نتایج دانشجویان از عمل به آموزه های استاد | قسمت 2 - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

178 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 745 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    سوره سجده

    اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ أَفَلَا تَتَذَکَّرُونَ ﴿4﴾

    خدا کسى است که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش [قدرت] استیلا یافت براى شما غیر از او سرپرست و شفاعتگرى نیست آیا باز هم پند نمى‏ گیرید (4)

    یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ ﴿5﴾

    کار [جهان] را از آسمان [گرفته] تا زمین اداره مى ‏کند آنگاه [نتیجه و گزارش آن] در روزى که مقدارش آن چنان که شما [آدمیان] برمى ‏شمارید هزار سال است به سوى او بالا مى ‏رود (5)

    ذَلِکَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿6﴾اوست داناى نهان و آشکار که شکوهمند مهربان است

    الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِینٍ ﴿7﴾

    همان کسى که هر چیزى را که آفریده است نیکو آفریده و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد (7)

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست

    هر هدایتی و نعمتی در زندگی ام هست از آن توست

    هر آنچه هست از فضل بی‌انتهای توست

    من تسلیمم

    هر نعمتی که دریافت میکنم از لطف توست

    که مرا با خودت هماهنگ می‌کنی چون تو بیشتر از خودم دوست داری که من از این فراوانی نعمتت استفاده کنم و لذت ببرم

    خدایا شکرت که هر آنچه لازمه رشد و پیشرفتم هست را همین الان در اختیارم قرار داده ای

    فقط باید من خودم را با جریان نعمت و هدایت تو هماهنگ کنم.

    خدایا کمکم کن من تسلیمم هیچی نمیدووووونم

    خدایا شکرت که مرا خالق زندگی خودم کردی

    تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس افکار و فرکانس ها و باورهای خودم خلق میشود

    خدایا کمکم کن تا آسان گیر تر باشم

    این فایل نشانه ی روزم بود و چه رزق با برکتی از طرف خدا وند مهربان و بخشنده ی بی حساب بود .

    رزق فقط در مادیات نیست بخدا رزق بی‌حساب همین که من در وجودم یک باگ و ترمز پیدا کنم یه نوع رزقه

    وقتی من با تغییر باورهام از درون به آرامش برسم

    بخدا که بینهایت نعمت و ثروت و فراوانی دریافت میکنم.

    همون رزقی که خودش به طرفم میاد

    وقتی امروز با تمرین ستاره قطبی از خدا خواستم هر لحظه هواسش بهم باشه هر کجا مشرک شدم پس گردنی رو بزنه تا بیام تو مسیر درستش

    الله و اکبر

    امروز دوست داشتم در جلسه معنوی ام حضور داشته باشم.و تصمیم هم گرفته بودم که برم و سرخوش و شاد هم بودم و آرامش داشتم

    ولی جریان هدایت منو به ماندن در خانه برد .

    شرایط جوری شد که در خانه بمانم

    و از این شرایط میخواستم بهم بریزم و یه لحظه دیدم دارم احساس قربانی شدن و حس مظلوم نمایی میکنم .

    همون لحظه اومدم تو سایت و گفتم نشانه روزم رو الان فرصت خوبیه که ببینم

    چون صبح صفحه رو باز کرده بودم و دوست داشتم تو این 24ساعت که روی صفحه ام هست بهش گوش بدم

    و دقیقا در زمانی که بهش نیاز داشتم خداوند منو هدایت کرد و دستم رو گرفت و به شرک خفی در وجودم برام بیدارکرد

    که دردانه من ایراد از خودته

    در دنیای بیرون دنبال چی هستی

    کی رو مقصر می‌دونی

    چرا به جای تغییر حس قربانی شدن و مظلوم نمایی می‌کنی

    تو خالق زندگی خودت هستی

    قانون سادست

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    تو وجود خودت بگرد و ایرادات رو پیدا کن

    و اینا فقط لطف خداوند و کار کردن مستمر روی خودم هست

    منو خدا جدا از هم نیستیم

    و لطف خداوند است که به افکار و فرکانس ها و باورهایم دارم آگاه تر میشوم.

    دارم گفتگوهای ذهنی ام را بیشتر میفهمم

    و امروز خداوند با شرکی که در وجودم داشتم گوشمو آروم پیچوند و دستم رو گرفت و در مسیر درست الهی قرارم داد .

    با تغییر باور محدود کننده ای که در زمینه روابط در وجودم پیدا کرد منو هدایت کرد و بهم گفت بنده ی من تو تنها نیستی خودم همیشه حواسم بهت هست.

    فقط کافیه اعتماد کنی و آرام باشی

    و از داشته ها و نعمت‌هایی که بینهایت در اختیارت گذاشته ام شکر گذاری کنی

    تا سطل وجودت را بزرگتر کنم

    بنده ی من حالا بیا و باورهای توحیدی قدرتمند در روابطت را بساز و تکرار کن

    من لایق روابط سالم و بدون وابستگی هستم .من فقط وابسته به اصلم به خداوند که دهنده بی منت هست هستم

    من ارزشمندم بی قید و شرط

    خداوند روزی دهنده است از دستانش تشکر و قدردانی میکنم و در دنیای درونی ام خدا را صاحب قدرت و نعمت و عظمت و نرم کننده دلها میدانم که از طریق دستانش نعمت و ثروت و فراوانی را به زندگی ام جاری میکند.

    به لطف خداوند هر روز رابطه ام با خودم و عزیزانم بهتر و زیباتر میشود.

    من لایق رابطه ای سالم و بدون وابستگی هستم.

    من لایق آزادی زمانی و مکانی و استقلال مالی هستم .

    من آزاد و رها هستم

    با عشق به خودم و جهان اطرافم احترام میگذارم ومتقابلا احترام دریافت میکنم.

    خدایا شکرت که مرا خالق زندگی خودم کردی.

    خدایا شکرت که خواسته من آزادی فکری و عدم وابستگی به آدمها هست خودت کمکم کن تو که می‌دونی من چی می‌خوام

    انسان ذاتا تنها اومده و تنها برمیگرده

    میخواهم توحید ی تر عمل کنم

    تو که از ضعف ها و احساس من آگاه و بینا و شنوا به اسرار درونم هستی یک لحظه هم مرا به حال خودم وامگذار

    من تسلیمم هیچی نیستم بدون تو هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم و همواره در مسیر توحید ثابت قدم تر باشم.

    خدایا شکرت که همین الان خواسته من را خیلی از بنده هات دارم زندگی میکنند.

    یک الگوی عالی و قوی که دارم خود استاد عزیزم و مریم نازنینم هستند

    که ماها از هم دور هستند و با آزادی کامل در کنار هم بدون وابستگی در حال لذت بردن از زندگی هستند .

    خدایا شکرت برای الگوی عالی که در تمام جنبه ها برای تغییر بهم داده ای

    خدایا شکرت که من همواره هدایت شده هستم.

    خدایا شکرت که آرامش درونی دارم

    خدا جونم شکرت برای تمام نعمتها و ثروت‌هاو فراوانی های زندگی ام که همه از فضل توست.

    خدایا شکرت که بهم آگاهی دادی .بهم درک و فهم بهتر دادی

    بهم قوانین بدون تغییر ت را دادی

    خدایا شکرت برای آگاه‌تر شدنم به افکار و فرکانس هایم.

    خدایا شکرت که من با افکار خودم تمام اتفاقات زندگی ام را خلق میکنم.

    دقیقا همین مسئله امروز خداجونم کلی برام درس و آگاهی ناب داشت

    بهم گفت فقط توحید ی عمل کن و بسپار به من

    از هیچ چیزی نترس .نگران نباش

    دوستان خدا نه ترسی دارند و نه غمی

    هر کس به خدا توکل کند خدا به تنهایی برایش کافیست

    خدایا خودم و زندگی ام را به تو و اراده تو سپردم مرا در طول سفرم هدایت فرما و بهم راه درست زندگی کردن را نشان بده .

    خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان.

    خدایا شکرت من تسلیمم به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم.

    من پذیرفتم با تمام وجودم که تمام اتفاقات زندگی ام را خودم بواسطه افکار و باورهایم خلق میکنم.

    دنبال چی بیرون از خودم هستم.

    پس با قدرت و نیرو و انرژی الهی قدم در مسیر درست میگذارم و تمام سعی ام را می کنم تا در مدار خدای مهربانم باشم همواره گوش به فرمان هدایت هایش باشم و تسلیم و متوکل باشم .

    خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم.

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مهتاب گفته:
    مدت عضویت: 3395 روز

    سلام و وقت بخیر دوستان

    این فایل نشونه امروزم بود و اون قسمتش که گفته بود مسئولیت زندگیتو به عهده بگیر و رد پا به جا گذاشتن، منو یاد آزمونی انداخت که همین چند روز پیش به کمک خدا سرفراز ازش بیرون اومدم. داخل پرانتز اشتباهات باورها و فرکانسهای غلطم رو می‌نویسم.

    شب عاشورا بود که به خاطر یه فردی سر شب رفتم بیرون تا نان بخرم. به خاطر مراسمات خاصی که این شبها برگزار میشه خود روز و عصر عاشورا نانوایی ها تعطیلن. با حس اجبار رفتم بیرون و البته استرس به خاطر دیر شدن و بسته شدن نانوایی و بدون نان موندن اون فرد برای فرداش. (حس منفی و سعی در ادای خدا رو درآوردن) دو تا کار که انجام دادم و برای دومی نباید انقدر طول میدادم باعث شد که وقت بگذره و هر لحظه استرسم بیشتر بشه برای به موقع رسیدن (احساس اضطرار) و خب همه راه ها رو بسته بودن برای شروع مراسم و نمیشد تاکسی بگیرم. وسط راه هم چندین نفر پیدا شدن که احوالپرسی کنم و این بیشتر بهم استرس میداد (احساس عجله و نجوای شیطان که وعده میداد بدو، یالا، زود باش، بردن، خوردن، دیگه چیزی به تو نمی‌رسه یا همون وعده فقر).

    یه بنده خدایی مهمانم بود و کارت‌های عابر و بانک و شناسایی شو داده بود که براش پول نقدی از خودپرداز بردارم و روی یه تیکه کاغذ کوچولو هم شماره موبایلش رو نوشته بود که رمز پویا فعال کنم. این کارو هم انجام دادم و در ادامه میگم این قضیه چه ربطی به داستان ما داره.

    خلاصه به محل نونوایی ها رسیدم، اولی بسته بود، دومی تمام کرده بود ولی ازونجایی که عزممو جزم کرده بودم که نان بخرم و این باور مناسب رو دارم که من به هرچی بخوام میرسم، صاحب نانوایی دوم بهم گفت 20 متر جلوتر یه نانوایی دیگه هست و بازه. منم رفتم و ایستادم توی صف. نانهایی که می‌آورد خوب برشته نشده بودن، شکل مرتبی نداشتن و کسی هم که حساب میکرد یه دختربچه بود که حساب کردن بلد نبود! یعنی خود مشتریها حساب میکردن و میگفتن فلان قدر میشه ولی دخترک زیربار نمی‌رفت و چندین بار حساب میکرد و بازم می‌گفت نه و آخر سر هم خود مشتریها کارت میکشیدن. همه اینها نشونه بود که داشت می‌گفت نباید خرید کنم اما انقدر توی احساس فشار بودم که حتما برای اون فرد خرید رو انجام بدم که بی نون نمونه (وعده فقر شیطان) که شرایط رو تحمل میکردم و به نشونه ها بی توجه بودم. در نهایت نون رو خریدم و زنگ زدم بهش که خونه هستی برات بیارم؟ و اون در کمال تعجب بهم گفت من خودم نون خریدم و یادم رفته به تو بگم! به شدت عصبانی شدم (حس منفی) ولی چون توی خیابون بود نمیشد درست و حسابی باهاش دعوا کنم و به خودم گفتم برسم خونه خودم تا خشمم رو با یه پیامک خالی کنم سرش (ماندن در احساس منفی بیش از 10 دقیقه که لاجرم اتفاقات بد رو رقم می‌زنه) کنار خیابون ایستادم تا تاکسی بگیرم از تنها مسیری که باز مونده بود. هوای گرم و تشنگی و باد شدید و خستگی پیاده روی تند و کنار خیابون ایستادن طولانی هم مزید بر علت شده بود که حسابی توی انرژی منفی فرو برم. ذهنم مشغول اون پیامک بود که چی بنویسم که حالشو خوب بگیرم. یه ماشین شخصی اومد و منم سوار شدم. به خاطر داغ بودن نانها کیف پولم رو زیرشون گذاشته بودم که بتونم حمل کنم.توی کیف پولم به جز پولهای همون بنده خدا پول جداگانه نداشتم و چون اونها امانت بود دست نزدم. خواستم برای راننده کارت به کارت کنم که نونها رو گذاشتم روی کیف پول روی صندلی عقب. به مقصد رسیدم و پیاده شدم. یکساعت بعد مهمانم از عزاداری هاش اومد و سراغ کارتهاش رو گرفت که بعد از جستجوی مختصر خونه متوجه شدم نونها رو برداشتم ولی کیف پولم توی ماشین جامونده. اونم ماشین شخصی که نمی‌شناسم کی بوده!!!!

    خیلی به هم ریختم و عصبانی شدم و خودمو سرزنش میکردم و چون اولین بار بود که چیزی رو جا گذاشتم اونم به این مهمی (به خاطر امانت بودن وسایل طرف توی کیفم) به شدت آشفته بودم. مقصر میدونستم بانک‌ رو که چون من ازین بانک بدم میاد هرکاری می‌خوام بکنم که به این بانک خاص ربط داره به مشکل برمیخوره، مقصر میدونستم اون فرد رو که چون به خاطر اون رفتم بیرون و منو مسخره کرده از خستگی و گرما یادم رفته و بهانه میاوردم چون این مدت درست نمی‌خوابم تمرکز ندارم و حواس پرتی گرفتم و چون فکرم درگیر اون پیامک بوده که میخواستم حرف تند بزنم از کیف پولم غافل شدم و انواع فکرهای نامربوط که ممکنه مسافر بعدیش برداره، ممکنه بچه ای بندازه بیرون و…

    مهمانم سعی میکرد آرومم کنه و مدام می‌گفت من دعا میکنم که خودش همین فردا بیاره دم خونه تحویل بده و فدای سرت ولی من اصلا باورم نمیشد که خود راننده ای که نه من اونو میشناسم و نه اون منو می‌شناسه بیاره و گوش نمی‌دادم و میگفتم فقط داره یه حرفی میزنه. دلم میخواست یه نفر بهم بگه آروم باش همه چیز درست میشه، خودم همه چیزو درست میکنم ولی نبود. (در واقع اون یه نفر خودم بودم که از خودم غافل شده بودم)

    یکساعتی که گذشت گفتم من باید چکار کنم تو این مواقع؟ یاد مثال ظرف شستن که سال 97 توی همین سایت نوشته بودم افتادم و به عنوان رد پا ازش استفاده کردم. وقتی ظاهراً کاری از دستت برنمیاد، خواسته تو‌ به خدا ارسال کن و مطمئن باش اجابتت می‌کنه و سعی کن در حس خوب قرار بگیری و بمونی و از منفی ها اعراض کنی و حواستو پرت کنی، خواسته ت هم به موقع انجام میشه. توی مثال ظرف شستن وقتی یه ظرفی حسابی کثیف شده با سیم نمیفتی به جونش، می‌ذاری خیس بخوره و بهش زمان میدی و بقیه ظرفها رو میشوری و سر فرصت مناسب میری سراغ اون و میبینی چقدر زود تمیز شد و بدون زحمت خاصی

    منم اون شب هرچقدر فکرهای منفی میومد سراغم سعی میکردم نفس عمیق بکشم و ذهنمو منحرف کنم و به چیزایی فکر کنم که حس خوب بهم میده. صبح زود ساعتهای 4 بود که از خواب بیدار شدم و گفتم برم آشپزخونه رو مرتب کنم و ظرفها رو بشورم.‌با توجه به حال و هوای مذهبی که توش قرار داشتم و داریم وسط ظرف شستن یاد یه جمله ای افتادم که چند روز پیش خونده بودم که یه بزرگی در مکاشفه یا خواب دیده بود که قاسم بن الحسن گفته منم باب الحوائجم و حاجت میدم فقط درگاه من خلوت تره. من اون روز توی دلم بهش گفته بودم اوخی عزیزم. چشم من ازت یه چیزی می‌خوام و از درخواست صمیمانه ش خندیده بودم و چشام قلب قلبی شده بود و دلم میخواست خوشحالش کنم. با اینکه آشنایی چندانی باهاش نداشتم و در همین حد میشناختم که پسر امام حسن (ع) هست. همون موقع ظرف شستن ازش خواستم که کیف پولم رو برگردون بهم سالم و سلامت. و مشغول کارای دیگه شدم و از شب قبل ارسال فرکانس سرزنش و مقصر دونستن دیگران رو کنار گذاشته بودم. به خودم گفتم خودم بی دقتی و عجله کردم و ازین به بعد حواسمو جمع میکنم که این اشتباه رو تکرار نکنم. مهمانم صبح عاشورا رفت برای عزاداری و من خونه موندم و اصلا یادم رفت که کیف پولی هم دارم و خودمو سرگرم کارای خونه و غیره کردم.

    تا ظهر که بنده خدا برگشت 2 بار گوشیش زنگ خورد و شماره ناشناس بود. وقتی بهش گفتم گفت این خط رو تازه خریدم و کسی نداره. گفتم حتما اشتباهی گرفته. دفعه سوم ساعت حدود 14 بود و زنگ خورد و راننده تاکسی بود گفت کیف پولتون توی ماشینم جا مونده و از روی شماره ای که روی کاغذ نوشته بودید و توی کیف پولتون بوده پیداتون کردم و حدود آدرس خونه رو هم می‌دونم ولی نمی‌دونم کدوم در برای خونه شماست(در واقع هر سه دفعه ای که گوشی مهمانم زنگ خورده بود از صبح، همون راننده بوده) و همون جور که مهمانم و خودم خواسته بودیم بدون دردسر، توی روزی که همه هم صبح و هم عصر و شب تعطیلن و دسترسی به جایی نیست که پیداش کنم، خود راننده آورد دم خونه تحویل داد. اونم منی که هیچوقت توی کیف پولم شماره تماس نمی‌گذاشتم. شماره تماس مهمانم که باید باهاش رمز پویا فعال میکردم کمک کرد. (تجربه هایی ظاهراً بی ربط که یه روزی یه جایی به کارتون میاد. اگه سالها پیش محض به روز بودن و کنجکاوی فعال کردن رمز پویا رو یاد نمیگرفتم، الان یاد نداشتم برای مهمانم رمزشو فعال کنم که شماره شو به جای ذخیره کردن توی گوشی روی کاغذ بنویسم که دم دستم باشه که کیف پولم باهاش پیدا بشه و احتمالا چند روز دیگه پیدا میشد.)

    من ازین تجربه یاد گرفتم اگه افکارم رو کنترل نکنم و توی احساس منفی بمونم سرم بلا میاد و به محض اینکه کنترل افکار و احساساتم رو به دست بگیرم و دیگه توی احساس منفی نمونم، ماجرا عوض میشه. توی این مثال من با تمرکز روی مذهبیات که حس فوق العاده خوبی بهم میداد و انگار کار رو سپردم به کسی که خودش گفته من کارتو انجام میدم و اونو جدای از خدا نمی‌دونم توی احساس خوب رفتم.

    سرزنش کردن و مقصر دونستن خود و دیگران یعنی باور نداشتن به حس لیاقت و ارزشمندی خود که باعث از دست رفتن نعمات میشه. و نباید به خاطر خوش اومد دیگران کاری که دوست ندارم رو بکنم و ادای خدا رو در رزق رسوندن به دیگران در بیارم و از همه مهمتر به نشونه ها برای هدایت شدنم دقت کنم. البته توی کیف پولم ازین به بعد یه شماره تماس بذارم :)))

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1492 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    باید با نتایج صحبت کنیم، حرف زدن بدون عمل هیچ فایده ای نخواهد داشت. باور کنیم که می توانیم شرایط زندگی خود را تغییر دهیم و نسبت به مسیر درست متعهد باشیم.

    شجاعت، جسارت، عزت نفس و اعتماد به نفس ایشان که توانستند چنین ویدیو یی را برای همه به اشتراک بگذارند اولین نکته ی کلیدی است. رد پا گذاشتن عامل بسیار مهمی برای پیشرفت محسوب می شود و به ما کمک می کند که مسیر رسیدن به خواسته هایمان را فراموش نکرده و اگر نا امید شدیم با نگاه کردن به آن انگیزه و امید برای حرکت را دوباره به دست اوریم. انگیزه های ما باید درونی باشد نباید از دیگران انتظار داشته باشیم که به ما انگیزه بدهند این جنس از رابطه رابطه ی جالبی نیست، ممکن است طرف مقابل فرد نامناسبی باشد و راه حل اشتباهی به ما ارایه دهد. روی خودمان و توانمندی های خود حساب کرده و خودمان خودمان را هدایت کنیم . به جای انگیزه گرفتن و وابستگی به دیگران خودمان به خودمان با دیدن نتایج و موفقیت هایمان انگیزه دهیم. ورودی های نامناسب از دوران کودکی تا کنون باعث شده همه یا بیشتر ما دیدگاه نادرستی درباره خداوند داشته باشیم و از عملکرد او اطلاع درستی نداشته باشیم . اولین قدم برای پیشرفت این است که باید مسئولیت پذیر باشیم و بدانیم که هر اتفاقی در زندگی ما رخ داده مقصر اصلی خودمان هستیم تا زمانی که چنین چیزی را نپذیریم نمی توانیم زندگی خود را تغییر دهیم. اتفاقات زندگی ما توسط خودمان به صورت آگاهانه و نا آگاهانه صورت می گیرد. تاکید بر مسائل حاشیه ای و عدم تمرکز بر اصل باعث می شود از مسیر درست منحرف شویم. ما با باورها و فرکانس های خود اتفاقات زندگی خود را خلق می کنیم . افراد شجاع می توانند مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرند.

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    همواره باید بر روی خداوند و توانمندی های خود حساب کرده و منتظر نباشیم دیگران به ما انگیزه دهند خودمان به خودمان انگیزه داده و پیشرفت کنیم.

    ردپا از خود به جای بگذاریم چون مسیر رسیدن به تمام خواسته ها یکسان است و اگر زمانی آن را فراموش کردیم با خواندن مجدد آن دوباره به مسیر اصلی باز گردیم.

    افراد شجاع همیشه مسئولیت 100 درصد اتفاقات زندگی خود را بر عهده می گیرند.

    ورودی های نامناسب کتاب و فیلم ها…… باعث عدم درک درست قوانین و دور شدن از مسیر خواهد شد.

    با داشتن باورهای مناسب می توانیم اتفاقات زندگی خود را به کلی دگرگون کنیم.

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    با گوش دادن به آموزه های استاد به صورت مکرر و پیوسته باورهای ما تا حدودی تغییر کرده و این مسیر را با انگیزه زیاد و با تمام وجود ادامه داده و در انتظار تایید و انگیزه ی دیگران نیستیم بسیاری از افراد با ما مخالف هستند اما ما مسیر درست را ادامه می دهیم. کوچکترین نشانه از پیشرفت را تحسین کرده و خودمان به خودمان انگیزه می دهیم . بسیار بیشتر از قبل مسئولیت پذیر شده و هر کجا با مشکلی مواجهه شده ایم سعی کردیم با کار کردن بر روی باورهای خود در آن زمینه بهبود یابیم.

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    شاید ما نیز مانند دوستان ردپایی به صورت فیلم ویدویی از خود تهیه کنیم هر چند نتایج به قدری پر رنگ بوده که نیازی به انجام چنین کاری نمی بینیم و هر روز بر روی باورهای خود بیشتر و بیشتر کار کرده تا بتوانیم در کو تاهترین زمان ممکن به نتیجه دست یابیم کار کردن بر روی باورها برای ما بسیار لذت بخش بوده و هست که با وجود مواجهه شدن با تضادها نیز هیچ گاه ناامید نشده و اتفاقا تعهد ما نسبت به کار کردن بر روی باورهایمان بیشتر و بیشتر شده است نسبت به قبل بسیار بیشتر باور کرده ایم که می توانیم به خواسته های خود رسیده و خداوند نیز همواره از ما حمایت کرده و ما را هدایت می کند.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 755 روز

    سلام بر پیام آور زمانم ….

    خیلی خوشحالم استاد تو زمونه ای که اکثرا همه

    دونبال حاشیه هستن من تو مسیری افتادم که به لطف خدا و شما نازنین استادم دونبال نکات مثبت زندگیم و توجه آگاهانه به اوناست

    یه نکته خیلی خوبی از این گفتگو یاد گرفتم

    وااااجبه که از خودم رد پا بگذارم هم سایت هم دفتر شخصیم و هم فایل ضبط کنم و بدونم از کجا به کجا رسیدم و روند تکاملمو بدونم

    و یاد گرفتم که اولین قدم برای تغییر اینه که من 100 در صد مسولیت زندگیمو به عهده خودم بگیرم و هیچ کسو دخیل ندونم تو مشکلاتم

    و سفره دلمو پیش هیچ کس باز نکنم و در مورد نکات منفی حتی به خدا هم گله و شکایت نکنم

    چون قانون جهانِ و ثابتِ

    هر چه به زیبایی ها توجه کنی بیشتر از همون جنس وارد زندگیت میشه

    عاشقتونم دو تا الماس درخشان سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    حمید خالقی گفته:
    مدت عضویت: 4132 روز

    مسئولیت پذیری به قول استاد اولین قدم برای تغییره

    اصولا کسی که مسئولیت پذیر نباشه مسئولیت تغییر شخصیت خودشو هم به عهده نمیگیره لذا برگی میشه درباد گرچه ممکنه همه دوره های استاد رو خریده باشه و بارها و بارها هم گوش داده باشه ویا حتی برخی تمرینات رو جسته گریخته انجام داده باشه یا در حال انجام باشه.

    چرا گفتم جسته گریخته چرا نگفتم کامل چون کسی که میئولیت تغییر زندگیشو برعهده نداشته باشه انجام تمرینات دوره های استاد رو یه چیز بیخود و بی فایده قلم داد میکنه ولی کسی که مسئولیت پذیر باشه حتی شک هم داشته باشه ممکنه‌پیش خود فکر کنه که نه کنه این راهی که استاد میگه واقعا منو به خواسته هام برسونه؟ خپ امتحانش میکنم نهایش پول یه دوره دادم ولی اگه بشه زندگیم از این رو به اون رو میشه اگر هم‌نشد حداقل یاد میگیرم این راه راه درستی نیست اینم باز خودش یه موفقیته که تونستم درکش کنم که راه درستی نبوده میرم سراغ یه چیز دیگه یه تفکر یا دیدگاه دیگه ….

    لذا مسئولیت پذیری نه تنها اولین قدمه بلکه تا آخر مسیر باید با ما باشه …

    یه جورایی مسئولیت پذیری یعنی قدم در راه توحیدی بودن گذاشتنه

    کسی که توحیدی باشه خودش میدونه به کجا وصله پس نگران اشتباه بودن مسیر نمیشه.

    گرچه صحت مسیر استاد عباس منش با توجه به نتایجی که خودشون گرفتن اثبات شده است.

    وگرنه اگه مثل خیلی از اساتید ایرانی و خارجی دیگه فقط صحبت میکردن و از این و اون مثال میاوردن نه از خودشون؛

    اون وقت نه این حد از موفقیت براشون حاصل میشد نه کسی این حد راهشون رو باور میکرد که برسه به اینکه عمل کنه نتیجه بگیره و فایل تصویری هم ارسال کنه.

    انشا الله همگی از هدایت شدگان باشیم به لطف الله ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1156 روز

    به نام تنها رب این جهان پهناور

    به نام خدایی که به تنهایی برام کافیست شکرت سپاسگزارتم

    سلام استاد عزیزم و مریم مهربانم

    وقتی میام تو سایت و کامنتها رو میخونم میبینم دوستانم چقدر زیبا و سخاوتمندانه از نتایجشون می‌نویسن از اتفاقاتشون می‌نویسن که کدوم راه رو رفتن چطوری ادامه دادن تا به این نعمت‌ها در زندگیشون رسیدن من کلی ذوق میکنم و درسها میگیرم میگم اگه این عزیزان تونستن منم حتما میتونم پس باید بیشتر تلاش کنم بیشتر تمرکز کنم روی خودم بیشتر روی باورهام کار کنم و اونا رو تقویت کنم

    من کبری مشتاقی مسولیت تمام اتفاقات زندگیم رو می‌پذیرم چه خوب و یا بد چه قبل از آشنایی با استادم چه الان که آگاهانه قدم برمیدارم در کنار این عزیزان

    می‌پذیرم که با باور و افکار خودم ساختمشون ولی الان خدارو شکر این خوبی رو داره که آگاهانه میسازم میدونم قوانین رو و هر روز به دنبال یادگیری بیشتر هستم که امروزم از دیروزم بهتر باشد و حتی نتایجمم بهتر باشد در همه جنبه ها بهتر باشم چون من لایقشون هستم

    ممنونم از همه عزیزان بهترینها نصیبتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    محمد جواد آقااحمدی گفته:
    مدت عضویت: 495 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سوره انبیاء

    وَلَقَدۡ کَتَبۡنَا فِی ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعۡدِ ٱلذِّکۡرِ أَنَّ ٱلۡأَرۡضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ ٱلصَّـٰلِحُونَ(١٠۵)

    در «زبور» بعد از ذکر نوشتیم: «بندگان شایسته‌ام وارث زمین خواهند شد!»

    سوره انبیاء

    إِنَّ فِی هَٰذَا لَبَلَٰغࣰا لِّقَوۡمٍ عَٰبِدِینَ(١٠۶)

    در این، ابلاغ روشنى است براى جمعیّت عبادت‌کنندگان!

    ———————————————–

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    خدایا به امید تو

    سلام به استاد عزیزم و همه خانواده صمیمی و توحیدی خودم در این فضای بی نظیر

    خدارو شکر میکنم که خداوند من رو هدایت کرد تا در این فضای توحیدی از شرکی که سالها بهش دچار بودم کمی دور بشم و بهتر خداوند بی نظر خودم رو بشناسم و باور کنم که تنها قدرت جهان خداونده و من خداوند رو ولی و سرپرست خودم قرار دادم

    خدایا شکرت

    این فایل رو قبلاً بارها گوش کرده بودم، بارها فایل تصویریش رو دیده بودم اما انگار خیلی از صحبت های هادی جان و استاد رو اولین بار بود که می‌شنیدم. خدای من چرا تا به حال نشنیده بودم ؟ چون تو مدارش نبودم، چون شرک پرده ای روی چشم ها و گوش های من قرار داده بود که نباید می‌شنیدم

    اما امروز خداوند من رو هدایت کرد دوباره به این فایل و من حرف های رو شنیدم که واقعا نیاز داشتم.

    چطوری شکرگزاری کنم خدای من که لایق تو باشه، خدایا تو من رو از ظلمت بیرون کشیدی و به روشنایی رسوندی، خدایا چه کسی جز تو قدرت این رو داشت. هیچ کس.

    آره منم باید بشینیم بنویسم که به چه هدف هایی رسیدم.

    چه کارهایی رو تونستم تموم کنم

    من هم باید برای خودم ویدئو ضبط کنم تا هر وقت ذهن نجواگر من خواست من رو منحرف کنه بهم یادآوری بشه که آقا جواد یادت نره این مسیر تورو از کجا به کجا رسونده، یادت نره چه گناهایی رو داشتی میکردی و الان باید کجا می‌بودی اما خدا دستتو گرفت و هدایت کرد .

    واقعاً خدا به من رحم کرد.

    خدایا شکرت.

    اما به لطف خدا امروز تو جمع بچه های هستم که با افتخار میگم بهترین و صمیمی تمرین جمعی هست که تا به حال تجربه کردم. الهی شکرت

    استاد از شما ممنونم که هر بار که فایل هاتون رو گوش میکنیم یه سورپرایز برامون دارین

    خدا شما و این جمع صمیمی رو برامون حفظ کنه.

    براتون بهترین ها رو از خداوند متعال درخواست میکنم.

    خدایا شکرت به خاطر این صفات

    شکرت به خاطر این فضای توحیدی

    شکرت به خاطر آیه های قرآن.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    ولی الله علوی گفته:
    مدت عضویت: 1553 روز

    درود بر استاد وخانواده بزرگ عباسمنشی ها…ودرود برهادی عزیز….من افتخار نصیبم شد به خاطر یک کارشخصی اومدم شهر تهران وبه جای وقت تلف کردن ودنبال آدم های بی هدف . تمرکز کردم خواسته دیدن استادهادی عزیز را..واتفاق افتاد برای من….ورفتم محل کارهادی عزیز وایشان ازنزدیک دیدم وجای هم دوستان سبز .من استاد عباسمنش را گویی ازنزدیک دیدم …خدایا شکرت بابت این فرصت که نصیبم شد .. عکس یادگاری من وهادی عزیز به عنوان یادگاری می‌ماند دراین گنبد دوار روزگار…به امید پیشرفت روز افزون همه دوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    حمید خالقی گفته:
    مدت عضویت: 4132 روز

    در متن توضیحات و کامنت منتخب این فایل خانم معصومه عزیز نوشته شده که :

    هر مسیری رو‌بریم نتایج افرادی رو میگیرم که اون مسیر رو رفتن و نتیجه رو‌ گرفتن پس اول باید ببینیم نویسنده یا هرکسی که داریم بهش گوش میدیم چه نوع زندگی و چه نتایجی داره اگه دوست داشتیم بعد انتخاب کنیم که دنبالش کنیم یا نه

    واقعا چقدر این جمله برام عمیق هستش

    واقعا و جدا ازتون‌ممنونم که این آگاهی رو با ما به اشتراک‌گذاشتین

    خیلی خیلی خیلی نکته زیبا و بزرگی بود

    ازتون ممنونم و از خدای خودم سپاسگزارم برای این آگاهی

    خیلی نکته زیبا و لذت بخش و درس آموزی هستش

    اینقدر برام مهمه که دوست دارم دوباره اینجا بگمش :

    هر مسیری رو‌بریم نتایج افرادی رو میگیرم که اون مسیر رو رفتن و نتیجه رو‌ گرفتن پس اول باید ببینیم نویسنده یا هرکسی که داریم بهش گوش میدیم چه نوع زندگی و چه نتایجی داره اگه دوست داشتیم بعد انتخاب کنیم که دنبالش کنیم یا نه

    در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق و سربلند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    نیره لقایی گفته:
    مدت عضویت: 1267 روز

    سلام به استاد نازنینم که هر بار قوانین بدون تغییر خداوند را به ما یادآوری می کنه.

    این فایل کلی درس برای من داشت و به یادم آورد که مسئولیت زندگیت را بپذیر.من چند هفته ای میشه که بحثی با کسی کرده بودم و ذهنم همینطور داشت اون را برای من بزرگ می کرد .چطوری منطق برای من می آورد که بقیه تقصیر کارند. بعد از دیدن این فایل به خودم گفتم ای دل غافل ، نیره تو که همه چیز را فراموش کردی.مگه تو مسئول صد در صد زندگیت نیستی پس چرا بقیه را مقصر می‌دونی.

    استاد نمیدونی این فایل با من چه کرد،کلی حالم را خوب کرد و کمی که به اون بحث فکر کردم دیدم صددرصد مقصر خودم بودم با تمرکز بر روی نکات منفی خودم جذب کردم.

    اینجا تعهد میدم که بیشتر روی خودم کار کنم و هر روز قانون را به خودم یاد آوری کنم که من مسئول زندگیم هستم و نه هیچکس دیگه.

    خدایا شکرت که به این فایل پر از آگاهی هدایت شدم.

    ممنون از هادی عزیز که همون اول صحبت هاشون این را به همه گوشزد کرد که مسئولیت زندگیت رو بپذیر.

    ممنونم استاد خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: