اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
-اغلب تمایل داریم قوانین الهی را با باورهای مخرب و نامناسب خود تفسیر و تعبیر کنیم
-تنها با درک و عمل کردن به قوانین الهی نتایج زندگی ما دگرگون خواهد شد
-اگر مانند گذشته فکر و عمل می کنیم مانند گذشته نتیجه می گیریم
-باورهای توحیدی اصل و اساس قرآن است
-تنها عاملی که باعث ایجاد نتایج پایدار می شود داشتن باورهای توحیدی است
داشتن باورهای توحیدی به معنای:
-قدرت دادن تنها به خداوند نه عوامل بیرونی و افراد است
-پا گذاشتن فراتر از محدوددیت ها و ترس هایمان است
-سپاسگزار عمیق و واقعی از دیگران و سپاسگزاری قلبی از خداوند است
-باج ندادن و نگران تهدیدهای دیگران نبودن است
-پل های پشت سر خود را برای تحقق اهدافمان خراب کردن است
-پند و نصیحت ندادن به افراد و آنها را قضاوت نکردن است
-طی کردن راه درست علی رغم نداشتن شرایط مناسب است
-تنها بر خداوند حساب کردن و اعتبار تمام کارها را به خداوند دادن است
-عمل کردن و نه فقط صحبت کردن است
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-اینکه به خاطر کوچکترین خیری که از هر چیز به ما می رسد سپاسگزار آنها باشیم به ما کمک کرده حتی از گیاهانی که باعث زیبایی محیطمان شده یا پنجره ای که باعث می شود درختان را ببینیم یا خانه ای که بودن در آن به ما احساس آرامش می دهد با تمام وجود با کلام خود سپاسگزار باشیم و هر بار مشاهده کرده ایم که هر چه بیشتر از انها سپاسگزار باشیم خیر و برکت بیشتری از آنها دریافت می کنیم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-خدا را شکر از افراد در کلام و با تمام وجود سپاسگزار بودیم اما از اشیائی که به ما خیر و برکت فراوان رسانده اند سپاسگزار نبودیم و با سپاسگزاری از آنها متوجه شدیم تا چه اندازه به ما خیر و برکت بیشتر می رسانند البته سپاسگزار بودن به خاطر اشیاء یا موجودات زنده مثل حیوانات و گیاهان را بیشتر در سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا از خانم شایسته ی عزیز و استاد آموختیم و برای ما نحوه ی صحبت کردن و سپاسگزاری خانم شایسته و استاد بسیار جالب بود و سعی کردیم این عادت را در خود ایجاد کرده و ما هم با ابرها آسمان دریا کوه ها و هر چیزی که می بینیم صحبت کرده و از انها سپاسگزار باشیم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-برنامه ی ما سپاسگزاری بسیار بیشتر از خداوند به خاطر نعمت ها ی بی انتها که هر چقدر سپاسگزار باشیم باز هم کم است و سپاسگزار بودن از افراد و تمام موجودات زنده که باعث ایجاد احساس خوب در ما می شوند است
البته همان گونه که استاد در دوره ی احساس لیاقت فرمودند سپاسگزاری باید علاوه بر کلام در عمل هم باشد اینکه استعدادهایی که خداوند به ما عطا کرده را ارزشمند بدانیم و از تک تک آنها استفاده کرده باعث رشد و گسترش بیشتر آنها شویم هم بالاترین حد از سپاسگزاری است
لازم است بر روی عزت نفس و احساس ارزشمندی خود بیشتر کار کرده تا بتوانیم استعدادهای خود را کشف کرده و در عمل از آنها به درستی استفاده و سپاسگزاری خود را از نعمت های بی انتهای الهی در عمل نشان دهیم
اغلب به دلیل مقایسه یا سایر مسائلی که استاد در دوره ی احساس لیاقت بیان می کنند استعداهای خود را نادیده گرفته و آنها را فراموش می کنیم و با یاد آوری دوباره ی آنها و سپاسگزار بودن به خاطرشان می توانیم در عمل از آنها استفاده کرده و سپاسگزار واقعی خداوند به خاطر نعمت های بی انتهایش باشیم
چند روزی هست که دارم فایلهای توحید عملی رو گوش میدم، امروز که از خواب بیدار شدم گفتم حالا که خوابم نمیاد بهتره یه مقدار پیاده روی کنم و ادامه فایلهای توحیدی رو گوش کنم این قسمت از توحید عملی رو چند روز پیش بیشترش رو گوش کردم بودم و 25 دقیقه آخر این فایل رو هنگام پیاده روی در منزل گوش کردم
اونجایی که استاد داشت توضیح میداد توحید رو اونجایی نشون دادم که….
توحید رو اونجایی نشون دادم که….
من هی یادم میومد که چه جاهایی باید توحید رو نشون میدادم اما نتونستم و شرک ورزیدم و نتیجه هم معلومه
مثال میزنم من چند سال پیش یه ساختمانی در حال ساخت داشتم و همون موقع با خودم تصمیم گرفته بودم به هیچ عنوان با رشوه کارم رو راه نندازم و فقط از طریق قانونی کارهام رو پیش ببرم،
ساختمان تمام شد و من درخواست کنتور آب و انشعاب فاضلاب دادم وقتی کارشناس اداره آب اومد بازدید گفت شما فاصله تون از آخرین دریچه بازدید فاضلاب حدود 17 متره و باید درخواست بدین برای توسعه شبکه و این رو هم گفتن که حدود یک سال طول میکشه که شبکه رو بتونین بیارین جلو ساختمان حالا چیکار میکنین و منتظر بود من پیشنهاد رشوه بدم و طبق معمول اون زمان کافی بود من یه ایران چک 100هزار تومانی بدم و همون لحظه تایید کنه اما من زیر بار نرفتم و با خودم گفتم از طریق قانونی پیگیری میکنم، رفتم شرکت آب و به مسئول بالا دستیش موضوع رو مطرح کردم و ایشون هم حرف همکارش رو تایید کرد، خلاصه تا رئیس اداره هم پیش رفتم و باز هم کاری از پیش نتوستم ببرم و رفتم درخواست توسعه شبکه دادم و بهم گفتن حدود یک سال باید توی نوبت باشین، این فرآیند حدود 3ماه طول کشید و توی این زمان من ساختمون رو فروختم و تعهد داده بودم تا موقع تحویل انشعابات رو وصل کنم و آخر مجبور شدم برم پیش همون کارشناس اولیه و اینبار پیشنهاد رشوه دادم و ایشون گفتن اگه همون موقع سر کیسه رو شل میکردی با 50 هزار تومان حل میشد اما الان باید تو اداره هم به چند نفر پول بدم که پرونده ایجاد شده رو از بایگانی خارج کنن و بعد از حدود 3ماه مجبور شدم 300هزار تومان بدم تا فاضلاب تایید بشه و این مورد چقدر متأسفانه ایمان من رو ضعیف کرد و چقدر نقش عوامل بیرونی در ذهن من پر رنگ شد و هربار استاد از توحیدی بودنشون صحبت میکردن من از شرک ورزیدن و قدرت رو دادن به عوامل بیرونی یادم میومد،
خدایا مرا ببخش که قدرتت رو باور نکردم و شرک ورزیدم،
اما در مورد سپاسگزاری که آخر فایل استاد بهش پرداختن خوشبختانه من الان دانشجوی دوره همجهت با جریان خداوند هستم که تا الان 22 قسمت از این دوره بر روی سایت قرار گرفته وقتی استاد از تشکر کردن از افراد صحبت میکردن فکر کردم دارم جلسات 21 و 22 دوره همجهت با جریان خداوند رو گوش میکنم دقیقا همین موارد در این دو جلسه مطرح شده وقتی این موضوعات رو گوش میکردم با خودم گفتم ببین چقدر این فایلهای که استاد بصورت رایگان در اختیار ما قرار داده ارزشمند هست و شخص من تا بحال اونجور که باید قدرش رو ندونستم،
اگه من همین 25 دقیقه آخر این فایل رو که امروز گوش کردم بارها و بارها گوش کنم که درست این موضوعات رو درک کنم و عمل کنم به اندازه یک دوره ارزش داره و میتونه سکوی پرتاب من از شرک بسوی توحید باشه و سعادت دنیا و آخرت رو برام به ارمغان بیاره
استاد عزیزم از صمیم قلب ازتون تشکر میکنم بخاطر اینکه اینقدر توحیدی عمل کردین
بخاطر اینکه این مسیر رو انتخاب کردین
بخاطر اینکه توحید رو در همه فایلهاتون چه در فایلهای رایگان و چه محصولات اینقدر عالی توضیح میدین
خانم شایسته عزیز ازتون تشکر میکنم که اینقدر عالی موضوعات رو درک کردین و عمل میکنین و شایستگی این رو پیدا کردین که یار و همراه استاد در این مسیر توحیدی باشین، نگاه به زندگی توحیدی شما چقدر به من کمک میکنه ممنونم که هستین ممنونم که چه کلامی و چه متنی و چه عملی این موضوعات رو به ما درس میدین.
خدایا شکرت که هدایتم کردی به راه راست
راه کسانیکه نعمت داده ای
خدایا آسانم کن برای آسانیها
خدایا من نمیدانم و تو میدانی
خدایا من نمیتوانم و تو میتوانی
هدایتم کن که در راه توحید و یکتا پرستی گام بردارم و شرک نورزم
من خیلی وقته از اگاهی ها دور شدم ، هرچند تو قلبم بوده ، واقعا بهم ثابت شده شما خیلی فرکانس بالایی دارید و زمانی که فرکانسم بالاست سمت شما میام ، با مرور فایل های توحیدی شروع کردم. یه مدت افسرده بودم و حالا دیگه خوبم و خداروشکر امروز ساعت 5ونیم صبح بلند شدم و نشستم طلوع خورشید نگاه کردم و این فایل دیدم
یه چیزی بی ربط به موضوع فایل هست دوست داشتم بگم اینجا :
این مدت که دور بودم رفتم دنبال خوشی های کاذب ، اما بهم ثابت شد که واقعا حالم خوب نمیکنه ، تفاوتی که با دفعه های قبل داشت این بود که اینبار اگاهانه اینو تجربه کردم
و دوباره اگاهانه برگشتم سمت مدیتیشن ، سحرخیری ، کار کردن رو فایلها ، کتاب خوندن
دیدم چقدر حالم بهتره و با وجود اینکه ذهنت برات سخت و بیخود نشونش میده اما اینجور نیست واقعا لذت و حال خوبی که میده اصلا قابل مقایسه نیست
اینبار انگار اگاهانه به ذهنم لذت و رنجش نشون دادم تا بفهمه اینا براش بهتره و اونارو عادت کنه
انشالله پایدار بمونه
و موضوع که استاد گفتن ، دقیقا من یکبار با شخصی تو عقل کل سر این موضوع بحث کردم ، که به یه بنده خدایی پریده بود شوهرت مهم نیست فقط خدا ، هرچقدرم گفتم نفهمید و اخر ول کردم
نکته که یاد گرفتم عملگرا بودن ، تا وقتی کاری روتینت نشده هرگز راجبش به بقیه توضیح نده
کار دیگه که دارم میکنم به رفتارام دارم دقت میکنم. من جایی که رفتار انجام دادم و نتیجه خوبی نگرفتم ، بخودم میگم سمیرا اشتباه کردی ، دفعه بعد تکرار نشه ، داری یاد میگیری مثل بچه که یاد گرفتن راه رفتن بارها میافته و بخودش نمیگه عجب خنگی هستی ، رها هست
استاد جان، هرچقدر شکرگزاری کنم بازم کمه. هرچی فریاد سپاس بزنم باز هم حق این همه عشق و آموزش رو ادا نمیکنه.
امروز صبح وقتی بیدار شدم، توی ستارهٔ قطبیم نوشتم: «خدایا، بهم بگو امروز چطور بیشتر سپاسگزارت باشم؟»
بعد درست همونموقعی که باید، بدون اینکه حتی نشونهای از قبل باشه، به این فایل رسیدم. خدا بهم گفت: باز کن… جواب سؤالت اینجاست.
و من واقعاً نمیدونستم جواب کدوم سوالمه؛ چون امروز کلی سؤال از خدا پرسیده بودم:
چطور بیشتر قدر خودم رو بدونم؟
چطور بیشتر توجهام به فراوانی باشه؟
چطور پرانرژیتر باشم؟
چطور موحدتر زندگی کنم؟
وقتی رسیدم به دقیقهٔ سیوپنج، اشکام خودشون بیوقفه جاری شدن… از این همه هماهنگی و از این همه نزدیکی خدا.
اینکه دقیقاً وقتی دلم میخواست بدونم چطور توحیدیتر باشم، شما انقدر زیبا از سپاسگزاری گفتید؛ اینکه باید بهش درونمون بپردازیم و در کلاممون هم از آدمها قدردانی کنیم… برای من مثل یک پاسخ روشن الهی بود.
استاد جانم، شما دارید به من یاد میدید چطور یه موحد واقعی باشم. هر روز با یک فایل تازه که همهش تأکیدش روی «فقط خدا»ست، انگار دستمو میگیرید و راهو نشونم میدید. من هزار بار ازتون ممنونم. هزار بار سپاسگزار این خلوص و صداقتتون هستم.
این چند وقته حس میکنم روی ابرام. امروز هم که سورهٔ آلعمران میخوندم، بارها این دعا رو تکرار کردم: «خدایا، کمکم کن ثابتقدم بمونم.»
و این همون چیزیه که بارها از زبان شما هم شنیدم؛ اینکه حتی برای خود شما هم ثابتقدمی یه دعا و تمرینه. آرزوی من فقط همینه: ثابتقدم بودن توی این مسیر. حتی اگه فقط برای همین امروز ثابتقدم باشم، من سپاسگزارم.
چون میدونم همین یک روز لذت و شکر، ادامهٔ راه فرداها رو هم میسازه.
استاد جان، دوباره میگم که عاشقتونم؛ برای خلوصتون، برای اینکه انقدر بیریا یاد میدید، برای اینکه واقعاً ما رو شریک این نور کردید.
و از مریم عزیز هم صمیمانه ممنونم؛ برای این سایت پربار، برای این نظم و دسترسی ساده، برای اینکه هر بار سر میزنم، حال دلم عوض میشه و یه جهان روشنتر رو میبینم.
چقدر کامنتهای زیبا و توحیدیت رو دوست دارم، چقدر تحسینت میکنم که با شجاعت تمام، البته باید بگم با ایمان کامل به خدا، رفتی کوه و اون سگ شد محافظ تو، همش خودم رو جای تو میذاشتم که من بودم نمیرفتم من انقدر ایمان ندارم!
یا زمانی که به همسرت گفتی برید شیرینی فروشی برای کار، چقدر تحسینت میکنم که برای خودت ارزش قائل شدی و حرفت رو زدی.
و… بهت تبریک میگم که خدا انقدر شما رو زیبا آفریده دوست عزیزم
فاطمه من چند سال پیش همدان زندگی کردم اونجا دانشجو بودم و خیییلی اونجا رو دوست دارم، وقتی تو کامنتات خوندم همدان هستی احساس نزدیکی بیشتری بهت کردم.
از یکی از کامنتهات هدایت شدم به کامنت یه دوست عزیزی و خدا بهم گفت نگین تو هم مثل یه بچه خودت رو بسپار به من یعنی در لحظه جواب سوالم رو دادهاا
ممنون بخاطر کامنتهای توحیدی و قشنگت که ایمان من رو هم بیشتر میکنه که نگین ببین فاطمه چقدر اعتماد داره به خدا تو هم سعی کن بیشتر خدا رو قبول داشته باشی
-اغلب دوست داریم قوانین الهی را با باورها و افکار نادرست خود تعبیر و تفسیر کنیم
-تنها زمانی می توانیم توحیدی عمل کنیم که عزت نفس بالایی داشته باشیم
-با داشتن عزت نفس بالا دیگران و عوامل بیرونی را مقصر ندانسته و قدرت را تنها به خداوند و خودمان می دهیم
-اصل و اساس قران توحید است
-توحید به معنای توهین به دیگران نیست
-اگر قصد توحیدی عمل کردن داریم باید در کلام و از صمیم قلب از افراد تشکر کنیم
-تشکر ما از خداوند قلبی و از افراد در کلام باشد
-توحیدی عمل کردن به معنای ایمانی است که عمل می آورد
-توحیدی عمل کردن به معنای ایمان پا در دل ترس ها و محدوده ی امنمان گذاشتن است
-به افراد لقب مشرک بودن ندهیم
-به جای قضاوت افراد و برچسب مشرک زدن به انها بر روی باورهای خود کار کنیم
-هیچ یک از ما توحیدی یا مشرک مطلق نیستیم
-تنها خداوند کامل است
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-این که استاد فرمودند توحیدی عمل کردن ریشه در عزت نفس ما دارد به ما کمک کرد که بر روی باورهای خود در زمینه ی عزت نفس بیشتر کار کرده خود را بیشتر دوست داشته باشیم به خاطر اشتباهاتمان خود را قضاوت و سرزنش نکرده و با خود مانند رفیق صمیمی برخورد کنیم
اگر بتوانیم خود را دوست داشته و برای خود ارزش قائل باشیم می توانیم دیگران را هم دوست داشته باشیم انها را قضاوت نکرده و در کلام از انها سپاسگزار باشیم و ویژگی های مثبت آنها را تحسین کنیم
تا زمانی که خود را ارزشمند ندانیم نمی توانیم برای دیگران ارزش قائل باشیم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-از زمانی که بر روی احساس لیاقت و عزت نفس خود کار کرده ایم بیشتر خود را دوست داشته و کمتر به خاطر اشتباهاتمان سرزنش می کنیم به همین دلیل می توانیم دیگران را هم بیشتر دوست داشته باشیم و اشتباهات آنها را بپذیریم و کمتر برچسب های نامناسب به انها بزنیم هر چند به قول استاد تمرکز ما به قدری بر روی اصلاح باورهای مخرب و تحقق خواسته هایمان است که مقایسه و قضاوت دیگران بسیار کمتر شده و جا دارد با تمرکز بر خودمان بهتر و بهتر شود
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-برنامه شخصی ما کار کردن بر روی احساس لیاقت و عزت نفسمان است چون اساسی ترین عامل که باعث تحقق اهداف و گرفتن نتیجه می شود داشتن احساس ارزشمندی و عزت نفس بالاست
داشتن احساس لیاقت و ارزشمندی باعث می شود توحیدی تر عمل کرده اشتباهات خود و دیگران را بپذیریم از خداوند و افراد سپاسگزار باشیم و احساس خوب بیشتری نسبت به خود و دیگران داشته باشیم
هر بار که کامنتهای شما رو چه در متنهای دانلودی و چه در دورههای استاد جانم میخونم، کلی مطلب تازه یاد میگیرم. این روزها مشغول کار روی احساس لیاقت هستم و واقعاً میبینم شما چقدر عمیق به مطالب نگاه میکنید؛ این عمق رو میشه توی نوشتههاتون بهوضوح حس کرد.
ازتون سپاسگزارم برای اینهمه خوب نوشتن و دقیق نوشتن. کامنت امروزتون سرشار از تأکید روی احساس لیاقت، ارزشمندی و عزتنفس بود. من هم دقیقاً همین رو تجربه کردم؛ از وقتی بیشتر روی عزتنفسم و حس لیاقتم کار کردم، دیدم توحیدیتر شدم. واقعاً این موضوعات با هم گره خوردهن و عمیقاً به هم مرتبط هستند.
امیدوارم همهمون هر روز بیشتر از قبل لیاقتمون رو زندگی کنیم، عزت نفسمون رو در عمل نشون بدیم و در مسیر توحیدی، ثابتقدمتر و محکمتر پیش بریم.
باید اعتراف کنم که سپاسگزاری من هنوز خیلی کمه. دارم تلاش میکنم آگاهانه سپاسگزاری کنم از خداوند برای چیزهایی که دارم، کارهایی که افراد برام انجام میدند و هرروز اتفاقی که پیش میاد اما خودم دارم میبینم هنوز خیلی کمه. خیلی وقتها یادم میره اصلا. اما دیدن نگرش و رفتارهای دختر چهارساله م برام واقعا مثل رفتن به دانشکاهه. من بهش یاد ندادم، نمیدونم چطور یاد کرفته بابت همه چیز از من تشکر میکنه با ذوق . مثلا بهش میگم مامان بیا این نخ های خشک کن رو بردار و تمیزکن بنداز توی سطل آشغال. با ذوق میاد تمیز میکنه، و بعد میگه مرررررسی مامان نگار من تمیز کردم. دارم کیکی درست میکنم، میگه میشه منم هم بزنم؟ میگم بیا فقط یواش هم بزن زمین نریزه. با احتیاط و ذوق هم میزنه و بعد در حالی که از ذوقش داره بالا پایین میپره میگه مرسی مامان من کیک هم زدم. اگه براش چیزی بخریم تا ابد تشکر میکنه هربار میبیندش. انقدر از السا نقاشی کشید و اهنگش رو همخونی کرد باهاش و وانمود می کرد الساست که هفتهی پیش من و پدرش براش لباس السا خریدیم تا هالوین بپوشه. و هرروز چندبار تشکر میکنه از پدرش. بغلش میکنم تشکر میکنه. اجازه میدم برام رژ بزنه، ازم تشکر میکنه. و این لیست تمومی نداره. باید یاد بگیر ، فکر میکنم باید تا ابد یاد بگیرم چطور بیشتر تشکر کنم.
7مین گام خودشناسی وخداشناسی وانسان سازی بافایلهای توحیدی و 2مین دوره ی ساخته شده ی خداولیلاجان.
به نام خدا ی خودم وسلام به خدای خودم.
سلام به ناخدای کشتی روان دراقیانوس بی کران علم وآگاهی ومعرفت باهدایت الله توسط استادومریم جون برای من وهمکلاسیهای عزیزم.
الهی توراسپاسگذارم بابت سلامتی خانواده ی سایت بهشتی ام وخودم وخانواده وپرنسس عزیزم.الهی شکرت.
توی فایل قبلی نوشتم که توی حرم امام رضا علیه السلام کامنت می نویسم.
ازراه رسیدم رفتم اسماعیل طلایی برای آب خوردن ساعت 10:10:10 بود یهودیدم یک دخترجوان یک لیوان آب به دستم دادخیلی دعاش کردم گفتم خدایااین نشانه س من بطری کوچک آب خودم رو آب کردم تارفتم لیوان یکبارمصرف رو توی سطل زباله بیندازم، به گفت نه نگهدارلازم میشه گذاشتم توی کیسه کنارگوشیم رفتم داخل حرم جای سردنشستم وآقای روحانی روضه خوان کمی جلوتربودمنم مشغول تلاوت قرآن بودم، یک خانم آمدبه آقای روحانی مقداری پول دادوخیلی سفارش میکردکه آقاسیدشماسیدی منم سیدم، نوه منم سیدوبچه دارنمیشه براش دعاکن که خدا وامام رضا بهش اولاد بده.وچندنفردیگه هم حاجت داشتندتااذان ظهربرنامه همین بود.
یک سلام گرم به هموطنان عزیز اصفهانی دارم.
صفهای نمازظهربرای جماعت آماده شدندتاخانم اصفهانی عزیزآمدندکنارم صف جلووپشت سرم نشستندوداشتندبیسکویت نوش جان میکردند وحاج خانم به من هم ساقه طلایی تعارف کردقبول نکردم چون لحظه ی اذان ونمازبودولی اسرارکردمنم گفتم برکت خداس چراکه قبول نکنم؟!سریع به من الهام شد برداربذارتوی لیوان یکبارمصرف بعدازنمازنوشجان کن گفتم خدایاهمون لحظه ای که گفتی لیوان رو، نگه دار لازم میشه میدونستم پشت پرده ی غیبی خبری هست که این یک دانه بیسکویت منتظرمن بودالهی شکرت.
وازبنده ی خداتشکرکردم تعارف خونه کردم خوشحال شدند پرسیدن مشهدی هستی؟گفتم بله گفتندخوشبحالتون میتونین زیاد بیاین حرم توروخدامارودعاکنین البته این سفارش تمام زائرانی که متوجه میشن مشهدی هستیم، هست ومنم گفتم انشاءالله اومدین سفر دست پربرگردین خداحاجت رواتون کنه. بنده ی خدا گفت انشاءالله امام رضا حاجت همه رو بده دست پربرگردند.وشماهم برامون دعاکن گفتم منم ازخدابراتون بهترینهارومیخوام.البته خودم هم زمانی ازهمین گروه بودم ولی الان میرم حرم میگم خدایاراهی که به ایشان نعمت دادی منم هدایت کن اینجا خیلی زیباس وفرکانس الهی داره اومدم که رهبریت زندگیموبدم دست خودت مثل124هزارپیامبر12امام14معصوم ازت چی طلب کردندبه منم بگوبازبان ساده تابشنوم وعمل کنم. خدایاگوشهایم رابرای الهامات بزرگتربازکن .
من قبل از آشنایی با قانون جذب حدوداسال98یا99بودپسرکوچکم رو بردیم حرم امام رضا علیه السلام عقدکردیم همه وقتی برگشتیم خانه،
عروس گلم باپسرگلم رفتندبیرون وفامیلهارفتندخونه هاشون منم رفتم طبقه ی پائین خانه صاحب خانه نشستم شروع کردم به تماس گرفتن به خواهرهام وبرادرهام یک به یک زنگ زدم تشکرکردم وتحسینشون کردم که حضورگرم شماسرفرازی ودلگرمی مابود انشاالله توی خوشیهاتون جبران کنیم.امین.
بعدخدابیامرزحاج آقای صاحب خانه گفت ای بابا لیلاخانم این مسخره بازیهاچیه یک ساعت نشستی فقط باگوشی حرف میزنی وظیفشون بوده که آمدند میخواستن نیان بیاچای توبخور خخخخخخخخخ خندیدم گفتم نه حاجی اینجورقشنگتره وبرای همین خواهروبرادرهام هرکاربکنی همونجاتشکرنقدی روبه، روت میگن وتمام ومن حتی هرکجامهمونی باشم بیام خانه سریع پیام تشکروتحسین برای طرف میفرستم واصلا99٪شایدهم100٪کسی جوابم رو نمیده خخخخخخخخخ .
بچه ها وعزیزدلم هم تشکروقدردانی زیاددارندکه همین فامیله همچین زندگی راطلب میکنند که خوش بحال لیلابااین شوهروبچه ها.
خدایابه قول استادعزیزم اون چرخ دنده ای که بایدتوی قلبم جای گزین کنم که کامل بشه کمکم کن چون توخیلی بلدی خدایی کردن رو، وسالهاس خدایی میکنی ولی من بچه ام نابلدم ولی توقعم ازتوزیاده اونقدرنابلدم که حتی نمیتونم درخواستهام رو بگم ایاک نعبدوایاک نستعین.
استادمن قبلنافکرمیکردم همین خوردوخوراکهانعمت هستندتمام وبقیه ی چیزهای دیگه طبیعیه ولی الان حتی توی سرویس یاحمام هم میرم بابت همه چیزهایی که داریم میگم خدایاشکرت که مثلاصابون، شامپو،لیف و…….داریم.
خانم داداشم هم ازمن یادگرفته میگفت توآسانسرمون میرم بوس میکنم وتشکرمیکنم ازلوازمهای خانه خداروشکرمیکنم.
خودم ماشین خودمون یاماشین پسرم که میادخونمون میبوسم درختهاگلهاروتوخیابون میبوسم بطری آب توی کیفم دارم میریزم پای درختهاعالمی باخودم دارم.
وباسپاسگذاری دارم حال میکنم زندگی می کنم.
باتشکرازاستادو مریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی ام یاحق.امیدوارم تونسته باشم ردپای عمیق الهی گذاشته باشم آمین.
بعد کلییی مدت یه حسی بهم گفت بیا کامنت بزار و البته بخاطر تأثیری بود که از حرف های استاد گرفتم امدم کامنت بزارم
در مورد همین تاثیر گذاری استاد، یه بنده خدایی که بشدت مخالف استاد هست و کلا ایشون رو کافر خطاب میکنه میگفت که تأثیر گذاری ایشون بخاطر چهره شون هست. یه چهره ی گوگولی داره که ادم ها دلشون میسوزه و …)
اصلا وقتی اینو گفت من واقعا تعجب کردم و گفتم که من خودم به شخصه، فایل های صوتی استاد رو گوش میدم، مگر اینکه سریال های سفر به دور امریکا و زندگی دربهشت باشه. و همون موقع من به اون شخص گفتم که تاثیر پذیری استاد بخاطر صداقتشون هست نه چیز دیگه.
استاد من خودم خیلی وقت ها از دیگران ایراد میگرم و خیلی سریع هم عذاب وجدان میگرم و خودم رو سرزنش میکنم از این جهت که میبینم من خودمم بار ها اون اشتباه رو انجام دادم. من از شما یاد گرفتم که دیگران رو قضاوت نکنم چون اگر من هم در شرایط اون طرف باشم، شاید منم اون کار غلط رو انجام بدم.
استاد من از شما یاد گرفتم توحیدی بودن یعنی چی. ارامشی که 10 برابر شده بخاطر بودن در این مسیره.
هر چند خیلی وقت ها گمراه میشم و خدارو فراموش میکنم ولی خب رفته رفته با تمرین بهتر میشم.
خیلییی خوشحال و سپاس گزارم که در این مسیر قرار دارم.
استاد از شما و تمام کسانی که دست خدا هستند یک دنیا ممنونم
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
-اغلب تمایل داریم قوانین الهی را با باورهای مخرب و نامناسب خود تفسیر و تعبیر کنیم
-تنها با درک و عمل کردن به قوانین الهی نتایج زندگی ما دگرگون خواهد شد
-اگر مانند گذشته فکر و عمل می کنیم مانند گذشته نتیجه می گیریم
-باورهای توحیدی اصل و اساس قرآن است
-تنها عاملی که باعث ایجاد نتایج پایدار می شود داشتن باورهای توحیدی است
داشتن باورهای توحیدی به معنای:
-قدرت دادن تنها به خداوند نه عوامل بیرونی و افراد است
-پا گذاشتن فراتر از محدوددیت ها و ترس هایمان است
-سپاسگزار عمیق و واقعی از دیگران و سپاسگزاری قلبی از خداوند است
-باج ندادن و نگران تهدیدهای دیگران نبودن است
-پل های پشت سر خود را برای تحقق اهدافمان خراب کردن است
-پند و نصیحت ندادن به افراد و آنها را قضاوت نکردن است
-طی کردن راه درست علی رغم نداشتن شرایط مناسب است
-تنها بر خداوند حساب کردن و اعتبار تمام کارها را به خداوند دادن است
-عمل کردن و نه فقط صحبت کردن است
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-اینکه به خاطر کوچکترین خیری که از هر چیز به ما می رسد سپاسگزار آنها باشیم به ما کمک کرده حتی از گیاهانی که باعث زیبایی محیطمان شده یا پنجره ای که باعث می شود درختان را ببینیم یا خانه ای که بودن در آن به ما احساس آرامش می دهد با تمام وجود با کلام خود سپاسگزار باشیم و هر بار مشاهده کرده ایم که هر چه بیشتر از انها سپاسگزار باشیم خیر و برکت بیشتری از آنها دریافت می کنیم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-خدا را شکر از افراد در کلام و با تمام وجود سپاسگزار بودیم اما از اشیائی که به ما خیر و برکت فراوان رسانده اند سپاسگزار نبودیم و با سپاسگزاری از آنها متوجه شدیم تا چه اندازه به ما خیر و برکت بیشتر می رسانند البته سپاسگزار بودن به خاطر اشیاء یا موجودات زنده مثل حیوانات و گیاهان را بیشتر در سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا از خانم شایسته ی عزیز و استاد آموختیم و برای ما نحوه ی صحبت کردن و سپاسگزاری خانم شایسته و استاد بسیار جالب بود و سعی کردیم این عادت را در خود ایجاد کرده و ما هم با ابرها آسمان دریا کوه ها و هر چیزی که می بینیم صحبت کرده و از انها سپاسگزار باشیم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-برنامه ی ما سپاسگزاری بسیار بیشتر از خداوند به خاطر نعمت ها ی بی انتها که هر چقدر سپاسگزار باشیم باز هم کم است و سپاسگزار بودن از افراد و تمام موجودات زنده که باعث ایجاد احساس خوب در ما می شوند است
البته همان گونه که استاد در دوره ی احساس لیاقت فرمودند سپاسگزاری باید علاوه بر کلام در عمل هم باشد اینکه استعدادهایی که خداوند به ما عطا کرده را ارزشمند بدانیم و از تک تک آنها استفاده کرده باعث رشد و گسترش بیشتر آنها شویم هم بالاترین حد از سپاسگزاری است
لازم است بر روی عزت نفس و احساس ارزشمندی خود بیشتر کار کرده تا بتوانیم استعدادهای خود را کشف کرده و در عمل از آنها به درستی استفاده و سپاسگزاری خود را از نعمت های بی انتهای الهی در عمل نشان دهیم
اغلب به دلیل مقایسه یا سایر مسائلی که استاد در دوره ی احساس لیاقت بیان می کنند استعداهای خود را نادیده گرفته و آنها را فراموش می کنیم و با یاد آوری دوباره ی آنها و سپاسگزار بودن به خاطرشان می توانیم در عمل از آنها استفاده کرده و سپاسگزار واقعی خداوند به خاطر نعمت های بی انتهایش باشیم
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
-اغلب تمایل داریم قوانین را تغییر داده و با باورهای مخرب خود هماهنگ کنیم
-اگر مانند گذشته فکر و عمل می کنیم مانند گذشته نتیجه می گیریم
-باورهای توحیدی اصل و اساس قرآن است
-برای ایجاد باورهای توحیدی لازم است بر روی عزت نفس و احساس ارزشمندی خود به شدت کار کنیم
-توحید و شرک مطلق وجود ندارد
-هیچ فردی کامل نیست و همه ی ما در برخی مسائل توحیدی و در برخی دیگر شرک امیز عمل می کنیم
-حضرت ابراهیم با وجود الگو و اسوه ی قرآن بودن باورهای توحیدی کامل نداشت
-در جهان مادی حد کمال و حد نقصان وجود ندارد
-تمام مسائل و مشکلات کنونی ما ریشه در شرک و قدرت دادن به عوامل بیرونی دارد
-با قدرت دادن به عوامل بیرونی قدرت را از خداوند و خودمان گرفته ایم
-خداوند تنها شرک به خودش را نمی بخشد
-افراد دستان خداوند هستند و باید از آنها سپاسگزار باشیم
-به جای نصیحت کردن دیگران باورهای درست را در ذهن خود ایجاد کرده و به آگاهی های استاد و قوانین الهی به درستی عمل کنیم
-جهان به فرکانس های ما و نه گفته هایمان پاسخ می دهد
-هر زمان خواستیم دیگران را نصیحت کنیم به نتایج زندگی خود نگاه کنیم
-با ایجاد باورهای درست نتایج ما باید به صورت ثابت و پایدار تغییر کند
-دیگران را قضاوت نکرده و به انها پند و اندرز ندهیم
-نتایج ما در تمام جنبه ها باید ثابت و پایدار باشد
-توحید را در درون نه در زبان ایجاد کنیم
-ویژگی سپاسگزار بودن از خداوند دیگران و هر چیزی که به ما خیر و برکت می رساند را در خود ایجاد کنیم
-به دیگران با سپاسگزاری از آنها احساس ارزشمندی دهیم
-توحیدی عمل کردن به معنای شجاعت داشتن پا فراتر گذاشتن از محدوده ی امن و ترس هایمان است
-توحیدی عمل کردن به معنای خراب کردن پل های پشت سرمان است
-توحیدی عمل کردن به معنای قدرت دادن تنها به خداوند نه هیچ فرد و عوامل بیرونی دیگر است
-توحیدی عمل کردن به معنای هیچ واسطه و شفیع بین خودمان و خداوند قائل نشدن است
-توحیدی عمل کردن به معنای باج ندادن به افراد و نترسیدن از تهدیدهای آنهاست
-توحیدی عمل کردن به معنای طی کردن مسیر توحید علی رغم نامناسب بودن شرایط است
-توحیدی عمل کردن به معنای قضاوت نکردن دیگران و دریافت نتایج پایدار در تمام زمینه هاست
-توحیدی عمل کردن به معنای عمل کردن نه حرف زدن است
-توحیدی عمل کردن به معنای پند و اندرز و نصیحت نکردن دیگران است
-توحیدی عمل کردن به معنای سپاسگزاری عمیق و واقعی از افراد است
-توحیدی عمل کردن به معنای داشتن عزت نفس و احساس ارزشمندی است
-توحیدی عمل کردن به معنای حرکت کردن در مسیر صحیح است
-توحیدی عمل کردن به معنای قدرت ندادن به عوامل بیرونی نترسیدن و نگران نبودن است
خدایا شکرت
بنام پرودگار یکتا و بی همتا
بنام رب العالمین
سلام
چند روزی هست که دارم فایلهای توحید عملی رو گوش میدم، امروز که از خواب بیدار شدم گفتم حالا که خوابم نمیاد بهتره یه مقدار پیاده روی کنم و ادامه فایلهای توحیدی رو گوش کنم این قسمت از توحید عملی رو چند روز پیش بیشترش رو گوش کردم بودم و 25 دقیقه آخر این فایل رو هنگام پیاده روی در منزل گوش کردم
اونجایی که استاد داشت توضیح میداد توحید رو اونجایی نشون دادم که….
توحید رو اونجایی نشون دادم که….
من هی یادم میومد که چه جاهایی باید توحید رو نشون میدادم اما نتونستم و شرک ورزیدم و نتیجه هم معلومه
مثال میزنم من چند سال پیش یه ساختمانی در حال ساخت داشتم و همون موقع با خودم تصمیم گرفته بودم به هیچ عنوان با رشوه کارم رو راه نندازم و فقط از طریق قانونی کارهام رو پیش ببرم،
ساختمان تمام شد و من درخواست کنتور آب و انشعاب فاضلاب دادم وقتی کارشناس اداره آب اومد بازدید گفت شما فاصله تون از آخرین دریچه بازدید فاضلاب حدود 17 متره و باید درخواست بدین برای توسعه شبکه و این رو هم گفتن که حدود یک سال طول میکشه که شبکه رو بتونین بیارین جلو ساختمان حالا چیکار میکنین و منتظر بود من پیشنهاد رشوه بدم و طبق معمول اون زمان کافی بود من یه ایران چک 100هزار تومانی بدم و همون لحظه تایید کنه اما من زیر بار نرفتم و با خودم گفتم از طریق قانونی پیگیری میکنم، رفتم شرکت آب و به مسئول بالا دستیش موضوع رو مطرح کردم و ایشون هم حرف همکارش رو تایید کرد، خلاصه تا رئیس اداره هم پیش رفتم و باز هم کاری از پیش نتوستم ببرم و رفتم درخواست توسعه شبکه دادم و بهم گفتن حدود یک سال باید توی نوبت باشین، این فرآیند حدود 3ماه طول کشید و توی این زمان من ساختمون رو فروختم و تعهد داده بودم تا موقع تحویل انشعابات رو وصل کنم و آخر مجبور شدم برم پیش همون کارشناس اولیه و اینبار پیشنهاد رشوه دادم و ایشون گفتن اگه همون موقع سر کیسه رو شل میکردی با 50 هزار تومان حل میشد اما الان باید تو اداره هم به چند نفر پول بدم که پرونده ایجاد شده رو از بایگانی خارج کنن و بعد از حدود 3ماه مجبور شدم 300هزار تومان بدم تا فاضلاب تایید بشه و این مورد چقدر متأسفانه ایمان من رو ضعیف کرد و چقدر نقش عوامل بیرونی در ذهن من پر رنگ شد و هربار استاد از توحیدی بودنشون صحبت میکردن من از شرک ورزیدن و قدرت رو دادن به عوامل بیرونی یادم میومد،
خدایا مرا ببخش که قدرتت رو باور نکردم و شرک ورزیدم،
اما در مورد سپاسگزاری که آخر فایل استاد بهش پرداختن خوشبختانه من الان دانشجوی دوره همجهت با جریان خداوند هستم که تا الان 22 قسمت از این دوره بر روی سایت قرار گرفته وقتی استاد از تشکر کردن از افراد صحبت میکردن فکر کردم دارم جلسات 21 و 22 دوره همجهت با جریان خداوند رو گوش میکنم دقیقا همین موارد در این دو جلسه مطرح شده وقتی این موضوعات رو گوش میکردم با خودم گفتم ببین چقدر این فایلهای که استاد بصورت رایگان در اختیار ما قرار داده ارزشمند هست و شخص من تا بحال اونجور که باید قدرش رو ندونستم،
اگه من همین 25 دقیقه آخر این فایل رو که امروز گوش کردم بارها و بارها گوش کنم که درست این موضوعات رو درک کنم و عمل کنم به اندازه یک دوره ارزش داره و میتونه سکوی پرتاب من از شرک بسوی توحید باشه و سعادت دنیا و آخرت رو برام به ارمغان بیاره
استاد عزیزم از صمیم قلب ازتون تشکر میکنم بخاطر اینکه اینقدر توحیدی عمل کردین
بخاطر اینکه این مسیر رو انتخاب کردین
بخاطر اینکه توحید رو در همه فایلهاتون چه در فایلهای رایگان و چه محصولات اینقدر عالی توضیح میدین
خانم شایسته عزیز ازتون تشکر میکنم که اینقدر عالی موضوعات رو درک کردین و عمل میکنین و شایستگی این رو پیدا کردین که یار و همراه استاد در این مسیر توحیدی باشین، نگاه به زندگی توحیدی شما چقدر به من کمک میکنه ممنونم که هستین ممنونم که چه کلامی و چه متنی و چه عملی این موضوعات رو به ما درس میدین.
خدایا شکرت که هدایتم کردی به راه راست
راه کسانیکه نعمت داده ای
خدایا آسانم کن برای آسانیها
خدایا من نمیدانم و تو میدانی
خدایا من نمیتوانم و تو میتوانی
هدایتم کن که در راه توحید و یکتا پرستی گام بردارم و شرک نورزم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام استاد عزیزم
من خیلی وقته از اگاهی ها دور شدم ، هرچند تو قلبم بوده ، واقعا بهم ثابت شده شما خیلی فرکانس بالایی دارید و زمانی که فرکانسم بالاست سمت شما میام ، با مرور فایل های توحیدی شروع کردم. یه مدت افسرده بودم و حالا دیگه خوبم و خداروشکر امروز ساعت 5ونیم صبح بلند شدم و نشستم طلوع خورشید نگاه کردم و این فایل دیدم
یه چیزی بی ربط به موضوع فایل هست دوست داشتم بگم اینجا :
این مدت که دور بودم رفتم دنبال خوشی های کاذب ، اما بهم ثابت شد که واقعا حالم خوب نمیکنه ، تفاوتی که با دفعه های قبل داشت این بود که اینبار اگاهانه اینو تجربه کردم
و دوباره اگاهانه برگشتم سمت مدیتیشن ، سحرخیری ، کار کردن رو فایلها ، کتاب خوندن
دیدم چقدر حالم بهتره و با وجود اینکه ذهنت برات سخت و بیخود نشونش میده اما اینجور نیست واقعا لذت و حال خوبی که میده اصلا قابل مقایسه نیست
اینبار انگار اگاهانه به ذهنم لذت و رنجش نشون دادم تا بفهمه اینا براش بهتره و اونارو عادت کنه
انشالله پایدار بمونه
و موضوع که استاد گفتن ، دقیقا من یکبار با شخصی تو عقل کل سر این موضوع بحث کردم ، که به یه بنده خدایی پریده بود شوهرت مهم نیست فقط خدا ، هرچقدرم گفتم نفهمید و اخر ول کردم
نکته که یاد گرفتم عملگرا بودن ، تا وقتی کاری روتینت نشده هرگز راجبش به بقیه توضیح نده
کار دیگه که دارم میکنم به رفتارام دارم دقت میکنم. من جایی که رفتار انجام دادم و نتیجه خوبی نگرفتم ، بخودم میگم سمیرا اشتباه کردی ، دفعه بعد تکرار نشه ، داری یاد میگیری مثل بچه که یاد گرفتن راه رفتن بارها میافته و بخودش نمیگه عجب خنگی هستی ، رها هست
انقد زمین میخوره تا یاد بگیره
امیدوارم اینبار واقعی تر وارد مسیر بشم
آمین
به نام خداوندی که همیشه نزدیکه و هر لحظه جواب منو میده
سلام استاد عزیزم، سلام مریم جونم، سلام به همهٔ دوستای نازنینم؛
استاد جان، هرچقدر شکرگزاری کنم بازم کمه. هرچی فریاد سپاس بزنم باز هم حق این همه عشق و آموزش رو ادا نمیکنه.
امروز صبح وقتی بیدار شدم، توی ستارهٔ قطبیم نوشتم: «خدایا، بهم بگو امروز چطور بیشتر سپاسگزارت باشم؟»
بعد درست همونموقعی که باید، بدون اینکه حتی نشونهای از قبل باشه، به این فایل رسیدم. خدا بهم گفت: باز کن… جواب سؤالت اینجاست.
و من واقعاً نمیدونستم جواب کدوم سوالمه؛ چون امروز کلی سؤال از خدا پرسیده بودم:
چطور بیشتر قدر خودم رو بدونم؟
چطور بیشتر توجهام به فراوانی باشه؟
چطور پرانرژیتر باشم؟
چطور موحدتر زندگی کنم؟
وقتی رسیدم به دقیقهٔ سیوپنج، اشکام خودشون بیوقفه جاری شدن… از این همه هماهنگی و از این همه نزدیکی خدا.
اینکه دقیقاً وقتی دلم میخواست بدونم چطور توحیدیتر باشم، شما انقدر زیبا از سپاسگزاری گفتید؛ اینکه باید بهش درونمون بپردازیم و در کلاممون هم از آدمها قدردانی کنیم… برای من مثل یک پاسخ روشن الهی بود.
استاد جانم، شما دارید به من یاد میدید چطور یه موحد واقعی باشم. هر روز با یک فایل تازه که همهش تأکیدش روی «فقط خدا»ست، انگار دستمو میگیرید و راهو نشونم میدید. من هزار بار ازتون ممنونم. هزار بار سپاسگزار این خلوص و صداقتتون هستم.
این چند وقته حس میکنم روی ابرام. امروز هم که سورهٔ آلعمران میخوندم، بارها این دعا رو تکرار کردم: «خدایا، کمکم کن ثابتقدم بمونم.»
و این همون چیزیه که بارها از زبان شما هم شنیدم؛ اینکه حتی برای خود شما هم ثابتقدمی یه دعا و تمرینه. آرزوی من فقط همینه: ثابتقدم بودن توی این مسیر. حتی اگه فقط برای همین امروز ثابتقدم باشم، من سپاسگزارم.
چون میدونم همین یک روز لذت و شکر، ادامهٔ راه فرداها رو هم میسازه.
استاد جان، دوباره میگم که عاشقتونم؛ برای خلوصتون، برای اینکه انقدر بیریا یاد میدید، برای اینکه واقعاً ما رو شریک این نور کردید.
و از مریم عزیز هم صمیمانه ممنونم؛ برای این سایت پربار، برای این نظم و دسترسی ساده، برای اینکه هر بار سر میزنم، حال دلم عوض میشه و یه جهان روشنتر رو میبینم.
با همهٔ عشقم،
فاطمه
فاطمه جانم سلام
چقدر کامنتهای زیبا و توحیدیت رو دوست دارم، چقدر تحسینت میکنم که با شجاعت تمام، البته باید بگم با ایمان کامل به خدا، رفتی کوه و اون سگ شد محافظ تو، همش خودم رو جای تو میذاشتم که من بودم نمیرفتم من انقدر ایمان ندارم!
یا زمانی که به همسرت گفتی برید شیرینی فروشی برای کار، چقدر تحسینت میکنم که برای خودت ارزش قائل شدی و حرفت رو زدی.
و… بهت تبریک میگم که خدا انقدر شما رو زیبا آفریده دوست عزیزم
فاطمه من چند سال پیش همدان زندگی کردم اونجا دانشجو بودم و خیییلی اونجا رو دوست دارم، وقتی تو کامنتات خوندم همدان هستی احساس نزدیکی بیشتری بهت کردم.
از یکی از کامنتهات هدایت شدم به کامنت یه دوست عزیزی و خدا بهم گفت نگین تو هم مثل یه بچه خودت رو بسپار به من یعنی در لحظه جواب سوالم رو دادهاا
ممنون بخاطر کامنتهای توحیدی و قشنگت که ایمان من رو هم بیشتر میکنه که نگین ببین فاطمه چقدر اعتماد داره به خدا تو هم سعی کن بیشتر خدا رو قبول داشته باشی
موفق باشی دوست خوبم
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
-اغلب دوست داریم قوانین الهی را با باورها و افکار نادرست خود تعبیر و تفسیر کنیم
-تنها زمانی می توانیم توحیدی عمل کنیم که عزت نفس بالایی داشته باشیم
-با داشتن عزت نفس بالا دیگران و عوامل بیرونی را مقصر ندانسته و قدرت را تنها به خداوند و خودمان می دهیم
-اصل و اساس قران توحید است
-توحید به معنای توهین به دیگران نیست
-اگر قصد توحیدی عمل کردن داریم باید در کلام و از صمیم قلب از افراد تشکر کنیم
-تشکر ما از خداوند قلبی و از افراد در کلام باشد
-توحیدی عمل کردن به معنای ایمانی است که عمل می آورد
-توحیدی عمل کردن به معنای ایمان پا در دل ترس ها و محدوده ی امنمان گذاشتن است
-به افراد لقب مشرک بودن ندهیم
-به جای قضاوت افراد و برچسب مشرک زدن به انها بر روی باورهای خود کار کنیم
-هیچ یک از ما توحیدی یا مشرک مطلق نیستیم
-تنها خداوند کامل است
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-این که استاد فرمودند توحیدی عمل کردن ریشه در عزت نفس ما دارد به ما کمک کرد که بر روی باورهای خود در زمینه ی عزت نفس بیشتر کار کرده خود را بیشتر دوست داشته باشیم به خاطر اشتباهاتمان خود را قضاوت و سرزنش نکرده و با خود مانند رفیق صمیمی برخورد کنیم
اگر بتوانیم خود را دوست داشته و برای خود ارزش قائل باشیم می توانیم دیگران را هم دوست داشته باشیم انها را قضاوت نکرده و در کلام از انها سپاسگزار باشیم و ویژگی های مثبت آنها را تحسین کنیم
تا زمانی که خود را ارزشمند ندانیم نمی توانیم برای دیگران ارزش قائل باشیم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-از زمانی که بر روی احساس لیاقت و عزت نفس خود کار کرده ایم بیشتر خود را دوست داشته و کمتر به خاطر اشتباهاتمان سرزنش می کنیم به همین دلیل می توانیم دیگران را هم بیشتر دوست داشته باشیم و اشتباهات آنها را بپذیریم و کمتر برچسب های نامناسب به انها بزنیم هر چند به قول استاد تمرکز ما به قدری بر روی اصلاح باورهای مخرب و تحقق خواسته هایمان است که مقایسه و قضاوت دیگران بسیار کمتر شده و جا دارد با تمرکز بر خودمان بهتر و بهتر شود
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-برنامه شخصی ما کار کردن بر روی احساس لیاقت و عزت نفسمان است چون اساسی ترین عامل که باعث تحقق اهداف و گرفتن نتیجه می شود داشتن احساس ارزشمندی و عزت نفس بالاست
داشتن احساس لیاقت و ارزشمندی باعث می شود توحیدی تر عمل کرده اشتباهات خود و دیگران را بپذیریم از خداوند و افراد سپاسگزار باشیم و احساس خوب بیشتری نسبت به خود و دیگران داشته باشیم
خدایا شکرت
سلام به دوستان نازنینم
هر بار که کامنتهای شما رو چه در متنهای دانلودی و چه در دورههای استاد جانم میخونم، کلی مطلب تازه یاد میگیرم. این روزها مشغول کار روی احساس لیاقت هستم و واقعاً میبینم شما چقدر عمیق به مطالب نگاه میکنید؛ این عمق رو میشه توی نوشتههاتون بهوضوح حس کرد.
ازتون سپاسگزارم برای اینهمه خوب نوشتن و دقیق نوشتن. کامنت امروزتون سرشار از تأکید روی احساس لیاقت، ارزشمندی و عزتنفس بود. من هم دقیقاً همین رو تجربه کردم؛ از وقتی بیشتر روی عزتنفسم و حس لیاقتم کار کردم، دیدم توحیدیتر شدم. واقعاً این موضوعات با هم گره خوردهن و عمیقاً به هم مرتبط هستند.
امیدوارم همهمون هر روز بیشتر از قبل لیاقتمون رو زندگی کنیم، عزت نفسمون رو در عمل نشون بدیم و در مسیر توحیدی، ثابتقدمتر و محکمتر پیش بریم.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
-اغلب افراد:
تمایل دارند قوانین را با باورهای خود هماهنگ و سازگار کنند
آنها را به شیوه ای تغییر دهند که خودشان دوست دارند بشنوند
-برای تغییر لازم است باورهای مخرب و نامناسب گذشته را از ذهن خود پاک کنیم
-اغلب باورهای نامناسب توحیدی داریم
-حضرت ابراهیم اسوه و الگوی قرآن است که ویژگی اصلی او موحد نه مشرک بودن اوست
-داشتن عزت نفس و خودباوری عدم سرزنش خود و خود تخریبی باعث می شود توحیدی عمل کنیم
-اغلب ما به دلیل سرزنش ها و تحقیرهای دوران کودکی عزت نفس پایینی داریم
-موحد و مشرک بودن امری درونی است و هیچ فردی موحد یا مشرک مطلق نیست
-هیچ فرد کاملی در دنیای مادی وجود ندارد
-تنها خداوند کامل است
-عدم خود باوری باعث می شود قدرت را در دستان دیگران نه خداوند و خود بدانیم
-دیگران تنها افراد نیستند عوامل بیرونی مانند سن جنسیت سکونت در کشور خاص و.. را هم شامل می شوند
-اگر به دیگران یا سایر عوامل بیرونی قدرت می دهیم قدرت را از خداوند و خودمان گرفته ایم
-اصل و اساس قرآن توحید است
-خداوند تنها شرک به خودش را نمی بخشد
-هر اتفاق نامناسبی که برای ما رخ می دهد ریشه در شرک دارد
-توحیدی عمل کردن به معنای سپاسگزاری از خداوند در قلبمان و سپاسگزاری از افراد در کلام است
-توحید و ایمان به خداوند قلبی و درونی نه ادا اطوار و کلامی است
-برای توحیدی عمل کردن باید از افراد از صمیم قلب سپاسگزار باشیم
-شخصیت سپاسگزار در خود ایجاد کنیم
-برای افراد ارزش قائل باشیم و از صمیم قلب از آنها سپاسگزاری کنیم
-با تعریف درست و از صمیم قلب به افراد احساس مهم بودن و ارزشمندی دهیم
-توحید امری درونی است
-توحید را در عمل با شجاعت قدم برداشتن در دل ترس ها و محدودیت ها و ایمان به خداوند نشان دهیم
-به جای قضاوت کردن دیگران در مورد توحیدی یا مشرک عمل کردن نتایج زندگی خود را بررسی کنیم
-تا زمانی که نتایج عالی در تمام زمینه ها کسب نکرده ایم دیگران را نصیحت و قضاوت نکرده و به انها برچسب مشرک بودن نزنیم
-اگر اهداف بزرگ برای خود داشته باشیم فرصتی برای قضاوت افراد و صحبت کردن پشت سر آنها را نداریم
-از تک تک اعمال افراد سپاسگزار و قدردان باشیم
-سپاسگزاری از افراد به ما کمک می کند:
+روابط بهتری با آنها داشته باشیم
+افراد را کمتر قضاوت کنیم
+به خود و دیگران آسان بگیریم
+خود را بی عیب و نقص ندانیم
+تلاش کنیم هر بار بهتر و بهتر شویم
+متواضع و فروتن باشیم
+توحید را در عمل بهتر درک کنیم
+خداوند را بهتر بشناسیم
+دوستان بهتر و بیشتری داشته باشیم
+زندگی پر بارتر و شادتری داشته باشیم
-توحید به معنای ایمانی است که عمل بیاورد
-توحید به معنای موثر ندانستن عوامل بیرونی پا گذاشتن بر دل ترس ها و محدودیت هاست
خدایا شکرت
استاد عزیزم
و خانم شایسته ی دوست داشتنی سلام
دوستان سلام
باید اعتراف کنم که سپاسگزاری من هنوز خیلی کمه. دارم تلاش میکنم آگاهانه سپاسگزاری کنم از خداوند برای چیزهایی که دارم، کارهایی که افراد برام انجام میدند و هرروز اتفاقی که پیش میاد اما خودم دارم میبینم هنوز خیلی کمه. خیلی وقتها یادم میره اصلا. اما دیدن نگرش و رفتارهای دختر چهارساله م برام واقعا مثل رفتن به دانشکاهه. من بهش یاد ندادم، نمیدونم چطور یاد کرفته بابت همه چیز از من تشکر میکنه با ذوق . مثلا بهش میگم مامان بیا این نخ های خشک کن رو بردار و تمیزکن بنداز توی سطل آشغال. با ذوق میاد تمیز میکنه، و بعد میگه مرررررسی مامان نگار من تمیز کردم. دارم کیکی درست میکنم، میگه میشه منم هم بزنم؟ میگم بیا فقط یواش هم بزن زمین نریزه. با احتیاط و ذوق هم میزنه و بعد در حالی که از ذوقش داره بالا پایین میپره میگه مرسی مامان من کیک هم زدم. اگه براش چیزی بخریم تا ابد تشکر میکنه هربار میبیندش. انقدر از السا نقاشی کشید و اهنگش رو همخونی کرد باهاش و وانمود می کرد الساست که هفتهی پیش من و پدرش براش لباس السا خریدیم تا هالوین بپوشه. و هرروز چندبار تشکر میکنه از پدرش. بغلش میکنم تشکر میکنه. اجازه میدم برام رژ بزنه، ازم تشکر میکنه. و این لیست تمومی نداره. باید یاد بگیر ، فکر میکنم باید تا ابد یاد بگیرم چطور بیشتر تشکر کنم.
نگار جان درود به تو مادر نازنین
چقدر لذت بردم از رفتار های دخترتون
من همیشه بر این عقیده ام که ما اول باید خودمون رو تربیت کنیم بعد بچه هامون رو.
و من مطمئنم که کودک شما این سپاسگزاری رو از خود شما یاد گرفته،
دقیقن بچه ها مثل آینه عمل می کنن هر کاری شما انجام بدی سریع همون رو انجام میدن.
باید بهتون تبریک گفت برای این حد از آگاه بودن که حالا به فرزندتان هم منتقل شده.
سپاسگزارم ازتون که تجربتون رو با ما به اشتراک گذاشتید.
7مین گام خودشناسی وخداشناسی وانسان سازی بافایلهای توحیدی و 2مین دوره ی ساخته شده ی خداولیلاجان.
به نام خدا ی خودم وسلام به خدای خودم.
سلام به ناخدای کشتی روان دراقیانوس بی کران علم وآگاهی ومعرفت باهدایت الله توسط استادومریم جون برای من وهمکلاسیهای عزیزم.
الهی توراسپاسگذارم بابت سلامتی خانواده ی سایت بهشتی ام وخودم وخانواده وپرنسس عزیزم.الهی شکرت.
توی فایل قبلی نوشتم که توی حرم امام رضا علیه السلام کامنت می نویسم.
ازراه رسیدم رفتم اسماعیل طلایی برای آب خوردن ساعت 10:10:10 بود یهودیدم یک دخترجوان یک لیوان آب به دستم دادخیلی دعاش کردم گفتم خدایااین نشانه س من بطری کوچک آب خودم رو آب کردم تارفتم لیوان یکبارمصرف رو توی سطل زباله بیندازم، به گفت نه نگهدارلازم میشه گذاشتم توی کیسه کنارگوشیم رفتم داخل حرم جای سردنشستم وآقای روحانی روضه خوان کمی جلوتربودمنم مشغول تلاوت قرآن بودم، یک خانم آمدبه آقای روحانی مقداری پول دادوخیلی سفارش میکردکه آقاسیدشماسیدی منم سیدم، نوه منم سیدوبچه دارنمیشه براش دعاکن که خدا وامام رضا بهش اولاد بده.وچندنفردیگه هم حاجت داشتندتااذان ظهربرنامه همین بود.
یک سلام گرم به هموطنان عزیز اصفهانی دارم.
صفهای نمازظهربرای جماعت آماده شدندتاخانم اصفهانی عزیزآمدندکنارم صف جلووپشت سرم نشستندوداشتندبیسکویت نوش جان میکردند وحاج خانم به من هم ساقه طلایی تعارف کردقبول نکردم چون لحظه ی اذان ونمازبودولی اسرارکردمنم گفتم برکت خداس چراکه قبول نکنم؟!سریع به من الهام شد برداربذارتوی لیوان یکبارمصرف بعدازنمازنوشجان کن گفتم خدایاهمون لحظه ای که گفتی لیوان رو، نگه دار لازم میشه میدونستم پشت پرده ی غیبی خبری هست که این یک دانه بیسکویت منتظرمن بودالهی شکرت.
وازبنده ی خداتشکرکردم تعارف خونه کردم خوشحال شدند پرسیدن مشهدی هستی؟گفتم بله گفتندخوشبحالتون میتونین زیاد بیاین حرم توروخدامارودعاکنین البته این سفارش تمام زائرانی که متوجه میشن مشهدی هستیم، هست ومنم گفتم انشاءالله اومدین سفر دست پربرگردین خداحاجت رواتون کنه. بنده ی خدا گفت انشاءالله امام رضا حاجت همه رو بده دست پربرگردند.وشماهم برامون دعاکن گفتم منم ازخدابراتون بهترینهارومیخوام.البته خودم هم زمانی ازهمین گروه بودم ولی الان میرم حرم میگم خدایاراهی که به ایشان نعمت دادی منم هدایت کن اینجا خیلی زیباس وفرکانس الهی داره اومدم که رهبریت زندگیموبدم دست خودت مثل124هزارپیامبر12امام14معصوم ازت چی طلب کردندبه منم بگوبازبان ساده تابشنوم وعمل کنم. خدایاگوشهایم رابرای الهامات بزرگتربازکن .
چشمهایم برای الهامات بزرگتربازکن.
زبانم رابرای الهامات بزرگتربازکن که وقتی تورامیبینم وصدایت رامیشنوم بگم چشم قربان بله قربان.
من قبل از آشنایی با قانون جذب حدوداسال98یا99بودپسرکوچکم رو بردیم حرم امام رضا علیه السلام عقدکردیم همه وقتی برگشتیم خانه،
عروس گلم باپسرگلم رفتندبیرون وفامیلهارفتندخونه هاشون منم رفتم طبقه ی پائین خانه صاحب خانه نشستم شروع کردم به تماس گرفتن به خواهرهام وبرادرهام یک به یک زنگ زدم تشکرکردم وتحسینشون کردم که حضورگرم شماسرفرازی ودلگرمی مابود انشاالله توی خوشیهاتون جبران کنیم.امین.
بعدخدابیامرزحاج آقای صاحب خانه گفت ای بابا لیلاخانم این مسخره بازیهاچیه یک ساعت نشستی فقط باگوشی حرف میزنی وظیفشون بوده که آمدند میخواستن نیان بیاچای توبخور خخخخخخخخخ خندیدم گفتم نه حاجی اینجورقشنگتره وبرای همین خواهروبرادرهام هرکاربکنی همونجاتشکرنقدی روبه، روت میگن وتمام ومن حتی هرکجامهمونی باشم بیام خانه سریع پیام تشکروتحسین برای طرف میفرستم واصلا99٪شایدهم100٪کسی جوابم رو نمیده خخخخخخخخخ .
بچه ها وعزیزدلم هم تشکروقدردانی زیاددارندکه همین فامیله همچین زندگی راطلب میکنند که خوش بحال لیلابااین شوهروبچه ها.
خدایابه قول استادعزیزم اون چرخ دنده ای که بایدتوی قلبم جای گزین کنم که کامل بشه کمکم کن چون توخیلی بلدی خدایی کردن رو، وسالهاس خدایی میکنی ولی من بچه ام نابلدم ولی توقعم ازتوزیاده اونقدرنابلدم که حتی نمیتونم درخواستهام رو بگم ایاک نعبدوایاک نستعین.
عاشقتونم استادکه ازکوچکترین وبزرگترین نعمات خدارابایدسپاس بگویم.
استادمن قبلنافکرمیکردم همین خوردوخوراکهانعمت هستندتمام وبقیه ی چیزهای دیگه طبیعیه ولی الان حتی توی سرویس یاحمام هم میرم بابت همه چیزهایی که داریم میگم خدایاشکرت که مثلاصابون، شامپو،لیف و…….داریم.
خانم داداشم هم ازمن یادگرفته میگفت توآسانسرمون میرم بوس میکنم وتشکرمیکنم ازلوازمهای خانه خداروشکرمیکنم.
خودم ماشین خودمون یاماشین پسرم که میادخونمون میبوسم درختهاگلهاروتوخیابون میبوسم بطری آب توی کیفم دارم میریزم پای درختهاعالمی باخودم دارم.
وباسپاسگذاری دارم حال میکنم زندگی می کنم.
باتشکرازاستادو مریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی ام یاحق.امیدوارم تونسته باشم ردپای عمیق الهی گذاشته باشم آمین.
به نام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته و همه ی دوستان
خداروشکر که به این فایل هدایت شدم
بعد کلییی مدت یه حسی بهم گفت بیا کامنت بزار و البته بخاطر تأثیری بود که از حرف های استاد گرفتم امدم کامنت بزارم
در مورد همین تاثیر گذاری استاد، یه بنده خدایی که بشدت مخالف استاد هست و کلا ایشون رو کافر خطاب میکنه میگفت که تأثیر گذاری ایشون بخاطر چهره شون هست. یه چهره ی گوگولی داره که ادم ها دلشون میسوزه و …)
اصلا وقتی اینو گفت من واقعا تعجب کردم و گفتم که من خودم به شخصه، فایل های صوتی استاد رو گوش میدم، مگر اینکه سریال های سفر به دور امریکا و زندگی دربهشت باشه. و همون موقع من به اون شخص گفتم که تاثیر پذیری استاد بخاطر صداقتشون هست نه چیز دیگه.
استاد من خودم خیلی وقت ها از دیگران ایراد میگرم و خیلی سریع هم عذاب وجدان میگرم و خودم رو سرزنش میکنم از این جهت که میبینم من خودمم بار ها اون اشتباه رو انجام دادم. من از شما یاد گرفتم که دیگران رو قضاوت نکنم چون اگر من هم در شرایط اون طرف باشم، شاید منم اون کار غلط رو انجام بدم.
استاد من از شما یاد گرفتم توحیدی بودن یعنی چی. ارامشی که 10 برابر شده بخاطر بودن در این مسیره.
هر چند خیلی وقت ها گمراه میشم و خدارو فراموش میکنم ولی خب رفته رفته با تمرین بهتر میشم.
خیلییی خوشحال و سپاس گزارم که در این مسیر قرار دارم.
استاد از شما و تمام کسانی که دست خدا هستند یک دنیا ممنونم
موفق و پیروز باشید :)