قدم هایی عملی برای کنترل ورودی های ذهن - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

923 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صدیقه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2231 روز

    بنام خدا

    استاد جانم سلام

    استاد عزیزم چقدر این فایلتون قشنگ بود

    چقدر من بهش احتیاج داشتم و هر روز هم احتیاج دارم تا گوش کنم که راه درست راه تصدیق و تحسین زیبایی هاست

    اگه میخوای روحت بزرگتر بشه باید تحسینگر باشی

    اگه میخوای رابطه قشنگتری با خدا داشته باشی باید تحسینگر باشی تایید کنی نعمتهای رب رو تحسین کن و شکرگزارشون باشی .

    اگه میخوای رابطه قشنگتری با اطرافیان داشته باشی باید تحسینگر باشی زیباییهاشونو ببینی نکات مثبتشونو ببینی

    اگه میخوای زندگیت روغن کاری بشه باید نعمت‌هایی که همین الان داری تایید و تحسین کنی .

    آره، واقعا همه چیز از نگاه ما به جهان میاد

    اگر جهان رو جای قشنگی ببینیم جهان هم هر روز زیبایی های بیشتری نشونمون میده و من دوست دارم که هر روز نعمتهای بیشتر دریافت کنم

    هرروز رابطه های قشنگتر رو تجربه کنم

    هر روز خدا رو بیشتر باور کنم و برای همه این تجربه های ناب باید فقط شکرگزار باشم و تایید کننده و تحسین کننده زیبایی ها .

    استاد من دارم به وضوح میبینم که با مثبت بینی های من چقدر واکنش افراد نسبت به من تغییر کرده .

    چقدر راحت میتونم با همه ارتباط بگیرم و همه روی خوششونو به من نشون میدن .

    حتی توی رابطه با آقایون هم من بشدت پیشرفت کردم از سوپر محله از نونوایی از تخم مرغ فروشی ،همه و همه انقد با عزت و احترام با من برخورد میکنن که من فقط غرق در لذت میشم و تا مدتها وقتی به اون ماجرا فکر میکنم لبخند میزنم و بابت وجود همه اون آدمهای خوب توی زندگیم شاکرم .

    حتی امروز راننده اتوبوس چند دقیقه برای من صبر کرد تا من خودمو به اتوبوس برسونم .

    و چقدر من ازش سپاسگزارم .خدایاشکرت برای همه انسانهای درستکاری که در مسیر زندگی من قرار دادی که همشون وجه خدایی شونو به من نشون میدن .

    استاد من امسال هر سه تا بچم باید ثبت نام میشدن تو مدرسه های جدید و من تمااام کارهاشونو خودم انجام دادم بدون حتی یک بار حضور پدرشون .

    البته که آنقدر خودم مستقل شدم تو انجام کارام که فکر میکردم یه چیز بدیهیه دیگه ولی وقتی به پایگاه‌هایی که باید مراجعه میکردم برای ثبت نامشون و می‌دیدم که یا فقط پدر ها هستن یا پدر و مادر باهم ولی من حتی راههای دور رو هم خودم به تنهایی با بچه هام میرفتم و از اینهمه استقلال خودم لذت می‌بردم که هیچ نیازی به همسرم ندارم و چقدر من بزرگ شدم چقدر رشد کردم

    نه تنها خودم بزرگ شدم که بچه هام بسیار قوی و شجاع و مستقل هستن .

    وقتی توی مدرسه ها می‌دیدم رفتار بچه های همسن و سال بچه های خودم رو چقدر افتخار میکردم که من تونستم آنقدر اینا رو خوب بزرگ کنم و واقعا لذت بخشه دیدن این لحظه ها .

    استاد یه چیز دیگه بگم و اونم در مورد قرآنه.

    من کلا بخاطر شنیدن فایلهای قرآنی شما علاقه پیدا کردم به سایتتون و وقتی دیدم این بهشت رو پایبندش شدم ولی بخاطر اون باورهای مذهبی زیادی که داشتم بخاطر اون عقاید دینی که از طرف جامعه و خانواده بهم وارد شده بود من دین گریز شده بودم .

    و واقعا دیگه نمیتونستم با قرآن انس بگیرم .

    شما که از قرآن میگفتین به خودم میگفتم باید شروع کنم به خوندن قرآن ،ولی دوسه روز میخوندم و باز کنار گذاشته میشد البته بگم چون همش فکر میکردم که چیزی نمی‌فهمم باعث میشد که دیگه نخونمش .

    تا اینکه تقریبا بیست سی روز پیش تعهد کردم با خودم که باید شروع کنم و قرآن بخونم تا رابطه ام با خدا بهتر بشه .

    و الان بعد از این مدت چقدر بهتر میفهمم قرآن رو و چقدر لذت میبرم از خوندن آیه هایی که خدا از خودش و صفاتش گفته .

    اونجایی که میگه خدا در مشرق و مغرب هست .

    اونجایی که میگه من برای شما آسانی میخواهم

    اونجایی که میگه من نزدیکم ووووو

    و چقدر من با خوندنشون حالم خوب میشه و احساس نزدیکی بیشتری به خدا میکنم .

    میدونی استاد چقدر خوبی

    میدونی تو منو با ربم آشنا کردی و من چطور برای این موضوع از تو تشکر کنم .

    میدونی تو باعث شدی که من باز دوباره با خدا آشتی کنم

    آخه اون خدای قبلیم که خیلی ترسناک بود و من هر کاری میکردم بخاطر ترس از اون خدا بود ولی خدایی که الان یافتم نهایت عشق به بنده هاشه.

    و من همه اینها رو از کلام تو دریافت کردم و می‌دونم که سپاسگزاری کلامی قاصره از بیان این حس و مطمئنم که شما احساس قلبی منو دریافت میکنین و من هر روز و هر روز بیشتر سپاسگزار خدایی میشم که منو هدایت کرد به سمت استادی به خوبی شما .

    عاشقتم استاد عزیزم .

    خدایا من به هر خیری از جانب تو فقیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 961 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز23 آبان رو با عشق مینویسم

    میدونی داری اشتباه عمل میکنی ولی چرا ادامه میدی؟؟؟

    نمیتونی کنترل کنی خودت رو ؟

    امروز این سوالو چند بار از خودم پرسیدم

    صبح که بیدار شدم برای مادرم چند تا گل بافتم و مدام میخواستم که تعداد کارایی که جمعه میبره بیشتر باشه تا فروششم بیشتر بشه

    و حس میکردم که کارم اشتباهه و کارای نقاشی خودم مونده بود و تمرین کلاسمو هنوز انجام ندادم ،اما به فکر بافتن گل بودن

    و هی میگفتم چیکار داری میکنی طییه ؟ مگه قرار نبود از این هفته کاری انجام ندی چرا داری گل میبافی و کارای نقاشیتو عقب میندازی ؟!

    و یه جورایی مقاومت داشتم و نمیخواستم دست بکشم از بافت گل سرا و با اینکه میدونستم اگر به مادرم گل ببافم هیچ پولی نمیگیرم ازش و بهش کمک میکنم اما بازم داشتم مسیر رو اشتباه میرفتم

    و یه جورایی میگفتم اگر من بهش کمک نکنم نمیتونه تا پنج شنبه گل سر درست کنه

    از طرفی امروز قرار بود خاله ام و دختر خاله ام برای ناهار مهمون بیان خونه ما تا ظهر من یکم اتاقمو مرتب کردم و کار کردم و مادرم گفت برو برای خونه خرید کن

    بارون که باریده بود بی نهایت درختا زیبا شده بودن و رو زمین کلی برگای رنگ سبز و زرد و نارنجی و قهوه ای از درختا افتاده بودن که عین بهشت بود برای من زیبا و دوست داشتنی که سبب میشد بگم خدایا شکرت چقدر زیبا هستن

    وقتی من از خرید برگشتم جلو در خاله و خواهرمم دیدم که باهم رسیدیم

    خواهرم کیک گرفته بود و گفت از جلو در مدرسه پسرم آورده بودن بفروشن منم خریدم

    وقتی باهم رفتیم خونه و خواهرم کیک رو آورد خیلی خوشمزه بود و خداروشکر میکنم که انقدر نعمت عطا میکنه که استفاده کنیم و لذت ببریم

    منم برگایی که از دیروز که از زمین برداشته بودم و جمع کرده بودم و شستم و همه رو یکی یکی داشتم پیش مهمونامون خشک میکردم که دختر خاله ام گفت چقدر رنگای خوشگلی دارن منم شروع کردم از زیبایی های برگا گفتم که وقتی داشتم جمع میکردم رنگاشون گرم تر بود و قرمز و نارنجی بودن ولی الان رو به قهوه ای رفتن

    یهویی این حرف به زبونم جاری شد که به دختر خاله ام گفتم ببین چقدر جالب عین این میمونه وقتی انسان میمیره و بدنش سرد میشه خونی که در بدنش در جریان موقع زنده بودن ، پوستش رنگ گرمی داره و وقتی میمیره سفید میشه رنگش

    و برگ درختا هم مثل این وقتی داشتم از زمین برمیداشتم رنگاشون قرمز بود ولی از دیروز تا الان به کل رنگاشون تغییر کرده و قهوه ای میشن

    چقدر جالب بود من تا به حال با این نگاه به برگای درختا دقت نکرده بودم

    و عظمت خدارو یاد کردم و شروع کردم به گذاشتن برگ ها داخل برگه های کتاب تا خشک بشن و روشون نقاشی بکشم

    وقتی از خرید برمیگشتم و دختر خاله ام رو دیدم که اومد خیلی صورتش صاف و تپل شده بود و درخشان و خیلی خیلی کشیده و بدون چروک

    با خودم گفتم یعنی چیکار کرده این همه صورتش زیبا شده

    و چرکی که قبلا دور چشمش داشت همه صاف و زیبا شده

    در درونم شروع به قضاوت کردم بدون اینکه ازش بپرسم ،گفتم حتما رفته ژل تزریق کرده ولی چیزی ازش نپرسیدم

    وقتی داشتیم با هم حرف میزدیم یهویی گفت طیبه یادته گفتم تا 20 روز خیار رو رنده کن بذار رو صورتت؟

    گفتم آره گفت دیگه اون کارو نکن یه چیز خیلی خیلی خوب پیدا کردم که خیلی راحته

    خوشحال شدم گفتم چی ؟

    گفت من از اون روز که حدود سه ماهی میشه که ندیدمتون ،رفتم و خیلی اتفاقی فهمیدم که هر دو ساعت یک بار راس ساعت دو ساعت به دوساعت در روز باید یک لیوان آب بخورم

    و این کار رو کردم و چین و چروک های صورتم که رفت هیچ گودی چشمم هم که میبینی پر شده و بعد خوردن آب گرسنه میشدم که پرتئن میخوردم و چند کیلو اضافه شده بهم

    و واقعا اندامش زیبا شده بود و من مدام داشتم به این فکر میکردم که نکنه داره دروغ میگه

    مگه میشه کسی هر روز از ساعت 10 صبح از هر دو ساعت به دو ساعت تا ساعت 12 شب یک لیوان آب بخوره و انقدر صورتش شفاف و صاف و بدون چروک کنار و دور چشم بشه و تپل هم بشه؟!!؟؟؟؟

    نمیخواستم قبول کنم حرفشو

    دیدم قسم میخوره که راست میگم

    تو هم انجام بده ببین چقدر اشتهات هم باز میشه

    پروتئین بخور عضله سازی بشه برات

    وقتی این حرفارو میگفت من یاد درخواستم از خدا میفتادم میگفتم کاش میشد دوره قانون سلامتی رو بخرم و به آگاهی هاش عمل کنم

    وقتی بعد از ظهر شد دوباره بهش گفتم یه سوال بپرسم فکرمو مشغول کرده ، واقعا راست میگی ؟

    راسته که استاد عباس منش میگه همه چی باوره

    چون دختر خاله ام باور داشت که صورتش صاف و زیبا شده بود و باورش تاثیر زیادی داشت

    ولی من کمی شک داشتم ولی گفتم بذار منم امتحان کنم چه اشکالی داره

    یاد حرف استاد عباس منش میفتم میگفت هرکتابی که میخونده تمریناتش رو عمل میکرده ومیخواست ببینه نتایج چجوریه

    منم گفتم امتحان کنم ببینم چی میشه

    و از ساعت 2 شروع کردم

    تا ساعت 6 و 8 که آب خوردم هر دو ساعت یک لیوان دیدم گرسنه ام شده

    جالب بود راس ساعت که آب میخوردم حس میکردم که گرسنه ام شده

    و فکر کردم گفتم مگه میشه در طول روز آب میخوریم ولی این نتیجه رو نمیده ولی الان نتیجه میده

    که نتیجه اش رو در دختر خاله ام میدیدم

    و بهم گفته شد که همه چیز به صورت مستمر و ادامه دار اگر باشه جواب میده

    و البته با نظم باشه

    اگر تمرکز رو بذاری روی یک زمان مشخص و کارهات رو هر روز انجام بدی صد در صد نتیجه میگیری .

    چقدر جالب بود من از آب خوردن در ساعت مشخص داشتم درس یاد میگرفتم

    که همون مثال استاد که میگفت مثل یه ذره بین باید عمل کنی

    و سر وقتش انجام بدی

    بعد دیدم خاله ام اومد اتاقم و گفت

    خدا از زبان خاله ام که اومد اتاقم بهم گفت طیبه الان کار رو تحویل مادرت دادی؟؟؟؟

    گفتم بله

    یهویی بدون هیچ دلیلی گفت دیگه بهش کمک نکن

    بذار خودش از پس کاراش بربیاد

    حتی کنارش هم ، نشین توجمعه بازار ، اگر بری کنارش بشینی به تو متکی خواهد شد و وابسته تو میشه و گل سرارو نمیتونه بفروشه

    ازم پرسید میتونه کارتخوان رو استفاده کنه؟ گفتم فعلا نه چشماش ضعیفه و یکم دیر گزینه هارو میزنه مهلت کارتخوان تموم میشه و باید دوباره کارت بکشه

    که بازم بهم گفت اشکالی نداره بده به خودش یاد میگیره

    حتی در درست کردن گل سر هم بهش کمکی نکن طیبه

    تا اینجا کمک کردی بذار باقی کارارو هرچقدر که تونست انجام بده و ببره بفروشه

    تو دیگه مسئولش نیستی

    و من وقتی این حرفای خاله ام رو شنیدم به خودم اومدم گفتم طیبه تو چیکار داری میکنی

    خدایی که به تو کمک کرده به مادرت هم کمک میکنه

    فکر نکن که تو قدرتی داری

    تو باید به پیشرفت خودت تمرکز کنی

    دیگه نباید براش چیزی آماده کنی

    ولی باز هم به حرف خاله ام گوش ندادم و بعد رفتنشون به مادرم گفتم ،مامان چی شد گل سراتو درست نمیکنی

    مامانم گفت طیبه خسته شدم مهمون داشتیم ، واجب که نیست همینایی که دارم رو میبرم میفروشم سخت نگیر

    که داداشم برگشت گفت طیبه دیگه بسته ، دیگه تموم شد کار تو ،بذار هرجور دلش خواست ببافه و هرچقدر دلش خواست ببره بفروشه نیازی به گوشزد کردن تو نیست

    نمیدونم شاید چون دوست داشتم پول بیشتر دستش بیاد و خوشحال بشه از این جهت هم میگفتم سریع درست کنه

    و داداشم گفت تو طبق نیازت تلاش میکردی و در هفته 200 تا گل سرمیبافتی ولی مادر طبق توان خودش و اشتیاق خودش درست میکنه و الان مادر طبق توانایی و نیازش اگر بخواد بیشتر کار میکنه و اگر نخواد اصلا 10 تا ببره اشکالی نداره

    و من اونجا بود که برگشتم دیشب به اتاقم و گفتم نمیدونم کارم درسته یا نه

    ولی ته ته دلم میدونستم کار درستی نمیکنم

    که میخوام این هفته هم کمک کنم

    و انگار نمیخواستم قبول کنم این همه نشونه های خدارو که بهم میگه فکر نکن که تو کاره ای هستی و قدرتی داری

    تو هیچی نیستی و منم که به مادرت کمک میکنم

    ولی باز مقاومت داشتم و آخر شب به مادرم گفتم فردا برات چند تا چشم قورباغه میبافم

    و تو خیال خودم میخواستم هی کمکش کنم

    ولی غافل از اینکه از کار تمرینای کلاسی خودم عقب افتادم

    و نتونستم رنگ کنم

    یه چیز خیلی عجیب اینکه من بارها خواستم براش گل سر ببافم دستم به سمت کاموا ها نمیرفت مدام یه نیرویی مانعم میشد که من به مادرم کمک نکنم

    میدونستم اراده ای بالاتر از اراده من بود که میخواست بفهمونه داری اشتباه میری مسیرتو

    بعد از ظهر به فایل ایمان به غیب که گوش میدادم شروع کردم دوباره دفتری که برای خواسته هام گرفته بودم باز کردم و شروع به نوشتن کردم

    به شماره 7 که رسیدم یه خواسته مو میخواستم بنویسم

    ولی حس میکردم نگذشتی از ادن خواسته باید کامل بگذری

    حتی اگر هم بنویسی ولی نگذری بهت داده نمیشه

    باید بگذری تا به تو داده بشه

    و من چشم گفتم و قصد پشت خواسته ام رو برای خدا در دفترم نوشتم

    تا نصف شب بیدار بودم و داشتم پاسخ دوستان رو میخوندم و مینوشتم و بعد خوابیدم

    خدارو بی نهایت سپاسگزارم که به من این همه کمک میکنه و با اینکه من یه وقتایی درست عمل نمیکنم وای باز هم هدایتم میکنه

    برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت از خدا میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 889 روز

    به نام خداوند جان ها

    سلام به همه عزیزان

    اینکه استاد میگه وقتی روی خودت کار میکنی دنیا برات شرایطی فراهم میکنه که روی خودت بیشتر کار کنی واقعا حقیقته .

    تا قبل از اشنایی با این مسیر به حدی ادم دورم بود که حد نداشت امکان نداشت من روزی کمتر از 15 نفر رو نبینم بخاط شغلم و الان خداروشکر خودم و خدام هستم و چقدر لذت میبرم که سکوت میکنم و نیاز ندارم صحبت کنم .

    دوستم خداوند چون فهمیدم هیچکی غیر خداوند لایق دوستی نیست. اینو منی میگم که صدها نفر بردم اردو و جاهایی بودم که ادم های زیادی ارتباط داشتم و باید اموزش میدادم .اما تنهایی واقعا لذت دیگه ای داره

    خیلی ها دنبال ارامش و حال خوب هستن اما این حال خوب رو دارن توی چیزی غیر از خودشون دنبالش میگردن که این نمیتونه پایدار ادم رو راضی کنه و خوشبختی از درون باید بیاد. از دوستی با خدای درونت که به بی نیازی میرسه و من اینو باید تمرین کنم که حس خوبو از خودم بگیرم و وابستگی به دیگران رو کات کنم

    وقتی میتونی لذت ببری که الویت خودت باشی این یعنی ارزشمندی و حال خوب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      یوسف سالاری گفته:
      مدت عضویت: 687 روز

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      خدایا هرآنچه را که دارم از آن توست

      سلام به استاد عزیزتر از جانم و بانو شایسته و دوستان نازنینم

      تشکر میکنم از آقا سعید گل بابت این کامنت بسیار زیبا که حس عالی برام درست کرد.

      وقتی ما آگاهانه و با تعهد رو ورودی ها و باورامون کار میکنیم، جهان لاجرم چیز های منفی رو از ما دور میکنه.و وقتی ما از خداوند هدایت میخوایم با نشونه ها مارو هدایت میکنه که افراد منفی و به صورت کلی هر چیز منفی رو حذف کنیم.

      چقدر لذت بردم از این جمله آقا سعید که گفت وقتی (میتونی لذت ببری که اولویت خودت باشی این یعنی ارزشمندی و حال خوب.)

      بهترین روش رسیدن به حال خوب حرف زدن با خداست و شکرگزاری نعمت هامونه که میشه روزها نوشت و سپاسگزاری کرد.

      بسیار سپاسگزارم از استاد عزیزم برای این سایت بی نظیر و تشکیل این خانواده عالی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سـعـیـد گفته:
        مدت عضویت: 889 روز

        سلام یوسف جان

        امیدوارم که در پناه خداوند روزهای خوبی رو سپری کنی و سال فوق العاده ای رو رقم بزنی

        .

        ممنوم که این کامنت رو بهم یاداوری کردی و من حتی یادم نمیاد که واقعا من نوشتم ؟

        قطعا خودش نوشته و من باید این کامنت رو دوباره مطالعه میکردم

        هنوزم برام جدیده و هربار باید به خودم یاداوری کنم که سمت من اینه که کنترل ذهن کنم و حالم رو خوب نگه دارم

        و انسانی که از وجود خودش لذت ببره و با خودش حالش خوب باشه شخصیتش میشه و به بی نیازی میرسه و انوقت نعمت ها دنبالش میاد

        چراغ دلت همیشه روشن

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    امیر حسین حسین پور گفته:
    مدت عضویت: 4263 روز

    (قسمت ششم)

    – ساخت باورهای قدرتمند و جایگزین کردن آنها نیازمند کنترل شدید وردیهای ذهنه و دادن ورودیهای جدید همواره با تکراره که باورهای قدرتمندی در ما ایجاد میکنن و مهم تر از همه احساس خوبی بهمون میدن!! احساس رسیدن، احساس امید، احساس اینکه ثروت و فراوانی در جهان نامحدوده، احساس اینکه اگه حالمون خوب باشه؟ در سریع ترین زمان ممکن و با راحترین ایده ممکن به ثروت، سلامتی، شادی و هر چیزی که بخایم میرسیم

    – برنامه روزانه مطالعه قرآن

    – تمرکز صد در صد بر روی کارهای خودم و مقایسه نکردن و رقابت نکردن با دیگران

    – تعریف کردن از خود و تشویق کردن خود جلوی آیینه

    – مشخص کردن هدف بعدی قبل از اتمام هدف فعلی

    – تشویق کردن خود با رفتن به رستوران گرانقیمت حداقل ماهی یک بار یا خریدن چیزی برای خود که از آن خوشمان می آید

    – تحسین کردن افراد موفق

    – بحث کردن = تمرکز به ناخواسته ها

    – پرسیدن این سوال که مگر به خدا ایمان نداری؟

    – تمرکز به این موضوع که در دل هر مشکلی راه حل آن وجود دارد ( ان مع العسر یسرا )

    – ماه هاست که من و نامزد عزیزم کانالی به نام ” احساس خوب ” زدیم و حرفهایی که به هم میزنیم و خیلی احساس خوبی در ما ایجاد میکند را در این کانال فوروارد میکنیم و هر از گاهی به آن گوش داده و مجدد احساس خوبی میگیریم و به این شکل ذهن و روح خود را با احساس خوب تغذیه میکنیم.

    – ما برنامه ای ریختیم به این شکل که هر روز به صورت نوبتی برای همدیگر 1 فایل باور مثبت و یک فایل تجسم سازی ضبط و در تلگرام ارسال میکنیم و به آن گوش میدهیم. روند تجسم سازی به شکل یک داستان است که از چند ماه آینده با افزایش درآمدمان شروع شده به همین شکل تا موفقیت و آرزوهای بزرگتر ادامه دارد.

    – برای ایجاد باور های ثروت ساز همنشینی با افراد ثروتمند بیشترین و سریع ترین تاثیر را دارد

    – هر روز 5 دقیقه جلوی آینه به خودتون نگاه کنین و به خودتون حرفهای مثبت و عاشقانه بزنین

    – وقتی بارون میاد من بدون چتر میرم زیر بارون تا میتونم نفس عمیق میکشم تا میتونم میذارم هوای تازه بره تو ریه ام و کلی با خدا حرف میزنم یکمم میرقصم یه بار امتحان کنین خیلی لذت بخشه واقعاً سبک میشین

    – من صبح ها با فایل انگیزشی شماره سه استاد شروع میکنم

    – با ترسهامون رو به رو بشیم

    – حالم با رقصیدن خوب میشه، تاب سوار شدن، بازی کردن با بچه ها

    – قطب نمای احساس: هراحساسی که حالم رو بد کنه نجوای شیطانه ازطرف شیطانه این قطب نما بهم هشدار میده که: ( داری از مسیر خارج میشی، برگرد، خدا منتظرته )

    – من هیچ وقت حرف از خستگی و بیماری و کمبود نمی زنم

    – من روزانه 5 صفحه کتاب های موفقیت می خوانم و هرروز سعی میکنم قرآن مطالعه کنم

    – قضاوت نکنید

    – وقت بیکاریم سناریویی که برای چهارسال بعدم نوشتم رو بیادش میارم و تجسمش میکنم کلاً غرق میشم

    – دیگر به سینما نمیروم و فقط فیلم هایی را می بینم که در تقویت باورهای قدتمندکننده و ایجاد انگیزه به من کمک می کنند.

    – بررسی موفقیت های گذشته است با این دو باور را در خود می سازیم،: 1- ما خالق زندگی خود هستیم 2- همه چیز ممکن است و هیچ غیر ممکنی وجود ندارد

    – دهان ما مثل یه تفنگه که به جای گلوله موجی از انرژی پرتاب میکنه. حالا اگر با مرور و صحبت کردن در مورد این خاطرات خوب موج ایمان، عشق، شادی و لذت بفرستیم، این موج میره و به هرجایی برخورد کنه، اونجا رو متحول میکنه و در نهایت متوجه میشیم که داریم در یک بهشت زیبا قدم میزنیم با آواز های دلنشین و نسیم روح بخش و روزهایی پر از اتفاقات شاد و ندایی از درون که میگه همینه آفرین. آفرین. ادامه بده

    – خودمو بمباران میکنم با چیزای خوب با حرفای خوب

    – با ایمان واقعی این جمله رو تکرار کن : هر اتفاقی به صلاح منه

    – در تمام ساعات شبانه روز با خودم حرف میزدم که من عالی هستم، بینظیرهستم، ثروتمند و شاد و سلامت هستم، هر روز ثروت بیشتری وارد زندگیم میشود، من درمرکز فراوانیهای جهان هستم، من عصاره‌ای از سلامتی ‌و ثروت ‌و خوشبختی ‌و شادی هستم

    – “بیرون زتو نیست آنچه که در عالم هست،”

    “در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی”

    و هر روز دارم 100 بار این باور به خودم میگم

    که این باور باعث شده، دیگر نگران هیچ چیز نباشم، چون نیروی الهی درون من همیشه من رو حمایت میکنه و اون برای من بهترینها رو رقم میزنه

    – زمانی که ظاهر یک اتفاق مرا ناراحت میکند از خودم میپرسم چرا باید ناراحت باشم؟ شاید برداشت من اشتباه است؟ و الان این ناراحتی چه کمکی به من میکند؟ میتوانم به نکته مثبت موضوع فکر کنم و حال خودم را خوب کنم

    – بهترین راهی که شما می‌تونید از طریق اون به دیگران کمک کنید، الگو شدن هست. شما باید اول خودتون به بهترین جایگاه ممکن برسید تا بتونید تاثیر مثبتی در زندگی سایر افراد بگذارید.

    – موفقیت دیگران رو تو هر زمینه‌ای تحسین کنید و زیر لب تکرار کنید که ثروتمند شدن باشکوه هست.

    – انتقاد از دیگران هرگز جواب نمیده اول خودمون به انسان بهتری تبدیل بشیم تا جهان رو به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنیم

    – قوانین کلی:

    – همیشه باید به جای نداشته‌ها و ناخواسته‌ها روی داشته‌ها و خواسته‌ها تمرکز کرد. داشتن دفترچه شکرگزاری و دفترچه اهداف و آرزوها در این زمینه خیلی مفید و تاثیرگذار هست. سعی کنیم در هر موقعیت سختی به نکات مثبت توجه کنیم.

    – برای رسیدن به خواسته‌هامون عجله نداشته باشیم و به اونها نچسبیم. دوره تکامل فرد در هر زمینه‌ای باید طی بشه و شرط اولیه اون عادی سازی دستاوردهای بزرگ در ذهن هست.

    – به یاد داشته باشیم که مومنان و توکل کنندگان واقعی هرگز محزون نمیشن و از چیزی نمی‌ترسن. هر چقدر که ایمان شما بیشتر باشه، ترس شما کمتر میشه.

    – در این دنیا هیچ چیزی اتفاقی نیست و شرایط و افرادی که سر راه ما قرار میگیرن نتیجه فرکانس‌های ارسالی ما هستن. بنابراین سعی کنیم با حس خوب بیشتر و ارتقا دادن مدار خودمون از طریق کار کردن روی باورهامون، موقعیت‌های بهتری رو برای خودمون رقم بزنیم. جایی که در اون از صداها و افکار منفی هیچ خبری نیست و فقط طنین شکرگزاری و فریاد شادی از سر سلامتی و موفقیت و ثروت فضا رو پر کرده.

    – لیستی از باورهای توانمند کننده ضبط کرده ام که هر روز گوش می کنم

    – تمرکز روی خدا مساوی است بی نهایت ثروت و نعمت. تمرکز روی خدا = بی نهایت ثروت و نعمت

    – شما فقط از خدا بخواهید که تمام وجودتان را از عشق خودش لبریز کند، آنگاه ناخودآگاه به عشق یعنی خودش پناه می برید و هر لحظه او شما را به مسیر درست هدایت می کند، او دستتان را می گیرد و از پستی و بلندی و فراز و نشیب زندگی به سمت ساحل نجات هدایت می کند

    – خدا در درون ماست و خدا همه چیز می شود همه را

    – وقتی احساس خوبی نداری یعنی تمرکز روی خواسته هایت نداری، یعنی از منبع الهی دور شده ای، سریع به خدا بگو خودت وعده فرمودی مرا بخوانید اجابتان میکنم، توکل کنید کفایتتان میکنم، بعد ببینید خدا برایتان چه می کند، خدا خوب خدایی کردن را بلد است

    – تمرکز یعنی توکل به خدا و توکل یعنی کفایت خدا

    – خواندن روزانه یک صفحه از قرآن و انس گرفتن با سخنان خدا است.

    – به هر چه که فکر کنید، همان رُبا میشوید :

    – برای هر ورودی که میخواستم کنترل کنم دو تا لیست مینوشتم مثلاً :

    1- نگاه نکردن به تلویزیون چه فوایدی دارد ؟

    2- نگاه کردن به تلویزیون چه ضررهای دارد ؟

    یا

    1- شکرگذاری چه فوایدی دارید ؟

    2- شکرگذاری نکردن چه ضرر هایی دارد ؟

    برای هر لیست تا 40 مورد مینوشتم

    دوستان به طور معجزه آسایی هر روز که لیستمو مرور میکردم مقاومت ذهنیم کمتر میشد و خیلی راحت تر خودمو باهاش وفق میدادم

    – خداوندا ممنونم تمام تماس های ورودی من سرشار از اخبار ثروت آفرین و شادی آور است

    – بالاترین فرکانس موجود : « چیزی که زندگی ما رو معجزه گونه میکنه = معجزه سپاس گزاریه »

    – وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ وَ لَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ

    و ( به یاد داشته باشید ) هنگامی را که پروردگار شما اعلام کرد اگر شکرگزاری کنید بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، قطعاً عذاب من سخت است. شکر گزاری خالصانه به خاطر داشته ها و نعمتهامون ما رو به خواسته هامون نزدیکتر میکنه و بخاطر ایجاد احساس فوق العاده خوب نزدیکترین و بالاترین فرکانس به خداست

    – تو طول روز در کوچیک ترین کارها از خداوند سوال می پرسم و با خدا مشورت میکنم و خیلی جواب میده. حتماً امتحان کنید با باور و ایمان قوی

    – تلاش میکنم در لحظه زندگی کنم و نذارم گذشته و آینده حال رو از من بگیره، مسیر رسیدن به خوشبختی از توجه به نعمت های الانمون میگذره، پس به داشته هامون توجه کنیم و شکرگزار باشیم

    – به این موضوع تمرکز کنین که در دل هر مشکلی راه حل آن وجود دارد ( ان مع العسر یسرا )

    – تحسین کردن سریعاً یک چیز رو وارد زندگیتون میکنه.
افراد موفق را تحسین کنید تا موفقیتهاشون وارد زندگیتون بشه.

    پایان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    مهدیه عبدالمحمد گفته:
    مدت عضویت: 204 روز

    و خدایی که در این نزدیکیست.

    چقدر این فایلها کمک کننده هستن،خیلی حس خوب بهم منتقل میشه.من با هر روز گوش دادن به فایلها دارم روی ورودی هام و افکارم کار میکنم و منفی باف ذهنم رو خوب کنترل میکنم و خدا رو شکر انگیزه خوبی پیدا کردم برای رسیدن به خواسته م.دارم به خودم میگم که وقتی برای دیگران شده پس برای منم میشه و اتفاق میفته.هر روز سعی میکنم فیلم‌ها و عکسهایی رو ببینم و باورمو قوی‌تر کنم که خواسته من شدنیه و همین ورودی ها بهم داره ثابت میکنه که هر چیزی امکان پذیره و گاهی که دچار ترس و نگرانی از شدن یا نشدن میشم به خودم یادآوری میکنم که اگر هم نشد مهم نیست و در همین حین سعی میکنم شدن‌های زندگیمو به یاد بیارم.خدایا شکرت که بهم گفتی بیام اینجا و خواسته مو شکل بدم بهش.ممنون و سپاسگزارت هستم که هر روز داری باهام حرف میزنی.الهی شکر که با اتفاقات جدید بهم گفتی که نخوام دیگرانو نصیحت کنم و فقط سعی کنم خودم بهش عمل کنم تا برام زودتر اتفاق بیفته.من دارم یاد میگیرم که خودم استفاده کنم نه اینکه دیگرانو تحت تأثیر قرار بدم.الهی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    الهه امینی گفته:
    مدت عضویت: 1326 روز

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد و این خانواده هم فرکانس عباسمنش

    نمیدونم چطوری رقم خورد تمام این سال‌های زندگی انگار تمامش رو اومدم که اینجا به این درک برسم و معنای این قوانین رو درک کنم از بس که به تضاد خوردم از بس که ناکام موندم این راه انگار جواب همه سال‌های زندگیم بود 🤗

    به محض آشنایی با قوانین ورودیهام رو کنترل کردم دیگه به مادرم اجازه نمی‌دادم با حرفای منفی روزمو پر کنه شماره پیامکاشو رو مسدود کردم به من چه که برادر و دوست و فامیل چه می‌کنند و قربونش برم یه اتفاق خوب هم که نیافتاده بود فقط دو دقه احوالپرسی و والسلام

    شبکه خبر رو از منو حذف کردم با هزار ترفند جلوی تماشای اخبار همسر رو گرفتم زمانهایی که با بچه ها تنها بودم نمیذاشتم تلویزیون روشن باشه بیشتر با هم میریم دل طبیعت چقدر خوش میگذره

    هر جا توی هر جمعی من هندز فری گوشمه و فایلهای استاد رو گوش میدم از تمام جمعهای خاله زنک بازی کناره گرفتم

    خدا رو شکر میکنم که به چنین جمعی هدایت شدم

    روزهای اولی که به مسیر اومدم انگار نمیتونستم بخوابم فقط میخواستم ببینم داستان چیه که انقدر وجودم رو پرانرژی کرده یادم میاد اولین جمله ای که در من شکست این بود که همیشه به خدا میگفتم ای خدایی که هم دنیا مال توست هم آخرت به منی که نه دنیا رو دارم نه آخرت رحم کن(انقدر روی خودم کار کردم الان چند ثانیه مکث کردم تا به یاد بیارم دقیقا چی میگفتم) یهو انگار به خودم اومدم گفتم خوب همینو داری هی میگی که این وضعیتت شده بعد دیگه گفتم خدایا سعادت دنیا و آخرت رو شامل حالم کن

    اوایل تنش داشتم که ورودی‌ها رو کنترل کنم چون همشون نزدیکترین اعضا به من بودن که درکی از قوانین نداشتند و من به چشم خودم دیدم وقتی چشمِ دل بستس چطور آدمها حقیقت رو درک نمیکنن کورن و کرن و خدایا من آیه قرآن رو

    درک کردم، من راه خودم رو دارم بقیه راه خودشون ولی الان خیلی آرامم انگار با همه در صلح هستم خیلی راحت بحث رو در جمعشون باشم عوض میکنم😄 به مادرم میگم مادرِمن اگه اتفاقِ خوبی افتاده بفرما😄آخر شبها همسرم که میشینه پای تلویزیون و اخبار من با هندز فری میرم توی خلوت خودم فایل گوش میدم 🤗

    دو تا پسر دارم ی چهار ساله و دو ساله

    انگار درس زندگی بهم میدن در لحظه شادن گریشون فقط همون لحظست حال بد براشون معنا نداره با کمترین خوراکی بیشترین انرژی رو دارن یکیشون که لج باز تره با عصبانیت به خواسته هاش دیرتر میرسه یا شایدم نرسه اما اون یکی در کمال آرامش بدون صرف انرژی زیاد به خواسته برادرش با بهترین حس میرسه اصن خدایا در بچه ها انگار تمام معنای قوانین زندگی نهفتست🧑‍🤝‍🧑

    الان دیگه انقدر همه رو دوست دارم که بد و خوبشون مهم نیست بودنِ همشون از من این منِ الان رو ساخت که انقدر قوی دارم به راهم ادامه میدم و به قول استاد روی ریل خوشبختی افتادم🤩

    استاد بیداری خیلی کلمه مناسبی برای توصیف وضعیتمِ واقعا انگار بیدار شدم❤

    خدا رو هزاران بار شکر🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 1781 روز

      سلام دوست عزیزم الان 4 بهمن 1401 هست و من این کامنت رو‌مبخونم و چقدر حال دلم رو‌خوب کرد ایول به همتت که بهای هدف رو دادی

      بهای رشد را

      چقدر خوب رشد کردی

      واقعا بچه ها کلی درس دارن برای ما

      تحسینت میکنم که آنقدر عزت نفس داری که اجازه نمیدی مادرت ورودی بد بده

      خدا رو شکر بابت این آگاهی ها

      و بابت کامنت قشنگت سپاس که حس و حالم را قشنگ تر کرد حال خوبم خوبتر و زیبا شد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    ساناز میرزایی پور گفته:
    مدت عضویت: 714 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیزم و خانوم شایسته

    امروز رسیدم به فصل سه روز شمار تحول زندگی من و خیلی خوشحالم که تونستم به این مسیر پایبند باشم هر روز صبح وقتی میرسم به سرکار یکی از فایل های روز شمار تحول زندگی من رو پلی میکنم و غرق آگاهی های ناب فایل ها میشم تو این مدت که به فایل های روز شمار تحول من گوش دادم خیلی آروم تر شدم و یکی از دست آورد های بزرگ این دوره برای من خوندن قرآن بود تا الان یک بار از اول تا آخر قرآن رو خوندم و تازه متوجه شدم که چقد خوندن قرآن بهم آرامش میده وقتی هایی که حسم خوب نیست میرم قرآن میخونم و جالبه قرآن دقیقا در مورد همون مسئله روز من حرف میزنه و خیلی برام جالبه تو این مسیر یکی از پاشنه آشیل های بزرگ من مقایسه کردنه و واقعا هنوز خیلی کار دارم تا این مسئله رو حل کنم و چیری که به تازگی از فایل های تحول روز شمار زندگی من یاد گرفتم اینکه هر روز شکرگزاری میکنم برای چیزهایی که خواسته های من هستن و یجوری شکرگزاری مینویسم که انگار همین الان دارمشون و بی نهایت حس خوبی به من میده و از وقتی اینکار شروع کردم پیج کوچیکم آروم آروم داره رشد میکنه و ایده های جدید به ذهنم میرسه

    و هر وقت که از مسیر خارج میشم و میرم تو حس بد مثل استاد میگم خدایا تو رو صد هزار مرتبه شکر و وقتی چندین بار تکرار میکنم قلبم خیلی سبک میشه و حس خوبی میگرم

    ممنونم که هستین و امیدوارم بتونم همیشه تو این مسیر زیبا بمونم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    هلنا گفته:
    مدت عضویت: 2951 روز

    بنام خدای مهربان

    باز هم سپاسگذار خداوندم که به من فرصت داده تا یه فایل جدید رو باز کنم و آگاهایی جدید روزیم کرده از طریق این فایل و فرصت کامنت نوشتین دوباره و ثبت آنچه یاد گرفتم

    سپاسگذارم از استاد خوبم بخاطر این تهیه این فایلایی که هرگز کهنه و قدیمی نمی‌شوند …

    اول از همه تحسین میکنم این دندونای سفید و زیبا و سالم و صدفی استادو ک تو تصویر میدرخشن ..

    تحسین میکنم اون دوست خوبمونو و اون ایده ارزشمندشونو ک با همسرشون تصمیم گرفتن از طریق تشکیل گروهی دو نفره ثبت کنن اتفاقات مثبت و زیبایی‌های جهان اطرافشونو که بهترین راه هست برای خلع صلاح کردن نجواهای ذهن و بهترین خوراک و ورودی ذهن تمرکز بر اتفاقات مثبت خاطرات خوب گذشته و تمرکز روی خواسته ها و زیبایی‌های جهان اطراف هست

    بریم سراغ نکات ارزشمند و مهم این فایل

    🌸🌸🌸🌸

    در مورد نحوه اداره جهان توسط خداوند :

    خداوند یه سری قوانینی رو در جهان قرار داده و کل جهان بر اساس اون قوانین داره حرکت میکنه

    هرکس اون قوانین رو یاد بگیره و درست ازشون استفاده کنه میتونه زندگی خودش رو هرجور که بخواد رقم بزنه امکان نداره اتفاق دیگه ای بیفته ما خالق زندگی خودمون هستیم ما هستیم که زندگی خودمونو به هرشکلی که بخوایم به هرشکلی که بخوایم بوجود میاریم دیگع بعد ازین همه سال بعد از این همه دستاورد بعد از این همه اتفاقات عالی که برای استاد افتاده مثل روز روشنه همونطور که الان اونجا روزه ب همون شکل هم ایمان دارم که این خودمون هستیم که آگاهانه یا نا آگاهانه اتفاقات رو رقم میزنیم

    تحسین میکنم اون آپارتمان زیبا رو که مشرف به دریا هست …

    خونه رویایی منه … خونه ای ک بشه از پنجره ش دریا رو تماشا کرد واووووو هر چند که اگه دل خوش باشه اگر حال دل خوب باشه اگه وصل باشع آدم ب منبع اگه تمرکز آدم رو زیباییها و نعمتها باشه حتی خونه چند متری بندر عباس هم با اون شرایط میشه بهشت و …

    خدایا شکرت بخاطر اینکه یه همچین آدمی تو زندگیم هست و وجود داره که انقدر عالی داره عمل میکنه به قوانین جهانت

    توجه به نکات مثبت

    قانون اینجوری عمل میکنه که ما انسان‌ها با توجه به افکارمون با تمرکز به موضوعات مختلف ما یه سری از فرکانسا رو به جهان هستی ارسال می‌کنیم یعنی ما مثل یک دستگاه فرستنده هستیم که یک سری فرکانسها رو به جهان هستی ارسال می‌کنیم با توجه به افکارمون با توجه به کانون توجه‌مون وقتی که بتونیم افکارمون رو کنترل کنیم که تنها راه کنترل افکار کنترل ورودی های ذهنه ما میتونیم باورهامون رو اونجوری که دوس داریم بسازیم در مورد همه چی در مورد روابط در مورد ثروت در مورد سلامتی در مورد معنویت و همه چی …

    اگر ما بتونیم این کارو خوب انجام بدیم و تمرین کنیم و متعهد باشیم روی کنترل ورودی های ذهنمون روی ساختن باورهای قدرتمند کننده که فرکانس مناسبی رو به جهان هستی ارسال میکنه اتفاقاتی برای ما رخ میده شرایطی برای ما بوجود میاد که ما رو به خواسته هامون میرسونه حالا چه خواسته هایی که به زبون میاریم چه خواسته هایی که از طریق برخورد با تضاد و مسایل زندگی در درونمون متولد شده و خودمونم نمیدونیم که میخوایمشون

    وقتی که به این شکل عمل می‌کنیم وقتی ورودی هامونو کنترل می‌کنیم اتفاقات شروع میکنه بع تغییر کردن تو زندگیمون

    استاد یادشه که وقتی برای اولین بار شروع کردن ب درک این قوانین و عمل کردن میشست بمباران می‌کرد اولا وقتی ک استاد شروع کرد روی کار کردن روی قوانین یه سری آدما خودبخود یه سری آدم‌های نامناسب خودبخود حذف شدن از زندگی استاد بدون اینکه استاد کار خاصی بخواد بکنه این اتفاق افتاد بعضی وقتا هم استاد خودش تلاش می‌کرد یه سری افراد رو آگاهانه حذف کنه مثلا محیط زندگیش رو ببره به جایی ک کارش راحت تره برای تمرکز کردن یعنی همه چی کمک بهش شد ک بتونه محیط شو تغییر بده و یه سری افراد رو دیگه نبینه همه اینا زمانی اتفاق افتاد ک استاد تصمیم گرفت شروع کنه ب بمباران افکارش با باورهای درست با توجه بع نکات مثبت یعنی همین جوری راه میرفته تو خیابون و با خدای خودش صحبت میکرده که یکی از بهترین کارهای کنترل ورودی های ذهنه ! تو خیابون راه میرفته و به زیباییها توجه میکرده از چهره یک دختر زیبا کرفته تا ساحل دریا تا پرنده ها و .. توجه میکرده و بعد تو دل خودش تحسین میکرده و بعد خواسته هاشو توانایی هاشو کارایی که تونسته بوده انجام بده کارایی ک میتونه انجام بده میگفته به خودش و خدای خودش و سپاسگذاری میکرده بخاطر خانواده ش دوستاش و ….

    اتفاقی ک افتاد این بود ک استاد خیلی خیلی لطیف شده بوده روحش و تقریبا همیشه از ارتباط با خداوند و ازون نزدیکی ای ک ایجاد شده بوده اشک میریخته و بعدش اتفاقات خوب شروع کرده به افتادن

    پیشنهادهای کاری خوب و …

    شبکه های اجتماعی رو هیچوقت باهاش ارتباط برقرار نکردم

    درک نمیکنم اونایی ک تو شبکه های اجتماعی ان

    تلوزیون و ماهواره رو حذفش کردم

    اتفاق خوبی ک افتاد این بود ک دو سال استاد حقوق میگرفته و همینجوری کار میکرده رو باورهاش

    هم جهان بهش کمک کرده هم خودش این اراده رو در خودش بوجود آورده

    بعد مدتی ک آدم رو خودش کار میکنه تو یه مسیری قرار میگیره که وقتی ازون مسیر خارج میشه میفهمه

    همون احساس سپاسگذاری همون تمرکز رو زیباییها همون هرجایی ک میرفته استاد از غریبه ها یه برخورد متفاوت قشنگی رو میدیده و همونا براش عین بهشت بوده عین بهشت خدای منننن شکرت

    تو یه خونه معمولی تو بندرعباس با یه ماشین غراضه

    حتی پول نداشته کتونی پاره شو عوض کنه اما حالش عااالییی بوده عاللیییییی و اون حال عالییی وقتی ک یواش یواش اون آدم سیراب میشه ازون انرژی مثبت ، بعد اون همه سال افکار منفی شرایط منفی انگار بدن استاد روحش نیاز داشت ب انرژی خداوند 😭😭😭😭 وقتی ک کانون توجهشو کنترل کرد انقدر اون انرژی خداوند سیرابش کرده ک هیچ چیز دیگه ای نمیخواسته 😭😭😭😭😭 وایییی 😭😭😭😍 منم میخوامممم

    بعدش میگفته خدایا من اینو میخوام من میخوام تاثیر بزارم رو زندگی مردم حالا استاد هیچی نداشته نه پارتی داشته نه مدرک تحصیلی داشته نه هیچ چیز دیگه ای ولی 😭😭😭😭😭😍

    نشانه زیبای امروز من

    آره هلنا جان باید اتفاقات خوب را ببینی ، تایید و تحسین شان کنی و آگاه باشی که همین قانونی که اتفاقات کوچک را برایت رقم زده اتفاقات بزرگ‌تر را هم رقم میزند اگر با همین احساس رضایتمندی ادامه داده و اجازه دهی باورهایت قویتر و تکامل ات طی شود .

    رازش دیدن و تحسین نمودن نیکی های اطرافت هست رازش ادامه دادن به ماندن در احساس خوب است

    ایده ها و راهکار هایی که مسائل را حل و خواسته ها را محقق می‌کند آنهم نه با سختی بلکه با هدایتمان به چگونگی های ساده و قابل اجرا با امکانات همان لحظه مان و در مسیر مورد علاقه مان همیشه در ذهنی ساکت و آرام خانه دارد

    آرامش و سکوتی که با ایمان به نیروی پشتیبانی می‌شود که ما را خلق کرده و هدایتمان را بر عهده گرفته است

    خدایا شکرت

    استادم خیلی دوستت دارم و با تمام وجودم با تمام روحم با تمام قلبم با تمام سلولهای بدنم تحسین میکنم اینان و‌توکل و تعهد و تاثیر گذاریت تو زندگی هزاران نفر رو

    بمونی برام همیشه ♥️ یه روز میام و میبینمت الهی من قربون اون دندونای سفید و صدفیت بشم منننن

    ۲۱.۰۲.۲۰۲۱

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3208 روز

    سلام به استاد عزیزم….استادم شاید شما برای خودت و برای دنیا ، تنها یک نفر باشی اما برای من یک دنیایی ، برای من خیلی بزرگی ، خیلی زیادی ، خیلی عزیزی ، اصلا نمیدونم بگم چی هستی ، کی هستی ، تو فرشته ای در لباس انسان ، تو مشعل همیشه روشن در تاریک ترین شبهای زندگی من هستی ….

    استاد میدانم چه میگویی … من هنوز به ثروت نرسیدم اما میدانم اشباع شدن یعنی چه …میدانم که انگیزه ات از ثروت بیشتر ، محکم کردن باورهای ماست ، میدانم که میخواهی دست ما را بگیری و با تاتی تاتی ، راه رفتن را به ما بیاموزی ، من بسیار به دستان تو ، به یاری تو ، به آفرین گفتن های تو ، به تشویق ها به ماشاالله گفتن های تو نیاز دارم ، استاد قدم هایت را برای توسعه جهان و رشد انسان ها ، محکم تر بردار که من و ما و هزاران نفر سخت به تو محتاجیم …

    استاد رسالت تو شاید نقطه شروعی داشت اما قطعا پایانی برای آن متصور نیست ، تو انتها نداری ، کسی که از آدم ، انسان میسازد ، تمام شدنی نیست ، تو هرگز تمام نخواهی شد ، تو کسی هستی که از من ، از من ، از من ، انسان دیگری برای خودم ، مادر دیگری برای بچه هایم و بنده دیگری برای خدایم ساختی …. استاد تو شاید حتی خودت هم ندانی که کی هستی یعنی شاید درجه بزرگی خودت را ندانی …. اما منی که با تو از قعر به سطح آمده ام ، منی که با تو از خاک جوانه زدم ، منی که بارها با فایل های تو گریستم ، منی که خدا را در کلام تو دیدم ….چه بگویم استاد …تو مرا با جهان آشتی دادی …تو دست مرا در دستان قدرتمند جهان گذاشتی

    ….استاد !!!!! سالها نماز خواندم و سجده کردم ، سجده های دوتایی و پشت سر هم ، اماااااااااا اولین بار با فایل تفسیر شعر پروین اعتصامی از زبان تو و با کلام تو به خاک افتادم ، گریستم ، از وفور نعمت و ناسپاسی خودم گریستم ، آن سجده ، واقعی ترین سجده زندگی من بود آن لحظه مخلص تر از همیشه بودم …استاد میبینی کی هستی ، فقط ببین و باش ….شاهد آدم شدن من باش….تو مرا سپاسگزار کردی….همیشه باش که یک جهان آدم ، منتظر انسان شدنند….یک جهان آدم منتظرند تا برای اولین بار واژه « باور » را از زبان تو بشنوند ….یک جهان آدم منتظرند تا تو باورهایشان را زیر و زبر کنی…..

    «زنده باد استاد عزیزم….»

    زنده باد خانم فرهادی عزیزم….

    زنده باد خانم شایسته عزیزم…..

    زنده باشند گروه تحقیقاتی عباس منش ….

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    عارفه گفته:
    مدت عضویت: 1472 روز

    به نام خالقی که مرا خالق زندگی خود آفرید

    سلام دوستان عزیز امروز تجربه ای داشتم که دوست داشتم که با شما عزیزان دل به اشتراک بزارم.

    امروز 28اسفند هست و همان طور که میدانید دو روز آخر سال همه درگیر بشور و تمیز کاری و…

    و ما چون تو یک مجتمع 76 واحدی هستیم اگه برق بره آب هم قطع میشه چون پمپ آب از کار میفته ولی صبح من که بیدار شدم رفتم دستشویی برق بود ولی آب قطع بود(بعدا متوجه شدم دارند کنترل هارا درست میکنم) این یک ورودی منفی میتونست برای من باشه ولی با گریه خنده دار که بچه هام بخندند گفتم آب قطعه

    خلاصه گذشت و ما حالمون را خراب نکردیم تا آب اومد

    بعد ناهار قرار بود من و دوقلوها یکی یکی بریم حمامِ آخر سالی ولی چون اونا می‌خواستند فیلم سینمایی ببینند من گفتم من میرم 20 دقیقه از حمام نگذشته بود که اومدم شیر را باز کنم دیدم آب دیگه نماید (ورودی جدید برای حال بد)

    با توجه به اینکه من در حمام هم گوشی دنبالم میبرم که فایل های استاد را گوش بدم زنگ زدم همسرم گفتم تو گروه مجتمع باز اعلام کردند که آب قطع میشه؟؟؟ گفتند نه بهشون گفتم من تو حمامم آب هم قطعه گفتند حالا آبی نیست بتونی خودت را بشوری گفتم نه اونقدر. وحتما یه خیریتی هست و خدافظی کردم

    همبن طور که نشسته بودم داشتم به ابن فکر میکردم که خب الان میشه چکار کرد؟

    آب یعنی کی میخواد وصل بشه؟

    من تا کی تحمل کنم؟

    یا چطوری برم بیرون که بعد بیام دوباره؟

    و تو صدم ثانیه داشتم به این سؤالتی که جوابی براش نداشتم فکر میکردم

    و در جواب همه گفتم هرچیزی که از سمت خدا میاد خیره

    و گوشیم را برداشتم و رفتم تو روبیکا و وارد گروهی که برای خودم و خدا زدم شدم اسم گروهم من و خدا هست اونجا نوشتم

    ……

    سلام آرام جانم(خدا) من تو حمام هستم و آب قطع شده

    میدونم هرچیزی از سمت تو بیاد خیره

    و خداراشکر میکنم که خودم هدایت شدم به حمام نه بچه ها که آب بره اذیت بشند

    و ممنون که هر لحظه همراه منی

    میدونم اینجوری حسابی خیس میخورم و برای عید تمیز تمیز میشم

    عزیز جانم بیتاب خودتم

    اینارا من اونجا نوشتم( ساعت14:57)

    و بعد خودم را با گوش دادن فایل های استاد سر گرم کردم و متوجه گذر زمان نشدم تا اینکه گفتم با همین یک ذره آب تو تشت بدنم را بشورم و برم روی یه ملافه بشینم و یه جیزی دور خودم بگیرم تا آب بیاد

    کاسه آخر آب را داشتم می‌ریختم که آماده صدا زدن دخترم بشم بگم فلان چیز را بیاره دورم بگیرم…

    یهو از لوله آب صدای هواگیری آب اومد و آب وصل شد

    منو می گید زبونم بند اومده بود و اینجور وقتا صورتم پراز لبخند میشه.. تو دلم گفتم دلبرم آخه من چی بگم آخه با این کارهات و دلبری هات کی به چشم من میاد

    بعد رفتم تو گروه نوشتم

    مرسی جان دلم آب اومد (ساعت15:14)

    حالا من میتونستم با ورودی های اشتباه حال خودم را خراب کنم

    مثل

    واااااییییییی خدا من که شانس ندارم اون از صبح اینم از حالا

    کُشتم خودم را بعد این چند روز کار خواستم یه حمامی برمه وَعَععععَ

    تلفن بزنم همسرم اونم سر کار عصبانی کنم بگم ابن چه وضعیه من تو حمام و آب قطعه و داد و بی داد کنم

    بچه هام را بیرون حمام مضطرب کنم از داد و بی داد هام و اونا راهم کلافه کنم

    و

    و

    و

    ولی به جرات میتونم بگم بهترین حمام زندگیم بود اونم برای سال جدید اصلا بدنم جااان گرفت انگار دونه دونه میکروب و کثیفی ها رفتند و وجودم آرام گرفته بود اینو وقتی زیر دوش بودم متوجه میشدم و هزاران بار خداراشکر کردم و باز برای نعمتی چون آب ازش تشکر کردم

    و خدا….

    ناب ترین لیلی دنیای من است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: