رمز پایداری نتایج


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

خوشبختی و آرامش، یک مقصد نیست که با یک بار رسیدن به آن، کار تمام شود، تجربه خوشبختی، جریانی دائمی از تغذیه ذهن با ورودی های قدرتمندکننده است. همان‌طور که جسم انسان برای زنده ماندن و شادابی به صورت همیشگی به غذا و اکسیژن نیاز دارد و نمی‌توان با یک وعده غذای سنگین یا یک تنفس عمیق، نیاز یک سال بدن را تأمین کرد، روح و ذهن انسان نیز برای خلق نتایج عالی، نیازمند ورودی‌های دائمی و سازنده است. جهان هستی در هر لحظه در حال پاسخ دادن به فرکانس‌های ماست و اگر ما خواهان یک زندگی “دائماً” خوب هستیم، باید “دائماً” روی خودمان کار کنیم. دوره ۱۲ قدم دقیقا با همین رویکرد طراحی شده است تا فضایی را ایجاد کند که در آن، فرد نه تنها قوانین را بیاموزد، بلکه با استمرار در یک بازه زمانی یک‌ساله، این قوانین را به سبک زندگی خود تبدیل کند. به گونه ای که رفتار، افکار و عملکرد او بیشترین میزان هماهنگی با آگاهی های این دوره را داشته باشد. به همین دلیل، ورود به آگاهی های دوره ۱۲ قدم و رشد شخصیت درونی با تمرینات و آموزه های این دوره، هوشمندانه‌ترین سرمایه‌گذاری زندگی است که مرتبا شما را با فراوانی نعمت های جهان، هم مدار نگه می دارد . به همین دلیل نیز نتایج شما پایدار می شود.

یکی از کلیدی‌ترین بخش های دوره ۱۲ قدم ، ابزار قدرتمندی به نام تمرین ستاره قطبی است. این تمرین که یکی از ستون‌های اصلی دوره ۱۲ قدم  محسوب می‌شود، روشی عملی برای جهت‌دهی آگاهانه به کانون توجه و تنظیم فرکانس‌ها در ابتدای هر روز است. به گونه ای که در ابتدای روز، دانشجو در مدار خواسته هایش قرار بگیرد. استاد عباس‌منش و خانم شایسته با اشتراک‌گذاری تجربیات شخصی خود از نتایج عمل به آگاهی های دوره 12 قدم، توضیح می‌دهند که چگونه انجام متعهدانه این تمرین، فرد را به جای واکنش نشان دادن به اتفاقات، به خالق آگاهانه وقایع زندگی‌اش تبدیل می کند. زیرا اتفاقات به خودی خود هیچ معنایی ندارند، نگاه فرد به آن اتفاقات معنا می دهد و آن معنا را وارد تجربه زندگی اش می کند.

تمرین ستاره قطبی به آسانی به دانشجو می‌آموزد که چگونه با کنترل کانون توجه خود، کنترل زندگی خود را تماماً در دست بگیرید، درباه خواسته هایش به وضوح برسد و به خاطر این وضوح، جهان را وادار کند تا شرایط، افراد و موقعیت‌ها مطابق میل او را وارد تجربه زندگی اش کند. میزان تفاوت در نتایج و حتی میزان تفاوت در کیفیت نتایج، در ایمان و عمل به همین تمرینات به ظاهر ساده اما بنیادین است. وقتی شما با انجام تمریناتی مانند ستاره قطبی، ذهن خود را برای تمرکز بر خواسته ها تربیت می‌کنید، به مرور زمان شخصیت شما تغییر می‌کند و زمانی که شخصیت تغییر کرد، نتایج لاجرم و به صورت طبیعی تغییر خواهند کرد؛ این همان قانونی است که هیچ استثنایی در آن راه ندارد.

دوره ۱۲ قدم برای کسانی نیست که به دنبال مقصر بیرونی برای ناکامی‌هایشان هستند؛ برای کسانی نیست که دولت، خانواده، وضعیت دلار یا شانس را عامل وضعیت کنونی خود می‌دانند. آموزه های این دوره مختص افراد شجاعی است که با تمام وجود پذیرفته‌اند که “خودشان و فقط خودشان” با فرکانس‌هایشان، تمام تجربیات زندگی‌شان را رقم می‌زنند.

هدف دوره ۱۲ قدم ، نشان دادن مسیر (صراط مستقیم) به کسانی است که آماده دریافت هدایت هستند. در دوره ۱۲ قدم ، فرد یاد می‌گیرد که چگونه با تغییر کانون توجه از ناخواسته‌ها به نعمت‌ها، و با جایگزین کردن باورهای توحیدی به جای باورهای محدودکننده، دروازه‌های نعمت و ثروت را به روی خود بگشاید. نتایج این دوره، از همان قدم‌های اول و با انجام تمریناتی مثل تمرین ستاره قطبی، خود را در زندگی دانشجو نشان می‌دهد. ایمانی که از این نتایج اولیه حاصل می‌شود، سوخت لازم برای ادامه این مسیر تکاملی را فراهم می‌کند تا جاییکه شخصیت فرد و تجربه زندگی اش آنقدر تغییر می کند و بهبود میابد که فرد هیچ علاقه ای برای بازگشت به مسیر قبلی خود ندارد.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

588 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «رضا دهنوی» در این صفحه: 2
  1. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2874 روز

    به نام خدای مهربان

    درود و احترام

    روز 59/ رمز پایداری نتایج

    رمز پایداری نتایج در استمرار و ادامه دادن یک روند فکری درست و بهبود باورها هستش.. یعنی هر روز روی ذهنم کار کنم و خوراک مناسب به ذهتم هر روز بدم و این روند رو تا همیشه ادامه بدم ..

    من باید اینقدر متعهد باشم و اینقدر برام مهمم بشه که وقتی وارد دوره ی 12 قدم شدم،، یکسال هر روز روی اون دوره کار کنم و قدم ها رو تا انتها بردارم..

    مثل همین سفر نامه که من هر روز دارم روی ذهنم کار میکنم و مهمتر از اون اینکه دارم هر روز از خودم رد پا جا میذارم ،، بنابراین برای دوره ی 12 قدم هم هر وقت امادش بودم و واردش شدم،، باید یکسال هر روز از خودم رد پا در اون دوره به جا بذارم و قدم ها رو تا انتها بردارم.. یعنی این نباشه که یه روز روی اون دوره کار کنم و یه هفته کار نکنم ،، نه این فایده نداره … میگم در ست مثل همین عادت من در نوشتن رد پا از خودم در سفر نامه ،، باید برای 12 قدم هم اینجوری باشم.. یعنی اینقدر باید شرایط مالی من با این سفر نامه بهبود پیدا کنه که وقتی من وارد 12 قدم شدم ،، بتونم تا انتها قدم ها رو بردارم و دوره ی 12 قدم نصفه و نیمه و یه ذره و اینا رها نشه ،، بلکه تا انتها باید پیش برم ،، این نکتشه ،، این خیلی مهمه که یکسال با اون دوره تا انتها پیش برم !! و این درس و نکته ی طلایی و مهمیه که من به واسطه ی عادت گذاشتن رد پا از این سفر نامه بهش پی بردم و اگر این کار رو نمیکردم هر گز به این نکته نمیرسیدم !!

    به جا گذاشتن این رد پای هر روزه ،،منحر شده من کلی تجربیات جدید داشته باشم و کلی لذت ببرم و ماجراجویی کنم ،، چون یه چیزی که به شدت بهش علاقه مند هستم ماجراجویی هستش ،، ماجراجویی به شکلی که همش برم جاهای جدید رو ببینم و تجربه کنم !!! !

    به جا گذاشتن این رد پای هر روزه به من فهمونده که برای داشتن احساس خوب پایدار باید هر روز از خودم رد پا به جا بذارم و منجر شده به این درک برسم که اون چیزی که درها رو باز میکنه فقط امید به رحمت خداوند هستش و این امید و این توکل به واسطه ی تکرار باورهای درست و استمرار در اون باورها به دست میاد … چون به اندازه ای که باور لیاقت در من رشد میکنه ،،به اون اندازه امید و توکل من به رحمت خداوند بیستر میشه و این منحر میشه ارام ارام ذهنم بپذیزه که از بی نهایت طزیق میتونه خداوند به من بزکت ببخشه،، و این به من یک حس رهایی و نچسبیدن میده ،، ولی باید خیلی خیلی تکرار و تکرار بشه این نوع طرز فکر و این باورها !!

    چون که اون چیزی که منجر میشه ارتباط با خداوند یا این سیستم قطع بشه ،، باور عدم لیاقت هستش.

    باور لیاقت مثل اتصال اینترنت هستش،، همونطوری که اگر اینترنت قطع بشه ما نمیتونیم مثلا پیام های واتساپ زو دریافت کنیم ،، اگر ارتباط با خداوند قطع بشه ما نمیتونیم ندای خداوند رو بشنویم ..

    یعنی اگر اینترنت گوشی ما وصل نباشه،، ما حتی اگر مثلا درر فضای واتساپ باشیم خب طبیعتا هیچ پیامی دریافت نمیکنیم با وجود اینکه ما توی واتساپ هستیم ولی چون اینترنت قطعه پیامی دریاقت نمیکنیم و ما در فضای واتساپ سرگردان و حیران میشیم که عهههه پس چرا هیچ پیامی برای من نمیاد ؟؟ خب چون اتصال اینترنت رو وصل نکردیم !!

    حالا اگر ارتباط با خداوند قطع بشه ،، ما توی این دنیا هستیم ولی سرگردان و حیران هستیم و همش تقلی میکنیم و گم و گور هستیم .. حالا چه چیزی ارتباط با خدا رو وصل میکنه ؟؟ باور احساس لیاقت..

    باور احساس لیاقت مثل اتصال اینترنت هستش که منجر میشه ما با خداوند یا این سیستم کیهانی کانکت شیم و پیام ها رو دریافت کتیم ..

    منطقیه دگ مگه نه ؟؟ مثل زمانی که اگر اینترنت وصل نباشه ما هیچ پیامی در واتساپ دریاقت نمیکنم و اصلا مهم نیست بدون اینترنت ما چقدر توی واتساپ میچرخیم !!!

    به نظر من اگر بتونیم این کیهان رو به صورت یک شبکه کیهانی و یا سیستم کیهانی تصور کنیم ،، اون وقت متوجه میشیم که اون چیزی که بین شبکه ی عصبی مغزی و شبکه ی کیهانی ارتباط برقرار میکنه و منجر میشه یک انسان با ذهنش با شعور کیهانی از طریق کانال های کیهانی ارتباط برقرار کنه ،، همون باور احساس لیاقت هستش !!! چون باور احساس لیاقت مشابه وصل کردن و یا روشن کردن اتصال اینترنتی هستش !! چون اون چیزی که بین ذهن و مغز با این شبکه ی کیهانی ارتباط و کانکشن ایجاد میکنه همون باور احساس لیاقت هستش!!!

    خب اینم از رد پای من از روز 59,, خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2874 روز

    سلام

    فایل ۵۸ و ۵۹ :

    بذارید خوابم رو تعریف کنم..

    دیشب یا در واقع صبح خواب عجیبی دیدم..داشتم با ماشین از یه جاده همینجوری میرفتم بعد رسیدم به یه گردنه خیلی بلند و واردش که شدم یهو مه سنگینی همه جا رو گرفت طوری که هیچی مشخص نبود..خب من ترسیدم و دور زدم و همینطوری که برمیگشتم وارد یه تونل شدم که دو تا تخته سنگ بزرگ وسط جاده افتاده بود و راه برگشت من رو کاملا بسته بود.. یعنی راه برگشت که نداشتم .. اگزم مخواستم به هدفم برسم تنها راهش عبور از اون جاده ترسناک پر از مه بود..

    در واقع شاید منظور اینه که باید یک راهنما وهدایتگر داشته باشم تا از تاریکی ها وترس ها نجات پیدا کنم و به هدفم برسم…چون میگم راه برگشتی نبود !!!!

    از خدا میخوام من رو به سمت روشنایی هدایت کنه..

    از خدا میخوام هدایتگر من باشه به سمت خوشبختی و رهایی از ترس ها..

    از خدا میخوام هدایتم کنه به سمت نور و روشنایی

    .

    خدایا تو هدایتگرم باش.. من که هرچی تقلی زدم نتونستم از گمراهی نجات پیدا کنم.. تو هدایتگرم باش به سمت نور و روشنایی ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: