قدم هایی عملی برای کنترل ورودی های ذهن - صفحه 58


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری قدم هایی عملی برای کنترل ورودی های ذهن
    435MB
    36 دقیقه
  • فایل صوتی قدم هایی عملی برای کنترل ورودی های ذهن
    34MB
    36 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

923 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ابوالفضل محمدی پیروز گفته:
    مدت عضویت: 1688 روز

    بسم الله الرحمان الرحیم

    سلام و درود بر خداوند بزرگ و بلندمرتبه

    خدایا شکرت که من اینجا هستم

    اومدم تا بنویسم، از مسیری که رفتم، از آگاهی هایی که دریافت کردم، از تحولی که در زندگیم صورت گرفته

    الان که دارم مینویسم ساعت ده شب هست، سوم بهمن ماه سال 1404

    اینترنت بین الملل هنوز وصل نشده، من این متن رو دارم توی گوشیم مینویسم و هروقت که اینترنت وصل شد و تونستم وارد سایت استاد عباسمنش بشم در قسمت کامنت های این فایل منتشر میکنم

    استاد من چقدر از شما یاد گرفتم، چقدر این صحبت هارو میفهمم

    من حدودا از خرداد ماه سال 1400 شروع کردم به کار کردن روی خودم، وقتی که اوضاع زندگیم در آشفته ترین حالت خودش بود، با استاد عزیزم آشنا شدم و شروع کردم به کار کردن

    الان بیش از 4 سال هست که دارم روی خودم کار میکنم، خیلی عوض شدم، خیلی تغییر کردم

    سال 1401 وقتی که اون مسائل در کشور ایران رخ داد، برای مدتی منم خیلی درگیر شدم و در شبکه های اجتماعی تصاویر و فیلم های اعتراضات رو میدیدم، ناراحت میشدم و بحث میکردم و …. تا که استاد اون موقع یک فایلی رو در سایت گذاشت به نام قانون تغییر ناخواسته ها( که اتفاقا همین چندوقت اخیر دو مرتبه کامل گوش دادم) اون فایل رو گوش دادم و فهمیدم دارم میزنم جاده خاکی، مسیرم رو اصلاح کردم

    اما این بار قضیه خیلی فرق کرد، از همون اولش کاری نداشتم، نه شبکه های اجتماعی، نه رفتم جاهای شلوغ، توی جمع های خانوادگیمون و یا محل کار یک بحث هایی میشه، ولی من خیلی خیلی کم شرکت کردم و توجه کردم، نمیگم اصلا و ابدا توجه نکردم ولی به نسبت سال 1401 خیلی خیلی کمتر، در این شرایطی که در کشور ما بسیاری از مردم ناراحت هستند و دچار خیلی مسائل هستند، من واقعا آرامش دارم

    من واقعا تلاش کردم که این مدت ذهنم رو کنترل کنم، حتی باوجود اینکه دسترسی به سایت ندارم، فایل هایی که از استاد دارم رو و خصوصا فایل های دوازده قدم رو گوش میدم، میرم پیاده روی روی باورهام کار میکنم، سپاس گزاری میکنم، شب ها و اول صبح ها در گوشیم یک برنامه ای دارم که اونجا سپاس گزاری هام رو مینویسم

    الحمدالله رب العالمین که مسیر زندگیم در پی این اتفاقات اخیر هیچ تغییری نکرده، دارم راه خودم رو میرم، تمرکزم روی کارم هست، روی کسب و کارم، روی بهبود خودم

    روی پیدا کردن ترمزهای ذهنیم و رفع اون ها

    حقا که تمرکز بر نکات مثبت معجزه میکنه

    متاسفانه ما خیلی راحت فراموش میکنیم، وقتی یک سری اتفاقات میفته به قدری راحت این قانون رو فراموش میکنیم گویی که از اول نمیدونستیم!!!

    ولی امشب که این فایل رو گوش دادم دوباره خیلی حقایق جلوی چشمام روشن شد، که آقا به والله قسم من هر لحظه دارم زندگی خودم رو خلق میکنم

    اگر میخوام خوبی ببینم، راحتی ببینم، روابط خوب و برخوردهای مناسب ببینم، پول و ثروت و سلامتی و آرامش بیاد توی زندگیم من باید به نکات مثبت توجه کنم

    باید باید باید

    این وظیفه من به عنوان بنده خداوند هست

    توی محل کارم، توی خونم، توی خیابون، هرجایی که هستم، زیبایی هارو ببینم، نعمت هارو ببینم، افرادی رو ببینم که مهربون هستند، خوش اخلاق هستند، محترم هستند

    اگر این روند رو من پیوسته ادامه بدم لاجرم اتفاقات خوب رو تجربه میکنم، برخورد های خوب رو از جانب دیگران نسبت به خودم میبینم، مشتری های خوب به سمتم میان، آرامش، روابط خوب، شادی سلامتی خوشبختی

    حساب بانکیم پر پول میشه، چرخ زندگیم روان میچرخه

    این قانون خداوند هست

    توی این فایل اونجاهایی که استادمیگه من پر شدم از انرژی مثبت انگار که قند توی دلم آب میشه

    میگم خدایا چقدر این حسی که استاد میگه خوبه، منم تجربه اش کردم

    ما هیچ وقت نمیتونیم همیشه در حالتی باشیم که حالمون عالیه، اما میتونیم زمان های زیادی رو در این حالت باشیم

    وقتی حالت خوبه، وقتی آرامش داری، وقتی سپاس گزاری، وقتی از زندگی راضی هستی همونجا برای تو بهشت هست

    فرقی نمیکنه، ایران هستی یا یک کشور دیگه، به اینترنت دسترسی داری یا نه، خونت چندمتره، ماشینت چیه، چقدر پول داری و ….

    به خدا که فرقی نمیکنه، همونجا برات بهشت هست،همون لحظه، همون خونه، برای تو خود خود بهشت هست

    حسی که من همین الان دارم، روی مبل خونم دراز کشیدم، یک پتو مسافرتی کشیدم روی خودم و حسابی گرم شدم و دارم این متن رو مینویسم

    حالم عالیه، چون زنده ام، نفس میکشم، تنم سالمه، چون یک خدایی دارم که میدونم هوای من رو داره، روزی من رو همیشه میده، من رو رشدمیده، پیشرفت میکنم

    خدایی که من رو به خواسته هام میرسونه، خدایی که از فضل خودش من رو بی نیاز میکنه، من رو به تمام خواسته هام میرسونه

    کل داستان زندگی همینه، کل بازی جذاب زندگی همینه که ما زیبایی هارو ببینم

    به قول قرآن در سوره مبارکه لیل ما باید ویژگیمون این باشه که صَدّق بالحُسنی باشیم، زیبایی هارو تصدیق کنیم

    هرچیزی که در اطراف ما زیبا هست، قشنگ هست، هر نعمتی که هست

    باید یاد بگیریم که از این هیاهو دنیا بیایم بیرون، زندگی خودمون رو بسازیم، گوشمون به حرف خدا باشه، به قرآن کریم باشه، ببینم در این کتاب نورانی چه دستوری به ما میده

    خدایا شکرت

    من امروز خیلی اتفاقی یادم افتاد که تیرماه سال 1402 در دفترم متعهد شدم که در عرض یک سال درآمدم سه برابر بشه

    امروز پس از دو سال و نیم درآمد من نسبت به اون موقع چهاربرابر شده

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    من تونستم، خدایا من تونستم

    من یک زمان یک ابوالفضلی بودم که همش احساس ناتوانی داشتم، همش فکر میکردم آدم موفقی نیستم، هیچ دستاوردی ندارم، اعتماد به نفسم واقعا داغون بود

    اما الان، پس از 4 سال از اون ابوالفضل قدیم، من یک آدم دیگه ای شدم

    من یک کسب کار عالی برای خودم ایجاد کردم و هر روز داره بیشتر و بیشتر رشد میکنه و بزرگ میشه

    من درآمدم رو در دوسال چهاربرابر کردم

    من ازدواج کردم، خونه ساختم، من کلی سرمایه گزاری کردم که الحمدالله همشون کلی سود به من دادن

    من تنم سالمه، من آرامش دارم، من حالم خوبه

    من یاد گرفتم که باید تکاملی برم جلو، قدم به قدم

    یک مدت زیادی هست که مسافرت نرفتم،

    چند روز پیش خیلی دلم گرفته بود که چرا انقدر یکجا نشین شدم

    امروز خداوند بهم الهام کرد که ابوالفضل، تو داستان تکامل رو یاد گرفتی، پس شروع کن

    از سفرهای یک روزه، از نزدیک ترین جاها شروع کن، آخر هفته ها برو، یاد بگیر، تجربه کن

    من یکی از خواسته های مهمم مهاجرت به آمریکا هست، اما من هنوز کشور خودم رو نگشتم! هنوز خیلی از جاهارو نرفتم

    خدا بهم گفت به جای اینکه بشینی یک گوشه غصه بخوری، بزن به دل جاده

    از اطراف شهر خودت شروع کن، یک سال دو سال تا جایی که میتونی شهر های نزدیک رو برو و تجربه کن

    تا تکاملت طی بشه، بتونی مسافرت های چند روزه و چند هفته و چندماهه بری!!!

    رفقا باور کنید راه زندگی همینه، آروم آروم، اگر داری کامنت من رو میخونی، هرجایی که الان هستی در زندگیت، هر هدف و خواسته و آرزویی که داری، بدون بهش میرسی

    آروم آروم، قدم به قدم، من الان بعد 4 سال دارم میبینم نتایج خودم رو، من یک روزی میگفتم خدایا من آرزوم اینه که یک کار فنی رو صفر تا صد با دستای خودم باموفقیت انجام بدم!

    ولی الان من صدها پروژه فنی رو انجام دادم و پول ساختم، درآمد دارم از این راه، کسب و کارم فنی هست، هر روز مشتری های بیشتری میان تا از من محصول بخرن و از خدمات ارزشمند و بی نظیر من بهره مند بشن

    من همون آدمم، ولی در یک ورژن جدید

    خدایا، در پایان کار میخوام بگم که همه این ها، این موفقیت ها، این دستاورد ها، این افتخارات همه و همه از آن توست

    اعتبارش به تو میرسه خدا

    تو دست من رو گرفتی، تو راه رو به من نشون دادی، تو هدایتم کردی، تو من رو شفا دادی، تو قلبم رو آروم کردی، تو استاد عباسمنش نازنین رو آوردی توی زندگیم

    خدایا از صمیم قلبم ازت سپاس گزارم

    برای این آرامشی که از عمق وجودم دارم حس میکنم، تمام عضلات بدنم آرام هستند، قلبم باز شده

    خدایا تو سینه من رو شکافتی و پراز نور کردی

    خدایا مثل همیشه من سپاس گزارت هستم

    بابت تمام نعمت هایی که به من دادی، بابت اینکه من رو آوردی به صراط مستقیم، راه کسانی که به آن ها نعمت دادی، نه راه کسانی که برآنان غضب کردی و نه راه گمراهان

    عاشقتم خدا

    خیلی دوستت دارم

    تا ابد، باعشق، سپاس گزارت هستم خدای مهربان من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1802 روز

    به نام خداوند وهاب و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    اولین روز از فصل سوم روزشمار تحول زندگی من.خیلی خوشحالم که تا اینجای روزشمار رو اومدم و حتی یک روز رو هم از دست ندادم.فقط یوقتایی نمیدونم چرا نمیتونستم کامنت بذارم و بمحض اینکه کامنت رو میزدم برای ثبت شدن،سایت بکل از دسترسم خارج میشد.اما الان میام و اول توی ورد کامنتم رو مینویسم و بعد میذارم روی سایت و اینطوری دیگه اون مشکل پیش نمیاد.

    من از قبل اینکه با استاد آشنا بشم بطور کلی اخبار رو گذاشته بودم کنار و تلویزیون هم نمیدیدم و آهنگ هم گوش نمیدادم.اما از وقتی که استاد اهمیت کنترل ورودی ها رو گفتن دیگه خیلی با وسواس این کار رو انجام میدم.البته وسواسی که تمرکزم رو روی نکات منفی نبره و حساس نیستم اگر یجایی یکی اومد یک حرفی زد من بشینم بگم وای حالا چی میشه!

    توی این مدتی که با استاد هستم بعید میدونم که بیشتر از تعداد انگشتهای دستم روزهایی باشه که به آموزش ها و یا فایلهای دانلودی گوش نداده باشم و خودم رو نبسته باشم به باور سازی و دیدن الگوهای قدرتمند کننده.

    خداروشکر از وقتی هم که تصمیم گرفتم ورودی هام رو کنترل کنم،به شرایطی هدایت بودم که تنهای تنها بودم و وقتم 100 درصد در اختیار خودم بود.اونموقع یادمه آموزش ها رو روی سینمای خانواده پخش میکردم و با صدای بلند جلسات رو گوش میدادم.بعدش هدایت شدم به یه جایی که اون شخصی که با هم زندگی میکردیم بشدت به قرآن علاقمند شده بود و معنی آیه هارو بصورت صوتی ظهر که از کار برمیگشتیم و موقع آشپزی بود میذاشت و گوش میدادیم.البته من از دیدگاه خودم برداشت میکردم و اون هم از دیدگاهی که خودش داشت و صحبت میکردیم در مورد آیات و جو خیلی عالی بود.بعدش که دیگه مهاجرت کردم اصلا ورودی ها خیلی خالص تر شد و اون یمقدار ورودی منفی هم که از جامعه میشنیدم هم قطع شد و بوضوح میبینم رشدی که توی این تقریبا 4 سال داشتم بدون یک ذره ای شک از کل سالهای عمرم بیشتر بود از همه نظر.هم مالی،هم عاطفی،هم سلامتی هم روابط.

    الان باز از وقتی که روزشمار رو شروع کردم و هر شب خودم رو غرق در کامنت خوندن میکنم و در طول روز هم روی دوره ها کار میکنم ، حس میکنم مدارم قشنگ بالاتر رفته و از نظر آرامش خیلی جنس آرامشم بهتر شده.نمیتونم با کلمات توضیح بدم.حتی تمریناتی که انجام میدم هم حس میکنم یمقدار سطحشون بالاتر رفته و حرفه ای تر شده و الگوهای مناسب تر و باور پذیرتری رو دارم میبینم.

    خدایا شکرت

    سپاس از استاد گرنقدرم

    شاد و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1173 روز

    به نام خدای هدایتگرم خدای رزاق ووهابم خدایی که صدامو میشنوه و دستمو محکم به دستش دادم الهی شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم

    قدم های عملی برای کنترل کردن ورودی ذهن

    اولین قدم های من که دارم عملی میکنم تا بتوانم نجواهای ذهن رو کنترل و متوقف کنم

    یک شکرگزاری کردن ؛ برای اینکه از اول صبح تا شب چه فراوانی در زندگی و کسب و کارم دیدم از ریز تا درشتشو مینویسم آخر شب و بابته تک تکشون شکرگزاری میکنم

    دوم تحسین میکنم هر چیزی خوبی رو ببینم شکرگزاری میکنم

    کامنت زیاد میخونم و می‌نویسم و بیشتر وقتم در سایت ست و این بهترین راه کنترل ذهن ست هر نشانه کوچیک رو هدایت و به نفعه خودم میبینم

    و شکرگزاری میکنم

    تمرین ستاره قطبیم رو انجام میدم

    و آرامش خوبی دارم و خداوند از بی نهایت طریق چنان دستانه زیبایش را برایم میفرستد که سوپرایزم می‌کند

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    خدایا هزاران هزار مرتبه شکر میکنم سپاسگزارتم

    استاد ممنونتم از دوستان عزیزم هم تشکر میکنم

    در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فائزه گفته:
    مدت عضویت: 697 روز

    به نام خدای مهربان که هر چه داریم از اوست

    استاد جانم سلام

    خانم شایسته بی‌نظیرم سلام

    دوستان هم مدارم سلام به روی ماهتون

    من تعهد برداشتم که هر روز ، نشانه‌ام را ببینم و برایش حتماً ، کامنت، بنویسم .

    تعهد برداشتم که بر روی هر فایلی

    چه از محصولات چه از فایل های هدیه که شنیدم کامنت بزارم .

    چون یک نمونه از سپاسگزاری و تایید نعمت‌هاست ، و من می‌خواهم بنده سپاسگزار خداوند باشم .

    می‌خواهم من هم دین خودم را به این سایت

    ادا کرده باشم ….

    داستان از جایی شروع شد که دیروز کامنت

    دوست بی نظیری رو خواندم ، چنان تاثیری بر من گذاشت که فایلی را که دو بار دیدم و شنیدم ی جوری در ذهنم جا انداخت که بی نهایت برام شکر گزاری اومده …

    الان متوجه می‌شم که شما همیشه چرا انقدر به ما تاکید می‌کنید ، کامنت بنویسید …

    همین جا متعهد می‌شم که به رسم قدردانی و سپاسگزاری این کار شگفت‌انگیز را انجام دهم . چون درک کردم که برگشتن و دیدن رد پای خودم چقدر تاثیر ، دارد در پیموندن مسیرم ….

    اما درباره این فایل ،

    چند تا نکته خیلی مهم ازتون شنیدم که واقعاً خودم ، تجربه‌اش کردم …. عجب قانونی است این قانون بدون تغییر خداوند ،

    واقعاً دیگه نمی‌خوام تو مسیری ، غیر مسیر توحید و ایمان و‌توکل به خداوند حرکت کنم.

    خدایا شکرت ،که با دیدن کوچک‌ترین نشانه‌ها از اینکه در مسیر تو نیستم بیدار می‌شم ،

    خیلی زود بیدار می‌شم ….چنان لذتی داره بودن توی مسیر توحیدیت که با اختلاف ،از تمام لذت‌ها جلوتر است خدایا شکرت ….

    واقعاً هر چیزی رو که در زندگیم هست ، می‌بینم خوبی و زیباییه ، این ورودی‌ها ذهن من ،

    شده کلید ورودم به بهشت ….

    به خدا خیلی سخت ، یادم میاد که در گذشته چه جوری فکر می‌کردم ، شاید خنده‌دار باشه ، ولی واقعیت همینه ، من فراموش کردم گذشتمو … انقدر که با ، حالم و اکنونم خوشم ….

    شاید همه چیز از دور گل و بلبل نباشه ، ولی هر چیزی که توی زندگیم ، هست یا نیست ، همون خیره منه ….

    و من این باور رو دارم که هر چیزی را خودم دارم خلقش می‌کنم ،حالا اگر هنوز نرسیدم

    پس دوره تکاملم تموم نشده ….

    یه خاطره بگم از این موضوع که گفتید وقتی روی خودت کار می‌کنی ، جهان هم به تو هدیه میده …

    این اتفاق برای دو ماه پیش هست ، برای اولین بار‌ ، بعد از مدت‌ها ، با پسرم پوریا می‌خواستیم بریم ایران ،

    امتحاناتش رو عالی داده بود و با یه انرژی

    فوق العاده راهی فرودگاه شدیم ،

    اینکه هر چیزی توی زندگیم ، راحت جلو بره دیگه شده نشونه و رمز ورودم

    پوریا هم خوب اینو می‌دونه ….

    خلاصه ما به راحتی و روانی رسیدیم به فرودگاه ، از هر مرحله‌ای که می‌گذشتیم ، لبخند رضایت من پررنگ‌تر می‌شد … تا رسیدیم به صف تحویل چمدون ، صف طولانی رو که دیدیم کلی خوشحال شدم ، همونجا به جای

    غر و ناله گفتم خدایا شکرت ، چقدر هم وطن اینجاست ، چقدر داشتم لذت می‌بردم از شنیدن حرف زدنشون به فارسی … شاید بیشتر از نیم ساعت توی صف موندیم ، گاهی ناخواسته حرف‌های آدم‌ها رو که چقدر ناراحت بودند از شرایط مملکت …بعضی ها میگفتند کاش هیچ وقت بر نمی‌گشتیم ….بعضی‌ها شاکی بودند و خسته شده بودند …. یه گروه بیست نفری جلومون بودن که نمی‌دونم چرا مدیرشون تصمیم گرفته بود همه چمدون‌های اون بیست نفر رو یکجا تحویل بده ، خلاصه کلی براشون ناراحتی پیش اومد ، کلی حرف‌های ناجالب و …. رد و بدل شد ….

    ولی واقعاً من توی این داستان خیلی خوبم … اصلاً توجه نمیکنم … و این ندیدن‌ها و نشنیدن‌ها واقعاً روی پوریا هم تاثیرگذار بوده . خدا را شکر بعد از اون تنش‌ها ، که توی صف پیش اومد اونا که رفتند ، نوبت ما رسید ، رفتیم جلوی میز ،پاسپورتارو دادیم و چمدون‌ها رو گذاشتیم رو ترازو …خانم کارمند گفت پاس ایرانیتون رو هم بدین ،گفت و کیملیکها رو هم بدین ، من با خوشحالی همه رو دادم ، و خدا رو شکر می‌کردم که همش باهام هست ، پوریا گفت مامان یعنی چی شده ه اینا رو ازمون می‌خوان ؟ گفتم هرچی باشه خیر ما توی همینه ، مسئول گیت اومد ، شروع کرد به سوال کردن ازم ، و من هم با آرامش جوابش رو می‌دادم ، چون نمی‌دونستم چه اتفاقی افتاده پس جای هیچ نگرانی نبود ،

    چون من با هدایت خدا ، برای این زمان بلیط تهیه کرده بودم ، مطمئن بودم هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت ، مسئول به کارمندش گفت عیبی نداره ، بزن برن ، ازش پرسیدم موضوع چی بود؟ گفت بلیط‌های شما اکونومی هست ، ولی ما توی اکونومی ظرفیتمون بسته شده ، بلیط شما رو به فرست کلاس تغییر دادیم ، من خوشحال شدم و تشکر کردم ،

    چون این اتفاق نادر باعث شد یکباره دیگه ایمانم ، قوی بشه ، چون موقع خریدن بلیط ، واقعاً دلم می‌خواست. فرست بگیرم ….

    رو کردم به اون آقای مسئول با لبخند تشکر گفتم چه فرکانس خوبی داریم … گفت چی؟ نمی‌فهمم چی میگی!!! گفت اگر می‌گفتی شانس دارم بیشتر خوشم میومد …. گفتم شانس، نه .. فرکانس ، گفت : من ، خواستم که تغییر دادم …. منم خندیدم و رد شدیم … توی دلم میگفتم

    تو چی کاره‌ای …. تا خدا هست ….

    توی راه ، پوریا گفت الان چی شد مامان !!!

    من فقط می‌خندیدم و از خدا تشکر می‌کردم که تو هر مسئله‌ای ، جلوه گری می‌کنه ….

    این اتفاق ، جرقه ای شد برای باورسازی پوریا ، چند روز بعد بهم گفت که من عضو سایت شدم …. همون لحظه انقدر خدا را شکر کردم که پسر 16 سالم داره با دنیای توحیدی که پر از خیر و آرامشه زندگیش رو می‌سازه ….

    از خدای مهربانم برای همه نعمت ها چه آشکار چه پنهان سپاسگزارم

    از شما استاد عزیزم که صبورانه و خالصانه این اگاهی ها رو در اختیار ما میزارید سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1173 روز

      به نام‌ خداوند مهربانم سلام به دوست عزیزم فائزه جانم

      تحسین میکنم اون ایمان به خداوند و آرامش داشتنت رو

      تحسینت میکنم که با کنترل ذهن و سپردن کارها به خداوند

      چقدر کارهات روان و آسون انجام شد و خداوند دستانشو برات به موقع رساند وقتی به قدرت او میسپاری میبینی برات معجزه میکنه

      درسه بزرگی برای من داشت در همه کارهات خدا و قدرتشو یادت نره

      فائزه عزیزم از داستانت خیلی خوشم اومد و ایمانم دو صد چندان شد وقتی رها هستی و تسلیم قدرتش هستی چقدر عاشقه همچین خدایی میشی

      دوستت دارم عزیزم

      این کامنت خوندنها یه باور سازی خوشگل و شیک و با کلاسه

      خدایا شکرت برای تمام داشته هایم شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم

      در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    محمدصادق روشن زاده گفته:
    مدت عضویت: 467 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از ان اوست

    سلام به استاد گل گلاب دوست داشتنی و تمام دوستان هم فرکانسی در این مسیر توحیدی

    استادجان من یک پسر18ساله هستم که حدود4ماه هست که درحال کار کردن بر روی خود و باورهایم هستم

    کلی نتیجه گرفتم از سلامتی که تنها به لطف و رحمت خداوند هست تا روابطی که روز به روز فوق العاده تر میشود و هزاران نتایج عالی و بی نظیر دیگر

    منم مثل همه به دنبال ازادی مالی هستم دنبال ثروتمندشدن هستم ولی

    اگر قرار باشه ثروتمندباشم ولی شرک بورزم نمیخوام

    اگه قراره ثروتمندباشم ولی تو این مسیر توحیدی نباشم نمیخوام

    واقعا این احساس عالی بی نظیره این احساس تسلیم شدن در برابر خداوند این احساس رها شدن

    من این فایل فکر کنم حدود4 5بار دیدم و بازهم میبینم و الان اومدن تو یکی از مناطق موردعلاقم در تهران قدم میزنم و میخواهم کارشما بکنم البته میخواهم فایل شما گوش کنم بعد با خدا حرف بزنم و سپاس گزاری کنم

    واقعا از وقتی خدا پیدا کردم حالم عالیه از هیچی نمی‌ترسم میدونم به قول شما به موقع داده می‌شود من تنها باید بر روی افکارم و باورهایم کار کنم

    استاد جان واقعا از اینکه خدایی به من نشان دادین که همه چی در ید قدرت اوست از شما از صمیم قلبم ممنونم

    از شما ممنونم که باور من خالق زندگی خودم هستم در ذهن من کاشتید

    خدایا ممنونم که هدایت گر من هستی

    خدایا مرسی که من ثانیه ای رها نمیکنی

    خدایا مرسی بابت هوای فوق العاده زیبا و بارانی تهران و تک تک برگ های خشک شده بر روی زمین ازت سپاس گزارم

    خدایا بابت گوشی که به من دادی تا فایل استادجانم ببینم ازت سپاس گزارم

    خدایا سپاس گزارم بابت هدایت من به این مسیر صراط المستقیم

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 166 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی

    به نظر شخصی من که خودم البته همیشه ازش استفاده می‌کنم بهترین راه حرف زدن با خداونده و این به من خیلی حس خوبی میده و باعث میشه تمام افکار منفیم نابود بشن و حس سپاسگزاری و بی‌نهایت حس خوب را احساس می‌کنم همیشه زمانی که تنها هستم من با خدای خود صحبت می‌کنم تلاش می‌کنم که از شبکه‌های اجتماعی از تلویزیون اینا فاصله بگیرم خدا را شکر می‌کنم خیلی وقته که از این فضاها دورم و از آدمای منفی وکوشش می‌کنم دورتر باشم و استاد چقدر قشنگ گفتن اگه تو واقعاً به خودت تعهد بدی خداوند به تو کمک می‌کنه که در اون زمینه رشد کنی مهم اینه که تو تصمیمتو بگیری که تو اون حال گذشته نباشی اون وقت شرایط طبق خواسته تو پیش میره فقط باید بتونیم احساس خوب رو در خود همیشگی نگه داریم اون وقت بدون اینکه ما بگیم خواسته‌های ما خلق میشه وقتی یه چیزی یاد می‌گیریم دنبال این نباشین که به بقیه یاد بدیم اول خودمون ازش استفاده کنیم تجربه کنیم یاد بگیریم اون وقت اگه جایی لازمم شد باز می‌تونیم برای بقیه کمک کنیم من خودم شخصاً از نصیحت کردن خیلی بدم میاد و این کارو دوست ندارم خدا را سپاسگزارم که کنارم هست سپاس از استاد عزیزم در پناه خدا شاد و موفق باشید

    خدایا شکرت که تو رو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1173 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که رزاق ووهاب ست

    سلام به استاد عزیزم و مریم عزیزم

    قدم‌های عملی که باعث میشه ورودی ذهن رو کنترل کنیم سپاسگزاری زیاد

    داشتن احساسه خوب

    و دیگری متعهد موندن در این مسیر ست

    و با ایمان قدم برداشتن ست

    همون تعهد باعث میشه بتونیم ورودی‌ها رو کنترل کنیم چی می‌شنویم و چی میبینم و درباره چی صحبت می‌کنیم

    آرامش داشتن

    همین کنترل ورودی‌ها فرستادن احساسه خوب و فرستادن فرکانس خوب ست

    و اگر بتونیم انجام بدیم و موفق بشیم زندگی بسیار عالی داریم

    استاد ممنونتم فایل عالی بود

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    زهرا مزرعه گفته:
    مدت عضویت: 722 روز

    بنام خدای یکتا

    سلام خدمت استاد بزرگوارم و دوستان همفرکانسیم

    خدایا شکرت بخاطر هدایت زیبایت در مسیر افرینش

    خدایا شکرت بخاطر نعمات بی پایانت

    من از وقتی شروع به تمرکز روی خودم کردم تا حدودی تونستم کنترلش کنم و حتی وقتی افسار ذهن جموش از دستم خارج میشم متوجه میشم و بدستم میگیرم و حتی خودش بهم الارم میده من مدتی بخاطر فوت عزیزان مجلس ترحیم میرفتم و صحبتهای خونوادگی در مورد فوتشون تجزیه و تحلیلشون بود بهم هشدار داد که داری میفتی تو جاده خاکی حواست جمع کن که باعث شد با همسرم دیروز مراسم رو دیرتر بریم. و من حتی در اخر مجلس نشستم و از گوشیم شکرگزاریها رو میخوندم و امروز وقتی این فایل رو گوش کردم تصمیم گرفتم کنترل بیشتری روی ذهن و باورهام داشته باشم تا این ارامشی که الان دارم رو از دست ندم وقتی مشغول صحبت در مورد دیگران و وقایع پیرامونمون میشیم انرژیمون رو از دست میدیم و جای خالی تو ذهنمون برای باورهای مثبت و حس خوب نمیزاریم و من امروز تصمیم گرفتم که مراقب صحبتهام با خودم یا دیگران باشم که منفی ها واردش نشن.

    از استاد عزیز و بزرگوارم کمال ثشکر و سپاس را دارم

    در پناه خداوند متعال شاد و پیروز و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    پارسا اژدهاکش پور گفته:
    مدت عضویت: 1551 روز

    به نام فرمانروای جهان هستی

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان

    تهران تاریخ 1404/08/29 ساعت 10:14

    نشانه امروز من

    خدایا شکرت بابت وجود استاد عباسمنش و این سایت الهی…

    واقعا وقتی در این مسیر زیبا قرار میگیرد انسان دست های خداوند هر لحظه و هر ثانیه به طرق مختلف ریز و درشت انسان رو سورپرایز میکند خدایا شکرت..

    واقعا من دنبال یک شیفت کاری بودم در زمینه کامپیوتر در تهران و اینکه جاهای مختلفی رفتم و از انواع ضمانت و تایم کاری زیاد و مقرارت و محدودیت های مختلف برای من که خودم در آمد خودم رو داشتم و مغازه داشتم سخت بود تحت امر کسی باشم برای مبلغ اندکی….گفتم خدایا خودت کمک کن…

    و به صورت معجزه آسایی به یک فروشگاه خدمات کامپیوتری هدایت شده که مسئول فروشگاه پسری حدوداً 17ساله هست و ملک مغازه پدرش هست و هیچ اجاره ای نداره و اینکه چون تجربه نداره داره از تجربیات من استفاده می‌کنه و اون تحت امر من هست (خخخخخخخخ) و اینکه بدون هیچ ضمانتی دارم کار خودم رو انجام میدم و هر دو خوشحال هستیم و خوب هست و اینکه (خدایی که به شدت کافی است و حمایتگر)…..

    به زودی فلوریدا آمریکا می‌بینمتون استاد گرانقدر

    (In God we trust)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    مهدیه عبدالمحمد گفته:
    مدت عضویت: 204 روز

    و خدایی که در این نزدیکیست.

    چقدر این فایلها کمک کننده هستن،خیلی حس خوب بهم منتقل میشه.من با هر روز گوش دادن به فایلها دارم روی ورودی هام و افکارم کار میکنم و منفی باف ذهنم رو خوب کنترل میکنم و خدا رو شکر انگیزه خوبی پیدا کردم برای رسیدن به خواسته م.دارم به خودم میگم که وقتی برای دیگران شده پس برای منم میشه و اتفاق میفته.هر روز سعی میکنم فیلم‌ها و عکسهایی رو ببینم و باورمو قوی‌تر کنم که خواسته من شدنیه و همین ورودی ها بهم داره ثابت میکنه که هر چیزی امکان پذیره و گاهی که دچار ترس و نگرانی از شدن یا نشدن میشم به خودم یادآوری میکنم که اگر هم نشد مهم نیست و در همین حین سعی میکنم شدن‌های زندگیمو به یاد بیارم.خدایا شکرت که بهم گفتی بیام اینجا و خواسته مو شکل بدم بهش.ممنون و سپاسگزارت هستم که هر روز داری باهام حرف میزنی.الهی شکر که با اتفاقات جدید بهم گفتی که نخوام دیگرانو نصیحت کنم و فقط سعی کنم خودم بهش عمل کنم تا برام زودتر اتفاق بیفته.من دارم یاد میگیرم که خودم استفاده کنم نه اینکه دیگرانو تحت تأثیر قرار بدم.الهی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: