همین لحظه بهترین زمان برای شروع است - صفحه 61 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1634 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    متینا عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1100 روز

    سلام به استادان عزیزم و دوستان هم فرکانسیم

    یادم میاد فقط یکبار از نزدیک ترین دوستم مبلغ بسیار کمی رو قرض گرفتم و خداشاهده اصلاا متوجه نشدم که چجوری و برای چه کاری من اون پول رو خرج کردم.فقط یادمه تنها کاری که با اون پول نشد انجام بدم،دقیقا همون کاری بود که اون پول رو براش قرض گرفته بودم.

    و از همون لحظه ای که مبلغ رو برام واریز کرد،استرس من شروع شد که چجوری حالا پسش بدم؟اگر دیر بشه چی؟اگر خودش لازم داشته باشه چی؟ و کلییی اگرهای دیگه که واقعا ارامش رو ازمن گرفته بود و احساس من بشدت بد شده بود…

    همونطور که گفتید،انگاری خودمو بعد از گرفتن اون قرض،پایین تر از دوستم میدونستم و خودمو مدیون اون کرده بودم و…

    قبل از قرض، ما هرروز باهم تماس تلفنی داشتیم و بعد از قرض گرفتن اون مبلغ،زمانی که بامن تماس میگرفت،باخودم میگفتم حتما برای پولش زنگ زده…درصورتی که بنده خدا تاقبل اون هرروز با من تماس میگرفت.

    باخودم میگفتم،لحنش تغییر کرده،حتما پولشو لازم داره روش نمیشه بگه.درصورتی که کااملا مثل قبل بود لحن حرف زدنش،فقط این من بودم که با کاری که کردم،به خودم شک داشتم…

    پول رو که نمیدونم چجوری خرجش کردم،اما میدونم توی کمتر از پنج روز پسش دادم.

    حالا اینم بماند که بازم از بابام پول توجیبی گرفتم که تونستم پول دوستمو پس بدم…

    توی اون پنج روز فقط تلاش میکردم که قرضو پس بدم تا زودتر از اون احساس بد خلاص بشم…

    خداروشکر که تا قبل از اون قرضی نگرفته بودم و بعد از اون تجربه هم دیگه قرض نگرفتم(بجز از ابجیم که مبالغ بسیار کمی رو دوبار قرض کردم که مدتی میشه،آگاهانه از اونم قرض نگرفتم) چون با تمام وجود اون احساس بد رو حس کردم.

    جدا از اون احساس بد،مورد دیگه ای ام که خودمم تجربه کردم و توی اطرفیانم دیدم اینکه بنظرم پولی که برای کاری قرض میگیریم،در بیشتر مواقع برای کاری بجز همون کار،خرج میشه.

    یعنی اون لحظه انقدر اتفاقات یهویی و غیرمترقبه میفته که باید پول رو برای اونا خرج کنیم و تهش هیچی که هیچی.

    انگاری هم بدهکار شدیم،هم به هدفمون نرسیدیم…

    توی شرکتی که بودم یادم میاد خانم ها، 13 ساعت هرروز هفته، حتی جمعه هارو کار میکردن که بتونن اجاره خونه بدن و دسته چک داشتن و باهاش چک میکشیدن یا وام داشتن بین هم که وسایل خونشون رو بتونن عوض کنن…

    از 6 صبح تا 7شب کار کن،تفریح نرو،کلی پول وام بده که تهش چیکار کنی…

    ذهن فقیر چیکار میکنه با آدم…

    درسته که من از اونا قرض و وام نگرفتم که بخوام وسیله خونه عوض کنم(شاید چون اونا مادر بودن و من مجرد)اما حتما هم فرکانس بودیم که اون مدت رو بااونا کار میکردم.پس من هم ذهنیت ثروتمندی نداشتم.

    مدتی میشه که حرف شمارو استاد به خودم یادآوری میکنم که اگر من الان لایق اون چیزی که میخوام باشم و الان وقتش باشه،به راحتی و نقد بدستش میارم.

    اگرم الان نمیتونم داشته باشمش،پس حتما وقتش نیست و بهتره که نداشته باشمش…

    سپاسگزارم استاد عزیز بابت آگاهی های نابتون️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مهدی و زهرا سیدی گفته:
    مدت عضویت: 2013 روز

    روز ششم سفرنامه :

    از تجربه ام بگم دقیقا سال 99 با قرض از پدرم و وام مسکن خونه خریدیم حتی ماشینمون رو فروختیم و تفکرات محدود ما باعث شد تو چاه استرس و فشار روانی بشیم . دقیقا هر ماه که موعد قسط میرسید ما تو فشار روانی وحشتناکی بودیم و این برامون درس و عبرتی شد تو مسیر جدید . کارمون رو از شاگردی شروع کردیم و دقیقا ما هم مثل استاد به این نتیجه رسیدیم که تا اخر عمرمون اصلا به وام حتی فکرم نکنیم . ایکاش قبل از وام گرفتنمون این ویدیو رو میدیم که این هم به خاطر فرکانس پایین خودمون بوده البته . خوشحالم که قوانین رو یاد گرفتم و اشتباهات گذشته درسی شده برای پیشرفت اینده ام .

    اون تجربه باعث شد وقتی که میخواستم شروع کنم کراتین رو یاد بگیریم دیگه به وام و قرض حای فکرم نکنم و با توکل به خدا و صبر کم کم پولش رو کنار گذاشتم و یاد گرفتمش .

    چقدر برگ های این سفر نامه عالیهههه و چقدر خوشحالم به لطف این سفر نامه هر روز میام تو سایت و کلی انرژی میگیرم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    زهرا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1331 روز

    سلام دوستان و اساتید من خداروشکر میکنم بخاطر تمام نعمات زندگیم

    روز شش سفرنامه.

    تکامل در زندگی من : واقعا به هرکجا از داستان زندگیم مخصوصا دوران متاهلیم که نگاه میکنم تکامل رو میبینم . چرا میگم دوران متاهلی چون من و همسری از صفر دوتایی شروع کردیم در حالی که دوتا بچه محصل بودیم با دوتا کله داغ که آرزو داشتیم تمام دقایق رو کنارهم باشیم . تا اینکه با هر سختی و بدبختی و مخالفتی که خانواده ها داشتن بالاخره ازدواج کردیم و بعدم رفتیم تو یه خونه که اونموقه فقط میشد بهش بگی یه سقف و چاهار تا در و دیوار . به همسرم تو پایان نامه ارشدش کمک کردم و خداروشکر با نمره خوبی قبول شد بعدم که دو سال سربازی با تمام بی پولی هاش شروع شد که با هم مشغول دست فروشی شدیم که خداروشکر پول خوبی داشت و تونست کمک خرج جشن عروسی مون بشه چون ما دو سال عقد بودیم ولی کنار هم زندگی می‌کردیم چون تحمل دوری هم رو نداشتیم . وای اشکم در اومد عجب حس و حالی بود خداروشکر همه چیز بخیر و خوشی گذشت . البته ما هم مثل همه زوج ها دعوا و درگیری زیاد داشتیم و داریم ولی به هرحال ادامه دادیم .

    هفت ماه بعد عروسی مون هم بچه دارشدیم اما در اون لحظه هیچ درآمدی نداشتیم .

    اما اون نه ماه هم با تمام سختیاش گذشت تا اینکه بعد به دنیا آمدن پسرمون همسرم مشغول به یک کاری شد که به رشته تحصیلی اش مربوط بود و خداروشکر افتادیم روی غلتک … این ماجرا ها خلاصه اس از زندگی مشترک ماست ولی من یک سالی که تصمیم گرفتم برای خودم درآمد زایی کنم و اون استعداد های نهفته خودم رو کشف کنم و بیشتر اوقات درگیر خودم هستن البته وارد نتورک هم شدم درآمد کمی دارم ولی میخوام تو یه رشته هنری ورود کنم و اون بشه درآمد اصلیم میخوام توی کاری مشغول بشم که 0 تا 100 پای خود خودم باشه و هر نوع آزادی توش داشته باشم یعنی خانوم خودم و نوکر خودم باشم و به کسی حتی همسرم وابسته نباشم و این برام مثل روز روشنه که موفق میشم ثروتمند میشم چون فهمیدم هدف خدا از خلق من گسترش جهان و ازمن بیشتر مشتاق که پیشرفت کنم و در قرآن وعده داده که کسانی که ایمان آورده اند اگر در راه من قدم بردارند هدایتشان میکنم .

    خداروشکر بخاطر این آگاهی ها

    خداروشکر بخاطر این حس خوب

    خداروشکر بخاطر وجود استاد

    خداروشکر بخاطر سلامتی و عشق به خانواده ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  4. -
    ساناز جون گفته:
    مدت عضویت: 1787 روز

    به نام خدای یکتا تنها قدرت مطلق جهان

    سلام به استاد عباسمنش که استادی برازنده شماست و خانم شایسته عزیزم که واقعا شایسته بهترین ها هستند سلام به خانواده بزرگ عباسمنشی

    روز ششم روز شمار تحول من

    استاد وقتی من فایلهای شما رو گوش می‌کنم با درک کردن هر آگاهی و فهمیدن هر قانونی برمیگردم و توی زندگیم نگاه میکنم ببینم کجاها آگاهانه یا ناخودآگاه از قانون استفاده کردم ونتیجه خوب گرفتم و کجاها بر خلاف قانون جهان عمل کردم و نتایج نادلخواه داشتم و به این شکل قوانین ثابت و بی تغییر جهان وبیشتر تایید میکنم

    الان با شنیدن این فایل من برگشتم به سال 90 اوایل ازدواجمان بود دخترم هنوز 2 ساله بود من و همسرم تصمیم گرفتیم که خانه ای بخریم هرچند که واقعا پس اندازمان کم بود اما آنقدر مصمم بودیم که با وجود پول کمی که داشتیم طلا وماشینی که فروختیم پدرم هم به ما کمک بلاعوض کردو واقعا همه چیز به خواست خداوند دست به دست هم داد بدون گرفتن وام یا قرض کردن ما خانه ای کوچک اما زیبا با قیمت مناسب خریدیم و بعد از گذشت یک سال ونیم از خرید خانه مان قیمتش 3 برابر شد تا اینجا همه چیز خوب بود یکدفعه تصمیم گرفتیم خانه مان را بفروشیم و در منطقه ای بهتر و نزدیک خانه پدرم خانه بخریم قیمت‌ها خیلی بالابود خانه مان را فروختیم به 68 میلیون و خانه ای خریدیم به قیمت 120 میلیون یعنی قیمت خانه ای که خریدیم تقریبا 2 برابر پولمان بود و مجبور شدیم وام مسکن بگیریم و از اینجا به بعد همه چیز به هم ریخت فشار خیلی زیادی روی همسرم بود هر روز میگفت کاسبی داره خرابتر میشه مشتری نیست و…. آخر ماه هم باید قسط واممان که مبلغ خیلی زیادی هم بود می‌دادیم روز به روز زندگی برایمان سخت تر میشد از خیلی از هزینه ها و خرج هایمان میزدیم تا فقط قسطها را بدهیم درآمد همسرم هم کمتر وکمتر میشد تا اینکه بعد از گذشت 3 سال و پرداخت 3 سال قسط وام مجبور شدیم خانه را بفروشیم و واممان را تسویه کنیم و هزینه های دیگری هم داشتیم و در واقع پولی که برایمان ماند دیگر نمیشد با آن خانه خرید و ما مستاجر شدیم من هیچ وقت نفهمیدم که چرا یکدفعه زندگیمان زیرورو شد اما با گوش کردن به این فایل فهمیدم دقیقا همان زمانی که ما با وام خانه را خریدیم یعنی روی پولی حساب کردیم که نداشتیم و چون قسط ماهیانه زیاد بود همسرم نگران بود ومیترسید مبادا نتواند قسط ها را بدهد وهمین نگرانی واسترس باعث اتفاقات بد بعدی شد یعنی روز به روز درآمدش کمتر وکمتر شد ودر آخر ماخانه ای را که با وام خریده بودیم از دست دادیم وقتی که قانون و میدونیم چقدر نتیجه گیری کردن آسون میشه وچقدر میتونیم از یه تجربه اشتباه درس بگیریم و دیگه اون اشتباه و تکرار نکنیم ولی اگه قانون وندونیم ممکنه بارها وبارها اشتباهات مشابهی رو تکرار کنیم

    خدایا شکرت که امروز من این آگاهی ناب و این قانون بی تغییر الهی رو یاد گرفتم من یاد گرفتم که باید روند وتکاملم رو طی کنم و اگر کسی تکاملی وطی نکنه حتما اون پول یا ثروت و از دست میده

    واقعا متشکرم استاد عزیز که چشمان ما را برای دیدن حقایق باز می‌کنید .

    برای همه کسانی که این متن و میخونند آرزو دارم که با عمل به قوانین الهی و ماندن در مسیر درست به زودی به تک تک خواسته هاشون برسند .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    حیدر علی جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1156 روز

    سلام دوستان

    ششمین روز سفرنامه

    واقعا حرفای استاد حقه

    من خودم ی مدت ورودی مالی خودمو تحت نظر داشتم دیدم ک هر ماه دارم پس اندازمو بیشتر میکنم وتقریبا هر ماه درآمدم ی مقداری بیشتر از ماه قبلش بود.

    خلاصه از بیشتر شدن پس اندازم خوشحال بودم

    و همچنین از درآمدم ک تقریبا از ماه قبل بیشتر میشد.

    ولی من خواستم ی جهشی بزنم

    چطور؟ الان میگم خدمتتون

    من تقریبا نصف پول ی وسیله نقلیه رو پس انداز کرده بودم

    بعد ب فکر این افتادم ک برم و اقساطی این وسیله رو بخرم بنا ب چند دلیل محکم

    اول اینکه ارزش پولم از دست نره

    دوم خودمو مجبور کنم ک تایم کاری مو افزایش بدم ک ورودی مالیم هم افزایش داشته باشه

    سوم از کرایه دادن خلاص بشم و….

    خب خلاصه رفتم و وسیله مورد نیازمو پیدا کردم

    اقساط رو هم طوری بستم ک راحت تر بتونم پرداخت کنم مثلا آخرین ماه درامدم اگه بیست میلیون بود من اقساط رو ده تا دوازده تومان بسته بودم، خیلی هم با خوشحالی چون طبق چند ماه اخیر ک ورودی مالیم هر ماه بیشتر میشد گفتم ب راحتی پرداخت میشه چون من دیگه قرار بود تایم کاریم رو هم افزایش بدم.

    همه چی درست شد و من با وسیله برگشتم خونه

    کم کم نجوا ها شروع شد ترس خراب شدنش خطر تصادف دزدیده شدن و…

    جالبه این افکار منو در مداری پایین قرار داده بود

    دوستان بخدا تایم کارم افزایش داشت ولی باین وجود در همون ماه اول درآمدم روندی کاهشی داشت

    خلاصه قسط ماه اولو دادم

    در آغاز ماه دوم من ب فکر این بودم چرا درآمدم کمتر شده خیلی رو خودم کار کردم ولی بازم استرس داشتم و باز هم مدار پایین تر رفت و ماه دوم درآمد کمتر

    ماه سوم علاوه براون اتفاقات نا مطلوبی برام رخ داد مثلا پنچری و… ک هزینه هم داشت

    خلاصه کار ب جایی کشید برای اقساط من مجبور بودم قرض کنم در نهایتم وسیله مو فروختم رفت و با اینکه پس اندازمم داده بودم درس بزرگی گرفتم

    اینکه امیدم ب خدا باشه و همیشه سعی کنم پله پله رشد کنم و مدارم رو رو به بهتر شدن کنم با خونسردی و آرامش پیش برم

    خیلی خوشحالم ک با شما در سفرنامه همراهم

    من ب خدا اعتماد دارم

    و دوباره محکم تر از قبل شروع کردم

    ونشانه ها هم کاملا مشخصه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2043 روز

    بنام رب جمیل

    درس هایی ک امروز گرفتم

    اینکه من تا زمانی ک قانون تکامل و درک نکنیم ب آرامش نمیرسم

    هر کاری هر شغلی با تکامل شروع و طی شده

    بادرک قانون تکامه ک من از درون ب آرامش میرسم و دیگه برای موفقیت عجله نمیکنم

    و وقتی من آرامش داشته باشم الهاماتو دریافت میکنم

    از جایی ک هستم باید شروع کنم واز امکاناتی ک دارم باید استفادع کنم

    تا رشد کنم بزرگ بشم..

    دیروز,هدایت شدم ب کامنت یکی از دوستان ک میخواست چله سکوت بگیره منم این تصمیم و گرفتم ک

    دیگه نصیحت نکنم کسی رو

    نخوام توضیح بدم

    نخوام کسی و نجات, بدم تغییربدم

    نخوام حرفی بزنم ک هیچ شنونده ای نداره

    واینکه خیلی دوسداشتم کویر و ببینم ک امروز دیدم تو قسمت196سفر ب دوز, امریکا

    و اینکه برای داشتن ی رابطه, ی رویایی عاشقانه باید تحسبن کنم تایید کنم

    تجسم کنم

    واینکه کلی نشانه دیدم امروز

    واینکه کلی لذت بردم از خوندن کامنت دوستان و آگاهی های جدید دریافت کردم

    سپاسگزارم ازمریم عزیز واستاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      Fatemeh گفته:
      مدت عضویت: 985 روز

      سلام به استاد بزرگوار

      و دوستان گرامی

      دوست عزیز در مورد روزه سکوت تجربه خودم رو می گم

      وقتی شما در زمان حال زندگی می کنید یعنی در حال دریافت الهامات درونی و بیرونی هستید

      در اون لحظه شما در حالت سکوت هستید

      و فقط عامل به الهامات و در هرلحظه به انتخاب هاتون دقت می کنید و ازقلب تون راهنمایی می خواهید که انتخاب بین دیدگاه مثبت و منفی هست پس ما هر لحظه داریم با درون صحبت و مشورت می کنیم پس خود به خود در حالت سکوت هستیم

      زمانی که شما به گذشته و آینده می روید یعنی از لحظه حال خارج شدید و معمولا این کار ذهن هست

      یک چراغ راهنما برای من در تشخیص درست از غلط سکوت است

      سکوت صدای خداوند است

      وقتی شما کاری انجام می دهید که با باور یا همان نیت خیر شروع کرده اید صدای اضافی به گوش نمی رسد

      اما دقت کنید همین که ذهن به گذشته و آینده می رود و از لحظه حال خارج می شود

      اختیار از قلب گرفته شده و دست ذهن می رود شما صدا های اضافی تولید می کنید در را محکم می کوبید قاشق رو به بشقاب و ….

      این ها برای من نشانگر است که از لحظه حال خارج شده ام و از حالت سکون و سکوت بیرون آمده ام

      در واقع فرد وقتی از حالت رضایت و شکرگذاری به حالت های دیگر مثل ترس غم شک غرور و … وارد می شود سکوت تبدیل به صداهای اضافی می شود .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        زکیه لرستانی گفته:
        مدت عضویت: 2043 روز

        بنام الله یکتا رب هدایتگرم خدای آسانی ها

        سلام و دورود و رحمت خدا ب دوست عزیزم فاطمه جان

        خداروصدهزاررر مرتبه شکر بابت وجود نازنین دوستان فوق العاده ای ک خدای عزیزم بهم بخشیده

        فاطمه ی عزیز دوست خوبم

        یک دنیا ازت سپاسگزارم بابت کامنت فوق العاده ای ک لطف کردی و نوشتی برام

        خیییلی خوشحال شدم کامنتتو خوندم

        و اینکه چقد قشنگ جوابمو گرفتم از کامنتت

        این روزها دارم روخودم کار میکنم برای هماهنگی بین ذهن وروحم

        و خدای عزیزم خیلی قشنگ هرروز داره هدایتم میکنه ک چطور راحتر این کارو انجام بدم

        و کامنت شما خییلی زیبا برام توضیح داد ک سکوت چقد منو درلحظه حال و هماهنگی با روحم قرار میده

        و این نکته ک سکوت صدای خداست

        یعنی ن ترسی, از آینده داری و غمی از گذشته

        و درلحظه حال هستی وآرامی و حالت خوبه

        واین نشانه کسانی است ک خدا بارها توقرآن گفته

        کسانی ک ایمان دارند و عمل صالح انجام میدن

        ولا خوف علیهم و لاهم یحزنون هستند

        سپاسگزاررممم دوست خوبم ک بهم این آگاهی های ارزشمند و یادآوری کردی

        واینکه خیییلی تحسینت کردم و بهت افتخار کردم ک تازه عضویتت 7روزه واینقدر عالی روخودت کار کردی

        از صمیم قلبم بهت تبریک میگم و اینکه عاشقتممممم:))

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1068 روز

    به نام الله یکتا

    سلام خدمت استاد عزیزم مریم جان وخانواده دوست داشتنیم

    امروز داشتم لایو استاد رو گوش می دادم که درباره فایلهای دانلودی صحبت کردید چ

    همون لحظه انگار کسی بهم گفت که برم واز کلیدها شروع کنم من خیلی از فایلها رو گوش دادم حتی چند بار هنوز نتونستم چیزی بخرم ر

    دانلودیها رو گوش می دم امروز انگار بهم گفته شد برو از اول کلیدها رو شروع کن گوش بده برای هر کدوم کامنت بزار وسعی کن توی زندگیت اجرا کنی

    پس بسم الله اولین فایل همین لحظه بهترین موقع برای شروع است خدایا شکرت

    توی این فایل یادگرفتم جهان براساس قانون تکامل کار می کنه خورشید یک دفعه طلوع نمی کنه درخت یک دفعه میوه نمی ده پس کارها باید با تکامل یواش یواش پیش بره اگه دنبال اینی که کاری راه بندازی همین شرایط الانت وهمون سرمایت بهترین چیزه با همون شروع کن دستفروشی کن از اشپزخونه خونت از زیر پلت شروع کن اگه بخوای یک شبه ره صد ساله بری شکست می خوری وام گرفتن یعنی تولیاقت اون چیز رو نداری چون الان پولش رو نداری وگرفتن وام خودش برات نگرانی واسترس می یاره چک یعنی استرس یعنی گرفتن چیزی که لیاقت نداری پولی که شاید بعدا بیاد تو زندگیت وقتی موفد چک و وامت بشه نگرانی استرس وترس می یاد سراغت واین باعث می شه کترت ودرامدت افت کنه نگرانی نگرانی می یاره ولی وقتی از پول خودت از کارهای کوچیک شروع کنی چیزی رو بگیری که پولش رو داری باعث ارامشت می شه واین ارامش باعث می شه ایده بیاد تو ذهنت درها برات باز می شن پول راهش رو به زندگیت پیدا می کنه

    ا مهای موفق وثروتمند هم اول از کارهای کوچیک از سرمایه های کم خودشون شروع کردند

    تو اگه تونستی 1تومن رو 2تومن کنی می تونی 100میلیون رو 200میلیونی کنی نباید فکر کنی یه پول بزرگ تو رو موفق می کنی در واقع سختی های مسیر کار کردن با سرمایه خودت کسب تجربه ا تو این مسیر زی کرون تکاملت بهت کمک می کنه تا بعدا تو کارت موفقتر بشی هیچ کس یک شبه ثروتمند نشده

    از خدا بخواهیم هدایتمون کنه وارامش خودمون رو حفظ کنیم عجله نکنیم تا با تکامل موفق بشیم

    خدایا سپاسگزارم که همواره من رو هدایت می کنی و الان وهمین لحظه بهترین موقع برای یه شروع دوباره بود ومن شروع کروم خدایا کمکم کن تا قوی باشم وتا اخر راه برم چون به حقانیت راه ایمان دارم چون استادم رو می بینم که توی این مسیر موفق شده وارامش که بزرگترین نعمته رو داره خدایا شکرت

    استاد عزیزم از شما هم سپاسگزارم که دستی از دستان خدا شدید برای هدایت

    ارزو می کنم همه شاد ثروتمند وخوشبخت باشن در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مهیار کرمانی گفته:
    مدت عضویت: 1027 روز

    سلام به بچها، سیدحسین و شایسته عزیز. این روزها مفهوم تکامل را بیشتر درک می‌کنم. وقتی به گذشته خودم برمیگردم، جاهایی که سعی کردم به نحوی میانبر بزنم، کار چندماهه را توی یک هفته انجام بدم، به نوعی از اون سختی و پیچ و تاب انجام دادن کاری فرار کنم، همیشه اون هدفه نصفه یا ناتموم بوده، کامل نتونستم انجامش بدم و بدستش نیاوردم. زمانهایی که با حوصله، قدم به قدم، از کارهای ساده و کوچیک، شروع کردم و ادامه دادم، به نتایج خیلی عالی رسیدم. با گذشت زمان، و نگاه کردن به چالشهایی که توی زندگیم داشتم، معنی و مفهوم تکامل را توی هر جنبه از زندگی درک می‌کنم.

    من همیشه شخصیتی داشتم که سعی می‌کردم در کمترین زمان، بیشترین موفقیت را بدست بیارم، همیشه دنبال میانبر و سریعتر رسیدن به اهدافم بودم و از برخورد با موانع و سختیهای کار فرار می‌کردم. رشد و موفقیت‌های من از زمانی شروع شد که اول از همه پذیرفتم من مسئول کامل زندگی خودم هستم و این افتضاحی که به بار اومده، تقصیر خودمه. بعد از اون، دونه به دونه، نشستم و جاهایی که مشکل داشتم را بررسی کردم و با برنامه‌های کوتاه مدت و بلندمدت، سعی کردم به یکسری از اهداف برسم. این بار از قدم‌های کوچیک و ساده شروع کردم و با حوصله این مسیر را ادامه دادم. بعد از اون، الان که دوباره به گذشته خودم برمیگردم و نگاه می‌کنم، می‌بینم که هرجایی توی زندگیم، در هر نقطه‌ای، قانون تکامل را مدنظر قرار دادم، آرامش بیشتری داشتم، نخواستم یک روزه انتظارات بی‌جا از خودم داشته باشم و در نتیجه قدم به قدم رشد کردم و به اون اهداف رسیدم و جاهایی که این قانون را فراموش کردم، یک کاری را بارها و بارها انجام دادم و هربار تعجب می‌کردم که چرا با وجود کلی تلاش، پیشرفت نمی‌کنم.

    درحال حاضر من در مباحث مالی و روابط مشکل دارم که وقتی گذشته این دوتا چیز را توی زندگیم نگاه می‌کنم، همیشه سعی می‌کردم با میانبر و در کمترین زمان بهشون برسم، توی حاشیه امنی که برای خودم ساخته بودم، زندگی می‌کردم و توقع داشتم همه موضوعات خود به خود حل بشند. این برای من خیلی جالب بود که زندگی‌نامه بزرگان، عباس‌منش و خیلی از دوستان دیگه، همیشه به این نکته اشاره می‌کنند که با قدم‌های کوچیک در مدت زمان طولانی می‌تونی به اون هدفت برسی. و خب این عجول بودنه شاید برای این هست که من تحمل چالشها، موانع و سختیهایی که فکر میکنم توی مسیرم هست را ندارم و خیلی زود میخوام به نتیجه برسم تا اون احساس رضایت را تجربه کنم.

    من ایدم این بوده که باید شرایط خوب باشه، انگیزه داشته باشم و حده‌اقل پیشنیازهای اون هدف را توی خودم ببینم تا بتونم شروع کنم. بعد از دیدن این فایل، قانون تکامل دوباره بهم یادآوری شد و درک کردم که من می‌تونم برای رسیدن به اهدافم با امکاناتی که الان دارم شروع کنم و با قدم‌های کوچیک و ساده، خودم و مسیر رسیدن به اون هدف را رشد بدم.

    تمرین من هم از این فایل این شد که نگاه می‌کنم به موقعیت‌های زندگیم، جاهایی که منتظر یک چیز بیرون از خودم هستم؛ مثل انگیزه، امید، پول، هم‌پا ( شریک ). در این نقاط تلاش می‌کنم که با چیزهایی که در دسترسم هست و با تکیه بر خودم شروع کنم و اون برنامه و هدف را استارت بزنم. بعد از اون با قدم‌های کوچیک، کارهای ساده و چیزهایی که می‌تونم انجام بدم، اون هدف را پیش ببرم و همیشه قانون تکامل را مد نظرم باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    سماء گفته:
    مدت عضویت: 3803 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام دوستای خوبم

    خیلی جالبه چند روزه دارم به یه کار دوم فکر میکنم و امروز این فایل رو شنیدم من همیشه عاشق روسری بودم و دوست داشتم روسری خاص تولید کنم ولی همیشه فکر میکردم باید خیای هزینه کنم ولی الان که این فایل رو گوش کردم تصمیم گرفتم بشینم و تمام ایده هایی که منجر به این میشه که بتونم کاری که دوست دارم رو انجام بدم رو بررسی کنم . بالاخره با توکل به خدا راهی پیدا میکنم. خدایا ممنونم که نشون های خوب سر راهم قرار میدی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    فررانه فلاح گفته:
    مدت عضویت: 1404 روز

    به نام رب العالمین

    ردپای ششم

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جان ودوستان خوبم

    استاد من حدود ده ماه پیش یه اشتباهی کردم درمورد طی نکردن تکاملم و عجله کردن و تا الان هنوز ترکشاش روی بدنم هست و‌من رو اذیت میکنه.

    من موبایل داشتم واقعا هم موبایلم مشکلی نداشت .اما دلم میخواست یه موبایل مدل بالاتر بخرم..پولشو رو هم نداشتم یکی رو میشناختم که با گرفتن سفته و‌کشیدن سود زیاد از دم قسط بهت موبایل میده و‌جالب اینجاس که اینقدر مغازش شلوغه که الان یه مغازه رو به دو مغازه تبدیل کرده..خلاصه رفتم موبایل مدل بالاتر برداشتم سفته هم دادم قرار شد ماهی چهار قسط بدم..یک ماه گذشت تازه فهمیدم توان پرداخت ندارم..و خیلی پشیمون شدم ..رفتم پیشش گفتم که موبایلو ازم بگیره چون هنوز نو و تمیز بود..اون موبایلو با ربع قیمت خرید ازم برداشت و مقدار قسطشو کمتر کرد ماهی 2500تومان و من هنوز دارم قسط میدم بدون اینکه حتی گوشیم داشته باشم…این بزرگترین درسی بود که باید میگرفتم تا بفهمم با خودم چه کردم..گفتم اینجاتوی کامنتم بیان کنم شاید برای بقیه درس عبرتی باشه.

    و اما استاد من چون علاقه به فروشندگی دارم با هزینه کمی که جمع کردم خرید پوشاک زنانه انجام میدم و توی خونم میفروشم..اما این باورهای اشتباهی دارم که پول نقد دست مردم نیست و همه رو به صورت قسطی میدم عملا سود پولم دردست مردمه و ماهانه مقدار ناچیز بهم میدن..دارم روی خودم و احساس لیاقتم کار میکنم که بتونم قسطی نه بخرم و نه بفروشم.‌به امید الله که بتونم به اون درجه برسم…

    سپاسگذارم ازشما استاد عزیزم و خدارو شکر میکنم که خداوند من رو به سمت شما هدایت کرد.

    درپناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: