این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-13.gif8001020مدیر فنی/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngمدیر فنی2015-06-05 00:00:002025-12-02 06:59:08همین لحظه بهترین زمان برای شروع است
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد ارزشمندم! چیزهایی که براتون مینویسم صرفا تجربهی یک حدیث شانزده سالهست.
از وقتی یادم میاد عاشق نویسندگی و بازیگری بودم. همیشه تو رویاهام تصور میکردم خودم دارم نمایشنامه مینویسم و نمایشنامهی خودم رو کارگردانی میکنم. اوایل قانون تکامل رو درک نمیکردم. هربار که بازیگران و نویسندههای معروف رو میدیدم، یا حسرت میخوردم یا ترس نرسیدن تمام وجودم رو فرا میگرفت. اما با شما که آشنا شدم، قوانین رو که درک کردم، تمام تابستونم رو مدام فایل های شما رو گوش دادم. با کمک مادرم دوره عزت نفس شما رو خریدیم. هر فایل رو بیشتر از سی بار گوش دادم. تمرینات رو چندین بار انجام میدادم. همچنان هم این روند ادامه داره…
طی دو سال گذشته وارد یه گروه تئاتر شدم و به طور جدی بازیگری رو ادامه میدم؛ و چیزی که درمورد قانون تکامل خیلی بهم کمک میکنه، اینه که قبلا فکر میکردم باید به یک درجه ای برسم تا بتونم تمرینات بازیگری رو شروع کنم. درمورد دنیای بازیگری بسیااار کماگرا بودم؛ ولی کم کم باور های جدید ساختم. با خودم قانون تکامل رو مرور کردم؛ و دائما تکرار میکنم : خدا من رو در مسیر تکامل هدایت میکنه! الان به این درجه رسیدم که به طور ناخودآگاه در طول روز درحال انجام تمرینات بازیگری هستم. ایمان دارم همین نیم ساعت تمرین در روز اگر به طور مستمر باشه، من رو به ابر قهرمان تبدیل میکنه! و خوشحالم، و خوشحالم، و خوشحالم!
درمورد نویسندگی هم رو خودم کار کردم و به این باور رسیدم که : روزی یک صفحه نوشتن و چند صفحه کتاب خوندن اگر استمرار داشته باشه، من قطعا به درجات بالایی خواهم رسید.
من هر روز و هر لحظه روی باورهام کار میکنم؛ فایل های شما رو بارها و بارها گوش میدم؛ به اتفاقات اطرافم با عینک زیبایی شناسی نگاه میکنم؛ و رشد میکنم، رشد میکنم، و رشد میکنم!
استاد! حقیقتا من به خودم خیلی افتخار میکنم؛ بابت شعور و آگاهی و عشقی که در سن کم به دست آوردم…
خدارا شکر گزارم بابت اینکه در این مسیر هدایت شدم ، الهی شکر
در مورد قانون تکامل من برای شروع درس خواندن خیلی نگران بودم و همیشه کار بزرگی میدیدم چون رشته غیر مرتبط برای ارشد و مقطع دکتری انتخاب کردم .
از زمانی که سطح توقعاتم از خودم رو پایین آوردم و کمال گرایی رو کمتر کردم .
حالا کم کم در حدی که مطالب درسی رو متوجه میشم می خونم شاید هم یک مطلب رو چند بار مطالعه کنم تا کامل متوجه بشم .
که با این روش تونستم مدرک ارشد م رو بگیرم و الان برای کنکور دکتری بخونم ، این کار باعث شد از ترسهایی که توی ذهنم داشتم برای سختی درک مطالب و نفهمیدن توضیحات کتاب ها مقابله کنم و برم توی دل کار و خدای خوبم مسیر ها رو برام باز کرده تا بتونم مطالب درسی رو متوجه بشم ، الهی شکر
ولی با طی کردن قانون تکامل احساس میکنم پیشرفت خیلی زیادی اتفاق می افته که با عجله و تندروی به جایی نمیرسیم ، شاید در کوتاه مدت روند خوبی باشه ولی تداوم و بازدهی بلند مدت کم میشه .
به نظرم روشی که استاد برای کسب و کار میگن دقیقا توی زندگی در مقابل اکثر اتفاقات و موقعیت هایی که برامون پیش میاد میتونیم استفاده کنیم و بسیار مفید و عالی هستش.
خدا را شکرگزارم بابت اینکه راه حلی برای درس خواندن پیش رویم قرار داد ، الهی شکر
به نام خدایی که هر جایی هر لحظه ای بخوانی اجابت میکند
سلام خدمت همگی
با اینکه این نوشته هام ربطی به این فایل نداره ولی دوست دارم اینجا مکتوب کنم چون دلم در این ساعت شب روشن شد مانند چراغی در شب تار
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿1﴾
بگو پناه مى برم به پروردگار سپیده دم (1)
مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ﴿2﴾
از شر آنچه آفریده (2)
وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ﴿3﴾
و از شر تاریکى چون فراگیرد (3)
وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ﴿4﴾
و از شر دمندگان افسون در گره ها (4)
وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ﴿5﴾
و از شر [هر] حسود آنگاه که حسد ورزد (5)
_سوره فلق(فلق به معنی شکافتن سیاهی شب)
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
-بگو پناه میبرم به پروردگار سپیده دم!پروردگاری که روشنی بخش تاریکی ها(گفتگوها و افکار مخرب)هست!یعنی از هجوم نجواهای ذهن و افکار مسموم پناه میبرم به خدایی که روشنی بخش و نجات دهنده از این تاریکی هاست و اگر توکل کنم و از خودش بخوام من رو از تاریکی ها به سمت نور و روشنی درمیاره!وقتی اسیر نجواها میشم و از خدا دور!در دام این تاریکی ها غرق میشم و اگر به خودش پناه ببرم و تسلیم بشم خدا من رو از تاریکی به سمت نور هدایت میکنه!(الله اکبر)
_از شر آنچه آفریده
از شر ضرر و زیان و از شر باورهای محدود کننده و افکار مخرب،از شر نجواهای ذهن،از شر باورهای کهنه!یعنی به خودت پناه میبرم
_از شر تاریکی چون فرا گیرد
غاسق یعنی سیاهی
وقب یعنی گودال،گودی،فرورفتگی
یعنی از شر فکرهای منفی و نجواهای ذهنی که دائما تو رو درگیر میکنه و در تو رسوخ میکنه و اون قدری قوی میشه که مانند گودالی که پر از افکار بیماری زاهست در اون گودال جمع میشه و قدرت میگیره
_و از شر دمندگان افسون در گره ها
نفاثات یعنی گفتگوهای درونی که بصورت کلمات از دهان خارج میشوندهمان باورهایی که سالیان سال به خورد ذهن و فکر ما دادند و تبدیل به فکر های غالب ما شدند همان هایی که وقتی میخواهیم تغییرشان دهیم مانند سیمان به ذهنمان چسبیده اند و کندن و پاک کردن آن کار آسانی نیست
نفاثات فی العقد!یعنی وقتی هجوم این گفتگوها بیشتر میشوند و ما با فکر کردن و صحبت کردن به آنها میدان میدهیم و همان چاله و گودال ذهنمون رو بزرگتر میکنیم!آن زمان به یادت بیاور عهدی را که با خدایت بسته ای!!!!
به یاد بیاور عهدی را که با خودت بسته ای!!!!
پناه ببر به خدایی که با او عهد بسته ای و او را بعنوان یگانه خدای زمین و آسمان ها قبول کرده ای…
یعنی فقط ایمان به حرفهای قشنگ زدن نباشه!بگی ایمان آوردم ولی زیر بار افکار منفی کمر خم کنی…
_و از شر حسود آنگاه که حسد می ورزد
ما وقتی به کسی که در موقعیت خوب قرار گرفته حسادت میکنیم هیچ ضرر و زیانی به اون طرف وارد نمیکنیم بلکه برعکس با بد شدن احساساتمون و ماندن زیاد در اون احساس بد ما رو در مدار قرار گرفتن در اتفاقات بد قرار میده و با احساس بد اتفاقات و شرایط نادلخواه رو برای خودمون رقم می زنیم!
پناه میبرم از شر حسود آنگاه که حسد میورزد یعنی خودش رو در مدار اتفاقات و شرایط بد قرار میده.
به نام خداوند مهربان ،هدایتگر ،رزاق ،وهاب و بخشنده
سلام استاد و خانم شایسته و دوستان خوبم در سایت پر از آگاهی ناب ناب عباسمنش دات کام
روز ششم از سفرنامه من
عجب من از این قانون دارم لذت میبرم از این آگاهی ها دارم لذت میبرم چقدر خوب کار میکنه
این فایل روز ششم برای دیروز من بوده و دقیقا با یک مسئله ای که الان میخوام راجبش حرف بزنم یکی شد .
من در کار فروش کارتخوان و عابربانک هستم و در یک گوشه دفتر پیشخوان مشغول کار بودم یک سالی و خوب بود بد نبود همه چی رو روال بود تا اینکه نقشه پیشخوان عوض شد و من تصمیم گرفتم که دیگ اونجا نرم و تا موقعی که دفتر برای خودم نباشه سیار کار کنم و در حال حاضر به صورت سیار کار میکنم ،چندتا پیشنهاد هم داشتم از چند نفر که برم پیششون و مشغول بشم ولی یکی تو گوشم میگه نرو و دست نگه دار .
چند ماهی هست که به سرم افتاده بود که دست به کار بشم ،اول عزیزدلم گفت طلا بفروشیم گفتم نه ،یک بار زد به سرم که وام بگیرم بازم به خودم سیلی زدم که این راهش نیست (البته تو فایل های رایگان و قدم ها استاد تاکید دارند که با وام و قرض و چک باز برمیگردی سرخونه اول )
یکی دو ماه پیش تهران بودم پدرم گفت که میخوام خونه رو اجاره بدم ،من وقتی برگشتم رشت به خودم گفتم که بهتره من ازش پول پیش رو بگیرم و دفترم رو افتتاح کنم ،بهش گفتم و اون گفت مشکلی نداره و من پول رو میدم ،خدا بهم سیلی محکمی زد ،اول از اینکه راه رو اشتباه رفتم، دوم اینکه شرک ،شرک ،شرک ورزیدم و به غیر خدا دل بستم و روی نیازم به کسی دیگ بود و در آخر پدرم کلی بهونه در آورد برام و با زبون بی زبونی گفت نمیدم .
من اشتباه کردم و به قول استاد برای 100رسیدن باید 97,98,99رو رد کنی تا به 100 برسی .
من تکاملم انجام نشده و هنوز کلی کار داره ،درسته تونستم یک میلیون رو به 15میلیون برسونم درسته از یک دستگاه شروع کردم و به ده تا دوازده تا دستگاه رسوندم ،ولی خیلی خیلی خیلی جا دارم تا تکاملم انجام بشه ،و مهم تر اینکه یاد بگیرم به غیر خدا دل نبندم و فقط روی فرمانروای جهان حساب کنم نه روی بنده هاش .
امشب تو دفترم اینو نوشتم :
خدایا من سیلی محکمی از تو خوردم ،چرا که به غیر تو دل بستم و حساب کردم ،من یادم رفته بود که منی که به بنده هات دل بستم و روشون حساب باز کردم این بنده ها رو تو آفریدی و تویی که رزق و روزیشون رو میدی ،تویی که خلقشون کردی .
سپاسگزارم خدایا من رو هدایت میکنی و بهم راه درست رو نشون میدی
خدایا شکرت که من رو هدایت کردی به این سایت پر از آگاهی ناب
استاد جان سپاسگزارم برای این فایل های عالی
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام درود به همه عزیزان انشالاه که حال دلتون عالی باشه و جیب هاتون پر پول
روز 6 روتین روز 7 ام
خوب یک هفته شد چقد زود گذشت
الان 7 روزه که روتین هر روز کامنت گذاشتن رو دارم و چقد خوبه انگاری زنجیری هست بین من و فایل های استاد
خوب قانون تکامل = فکر کنم حیاطی ترین قانون هست
بعضی وقتا واقعا دلم میخواد سریع ثروتمند بشم یا مثلا یک دفعه 1م فالوور بگیرم یااااااا هر چیزی
ولی میدونید وقتی که بهش فکر میکنم میبینم اگر من قانون تکامل رو رعایت نکنم باعث ورشکستی خودم میشم
باعث میشم این اعتماد به نفسی که ساختم رو از دست بدم
باعث میشم منفور بشم
تا حالا خیلی کار کردیم و میگفتیم خدایا اگه این اتفاق بی افته عالی میشه و شاید چند روز اول اوکی بود ولی بعد از مدتی
میزد زمین مارو مثل ساختمانی بود که پایه هاش سست بود ضعیف بود
مقاومت نداشت
با چنگ دندون میبردیمش بالا بعد یک هو با یک باد میریخت پایین حس ناامیدی
حس پوچی بهمون دست میداد حس انتقام حس ناعدالتی
ولی وقتی نگاه میکنم به چیز های که براشون تکامل رو رعایت کردم موندگار بودن
اول این باور همین الان اومد موچشو گرفتم اگه سختی بکشی براش موندگار میشه
واقعا باور چرتیه
و جواب اصلیش اینه اصلا مهم نیست برای یک کار چقد سختی میکشی اگه تو توی مسیر اشتباه باشی و نشونه ها بیان و تو خودتو پاره کنی و تهش میبینی که نتیجه نداد
ولی اگه به هدایت گوش کنم و به این نیرو ایمان داشته باشم وعمل بکنم و تکامل رو رعایت بکنم متما هستم پایه های هزاربار قوی تری دارم
چرا چون اگه من ارامش نداشته باشم هدایت نمیشم ایده های خوب به سرم نمیزنه
اگه من عجول باشم و همش ترس داشته باشم ایده های بدیی میان که منو هی بد بد بدتر میکنه
هی منو به قعر تر میبره
من مسلما اینو نمیخوام
برای همین اگه من ارامش داشته باشم هدایت میشم و به چه مسیری هدایت میشم به مسیری که من دوسش داشته باشم
مسیری که خواسته های منو براورده میکنه و چون من ارامش دارم حالم خوبه و به مسیر راحت و ساده و سریع هدایت میشم
پس یعنی مسیر اصلا سخت نیست
اصلا بالا پایین نمیشم
اصلا روزگار بد سمتت نمیاد
اگه مسیر هدایتی باشه
اگه ارام باشم
اگه حالم خوب باشه
اگه ایمان داشته باشم
واقعا نمیدونم چرا مس مس میکنم و سریع تر و بهتر کار نمیکنم نمیدونم از چی میترسم حالم بهم میخوره از این بی ایمانی خودم واقعا متاسفم برای خودم که اینقد ترس دارم که نمیزاره حرکت کنم اینقد سنگین وزنه اش که سرعتم رو توی این سراشیبی نگه داشته توجه کن معین، تو توی سراشیبی هستی من مسیر های سخت رو گذروندم من سر بالایی هارو گذروندم و چقد لذت بخش بوده حالا نمیدونم از چی میترسم از کی میترسم
چرا اینقد محکم پام رو روی ترمز گذاشتم
بابا سراشیبی ول کن بره هوا ابری هستش جنگل تازه بارون رو تموم کرده همه منتظرت هستن پایین
ولش کن ترمز رو ول کن بره معین
از هیچی نترس چون تو خدا رو داری
از هیچی نترس چون تو منو داری من رفیق شیشت کسی که از بچگی باهات بوده
خوب اقا من اومدم
این حرف های من بود با خدای خودم نمیدونم چرا اومد تو کامنتم و میزارم باشه
قانون تکامل رو برای مهارت الانم به خوبی رعایت کردم
واقعا این فایل ها دارن امادم میکنن
مثل راننده که میخواد بره برای اول شدن و بهش قبلش یک سری اطلاعات درباره جاده و هوا و وضعیت ماشین میدن
دمتون گرم خانم شایسته
دمت گرم استاد
نمیدونم چرا و چطور ترس در دلم رخنه میکنه ولی من خودم رو نمیبازم و بیشترین چیزی که ازش بدم میاد
و حالم بهم میزنه
بی ایمانی خودم نسبت به خدام هست
انجام ندادن
پشت گوش انداختن و ترسیدن وقتی میگه من هستم از چی میترسم د لامصب برو دیگه
استاد خیلی ممنونم که این فایل عالی رو درست کردی
دم خداتم گرم
دم ایمانت گرم دم شجاعتت گرم
واقعا الگو عالی هستید استاد که باید ازش یاد بگیرم
واقعا دمتون گرم چه شجاعت باور نکردنی داشتید
دمتون گرم که اینقد زیبا باور کردیدش
میخوام مثل شما باشه ایمانم میخوام نترسم و برم توی دل کار های که میگه
میخوام شجاع باشم میخوام کله خر باشم
استاد دمت گرم و خانم شایسته دم شما هم گرم که این فایل هارو گذاشتید و کمک کردید به ساختش
سلام و درود فراوان و سرشار از عشق و احترام به استاد عزیزم استاد عباس منش و مریم بانو و همه ی دوستان عزیزم
من چندین بار این فایل بینظیر رو شنیدم و هربار لذت بردم و آگاهی جدید کسب کردم و از بار اول که شنیدم با خودم عهد کردم که چون ارزشمندم اصلا در پی قرض کردن پول یا خرید قسطی و یا وام گرفتن نباشم و دسته چک هم که به لطف خدا ندارم و پول نزول هم که از کودکی برای ما کاملا بد و ناپسند جا افتاده به لطف خدا و از زمانی که متعهد شدم وتا حد بسیار زیادی عمل کردم واقعا حس فوق العاده ای دارم و احساس میکنم که ثروتمند هستم و نیازی به پول گرفتن از دیگران ندارم ، چون به منبع اصلی ثروت وصل هستم . به نظرم کسی که پول قرض میکنه و یا با چکو اقساط و وام خرید میکنه به فراوانی در جهان باور نداره و فقط کمبودها را میبیند و کسانی که میخوان با وام و پول قرضی و بدون بالا رفتن مدارشون و بزرگ شدن ظرفشون و بدون اینکه خودشون لایق داشتن چنین پولی باشن کسب و کار شخصیشون رو راه بندازن هنوز قانون بدون تغییر جهان و قانون تکامل رو درک نکردن که میخوان زودتر از زمانش و از راه میانبر به خواسته هاشون برسن که عملا نشدنی هست.
من افرادی رو میشناسم که از لحاظ مالی در سطح خیلی خوبی بودند و البته روبه رشد و برای میانبر زدن و طی نکردن تکاملشون خودشون رو گرفتار پول نزولی کردن و دیگه هیچ وقت روی خوش زندگی رو ندیدند و هنوز هم سالهاست که دارن تحت حمایت و ترحم دیگران زندگی میکنند و هنوز مسیر درست رو پیدا نکردن.
واقعا اگر ما به هر کدوم از آموزشهای استاد با باور و تعهد عمل کنیم مسیری روشن و راحت و خداگونه برای رسیدن به تک تک اهدافمون خواهیم داشت.
به امید روزهای زیبا برای همه ی عزیزان که البته اون روزها با درک زیبایی و نعمتهایی که در حال حاضر داریم و شکر گزاری برای همشون و به قول استاد عزیزم ساختن خوشبختی و احساس شادی در همین لحظه میرسن وباید بدونیم که احساس خوشبختی رو خود ما با باورها و توجهاتمون میسازیم و به هیچ عامل بیرونی ربط ندارد.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای این همه آگاهی و برای تعهدم به عمل به قوانین بدون تغییرت.
اتفاقا ازطریق کارفرمای عجیب وغریبم که داشت تلاش میکرد از روی دوره های پولیه استاد که رایگان میدیدشون درواقع ازراه نادرست بشکل mp3 و پشت سرهم (ینی بدون تکامل) چیزایی رویادبگیره و دوره ی پولسازی بشکل کپی بسازه وبفروشه ،بااستاد اشنا شدم!!!
عدوشود سبب خیر اگر خداخواهد!!!
من کارفروش تلفنیه محصولاتش رو انجام میدادم
البته بازارمالی درس میداد وبعدا تصمیم گرفت برای درامدبیشتر ونگهداشتنه من درزمانیکه اموزشیه سربازی میره دوره ایی رو تحت عنوان پولسازی تولید کنه ومن درغیابش تلفنی بفروشم
من اونموقع اصلااستادرونمیشناختم
اون برای من فایلای رایگان دوره ی ١٢ قدم رو فرستاد ومجججججبورم میکرد ببینم تابفهمم دوره های خودش ازچه قراره تا اگرکسی ازم بپرسه بدونم چی بش بگم
ینی برای پیشرفت خودمم نمیگفت
برای کار خودش میگفت
اما از اونجا ک همیشه توصیه هاش به ضررم شده بود اصلا نمیتونستم به حرفاش گوش کنم
حالا بگذریم
بهرحال الان حدودا یکساله که ازکاری که ازش بشددددت بیزار بودم رهاشدم
وبخاطر باورهای محدودکنندم راجب ثروت نتونستم حتی یه هزارتومنی تاالان که بهمن١۴٠٢ هستیم پول دربیارم
ولی ازابان ماه به اسم سره کار رفتن خونه نمیمونم و میام کتابخونه
الانم کتابخونم
ولی پدربزرگم اینا(خونه ی پدربزرگ پدریم زندگی میکنم)فک میکنن من سرکارم
درواقع من اینطوری بشون گفتم
ولی نخواستم دگ برای کسی کارکنم
چون هم وارد یه شرکت seo شدم(کاملاخارج ازمداربودم چون داشتم ١٢قدم رو بدون خریدن کارمیکردم)بعدش هدایت شدم وازتمام اون کانالای تلگرامی خارج شدم و توسایت ثبت نام کردم ودوسه روز بعد مدیر اون شرکت بشکل معجزه اسا از خواست دگ نرم اونجا
ینی هدایت از این قشنگتر وواضحترندیدم
چون بعدهااززبون استادشنیدم که seo کاملا باباورهای ثروتساز منافات داره
درواقع وقتی وارد مداردرست شدم خوده کاراشتباه ازمسیرم کناررفت
وهم اینکه رفتم دوره دستیاری دندانپزشکی دیدم تا دستیار بشم البته عشقم دندانپزشکیه ولی گفتم اینطوری میتونم وارد مدارش بشم
دوماه دوره دیدم و کاراموزی رفتم ولی فهمیدم کااااااااملا باهدفم و حتی با قوانین ثروت منافات داره
وخدا به سمت کنکور که وحشتناکترین خاطرات زندگیم ازش دارم هدایتم کرد اما به شیوه ایی رویایی وبی سابقه
ینی روش های مطالعه هر روز دارن بهم الهام میشن
وکللللا از مدار نگرانیه رتبه وایناخارج شدم
ودارم بالذت درسخوندن طعم شیرین خوشبختی رومیچشم،البته برای اولین بار درتاریخ درسخوندنم
چون من ١٠ ساله که دارم خودمو عذاب میدم
ومن هرررگززز تاقبل ازاین نمیدونستمشون
واز تنهایی وسکوت کتابخونه ، اگاهانه دارم برای ساختن باورهای جدید استفاده میکنم
وهم اینکه سره کیف خودم نقاشی کنم چون عااااشق نقاشیم
درواقع اینطورهدایت شدم که نقاشی ودرسخوندن رو باهم تلفیق کنم
ازاونجایی که من به خانوادم گفتم سرکارم خب مسلما اوناهم ازم انتظار دارن که بشون تو مخارج کمک کنم
یااینکه حداقل مثل سابق که درامدداشتم برای خودم خرج کنم وچیزای جدید بخرم
اما من که کار نمیکنم وحقوق ودرامدی ندارم
و این شد که گفتم دگ نمیشه اینطوری ادامه داد
ومیخوام ازاین شرایط فرصت بسازم
چون بهترین موقعیت برای ثروت ساختن همین شرایطیه ک الان دارم
من بشددددددت ازناحیه عزت نفس مشکل دارم
تاحدی که من به بیراهه های فاجعه باری رسوند
و چندماهی که کتابخونه میام خودمو بااگاهی های دوره ی عزت نفس وفایلهای رایگان دیگه بمباران کردم
مخصوصا اگاهی های دوره ی عزت نفس و احساس لیاقت
وخدا هدایتم کرد وبهم گفت اشکال نداره برو وانگشترت رو بفروش و دوره ی عزت نفس رو بخر
الان اماده ایی
این از اکسیژن برات حیاتی تره
انگشترمم پولش در حده دوره عزت نفس بود
واینم بگم که میدونستم ومیدونم که اینکار باساخت وورود به مدار ثروت همخوانی نداره
ولی اونموقع که یکم ژانویه بود ینی ٢٨ روز پیش هدایت اینو گفت
شاید چون من درست قانون رو نمیدونستم و خدا در حد فهمم هدایتم کرد
و بییییییییینهایت هم فقط ازجلسه اولش نتیجه گرفتم
هنوزم تو جلسه اولم
واما دوره ی ثروت
من از کار سابقم تونستم یه انگشتر والنگو بخرم
الان برای دوره ی ثروت 1چندین بار وسوسه شدم که النگورو هم بفروشم ودوره ی ثروت ١ روبخرم
اماااااااااااااااا
انقدررررر مسیر هدایتم درسته
وانقدر صدای خدا برام واضحه ک یک “نه” محکم گفتم و تمام!!!!!!!!
نمیفروشمش وتماباید بتونم پول بسازم
ومطمئنم ک مشکل ازباورهامه
واین شد که الان لیزر فوکس دارم اگاهی های دوره ی ثروت رو میرم جلو
البته از بخش عقل کل هم کمک گرفتم
خدایی عجب جواب هایی بچه ها دادن
اصن هرکدومشون یه کتابه
من از همشون دارم نکته برداری میکنم
ازبعضی جوابهاهم اسکرین شات میگیرم که استفاده کنم
وازاین طریق هدایت شدم به فایل های “چندبرابر کردن درامد در یکسال”
بااینکه خییییییلی وقت پیش دانلودشون کرده بودم ولی انقد باورهام مشکل داشت وخودم رو لایق ثروت نمیدیدم ک حتی نرفتم سراغشون
ولی امروز دیگه بهانه ها و کنارگذاشتم و چون ماهیچه ی عملگرایی و زود تصمیم گرفتنم رو توسط دوره ی عزت نفس تقویت کردم رفتم وقت گذاشتم و هرسه تاشونو گوش کردم ونت برداری کردم
و بعد یادم اومد که فایل روزششم روزشمارهم راجب ثروته و الان ده روزه که نمیتونستم بیام کامنتش رو بذارم چون خییییلی از مدار ثروت دور بود م
انقد که حتی نمیشد اینجا کامنت بذارم
اما باگوش دادن به اون فایلا وارد مدار بالاتر شدم و الان تونستم نتایجم رو جمع و جور کنم وبیان بنویسم
باااااید بتونم پول بسازم
چون دگ وقتشه
من خداروشکر حتی یبارم تو زندگیم وام نگرفتم
از قسطی چیزی گرفتن ووام گرفتن ازاول بدم میومد
یکی دوبار ازکسی پول قرض گرفتم ک به سُلّابه کشیده شدم
ازهمین ادمی که باش کارمیکردم پول قرض کردم بعد چون نداشتم پس بدم منو ازکار بیرون کرد و دگ قسطای وامی که بامادرم اشتراکی گرفته بودن رو نداد
و گفت نمیدم تا تو به بدبختی بیوفتی و مجبور شی همه چیزتو بفروشی تا بتونی بجای من قسط بدی تا حقوق مامانتو نبرن
فک کنید فقط!!!!!!
اما من از تماااااااام این بازیا کشیدم کنار
و اومدم تو این جای امن و ساکت تا باورهامو درست بسازم
من همه چیزمو صفر کردم
کارمو
درسمو
رابطه ی عاطفیمو(ازکسیکه دوسش داشتم جداشدم چون از ازاره من لذت میبرد)
سلام به استاد جان جان جان من و مریم جان عزیزم و دوستان خوبم
روز ششم
استاد چند بار این فایل رو گوش دادم و یه هم زمانی شد با فایل جدید که روی سایت اومده به عنوان عملکرد مغز. چقدر منطقی تر شد برای ذهن من که چرا وام نگیریم یا از کسی پول قرض نکنیم چون با این کار پاداش منفی به مغزمون میدیم و دیگه دنبال ایده های پولساز نمیره، در واقع تنبلش میکنیم .
خداروشکر که ما هیچ وامی دیگه نداریم و دسته چک هم نداریم .
خدای من این آگاهی ها رو هیچ جا نمیتونی پیدا کنی و این پر واضح هست که داره از یک منبع قوی داره دریافت میشه و استاد جان شما با هر روز روی خودتون کار کردن، دارید به این آگاهی می رسید و بی نهایت از شما سپاسگزارم که این آگاهی ها را رایگان نشر میدید .
استاد من هم هر روز دارم روی خودم کار میکنم بخصوص روی پاشنه آشیل هام تا در صلح با خود برسم و روح و ذهنم به هماهنگی برسه .
دوست دارم به استقلال مالی، زمانی و مکانی برسم و بتونم به دور دنیا سفر کنم و زیبایی ها ی این جهان رو ببینم و خودم رو رشد بدم و تجربه کنم .
_ همین لحظه بهترین زمان برای شروع است.این جمله چقدر عالیه و چقدر به دلم نشست و چقدر پذیرفتن این جمله ما رو از بهانه جویی برای انجام ندادن کارهامون دور میکنه ، و باعث میشه کارهامون و اهدافمون رو پشت گوش نندازیم .
_اگه قانون تکامل رو در مسیر اهدافم نادیده بگیرم، نه تنها از انجام کار مورد علاقه ام لذت نمی برم بلکه کلا قدمی بر نمیدارم . وقتی این جمله رو از استاد شنیدم فهمیدم که یکی از دلایلی که باعث شد قبلا به برخی اهدافم نرسم عجله کردن ، و انتظارات خیلی بالایی بود که در ابتدای مسیر از خودم داشتم و این باعث میشد که کلا برای اون خواسته تلاشی نکنم و اگه تلاشی هم میکردم خیلی با ذوق و شوق نبود با وجود اینکه خیلی هدفم رو میخواستم . و واقعا باید اینو پذیرفت که جهان هستی یه دفعه به وجود نیامده و بر اساس تکامل کار میکنه .
_و برای ثروتمند شدن باید روند تکامل طی بشه
_ هرگز وام نگیریم .
_یک فرد موفق کارشو از همین چیزی که الآن هست ، شروع میکنه.
_ تحت هیچ شرایطی نزول نگیریم .
_ از چک استفاده نکنیم .
_ موقعی چیزی رو بخریم که پول نقد برای خریدش داشته باشیم .
خدایا شکرت به خاطر هدایت من به این مسیر زیبا و یادگیری این نکات عالی
سلام استاد ارزشمندم! چیزهایی که براتون مینویسم صرفا تجربهی یک حدیث شانزده سالهست.
از وقتی یادم میاد عاشق نویسندگی و بازیگری بودم. همیشه تو رویاهام تصور میکردم خودم دارم نمایشنامه مینویسم و نمایشنامهی خودم رو کارگردانی میکنم. اوایل قانون تکامل رو درک نمیکردم. هربار که بازیگران و نویسندههای معروف رو میدیدم، یا حسرت میخوردم یا ترس نرسیدن تمام وجودم رو فرا میگرفت. اما با شما که آشنا شدم، قوانین رو که درک کردم، تمام تابستونم رو مدام فایل های شما رو گوش دادم. با کمک مادرم دوره عزت نفس شما رو خریدیم. هر فایل رو بیشتر از سی بار گوش دادم. تمرینات رو چندین بار انجام میدادم. همچنان هم این روند ادامه داره…
طی دو سال گذشته وارد یه گروه تئاتر شدم و به طور جدی بازیگری رو ادامه میدم؛ و چیزی که درمورد قانون تکامل خیلی بهم کمک میکنه، اینه که قبلا فکر میکردم باید به یک درجه ای برسم تا بتونم تمرینات بازیگری رو شروع کنم. درمورد دنیای بازیگری بسیااار کماگرا بودم؛ ولی کم کم باور های جدید ساختم. با خودم قانون تکامل رو مرور کردم؛ و دائما تکرار میکنم : خدا من رو در مسیر تکامل هدایت میکنه! الان به این درجه رسیدم که به طور ناخودآگاه در طول روز درحال انجام تمرینات بازیگری هستم. ایمان دارم همین نیم ساعت تمرین در روز اگر به طور مستمر باشه، من رو به ابر قهرمان تبدیل میکنه! و خوشحالم، و خوشحالم، و خوشحالم!
درمورد نویسندگی هم رو خودم کار کردم و به این باور رسیدم که : روزی یک صفحه نوشتن و چند صفحه کتاب خوندن اگر استمرار داشته باشه، من قطعا به درجات بالایی خواهم رسید.
من هر روز و هر لحظه روی باورهام کار میکنم؛ فایل های شما رو بارها و بارها گوش میدم؛ به اتفاقات اطرافم با عینک زیبایی شناسی نگاه میکنم؛ و رشد میکنم، رشد میکنم، و رشد میکنم!
استاد! حقیقتا من به خودم خیلی افتخار میکنم؛ بابت شعور و آگاهی و عشقی که در سن کم به دست آوردم…
دوستتون دارم!
خدا رو!
خودم رو!
و شما رو!
یا رب
سلام به استاد عباس منش و بانو شایسته عزیز
روز ششم از ردپای من در روز شمار تحول زندگی من
خدارا شکر گزارم بابت اینکه در این مسیر هدایت شدم ، الهی شکر
در مورد قانون تکامل من برای شروع درس خواندن خیلی نگران بودم و همیشه کار بزرگی میدیدم چون رشته غیر مرتبط برای ارشد و مقطع دکتری انتخاب کردم .
از زمانی که سطح توقعاتم از خودم رو پایین آوردم و کمال گرایی رو کمتر کردم .
حالا کم کم در حدی که مطالب درسی رو متوجه میشم می خونم شاید هم یک مطلب رو چند بار مطالعه کنم تا کامل متوجه بشم .
که با این روش تونستم مدرک ارشد م رو بگیرم و الان برای کنکور دکتری بخونم ، این کار باعث شد از ترسهایی که توی ذهنم داشتم برای سختی درک مطالب و نفهمیدن توضیحات کتاب ها مقابله کنم و برم توی دل کار و خدای خوبم مسیر ها رو برام باز کرده تا بتونم مطالب درسی رو متوجه بشم ، الهی شکر
ولی با طی کردن قانون تکامل احساس میکنم پیشرفت خیلی زیادی اتفاق می افته که با عجله و تندروی به جایی نمیرسیم ، شاید در کوتاه مدت روند خوبی باشه ولی تداوم و بازدهی بلند مدت کم میشه .
به نظرم روشی که استاد برای کسب و کار میگن دقیقا توی زندگی در مقابل اکثر اتفاقات و موقعیت هایی که برامون پیش میاد میتونیم استفاده کنیم و بسیار مفید و عالی هستش.
خدا را شکرگزارم بابت اینکه راه حلی برای درس خواندن پیش رویم قرار داد ، الهی شکر
الحمدالله رب العالمین
اللهم عجل لولیک الفرج
به نام خدایی که هر جایی هر لحظه ای بخوانی اجابت میکند
سلام خدمت همگی
با اینکه این نوشته هام ربطی به این فایل نداره ولی دوست دارم اینجا مکتوب کنم چون دلم در این ساعت شب روشن شد مانند چراغی در شب تار
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿1﴾
بگو پناه مى برم به پروردگار سپیده دم (1)
مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ﴿2﴾
از شر آنچه آفریده (2)
وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ﴿3﴾
و از شر تاریکى چون فراگیرد (3)
وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ﴿4﴾
و از شر دمندگان افسون در گره ها (4)
وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ﴿5﴾
و از شر [هر] حسود آنگاه که حسد ورزد (5)
_سوره فلق(فلق به معنی شکافتن سیاهی شب)
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
-بگو پناه میبرم به پروردگار سپیده دم!پروردگاری که روشنی بخش تاریکی ها(گفتگوها و افکار مخرب)هست!یعنی از هجوم نجواهای ذهن و افکار مسموم پناه میبرم به خدایی که روشنی بخش و نجات دهنده از این تاریکی هاست و اگر توکل کنم و از خودش بخوام من رو از تاریکی ها به سمت نور و روشنی درمیاره!وقتی اسیر نجواها میشم و از خدا دور!در دام این تاریکی ها غرق میشم و اگر به خودش پناه ببرم و تسلیم بشم خدا من رو از تاریکی به سمت نور هدایت میکنه!(الله اکبر)
_از شر آنچه آفریده
از شر ضرر و زیان و از شر باورهای محدود کننده و افکار مخرب،از شر نجواهای ذهن،از شر باورهای کهنه!یعنی به خودت پناه میبرم
_از شر تاریکی چون فرا گیرد
غاسق یعنی سیاهی
وقب یعنی گودال،گودی،فرورفتگی
یعنی از شر فکرهای منفی و نجواهای ذهنی که دائما تو رو درگیر میکنه و در تو رسوخ میکنه و اون قدری قوی میشه که مانند گودالی که پر از افکار بیماری زاهست در اون گودال جمع میشه و قدرت میگیره
_و از شر دمندگان افسون در گره ها
نفاثات یعنی گفتگوهای درونی که بصورت کلمات از دهان خارج میشوندهمان باورهایی که سالیان سال به خورد ذهن و فکر ما دادند و تبدیل به فکر های غالب ما شدند همان هایی که وقتی میخواهیم تغییرشان دهیم مانند سیمان به ذهنمان چسبیده اند و کندن و پاک کردن آن کار آسانی نیست
نفاثات فی العقد!یعنی وقتی هجوم این گفتگوها بیشتر میشوند و ما با فکر کردن و صحبت کردن به آنها میدان میدهیم و همان چاله و گودال ذهنمون رو بزرگتر میکنیم!آن زمان به یادت بیاور عهدی را که با خدایت بسته ای!!!!
به یاد بیاور عهدی را که با خودت بسته ای!!!!
پناه ببر به خدایی که با او عهد بسته ای و او را بعنوان یگانه خدای زمین و آسمان ها قبول کرده ای…
یعنی فقط ایمان به حرفهای قشنگ زدن نباشه!بگی ایمان آوردم ولی زیر بار افکار منفی کمر خم کنی…
_و از شر حسود آنگاه که حسد می ورزد
ما وقتی به کسی که در موقعیت خوب قرار گرفته حسادت میکنیم هیچ ضرر و زیانی به اون طرف وارد نمیکنیم بلکه برعکس با بد شدن احساساتمون و ماندن زیاد در اون احساس بد ما رو در مدار قرار گرفتن در اتفاقات بد قرار میده و با احساس بد اتفاقات و شرایط نادلخواه رو برای خودمون رقم می زنیم!
پناه میبرم از شر حسود آنگاه که حسد میورزد یعنی خودش رو در مدار اتفاقات و شرایط بد قرار میده.
به نام فرمانروای جهان
به نام خداوند مهربان ،هدایتگر ،رزاق ،وهاب و بخشنده
سلام استاد و خانم شایسته و دوستان خوبم در سایت پر از آگاهی ناب ناب عباسمنش دات کام
روز ششم از سفرنامه من
عجب من از این قانون دارم لذت میبرم از این آگاهی ها دارم لذت میبرم چقدر خوب کار میکنه
این فایل روز ششم برای دیروز من بوده و دقیقا با یک مسئله ای که الان میخوام راجبش حرف بزنم یکی شد .
من در کار فروش کارتخوان و عابربانک هستم و در یک گوشه دفتر پیشخوان مشغول کار بودم یک سالی و خوب بود بد نبود همه چی رو روال بود تا اینکه نقشه پیشخوان عوض شد و من تصمیم گرفتم که دیگ اونجا نرم و تا موقعی که دفتر برای خودم نباشه سیار کار کنم و در حال حاضر به صورت سیار کار میکنم ،چندتا پیشنهاد هم داشتم از چند نفر که برم پیششون و مشغول بشم ولی یکی تو گوشم میگه نرو و دست نگه دار .
چند ماهی هست که به سرم افتاده بود که دست به کار بشم ،اول عزیزدلم گفت طلا بفروشیم گفتم نه ،یک بار زد به سرم که وام بگیرم بازم به خودم سیلی زدم که این راهش نیست (البته تو فایل های رایگان و قدم ها استاد تاکید دارند که با وام و قرض و چک باز برمیگردی سرخونه اول )
یکی دو ماه پیش تهران بودم پدرم گفت که میخوام خونه رو اجاره بدم ،من وقتی برگشتم رشت به خودم گفتم که بهتره من ازش پول پیش رو بگیرم و دفترم رو افتتاح کنم ،بهش گفتم و اون گفت مشکلی نداره و من پول رو میدم ،خدا بهم سیلی محکمی زد ،اول از اینکه راه رو اشتباه رفتم، دوم اینکه شرک ،شرک ،شرک ورزیدم و به غیر خدا دل بستم و روی نیازم به کسی دیگ بود و در آخر پدرم کلی بهونه در آورد برام و با زبون بی زبونی گفت نمیدم .
من اشتباه کردم و به قول استاد برای 100رسیدن باید 97,98,99رو رد کنی تا به 100 برسی .
من تکاملم انجام نشده و هنوز کلی کار داره ،درسته تونستم یک میلیون رو به 15میلیون برسونم درسته از یک دستگاه شروع کردم و به ده تا دوازده تا دستگاه رسوندم ،ولی خیلی خیلی خیلی جا دارم تا تکاملم انجام بشه ،و مهم تر اینکه یاد بگیرم به غیر خدا دل نبندم و فقط روی فرمانروای جهان حساب کنم نه روی بنده هاش .
امشب تو دفترم اینو نوشتم :
خدایا من سیلی محکمی از تو خوردم ،چرا که به غیر تو دل بستم و حساب کردم ،من یادم رفته بود که منی که به بنده هات دل بستم و روشون حساب باز کردم این بنده ها رو تو آفریدی و تویی که رزق و روزیشون رو میدی ،تویی که خلقشون کردی .
سپاسگزارم خدایا من رو هدایت میکنی و بهم راه درست رو نشون میدی
خدایا شکرت که من رو هدایت کردی به این سایت پر از آگاهی ناب
استاد جان سپاسگزارم برای این فایل های عالی
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
یا حق
سلام درود به همه عزیزان انشالاه که حال دلتون عالی باشه و جیب هاتون پر پول
روز 6 روتین روز 7 ام
خوب یک هفته شد چقد زود گذشت
الان 7 روزه که روتین هر روز کامنت گذاشتن رو دارم و چقد خوبه انگاری زنجیری هست بین من و فایل های استاد
خوب قانون تکامل = فکر کنم حیاطی ترین قانون هست
بعضی وقتا واقعا دلم میخواد سریع ثروتمند بشم یا مثلا یک دفعه 1م فالوور بگیرم یااااااا هر چیزی
ولی میدونید وقتی که بهش فکر میکنم میبینم اگر من قانون تکامل رو رعایت نکنم باعث ورشکستی خودم میشم
باعث میشم این اعتماد به نفسی که ساختم رو از دست بدم
باعث میشم منفور بشم
تا حالا خیلی کار کردیم و میگفتیم خدایا اگه این اتفاق بی افته عالی میشه و شاید چند روز اول اوکی بود ولی بعد از مدتی
میزد زمین مارو مثل ساختمانی بود که پایه هاش سست بود ضعیف بود
مقاومت نداشت
با چنگ دندون میبردیمش بالا بعد یک هو با یک باد میریخت پایین حس ناامیدی
حس پوچی بهمون دست میداد حس انتقام حس ناعدالتی
ولی وقتی نگاه میکنم به چیز های که براشون تکامل رو رعایت کردم موندگار بودن
اول این باور همین الان اومد موچشو گرفتم اگه سختی بکشی براش موندگار میشه
واقعا باور چرتیه
و جواب اصلیش اینه اصلا مهم نیست برای یک کار چقد سختی میکشی اگه تو توی مسیر اشتباه باشی و نشونه ها بیان و تو خودتو پاره کنی و تهش میبینی که نتیجه نداد
ولی اگه به هدایت گوش کنم و به این نیرو ایمان داشته باشم وعمل بکنم و تکامل رو رعایت بکنم متما هستم پایه های هزاربار قوی تری دارم
چرا چون اگه من ارامش نداشته باشم هدایت نمیشم ایده های خوب به سرم نمیزنه
اگه من عجول باشم و همش ترس داشته باشم ایده های بدیی میان که منو هی بد بد بدتر میکنه
هی منو به قعر تر میبره
من مسلما اینو نمیخوام
برای همین اگه من ارامش داشته باشم هدایت میشم و به چه مسیری هدایت میشم به مسیری که من دوسش داشته باشم
مسیری که خواسته های منو براورده میکنه و چون من ارامش دارم حالم خوبه و به مسیر راحت و ساده و سریع هدایت میشم
پس یعنی مسیر اصلا سخت نیست
اصلا بالا پایین نمیشم
اصلا روزگار بد سمتت نمیاد
اگه مسیر هدایتی باشه
اگه ارام باشم
اگه حالم خوب باشه
اگه ایمان داشته باشم
واقعا نمیدونم چرا مس مس میکنم و سریع تر و بهتر کار نمیکنم نمیدونم از چی میترسم حالم بهم میخوره از این بی ایمانی خودم واقعا متاسفم برای خودم که اینقد ترس دارم که نمیزاره حرکت کنم اینقد سنگین وزنه اش که سرعتم رو توی این سراشیبی نگه داشته توجه کن معین، تو توی سراشیبی هستی من مسیر های سخت رو گذروندم من سر بالایی هارو گذروندم و چقد لذت بخش بوده حالا نمیدونم از چی میترسم از کی میترسم
چرا اینقد محکم پام رو روی ترمز گذاشتم
بابا سراشیبی ول کن بره هوا ابری هستش جنگل تازه بارون رو تموم کرده همه منتظرت هستن پایین
ولش کن ترمز رو ول کن بره معین
از هیچی نترس چون تو خدا رو داری
از هیچی نترس چون تو منو داری من رفیق شیشت کسی که از بچگی باهات بوده
خوب اقا من اومدم
این حرف های من بود با خدای خودم نمیدونم چرا اومد تو کامنتم و میزارم باشه
قانون تکامل رو برای مهارت الانم به خوبی رعایت کردم
واقعا این فایل ها دارن امادم میکنن
مثل راننده که میخواد بره برای اول شدن و بهش قبلش یک سری اطلاعات درباره جاده و هوا و وضعیت ماشین میدن
دمتون گرم خانم شایسته
دمت گرم استاد
نمیدونم چرا و چطور ترس در دلم رخنه میکنه ولی من خودم رو نمیبازم و بیشترین چیزی که ازش بدم میاد
و حالم بهم میزنه
بی ایمانی خودم نسبت به خدام هست
انجام ندادن
پشت گوش انداختن و ترسیدن وقتی میگه من هستم از چی میترسم د لامصب برو دیگه
استاد خیلی ممنونم که این فایل عالی رو درست کردی
دم خداتم گرم
دم ایمانت گرم دم شجاعتت گرم
واقعا الگو عالی هستید استاد که باید ازش یاد بگیرم
واقعا دمتون گرم چه شجاعت باور نکردنی داشتید
دمتون گرم که اینقد زیبا باور کردیدش
میخوام مثل شما باشه ایمانم میخوام نترسم و برم توی دل کار های که میگه
میخوام شجاع باشم میخوام کله خر باشم
استاد دمت گرم و خانم شایسته دم شما هم گرم که این فایل هارو گذاشتید و کمک کردید به ساختش
عاشقانه دوستون دارم
تا درودی دیگر بدرود
به نام الله یکتا
سلام و درود فراوان و سرشار از عشق و احترام به استاد عزیزم استاد عباس منش و مریم بانو و همه ی دوستان عزیزم
من چندین بار این فایل بینظیر رو شنیدم و هربار لذت بردم و آگاهی جدید کسب کردم و از بار اول که شنیدم با خودم عهد کردم که چون ارزشمندم اصلا در پی قرض کردن پول یا خرید قسطی و یا وام گرفتن نباشم و دسته چک هم که به لطف خدا ندارم و پول نزول هم که از کودکی برای ما کاملا بد و ناپسند جا افتاده به لطف خدا و از زمانی که متعهد شدم وتا حد بسیار زیادی عمل کردم واقعا حس فوق العاده ای دارم و احساس میکنم که ثروتمند هستم و نیازی به پول گرفتن از دیگران ندارم ، چون به منبع اصلی ثروت وصل هستم . به نظرم کسی که پول قرض میکنه و یا با چکو اقساط و وام خرید میکنه به فراوانی در جهان باور نداره و فقط کمبودها را میبیند و کسانی که میخوان با وام و پول قرضی و بدون بالا رفتن مدارشون و بزرگ شدن ظرفشون و بدون اینکه خودشون لایق داشتن چنین پولی باشن کسب و کار شخصیشون رو راه بندازن هنوز قانون بدون تغییر جهان و قانون تکامل رو درک نکردن که میخوان زودتر از زمانش و از راه میانبر به خواسته هاشون برسن که عملا نشدنی هست.
من افرادی رو میشناسم که از لحاظ مالی در سطح خیلی خوبی بودند و البته روبه رشد و برای میانبر زدن و طی نکردن تکاملشون خودشون رو گرفتار پول نزولی کردن و دیگه هیچ وقت روی خوش زندگی رو ندیدند و هنوز هم سالهاست که دارن تحت حمایت و ترحم دیگران زندگی میکنند و هنوز مسیر درست رو پیدا نکردن.
واقعا اگر ما به هر کدوم از آموزشهای استاد با باور و تعهد عمل کنیم مسیری روشن و راحت و خداگونه برای رسیدن به تک تک اهدافمون خواهیم داشت.
به امید روزهای زیبا برای همه ی عزیزان که البته اون روزها با درک زیبایی و نعمتهایی که در حال حاضر داریم و شکر گزاری برای همشون و به قول استاد عزیزم ساختن خوشبختی و احساس شادی در همین لحظه میرسن وباید بدونیم که احساس خوشبختی رو خود ما با باورها و توجهاتمون میسازیم و به هیچ عامل بیرونی ربط ندارد.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای این همه آگاهی و برای تعهدم به عمل به قوانین بدون تغییرت.
از اعماق وجودم باور دارم که تو برای من کافی هستی.
به نام پروردگاری که هدایت کرد سپس روزی داد
روز ششم روز شمار تحول زندگیم
من از فروردین امسال تا الان هیچ درامدی نداشتم
درواقع شغلم رو که ازش بیزار بودم هم ازدست دادم
اتفاقا ازطریق کارفرمای عجیب وغریبم که داشت تلاش میکرد از روی دوره های پولیه استاد که رایگان میدیدشون درواقع ازراه نادرست بشکل mp3 و پشت سرهم (ینی بدون تکامل) چیزایی رویادبگیره و دوره ی پولسازی بشکل کپی بسازه وبفروشه ،بااستاد اشنا شدم!!!
عدوشود سبب خیر اگر خداخواهد!!!
من کارفروش تلفنیه محصولاتش رو انجام میدادم
البته بازارمالی درس میداد وبعدا تصمیم گرفت برای درامدبیشتر ونگهداشتنه من درزمانیکه اموزشیه سربازی میره دوره ایی رو تحت عنوان پولسازی تولید کنه ومن درغیابش تلفنی بفروشم
من اونموقع اصلااستادرونمیشناختم
اون برای من فایلای رایگان دوره ی ١٢ قدم رو فرستاد ومجججججبورم میکرد ببینم تابفهمم دوره های خودش ازچه قراره تا اگرکسی ازم بپرسه بدونم چی بش بگم
ینی برای پیشرفت خودمم نمیگفت
برای کار خودش میگفت
اما از اونجا ک همیشه توصیه هاش به ضررم شده بود اصلا نمیتونستم به حرفاش گوش کنم
حالا بگذریم
بهرحال الان حدودا یکساله که ازکاری که ازش بشددددت بیزار بودم رهاشدم
وبخاطر باورهای محدودکنندم راجب ثروت نتونستم حتی یه هزارتومنی تاالان که بهمن١۴٠٢ هستیم پول دربیارم
ولی ازابان ماه به اسم سره کار رفتن خونه نمیمونم و میام کتابخونه
الانم کتابخونم
ولی پدربزرگم اینا(خونه ی پدربزرگ پدریم زندگی میکنم)فک میکنن من سرکارم
درواقع من اینطوری بشون گفتم
ولی نخواستم دگ برای کسی کارکنم
چون هم وارد یه شرکت seo شدم(کاملاخارج ازمداربودم چون داشتم ١٢قدم رو بدون خریدن کارمیکردم)بعدش هدایت شدم وازتمام اون کانالای تلگرامی خارج شدم و توسایت ثبت نام کردم ودوسه روز بعد مدیر اون شرکت بشکل معجزه اسا از خواست دگ نرم اونجا
ینی هدایت از این قشنگتر وواضحترندیدم
چون بعدهااززبون استادشنیدم که seo کاملا باباورهای ثروتساز منافات داره
درواقع وقتی وارد مداردرست شدم خوده کاراشتباه ازمسیرم کناررفت
وهم اینکه رفتم دوره دستیاری دندانپزشکی دیدم تا دستیار بشم البته عشقم دندانپزشکیه ولی گفتم اینطوری میتونم وارد مدارش بشم
دوماه دوره دیدم و کاراموزی رفتم ولی فهمیدم کااااااااملا باهدفم و حتی با قوانین ثروت منافات داره
و دگ ادامه ندادم
ولی خونه هم نموندم
میومدم کتابخونه ومیگفتم فلانجاسرکارم وهنوزم همینو میگم
وخدا به سمت کنکور که وحشتناکترین خاطرات زندگیم ازش دارم هدایتم کرد اما به شیوه ایی رویایی وبی سابقه
ینی روش های مطالعه هر روز دارن بهم الهام میشن
وکللللا از مدار نگرانیه رتبه وایناخارج شدم
ودارم بالذت درسخوندن طعم شیرین خوشبختی رومیچشم،البته برای اولین بار درتاریخ درسخوندنم
چون من ١٠ ساله که دارم خودمو عذاب میدم
ومن هرررگززز تاقبل ازاین نمیدونستمشون
واز تنهایی وسکوت کتابخونه ، اگاهانه دارم برای ساختن باورهای جدید استفاده میکنم
وهم اینکه سره کیف خودم نقاشی کنم چون عااااشق نقاشیم
درواقع اینطورهدایت شدم که نقاشی ودرسخوندن رو باهم تلفیق کنم
ازاونجایی که من به خانوادم گفتم سرکارم خب مسلما اوناهم ازم انتظار دارن که بشون تو مخارج کمک کنم
یااینکه حداقل مثل سابق که درامدداشتم برای خودم خرج کنم وچیزای جدید بخرم
اما من که کار نمیکنم وحقوق ودرامدی ندارم
و این شد که گفتم دگ نمیشه اینطوری ادامه داد
ومیخوام ازاین شرایط فرصت بسازم
چون بهترین موقعیت برای ثروت ساختن همین شرایطیه ک الان دارم
من بشددددددت ازناحیه عزت نفس مشکل دارم
تاحدی که من به بیراهه های فاجعه باری رسوند
و چندماهی که کتابخونه میام خودمو بااگاهی های دوره ی عزت نفس وفایلهای رایگان دیگه بمباران کردم
مخصوصا اگاهی های دوره ی عزت نفس و احساس لیاقت
وخدا هدایتم کرد وبهم گفت اشکال نداره برو وانگشترت رو بفروش و دوره ی عزت نفس رو بخر
الان اماده ایی
این از اکسیژن برات حیاتی تره
انگشترمم پولش در حده دوره عزت نفس بود
واینم بگم که میدونستم ومیدونم که اینکار باساخت وورود به مدار ثروت همخوانی نداره
ولی اونموقع که یکم ژانویه بود ینی ٢٨ روز پیش هدایت اینو گفت
شاید چون من درست قانون رو نمیدونستم و خدا در حد فهمم هدایتم کرد
و بییییییییینهایت هم فقط ازجلسه اولش نتیجه گرفتم
هنوزم تو جلسه اولم
واما دوره ی ثروت
من از کار سابقم تونستم یه انگشتر والنگو بخرم
الان برای دوره ی ثروت 1چندین بار وسوسه شدم که النگورو هم بفروشم ودوره ی ثروت ١ روبخرم
اماااااااااااااااا
انقدررررر مسیر هدایتم درسته
وانقدر صدای خدا برام واضحه ک یک “نه” محکم گفتم و تمام!!!!!!!!
نمیفروشمش وتماباید بتونم پول بسازم
ومطمئنم ک مشکل ازباورهامه
واین شد که الان لیزر فوکس دارم اگاهی های دوره ی ثروت رو میرم جلو
البته از بخش عقل کل هم کمک گرفتم
خدایی عجب جواب هایی بچه ها دادن
اصن هرکدومشون یه کتابه
من از همشون دارم نکته برداری میکنم
ازبعضی جوابهاهم اسکرین شات میگیرم که استفاده کنم
وازاین طریق هدایت شدم به فایل های “چندبرابر کردن درامد در یکسال”
بااینکه خییییییلی وقت پیش دانلودشون کرده بودم ولی انقد باورهام مشکل داشت وخودم رو لایق ثروت نمیدیدم ک حتی نرفتم سراغشون
ولی امروز دیگه بهانه ها و کنارگذاشتم و چون ماهیچه ی عملگرایی و زود تصمیم گرفتنم رو توسط دوره ی عزت نفس تقویت کردم رفتم وقت گذاشتم و هرسه تاشونو گوش کردم ونت برداری کردم
و بعد یادم اومد که فایل روزششم روزشمارهم راجب ثروته و الان ده روزه که نمیتونستم بیام کامنتش رو بذارم چون خییییلی از مدار ثروت دور بود م
انقد که حتی نمیشد اینجا کامنت بذارم
اما باگوش دادن به اون فایلا وارد مدار بالاتر شدم و الان تونستم نتایجم رو جمع و جور کنم وبیان بنویسم
باااااید بتونم پول بسازم
چون دگ وقتشه
من خداروشکر حتی یبارم تو زندگیم وام نگرفتم
از قسطی چیزی گرفتن ووام گرفتن ازاول بدم میومد
یکی دوبار ازکسی پول قرض گرفتم ک به سُلّابه کشیده شدم
ازهمین ادمی که باش کارمیکردم پول قرض کردم بعد چون نداشتم پس بدم منو ازکار بیرون کرد و دگ قسطای وامی که بامادرم اشتراکی گرفته بودن رو نداد
و گفت نمیدم تا تو به بدبختی بیوفتی و مجبور شی همه چیزتو بفروشی تا بتونی بجای من قسط بدی تا حقوق مامانتو نبرن
فک کنید فقط!!!!!!
اما من از تماااااااام این بازیا کشیدم کنار
و اومدم تو این جای امن و ساکت تا باورهامو درست بسازم
من همه چیزمو صفر کردم
کارمو
درسمو
رابطه ی عاطفیمو(ازکسیکه دوسش داشتم جداشدم چون از ازاره من لذت میبرد)
خانوادم
دوستام
همه چیزمو صفرکردم
هرچب بود رو گذاشتم کنار
و ازاول شروع کردم
گرچه دارم به دهه ی سوم زندگیم نزدیک میشم
ولی حس میکنم تازه متولدشدم
وبانزدیکترین رفیقم که خداست
هرروز رو داریم باعشق میسازیم
نمیدونید چقدصداش برام واضحه
وایمان دارم که اوضاعم رویایی دگرگون میشه
عاشقتونم
به نام خدای وهاب و زیبایی ها
سلام به استاد جان جان جان من و مریم جان عزیزم و دوستان خوبم
روز ششم
استاد چند بار این فایل رو گوش دادم و یه هم زمانی شد با فایل جدید که روی سایت اومده به عنوان عملکرد مغز. چقدر منطقی تر شد برای ذهن من که چرا وام نگیریم یا از کسی پول قرض نکنیم چون با این کار پاداش منفی به مغزمون میدیم و دیگه دنبال ایده های پولساز نمیره، در واقع تنبلش میکنیم .
خداروشکر که ما هیچ وامی دیگه نداریم و دسته چک هم نداریم .
خدای من این آگاهی ها رو هیچ جا نمیتونی پیدا کنی و این پر واضح هست که داره از یک منبع قوی داره دریافت میشه و استاد جان شما با هر روز روی خودتون کار کردن، دارید به این آگاهی می رسید و بی نهایت از شما سپاسگزارم که این آگاهی ها را رایگان نشر میدید .
استاد من هم هر روز دارم روی خودم کار میکنم بخصوص روی پاشنه آشیل هام تا در صلح با خود برسم و روح و ذهنم به هماهنگی برسه .
دوست دارم به استقلال مالی، زمانی و مکانی برسم و بتونم به دور دنیا سفر کنم و زیبایی ها ی این جهان رو ببینم و خودم رو رشد بدم و تجربه کنم .
استاد عزیزم و مریم جان عزیزم بی نهایت سپاسگزارم
دوستتون دارم
به نام اول و آخر
سلام به استاد عزیزم و مریم جان دوست داشتنی
از همینجا که هستم شروع میکنم و قدم به قدم پیش میرم
از مسیر راحت هم میرم سوت زنان قدم میزنم و لذت پیشرفت رو می چشم
همون مسیری که تو قدم اول خیلی واضح گفتین هست. اون مسیر هست حتی اگه خیلیا باورشون نشه
هست چون شما رفتین و خیلیای دیگه
دست در دست خدا ، سبک و شاد و رها
خدا جونم شکرت
اینم میخوام بگم که من همیشه عاشق نقد خرید کردن بودم و هستم
و همیشه هم از سمت یه عده سرزنش میشدم که چرا قسطی نمیخری. پولتو میدی بره
چند روز پیش ماشینم رو بیمه کردم طبق معمول نقدی و بازم سرزنش شدم که چرا نقدی انجامش دادم اونم از طرف پدر عزیزم
تو اون لحظه با خودم گفتم وای خدای من یعنی انقدر باور کمبود و ترس از تموم شدن پول میتونه ریشه دار باشه
دست پدرم رو به خاطر زحمتاش میبوسم اما دلیلی نداره باورهاش رو هم بپذیرم
زندگی متفاوت باورهای متفاوت میخواد
ایمان به فراوانی ایمان به قوانین بی نظیر خداوند
حالم خوبه . لبخند رو لبامه. و خدا رو حاضر میبینم.
یا ظاهر و یا باطن عاشقتم
به نام خدای یکتا
سلام
ردپای من در ششمین روز سفرنامه
_ همین لحظه بهترین زمان برای شروع است.این جمله چقدر عالیه و چقدر به دلم نشست و چقدر پذیرفتن این جمله ما رو از بهانه جویی برای انجام ندادن کارهامون دور میکنه ، و باعث میشه کارهامون و اهدافمون رو پشت گوش نندازیم .
_اگه قانون تکامل رو در مسیر اهدافم نادیده بگیرم، نه تنها از انجام کار مورد علاقه ام لذت نمی برم بلکه کلا قدمی بر نمیدارم . وقتی این جمله رو از استاد شنیدم فهمیدم که یکی از دلایلی که باعث شد قبلا به برخی اهدافم نرسم عجله کردن ، و انتظارات خیلی بالایی بود که در ابتدای مسیر از خودم داشتم و این باعث میشد که کلا برای اون خواسته تلاشی نکنم و اگه تلاشی هم میکردم خیلی با ذوق و شوق نبود با وجود اینکه خیلی هدفم رو میخواستم . و واقعا باید اینو پذیرفت که جهان هستی یه دفعه به وجود نیامده و بر اساس تکامل کار میکنه .
_و برای ثروتمند شدن باید روند تکامل طی بشه
_ هرگز وام نگیریم .
_یک فرد موفق کارشو از همین چیزی که الآن هست ، شروع میکنه.
_ تحت هیچ شرایطی نزول نگیریم .
_ از چک استفاده نکنیم .
_ موقعی چیزی رو بخریم که پول نقد برای خریدش داشته باشیم .
خدایا شکرت به خاطر هدایت من به این مسیر زیبا و یادگیری این نکات عالی
به امید گرفتن بهترین نتایج