توحید عملی | قسمت 7 - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

763 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 397 روز

    سلام و ادب . سپاسگزار خدای مهربان هستم .

    استاد عزیز واقعا سپاسگزارم از شما ، چقدر زیبا سخن می گید . نمی خواستم زیاد کامنت بذارم ولی حیفم اومد اینو نگم . مدتها بود احساس می کردم نیاز داری کسی در مورد خدا صادقانه باهام صحبت کنه . خارج از قواعد و اصول و منطق و .‌‌… صادق و رو راست . بیشتر حرفهای شما ، خاطرات زندگیتونه اما زیباییش اینه که خاطراتیه که با خدا داشتید . قدم به قدم و دم به دم . امروز از موضوعی نگران و غمگین بودم . نیاز داشتم از او بشنوم تا آروم بشم .

    چون راست گفت : الا بذکر الله تطمئن القلوب

    اومدم تو سایت و هدایت شدم به این فایل . واقعا زیبا بود . به خصوص اون قسمت که خانم شایسته در مورد آیه ای که شما رو بگریه انداخت گفت . این آیه رو بارها شنیده بودم اما اینبار جور دیگری شنیدمش . منم گریه کردم و قلبم آروم شد .

    بازم سپاسگزارم که با شما آشنا شدم و امروز این سخنان زیبا و تاثیر گذار رو شنیدم . خدا به شما طول عمر با عزت و برکت بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    کامران گفته:
    مدت عضویت: 1534 روز

    به نام خداوند مهربان

    خدایا سپاسگزارم بابت یک روز خوب و عالی رو بهم دادی و با فایل توحیدی روزم رو شروع کردم

    خدایا سپاسگزارم بابت قلب آرامی که دارم و لذت میبرم

    خدایا سپاسگزارم بابت هدایت هایی که در هر لحظه انجام میدی سپاسگزارم

    استاد جان سلام

    این فایل توحید رو شاید 10 بار تا الان گوش دادم و هر دفعه ی چیزی می‌شنوم اینا نشون میده که من فرکانسم داره تغییر میکنه

    چقدر امروز روی مبحث سپاسگزار بودن تاکید داشتید و همونطور که قرآن تاکید کرده که سپاسگزار باشید

    توحید یعنی سپاسگزارم بودن به نعمت های خداوند

    سپاسگزارم بودن به سلامتی که نعمت هست

    سپاسگزارم بودن به قوانین جهان

    وای خدای من توحید بودن خیلی خیلی سخته بین یک خانواده ای که رفتار توحیدی هست

    نتیجه داغون

    و چقدر من خودم رو میشناسم که وقتی میخوام تشکر توحیدی کنم یا سپاسگزاری کنم که به زبون بیارم چقدر سختم میشه

    چرا چون من قبلا انسان که قرآن و خدا و اینا همه تعطیل بود

    وضع ظاهری داغون از نظر دیگران وگرنه من اونو دوست داشتم یا مشروب خوری یا حالا بماند. اینا بود و منو به این چشم تو کل خانواده و طایفه میدیدن

    الان بخوام این کار رو بکنم مقاومت دارم. ولی مهم قلب هست مهم آگاهی هست

    امروز ی فایل از استاد گوش دادم که میگه زمانی که فرکانس هم جهت با قانون باشه قانون مجبوره که عمل کنه مثل قانون جاذبه که مجبوره عمل کنه مجبوره جذب کنه

    حالا ما سپاسگزارم باید باشیم ن زبانی قلبی از ته دل از خداوند سپاسگزارم باشیم

    ما که نمیتونیم بریم ته غار که بکیگم با هیچ کس حشر و نشر نداشته باشیم ما با مرد جامعه در ارتباطیم خوب ما باید از اون ها سپاسگزارم باشیم ولی در درون خودم اعتبارش رو بدیم به خداوند. خداوند به قلب ما آگاه هست خداوند هست که مارو به بهترین ها میرسونه

    خداوند هست که ما رو بزرگ تر میکنه روح ما رو بزرگتر میکنه

    واقعا چقدر عالی که به خاطر حتی ی لیوان آب سپاسگزاری واقعی داشته باشیم

    چقدر عالی که حتی به خاطر ی سلام ی چیز کوچیک سپاسگزار اطرافیان باشیم. و از سپاسگزاری بابت نعمت های خداوند

    از ی ناخن گیر سپاسگزار باشیم که بهمون داده. فکرشو کن اگه نبود چی میشد

    یا سوزن اینها چیز های کوچیکی هست که باید سپاسگزارم باشیم. وگرنه تو فکر کن ی دست نداشته باشی اینها هست که انسان رو بزرگ میکنه پس این همه روی سپاسگزاری تاکید شد پس جز قانون بدون تغییر هست خدایا شکرت بابت این راهی که مارو گذاشتی

    استاد جان سپاسگزارم بابت آگاهی هایی که دریافت کردی و به ما انتقال میدی سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    آرامش ماندگار گفته:
    مدت عضویت: 137 روز

    ای که مرا خوانده ای. …..راه نشانم بده

    نشانه ای. امروز من. این. فایل بسیار زیبا. از. استاد عشق بود .

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    خداوندادستانم خالی.

    من. که. تیز هوش نیستم من ناتوانم. من ناشنوا هستم.

    تو. با. تایپ کردن من را هدایت کن. تا. ردپایی به جا بگذارم. عشق باشد. بس.

    استاد عزیزم سلام. خانم شایسته ی عزیز سلام

    دوستان هم فرکانسی سلام.

    این سخنان خواسته های. من بود که از الله یکتا. خواستم راه را نشونم بده. و با عشق بهم نشون داد

    همسرم. بهترین همسر دنیاست عزیز ترین. همسر دنیاست. در سنین کودکی با تجسم کردن.

    که روزی. همسرم میشه اون رو خدا. به طرفم هدایت کرد. عاشقانه همدیگر رو دوست داریم.

    ولی مدت ها بود. به خاطر. باور اشتباهی که داشتم اصلا. خوبی های همسرم رو نمیدیدم.

    او با کوچیکترین کار من ازمن سپاسگزاری می‌کنه

    من هر خواسته ای دارم برام برآورده می‌کنه. ولی

    با باورهای اشتباه اونو تو ذهنم. تبدیلش کرده بودم به یک انسان معتاد و. خود خواه. به لطف الله امروز. به این اشتباهم پی برده ام. و همش به دنبال. راه حل بودم. راه حل رو پیدا کرده ام.

    بعد از مدت ها. از استاد عشق. سپاسگزارم.

    خیلی این حسم. قشنگه. که از قلبم هدایت میگرم استاد. ومیبینی چنان. قشنگ برام چیده.

    که. عشق میکنم.

    براتون. بهترین هارو آرزو میکنم.

    سپاسگزارم. دو کبوتر عاشق. که دارین زندگی رو به ما. هم نشون میدن کع زندگی را زندگی کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    امین زندی گفته:
    مدت عضویت: 1280 روز

    به نامذخداوند بخشنده مهربان

    سلام بر استاد عزیزم و سلام بر استاد شایسته و دوستان هم فرکانسی ام

    باز هم توحید و باز هم عمل که آقا عالم بی عمل نباشید

    استاد من هیچ وقت از دیگران تشکر اونجوری خالصانه نمیکردم

    اما از وقتی بتشان آشنا شدم رفته رفته بهتر شدم متواضع تر شدم

    همیشه فکر میکردم غرور ندارم اما این غرور بود که خالصانه و عمیق تشکر نمیکردم

    اما با این آموزش ها و با شنیدن دوره هم جهت با رویاها آقا دیگه سخاوت بیشتری به خرج دادم و آنقدر خالصانه تر این سپاس گذرای رو به زبون آوردم که خیلی تاثیر بالاتر تو زندگی و روابطم داشت

    چقد تو روابط با همسر بهتر شدم هربار هدایت بهم میگفت بهتر از این باش

    چون قبلا تو خانواده آدمی که زیاد مغرور بود رو الگو قرار داده بودم ناخواسته ی سری از اخلاقی‌ات اون آدم برداشت کرده بودم

    بیشتر کارهای من از اخلاق ایشون ناشأت میگرفت

    بچه آخر هم بودم از هرکسی ی چیزی گرفته بودم

    ی آشی بود اما با اومدن در این سایت به قدرت کلامی رسیدم که بعضی وقتا همسرم میگه آنقدر تو نرم حرف می‌زنی من تعجب می‌کنم تو با این زبانت هر کاری میتونی انجام بدی

    واقعا قدرت کلام هم میره بالا تاثیر گذرای هم میره بالا

    استاد ممنونم و خداروشکر خیلی کم تر ملا غلط گیر دیگران شدم من که مسئول اعمال و افکار دیگران نیستم که بخوام خودم رو عالم کل بدونم و اون بنده های خدا رو اذیت کنم با کلامم

    اتفاقا دیشب جایی مهمان بودیم و زیاد به امام زمان و صلوات فرستادن تا کید میکردن ذهن من هی میومد میگفت بگو اینا اشتباه میکنن

    خیلی آروم بهش گفتم هر کسی دوس داره هر فکری رو بکنه من چکارم اونم با این کلمات ناراحت کنم چرا به چه دلیل اون آدم ی عمر با این حرفا زندگی کرده چرا خرابش کنم نه اون میتونه هر فکری و هربهوری داشته باشه به منم نمیتونه آسیب بزنه با افکارش

    و آدم وقتی رو خودش تمرکز میکنه خیلی آروم تر و متواضع تر میشه

    والا تو باور قوی داشته باشی حرفای دیگران هیچ تاثیری تو زندگیت نمیذاره

    استاد عزیزم ممنونم از شما در پنا خداوند شاد سالم سلامت و سعادتمند باشید

    به قول استاد عزیز با دوتا سوال حافظه ای میتونی مسیر فکری رو به نفع خودت عوض کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2045 روز

    سلام و درود به استاد عزیزو خانم شایسته گرامی و دوستان سایت.

    خیلی خیلی خوشحال و سپاسگزارم که به شنیدن آموزه ها و آگاهی های این فایل هدایت شدم. خدایا واقعا ازت سپاسگزارم که من رو هدایت میکنی که هرروز بتونم بهتر بشم خدایا ازت سپاسگزارم که با من صحبت میکنی ، با من حرف میزنی و راه درست و نشونم میدی و من نشونه هاتو میبینم.

    خیلی خیلی خوشحالم که هر روز دارم بیشتر با خود واقعیم، با خدای خودم آشنا میشم و دارم به اصل خودم برمیگردم الان بیشتر خدا رو توی زیبایی ها میبینم بیشتر خداوند رو توی هر چیزی میبینم حتی توی اون اب گرمی که باهاش دوش میگیرم و لذت میبرم ازینکه سر و بدنمو نوازش میکنه . من فراموشکارم من خیلی دچار روزمرگی میشم خدا خودش منو به راهی هدایت کنه که کمتر فراموش کنم و بیشتر حسش کنم و ببینمش .

    پاسخ تمرین:

    سوال1:من همیشه اگر کسی واسم کاری انجام بده تشکر میکنم یعنی در کل آدم قدر دانی هستم و بنظرم برای اینکه دچار اشتباه نشم باید بگم خدایا من ازت سپاسگزارم که اون کارو واسم انجام دادی و از اون فردی هم که بهم کمک کرده هم سپاسگزارم چون اون فرد اون دست انتخاب شده خداوند بوده که به وسیله اون به من کمک کرده.

    در کل من فکر میکردم خیلی آدم قدردانی هستم که همیشه تشکر میکنم و هیچ کاریو وظیفه کسی نمیدونم اما با صحبت های استاد متوجه شدم خیلی بیشتر از اینا هم میشه سپاسگزار بود و باید شخصیتمو به یک شخصیت سپاسگزار تغییر بدم.

    من تا قبل آشنایی با این آموزه ها یک مشرک واقعی بودم چون مثلا اگر کسی کاریو برام انجام میداد اونو از خداوند نمیدونستم و قدرت رو به اون طرف میدادم و شاید تری اینو داشتم که مثلا دیگه اون کارو برام انجام نده دیگه هم کسی نیست که انجام بده و ازین فکرای شرک آلود زیاد داشتم. الانم مشرکم اما سعی کردم خیلی کمتر باشه خیلی بیشتر به این موضوع توجه میکنم که قدرت مطلق خداونده اما متاسفانه ماها فراموشکاریم و من باید بیشتر توجهم رو روی باور های توحیدی بذارم که تبدیل بشن به شخصیتم جوری که بدون فراموشی ناخودآگاه توحیدی عمل کنم خدایا خودت منو به این مسیر به مسیر درست هدایتم کنم و منو ثابت قدم کن درش.

    سوال2:من قطعااا نمیپسندم و خیلی ناراحت کننده اس بنظرم هم برای خودم و هم برای دیگران چون قبلا که راجع به توحیدم چیزی نمیدونستم باورم این بود که کسی در قبال من وظیفه ای نداره و هرکاری هرکسی برای من انجام میده از لطف و محبتش هست و پیشرفت کردم و میدونم اون لطف از سمت خداونده که به وسیه اون آدم داره به من میرسونه و به من نشون میده.خدایا ازت سپاسگزارم که این بستر وجود داره که ماهایی که فراموش کاریم خیلی بیشتر به یادت هستیم استاد از شما سپاسگزاریم بابت این سایت فوق العاده ای که خلق کردید و ما بی نهایت ازش سود میبریم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    قاصدک الهی گفته:
    مدت عضویت: 2720 روز

    سلام استاد

    استادچقدر بامزه تعریف کردین اونایی که توحید رو خوب متوجه نشدن کلی خندیدم 😂😂😂 منم جز همون دسته از افراد بودم توحیدو خوب درک نکرده بودم و چک و لقدشم خوردم به قول شما انگار چیزی که خودم دوس داشتمو میخواستم بشنوم نه حقیقتو میشه گف شجاعت پذیرفتنشو نداشتم با اینکه هر بار این آلارمو به خودم میدادم وه شما میگفتین خیلیا حرف منو نمیشنون چیزی کهومیخوانو میشنون ومن همش به خودم میگفتم اره استاد راست میگه من که حرف خود لستادو میشنوم اوایل وابتدای مسیر خود حقیقت رو میشنیدم ولی رفته رفته ذهنم شروع کرد به کلی سوال پرسیدن که اگه این اینطوره پس فلان چیه استاد اینجا اینو گفت منظورش ینی همونیه که تو فلان فایل گفته خلاصه که خیلی اینطوزی بودم ولی دنبال حقیقتم بودم کل فایلاا رو گوش کردم و در موردشون فکر کردم حتی نوشتن وجواب میدادم قران میخوندم وهمه چی باهم قاطی پاطی شده بود برام واز طرفی کل زندگیم و تمرکزم فقط شده بود این موضوع ویه جورایی از خیلی چیزا دست کشیده بودم دست خودمم نبود اشتیاقی زیاد داشتم برای فهنیدم انقدر که کسی صدام میکرد نمیشنیدم 🙈ولی غیر اون اولیل که نتایجی میومد رفتع رفته لین نوع برخوردم با آگاهیهاافقط در حد تبادل اطلاعات و درک و یقین و تحیف میگذست ینی عملا عملی رو تمرینی که میگفتین رو به تکرار انجام نمیدادم تازه خیلیم مدعی بودم کسی رو حساب نمیکردم یا وسواس در تشکر کردن و عیب جویی میکردم و چقدر از خودم عیب میگرفتم و همش میگفم باور منفی منفی منفی حس بد =اتفاق بد 😥😆 یه جورایی شبیه این جادوگرای تو فیلما که همش ورد تکرار میکنن شده بودم و ازحتی ازیه فکرمثبت مثلا اینکه خدا دوستم داره چقدر کارم خوب بود یا خدا حتما پاسخ میده وقتی اینطوری عمل کتم وهر شوق و ذوقی از نتایج خودمو محروم میکردم هیچ تازه وقتیم از دستم در میرفت کلی حس بد میگرفتم وبه خودم میگفتم تو وابسته ای تو وابسته میشی تو خدارو که برای خودش نمیخوای بندگی که نمیکنی برای اون خواستت ذوق میکنی عاشق خدا که نیستی باز دوباره حسم بد میشد میومدم کلی دلیل میاوردم تا کارامو توجیه کنم و بگم نه من خود خدارو میخوام خدا خودش گفته باز دوباره ذهنم میگفت نه تو پس ذوقت چیه وقتی وعده فقر میدن چرا ناراحت میشی ولی وعده ثروت خوشحال حتی اگه از طرف خدا باشه و کلا اینطوری گیر کرده بودم نمیخوام با کلمات بازی کنم ولی واقعا شادی رو بخودم حروم کرده بودم و هرچی اتفاق خوب چیه حتی فکر اتفاق خوبم کوفتم میشد واز همه بدتر ارتباطمم با خدا بدشده بود همش من بودم انگار خدا نبود قوانین جهان هم برام خیلی بدتر از اون بتهایی که قبلا میپرستیدم بود این دیگه خود خود شرک بود چون فقط خودم رو میدیم و اون گرداننده اون پاسخ دهنده این خلقت این سیستم عظیم رو نمیدیم و هر عملی که ازم سرمیزد در راستای اجرای قوانین فیک فیک یود چون حس عشق نداشت توش بیشتر حرص و طمع بودوترس و نگرانی بیشتر از قبل درکنارش شک وتردیدو حس افسردگی و گیجی ویه حس بد مبهم بود بجای نتایج خوب روحی و معنوی و مادی وارتباطی این روند انقدرتکرار شد وبه تضادیرخوردم اونجا واقعا فقیر شدم به یک خیر از خدا چون کاملا چشیدن که هیچ چیزی نیست جز خدا که بتونه کمک کنه و بتونه و خدا هدایتم کرد به مسیری که درست دست گذاشت به حقیقت کلام شما و توحید و من چون از غیر شما میشنیدم بشدت مقاوت داشتم شک میکردم یکم که میرفتم و نتیجه اومد مقاوتهای دیگرم شروع شد و ذهنم واقعاا نمیخواست این حقیقت عظیم رو بپذیزه و فهمیدم اینکه میگفت چون استاد نیست و فلانه همش بهانه بوده وخلاصع که خیلی اذیتم کردتابپذیرمش و تسلیم بشم و آموخنم که قانون توحید همه خوب بودنه چیزی جز این نیست بقیه ادا و اطوار لفط و کلامه و من انشاالله میخوام از نو شروع کنم با نگاهی توحیدیم و نشانه بودن در مسیر را چیزی منطقی تر از نتیجه گرفتن دررنظر ندارم وبازهم انشاالله بتونم ثابت قدم باشم چون دیگه میدونم حتی به حرف و کلام نیست بلکه به عمله منم الان که این خرفارو زدم عملم تغییر کنه نتایج میاد نکنه همین آشو همین کاسع در پایان ازتون سپاسگزارم که راهنمای من بودین و نور امیدو برام به وجوداوردین درپناه حق باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1660 روز

    «به نام خداوند مهربان »

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان و دوستان عزیزم

    استاد عزیزم واقعا نمی‌دونم چی باید بگم ،اینکه هر وقت حالم بی دلیل بد بود هر وقت فاصله گرفته بودم از مسیرم ی حس درونی منو به سمت سایت شما میاره و جالبه هر سری به فایلی هدایت میشم که دقیقا داره با من حرف میزنم دقیقا داره بهم میگه که کجا رو اشتباه رفتم و فورا حالم خوب میشه و میفهمم که دلیل حال بدم چی بوده .ممنونم ازتون که اینقدر قشنگ و واضح همه چیو توضیح میدید ممنونم که وقت میزارید و با عشق به ما کمک میکنید تا راهمون رو پیدا کنیم دوستتون دارم و آروزی بهترین ها براتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    محمد احمدی گفته:
    مدت عضویت: 847 روز

    سلام به همه

    دمت گرم استاد عباس منش مقتدر

    الان این فایل را گوش دادم لذت بردم

    صحبتهایی که می کنی خیلی باهات همذات پنداری می کنم

    فکر می کنم هم سن باشیم چون من متولد 1357 هستم

    حس می کنم خیلی از درونیات منو داری میگی

    من هم تو زندگیم همین یک دندگی ها را خیلی داشتم

    خصوصا در مورد اینکه خدا همه کاره است

    هر چند مثل شما همیشه سپاسگذار افراد بوده و هستم

    ولی از کسی واهمه نداشتم(با اینکه قد و هیکل بزرگی نداشتم )

    با اینکه خودم اهل نماز و روزه و و خصوصا رعایت حق الناس بودم

    همیشه با عده ای از مذهبی نماها که به خاطر منافع ادعای دین داشتند ناسازگار بودم

    خصوصا سر مسائلی مثل کافر دانستن بقیه ملل دنیا

    بطوریکه گاهی اوقات خود من را هم تکفیر می کردند

    و می گفتند مگه تو نماز هم می خونی!

    هر چند دیگه چند سالیه که باهاشون کاری ندارم

    چون فهمیدم بحث کردن باهاشون فقط اتلاف انرژی حیاتی خودم هست

    می خوام بگم من هم همین دغدغه های شما را داشتم

    ولی خدا را شکر شما خیلی رو خودت کار کردی و طبق نتایجتون خیلی خوب رشد کردید

    یادمه من هم همیشه مثل شما تو حرفهام با همون ها رو عملکرد خیلی تاکید داشتم

    و نظرم این بود که اگه حرف من با عمل من هم خوانی نداشته باشه باد هوا است

    و در ادامه صحبتهای شما

    نکته ای هم به خودم یاد آوری کنم طبق حدیثی از حضرت علی(ع ):

    طوبی من شغله عیوبهی عن عیوب الناس.

    یعنی خوش به حال اونیکه با مشغول شدن به عیوب خودش او را از مشغول شدن به عیوب دیگران باز دارد

    شاد و سعادتمند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 929 روز

    سلام با بینهایت عشق

    من امروز چند تا چیز متوجه شدم که تو این سه ماه

    کار میکردم یه اصل رو انگار درست متوجه نشده بودم

    امروز خدا منو هدایت کرد اول به عقل کل بعد از اونجا هدایتم کرد اینجا

    خدا منو هدایت کرد این فایل تا بفهمم که اون کارام نادرست بوده و سعی کنم تصحیحش کنم

    اینکه من تو نوشتن نظرام ، مینوشتم دستی از دستان خدا هستین و سعی میکردم هی تکرارش کنم چون که از استاد شنیده بودم که گفتن سپاسگزاری کنین ولی تو دلتون بدونین که دستی بوده از دستان خدا

    بعد وقتی مینوشتم ،سپاسگزاری میکردم فکر میکردم که اگه این کلمه رو نگم که شما دستی بودین از دستان خدا یا به کسانی که از پاسخ هاشون میخوندم مینوشتم دستی از دستان خدا هستین و الان که هدایت شدم به این فایل دیدم درست نیست

    من اینجوری هدایت شدم اینجا که

    چند ساعت پیش داشتم با باورایی که نوشته بودم و به صورت ضبط صدای خودم چند روزه میشنوم

    درمورد باورای عشق من هر بار گوش میدادم تکرار میکردم ذهنم مقاومت میکرد و برعکسشونو میگفت منم دیدم اینجوریه گفتم خب من نکنه یه ترمز دارم که اینجوری میشه

    و از خدا کمک خواستم رفتم عقل کل نوشتم ترمز برای عشق

    و هدایت شدم به صفحه ای که یه نفر سوال پرسیده بود بعد در جواب یه نفر دیگه گفته بود که تمام باور ها تهش به توحید میرسه که در اصل باید باورای توحیدیتونو تقویت کنین اونا خود به خود رفع میشن

    بعد من برام سوال پیش اومد گفتم چجوری یعنی آخه استاد عباسمنش که هم تاکید دارن رو باورای توحیدی و توحیدی عمل کردن

    بعد تو فایلاشونم که گوش میدم میگن که باورای قدرتمند بسازید و تکرار کنید الان من چیکار کنم

    باز رفتم تو دفترم نوشتم برای خدا که خدا ازاین به بعد من فقط باور توحیدیمو تقویت میکنم و به تو سپردم فقط باهات حرف میزنم تو هم بقیه رو حل میکنی

    بعد دوباره باز هدایت شدم سمت همون سوال و جوابا که همون دونفر باهم درموردش چندین بار صحبت کردن که حرفای استاد عباس منش رو نوشته بودن و برام تکرار شد

    بعد من که خوندم متوجه شدم که هم باور توحیدی و هم باور قدرتمند کننده راجع به عشق و ثروت و سلامتی و… هردو سرجای خودش لازمه

    بعد من اومدم گفتم بذار ببینم توحید عملی رو بازم گوش بدم خیلی وقته گوش نداده بودم فک کنم دوماهی میشد

    بعد تو گوشیم نوشتم توحید همه فایلایی که دانلود کردم و گوش دادم بودن ولی شماره 4 و 7 نبود تو گالریم

    اومدم دانلود کردم

    تا دانلود میشد اولشو گوش میدادم یهویی پرید تو دقیقه 27:57

    گفتم یعنی چی ؟حتما خدا میخواد چیزی بهم بگه

    بعد گوش دادم دیدم بله درسته

    من چند تا ایراد دارم تو این سه ماه خیلی تکرار کردم شاید ندونسته بوده یکیش که گفتم دستی از دستان خدا رو هی مینوشتم تو حرفام

    فکر میکردم اگه ننویسم یه جوری انگار شرک شده

    یا باید زبانی هم بگم تا درست باشه

    انگار درست نفهمیده بودم منظور این حرفو

    الان که گوش دادم به حرف استاد گفتن که

    توحید رو در قلب باید کار کرد تا در زبان

    سعی میکنم به همه اینا که شنیدم و فهمیدم که ایراد داشتم درست کنم و از خدا میخوام کمکم کنه

    در مورد قضاوت که گفتین

    یاد چند روز پیشم و این سه ماهم افتادم و گفتم طیبه دقت کن از این به بعد ، که میگفتم تو اینجوری باش مثلا درمورد غیبت و چیزای دیگه که البته سعی میکردم که خودمم غیبت نکنم ولی تو خونه تا از کسی میخواست کسی بگه میگفتم غیبت نکنید و دو سه روزه دیدم من که تمرین میکردم از کسی چیزی نگم چند روزه که دوسه بار خودم گفتم

    الان که دیدم این فایلو درمورد قضاوت فهمیدم ایرادم کجاست

    یا درمورد نصیحت، که میگفتم به مادرم فلان چیز شرکه نگو یا خودم کاری میکردم میفهمیدم شرک بوده میرفتم به مادرم میگفتم که شرک بوده و درموردش حرف میزدیم

    ولی هر بار یه صدایی میگفت بهم نگو خودت عمل کن با کسی حرف نزن

    چند باری توجه میکردم ولی چندین بار توجه نمیکردم به صدای درونم

    درست درک نکرده بودم ولی سعی میکنم از این لحظه بیشتر خودم عمل کنم درمورد همه چی

    خوشحالم از اینکه فهمیدم ایراد کار کجاست

    و سعی میکنم گوش بدم چندین بار تا بهتر درک کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    پارسا اژدهاکش پور گفته:
    مدت عضویت: 1519 روز

    به نام فرمانروای جهان هستی

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان..

    تهران تاریخ 1404/07/10 ساعت 11:04

    نشانه امروز من

    خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش..

    خدایا شکرت امروز عاشقانه و پدرانه با من پارسا صحبت کردی و گفتی فقط با نتایج صحبت کن و از سر و صدا تغییر زندگی دیگران دست بردار تو قادر به تغییر رفتار و روش زندگی دیگران نداری از افراد در مسیر سپاس گذاری کن ولی وابسته به شخص یا منبع خاصی نباش ….

    خدایا شکرت که امروز که سوار BRT بودم تکه ای از سقف اتوبوس کنده شد و با فاصله خیلی کمی از من به سمت دیگری هدایت شد توسط تو خدا جونم که همه گفتن خدا بهت رحم کرد واقعا می‌دونم تویی کل هستی من و فقط تو را میپرستم…

    خدایا من پارسا هر لحظه و هر ثانیه به وجودت و عظمت و هدایت و حمایت تو اعتقاد دارم خدایا صد هزاران مرتبه شکرت سورپرایزم کن و در جهان سربلندم کن….

    به زودی فلوریدا آمریکا می‌بینمتون استاد گرانقدر

    (In God we trust)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: