همین لحظه بهترین زمان برای شروع است - صفحه 44 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-13.gif
800
1020
مدیر فنی
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
مدیر فنی2015-06-05 00:00:002022-12-29 00:40:45همین لحظه بهترین زمان برای شروع استشاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
روز ششم
سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته و دوستان همراهم
من امروز موفق به شنیدن فایل استاد نشدم.اینترنت قطع بود و فایل دانلودنمیشد.
اما دل نوشته های دوستان را خواندم.و این طور دیدگاه خودم را شروع به نوشتن میکنم.
دوستان عزیز من به تجربه این را درک کردم که برای رسیدن به خواسته هایم باید تکامل را طی کنم و پله به پله برم بالا.
بهترین تجربه در این زمینه بر میگرده به ۹ ماه قبل که من عضو سایت نبودم و فایل های استاد رو از طریق اینستا تلگرام و افراد سود جو که فایلها رو میفروختن تهیه کردم و با خودم می گفتم وقتی که وضع مالیم خوب شد هزینه هاش و به استاد میدم.
هیچ موفقیتی. کسب نکردم بماند .همیشه اضطراب و استرس این و داشتم که علی استاد راضی نیست و این کار اشتباه.
من به خاطر درد و عذابی که از پایان یک رابطه داشتم جذب استاد شدم.دنبال یک تسکین میکشتم که یک شب راحت بخوابم
فایلها رو دور میزدم و دنبال یک راه حل که یک شبه غم جدایی رو فراموش کنم
اما نمیشد و اوضاع بد از بدتر میشد
تا اینکه به فایل تکامل برخوردم.
اینکه هر خواسته ای باید سیرش طی بشه
باید مسیر رو طی کنم
باید رو خودم کار کنم و از خداوند هدایت بخواهم.باید بدون نیاز به کسی و چیزی فقط رو خودم کار کنم.فقط خودم چون تمام مسائل زندگیم مسببش خودم هستم.
روزها و ماه ها گذشت تا اینکه وارد سایت شدم
تمام فایل ها رو از روی گوشیم پاک کردم
و تصمیم گرفتم که فقط از طریق سایت مسیر ت امام را طی کنم.
امروز خدا را شکر میکنم که در این مسیر قدرتمند شدم.
امروز خودم رو دوست دارم و باور به فراوانی
امروز میدونم که باید آهسته آهسته مسیرم را طی کنم تا هدایت های خداوند و نشانه های او را برای پیشرفت خودم ببینم و حرکت کنم.
در پناه خداوند باشید.
به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیزم و دوستان مهربانم
خداروشکر ک امروز هم آگاهی ارزشمند دیگری دریافت کردم
ردپای من از روز ششم روز شمار تحول زندگی من
برای رسیدن به موفقیت حتما باید تکامل طی بشه
و من از شما یاد گرفتم که با هر امکانات و مهارتی که دارم کارمو شروع کنم و شجاعانه قدم بردارم
استاد من شروع کردم
از اتاق خواب خانه ام شروع کردم و با چرخ خیاطی که اون هم با تلاش خودم خریدمش شروع کردم و کسب و کار خودم را راه اندازی کردم
از آنجایی که همه کارها و فروش ها آنلاین شده من پیج کاری خودمو در زمینه مزون آنلاین کودک شروع کردم و تنها سرمایه من ۷۰هزار تومان بود صادقانه بخوام بگم من کمی نگران بودم که پول خیلی کمی دارم و از این بابت نگران بودم
اما یاد حرف های شما افتادم که گفته بودین در همه حال فقط به خدا توکل کنین و نگران نباشین و همه چیز رو به خدا بسپاریم خدا خودش حل میکند و با یاد آوری این موضوع دلم قرص شد و شروع کردم شاید باورتون نشه اما در همون روز اول مشتری برای کار من اومد و بدون شناخت اعتماد کرد به من و مبلغ ۳۰۰هزارتومن برایم واریز کرد و من چقدر خوشحال بودم که خداوند چ راحت برایم مشتری جور کرد و من با آن مبلغ میتوانستم به راحتی پارچه و لوازم مورد نیازمو تهیه کنم
اره همینه اگه باور داشته باشی که خدا در همه حال هواسش به ما هست اگر تنها از او بخواهیم اگر اعتماد کنیم به دستان قدرتمند خداوند اگر ایمان به یاری اش داشته باشیم اگر شجاعانه بدون ترس و نگرانی حرکت کنیم خدا جواب میده خیلی قشنگ خیلی راحت
بعد از مدتی که گذشت مشتری ها کم و بیش خوب بود و روزهای من میگذشت
اما طی یه مدت طولانی هیچ مشتری برای من نیومد و اون حس نا امیدی اون حس خستگی در من داشت دوباره جوانه میزد دفترم رو برداشتم و نوشتم که خدایا چیکار کنم من دوست دارم ک مشتری های بیشتری داشته باشم و در آمدم بیشتر شود ایده ای به ذهنم رسید که از آنجایی که سرمایه اجاره مغازه و خرید اجناس را ندارم با همین پولی که دارم پارچه بخرم و در خانه خودم به تنهایی تولید کنم و در شب بازار های کنار خیابان (همونطور که خودتون گفتین )😊که نیاز به سرمایه اولیه زیادی ندارد فروش حضوری هم داشته باشم و اینطوری من هم مدل و نمونه برای کار انلاینم دارم و هم در کنار کار آنلاین کار فروش حضوری رو هم تجربه میکنم
نمیدانم این چه حسی هست درونم اما میدانم که خیلی قوی هست خیلی شوق و اشتیاق دارم برای انجامش که خودم طراحی کنم خودم بدوزم و خودم بفروشم با همین اتاق و یک چرخ خیاطی که دارم استاد خیلی دلم روشنه و خیلی امید دارم احساس میکنم که این اولین پله من برای بزرگ شدن من و هدف من که دوست دارم روزی یکی از برند های خوب ایران بشم هست
و در حال حاضر من دارم کارهای گرفتن مجوزم رو انجام میدهم تا تولیدی کوچکم را راه اندازی کنم و برام خیلی خیلی مهمه که اگه قراره که من به نتایج بزرگ برسم همش از تلاش های خودم باشه حتی در این مسیر من از همسرمم کمک نخواستم و خودم هستم و خدای خودم چون از شما یاد گرفتم که تنها خدا برایم کافیست
فقط یک سوال دارم؟؟؟؟
که آیا تصمیم های من درست است؟ آیا مسیری که من در آن قرار دارم درسته؟دارم خوب پیش میرم یانه؟ایا من موفق میشم ؟
ممنون میشم که راهنماییم کنید😊🙏
این بود از تجربه من و دوست داشتم که ردپای خودم را در روز ششم بگذارم و با نتایج بزرگ برگردم و دوباره این کامنت رو بخونم و بگم که خدا جواب میده قانون جواب میده
به امید محقق شدن آرزوهای تک تک شما دوستان عزیزم
در این روز های سرد میسپارمتون به آغوش گرم خداوند مهربان
به نام خداوند هدایتگر و حمایتگرم
سلام رفقای هم فرکانسی
سلام استاد عزیزم
من اوایل که با این مسیر زیبا از طریق خانم اسکاول سین آشنا شده بودم جمله های کتاب برام خیلی سنگین و غیر قابل باور بود و با خودم می گفتم مگه میشه اما ادامه دادم شاید ۵ یا ۶ بار کتاب رو خوندم و بعد ادامه دادم سعی کردم کتاب های مختلفی تو این زمینه پیدا کنم و بخونم یعنی هر روز اشتیاقم رو به جهان نشون می دادم و جهان هدایتم می کرد و قدم به قدم تکاملم رو طی می کردم بعد با استاد زاهد آشنا شدم اوایل آشنایی با ایشون وقتی معنی خدا رو یه جور دیگه تعریف کرد یادمه کلی اشک می ریختم و همش از عمق وجودم شکر می کردم و شاید از ۲۴ ساعت ۱۸ ساعت مدام به فایل های ایشون گوش می کردم و فکر می کردم و شکر می کردم و کلی لذت می بردم بعد از ۶ ماه با استاد عباسمنش آشنا شدم و انگار رها شدم از این همه سر در گمی, جهان به اشتیاق و تلاش های من پاداش داد و من رو تو مسیر استاد قرار داد و هر روز هزاران بار خدارو بابت این موضوع شکر می کنم. باز هم اوایل آشنایی با استاد فقط شنونده بودم و درک نمی کردم اما کم کم که ادامه دادم انگار ظرف وجودم بزرگتر شد دیگه حرفا رو یه جور دیگه درک می کردم و بهشون ایمان می آوردم و در عمل به کار می بردم بعد نتیجه می گرفتم و وقتی تحلیل می کردم نتایج رو با فرکانس هام و باورهای می دیدم حرف استاد کاملا صدق می کنه و ایمانم بیشتر میشد و مطمئن تر که این مسیر درسته و شکورتر می شدم.
یعنی من به شبه تغییر نکردم کلی مسیر رو با لذت و اشتیاق اومدم جلو و تکاملم رو طی کردم و در مسیر تکامل هم هستم و گاهی به خودم میگم سال قبل این موقع اصلا نمی دونستم که اینقدر تغییر خواهم کرد و الان که نمی دونم سال دیگه چقدر تغییر خواهم کرد و شکر می کنم میگم خدایا شکرت با این فرکانس های عالی پایدار که دارم می فرستم فقط خدا می دونه که چه اتفاق های حیرت انگیز در انتظارمه و این روزها فقط شاهد معجزات خدا هستم.
خدایا شکرت واقعا تکامل لذت بخشه
الان که دقیقتر نگاه می کنم می بینم در اکثر مسیر ها من داشتم تکاملم رو طی می کردم و بعضی از شکست هام مرحله ای از مراحل موفقیت من بود و من رو چقدر رشد داد خدایا شکرت بابت این قوانین ثابتت که جرئت حرکت کردن به ادم میده .
خدایا شکرت که هر روز دارم تو این مسیر زیبا با لذت رشد می کنم و مدارم بالاتر میرود درکم از قوانین جهان بیشتر میشه
در پناه الله یکتا شاد باشید سالم و ثروتمند و متناسب
به نام خداوند بخشنده و مهربان
منم از قانون تکامل بگم اما هنوز اول راهم
من چند مدت پیش بهم الهام شد برم شال و روسری بخرم حقوق اون ماهم 3میلیون گفتم خدایا این ایده تو بود به من خلاصه گفتم خدایا کجا برم عمده خوب بهم بدن رفتم یه جایی و اصلا انگاری همه چیز هماهنگ بود و گفتم خدایا خودت منو هدایت کن رفتم اون مغازه گفتم شالها چند گفت همشون بردار حوصله این شال و روسری ندارم باورکنید کار خدا بود اصلا موندم بهترین روسری ها مغازه رو با بهترین قیمت خریداری کردم همش 3میلیون حدود ۱۰۰عدد که توی یک ماه و نیم اولین کسب و کار تو عمرم بود حدود ۱۷۰۰۰۰۰تومان تااینجا فروختم من همیشه تو ذهنم این بود که وام نگیریم همیشه بهم میگن وام بگیر گفتم اصلا میخوام تکامل رو طی کنم یه روز چند تا شال رو بردم یه شهر نزدیک رفتم اونجا آفتاب شدید بود درست بود زیر سایه بودم باور کنید من یه دونه روسری بیشتر نفروختم تا شب یه دونه خیلیا اگه بودن شاید حراج میکردن و هزاران کار دیگه من همون جا گفتم خدایا شکرت من باید تکاملم رو طی کنم هیچ عجله ای نیست برمیگردم شهرم و دوباره اونجا شروع میکنم خلاصه شال و روسری رو بردم چون مغازه دست خواهرمه همیشه بهم زنگ میزنه مشتری زیاد شده تازه درخواست های زیاد میدن اصلا یهو فروشم عالی شد
من از تکامل لذت میبرم
میدونی چون من قبلش روفتم به اون شهر میخواستم یک روزه این فروش انجام بشه که نشد اصلا ناراحت نشدم کلی شکر گزاری کردم
گفتم خدایا باید تکاملم طی بشه تو هدایتم میکنی
سلام به استاد عباس منش بزرگوار و خانم شایسته عزیز وتمامدوستان سایت
یا خود خدا تمام زندگیم آمد جلوی چشمم با این فایل هم نکات مثبت زیاد خودم و هم نکات منفی زیاد خودم زمانی که کسب و کار خودم روشروع کردم از هرآنچه که داشتم یعنی زبانی که خدا بهم داده بود شروع کردم که همون فروشنده گی بود بدون سرمایه و الان بعد از گذشت ۵ سال یه سازمان فروش دارم و این نکته مثبت من از این ماجراست ولی نکته منفی داستان وام و دسته چک هست، من زمانی کارمند بودم و این باور مال اون موقع هست که هنوز با منه و انشالله دیگه پیداش کردم که باید وام بگیری که موفق میشی بعد که دارم نگاه میکنم همش وام میگرم و متاسفانه همش سود های زیاد به بانک میدم و همش بدهکار تر از قبل میشی و داستان بعدی که استاد اینقدر زیبا برای من باز کردن داستان دسته چک که من چک میکشم برای چند مدت بعد و با استرس اون چک پاس میشه و کلا جلوی فکر کردن به گسترش بیشتر کار رو خودم با دستان خودم میگیرم و فقط خداروشکر از مورد آخر که نزول هست تجربه ندارم و خداخواست که با استاد آشنا بشم تا جلوش همین جا گرفته بشه.
ممنون استاد بابت این جلسه بسیار آموزنده برای ما.
موفق و پیروز باشین
سلام سلام
فایل ششمین روز تحول زندگیم رو الان گوش دادم
متعهد شده بودم که فایلهارو هر روز گوش بدم ولی یک وقفه ای افتاد بینش به بهونه درس خوندنم، اما خدارو شکر که الان گوش دادم این فایل رو و شاید در خودش هم نکته ای داشته که تکامل من باید طی میشد که به ششمین روز برسم.خدارو شکر که رسیدم و از خدا میخوام که هدایتم کنه که روز به روز بهتر و قوس تر باشم و تکاملم رو به بهترین شکل طی کنم.نکته جالب هم این بود که من همزمان داشتم به یه وام فکر میکردم و این فایل رو امروز گوش دادم! و قدرت خدا رو و قدرتی که به ما داده رو شکر که بازم بهم یاداوری کرد.بازم دلمو قرص و محکم کرد یجورایی که راهو بهت نشون میدم و هواتو دارمو تو این مسیر حرکت کن.مرسی خدای مخربون و بخشنده من، مرسی خودِ من❤
و اینکه من مدتی میخواستم کار خودمو داشته باشم،اونجوری که فکر میکردم بشه نشد. قبلا هم به این فکر کرده بودم هر مهارتی دارم تو این تایم به کار بگیرم تا بتونم پول دربیارم ولی اونجوری که باید قابل قبول باشه عمل نکردم.
امروز که این فایلو دیدمو استاد گفت مثلا دست فروشی بکنی یا … به این فکر کردم که لازم نیست خیلی قدم بزرگو خیلی خفن و خلص و خیلی کامل بردارم.شاید شاید لازم نیست حتما اونجوری که دوست دارم تو حرفه تخصصی خودم باشه و خیلی خوشگل موشگل باشه که بهش افتخار کنم.شاید همون چهارتا روسری بفروشم.شاید چهارتا تراکت پخش کنم.شاید چهارتا کار درامد کوچولو داشته باشم مثل همون دوستمون که تو کامنتا گفت بچه های مدرسه ماهی میفروختن
شاید دو سه تا کار بکنم هم پول دربیارم هم شایستگیشو پیدا کنم که حالا تو حرفه خودم پروژه ای بگیرمو تو اون مسیر قرار بگیرم.یا خدارو چه دیدی شاید یه مسیر لذت بخش تر و جذابتری تو زندگیم باز شد.
خدایا شکرت.کمکم کن که از همیشه بهت نزدیکتر بشم.کمکم کن که به مسیرم که عمیقا و از ته دلم میخوام همگام با تو و قوانین تو باشه و پر از شور و شوق باشه برسم.کمکم کن به قول دوستمون تو کامنتشون کارمند خودت باشم.من همینو میخوام که شاد باشم و متعلق به هیچ چیز و کسی نباشم و فکرو ذهنم فقط تو باشی و تو و ازاد و رها باشم از هرچی که هست و نیست… دلم میخواد به اونجا برسم که مسیرمو با لذت پیش ببرم و خوشحالم از بودنت در کنارم.
ممنون از استاد خوبم و ممنون از همه دوستانم که کامنت میذارن.
دوستتون دارم و امیدوارم شاد و سربلند و عزتمند و ثروتمند باشید در دنیا و اخرت😘
این فایل من رو یاد خودم انداخت ، دقیقا وقتی ک خودم رو ارزشمند نمیدونستم ،الان بعد دیدن این فایل این کامنتا متوجه شدم ک چقدر قدرتمندشروع کردم
خیلی اتفاقی وارد ی گروه شدم ی شب ک فکر کردم گفتم وای من چقد این کار دوست دارم
چقد دوست دارم ک کار کنم بگم ک خونوادم اجازه نمیدادن ک برم جایی کار کنم
اون شب با خودم فکر کردم ک چجوری ی کار داشته باشم ک تو خونه انجامش بدم
اونموقه ها با سایت تازه یک ماه بود ک اشنا شده بودم
صب ک شد ب مدیر اون گروه پیام دادم با خودم گفتم یا قبول میکنه ،یا اینک ن من درخواستم رو میگم
بش گفتم من میخوام فروش محصولاتت رو داشته باشم شما عکس محصولات رو برای من بفرست اگ مشتری جذب کردم برام محصول میاری
از صفر صفر کارم شروع کردم و خداروشکر ، همون اول از نزدیک ترین افراد خونوادم ثبت سفارش گرفتم کسایی ک اون گروه رو داشتن از من خرید می کردن
تا ی مدت اینکارو میکردم بعد تصمیم گرفتم ک پیج بزنم بازم اونقد یاد نگرفته بودم کارم رو ولی پیشرفت کرده بودم
وقتی پیجمو زدم باورای منفی شروع کرد ک تو نمیتونی برای اینک ب خودم ثابت کنم ک میتونم با تموم پولی ک داشتم محصول خریدم و گذاشتم تو پیجم
این باور ک وای پولات رفتن تو ک مشتری نداری، یاد حرف استاد افتادم خدا برات مشتری میشه اون شب ایقددد انگیزه گرفتم و شاد بودم ک خود ب خود دو روز بعدش از اینستا ثبت سفارش گرفتم ،کسی ک ن منو فالو داشت ، نه اینک پیحم رو داشت خدا هدایتش کرد و ازم خرید کرد بعد اینک فروش ثبت کردم یکم کمتر شد این پشتکار
ولی الان دوباره میخوام شروع کنم سرمایم نسبت ب بار اول کمتره ولی دقیقا با همش خرید کردم و مطمئنم ک اینبار نتیجه بیشتری میگیرم
مرسی از استاد خوبم ک با فایلایی ک در اختیارم گذاشت باعث شد ک تغییر کنم پیشرفت کنم
سلام به استادپرتجربه .
من یه خانمم وشغل خاصی ندارم ولی چ نکته های کلیدی وطلایی درموردکسب وکارگفتید.خیلی عالی بودن .
راجع به حس نقدخریدن ویاچکی وقسطی خریدن ،تجربه ای دارم بگم،وقتی آدم میره قسطی یاچکی بخره مثل آدمهای سرخورده وضعیف بایدسرش پایین باشه ،توحرف زدن، تون صدای آدم یابالرزشه یابه پت پت میفته حتی نمیتونی بلندصحبت کنی ،التماس فروشنده بایدبکنی که باهات کناربیاد،باج بایدبدی ،اون برات خط ونشون میکشه وتوبایداطاعت کنیوچقدبعدازخریدافکارت به هم ریخته میشه چون همش نگران واسترس پرداخت اونوداری واگه سرموعودنتونی پرداخت کنی ،تازه باصدای بلندوعصبانیتش ،توروهم تحقیرمیکنه.ودرآخرباتوجه به همه این احساسهای مخرب ،عزت نفس واعتمادبه نفست زیرسوال میره .این درموردحس وحال خریدقسطی یاچکی.
حالاپول داری ومیخای چیزی رانقدبخری ،دقیقانقطعه مقابل اون حس وحالهایی که گفتم .سرت بالاس ،حق انتخاب داری ،توسوال میکنی و،امرمیکنی .باصدای بلندورساصحبت میکنی ، تازه منت سرش میزاری که داری ازش خریدمیکنی ،خلاصه خط ونشون خرید،باتوعه.وچقداین خریدبه دلت می شینه چون دقدقه وفکروخیالهای بعدی برای تونداره ،همان جاتموم میشه ،وبااین حرکت چقدعزت نفس واعتمادبه نفست بالامیره به نظرم خودتم باخودت خیلی حال میکنی .
پس به قول استادبیاییدباایمان به خداوباورفراوانی ورعایت قانون تکامل بدون هیچ عجله ای وآرام آرام کارمون راباعشق وباتوکل برخداشروع کنیم تاخودش به مسیرهاوجاهای دیگه ای هدایتمون کنه .این ترس لعنتی راکناربزاریم ،باورکنیم که خدای قدرتمندی پشتمون هس وماراتنهانمیزاره باتکیه برخدا،جلوبریم وحرکت کنیم وانقدآیه یاس نخونیم وفازمنفی برنداریم
ممنون استادجونم من اگه مردبودم ،حتمن حتمن موبه مو،خط به خط ،جمله به جمله ی شمارااجرامیکردم چون باوردارم همه تجربه هاتون کاملادرسته ،حداقل اینکه یه مدت برخلاف میلم شروع میکردم تاخودم ببینم چه نتایجی می گیرم البته فقط شروعش برخلاف میلم باشه ولی بعدش همه ی قوانین مسیر،روکامل وجامع انجام بدم به نتیجه مطلوب برسم .
استادمثل همیشه بگم عاشقتم درپناه الله یکتاباشی عزیزم
سلام به خدای عزیزو مهربانم
و به استاد عزیزو دوستان هم فرکانسی
روز6 تحول من
من همیشه دنبال تکمیل بودن وسایل و ابزار کارم بود تا کارمو شرو کنم و گاهی الانم همینطور میشم😆
ترس داشتم از اموزش دادن و اجرای نقاشی روی حتی درو دیوار خونم
که خداروشکر یکم ترسمو کنار زدم و اقدام کردم و روی دیوار و دور اینه مو کار کردم و کم کم با تقویت باورهام عملکردام بهتر شدن و میدونم خدا راهنماییم میکنه و هدایت میشم به بهترین و زیباترین اتفاقات
🌷خداروشکر که هدایتم کردی به این فایل فوق العاده🌷
به نام الله
سلامخدمت استاد عزیزو همهدوستان
امروز ساعت ۵ونیم بیدار شدم الان که این کامنتو مینویسم چشام بستس🤣الان ساعت ۱۰ شب
البته هر روز ۶ونیم بیدار میشم ولی امروز بیشتر کار داشتم
ولی نمیدونم چی شده که نسبت به تعهدم که فعالیت بیشتر و مطالعه سایت باشه پایبند تر شدم نسبت به اوایل کار حتما باید بیام کامنت بخونم و کامنت بذارم این ینی چی ینی تکامل .من اوایلش خیلی اینطوری متعهد نبودم
ولی تکاملم طی شده و ادامه دار هم هست
به قول استاد درک قانون تکامل هم تکاملیه
من خیلی عجول بودم تو همه چیز
مثلا وقتی کارمو شروع کردم همش دنبال نتایج گنده بودم وقتی با سایت اشنا شدم میگفتم خب پس چرا این چیزایی که استاد میگه اتفاق نمیوفته واسم مت که کار میکنم ولی فهمیدم که اینمباید تکاملش طی بشه و با گذشت تکامل نتایج میان و من اینو دارم به عینه تو کسب و کارم و فعالیتم میبینم
من همیشه خودمو با درختای کوچیک مقایسه میکنم میگم ببین وحید تو الان اینطوری
شاخ و برگ داره سایه داره ولی کوچولو
و کم در عوض داره ریشه هاشو قوی میکنه زیر زمین بعد میگم توام یه روزی مثل این درخت تنومنده و بزرگه میشی اینم یه روزه اینطوری نشده
یا رشد خود انسان از لحظه شکلگیری تا اینکه تولد و نوزادی و…ماباید مراحل رو بگذرونیم و تو دل این مراحل درس های بزرگ بگیریم تا بتونیم اون امپراطوریه اینده رو اداره کنیم
منی که ۱۰ میلیون پولو نتونم مدیریت کنم با ۱۰۰۰میلیاردش میخوام چه کار کنم یکم فکر کردن منطقی میکنه که باید بلدش بشیم باید ظرفمون بزرگ باشه تا بتونیمواز پسش برمیام
ظرفمون هم تو دل همون روزای به ظاهر سخت شروع کار رشد میکنه
نکته طلایی دیگه استاد میگه چکنگیرییم
من وقتی اوایل کار بودم و با همکارم کارمیکردیم همش میگفتم چک خیلی خوبه میتونیم پارچه بیشتر بگیریم گسترش بدیم و…ولی اون همیشه میگفت اصلا حرفشو نزن میگفتم چرا میگفت میفهمی جلو تر
چند وقت بعد از دوماد خودمون ۳ برگ چکگرفتم که خودم پاسشون کنم سر موعد
قشنگ احساس میکردم که ۲هفته مونده به تاریخ چک همش حواسم به اون بود ناخواسته و گاهی شبا خواب نداشتم یه فشار بی نهایت که پشت اسن استرس اتفاقات بد بعدی بود
بعد اون قضیه گفتم للنت به من اگه دسته چک بگیرم
اینم تکامل بود
خلاصه همه حرفات استاد جان الماسه و باید درک کنیم و اجرا
الهی که همه به درک درستی از کلام استاد و الله برسیم و اجرا کنیم
شب و روز همگی مر از ارامش و شادی و ثروت بی انتها