«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن - صفحه 110 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    472MB
    41 دقیقه
  • فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    38MB
    41 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صبا گفته:
    مدت عضویت: 2261 روز

    سلام به همگی

    در دومین قدم از سفرنامه ام هستم

    بعد از دیدن فایل حس عجیبی داشتم . میخواستم ساعت ها بشینم و فکر کنم حتی نمیدانم به چی ولی میخواستم فکر کنم …

    انگار هزاران فکر قدیمی و جدید به من حمله آورده بود و به من فرصت نمیداد تا فقط به یه چیز فکر کنم

    من از این فایل از فایل های قبل و همینطور تجربه های زندگیم میدونم که اعتماد بنفس خوبی ندارم و در حس بی ارزشی و بی لیاقتی و کافی نبودن هستم برای همین تصمیم گرفتم برای خودم بنویسم و با خودم حرف بزنم

    بگذارم تا خدای درونم به من بگه چقدر و چرا با ارزشم

    و شروع کردم به نوشتن و حرف زدن با خودم که فهمیدم چقدرررر به خودم ظلم کرده ام .. و باید از خدا طلب بخشش کنم بخاطر اینهمه ظلم اینهمه اذیت که خودم به خودم کردم

    و در همین حال بودم که …. نا خواسته های زیادی در روز من نمایان شد

    چیزایی که واقعا عصاب منو به هم میریخت .. ولی چجوری میتونستم عصبانی بشم درحالی که سفرنامه ام را تازه شروع کرده ام …

    ولی انگار تازگیا عصابم به تار مو بند شده حتی چیزایی که راحتر میتونستم قبلا کنار بزارمشون انگار اعصاب خورد کن تر از همیشه شده بود و هی ناخواسته ها پشت سر هم میومدن

    سعی میکردم تا حرفای استاد رو مرور کنم و توجه نکنم .

    میتونم بگم از همیشه عکس العملم بهتر بود … ولی بازم عصبانی شدم و بازم توجه کردم …. هنوز راه درازی برای من مونده ….

    مدام در این فکر بودم کجا و چرا این ناخواسته را جذب کردم . کی به چی توجه کردم منکه تازگیا هر روز روی خودم کار میکردم …

    به جواب مشخصی نرسیدم ولی حس کردم اونقدر که باید … حالم خوب نیست …

    پس به همون اندازه اتفاقات بد و خوب رو تجربه کردم

    و تمام ناخواسته هایم را با دید گاه تضاد نگاه کردم

    هر کدماش تضاد های مختلفی درونشان داشت که متوجه شدم ولی نمیدونم برای هر کدوم چه راه حلی وجود داره و چیکار باید بکنم ‌‌….

    انگار کل زندگی من در نفهمیدن … گیج بودن … فکر کردن ‌‌…. و دنبال حقیقت ماجرا بودن است … و جوابی که دریافت میکنم شاید ۵٪ کل ماجرا باشه

    من فهمیدم تو هر شرایط باید خودم باشم و نذارم هیچ عامل بیرونی روی تصمیماتی که احساسم میگه اثر بزاره

    میخوام روزی باشه که کل سفرنامه ام با سپاسگذاری پر باشه

    خیلی چیز های خوبی دارم که حتی نه در گفتار در ذهنم بلکه با احساسم ازش سپاسگذارم … ولی موقع نوشتن این کلمه انگار کل اون احساس نا پدید میشه و من از خودم نا امید میشم که چرا نمیتونم با احساس واقعی سپاسگذار باشم …

    همچنان در تلاشم تا زندگی خودم رو بهتر کنم

    و صادقانه نه روشن فکرانه و نه با ادا از وضعیتی که توش هستم و نوع تفکرم نوشتم ….

    و تصمیم گرفتم همیشه صادق باشم

    و تصمیم گرفتم برنامه مشخصی برای خودم بزارم برای یاد گرفتن زبان مورد علاقم ژاپنی تا هم لذت ببرم و هم یاد بگیرم

    تصمیم گرفتم برای خودم بنویسم که چقدر با ارزشم

    تصمیم گرفتم از هرجا که میتونم سپاسگذار باشم

    و تصمیم گرفتم بازم دنبال حقیقت بگردم تا روزی که بفهمم با کل وجودم درک کنم و به آگاهی برسم …

    حس میکنم وقتی که میخوای به قله بری و قدم برداردی در مسیر متوجه میشی که قبلا ذنجیر هایی به پای خودت وصل کرده ای (باور های اشتباه و محدود کننده ) و در هر قدم رو به جلو … کشش و سنگینی این ذنجیر هارو بیشتر حس میکنم … باید از بندشون رها بشم نمیدونم چطوری ولی میدونم این کاره منه تا به قله برسم نمیشه ذنیجر به پا به اوج رسید …

    فهمیدم که تشنه آزادی هستم … رهایی ازین بند ها .. و آزاد شدن

    به خیلی چیزا فکر کردم امروز ولی مهمترینشون این بود که چرا همه ما منتظریم؟ منتظریم تا بزرگ بشیم و مادر پدر بهمون اجازه بدن بریم بیرون منتظریم دانشگاه تموم بشه بعد کار کنیم منتظریم کرونا بره بعد از زندگی لذت ببریم منتظریم به سنی خاص برسیم بعد استقلال و آزادی بهمون بدن …

    من نمیخوام منتظر باشم ..میخوام همین الان تو ۱۷ سالگی آزاد باشم نه وقتی ۲۵ سالم شد …

    میخوام همین الان انسان موفقی باشم نه بیست ساله آینده

    میخوام همین الان مهارت های زیادی داشته باشم نه موقع پیری

    میخوام همین الان به رویاهام برسم نه موقعی که بقیه بنظرشون نرماله

    میخوام همین الان مستقل باشم نه در ۳۰ سالگی

    میخوام همین الان حقیقت رو بفهمم نه موقعی که دیگه خیلی دیر شده

    حس میکنم دلیلی داره که خدا منو به اینجا هدایت کرده توی همین سن … همه میگن عجلت برای موفق شدن چیه جوونی کن .. من چجوری جوونی کنم با معیار های محدود و مسخره ای که شما ساختید و از من انتظار دارید همون جور پیش برم …

    میخوام فقط و فقط زندگی رویاییمو زندگی کنم آزاد باشم مستقل باشم خیلی از اوقات تنها باشم و …. . اینقدر زندگی مهلتش زیاد نیست که من با معیار و اصول شما پیش برم …

    مطمعنم پشیمون میشم .. مطمعنم ‌..

    پس تغیرش میدم .. سخته و هنوز خیلی باید روی خودم کار کنم … و هنوز خیلی گیجم خیلی چیزارو نمیفهمم که چطور در زندگیم عملی کنم …

    ولی ادامه میدم ..

    میدونم استاد و همه کسایی که در مدار بالاتری از من هستن با خوندن کامنتم به این میفهمن چقدر هنوز راه دارم که برم ..

    از خدا میخوام که کمکم کنه … و نجاتم بده

    قدم دوم از سفرنامه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    محمد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1988 روز

    سلام و درود خدمت استادعباسمنش خانم شایسته عزیز برنامه نویس سایت و همه شما دوستان خوبم.

    وقتی استاد گفتن ما به کسی نمیتونیم ظلم کنیم و در حقیقت ب خودمون ظلم میکنیم ،کمی بفکر فرو رفتم و از جنبه های مختلفی این قانون رو نگاه کردم و به این نتیجه رسیدم که واقعا بایدم همینطور باشه ،چون اگه غیر ازین بود و هر فردی میتونست به فرد دیگه ظلم کنه و یا تغییری در زندگی کسی ایجاد کنه بدون اینکه اون فرد خودش بخواد و باور داشته باشه ،پس اون فرد اختیاره صدرصد توی زندگیش نداره ؟؟؟؟

    یا اینکه اگر من بخوام به کسی ظلم کنم ،در اصل این ظلمه به خودمه …

    یاد این آیه از قرآن میفتم ک خدا میگه ؛ هر چی خیره از طرف منه و هر چی شره از طرف خود شما …!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    سید ابراهیم سالار گزیری گفته:
    مدت عضویت: 2211 روز

    سلام به دوستان هم فرکانسی خودم و همچنین استادان عزیزم

    در حال مطالعه آیه ای از قرآن بودم که من رو مجاب کرد آن را برایتان ذکر کنم

    خداوند میفرماید قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی

    قطعا زمینه رشد از پسرفت و عقبگرد مشخص گردیده، پس هر کسی که طاغوت را باور نکند و الله را باور کند به ریسمانی متصل است که هرگز پاره نمیشود و فقط رو به رشد در حال حرکت خواهد بود

    این آیه زیبا رو تقدیم میکنم به تمام شما عزیزان و میگویم که همگی باید دلمان قرص باشد با این آیه که با قدرت هر چه بیشتر این مسیر زیبا رو ادامه بدیم و منتظر روزهای عالیتر و رویاییتر باشیم.

    الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات

    ادامه آیه 👆

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    هلن گفته:
    مدت عضویت: 4332 روز

    سلام به عزیزانم.

    ۴۳ امین روز سفرم.

    من به خودم ظلم میکنم.

    بارها قبل ایات قران رو خونده بودم ولی فکر نمیکردم که خودم هم میتونم به خودم ظلم کنم.

    وقتی برگشتم وزندگی وخاطراتم رو مرور کردم دیدم بله همیشه خودم به خودم ظلم میکردم والان خیلی بهتر شدم.

    وقتی کارایی انجام میدادم که دیگران دلشون برام بسوزه داشتم خودم رو ازنعمت وثروت دور میکردم.

    وقتی حس قربانی شدن به خودم

    میگیرم تجربیات خوبی رو ندارم.

    اگه میخام به خودم ظلم نکنم باید خودم رو عاشقانه وبی قید وشرط دوست داشته باشم.

    باید خودم رو بهترین ومحبوبترین بنده خوب خدا بدونم.

    خودم رو دوست داشته باشم وبه خودم احترام بزارم.

    اگه خودم تصمیم بگیرم که به خودم ظلم نکنم هیچکس نمیتونه به‌من ظلم کنه.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    فاطمه منصوری گفته:
    مدت عضویت: 4130 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    روز دوم سفرنامه خود را شروع می کنم:

    آیات زیبای قرآن که با توضیحات شیوای استاد و خواندن کامنت های پرمغز دوستان درک منو از قانون بهتر و زیباتر کرد آرامش عجیبی به من داد تا بهتر بتونم احساس قربانی بودن را کنترل کنم و به همان میزان احساس کنترل بر زندگی را تجربه کنم. از این بابت خداوند را بی نهایت شکر

    سال هاست که سعی می کنم افرادی که فکر می کردم به من ظلم کرده اند را ببخشم. هر بار که احساس ارتباط با خدا می کردم می گفتم خدایا به من قدرتی بده که بتونم این افراد را که آنهمه به من بد کرده اند ببخشم و تو هم ببخش. فکر می کردم اگر من نبخشم اونا آسیب می بینند و از آنجایی که برای من عزیز بودند و نمی تونستم آسیب دیدنشان را ببینم مرتب از خداوند طلب آمرزش اونارو می کردم. وقتی که می دیدم زندگی اونا روز به روز بدتر میشه فکر می کردم شاید من نتونستم اونارو ببخشم و درک نمی کردم اونا اصلا به من بد نکرده اند که بخشیدن اونا از طرف من موضوعیت داشته باشه. امروز فهمیدم هر زمان که داشتم از خدا می خواستم اونارو ببخشه داشتم به ظلم کردن اونا توجه می کردم و باعث می شدم ظلم های بیشتری به زندگیم دعوت کنم. بی نهایت خداروشکر بابت این آگاهی ناب

    بی نهایت سپاسگزارم از همه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مژگان گفته:
    مدت عضویت: 2644 روز

    سلام خدمت استاد جانم و همه دوستان

    روز دوم از سفر من

    واقعا از خانم شایسته عزیز سپاسگزارم برای گذاشتن این سفرنامه و انتخاب دقیق فایل ها که هر کدام مکمل فایل قبلی هست و پر از آگاهی

    درک من از این فایل:

    ✍🏻موضوعی که خیلی برای استاد مهمه و درکش کرده این هست که ما نمیتونیم به هیچکس کمک کنیم برای تغییر

    ✍🏻هردعایی کنیم به خودمون برمیگرده و دعای ما برای دیگران تاثیری نداره تا وقتی که اون طرف خودش نخواد نمیتونیم تغییری درش ایجاد کنیم.

    ✍🏻اگر کسی در مدار درست باشه لازم به دعای کسی نداره و به خیر و خوشی میرسه و اگر کسی در مدار درست نباشه شما هرچقدرم براش دعا کنید برای اون فرقی نداره و دعاتون به خودتون برمیگرده شاید اون شخص هیچ وقت خوشبخت نشه.

    ✍🏻با بررسی این موضوع توی قرآن کاملا به وضوح مشخصه که خداوند به صورت سیستمی عمل میکنه وهرچقدرم برای دیگران درخواست آمرزش داشته باشید وقتی اونا توی مدار درست نباشن هدایت نمیشن و هر آدمی فقط خودش میتونه برای خودش طلب آمرزش کنه

    ✍🏻 هر کسی که گناه و خطا مرتکب بشه فقط به خودش ستم کرده

    ✍🏻به هیچ عنوان حق الناس در قرآن وجود نداره به این مفهوم که ما میتونیم به کسی ظلم کنیم و زندگی دیگران رو تغییر بدیم

    در واقع اگه به کسی هم ظلم میکنیم داریم به خودمون ظلم میکنیم

    و این موضوع توی قرآن اومده و باور درست اینه که اگه ما خداوند رو تنها فرمانروای عالم بدونیم دیگه نگران نیستیم و از کسی نترسیم دیگه کسی نمیتونه مارو تسخیر کنه

    چون در صورتی که بترسید کسی میتونه شمارو کنترل کنه و این ترس نشانه بی ایمانیه وگرنه کسی که فقط ایمانش به خدا باشه کسی نمیتونه تسخیرش کنه.

    ✍🏻ما فقط نتیجه فرکانس هایی رو که به جهان فرستادیم می بینیم و این مغایرت داره با باور اشتباهی که کسی تو زندگی ما میتونه تاثیر بذاره و اگر ما احساس قربانی شدن داشته باشیم این یعنی تخریب عزت نفس و تا این باور رو تغییر ندیم نمیتونیم خالق زندگی خودمون باشیم.

    👣دومین ردپای من

    ❤️عاشقتم استاد واقعا سپاسگزارم ازتون خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    سعیده و مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2729 روز

    سلام

    من به هیچ کس نمی تونم ظلم کنم . من نمی تونم به کسی بدی کنم. من فقط به خودم بدی می کنم. اگه از کسی غیبت می کنم. اگه از کسی بدم میاد و بهش حسادت میکنم. هیچ تاثیری توی زندگی اون فرد نخواهم گذاشت . من فقط خودمو از خوشبختی دور می کنم. من باید برای دیگران خیر و خوبی بخوام.

    اگه من شرایط نامناسبی رو تجربه می کنم. این من هستم که باعث به وجود آمدن اون شرایط شدم. هیچ کس ، هیچ کس مقصر نیست.

    من نباید به خودم ظلم کنم

    عمل کردن به آیه ای که استاد گفتن در مورد مهاجرت بود باعث شد که من زندگی زیباتری رو تجربه کنم.

    پس فقط عمل و عمل و عمل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    محمد جهانی گفته:
    مدت عضویت: 2502 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت همه ی دوستان هم فرکانسی😍

    تو این برگ روز شمار تحول زندگی خدمتتون عرض کنم ک چ فایلع فوق العاده ای بود چقدر نکته ک سر منشا همه شون توحید و اعتقاد ب خدای یگانه بود

    فرکانس است اصل جنسو دیگر هیچ !!!

    تمامی برخورد هایی ک با ما میشه یا درآمدی ک داریم یا هر مسله ی دیگه ی زندگیمون فقطو فقط ب باور های خودمون و فرکانس های همون باور ها مربوط میشه

    دوستان تغییر باور کار سختی نیس والا راحته ولی خب زمان بر هست تمام!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    وحید پورتقویان گفته:
    مدت عضویت: 2142 روز

    وای که چه کتابیه این قرآن واقعا فوق العادس همه چیزه همه چیز من به اندازه ی دوسوره خوندم وقتی خوندم احساس فوق العاده ای داشتم و سعی میکنم قرآنو سیستمی بخونم خدایا شکرت خودت یاریمان کن که این کتاب عظیم رو این کتاب گران بها و جواهر رو درک کنیم و بهش عمل کنیم آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    یگانه ثروت گفته:
    مدت عضویت: 2090 روز

    سلام به استاد عباس‌منش بی‌نظیرم و مریم جان شایسته و دوستان خوب سایت.

    برگ ۴۳ از سفرنامه من.

    خداوند سیستمه. و همه‌چیز سیستمی عمل می‌کنه.

    یعتی هر فرکانسی که داشته باشم نتیجه متناسب با همون فرکانس رو می‌بینم.

    ما با هر گناهی فقط به خودمون ستم می‌کنیم نه به دیگران. فقط به خودمون ضرر می‌زنیم.

    ما اگه به مبدأ وصل باشیم، در مدار درستی باشیم، تسلیم باشیم، اگه با افرادی که در مدار نیستند بحث نکنیم، آرامش داشته باشیم، هیچ ضرری متوجه ما نمی‌شه.

    اگه ما به منبع لایزال الهی، به نیروی خداوند وصل باشیم، کسی نمی‌تونه راه رو بر ما ببنده و آسیبی به ما بزنه.

    باور ماست که برای ما کار انجام می‌ده.

    من نباید با افرادی که خارج از مدارم هستند بحث کنم. چون همون طور که خداوند می‌گه بین ما حائل هست و ما حرف همدیگه رو نمی‌فهمیم و با بحث کردن با اونها آرامش خودمون رو به هم می‌زنیم و به قول استاد باورهای خودمون ضعیف می‌شه.

    حق‌الناس به این معنا که ما سرنوشت کسی رو عوض کنیم وجود نداره. ما با ظلم به دیگران به خودمون ظلم می‌کنیم. ما توانایی عوض کردن سرنوشت کسی رو نداریم.

    وقتی کسی در مدار درست باشه و وصل باشه و ظلم ما رو باور و قبول نکنه هیچ بلایی سرش نمی‌آد.

    اگه من باور داشته باشم که تنها فرمانروای جهان خداونده دیگه کسی نمی‌تونه به من ظلم کنه.

    اینکه ما می‌تونیم کسی رو بدبخت کنیم و حقش رو بگیریم درست نیست. خودمون با باورهامون، با ترس و نگرانی و افسردگی بلا سر خودمون می‌آریم. چون که رفتیم به این مدار‌. باید مدار خودمون رو عوض کنیم. اینطوری در ایندمدار از نعمت دور شدیم.

    یادم باشه که ما فقط می‌تونیم خودمون رو بدبخت یا خوشبخت کنیم.

    نباید اجازه بدی کسی توی سرت بزنه و حقت رو بگیره. مگه پروردگار من خدا نیست؟ پس نباید از کسی بترسم و اجازه بدم کسی بر من فرمانروایی کنه.

    شیطان می‌گه من که بر شما تسلطی نداشتم. من دعوتتون کردم فقط.

    ما خودمون می‌ریم توی مدار بدبختی. کسی مقصر نیست. ما با افکار و باورهامون وارد مدارهای مختلف می‌شیم.

    ما با کار اشتباه به خود ستم می‌کنیم. این خیلی مهمه و من باید این رو درک کنم.

    استاد بی‌نظیر و خوبم ازتون بارها سپاسگزارم و خداوند رو بی‌نهایت شاکرم که من رو به این مدار هدایت کرده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: