اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امروز یه گفت و گویی با دوستم داشتم و تازه درک کردم انگار که باور های ما چطور داره به ما آسیب میزنه
خیلی از ما از جمله خودم بر این باوریم که پول که خیلی مهم نیست مهم آرامشه مهم در لحظه بودنهذمهم لذت بردنه و حالا اگه به پولم برسی چیز خاصی نیست و تو باید از لحظه لذت ببری و در نتیجه اینکه پول مهم نیست و مهم چیزای دیگه هست و یکی از فایلای مصاحبه با دوستان یکی از بچه ها گفت من کمترین نتیجه ای که از اموزش های استاد گرفتم نتایج مالی بوده و گفت شرایطم بهتر شده اما هنوز مستاجر هستم و منم دقیقا همون موقع گفتم این بخاطر همین باوره که هنوز مستاجره چون توی ذهن اون مثل من اینه که بابا پول که مهم نیست مهم آرامشه
پول به اندازه خدا مهمه چون خود خداست
پول به اندازه آرامش مهمه چون عامل آرامشه
پول ساختن به ثروت مادی رسیدن مهمه مهمه که من ثروتمند باشم به همون اندازه که مهمه باج ندم به بقیه
به همون اندازه که آرامش و لذت مهمه پول ساختن هم مهمه
من باید از لحظم لذت ببرم و حال خوبم رو به پول گره نزنم اما این به این معنا نیست که پول مهم نیست بلکه لذت بردن از لحظه یعنی قدم برداشتن در راستای ثروتمند شدن
من باید لذت ببرم تا به ثروت برسم
چون هم لذت بردن خیلی مهمه هم به ثروت رسیدن خیلی مهمه
یکی از نتایج بزرگ یعنی حساب بانکی پر پول داشتن و اگه من ندارم نباید خودمو گول بزنم که حالا مهم نیست بلکه باید راه رو پیدا کنم نه صورت مسئله رو پاک کنم
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز یه تحقیقی کردم با هوش مصنوعی خواستم به اشتراک بگذارم و نتیجه گیری کنم
—
### چند نفر میلیاردر یا میلیونر در یک سال، ماه یا روز اضافه میشوند؟
#### میلیاردرها در سال 2025
– طبق لیست فوربز، در سال 2025 حدود 288 نفر میلیاردر جدید به لیست جهانی اضافه شدند
– یعنی بهطور متوسط 24 نفر در ماه یا تقریباً روزانه 1 نفر
#### میلیونرها در سال 2024
– تنها در ایالات متحده، 379٬000 میلیونر جدید ثبت شدهاند
– یعنی بیش از 1٬000 نفر در روز فقط در آمریکا
– در سطح جهانی، حدود 680٬000 نفر در سال 2024 به جمع میلیونرها پیوستهاند
– جمعیت میلیونرهای دنیا به 60 میلیون نفر رسیده که حدود 40٪ از آنها در آمریکا هستند
—
همین که داره به من نشون میده که روزی 1000 نفر به ثروت میلیون دلاری میرسن اونم فقط توی امریکا (بیش از 90 میلیارد تومن دارایی )
به من داره میگه که ثروت به اندازه کافی هست و یک کیک محدود نیست چون هر روز ثروت و ثروتمندا دارن بیشتر میشن و اگه کسی نرسیده به اون مشکل از باور هاش هست نه ثروت جهان و به اندازه کافی و برای همه ثروت هست چون ما ثروت رو خلق میکنیم نه اینکه از قلک برداریم
هر چقدر دارم روی این فایل کار میکنم انگار تازه داره درکم بیشتر میشه
دارم حس میکنم که ثروت موهبتیست از طرف خداوند
و این داره یک سری نتایج عالی رو برام رقم میزنه
داشتم در مورد موضوع ثروت داشتن و ناراحت شدن از اینکه بقیه ندارن و اون احساس عذاب وجدان فکر میکردم
دیدم تگه من نگاهم به آدما و جهان این باشه که تک تک افراد این پتانسیل رو دارن که زندگیشون رو تغییر بدن و برای تغییر زندگیشون قدرتمند هستند و اونا رو آدمای ضعیف و بیچاره و قربانی نبینم بلکه قدرت خلق رو در درون اونا ببینم دیگه عذاب وجدان الکی نمگیریم
چون توی ذهنم این نیست که من تونستم به دست بیارم و یه عالمه آدمه بدبخت نتونستن و چقدر اونا مظلوم هستن بلکه میگم من تونستم خلق کنم و الان بقیه هم میبینن که میشه خلق کرد و زندگی رو تغییر داد و اونا هم اگه تو مدار تغییر باشن تغییر میکنن
یعنی نتها من بعضی وقتا در مورد خودم احساس قربانی شدن دارم بلکه در مورد بقیه هم هست
همه افراد خالق زندگی خودشون هستند نه قربانی
حین اینکه داشتم این کامنت رو مینوشتم این ایده اومد که برم یه تحقیقی بکنم در مورد افرادی که از شرایط سخت تونستن به شرایط عالی برسن و اصن داستان های حیرت انگیزی رو خوندم
از استفن هاوکینگ ها ، از افرادی که توی خانواده معتاد به دنیا اومدن و خود طرف هم 20 سال اعتیاد داشته و بعد پاک شده و رفته هاروارد برای تحصیل
از افرادی که قربانی شرایطی که خودشون خلق کردن نشدن و بلکه تصمیم به تغییر گرفتن
این به من نشون میده اگر من و هر کس دیگه ای شرایط بدی داره و این شرایط بد ادامه داره مقصر کسی جز خودش نیست و وقتی مقصر منم جای ترحمی نیست
این یه تحقیقی بود که من با هوش مصنوعی انجام دادم و خواستم با شما به اشتراک بگذارم
در کتاب پیدایش (تورات)، علاوه بر آیات قبلی، برخی دیگر از آیات نیز به ثروت و داراییها اشاره دارند. در زیر فهرستی کاملتر از آیات مرتبط با ثروت آورده شده است:
### 1. پیدایش 13:2
“و ابراهیم بسیار ثروتمند بود، در مواشی و نقره و طلا.”
### 2. پیدایش 13:5-6
“و لوت نیز، که با ابراهیم بود، دارای گلهها و خیمهها و اموال بسیار بود. و زمین نتوانست آنها را در کنار هم تحمل کند، زیرا اموال آنها بسیار بود.”
### 3. پیدایش 24:35
“و خداوند بسیار بر آقای من ابراهیم لطف کرده، و او را ثروتمند گردانیده است.”
### 4. پیدایش 21:25-26
“و ابراهیم در مورد چاه آبی که ابیملک از آن گرفته بود، با او دعوا کرد و ابیملک گفت: ‘من نمیدانم کی این کار را کرده است، و تو نیز این را به من خبر ندادهای.'”
### 5. پیدایش 24:22
“و وقتی که او (بنده ابراهیم) از آنها خواست، او را بهخاطر طلا و نقره و لباسها بسیار نوازش کردند.”
### 6. پیدایش 26:12-14
“و اسحاق در آن زمین کشت کرد، و در آن سال صد برابر برداشت کرد، زیرا خداوند او را برکت داد. و مردی بزرگ شد و به حدی پیشرفت کرد که او را بسیار ثروتمند ساخت.”
### 7. پیدایش 30:43
“و یعقوب در آن سالها بهقدری دارایی انباشته کرد که بسیار ثروتمند شد.”
### 8. پیدایش 37:28
“و عدهای از مدیانیها گذر کردند و یوسف را از چاه بیرون آوردند و او را به بیست مثقال نقره به ایزدیها فروختند.”
### 9. پیدایش 41:46
“و یوسف سی ساله بود که در برابر فرعون، پادشاه مصر ایستاد.”
### 10. پیدایش 41:49
“و یوسف در تمام زمین مصر قحطی خوبی میکرد و در هفت سال پرباری، غلات را جمعآوری کرد.”
### 11. پیدایش 49:22
“یوسف، درختی بارور است؛ درختی بارور در کنار چشمه، که شاخههایش بر دیوارها میپیچند.”
### نتیجهگیری
این آیات به وضوح نشان میدهد که ثروت در زندگی ابراهیم، اسحاق، یعقوب و یوسف نقش مهمی داشته و به تأکید بر برکات الهی و مسئولیتهای مرتبط با ثروت میپردازد. ثروت آنها نه تنها نشانهای از لطف خداوند است، بلکه به عنوان وسیلهای برای خدمت به دیگران و تحقق وعدههای الهی نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
اون قسمتی که میگفت ثروت لوط و ابراهیم انقدر زیاد بود که زمین نتونست اونارو کنار هم تحمل کنه برای من جادویی بود واقعا و من فقط خیره شده بودم
به اتفاق خیلی جالبی افتاد که خداوند توی خواب بهم یکی از باور های اشتباهم رو در مورد ثروت گفت
یه خوابی دیدم و توی خوابی که دیدم این بود که یکی از نزدیکانم از لحاظ مالی خیلی ثروتمند شده بود و خلاصه من رفتم خونشون و دیدم خدای من چقدر خونه خفنی دارن و خلاصه کلی چیز به من دادن و من توی خواب میگفتم ببین چقدر ثروت معنوی هست و خوبه و چقدر این افراد بخشنده هستن اما یه چیزی که فهمیدم این احساس رو داشتم که این فرد با خانومش هیچ ارتباطی نداره و انگار دو تا ادو جدا و بی احساس به هم هستن و یه لحظه انگار همه چیز استوپ شد و من توی خواب بیداری بهم الهام شد که این یکی از باور های اشتباه تو هست که فکر میکنی افرادی که ثروت دارن ارتباط خاصی با خانمشون ندارن و فقط باهم هستن و بعد توی همون خواب بیداری خدا بهم جواب رو هم گفت
گفت که ببین مسئله پول نیست
پول یه ابزاری هست که میتونه کمک کنه رابطه بهتر بشه اما دلیلی بر خوب یا بد شدن یک ارتباط نیست
میتونه کمک کنه رابطه بهتر بشه و نبودش هم کمک میکنه که رابطه بد بشه اما در کل خوب بودن یک رابطه مربوط به ارتباطی هست که من با درون خودم دارم مربوط به در صلح بودن من با خودمه اما احتمال اینکه من پول داشته باشم و با خودم در صلح باشم میلیون ها برابر بیشتر از اینه که من بی پول باشم و با خودم در صلح باشم
وقتی پول باشه من میتونم وقت بیشتری با پارتنرم بگذرونم از کافه و رستوران و سفر بگیر تا اینکه زمان آزاد برای کنار هم بودن داشته باشیم و در کل به شناخت از هم برسیم و در نهایت پول میتونه ابزاری باشه برای تجربه یک رابطه بهتر و عاشقانه تر
یه باور دیگه ای که من توی خودم پیدا کردم رابطه بین ثروت و غرور هست و نا خودآگاه یه آدم ثروتمند توی ذهن من یه آدم مغرور هست در حالی که انصافا تمام الگو هایی که در واقعیت دیدم و برسی کردم آدم هایی بودن که خیلی خودمونی و راحت بودن ولی این توی ذهن من هست که آدمای ثروتمند نسبت به بقیه از بالا به پایین نگاه میکنن
در حالی که هرگز اینطوری نیست و میدونم این دیدگاه از کجا میاد
یه آدم وقتی از لحاظ روحی ضعیف هست و به یه فردی برخورد میکنه که آدم قوی هست ، توی ذهنش تمام رفتار های اون فرد داره اون رو تخریب میکنه و از حرکت و عمل و حرف طرف مقابل احساس حقیر بودن میکنه نه بخاطر اینکه رفتار اون فرد این هست بلکه بخاطر اینکه آدم ضعیفی هست در واقع انسان های فقیر فکر میکنن که انسان های ثروتمند مغرور هستند نه بخاطر اینکه اونا مغرور هستند یا از بالا به پایین نگاه میکنن بلکه بخاطر اون حقارتی هست که ادمای فقیر و ضعیف توی ذهن خودشون در مورد خودشون دارن و هر رفتاری رو طبق اون ترجمه میکنن ، مثلا فرض کنید در شرایط جنگی اگر یه گربه هم بپره روی کانال کولر ما فکر میکنیم بمب زدن چون حال و هوای ذهن توی اون موضوع هست هر اتفاقی رو میخواد ربط بده به اون حال و هوا و در مورد همه چیز همینطوره
وگرنه اقا من رفت و آمد کردم به افرادی که ثروت های کلانی داشتن و ویلا هایی داشتن که توی آرزو های من میگنجیده ، تازه نه یکی دوتا ، خونشون توی خیابون الف تهران بوده و خدا شاهده من هرگز ندیدم که رفتاری از بالا به پایین بشه و یا اصن خودشون رو بگیرن و انقدر این موضوع برای من جالب بود که بیانش کردم ، واقعا اون فردی که ممن میگم جزو خودمونی ترین و به اصطلاح خاکی ترین آدمایی بود که من تا به حال دیدم و به نظرم ثروت نه تنها آدم رو مغرور نمیکنه بلکه میتونه کاری کنه که آدم بیشتر خود واقعیش باشه
یه حالت دیگه هم هست ، اصلا فرض کنیم ثروت منو به پست ترین و ظالم ترین و مغرور ترین ادم تبدیل کنه
خیلی هم عالی
چون موجب شده من با خود واقعیم با اون چیزی که درونم هست مواجه بشم و بدونم کی هستم ، بدونم درونم چی میگذره و حالا بیام و تغییرش بدم اگه نا مناسب هست
و ثروت مثل ذره بینی بر ویژگی های من هست
و حتی اگر نا زیبایی های منو بزرگ کنه فرصتی به من میده برای اینکه اون هارو ببینم و بهبود بدم
فقر نمیگذاره من خودم واقعیم رو تجربه کنم چیزی که من با تمام وجود میخوام تجربش کنم
من واقعا میخوام ببینم کی هستم ، چی هستم ، درونم چه خبره و ثروت این قدرت رو به من میده تا به اعماق وجودم سفر کنم
هر چقدر بیشتر مطالعه میکنم کامنت ها و این فایل هارو الگو های واضح بیشتری بین شرایط مال افراد با باورهاشون میبینم و این باور های ضعیف رو در خودمم میبینم
یه باوری که دارم روش کار میکنم اینه که هرکسی هر چقدر ثروت داره خودش ساخته و اگه کسی فقیر هست در جایگاه درستش هست
یه تحقیقی کردم و دیدم ثروت موجود روی کره زمین نسبت به 100 سال پیش بین 45 تا 55 برابر شده که اصلا عدد کوچیکی نیست
و این ثروت از مریخ نیومده بلکه خلق شده و این به این معنا هست که ثروت و کلا همه چیز در این دنیا به قول استاد یک کیک محدود نیست بلکه مثل مزرعه پر باری هست که هر چقدر از محصولاتش استفاده کنی بیشتر و بیشتر میشه
و طبق این اگه من ثروتی دارم توی زندگیم ساختمش و اگه کسی نداره بخاطر باور های محدود خودش هست وگرنه جهان محدودیتی نداره
بهترین مثالش هم مثال رستوران سلف سرویس هست که یه نفر اومده توی رستوران و زل زده به غذای تو و تو بهش میگی که خب عزیز دلم بلند شو تو هم غذا بردار غذا که هست حالا اینکه طرف نمیخواد بلند بشه برداره مشکل خودش هست نه من
یه چند روزی میشه که دارم روی این فایل و موضوع معنوی بودن ثروت کار میکنم
آقا من وقتی پول توی حسابم هست اصن یه انسان فوق العاده از لحاظ عزت نفس از لحاظ بخشندگی از لحاظ سر به زیر بودن و اصن انقدری آدم خوبی میشم که نگو انقدر سپاسگزار تر میشم که سر به سجده میگذارم و اصن ذهنم از پول رد میشه و به پیشرفت به موفقیت به خیر رسوندن به جهان اطرافم و خداوند فکر میکنم و اینا همش از برکات پول داخل حسابم هست
این چند وقته که دارم روی این موضوع کار میکنم امروز پدرم زنگ زد و گفت فلان کارت پیش تو هست گفتم اره گفت هرچقدر میخوایی برو باهاش خرید کن و بهش گفتم منظورت از هرچقدر چقدره گفت هرچی که نیاز داری رو تهیه کن و اونجا بود که گفتم ببین جهان چقدر تغییر پیدا میکنه وقتی من تغییر میکنم واقعا
من بچه که بودم یادمه یه ادم ثروتمند توی محلمون بود که همه میگفتن این چقدر انسان نا مناسبی هست و کلی صفات میدادن بهش از روی حسادت منم روی اون بچگی باور کرده بودن و یادمه یه روز یه نفرو دیدم که خیلی وضع مالی نامناسبی داشت و چهرش خیلییی شبیه به اون ادم ثروتمند بود و من فکر کرد این ادم همون ادم و توی همون عالم بچگی گفتم دیدی اخرش این ادم بدبخت شد و جزای اون پولایی که دراورده بود رو دید و این باور رو داشتم که یه ادم با ظلم و ستم به بقیه این پولارو در اورده و آخرشم همه ادمای ثروتمند بد بخت میشن و میرن جهنم
اینارو آلان متوجه میشما اون موقع ناخداگاه بود
ولی الان که توی منطقه یک تهرانم میبینم آقا اینجا خیلییییییییییی حس و حالش با پایین شهر فرق داره
آدماش خیابوناش امنیتش و حس و حالش خیلی زیبا و خوبه و خیلی ادما درستی داره
یا من یه روزی از طریق یک سری از دوستان با یه خانواده ای آشنا شدم که خیلی از لحاظ مالی وضعیتشون خوب بود و دیدم آقا چقدر آدمای خاکی و خودمونی هستن طرف میلیارد پول خورد جیبش بود ولی به خدا توی همون برخورد اول دیدم آقاااااا این ادم چقدر با خودش راحته چقدر مهربونه چقدر قوی هست و به خدا نه لباس خاصی نه تیپای عجیب غریب یه ادم ساده ساده ساده
و من یه روز رفتم ویلاشون شمال و اقا چه پذیرایی چه جمع صمیمی و چقدر خوش گذشت و تازه فرداش هم ناهار منو دعوت کردن و چقدر بخشنده بودن چقدر رها بودن از حساب کتاب
میخوام از تجربه بودنم کنار انسان های ثروتمند و فقیر بگم
من اغلب فامیل هایی که دارم اوضاع مالی خوبی ندارن و اما من یه روزی از خدا خواستم که منو هدایت کنه به سمت ادم هایی که ثروتمند هستن تا اون روی سکه رو هم ببینم
شده بود که با نزدیک ترین فامیل هامون بریم بیرون و بار ها ناراحتی و بحث و دعوا سر دو قرون دوزار بود
یعنی اونا به جای اینکه از بودن کنار عزیزانشون لذت ببرن ، به جای عشق ورزیدن فقط بحث ناراحتی بود که فلانی سهمشو نداد چرا اینطوری حساب کتاب کردی
چیزایی که واقعا خنده دار بود اون دعوا مثلا شاید برای یه موضوعی به ارزش کمتر از یک میلیون تومن بود
در عوض من به لطف خداوند شرایطی پیش اومد که از طریق یک سری از دوستان با یه ادمی اشنا شدم که اوضاع مالی فوق العاده ای داشت و ما یه شب دور هم جمع شدیم و فردای اون روز اونا منو دعوت کردن ویلاشون و چقدر احترام چقدر پذیرایی عالی داشتن چقدر موضوع جمع لذت بردن بود
یعنی میشد ما با نزدیکان بریم بیرون و همه میگفتن هرکی غذای خودشو بیاره و هر خانواده ای کنار هم میشینست که مبادا یه لقمه کسی از بغلی برداره
اما من با اون خانواده ای که دو روز بود آشنا شده بودم
بی منت کلی از وسایلشون رو در اختیار من قرار دادن
و من یه شب اونجا توی ویلاشون بودم و فرداش هم منو ناهار دعوت کردن رستوران و ارزشمندی ماجرا برای من این بود که موضوع جمع پول نبود چون اون یه مسئله حل شده بود و موضوع لذت بردن کنار هم دیگه بود
من خودم وقتی پول تو کارتم زیاده اصن یه ادم دیگه ای میشم یه ادم بخشنده یه ادمی که از تمام وجود دوست داره برای بقیه وقت بگذراه براشون هدیه بخره بهشون عشق بورزه و مهمونشون کنه و اما وقتی پول ندارم حتی زورم میاد برای کسی وقت بگذرام چه برسه پول
یا من یه شاگردی دارم که تمرین بدنسازی بهش میدم
اون بنده خدا یه فرد مسن هست که از امریکا اومده و انسان ثروتمندی هست و انقدر این آدم خودش هست انقدر لذت بخش هست بودن کنارش و انقدر شخصیت بزرگی داره که اون تایمی که باهم تمرین میکنیم واقعا متوجه گذر زمان نمیشم
و بعد انقدر خیر رسونده به من و انقدر درگیر پول نیست که ادم کیف میکنه که کنارش باشه
امار دزدی توی مناطق 1 و 3 تهران که همون بالاشهر میشه کمترین مقداره و توی مناطق پایین شهر بیشترین مقدار
یه روز یه بنده خدایی برای باشگاه بار اورد و به شدت اوضاع مالی ناجالبی داشت و یادمه رفت از بوفه خرید کرد و میخواست یه طوری در بره که نخواد پول یه نوشیدنی رو بده و با یه وانت توی گرما اومده بود که در شاگرد وانت رو با کمربند نگه داشته بود که باز نشه انقدر داغون بود اوضاع و دیدم اقا جز تحقیر و کوچیک شدن چیزی در فقر نیست
جز بحث و ناراحتی و مشکل هیچی دیگه نداره فقیر بودن
پول میتونه باعث شادی بشه میتونه نشه ولی شادیی در فقر قطعا وجود نداره
به قول معروف شکم گرسنه خدا پیغمبر نمیشناسه
خود من وقتی درگیرم پولم واقعا نمیتونم به سعادت و به شناخت جهان و به درک قوانین فکر کنم چون باید اول فکر کنم کرایه خونمو چطور پرداخت کنم
چون باید شب و روزم و به هم بدوزم تا یه لقمه نون در بیارم
فکر کردن به فراتر از مادیات نیاز به داشتن مادیات داره
اینکه ادم برای درک دنیا بره دنیا رو بگرده تا خودش و خدای خودش رو درک کنه نیاز به پول و زمان ازاد داره
هرکسی جز اینو میگه داستان همون گربه هست
یه سری آدما شاید باشن که پول داشته باشن ولی ویژگی های خیلی عالی نداشته باشن اونا اگه پول نداشتن وعضشون از این خیلی بد تر بود
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
امروز یه گفت و گویی با دوستم داشتم و تازه درک کردم انگار که باور های ما چطور داره به ما آسیب میزنه
خیلی از ما از جمله خودم بر این باوریم که پول که خیلی مهم نیست مهم آرامشه مهم در لحظه بودنهذمهم لذت بردنه و حالا اگه به پولم برسی چیز خاصی نیست و تو باید از لحظه لذت ببری و در نتیجه اینکه پول مهم نیست و مهم چیزای دیگه هست و یکی از فایلای مصاحبه با دوستان یکی از بچه ها گفت من کمترین نتیجه ای که از اموزش های استاد گرفتم نتایج مالی بوده و گفت شرایطم بهتر شده اما هنوز مستاجر هستم و منم دقیقا همون موقع گفتم این بخاطر همین باوره که هنوز مستاجره چون توی ذهن اون مثل من اینه که بابا پول که مهم نیست مهم آرامشه
پول به اندازه خدا مهمه چون خود خداست
پول به اندازه آرامش مهمه چون عامل آرامشه
پول ساختن به ثروت مادی رسیدن مهمه مهمه که من ثروتمند باشم به همون اندازه که مهمه باج ندم به بقیه
به همون اندازه که آرامش و لذت مهمه پول ساختن هم مهمه
من باید از لحظم لذت ببرم و حال خوبم رو به پول گره نزنم اما این به این معنا نیست که پول مهم نیست بلکه لذت بردن از لحظه یعنی قدم برداشتن در راستای ثروتمند شدن
من باید لذت ببرم تا به ثروت برسم
چون هم لذت بردن خیلی مهمه هم به ثروت رسیدن خیلی مهمه
یکی از نتایج بزرگ یعنی حساب بانکی پر پول داشتن و اگه من ندارم نباید خودمو گول بزنم که حالا مهم نیست بلکه باید راه رو پیدا کنم نه صورت مسئله رو پاک کنم
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز یه تحقیقی کردم با هوش مصنوعی خواستم به اشتراک بگذارم و نتیجه گیری کنم
—
### چند نفر میلیاردر یا میلیونر در یک سال، ماه یا روز اضافه میشوند؟
#### میلیاردرها در سال 2025
– طبق لیست فوربز، در سال 2025 حدود 288 نفر میلیاردر جدید به لیست جهانی اضافه شدند
– یعنی بهطور متوسط 24 نفر در ماه یا تقریباً روزانه 1 نفر
#### میلیونرها در سال 2024
– تنها در ایالات متحده، 379٬000 میلیونر جدید ثبت شدهاند
– یعنی بیش از 1٬000 نفر در روز فقط در آمریکا
– در سطح جهانی، حدود 680٬000 نفر در سال 2024 به جمع میلیونرها پیوستهاند
– جمعیت میلیونرهای دنیا به 60 میلیون نفر رسیده که حدود 40٪ از آنها در آمریکا هستند
—
همین که داره به من نشون میده که روزی 1000 نفر به ثروت میلیون دلاری میرسن اونم فقط توی امریکا (بیش از 90 میلیارد تومن دارایی )
به من داره میگه که ثروت به اندازه کافی هست و یک کیک محدود نیست چون هر روز ثروت و ثروتمندا دارن بیشتر میشن و اگه کسی نرسیده به اون مشکل از باور هاش هست نه ثروت جهان و به اندازه کافی و برای همه ثروت هست چون ما ثروت رو خلق میکنیم نه اینکه از قلک برداریم
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
هر چقدر دارم روی این فایل کار میکنم انگار تازه داره درکم بیشتر میشه
دارم حس میکنم که ثروت موهبتیست از طرف خداوند
و این داره یک سری نتایج عالی رو برام رقم میزنه
داشتم در مورد موضوع ثروت داشتن و ناراحت شدن از اینکه بقیه ندارن و اون احساس عذاب وجدان فکر میکردم
دیدم تگه من نگاهم به آدما و جهان این باشه که تک تک افراد این پتانسیل رو دارن که زندگیشون رو تغییر بدن و برای تغییر زندگیشون قدرتمند هستند و اونا رو آدمای ضعیف و بیچاره و قربانی نبینم بلکه قدرت خلق رو در درون اونا ببینم دیگه عذاب وجدان الکی نمگیریم
چون توی ذهنم این نیست که من تونستم به دست بیارم و یه عالمه آدمه بدبخت نتونستن و چقدر اونا مظلوم هستن بلکه میگم من تونستم خلق کنم و الان بقیه هم میبینن که میشه خلق کرد و زندگی رو تغییر داد و اونا هم اگه تو مدار تغییر باشن تغییر میکنن
یعنی نتها من بعضی وقتا در مورد خودم احساس قربانی شدن دارم بلکه در مورد بقیه هم هست
همه افراد خالق زندگی خودشون هستند نه قربانی
حین اینکه داشتم این کامنت رو مینوشتم این ایده اومد که برم یه تحقیقی بکنم در مورد افرادی که از شرایط سخت تونستن به شرایط عالی برسن و اصن داستان های حیرت انگیزی رو خوندم
از استفن هاوکینگ ها ، از افرادی که توی خانواده معتاد به دنیا اومدن و خود طرف هم 20 سال اعتیاد داشته و بعد پاک شده و رفته هاروارد برای تحصیل
از افرادی که قربانی شرایطی که خودشون خلق کردن نشدن و بلکه تصمیم به تغییر گرفتن
این به من نشون میده اگر من و هر کس دیگه ای شرایط بدی داره و این شرایط بد ادامه داره مقصر کسی جز خودش نیست و وقتی مقصر منم جای ترحمی نیست
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
این یه تحقیقی بود که من با هوش مصنوعی انجام دادم و خواستم با شما به اشتراک بگذارم
در کتاب پیدایش (تورات)، علاوه بر آیات قبلی، برخی دیگر از آیات نیز به ثروت و داراییها اشاره دارند. در زیر فهرستی کاملتر از آیات مرتبط با ثروت آورده شده است:
### 1. پیدایش 13:2
“و ابراهیم بسیار ثروتمند بود، در مواشی و نقره و طلا.”
### 2. پیدایش 13:5-6
“و لوت نیز، که با ابراهیم بود، دارای گلهها و خیمهها و اموال بسیار بود. و زمین نتوانست آنها را در کنار هم تحمل کند، زیرا اموال آنها بسیار بود.”
### 3. پیدایش 24:35
“و خداوند بسیار بر آقای من ابراهیم لطف کرده، و او را ثروتمند گردانیده است.”
### 4. پیدایش 21:25-26
“و ابراهیم در مورد چاه آبی که ابیملک از آن گرفته بود، با او دعوا کرد و ابیملک گفت: ‘من نمیدانم کی این کار را کرده است، و تو نیز این را به من خبر ندادهای.'”
### 5. پیدایش 24:22
“و وقتی که او (بنده ابراهیم) از آنها خواست، او را بهخاطر طلا و نقره و لباسها بسیار نوازش کردند.”
### 6. پیدایش 26:12-14
“و اسحاق در آن زمین کشت کرد، و در آن سال صد برابر برداشت کرد، زیرا خداوند او را برکت داد. و مردی بزرگ شد و به حدی پیشرفت کرد که او را بسیار ثروتمند ساخت.”
### 7. پیدایش 30:43
“و یعقوب در آن سالها بهقدری دارایی انباشته کرد که بسیار ثروتمند شد.”
### 8. پیدایش 37:28
“و عدهای از مدیانیها گذر کردند و یوسف را از چاه بیرون آوردند و او را به بیست مثقال نقره به ایزدیها فروختند.”
### 9. پیدایش 41:46
“و یوسف سی ساله بود که در برابر فرعون، پادشاه مصر ایستاد.”
### 10. پیدایش 41:49
“و یوسف در تمام زمین مصر قحطی خوبی میکرد و در هفت سال پرباری، غلات را جمعآوری کرد.”
### 11. پیدایش 49:22
“یوسف، درختی بارور است؛ درختی بارور در کنار چشمه، که شاخههایش بر دیوارها میپیچند.”
### نتیجهگیری
این آیات به وضوح نشان میدهد که ثروت در زندگی ابراهیم، اسحاق، یعقوب و یوسف نقش مهمی داشته و به تأکید بر برکات الهی و مسئولیتهای مرتبط با ثروت میپردازد. ثروت آنها نه تنها نشانهای از لطف خداوند است، بلکه به عنوان وسیلهای برای خدمت به دیگران و تحقق وعدههای الهی نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
اون قسمتی که میگفت ثروت لوط و ابراهیم انقدر زیاد بود که زمین نتونست اونارو کنار هم تحمل کنه برای من جادویی بود واقعا و من فقط خیره شده بودم
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
داشتم با خود فکر میکردم جریان ثروت یک جریان انرژی هست دقیقا مثل جریان الکتریکی
یک جریان الکتریکی میتونه موجب روشنایی خونه بشه و میتونه موجب برق گرفتگی بشه
ثروت هم همینه میتونه چراغ خونه ادمو روشن کنه به اصطلاح و میتونه مارو بکشه حتی
این بستگی به من داره
اما اینکه من بگم برق نداشته باشم توی خونم که نکنه یه روزی برق منو بگیره تصمیم احمقانه ای هست
من میتونم برق داشته باشم و این درک رو از الکتریسته پیدا کنم که ازش استفاده درست بکنم
یا میشه مثال آتیش رو هم براش زد
مسئله ثروت نیست مسئله منم که در درونم چه خبره
و از نتایجی که این چند وقته از کار کردن روی این فایل گرفتم این بود که 9 دلار هدیه گرفتم و یه سری ورودی های مالی دیگه داشتم و یه سری ایده های جدید
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
به اتفاق خیلی جالبی افتاد که خداوند توی خواب بهم یکی از باور های اشتباهم رو در مورد ثروت گفت
یه خوابی دیدم و توی خوابی که دیدم این بود که یکی از نزدیکانم از لحاظ مالی خیلی ثروتمند شده بود و خلاصه من رفتم خونشون و دیدم خدای من چقدر خونه خفنی دارن و خلاصه کلی چیز به من دادن و من توی خواب میگفتم ببین چقدر ثروت معنوی هست و خوبه و چقدر این افراد بخشنده هستن اما یه چیزی که فهمیدم این احساس رو داشتم که این فرد با خانومش هیچ ارتباطی نداره و انگار دو تا ادو جدا و بی احساس به هم هستن و یه لحظه انگار همه چیز استوپ شد و من توی خواب بیداری بهم الهام شد که این یکی از باور های اشتباه تو هست که فکر میکنی افرادی که ثروت دارن ارتباط خاصی با خانمشون ندارن و فقط باهم هستن و بعد توی همون خواب بیداری خدا بهم جواب رو هم گفت
گفت که ببین مسئله پول نیست
پول یه ابزاری هست که میتونه کمک کنه رابطه بهتر بشه اما دلیلی بر خوب یا بد شدن یک ارتباط نیست
میتونه کمک کنه رابطه بهتر بشه و نبودش هم کمک میکنه که رابطه بد بشه اما در کل خوب بودن یک رابطه مربوط به ارتباطی هست که من با درون خودم دارم مربوط به در صلح بودن من با خودمه اما احتمال اینکه من پول داشته باشم و با خودم در صلح باشم میلیون ها برابر بیشتر از اینه که من بی پول باشم و با خودم در صلح باشم
وقتی پول باشه من میتونم وقت بیشتری با پارتنرم بگذرونم از کافه و رستوران و سفر بگیر تا اینکه زمان آزاد برای کنار هم بودن داشته باشیم و در کل به شناخت از هم برسیم و در نهایت پول میتونه ابزاری باشه برای تجربه یک رابطه بهتر و عاشقانه تر
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
یه باور دیگه ای که من توی خودم پیدا کردم رابطه بین ثروت و غرور هست و نا خودآگاه یه آدم ثروتمند توی ذهن من یه آدم مغرور هست در حالی که انصافا تمام الگو هایی که در واقعیت دیدم و برسی کردم آدم هایی بودن که خیلی خودمونی و راحت بودن ولی این توی ذهن من هست که آدمای ثروتمند نسبت به بقیه از بالا به پایین نگاه میکنن
در حالی که هرگز اینطوری نیست و میدونم این دیدگاه از کجا میاد
یه آدم وقتی از لحاظ روحی ضعیف هست و به یه فردی برخورد میکنه که آدم قوی هست ، توی ذهنش تمام رفتار های اون فرد داره اون رو تخریب میکنه و از حرکت و عمل و حرف طرف مقابل احساس حقیر بودن میکنه نه بخاطر اینکه رفتار اون فرد این هست بلکه بخاطر اینکه آدم ضعیفی هست در واقع انسان های فقیر فکر میکنن که انسان های ثروتمند مغرور هستند نه بخاطر اینکه اونا مغرور هستند یا از بالا به پایین نگاه میکنن بلکه بخاطر اون حقارتی هست که ادمای فقیر و ضعیف توی ذهن خودشون در مورد خودشون دارن و هر رفتاری رو طبق اون ترجمه میکنن ، مثلا فرض کنید در شرایط جنگی اگر یه گربه هم بپره روی کانال کولر ما فکر میکنیم بمب زدن چون حال و هوای ذهن توی اون موضوع هست هر اتفاقی رو میخواد ربط بده به اون حال و هوا و در مورد همه چیز همینطوره
وگرنه اقا من رفت و آمد کردم به افرادی که ثروت های کلانی داشتن و ویلا هایی داشتن که توی آرزو های من میگنجیده ، تازه نه یکی دوتا ، خونشون توی خیابون الف تهران بوده و خدا شاهده من هرگز ندیدم که رفتاری از بالا به پایین بشه و یا اصن خودشون رو بگیرن و انقدر این موضوع برای من جالب بود که بیانش کردم ، واقعا اون فردی که ممن میگم جزو خودمونی ترین و به اصطلاح خاکی ترین آدمایی بود که من تا به حال دیدم و به نظرم ثروت نه تنها آدم رو مغرور نمیکنه بلکه میتونه کاری کنه که آدم بیشتر خود واقعیش باشه
یه حالت دیگه هم هست ، اصلا فرض کنیم ثروت منو به پست ترین و ظالم ترین و مغرور ترین ادم تبدیل کنه
خیلی هم عالی
چون موجب شده من با خود واقعیم با اون چیزی که درونم هست مواجه بشم و بدونم کی هستم ، بدونم درونم چی میگذره و حالا بیام و تغییرش بدم اگه نا مناسب هست
و ثروت مثل ذره بینی بر ویژگی های من هست
و حتی اگر نا زیبایی های منو بزرگ کنه فرصتی به من میده برای اینکه اون هارو ببینم و بهبود بدم
فقر نمیگذاره من خودم واقعیم رو تجربه کنم چیزی که من با تمام وجود میخوام تجربش کنم
من واقعا میخوام ببینم کی هستم ، چی هستم ، درونم چه خبره و ثروت این قدرت رو به من میده تا به اعماق وجودم سفر کنم
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
هر چقدر بیشتر مطالعه میکنم کامنت ها و این فایل هارو الگو های واضح بیشتری بین شرایط مال افراد با باورهاشون میبینم و این باور های ضعیف رو در خودمم میبینم
یه باوری که دارم روش کار میکنم اینه که هرکسی هر چقدر ثروت داره خودش ساخته و اگه کسی فقیر هست در جایگاه درستش هست
یه تحقیقی کردم و دیدم ثروت موجود روی کره زمین نسبت به 100 سال پیش بین 45 تا 55 برابر شده که اصلا عدد کوچیکی نیست
و این ثروت از مریخ نیومده بلکه خلق شده و این به این معنا هست که ثروت و کلا همه چیز در این دنیا به قول استاد یک کیک محدود نیست بلکه مثل مزرعه پر باری هست که هر چقدر از محصولاتش استفاده کنی بیشتر و بیشتر میشه
و طبق این اگه من ثروتی دارم توی زندگیم ساختمش و اگه کسی نداره بخاطر باور های محدود خودش هست وگرنه جهان محدودیتی نداره
بهترین مثالش هم مثال رستوران سلف سرویس هست که یه نفر اومده توی رستوران و زل زده به غذای تو و تو بهش میگی که خب عزیز دلم بلند شو تو هم غذا بردار غذا که هست حالا اینکه طرف نمیخواد بلند بشه برداره مشکل خودش هست نه من
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
یه چند روزی میشه که دارم روی این فایل و موضوع معنوی بودن ثروت کار میکنم
آقا من وقتی پول توی حسابم هست اصن یه انسان فوق العاده از لحاظ عزت نفس از لحاظ بخشندگی از لحاظ سر به زیر بودن و اصن انقدری آدم خوبی میشم که نگو انقدر سپاسگزار تر میشم که سر به سجده میگذارم و اصن ذهنم از پول رد میشه و به پیشرفت به موفقیت به خیر رسوندن به جهان اطرافم و خداوند فکر میکنم و اینا همش از برکات پول داخل حسابم هست
این چند وقته که دارم روی این موضوع کار میکنم امروز پدرم زنگ زد و گفت فلان کارت پیش تو هست گفتم اره گفت هرچقدر میخوایی برو باهاش خرید کن و بهش گفتم منظورت از هرچقدر چقدره گفت هرچی که نیاز داری رو تهیه کن و اونجا بود که گفتم ببین جهان چقدر تغییر پیدا میکنه وقتی من تغییر میکنم واقعا
من بچه که بودم یادمه یه ادم ثروتمند توی محلمون بود که همه میگفتن این چقدر انسان نا مناسبی هست و کلی صفات میدادن بهش از روی حسادت منم روی اون بچگی باور کرده بودن و یادمه یه روز یه نفرو دیدم که خیلی وضع مالی نامناسبی داشت و چهرش خیلییی شبیه به اون ادم ثروتمند بود و من فکر کرد این ادم همون ادم و توی همون عالم بچگی گفتم دیدی اخرش این ادم بدبخت شد و جزای اون پولایی که دراورده بود رو دید و این باور رو داشتم که یه ادم با ظلم و ستم به بقیه این پولارو در اورده و آخرشم همه ادمای ثروتمند بد بخت میشن و میرن جهنم
اینارو آلان متوجه میشما اون موقع ناخداگاه بود
ولی الان که توی منطقه یک تهرانم میبینم آقا اینجا خیلییییییییییی حس و حالش با پایین شهر فرق داره
آدماش خیابوناش امنیتش و حس و حالش خیلی زیبا و خوبه و خیلی ادما درستی داره
یا من یه روزی از طریق یک سری از دوستان با یه خانواده ای آشنا شدم که خیلی از لحاظ مالی وضعیتشون خوب بود و دیدم آقا چقدر آدمای خاکی و خودمونی هستن طرف میلیارد پول خورد جیبش بود ولی به خدا توی همون برخورد اول دیدم آقاااااا این ادم چقدر با خودش راحته چقدر مهربونه چقدر قوی هست و به خدا نه لباس خاصی نه تیپای عجیب غریب یه ادم ساده ساده ساده
و من یه روز رفتم ویلاشون شمال و اقا چه پذیرایی چه جمع صمیمی و چقدر خوش گذشت و تازه فرداش هم ناهار منو دعوت کردن و چقدر بخشنده بودن چقدر رها بودن از حساب کتاب
چقدر خوبه پول واقعا
چقدر خدایی هست جنسش
چقدر لذت بخش تر میکنه
و چقدر مهمه که من ثروتمند بشم
و معنویت در درون ثروت جایی داره
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
میخوام از تجربه بودنم کنار انسان های ثروتمند و فقیر بگم
من اغلب فامیل هایی که دارم اوضاع مالی خوبی ندارن و اما من یه روزی از خدا خواستم که منو هدایت کنه به سمت ادم هایی که ثروتمند هستن تا اون روی سکه رو هم ببینم
شده بود که با نزدیک ترین فامیل هامون بریم بیرون و بار ها ناراحتی و بحث و دعوا سر دو قرون دوزار بود
یعنی اونا به جای اینکه از بودن کنار عزیزانشون لذت ببرن ، به جای عشق ورزیدن فقط بحث ناراحتی بود که فلانی سهمشو نداد چرا اینطوری حساب کتاب کردی
چیزایی که واقعا خنده دار بود اون دعوا مثلا شاید برای یه موضوعی به ارزش کمتر از یک میلیون تومن بود
در عوض من به لطف خداوند شرایطی پیش اومد که از طریق یک سری از دوستان با یه ادمی اشنا شدم که اوضاع مالی فوق العاده ای داشت و ما یه شب دور هم جمع شدیم و فردای اون روز اونا منو دعوت کردن ویلاشون و چقدر احترام چقدر پذیرایی عالی داشتن چقدر موضوع جمع لذت بردن بود
یعنی میشد ما با نزدیکان بریم بیرون و همه میگفتن هرکی غذای خودشو بیاره و هر خانواده ای کنار هم میشینست که مبادا یه لقمه کسی از بغلی برداره
اما من با اون خانواده ای که دو روز بود آشنا شده بودم
بی منت کلی از وسایلشون رو در اختیار من قرار دادن
و من یه شب اونجا توی ویلاشون بودم و فرداش هم منو ناهار دعوت کردن رستوران و ارزشمندی ماجرا برای من این بود که موضوع جمع پول نبود چون اون یه مسئله حل شده بود و موضوع لذت بردن کنار هم دیگه بود
من خودم وقتی پول تو کارتم زیاده اصن یه ادم دیگه ای میشم یه ادم بخشنده یه ادمی که از تمام وجود دوست داره برای بقیه وقت بگذراه براشون هدیه بخره بهشون عشق بورزه و مهمونشون کنه و اما وقتی پول ندارم حتی زورم میاد برای کسی وقت بگذرام چه برسه پول
یا من یه شاگردی دارم که تمرین بدنسازی بهش میدم
اون بنده خدا یه فرد مسن هست که از امریکا اومده و انسان ثروتمندی هست و انقدر این آدم خودش هست انقدر لذت بخش هست بودن کنارش و انقدر شخصیت بزرگی داره که اون تایمی که باهم تمرین میکنیم واقعا متوجه گذر زمان نمیشم
و بعد انقدر خیر رسونده به من و انقدر درگیر پول نیست که ادم کیف میکنه که کنارش باشه
امار دزدی توی مناطق 1 و 3 تهران که همون بالاشهر میشه کمترین مقداره و توی مناطق پایین شهر بیشترین مقدار
یه روز یه بنده خدایی برای باشگاه بار اورد و به شدت اوضاع مالی ناجالبی داشت و یادمه رفت از بوفه خرید کرد و میخواست یه طوری در بره که نخواد پول یه نوشیدنی رو بده و با یه وانت توی گرما اومده بود که در شاگرد وانت رو با کمربند نگه داشته بود که باز نشه انقدر داغون بود اوضاع و دیدم اقا جز تحقیر و کوچیک شدن چیزی در فقر نیست
جز بحث و ناراحتی و مشکل هیچی دیگه نداره فقیر بودن
پول میتونه باعث شادی بشه میتونه نشه ولی شادیی در فقر قطعا وجود نداره
به قول معروف شکم گرسنه خدا پیغمبر نمیشناسه
خود من وقتی درگیرم پولم واقعا نمیتونم به سعادت و به شناخت جهان و به درک قوانین فکر کنم چون باید اول فکر کنم کرایه خونمو چطور پرداخت کنم
چون باید شب و روزم و به هم بدوزم تا یه لقمه نون در بیارم
فکر کردن به فراتر از مادیات نیاز به داشتن مادیات داره
اینکه ادم برای درک دنیا بره دنیا رو بگرده تا خودش و خدای خودش رو درک کنه نیاز به پول و زمان ازاد داره
هرکسی جز اینو میگه داستان همون گربه هست
یه سری آدما شاید باشن که پول داشته باشن ولی ویژگی های خیلی عالی نداشته باشن اونا اگه پول نداشتن وعضشون از این خیلی بد تر بود