توحید عملی | قسمت 7

این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


در این قسمت از مجموعه «اجرای توحید در عمل»، استاد عباس‌منش به اصلاح یکی از معمول‌ترین کج‌فهمی‌ها در مسیر اجرای توحید در عمل می‌پردازند. موضوعی که اگر به‌درستی درک نشود، نه‌تنها منجر به رشد شخصیت نمی‌شود، بلکه فرد را دچار تعصب و قضاوت‌های حاشیه‌ای می‌کند و از اصل، که توحید است، دور می‌شود.

آگاهی‌های این قسمت، تفاوت ظریف میان «توحید در قلب» و «توحید در زبان» را به ما می‌شناساند. همچنین ملاک واقعی تشخیص ایمان، یعنی «نتایج ملموس»، مورد واکاوی دقیق قرار می‌گیرد.

درک عمیق این مفاهیم، نیازمند ذهنی باز و خالی از تعصب، برای تشخیص اصل از فرع و بهره‌گیری از اصل است. چرا که بسیاری از افراد تنها آن چیزی را می‌شنوند که با باورهای‌شان همسو باشد، نه حقیقتی که بیان می‌شود. برای تغییر واقعی، باید جسارت شنیدن حقایقی را داشت که شاید با آنچه پذیرفته‌ایم، در تضاد باشند.

درس اصلی این قسمت، بازتعریف مفهوم توحید و شرک خارج از تعاریف کلیشه‌ای و سطحی است. توحید به‌معنای حفظ ظاهر مذهبی، انجام مناسک خشک یا قسم خوردن به مقدسات نیست؛ بلکه توحید یک ایده درونی و بنیادین است که در آن، تمام قدرت تنها در دستان خداوند دیده می‌شود و هرگونه قدرت دادن به عوامل بیرونی (مانند دولت، شرایط اقتصادی، پارتی، شانس یا موقعیت جغرافیایی) مصداق بارز شرک است.

نقطه عطف این فایل، اصلاح یک برداشت بسیار غلط و خطرناک از توحید است؛ همان توهمی که افراد فکر می‌کنند سپاسگزاری از لطف‌های دیگران، با توحید مغایرت دارد. بسیاری از افراد به‌محض آشنایی با مباحث توحیدی، دچار افراط شده و تصور می‌کنند اگر از همسر، پدر، استاد یا کارمند خود تشکر کنند، دچار شرک شده‌اند.

استاد عباس‌منش با قاطعیت این دیدگاه را رد کرده و می‌آموزد که انسان‌ها «دستان خداوند» روی زمین هستند و خداوند از طریق آنها، نعمت‌هایش را وارد زندگی ما می‌کند. به همین دلیل، توحید جایگاهش در قلب است؛ وقتی لطفی از مخلوقی دریافت می‌کنیم، در قلب خود باید بدانیم که اصل نعمت از خداست و آن فرد تنها واسطه‌ای برای رساندن خیر الهی بوده است، اما در مقام عمل و رفتار اجتماعی، وظیفه داریم از انسان‌ها به‌عنوان مجراهای جاری شدن نعمت سپاسگزاری کنیم.

سپاسگزاری از دیگران، نه‌تنها شرک نیست، بلکه تمرینی برای دیدن خداوند در همه‌جاست. این درس بزرگی است که حتی اگر طرف مقابل (مانند حیوانات یا طبیعت) متوجه تشکر ما نشود، ما برای رشد شخصیت خودمان و برای ایجاد فرکانس قدردانی در جهان هستی، باید همواره سپاسگزار باشیم. زیرا فرکانس سپاسگزاری، نزدیک‌ترین فرکانس به فرکانس خداوند است. خداوند بارها خود را در قرآن «شَکور» نامیده و هرجا بنده‌ای کار خوبی انجام داده، از او تشکر کرده است.

مبحث حیاتی دیگری که در این فایل مطرح می‌شود، «ملاک سنجش ایمان با نتایج» است. ایمان و باور درست، با ادعاهای کلامی، نصیحت کردن دیگران یا ظاهر مذهبی سنجیده نمی‌شود، بلکه تنها با نتایج ملموس در زندگی قابل اندازه‌گیری است. کسانی که مدام در حال ایراد گرفتن از دیگران، برچسب زدن (که تو مشرکی یا موحدی) و نصیحت کردن هستند، اما خودشان در زندگی شخصی دچار فقر، بیماری، تنش و روابط خراب هستند، در مسیر توحید قرار ندارند. زیرا وقتی در مسیر توحید به‌معنای واقعی کلمه قرار می‌گیری، از قضاوت دیگران دست برمی‌داری، بر اهداف و سازندگی خود تمرکز می‌کنی و نتیجه‌ی این مسیر، در قدم اول صلح درونی و صلح بیرونی با تمام هستی است.

توحید واقعی انسان را مهربان‌تر، متواضع‌تر و سپاسگزارتر می‌کند، نه قضاوت‌گر و پرخاشگر. زیرا فرد موحد می‌داند که خودش همواره نیاز به تکامل دارد و هیچ‌کس کامل نیست؛ بنابراین، به‌جای مچ‌گیری از دیگران، روی رابطه خودش با خدا کار می‌کند، روی بهبود باورهای توحیدی‌اش کار می‌کند و نتیجه این مسیر، قطعاً بالا رفتن کیفیت شرایط زندگی در تمام جنبه‌هاست که به‌صورت مشخص، خود را در نتایج مالی و صلح درونی نشان می‌دهد.

برای کسانی که به‌دنبال تغییر بنیادین شخصیت خود با باورهای مرجع توحیدی هستند، استفاده هم‌زمان از آموزه‌های این فایل و تمرین‌های دوره احساس لیاقت می‌تواند سرعت رشد شما را در نهادینه کردن این باورهای توحیدی و ساختن شخصیتی قوی و در صلح با خود، صدچندان کند. مسیر توحید، مسیر لذت بردن از زندگی و دیدن خداوند در تمام زیبایی‌ها و انسان‌هاست، نه مسیر تعصب و خشک‌مغزی.

درس مهمی که از تجربیات شخصی استاد در این فایل می‌توان گرفت، این است که به‌جای تمرکز بر اصلاح دیگران و تبدیل شدن به یک واعظ بی‌عمل، باید تمام انرژی را صرف ساختن باورهای خود و خلق نتایج کرد. جهان به حرف‌های قشنگ پاداش نمی‌دهد، به فرکانس و عملکرد خالصانه پاداش می‌دهد. این یک قانون ابدی است که نعمت‌های زندگی ما به اندازه باورهای توحیدی ماست. شما نمی‌توانید سر جهان کلاه بگذارید. اگر باورهای شما واقعاً توحیدی باشد، باید خروجی آن آرامش، ثروت، سلامتی و روابط عاشقانه پایدار باشد.


تمرین این قسمت:

اکنون نوبت شماست که با خودتان صادق باشید و برای رشد شخصیتی بهتر، ردپای این جنس کج‌فهمی‌ها را در ذهن خود جست‌وجو و اصلاح کنید. به‌عنوان یک تمرین بسیار اثرگذار، در بخش نظرات سایت به این سؤالات پاسخ دهید:

۱. آیا تا به حال پیش آمده که به بهانه توحید و اینکه «خدا این نعمت را داده است»، از تشکر کردن از همسر، پدر و مادر یا همکارانتان طفره بروید؟ این رفتار شما چه اثرات منفی‌ای روی روابط شما گذاشته است؟

۲. اگر به عزیزان خود لطفی کنید و آنها به بهانه توحیدی بودن، از شما تشکر نکنند، یا باز هم به این بهانه نسبت به برکت حضور شما در زندگی‌شان بی‌تفاوت باشند، چقدر این نگاه را می‌پسندید؟

این یک شاخص است برای اینکه هر آنچه را برای خود می‌پسندیم، برای دیگران هم بپسندیم.

نوشتن این تجربیات و تعهدات در بخش نظرات، نه‌تنها به شما کمک می‌کند تا این آگاهی‌ها را در ذهن خود تثبیت کنید، بلکه الگویی واقعی از درک صحیح توحید برای سایر دوستانتان در این مسیر خواهد بود.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

763 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «Fall in love with yourself» در این صفحه: 2
  1. -
    Fall in love with yourself گفته:
    مدت عضویت: 3486 روز

    سلااام استاد عززیزم

    خیلی خیلی سپاسگزارم بابت قرار دادن این فایل و روشن کردن و‌شفاف سازیه یه سری کج فهمی ها

    من هم بارها و بارها با خودم در رابطه با موضوع دستان خداوند و تشکر کردن از دیگران فکر کرده بودم، همیشه برام‌سوال بود مگه میشه بابت کاری که دیگران در حقمون می کنند سپاسگزار نباشیم، مگه میشه قدردان بودن آدما تو زندگیمون نباشیم حالا هر نوع رابطه ای، مگه میشه به بهانه اینکه من خدارو‌ دارم و خداست که که همه این محبتارو‌می کنه به آدما بی احترامی کرد و حضورشون رو بی ارزش و بی اعتبار دونست، مگه میشه دیگران و‌خواسته هاشونو مسخره کرد به بهانه اینکه من همینی ام که هستم و‌تو عزت نفس نداری، مگه میشه به راحتی آدمارو‌ حذف کرد بی عزتشون کرد به بهانه اینکه ما تو یه مدارو فرکانس نیستیم، مگه میشه نگاه از بالا به پایین داشت به بهانه اینکه من دارم رو‌خودم کار می کنم و مدارم از تو بالاتره، مگه میشه دیگران رو‌ناراحت کرد به بهانه اینکه خودت مشکل داری و تمرکزت روی بدی هاست، مگه میشه به راحتی دل آدما رو شکوند بهشون حس بی ارزشی و کمبود داد به بهونه اینکه تو عزت نفس نداری و به اندازه کافی روی خودت کار نکردی وگرنه این رفتارهارو از من نمی دیدی، مگه میشه مثلا از خانواده ت تشکر نکرد، بهشون احترام نگذاشت، قدرشونو ندونست به بهونه اینکه من خدارو دارم و …

    استاد من وقتی یه سری کامنتای سایت و‌می خوندم می دیدم که یک سری از دوستان میگن ما تنهاییم ارتباطمون رو با خانواده هامون قطع کردیم برام سوال شده بود چرا افرادی که دارن تو این زمینه رو‌خودشون کار می کنن همه شون فک می کنن که باید خانواده هاشونو حذف کنن!!!

    با خودم می گفتم عزیزترین دارایی ماها تو زندگی هامون خانواده هامون هستن پس چرا اینجا یه سریا خانواده هاشونو حذف می کنن، یه سریا چرا قدردان آدمایی که خدا تو زندگیشون گذاشتن نیستن انگاری میخوان خانواده شونو حذف کنن

    دورادور با دوستانی که تو این زمینه کار می کردن در ارتباط بودم می شنیدم‌ که خیلی خیلی راحت روابط عاطفیشون رو ترک می کنن به بهانه اینکه ما تو یه مدار و فرکانس نیستیم!!!!

    برای من‌کلا سوال شده بود یعنی واقعا افرادی که تو این زمینه کار می کنن یک درصد هم به حل کردن مسائل و‌تلاش برای رابطه شون، خوشحال کردن طرفشون فک نمی کنن …

    استاد تمام این افکار مدت ها بود که تو ذهنم بود و با خودم فک می کردم لابد من اشتباه فکر می کنم تا اینکه صحبت شمارو‌ با دوستان تو کلاب هاوس شنیدم

    از نحوه برخورد شما شوکه شدم

    گفتم خدااای من این همه وقار، ادب، احترام، صبر استاد در ارتباط با دوستان کجا و‌کج فهمی های ما کجا …

    کلی کلی لذت بردم از این که به همه همه دوستان احترام می گذاشتید در نهایت ادب، احترام، صبر و‌ارزش با همه برخورد می کردید

    به صحبت همه دوستان گوش می دادید

    ابدا و ابدا میون صحبت کسی نمی اومدین‌

    دستاوردا و تلاش کسی رو‌مسخره و بی ارزش نمی کردین

    از همه شون تشکر می کردین، دنیا دنیا بهشون ارزش می دادین

    من درس بزرگی از رفتارتون تو‌کلاب ها‌وس با دوستان گرفتم

    با دیدن این فایل و رفع این کج فهمی ها هم دیگه حجت بر من تمام شد که فکرایی که داشتم درست بوده

    افراد در روابطشون نیاز به حس خوب، ارزشمندبودن، احترام و احترام و احترام دارن

    همه آدمها به دنبال حس خوب توی روابطشون هستن و‌ صرف بودن در مکتب عباس منشی و اینکه افراد دیگه مشکل دارن هیچ کدوم از این ها دلایل قانع کننده ای برای بی احترامی به دیگران نیست

    باز هم ممنونم استاد بابت قرار دادن این فایل و باز کردن یک سری کج فهمی ها

    🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  2. -
    Fall in love with yourself گفته:
    مدت عضویت: 3486 روز

    ممنون از توجهتون جناب

    قطعا برای افرادی که به قول شما در مدار و فرکانسش نباشن شاید مابقی صحبتای من هم بی فایده بیاد ولی یه حسی بهم گفت که بیام و این حرفارو بگم

    راه به دست آوردن عزت نفس تخریب شخصیت دیگران نیست

    راه بزرگ شدن و رسیدن به خواسته ها تحقیر و کوچیک شمردن خواسته های دیگران نیست

    راه و رسم نگه داشتن ارتباطات شکستن دل دیگران و بی احترامی بهشون نیست چرا که آدمی که دلش بشکنه هیچ وقت، هیچ وقت به اون رابطه برنمی گرده ….

    راه رسیدن به قدرت و شخصیت آسیب به شخصیت و روان دیگران نیست

    راه کمک کردن به رشد دیگران، مسخره کردنشون نیست

    راه بزرگ شدن شخصیت دیگران، کوچیک کردنشون نیس

    .

    .

    .

    .

    همون طور که تو رفتارهای هر ثانیه استاد شاهد لحظه به لحظه احترامی که برای اطرافیانشون قائلند هستیم، ایشون حتی وقتی میخوان اسبشون رو صدا کنن میگن آقای براونی!!!! محبت کردن به حیوانی که شاید حتی درک درستی از محیط اطرافش نداشته باشه چه برسه دریافت عشق و محبت از دیگران ولی استاد حتی در مورد اسبشون هم این موضوع رو رعایت می کنن چه برسه به آدم های اطرافشون

    مثلا بارها و بارها به مریم جان نمیگن ببین عزیزم مدارمن از شما بالاتره یا اینکه ببین کلی آدم هستن که دارن به من عشق میدن، همه بچه های این سایت عاشق من هستن پس من قدردان بودن شما توی زندگیم نیستم، من دست خدا هستم که دارم به شما این کمکارو می کنم پس اجازه بی احترامی دارم، پس اجازه مقایسه کردن دارم، اجازه دارم حضورت رو توی زندگیم بی ارزش کنم، اجازه دارم به بهانه ساعت ها کار کردن روی خودم، خودم رو برتر و بالاتر ببینم و ….

    استاد و مریم جان ساعت ها و ساعت ها در روز گفت و گو می کنن، حل مسئله می کنن

    ولی متاسفانه ما هنر گفت و گو کردن نداریم، هنر پذیرش نداریم چه پذیرش عشق و محبت چه پذیرش اشتباه کردن

    هنر معذرت خواهی کردن بابت خطاهامون رو نداریم

    هنر به دست آوردن دلی که شکستیم رو نداریم و به جاش میگیم ما قانون رو بلدیم، ما وابسته نیستیم، ما روی خودمون داریم کار می کنیم، مدار ما متفاوته و ….

    هنر گفت و گو کردن نداریم

    وقنی مسئله ای پیش میاد قفل فرمون عصبانیتمون رو به سمت طرف مقابلمون پرت می کنیم به جای صحبت کردن و شنیدن

    استادی که من دیدم، رفتارهایی که من برداشت کردم، قانونی که من درک کردم، افراد با عزت نفسی که من تو زندگیم دیدم هزاران بار بابت یه کار کوچیک تشکر کردن، هزاران بار قدرت پذیرش و درک داشتن و دارن، اگر صحبت منطقی شنیدن پذیرفتن و خیلی راحت گفتن بله حق با شماس، بله من اشتباه کردم، نظر شما درسته … کسانی که شاید به لحاظ پوزیشن شغلی و دستاوردی به مراتب جایگاه بالاتری از من دارن ولی پذیرای حرفای من بودن، از نظر من این افراد عزت نفس بالایی دارن، چون همون طور که خودشون رو ارزشمند می دونن دیگران و کارهاشون و حضورشون رو هم ارزشمند می دونن…

    همون طور که استاد عزیز تو جلسه ۲۱ روانشناسی ثروت در رابطه با احساس ارزشمندی صحبت کردن و گفتن بعضی از افراد راه به دست آوردن عزت نفس رو اشتباه گرفتن فک می کنن وقتی میگن من آدم ارزشمندیم به این معناست که بقیه ارزشی ندارن میخوان خودشونو بالا نگه دارن برای اینکه احساس ارزشمندی کنن، گفتن جاهایی دیدن افراد برای اینکه احساس ارزشمندی کنن به بقیه بی احترامی می کنن برای اینکه بگن من دیگه اعتماد به نفسم رفته بالا، من آدم ارزشمندیم و داره طرف به بقیه بی احترامی می کنه …

    استاد در جواب این دوستان میگه تو اصلا این قضیه رو درک نکردی دوس داری همین رفتارو کسی با خودت بکنه و بعد بگه من آدم با ارزشیم!!!!!! همین بی احترامی و بی ادبی رو با تو بکنه…

    یعنی احساس ارزشمندی با تحقیر و توهین کردن به بقیه به دست نمیاد

    اینکه به بقیه بگیم تو هیچی نیستی و من آدم ارزشمندیم نمیشه

    همه ما به یه اندازه ارزشمندیم

    احساس ارزشمندی با کسب مهارت ایجاد می شود نه با تحقیر و توهین کردن به دیگران …

    و در نهایت به قول شما این صحبت ها و آگاهی ها برای افرادیست که در مدارش باشن و گوش شنوا داشته باشن و همین طور قدرت پذیرش

    و باز هم تشکر می کنم از شما استاد عزیز که هر بار به رفع سوء تفاهم هایی می پردازید که ناشی از ظرف کوچیک ما در دریافت حقایق و آگاهیهاست …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت