این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-23 05:42:152025-12-17 05:25:19«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
هزار بار و هزاران هزار بار از شما ممنونم که این نور و این اگاهی از شما به من تابید
وقتی که به شما دقت میکنم واقعا به این موضوع بهتر پی میبرم که در جهان هیچ چیز نیست جز خدا . من خدارو میبینم و خدارو شکر میکنم . استاد ازت ممنونم ،خدا ازت ممنونم ..
حرفهای شما من رو نجات میده .من رو هدایت میکنه
من یک ترسی رو همیشه داشتم و اون ناخوداگاه بود خیلی هم باش جنگیده بودم. اون ترس در مورد اسیب پذیر بودن من بود
بخاطر درگیری های ذهنی ای که داشتم و باور هایی که نمیتونستم ریشه اش رو پیدا کنم و از خودم دور کنم به الهام قلبم گوش کردم و شروع کردم به خوندن یک کتاب در مورد شفای کودک درون .
همون اولای اون کتاب بودم و داشتم از خودم میپرسیدم که چرا هر چی پیش میبرم یه جا خراب میشه یا دیگه درست نمیشه .و اینکه من چرا اینقدر زود دست میکشم از همه چیز .چرا من نمیتونم با قدرت پایبند بمونم با اینکه آگاهانه به این موضوع اصرار دارم .که یهو وقتی توی باشگاه ورزشی بودم یه خاطره از دوران سه سالگیم اومد جلوی چشمام و خوده کودکم اومد بهم گفت یادته یه ساز دهنی کوچولو داشتی ..؟
.یادته عصبانی شدی چون خواهرت ساز دهنی خوشگله رو برداشته بود و تو زدی با سنگ اینو خورد کردی؟ ،بعد گریه کردی که اینو نمیخای همون خوشگله رو میخای .. بعد بابا بهت گفت تو اینو شکوندی پس دیگه ساز دهنی نداری و اون مال تو نیست .بابا یه جور با من حرف زد و منو قانع کرد که با اینکه به شدت ناراحت بودم دیگه حرف ساز دهنی رو نزدم و به خودم قبولوندم که امکان نداره دیگه بتونم داشته باشمش و امکان نداره یکی دیگه داشته باشم و این در قلب من جا گرفت که من نمیتونم ساز دهنیمو از خواهرم پس بگیرم و اینم که شکوندم دیگه ندارم پس باید تسلیم بشم و ازش بگذرم
این الگو توی ذهن من همیشه به شکلای مختلف بود .من همیشه از خیلی چیزا میگذشتم. به خیال خودم فکر میکردم که من خیلی پخته و قوی هستم و بچه گانه برخورد نمیکنم و اصرار نمیکنم ،ولی در اصل یه باور که: دیگه وقتی خراب شد درست شدنی نیست.. و دیگه نیست که نیست!؛ توی جهانم داشت اینکارا رو میکرد.
انگار که همیشه این بود که ممکنه چیزی که میخای ازت بگیرن یا بره .اگر هم رفت دیگه اصلن بش فکرم نکن چون دیگه نیست ..هیچ جوره نیست
بخاطر همین من میگفتم .من فلان ادمو از دست دادم( من خراب کردم ) پس دیگه نیست .
من فلان چیزو میخام ولی خب دیگه نیست و خیلی خیلی زیاد این الگو تکرار میشد
تا اون موقع که توی باشگاه این یادم اومد
اومدم خونه و به خودم گفتم که میشه یدونه بهتر از اون داشت هیچی همون یکی و همون یه بار نبود
پس یه ساز دهنی دیگه میخرم .
فردای همون روز رفتم یه ساز دهنی خریدم یه ساز دهنی فلزی البته نه از اون اسباب بازیای بچگانه نبود به خودم گفتم .دوباره میشه داشت و میشه بهترشو داشت به خوم گفتم این همونه صداش بهتره این دیگه نمیشکنه. ماله خوده منه هیچ کس نمیتونه از من بگیردش هیچ کس نمیتونه از من بدزدتش .تازه میتونم این که هیچ بهتر از اینم داشته باشم
بعد اون خیلی چیزایی که نمیتونستم به همین راحتی بفهمم رو فهمیدم .یاده این افتادم که بابام وقتی میخاست منو بخاطره چیزای کوچیک به خیال خودش ادب کنه کتکم میزد خیلی بد کتکم میزد و یا با چاقو تحدیدم میکرد .یه بار تو همون بچگی تو همون سه سالگی چاقو رو گذاشت گردنم و گفت اگر دیگه اون کار کردی سرتو میبردم . من هنوزم یه ادمه گنده رو میدیدم که به من تسلط داره و من برای زنده موندن برای داشتن غذا برای داشتن ارامش به رضایتش احتیاج دارم .و به خودم گفتم من الان بزرگ شدم الان اونا کوچیک شدن .اون نمیتونه کاری کنه من به اونا و رضایت اونا احتیاج ندارم . و الان بعد از دیدن این فایل این موضوع باز یادم اومد و گفتم من ایمان دارم من قدرت دارم .هیچ وقت هیچ ضرر و اسیبی به من نمیرسه .هیچ کس از من قوی تر نیست هیچ کس از خدا قوی تر نیست
کودک درون من بود که اون ترس ها و ضعیف بودن رو باور داشت . اما الان من میدونم من از خدا هستم من از خدا جدا نیستم من قدرتمندم .به به کودک اسیب پذیر گذشته ام اینو گفتم که اونا هیییچی نیستن ما از همه دنیا بزرگتر و قوی تریم .همه چیز مال خودمونه .هر چی دلمون بخاد میتونیم داشته باشیم .کارایی که دوست داریم میتونیم انجام بدیم ،به اجازه هیچ کس هم احتیاجی نیست .من اون دختر کوچولوی ضعیف نیستم من یه انسان بزرگم که که به اندازه ی خوده خداست خودم اجازه دارم و
من اختیار دارم مورد احترام و امنیته کامل هستم
اونا هیچ قدرتی ندارن .هیچ کس هیچ قدرتی نداره
و قصه کوتاه کنم الان بعد از دیدن بار چندم این ویدیو توی این چهار سال که با شما هستم الان بهتر تونستم به خودم بگم هیچ وقت هیچ ضرر و اسیبی به من نمیرسه
من مستقل هستم من خدارو دارم .من هر چی بخام رو دارم و من در امنیت و احترام بینهایت هستم
و اینکه کسی نمیتونه به من بگه چه چیزی رو نمیتونم داشته باشم و چه کاری رو نمیتونم انجام بدم ..
ممنونم بابت این فایل فوقالعاده، من همیشه در درونم رابطه خوبی با قرآن نداشتم و همش در ظاهر احترام میزاشتم اما در درون فکر میکردم که قرآن فقط مال آدم های مذهبی هست و یه چیزی هست که دیکته شده که اگر میخوای آدم خوبی باشی باید قرآن بخونی نماز بخونی …. و همه اینها بخاطر باور های نادرست من نسبت به قرآن و تاثیر اطرافیان و جامعه بوده و حالا دارم پی میبرم که قرآن اون چیزی نیست که مردم جامعه میگن ،خدا و قرآن یه چیز ترسناک نیستن و خدای عزیزم در قرآن به صورت واضح و شفاف تمام قوانینش گفته و خدا خیلی خیلی مهربونه و راحت از گناهانمون میگزره چون خیلی مهربونه ، استاد حالا که تصویر خدا و قرآن توی ذهنم عوض شده خیلی حالم بهتره و ارتباطم با خدا خیلی خوبه همیشه حضورش کنارم حس میکنم و خیالم راحته 😍❤
استاد راجع به ظلم به خود و حق الناس چقدر شفاف و واضح حرف زدین ، من تازه فهمیدم که حق الناس اصلا وجود نداره و کسی که فکر میکنه به دیگران ظلم میکنه به خودش ظلم کرده…..استاد نمدونید با دیدن این فایلتون چقدر احساس آرامش و آگاهی به من دادین الان دیگه خیالم راحت تره نسبت به قبل و هر چقدر بیشتر فایل هاتون میبینم آرامش بیشتری میگیرم .
استاد جانم عاشقتونم ممنون بابت آگاهی های فوق العاده که بهم میدین ، در پناه خداوند شادو پیروز باشید❤💚⚘🙏
چقدر زیبا و قشنگ استاد توضیح دادن. نمیدونم باید چجوری استادم را تحسین کنم . بهترین عبارت اینه که بگم
تو بی نظیری.
واقعا در نوع قدرت کلام و نوع ارتباط و بیان مسله که چجور به مخاطب انتقال بدهید .شما بی نظیری.
و این جای تشکر و سپاسگزاری از خداوند را دارد که در مدار شما قرار گرفتم تا با دانش و مفاهیم قانون آفرینش که شما به نحو احسن آموزش میدید بتوانم در مسیر رشد و به سمت خواسته هایم حرکت کنم.
استاد عزیزم واقعا چنین است که می فرمائید من با احساس گناه و عذاب وجدان و احساس ظلم به خودم زندگیم را ازدست داده بودم .
من فقط زندگی میکردم که زنده باشم .
و هیچ احساسی نداشتم. بهتر بگم احساس پوچی و بیهودگی داشتم . احساس بدبختی و بیچارگی. همیشه کار میکردم اما همیشه بی پول بودم. و این باعث سر آفکندگی من شده بود.از زندگیم هیچ لذتی نمیبردم چون همیشه فکر میکردم که من لایق دوست داشتن لایق احترام لایق ثروت لایق عشق و….. نیستم.
این فایل استاد منو از درون دگرگون کرد.
اینکه علی تو لایق بهترین ها هستی.
گذشته ات را رها کن .
تو نمی توانی زندگی دیگران را تعقیربدهی.
بچسب به خودت و تعقیر خودت
فرکانس های مثبت ارسال کن چون جهان مانند دستگاه مبدلی عمل خواهد کرد. که هر آنچه ارسال کنی به تو باز خواهد گشت .
من خودم را بخشیدم و شروع به تعقیرکردم.
من در مدار درست قرار گرفتم و امروز موفق شدم با خودم به صلح برسم و خودم را ببخشم.
استاد عزیز بی نهایت ازت ممنونم.
روزی که با تو آشنا شدم فکر نمی کردم روزی برسد که آرامش در خودم و زندگیم را ببینم.
اما به خودم گفتم اگر ایشون تونسته منم میتونم و تمام سعی و تلاشم اینه که تمام قوانین رو در زندگیم به اجرا در بیارم .
محصولات رو خریداری کنم .
تکامل را طی کنم
وله اهدافم برسم .
من میتوانم .من انسانی قدرتمندهستم. من میتوانم زندگیم را آنطور که دوست دارم خلق کنم .
سلام .شاید اگه بخوام به این توجه کنم که تغیرات از کجا و چه جور حاصل میشن به این نقطه میرسم که همه کارها از نوع تفکر و حاصل جمع ..توجه ..تضاد ها .پارادوکسها .تمایلات .ترسها و عشق به نتیجه بوجود میاد .تمامی اتفاقات زندگی من .از یه جایی بر اساس این آیتم ها بوده یعنی تمامی دارایی من و حتی مسیری که الان با شما درش هستم رو حاصل پیگیری ها و آزمون خطاهایی میدونم که قبلاً داشتم .مثال برای تغییر زندگی ..کتاب خواندن .رفتن پیش دعا نویس. از این شهر به اون شهر برای دعای بهتر و طلسم قوی تر .خرید و نگهداری سنگهای که کمک به ثروتمند شدن میکنه و تمامی مطالب که نقطه اشتراک ماست و دقیقا همیشه قسمتی از زندگی من مبهم بود و نمیدونیم دقیقا در کجای زندگیم قرار دارم ولی از زمانی که با آموزه های استاد و خانم شایسته آشنا شدم و متوجه این شدم که خودم و خدا باید تا آخر با هم در کنار هم باشیم و این تنها راه موفق شدنه و فقط من میتونم به خودم کمک کنم و خداوند همه جوره مثل یک پدر از من حمایت میکنه و تمامی آدمها .مسیرها .اتفاقات ..و جهان رو برای ثروتمند شدن و موفق شدن من هماهنگ میکنه .متوجه شدم به راحتی میتونم هر روز زندگی بهتر پر از ثروت سلامت تر و با آرامش تری در کنار خوانوده داشته باشم و سعی کنم دست از نصیحت و تغییر و دخالت بر زندگی دیگران بردارم .الهی شکرت
سلام به استاد و خانواده گرامیشان. واقعا خدارو شکر میکنم که با استاد آشنا شدم البته چندین سال هست که تو این حوزه دارم کتاب و مطالعه میکنم ولی چند روزی هست بطور خیلی اتفاقی با کلام وسایت استاد آشنا شدم و عاشق صحبت هاشون شدم بدجور به دلم میشینه از همه میخواهم دعا کنن تا بتونم رشد معنوی و مالی داشته باشم. بازم ممنون از استاد وهمه که وقت میزارن واین همه اطلاعات مهم وحیاتی در اختیار ما میذارن. استاد دوستون دارم.
سلام عرض ادب خدمت استاد گرانقدر و مریم جون که با متنهای قشنگ و زیبایش خیلی صریح و واضح متوجه درک موضوعات میشویم..اگر ما در مدار درست قرار بگیریم و به انرژی منبع متصل شویم و احساسمان خوب باشد هیچ موقع مورد ظلم دیگران واقع نمیشویم..چون خداوند همیشه یارو حامی ماست و خوده او بیشتر از خودمان مواظب ماست ..اگر من امروز حالم بد باشد واز انرژی به دور باشم و با افکارمنفی که در سر میپرورانم متقابلا با اتفاقاتی روبرو میشوم که جزو ناخواسته های من هستند .وحال من و بدتر میکنند.. پس اینجا باید یاد بگیرم که چگونه تمرکز خودم را روی نکاتی سوق دهم که من را از مدار خارج نسازد…اگر فکر میکردم که کسی میتواند به من ظلم کند ..حقیقتا فهمیدم که اون به خودش ظلم کرده و اگر من در مسیر درست باشم به من آسیبی وارد نمیشود. اگر ایمانم نسبت به خداوند قوی باشد .اگر فقط به او توکل کنم و هیچ کس و هرچیزی را جایگزین این نیروی برتر ندانم .مسلما مسیرها به من نشان داده میشود و هدایت میشویم
خدایی که در کتاب آسمانی اش اینقدر زیبا مطالب را توضیح دادند تا ما انسانها بخوانیم و بفهمیم راه درست زندگی کردن را…به قول استاد تا خودمان دنبالش نباشیم هیچ درکی نسبت به آیه های قرآنی و معانی اش نداریم .ودلم میخواهد یک روز بشود که خودم شروع کنم و از اول قرآن به خواندن معانی آن و رسیدن به درک و فهمش …واقعا استاد چقدر زیبا معانی قرآن را برای ما باز میکنند وریشه آن را برای ما توضیح میدهند..به گفته استاد اگر یکنفر توی جهان توانسته است اینکارو انجام بدهد ما هم میتوانیم.. اگر قدم اولش را برداریم قدمهای بعدی به ما گفته خواهد شد…..چون من خالق زندگی خود هستم پس باید برای رسیدن به موفقیتهای بیشتر در این راه تلاشم را دو چندان کنم..
به امید آن روز که بتوانیم توسط گفته های خداوند عمل کنیم و آن را سر لوحه زندگی امان قرار دهیم..وراه درست زندگی کردن را از قرآن بیاموزیم ..که مطمئنم خداوند اگر مرا هدایت میکند..اگر مرا حمایت میکند. اگر من خالق زندگی خود هستم به این درجه و مقام خواهم رسید با شکر از استاد عزیز و فایلهای زیبایش و تشکر از شما دوستان که خوانندهی این دیدگاهها هستید..شادو پیروز سربلند باشید در پناه خداوند یکتا….
خدایا شکرت استاد در مورد ظلم صحبت کردن چون در مورد امام حسین هی میگفتن مظلوم دراصل امام حسین رسالتی داشت که باید انجام میداد چون میدونست خدای مهربان بهشت رو نصیب خودش و یارانش میکنه..در مورد حق الناس هم وقتی که جهان فرکانسی هستش پس افکار و باورهامون ما رو توی مسیر که جالب یا نا جالب زندگیمون میکشونه
وقتی داشتم این کامنتو مینوشتم چندبار نوشتم و پاک کردم
همش بهونه میوردم که تو مثلا قراره چی بگی با چه تاثیری روی بقیه بزاری
ولی راستش از امروز تصمیم گرفتم با جدیت کامل روی خودم کار کنم و من کلا آدمی هستم که خیلی به احساساتم اعتماد دارم
با اینکه ما کلی از دوره های شمارو خریدیم و من همه رو گوش دادم اما یه حسی بهم گفت که بیام اول از فایل های رایگان شروع کنم
و همون حس داره منو مجبور میکنه کامنت بزارم
منی که کلا اهل کامنت گذاشتن نیستم بعد از ۴ سال عضویت تو این سایت این دومین کامنتیه که دارم میزارم و مطمئنم یه روز برمیگردم همه این کامنت هارو میخونم و سیر تکاملم رو میبینم
وقتی داشتم این فایل رو گوش میدادم یاد رابطه من و پدرم افتادم
بابای من بشدت انسان حمایتگریه مخصوصا از لحاظ مالی
من هیچوقت توی زندگیم احساس کمبود نکردم و تقریبا هر وقت هرچیزی که خواستم داشتم با اینکه ما خیلییی پولدار نیستیم وضع مالی خوبی داریم ولی ثروتمند نیستیم
با این حال همیشه توی بهترین شرایط بودیم
اما کم کم که من بزرگتر شدم و خودم عقایدم و باورهام رو فهمیدم و هی بیشتر خودم رو شناختم متوجه شدم توی خیلی از مسائل با بابام اختلاف نظر دارم
و کلا بابای کن ادمیه که دوست داره واسه بفیه اظهار نظر کنه و یه جورایی بهش برمیخوره اگه نظراتمون مخصوصا راجع به روابط و لباس پوشیدن و کلا لایف استایلمون باهاش متفاوت باشه
و این اواخر من همش حس میکنم که پدرم داره منو کنترل میکنه
اجازه نمیده خودم باشم
اجازه نمیده تجربه کنم و خودمو بشناسم
طوریکه من هر روز از پدرم دورتر شدم و دیگه نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
چون همش فکر میکنم میخواد نظراتشو بهم تحمیل کنه یا منو کنترل کنه یا ازادیمو بگیره
و ازادی چیزیه که من حاضرم براش جونمم بدم
آزادی برای من از هر چیزی توی زندگیم مهم تره
من میخوام خودم باشم طوریکه خودم میخوام لباس بپوشم و لایف استایل خودمو داشته باشم
حتی یادمه من با اصرار پدرم وارد رشته تجربی شدم که هیچ علاقه ای بهش نداشتم و دو سال پشت کنکور بودم و صبح تا شب درس خوندم و اخرشم هیچ نتیجه اس نداد
و همه این افکار باعث شدن من همیشه احساس قربانی بودن داشته باشم و حس کنم من کسیم که داره بهم ظلم میشه
اما امروز وقتی داشتم این فایل رو گوش میدادم متوجه شدم عامل همه ی اینا خودمم
من اون سال ها باعث شدم پدرم منو مجبور کنه برم تجربی
چون اجازه دادم بهش چون فک میکردم من ناتوانم
من با افکارم باورهام و اعمالم باعث شدم که پدرم راجع به کوچیک ترین جزئیات زندگی من نظر بده و اجازه نده من خودم باشم
و حتی یه بار که برخلاف خواسته ش عمل کردم بشدت با من برخورد کرد
و همه و همه اینا عاملش منم
من میتونستم حسم رو نسبت به پدرم خوب کنم
ویژگی های مثبتش رو ببینم و تحسین کنم
تا رفتارش هم با من عوض بشه
و تصمیم گرفتم از امروز هر روز ۳ تا از ویژگی های خوبشو تو دفترم بنویسم و فقط به ویژگی های خوب زیادی که داره توجه کنم
و در کنار همه اینا رو خودم و اعتماد بنفسم کار کنم و استقلال مالی داشت باشم تا کسی نتونه نظرش رو بمن تحمیل کنه و اصلا این باور رو که کسی میتونه نظرش رو بمن تحمیل کنه از بین ببرم
و یاد بگیرم و باور کنم که هیچ احدی روی زندگی من اثر نداره
نه پدر من نه هیچ کس دیگه ای نه میتونه منو خوشبخت کنه نه بدبخت این منم که با افکارم باورهام توجهم و فرکانس هام دارم زندگیم ادم های اطراف و رفتارشون با من رو میسازم
اینکه ما هرگز نمی توانیم به کسی ظلم کنیم و کسی هم نمی تواند به ماظلم کند.
و اصلا حق الناس در قرآن وجود ندارد و این به این معنا نیست که ما عمدا سر دیگران بلا بیاوریم بلکه به این معناست که هر کاری که بکنیم عاقبتش دامن خودمان را می گیرد.
و اساسا ظالمی وجود نخواهد داشت تا وقتی مظلومی نباشد یعنی وقتی ما قدرت دیگران را باور می کنیم باعث می شیم اونها بهمون ظلم کنند.
ولی اگه قدرت خدا رو فقط باور کنیم ما در مدار درست قرار می گیریم که اونجا دیگه همه چی درست هست و هر ضربه ای که به ما بزنند به خودشون برمی گردد و نتیجه اش برای ما فقط رشد بیشتر هست.
روز دوم از سری فایل های تحول زندگی که در مورد فرکانسی بودن جهان صحبت میکنه استاد در مورد ایه های زیادی صحبت کرد که مفهومش فرکانسی بودن جهان هست و چیزی که من برداشت کردم 2 روزه که ذهنم نجوا میکنه درمورد یسری موضوعات و واقعا حالم بد بود بعد از گوش دادن به این فایل به این نتیجه رسیدم هیچ کاری به هیچ کسی نداشته باشم فقط روی باورهام کار کنم و از لحاظ ذهنی در مدار درست قرار بگیرم و تمام اتفاقات بیرونی خودش اوکی میشه .
مهمترین باوری که همیشه استاد در موردش صحبت میکنه احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب و خیلی منطقی است وقتی ما سعی کنیم به هر موضوعی جوری نگاه کنیم که به احساس خوب برسیم و با این کار فرکانس مثبت و درست ارسال کنیم جهان مثل آینه شرایط و اتفاقاتی رو وارد زندگی ما میکند که هماهنگ با فرکانس های ارسال ما باشد.
کار های که باید انجام بدهم:
1. جهت دادن به گفتگوهای ذهنی جوری که به احساس خوب برسم.
2. کارکردن روی دوره ها و فایل های استاد.
3. کاری به هیچ کسی نداشته باشم فقط باید هر روز به احساس خوب برسم.
یه چیز دیگه این موضوع رو درک کردم که ما ورودی های به ذهنمون میدیم : فیلم دیدن – شبکه های اجتماعی – صحبت کردن با کسی – خانواده و …. اگر سعی کنیم بیشتر ورودی های خوبی به ذهنمون بدیم مثل فایل های استاد – کامنت خواندن و …
به مقداری که ورودی های مناسب به ذهنمون میدیم اتفاقات خوبی رو تجربه میکنیم ، ورودی های ذهنی بسیار مهم هستند.
من شاید 5 الی 6 ساله با استاد و دیدگاهش اشنا هستم و تقریبا تمام دوره های استاد رو دارم ولی آن طور که باید روی خودم کار نکردم ولی همیشه به فایل های استاد گوش دادم و دقیقا به همون اندازه نتیجه رو در زندگیم میبینم خیلی جالبه ؛ برای من 5 سال طول کشید تا استاد رو باور کنم ولی الان که نتایج رو تو زندگیم میبینم که 5 سال پیش درگیر نان شبم بودم ولی الان زندگی بسیار راحتی دارم این در صورتی هست که واقعا خیلی جدی روی دوره ها کار نکردم و میخوام تا پایان 1401 با کار کردن با تمام وجودم روی خودم شرایطمو به طور کلی تغییر بدم .
ممنون استاد استاد و همه ای دوستانی که کامنت های عالی مینویسن.
به نام خدا
هزار بار و هزاران هزار بار از شما ممنونم که این نور و این اگاهی از شما به من تابید
وقتی که به شما دقت میکنم واقعا به این موضوع بهتر پی میبرم که در جهان هیچ چیز نیست جز خدا . من خدارو میبینم و خدارو شکر میکنم . استاد ازت ممنونم ،خدا ازت ممنونم ..
حرفهای شما من رو نجات میده .من رو هدایت میکنه
من یک ترسی رو همیشه داشتم و اون ناخوداگاه بود خیلی هم باش جنگیده بودم. اون ترس در مورد اسیب پذیر بودن من بود
بخاطر درگیری های ذهنی ای که داشتم و باور هایی که نمیتونستم ریشه اش رو پیدا کنم و از خودم دور کنم به الهام قلبم گوش کردم و شروع کردم به خوندن یک کتاب در مورد شفای کودک درون .
همون اولای اون کتاب بودم و داشتم از خودم میپرسیدم که چرا هر چی پیش میبرم یه جا خراب میشه یا دیگه درست نمیشه .و اینکه من چرا اینقدر زود دست میکشم از همه چیز .چرا من نمیتونم با قدرت پایبند بمونم با اینکه آگاهانه به این موضوع اصرار دارم .که یهو وقتی توی باشگاه ورزشی بودم یه خاطره از دوران سه سالگیم اومد جلوی چشمام و خوده کودکم اومد بهم گفت یادته یه ساز دهنی کوچولو داشتی ..؟
.یادته عصبانی شدی چون خواهرت ساز دهنی خوشگله رو برداشته بود و تو زدی با سنگ اینو خورد کردی؟ ،بعد گریه کردی که اینو نمیخای همون خوشگله رو میخای .. بعد بابا بهت گفت تو اینو شکوندی پس دیگه ساز دهنی نداری و اون مال تو نیست .بابا یه جور با من حرف زد و منو قانع کرد که با اینکه به شدت ناراحت بودم دیگه حرف ساز دهنی رو نزدم و به خودم قبولوندم که امکان نداره دیگه بتونم داشته باشمش و امکان نداره یکی دیگه داشته باشم و این در قلب من جا گرفت که من نمیتونم ساز دهنیمو از خواهرم پس بگیرم و اینم که شکوندم دیگه ندارم پس باید تسلیم بشم و ازش بگذرم
این الگو توی ذهن من همیشه به شکلای مختلف بود .من همیشه از خیلی چیزا میگذشتم. به خیال خودم فکر میکردم که من خیلی پخته و قوی هستم و بچه گانه برخورد نمیکنم و اصرار نمیکنم ،ولی در اصل یه باور که: دیگه وقتی خراب شد درست شدنی نیست.. و دیگه نیست که نیست!؛ توی جهانم داشت اینکارا رو میکرد.
انگار که همیشه این بود که ممکنه چیزی که میخای ازت بگیرن یا بره .اگر هم رفت دیگه اصلن بش فکرم نکن چون دیگه نیست ..هیچ جوره نیست
بخاطر همین من میگفتم .من فلان ادمو از دست دادم( من خراب کردم ) پس دیگه نیست .
من فلان چیزو میخام ولی خب دیگه نیست و خیلی خیلی زیاد این الگو تکرار میشد
تا اون موقع که توی باشگاه این یادم اومد
اومدم خونه و به خودم گفتم که میشه یدونه بهتر از اون داشت هیچی همون یکی و همون یه بار نبود
پس یه ساز دهنی دیگه میخرم .
فردای همون روز رفتم یه ساز دهنی خریدم یه ساز دهنی فلزی البته نه از اون اسباب بازیای بچگانه نبود به خودم گفتم .دوباره میشه داشت و میشه بهترشو داشت به خوم گفتم این همونه صداش بهتره این دیگه نمیشکنه. ماله خوده منه هیچ کس نمیتونه از من بگیردش هیچ کس نمیتونه از من بدزدتش .تازه میتونم این که هیچ بهتر از اینم داشته باشم
بعد اون خیلی چیزایی که نمیتونستم به همین راحتی بفهمم رو فهمیدم .یاده این افتادم که بابام وقتی میخاست منو بخاطره چیزای کوچیک به خیال خودش ادب کنه کتکم میزد خیلی بد کتکم میزد و یا با چاقو تحدیدم میکرد .یه بار تو همون بچگی تو همون سه سالگی چاقو رو گذاشت گردنم و گفت اگر دیگه اون کار کردی سرتو میبردم . من هنوزم یه ادمه گنده رو میدیدم که به من تسلط داره و من برای زنده موندن برای داشتن غذا برای داشتن ارامش به رضایتش احتیاج دارم .و به خودم گفتم من الان بزرگ شدم الان اونا کوچیک شدن .اون نمیتونه کاری کنه من به اونا و رضایت اونا احتیاج ندارم . و الان بعد از دیدن این فایل این موضوع باز یادم اومد و گفتم من ایمان دارم من قدرت دارم .هیچ وقت هیچ ضرر و اسیبی به من نمیرسه .هیچ کس از من قوی تر نیست هیچ کس از خدا قوی تر نیست
کودک درون من بود که اون ترس ها و ضعیف بودن رو باور داشت . اما الان من میدونم من از خدا هستم من از خدا جدا نیستم من قدرتمندم .به به کودک اسیب پذیر گذشته ام اینو گفتم که اونا هیییچی نیستن ما از همه دنیا بزرگتر و قوی تریم .همه چیز مال خودمونه .هر چی دلمون بخاد میتونیم داشته باشیم .کارایی که دوست داریم میتونیم انجام بدیم ،به اجازه هیچ کس هم احتیاجی نیست .من اون دختر کوچولوی ضعیف نیستم من یه انسان بزرگم که که به اندازه ی خوده خداست خودم اجازه دارم و
من اختیار دارم مورد احترام و امنیته کامل هستم
اونا هیچ قدرتی ندارن .هیچ کس هیچ قدرتی نداره
و قصه کوتاه کنم الان بعد از دیدن بار چندم این ویدیو توی این چهار سال که با شما هستم الان بهتر تونستم به خودم بگم هیچ وقت هیچ ضرر و اسیبی به من نمیرسه
من مستقل هستم من خدارو دارم .من هر چی بخام رو دارم و من در امنیت و احترام بینهایت هستم
و اینکه کسی نمیتونه به من بگه چه چیزی رو نمیتونم داشته باشم و چه کاری رو نمیتونم انجام بدم ..
خدارو شکر میکنم
امیدوارم حرفای من دریچه قلب دوستام رو هم باز کنه
سلام استاد عزیزم
ممنونم بابت این فایل فوقالعاده، من همیشه در درونم رابطه خوبی با قرآن نداشتم و همش در ظاهر احترام میزاشتم اما در درون فکر میکردم که قرآن فقط مال آدم های مذهبی هست و یه چیزی هست که دیکته شده که اگر میخوای آدم خوبی باشی باید قرآن بخونی نماز بخونی …. و همه اینها بخاطر باور های نادرست من نسبت به قرآن و تاثیر اطرافیان و جامعه بوده و حالا دارم پی میبرم که قرآن اون چیزی نیست که مردم جامعه میگن ،خدا و قرآن یه چیز ترسناک نیستن و خدای عزیزم در قرآن به صورت واضح و شفاف تمام قوانینش گفته و خدا خیلی خیلی مهربونه و راحت از گناهانمون میگزره چون خیلی مهربونه ، استاد حالا که تصویر خدا و قرآن توی ذهنم عوض شده خیلی حالم بهتره و ارتباطم با خدا خیلی خوبه همیشه حضورش کنارم حس میکنم و خیالم راحته 😍❤
استاد راجع به ظلم به خود و حق الناس چقدر شفاف و واضح حرف زدین ، من تازه فهمیدم که حق الناس اصلا وجود نداره و کسی که فکر میکنه به دیگران ظلم میکنه به خودش ظلم کرده…..استاد نمدونید با دیدن این فایلتون چقدر احساس آرامش و آگاهی به من دادین الان دیگه خیالم راحت تره نسبت به قبل و هر چقدر بیشتر فایل هاتون میبینم آرامش بیشتری میگیرم .
استاد جانم عاشقتونم ممنون بابت آگاهی های فوق العاده که بهم میدین ، در پناه خداوند شادو پیروز باشید❤💚⚘🙏
روز دوم
با سلام و خدا قوت خدمت تمام دوستان عزیز
چقدر زیبا و قشنگ استاد توضیح دادن. نمیدونم باید چجوری استادم را تحسین کنم . بهترین عبارت اینه که بگم
تو بی نظیری.
واقعا در نوع قدرت کلام و نوع ارتباط و بیان مسله که چجور به مخاطب انتقال بدهید .شما بی نظیری.
و این جای تشکر و سپاسگزاری از خداوند را دارد که در مدار شما قرار گرفتم تا با دانش و مفاهیم قانون آفرینش که شما به نحو احسن آموزش میدید بتوانم در مسیر رشد و به سمت خواسته هایم حرکت کنم.
استاد عزیزم واقعا چنین است که می فرمائید من با احساس گناه و عذاب وجدان و احساس ظلم به خودم زندگیم را ازدست داده بودم .
من فقط زندگی میکردم که زنده باشم .
و هیچ احساسی نداشتم. بهتر بگم احساس پوچی و بیهودگی داشتم . احساس بدبختی و بیچارگی. همیشه کار میکردم اما همیشه بی پول بودم. و این باعث سر آفکندگی من شده بود.از زندگیم هیچ لذتی نمیبردم چون همیشه فکر میکردم که من لایق دوست داشتن لایق احترام لایق ثروت لایق عشق و….. نیستم.
این فایل استاد منو از درون دگرگون کرد.
اینکه علی تو لایق بهترین ها هستی.
گذشته ات را رها کن .
تو نمی توانی زندگی دیگران را تعقیربدهی.
بچسب به خودت و تعقیر خودت
فرکانس های مثبت ارسال کن چون جهان مانند دستگاه مبدلی عمل خواهد کرد. که هر آنچه ارسال کنی به تو باز خواهد گشت .
من خودم را بخشیدم و شروع به تعقیرکردم.
من در مدار درست قرار گرفتم و امروز موفق شدم با خودم به صلح برسم و خودم را ببخشم.
استاد عزیز بی نهایت ازت ممنونم.
روزی که با تو آشنا شدم فکر نمی کردم روزی برسد که آرامش در خودم و زندگیم را ببینم.
اما به خودم گفتم اگر ایشون تونسته منم میتونم و تمام سعی و تلاشم اینه که تمام قوانین رو در زندگیم به اجرا در بیارم .
محصولات رو خریداری کنم .
تکامل را طی کنم
وله اهدافم برسم .
من میتوانم .من انسانی قدرتمندهستم. من میتوانم زندگیم را آنطور که دوست دارم خلق کنم .
خدایا شکرت شکرت شکرت
سلام .شاید اگه بخوام به این توجه کنم که تغیرات از کجا و چه جور حاصل میشن به این نقطه میرسم که همه کارها از نوع تفکر و حاصل جمع ..توجه ..تضاد ها .پارادوکسها .تمایلات .ترسها و عشق به نتیجه بوجود میاد .تمامی اتفاقات زندگی من .از یه جایی بر اساس این آیتم ها بوده یعنی تمامی دارایی من و حتی مسیری که الان با شما درش هستم رو حاصل پیگیری ها و آزمون خطاهایی میدونم که قبلاً داشتم .مثال برای تغییر زندگی ..کتاب خواندن .رفتن پیش دعا نویس. از این شهر به اون شهر برای دعای بهتر و طلسم قوی تر .خرید و نگهداری سنگهای که کمک به ثروتمند شدن میکنه و تمامی مطالب که نقطه اشتراک ماست و دقیقا همیشه قسمتی از زندگی من مبهم بود و نمیدونیم دقیقا در کجای زندگیم قرار دارم ولی از زمانی که با آموزه های استاد و خانم شایسته آشنا شدم و متوجه این شدم که خودم و خدا باید تا آخر با هم در کنار هم باشیم و این تنها راه موفق شدنه و فقط من میتونم به خودم کمک کنم و خداوند همه جوره مثل یک پدر از من حمایت میکنه و تمامی آدمها .مسیرها .اتفاقات ..و جهان رو برای ثروتمند شدن و موفق شدن من هماهنگ میکنه .متوجه شدم به راحتی میتونم هر روز زندگی بهتر پر از ثروت سلامت تر و با آرامش تری در کنار خوانوده داشته باشم و سعی کنم دست از نصیحت و تغییر و دخالت بر زندگی دیگران بردارم .الهی شکرت
سلام به استاد و خانواده گرامیشان. واقعا خدارو شکر میکنم که با استاد آشنا شدم البته چندین سال هست که تو این حوزه دارم کتاب و مطالعه میکنم ولی چند روزی هست بطور خیلی اتفاقی با کلام وسایت استاد آشنا شدم و عاشق صحبت هاشون شدم بدجور به دلم میشینه از همه میخواهم دعا کنن تا بتونم رشد معنوی و مالی داشته باشم. بازم ممنون از استاد وهمه که وقت میزارن واین همه اطلاعات مهم وحیاتی در اختیار ما میذارن. استاد دوستون دارم.
روز دوم
تحول روز شما زندگیم
سلام عرض ادب خدمت استاد گرانقدر و مریم جون که با متنهای قشنگ و زیبایش خیلی صریح و واضح متوجه درک موضوعات میشویم..اگر ما در مدار درست قرار بگیریم و به انرژی منبع متصل شویم و احساسمان خوب باشد هیچ موقع مورد ظلم دیگران واقع نمیشویم..چون خداوند همیشه یارو حامی ماست و خوده او بیشتر از خودمان مواظب ماست ..اگر من امروز حالم بد باشد واز انرژی به دور باشم و با افکارمنفی که در سر میپرورانم متقابلا با اتفاقاتی روبرو میشوم که جزو ناخواسته های من هستند .وحال من و بدتر میکنند.. پس اینجا باید یاد بگیرم که چگونه تمرکز خودم را روی نکاتی سوق دهم که من را از مدار خارج نسازد…اگر فکر میکردم که کسی میتواند به من ظلم کند ..حقیقتا فهمیدم که اون به خودش ظلم کرده و اگر من در مسیر درست باشم به من آسیبی وارد نمیشود. اگر ایمانم نسبت به خداوند قوی باشد .اگر فقط به او توکل کنم و هیچ کس و هرچیزی را جایگزین این نیروی برتر ندانم .مسلما مسیرها به من نشان داده میشود و هدایت میشویم
خدایی که در کتاب آسمانی اش اینقدر زیبا مطالب را توضیح دادند تا ما انسانها بخوانیم و بفهمیم راه درست زندگی کردن را…به قول استاد تا خودمان دنبالش نباشیم هیچ درکی نسبت به آیه های قرآنی و معانی اش نداریم .ودلم میخواهد یک روز بشود که خودم شروع کنم و از اول قرآن به خواندن معانی آن و رسیدن به درک و فهمش …واقعا استاد چقدر زیبا معانی قرآن را برای ما باز میکنند وریشه آن را برای ما توضیح میدهند..به گفته استاد اگر یکنفر توی جهان توانسته است اینکارو انجام بدهد ما هم میتوانیم.. اگر قدم اولش را برداریم قدمهای بعدی به ما گفته خواهد شد…..چون من خالق زندگی خود هستم پس باید برای رسیدن به موفقیتهای بیشتر در این راه تلاشم را دو چندان کنم..
به امید آن روز که بتوانیم توسط گفته های خداوند عمل کنیم و آن را سر لوحه زندگی امان قرار دهیم..وراه درست زندگی کردن را از قرآن بیاموزیم ..که مطمئنم خداوند اگر مرا هدایت میکند..اگر مرا حمایت میکند. اگر من خالق زندگی خود هستم به این درجه و مقام خواهم رسید با شکر از استاد عزیز و فایلهای زیبایش و تشکر از شما دوستان که خوانندهی این دیدگاهها هستید..شادو پیروز سربلند باشید در پناه خداوند یکتا….
خدایا شکرت استاد در مورد ظلم صحبت کردن چون در مورد امام حسین هی میگفتن مظلوم دراصل امام حسین رسالتی داشت که باید انجام میداد چون میدونست خدای مهربان بهشت رو نصیب خودش و یارانش میکنه..در مورد حق الناس هم وقتی که جهان فرکانسی هستش پس افکار و باورهامون ما رو توی مسیر که جالب یا نا جالب زندگیمون میکشونه
وقتی داشتم این کامنتو مینوشتم چندبار نوشتم و پاک کردم
همش بهونه میوردم که تو مثلا قراره چی بگی با چه تاثیری روی بقیه بزاری
ولی راستش از امروز تصمیم گرفتم با جدیت کامل روی خودم کار کنم و من کلا آدمی هستم که خیلی به احساساتم اعتماد دارم
با اینکه ما کلی از دوره های شمارو خریدیم و من همه رو گوش دادم اما یه حسی بهم گفت که بیام اول از فایل های رایگان شروع کنم
و همون حس داره منو مجبور میکنه کامنت بزارم
منی که کلا اهل کامنت گذاشتن نیستم بعد از ۴ سال عضویت تو این سایت این دومین کامنتیه که دارم میزارم و مطمئنم یه روز برمیگردم همه این کامنت هارو میخونم و سیر تکاملم رو میبینم
وقتی داشتم این فایل رو گوش میدادم یاد رابطه من و پدرم افتادم
بابای من بشدت انسان حمایتگریه مخصوصا از لحاظ مالی
من هیچوقت توی زندگیم احساس کمبود نکردم و تقریبا هر وقت هرچیزی که خواستم داشتم با اینکه ما خیلییی پولدار نیستیم وضع مالی خوبی داریم ولی ثروتمند نیستیم
با این حال همیشه توی بهترین شرایط بودیم
اما کم کم که من بزرگتر شدم و خودم عقایدم و باورهام رو فهمیدم و هی بیشتر خودم رو شناختم متوجه شدم توی خیلی از مسائل با بابام اختلاف نظر دارم
و کلا بابای کن ادمیه که دوست داره واسه بفیه اظهار نظر کنه و یه جورایی بهش برمیخوره اگه نظراتمون مخصوصا راجع به روابط و لباس پوشیدن و کلا لایف استایلمون باهاش متفاوت باشه
و این اواخر من همش حس میکنم که پدرم داره منو کنترل میکنه
اجازه نمیده خودم باشم
اجازه نمیده تجربه کنم و خودمو بشناسم
طوریکه من هر روز از پدرم دورتر شدم و دیگه نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
چون همش فکر میکنم میخواد نظراتشو بهم تحمیل کنه یا منو کنترل کنه یا ازادیمو بگیره
و ازادی چیزیه که من حاضرم براش جونمم بدم
آزادی برای من از هر چیزی توی زندگیم مهم تره
من میخوام خودم باشم طوریکه خودم میخوام لباس بپوشم و لایف استایل خودمو داشته باشم
حتی یادمه من با اصرار پدرم وارد رشته تجربی شدم که هیچ علاقه ای بهش نداشتم و دو سال پشت کنکور بودم و صبح تا شب درس خوندم و اخرشم هیچ نتیجه اس نداد
و همه این افکار باعث شدن من همیشه احساس قربانی بودن داشته باشم و حس کنم من کسیم که داره بهم ظلم میشه
اما امروز وقتی داشتم این فایل رو گوش میدادم متوجه شدم عامل همه ی اینا خودمم
من اون سال ها باعث شدم پدرم منو مجبور کنه برم تجربی
چون اجازه دادم بهش چون فک میکردم من ناتوانم
من با افکارم باورهام و اعمالم باعث شدم که پدرم راجع به کوچیک ترین جزئیات زندگی من نظر بده و اجازه نده من خودم باشم
و حتی یه بار که برخلاف خواسته ش عمل کردم بشدت با من برخورد کرد
و همه و همه اینا عاملش منم
من میتونستم حسم رو نسبت به پدرم خوب کنم
ویژگی های مثبتش رو ببینم و تحسین کنم
تا رفتارش هم با من عوض بشه
و تصمیم گرفتم از امروز هر روز ۳ تا از ویژگی های خوبشو تو دفترم بنویسم و فقط به ویژگی های خوب زیادی که داره توجه کنم
و در کنار همه اینا رو خودم و اعتماد بنفسم کار کنم و استقلال مالی داشت باشم تا کسی نتونه نظرش رو بمن تحمیل کنه و اصلا این باور رو که کسی میتونه نظرش رو بمن تحمیل کنه از بین ببرم
و یاد بگیرم و باور کنم که هیچ احدی روی زندگی من اثر نداره
نه پدر من نه هیچ کس دیگه ای نه میتونه منو خوشبخت کنه نه بدبخت این منم که با افکارم باورهام توجهم و فرکانس هام دارم زندگیم ادم های اطراف و رفتارشون با من رو میسازم
با سلام ووقت به خیر خدمت همه دوستان گرامی
نکاتی که من فهمیدم
اینکه ما هرگز نمی توانیم به کسی ظلم کنیم و کسی هم نمی تواند به ماظلم کند.
و اصلا حق الناس در قرآن وجود ندارد و این به این معنا نیست که ما عمدا سر دیگران بلا بیاوریم بلکه به این معناست که هر کاری که بکنیم عاقبتش دامن خودمان را می گیرد.
و اساسا ظالمی وجود نخواهد داشت تا وقتی مظلومی نباشد یعنی وقتی ما قدرت دیگران را باور می کنیم باعث می شیم اونها بهمون ظلم کنند.
ولی اگه قدرت خدا رو فقط باور کنیم ما در مدار درست قرار می گیریم که اونجا دیگه همه چی درست هست و هر ضربه ای که به ما بزنند به خودشون برمی گردد و نتیجه اش برای ما فقط رشد بیشتر هست.
سلام به دوستان عزیز
روز دوم از سری فایل های تحول زندگی که در مورد فرکانسی بودن جهان صحبت میکنه استاد در مورد ایه های زیادی صحبت کرد که مفهومش فرکانسی بودن جهان هست و چیزی که من برداشت کردم 2 روزه که ذهنم نجوا میکنه درمورد یسری موضوعات و واقعا حالم بد بود بعد از گوش دادن به این فایل به این نتیجه رسیدم هیچ کاری به هیچ کسی نداشته باشم فقط روی باورهام کار کنم و از لحاظ ذهنی در مدار درست قرار بگیرم و تمام اتفاقات بیرونی خودش اوکی میشه .
مهمترین باوری که همیشه استاد در موردش صحبت میکنه احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب و خیلی منطقی است وقتی ما سعی کنیم به هر موضوعی جوری نگاه کنیم که به احساس خوب برسیم و با این کار فرکانس مثبت و درست ارسال کنیم جهان مثل آینه شرایط و اتفاقاتی رو وارد زندگی ما میکند که هماهنگ با فرکانس های ارسال ما باشد.
کار های که باید انجام بدهم:
1. جهت دادن به گفتگوهای ذهنی جوری که به احساس خوب برسم.
2. کارکردن روی دوره ها و فایل های استاد.
3. کاری به هیچ کسی نداشته باشم فقط باید هر روز به احساس خوب برسم.
یه چیز دیگه این موضوع رو درک کردم که ما ورودی های به ذهنمون میدیم : فیلم دیدن – شبکه های اجتماعی – صحبت کردن با کسی – خانواده و …. اگر سعی کنیم بیشتر ورودی های خوبی به ذهنمون بدیم مثل فایل های استاد – کامنت خواندن و …
به مقداری که ورودی های مناسب به ذهنمون میدیم اتفاقات خوبی رو تجربه میکنیم ، ورودی های ذهنی بسیار مهم هستند.
من شاید 5 الی 6 ساله با استاد و دیدگاهش اشنا هستم و تقریبا تمام دوره های استاد رو دارم ولی آن طور که باید روی خودم کار نکردم ولی همیشه به فایل های استاد گوش دادم و دقیقا به همون اندازه نتیجه رو در زندگیم میبینم خیلی جالبه ؛ برای من 5 سال طول کشید تا استاد رو باور کنم ولی الان که نتایج رو تو زندگیم میبینم که 5 سال پیش درگیر نان شبم بودم ولی الان زندگی بسیار راحتی دارم این در صورتی هست که واقعا خیلی جدی روی دوره ها کار نکردم و میخوام تا پایان 1401 با کار کردن با تمام وجودم روی خودم شرایطمو به طور کلی تغییر بدم .
ممنون استاد استاد و همه ای دوستانی که کامنت های عالی مینویسن.
ممنون