توحید عملی | قسمت ۴ - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

554 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مرجان گفته:
    مدت عضویت: 2309 روز

    استاد جونم

    من هنوز فیلم رو ندیدم، زدم روش تا دانلود شه ولی یه چیز میخوام بگم

    الهی بگردم تیشرت های با مزه تون رو…

    دخترم عاااشقه اینه که نگاه کنه و ببینه مه

    شما در هر فیلم چه تیشرتی پوشیدین، آخه طراحی لباس میکنه و هم سن مایک شماست…

    و هر فیلمی از شما رو که باز میکنم میگه مامان ببینم استاد چه تی شرتی پوشیدن 😊

    خیییلی دوستتون داریم

    همه مون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2407 روز

    روز هفتم تعهد، 3 آذر

    سلام به همه دوستان بخصوص استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته نازنین

    استاد امروز رفتم تو فولدر فایلهای توحیدی شما تو گوشیم، گفتم خدایا چطوری بهت اعتماد کنم و رها باشم، دستم رفت رو این فایل، اینکه وقتی چیزی بهتون الهام میشه سریع عمل کنید یعنی همون اعتماد کردن به خدا و هدایتهاش!

    دلیل اینکه به من گفته شد چی بود؟ چون من داشتم روی باورهام کار میکردم

    قانون اینه که وقتی باورهات رو تغییر میدی به سمتی هدایت میشی که نعمتها و ثروتهای بیشتر وجود داره.

    استاد حالا که دارم روی اعتماد به خدا کار میکنم ببینید چه کامنتی از آقای جواد روحانی تو فایل تغییر 8 خوندم:

    لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّـهِ

    از رحمت خدا نومید نشوید 53، زمر

    اگه با من ببندی … یکی از این دوتا راه بیشتر برات ندارم … ! یا هرچی که خواستی رو بهت می دم … یا بهتر و قشنگ تر از اون چیزایی که خواستی رو نصیبت می کنم … رب من ! من با تو بستم …

    استاد از دیشب یه فکر تو ذهنم اومد میخواستم عملیش کنم، امـــــا امروز عصر ذهن منطقیم گفت، نگین همه پولت از بین میره، این خرید وااااقعا ضروری نیست، اونم تو این وضعیت!! باید یه چیزی بفروشی تا بتونی این خرید جدید رو انجام بدی و این درست نیست.

    اما از اون طرف هم میشنوم که میگه تو صفر شو من بهت پول میرسونم، به من اعتماد کن، نمیدونم واقعا چی درسته؟!!

    استاد از سر شب این صدا ضعیف شد تو ذهنم و دیگه چیزی نمیگه، سعی نمیکنه من رو مجاب کنه خرج کنم میگه خودت میدونی

    استاد یادمه تابستون به فکرم رسید یه سری فایل پرینت بگیرم برای طرح درس رفتم کافی نت هر کاری کردم نشد تو ایتا شماره شو پیدا کنم که فایل رو براش بفرستم وقتی هم تونستم یکهو همون لحظه برق رفت!! ولی من متوجه نشدم و یک روز دیگه با عجله و لحظه اخر موقع برگشتن به خونه رفتم جایی دیگه یعنی همسرم گفت اگه میخوای پرینت بگیری منتظرت میمونم و من رفتم و بدون قیمت گرفتم تعداد زیادی برگه گفتم و اون مقدار قیمت برام خیـــلی زیاد شد و اون آقا گفت نمیتونه کنسل کنه و باید پرینت گرفته بشه در واقع بجای کپی همه رو به قیمت پرینت باهام حساب کرد (از یه فایل چند تا پرینت گرفتم) و گرون شد و خیییلی زورم برد تازه غر هم میزدم خدایا تو چرا بهم نگفتی نرو! اما خوب که دقت میکنم میبنم من متوجه نشده بودم الان هم میترسم این صدا چیه مثل اونی که گفت پرینت بگیر یا اونی که برق رو قطع کرد!

    میدونم از احساسم باید بفهمم ولی مشکلم همین احساسمه، اینو خوب درک نمیکنم، خدایا خودت کمکم کن

    زیبایی امروز:

    یه پلاستیک پررر از خوراکی به پسرم هدیه داده شد، امروز داشتم برای پسرم املا میگفتم صدا کشی میکرد و با خودش میگفت م با و چی میشه مو مو مو میشه، خدایا شکککرت چقدر پسرم خوشگل و باهوشه میخواستم بخورمش، شکرت خدا، شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 1370 روز

    سلام به همه و شما استاد عزیز

    پاشنه آشیل من نظر همسرم بوده و هست

    و با این شرک مطلقی که داشتم کاملا از خودم دور شدم و ا1لا یه سمانه ای شدم که خودمو دوست ندارم

    و جاله بدونین با اینکه همه کار کردم برای راضی نگه داشتن همسرم ولی ایشون حتی یکبار هم از من راضی نبودن

    این باعث شد به خودم بیام و خداوند منو هدایت کرد به سایت و آگاهی ها و کلا رفتار هایی که قلبا میدونستم اشکال داره فقط درستشو نمیدونستم چیه اینجا یاد گرفتم و قلبم گواهی میداد به درست بودنشون

    از اون موقه شخصیت من خیلی تغییر کرد و مستقل تر شدم قبل از این بسیااااار واسطه نظر و تایید همسرم بودم

    الان هم مقداری هست ولی خدا رو شکر با اولین تضاد روشن میشم و رفتارم رو بررسی میکنم و میبینم بعله بازم برگشت به شرک خفی من

    منی که میدونم پر از توانایی هستم ولی بخاطر حرف و قضاوت بقیه قشنگ آزادی رو از خودم گرفتم و شدم برده دیگران به جای بنده خدا بودن

    تعهدی که میدم اینه که واقعا دیگه بهم بربخوره

    به هوش بیام و اجازه ندم این باور مخرب کار خودشو بکنه من مسئولیت زندگیمو بپذیرم و فقط خودم براش تصمیم بگیرم بدون دادن اختیارم به دیگران

    و قطعاهمینطور که تا الان خداوند هدایتم کرده از این به بعدم میکنه نگران نیستم

    و خداوند برای من کافی ست

    من نیازی به تایید دیگران ندارم

    من فقط یه بار به این دنیا میام و حق زندگی دارم پس اونطور که خوشحالم رقم میزنم

    خدایا شکرت که دست منو گرفتی و هدایتم کردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    گل شب بو گفته:
    مدت عضویت: 1455 روز

    به نام خداوند مهربان

    با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    عجیب این فایل به دلم نشست چند بار گوش دادم و نکته برداری کردم خیلی حس خوبی دارم دوست داشتم نکته ها رو اینجا بنویسم تا یه رد پا از خودم گذاشته باشم️

    وقتی توی مدار درستی قرار میگیری وقتی باورهات در مورد ثروت درست میشه یکی از اون ایده هایی که شرایطت رو بهتر می‌کنه اینه که کی یه چیزی رو بخری کی یه چیزی رو بفروشی کجا ملک بخری و…

    قانون اینه که وقتی باورهات رو تغییر میدی هدایت میشی به سمتی که نعمتهای بیشتر و ثروت‌های بیشتر هست و به صورت طبیعی به وجود میاد از همون مجراها و موقعیتهایی که الان هست هدایت میشی به موقعیتهای بهتر ️

    هر اتفاق که بیفته هر تصمیمی که هر کس بگیره تأثیری توی زندگی ما نداره مگر اینکه باور کنیم که تأثیر داره

    خداوند کافیه کافیه برای ما برای اینکه همه چیز رو به ما بگه همه هدایتها رو به ما بگه کافیه کافیه ️

    فقط کافیه که روی باورهامون کار کنیم و توحید رو بیشتر باور کنیم یکتاپرستی رو بیشتر باور کنیم

    توحید یعنی اینکه هیچ کس تأثیری در زندگی من نداره هیچ چیزی تأثیری در زندگی من نداره خودم خالق زندگی خودم هستم خداوند این قدرت رو به من داده جهان رو مسخره من کرده که من شرایط رو خودم رقم بزنم ️

    این فایل نشانه امروز من بود

    من باور دارم که خدا برام کافیه و هر لحظه منو هدایت میکنه

    خدایا ما را به راه راست هدایت فرما ️

    با تشکر فراوان از شما ️️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    نسترن پامیر گفته:
    مدت عضویت: 3466 روز

    با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و خوشتیپ و دوست داشتنی و همه دوستان گلم

    تنها جمله ای که در مقابل گرونی دلار و برجام و ترامپ و تحریم و بقیه چیزا به ذهنم رسیده فقط اینه: کار خوب رو خدا درست می کنه سلطان محمود (ترامپ) خر کیه؟؟؟؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مجید برادران گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام به استاد خوبمو اگاهم

    استادی که از همه حرفاشون ارامش بخش هست

    در شرایطی هستیم الان1404هست و گرونی هست و اینستاگرام پر شده از اینکه از کاله و میهن چیزی نخریم تا شرایط خوب بشه و تمیدونم خرید طلا بهش مالیات میخوره و پر از حرفایه منفی و من بخاطر شغلم مجبورم برم اسنستاگرام ولی به خودم تعحد دادم و اهرم رنج و لذت نوشتم تا هروقت خواستم برم اینستا چرخی بیام سایت تا در معرض این شدت از واکنش های منفی نباشم (من نیم ساعت اینستا بودم ناامید شده بودم )خلاصه اینم میدونم اگه شرایط مملکت و دولت بخواد تاثیری در زندگی ام داشته باشد این خود شرک است و احازه نمیدم مردم اگاه بخواهند حال مرا بد کنن و من رو کاری کنند شرک بورزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    داود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 394 روز

    سلام

    سلام به استاد عزیز ویار مهربانش

    سلام به تمامی هم فرکانسی های عزیز

    وسلام به تویی که این کامنت را می خونی در همین لحظه

    این فایل خیلی آدم با خودش درگیر میکنه اینکه باید درون خودتو زیرو رو کنی تا اون شرکهای نهان خودتو پیدا کنی من الان خیلی بهتر شدم از این لحاظ ول وقتی به گذشته خودم فکر میکنم از بچگی تا 20 سالگی نتونستم خودم باشم همش تو فکر این بودم دیگران راجع من چی فکر میکنن

    آخه یه ذهنیتی هم برا خودمون درست کرده بودیم که ما بچه خیلی خوبی هستیم وخیلی نماز خونیم وخیلی با ایمانیم وبا این مسائل اصلا خودمان نبودیم والان میفهمم که چه شرکی داشتم ولذت از نوجوانیم نبردم وهمش برا مردم زندگی میکردم

    بازم خدارو شکر که با گذشت زمان ودوری از اون شهر ومکان بهتر شدم وبه لطف خدا واشنایی با استاد عزیز دیگه تو فکر نظر کسی نیستم تا حدود زیادی و اینکه دارم سعی وتلاش میکنم دیگران برام مهم نباشن میخان ناراحت بشن یا نشن

    سخته یه چیزای که از بچگی تو ذهن کاشتی رو بخای تغیر بدی میشه ها ولی هر لحظه باید آموزه های استاد تو گوشت باشه

    من همین الانم که 45 سالمه تو روابطم با دیگران هی احترام زیادی به اطرافیان میزارم تا حدی که بعد از یه مدتی اونا با اینکه از نظر سنی خیلی از من کوچیکترن ول انتظار خیلی چیزا ازم دارن که باید از خود گذشتگی زیادی انجام بدم ومیبینم نقش اونا خیلی پر رنگ تره تو زندگی من وقتی که با نقش خودم تو زندگی وکار اونا مقایسه میکنم واونا خیلی انتظارات زیادی ازم دارن که وقتی اون انتظارات رو به جا نمیارم باعث دلخوری میشه

    ممنونم استاد وخدارو شکر که به لطف خدا وآشنایان با این سایت الهی ووجود استاد عزیز دارم رو خودم کار میکنم

    خدارو سپاسگذارم

    وخدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: