اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
نمیدونم چطور حسم رو بهتون بگم اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم
هر چقدر از این خدای مهربان و رحمان و رحیم و صاحب فضل عظیم بگم کمه
ظهر اومدم توی سایت نظر بزارم و اتفاقی که امروز برام افتاد رو بگم و به قول استاد یک ردپا از خودم به جا بزارم
اما یه اتفاقی افتاد که وسط تایپ کردن مجبور شدم برم دنبال کاری. اون موقع گفتم بعدا میام ادامه اش میدم تا اینکه ساعت ها گذشت و الان که دارم اینو واستون تایپ میکنم دلیل این تاخیر رو میفهمم خدا میخواست داستانم کامل بشه بعد واستون تعریف کنم
4 ماه پیش یک فردی که از لحاظ مالی و ارتباطات و تجربه خیلی بالاتر از من بود باهام تماس گرفت و خواست توی یک پروژه تولیدی قسمتی از کار طراحی و تولید رو انجام بدم و من هم قبول کردم و شروع به کار کردیم. بعضی مواقع که راجب ایده ام با این فرد صحبت میکردم میگفت من واست فلان کار رو انجام میدم، غصه فلان چیز رو نخور اون با من و … اما من همیشه توی ذهنم بود که باید روی خدای خودم حساب کنم نه هیچکس دیگه. و در نهایت اینقدر این پروژه فروش داشت که شب و روز دائما پای کار بودیم و باعث شد که دیگه نتونم روی باورهام کار کنم و کم کم باعث شد که به حرفهای این آدم اعتماد کنم و تا حدودی بهش تکیه کنم که کارهام رو واسم انجام بده (در واقع روی ارتباطات این فرد حساب کرده بودم). تا اینکه چند روز پیش دیدم کد تخفیف برای محصولات استاد اومده و خواستم روانشناسی ثروت رو بخرم و رفتم شرکت و درخواست حقوقم رو کردم (در واقع تمام اون مدت بدون اینکه دستمزدی بگیرم کار میکردم) اما فهمیدم که حتی نتونستن حقوق کارگر هاشون رو بدن و شرکت توی وضعیت مناسبی نبود.
اما حتی یه لحظه هم حال خوبم رو نتونست عوض کنه . فقط پیش خدای خودم شرمنده شدم که فراموش کردم که فقط باید روی خودش حساب کنم نه روی بنده هاش. گفتم خدایا شکرت که بهم فهموندی که نباید روی کسی حساب کنم و نمیتونم حس اون لحظه ام رو بهتون بگم به طرز عجیبی خوشحال بودم که کسی اگه منو میدید فکر میکرد دیوونه شدم خوشحال بودم که خدا دستمو گرفته بود خوشحال بودم که خدا یادم انداخت که نباید روی کسی حساب کنی خوشحال بودم و اشک توی چشمام جمع شده از اینکه خدا رو دارم و هیچکس دیگه لازمم نیست. اینم بگم که در تمام اون مدت تمام حرفهای استاد توی همین فایل(توحید عملی قسمت 5) میومد تو ذهنم، تک به تک حرفهای استاد توی ذهنم میچرخید. اما هنوز من بسته روانشناسی ثروت رو میخواستم و نمیدونستم چطور و چیکار کنم . گفتم خدایا الخیر فی ما وقع. خودت راهش رو واسم درست میکنی شاید هنوز تکاملم رو طی نکردم شاید میخوای از یه دست دیگه بهم برسونی. به محض اینکه رسیدم پای سیستم، همین فایل (توحید عملی قسمت 5) رو پلی کردم و شروع کردم به تایپ کردن این تجربه امروزم که اون اتفاق افتاد (رفتم بیرون) و گفتم باشه شب ادامه اش رو مینویسم.
توی راه دائما داشتم با خدای خودم حرف میزدم فکرای خوب میکردم خدام رو شکر میکردم
وقتی رسیدم خونه اتفاقی افتاد که میخواستم برم یه جای خلوت و اشک بریزم و خدای خودم رو شکر کنم
یکی از اقواممون به خونه زنگ زده و از من خبر گرفته ، گفته یه مقدار پول دارم که لازمش ندارم ببین اگه رضا قبول میکنه بهش میدم (دقیقا همون مقداری که واسه خرید بسته لازم داشتم) و فعلا هم نمیخواد بهم برگردونه تا هروقت که داشت (چون میدونست که علاقه ای ندارم از کسی پول قرض بگیرم)
یه ساعت بعدش هم دوباره زنگ زد و خبر گرفته که چی شد رضا قبول کرد یا نه
همش از خودم میپرسم که به قول استاد “چی میشه که خداوند این دلها رو نرم میکنه” اخه چطور ممکنه که این اتفاق بیفته بدون اینکه حتی من چیزی به کسی بگم
فقط میتونم بگم خدایا شکرت
به قول استاد وقتی به خداوند تکیه میکنی خدا همه چیز بهت میده و وقتی به غیر خدا تکیه میکنی همه چی رو از دست میدی
خداراشکر ک اینقدر دیدت به خدا توحیدی شده، و به این حد از خلوص رسیدی که تمام ایمانت به خودش باشه، خوشحال شدم وقتی خوندم که درشرایط بد احساسات خودت رو کنترل کردی و اجازه ندادی که این افکار شیطانی ذهن و احساست رو خراب کنه،
دوست خوبم بهترین کار رو کردی که روانشناسی ثروت۱ رو خریدی این بسته طلایی نابه، من تمام عمرم یک طرف و این یک سال که بسته رو خریدم هم یک طرف، بهت قول میدم اتفاقات خیلی خوبی توی راهه، من جهش مالی بزرگی و با این بسته تجربه کردم و این بسته دستی بود از دستان خداوند، امیدوارم هر روز موفق تر و ثروتمند تر بشی
دوست عزیزم نمیدونی که تجربه ات توی فایل (نحوه شکل گیری آرزوها (قسمت سوم) ) چقدر باعث حال خوب و خوشحالی و اطمینان توی وجودم شد. ازت ممنونم که دستی از دستان خداوند شدی تا به مسیر مطمئن تر باشم. خوشحالم که موفق ثروتمند خوشحال و خوشبخت هستی. خوشحالم که تعهدی این چنینی به کار کردن روی خودت داشتی و پاداش ت رو از جهان گرفتی و میگیری. امیدوارم هر روزت بهتر از دیروز و هدایت خداوند چراغ راهت باشه ??
خدا رو هزاران هزار بار شکر میکنم که دست منو گرفت و هدایت کرد و به جایی آورد که معنای واقعی توکل، ایمان و باورهای توحیدی رو با جان دلم درک کنم. سالها نماز خوندم عبادت کردم اما هیچ وقت به این شکل نتونستم به معنای واقعی توحید و توکل پی ببرم. وقتی به زندگی گذشتم نگاه میکتم میبینم چقد شرک آلود بوده. همشون هم شرک خفی شرکی که ندانسته به اون گرفتار بودم. خدا میدونه چه خواسته هایی بخاطر اینکه از غیر خودش خواستم و بهشون نرسیدم و چه فرصت هایی رو بخاطر اینکه عادی شمردمشون و به راحتی از کنارشون رد شدم و از دست دادم. از خداوند سپاسگزارم که چشمان منو به روی حقیقت محض باز کرد و از طریق استاد عباس منش که دستی از هزاران دستان خداوند بود منو به سمتی آورد که خدا رو بهتر بشناسم بهتر حضورش رو در لحظه لحظه زندگیم حس کنم. توی آواز پرنده ها توی حرکت برگ ها حتی توی نفس کشیدن خودم و توی نیرویی که داره انگشتانم روی صفحه کیبورد حرکت میده حسش کنم. و هر بار برای هر برکات و نعمات بی پایانش ازش سپاسگزار باشم. چند بار این فایل رو گوش دادم هر بار احساس میکنم خدا در کلمه کلمه اون موج میزنه. بقول استاد با گوش دادنش تپش قلبم زیاد میشه. انگار هیچ چیزی به جز خدا در اون لحظه وجود نداره امیدوارم خداوند بهشون سلامتی و موفقیت عطا کنه تا ما هم بتونیم از کلام توحیدشون بهرمند بشیم و امیدوارم هممون روزی تمام باورهای شرک آلودمون رو کنار بذاریم و با توکل و ایمان کامل به راهی هدایت بشیم که راه ایمان آورندگان و رستگاران باشه. آمین
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان خوبم.هرجا هستید تن تون سالم و شاد و خندون ثروتمند و عاشق و مثبت و جاذب خوبی ها باشید:)با یه حال فوق العاده اومدم و واقعا نمیدونستم این حال خوشو کجا باید کامنت کنم .به این فکر کردم که این حالم به خاطر چه باوری به من پاداش داده شده و رسیدم به توحید .به یگانگی خدا.به لطف و فضل بی نهایت خدا .به عاشق بودن خدا .به اینکه بینهایت دوستمون داره.به همه چی بودن خدا.به تنها رفیقم تنها مونس من تنها یار همیشگی من که فقط اون میدونه من چجوری خوشحال میشم و دقیقا همون میشه. همونی که چند سال منتظرش بودم .همونی که فقط از خدا خواستمش.فقط از خدا و بهش توکل کردم و الان پاداشمو گرفتم .خدا با نشونه هاش باهام حرف زد .سال هاست میگه.اما این دفعه جنسش فرق داشت .چون جنس باور های من به خدا فرق کرده.چون خدارو باورررر کردم.چون وقتی تو خونه تنها بودم باهاش حرف های خوب میزدم .چون به خودش سپردم.چون گفتم من فعلا قدم اول رو میبینم ،میرم و قدم بعدی رو تو برام پیدا کن تو منو هدایت کن .من میرم و تو قدم های بعدی رو نشونم بده.خدایا ازت ممنونم که همیشه کنارم بودی و هستی .خدایا من در برابر مهربونیت هات چیکار میتونم بکنم؟هیچی فقط میتونم بگم خدایا شکرت.
حالا فکرایی که یه مدت ها تو سرم بود رو اجرا میکنم با یه باور قوی با یه ایمان قوی . یه غزل قوی .غزلی که خدا براش کافیه.اینارو اینجا میگم تا با خوندنش،هم شما رو تو شادیام شریک کنم هم اینکه بگم خدا رو باور کنین تا معجزه هاشو ببینین.
خدای من!!!!!همین امروز صبح باهات حرف زدم و تا الان که شب شده چنتا نشونه دیدم!!!!خدیا شکرت .خدایا شکرت.
نزارین هیچ فقط نجوا های شیطان ناامیدتون کنه.
مینویسم و به یادگار میزارم تا هم جلو چشم خودم باشه و هم دوستانم ببینن که خدا چیکارا واسه بنده هاش میکنه..
چه قدر زیبا استاد فرمودید تمام مشکلات ما به خاطر شرکی است که داریم حالا چه متوجه اش باشیم یا نباشیم ما در زندگی به همه کس قدر ت می دیم الا خدا به همه تکیه می کنیم الا خدا به همه اعتماد می کنیم الا خدا . بعد وقتی یه مشکلی پیش میاد اولین کسی نسبت بهش گله می کنیم خداوند است که خدایا چرا این وضع رو واسم پیش آوردی چرا به من توجه نمی کنی و… در صورتی که عامل تمام این مشکلات خودما هستیم بما کسبت ایدیهم است وهرچه در خط توحید حرکت کنیم هرچه ایمانمان به خدا بیشتر کنیم هر چه بیشتر به او توکل کنیم هر چه باور هایمان رانسبت به او بهبود ببخشیم هرچه بیشتر باور کنیم که خداوند غنی است وبخشنده است زندگی ما در مسیر درست تر قرار می گیرد در تمام جهات .
سلام به استاد عزیزم و مریم جونم، سلام به دوستای خوب همفرکانسیم، با یک هفته تاخیر در روز 70ام روزشمار تحول زندگی من.
این یک هفته مدار من خیلی اومده بود پایین اما مطمئن بودم برمیگردم، گفتم الان این حال بد بگذره بهتر بشم برمیگردم چون دیدم چطور حالم قلبا خوبه چطور احساس خوشبختی میکنم.
یه جمله ای در پایان این فایل منو به خودش جلب کرد:
این جمله که خداوند میگه هر نوری که از میرسه از خداست اما هر شری که میرسه از خودته.
تحلیلش برای من اینطوری بود که توی این یه هفته که یکمی بیشتر بود نبودم هر شری بوده از طرف خودم بوده چون جلوی خداوند رو گرفته بودم چون مشرک بودم چون گفتم دیگه خدایی نیست نذاشتم کمکم کنه. گفتم من میخوام غرق بشم از خدا کمک نخواستم مثل اینکه از اول نبوده، خنثی بودم.
من مشرک شده بودم و شرک ورزیدم چقدر فایل رو تو زمان مناسبی گوش دادم و از اینکه تونستم تو دوباره بیام تو این جمع تا حالم خوب باشه خوشحالم.
خوشحالم زندگیم دوباره برای خودم شد، برای مهلا شد.
برای اینکه تنها تمرکزم روی وجود با ارزش خودم باشه، دیشب استاد خواب دیدم شمارو تو یه برنامه تلوزیوینی دیدم بعدش تو خواب داشتم اشک میرختم میگفتم مامان استاد شبکه تلوزیونی دارن الان و مامانم میگفت چیشده
و بیدار شدم گفتم مثل همیشه میام فایل هارو میبینم. شاید گاهی اوقات بخاطر کلاسام اذیت میشدم و استرس داشتم چطور الان ببینم اما یه راه حل به ذهنم رسید و یک تمرین برای کمتر کردن شرک.
راه حلم ابن بود که یک روز درمیون روزهایی که خوابگاه هستم و بیشترش میرم کلاس، یک روز درمیون گوش میکنم و تمرین میکنم. اینطوری استرس هم ندارم که نشد
اما تمرین های نوشتاریم رو حتما انجام میدم.
و چقدر شرک درون وجودمون رخنه کرده، چقدر ظریفه چقدر سخت میاد بیرون چقدر اذیت کنندست چقدر زندگیامون رو به نابودی میکشونه.
من حتی این روزها به خونوادمم چسبیدم به مادر و پدرم.
باید رهاشون کنم باید ترکشون کنم، منظورم از جهت وابستگی بهشون باید جداشم.
من یک زندگی مستقل دارم و هیچ ترسی برای من نیست چون خداوند، چون قدرتمندترین و تنها تربن رب جهان با من است.
خدایا شکرت خداوندا شکرت برای این همه آرامشی که سهم قلبم کردی.
همه چیز از ان خداست پس چه ترسی بر ان است؟ وقتی تمام جهان فقط و فقط مسخر ماست وقتی همه ی عزت سلامتی ثروت عشق فراوانی مهربانی بزرگی بخشندگی از آن خداوند است.
خداوندا من عاشقتم منو هدایت کن، هدایت به سمت بهترین ها️
خیلیی دوستتون دارم و استاد ممنون که این سخن هارو گفتید.
لذت میبرم از فایلای توحید عملی واقعا اگه آدم ریز بشه توی رفتار و کارای خودش میبینم که چقد رفتارم رنگ و بوی شرک داشته رد پای شرک رو میبینیم هرجایی که ترسیدم از کم و زیاد شدن پول
بالا رفتن و پایین اومدن دلار یا دنبال پارتی باشی که کارت انجام بشه هیچ کس قدرتی نداره توی زندگیمون به میزانی که موحد باشیم قدرت رو از بیرون بگیریم و بدیم به خدای خودمون با هزاران دستانی که داره از جایی که فکر نمیکنیم به راحتی کارارو انجام میده اصل جهان اینه که به راحتی انجام بشه متاسفانه ما با ذهن خودمون و شرک کارارو پیچیده میکنیم ایمانمون ظاهریه میدونیم که خدا خالق این جهانه از هرکس بپرسیم همینو میگه ولی چند نفر به یقین رسیدن و باور کردن خداوند رو که نه ترسی داشته باشن نه غمی امیدوارم که بتونیم جز اولیای خداوند باشیم که نه ترسی داشته باشیم و نه اندوهگین بشیم به خودش توکل کنیم
سلام استاد تشکر در قدم اول از خدایم که جواب های در خواست امشبم را توسط شما داد و سپس تشکر از شما
استاد قسمت اخیر برنامه تان خیلخندیدم اما گب هایتان حق است دلیل موفقتاایم و شکست هایم را امشب برسی میکردم از خدا خواستم بدانم که چی چیزباعث شکستم شد حتی روابط عاطفی و روابط خانوادگی روهرکیغیر ازخداحساب باز کردم حتی زمین خوردم که چند ماه راهم در برگرفت و هر وقت که به خدا توکل داشتم موفق شدم
استاد اتفاقا حرفایی که زدین دیشب قبل خواب داشتم به همین چیزا فکر میکردم و این فایل شما مهر تایید بود برام، خیلی ممنونم ازتون و خدارو شکر میکنم منو با این مسیر آشنا کرد ?????
20 ثانیه از 43 دقیقه اصلا دقیقا با شخص من داشتید صحبت کردید یک مساله ای برام پیش اومده بود ، این کلیپ خیلی در کنار اومدن باهاش کمکم کرد. ممنون استاد :)))))
سلام خدمت استاد و همه دوستان عزیزم
نمیدونم چطور حسم رو بهتون بگم اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم
هر چقدر از این خدای مهربان و رحمان و رحیم و صاحب فضل عظیم بگم کمه
ظهر اومدم توی سایت نظر بزارم و اتفاقی که امروز برام افتاد رو بگم و به قول استاد یک ردپا از خودم به جا بزارم
اما یه اتفاقی افتاد که وسط تایپ کردن مجبور شدم برم دنبال کاری. اون موقع گفتم بعدا میام ادامه اش میدم تا اینکه ساعت ها گذشت و الان که دارم اینو واستون تایپ میکنم دلیل این تاخیر رو میفهمم خدا میخواست داستانم کامل بشه بعد واستون تعریف کنم
4 ماه پیش یک فردی که از لحاظ مالی و ارتباطات و تجربه خیلی بالاتر از من بود باهام تماس گرفت و خواست توی یک پروژه تولیدی قسمتی از کار طراحی و تولید رو انجام بدم و من هم قبول کردم و شروع به کار کردیم. بعضی مواقع که راجب ایده ام با این فرد صحبت میکردم میگفت من واست فلان کار رو انجام میدم، غصه فلان چیز رو نخور اون با من و … اما من همیشه توی ذهنم بود که باید روی خدای خودم حساب کنم نه هیچکس دیگه. و در نهایت اینقدر این پروژه فروش داشت که شب و روز دائما پای کار بودیم و باعث شد که دیگه نتونم روی باورهام کار کنم و کم کم باعث شد که به حرفهای این آدم اعتماد کنم و تا حدودی بهش تکیه کنم که کارهام رو واسم انجام بده (در واقع روی ارتباطات این فرد حساب کرده بودم). تا اینکه چند روز پیش دیدم کد تخفیف برای محصولات استاد اومده و خواستم روانشناسی ثروت رو بخرم و رفتم شرکت و درخواست حقوقم رو کردم (در واقع تمام اون مدت بدون اینکه دستمزدی بگیرم کار میکردم) اما فهمیدم که حتی نتونستن حقوق کارگر هاشون رو بدن و شرکت توی وضعیت مناسبی نبود.
اما حتی یه لحظه هم حال خوبم رو نتونست عوض کنه . فقط پیش خدای خودم شرمنده شدم که فراموش کردم که فقط باید روی خودش حساب کنم نه روی بنده هاش. گفتم خدایا شکرت که بهم فهموندی که نباید روی کسی حساب کنم و نمیتونم حس اون لحظه ام رو بهتون بگم به طرز عجیبی خوشحال بودم که کسی اگه منو میدید فکر میکرد دیوونه شدم خوشحال بودم که خدا دستمو گرفته بود خوشحال بودم که خدا یادم انداخت که نباید روی کسی حساب کنی خوشحال بودم و اشک توی چشمام جمع شده از اینکه خدا رو دارم و هیچکس دیگه لازمم نیست. اینم بگم که در تمام اون مدت تمام حرفهای استاد توی همین فایل(توحید عملی قسمت 5) میومد تو ذهنم، تک به تک حرفهای استاد توی ذهنم میچرخید. اما هنوز من بسته روانشناسی ثروت رو میخواستم و نمیدونستم چطور و چیکار کنم . گفتم خدایا الخیر فی ما وقع. خودت راهش رو واسم درست میکنی شاید هنوز تکاملم رو طی نکردم شاید میخوای از یه دست دیگه بهم برسونی. به محض اینکه رسیدم پای سیستم، همین فایل (توحید عملی قسمت 5) رو پلی کردم و شروع کردم به تایپ کردن این تجربه امروزم که اون اتفاق افتاد (رفتم بیرون) و گفتم باشه شب ادامه اش رو مینویسم.
توی راه دائما داشتم با خدای خودم حرف میزدم فکرای خوب میکردم خدام رو شکر میکردم
وقتی رسیدم خونه اتفاقی افتاد که میخواستم برم یه جای خلوت و اشک بریزم و خدای خودم رو شکر کنم
یکی از اقواممون به خونه زنگ زده و از من خبر گرفته ، گفته یه مقدار پول دارم که لازمش ندارم ببین اگه رضا قبول میکنه بهش میدم (دقیقا همون مقداری که واسه خرید بسته لازم داشتم) و فعلا هم نمیخواد بهم برگردونه تا هروقت که داشت (چون میدونست که علاقه ای ندارم از کسی پول قرض بگیرم)
یه ساعت بعدش هم دوباره زنگ زد و خبر گرفته که چی شد رضا قبول کرد یا نه
همش از خودم میپرسم که به قول استاد “چی میشه که خداوند این دلها رو نرم میکنه” اخه چطور ممکنه که این اتفاق بیفته بدون اینکه حتی من چیزی به کسی بگم
فقط میتونم بگم خدایا شکرت
به قول استاد وقتی به خداوند تکیه میکنی خدا همه چیز بهت میده و وقتی به غیر خدا تکیه میکنی همه چی رو از دست میدی
سلام دوست خوبم
خداراشکر ک اینقدر دیدت به خدا توحیدی شده، و به این حد از خلوص رسیدی که تمام ایمانت به خودش باشه، خوشحال شدم وقتی خوندم که درشرایط بد احساسات خودت رو کنترل کردی و اجازه ندادی که این افکار شیطانی ذهن و احساست رو خراب کنه،
دوست خوبم بهترین کار رو کردی که روانشناسی ثروت۱ رو خریدی این بسته طلایی نابه، من تمام عمرم یک طرف و این یک سال که بسته رو خریدم هم یک طرف، بهت قول میدم اتفاقات خیلی خوبی توی راهه، من جهش مالی بزرگی و با این بسته تجربه کردم و این بسته دستی بود از دستان خداوند، امیدوارم هر روز موفق تر و ثروتمند تر بشی
برات بهترین ها رو آرزو میکنم
دوست عزیزم نمیدونی که تجربه ات توی فایل (نحوه شکل گیری آرزوها (قسمت سوم) ) چقدر باعث حال خوب و خوشحالی و اطمینان توی وجودم شد. ازت ممنونم که دستی از دستان خداوند شدی تا به مسیر مطمئن تر باشم. خوشحالم که موفق ثروتمند خوشحال و خوشبخت هستی. خوشحالم که تعهدی این چنینی به کار کردن روی خودت داشتی و پاداش ت رو از جهان گرفتی و میگیری. امیدوارم هر روزت بهتر از دیروز و هدایت خداوند چراغ راهت باشه ??
سلام آقای مقدم عزیز
کامنت شما بسیار تاثیر گذار بود وقتی به خداوند توکل کردین و توجه کردین به نکات مثبت و احساستون رو با شکرگزاری خوب کردین
خداوند از بینهایت طریق بلده روزی بده حتی از راه هایی که اصلا به فکرمون نمیرسه
منم یه این چنین تجربه های فوق العاده دارم که معجزه گونه ست
وقتی واقعا از ته دلت بهش توکل کنی خداوند از راه هایی اجابتت میکنه که واقعا شاخ در میاری از خوشحالی
خدایا سپاسگزارم
میدونم منم به وقتش حتما بسته روانشناسی ثروت یک رو تهیه میکنم ولی اول از همه عزت نفس رو میگیرم در زمان درستش
خداوند از بینهایت طریق داره بهمون نعمت و ثروت و سلامتی بده همانطور که تا الان داده
خدایا هزاران بار سپاسگزارم بابت زندگی عالی ام و سراسر خیر و برکت و نشانه ها
خدا رو هزاران هزار بار شکر میکنم که دست منو گرفت و هدایت کرد و به جایی آورد که معنای واقعی توکل، ایمان و باورهای توحیدی رو با جان دلم درک کنم. سالها نماز خوندم عبادت کردم اما هیچ وقت به این شکل نتونستم به معنای واقعی توحید و توکل پی ببرم. وقتی به زندگی گذشتم نگاه میکتم میبینم چقد شرک آلود بوده. همشون هم شرک خفی شرکی که ندانسته به اون گرفتار بودم. خدا میدونه چه خواسته هایی بخاطر اینکه از غیر خودش خواستم و بهشون نرسیدم و چه فرصت هایی رو بخاطر اینکه عادی شمردمشون و به راحتی از کنارشون رد شدم و از دست دادم. از خداوند سپاسگزارم که چشمان منو به روی حقیقت محض باز کرد و از طریق استاد عباس منش که دستی از هزاران دستان خداوند بود منو به سمتی آورد که خدا رو بهتر بشناسم بهتر حضورش رو در لحظه لحظه زندگیم حس کنم. توی آواز پرنده ها توی حرکت برگ ها حتی توی نفس کشیدن خودم و توی نیرویی که داره انگشتانم روی صفحه کیبورد حرکت میده حسش کنم. و هر بار برای هر برکات و نعمات بی پایانش ازش سپاسگزار باشم. چند بار این فایل رو گوش دادم هر بار احساس میکنم خدا در کلمه کلمه اون موج میزنه. بقول استاد با گوش دادنش تپش قلبم زیاد میشه. انگار هیچ چیزی به جز خدا در اون لحظه وجود نداره امیدوارم خداوند بهشون سلامتی و موفقیت عطا کنه تا ما هم بتونیم از کلام توحیدشون بهرمند بشیم و امیدوارم هممون روزی تمام باورهای شرک آلودمون رو کنار بذاریم و با توکل و ایمان کامل به راهی هدایت بشیم که راه ایمان آورندگان و رستگاران باشه. آمین
سلام خانم آرزوی عزیز عالی بود آفرین
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان خوبم.هرجا هستید تن تون سالم و شاد و خندون ثروتمند و عاشق و مثبت و جاذب خوبی ها باشید:)با یه حال فوق العاده اومدم و واقعا نمیدونستم این حال خوشو کجا باید کامنت کنم .به این فکر کردم که این حالم به خاطر چه باوری به من پاداش داده شده و رسیدم به توحید .به یگانگی خدا.به لطف و فضل بی نهایت خدا .به عاشق بودن خدا .به اینکه بینهایت دوستمون داره.به همه چی بودن خدا.به تنها رفیقم تنها مونس من تنها یار همیشگی من که فقط اون میدونه من چجوری خوشحال میشم و دقیقا همون میشه. همونی که چند سال منتظرش بودم .همونی که فقط از خدا خواستمش.فقط از خدا و بهش توکل کردم و الان پاداشمو گرفتم .خدا با نشونه هاش باهام حرف زد .سال هاست میگه.اما این دفعه جنسش فرق داشت .چون جنس باور های من به خدا فرق کرده.چون خدارو باورررر کردم.چون وقتی تو خونه تنها بودم باهاش حرف های خوب میزدم .چون به خودش سپردم.چون گفتم من فعلا قدم اول رو میبینم ،میرم و قدم بعدی رو تو برام پیدا کن تو منو هدایت کن .من میرم و تو قدم های بعدی رو نشونم بده.خدایا ازت ممنونم که همیشه کنارم بودی و هستی .خدایا من در برابر مهربونیت هات چیکار میتونم بکنم؟هیچی فقط میتونم بگم خدایا شکرت.
حالا فکرایی که یه مدت ها تو سرم بود رو اجرا میکنم با یه باور قوی با یه ایمان قوی . یه غزل قوی .غزلی که خدا براش کافیه.اینارو اینجا میگم تا با خوندنش،هم شما رو تو شادیام شریک کنم هم اینکه بگم خدا رو باور کنین تا معجزه هاشو ببینین.
خدای من!!!!!همین امروز صبح باهات حرف زدم و تا الان که شب شده چنتا نشونه دیدم!!!!خدیا شکرت .خدایا شکرت.
نزارین هیچ فقط نجوا های شیطان ناامیدتون کنه.
مینویسم و به یادگار میزارم تا هم جلو چشم خودم باشه و هم دوستانم ببینن که خدا چیکارا واسه بنده هاش میکنه..
در پناه الله مهربان باشید:)
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز ودوستان سایت
چه قدر زیبا استاد فرمودید تمام مشکلات ما به خاطر شرکی است که داریم حالا چه متوجه اش باشیم یا نباشیم ما در زندگی به همه کس قدر ت می دیم الا خدا به همه تکیه می کنیم الا خدا به همه اعتماد می کنیم الا خدا . بعد وقتی یه مشکلی پیش میاد اولین کسی نسبت بهش گله می کنیم خداوند است که خدایا چرا این وضع رو واسم پیش آوردی چرا به من توجه نمی کنی و… در صورتی که عامل تمام این مشکلات خودما هستیم بما کسبت ایدیهم است وهرچه در خط توحید حرکت کنیم هرچه ایمانمان به خدا بیشتر کنیم هر چه بیشتر به او توکل کنیم هر چه باور هایمان رانسبت به او بهبود ببخشیم هرچه بیشتر باور کنیم که خداوند غنی است وبخشنده است زندگی ما در مسیر درست تر قرار می گیرد در تمام جهات .
عالی بودید استاد متشکرم
به نام خداوندی که هدایت میکند دردانهاش را
سلام به استاد عزیزم و مریم جونم، سلام به دوستای خوب همفرکانسیم، با یک هفته تاخیر در روز 70ام روزشمار تحول زندگی من.
این یک هفته مدار من خیلی اومده بود پایین اما مطمئن بودم برمیگردم، گفتم الان این حال بد بگذره بهتر بشم برمیگردم چون دیدم چطور حالم قلبا خوبه چطور احساس خوشبختی میکنم.
یه جمله ای در پایان این فایل منو به خودش جلب کرد:
این جمله که خداوند میگه هر نوری که از میرسه از خداست اما هر شری که میرسه از خودته.
تحلیلش برای من اینطوری بود که توی این یه هفته که یکمی بیشتر بود نبودم هر شری بوده از طرف خودم بوده چون جلوی خداوند رو گرفته بودم چون مشرک بودم چون گفتم دیگه خدایی نیست نذاشتم کمکم کنه. گفتم من میخوام غرق بشم از خدا کمک نخواستم مثل اینکه از اول نبوده، خنثی بودم.
من مشرک شده بودم و شرک ورزیدم چقدر فایل رو تو زمان مناسبی گوش دادم و از اینکه تونستم تو دوباره بیام تو این جمع تا حالم خوب باشه خوشحالم.
خوشحالم زندگیم دوباره برای خودم شد، برای مهلا شد.
برای اینکه تنها تمرکزم روی وجود با ارزش خودم باشه، دیشب استاد خواب دیدم شمارو تو یه برنامه تلوزیوینی دیدم بعدش تو خواب داشتم اشک میرختم میگفتم مامان استاد شبکه تلوزیونی دارن الان و مامانم میگفت چیشده
و بیدار شدم گفتم مثل همیشه میام فایل هارو میبینم. شاید گاهی اوقات بخاطر کلاسام اذیت میشدم و استرس داشتم چطور الان ببینم اما یه راه حل به ذهنم رسید و یک تمرین برای کمتر کردن شرک.
راه حلم ابن بود که یک روز درمیون روزهایی که خوابگاه هستم و بیشترش میرم کلاس، یک روز درمیون گوش میکنم و تمرین میکنم. اینطوری استرس هم ندارم که نشد
اما تمرین های نوشتاریم رو حتما انجام میدم.
و چقدر شرک درون وجودمون رخنه کرده، چقدر ظریفه چقدر سخت میاد بیرون چقدر اذیت کنندست چقدر زندگیامون رو به نابودی میکشونه.
من حتی این روزها به خونوادمم چسبیدم به مادر و پدرم.
باید رهاشون کنم باید ترکشون کنم، منظورم از جهت وابستگی بهشون باید جداشم.
من یک زندگی مستقل دارم و هیچ ترسی برای من نیست چون خداوند، چون قدرتمندترین و تنها تربن رب جهان با من است.
خدایا شکرت خداوندا شکرت برای این همه آرامشی که سهم قلبم کردی.
همه چیز از ان خداست پس چه ترسی بر ان است؟ وقتی تمام جهان فقط و فقط مسخر ماست وقتی همه ی عزت سلامتی ثروت عشق فراوانی مهربانی بزرگی بخشندگی از آن خداوند است.
خداوندا من عاشقتم منو هدایت کن، هدایت به سمت بهترین ها️
خیلیی دوستتون دارم و استاد ممنون که این سخن هارو گفتید.
به نام خالق زیبایی ها
“روز 70 ام سفرنامه”
لذت میبرم از فایلای توحید عملی واقعا اگه آدم ریز بشه توی رفتار و کارای خودش میبینم که چقد رفتارم رنگ و بوی شرک داشته رد پای شرک رو میبینیم هرجایی که ترسیدم از کم و زیاد شدن پول
بالا رفتن و پایین اومدن دلار یا دنبال پارتی باشی که کارت انجام بشه هیچ کس قدرتی نداره توی زندگیمون به میزانی که موحد باشیم قدرت رو از بیرون بگیریم و بدیم به خدای خودمون با هزاران دستانی که داره از جایی که فکر نمیکنیم به راحتی کارارو انجام میده اصل جهان اینه که به راحتی انجام بشه متاسفانه ما با ذهن خودمون و شرک کارارو پیچیده میکنیم ایمانمون ظاهریه میدونیم که خدا خالق این جهانه از هرکس بپرسیم همینو میگه ولی چند نفر به یقین رسیدن و باور کردن خداوند رو که نه ترسی داشته باشن نه غمی امیدوارم که بتونیم جز اولیای خداوند باشیم که نه ترسی داشته باشیم و نه اندوهگین بشیم به خودش توکل کنیم
خدایا قلبمون رو با نور ایمان خودت روشن کن
سلام استاد تشکر در قدم اول از خدایم که جواب های در خواست امشبم را توسط شما داد و سپس تشکر از شما
استاد قسمت اخیر برنامه تان خیلخندیدم اما گب هایتان حق است دلیل موفقتاایم و شکست هایم را امشب برسی میکردم از خدا خواستم بدانم که چی چیزباعث شکستم شد حتی روابط عاطفی و روابط خانوادگی روهرکیغیر ازخداحساب باز کردم حتی زمین خوردم که چند ماه راهم در برگرفت و هر وقت که به خدا توکل داشتم موفق شدم
استاد اتفاقا حرفایی که زدین دیشب قبل خواب داشتم به همین چیزا فکر میکردم و این فایل شما مهر تایید بود برام، خیلی ممنونم ازتون و خدارو شکر میکنم منو با این مسیر آشنا کرد ?????
سلام وقتت بخیر استاد
20 ثانیه از 43 دقیقه اصلا دقیقا با شخص من داشتید صحبت کردید یک مساله ای برام پیش اومده بود ، این کلیپ خیلی در کنار اومدن باهاش کمکم کرد. ممنون استاد :)))))
درود و سپاس خداوندی را که ما را به بهترین مسیر هدایت فرمود
درود و سپاس حضرت استاد از نگاهی اینچنین ناب که به ما هدیه میدهید
چقدر اینچنین رها و آزادو شادمان بی نظیر و خدایی است
خداوند ما را در این مسیر همیشه راهنما و راهگشا باشد آمین.