم و یکی از اتفاقهای جالبی که برام افتاده اینه که میبینم که چقدر قوانین رو نبست به همون هایی که پشت سر استاد حرف میزنن درک کردم. میدونید چی میگفتن؟میگفتن که عباسمنش هم با پول ما به اینجا رسیده.اگه واقعا راست میگه ثروت ساختن راحته و با تجسم میشه ثروت ساخت چرا محصولاتش رو رایگان در اختیار مردم نمیزاره.و واقعا چقدر خنده داره این حرفاشون.من باهاشون هیچ بحثی نکردم و فقط با دوستم که هم عقیده و هم فرکانس من بود 30 ثانیه حرف زدم و بهش گفتم هرچی اتفاقات رو میبینم تو زندگیم به دیدگاه استاد بیشتر یقین پیدا میکنم.گفتم اونا با استاد اشنا شدند ولی چون در مدار و فرکانس ما نبودند و نیستند نمیتونن درک کنند.و حتی به دوستم گفتم که استاد که بنده خدا اینهمه فایل رایگان گذاشته و حتی خودشون دهها بار گفتن بابا اول فایل رایگان های منو دنبال کنید اگر نتیجه نگرفتید نیازی نیست دیگه بقیه مسیر رو ادامه بدید.خدایا من بی نهایت ازت سپاسگذارم بخاطر این عقل و فطرتی که بهم هدیه کردی تا بتونم بفهمم.و بینهایت سپاسگذارم بخاطر حضورم در این جمع دوست داشتنی و حقیقت جویی که میتونم بفهمم چی میگن و حس کنم پیشرفت و طی کردن مسیر تکاملم رو.
خواستم اینو بگم که از این اتفاقات زیاد میفته و مهم اینه که من فهمیدم که باید به سبک شخصیم زندگی کنم.اینم بگم راستی من چند وقته دیگه دنبال دانش و اطلاعات نیستم بلکه دنبال راهی برای رسیدن به خداوند(آرامش)هستم و به همین خاطر اصلا ریسک نمیکنم که این مسیری که فعلا دارم طی میکنم و هرروز ارامش بیشتری بهم میده رو با مسیری دیگه خواه کتاب های جدید خواه استاد های جدید و خواه هر چیز جدید دیگه ای عوض کنم.مگر هماهنگ کردن خودم با خداوند و قوانینش و کتاب قران.
این نشانه ی من در یکشنبه 27 مهر 99 هست. موقعی که صبح اولین کار مهمی که انجام دادم رفتن به سایت دیوار و ثبت یک آگهی استخدام… واقعا نمیدونستم چی بنویسم و چه کسانی قراره این آگهی رو بخونن…
جالبه که بدون سرمایه گذاری من صاحب یک کسب و کار کوچولو شدم به طرزی که همکار و البته مدیر اصلی دفترمون کل کارهای دفتر رو سپرده به من و حتی تصمیم نیرو گرفتن یا اخراج کردن هم به عهده من گذاشته.
وقتی کمی به عقب تر نگاه میکنم واقعا چقدر آرام و قشنگ در این مسیر قدم برداشتم و کلا انگار هدایتی بود اما اصلا خودم متوجه این قضیه نبودم.
من هنوز یکسال نمیشه که در این دفتر استخدام شدم و شروع کردم به کار کردن. در زمانی که همسرم جوری مریض بود که استراحت مطلق بود و بی پولی یک بحران شده بود و من باید یک مدیریت بحران میکردم و کمی هم خودمو بیشتر و جدی تر سرگرم میکردم. کمی بیشتر به درآمد فکر میکردم کمی بیشتر قدر پول درآوردن رو میدونستم. کمی بیشتر به خودم و توانایی های خودم بها میدادم و کمی بیشتر روی باورهای پولسازی ام کار میکردم…
پارسال هم کمی روی خودم کار میکردم مثل همیشه برای رشد شخصی ام تلاش میکردم دست و پاشکسته. آهسته اما تقریبا پیوسته… پارسال تمرکز صد روی دیدن سفر به دور آمریکا (شده پول کم داشتیم اما اینترنت میخریدیم تا بتونیم فایل دانلود کنیم. اولش همسرم زیاد همراه نبود اما اونم همراه تر شد و حالش رو به بهبودی رفت. بنظرم هنوز که هنوزه باید روی سلامتی اش کار کنه.ولی از دیسک و دردهای بی امان و شب بیداری ها خبری نیست)تمرکز روی مدیریت مسائل و حل آن ها بودم.
الان هم به عنوا یک مدیر تازه وارد باید مدیریت مسائل جدیدتری رو حل کنم.
البته نیرو عوض کردن مسئله سختی نیست اما واقعا کمی وقتم رو میگیره. نمیدونم شاید باید روی این باورم کار کنم.
اما با وجودی که همکار فعلی زمانی که گفت قراردادشو نمیخواد تمدید کنه و مایل هست نیاد. نگران نشدم ناراحت نشدم و حتی نترسیدم. درسته که براش وقت گذاشتم و کلی چیز بهش یاد دادم یک دانشجویی که سابقه کار نداشت و صفر کیلومتر بود رو باهاش کنار اومدم و کلی کمکش کردم اما اصلا و به هیچ وجه ناراحت نیستم که قراره بره. . برام اتفاقا چالش باحالی شد که کمی دوباره خودمو جدی تر بگیرم.(خصوصا موقع مصاحبه با خانم هایی که میان وطرز فکرهای مختلف میبینم واقعا جالبه و دوست دارم…خداجون شکرت) من مطمئنم انتخاب درست برای نیروی جدید که قراره بیاد خواهم گرفت و با سبک مدیریتی خودم.با فرد شایسته در زمان مناسب مواجه میشوم و قطعا پر از خیر و برکت خواهد بود…
من اصلا نگران اوضاع فعلی حاکم بر دنیا یا جامعه یا ایران نیستم. حتی گران شدن روز به روزی اجناس…من تلاش میکنم راهی پیدا کنم برای بیشتر پول ساختن و استفاده درست از فرصت ها و از همه مهم تر اینکه مهم ترین کار اینه که روی خودم بیشتر کار کنم. من اول باید مدیریت خودم و تغییرشخصیت خودم رو داشته و تمرکز روی خودم باشه و بعد محل کار یا مدیریت چیزها یا اشخاص دیگه…
چه حرف جالبی زدم یهو خودم خوشم اومد. پس باز هم با این شرابط فعلی من پرقدرت و با اراده روی خودم کار میکنم. چون من فردی منضبط هستم و طبق قانون بقای اصلح برای باقی ماندن و برای رشد و پیشرفت باید جز بهترین های خودم باشم و همیشه ورژن خوبی از خودم به نمایش بگذارم.
پس اینو اینجا مینویسم تا یادم باشه که شرایط بیرون و استخدام فرد کار الویت دار من نیست. کار مهم هر لحظه من کار کردن روی خودم و توکل صد درصدی به الله یکتا و متعال هست.
خدا جون کمکم کن تا بتونم از صالحین و هدایت یافتگان باشم.
سلام استاد عزیزمممم
چقدر خوبه ک کدها برای ادم باز میشه ، چ احساس خوبیه . من این فایل رو قبلا گوش داده بودم . اما امروز دوباره گوش کردم . خیلی وقته ک باخودم میگم ک با همین شرایط فعلی میشه همه چیز ب نفع ما باشه اما امروز با مثال شما تازه باورش کردم . واقعا تازه با تمام وجود درکش کردم و فهمیدم در مدار درست بودن دقیقا چیه و چه طور نتیجه میده . مرسی استاد خوبم . عاشقتممممممممم❤
به نام خدای هدایتگرم
سلامی گرم به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته مهربانم
یک چیزی درباره فرکانس جدیدا یاد گرفتم یا بهتره بگم یادآوری شد بهم
هممون حتما شنیدیم که یکی گفته داشتم روی خودم کار میکردم ولی بصورت ناباورانه همون کاری هم که داشتم از دست دادم..و شرایطم بدتر شد
من به /خاطرم آمدم/ تغییر فرکانس به این صورته که هر چی توی هر فرکانسی داری باید بزاری
برای همون فرکانس بمونه
یک دلیلی که برای تصدیق این پیدا کردم اینه که دین ما خیلی درباره انفاق و بخشش سفارش کرده
ادیان و گرایشات دیگر هم این بخشش رو دارن
و هممون شنیدیم یا تجربه کردیم که بعد از این بخشش چه در هایی باز شده
اون درهایی که باز میشن ،وارد شدن در فرکانس دیگر هست
چون این تغییر فرکانس به همین شکل که توضیح دادم ،نرم نرم اتفاق میوفته ما متوجه اش نمیشیم ،اگر
با بخشش تغییر کنه
ولی در شرایط غیر بخشش همون اتفاق میوفته که طرف میگه همونی هم که داشتم از دست دادم
چند بار تا حالا استاد از بخشش زندگیش گفته و چطور وارد فرکانس بعدی شده
اونجایی که کل زندگی رو توی بندرعباس بخشیدن و وارد اون فرکانس بزرگ شدن در تهران
موقعی که دوباره همه چیو فروختن و بخشیدن اومدن آمریکا
و
مثالهایی دیگر که ما از اطرافیانمون شنیدیم
.
.دیدم اینجا استاد از فرکانس گفتن منم حس کردم این چیزی که برام یادآوری شده رو با شما به اشتراک بزارم
همه چیز یک یادآوریه
چون در ضمیر ما همه چیز قرار داده شده است
سلام دوست عزیز
آیه : وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْث لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
ترجمه : هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مىکند و او را از جایى که گمان ندارد روزى میدهد و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می کند
سللام بر شما عزیزان یکتاپرست وسلام بر بزرگترین دانشکاه موفقیت .
بله جان جانان : خدا برای همه ما کافی کافی است همین
مشکل اساسی اینجاست که ما در طول این زندگی بد آموزش دیدیم وحالا که وارد مسیری جدید شده ایم ذهنمان مقاومت میکند . بابا ولش کن؟ این آقای عباسمنش حالش خوب است ونمیداند ما چه مشکلاتی داریم . واینجور نجواها ….. بله عزیزان باید برنامه ریزی ذهنمان را تغییر بدهیم واین زمان میبرد
من الان به جایی رسیده ام که سخن وکلام این آدم که از کلش نور بیرون میزنه عین وحی خداوند 100٪ قبول دارم . وهر بار که مشکلی یا کاری برایم پیش می آید با یاد آوردن سخن این انسان پرازنور ؛ مشکلم به راحتی حل میشود .
بله جان جانان : وقتی باورهایت عوض شد همه چیز تو عوض میشود . هدایت میشوی اما تا حالا ما چنین دستورهایی وراهکارهایی ندیدیم که باورشان کنیم . اما این حقیر با قلبم حس میکنم وایمان 100٪ دارم که استاد چقققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققدر درست میگویند
هیچ محدودیتی نیست عزیزان ؛ فقط خودمان با افکار وفرکانسهایمان محدودیتیم .
من چند روز پیش برای انجام کاری همراه همسر عزیزم به سمت تهران حرکت کردیم ودقیقا عین ماجرای استاد در اون سمینار برایم اتفاق افتاد .موقع حرکت دستم رامشت کردم ومیبوسیدمش . همسرم میگفت :چته ؟ دیوانه شدی ؟
گفتم نه . این یکی از میلیاردها دست خداوند است که محکم گرفتمش تا کمکم کند . بعد از کلی کارها به محل انجام کارم رسیدم ودوتا سرباز که آنجا بودند . گفتند دیر آمدی تعطیل است باید بری فردا بیایی
در همین لحظه دست خدا ظاهر شد ، ویک آقایی به من گفت .داداش اینها نمیدانند .کار تو پیش اون کانتینر آبی است باید بروی آنجا . اما من به این هدایت توجه نکردم
خلاصه روز بعد آمدیم همانجا ورفتیم داخل . بعد از کلی اینور وآنور متوجه 100٪ شدم که همان آقا درست گفتند وکار من اونجاست .همان سوله آبی
عزیزان وقتی از خداوند میخواهید ،واقعاخداوند شما راهدایت 100٪ میکند فقط باور کنید
جهان وتمام آفرینش ازرشد وتوسعه حمایت میکند به شرط باور شما
خداوند هر لحظه حواسش به شما است اگرشما هم قلبا پذیرای خداوند باشید وواقعا من درتمام زندگیم حضور ان نور آن شکر،آن جان جانان راحس میکنم وهمیشه خیلی خوب مرا یاری داده است وپیوسته سجده ی شگر به جای می آورم
معبودم سپاسگزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم
خدا نگهدارتان
آقا رحیم سلااااااااام . ممنونم از کامنت زیباتون خیلی خوشم میاد که از اعماق وجودتون و از صمیم قلب کامنت مینویسیم. خداروشکر
سلام مهرداد عزیز
واقعا مشکل مااز آنجاست که تا حالا کسی به ما نگفته که ای انسانها ; باورکنید نزدیکترینها به شما خداوند است وهمش منتظریم که مثلا یک مرجع تقلید یا یک آدم بسیار بزرگ اینو به ما بگوید که باورکنیم
خدا نزدیک است واگر ازش دعوت کنی میاد خونت. خدادعوت کردنی است. باآن همه قدرتش وتواناییش ; نه منشی دارد نه مسئول دفتری. ..
راحت. بی واسطه. ازش بخواه. باتمام قلبت. بعد ببین برات چکارمیکنه.
من هروقت مشکلی داشتم وعین یه بچه کوچک که از باباش یا مامانش چیزی را میخواهد. میگویم خداجون توکمکم کن. وهمیشه ازجایی به من کمک کرده است که اصلا فکرش نمیکردم به آن خدایی که درذره به ذره این جهان لخت وعریان است هیچوقت من درزندگیم نبوده که کمک ازش بخواهم ودست رد به سینه من بزند
من چون درزندگیم دستهای خدا رادیده ام. دیگه برایم عادی عادی شده وهمیشه میبینم که لطف ورحمت وکمک خدا از جنس لطف وکمک انسانها نیست
یک روز پول نداشتم ( دارم گریه شوق میکنم. …) 125 هزار احتیاج داشتم صبح همسرم موقع خروج از خانه گفت: مردی که پول نداشته باشد به چه درد میخورد ؟؟؟!!!!
آمدم محل کارم. طاقت نیاوردم واز اداره زدم بیرون. موقع خروج باحرفی از ژرفای وجودم گفتم ;خدایا مگر نمیگی که من همه ی بنده هایم رادوست دارم. پس من بنده ی تونیستم پس کو قدرتت که به هرکاری قادری. …
در همین فکر قدم زنان از اداره بیرون آمدم. درست در دو قدمی ؟؟؟!!!! نگهبان فرماندهی استان ؟؟!!!!!!(سبحان الله. الله اکبر) یک پلاستیک سیاه رنگ به زمین افتاده بود
برداشمتش الله اکبر الله اکبر
یک صد دلاری +5عدد پنج هزار تومانی
ای قربونت تو شنوایی توهرلحظه باکسی هستی که از قلبش صدایت میکند
رفیق عزیز جان ؛ ای کسی که فرشته های دربار خدا به توومن سجده کرده اند قدر بزرگی وجانشینی خودت را در این کره خاکی بدون وایمان داشته باش که آن شکر ؛ آن جان جانان. خیلیییییییییییی حواسش بتو است خیلیییییییییییی دوستت دارد
معبود خوشگلم خداجونم دوستت دارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خدانگهدار تو ومن است به شرط باورش همین
صاحبم دوستت دارم
سلام . روز همگیتون بخیر و شادی
در این دو ماهی که با استاد عباسمنش آشنا شدم و از فایل های رایگان استاد استفاده کرده ام ،یه عالمه اتفاق های خوب و بامزه برام افتاده و در حال رخ دادنه .
از رفتار دوستان و آشنایان با من ، سفارش های مشتری هایم و چراغ های راهنمایی و رانندگی که همش برام سبزه ، از خوشحالی خنده ام میگره و انگار دنیا دست به دست هم داده تا من رو در هر لحظه شاد نگه داره . تمام کانال ها و پیج های شبکه مجازی رو بستم ، و تمام تمرکزم را بر روی صحبت های استاد قرار دادم و دیگه هیچ کتاب و یا مطلبی در زمینه موفقیت نمیخوانم . من همیشه عادت دارم وقتی که یه مسئله و مشکلی داشته باشم ،از خدا سوال میپرسم و خدا مهربون خیلی زود جواب رو بهم میرسونه ، برای تغییر باورهام از خدا سوال پرسیدم و خداوند ،آقای عباسمنش عزیز رو سر راه من قرار داد . خدایا شکرت
و هنگامی که استاد فایل جدیدی روی سایت قرار میدهند با شوق فراوان شروع به دیدن فایل میکنم ،
آقای عباسمنش اگه مطلب من رو میخونید ، میخواستم ازتون تشکر کنم و بگم یک دنیا ممنونم ازتون بابت قلب مهربون و شخصیت خوبتون ، . توی عمرم انسانی به خوبی شما ندیدم . شما یک اسطوره و یک الگوی برای من هستید .
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
سلام هادی جان
خوش آمدی برادر عزیز
خیلی خوش هاتین
اینجا تنها جایی است که حال آدم خوب میشود
درست میگویی وقتی احساست وحالت خوب است انگار همه ی مردم فرشته میشوند انگار بهشت اینجاست که من خیلی این موضوع را درک میکنم
باخدا باش وپادشاهی کن
خدا نگهدار عزیزمی
سلام داداش رحیم ، ممنونم از لطفت .
خیلی با معرفتی
دوست دارم خواسته ام در مورد خانه دلخواهم را بنویسم:
همیشه در ذهنم آپارتمان می خواستم در کنارش فایل ها استاد را دیدم دلم ویلا و باغ هم خواست . در کنارش یادم افتاد خاله ام در اوین یک خانه باغ دارد . من هم دلم خانه باغ می خواهد . خاله ام همراه با مادرشوهرش و برادرشوهرهایش که هر کدام یک خانه در این باغ دارند و هر کدام خانه مستقل خود را دارند زندگی می کنند.
من هم خانه دو طبقه در باغ دوست دارم . طبقه اولش یک خواب و هال و آشپزخانه و طبقه بالا دو خواب و هال دارد که می شود به عنوان اتاق کار و ورزش هم استفاده کرد . در حقیقت تصویرش مانند قبل است همان تمیز مرتب و نوساز بودن را دوست دارم و این که تلویزیون در طبقه دوم باشد . سکوت و آرامش را دوست دارم . این که راحت در باغ باشم و گیاهان و در ختان برسم یا میوه بچینم را دوست دارم .حتی حیوانات اهلی را دوست دارم .
خب اینجا جایی است که ادم دوست دارد در مورد اهدافش حرف بزند بلکه روحیه هم می گیرد.
سلام بر استاد عزیز
سلام بر دوستان خوبم در این پیج فوق العاده
چقدر عالی که این صحبت های استاد عزیز را می شنوم
نکته زیبایی که یاد گرفتم این بود که وقتی که من در مدار درست باشم الهامات به من می گوید که چگونه عمل کنم و به چه راهی بروم
بدون اینکه بخواهم به اخبار و ایده ها نگاه کنم و فکر کنم
استاد واقعا صحبت های عالی در مورد ثروت و مدار ها داشتند
این حسی که استاد از آن حرف می زنند هیچ چیز نیست جز داشتن اعتماد به دستهای هدایتگر جهان هستی
نکته زیبایی دیگر هم این بود برای من که
فاصله بین فکر کردن و عمل کردن من باید صفر باشد و کمترین زمان را طی کند
نتیجه طبیعی تغییر مدار این است که به من گفته می شود و من می توانم با عمل کردن به آن گفته ها به موفقیت و پیروزی برسم
یاد گرفتم که
وقتی که من مدار خودم را تغییر بدهم هدایت می شوم به سمتی که برای من بهتر است و جهان هستی افراد و مکان ها و موقعیت هایی را سر راه من قرار می دهد که در جهت مدار من برای کمک کردن و بهتر شدن زندگی من خواهد بود
هر اتفاقی که بیافتد هیچ تاثیری در زندگی من ندارد و این من هستم که به آن قدرت می دهم
یادم باشد که خداوند برای من کافی است
خداوند برای من از هر کس دیگری بیشتر برای من لازم است
من خالق زندگی خودم هستم و خداوند این جهان را در اختیار من قرار داده است
ممنونم استاد مهربان بخاطر این دوره های عالی و زندگی ساز
ممنونم از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوندی که جهان را آفرید ،
من را آفرید،
به من ارزش داد،
به من اجازه خلق کردن داد ،
خدای من شکرت که امروز بهم گفتی بیا این نشانه هم ببین ،
بیا کامنت بخون و حال خودت و خوب کن ،
بیا عزیزم ،
قطعا من میدونم تمام دنیا توحید هست همه چیز خداوند هست،
هر لحظه من پر از خدا هستم ،
پر از زیبایی،
خدای من هر لحظه ازت میخوام فقط پر باشم از خودت،
صبح امروز که چشمامو بازکردم توی جانمازم نشستم و ازت خواستم من را لبریز کن از خودت ،
من را شبیه خودت کن ،
قلبم مغزم روحم و پر کن از زیبایی خودت ،
بعد تو هدایتم کردی به دیدن این فایل زیبا گفتی بیام و نگاه کنم بیام و گوش کنم ،
در حین گوش دادن گوشیمو آپدیت کردم و شکرت کردم که گوشی به این خوبی دارم که دائما با جهان به روز میشه ،
خدای من امروز بک روز زیباست ،
یک روزی پر از یادگیری ،
من زندگی آسان و لذت بخشی میخوام ازت دلم میخواد هر لحظه لذت ببرم یادبگیرم و رو به جلپ حرکت کنم ، خدای من شکرت برای این لحظه از زندگیم …
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام الله یکتا که بزرگترین فرمانروای کیهان است!
خدایا ازت ممنونم بابت سری فایل های توحید عملی که منو بهش هدایت کردی!!
این که نظر مردم در مورد تو چیه !! نکنه بگن….
نکنه اگه فلان باشم مردم فلان بگن…
اصلأاااااا مهم نیست!!!
خودم بسییییار تجربه دارم توی این زمینه
چون کلا خانواده ام خیلی زیاد به نظر بقیه اهمیت میدن و یجورایی من هم داشتم اینطوری میشدم که
با استاد آشنا شدم
خیلی جاها شده بود باج داده بودم یا از حقم گذشتم به خاطر همین باور مزخرف که حرف مردم مهمه!!
اما خب… الله اکبر ، خدا بزرگتر از هررررچیزی است!
من رو هدایت کرد به این فایل!
خب برم سراغ گام اول:
خیلی روراست میگم !! مخصوصا چون پایین شهر زندگی میکنم ، خب اینجا باز بیشتره این موضوع که پشت سر هم حرف میزنن و…
یکی ماشین بگیره میشنن پشت سرش بخدا چه حرف ها که میزنن!
یکی لباس درست حسابی بپوشه که دیگه هیچی:)!
و احتمالا یکی از ترمز هام همین باشه ، آخه میدونی اینجا چون همه رو میشناسم رفیقامم هستن ،
شاید براتون خنده دار باشه ولی قبلاً مثلاً توی ذهنم می ترسیدم که اره الان اگه یه لباس درست حسابی بپوشم اگر ماشین خوب بگیریم بقیه چی میگن!
ولی الان حرف مردم به یه ورمم نیست ، اصن به درک ، هررررچی دوست دارن بگن!!
من اونطوری که درسته عمل میکنم نه اونطور که بقیه دوست دارن !!
( کلا توی پایین شهر اینطوریه که یکی باکلاس رفتار کنه یا باکلاس بپوشه ، پشت سرش حرف میزنن )
منم اقدامی که میتونم انجام بدم برای شکستن بت مردم پرستی ، اینه که درست حسابی و با کلاس صحبت کنم و رفتار کنم و اصلا هم مهم نیست بقیه چی میخان بکن!!
بچه ها یه چیز خییییلی باحال دیگه هم پیدا کردم!
میدونم که شما خیلی زندگی نامه افراد موفق رو میخونید
و حتما هم میدونید که به عنوان مثال اکثر فوتبالیست های موفق توی بچگی فقیر بودند
بعد از یکجا استعدادشون کشف میشه و میرن برای مراحل بالاتر و…
یه جورایی این باور توی من به صورت خیییلی محکم شکل گرفته بود
که برای موفق شدن و برای فوتبالیست شدن
«باید بدبخت باشی»!!
تا اینکه دیشب موقع خواب یکم بخودم تلنگر انداختم
یجورایی این باور رو زیر سوال بردم!!
خیلی باحال بود که میدیدم باور به این محکمی
داره شل میشه!!! چون زیر سوال بردمش
و خب داستان زیر سوال بردن این باورمم یکم مفصله و خیلی دیشب با خودم صحبت کردم
انشاالله توی کامنت های بعدی میگم
هم باور خودم تقویت بشه هم شما دوستان
هدفم که از ترس حرف مردم انجام نمیدادم:
میخام توی یوتیوب از حرکات نمایشی خودم فیلم بزارم با چهره
انشاالله اولین قدم به سوی شکستن بت مردم پرستی باشه!!
«با خدا باش و پادشاهی کن»
بسم الله الرحمن الرحیم
امشب (چهارشنبه 2/19) جایی بودم که چندنفری با استاد اشنا بودند.و بجز من و یکی دیگه همگی علیه همه استاد و همینطور دیگر اساتید موفقیت حرفایی زدند که صادقانه اولش یکم دلم لرزید.اینم بگم که از وقتی با استاد اشنا شدم و دنبال کردم مباحث و دیدگاهشون رو به ارامشی خاص و جواب بسیاری از سوالاتم رسیدم.و این نوع نگاه به خداوند و جهان با ندای درونی من بسیار سازگار هست و به همین خاطر تا جایی که تونستم حرف های استاد رو رعایت کردم و یکی از اتفاقهای جالبی که برام افتاده اینه که میبینم که چقدر قوانین رو نبست به همون هایی که پشت سر استاد حرف میزنن درک کردم. میدونید چی میگفتن؟میگفتن که عباسمنش هم با پول ما به اینجا رسیده.اگه واقعا راست میگه ثروت ساختن راحته و با تجسم میشه ثروت ساخت چرا محصولاتش رو رایگان در اختیار مردم نمیزاره.و واقعا چقدر خنده داره این حرفاشون.من باهاشون هیچ بحثی نکردم و فقط با دوستم که هم عقیده و هم فرکانس من بود 30 ثانیه حرف زدم و بهش گفتم هرچی اتفاقات رو میبینم تو زندگیم به دیدگاه استاد بیشتر یقین پیدا میکنم.گفتم اونا با استاد اشنا شدند ولی چون در مدار و فرکانس ما نبودند و نیستند نمیتونن درک کنند.و حتی به دوستم گفتم که استاد که بنده خدا اینهمه فایل رایگان گذاشته و حتی خودشون دهها بار گفتن بابا اول فایل رایگان های منو دنبال کنید اگر نتیجه نگرفتید نیازی نیست دیگه بقیه مسیر رو ادامه بدید.خدایا من بی نهایت ازت سپاسگذارم بخاطر این عقل و فطرتی که بهم هدیه کردی تا بتونم بفهمم.و بینهایت سپاسگذارم بخاطر حضورم در این جمع دوست داشتنی و حقیقت جویی که میتونم بفهمم چی میگن و حس کنم پیشرفت و طی کردن مسیر تکاملم رو.
خواستم اینو بگم که از این اتفاقات زیاد میفته و مهم اینه که من فهمیدم که باید به سبک شخصیم زندگی کنم.اینم بگم راستی من چند وقته دیگه دنبال دانش و اطلاعات نیستم بلکه دنبال راهی برای رسیدن به خداوند(آرامش)هستم و به همین خاطر اصلا ریسک نمیکنم که این مسیری که فعلا دارم طی میکنم و هرروز ارامش بیشتری بهم میده رو با مسیری دیگه خواه کتاب های جدید خواه استاد های جدید و خواه هر چیز جدید دیگه ای عوض کنم.مگر هماهنگ کردن خودم با خداوند و قوانینش و کتاب قران.
همگی شاد باشید.
استاد عااااااشق خدایی هستم که شما رو خلق کرد
سلام بر استاد عزیز
این نشانه ی من در یکشنبه 27 مهر 99 هست. موقعی که صبح اولین کار مهمی که انجام دادم رفتن به سایت دیوار و ثبت یک آگهی استخدام… واقعا نمیدونستم چی بنویسم و چه کسانی قراره این آگهی رو بخونن…
جالبه که بدون سرمایه گذاری من صاحب یک کسب و کار کوچولو شدم به طرزی که همکار و البته مدیر اصلی دفترمون کل کارهای دفتر رو سپرده به من و حتی تصمیم نیرو گرفتن یا اخراج کردن هم به عهده من گذاشته.
وقتی کمی به عقب تر نگاه میکنم واقعا چقدر آرام و قشنگ در این مسیر قدم برداشتم و کلا انگار هدایتی بود اما اصلا خودم متوجه این قضیه نبودم.
من هنوز یکسال نمیشه که در این دفتر استخدام شدم و شروع کردم به کار کردن. در زمانی که همسرم جوری مریض بود که استراحت مطلق بود و بی پولی یک بحران شده بود و من باید یک مدیریت بحران میکردم و کمی هم خودمو بیشتر و جدی تر سرگرم میکردم. کمی بیشتر به درآمد فکر میکردم کمی بیشتر قدر پول درآوردن رو میدونستم. کمی بیشتر به خودم و توانایی های خودم بها میدادم و کمی بیشتر روی باورهای پولسازی ام کار میکردم…
پارسال هم کمی روی خودم کار میکردم مثل همیشه برای رشد شخصی ام تلاش میکردم دست و پاشکسته. آهسته اما تقریبا پیوسته… پارسال تمرکز صد روی دیدن سفر به دور آمریکا (شده پول کم داشتیم اما اینترنت میخریدیم تا بتونیم فایل دانلود کنیم. اولش همسرم زیاد همراه نبود اما اونم همراه تر شد و حالش رو به بهبودی رفت. بنظرم هنوز که هنوزه باید روی سلامتی اش کار کنه.ولی از دیسک و دردهای بی امان و شب بیداری ها خبری نیست)تمرکز روی مدیریت مسائل و حل آن ها بودم.
الان هم به عنوا یک مدیر تازه وارد باید مدیریت مسائل جدیدتری رو حل کنم.
البته نیرو عوض کردن مسئله سختی نیست اما واقعا کمی وقتم رو میگیره. نمیدونم شاید باید روی این باورم کار کنم.
اما با وجودی که همکار فعلی زمانی که گفت قراردادشو نمیخواد تمدید کنه و مایل هست نیاد. نگران نشدم ناراحت نشدم و حتی نترسیدم. درسته که براش وقت گذاشتم و کلی چیز بهش یاد دادم یک دانشجویی که سابقه کار نداشت و صفر کیلومتر بود رو باهاش کنار اومدم و کلی کمکش کردم اما اصلا و به هیچ وجه ناراحت نیستم که قراره بره. . برام اتفاقا چالش باحالی شد که کمی دوباره خودمو جدی تر بگیرم.(خصوصا موقع مصاحبه با خانم هایی که میان وطرز فکرهای مختلف میبینم واقعا جالبه و دوست دارم…خداجون شکرت) من مطمئنم انتخاب درست برای نیروی جدید که قراره بیاد خواهم گرفت و با سبک مدیریتی خودم.با فرد شایسته در زمان مناسب مواجه میشوم و قطعا پر از خیر و برکت خواهد بود…
من اصلا نگران اوضاع فعلی حاکم بر دنیا یا جامعه یا ایران نیستم. حتی گران شدن روز به روزی اجناس…من تلاش میکنم راهی پیدا کنم برای بیشتر پول ساختن و استفاده درست از فرصت ها و از همه مهم تر اینکه مهم ترین کار اینه که روی خودم بیشتر کار کنم. من اول باید مدیریت خودم و تغییرشخصیت خودم رو داشته و تمرکز روی خودم باشه و بعد محل کار یا مدیریت چیزها یا اشخاص دیگه…
چه حرف جالبی زدم یهو خودم خوشم اومد. پس باز هم با این شرابط فعلی من پرقدرت و با اراده روی خودم کار میکنم. چون من فردی منضبط هستم و طبق قانون بقای اصلح برای باقی ماندن و برای رشد و پیشرفت باید جز بهترین های خودم باشم و همیشه ورژن خوبی از خودم به نمایش بگذارم.
پس اینو اینجا مینویسم تا یادم باشه که شرایط بیرون و استخدام فرد کار الویت دار من نیست. کار مهم هر لحظه من کار کردن روی خودم و توکل صد درصدی به الله یکتا و متعال هست.
خدا جون کمکم کن تا بتونم از صالحین و هدایت یافتگان باشم.