اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
قبلش بگم از بچه هایی که نتیجه گرفتن و اومدن نتایج شون رو با ما به اشتراک گذاشتن خیلی ممنونم که باعث انگیزه مضاعف می شه برای ادم.
از اقای حوا زاده،اقای محمدی ،اقای حیدری،خانم هلالی ،خانم غفاری
خیلی ازتون ممنونم انشالله نتیجه هاتون پایدار و پر برکت باشه
استاد عزیزم عمیق که نگاه می کنم
ادم های پولدار کلاه بردار نیستن بلکه این ما هستیم که به خاطر
1.نداشتن عزت نفس و احساس لیاقت
2.شرک
3.باور کمبود
4.توجه نکردن به هدایت های الله
و …
به سمتی هدایت می شیم و اتفاقاتی رو تجربه می کنیم که فکر می کنیم افراد پولدار سر ما کلاه گذاشتن.
یک نمونه اش وقتی خاله من برای موضوعی به من زنگ زد من نتونستم با عزت نفس کامل حق و حقوق خودم رو در مورد اون موضوع مشخص کنم بعدا خاله ام و بچه هاش به نفع خودشون خیلی چیز ها رو بالا کشیدن و من موندم و کلی احساس بد که اره خاله ام سر من کلاه گذاشت.
یا وقتی رفتیم خونه بخریم به خاطر شرک مون انتخابی کردیم که سر مون کلاه رفت .
یک موضوعی که حدودا 20 روز پیش اتفاق افتاد .
همسرم به من گفت نفیسه 10 میلیون پول نقد داریم به نظرت باهاش چی بخریم که ارزشش حفظ بشه
من بهش گفتم یه روز بهم فرصت بده
تو قلبم گفتم خدایا تو ما رو هدایت کن برای این تصمیم.
از قضی من اونروز هدایت شدم به سمت خواهرم و خواهر زاده ام و دیدم اونا دارن طلاهاشونو می فروشن
من اومدم خونه به همسرم گفتم میخوای برای پولمون قسمتی از طلاهای خواهر زاده ام رو بگیریم ،گفت مطمئنی ضرر نمی کنیم .
گفتم مطمئن نیستم فقط می دونم من از خدا خواستم و و اینطوری هدایت شدم.
بماند که نشد ما اون طلا هارو بخریم
ولی من قیمت طلای اونروز رو توی ذهنم نگه داشتم و قیمت امروز رو نگاه می کنم ما سود می کردیم فقط میخواستم اعتمادم به هدایت باشه.
حالا من میتونم بگم طلافروشی یا کس دیگه ای میخواست یا میتونست سر من کلاه بزاره.؟ نه
چون من داشتم با هدایت جلو می رفتم و همه چیز عالی بود .
پس جاهایی که ما فکر می کنیم عمو خاله دایی همسایه همکار یا هر کسی که پولداره سر ما کلاه میزاره ،اون فرد کلاه نمیزاره سر ما ،ما خودمون داریم مسیر رو اشتباه می ریم.
وگرنه خداوند سر تمام تصمیم ها داره ما رو هدایت می کنه به بی نهایت طریق
حالا من شنیدم وقتی صحبت می شه میگن فلانی وضعش خوبه ها ولی چه فایده انصاف نداره ،مردونگی نداره(ادم خوب و درستی نیست) یه خونه بخره ،بده داداشش بگه بیا تو بشین تو این خونه و دیگه مستاجر نباش
پس نتیجه اینه، ثروتمندا ادم های درستی نیستن
مورد بعدی
دوست بابام یه ادم ثروتمندی و یه مغازه بزرگ داره و همیشه هم مشتری توی صف هستش
قبلنا چند بار خواستم ببینم احساسم نسبت به پول و ثروت چیه (یکی از تمرینات دوره کشف قوانین بود)
دیدم هیچ حسی ندارم
راستش هیچ حسی پیدا نمی کردم درون خودم ،نه ذوق و شوقی نه نفرتی
اما الان که چندین بار روی این فایل کار کردم فهمیدم ترس و وحشت شدید دارم نسبت به ثروت و ثروتمندان
از قضی منو و همسرم هدایت شدیم به دیدن چند تا فیلم که بی ربط نیست به این فایل و ثروت
و اونم فیلم God father بود که خیلی ترس و وحشت رو درون من نسبت به ثروتمندا و ثروت بهم نشون داد
و فیلم رحمان 1400 که افراد ثروتمند فیلم به شدت ریاکار،دروغ گو و فردی که براشون کار می کنه مدام میگه شما خونه ما بدبخت بیچاره هارو کردید تو شیشه
و حتی یه صحنه ای بود پسر این فرد ثروتمند وارد یه خونه ای شد شبیه قصر
من این خونه رو می دیدم ترس تمام وجودم رو می گرفت قشنگ این ترس رو احساس می کردم
و پارسال مرداد ماه وام ازدواجمون رو که گرفتیم 300 میلیون تومان تو حساب خودم بود ،و من اینقدر می ترسیدم این پول تو حسابم هست، فقط خدا خدا می کردم یه جوری این پول بدم بره تا از این ترس رها بشم (و خیلی زود دادیم به خواهرم قرض که خونه خریده بود )
استاد من تازه فهمیدم می ترسم و وحشت عجیبی دارم از ثروت و ثروتمندا و باید این موضوع به لطف الله مهربان در من حل بشه .
چند وقتی هست روی این فایل کار می کنم مثل دوستان عزیزی که گفتن تمرکزی کار کردن و نتیجه گرفتن ،راستش دستشون درد نکنه کامنت گذاشتن کامنت اونها انگیزه ای مضاعف بهم داد.
من یه خاله ای دارم که از بچگی که یادم میاد ( ما تو روستا زندگی می کردیم وقتی من بچه بودم )وضع مالی اش خوب بود ،فروشگاه لباس داشتن همیشه به نسبت اکثریت افراد روستا و فک و فامیل وضع مالی خوبی داشتن
شوهر خاله ام (خدابیامرز) که صاحب اصلی ثروت بود بسیار انسان چشم پاک،نجیب ،با ادب ،زحمت کش ،شوخ طبع ،بسیار خانواده دوست (محبتی که اون نسبت به بچه هاش داره الگویی تمام عیار از پدر و فرزندی هست)بسیار حمایت گر ،خیلی اروم بود خدابیامرز
خیلی ساده زیست بود
راضی به زحمت هیچ کس نمی شد
از هیچ کس هیچ انتظاری نداشت
فقط یکم خسیس بود اونم به خاطر باور کمبود بوده احتمالا
ولی خاله ام یکم بد جنس بود
مخصوصا من رو خیلی اذیت می کرد وقتی بچه بودم ،حرفاش و رفتاراش خیلی دل منو می شکست .
راستش این چند وقت همیشه توی ذهنم این هست که خاله ام با رفتارهاش باعث شد من فکر کنم ثروتمندا ادم های بدی هستن در حالیکه شوهرش خدابیامرز که صاحب اصلی ثروت بود خیلی انسان شریفی بود .
اینکه شوهر خاله ام خیلی ادم خوبی بود امروز به ذهنم اومد ،شاید خداوند میخواست این موضوع برام روشن بشه که فکر خاله ات تو ذهنته صاحب ثروتش رو ببین که چقدر ادم خوبی بود.
خدابیامرز کلی اموال و فروشگاه گذاشت بعد مرگش
خاله ام با عزت پول در میاره خودش و بچه هاش زندگی می کنن،اگر شوهر خاله ام با تمام خوبی هاش این ثروت و بیزنس رو نداشت و زنش در اوج جوانی و زیبایی دچار تنگ دستی می شد چقدر اذیت می شد
و چه بسا شاید خوبی های شوهر خاله ام هم از یادها می رفت ولی همین ثروت و بیزنسی که ازش باقی موند باعث شد همه ازش به نیکی یاد کنند.
ما همیشه توی خونمون ماشین لباسشویی دو قلو داشتیم که مامانم اول لباسارو می انداخت داخلش یه ربع می شست
بعد می ایستاد بالا سرش تا ابش تخلیه بشه،بعد دوباره اب رو باز می کرد تا پر بشه و لباسا رو اب بکشه حدودا 10 دقیقه ،بعد دوباره تخلیه دوباره باز کردن اب و ابکشی دوباره لباس ها
بعدش تخلیه اب و انداختن تو خشک کن و تنظیم کردنش تا نیمه خشک بشه بعدش هم اویزون کردن روی طناب تا کامل خشک بشه.
توی همه این مراحل مامانم باید بالای سر لباسشویی می ایستاد .
ولی من که تازه عروسی کردم و لباسشویی تمام اتوماتیک دارم فقط یکبار لباس هارو می اندازم داخل ماشین یه دکمه می زنم تا یک ساعت بعد برم خشک شده اش رو در بیارم و استفاده کنیم
هر موقع لباس هارو می اندازم داخل ماشین لباسشویی میگم خدایا شکرت چقدر زندگی راحته
یعنی من با داشتن امکانات بیشتر ،اتفاقا شکر گزار تر می شوم و به خداوند نزدیک تر می شوم.
درباره خونمون هم همینطور
خونه بابام خیلی کوچیکه ولی خونه خودم خیلی بزرگه و خوشگله
هر روز میگم خدایا شکرت خونه ام خیلی بزرگ و قشنگ
پس داشتن امکانات بیشتر یا ثروت بیشتر منو سپاس گزار تر می کنه
من یکسال پیش دوره کشف قوانین رو تهیه کردم و روی خودم شروع کردم به کار کردن.
روی باورهای مالی که کار می کردم یک سری نتایج خیلی کوچیک می اومد ولی ادامه پیدا نمیکرد
بارها به خداوند گفتم :خدایا اصلی ترین و مهم ترین باوری که جلوی ثروت رو به زندگی من گرفته کدوم باوره؟
هر بار جواب این بود: فکر می کنی ثروت تو را از خدا دور می کند.
فکر می کنی ثروتمندا ادم های خوبی نیستن
راستش رفتم به گذشته و خیلی از
افکارم یادم اومد اینکه
وقتی میرم طلافروشی با خودم میگم نکنه سرمون کلاه بزارن (پس در عمق ذهنم طلا فروش ها(ثروتمندان) کلاه بردارن)
حتی لوازم خانگی میریم یه چیزی بخریم همین حس دارم.
بنگاه میریم برای اجاره خونه یا خرید
همین احساس(کلاه برداری) رو نسبت به املاکی ها دارم
و حتی یادمه تو نوجوانی میگفتم من از پولدارا بدم میاد.
خب همه اینها باور ساختن که پولدار بودن خوب نیست
ثروتمند بودن خوب نیست
حالا من چند وقتی هست روی فایل رابطه ثروت و خداوند در ذهن کار می کنم .
چند روز پیش 13 صفر بود
مامانم به من زنگ زد گفت نفیسه دو سه روز روی گوشی ام اب ریخته ،دیگه روشن نمیشه ،منم نمیتونم بدون گوشی باشم بیا برو از حساب بابات پول بیار من برم گوشی بخرم یک ماه دیگه میزارم سر جاش.
من گفتم مامان خودت که طلا داری منم 4 تا سکه پارسیان دارم اونارو بهت میدم ببر بفروش با پول نقدی که داری بریم برات گوشی بخریم.
همین لحظه خواهرم زنگ زد گفت نفیسه اون انگشتری که چند ماه پیش ازت خریده بودیم و 2 تا نگین داشت ،اون انگشتر نگین هاشو به اسم طلا برای شما فروختن و الان نزدیک 4 میلیون تومن داریم ضرر می کنیم .
با فاکتور رفتیم طلافروشی که انگشتر ازش خریدیم گفت بله نگین ها به وزن نیم گرم به اسم طلا فروخته شده
ما گفتیم حالا پول ما رو بده
ولی طلافروش سفسطه کرد و پول ما رو نداد.
طلافروش تو روز روشن از ما کلاه برداری کرد
((منم پس انداز طلاهام دقیقا شده 4 میلیون تومان))
دقیقا اندازه پس اندازم که رفته بودم بالا
دوباره اومدم پایین
همون چیزی که استاد میگه : شما تلاش می کنید ،دنبال پول می روید ولی با یه تصمیم اشتباه می افتید پایین
و همه چیزی که جمع کرده بودید از دست می دید فقط به خاطر اینکه عمق ناخوداگاه تون فکر می کنید ثروت شما رو از خدا دور می کنه.
خدایا چگونه تورا سپاس گزار باشم که حق مطلب را ادا کند .
استاد من و بچه های عزیز سایت عباسمنش
من یک سال و خورده ای هست با سایت استاد اشنا شدم
نتایج خوبی هم گرفتم مثلا ازدواجم
و تمام دغدغههای مربوط به ازدواجم به لطف خدای بزرگ حل شد و از کد نویسی و سپاسگزاری بسیار استفاده کردم و هرکس که اومد عروسی من باورشون نمیشد عروسی به این خوبی برای یه من که 34 سالم هست برگزار بشه (اخه یه باور محدود کننده ای که بین ادم های فرهنگ ماهست اینه که دختر باید توی 13 ، 14 سالگی ازدواج کنه وگرنه دیگه یه ادم خوب و سالم نمیاد این دختر رو بگیره یه ادمی با کلی مشکل مثلا زنش طلاق داده باشه بیاد خواستگاری ولی برای من بهترین اتفاق ممکن افتاد چون من عمیقا احساس لیاقت راجب این موضوع داشتم و هیچ وقت خودمو کم نمی دیدم )
ولی استادم راجب ثروت حدودا 10 ماهه دارم کار میکنم ولی هنوز جواب نگرفتم
تا اینکه دیشب گفتم خدایا من واقعا دیگه نمیدونم باید چکار کنم ،خودت راهنمایی ام کن ،و استادم اون سر دنیا به لطف الله مهربان فایل ضبط کرده تا جواب سوال منو بده
خدایاااااا بینهاااااااایتتتتتت شکرررررررتتتتتت
استادم باور دوم که من به خاطر دیگران از خدا پول بخوام خیلی عجیب برای من صادق هست
پدر من 10 سال پیش خونه خرید و بدهکار شد و من از ته قلبم از خدا خواستم برم سرکار پول کسب کنم تا بدم بابام بدهی هاشو بده ،استادم باور کنید تنها پولی که تو عمرم بدست اوردم (انقدر زیاد بود که نمیدونستم باهاش چکار کنم)فقط همون پول و همون تایم بود .
من تایم هایی که به خاطر خودم پول خواستم بهش نرسیدم به همین واضحی.
استاد راستش بابام چون وضع خوبی نداشت و باورهای محدود کننده زیاد داشت و من عاشق بابام بودم دلم میخواست تایید بگیرم ازش و پیشش عزیز باشم گفتم من از بابام پول نمیخوام و فکر می کردم نخواستن پول باعث میشه ارزشمند باشم پیش مهم ترین فرد زندگی ام که پدرم بود .
در واقع نخواستن و نداشتن پول باعث ارزشمند شدن بود تو ذهن من
و اینکه من بچه بودم یه خاله داشتم که وضعش خیلی خوب بود( فروشگاه لباس داشتن) ولی این خاله ام خیلی از من بدش می اومد در حالیکه من دوسش داشتم چون خاله ام بود و اون منو دوست نداشت و با من بد رفتار می کرد.
و یه عمویی هم داشتم که دیوار به دیوار خونه ما بودن و عموم وضعش خیلی خوب بود و اون از ما خوشش نمی اومد و اینکه مامانم همیشه از رفتارهای بد عموم و زنش با ما صحبت می کرد طوریکه ما همون بچگی از عموم و زنش و بچه هاش متنفر بودیم ولی عموم وضعش خیلی خوب بود .
نمی دونم شاید این اتفاق ها توی بچگی باعث این ذهنیت شده که اگه ثروتمند باشیم ادم های بدی می شویم .
خدایا کمک مون کن باور های درست داشته باشیم
خدایا مارا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی.
به نام خدای مهربان
سلام به استادان عزیزم و دوستان گرانقدرم
استادم چند وقتی دارم روی این فایل کار می کنم
قبلش بگم از بچه هایی که نتیجه گرفتن و اومدن نتایج شون رو با ما به اشتراک گذاشتن خیلی ممنونم که باعث انگیزه مضاعف می شه برای ادم.
از اقای حوا زاده،اقای محمدی ،اقای حیدری،خانم هلالی ،خانم غفاری
خیلی ازتون ممنونم انشالله نتیجه هاتون پایدار و پر برکت باشه
استاد عزیزم عمیق که نگاه می کنم
ادم های پولدار کلاه بردار نیستن بلکه این ما هستیم که به خاطر
1.نداشتن عزت نفس و احساس لیاقت
2.شرک
3.باور کمبود
4.توجه نکردن به هدایت های الله
و …
به سمتی هدایت می شیم و اتفاقاتی رو تجربه می کنیم که فکر می کنیم افراد پولدار سر ما کلاه گذاشتن.
یک نمونه اش وقتی خاله من برای موضوعی به من زنگ زد من نتونستم با عزت نفس کامل حق و حقوق خودم رو در مورد اون موضوع مشخص کنم بعدا خاله ام و بچه هاش به نفع خودشون خیلی چیز ها رو بالا کشیدن و من موندم و کلی احساس بد که اره خاله ام سر من کلاه گذاشت.
یا وقتی رفتیم خونه بخریم به خاطر شرک مون انتخابی کردیم که سر مون کلاه رفت .
یک موضوعی که حدودا 20 روز پیش اتفاق افتاد .
همسرم به من گفت نفیسه 10 میلیون پول نقد داریم به نظرت باهاش چی بخریم که ارزشش حفظ بشه
من بهش گفتم یه روز بهم فرصت بده
تو قلبم گفتم خدایا تو ما رو هدایت کن برای این تصمیم.
از قضی من اونروز هدایت شدم به سمت خواهرم و خواهر زاده ام و دیدم اونا دارن طلاهاشونو می فروشن
من اومدم خونه به همسرم گفتم میخوای برای پولمون قسمتی از طلاهای خواهر زاده ام رو بگیریم ،گفت مطمئنی ضرر نمی کنیم .
گفتم مطمئن نیستم فقط می دونم من از خدا خواستم و و اینطوری هدایت شدم.
بماند که نشد ما اون طلا هارو بخریم
ولی من قیمت طلای اونروز رو توی ذهنم نگه داشتم و قیمت امروز رو نگاه می کنم ما سود می کردیم فقط میخواستم اعتمادم به هدایت باشه.
حالا من میتونم بگم طلافروشی یا کس دیگه ای میخواست یا میتونست سر من کلاه بزاره.؟ نه
چون من داشتم با هدایت جلو می رفتم و همه چیز عالی بود .
پس جاهایی که ما فکر می کنیم عمو خاله دایی همسایه همکار یا هر کسی که پولداره سر ما کلاه میزاره ،اون فرد کلاه نمیزاره سر ما ،ما خودمون داریم مسیر رو اشتباه می ریم.
وگرنه خداوند سر تمام تصمیم ها داره ما رو هدایت می کنه به بی نهایت طریق
حالا ما توجه نمی کنیم دیگه تقصیر کسی نیست.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استادان عزیزم
استادم چند وقتی که دارم روی این فایل کار می کنم
راستش بین دو خواهر یا دو برادر وقتی عمیق نگاه می کنم میبینم اونی که وضع مالی بهتری داره در سایر ابعاد زندگی هم
وضع خیلی بهتری داره
مثلا:
بین دو تا دایی هام اون دایی ام که وضعش خوبه
رابطه عاطفی خودش خیلی خوبه
رابطه اش با پدر و مادرش خیلی خوب بود
(پدر بزرگ و مادر بزرگم از دنیا رفتن)
رابطه اش با خواهر برادرا خیلی خوبه
با فرزندانش خیلی خوبه
بچه هاش روابط عاطفی خیلی خوبی دارن
وضع مالی خیلی بهتری دارن
همه شون سلامتی بهتری دارن
کسب و کار خودشون رو دارن
همه شون به نسبت زندگی شون رو به رشد هست
همه بچه ها صاحب فرزند هستند
===========================
اون دایی ام که وضع مالی نا مناسبی داره
رابطه عاطفی اصلا خوبی نداره
رابطه اش با بچه هاش اصلا خوب نیست
وضع سلامتی خوبی نداره
بچه هاشم خیلی وضع مناسبی ندارن
========≈==================
اوضاع دایی ام که وضع مالی خوبی داره نسبتا خیلی خیلی خیلی بهتره
==========================
راجب خاله هام همینطور
خاله ام که وضع مالی خوبی داره
رابطه عاطفی اش عالی بود
با همسرش (خدا بیامرز)متحد بودن
خیلی احترام و عشق و شادی بین شون برقرار بود.
با بچه هاش رابطه عالی داره
بچه ها خودشون خیلی شرایط خوبی دارن از نظر مالی ،اجتماعی ،رابطه عاطفی ،سلامتی و …
همه چیز تو زندگی شون رو به رشد و پیشرفت هست
==========================
خاله ی همسرم چند تا داماد داره
اونی که وضع مالی بهتری داره
از نظر رابطه عاطفی عالیه
سلامتی بچه هاش و خودش و همسرش عالیه
از نظر محبوبیت و وجهه و اعتبار توی خانواده جایگاهش عالیه
از نظر رفتار با فک و فامیل و مهمان نوازی و سفره داری عالیه
=========================
حتی مثالهای بیشتری هم میتونم بزنم و پیدا کنم .
به این نتیجه می رسم که ثروت کیفیت همه چیز رو بالا میبره
بین افراد ثروتمند و خانواده شون احترام اعتماد ،عشق ،همکاری، اتحاد واقعا موج می زنه .
من اینو متوجه شدم.
اتفاقا ثروت مثل یک نور می مونه تو زندگی پس جنسش کاملا الهی است.
به نام خدای مهربان
سلام به استادان عزیزم
راستش من یه جورایی تونستم رفتار ادم ها رو از ثروت جدا کنم .
مامان من یه ادم خیلی سخاوتمندی هست
به شدت باور به فراوانی دارد
این اخلاقش زمانی که ما تو روستا بودیم و خیلی وضع مالی نامناسبی داشتیم هم بود
بعد از اینکه مهاجرت کردیم و وضع مالی مون خیلی بهتر شد باز هم اخلاق مامانم همین بود .
یعنی ثروت فقط مامان من رو که سخاوتمند بود رو سخاوتمند تر کرد.
پس نتیجه می گیریم ثروت کسی رو بد نمی کنه فقط همون چیزی که هست رو بزرگتر نشون میده .
خیلی از ادم های ثروتمند هستند که خیلی خوب هستن
یه سری ها هم هستن که بد هستن
ربطی به ثروتشون نداره
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم
یکی از همشهری هامون 3 تا برادر هستن
برادر بزرگه خیلی وضع مالی اش خرابه
مستاجره
ولی برادر کوچیکه خیلی وضعش خوبه
چندین تا خونه ویلا مغازه ماشین شاسی بلند و ….
حالا من شنیدم وقتی صحبت می شه میگن فلانی وضعش خوبه ها ولی چه فایده انصاف نداره ،مردونگی نداره(ادم خوب و درستی نیست) یه خونه بخره ،بده داداشش بگه بیا تو بشین تو این خونه و دیگه مستاجر نباش
پس نتیجه اینه، ثروتمندا ادم های درستی نیستن
مورد بعدی
دوست بابام یه ادم ثروتمندی و یه مغازه بزرگ داره و همیشه هم مشتری توی صف هستش
خیلی خیلی خیلی ادم منصفیه ،خیلی سود کمی رو جنس هاش میکشه
حتی یه بار من دیدم یه نفر برای جنس هایی که خریده بود بهش گفت توی فاکتور قیمت رو بالاتر بزن گفت من هیچ وقت این کار نمی کنم،من قیمت خودم رو می زنم .
ولی این ادم خیلی خوب 4 تا دختر داره و پسر نداره
وقتی صحبت میشه ،میگن فلانی خیلی وضع اش خوبه ها ولی حیف دیوارش کوتاهه(یعنی پسر نداره که وارث اش بشه)
بعد میگن خدا همه چیز رو یه جا نمیده
یعنی ثروت رو داده ولی پسر رو نداده
ثروت رو داده ولی سلامتی رو نداده
پس نتیجه یعنی ،خدا اگه ثروت رو بده ممکنه یه سری چیزهای مهم و دوست داشتنی دیگه رو نده
وقتی به اون نعمت نداشته اشاره میشه خیلی زود به ثروت اشاره میشه که چون این هست ،اون نیست
چون ثروت هست اون نعمت نیست
پس احتمالا ثروت بار منفی داره
به امید گرفتن نتایج فوق العاده
به نام یگانه مهربان
سلام به استادان عزیز و دوستان گرامی
قبلنا چند بار خواستم ببینم احساسم نسبت به پول و ثروت چیه (یکی از تمرینات دوره کشف قوانین بود)
دیدم هیچ حسی ندارم
راستش هیچ حسی پیدا نمی کردم درون خودم ،نه ذوق و شوقی نه نفرتی
اما الان که چندین بار روی این فایل کار کردم فهمیدم ترس و وحشت شدید دارم نسبت به ثروت و ثروتمندان
از قضی منو و همسرم هدایت شدیم به دیدن چند تا فیلم که بی ربط نیست به این فایل و ثروت
و اونم فیلم God father بود که خیلی ترس و وحشت رو درون من نسبت به ثروتمندا و ثروت بهم نشون داد
و فیلم رحمان 1400 که افراد ثروتمند فیلم به شدت ریاکار،دروغ گو و فردی که براشون کار می کنه مدام میگه شما خونه ما بدبخت بیچاره هارو کردید تو شیشه
و حتی یه صحنه ای بود پسر این فرد ثروتمند وارد یه خونه ای شد شبیه قصر
من این خونه رو می دیدم ترس تمام وجودم رو می گرفت قشنگ این ترس رو احساس می کردم
و پارسال مرداد ماه وام ازدواجمون رو که گرفتیم 300 میلیون تومان تو حساب خودم بود ،و من اینقدر می ترسیدم این پول تو حسابم هست، فقط خدا خدا می کردم یه جوری این پول بدم بره تا از این ترس رها بشم (و خیلی زود دادیم به خواهرم قرض که خونه خریده بود )
استاد من تازه فهمیدم می ترسم و وحشت عجیبی دارم از ثروت و ثروتمندا و باید این موضوع به لطف الله مهربان در من حل بشه .
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم
چند وقتی هست روی این فایل کار می کنم مثل دوستان عزیزی که گفتن تمرکزی کار کردن و نتیجه گرفتن ،راستش دستشون درد نکنه کامنت گذاشتن کامنت اونها انگیزه ای مضاعف بهم داد.
من یه خاله ای دارم که از بچگی که یادم میاد ( ما تو روستا زندگی می کردیم وقتی من بچه بودم )وضع مالی اش خوب بود ،فروشگاه لباس داشتن همیشه به نسبت اکثریت افراد روستا و فک و فامیل وضع مالی خوبی داشتن
شوهر خاله ام (خدابیامرز) که صاحب اصلی ثروت بود بسیار انسان چشم پاک،نجیب ،با ادب ،زحمت کش ،شوخ طبع ،بسیار خانواده دوست (محبتی که اون نسبت به بچه هاش داره الگویی تمام عیار از پدر و فرزندی هست)بسیار حمایت گر ،خیلی اروم بود خدابیامرز
خیلی ساده زیست بود
راضی به زحمت هیچ کس نمی شد
از هیچ کس هیچ انتظاری نداشت
فقط یکم خسیس بود اونم به خاطر باور کمبود بوده احتمالا
ولی خاله ام یکم بد جنس بود
مخصوصا من رو خیلی اذیت می کرد وقتی بچه بودم ،حرفاش و رفتاراش خیلی دل منو می شکست .
راستش این چند وقت همیشه توی ذهنم این هست که خاله ام با رفتارهاش باعث شد من فکر کنم ثروتمندا ادم های بدی هستن در حالیکه شوهرش خدابیامرز که صاحب اصلی ثروت بود خیلی انسان شریفی بود .
اینکه شوهر خاله ام خیلی ادم خوبی بود امروز به ذهنم اومد ،شاید خداوند میخواست این موضوع برام روشن بشه که فکر خاله ات تو ذهنته صاحب ثروتش رو ببین که چقدر ادم خوبی بود.
خدابیامرز کلی اموال و فروشگاه گذاشت بعد مرگش
خاله ام با عزت پول در میاره خودش و بچه هاش زندگی می کنن،اگر شوهر خاله ام با تمام خوبی هاش این ثروت و بیزنس رو نداشت و زنش در اوج جوانی و زیبایی دچار تنگ دستی می شد چقدر اذیت می شد
و چه بسا شاید خوبی های شوهر خاله ام هم از یادها می رفت ولی همین ثروت و بیزنسی که ازش باقی موند باعث شد همه ازش به نیکی یاد کنند.
خدا بیامرزتش
به امید گرفتن نتایج عالی و نوشتن کامنت نتایج
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم
یه مدتی هست که دارم روی این فایل کار می کنم.
ما همیشه توی خونمون ماشین لباسشویی دو قلو داشتیم که مامانم اول لباسارو می انداخت داخلش یه ربع می شست
بعد می ایستاد بالا سرش تا ابش تخلیه بشه،بعد دوباره اب رو باز می کرد تا پر بشه و لباسا رو اب بکشه حدودا 10 دقیقه ،بعد دوباره تخلیه دوباره باز کردن اب و ابکشی دوباره لباس ها
بعدش تخلیه اب و انداختن تو خشک کن و تنظیم کردنش تا نیمه خشک بشه بعدش هم اویزون کردن روی طناب تا کامل خشک بشه.
توی همه این مراحل مامانم باید بالای سر لباسشویی می ایستاد .
ولی من که تازه عروسی کردم و لباسشویی تمام اتوماتیک دارم فقط یکبار لباس هارو می اندازم داخل ماشین یه دکمه می زنم تا یک ساعت بعد برم خشک شده اش رو در بیارم و استفاده کنیم
هر موقع لباس هارو می اندازم داخل ماشین لباسشویی میگم خدایا شکرت چقدر زندگی راحته
یعنی من با داشتن امکانات بیشتر ،اتفاقا شکر گزار تر می شوم و به خداوند نزدیک تر می شوم.
درباره خونمون هم همینطور
خونه بابام خیلی کوچیکه ولی خونه خودم خیلی بزرگه و خوشگله
هر روز میگم خدایا شکرت خونه ام خیلی بزرگ و قشنگ
پس داشتن امکانات بیشتر یا ثروت بیشتر منو سپاس گزار تر می کنه
و من بیشتر به فرکانس خداوند نزدیک می شوم .
بنابراین ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست .
هر چقدر ثروتمند تر باشیم به خداوند نزدیک تریم .
به نام خدای مهربان
سلام استاد خوبم
من یکسال پیش دوره کشف قوانین رو تهیه کردم و روی خودم شروع کردم به کار کردن.
روی باورهای مالی که کار می کردم یک سری نتایج خیلی کوچیک می اومد ولی ادامه پیدا نمیکرد
بارها به خداوند گفتم :خدایا اصلی ترین و مهم ترین باوری که جلوی ثروت رو به زندگی من گرفته کدوم باوره؟
هر بار جواب این بود: فکر می کنی ثروت تو را از خدا دور می کند.
فکر می کنی ثروتمندا ادم های خوبی نیستن
راستش رفتم به گذشته و خیلی از
افکارم یادم اومد اینکه
وقتی میرم طلافروشی با خودم میگم نکنه سرمون کلاه بزارن (پس در عمق ذهنم طلا فروش ها(ثروتمندان) کلاه بردارن)
حتی لوازم خانگی میریم یه چیزی بخریم همین حس دارم.
بنگاه میریم برای اجاره خونه یا خرید
همین احساس(کلاه برداری) رو نسبت به املاکی ها دارم
و حتی یادمه تو نوجوانی میگفتم من از پولدارا بدم میاد.
خب همه اینها باور ساختن که پولدار بودن خوب نیست
ثروتمند بودن خوب نیست
حالا من چند وقتی هست روی فایل رابطه ثروت و خداوند در ذهن کار می کنم .
چند روز پیش 13 صفر بود
مامانم به من زنگ زد گفت نفیسه دو سه روز روی گوشی ام اب ریخته ،دیگه روشن نمیشه ،منم نمیتونم بدون گوشی باشم بیا برو از حساب بابات پول بیار من برم گوشی بخرم یک ماه دیگه میزارم سر جاش.
من گفتم مامان خودت که طلا داری منم 4 تا سکه پارسیان دارم اونارو بهت میدم ببر بفروش با پول نقدی که داری بریم برات گوشی بخریم.
همین لحظه خواهرم زنگ زد گفت نفیسه اون انگشتری که چند ماه پیش ازت خریده بودیم و 2 تا نگین داشت ،اون انگشتر نگین هاشو به اسم طلا برای شما فروختن و الان نزدیک 4 میلیون تومن داریم ضرر می کنیم .
با فاکتور رفتیم طلافروشی که انگشتر ازش خریدیم گفت بله نگین ها به وزن نیم گرم به اسم طلا فروخته شده
ما گفتیم حالا پول ما رو بده
ولی طلافروش سفسطه کرد و پول ما رو نداد.
طلافروش تو روز روشن از ما کلاه برداری کرد
((منم پس انداز طلاهام دقیقا شده 4 میلیون تومان))
دقیقا اندازه پس اندازم که رفته بودم بالا
دوباره اومدم پایین
همون چیزی که استاد میگه : شما تلاش می کنید ،دنبال پول می روید ولی با یه تصمیم اشتباه می افتید پایین
و همه چیزی که جمع کرده بودید از دست می دید فقط به خاطر اینکه عمق ناخوداگاه تون فکر می کنید ثروت شما رو از خدا دور می کنه.
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایا چگونه تورا سپاس گزار باشم که حق مطلب را ادا کند .
استاد من و بچه های عزیز سایت عباسمنش
من یک سال و خورده ای هست با سایت استاد اشنا شدم
نتایج خوبی هم گرفتم مثلا ازدواجم
و تمام دغدغههای مربوط به ازدواجم به لطف خدای بزرگ حل شد و از کد نویسی و سپاسگزاری بسیار استفاده کردم و هرکس که اومد عروسی من باورشون نمیشد عروسی به این خوبی برای یه من که 34 سالم هست برگزار بشه (اخه یه باور محدود کننده ای که بین ادم های فرهنگ ماهست اینه که دختر باید توی 13 ، 14 سالگی ازدواج کنه وگرنه دیگه یه ادم خوب و سالم نمیاد این دختر رو بگیره یه ادمی با کلی مشکل مثلا زنش طلاق داده باشه بیاد خواستگاری ولی برای من بهترین اتفاق ممکن افتاد چون من عمیقا احساس لیاقت راجب این موضوع داشتم و هیچ وقت خودمو کم نمی دیدم )
ولی استادم راجب ثروت حدودا 10 ماهه دارم کار میکنم ولی هنوز جواب نگرفتم
تا اینکه دیشب گفتم خدایا من واقعا دیگه نمیدونم باید چکار کنم ،خودت راهنمایی ام کن ،و استادم اون سر دنیا به لطف الله مهربان فایل ضبط کرده تا جواب سوال منو بده
خدایاااااا بینهاااااااایتتتتتت شکرررررررتتتتتت
استادم باور دوم که من به خاطر دیگران از خدا پول بخوام خیلی عجیب برای من صادق هست
پدر من 10 سال پیش خونه خرید و بدهکار شد و من از ته قلبم از خدا خواستم برم سرکار پول کسب کنم تا بدم بابام بدهی هاشو بده ،استادم باور کنید تنها پولی که تو عمرم بدست اوردم (انقدر زیاد بود که نمیدونستم باهاش چکار کنم)فقط همون پول و همون تایم بود .
من تایم هایی که به خاطر خودم پول خواستم بهش نرسیدم به همین واضحی.
استاد راستش بابام چون وضع خوبی نداشت و باورهای محدود کننده زیاد داشت و من عاشق بابام بودم دلم میخواست تایید بگیرم ازش و پیشش عزیز باشم گفتم من از بابام پول نمیخوام و فکر می کردم نخواستن پول باعث میشه ارزشمند باشم پیش مهم ترین فرد زندگی ام که پدرم بود .
در واقع نخواستن و نداشتن پول باعث ارزشمند شدن بود تو ذهن من
و اینکه من بچه بودم یه خاله داشتم که وضعش خیلی خوب بود( فروشگاه لباس داشتن) ولی این خاله ام خیلی از من بدش می اومد در حالیکه من دوسش داشتم چون خاله ام بود و اون منو دوست نداشت و با من بد رفتار می کرد.
و یه عمویی هم داشتم که دیوار به دیوار خونه ما بودن و عموم وضعش خیلی خوب بود و اون از ما خوشش نمی اومد و اینکه مامانم همیشه از رفتارهای بد عموم و زنش با ما صحبت می کرد طوریکه ما همون بچگی از عموم و زنش و بچه هاش متنفر بودیم ولی عموم وضعش خیلی خوب بود .
نمی دونم شاید این اتفاق ها توی بچگی باعث این ذهنیت شده که اگه ثروتمند باشیم ادم های بدی می شویم .
خدایا کمک مون کن باور های درست داشته باشیم
خدایا مارا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی.
سلام خدمت اقای محمدی گرانقدر
خیلی ممنون از حُسن توجه تون به کامنت بنده
راستش وقتی دوستانی مثل شما تونستن نتیجه بگیرن از این فایل انگیزه شد تا منم بیشتر و بیشتر کار کنم.
اقای محمدی راستش دلم میخواد یکم از روند کار کردن تون هم توضیح بدید، منطق هایی که برای ذهنتون میارید تا باورهای محدود کننده ضعیف تر بشن برامون بگید.
خیلی ممنون میشم ازتون