اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ببینید بچه ها من رو باورای ثروتم کار میکردم ک از راه های اسون وراحت و از راه حلال و درست براحتی میتونم پول بسازم…
تا اینکه دوستم کاری رو معرفی کرد ک درواقع یه نوع کار درخانه بود..طبق اگهی ک دیدم و البته جای معتبری هم معرفی کرده بود تو اون کلاس شرکت کردم و مبلغی رو دادم…یعنی دوروز پیش.امروز ک رفتم کلاس، فهمیدم طرف کلاهبردار بوده…برام عجیبه ک چرا این اتفاق افتاد.منی ک قبلا اصلا قانونو نمیدونستم هیچوقت این مسائل برام پیش نیومده و راحتم اعتماد نمیکردم.الان ک نزدیک نه ماهه اشنایی با قانون دارم، حالم خ خوبه و دارم رو باورام کار میکنم، بنا به حس خوبم اعتمادم بیشتر شده بود و بنا به کار کردن رو باورام، این اگهی رو یه نشونه دیدم و گفتم الان وقت عمله….چرا این اتفاق افتاد…
باورای اعتمادیم ک نابود شد…من هیچوقت به این حرف اعتقاد نداشتم ک نمیشه به کسی اعتماد کرد یا همه بدن مگه خلافش ثابت شه،میگفتم همه جا خوب و بد هست و خوباش به پست من میخورن…همیشه هم ادمای خوب سر رام قرار میگیرن..حتی تو کلاسم بهش رسیدم ک چه ادمای خوبی به پستم خوردن، چ مربی خوبی ولی مربی کلاهبردار دراومد…چی شد؟ چرا جذب کردم؟ اشکال کار کجاست؟
اینکه این اتفاق حاصل افکار خودتون بوده شکی درش نیست، اما اینکه شما سعی کنید سر هر اتفاق بدی، مکث کنید تا دلیل اونو درک کنید، و بفهمید چه فرکانسی ارسال کردین که نتیجش این شده، خیلی جوابگو و البته معقول نیست. فرکانسهای ارسالی ما مخلوط بسیار پیچیده ایه و نمیشه گفت یک اتفاق حاصل یک فرکانس مشخصیه که شما با فکر کردن میتونید پیداش کنید. ممکنه این اتفاق تضادی باشه در زندگیتون که بعدها در تصویری بزرگتر از زندگی، بتونید دلیلشو بفهمید، اما الان موندن تو این نقطه و تلاش کردن برای فهمیدنش، تقریبا بیهوده است و البته باعث بیشتر شدن حس بد درون شما میشه که خودش مایه ی جذب اتفاقات مشابهه. سعی کنید ازش بگذرید زود و به نکات مثبت زندگیتون توجه کنید تا دیگه مشابهش وارد زندگیتون نشه
در مورد اتفاقات ناگوار، تنها در مواردی که یک الگوی تکرار شونده میبینید (به طور مثال، فرض کنید این چندمین باری هست که به شکلی، پولتونو جایی میدین و تهش کلاه برداری از آب در میاد) باید مکث کنید و سعی کنید از تو این موارد مشابه، یه دلیل یا باور مشترک که ریشه این اتفاقاته رو پیدا و منطقی اصلاحش کنید. درباره اتفاقات موردی صرفا بهتره سریعا ذهنتونو به نکات مثبت معطوف کنید و از اون اتفاق بد روی بگردونید.
حس می کنم هدایت شدم تا یهویی کامنت شما رو ببینم و جوابتونو بدم
ممنونم جناب کرامت بابت پاسخ خوبتون…نه من بار اوله اینطوری شده، خدارو شکر مبلغ بالایی هم نبوده، اما در مورد اتفاقات مشابه مثلا کارفرمام مدت زیادیه ک پولمو نداده، بهشم گفتم.همه کارای رها سازی و سپاسگزاری و توجه به نکات مثبت زندگیم و طرف مقابلم رو هم انجام دادم ولی باز هیچی نشد…دیگه احساسم داره بدجور بد میشه و گفتم باید طی چندروز اینده برم همکاریمو قطع کنم…خدا از هزار راه دیگه رزق میده، مگه فقط همین ادمه
سلام دوست هم فرکانسی عزیز.استاد زیاد این جمله رو تکرار کرده که :در اوضاع به ظاهر بد بگردید جنبه های مثبتش رو پیدا کنید. من 9 سال پیش وقتی با اعتمادی که به یکی از دوستای هم دانشگاهیم داشتم وبا ورود به یه گروهی مورد کلاه برداری قرار گرفتم وکلی بدهکار شدم که بعد از حدود7 سال تونستم بدهی ها رو صاف کنم.
اونوقتها هیچ آشنایی با قانون نداشتم ویه مدتی حالم خیلی بد بود اما بعد گذشت یه مدتی با خودم که فکر کردم دیدم برام چه تجربه ی نابی شده که چند تا نکته ش رو میگم:1-تو انتخاب دوستام دقت کنم چون ارزش و لیاقت من بهترین افراد هستن نه هرکسی2-قبل از اون داستان من یه باوری نسبت به ثروت داشتم که فقط جمع میکردم ینی دستم به خرج کردن نمی رفت اما بعد اون خیلی دست ودلباز شدم که حس خیلی خوبی داشتم3-شناختم نسبت به اطرافیان ومخصوصا خودم خیلی زیاد و بهتر شد.ویه سری مسایل دیگه.
ضمنا دوست عزیز شما فرمودی که باورهای اعتمادیت نابود شدش به نظر من اگه در یه موردی شما باور ساخته باشی ینی دربارش به یقین و قطعیت وایمان رسیدباشی معمولا اتفاقات عالی برات میو فته اما با این مسآله که برات پیش اومده نه تنها به هم نمیریزی بلکه میشینی و فکر میکنی ببینی کجای باورت ایراد داشته که اینطور شده چون همه چیز در درون ماست واز درون ما نشآت میگیره و بیرون از ما هیچ چیزی وجود نداره.
شما چند قدم از اونایی که بخاطر ترس قدم بر نمیدارن جلوتری شما ایمانت قوی تر از ترس هاته واین خیلی خوبه . دقیقآ مثل همون موقعی که من پا گذاشتم رو ترس هام و با ایمان جلو رفتم درسته به ظاهر من مورد کلاهبرداری قرار گرفتم اما نتایج مثبتی که بعدش گرفتم خیلی می ارزید خیلی به دردم خورد.نمیخام بگم کلاه برداری خوبه بلکه تو اون شرایط هم باید دنبال مثبت ها بگردی (چون این چیزیه که بدردت میخوره)
دوست من به قول استاد پیشرفت بها داره باید بهاش رو بپردازیم حالا این بها میتونه پول -زمان-انرژی یا هرچیز دیگه ای باشه(شما اینجا یه تجربه خوب رو کسب کردی).
مسؤل تمام اتفاقات زندگیم خودمم این منم که شرایط رو خلق میکنم آدما روجذب میکنم تو فلان وضعیت قرار میگیرم تنها با ارسال فرکانس هایی که از پیش فرستادم. ما به اندازه ای که رو باور هامون کار کردیم نتیجه میگیریم پس تمام جذب های ما طبق فرکانس های ماست و این یعنی عدالت محض. امیدوارم که مطالبم مورد استفاده تون قرار بگیره .موفق باشی
ممنونم جناب امامی بابت پاسختون…بله همون موقع هم به نکات مثبتش نگاه کردم و این یکی دوروز سعی کردم قانون رو یاداوری کنم ک اصلا حالم بد نشه…حالا ما چند نفر بودیم ک فهمیدیم طرف کلاهبردار بوده، کلی خندیدیم ک چجوری گول خوردیم، اینکه با چند نفراشنا شدم، اینکه برا بار اول میرفتم اون مکانی ک کلاس برگزار شدک بارها گذشته بودم و دلم میخواست ببینمش چون یه مکان گردشگری شده برا شهرمون، اینکه حداقل یه هنری هر چند ناقص یاد گرفتم…
ولی مطمئنم بخاطر کمبود اعتمادبنفس هم بوده، چون موردهای دیگه ای هم تو اگهی دیده بودم و من کم دردسرترینشو انتخاب کردم، در صورتی ک به خودم گفتم کاش برم اونا رو پیگیری کنم، ارتباطاتم و بالطبع اعتماد بنفسم میره بالا
تضاد ها عامل رشد و خواسته های جدیدی هستن و شما میتونید زاویه نگاهتون و ب این مسئله جوری باشه که سبب رشد بشه واستون و مسئله دیگه اینکه شاید باور ریشه داری تو ذهنتون هست که باید کشف کنید تا با تغییر اون باور ثروت های بیشتری رو جذب کنید .من ترمز های زیادی رو در دل تضادها پیدا کردم
تو این موضوع که خودمون اتفاقات رو جذب میکنیم شکی نیست اما اینکه با تغییر زاویه نگاهمون اتفاقات رو برای خودمون خوب یا بد تعبیر کنیم توش بحثه.
ببینید منم دوسه سال پیش به نتورک دعوت شدم و البته شروع اتفاقات خوبم و آشنایی با خدا واستاد از همون جا بودو البته ملی اتفاقات خوب و عالی که من درسته اونجا یه مقداری پول از دست دادم اما بخدا من چیزهای بالاتری رو میدیدم که بهم انگیزه وانرژی میداد که اصلا به اون مسائلی توجه نمیکردم میگفتم این راه هم قرار بوده برم تا آخرین ازش بدست بیارم و برای آینده بدردم میخوره .
خلاصه همه چیز به خودمون بر میگرده به حرف یکی از دوستان که پاسختون داده بود باعث میشه شناختتون به خودتون آدمهای اطرفتون و درخواست هاتون تغییر کنه .
به نام خدای مهربان من میلاد مهتابی هستم و سپاس گذار خداوندم که این فرصتو داده در خدمت شما دوستانم باشم همین حالا داشتم یک مصاحبه خیلی جالب با آقای بوستانچی رو گوش می دادم (البته این مصاحبه ها رو از سایت اپ یاد که به صورت رایگان گذاشته دانلود کردم و آقای رضا یادگاری میره با پانصد کار آفرین برتر مصاحبه می کنه) که خیلی خیلی حرف جالبی میزد می گفت این تحریم ها و بالا رفتن قیمت دلار باعث شده که کسی وارد نکنه محصولی رو و این فرصت پیش اومده که ما محصولمونو عرضه کنیم می گفت این بالا رفتن نرخ دلار برای خیلی ها خوب بوده و در ادامه آقای یادگاری ازشون می پرسه که چطور بازاریابی می کنید می گفت شما محصولت خوب باشه مردم میان دنبالت این بهترین راهکاره و میگفت که من مهاجرت رو یکی از عوامل موفقعیت می بینم و میگن که هر کی با علاقه دنبال کار رفت حتما پیشرفت می کنه
سلام دوستان گرامی. میخواهم موانعی ذهنی که با این فایل شناسایی کردم را با شما به اشتراک بگذارم:
باور اول: باورهای ما و افکار ما نیاز داره به همون شکلی که ایجاد شده روش کار انجام بشه تا به صورت بنیادی (تغییر شخصیت) تغییر کنه.
باور دوم: همانطوری که نمیشه یک شبه لاغر شد، یک شبه زبان انگلیسی یاد گرفت نمیشه یک شبه کل شخصیتمون تغییر کنه.
باور سوم: استفاده از کامنت های سایت به عنوان تمرین ورودی های مناسب قبل از خواب، تصمیم گرفتم هر شب قبل از خواب با مطالعه مطالب و کامنت های سایت عباس منش دات کام بخوابم.
باور چهارم: اگر ما داریم واقعا روی خودمان کار میکنیم پس باید هر روز ورژن بهتری از خودمان تولید کنیم.
باور پنجم: ما به جای اینکه آشغال های ذهنیمان را تمیز کنیم و منبعی که باعث تولید آشغال ها میشود را اصلاح کنیم آشغال ها را میگذاریم زیر مبل به همین دلیل بوی آشغال ها هست، میکروب ها هستند، موش و سوسک جمع میشود و تمام تاثیرات دیگه هست اما ظاهرش خوبه!
باور ششم: اگر ایراد های شخصیتیمان را درست نکنیم نمیتوانیم انتظار داشته باشیم زندگیمان عوض شود.
باور هفتم: “چه کار کنم «این» مشکل را دارم، مثلا چه کار کنم از … «میترسم»” یعنی نمیخواهیم بپذیریم این یک مسئله ایست در وجودمان که باید حل شود تا زندگیمان تغییر کند و اگر این مسئله حل نشود زندیگمان تغییر نخواهد کرد.
باور هشتم: وقتی نمیپذیریم ایراد شخصیتیمان را چنین الگویی در رفتارمان بروز پیدا میکند: از مواهب زندگی مثل جنگل رفتن، چرخ و فلک رفتن، ورزش هوایی رفتن، داشتن رابطه ی دلخواه امتناع میکنیم چون میترسم!
ب این نتیجه رسیدم ک علت زنگ زدگیه خیلی از ترمزهای ما ک باعث این شده ک کلا قدمی برنداریم برای اجرای ایده ها و عبور از ترسهامون، اینه ک قوانین کشوری و مجلسی و کاری و… رو بزرگ کردیم برای خودمون و دنبال راه حل منطقی هستیم ، درصورتی ک اگر خداذو مسبب الاسباب بدونیم خود بخود چرخ دنده های جهان بکار میفته تا مارو ب خاسته هامون برسونه بدون درنظر گرفتن تمامیه قانونها و مشکلات. توحیدی باشیم میتونیم از هرچیزی بگذریم با راحتترین روشهای ممکن و منطقیترین راه ها. دوستتون دارم و
اولین چیزی که می خوام در موردش بگم بحث نشانه ها است . امروز نشانه ای خوب دریافت کردم .
در نظر اول این طور نبود اما وقتی بهش دقت کردم متوجه شدم قسمتی از خواسته من را دارد . یعنی ویژگی هایی از اون خواسته من رو داره . پس یاد گرفتم برای دریافت باید روی احساس خوب و اشتراکات باشم.
در مورد نظر دوستمون در قسمت اول من فکر می کنم اگه می خواهیم چیزی را تحسین کنیم به زور نمیشه اگه واقعا حس خوبی بهش نداریمم توجهمون رو چیزی خوب ببریم که بشه ازش لذت برد . یعنی در مداری که هستیم ببینیم از چی خوشمون میاد .اون طوری تحسین کنیم . از چیزی که برامون خوشاینده لذت ببریم
با سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز که مطمئنم این نظر منو می خونه و البته مریم عزیزم
این صفحه نشانه امروز من در تاریخ 16 شهریور ماه 1399 هستش که واقعا از اینکه خدا اینطور منو داره هدایت می کنه تعجب می کنم. خیلی زمان ها میام و این دکمه رو می زنم اما ارتباطش و با اون دوره زمانی ام متوجه نمی شم اما الان سه باره که این هفته اومدم و دقیقا همون چیزی که باید می شنیدم رو شما گفتین
جواب سوالاتی که چند روز ذهن منو درگیر کرده بود و هر بار شما جواب دادین و منم در دفترچه خودم ثبتشون کردم. اما در باره این صفحه هنوز ابهام دارم و احساس کردم باید همین صفحه پیام مو بذارم و نه جای دیگه ای
من در حوزه روابط خیلی باورهای اشتباه داشتم و الانم هنوز هست. این موضوع درباره همه موضوعات هست. من الان تقریبا 6-7 ساله که با شما استاد عزیز آشنا شدم 3-4 سال قبلشم توی نمایشگاه کتاب دایی ام کتاب راز رو بهم هدیه داد و من با قانون آشنا شدم. الان من دوره ثروت 1 و عشق و مودت رو با هم گرفتم اما فقط جلسه یک از دوره ثروت رو گوش دادم و الهام شد بهم که برو سراغ دوره عشق و مودت! الان فکر کنم 5-6 ماهه که دارم این دوره رو کار می کنم و اولش تعهد دادم هر یه هفته یک جلسه رو گوش بدم و تا زمانی که همه شو کار نکردم سراغ جلسه بعد نرم! این اتفاق افتاد اما با یه تفاوت عظیم! جلسه اول عاااالی بود، دلم نیمد بعد از یه هفته و تعداد بالایی ک گوش دادم بازم برم سراغ جلسه بعد و تقریبا هر یک ماه یکبار یه جلسه رو دانلود کردم و الان جلسه ششم هستم! تعداد باری که هر فایل رو گوش کردم رو اصلن نمی دونم فقط می دونم گاهی روزانه یه دور همه قسمت ها و بلکه بیشتر و گاهی یه روز اصلن هیچ کدوم و گوش نمی کردم! و مسئله از اونجا برام بزرگ شد که دیدم هر روز که من روی باورهام کار نمی کنم، دقیقا همون روز برای مسائلی پیش میاد که با همسرم خیلی به مشکل می خورم و باهم بحث می کنیم و اگه این تعداد روزها به 2 روز یا بیشتر برسه بحث ما جدی تر می شه!!!!!! انگار سوار یه الکلنگ هستم که همش داره با سرعت زیاد بالا و پایین می ره! 2-3 روزه همش ب خودم میگم اخه چرا تعادل ندارم؟ من که قانون و بلدیم؟ راهکار و می دونم؟ چرا اخه زمانش که می رسه رعایت نمی کنم؟ چرا بعد از این همه سال من نباید خیالم راحت باشه که ناخودآگاه به قانون در خیلی موارد عمل می کنم؟ چرا این همه مشکل هنوز با همسرم دارم؟ توی ذهنم وابستگی کلیک خورد! من تضاد و دیدم و گفتم خدایا من یه زندگی می خوام در اوج آرامش و زیبایی! من از این همه بالا و پایین رفتن خسته شدم
مگه می شه بعد از این همه سال بازم انقدر سریع در عرض یه روز ک روی خودم کار نمی کنم نتایج ناخوش برام اتفاق بیفته اینم بگم برعکسشم هست همین که روی خودم کار می کنم همسرم کاری می کنه ک من دوست دارم و مهم تر از اون خودم ارامش پیدا می کنم
که با این افکار پریشان امروز نشانه مو خواستم و این فایل اومد! گوش کردم اما بازم قانع نشدم! اخه استاد شما می گی کم کم اتفاق میفته! ولی در برابرش می گی برای ما زودتر جواب می ده چون الگویی مثل شما داریم! نمی گم غریب 10 سال من خیلی عالی از همون اول کار کردم اما به جرات می گم الان 2-3 ساله بعد از شروع دوره عزت نفس دارم خیلی حرفه ای روی خودم کار می کنم. من تکاملم رو طی کردم و الان انتظار دارم که حداقلش نتایج ناخوش انقدر زود خودشو نشون نده!
هر چی که هست، من هنوز نتونستم اون ترمز اصلی رو پیدا کنم! دنبال اون ترمز هستم! دنبال اینکه باید چکار کنم! و الان از شما استاد عزیز و عشق جان، مریم عزیز می خوام با این همه تجربه و تسلط به قانون که دارن، من و خیلی از کسایی که حتما مثل من هستن رو راهنمایی کنن تا ما واقعا بتونیم اون ترمز اصلی رو پیدا کنیم!
الان یهو یاد اون فایل استاد که درباره فیلم بازی کردن و عوض کردن خودمون هم هست افتادم، می تونم با جرات بگم که من اصلن در این باره حتی با همسرمم هم صحبت نمی کنم، با هیچ کس و اصلن کسی از زندگی من با دنیای عباسمنش در این حد اطلاع نداره و اصلن آشنا نیست! من برای خودمم فیلم بازی نمی کنم چون اگه فیلم بود نتایج اصلن خودشو نشون نمی داد!
من طبق قانون نتایجی گرفتم بسیار بسیار بزرگ و تا الان به هر آنچه می خواستم قدم به قدم رسیدم! در دوره روابط هر کاری می کنم ترمز نهایی رو نتونستم هنوز پیدا کنم و امروز با این فایل احساسم گفت که باید اینجا بنویسم تا دوستان و مخصوصا شما دو عزیز دوست داشتنی منو راهنمایی کنید.
حتی این موضوع هم امروز وقتی داشتم زندگی در بهشت رو می دیدم به ذهنم خورد که شما دو بزرگوار همیشه در حال حل مسئله برای بیرون هستید و هیچ وقت خیلی ریز و دقیق درباره روابط تون توی هیچ جا صحبت نکردین! و من نوعی اصلن به چشم ندیدم و فقط می بینم که باهم برای انجام کارهای اون بهشت زیبا دست به اقدام عملی می زنید و بس!
سلام به شما استاد عزیز ودوستان گرامی امیدوارم بتونم فایلهای شما رو تهیه کنم و زندگی ام رو بسازم.
سلام دوستان گلم
سوالی داشتم ازتون
ببینید بچه ها من رو باورای ثروتم کار میکردم ک از راه های اسون وراحت و از راه حلال و درست براحتی میتونم پول بسازم…
تا اینکه دوستم کاری رو معرفی کرد ک درواقع یه نوع کار درخانه بود..طبق اگهی ک دیدم و البته جای معتبری هم معرفی کرده بود تو اون کلاس شرکت کردم و مبلغی رو دادم…یعنی دوروز پیش.امروز ک رفتم کلاس، فهمیدم طرف کلاهبردار بوده…برام عجیبه ک چرا این اتفاق افتاد.منی ک قبلا اصلا قانونو نمیدونستم هیچوقت این مسائل برام پیش نیومده و راحتم اعتماد نمیکردم.الان ک نزدیک نه ماهه اشنایی با قانون دارم، حالم خ خوبه و دارم رو باورام کار میکنم، بنا به حس خوبم اعتمادم بیشتر شده بود و بنا به کار کردن رو باورام، این اگهی رو یه نشونه دیدم و گفتم الان وقت عمله….چرا این اتفاق افتاد…
باورای اعتمادیم ک نابود شد…من هیچوقت به این حرف اعتقاد نداشتم ک نمیشه به کسی اعتماد کرد یا همه بدن مگه خلافش ثابت شه،میگفتم همه جا خوب و بد هست و خوباش به پست من میخورن…همیشه هم ادمای خوب سر رام قرار میگیرن..حتی تو کلاسم بهش رسیدم ک چه ادمای خوبی به پستم خوردن، چ مربی خوبی ولی مربی کلاهبردار دراومد…چی شد؟ چرا جذب کردم؟ اشکال کار کجاست؟
ممنون میشم راهنماییم کنید…
با سلام خدمت شما دوست عزیز
اینکه این اتفاق حاصل افکار خودتون بوده شکی درش نیست، اما اینکه شما سعی کنید سر هر اتفاق بدی، مکث کنید تا دلیل اونو درک کنید، و بفهمید چه فرکانسی ارسال کردین که نتیجش این شده، خیلی جوابگو و البته معقول نیست. فرکانسهای ارسالی ما مخلوط بسیار پیچیده ایه و نمیشه گفت یک اتفاق حاصل یک فرکانس مشخصیه که شما با فکر کردن میتونید پیداش کنید. ممکنه این اتفاق تضادی باشه در زندگیتون که بعدها در تصویری بزرگتر از زندگی، بتونید دلیلشو بفهمید، اما الان موندن تو این نقطه و تلاش کردن برای فهمیدنش، تقریبا بیهوده است و البته باعث بیشتر شدن حس بد درون شما میشه که خودش مایه ی جذب اتفاقات مشابهه. سعی کنید ازش بگذرید زود و به نکات مثبت زندگیتون توجه کنید تا دیگه مشابهش وارد زندگیتون نشه
در مورد اتفاقات ناگوار، تنها در مواردی که یک الگوی تکرار شونده میبینید (به طور مثال، فرض کنید این چندمین باری هست که به شکلی، پولتونو جایی میدین و تهش کلاه برداری از آب در میاد) باید مکث کنید و سعی کنید از تو این موارد مشابه، یه دلیل یا باور مشترک که ریشه این اتفاقاته رو پیدا و منطقی اصلاحش کنید. درباره اتفاقات موردی صرفا بهتره سریعا ذهنتونو به نکات مثبت معطوف کنید و از اون اتفاق بد روی بگردونید.
حس می کنم هدایت شدم تا یهویی کامنت شما رو ببینم و جوابتونو بدم
امیدوارم کمکتون کرده باشم
در پناه خدا، شاد و سالم و خوشبخت و ثروتمند باشید.
ممنون،به نکته خیلی عالی و خوبی اشاره کردیت.
که مکث نکنم تا علت اتفاق بیام.
ممنونم جناب کرامت بابت پاسخ خوبتون…نه من بار اوله اینطوری شده، خدارو شکر مبلغ بالایی هم نبوده، اما در مورد اتفاقات مشابه مثلا کارفرمام مدت زیادیه ک پولمو نداده، بهشم گفتم.همه کارای رها سازی و سپاسگزاری و توجه به نکات مثبت زندگیم و طرف مقابلم رو هم انجام دادم ولی باز هیچی نشد…دیگه احساسم داره بدجور بد میشه و گفتم باید طی چندروز اینده برم همکاریمو قطع کنم…خدا از هزار راه دیگه رزق میده، مگه فقط همین ادمه
بازم مرسی
سلام دوست هم فرکانسی عزیز.استاد زیاد این جمله رو تکرار کرده که :در اوضاع به ظاهر بد بگردید جنبه های مثبتش رو پیدا کنید. من 9 سال پیش وقتی با اعتمادی که به یکی از دوستای هم دانشگاهیم داشتم وبا ورود به یه گروهی مورد کلاه برداری قرار گرفتم وکلی بدهکار شدم که بعد از حدود7 سال تونستم بدهی ها رو صاف کنم.
اونوقتها هیچ آشنایی با قانون نداشتم ویه مدتی حالم خیلی بد بود اما بعد گذشت یه مدتی با خودم که فکر کردم دیدم برام چه تجربه ی نابی شده که چند تا نکته ش رو میگم:1-تو انتخاب دوستام دقت کنم چون ارزش و لیاقت من بهترین افراد هستن نه هرکسی2-قبل از اون داستان من یه باوری نسبت به ثروت داشتم که فقط جمع میکردم ینی دستم به خرج کردن نمی رفت اما بعد اون خیلی دست ودلباز شدم که حس خیلی خوبی داشتم3-شناختم نسبت به اطرافیان ومخصوصا خودم خیلی زیاد و بهتر شد.ویه سری مسایل دیگه.
ضمنا دوست عزیز شما فرمودی که باورهای اعتمادیت نابود شدش به نظر من اگه در یه موردی شما باور ساخته باشی ینی دربارش به یقین و قطعیت وایمان رسیدباشی معمولا اتفاقات عالی برات میو فته اما با این مسآله که برات پیش اومده نه تنها به هم نمیریزی بلکه میشینی و فکر میکنی ببینی کجای باورت ایراد داشته که اینطور شده چون همه چیز در درون ماست واز درون ما نشآت میگیره و بیرون از ما هیچ چیزی وجود نداره.
شما چند قدم از اونایی که بخاطر ترس قدم بر نمیدارن جلوتری شما ایمانت قوی تر از ترس هاته واین خیلی خوبه . دقیقآ مثل همون موقعی که من پا گذاشتم رو ترس هام و با ایمان جلو رفتم درسته به ظاهر من مورد کلاهبرداری قرار گرفتم اما نتایج مثبتی که بعدش گرفتم خیلی می ارزید خیلی به دردم خورد.نمیخام بگم کلاه برداری خوبه بلکه تو اون شرایط هم باید دنبال مثبت ها بگردی (چون این چیزیه که بدردت میخوره)
دوست من به قول استاد پیشرفت بها داره باید بهاش رو بپردازیم حالا این بها میتونه پول -زمان-انرژی یا هرچیز دیگه ای باشه(شما اینجا یه تجربه خوب رو کسب کردی).
مسؤل تمام اتفاقات زندگیم خودمم این منم که شرایط رو خلق میکنم آدما روجذب میکنم تو فلان وضعیت قرار میگیرم تنها با ارسال فرکانس هایی که از پیش فرستادم. ما به اندازه ای که رو باور هامون کار کردیم نتیجه میگیریم پس تمام جذب های ما طبق فرکانس های ماست و این یعنی عدالت محض. امیدوارم که مطالبم مورد استفاده تون قرار بگیره .موفق باشی
ممنونم جناب امامی بابت پاسختون…بله همون موقع هم به نکات مثبتش نگاه کردم و این یکی دوروز سعی کردم قانون رو یاداوری کنم ک اصلا حالم بد نشه…حالا ما چند نفر بودیم ک فهمیدیم طرف کلاهبردار بوده، کلی خندیدیم ک چجوری گول خوردیم، اینکه با چند نفراشنا شدم، اینکه برا بار اول میرفتم اون مکانی ک کلاس برگزار شدک بارها گذشته بودم و دلم میخواست ببینمش چون یه مکان گردشگری شده برا شهرمون، اینکه حداقل یه هنری هر چند ناقص یاد گرفتم…
ولی مطمئنم بخاطر کمبود اعتمادبنفس هم بوده، چون موردهای دیگه ای هم تو اگهی دیده بودم و من کم دردسرترینشو انتخاب کردم، در صورتی ک به خودم گفتم کاش برم اونا رو پیگیری کنم، ارتباطاتم و بالطبع اعتماد بنفسم میره بالا
سلام و درود خدمت شما دوست عزیز
خیلی روی این موضوع حساس نشین، این اتفاق میتونه ترکیبی از چندین فرکانس مختلف باشه که ما بهشون دسترسی نداریم
این اتفاقی بوده که بعد از سال ها یه دفعه افتاده و موضوعی نیست که هر چند وقت یبار تکرار بشه پس بهش توجه نکنین تا بهش قوت ندین
آگاهانه تمرکزتون رو بزارین روی چیزهایی که بهتون احساس خوبی میده تا هر چه بیشتر اونا رو به زندگیتون وارد کنین
در مورد درآمد هم علاقه تون رو پیدا کنید و در اون زمینه از یه کار خیلی کوچیک شروع کنید و با باور مناسب و شور و اشتیاق کم کم رشدش بدین
این باور رو بسازین که هر کاری میتونه بی نهایت ثروت ایجاد کنه
در پناه خداوند منان شاد و سلامت باشین
سلام و درود ب شما
تضاد ها عامل رشد و خواسته های جدیدی هستن و شما میتونید زاویه نگاهتون و ب این مسئله جوری باشه که سبب رشد بشه واستون و مسئله دیگه اینکه شاید باور ریشه داری تو ذهنتون هست که باید کشف کنید تا با تغییر اون باور ثروت های بیشتری رو جذب کنید .من ترمز های زیادی رو در دل تضادها پیدا کردم
سلام بنظر من شما چیزی که قبلا کاشتی و الان برداشت میکنی
بمب بارون فرکانس مثبت کن خودت و که اینده مطمعنا عالی ترین اتفاقا میوفته برات
شاد باشی و ثروت مند ثروت هاااااااا بی نهایت ;)
به نظر بنده شما
اول
به لول که باید کار میکردید کار نکردیت
و دوم این تضاد دیگر با بعضی از افراد و جا های اشنا میشه که ظاهرا به درد نابخور هستند. ولی اون چیزی را برات نشان می دهد .یا همچین چیزی
سوم
به نام خدای وهاب
دوست عزیزم شیرین جان
تو این موضوع که خودمون اتفاقات رو جذب میکنیم شکی نیست اما اینکه با تغییر زاویه نگاهمون اتفاقات رو برای خودمون خوب یا بد تعبیر کنیم توش بحثه.
ببینید منم دوسه سال پیش به نتورک دعوت شدم و البته شروع اتفاقات خوبم و آشنایی با خدا واستاد از همون جا بودو البته ملی اتفاقات خوب و عالی که من درسته اونجا یه مقداری پول از دست دادم اما بخدا من چیزهای بالاتری رو میدیدم که بهم انگیزه وانرژی میداد که اصلا به اون مسائلی توجه نمیکردم میگفتم این راه هم قرار بوده برم تا آخرین ازش بدست بیارم و برای آینده بدردم میخوره .
خلاصه همه چیز به خودمون بر میگرده به حرف یکی از دوستان که پاسختون داده بود باعث میشه شناختتون به خودتون آدمهای اطرفتون و درخواست هاتون تغییر کنه .
موفق و سربلند وثروتمند در پناه خدای زیبا
به نام خدای مهربان من میلاد مهتابی هستم و سپاس گذار خداوندم که این فرصتو داده در خدمت شما دوستانم باشم همین حالا داشتم یک مصاحبه خیلی جالب با آقای بوستانچی رو گوش می دادم (البته این مصاحبه ها رو از سایت اپ یاد که به صورت رایگان گذاشته دانلود کردم و آقای رضا یادگاری میره با پانصد کار آفرین برتر مصاحبه می کنه) که خیلی خیلی حرف جالبی میزد می گفت این تحریم ها و بالا رفتن قیمت دلار باعث شده که کسی وارد نکنه محصولی رو و این فرصت پیش اومده که ما محصولمونو عرضه کنیم می گفت این بالا رفتن نرخ دلار برای خیلی ها خوب بوده و در ادامه آقای یادگاری ازشون می پرسه که چطور بازاریابی می کنید می گفت شما محصولت خوب باشه مردم میان دنبالت این بهترین راهکاره و میگفت که من مهاجرت رو یکی از عوامل موفقعیت می بینم و میگن که هر کی با علاقه دنبال کار رفت حتما پیشرفت می کنه
سلام دوستان گرامی. میخواهم موانعی ذهنی که با این فایل شناسایی کردم را با شما به اشتراک بگذارم:
باور اول: باورهای ما و افکار ما نیاز داره به همون شکلی که ایجاد شده روش کار انجام بشه تا به صورت بنیادی (تغییر شخصیت) تغییر کنه.
باور دوم: همانطوری که نمیشه یک شبه لاغر شد، یک شبه زبان انگلیسی یاد گرفت نمیشه یک شبه کل شخصیتمون تغییر کنه.
باور سوم: استفاده از کامنت های سایت به عنوان تمرین ورودی های مناسب قبل از خواب، تصمیم گرفتم هر شب قبل از خواب با مطالعه مطالب و کامنت های سایت عباس منش دات کام بخوابم.
باور چهارم: اگر ما داریم واقعا روی خودمان کار میکنیم پس باید هر روز ورژن بهتری از خودمان تولید کنیم.
باور پنجم: ما به جای اینکه آشغال های ذهنیمان را تمیز کنیم و منبعی که باعث تولید آشغال ها میشود را اصلاح کنیم آشغال ها را میگذاریم زیر مبل به همین دلیل بوی آشغال ها هست، میکروب ها هستند، موش و سوسک جمع میشود و تمام تاثیرات دیگه هست اما ظاهرش خوبه!
باور ششم: اگر ایراد های شخصیتیمان را درست نکنیم نمیتوانیم انتظار داشته باشیم زندگیمان عوض شود.
باور هفتم: “چه کار کنم «این» مشکل را دارم، مثلا چه کار کنم از … «میترسم»” یعنی نمیخواهیم بپذیریم این یک مسئله ایست در وجودمان که باید حل شود تا زندگیمان تغییر کند و اگر این مسئله حل نشود زندیگمان تغییر نخواهد کرد.
باور هشتم: وقتی نمیپذیریم ایراد شخصیتیمان را چنین الگویی در رفتارمان بروز پیدا میکند: از مواهب زندگی مثل جنگل رفتن، چرخ و فلک رفتن، ورزش هوایی رفتن، داشتن رابطه ی دلخواه امتناع میکنیم چون میترسم!
سلام خدمت دوستان عزیزم
ب این نتیجه رسیدم ک علت زنگ زدگیه خیلی از ترمزهای ما ک باعث این شده ک کلا قدمی برنداریم برای اجرای ایده ها و عبور از ترسهامون، اینه ک قوانین کشوری و مجلسی و کاری و… رو بزرگ کردیم برای خودمون و دنبال راه حل منطقی هستیم ، درصورتی ک اگر خداذو مسبب الاسباب بدونیم خود بخود چرخ دنده های جهان بکار میفته تا مارو ب خاسته هامون برسونه بدون درنظر گرفتن تمامیه قانونها و مشکلات. توحیدی باشیم میتونیم از هرچیزی بگذریم با راحتترین روشهای ممکن و منطقیترین راه ها. دوستتون دارم و
عاااالی مثل همیشه
اولین چیزی که می خوام در موردش بگم بحث نشانه ها است . امروز نشانه ای خوب دریافت کردم .
در نظر اول این طور نبود اما وقتی بهش دقت کردم متوجه شدم قسمتی از خواسته من را دارد . یعنی ویژگی هایی از اون خواسته من رو داره . پس یاد گرفتم برای دریافت باید روی احساس خوب و اشتراکات باشم.
در مورد نظر دوستمون در قسمت اول من فکر می کنم اگه می خواهیم چیزی را تحسین کنیم به زور نمیشه اگه واقعا حس خوبی بهش نداریمم توجهمون رو چیزی خوب ببریم که بشه ازش لذت برد . یعنی در مداری که هستیم ببینیم از چی خوشمون میاد .اون طوری تحسین کنیم . از چیزی که برامون خوشاینده لذت ببریم
با سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز که مطمئنم این نظر منو می خونه و البته مریم عزیزم
این صفحه نشانه امروز من در تاریخ 16 شهریور ماه 1399 هستش که واقعا از اینکه خدا اینطور منو داره هدایت می کنه تعجب می کنم. خیلی زمان ها میام و این دکمه رو می زنم اما ارتباطش و با اون دوره زمانی ام متوجه نمی شم اما الان سه باره که این هفته اومدم و دقیقا همون چیزی که باید می شنیدم رو شما گفتین
جواب سوالاتی که چند روز ذهن منو درگیر کرده بود و هر بار شما جواب دادین و منم در دفترچه خودم ثبتشون کردم. اما در باره این صفحه هنوز ابهام دارم و احساس کردم باید همین صفحه پیام مو بذارم و نه جای دیگه ای
من در حوزه روابط خیلی باورهای اشتباه داشتم و الانم هنوز هست. این موضوع درباره همه موضوعات هست. من الان تقریبا 6-7 ساله که با شما استاد عزیز آشنا شدم 3-4 سال قبلشم توی نمایشگاه کتاب دایی ام کتاب راز رو بهم هدیه داد و من با قانون آشنا شدم. الان من دوره ثروت 1 و عشق و مودت رو با هم گرفتم اما فقط جلسه یک از دوره ثروت رو گوش دادم و الهام شد بهم که برو سراغ دوره عشق و مودت! الان فکر کنم 5-6 ماهه که دارم این دوره رو کار می کنم و اولش تعهد دادم هر یه هفته یک جلسه رو گوش بدم و تا زمانی که همه شو کار نکردم سراغ جلسه بعد نرم! این اتفاق افتاد اما با یه تفاوت عظیم! جلسه اول عاااالی بود، دلم نیمد بعد از یه هفته و تعداد بالایی ک گوش دادم بازم برم سراغ جلسه بعد و تقریبا هر یک ماه یکبار یه جلسه رو دانلود کردم و الان جلسه ششم هستم! تعداد باری که هر فایل رو گوش کردم رو اصلن نمی دونم فقط می دونم گاهی روزانه یه دور همه قسمت ها و بلکه بیشتر و گاهی یه روز اصلن هیچ کدوم و گوش نمی کردم! و مسئله از اونجا برام بزرگ شد که دیدم هر روز که من روی باورهام کار نمی کنم، دقیقا همون روز برای مسائلی پیش میاد که با همسرم خیلی به مشکل می خورم و باهم بحث می کنیم و اگه این تعداد روزها به 2 روز یا بیشتر برسه بحث ما جدی تر می شه!!!!!! انگار سوار یه الکلنگ هستم که همش داره با سرعت زیاد بالا و پایین می ره! 2-3 روزه همش ب خودم میگم اخه چرا تعادل ندارم؟ من که قانون و بلدیم؟ راهکار و می دونم؟ چرا اخه زمانش که می رسه رعایت نمی کنم؟ چرا بعد از این همه سال من نباید خیالم راحت باشه که ناخودآگاه به قانون در خیلی موارد عمل می کنم؟ چرا این همه مشکل هنوز با همسرم دارم؟ توی ذهنم وابستگی کلیک خورد! من تضاد و دیدم و گفتم خدایا من یه زندگی می خوام در اوج آرامش و زیبایی! من از این همه بالا و پایین رفتن خسته شدم
مگه می شه بعد از این همه سال بازم انقدر سریع در عرض یه روز ک روی خودم کار نمی کنم نتایج ناخوش برام اتفاق بیفته اینم بگم برعکسشم هست همین که روی خودم کار می کنم همسرم کاری می کنه ک من دوست دارم و مهم تر از اون خودم ارامش پیدا می کنم
که با این افکار پریشان امروز نشانه مو خواستم و این فایل اومد! گوش کردم اما بازم قانع نشدم! اخه استاد شما می گی کم کم اتفاق میفته! ولی در برابرش می گی برای ما زودتر جواب می ده چون الگویی مثل شما داریم! نمی گم غریب 10 سال من خیلی عالی از همون اول کار کردم اما به جرات می گم الان 2-3 ساله بعد از شروع دوره عزت نفس دارم خیلی حرفه ای روی خودم کار می کنم. من تکاملم رو طی کردم و الان انتظار دارم که حداقلش نتایج ناخوش انقدر زود خودشو نشون نده!
هر چی که هست، من هنوز نتونستم اون ترمز اصلی رو پیدا کنم! دنبال اون ترمز هستم! دنبال اینکه باید چکار کنم! و الان از شما استاد عزیز و عشق جان، مریم عزیز می خوام با این همه تجربه و تسلط به قانون که دارن، من و خیلی از کسایی که حتما مثل من هستن رو راهنمایی کنن تا ما واقعا بتونیم اون ترمز اصلی رو پیدا کنیم!
الان یهو یاد اون فایل استاد که درباره فیلم بازی کردن و عوض کردن خودمون هم هست افتادم، می تونم با جرات بگم که من اصلن در این باره حتی با همسرمم هم صحبت نمی کنم، با هیچ کس و اصلن کسی از زندگی من با دنیای عباسمنش در این حد اطلاع نداره و اصلن آشنا نیست! من برای خودمم فیلم بازی نمی کنم چون اگه فیلم بود نتایج اصلن خودشو نشون نمی داد!
من طبق قانون نتایجی گرفتم بسیار بسیار بزرگ و تا الان به هر آنچه می خواستم قدم به قدم رسیدم! در دوره روابط هر کاری می کنم ترمز نهایی رو نتونستم هنوز پیدا کنم و امروز با این فایل احساسم گفت که باید اینجا بنویسم تا دوستان و مخصوصا شما دو عزیز دوست داشتنی منو راهنمایی کنید.
حتی این موضوع هم امروز وقتی داشتم زندگی در بهشت رو می دیدم به ذهنم خورد که شما دو بزرگوار همیشه در حال حل مسئله برای بیرون هستید و هیچ وقت خیلی ریز و دقیق درباره روابط تون توی هیچ جا صحبت نکردین! و من نوعی اصلن به چشم ندیدم و فقط می بینم که باهم برای انجام کارهای اون بهشت زیبا دست به اقدام عملی می زنید و بس!
ممنونم از اینکه وقت تون رو به من دادین
منتظر نظرات زیباتون و ایده هاتون هستم
موفق و سلامت باشید
بدرود
پاشنه آشیل من ترس از حیوانات تو طبیعته مخصوصا سگ ها
قبل از این ترس خیلی میرفتم کوه و شبا میموندم و جاهای زیادی تنهایی میرفتم ولی یه حمله سگ باعث شد ترس عجیبی درونم شکل بگیره
این ترس باعث شده کمپینگ نرم شبا پیاده روی نکنم مسافرت های تو طبیعت نرم تو جنگل نرم مخصوصا تنهایی
از خدا میخوام راهنماییم کنه که این ترس برطرف بشه و هدایت بشم به زیبایی های طبیعت