همین لحظه بهترین زمان برای شروع است - صفحه 90 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1634 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رویا گفته:
    مدت عضویت: 1769 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    سلام به همه عزیزانم

    روز ششم از سفرنامه رویایی من

    بعد از دیدگاه من در روز پنجم تقریبا یک ماهی می‌گذرد و من در این مدت سفرنامه تا روز ۲۷ را پیش رفته بودم و به دلیل اینکه خیلی سرم شلوغ بود فقط در دفترم نوت برداری میکردم، روز ۲۷ به صفحه یکی از دوستانمون در سایت هدایت شدم و دیدم چقدر از همه لحاظ هم پیشرفت عالی داشتند و هم زیبا نوشتند وقتی دقت کردم دیدم دوستمون به تعهد خودش عمل کرده و دیدگاه ش را در تمام روزهای سفرنامه در سایت ثبت کرده و همزمان یاد صحبت استادعزیزم افتادم که گفتند تاثیر دیدگاه نوشتن در سایت را روی خودتون می‌بینید حتما …. آنجا بود که به خودم گفتم من وقتی با خودم تعهد بستم که با تامل و دقت فایل ها رو گوش بدم و عمل کنم پس باید علاوه بر نوت برداری در دفترم در سایت هم فعالیت داشته باشم(البته من هر روز در سایت بودم و دیدگاه هم میخوندم ولی دیدگاه خودم وقت نمیکردم بنویسم و فقط در دفترم نوت برداری میکردم)

    تصمیم گرفتم که برگردم و دوباره از روز ششم فایل ها رو گوش بدم و نوت برداری کنم و دیدگاه م را در سایت بنویسم و از خودم رد پا بزارم و این پیشرفتم را در این مسیر الهی چندین برابر کنم …. نجواهای ذهنی را کنار زدم که میگفت چند روز عقب میفتی و سفرنامه دیرتر تمام میشه و دیرتر میتونی محصولات را بخری و ….

    حتما رفتن و دیدن صفحه دوستمون برای من یک نشانه بوده در جهت روشن‌شدن فعالیت من و بهتر شدن پیشرفت من .خدایا سپاسگزارم

    از دوست خوبم ممنونم که باعث پیشرفت من شد و دوست عزیزم را هم تحسین میکنم و از خدای خوبم خواستار پیشرفت روزافزون ش هستم.

    من تحصیلات معماری دارم و از دیدن کارهای تری دی مکس و… لذت میبرم و تا حدودی هم انجام میدم و دوسال پیش تصمیم گرفتم که عصرها هم از وقتم استفاده کنم و این استعدادم را پیگیر باشم ،صبح ها هم البته مشغول کار پرخیر و برکت خودمون هستم ، با خودم گفتم چرا من برم عصرها اینستا ببینم و وقتم را هدر بدم هر روز یک ساعت هم آموزش ببینم پیشرفت کردم . خلاصه به یک سایت عالی هدایت شدم و پک های آموزش تهیه کردم و دوستم به من گفت تا سیستم ت را ارتقاع ندادی نگیر که اذیت میشی ولی من گرفتم و گفتم اگر شروع نکردم و منتظر خریدن سیستم شدم شاید دلسرد بشم و در طول مسیر هر وقت خواستم سیستم را هم عوض میکنم ، کمی تحقیق کردم اوایل برای ارتقاع سیستم ولی دیدم وقتم داره هدر میره و بیخیال شدم و بسته را خریدم.

    الان یکسال هست دارم آموزش ها را می‌بینم و خداروهزاران بار شکر سیستم داره عالی کار میکنه و من به چندین سایت آموزش ارتقاع سیستم هدایت شدم که هر وقت بخوام میتونم سیستمم را با توجه به کارم دقیق ارتقاع بدم ، ولی ی حسی بهم میگه ادامه بده و از همین کار درآمد داشته باشم و با همین درآمد سیستم را ارتقاع بدم ، هزینه ش را خداروشکر دارم اگر بخوام الان اینکار را کنم ولی این روش که از این آموزش ها درآمد داشته باشم و باهاش سیستم ارتقاع بدم برام دلنشین تر هست .

    به امید خدای مهربان به مسیرم ادامه میدم و تسلیم امر خدا هستم .

    خیلی خوشحالم که دیدگاهم را ثبت کردم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    پریای ره یافته گفته:
    مدت عضویت: 1930 روز

    به نام خداوند جان آفرین.حکیم سخن در زبان آفرین.

    با سلام خدمت بهترین معلم دنیا.

    بهترین پیام آور توحید در زمان ما.و به درستی که پیامبری شغل انبیاست.بله کسی که تمام وجودشو صرف درک قوانین جهان کرده و نابترین اندوخته هاشو به رایگان در اختیار کسانی میذاره که خواهان پیشرفت واقعی و شناخت خودشون و جهان اطرافشون هستن.

    استاد جانم میخوام صادقانه اعتراف کنم که با اینکه این فایل و گوش کرده بودم و نکته هاشو درک کرده بودم تو تیر ماه امسال

    اما

    اما

    و با اینکه همیشه شاگرد زرنگ کلاس بودم .

    متاسفانه درس و فراموش کردم.و وقتی گفتم میخوام با بیست میلیون مغازه لوازم تحریر و اسباب بازی فروشی بزنم و با اینکه جلوی مقاومت بقیه ایستادم بخاطر کم بودن سرمایه.

    ولی وقتی رفتم از یه همکار عمده فروش جنس بیارم مجابم کرد که با این مبلغ فقط یه گوشه ی مغازه هم پر نمیشه و ….و من هم پذیرفتم ۴۴ میلیون جنس بیارم و بعد از خرید قفسه فقط ۱۴ میلیون پرداخت کردم و ۳۰ میلیون بدهکار شدم و کسی که گفته بود خرد خرد بفروش پولو بده بعداز گذشت فقط دو هفته شروع کرد که تا دو ماه باید تسویه بشه و من😔😔

    تمام آرامشمو از دست دادم و تمرکزم از روی خواسته ها به طرف ناخواسته ها رفت و ادامه ی جریان و نمینویسم چون این سایت برای تجربه های خوشایند هست و شاگردان حرف گوش کن استاد.

    و اینو خواستم به دوستان بگم که تکامل خیلی مهمه .

    وگرنه خدا سیر تکامل و خلق نمیکرد.

    استاد درست میفرمایید که با هر چی داری شروع کن.

    من قول میدم که آموزه های شما رو آنقدر با خودم تکرار کنم که اگه تمام دنیا همه با هم بگن ماست سفیده و شما بگی سیاهه بگم فقط استاد درست میگه

    هر چند که شما هر چی میگی با قانون آفرینش هم جهته.

    من چند تا کامنت خوندم و دیگه نخواستم نکته ها رو تکراری بنویسم.

    خواستم ردپایی باشه واسه سال بعد و سالهای بعدیش که بسیار بسیار موفق شدم و از شاگردان خوب استاد عزیزم هستم که خدا هم بهش افتخار میکنه.

    خدایا شکرت واسه برگ ششم از روز شمار تحول زندگی من

    استاد عزیزم ممنونم که جای خالی برادرمو واسم پر کردین.🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    افسانه گفته:
    مدت عضویت: 1938 روز

    سلام به دوستای عزیزم

    من روز ششم این سفر زیبا هستم

    امروز میخوام مرکز توجهم خدای درونم باشه

    میخوام آرام باشم

    میخوام احساسم رو خوب نگه دارم

    میخوام سعی کنم اگر به تضادی برخورد میکنم اونو رو یه مسئله بدونم نه یک مشکل

    میخوام یادم نره که برای چی به این دنیا اومدم

    میخوام هدفم که لذت بردن و آرامش داشتنه رو فراموش نکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      حورا دهقانی گفته:
      مدت عضویت: 2061 روز

      سلام دوست خوب و همفرکانسی

      دم شما گرم با تصمیم درستی که گرفتی، من هم امیدوارم سال دیگه این ردپای خودت را که میبینی و از اینکه سال آینده به چه جایگاهی رسیدی از خوشحالی پرواز کنی و باعث قوی‌تر شدنت در ادامه این را الهی بشه،

      در پناه خدای جان موفق شاد سلامت و ثروتمند باشی🌸

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 1614 روز

    سلام استاد عزیز و گرامی

    فرمایشات شما را شنیدم و ترس بر دلم افتاد.

    من بیش از چند سال است که در شغل خودم فعالیت کردم. مدتی شاگرد بودم و بعدش از اونجایی که کار میکردم خارج شدم. و کسب و کار خودمو شروع کردم. زحمات زیادی کشیدم اما بی نتیجه بود. چندین بار تلاش کردم و فقط در حد امور روزانه درآمد داشتم. روزهایی داشتم که حتی پول کرایه تاکسی برای به خانه رفتن نداشتم. در بازاری که کار میمردم به من پیشنهاد کار شد و من چون خیلی محتاج بودم قبول کردم. اما بعد از ۲ سال کار مجانی کارفرما به من پشت کرد و زیر تعهدش زد. آن روز من امیدم از همه دنیا نا امید شد و دقیقا همان روز ها بود که شخصی آمد به من پیشنهاد سرمایه گذاری در شغل و رشته فعالیت من داد. او میلیارد ها تومان به من دادم و من با آن سرمایه تجارت کردم. سود خوبی نصیب هردومون شد. و منم از سودم ادامه آن راه را به تنهایی رفتم زیرا سرمایه گذار پول خود را در تجارت دیگری نیاز داشت. خب من برای جبران بخشی از تقاضای مشتریانم نیاز به سرمایه داشتم از بانک وام ۳۶ماهه گرفتم و تمام اقساط را سر موقع و حتی زودتر به یاری پروردگار پرداخت کردم. و از وامم کلا ۵ قسط مانده است. و من توانستم بخشی از تقاضای مشتریانم را که برای بدست آوردنشان زحمت زیادی کشیده بودم پوشش دهم. حتی الان مشتری دارم کالا کم دارم. و نیاز به سرمایه بیشتر دارم. من دیگه نمیخوام با کسی شریک باشم برای همین وام گرفتم.

    اما سخنان شما ترس بر جان من انداخت. و از وام گرفتنم ترسیدم. من تا امروز خیلی امیدوار بودم ولی با دیدن این کلیپ شوکه شدم.

    استاد لطفاً من را راهنمایی کنید

    با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مهدی گفته:
      مدت عضویت: 1614 روز

      سلام دوست من، از شما سپاسگزارم که زمان با ارزش خودتونو صرف پاسخ به سوال من کردید، از شما بسیار سپاسگزارم، حق با شماست، پاسخ شما بسیار تاثیر گذار بود

      از شما ممنونم.

      درسته، استاد در فایل فرمودند کسی که میخواد شروع کنه نباید با وام بدهی شروع کنه. نمی دونم چرا یهو شک به دلم افتاد. برای همین سوالمو مطرح کردم.

      ولی پاسخ شما تفکرات منو مثبت کرد. ازتون تشکر میکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      حسین کهن‌زاده گفته:
      مدت عضویت: 1913 روز

      دوست عزیز سلام

      والا من نمی‌دونم چی شد که یهو دستم خورد رو پاسخ و دلم خواست جوابتو بدم

      ولی اینو میدونم که به دلم یهو افتاد

      ببین دوست عزیزم شما چند بار دیگه فایل رو با دقت بیشتر گوش کن

      در واقع وام برای کسی که تازه میخواد شروع کنه

      نه شما که قبلش کلی مهارت تو همون شغل بدست آوردید و کلی آگاهی دارید در باب همون شغل.

      و به نظرم شک نکن و با قدرت هر چه تمام‌تر، اگه به شغلت علاقه داری ادامه بده و نگران نباش

      دست خدای مهربون همراهته

      درود به شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    MM گفته:
    مدت عضویت: 1948 روز

    سلام به استادعزیزومریم جون

    خدایاراهزاران بارشکر می کنم که من رابه این فایل هدایت کرد

    من خیلی درگیر گذشته ودلواپس آینده بودم ولی تلاش می کنم تا بااین فایل به حال بیشتر توجه کنم

    استاد ممنونم که بااین فایلهاتون کنک زیادی به ما می کنید هرچند من بطورکامل نمی توان درک کنم وبنظر من هرفایل شماراباید صدهابار گوش داد وهربار هزاران درس گرفت

    خدایاشکررررت خدایاشکررت خدایاشکرررت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    ناهید گفته:
    مدت عضویت: 2395 روز

    به نام خدای مهربان

    روز ششم

    قانون تکامل مهمترین اصلی هست که باید ان را درطی زندگی خودمون رعایت کنیم چون از این اصل نمیشه تخطی کرد وبدون درنظرگرفتن ورعایت کردنش به موفقیت رسید ثانیه ها وساعت ها وروز ها گواه این اصل هست آرام آرام وآهسته همه چی اتفاق میفته به وجودمیاد ودسترسی به اون آسون میشه فقط باید صبور بود واز مسیر لذت برد

    🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سیده زهرا حسینی ۶۲ گفته:
    مدت عضویت: 2134 روز

    به نام خداوند حلیم

    روز ششم

    آموزه های این فایل:

    تکامل رو طی کنیم . دنیا بر اساس قانون تکامل پیشرفت کرده . برای هر کاری باید از اولین قدم شروع کرد. نمیشود نوزاد قدم برنداشته بدود. دانه جوانه نزده نهال نشده درخت شود . ما هم در هر کاری باید مراحل اولیه را طی کنیم بعد پله پله با کسب مهارت و آموزش و درس گرفتن از مسائل و مشکلات، بالاتر برویم . این درسهایی که در اوایل کار و بدون هیچ سرمایه یا کمترین سرمایه یاد میگیریم برای پیشبرد کارمان در آینده نیاز است تا از بحرانها عبور کنیم . در غیر این صورت با اولین مشکل کارمان فرومیپاشد .

    وام گرفتن یکی از میانبرهای اشتباه برای طی نکردن تکامل کارمان است . چرا که ما را به جایی میرساند که تکامل آنرا طی نکرده ایم آموزشها را ندیده ایم . مثل بچه کلاس دوم که با یاد گرفتن الفبا میخواهد وارد دانشگاه شود . برای ورود به دانشگاه باید درسهای دوره ابتدایی را یاد بگیرد دوره راهنمایی را یاد بگیرد وارد دبیرستان شود بعد که آموزشهای کاملی دید وارد کنکور و جریان آن شود بعد دانشگاه.

    آموزش بعدی وام گرفتن کارمندان از شرکتها هست که مانند تارهای عنکبوت طرف را به دام می اندازد تا در تار بماند . کارمندی که وام میگیرد اولا وام برای کارهای مفید استفاده نمیشود ثانیا بازپرداخت وام برای طرف مشکل ساز است آنهم زمانی که طرف بخواهد از کارش بیرون بیاید و کسب و کار خودش را راه بیاندازد . برای شروع کار چند ماهی طرف باید از جیب خودش بخورد از طرفی شرکت میخواهد وام را تسویه کند و خارج بشود و طرف اینهمه پول ندارد و این تله و تارهای عنکبوت مانع خروج و راه انداختن کسب و کار خواهد شد. باید پس اندازی برای راه اندازی کسب و کار شخصی داشته باشد تا هزینه های چند ماه اول به رونق افتادن کار را پرداخت کند .

    درس بعدی چک

    معنی چک این است که چیزی را که لیاقتش را ندارم بخرم و روی درآمد حساب کنم در حالی که از آینده بی خبرم .زمانی که نقد داشتم باید بخرم

    این فایل رو سال قبل همین زمان من یکبار هم درگیر شدم اونهم روزی که قرار بود برم و لپتاپ بخرم . و چکی

    همین که شنیدم از تصمیمم منصرف شدم اولا که میخواستم برای بورس و فارکس و ارز دیجیتال استفاده کنم . دوم با وام میخواستم بخرم سوم اینکه یک مقدار رو هم چک بدیم . نور علی نور

    همین که شنیدم که نباید برای شروع کار وام بگیرم دیگه کلا کنسل کردم . در جریان گوش دادن به فایلها هم فهمیدم البته میشنیدم ولی مقاومت داشتم که بورس علاقه من نیست. کم کم فهمیدم تصمیمم اشتباه بود

    در مورد چکی خریدن و سر به زیر بودن و مطیع فروشنده بودن مثال ما واقعا دیگه توی گینس ثبت شدنی هست

    ما که خونه رو عوض کردیم خونه قبلی کوچیک بود اومدیم خونه بزرگتر .مبل ۴ تا بود و ۷۰ درصد پذیرایی خالی بود . شوهرم خودش میگفت باید مبل بخریم ولی اهل گشتن و قیمت کردن و … نیست دو کوچه بالاتر مبل سازی بود رفتیم اونجا و قیمت کردیم و انتخاب کردیم اونهم چه انتخابی فقط دو طرح کلاف داشت و من یکی رو انتخاب کردم بعد برای انتخاب پارچه هم رفتم کد ها رو دادم . قرار بود ۱۵ روزه تحویل بده . بعد یک ماه که رفتیم مغازه دیدم پارچه ای رو که من داده بودم نزده و پارچه شبیه اون رو روی چند تا از مبلها کشیده و نمیشد گفت این پارچه انتخابی من نیست . خلاصه وسط کار گفت کم حساب کردم دوباره پول بدین و حدود ۳ ماه گذشته بود و ما هنوز مبلی ندیده بودیم ما مرداد سفارش دادیم . نصف مبلها رو اواسط پاییز اورد . بقیه رو دو سه روز مونده به عید بعد کلی دعوا و بحث تحویل داد . نزدیک عید دوباره قیمت رو بالا کشید . و ما اینطوری مبل خریدیم. زندگی کارمندی و مدار عالی …

    سال قبل که من این فایل رو گوش میدادم بحث تکامل و لیاقت رو میشنیدم ولی درک نمیکردم فقط میشنیدم که وام نگیر و کار رو با وام شروع نکن امسال سال پر بارتری بود برای من و درکم از قانون نسبت به سال قبل بهتر شده خدایا شکرت

    از اینکه در مدار درک چنین سخنانی قرارم داده ای سپاسگذارم

    از اینکه استادی مثل شما دارم افتخار میکنم و مراتب عالی تر رو براتون خواهانم

    از خانم شایسته هم که این سفر رو برنامه ریزی کردند سپاسگذارم و برای ایشون هم موفقیت روزافزون آرزو میکنم.

    و از دوستان هم مسیر و کامنتهای عالی شون هم سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    فرشته پزشگ گفته:
    مدت عضویت: 1995 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    خیلی وقته فایلهای هر روز را میبینم ولی چیزی ننوشته ام .

    راستش هر کدوم از فایلهای روزهارو که میدیدم و میشستم با خودم فکر میکردم افسرده شدم آخه انگار همه این فایلها رو استاد برای من گفته چون تو تمام موارد این اشتباهات و انجام دادم .

    چند روز پیش خواب دیدم که یکی بهم گفت فایلها رو دوباره از اول ببین و گوش کن و همه مطالب را در دفتر بنویس این شروع کار از همین نوشتن شروع کن و منم وقتی بیدار شدم همین کار کردم و الان چندروز است دوباره از روز اول فایلها رو شروع کردم دیدن و گوش کردن وتوی دفتر نوشتن . احساس میکنم حالم بهتره و تصمیم دارم ادامه بدم .

    در مورد این فایل هم باید بگم قبلا این اشتباه انجام دادم برای یادگیری و خرید وسایل کاری که فکر میکردم خیلی پولسازه و تقریبا هم دوسش داشتم پول قرض کردم ولی از همون روز اول که رفته بودم سر کلاس برای یادگیری همه چیز بهم ریخت و بخاطر یه سری مسائل خیلی عجیب اوضاع کار بهم ریخت و از اون روز دیگه مشتری نداشتم با اینکه تو کار خیلی مهارت داشتم و خیلی عالی انجام میدادم ولی مجبور شدم با ضرر خیلی زیاد کار و جمع کنم وتمام وسایل هم بفروشم و با کلی بدهی از کار بیام بیرون وتازه بعداز ۲ سال تونستم بدهی ها رو پرداخت کنم و نفس راحت بکشم .

    الان وقتی یکی میخواد کار شروع کنه و دنبال پول گرفتنه تنم میلرزه که داره بزرگترین اشتباه انجام میده چون من تجربه ش کردم .

    خداروشکر میکنم که از روزی که با استاد و مریم عزیز و این سایت آشنا شدم تازه فهمیدم زندگی یعنی چی آرامش یعنی چی و روزی هزاران بار خداروشکر میکنم .

    دوستتون دارم با تمام وجود💗💗💗💗💗💗💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2926 روز

    سلام

    قانون تکامل کلیدی ترین قانون زندگی که اگر رعایتش نکنی زیر چرخ دهنده های جهان له میشی..

    مثل هر چیز دیگه ای از رشد جانوارن گرفته ..

    از رشد گیاهان گرفته …

    از رشد جهان گرفته..

    از گرم شدن اب گرفته

    وووو

    ثروتمند شدن هم نیاز داره به تکامل..

    یعنی منی که تا این لحظه ی زندگیم ماهی ۴ میلیون پول نساختم امکان نداره تحت هیچ شرایطی امکان نداره جامپ بشم به ماهی ۱۰۰ میلیون تومن… و البته ماهی ۱۰۰ میلیون پول رو میشه ساخت اگر که …

    مثلا الن ۴ یا ۵ میلیون در ماه شدم.. از صفر شدم ماهی ۴ یا ۵ میلیون با کار تقریبا سخت… بگم خب سال بعد بشم ماهی ۱۰ میلیون و کمی راحت تر از کار قبلی… ۱۰ میلیون که شدم بگم خب سال بعد بشم ماهی ۳۰ میلیون و بازم راحت تر و وقت ازاد بیستر… ۳۰ میلیون که شدم احتمالا سال بعدش به راحتی میتونم به ماهی ۱۰۰ میلیون در ماه برسم و همین پروسه اروم اروم بره جلو و بعد از طی شدن قاون تکامل نوبت قانون تصاعد میسه و بعدش بشم ماهی ۵۰۰ میلیون و بعدش برسم به ماهی ۲ الی ۳ میلیارد در ماه… و هر روز روی ذهنم کار کنم و مهارتم رو در علایقم بیشتر و بیستر کنم… و از زندگیم لذت ببرم… ازونجایی که از صفر شروع کردم و چک و وام و قسط و اینارو ندارم لذا هیچ گونه استرسی ندارم و نگرانی ندارم … کاره سختیه ؟؟؟ اشکال نداره… ادم نباید از سختی ها فرار کنه !!! و البته نبایدم تحملشون کنه بلکه حلشون کنه و بره بالاتر !!!!

    مثلا من حدود ۲ سال بیکار بودم.. نه اینکه دنبالکار نباشم اصلا حتی کارگری هم گیرم نمیومد اینقدر که از لحاظ ذهنی گیج بودم..

    الان از صفر شروع کردم از کارگری… دلیلش اینه که احتمالا باورم اینه برای شروع کار باید پدرم دربیاد و سختی بکشم…و کار مورد علاقم پول توش نیست یا نیاز داره به سرمایه اولیه …

    خب حتی اگرم نیاز داره به سرمایه اولیه اون سرمایه اولیه از کارگری به دست میارم و باهاش دوره ی اموزشی شرکت میکنم و کتاب و این چیزا میخرم.. با ماهی حدود ۴ میلیون بهم پیشنهاد شده ولی احتمالا بیشتر بهم پول بده چون دارم روخوب انجام میدم…

    میگه وای بر حساب کنندگان :

    روی همه حساب کردم الی خداوند…

    خداهم گفت اوکی ما رو از یاد بردی پس بزار دهنت سرویس شه تا یادت بیاد رو کی حساب کنی مقصر خودتی خود دانی .. تانخوای هی این و اونو اصلاح کنی… دیدی ما رو از یاد بردی چه پدری از درومد !!!!

    خدا رو شکر دسته چک هیچ وقت نداشتم…

    وام و بدهی و قسط هم ندارم و از صفر شروع کردم..

    خیلیا بهم گفتن بیا برو وام بگیر برای خودت کاری رو شروع کن یا برو تبلیغات کن و فلان و بهمان ولی کن خدا رو شکر گوش ندادم و از صفر شروع کردم.. از هیچ مطلق…

    کار سختیه ولی باید کار سخت رو انجام بدم و دنبال راهکار باشم برای راحت تر کردن کار …

    یعنی یه عمری من یه ادمی بودم که از مسائلم فرار میکردم و حلشون نمیکردم و همش متکی به مادرم و دیگران بودم و از هزار نفر مشاوره میگرفتم تا قشنگ حسابی پاره شدم ….

    جهان میگه نهههه باید مسیلت رو حل کنی …

    جهان میگه باید درس هات رو توی روزای بی پولیت یاد بگیری… و از مسائلت فراتر بری نه اینکه ادمی باشی فرار کن از سختی ها و مشکلات..

    به جاش باید به خودت بگی مسائل و مشکلات بیاید من حلتون میکنم و ازتون میرم بالاتر !!!!

    تو کل زندگیم یه ادمی بودم که مادرش یا اعضای خونوادش دارن همه جوره کنترلش میکنن و از خودش اراده و هویت نداره و همش منتظره دیگران براش کاری انجام بدن ….حتی تیپم یا مدل موهام یا راه رفتنم یا حرف زدنم … به همین خاطر از لحاظ اعتماد به نفسی به شدت مشکل دارم..و همین موضوع باعث میشه مدام تو سرم بخوره…

    پس یاد گرفتم :

    از صفر شروع کنم..

    وام و قرض و قسط نگیرم..

    دسته چک نداشته باشم..

    توهم یک شبه ثروتمند شدن نداشته باشم..

    یه سری ادما رو میشناسم این همش میره وام میگیره و یه کسب و کاره جدید شروع میکنه .. به هوای اینکه شاید دو قرون سود کنه ولی هنوز نفهمیده سود وامی که میده از پول وام بیستره !!!

    تازه وامی که گرفته رو نه تنها کسب و کار باهاش راه نمیندازه بلکه در اغلب اوقات میدتش به دیگران .. الان کلی گند زده و کلی بدهی بالا اوزده چون مدیریت ذهن نداره.. و همشم به مملکت ایراد میگیره… اون وقت الگوهای زندکی من شدن اینا !!!!

    مادرم خیلی از پولاش رو فکر کنم تو بورس نابودکرد.. برگشتم بهش گفتم اون همه من بهت گفتم پولات رو به فنا نداده بیا بریم مسافرت حال کنیم … بعدش یک جوری فشاررررر بهش میومد .. دردش میومد.. و خودش رو توجیح میکرد ولی حاضر نشد دو قرون از اون پول خرج تفریح خودش بکنه یا بده به من تا علایقم رو دنبال کنم… نمیخوام بگم والدین باید کمک کننا … نه میخوام رفتار ادما رو توضیح بدم که حرص و طمع چه میکنه با ادم….

    و خدا میگه وای بر حساب کنندگان :

    من خصوصا روی مادرم حساب باز کردم و نتیجه ش هم مشخص شد!!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    نرگس ملاعبدالعلیها گفته:
    مدت عضویت: 1548 روز

    ب نام اللهی ک منو تواین مسیر خودسازی گذاشت

    سلام ب خونواده صمیمی عباسمنش

    تو فایلهای قبلی تجربه ی خاصی نداشتم ک بیام بگم و بابویه اشتراک بزارم ک هم واس خودم هم واس دیگران درس باشه و کمک در جهت طی روند تکامل و اینکه هیچی۱شبه بوجود نمیاد.اما الان حرف دارم اول واس یادآوری خودم

    ۴سالی میشد ک گوشی نداشتم گوشی اندروید البته داشتم ولی خب سوخت و درآمدم آنقدرها نبود ک بتونم۱گوشی۴.۵تومنی بخرم اونم بادرآمد میانگین ماهی ۱تومن.ک فقط میتونستم پول توجیبیمو دربیارم.گذشت واز۱ک طلب داشتم ۸تومن طلبمودادو منم ۷۷۰۰تومن گوشی خریدم البته ۵تومن نقد۲۷۰۰تومن هم قسط.وهمه ی ۸تومنو ندادم.واینم بگم تو محیطی ک من زندگی میکنم و تو خونواده ای ک بزرگ شدم اصلا قسطی خریدن یاچکی خریدن از اول بوده.باتوجه ب شرایط کاری پدرم و حقوقی ک می‌گرفت خلاصه این شده بود شیوه ی زندگی ما از وقتی ک یادم میاد.وکلا قسطی خریدن اصلا ۱امتیازه.و طرف حاضر میشه ب خواستش برسه چ بساقسطی ک خودمم اینطوریم.تا اینکه بالاخره بعد سالها گوشی گرفتم ب هوای اینکه قسطشو هرماه از حقوقم میدم اما زد تو همون ماه اتفاقاتی تو محل کارم پیش اومد ک ترجیح دادم از کارم بیام بیرون و۱جادیگه کارپیداکنم.جای دیگه بصورت موقت همزمان با اون کارم مشغول بودم ولی خب موقت بودو آنچنان پولی هم نداشت منم ب هوای همین خیالم یکم راحت بود از هزینه هام.ولی۲ماه ک گذشت ۱روز تو سایت عباسمنش تو نشانه هدایتم زدم لایو بااستادقسمت۱۴ بود سید وحیدحسینی و پیشرفتی ک کرده بود و رسید ب آخر لایو استا حرف زد از اینکه هیچ وقت چکی خرید نکنیم از اینکه سعی کنیم تکاملمونو طی کنیم با داشته هامون و آرامش داشته باشیم اونوقت ایده های ثروت آفرین ب ذهنمون میرسه و بدون نگرانی از زندگی لذت ببریم و بالقسط و وام باعث میشیم ک از بقیه جنبه های زندگیمونم غافل بشیم چون ما بدنیا اومدیم ک زندگی کنیم با آرامش.از زندگیمون تو این چندصباح لذت ببریم و اینم بگم ک قبل خریدن گوشی فایل های استاد از کامپیوتر داداشم دان میکردم و خب هرازگاهی ک بااونم ب مشکل برمی‌خوردم سختم بود از کامپیوترش استفاده کنم یانمیزاشت واس همین خیلی دلم میخواست ک برای خودم گوشی داشته باشم.بگذریم فایلو ک گوش دادم موندم خدایاچرا این شده نشونه هدایت من.چی میخواد بهم بگه و فلان

    تا اینکه مامانم از بیرون اومد خونه و بهم گفت ک گوشی فروش پیغام داده ک ببری پولشو بهش بدی.خیلی ناراحت شدم گفتم تو ک میدونی من تو چ شرایطیم و فلان.اینم بگم ک قرعه کشی ماهیانه هم داشتم و دلم خوش بود ب این قرعه کشی ک زودتر دربیاد و قسط گوشیو بدم در اصل اینو نوشته بودم ک واس خودم۱تیکه طلا بخرم زمانی ک سرکار میرفتم قسطشو میدادم اما الان ک بیکار بودم قسط اینم افتاده بود سرم.و خب از طرفیم قسط گوشی.قرعه کشی هم ب اسمم درنیامده لود تاحالا.در واقع رو چیزی حساب کرده بودم با داشته های اون روزم برای ماه های بعد.ک هیچ کس هم از ماه های بعد خبر نداره از فردامون خبر نداریم چ برس ب ماه های بعد.از حرف مامانم و نشونه اون روزم درسی ک باید میگرفتمو گرفتم اول اینکه من سالها قبل میتونستم صاحب گوشی بشم اما باقیمت کمتر باهر آنچه ک دارم و اینطوری سالها خودمو از داشتن گوشی محروم نمیکردم.۲.اینکه فهمیدم هر بار ک قسطی خرید میکردم چقدر نگرانی و اضطراب ب خودم میدادم تا پولش جور بشه ببرم بدهیمو پاس کنم اصلا شبا خواب نداشتم و خب طبق گفته استاد اینکه از کجا بیارم و نگرانی.نگرانی بیشتری جذب میکردم و فکر اینکه از کجا پول طرفو جور کنم البته اینم بگم این اولین بار بود ک واس خودم ۲۷۰۰قسط گذاشته بودم و خداروشکر میکنم قبل اینکه تو این چرخه ثابت بمونم و اتفاقات بدتری تجربه کنم درسمو گرفتم و الان راضی نیستم اون اتفاقات برام تکرار بش.وهمچین قرعه کشی.و بالاخره من پول گوشیو دادم ولی خب ب سختی و طول کشید.با همون پول قرعه کشی.درسته پولم رفت واس پرداخت قسط ولی از طرفیم خداروشکر میکنم ک این پول بود برام و دیگه نرفتم از کسی قرض بگیرم.این خودش برم امتیاز بود

    و اینکه میخوام کسب و کارخودمو داشته باشم با داشته های خودم فعلا روش فکر میکنم و آن شاالله ب شرط عمل ن فقط حرف کارو شروع کنم و قدم اولو بردارم

    استا ممنونم از درس هایی ک بهمون میدی سالها بود ک فکر میکردم چرا نمیشه واس خودم نقدی لباس بخرم چرا همش قسطی میشه چرا اصلا قسط.این همه پول دستم نمیاد ک فقط نقد خرید کنم و استرس هایی ک میکشیدم واقعا بدام سنگین بود.

    خدایاشکرت باعشق برای سایت عباسمنش.خودعباسمنش.گروه تحقیقاتی عباسمنش.نشونه هدایت من.درس هایی ک میگیریم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: