اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد جان، هرچقدر شکرگزاری کنم بازم کمه. هرچی فریاد سپاس بزنم باز هم حق این همه عشق و آموزش رو ادا نمیکنه.
امروز صبح وقتی بیدار شدم، توی ستارهٔ قطبیم نوشتم: «خدایا، بهم بگو امروز چطور بیشتر سپاسگزارت باشم؟»
بعد درست همونموقعی که باید، بدون اینکه حتی نشونهای از قبل باشه، به این فایل رسیدم. خدا بهم گفت: باز کن… جواب سؤالت اینجاست.
و من واقعاً نمیدونستم جواب کدوم سوالمه؛ چون امروز کلی سؤال از خدا پرسیده بودم:
چطور بیشتر قدر خودم رو بدونم؟
چطور بیشتر توجهام به فراوانی باشه؟
چطور پرانرژیتر باشم؟
چطور موحدتر زندگی کنم؟
وقتی رسیدم به دقیقهٔ سیوپنج، اشکام خودشون بیوقفه جاری شدن… از این همه هماهنگی و از این همه نزدیکی خدا.
اینکه دقیقاً وقتی دلم میخواست بدونم چطور توحیدیتر باشم، شما انقدر زیبا از سپاسگزاری گفتید؛ اینکه باید بهش درونمون بپردازیم و در کلاممون هم از آدمها قدردانی کنیم… برای من مثل یک پاسخ روشن الهی بود.
استاد جانم، شما دارید به من یاد میدید چطور یه موحد واقعی باشم. هر روز با یک فایل تازه که همهش تأکیدش روی «فقط خدا»ست، انگار دستمو میگیرید و راهو نشونم میدید. من هزار بار ازتون ممنونم. هزار بار سپاسگزار این خلوص و صداقتتون هستم.
این چند وقته حس میکنم روی ابرام. امروز هم که سورهٔ آلعمران میخوندم، بارها این دعا رو تکرار کردم: «خدایا، کمکم کن ثابتقدم بمونم.»
و این همون چیزیه که بارها از زبان شما هم شنیدم؛ اینکه حتی برای خود شما هم ثابتقدمی یه دعا و تمرینه. آرزوی من فقط همینه: ثابتقدم بودن توی این مسیر. حتی اگه فقط برای همین امروز ثابتقدم باشم، من سپاسگزارم.
چون میدونم همین یک روز لذت و شکر، ادامهٔ راه فرداها رو هم میسازه.
استاد جان، دوباره میگم که عاشقتونم؛ برای خلوصتون، برای اینکه انقدر بیریا یاد میدید، برای اینکه واقعاً ما رو شریک این نور کردید.
و از مریم عزیز هم صمیمانه ممنونم؛ برای این سایت پربار، برای این نظم و دسترسی ساده، برای اینکه هر بار سر میزنم، حال دلم عوض میشه و یه جهان روشنتر رو میبینم.
چقدر کامنتهای زیبا و توحیدیت رو دوست دارم، چقدر تحسینت میکنم که با شجاعت تمام، البته باید بگم با ایمان کامل به خدا، رفتی کوه و اون سگ شد محافظ تو، همش خودم رو جای تو میذاشتم که من بودم نمیرفتم من انقدر ایمان ندارم!
یا زمانی که به همسرت گفتی برید شیرینی فروشی برای کار، چقدر تحسینت میکنم که برای خودت ارزش قائل شدی و حرفت رو زدی.
و… بهت تبریک میگم که خدا انقدر شما رو زیبا آفریده دوست عزیزم
فاطمه من چند سال پیش همدان زندگی کردم اونجا دانشجو بودم و خیییلی اونجا رو دوست دارم، وقتی تو کامنتات خوندم همدان هستی احساس نزدیکی بیشتری بهت کردم.
از یکی از کامنتهات هدایت شدم به کامنت یه دوست عزیزی و خدا بهم گفت نگین تو هم مثل یه بچه خودت رو بسپار به من یعنی در لحظه جواب سوالم رو دادهاا
ممنون بخاطر کامنتهای توحیدی و قشنگت که ایمان من رو هم بیشتر میکنه که نگین ببین فاطمه چقدر اعتماد داره به خدا تو هم سعی کن بیشتر خدا رو قبول داشته باشی
من خیلی وقته از اگاهی ها دور شدم ، هرچند تو قلبم بوده ، واقعا بهم ثابت شده شما خیلی فرکانس بالایی دارید و زمانی که فرکانسم بالاست سمت شما میام ، با مرور فایل های توحیدی شروع کردم. یه مدت افسرده بودم و حالا دیگه خوبم و خداروشکر امروز ساعت 5ونیم صبح بلند شدم و نشستم طلوع خورشید نگاه کردم و این فایل دیدم
یه چیزی بی ربط به موضوع فایل هست دوست داشتم بگم اینجا :
این مدت که دور بودم رفتم دنبال خوشی های کاذب ، اما بهم ثابت شد که واقعا حالم خوب نمیکنه ، تفاوتی که با دفعه های قبل داشت این بود که اینبار اگاهانه اینو تجربه کردم
و دوباره اگاهانه برگشتم سمت مدیتیشن ، سحرخیری ، کار کردن رو فایلها ، کتاب خوندن
دیدم چقدر حالم بهتره و با وجود اینکه ذهنت برات سخت و بیخود نشونش میده اما اینجور نیست واقعا لذت و حال خوبی که میده اصلا قابل مقایسه نیست
اینبار انگار اگاهانه به ذهنم لذت و رنجش نشون دادم تا بفهمه اینا براش بهتره و اونارو عادت کنه
انشالله پایدار بمونه
و موضوع که استاد گفتن ، دقیقا من یکبار با شخصی تو عقل کل سر این موضوع بحث کردم ، که به یه بنده خدایی پریده بود شوهرت مهم نیست فقط خدا ، هرچقدرم گفتم نفهمید و اخر ول کردم
نکته که یاد گرفتم عملگرا بودن ، تا وقتی کاری روتینت نشده هرگز راجبش به بقیه توضیح نده
کار دیگه که دارم میکنم به رفتارام دارم دقت میکنم. من جایی که رفتار انجام دادم و نتیجه خوبی نگرفتم ، بخودم میگم سمیرا اشتباه کردی ، دفعه بعد تکرار نشه ، داری یاد میگیری مثل بچه که یاد گرفتن راه رفتن بارها میافته و بخودش نمیگه عجب خنگی هستی ، رها هست
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟
امروز داشتم با خودم توی ذهن خودم راجب به توحید و دست های خدا که آدمها هستن صحبت میکردم که درکی که بهش رسیدم رو میخوام توی این کامنت بنویسم.
وقتی ما میایم و میگیم آدمها دستان خداوند هستند به این معنیه که اونها هم مثل ما از روح خداوند درونشون دمیده شده اونها هم مثل ما به عنوان خلیفهی خداوند دارن بر روی زمین زندگی میکنن و وقتی ما میایم و از خداوند کمکی میخوایم و درخواستی داریم خداوند به واسطه یکی از دستانش که میشن همون آدمها میاد و سر راه ما قرار میگیره و اون کار مارو انجام میده و یا بهمون کمک میکنه.
درواقع این موضوع خیلی خیلی به درک سیستمی بودن خداوند به من کمک کرد به این مبحث که خداوند در همه جا و همه چیز به صورت انرژی وجود و خب این انرژی نه به وجود اومده و نه از بین میره بلکه از شکلی به شکل دیگه تغیر میکنه و هربار با توجه به درخواست های ما به شکلی وارد زندگی ما میشه و به ما کمک میکنه.
وقتی شخصی میاد به ما کمک میکنه درواقع وقتی ما از اون شخص تشکر میکنیم درواقع داریم از خداوند تشکر میکنیم درواقع داریم از اون جلوه خداوند تشکر میکنیم و چقدر خوبه که ما بیایم و از آدمها تشکر کنیم از آدمها سپاسگزار باشیم بابت کارهایی که برای ما انجام میدن حال هرکسی که میخواد باشه و هرکار هرچند کوچکی میخواد انجام داده باشه.
1)آیا تا به حال پیش آمده که به بهانه توحید و اینکه «خدا این نعمت را داده است»، از تشکر کردن از همسر، پدر و مادر یا همکارانتان طفره بروید؟ این رفتار شما چه اثرات منفیای روی روابط شما گذاشته است؟
تا جایی که یادم میاد نه این اتفاق نیوفتاده و همیشه برای هرکاری که آدمها برام انجام دادن ازشون تشکر کردم و قدردان زحماتشون بودم حتی زمانی که مغازه داشتم و افراد ازم خرید میکردن هم ازشون تشکر میکردم اگر کسی ازم تعیر میکرد ازش تشکر میکردم و بازهم میگم تاجایی که یادمه نشده کسی برام کاری انجام بده و بعدش ازش تشکر نکنم.
اما اما اما این موضوع که بیام بگم خب این فرد دست خداونده و اگر نباشه خداوند از طریق دیگه ای بهم کمک میکنه رو کج فهمیده بودم و یه جاهایی توی ذهنم برای اینکه قدرت ندم به آدمهایی که برام کاری انجام دادن یه خورده مغرور شدم و مثلا به اون آدمها محل ندادم و یا خودم رو از اونها بالاتر دونستم اما جهان چک و لگد هاشو بهم زده.
2. اگر به عزیزان خود لطفی کنید و آنها به بهانه توحیدی بودن، از شما تشکر نکنند، یا باز هم به این بهانه نسبت به برکت حضور شما در زندگیشان بیتفاوت باشند، چقدر این نگاه را میپسندید؟
اصلا این نگاه رو نمیپسندم چون خودم اینطور نیستم اما توقعی از افراد ندارم که اگر من براشون کاری انجام دادم اونهاهم بلافاصله بخوان برای من جبران کنن اصلا اینطور نیستم اما اینکه لطفی بکنم به شخصی و تشکر نکنه و قدردانی نکنه قطعا در دفعات بعدی اگر کاری داشته باشه انجام نمیدم مثل این میمونه مثلا همسر یا دوست یا پارتنر ما بیاد برامون کادو بخره بعد بده به ما و ما هیچ واکنشی نشون ندیم و خوشحال نشیم هیچ تازه تشکرم نکنیم خب قطعا اون شخص نه تنها دیگه چیزی برای ما نمیخره بلکه رابطش رو با ما تموم میکنه.
اصل توحیده
اصل توحیده
اصل توحیده
امیدوارم به همین زودی ها استاد عزیزم ببینمتون و از نتایجم با شما رو در رو صحبت کنیم.
حقیقتش این فایل های توحید عملی رو که داشتم گوش میدادم از قسمت اول تا الان
قبل ازین که به این فایل بر بخورم
دقیقا همینطور که استاد میگفتن بودم
یعنی اره دیگه مثلا تشکر کردن رو شرک میدونستم
اینکه به یکی بگم دمت گرم چه کمک بزرگی کردی
رو شرک میدونستم!!!
حتی توی کامنت های توحید عملی هم این رو بروز دادم!!
اما انگار ته دلم یک چیزی سر جایش نبود انگار که از ته دلم یک حس بدی داشتم به این موضوع
گفتم خدایا خودت هدایتم کن همونطور که تا الان من رو در موارد مختلف هدایت کردی
تا امروز که این فایل بی نظیر رو گوش دادم
واقعا بهم بر خورد !!
نمیگم الان دیگه من فهمیییدم الان دیگه بی نقصم!
سعی میکنم توی این موضوع روی خودم کار کنم!
جالبه ها ، تا قبل از گوش دادن به فایل های توحید عملی ، خیلی دوست داشتم از بقیه تشکر کنم خیلی ذوق زده بودم
اما خب کج فهمی داشتم در مورد این موضوع توحید عملی دیگه..!
اما خب به لطف رب العالمین ، جواب یکی دیگه از سوال هام رو هم گرفتم
وای خدا شکرت ، ای سایت بینظیر ازت ممنونم که این همه آدم خوب این همه دیدگاه خوب این همه مطالب خفن رو اینجا گرد آوری گردی
استاد جان عااااشقتم من که آنقدر تجربه های خوب قشنگ و آموزنده داری، خانم شایسته عاشقتم که آنقدر وقت میزاری همه چیو قشنگ مرتب میکنی آنقدر کار میکنی ، عاشق هر دوتاتونم!!
اینو خوب میدونم که با گفتن نتایجم بهترین سپاس گذاری رو در مقابل شما دوتا عشق انجام میدم
من تقریبا از 11 یا 12 سالگی با سایتتون آشنا بودم با آقای عباس منش آشنا بودم ، البته اون موقع فقط سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا نگاه میکردم!
بعدش دیگه کلا ول کردم و رفتم سراغ مطالب دیگه از کسایی دیگه ، اما هر چند وقت همینطور یه سری میزدم به سایت
تا اینکه یک ماه پیش خیلی خیلی آروم آروم انکار خدا منو هدایت کرد تا به صورت پایدار بیام و تا آخر عمرم بمونم توی این بحث توحید و کنترل ذهن و…
فایل های توت فرنگی 19 دلاری بود که اول گوش دادم بعد دیگه شروع کردم تا الان
حتی پروژه خانه تکانی ذهن رو تا فایل یازدهم ، همه رو کلمه به کلمه توی دفتر نوشتم جوری که دستام تاول زده بود آنقدر که نوشتم یک دفتر 80 برگ رو توی یه هفته نوشتم همه رو
تا وقتی که توی مدرسه ام هستم بتونم بخونم مطالب رو
توی همین یک ماهی هم که شروع کردم کلی اتفاقات خوب از همون هفته اول برام رخ داد
یک کیف ورزشی گرون هدیه گرفتم ، یک کفش اورجینال هدیه گرفتم ، نزدیک یک میلیون و خورده ای پول وارد حسابم شد
فقط با کار کردن رو خودم!!!
تازه اینا فقط چیزای مادی بود
مهم ترین چیز برای من این بود که الان خیلییی بیشتر از قبل هدفم برام مهمه
من میخاستم فوتبال رو بزارم کنار اما خدا چندییین بار نشانه به من داد تا «رویای کودکیم رو فراموش نکنم»
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است !!
تا قبل از این یک ماه من میگفتم خب میخام برسم به فینال جام جهانی ، اما براش عمل نکردم چون ایمان نداشتم
اما الان هرررر قدمی هرررر چقدر کوچیک ، برمیدارم و میگم تنها کاری که الان از دستم برمیاد همینه بقیش دست خداست
خدایا شکرت خدایا شکرت هزار بار میلیارد بار!!
آقا سید عزیز ازت متشکرم تو زندگی خیلی هارو تغییر دادی با آگاهی های که ترویج دادی!!
انشاالله تمام تلاشم میکنم روی باورام کار میکنم
و به سطح اول فوتبال میرسم و اون روز میام از نزدیک میبینم تون و حسابی تشکر میکنم از شما!!
و یک 206 آلبالویی هم به عنوان هدیه براتون میگیرم:)
ولی خلاصه خواستم بگم دمت گرم ، دم همه ی کسایی که کامنت هم میزارن گرم چون به بقیه امیدواری میدین!
امروز تا الان کل هدایت خداوند برای من ،بحث توحید بود .
امروز با قلبم اومدم و زدم روی این فایل ،هربار که این کارو میکنم ،مسائلی که باید بدونم ،بهم گفته میشه ،….
یکی از مسائلی که این روز هاا باهاش مواجه بودم ،همین بحث توحید و دستان خداوند بود،این روزا از هرکسی که تشکر میکردم و صمیمانه بخاطره وجودش ذوق میکردم و خوشحال بودم ،همش یه چیزی میومد به ذهنم که نکنه داری شرک میورزی ،خبب واقعااا اصل و از فرع توی این مسئله خوب نمی شناختم و انگار به اون آگاهی درباره این مسئله نرسیده بودم ،و امروز خدای من بهم گفت ،کههه ببین اونا همه دستای من هستن ،تووو زمانی شرک می ورزی که اون کمک یا اون دستو از من ندونی ،وقتی توووو در نهایت همه چیزو از من میدونی ،پس دلیل نمیشه از بقیه و از دستایی که من برات فرستادم تشکر نکنی ،تشکر از اوناا و سپاسگزاری از اوناااا ،انگار تشکر از منهههه،و وقتی روز به روز شکرگزار تر میشی ،نعمت های بیشتری به تو داده میشه .
دومین مسئله کع بازم مسئله روز من بود،اینکه کسی که تو مسیره ،کسی کههه داره رو خودش کار میکنه،به بقیههههه کاری نداره ،کاریییییی نداره مهسااااا،متوجه شو اینو عزیزم ،عملکرد بقیهههه به ما ربطی نداره ،ما باید انقدر مشغول خودمون باشیم کههه ،وقت نکنیم به کار بقیع سرک بکشیم ،پس دست برداریم از نصیحت کردن اینو به خودم میگمممممم،استاد ما همیشه یه چیز میگههههه،تووو روی خودت کار کن ،جهان اون کسایی رو که باید تغییر بده ،تغییر میده ،پس ماموریت توووو فقط کار کردن روی خودته ولاغیر…..
ممنون از استاد عزیززززم ،برای حرفایی که تو جون من ،تو تمام وجودم و تمام بند بند من ،رسوخ میکنه ،….
سپاس از مریم عزیزم برای همراه بودنش و توضیحات تکمیلیش …..
سلام بهتون تبریک میگم بخاطر اینکه این همه شکرگزار هستین و اینکه من در مورد یکی از نزدیکانم که مدتی بود فکر میکردم که باید تغییر بکنه و دغدغه داشتم و از خدا میخاستم منو هدایت بکنه چون که رفتار اون فرد به طور مستقیم روی بچه هام تاثیر داره که خدا جواب منو با کامنت شما به من داد با اون جمله ،، جهان اون کسایی رو که باید تغییر میده تغییر میده و ما باید فقط روی خودمون کار بکنیم ،، نتیجه این دیدگاه در وهله اول رسیدن به آرامشه و در وهله دوم مشخص شدن وظیفه من که کار کردن فقط و فقط روی خودمه ، ازتون سپاسگزاری میکنم
به نام خداوند مهربانی ها.سلام دوستان عزیز.سلام خدمت استاد و خانم شایسته.من هنوز صحبت های استاد تموم نشده و اتفاقا اول صحبت ها هستش که این کامن رو نوشتم و دلیلش هم اینه که قرآن رو باز کرده بودم و داشتم سوره ی انعام و درست همون قسمت حضرت ابراهیم رو میخوندم که دقیقا استاد همین آیه ها رو خوندند و واقعا این پدیده ی همزمانی خیلی برای من جالب بود.به فال نیک گرفتم و به هدایت الهی بیشتر امیدوار شدم و ایمان آوردم.براتون عشق و نور آرزو میکنم و عاشقتونم.
با سلام خدمت دوست هم فرکانسی و نوری خانم آناهیتا.از شما سپاسگذارم و براتون عشق و نور الهی آرزو میکنم.امیدوارم ثروتمند سعادتمند و موفق باشید.از پیام پرمعنا و زیباتون استفاده کردم.بسیار عالی بود.ایشالا همینطوری و عالی پیش برید و روز به روز موفق تر باشید.
سلام حضور اساتید با سواد و پر انرژی خودم استاد عباسمنش و استاد شایشته
هر چقدر از تاثیر این فایل بگم کم گفتم
واقعا با شنیدن این حرفا روشن میشم اون لحظه که فرمودید کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس از نداشتن باور به خودمون و داشتن باور دیگرانه که اونها رو بهتر از خودمون میبینیم و قدرت درون خودمون رو باور نداریم که خودش میتونه از کمبود توحید سرچشمه بگیره یعنی من خدای دورنم و قدرتش رو کنار میزارم و بهش قدرت نمیدم به قول شما استاد عزیزم به همه عوامل بیرونی قدرت میدم جز اون قدرت عظیم درونم اصلا از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم که نداشتن عزت نفس و اعتماد به نفس هم میتونه از کمبود توحید باشه
چقدر به دلم نشست گفتید که توحید یعنی خدایی که نه در حرف بلکه در عمل در قلب ما در ساق پای ما در دستان ما کار کنه که مفهومش فقط حرکته
توحید یعنی نداشتن ترس
توحید یعنی من حرکت کنم شروع کنم هدایت ها خودشون میان الهامات به شکلهای مختلف به من گفته میشه
چقدر این بحث توحید مفصل و شیرینه
هر گناهی بخشیده میشه جز نداشتن توحید و داشتن شرک
خیلی باید حواسم باشه هر جا که ترسیدم هر جا که شروع میکنم به پیشبینی اتفاقات زندگی شروع میکنم به گوش ندادن به الهامات هر جا که عزت نفسم پایینه و خدای درونم رو نادیده میگیرم
و از دیگران بت میسازم دارم از توحید دور میشم
خیلی سپاسگزارم از شما استاد عباسمنش از خانم شایسته که سخاوتمندانه این فایلها رو به صورت رایگان در اختیارمون قرار میدید که باید بارها و بارها گوش کرد و هر دفعه چیز جدیدی یاد گرفت
باید اعتراف کنم که سپاسگزاری من هنوز خیلی کمه. دارم تلاش میکنم آگاهانه سپاسگزاری کنم از خداوند برای چیزهایی که دارم، کارهایی که افراد برام انجام میدند و هرروز اتفاقی که پیش میاد اما خودم دارم میبینم هنوز خیلی کمه. خیلی وقتها یادم میره اصلا. اما دیدن نگرش و رفتارهای دختر چهارساله م برام واقعا مثل رفتن به دانشکاهه. من بهش یاد ندادم، نمیدونم چطور یاد کرفته بابت همه چیز از من تشکر میکنه با ذوق . مثلا بهش میگم مامان بیا این نخ های خشک کن رو بردار و تمیزکن بنداز توی سطل آشغال. با ذوق میاد تمیز میکنه، و بعد میگه مرررررسی مامان نگار من تمیز کردم. دارم کیکی درست میکنم، میگه میشه منم هم بزنم؟ میگم بیا فقط یواش هم بزن زمین نریزه. با احتیاط و ذوق هم میزنه و بعد در حالی که از ذوقش داره بالا پایین میپره میگه مرسی مامان من کیک هم زدم. اگه براش چیزی بخریم تا ابد تشکر میکنه هربار میبیندش. انقدر از السا نقاشی کشید و اهنگش رو همخونی کرد باهاش و وانمود می کرد الساست که هفتهی پیش من و پدرش براش لباس السا خریدیم تا هالوین بپوشه. و هرروز چندبار تشکر میکنه از پدرش. بغلش میکنم تشکر میکنه. اجازه میدم برام رژ بزنه، ازم تشکر میکنه. و این لیست تمومی نداره. باید یاد بگیر ، فکر میکنم باید تا ابد یاد بگیرم چطور بیشتر تشکر کنم.
من چند سالی هست که یکی از تمریناتم سپاس گذاری از اساتید جذبه از والاس واتلز و استر هیکس تا خوده شما که قوانین رو اموزش دادید و جزعی از سپاسگذاری های روزانه من هست …😍
چقدر این فایل منو تحت تاثیر قرار داد که اشکام بند نمی یاد
صبح گفتم خدایا میخوام امروز باهام حرف بزنی و چقدر جالب هدایت شدم به این فایل
خدا هدایتم کرداز زبون استاد باهام حرف زد ……..
استاد عزیزم تحسینت میکنم من مطمئنم خدا به شما افتخار میکنه حتی خدا ذوق میکنه از داشتن بنده ای چون شما استاد جاانم
اینو از اونجایی فهمیدم که همینطوری داره اشکام 😭سرازیر میشه قلبم گواهی میده مسیرتون درست ترینه ….
شما اون بنده ای هستی که خداوند در حضور فرشتگانش بهتون میباله وبراتون دست میزنه
چقدر خستم از اون آدمهای به ظاهر مذهبی که حتی چندین بار باعث شدن منکر خدا بشم بگم اگه خدا اینه دین و آیین اینه من اصلا اون خدا رو قبول ندارم نمی خوامش ….
اما الان با حرفهای شما فهمیدم یعنی به یقین رسیدم که حتی باید از اونا هم تشکر کنم چون اون آدمِ تو زندگیم باعث شدبرم دنبالش و تحقیق کنم با شماو مباحثتون آشنا بشم و خدای واقعی رو پیدا کنم …
از خدای هدایتگرم متشکرررم
از استاد عباسمنش عزیزم متشکررم
از مریم جان دوست داشتنی متشکرم
از خانوادم که خواسته و ناخواسته باعث رشد من شدن متشکرم
از تضادهای زندگیم که منو بیدار کردن متشکرم
از خودم که جا نزدم و دارم با قدرت ادامه میدم متشکرم
از همه بچه های سایت که با خوندن نظراتشون کلی چیزی یاد میگیرم متشکرم
به نام خداوندی که همیشه نزدیکه و هر لحظه جواب منو میده
سلام استاد عزیزم، سلام مریم جونم، سلام به همهٔ دوستای نازنینم؛
استاد جان، هرچقدر شکرگزاری کنم بازم کمه. هرچی فریاد سپاس بزنم باز هم حق این همه عشق و آموزش رو ادا نمیکنه.
امروز صبح وقتی بیدار شدم، توی ستارهٔ قطبیم نوشتم: «خدایا، بهم بگو امروز چطور بیشتر سپاسگزارت باشم؟»
بعد درست همونموقعی که باید، بدون اینکه حتی نشونهای از قبل باشه، به این فایل رسیدم. خدا بهم گفت: باز کن… جواب سؤالت اینجاست.
و من واقعاً نمیدونستم جواب کدوم سوالمه؛ چون امروز کلی سؤال از خدا پرسیده بودم:
چطور بیشتر قدر خودم رو بدونم؟
چطور بیشتر توجهام به فراوانی باشه؟
چطور پرانرژیتر باشم؟
چطور موحدتر زندگی کنم؟
وقتی رسیدم به دقیقهٔ سیوپنج، اشکام خودشون بیوقفه جاری شدن… از این همه هماهنگی و از این همه نزدیکی خدا.
اینکه دقیقاً وقتی دلم میخواست بدونم چطور توحیدیتر باشم، شما انقدر زیبا از سپاسگزاری گفتید؛ اینکه باید بهش درونمون بپردازیم و در کلاممون هم از آدمها قدردانی کنیم… برای من مثل یک پاسخ روشن الهی بود.
استاد جانم، شما دارید به من یاد میدید چطور یه موحد واقعی باشم. هر روز با یک فایل تازه که همهش تأکیدش روی «فقط خدا»ست، انگار دستمو میگیرید و راهو نشونم میدید. من هزار بار ازتون ممنونم. هزار بار سپاسگزار این خلوص و صداقتتون هستم.
این چند وقته حس میکنم روی ابرام. امروز هم که سورهٔ آلعمران میخوندم، بارها این دعا رو تکرار کردم: «خدایا، کمکم کن ثابتقدم بمونم.»
و این همون چیزیه که بارها از زبان شما هم شنیدم؛ اینکه حتی برای خود شما هم ثابتقدمی یه دعا و تمرینه. آرزوی من فقط همینه: ثابتقدم بودن توی این مسیر. حتی اگه فقط برای همین امروز ثابتقدم باشم، من سپاسگزارم.
چون میدونم همین یک روز لذت و شکر، ادامهٔ راه فرداها رو هم میسازه.
استاد جان، دوباره میگم که عاشقتونم؛ برای خلوصتون، برای اینکه انقدر بیریا یاد میدید، برای اینکه واقعاً ما رو شریک این نور کردید.
و از مریم عزیز هم صمیمانه ممنونم؛ برای این سایت پربار، برای این نظم و دسترسی ساده، برای اینکه هر بار سر میزنم، حال دلم عوض میشه و یه جهان روشنتر رو میبینم.
با همهٔ عشقم،
فاطمه
فاطمه جانم سلام
چقدر کامنتهای زیبا و توحیدیت رو دوست دارم، چقدر تحسینت میکنم که با شجاعت تمام، البته باید بگم با ایمان کامل به خدا، رفتی کوه و اون سگ شد محافظ تو، همش خودم رو جای تو میذاشتم که من بودم نمیرفتم من انقدر ایمان ندارم!
یا زمانی که به همسرت گفتی برید شیرینی فروشی برای کار، چقدر تحسینت میکنم که برای خودت ارزش قائل شدی و حرفت رو زدی.
و… بهت تبریک میگم که خدا انقدر شما رو زیبا آفریده دوست عزیزم
فاطمه من چند سال پیش همدان زندگی کردم اونجا دانشجو بودم و خیییلی اونجا رو دوست دارم، وقتی تو کامنتات خوندم همدان هستی احساس نزدیکی بیشتری بهت کردم.
از یکی از کامنتهات هدایت شدم به کامنت یه دوست عزیزی و خدا بهم گفت نگین تو هم مثل یه بچه خودت رو بسپار به من یعنی در لحظه جواب سوالم رو دادهاا
ممنون بخاطر کامنتهای توحیدی و قشنگت که ایمان من رو هم بیشتر میکنه که نگین ببین فاطمه چقدر اعتماد داره به خدا تو هم سعی کن بیشتر خدا رو قبول داشته باشی
موفق باشی دوست خوبم
سلام استاد عزیزم
من خیلی وقته از اگاهی ها دور شدم ، هرچند تو قلبم بوده ، واقعا بهم ثابت شده شما خیلی فرکانس بالایی دارید و زمانی که فرکانسم بالاست سمت شما میام ، با مرور فایل های توحیدی شروع کردم. یه مدت افسرده بودم و حالا دیگه خوبم و خداروشکر امروز ساعت 5ونیم صبح بلند شدم و نشستم طلوع خورشید نگاه کردم و این فایل دیدم
یه چیزی بی ربط به موضوع فایل هست دوست داشتم بگم اینجا :
این مدت که دور بودم رفتم دنبال خوشی های کاذب ، اما بهم ثابت شد که واقعا حالم خوب نمیکنه ، تفاوتی که با دفعه های قبل داشت این بود که اینبار اگاهانه اینو تجربه کردم
و دوباره اگاهانه برگشتم سمت مدیتیشن ، سحرخیری ، کار کردن رو فایلها ، کتاب خوندن
دیدم چقدر حالم بهتره و با وجود اینکه ذهنت برات سخت و بیخود نشونش میده اما اینجور نیست واقعا لذت و حال خوبی که میده اصلا قابل مقایسه نیست
اینبار انگار اگاهانه به ذهنم لذت و رنجش نشون دادم تا بفهمه اینا براش بهتره و اونارو عادت کنه
انشالله پایدار بمونه
و موضوع که استاد گفتن ، دقیقا من یکبار با شخصی تو عقل کل سر این موضوع بحث کردم ، که به یه بنده خدایی پریده بود شوهرت مهم نیست فقط خدا ، هرچقدرم گفتم نفهمید و اخر ول کردم
نکته که یاد گرفتم عملگرا بودن ، تا وقتی کاری روتینت نشده هرگز راجبش به بقیه توضیح نده
کار دیگه که دارم میکنم به رفتارام دارم دقت میکنم. من جایی که رفتار انجام دادم و نتیجه خوبی نگرفتم ، بخودم میگم سمیرا اشتباه کردی ، دفعه بعد تکرار نشه ، داری یاد میگیری مثل بچه که یاد گرفتن راه رفتن بارها میافته و بخودش نمیگه عجب خنگی هستی ، رها هست
انقد زمین میخوره تا یاد بگیره
امیدوارم اینبار واقعی تر وارد مسیر بشم
آمین
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟
امروز داشتم با خودم توی ذهن خودم راجب به توحید و دست های خدا که آدمها هستن صحبت میکردم که درکی که بهش رسیدم رو میخوام توی این کامنت بنویسم.
وقتی ما میایم و میگیم آدمها دستان خداوند هستند به این معنیه که اونها هم مثل ما از روح خداوند درونشون دمیده شده اونها هم مثل ما به عنوان خلیفهی خداوند دارن بر روی زمین زندگی میکنن و وقتی ما میایم و از خداوند کمکی میخوایم و درخواستی داریم خداوند به واسطه یکی از دستانش که میشن همون آدمها میاد و سر راه ما قرار میگیره و اون کار مارو انجام میده و یا بهمون کمک میکنه.
درواقع این موضوع خیلی خیلی به درک سیستمی بودن خداوند به من کمک کرد به این مبحث که خداوند در همه جا و همه چیز به صورت انرژی وجود و خب این انرژی نه به وجود اومده و نه از بین میره بلکه از شکلی به شکل دیگه تغیر میکنه و هربار با توجه به درخواست های ما به شکلی وارد زندگی ما میشه و به ما کمک میکنه.
وقتی شخصی میاد به ما کمک میکنه درواقع وقتی ما از اون شخص تشکر میکنیم درواقع داریم از خداوند تشکر میکنیم درواقع داریم از اون جلوه خداوند تشکر میکنیم و چقدر خوبه که ما بیایم و از آدمها تشکر کنیم از آدمها سپاسگزار باشیم بابت کارهایی که برای ما انجام میدن حال هرکسی که میخواد باشه و هرکار هرچند کوچکی میخواد انجام داده باشه.
1)آیا تا به حال پیش آمده که به بهانه توحید و اینکه «خدا این نعمت را داده است»، از تشکر کردن از همسر، پدر و مادر یا همکارانتان طفره بروید؟ این رفتار شما چه اثرات منفیای روی روابط شما گذاشته است؟
تا جایی که یادم میاد نه این اتفاق نیوفتاده و همیشه برای هرکاری که آدمها برام انجام دادن ازشون تشکر کردم و قدردان زحماتشون بودم حتی زمانی که مغازه داشتم و افراد ازم خرید میکردن هم ازشون تشکر میکردم اگر کسی ازم تعیر میکرد ازش تشکر میکردم و بازهم میگم تاجایی که یادمه نشده کسی برام کاری انجام بده و بعدش ازش تشکر نکنم.
اما اما اما این موضوع که بیام بگم خب این فرد دست خداونده و اگر نباشه خداوند از طریق دیگه ای بهم کمک میکنه رو کج فهمیده بودم و یه جاهایی توی ذهنم برای اینکه قدرت ندم به آدمهایی که برام کاری انجام دادن یه خورده مغرور شدم و مثلا به اون آدمها محل ندادم و یا خودم رو از اونها بالاتر دونستم اما جهان چک و لگد هاشو بهم زده.
2. اگر به عزیزان خود لطفی کنید و آنها به بهانه توحیدی بودن، از شما تشکر نکنند، یا باز هم به این بهانه نسبت به برکت حضور شما در زندگیشان بیتفاوت باشند، چقدر این نگاه را میپسندید؟
اصلا این نگاه رو نمیپسندم چون خودم اینطور نیستم اما توقعی از افراد ندارم که اگر من براشون کاری انجام دادم اونهاهم بلافاصله بخوان برای من جبران کنن اصلا اینطور نیستم اما اینکه لطفی بکنم به شخصی و تشکر نکنه و قدردانی نکنه قطعا در دفعات بعدی اگر کاری داشته باشه انجام نمیدم مثل این میمونه مثلا همسر یا دوست یا پارتنر ما بیاد برامون کادو بخره بعد بده به ما و ما هیچ واکنشی نشون ندیم و خوشحال نشیم هیچ تازه تشکرم نکنیم خب قطعا اون شخص نه تنها دیگه چیزی برای ما نمیخره بلکه رابطش رو با ما تموم میکنه.
اصل توحیده
اصل توحیده
اصل توحیده
امیدوارم به همین زودی ها استاد عزیزم ببینمتون و از نتایجم با شما رو در رو صحبت کنیم.
عاشقتونم
خدانگهدار
خدایا سپاس گذارم استاد عاشقتتتتم خانم شایسته عاشششقتونم
حقیقتش این فایل های توحید عملی رو که داشتم گوش میدادم از قسمت اول تا الان
قبل ازین که به این فایل بر بخورم
دقیقا همینطور که استاد میگفتن بودم
یعنی اره دیگه مثلا تشکر کردن رو شرک میدونستم
اینکه به یکی بگم دمت گرم چه کمک بزرگی کردی
رو شرک میدونستم!!!
حتی توی کامنت های توحید عملی هم این رو بروز دادم!!
اما انگار ته دلم یک چیزی سر جایش نبود انگار که از ته دلم یک حس بدی داشتم به این موضوع
گفتم خدایا خودت هدایتم کن همونطور که تا الان من رو در موارد مختلف هدایت کردی
تا امروز که این فایل بی نظیر رو گوش دادم
واقعا بهم بر خورد !!
نمیگم الان دیگه من فهمیییدم الان دیگه بی نقصم!
سعی میکنم توی این موضوع روی خودم کار کنم!
جالبه ها ، تا قبل از گوش دادن به فایل های توحید عملی ، خیلی دوست داشتم از بقیه تشکر کنم خیلی ذوق زده بودم
اما خب کج فهمی داشتم در مورد این موضوع توحید عملی دیگه..!
اما خب به لطف رب العالمین ، جواب یکی دیگه از سوال هام رو هم گرفتم
وای خدا شکرت ، ای سایت بینظیر ازت ممنونم که این همه آدم خوب این همه دیدگاه خوب این همه مطالب خفن رو اینجا گرد آوری گردی
استاد جان عااااشقتم من که آنقدر تجربه های خوب قشنگ و آموزنده داری، خانم شایسته عاشقتم که آنقدر وقت میزاری همه چیو قشنگ مرتب میکنی آنقدر کار میکنی ، عاشق هر دوتاتونم!!
اینو خوب میدونم که با گفتن نتایجم بهترین سپاس گذاری رو در مقابل شما دوتا عشق انجام میدم
من تقریبا از 11 یا 12 سالگی با سایتتون آشنا بودم با آقای عباس منش آشنا بودم ، البته اون موقع فقط سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا نگاه میکردم!
بعدش دیگه کلا ول کردم و رفتم سراغ مطالب دیگه از کسایی دیگه ، اما هر چند وقت همینطور یه سری میزدم به سایت
تا اینکه یک ماه پیش خیلی خیلی آروم آروم انکار خدا منو هدایت کرد تا به صورت پایدار بیام و تا آخر عمرم بمونم توی این بحث توحید و کنترل ذهن و…
فایل های توت فرنگی 19 دلاری بود که اول گوش دادم بعد دیگه شروع کردم تا الان
حتی پروژه خانه تکانی ذهن رو تا فایل یازدهم ، همه رو کلمه به کلمه توی دفتر نوشتم جوری که دستام تاول زده بود آنقدر که نوشتم یک دفتر 80 برگ رو توی یه هفته نوشتم همه رو
تا وقتی که توی مدرسه ام هستم بتونم بخونم مطالب رو
توی همین یک ماهی هم که شروع کردم کلی اتفاقات خوب از همون هفته اول برام رخ داد
یک کیف ورزشی گرون هدیه گرفتم ، یک کفش اورجینال هدیه گرفتم ، نزدیک یک میلیون و خورده ای پول وارد حسابم شد
فقط با کار کردن رو خودم!!!
تازه اینا فقط چیزای مادی بود
مهم ترین چیز برای من این بود که الان خیلییی بیشتر از قبل هدفم برام مهمه
من میخاستم فوتبال رو بزارم کنار اما خدا چندییین بار نشانه به من داد تا «رویای کودکیم رو فراموش نکنم»
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است !!
تا قبل از این یک ماه من میگفتم خب میخام برسم به فینال جام جهانی ، اما براش عمل نکردم چون ایمان نداشتم
اما الان هرررر قدمی هرررر چقدر کوچیک ، برمیدارم و میگم تنها کاری که الان از دستم برمیاد همینه بقیش دست خداست
خدایا شکرت خدایا شکرت هزار بار میلیارد بار!!
آقا سید عزیز ازت متشکرم تو زندگی خیلی هارو تغییر دادی با آگاهی های که ترویج دادی!!
انشاالله تمام تلاشم میکنم روی باورام کار میکنم
و به سطح اول فوتبال میرسم و اون روز میام از نزدیک میبینم تون و حسابی تشکر میکنم از شما!!
و یک 206 آلبالویی هم به عنوان هدیه براتون میگیرم:)
ولی خلاصه خواستم بگم دمت گرم ، دم همه ی کسایی که کامنت هم میزارن گرم چون به بقیه امیدواری میدین!
به نام پروردگار عشق و زیبایی….
سلام استاد و مریم عزیزم ،
امروز تا الان کل هدایت خداوند برای من ،بحث توحید بود .
امروز با قلبم اومدم و زدم روی این فایل ،هربار که این کارو میکنم ،مسائلی که باید بدونم ،بهم گفته میشه ،….
یکی از مسائلی که این روز هاا باهاش مواجه بودم ،همین بحث توحید و دستان خداوند بود،این روزا از هرکسی که تشکر میکردم و صمیمانه بخاطره وجودش ذوق میکردم و خوشحال بودم ،همش یه چیزی میومد به ذهنم که نکنه داری شرک میورزی ،خبب واقعااا اصل و از فرع توی این مسئله خوب نمی شناختم و انگار به اون آگاهی درباره این مسئله نرسیده بودم ،و امروز خدای من بهم گفت ،کههه ببین اونا همه دستای من هستن ،تووو زمانی شرک می ورزی که اون کمک یا اون دستو از من ندونی ،وقتی توووو در نهایت همه چیزو از من میدونی ،پس دلیل نمیشه از بقیه و از دستایی که من برات فرستادم تشکر نکنی ،تشکر از اوناا و سپاسگزاری از اوناااا ،انگار تشکر از منهههه،و وقتی روز به روز شکرگزار تر میشی ،نعمت های بیشتری به تو داده میشه .
دومین مسئله کع بازم مسئله روز من بود،اینکه کسی که تو مسیره ،کسی کههه داره رو خودش کار میکنه،به بقیههههه کاری نداره ،کاریییییی نداره مهسااااا،متوجه شو اینو عزیزم ،عملکرد بقیهههه به ما ربطی نداره ،ما باید انقدر مشغول خودمون باشیم کههه ،وقت نکنیم به کار بقیع سرک بکشیم ،پس دست برداریم از نصیحت کردن اینو به خودم میگمممممم،استاد ما همیشه یه چیز میگههههه،تووو روی خودت کار کن ،جهان اون کسایی رو که باید تغییر بده ،تغییر میده ،پس ماموریت توووو فقط کار کردن روی خودته ولاغیر…..
ممنون از استاد عزیززززم ،برای حرفایی که تو جون من ،تو تمام وجودم و تمام بند بند من ،رسوخ میکنه ،….
سپاس از مریم عزیزم برای همراه بودنش و توضیحات تکمیلیش …..
خدایاشکرت
سلام بهتون تبریک میگم بخاطر اینکه این همه شکرگزار هستین و اینکه من در مورد یکی از نزدیکانم که مدتی بود فکر میکردم که باید تغییر بکنه و دغدغه داشتم و از خدا میخاستم منو هدایت بکنه چون که رفتار اون فرد به طور مستقیم روی بچه هام تاثیر داره که خدا جواب منو با کامنت شما به من داد با اون جمله ،، جهان اون کسایی رو که باید تغییر میده تغییر میده و ما باید فقط روی خودمون کار بکنیم ،، نتیجه این دیدگاه در وهله اول رسیدن به آرامشه و در وهله دوم مشخص شدن وظیفه من که کار کردن فقط و فقط روی خودمه ، ازتون سپاسگزاری میکنم
به نام خداوند مهربانی ها.سلام دوستان عزیز.سلام خدمت استاد و خانم شایسته.من هنوز صحبت های استاد تموم نشده و اتفاقا اول صحبت ها هستش که این کامن رو نوشتم و دلیلش هم اینه که قرآن رو باز کرده بودم و داشتم سوره ی انعام و درست همون قسمت حضرت ابراهیم رو میخوندم که دقیقا استاد همین آیه ها رو خوندند و واقعا این پدیده ی همزمانی خیلی برای من جالب بود.به فال نیک گرفتم و به هدایت الهی بیشتر امیدوار شدم و ایمان آوردم.براتون عشق و نور آرزو میکنم و عاشقتونم.
روی خودم حساب باز کنم و از خدای مهربان خودم هدایت بخواهم
بی شک اینگونه عمل کنم نه تنها آرامش در وجود من قرار می گیرد کارهای من هم براحتی و به آسانی به انجام می رسد
یادم باشد که در ذهن خودم همیشه قدرت را به خدای خودم بدهم و هیچ کاری بیرونی نداشته باشم
قدرت را به عوامل بیرون ندهم چرا که با این کار قدرت را از خدای خودم می گیرم و آنوقت شیطان براحتی در ذهن من نفوذ می کند
ایمان و توکل به خدای مهربان مهمترین کاری است
با سلام خدمت دوست هم فرکانسی و نوری خانم آناهیتا.از شما سپاسگذارم و براتون عشق و نور الهی آرزو میکنم.امیدوارم ثروتمند سعادتمند و موفق باشید.از پیام پرمعنا و زیباتون استفاده کردم.بسیار عالی بود.ایشالا همینطوری و عالی پیش برید و روز به روز موفق تر باشید.
به نام خداوند مهربانم
سلام حضور اساتید با سواد و پر انرژی خودم استاد عباسمنش و استاد شایشته
هر چقدر از تاثیر این فایل بگم کم گفتم
واقعا با شنیدن این حرفا روشن میشم اون لحظه که فرمودید کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس از نداشتن باور به خودمون و داشتن باور دیگرانه که اونها رو بهتر از خودمون میبینیم و قدرت درون خودمون رو باور نداریم که خودش میتونه از کمبود توحید سرچشمه بگیره یعنی من خدای دورنم و قدرتش رو کنار میزارم و بهش قدرت نمیدم به قول شما استاد عزیزم به همه عوامل بیرونی قدرت میدم جز اون قدرت عظیم درونم اصلا از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم که نداشتن عزت نفس و اعتماد به نفس هم میتونه از کمبود توحید باشه
چقدر به دلم نشست گفتید که توحید یعنی خدایی که نه در حرف بلکه در عمل در قلب ما در ساق پای ما در دستان ما کار کنه که مفهومش فقط حرکته
توحید یعنی نداشتن ترس
توحید یعنی من حرکت کنم شروع کنم هدایت ها خودشون میان الهامات به شکلهای مختلف به من گفته میشه
چقدر این بحث توحید مفصل و شیرینه
هر گناهی بخشیده میشه جز نداشتن توحید و داشتن شرک
خیلی باید حواسم باشه هر جا که ترسیدم هر جا که شروع میکنم به پیشبینی اتفاقات زندگی شروع میکنم به گوش ندادن به الهامات هر جا که عزت نفسم پایینه و خدای درونم رو نادیده میگیرم
و از دیگران بت میسازم دارم از توحید دور میشم
خیلی سپاسگزارم از شما استاد عباسمنش از خانم شایسته که سخاوتمندانه این فایلها رو به صورت رایگان در اختیارمون قرار میدید که باید بارها و بارها گوش کرد و هر دفعه چیز جدیدی یاد گرفت
خوشیبخت و سعادتمند باشید
استاد عزیزم
و خانم شایسته ی دوست داشتنی سلام
دوستان سلام
باید اعتراف کنم که سپاسگزاری من هنوز خیلی کمه. دارم تلاش میکنم آگاهانه سپاسگزاری کنم از خداوند برای چیزهایی که دارم، کارهایی که افراد برام انجام میدند و هرروز اتفاقی که پیش میاد اما خودم دارم میبینم هنوز خیلی کمه. خیلی وقتها یادم میره اصلا. اما دیدن نگرش و رفتارهای دختر چهارساله م برام واقعا مثل رفتن به دانشکاهه. من بهش یاد ندادم، نمیدونم چطور یاد کرفته بابت همه چیز از من تشکر میکنه با ذوق . مثلا بهش میگم مامان بیا این نخ های خشک کن رو بردار و تمیزکن بنداز توی سطل آشغال. با ذوق میاد تمیز میکنه، و بعد میگه مرررررسی مامان نگار من تمیز کردم. دارم کیکی درست میکنم، میگه میشه منم هم بزنم؟ میگم بیا فقط یواش هم بزن زمین نریزه. با احتیاط و ذوق هم میزنه و بعد در حالی که از ذوقش داره بالا پایین میپره میگه مرسی مامان من کیک هم زدم. اگه براش چیزی بخریم تا ابد تشکر میکنه هربار میبیندش. انقدر از السا نقاشی کشید و اهنگش رو همخونی کرد باهاش و وانمود می کرد الساست که هفتهی پیش من و پدرش براش لباس السا خریدیم تا هالوین بپوشه. و هرروز چندبار تشکر میکنه از پدرش. بغلش میکنم تشکر میکنه. اجازه میدم برام رژ بزنه، ازم تشکر میکنه. و این لیست تمومی نداره. باید یاد بگیر ، فکر میکنم باید تا ابد یاد بگیرم چطور بیشتر تشکر کنم.
نگار جان درود به تو مادر نازنین
چقدر لذت بردم از رفتار های دخترتون
من همیشه بر این عقیده ام که ما اول باید خودمون رو تربیت کنیم بعد بچه هامون رو.
و من مطمئنم که کودک شما این سپاسگزاری رو از خود شما یاد گرفته،
دقیقن بچه ها مثل آینه عمل می کنن هر کاری شما انجام بدی سریع همون رو انجام میدن.
باید بهتون تبریک گفت برای این حد از آگاه بودن که حالا به فرزندتان هم منتقل شده.
سپاسگزارم ازتون که تجربتون رو با ما به اشتراک گذاشتید.
سلام استاد عزیزم
من چند سالی هست که یکی از تمریناتم سپاس گذاری از اساتید جذبه از والاس واتلز و استر هیکس تا خوده شما که قوانین رو اموزش دادید و جزعی از سپاسگذاری های روزانه من هست …😍
سلام توحیدی ترین استاد دنیا
چقدر این فایل منو تحت تاثیر قرار داد که اشکام بند نمی یاد
صبح گفتم خدایا میخوام امروز باهام حرف بزنی و چقدر جالب هدایت شدم به این فایل
خدا هدایتم کرداز زبون استاد باهام حرف زد ……..
استاد عزیزم تحسینت میکنم من مطمئنم خدا به شما افتخار میکنه حتی خدا ذوق میکنه از داشتن بنده ای چون شما استاد جاانم
اینو از اونجایی فهمیدم که همینطوری داره اشکام 😭سرازیر میشه قلبم گواهی میده مسیرتون درست ترینه ….
شما اون بنده ای هستی که خداوند در حضور فرشتگانش بهتون میباله وبراتون دست میزنه
چقدر خستم از اون آدمهای به ظاهر مذهبی که حتی چندین بار باعث شدن منکر خدا بشم بگم اگه خدا اینه دین و آیین اینه من اصلا اون خدا رو قبول ندارم نمی خوامش ….
اما الان با حرفهای شما فهمیدم یعنی به یقین رسیدم که حتی باید از اونا هم تشکر کنم چون اون آدمِ تو زندگیم باعث شدبرم دنبالش و تحقیق کنم با شماو مباحثتون آشنا بشم و خدای واقعی رو پیدا کنم …
از خدای هدایتگرم متشکرررم
از استاد عباسمنش عزیزم متشکررم
از مریم جان دوست داشتنی متشکرم
از خانوادم که خواسته و ناخواسته باعث رشد من شدن متشکرم
از تضادهای زندگیم که منو بیدار کردن متشکرم
از خودم که جا نزدم و دارم با قدرت ادامه میدم متشکرم
از همه بچه های سایت که با خوندن نظراتشون کلی چیزی یاد میگیرم متشکرم
در پناه خدا شادو ثروتمند باشید 💓⚘