توحید عملی | قسمت 7 - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

763 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سحرکیاستی گفته:
    مدت عضویت: 2934 روز

    هم مسجد وهم کعبه وهم قبله بهانه اس..

    دقت بکنی نور خدا داخل خانه است..

    در مسجد و در کعبه به دنبال چه هستی؟

    اول تو ببین قلب کسی را نشکستی؟

    اینگونه چرا در پی اثبات خداییم؟

    همسایه ما گشنه و ماسیر بخوابیم..

    در خلقت ما راز و معمای خدا چیست؟

    انسان خودش آیینه یک کعبه مگر نیست؟

    چنگی به نقابت بزن و مال خودت باش..

    تصویر خدا پشت همین کهنه نقاب است..

    تصویر خدا واضح وچشمان تو خواب است..

    شاید که بتی در وسط ذهن من و توست…

    باید بت خود،با نم باران خدا شست…

    گویی که خدا در بدن و در تنمان است..

    نزدیکتر از خون و رگ گردنمان است..

    سلام استاد عزیزم..سلام به مریم جون

    استاد سپاسگزارم به خاطر این فایل بی نظیرتون…

    استاد وقتی داشتم برای اولین بار فایل نگاه میکردم یه قسمتش خیلی بهم برخورد و یه لحظه ناراحت شدم…(اون قسمتی که در مورد قضاوت کردن و ایراد گرفتن در مورد دیگران بود)

    خلاصه بعد تموم شدن فایل اومدم با خودم فکر کردم چرا انقد اون تیکه بهم برخورد آخه خدایاااا..همینجور داشتم فکر میکردم یهو یه چیزی بهم گفت چون خودت اینجوری هستی چون هنوز یاد نگرفتی که نشینی در مورد بقیه حرف نزنی و ایرادشون نگیری و مورد قضاوت قرار ندی!!!!!

    اصلا من اولش ذهنم این قبول نمیکرد اما بعدش وقتی کارهام فکر کردم و به وقتی که دارم با کسی صحبت می کنم فکر کردم دیدم نه درسته ..گفتم الله اکبر ..خدای من ..من چرا تا حالا متوجه این نشده بودم با اینکه گاهی اوقات رعایت میکردم اما چسبیده بودم به حاشیه نه اصل مطلب که اقا تو اولی نتایج خودت ببین بعد برو سراغ ایراد و قضاوت بقیه…

    استاد از اون روز تصمیم گرفتم که با کمک خدا تا میخوام قضاوت کنم یا ایراد بگیرم همونجا به خودم بگم سحر به تو چه!تو چیکار داری به بقیه؟تو خیلی عرضه داری خودت درست کن…

    یعنی از اون روز کارم همین شده ..مثلا روز بعدش داشتم میرفتم بیرون و تو ایستگاه اتوبوس یه خانم محجبه و دختر کوچیکش که فکر کنم سه سال بیشتر نداشت که مقنعه و چادر چنان راه رفتن برای این بچه مشکل کرده بود همونجا ذهنم گفت نگاه آخه این چه وضعشه..یهو یکی از وجودم گفت به توچه!تو چیکار داری؟و دنباله اون منم گفتم اره به من چه ..به من هیچ ربطی نداره و روم کرد سمت دیگه…

    انقد اینجوری احساس سبک شدن بهم میده که حد نداره ..چون وقتی میگم به من چه!دیگه ذهنم درگیر اون نیست که هیچی تازه حتی با توی صحبتم با دیگران هم دیگه حرفی نمیاد وسط که اره منم اون روز یکیو دیدم دخترش چادر پیچ کرده بود ..اینا اصلا نمیدونن چه خبره ..چرا بچه هاشون اینجوری بزرگ میکنند یا تربیت میکنند..نه دیگه هیچی ..خدارو سپاسگزارم که این عیبم رو بهم نشون داد

    استاد من انقد این فایلتون نگاه میکنم که اصلا از دیدنش سیر نمیشم الانم دقیقا داشتم نگاه میکردم.

    یه اتفاق قشنگ دیگه ای هم بگم از دیدن این فایل :

    تا قبل اینکه سپاسگزاری از دیگران رو توی این فایل بشنوم ،من کلا عادت داشتم بیشتر وقتا تشکر میکردم از هرکسی که برام کاری انجام میداد هرچند سطحی و ابتدایی بود..اما استاد وقتی فهمیدم سپاسگزاری واقعی از دیگران یعنی چی؟؟

    اومدم این اخلاقمم تغییر دادم و دارم بجای مثلا کلمات مرسی.مچکرم از کلمه سپاسگزارم استفاده کردم…بعد چندروز…اولش اصلا متوجه نشدم بعدش متوجه شدم عه میگم خدایا وقتی به یکی میگم سپاسگزارم خودم اصلا یه انرژی خاصی میگیرم که هیچ طرفمم اصلا یه برقی تو چشاش میاد…

    استاد نمی خوام قسم بخورم چون میدونم که میفهمین چی میگم …اصلا باورم نمیشد که یه کلمه انقد معجزه کنه انقد رفتار بقیه رو نسبت بهت تغییر بده بازم الله اکبر از این قوانین..

    عاشقتم استاد که انقد چیزای خوب یادمون میدین به قول خواهرم میگه پدرو مادر مارو به دنیا اوردن اما استاد داره مارو تربیت میکنه..منکه بی نهایت از این نوع تربیت شدن خوشحالم و همیشه سپاسگزار خدای مهربونم هستم که منو هدایت کرد به این مسیر..

    براتون بهترین هارو خواستارم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2645 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خلاصه‌ای از آن‌چه که در این فایل آموختم:

    • آدمها دوست دارند معمولا چیزی رو که خودشون می‌پسندند بشنوند.

    بهتر است سعی کنم ایده‌های مختلف را تست کنم و خودم را برای درک کردن خالی کنم.

    • برداشت من هم از توحید دقیقا همین یک کلمه بود که در همین شعر شنیده بودم. با این اختلاف که در مدرسه به من یاد داده بودند که توحید یعنی خدا یکی است و همتایی ندارد.

    • در قرآن بسیار آمده که: پیرو آیین ابراهیم باشید که او موحد است و از مشرکان نیست.

    • هیچ‌ کسی در دنیا کامل نیست، حتی ابراهیم هم موحد کامل نبود. بنابراین کسی را نداریم که در زمینه‌ای کامل باشد.

    • ضعف عزت نفس یعنی بجای خودباوری، دیگران را باور دارد. یعنی عوامل بیرونی؛ مثل شانس، خانواده، قد، شهر خاص و …

    • قدرت دادن به عوامل بیرونی یعنی قدرت را از خدا میگیریم.

    • قرآن تماما درمورد توحید صحبت کرده نه مسائلی که در بین مذهبی‌های امروز مطرح است.

    • تنها گناهی که بخشیده نمیشود شرک است.

    • تأثیرگذاری بخاطر گفتن حقیقت است که با قلب شنونده‌ی آماده، همخوانی دارد.

    • برخی میگویند که «من به خدا اعتماد و اعتقاد دارم» اما بسیار افراطی، به گونه‌ای که هیچکس را آدم حساب نمی‌کنند و فضایی ایجاد میکنند که به احساس بد میرسیم.

    • اساسا با نصیحت‌کردن باید مشکل داشته باشم.

    افراد از حرف من الگو نمیگیرند، از عملکرد من الگو می‌گیرند.

    • کسانی که خیلی دیگران را نصیحت میکنند، معمولا خودشان عمل نمی‌کردند.

    • به کلام آدمها کاری نداشته باشم، بلکه به عملکردشان نگاه کنم.

    • معمولا افرادی که موفق هستند، اتفاقا اصلا اهل نصیحت‌کردن نیستند.

    • با حرف‌های خوب و قشنگ‌زدن نمیشود سر جهان کلاه بگذارم.

    • جهان و خداوند با نتایج با من صحبت میکند.

    • هرگاه خواستم از کسی ایراد بگیرم، به نتیجه و عملکرد خودم نگاهی بیندازم.

    • من پای حرف کسی مینشینم که نتیجه گرفته باشد نه کسی که فقط بلد است حرف بزند.

    • توحید و ایمان، ادا اطواری نیست، کاملا قلبی است.

    • از آدمها باید تشکر کنیم، نه که به بهانه‌ی دست خدا بودن، آنها را لایق تشکر ندانیم.

    • نه تنها از ادمها، که از حیوانات و گیاهان هم باید تشکر کنم.

    • به این ترتیب من شخصیتی سپاسگزار از خودم می‌سازم.

    • از اصول ارتباطات این است که به افراد احساس مهم بودن بدهم.

    تعاریف حقیقی را به او بگویم.

    • ذوق‌کردن منافاتی با توحید ندارد. یعنی به معنای بزرگ‌کردن قضایا نیست.

    • شفاعت به این معنا، در قرآن به هیچ عنوان وجود ندارد.

    • باید ببینم من در زندگی‌ام، چگونه میتوانم در عمل، توحید و ایمان به خدا را نشان دهم.

    • تنها عاملی که نشان میدهد در مسیر درست پایدار هستم یا نه، نتایج پایدار است.

    • آنقدر درگیر گرفتن نتیجه برای خودم باشم که وقت نکنم دیگران را نصیحت کنم.

    • کسی میفهمد که آمادگی دارد، و خیلی‌ها آمادگی ندارند.

    • توحید در یک کلام یعنی عوامل بیرونی را دخیل ندانیم.

    • توحید یعنی ایمانی که عمل بیاورد، یعنی به عوامل بیرونی برای حرکت نکردن قدرت ندهم.

    • یعنی نگذار عوامل بیرونی تو‌ را بترساند.

    پی‌نوشت:

    آقا چقدرررررر این فایل خوشگل بود و چسبید.

    چقدر لذت بردم، چقدر جدید بود، خدایا شکرت.

    چقدر خوشحالم که اینجام.

    چقدر لذت‌بخشِ برام اینکه میام تو سایت، اینکه دیدگاه مینویسم، اینکه گوش میدم.

    خدایا بهم فرصت بده که بیشتر این آگاهی‌ها رو قورت بدم.

    خدایا عاشقتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    ستاره بنی نجاریان گفته:
    مدت عضویت: 4133 روز

    سلاااام استاااااد عزیزم

    آخه من چیییی بگم به شما

    استاد ممنونم که این موضوع رو اینقدررررر با وضوح و عاااالی توضیحش دادیدمن یکی به شدددددت نیاز داشتم که بشنوم حااا با این غلظت نبودم که بگم برو بابا تو دستی از دستان خداوندی😂😂😂

    ولی توی وجودم یه وسواسی پیدا کرده بودم تا که مثلا تو قلبم از همسرم یا فرزندم یا حتی شما خیلی سپاسگذار بودم و خوشحال بودم هی میگفتم ستاره مراقب باش حالا خیلی هم ذوق زده نشو نکنه حالا به این آدما وابسته بشی و مدام این افکار میومد تو ذهنم اما الان با این صحبت های شما فهمیدم نههههه اینقدررر نگرااان نباش فکر نکن اینا شرکه این سپاسگذار بودن از امکاناتیه که خدا در اختیارت قرار داده اما اون شرکه که تو عمل بخوای یه کاری بکنی ولی ترس از دست دادن مثلا همسرت، مانع بشه که نه نکنه این کار و بکنم همسرم ناراحت بشه و بعد فلان لطفش رو از من دریغ کنه یا هر فردی رو تو ذهنم اونقدر بزرگ کنم که بخوام به جای رضایت خودم و خدای خودم مدام به فکر جلب رضایت اون فرد یا افراد باشم و من بارها و بارها باید این فایل رو گوش بدم که بهتر و بیشتر درکش کنم. استاااد خداروشکر که شما هستید به خدا اشکم دراومد از اینکه احساس میکنم خدا داره بهم میگه حالا که تو داری تو زندگیت تلاش میکنی برای بهبود خودت بذار این ایرادات رو هم بر طرف کنم و دقیقا خدا به موقع اون چیزی رو که نیاز داریم بشنویم رو بهمون میگه.

    دوستون دارم یهههههه دنیاااااا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      روح اله گفته:
      مدت عضویت: 2437 روز

      سلام به خانم بنی نجاریان عزیز

      بله خداوند در هر لحظه و هر ثانیه و صدم ثانیه ما رو هدایت میکنه فقط کافیه یکم تمیزتر به محیط اطراف و به قضیه نگاه کنیم، اگر توجه ما به خدا و هدایت هایش باشه حتما هدایت هاشو درک می کنیم.

      در پناه حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 2551 روز

    سلام استاد عزیزم، مریم جانم، و همه ی دوستای قشنگم

    چقدر به شنیدن این فایل نیاز داشتم، و چقدر خدای سریع الاجابم دقیق منو هدایت کرد

    از رزای عزیز بابت شرح زیبایی که از زندگیش گفت سپاسگزارم

    استاد از اینکه از توحید میگین خیلی خیلییی سپاسگزارم

    فکر کنم پاشنه آشیل همه هست و همش باید یادآروی کنیم

    استاد جانم از وقتی یادم میاد از بچگی، مادر و مادربزرگم بهم میگفتن: درس خوبه کار خوبه شغل خوب داشتن خوبه ولی شوهر خوب از همه چی مهم تره! هرموقع از آرزوهام میگفتم که میخوام برم فلان جا، میخوام دنیا رو بگردم، میخوام فلان چیز بشم، حتی وقتی میگفتم میخوام پولدار بشم، بهم میگفتن ایشالا خدا یه شوهر خوب بهت بده، همه اینا باهم میاد، با اون برو کل دنیا رو بگرد. شوهر کن، بعدش هرکاری میخوای بکنی بکن. حتی وقتی میخواستن دعا کنن، میگفتن هیچ دعایی بهتر از سفید بختی نیست، ایشالا سفید بخت بشی مادر، به زودی های زود!!!

    نیتشون پاک بود بندگان خدا، از روی مهربونی و خوش قلبی میگفتن، ولی حواسشون نبود چه برنامه ی مخربی دارن روی ذهن من نصب میکنن…وابستگی!

    استاد من زندگی کردنمو، تفریح کردنمو، خوشی کردن، پیشرفت کردنمو، همه و همه رو باید وابسته به شریک عاطفیم میدونستم، همه ی خوشیامو متوقف میکردم تا زمانی که ازدواج کنم، و اونم شانسی بود دیگه، اگه شوهره خوب بود من خوشبخت میشدم. اگه بد بود دیگه زندگیم میسوخت…اگه اون با من خوب رفتار میکرد من خوشحال بودم، اگه یه موقعی حالش گرفته بود من دیگه باید زندگیم جهنم میشد

    اون باید برای من همه کس میشد، دوست، عامل خوشی، تفریح…

    چون بعد از ازدواجم دوست تعطیل، زندگی تعطیل، پیشرفت و هدف و انگیزه و رویا تعطیل میشد و زندگیت میشد طرف، اگه این خوشیارو میخواستی باید یه سوپرمن پیدا کنی!!! کسی که بیاد به قول رزا جان زندگی تورو متحول کنه، چون خودت نمیتونی تنهایی اینکارارو بکنی، یا اجازه نداری، یا جامعه بده، یا چه معنی میده یا…

    در کل اختیار حالت دست یه عامل خارجی بود و این حال منو به شدتتتت بد میکرد.

    بطوریکه الان که به سنی رسیدم که خانواده منو به سمت ازدواج سوق میدن، تصمیم جدی گرفتم همه ی اینارو برای خودم حل کنم

    و واقعااا خیلییی فکر کردم تا تونستم این شرک خفی رو بعد از ماه ها و حتی سالها درون خودم ریشه یابی کنم، تا بتونم جلوی آبشخورشو بگیرم

    شرکی که منو از لذت های زندگیم دور کرده بود، خوشی های منو پاز کرده بود تا یه روزی یه کسی بیاد برای من پلیش کنه و تااازه زندگی سلام!!!

    که با توجه به قانون خیال واهی!!!

    استاد من از بچگی خودمو میدیدم که مهاجرت میکنم و آزادام، سبک بالم، میتونم رها و شاد زندگی کنم، و الان خداروشکر میکنم، امسال خیلی خیلی به آزادی عمل رسیدم و انشاالله مهاجرت هم در راهه، ولی این زنجیره انگار به پای من بسته بود که باید به روش درست بازش کنم

    این مدت برگشتم به دوره ی عزت نفس و خواستم با تعهد بیشتر روش کار کنم، چون نتایج سری اول فوق العاااده بود…

    هرکاری کردم نتونستم از فایل دوم برم فایل بعدی، استاد شاید من صدهااااا بااار به این جلسه گوش کردم دیگه همه ی دیالوگاشو حفظم، ولی هربار آگاهی های جدید تر و پخته تری به من میده…خداروشکر میکنم.

    میخوام یه مثال از توحید بگم و تاثیری که روی زندگی مادرم داشته:

    همونطور که پیش زمینه دادم مادربزرگ من بخاطر شرایطی که توش بزرگ شده بودن فکر میکردن ازدواج همه چیزه و هیچی برای یک خانوم واجب تر از شوهر نیست

    مادر من خانوم تحصیل کرده ایه در یکی از بهترین رشته های روز، بسیار خوش برخورد و زیبا و هنرمند…ولی به علت همین برنامه ی مخرب، موقع مجردیش هیچ استقلالی رو تجربه نکرده، هیچ خوشی، جوونی و هدفی که براش تلاش کنه برای خودش تعریف نکرده، و کلید قفل همه چیز رو در داشتن یک ازدواج موفق میدیدن

    بعد از خواستگاران زیاد، بلاخره با پدرم که ایشونم در زمان خوشون همه چیز تموم بودن با بلند پروازی های خودشون ازدواج میکنن و همه چیز عالی بوده

    ولی امان از قانون که استثنا نداره

    مادر من مایه ی تمام خوشی های زندگیشون رو پدرم میدونستن، و وقتی پدر من نخاعشون آسیب میبینه دیگه انگار همه ی اون آرزو ها و هدف ها هم چال میشن

    زندگی مادرم وقف میشه، اون همه هنر و استعداد و آرزو و انگیزه خاک میخورن،

    و الان سالها میگذره، مادرم فرصت تجربه ی بسیاری از خوشی های روزگار رو از خودش صلب کرد..حتی با اینکه پدرم خیلی بهشون اصرار میکردن و تشویق میکردن ولی فایده ای نداشت، باوره که زندگی رو میسازه

    باوره که تورو به جای خوب، شرایط خوب، اتفاقات خوب هدایت میکنه

    اگر ذهن مشکل داشته باشه هیچ عامل بیرنی نمیتونه تورو نجات بده

    و اگه ذهن سازنده باشه هیچ عامل بیرونی نمیتونه جلوی تورو بگیره

    مادر من الان خودشون رو قربانی سرنوشت میدونن و حتی گاهی پدرم! همه ی خوشی ها و ناراحتی هاشوون حول محور شریک عاطفیه، و استاد شما یادم دادین این شرکه، و جواب شرک هم جز این نیست…با اینکه مادر خودمن ولی قانون قانونه و من فقط میتونم اینو همش به خودم یادآوری کنم و روی خودم کار کنم

    من خیلی خوشبختم که در سن کم وقبل از اینکه توی سیکل ناماسب مادر و مادربزرگم بیفتم هدایت شدم

    به اینکه خودم خالق لحظه به لحظه ی خوشی هام هستم، خودم باید بسازم برای خودم اون بهشتی که میخوام رو، چون هیچکس به اندازه ی خودم نمیدونه که چی میخوام/ف و هیچکس به اندازه ی من و خدای من نیرو نداره که منو خوشحال کنه و برام بهشت بسازه، لذت بسازه، زندگی دلخواهمو بسازه.

    خوشحالم که برام واضح شده که من باید در مسیر لذت بردن از زندگیم قرار بگیرم، و آدم های مناسبی که در این مسیر هستن به من برخورد میکنن و ما در کمال توحید از هم مسیر بودن باهم لذت میبریم، لذت های مشترک داریم، شباهت داریم، هماهنگی داریم و همه ی اینا طبیعیه نیازی به هیچ تلاشی نداره

    دیگه اون مثال معروف مادربزرگ که میگفتن شوهر مثل گنجشک میمونه، یه لحظه غفلت کنی میپره! اگه سفت بگیریش میمیره نیست

    دیگه از اون عذاب روحی ناشی از وابستگی خبری نیست، اون ترس از اینکه اگه طرف رفت زندگیم تمومه، یا حالا چیکار کنم که رابطه رو حفظ کنم وجود نداره

    چون تو چه طرف باشه چه نباشه، داری در مسیر درستی که بهت لذت میده حرکت میکنی، خودت با توکل به رب داری این مسیر رو میری به هیچی وصل نیستی که اگر ایستاد یا راهش کج شد حالت بد بشه.

    خدای من شکرت

    کمکم کن و همواره هدایتم کن که به بهترین وجه این آگاهی هارو عملی کنم

    چون من به تنهایی ضعیفم، من قدرتی ندارم، من راه رو نمیدونم، هدایتم کن که اگه تو هدایتم نکنی از شقاوتمندانم

    استاد عزیزم، از شما سپاسگزارم که توحید رو برای من واضح کردین و من چقددددر الان خوشبختم، چقدر احساس میکنم بهبود و شفا یافتم.

    استاد جانم مرسییییی ازتون..خدای بزرگم شکرت که هدایتم میکنی و راهو نشونم میدی.

    برای همگی آرزوی سعادت، عشق و آرامش و ثروت و شادی از ته دل دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    فاطمه میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    سلام به استاد نازنینم و خانم شایسته عزیزم🧡

    این اولین دیدگاه منه که مینویسم

    نمیدونم چرا ولی همیشه منتظر بودم تو همه جنبه های زندگیم کامل بشم بعد بنویسم برا شما دوستان عزیزم این خانواده ی بزرگ و ارزشمندم🌱

    به شما هم سلام میکنم خانواده ی من🧡

    این نوشته ها بی شک کلام خدای من است🕊

    دیشب هدایت شدم و شنیدم این فایل،و ادامه شو همین الان که مینویسم گوش کردم و تمام شد و یه حسی درون من گفت فاطی برو بنویس و کامنت بذار همین الان هم تو کافی هستی و بی نهایت نتیجه گرفتی منم گوش کردم😊

    اول از همه قصدم از نوشتن سپاسگزاری از استادم بود استاد عباس منش عزیزم من عاشق شما هستم و صد هزاران مرتبه سپاسگزارم از شما،شما پیامبر حال حاضر هستین،شما زندگی کردن و یاد من دادین استاد

    من صد هزاران بار از این خانواده ی بزرگم سپاسگزارم میخونم همیشه کامنت هارو و تحسین میکنم

    همیشه میگفتم چقدر قشنگ بچه ها مینویسن یعنی منم میتونم یه روزی اینقدر قشنگ بنویسم

    اون روز همین لحظه است بدون فکر کردن اومدم و دارم مینویسم خدای من شکرت

    من بی نهایت در زندگی ام نتیجه گرفتم در همه ی جنبه ها سلامتی که من دارم مدت هاست هیچ دکتری نرفتم کاملا در سلامتی هستم ورزش میکنم به اندامی که میخواستم مدتی هست رسیدم الهی شکر🌱

    از رابطه خوبم با اطرافیان بگم با دوستانم بگم که بی نظیره و خیلی پیشرفت کردم و هنوزم کار میکنم🌱

    از رابطه ی عاشقانه ی رویایی که با احسانم دارم بگم که هر روز و هر روز عالی تر داره پیش میره و من خوشبخت ترینم و همین جا اگر میبینی احسانم بی نهایت ازت سپاسگزارم از زندگی کردن کنار تو لذت میبرم و بی شک هم من هم تو لایق این عشق زیبا و رویایی هستیم و هنوزم میخوام از این بهتر باشیم🌱

    از خانه ی رویایی از این بهشتی که خدا به من داده بگم ۲سال من تو بهشت زندگی میکنم و سپاسگزار خداوندم

    خیلی حرف دارم بزنم خیلی نتیجه گرفتم تقریبا ۳سال میشه شایدم بیشتر در این مسیرم هیچ وقت ننوشتم نمیدونم زیر این فایل اصلا مناسب هست این نوشته های من ولی هدایت شدم و مینویسم…

    لطف الهی شامل حال تمام زندگی من شده🤍

    خداوند نعمت هایش را برمن کامل کرده و من بنده ی سپاسگزار خداوندم🤍

    از رابطه ام با خانواده ام بگم که چقدر رویایی من اصلا رابطه نزدیکی با بابام نداشتم اما من عوض شدم اونم تغییر کرد و این بسیار برای من ارزشمنده🤍

    من تغییر کردم و آدم های نامناسب دور شدن از من

    از آرامشم بگم که تمام وجودم را لبریز کرده از عشق ،و در صلح هستم با خودم ،لذت میبرم از تنهایی خودم من یه دختر ترسو بودم ولی الان شجاع شدم هیچ ترسی ندارم از تنهایی،قلب من به خدا نزدیک شده🤍

    کلی آدم های عالی دورم هستن هر جایی برای هر کاری میرم آدم های فوق العاده هستن هزاران بار سپاسگزار خداوندم🤍

    تا الان که نمینوشتم همش منتظر نتیجه از لحاظ مالی بودم تا کامل بشم و بنویسم اما الان که مینویسم من واقعا نتیجه گرفتم فاطی همه چی که پول نیست!

    من تا سن ۲۵ سالگی ۲سال پیش هیچ رویایی برای خودم نداشتم هیچی برای خودم نمیخواستم من اصلا نمیدونستم به جی علاقه دارم همیشه خودم و مثل یه علف هرز به درد نخور میدونستم

    یه روزی خسته شده بودم دلم تغییر میخواست

    از استادم شنیدم که به اندازه ی تمام آدم های روی کره ی زمین نعمت و ثروت فراوان هست، من بیدار شدم گفتم خب پس منم سهم خودمو میخوام از این دنیا ه روز مینوشتم میگفتم تکرار میکردم که…

    خدای من استاد گفته به اندازه ی همه هست منم میخوام سهم خودمو خدایا من نمیدونم به چی علاقه دارم من نمیدونم باید چی کار کنم فقط میخوام هدایتم کن تو بگو…

    بچه ها امید تون از دست ندید میشه به خدا میشه

    اشکم در اومد🥺

    اره شد برای من شد چنان هدایتم کرد من الان صاحب کسب و کار خودمم من روزی نمیدونستم چی میخوام اصلا چه جوری اما الان هست و چنان شرایطی رقم خورد که اصلا اول فهمیدم بعد ۲۵ سال علاقه من چیه بعدش قدم به قدم گفته شد به من

    خدای من صد هزاران مرتبه سپاسگزارتم من جانم قلب من روح من🕊🤍

    الان در حال تلاش کار کردن روی خودمم تا به در امد ثابت و خوب برسم ایمان دارم میتونم و میشود

    بچه ها همیشه تکرار میکردم با خودم به شما بگم نا امید نشین ادامه بدین به خدا میشه باید صبر کرد

    من تکرار میکنم فاطی ایمان تو حفظ کن توکل کن امید داشته باش صبر کن و رزق به غیرالحساب دریافت کن قول میدم به زودی از نتیجه ثروتم مینویسم اینقدر این صدای امید در دلم روشنه اینقدر فکر کردن بهش قلب مو به پرواز در میاره که من همین لحظه بهش رسیدم و هزاران مرتبه سپاسگزار الله یکتا هستم🕊🤍

    بذارین حالا که اینقدر نوشتم از این بهشتی هم که زندگی میکنم بگم واستون ۴ سال تو خونه هایی زندگی کردم که نور نداشتم‌کوچیک بودن تازه با استاد اشنا شدم اولین نتیجه بزرگم رسیدن به این بهشت بود،میگفتم خونه ای میخوام نور داشته باشه باید تراس داشته باشه بزرگ باشه جادار باشه

    میرفتم دنبال خونه همه بنگاه دارها میگفتن خانم اوضاع بیماری شدید بشین بلند نشو گیرت نمیاد با این مبلغ ،میومدم بیرون چشمامو میبستم میگفتم خدای من میدهد خدای من هدایت میکند(صبر،توکل،ایمان) همه چیزه

    اینقدر خدا قشنگ هدایتم کردبا همون مبلغ به این بهشت که تراس که جه عرض کنم خونه حیاط دار به من داد آسمان ابی سهم من شد سرسبزی یه باقچه ی بزرگ،نور بخشید به زندگی ام خانه ی من بهشت من نا نور خورشید روشنه یه خونه بزرگ و رویایی

    اینجا بهشت من با لطف الله من بهشت و دارم اینجا تجربه میکنم 🤍

    خیلی نوشتم فکر کنم ولی مدت ها بود دلم میخواست بگم این ها رو امیدوارم همین جور که من از نوشته های شما لذت میبرم و غرق خوشحال میشم و انگیزه میگیرم برای شما مفید باشه و امیدتون و از دست ندید و قوی ادامه بدین دوستتون دارم خیلی🤍

    استاد عزیزم از شما بی نهایت سپاسگزارم 🌱

    من از شاگردای شما هستم که نتیجه گرفتم استاد من بهشت و همین جا هر روز دارم لمس میکنم من خوشبخت ترینم من به خدا رسیدم صدای قلبم خیلی بلند شده و صدای ذهنم و به اعماق چاه ها فرو بردم

    همین دیگه عاشقتونم من در پناه خدا انشاالله همتون بهشت رو در این دنیا و دنیای آخرت تجربه کنین🤍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    SMZQ گفته:
    مدت عضویت: 2404 روز

    دوره توحید عملی رو بای دیفالت و همیشه و همیشه… توی ویدئو پلیر ماشینم مرور می کنم…

    و این جلسه همزمان شد با جلسات 6 و 7 دوره روانشناسی ثروت 1، که به بحث عوامل بیرونی پرداخته…

    این همزمانی برام جذاب بود…

    اونجایی که استاد بحث اجرای توحید در عمل رو از تعاملات معنی دار انسانی تمیز میدن… من هم به یاد تصمیمات و اقدامات مالامال توحید خودم در سال های گذشته می افتم که شجاعت به خرج دادم و بینی و بین الله در قلبم با تکیه به خدا تغییر مسیر دادم، ادامه دادم و نتایجش رو هم در زندگی ام دارم تجربه می کنم :)

    چندین مرتبه ای که در شرکت های مختلفی که شریک بودم… بی خیال شراکت شدم، یه بار مسافرکش شدم، یه بار با اندک پول سفر خارجی برای بازاریابی صادراتی رفتم، یک بار مدیریت صادرات محصولات دیگران رو رها و روی برند و محصول خودم تمرکز کردم…

    برای افرادی که در مدارهای پایین هستن، درک نتایج این اقدامات شجاعانه و توحید محور به شدت سخت و حیرت آور و احتمالا برای دوستان هم سینرژی در این سایت بدیهیه…

    به قول آقا ابراهیم ساپورت سایت استاد، من به معجزات خدا عادت دارم… اگر اشتباه نگفته باشم…

    خواستم ردپایی از خودم به جا بزارم و امیدوارم برای شما هم انگیزه بخش باشه و از همین جا به استاد و خانم شایسته سلام می رسونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    Ramtin Seisan گفته:
    مدت عضویت: 3150 روز

    سلام استاد جانم

    وای استاد هزاران بار ممنونم از این که این فایل با ارزش رو گذاشتید، این فایل رو همسرم پِلِی کرد من تا وسطاش فکر میکردم جزو فایلهایی هست که بهاش رو دادیم اصلا باورم نمیشد که این فایل رایگان باشه، یعنی استاد بخدا وقتی فایلی میزارید از قرآن یا راجع به توحید اشک من سرازیر میشه خود به خود، قلبم گرم میشه، پر از امید میشم، با این فایل کلی روزم رو ساختین، خیلی نیاز داشتم بشنوم، چون کسی رو میشناسم که فایلهای شما رو دنبال میکنه و فقط حرف قشنگ میزنه مداااااام از دیگران انتقاد میکنه، و من واقعا تصمیم گرفتم که بالای مَنبر نرم، عادت کرده بودم هی دیگران رو نصیحت کنم البته با رعایت احترام اما بعد فهمیدم که نگاه کنم به خودم که هیچ نتیجه ای ندارم و فقط دارم حرفهای شما رو تکرار میکنم، مدتهاست که بالای منبر نمیرم، همه رو همانطور که هستند دوست دارم و میپذیرم و تمرکزم رو روی خودم گذاشتم چون با نصیحت به دیگران احساس کردم دارن از من فاصله میگیرن و احتمالا تو دلشون میگن خودت چه غلطی کردی؟ و میخندند، از وقتی که این کار رو ترک کردم خیلی بیشتر پیشرفت کردم و همون دیگران خودشون مدام از من تعریف میکنند. عشق میورزند.

    استاد فایلی نبوده که از شما ببینم و درسی بزرگ نگیرم، یعنی استاد من بزرگترین نتیجه ام از وجود شما تغییر شخصیتی ام بوده، چون خیلی دقت میکنم به رفتار شما، از حرفهاتون یاد میگیرم و سعی میکنم تغییر کنم و شخصیتم رو بهبود بدم، مرسی از وجودتون مرسی از اینکه چراغی شدین واقعا که راهم رو پر نور کردین مرسی که هستین توی زندگیم عاشقتونم استاد خوش قلب من، مرسی از مریم عزبزم که بینظیره واقعا خدا همیشه برای هم حفظتون کنه و زندگیتون پر از عشق و سلامتی و ثروت باشه.

    Somi💜

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    ولی الله زیلایی پوری گفته:
    مدت عضویت: 1346 روز

    سلام .استاد عزیز خیلی ممنون به خاطر این فایل دلی این نشانه امروز منه جالب اینجاست مرغ من امروز داخل قفس یه تخم گذاشت و نمیدونی چه احساسی به من دست داد و چه هماهنگی که اومدم رو دکمه نشانم زدم شما هم گفتین بخاطر تخم گذاشتن مرغ ازش تشکر کردین واقعا استاد ممنونم قلب من به همچین فایلی رو طلب میکرد چون من از خدا خواستم تو مسیر قرارم بده اگاهام کنه الان کجام تو چه فرکانسی هستم قلبم روجلا داد خیلی خیلی بازم تشکر میکنم والان احساس نزدیکی بیشتری به خداوند دارم خداحافظ ونگهدارت باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    سمانه رشوند گفته:
    مدت عضویت: 1907 روز

    بنام خداوند هدایت گر

    که من دیشب درخواست کردم ۷ ساعت بعد منو هدایت گر که همه جوابامو بگیرم

    سلام استاد خوبم سلام مریم عزیزم

    نمیدونم چطوری بگم باید سجده شکر بجا بیارم

    استاد از صمیم قلبم ازتون تشکر میکنم بخاطر این سایت زیبا که تمام جواب هامونو بعد از درخواست میگیریم الله اکبر دقیقن بعد از ۷ ساعت

    استاد باورتون میشه من دیشب بخاطر همین تشکر نکردن همسرم یک ساعت گریه کردم به خودش چیزی نگفتم بعد چهارماه تونستم با همسرم بحث نکنم از خدا بخوام اما نتونستم گریه نکنم هنوز خیلی خیلی باید رو خودم کار کنم با گریه کردن از خدا خواستم وقتی میخواستم بخوابم از خدا هدایت خواستم نشونه بهم نشون بده وقتی که سحر بیدار شدم چک کردم دیدم فایلی گذاشته نشده وقتی داشتم با خدا صحبت میکردم که من غیر از هدایت تو چیزی نیستم میخوام خودت بهم راه و نشون بدی اصلن نمیتونم رو خودم حساب کنم

    خیلی دلم شکسته میخوام آروم باشم

    وقتی صبح از خواب بیدار شدم فایل توحید عملی ۷ تو رختخواب گفتم گوش بدم شاید حالمو خوب کنه

    باورتون نمیشه قدردان بودن سپاسگزار بودن خدای من 😭😭😭من همینو میخواستم جواب همه سوالاتم و گرفتم خدای مهربانم

    چقدر سریع ۷ ساعت جوابمو دادی

    من سمانه باید از همسرم بخاطر ریز ترین کاری که واسم میکنه تشکر کنم باید توجه بزارم رو خودم با همسرم کار نداشته باشم فهمیدم تمام توجه من به همسرمه باید اینقدر رابطه استاد و مریم جان و تحسین کنم که آروم آروم وارد زندگیم بشه

    خودم از خودم بخاطر دست پخت خودم بخاطر با سلیقه بودنم سپاسگزار باشم عزت نفسمو ببرم بالا

    من باید از ته دلم از همه تشکر کنم سپاسگزار باشم

    قانون همینه

    توحید یعنی من سر خم نکنم پیش بنده خدا که کاری واسم انجام بدن من باید از خدا بخوام

    توحید یعنی رئیس بانک رئیس سازمان یا هرجای دیگه رو خواهش کنم کارم و انجام بدن باید از خدا بخوام

    از قلبم از خدای وجودم

    امروز فهمیدم توحید یعنی فقط از خدا بخواه زود زود بهت گفته میشه من از رگ گردن به شما نزدیک ترم…

    دیگه نمیخوام مشرک باشم قضاوت کنم صحبت کنم تا خودم نتیجه نگیرم سکوت سکوت

    من سمانه قدر دان هرکسی میشم که واسم کاری میکنه سپاسگزار واقعی نه الکی بعد از خدای قلبم تشکر میکنم

    ایمانم هزار برابر قوی شد انگار رو ابرها هستم

    استاد عزیز بخاطر وجودتون از خدا سپاسگزارم بخاطر تاثیرگذار بودنتون سپاسگزارم

    خانوم شایسه عزیز بخاطر راهنمایی بسیار خوبتون سپاسگزارم

    عشقتون همیشه پایدار

    خدایاااااا شکرت خدای خوبم سپاسگزارم که منو به هرچی که میخوام هدایت میکنی

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    مژده محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1872 روز

    لم یشکرالمخلوق لم یشکر الخالق

    یک حدیث از ائمه است

    اگر از بندگان تشکر نکنید از خدا تشکر نکرده اید

    روش زندگی را از قرآن وسخنان اهل بیت میگیریم

    نروم جز به همان ره که تو ام راهنمایی

    متشکرم استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: