«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن - صفحه 39 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    472MB
    41 دقیقه
  • فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    38MB
    41 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهری مردمی گفته:
    مدت عضویت: 2379 روز

    سلام به استادخوب ونازنیم وخانم شایسته ی سرشارازآرامش که بانوشتن مقاله هایی که نشان ازاین است حسابی درس استادرودرک کردندوبه کاربرده اندودارندحاصل تجربه ی خودشون روبه زبان ساده برای مابه رشته ی تحریردرمیارن واقعاسپاسگزارم

    احساس گناه روازبچگی به ذهن ماخوراندن

    هرقدم وهرکاری روخواستیم انجام بدیم گفتن خداوپیغمبروائمه ناراضی هستن،واحساس مارومثل یک آدم گناهکارکه اصلاهم خودش رودوست نداره وباخودش درصلح نیست ،باعزت نفس زیرصفرساختند

    ازوقتی بااستادآشناشدم وخدای مهربان روبهترشناختم متوجه شدم خداجلادنیست ودائم اونجامثل ناظم مدرسه باخط کش روی سرِ ماناایستاده که فقط پات روکج بزاری بزنه توسرت

    خداغفورورحیم وبخشنده س بنده هاش رودوست داره ودستگیرشون هست

    اینا خدارویه جوردیگه به مانشون دادن وحالافهمیدم اشتباه هست بایدخودم برم دنبالش وقول بدم قرآن روفقط به قصدفهمیدن نه فقط خوندن عربی که بگم چندباردوره کردم اونم به نیت فلان اموات

    وازیکجایی دیگه جلوی این احساس گناه روبگیرم وحرکت کنم وخداهم هواموداره

    توحیدترفکرکنم وعمل کنم ان شاالله

    دوستدارشما

    مهری

    1402/02/07

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سپیده آزادفکر گفته:
    مدت عضویت: 735 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خدایی که همواره و در همه جا در قلب ماست

    خدایی که باعث به خود اومدنم شد

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته عزیزدلم

    نمی‌دونم از کجا و چه جوری شروع کنم

    انقدر حرف برای گفتن دارم که وقتی بهش فکر میکنم اشک بیداری از چشم های این دخترک بیدار شده،جاری میشه…

    سکوت میکنم

    آرام

    آرام تر

    شاید یک روزی کتابی نوشتم که بماند به یادگار نسل خودم…

    استاد عزیز از شما سپاسگزارم که انقدر زیبا ادا میکنید کلمات و جملات رو ، انقدر آیه های کتاب زیبای خودشناسی خدای رحمان رو زیبا ادا میکنید که من گاهی فقط میشنوم…

    به فکر فرو میرم…

    اشک میریزم…

    گاهی بغض بیداری درونم میشکنه…

    داستان آشنایی من با شما از طریق،عزیزدلم همسر جانم بود…

    سپاسگزارم برای وجود و حضور همسرم در زندگیم…

    به قول همسرم ما باید استاد و خانم شایسته رو الگو قرار بدیم، چون انسان های صادق،موحد،دوست داشتنی، لایق و قوانین جهان هستی رو درک کردن و زندگی میکنن…

    استاد این فایل،فایل خدا بود،خدا داشت صحبت می‌کرد با این دخترک تازه به دنیای زیستن وارد شده…

    میتونم بگم الان 2 ماه هر روز، دارم گوش میدم

    کتاب زیبای خدارو یک بار به فارسی و الان به تازگی به عربی میخونم و حس و حال قشنگی داشتم و آروم بودم،چون یگانه هستی جهان رو حس میکردم از درونم از قلبم از نفس هام…

    با من حرف میزد…معجزه هاشو کوچیک و بزرگ نشونم میداد…تائیدشون میکردم…چند روز پشت سر هم صبح زود بیدارم کرد(فکر کنم میخواست بگه بیدار شو و بیا با من گپ بزن)…همه ی نشونه هاشو تائید کردم، ولی تشنه ی این بودم که هر ثانیه بهم بیشتر از ثانیه قبل نزدیک بشه…

    ترس ها نگرانی ها دلهره ها هم اومدن( چون دیدن من پامو که هیچی قلبمو توی این مسیر گذاشتم)… گاهی کسل…گاهی بغض…گاهی تموم شدن جسم رو حس میکردم…

    اما پروردگار من صداش زیباتر بود…

    امروز روز دوم از روز شمار تحول زندگی من رو گوش دادم…

    و دقیقا ثانیه های آخرش منقلب شدم…

    به فکر فرو رفتم…

    دست و‌پام سست شد…

    از خود بیخود شدم…

    همه چی رو یک جور دیگه میدیدم…

    اصلا فکری نیومد تو ذهنم…

    ذهنم سکوت کرد…

    سکوت…

    و برای ثانیه ای اشک ازین چشمان همیشه گریان جاری شد، اما این بار برای یک حس ( الله یکتا)…

    به خودم اومدم و یک لحظه گفتم شیطان هم خدارو میپرسته و بهش ایمان داره قلبا،تو کی هستی که گاهی وقت ها میلرزی و سست میشی؟!

    از خدایی که همیشه نشونه هاشو بهت نشون داده و توی زندگیت آورده ؟!

    از الله یکتایی که تک و یگانه س؟!

    از خدای وهابی که هر وقت صداش زدی باهات صحبت کرد و آرومت کرد؟!

    به چی شک داری؟!

    من فهمیدم که دیگه چیزی جز الله یکتا وجود نداشته و درون منه و از زاویه دید من داره زندگی میکنه، پس چرا من نشم اونی که خودم میخوام؟!

    استاد عزیز و خانم شایسته عزیزدلم،من و همسرم 2 تا الگوی مناسب رو داریم که ایمان دارم روزی که خیلی نزدیک و آفتاب دقیقا از همون جا که ما میخوایم طلوع میکنه،شما عزیزان رو از نزدیک دیدار می‌کنیم…

    خدا دوستم داره که همسرم رو سر راه من قرار داد چون پر از دعای به دامان خدا افتادن بودم و خودمو سپردم بهش و شد اون چیزی که باید اتفاق میوفتاد…

    سپاسگزارم از خدای قلبم که عزیزانشو سر راه من قرار داد و من رو به روشنایی زیستن در این جهان هستی و ساختن دنیای دیگر دعوت کرد…

    الهی زندگیتون شاد و پر از برکت الهی باشه استاد عزیز و خانم شایسته عزیزدلم …🫶

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سهیلا راد گفته:
    مدت عضویت: 958 روز

    به نام خدای عزیزم

    درود به استاد گلم و همه دوستای هم فرکانسم

    روز دوم سفرنامه

    اولین چیزی که به ذهنم میرسه که میتونم بگم

    اینه که خیلی آروم ترم

    آرامشم بیشتر شده و ازین بابت خیلی سپاسگذارم چون میدونم قراره ارامش بیشتری دریافت کنم

    چقدر زندگیم تو این تایم شلوغه

    چقد همه چی بدو بدو داره

    کارگرا تو خونم دارن کار میکنن

    جهیزیه ام داره تند تند اماده میشه

    وسایلمو دارم جمع میکنم

    وسط این همه شلوغی اما من اروم شدم

    انگار چشمامو بستم و دارم به همه اینا گوش میدم

    به صداها

    به جنبو جوش ها

    به ذوق های مادرم

    به سلامتی که داره خودشو نشون میده

    به خواب آروم تری که شب ها دارم

    به رابطه م با همسرم که چقدر بهتر شده

    هیچ عجله ای وجود نداره

    میخوام فقط لذت ببرم از کوچیک ترین کارایی که پیش میبرم

    از هر خریدی که انجام میدم

    دوس دارم فقط به خواسته ها توجه کنم

    آزاد بشم از بند این همه ناخواسته که خودم خلق کردم

    شکر گذار وسایلی باشم که خریدم دست از فکر کردن به اونایی که نخریدم بردارم

    شکرگذار پولایی که دارم باشم نه اینکه به پولایی که ندارم فکر کنم و حسرت بخورم

    شکر گذار این لحظه های قشنگ زندگیم باشم چون ارزوی خیلی از دختراست تجربه ی این لحظه ها با عشقشون

    همون عشقی که چند سال منتظر وصالش بودی

    چشمامو میبندم و حس میکنم

    چقدر قشنگه همه چی

    خدایا شکرت که اینقد عادلی

    اینقدر همه چی قانون منده

    من باید لذت ببرم ازین همه نظم

    این همه نظم باید به من آرامش‌بده

    فرض کن بری تو یه اتاقی که به هم ریختس و شلوغه حس اضطراب و نگرانی ناخوداگاه بهمون دست میده

    اما تو یه اتاق تمیز و منظم ارامش‌میگیریم

    پس حالا که میدونیم جهان انقدر منظمه فقط باید لذت ببریم و اروم باشیم و از فرمولش استفاده کنیم

    خدایا میخوام که شکرگذار ترین بنده ی درگاهت باشم

    بهم کمک کن

    9 دی ماه 1403

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      پریشاد گفته:
      مدت عضویت: 2217 روز

      عروس خانوم مبارک باشه، خوشبخت بشی.

      از الان تا همیشه اگه خودمون رو با دیگران مقایسه نکنیم، اگه تمرکزمون روی نکات مثبت و داشته های خودمون باشه، اگه اعراض کنیم از ناخواسته ها و فقط یادمون باشه که قراره لذت ببریم و لذت ببریم آرامش ابدی خواهد بود.

      روزگارت سرشار از این آگاهی ها و آرامش های ناب

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    بهاره پارچه باف گفته:
    مدت عضویت: 2241 روز

    دومین روز سفرنامه

    سلاااام خدمت تمام عزیزان🙋‍♀️

    ظلم ب خود

    من دیروز گفتم ی کیسه زباله برداشتم و هرچی احساس گناه نسبت ب خودم و دیگران را داشتمو ریختم دور

    ولی این فایل چقد ب موقع بود،چقد قشنگ تمام مسائل رو با آیه ها ی قرآن باز کرده بود

    من در دنیایی زندگی میکنم ک همه چی درست و دقیق سرجای خودشه

    من ب غیر از خودم ب هییییچکس نمیتونم ظلم کنم(از این دقیق ترم مگه داریم)

    و هیچ چیزم دردناکتر از این نیس ک خودم ب خودم ظلم کنم

    با این فایل داشتم فک میکردم ک استاد عباسمنش چقد آدم شریف و بزرگیه

    ک این فایل ها ک هررررکدومش قفل ی صندوقچه بزرگ گنج هست رو رایگان در اختیار ما میزاره

    من اگه در مدارش باشم درک میکنم ک این این آگاهی هایی ک هر روز بدست میارم چقد با ارزشن و با عملی کردن در زندگیم،میتونه زندگیم از این رو ب اون رو بشه

    واقعا استاد عزیزم همینجا ازتون تشکر میکنم

    و امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشین و سایتون مثه ی پدر دلسوز رو سر تمام بچه های سایت باشه

    روزی هزاران هزار بار خداروسپاسگزارم ک منو ب این مسیر هدایت کرد

    خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    یاسر آزادی خواه سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 3129 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به همه دوستان و سلام به استاده عزیزو خانومه شایسته

    بعداز دیدن این فایل و خوندن کامنت های بی نظیر دوستان تصمیم گرفتم خودم یه قصه ای از خانوادم بگم چند تا از قوانین جهان رو به وضوح میشه توش دید

    چندسال پیشه حدودا ۱۵ساله پیش پدرم بازنشسته شد

    و بعدش تصمیم گرفت بعداز باز نشستگی دست به یه کاری بزنه

    هرروز به ما میگفت من باید کاری کنم نباید یه گوشه بشینم و باید حتما دست بکار بشم انگار غیر مستقیم داشت به قانون عمل میکرد چون قانون جهان رو نمیدونست

    هرروز تمرکز میکرد تا کاری انجام بده تا یه کاری پیدا کنه، بعد بهش الهام شد که با پولی که از بازنشستگی بدست اورده مغازه بزنه

    خیلی جاها بهش میگفتن با این پول نمیشه باید تو این کشور بیشتر پول بیاریو فلان

    اما پدرم تسلیم نشد تا اینکه دستانی از خداوند به کمکش اومد

    یه روز عمم که تو اراک زندگی میکنن و تو یه پاساژ مغازه دارن اومد و به پدرم گفت توام بیا اراک من اینجا مغازه خالی پیدا کردم و مناسب

    پدرم بدونه اینکه تردید کنه به الهاماتش گوش داد و تصمیم به مهاجرت از کرج به اراک رو گرفت

    برادرم کرج دانشجو بود و تو اون سن راحت بدونه اینکه بترسه از چیزی برادرمو اینجا گذاشت و منو مادرم رو برد اراک برای زندگی

    چه قدر قشنگ به الهاماتش گوش میداد نه میترسید از این که برادرم چیزیش بشه یا غذاشو چیکار کنه و نه ناراحت بود و نه ترسی از اراک رفتن داشت

    انگار بدونه اینکه قوانین رو بدونه تسلیم خدا شده بود وهرکاری خدا میگفت انجام میداد

    تا اینکه رفتیم اراک، بلافاصله بعداز رفتنه ما به اراک داییم که تو تهران بانک قبول شده بود دنباله خونه میگشت برای زندگی و بعد دید که ما رفتیم اراک به خانوادم هماهنگ کرد و اومد پیشه برادرم زندگی کنه

    چقدر قشنگ خدا چید، دیگه برادرم تنها نبود، کلی از بانک فیشه غذا میاورد و بهترین غذاهارو باهم میخوردن کلی جاهای خوب باهم میرفتن و خلاصه خداوند کاری کرد که هرموقع کوچک ترین فکری راجع تنهایی برادرم میکردیم یادمون میومد که اون اونجا راحته و داییمم هستو مشکلی هم نداره

    ما هم تواراک یه مغازه خوشگل کیفو کفش زدیم

    دقیقا اون پاساژی که ما توش مغازه زدیم فقط یه کیفوکفش داشت اونم ما بودیم

    درآمد روز به روز بیشتر میشد مشتری ها روز به روز بیشتر

    به قدری که پدرم هر ۱۰ روز میرفت جنس میاورد و کله مغازرو دوباره شارژ میکرد جنسا زود فروش میرفتن

    بدونه اینکه قوانین رو بدونن تو بحث فروش بیزنس همه چیو به خدا سپرده بودن و نعمت هرروز زیادو زیادتر میشد

    همه چی عالی بود، عممینا دیدن که مغازه کیفو کفش خیلی سود داره اومدن و عینه مغازه مارو تو همون پاساژ زدن

    و اینجا بود که پدرم چون قوانین رو نمیدونست دیدش عوض شد وفکر میکرد عامله بیرونی تو فروشه ما نقش داره و عمم رو مقصر کم شدنه مشتریای ما میدونست(شرک)

    که اگه با ایمان مثله قبل عمل میکرد صددرصد تو فروشه ما مشکلی پیش نمیومد

    انقدر به این شرک ادامه داد تا اینکه مشتریای ما انقدر کم شد که مجبور شدیم نسیه ام بفروشیم و بعد اونایی که نسیه گرفته بودن پول نمیدادن و همین طور باورهای پدرم ضعیفو ضعیف تر شد

    تا جایی کامل پذیرفت هیچ نقشی تو دریافت مشتری و وجوده نعمت نداره و تصمیم به برگشتن به کرج گرفت

    دقیقا از جایی که دیگه به الهاماتش گوش نداد همه چی به روزه اول برگشت

    اومدیم کرج و پدرم با اون همه احساس خوبو مثبتو با انرژی تبدیل به یه ادمی شد که کلا همه ی عوامل بیرونی رو مقصر میدونست

    تا اینکه رفت و راننده تاکسی شد، تویه تاکسی انقدر ادمهای عجیبو غریب که هم فکرکانس خودش بودن رو سوار کرد و هم صحبت شد که کلا یه ادمه دیگه شد انقدر از بیکاری به اخبارو رسانه گوش داد تا ۱۵سااال راننده تاکسی موند

    البته با همون تاکسیه خیلی جاها ناخوداگاه به قانون عمل کرد، خونرو بزرگتر کرد ماشین خرید… ولی باز اون ادمه با ایمان قبلی نشد

    الان که قانون رو میدونم دقیقا متوجه ام که پدرم چه جاهایی به قانون عمل کرد چه جاهایی قدرت رو به خدا سپرد و از چه جاهایی پسرفت شروع شد

    این قانون کاملا درسته که ما یا میریم بالا یا میایم پایین و هیچ نقطه تعادلی در جهان وجود نداره

    یا پیشرفت میکنی یا زیره چرخ های جهان له میشی

    خداروشکر الان که قانون رو میدونم و بهش عمل میکنم همه چی عالی تر شده واقعا همه چی..

    خواستم این داستانه واقعی از زندگیه خودمونو تعریف کنم تا دوستان هم اگاه باشن که کار کردن رو قوانین شکرگذار بودن و گوش کردن به الهامات همیشگیه و موقت نیست

    خداروشکر بابت این آگاهی

    به خدای بزرگ میسپارمتون🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      آکو مولایی گفته:
      مدت عضویت: 1808 روز

      سلام یاسرخان عزیز⁦❤️⁩

      عالی نوشتید

      من کیف کردم وتصورکردم شرایط واوضاع رو

      دقیقا همینطورع که شما فرمودید

      وقانون درست عمل میکنه بدونه یه ذره ایراد واشکال

      قانون از روز ازل بوده وتا ابد هم همینطوره

      وهرگز درسنت الهی تغییری نخواهی یافت

      سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        یاسر آزادی خواه سلیمی گفته:
        مدت عضویت: 3129 روز

        سلام به دوست هم فرکانسی عزیز🌹

        ممنون که وقت گذاشتید و کامنتمو خوندید

        این دنیا سرشار از زیبایی هاست و ما و بچه های سایت که تو یک فرکانس هستیم زیبایی هارو باهم میبینیم

        زیباترین هارو براتون ارزومندم

        از خدا میخوام که در پناهش به خواسته هاتون برسید و لذت ببرید

        انشالله هرجا هستید سالمو ثروتمند و عالی باشید و هرروز اتفاقات عالیو تجربه کنید

        🌹🌹

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    فخرالسادات حسنی عطار گفته:
    مدت عضویت: 1436 روز

    سلام جهان مانند ایینه عمل میکنه من خودم به شخصه درباره هرکی حرف زدم وقضاوتش کردم مثل همون اتفاق توی زندگی خودم افتاد حالا بعضیاش زودتر بعضیاش یه کم دیرتر والان سعی میکنم هرحرفی رو نزدم قضاوت نکنم غیبت نکنم نمیگم صددرصد موفق بودم ولی به مراتب از قبل بهترم الان اگه جایی حرفهایی زده بشه که فرکانسش منفیه حالم بد میشه وآلارم زده میشه که یا بحث رو عوض کن یا محیط رو ترک کن من هرروز میرم خونه مادرم چون تنهاست مادرم علاقه زیادی به اخبار داره ودرحال حاضرهم که مدام وضعیت جامعه رو دنبال میکنه هرموقعم میگم اینا فایده نداره بهم میگه ادم باید بدونه توی کشورش چه خبره بخاطرهمینم بیشتر وقتا اونجا هندزفری توی گوشمه ودارم فایل گوش میکنم تاجایی که مادرم میگه حرفای استادت تمومی نداره😊خیلی میخوام متعهدانه باورامو عوض کنم واین به قول استاد نیاز به جهادی اکبرداره وتکامل لازمه که باورام تغییرکنه از خدامیخوام کمکم کنه همیشه توی این مسیر زیبا وعالی باقی بمونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    علیرضا امیری گفته:
    مدت عضویت: 1912 روز

    روز دوم

    بنام خداوند بخشنده و مهربان.

    چند روزیه که صبح ها ساعت 5 بیدار میشم قبلاً این کار رو میکردم ولی یه مدت طولانی دیگه صبح زود از خواب بیدار نمی‌شدم و در واقع این عادت خوب رو جایگزین عادت بد دیر بیدار شدن کردم!

    اما چند روزیه که دوباره این عادت خوب رو به روتین زندگیم اضافه کردم و خیلی خوشحالم که من همیشه بدنبال عادت های خوب بودم و هستم.

    هر روز صبح به تماشای طلوع خورشید می‌شینم با خداوند راز و نیاز میکنم شکر گزاری می‌نویسم ستاره قطبی انجام میدم و فایل های استاد عباسمنش رو گوش میکنم و لذت میبرم. تموم این کارها رو انجام میدم و با احساس خرسندی و رضایت از خودم میرم سرکارم.

    وقتی این آیه رو که هنگام قبض روح آنهایی که به خودشون ستم کردن می‌پرسند در زمین چگونه بودید؟ و اونها در جواب میگن ما مستضعف بودیم و مورد ستم و ظلم قرار می‌گرفتیم فرشته ها پاسخ قشنگی رو میدن:

    مگر زمین خدا پهناور نبود چرا هجرت نکردید؟! بشارت باد بر شما دوزخ!

    همین یک آیه رو اگر با تمام وجودت درک کنی دیگه هیچوقت احساس نخواهی کرد که مورد ظلم قرار گرفتی و چه بسا با هجرت کردن درهای نعمت و ثروت رو به روی خودت باز می‌کنی.

    انسان ها یاد گرفتن هنگام درخواست از کسی خودشون رو مظلوم جلوه بدن سرشونو کج کنن و با عجز و ناتوانی بگن این کار رو برام انجام بده یا این کار رو باهام نکن. موقع نوشتن جریمه رانندگی، موقعی که می‌خوان از کسی پول قرض بگیرن، موقعی که میرن بانک و….

    حالا خیلی جالبه که وقتی فرشته ها میپرسند در زمین چگونه بودید؟ برای اینکه به خیال خودشون دل خدارو به رحم بیارن و با این باور که در زمین هرچقدر مستضعف و فقیر تر باشی در دنیای پس از مرگ وارد بهشت میشوی،

    میگن ما مظلوم بودیم، ضعیف بودیم و مورد ستم واقع می‌شدیم!

    و وقتی پاسخ فرشته ها رو می‌شنون با تمام وجودشون افسوس میخورن و میگن ای وای عجب کلاهی سرمون رفت!!

    بله خداوند قوانینی وضع کرده که این قوانین کارشون رو به درستی انجام میدن قانون خداوند قانون آدم ها نیست که یه جاهایی بشه دورش زد همه چی طبق قانون و سیستم پیش میره حالا تو میخوای مستضعف باش میخوای غنی و پرقدرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    ابولفضل فنائ گفته:
    مدت عضویت: 1237 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام خدمت استاد جان

    و خانم شایسته عزیز

    آقا هرچی از گذشته خودم بگم کم گفتم قرآن را

    میخوندم به خاطر ثوابش میخوندم که قرآن فقط کتاب خداست اگر تو خونه باشه ونخونی هزار گناه برات

    نوشته میشه

    میرفتم قرآن به سر چون در اون شب گفتن کناهت

    بخشیده میشه

    کسی نبود به ما بگه بنده خدا تو اصلا از قرآن چی میفهمی یک کتاب عربی رو میخونی ومعنی اون رو نمیفهمی

    به خدا که اگر وارد فهم معنی ومفاهیم قرآن بریم

    در همون سوره اول نه آیه اول سوره حمد قفل میشم

    وتا ابد همون جا میمونیم

    خدایا لیاقت درک قرآن رو به من عنایت کن چه بسا که قسمت‌های از سوره های قرآن رو میخوندم

    به خدا ساعتها فقط اشک می‌ریختم

    واز ترس اینکه بچه هام از خواب نپرند ونترسند ارام ارام گریه میکردم بغضی گلویم را فشار میداد که احساس خفگی می‌کردم

    از اینکه چرا چرا این همه دیر فهمیدم که خدا مهربان تر از مادر وپدرم بوده وهست

    همه جا سخن از بخشیدن ونعمت دادن بی اندازه است

    فقط چیزهای که به ما گفتن وما از روی عادت وتنبلی

    که نرفتیم دنبال تحقیق وفهمیدن باور کردیم همان اراجیف ودروغ ها را

    که گفتن اگر این کارو کردی این اشتباه رو کردی دیگه

    کارت تمام است وخدا تو رو به جهنم خواهد برد

    خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه کسانیکه به آنها نعمت دادی ونه گمراهان

    به قول استاد عزیزم هروقت توبه کنی خداوند را توبه

    پذیر مهربان خواهی یافت

    من که توبه پذیر مهربان دیدم

    خدایا من را از شاکرین در گاهت قرار بده انشالله

    به امید توفیق روز افزون وثروت وسلامتی وآرامش

    در پناه خدای مهربان

    خدارو شکر بابت چنین استاد بی ریا وعالی که خدا سر راهم قرار داد تا بهتر بفهمم وبهتر عمل کنم تا بهتر نتیجه بگیرم همین طور که دارم نتیجه های عالی میگیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2181 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که جهان را با قوانین ثابتش آفرید تا من با درک این قوانین خالق عامدانه ی تمااااام خواسته هام باشم

    _هرفرکانسی که ارسال میکنم تجربه هایی از جنس همون فرکانس ،وارد زندگیم میشه ، یادم باشه که سیستم داره اینکارو انجام میده

    هرکسی نتیجه اعمال خودشو میگیره ،به همین دلیل کسی نمیتونه برای ما طلب بخشش کنه، چون سیستم یک ورودی داره که احساس ماست و یک خروجی داره که نتیجه ی احساسمون رو به شکل اتفاق ،ایده ، مشتری ،رابطه و …. وارد زندگیمون می‌کنه

    درست مثل یک کارخونه، نمی‌تونیم بهش ورودی فلز بدیم اما دنبال نتیجه ای بنام مواد غذایی داشته باشیم ،باید مواد اولیه ی اون کار خونه ،ماهی باشه تا محصول تولید شده ، تن ماهی باشه

    پس اگر منه نوعی فکر میکنم که دعای والدین یا استغفار پیامبرو هرچیز دیگری می‌تونه روی تجربیات زندگیم اثر مثبت بزاره ، سخت دراشتباهم ، اگر هم بر اساس این باور ، نتایجی از این دعا ها رو دیدم ، دلیلش نه این بوده که واقعا دعای خیر کسی تأثیر داشته نه.

    بلکه به این خاطر بوده که من احساس خوبی داشتم و احساس خوب من اون اتفاق خوب رو رقم زده واین من بودم که این قدرت رو بهشون دادم وگرنه هیچ کسی نه درجهت خیر و نه درجهت شر، در زندگی من تأثیر گذار نیست .

    _خدایا ازت درخواست میکنم که کمکم کنی تا در مسیر توحید و یکتا پرستی باقی بمونم تا هرروز بیشتر یاد بگیرم و درک کنم و عمل کنم که ،،، قدرت دادن به عوامل بیرونی یعنی شرک ، کمکم کن تا دراین مسیر ثابت قدم باشم مهربان پروردگارِ سخاوتمندم.

    _خدایا سپاسگزارم که از طریق استاد عباس منش عزیزم منو با فراوانی آشنا کردی ، سپاسگزارم که هدایتم کردی به سمت فراوانی به سمت این خزائن بی پایان موهبت و نعمت، این باور که خزائن آسمان و زمین در دستان پروردگارم هست باعث میشه تا با دل قرص وارد ترس هام شم و بخاطر کمبود و نداری و فقر، هرگز تن به هر ارتباطی ، به هرجا کار کردنی به ادامه دادن به هر ناخواسته ای و شرایط نادلخواهی ندم مشرک نباشم ،چون می‌دونم خزائن ،دست پروردگار سخاوتمندم هست و اونه که بمن روزی میده ،اونه که منو بی نیاز می‌کنه .

    _استاد عباس منش عزیزم تا قبل از آشنایی باشما من فکر میکردم واقعا قرآن قابل درک نیست و حتما فققققط باید دانا ترین دانایان بیاد و برامون تفسیر کنه

    و بعد از آشنایی با شما و با هدایت شدن به این مسیر. ، تونستم هربار درک بهتری از قرآن و قوانین جهان هستی ،پیدا کنم .

    _استاد جانم قبلا فکر میکردم حتما همه باید بامن هم عقیده باشن و چقدر جاهلانه انرژیمو برای توجیه کردن دیگران هدر میدادم و چقدر ازتون سپاسگزارم که خیلی زود یادم دادید که تمام تمرکزم فققققط به کار کردن روی خودم باشه و تنها تمرکزم روی بهبود دائمی خودم باشه و بس،سپاس ازشمابایت این آگاهی های توحیدی.

    _اگر میبینم کسی داره بهش ظلم میشه یعنی اون مظلوم هم خداوند رو باور نکرده اگر مهربان پروردگارِ قدرتمند رو باور میکرد دیگه مستضعف و مظلوم نبودکه متاسفانه پایانش برای اون دنیا هم ،نازیبایست….

    _کسی به ما ظلم نمیکنه ، این ماییم که با افکارمون احساس بدمون و… وارد مداری شدیم که ظلم هست ، بدبختی هست ،احساس گناه هست .

    خدایا سپاسگزارم که جهانی بر پایه ی مدار و فرکانس آفریدی تا با درک بهتر این قوانین هرروز بیشتر در آرامش باشم و توحیدی تر عمل کنم .

    دوستتون دارم وعششششششق برای خانواده ی بزرگم دراین سایت توحیدی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مسعود مقصودی گفته:
    مدت عضویت: 1804 روز

    روح پدرم شاد که میگفت به استاد

    فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ

    سلام و هزاران دروود بر استادان عشق آقای عباسمنش و بانو مریم شایسته ی عزیز که عشق رو یادمون دادی

    دوستان عزیز،نکاتی را که برداشت کردم میخوام با شما هم به اشتراک بزارم و ردپایی باشه برای خودم.

    سیستمی بودن خداوند با در نظر گرفتن اینکه یک نیروی توانمند و قدرت مطلق هست و مهربااان

    اولین چیزی که درک من رو بالاتر برد،اینکه درسته خداوند یک سیستم هست،ولی قرار نیست که با کوچکترین اشتباه و خطایی که از نادانی از ما سر میزنه،بیاد اتفاق های بد رو برای ما رقم بزنه.چون خداوند در تمام موارد گفته “بخشنده ی مهربان”

    فصلت آیه ی یک:این کتاب نازل شده از طرف بخشنده ی مهربان هست.

    میبینید خدا خودش رو چه جوری تعریف کرده؟؟ میتونست بگه که نازل شده از طرف من هست،ولی توی این آیه اومده گفته نازل شده از طرف بخشاینده ی مهربان.اینجا دیگه داره با زبون بی زبونی میگه که “منم خداوند شما که بخشاینده و مهربان هستم،هم میبخشمتون و هم مهربان هستم نسبت به شما”

    پس اگر به هر نحوی یک روز هم حالمون بد بود و از سر نادانی خطا کردیم،فکر نکنیم که قراره بلایی نازل بشه سرمون و هی دائم به خودمون احساس بد بدیم،پس حساس نشیم نسبت به حال بد یک روزمون و اینکه توی مسیر درست اگر از دستمون چیزی در رفت،توبه کنیم و به خودمون احساس بد ندیم و مسیر درست رو ادامه بدیم.

    توبه به نظر من یعنی اینکه سعی کنیم دفعه ی بعد بهتر عمل کنیم و از اشتباهمون درس بگیریم و بیشتر در مسیر درست حرکت کنیم.

    مورد بعدی اینکه زمانی میتونیم تاثیر گزار باشیم و فردی رو به مسیر درست بیاریم که خودمون مسیر درست رو بریم و نتیجه بگیریم و طرف مقابل نتیجه ی ما رو ببینه و مشتاقانه به سمت مسیر درست بیاد.در غیر این صورت هر چی هم که ما بخوایم دست کسی رو بگیریم و به مسیر درست بیاریمش،فقط داریم خودمون از مسیر درست دور میشیم،چون طبق قانون،اون فرد با ما هم فرکانس نیست و نه میشنوه،نه میفهمه،نه درک میکنه.

    مورد بعدی هیچ چیزی رو بدون تحقیق قبول نکنیم،حتی قرآن.چون زمانی که خودمون با تحقیق داخل قرآن یا اون موضوع خاص،به نتیجه برسیم،اون میشه ایمان به اون موضوع و اگر خودمون داخل قرآن تحقیق کنیم و با تحقیق به حقانیت قرآن ایمان بیاریم،اون وقت اون ایمان آوردن ارزش داره.

    ما با تهمت زدن به افراد،به هر نحوی،مثلا تهمت بزنیم بگیم از راه نادرست فلانی ثروتمند شده،در این حالت فقط داریم با دست خودمون ،خودمون رو از دریافت ثروت محروم میکنیم و هیچ بلایی سر فردی که بهش تهمت زدیم نمیاد و نعمت ها ازش گرفته نمیشه.

    مورد بعدی اینکه که خداوند در قرآن در مورد کافرین می فرماید”مهر بر دلهایشان زده شده” به نظر من یعنی اینکه وقتی کسی در مدار درست نباشه، درک نمیکنند که حقیقت چیه و فکر میکنند که گمراهی که داخلش هستند،خوده حقیقت هست!!! و اینجوری به حقیقت پی نمیبرند و در مدار گمراهی هستند و گمراهی بیشتری را جذب می کنند و این سیکل ادامه داره…یعنی فکر میکنند که مسیر غلطه ،همسیر درستیه.

    مورد بعدی اینکه خداوند به پیامبر می فرماید که از دشمن دوری کن،در واقع نمیگه برو جنگ کن،میگه دوری کن،چون اگر پیامبر جنگ کنه با دشمنان و دعوا کنه و بحث کنه،اون هم در مدار گمراهی قرار میگیره.پس یادمون باشه که اگر کسی دشمن ما هست،نیاز نیست باهاش بجنگیم،فقط ازش دوری کنیم و بی توجه باشیم نسبت بهش و هیچ آسیبی به ما نمیتونه برسونه.

    تمرین شخصی برای این قسمت:

    1.افراد را دعای خیر کنم

    2.از دشمنانم اعراض کنم و دوری کنم

    3.بیاد بیارم که خداوند بخشاینده ی مهربان هست و هر رفتار بدی که توی گذشته داشتم و هر اشتباهی که کردم،من رو بخشیده،از همین الان سعی کنم شروع کنم به بهبود شخصیتم و به گذشته فکر نکنم.

    خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات

    مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ

    “ملک الشعرای بهار”

    عاااشقتونمم استااااد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: