علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2 - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

406 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فرنوش بیگدلی گفته:
    مدت عضویت: 2817 روز

    سلام استاد خیلی فایل عالی بود من متوجه شدم دلیل اینکه ما می‌دونیم یه کاری به نفعمونه و انجامش نمیدیم همین احساس عدم لیاقته

    اصلا همین که قانون رو بلدیم ولی بهش عمل نمی‌کنیم از روی احساس عدم لیاقته

    اینکه میدونم نباید غیبت کنم ولی توجهم میره به نکات منفیو طعم اون لذت چند دقیقه ای ناشی از بدگویی یا تمسخر می چربه به رنجی که بعدا از رفتارای همون آدم که غیبتش کردم یا همون رفتار از آدمای دیکه می سازم.

    اینکه با دوره حل مسائل می فهمم مشکل اصلی زندگی من چیه ولی برنامه ریزی دقیق و منظم نمیکنم تا حلش کنم از کجا میاد.

    اینکه می دونم باید برم تمرینات ثروت انجام بدم ولی تنبلی نمی‌ذاره یا حس و حالش نمیاد که برم بیرون ماشین‌های بی‌ام‌و و بنز و تحسین کنم خونه‌های ثروتمند رو تحسین کنم مغازه‌های خیلی گرون رو تحسین کنم .

    آقا این این احساس نمی‌ذاره صد در صد وجودت رو بزاری برای تعهد به تغییر شرایطی که به خاطرش داری دوره می‌خری هزینه می‌کنی عمل می‌کنی

    انگار می‌خواد با تمام وجودش تو رو در زندان خودش نگه داره و نذاره از اون حریم امن پوشالیش که فکر می‌کنی هنوز اونقدر پدرت درنیومده تا تغییر کنی نگه داره

    این علائمی که گفتین رو من اغلب داشتم ( قبل لز آشنایی با شما حتی 100٪) ولی هیچ وقت اینقدر واضح نمی‌فهمیدم این گهی خسته گهی پر انرژی گهی تند رفتن‌هام در قانون چیه

    همین احساس لیاقته وقتی دیگه نمی‌خوای تحت تسلط این عدم لیاقت باشی دیگه بهونه نمیاری هرجور شده بلند میشی و اجازه نمیدی بر تو حکم فرمایی کنه تو همه کاره زندگیت میشی اصلاً اون انرژی که در آدمای امید وار و با انگیزه می‌بینی در تو هم جاری میشه باعث میشه به بد ترین عادت‌هات که الان فکر می‌کنی نمی‌تونی از پسشون بر بیای حمله کنی و اقدام عملی ازت سر بزنه که تو تا حالا در خودت سراغ نداشتی بگی دمم گرم بها دادم اصلا این من بودم؟!!

    بحث احساس لیاقت و عدم لیاقت بحث ثروت یا فقره بحث خوشی یا ناخوشیه بحث بیماری یا سلامتی بحث زندگی جدید یا شیوه قدیمی رو پیش بردنه بحث یه زندگی کاملا متفاوت با شرایط عالی یا حتی رویاگونه در واقعیته بحث احساس لیاقت بحث اینه که حتی تو برای کیفیت کمی بیشتر زندگیت حتی وارد این سایت بشی یا نشی یا حتی فایل رو گوش کنی یا نکنی یا عمل کنی یا نکنی

    بحث شخصیتی جدید هویتی جدید منی جدید از توعه

    دمتون گرم استاد سرتون سلامت که لایه‌های جدیدی از این احساس رو به ما می‌شناسونید چقدر این فایل‌ها به خودشناسی من بیشتر کمک می‌کنه که دلیل رفتارهام رو بفهمم و وقتی این دلیل رو فهمیدم دیگه تغییر خیلی خیلی آسون خواهد بود .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  2. -
    زری گفته:
    مدت عضویت: 1005 روز

    به نام فرمانروای کیهان که تمام قدرتها به دستشه

    سلام استاد جانم و همه ی هم خانواده ای های دوست داشتنی من

    استاد عزیزم ازتون خیلی خیلی ممنونم که بی دریغ و خالصانه این آگاهی هارو در اختیار ما قرار میدید آگاهی هایی که واقعا ارزشمنده و اگر حتی به یک هزارمش هم عمل کنیم زندگیمون زیر و رو میشه

    ممنونم که با این سلسله فایلها بستری رو مهیا میکنید تا کسی مثل من که هنوز در مدار دریافت دوره نیستم با استفاده از این آموزشها خودمو رشد بدم و به مدار دریافتش برسم

    چقدر احساس بی لیاقتی در درون ما ریشه داره و در تک تک رفتارهای ما حتی کوچکترینش هم خودشو نمایان میکنه تو این دو فایل مثالهایی زدید مخصوصا در فایل قبلی که درمورد روابط بود که من واقعا تعجب میکردم که این موضوع تا چه حد تو وجود ما ریشه داره

    فایل امروز باعث شد من به گذشته نه چندان دور خودم نگاهی بکنم و اینهمه رشد و سیر تکاملی که طی شده ببینم اینهمه رشد درونی که منهم دقیقا مثل مثالهای شما تمام تمرکزم روی نکات منفی خودم بود و فقط خودمو سرزنش میکردم به خودم توهین میکردم و….

    اما الان چقدر رشد کردم که دیگه نه تنها خبری از این موضوعات نیست بلکه اعتماد به نفس و عزت نفسم خیلی بالا رفته

    به قول شما اگر بتونیم کار کنیم روی خودمون زندگی ما در تمام ابعاد عوض میشه

    و چقدر از زمانی که من رو خودم کار میکنم همه چیز عوض شده شاید خیلی کم و هنوز خیلی جای کار دارم ولی همینکه الان عاشق خودمم و آرامش دارم خودش کافیه و همینطور که به اینجا رسیدم به بالاترش هم میرسم با توکل به خدا

    امیدوارم بتونم خیلی زود دوره رو تهیه کنم چون خیلی خیلی این آگاهی ها به رشدم کمک میکنه

    چقدر خوبه که بتونیم تمرکز بر نکات مثبتو چاشنی همه چیز بکنیم و نیمه پر لیوانو ببینیم

    افراد معلولی مثل فاطمه حمامی چقدر تمرکز کردن روی تواناییهاشون که تبدیل شدن به هنرمندهایی که در جهان اسمشون میپیچه

    اونا نقصهاشونو نادیده گرفتن و ارزش ذاتی خودشونو دیدن اون تکه الهی جاری در درونشونو دیدن و چقدر باعث رشد و بالندگی خودشون شدن

    خدایا شکرت که هیچ محدودیتی در جهان وجود نداره

    خدایا شکرت که راه رسیدن به موفقیت خیلی راحته و فقط باید به مسیرمون ایمان داشته باشیم

    و استاد چقدر این دیدن موفقیتها کمک کنندس

    اصلا چقدر به موفقیت رسیدن کمک کنندس واسه رسیدن به اهداف بعدی و فتح قله های بعدی

    امروز داشتم رو ایده ای که خدا بهم گفته کار میکردم که چطور میتونم عملیش کنم و ترمزهامو میکشیدم بیرون و دقیقا واسه هر ترمزی یه جواب دندون شکن داشتم

    چون من قبلا تو کار خودم تونستم بدون هیچ سرمایه و امکاناتی از صفر صفر و با یه اعتماد به نفس داغون شروع کردم و ذره ذره رشد کردم ادامه دادم و کم کم مهارتم رفت بالا اعتماد به نفسم رفت بالا امکاناتم از راه های بی نهایت رسید و…‌‌…

    و الان به شدت تو کار خودم مهارت بالایی دارم و کارهایی انجام میدم و قبول میکنم که اشخاصی که شاید 20 سال سابقه کار دارن انجام نمیدن و مشتری هاشونو میفرستن پیش منی که تقریبا یک سال و نیمه که شروع کردم و تنها ایراد اینه که از لحاظ مالی چندان رشدی نداشتم و الان که دارم رو خودم کار میکنم ایده ها اومدن و واسه عملی کردنشون کارم نسبت به قبل خیلی راحت تره چون من قبلا تونستم به موفقیت برسم و واسه هر ترمزی یه دلیل قانع کننده دارم

    قبلا تو فایلها شنیده بودم که گفته بودین نتایج قبلیتونو اهرم کنید واسه خودتون چون شما از همون مسیری که قبلا رفتید باید برید و همون مسیر تکرار میشه و اینکه الان دارم به عینه تو زندگیم از این آموزه ها استفاده میکنم و نتایجشو میبینم خیلی خوشحالم

    استاد جانم یه ماچ آبدار به کف سر مبارکتون که راه زندگی کردنو آسان و ساده و روان بهمون آموزش میدین و یه ماچ آبدار دیگه به لپای خوشکل خودم که این آموزه هارو انجام میدم و نتایجشو میبینم

    خدایا شکرت واسه این مسیری که سوت زنان طی میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    سیما کشاورز گفته:
    مدت عضویت: 1609 روز

    سلام به استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته عزیز و سلام به همه ی دوستان عزیز

    وقتی این فایل رو گوش دادم احساس کردم استاد من رو می‌شناسن و این فایل رو فقط بخاطر من گذاشتن.

    آخ که چقدر خودم رو زیر پا گذاشتم واسه اون مقدار کمی که باب میل من نبوده و اون همه نکات مثبتی رو که ندیدم،

    تو سر خودم زدم، خودم رو سرزنش کردم، خرد کردم

    خودم احساس لیاقت رو درونم قربانی کردم

    فکرش که میکنم علتش بیشتر مقایسه هست و تایید دیگران

    دو تا عاملی که باید ازش حذر کرد وگرنه تمام شخصیت یک انسان رو نابود میکنه

    من باید سعی کنم که واسه دل خودم زندگی کنم

    باید سعی کنم نظر دیگران واسم مهم نباشه

    سعی کنم این همه نکات مثبت خودم رو نادیده نگیرم و مرتب یادآوری کنم

    این همه دستاورد توی زندگیم رو نادیده نگیرم

    قبلا چه در خانواده و چه در مدرسه و جامعه بهمون میگفتن که خودستایی کار درستی نیست و الآن متوجه شدم که چه کار باارزشی هست و چه نتایجی داره

    انشاالله که در پناه الله شاد، سالم و ثروتمند باشید.

    ارادتمند شما :سیما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    زهرا و صدیقه گفته:
    مدت عضویت: 2174 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته و تمامی دوستان عزیزم

    دیشب بعد از گوش دادن به این فایل ارزشمند داشتم قسمت قبلی سریال سفر به دور آمریکا رو میدیدم.وقتی استاد عزیز تو باشگاه ورزش میکردند عضله های قوی و اندام زیبایی که ساختین من رو یاد عضله هایی انداخت که تو کارم ساختم.هر کاری کردم تلاش و مطالعه شبانه روزی.هزاران هزار تمرین که فقط با عشق انجام میدادم.بارها و بارها تمرینات رو مرور میکردم.اگر به مساله ای بر میخوردم انقدر تمرینش میکردم که برام حل میشد.یادمه طراحی از سر انسان و جزییات سرو صورت واستخوان بندی قفسه و مهره ها برام یه چالش بزرگ بود.دفرمه کردن کاراکترها برام چالش بود الان وقتی برمیگردم مسیری که این چندین سال اومدم رو نگاه میکنم پیشرفتم رو به وضوح میبینم .هر اقدامی که ازم ساخته بود کوتاهی نکردم از رفتن تو دل حرف مردم و تو دل روستا و دشت و کوه و باغ طراحی کردن تا بریدن از هر جمعی چه اشنا چه غریبه.خونه ما مهمون زیاد رفت و امد میکنن.اقوام و دوستان اما تمام تلاشم رو کردم خودم رو دور کنم از فضای های منفی.کامنت های دوستان رو میخوندم دوستی گفته بود اگه یه زمانی تفریح بودن عذاب وجدان میگرفتن که الان باید سر کارشون باشن .برای من هم به همین شکل بود حتی روزهایی که کلاس بچه ها میرفتم به خاطر دوری مسیر و اینکه صبح زود باید پا میشدم نیاز به استراحت داشتم اما تمرینم سر جاش بود حتی اگه شده بود گاهی یک ساعت بیشتر میموندم بعد از رفتن بچه ها تمرینم رو انجام میدادم به ندرت یادم میاد روزی بوده باشم.هر ایده ای اومد انجام دادم چندین کتاب و محصول تولید کردم. اما به وضوح میدونم تا احساس لیاقت تحلیل رفته در درونم بازسازی و نهادینه نشه اینها دیده نمیشه و گسترششون ربط داره به این موضوع مهم.انقدر این دوره احساس لیاقت رو وجودم میطلبه انگار که آب غذا اکثیژن … سه ساله شبانه روز فایلهای قدم یک رو گوش میکنم شاید یک ساله فقط دارم جلسه 3 و 4 قدم یک رو گوش میکنم هر ایده ای تو کارم اومد به شکل فیزیکی انجام دادم باورسازی کردم اما روند کند پیش میرفت الان میدونم که حتی دلیل موندنم تو قدم یک هم همین عدم احساس لیاقت هست.ترجیح میدم اول اون رو بسازم بعد هر دوره ای رو .انگار این دوره برای من ساخته شده.وقتی تو توضیحات دوره گفتین وقتی لیاقت رو در وجودمون بسازیم کارهامون دیده میشه یه نقطه سبز تو وجودم روشن شد هر روز دوره احساس لیاقت رو تجسم میکنم که خریدم هر جلسه ای رو سایت میگزارید با تمام وجود راجبش سپاسگزاریهام رو مینویسم و خدا دیشب تو خواب نویدش رو بهم داد که به زودی روزی وجودم میکنه.خواب دیدم دانشگاه بودم و یه کلاس با شما برداشته بودم که وقتی رسیدم کلاس شما درس رو شروع کرده بودین کلاس تقریبا یه سمتش پر بود. شما تو اون کلاس ازم خواستین صندلی کنار شما بشینم.

    من عاشق کیف و بوت های چرم طبیعی هستم عاشق بوی چرم.یه مبلغی رو ساختم که میخواستم کیف و کفش و قر و فر بگیرم به عنوان جایزه به خودم اما وقتی خوب فکر کردم گفتم اونها رو میخوام اما اولویتم دوره احساس لیاقت هست و بهترین و ضروری ترین هدیه به خودم به امید خدا به زودی تهیش میکنم و سر کلاسم حاضر میشم.با تمام وجودم بابت حضورتون سپاسگزارم .خدا میدونه این دوره اگر تهیه کنم و عمل کنم چه شگفتی هایی رو در کارم ایجاد میکنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  5. -
    مریم بانو گفته:
    مدت عضویت: 1301 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان عشق و معجزه و ثروت

    سلام به استاد جانم ،سلام به استاد بی نظیرم ،سلام به استاد سخاوتمندم ،سلام به استاد جذابم ،سلام به استاد خوشتیپ و خوش لباسم ،سلام به ابراهیم زمانه ،سلام به پیامبر مهربانی ها

    سلام به همراه و یار مهربان استاد عزیزم خانم شایسته دوست داشتنی

    سلام به دوستان خوش قلب و خوش قلم بهترین سایت دنیا

    استاد عزیزم این آهنگ هایده رو به شما تقدیم میکنم

    من از لب تو منتظر یه حرف تازم تا قشنگ ترین قصه ی عالم رو بسازم

    تو معنی بهترین کلامی مفهوم تمامه شعرهامی منظور و مراد هر پیامی

    تو قبله هر امیدواری تو مظهر فخر هر تباری برتر زه لطافت بهاری

    تو رئوفی تو شریفی تو به حرمت سکوتی تو عزیزترین عزیزی تو به عمقه ملکوتی

    من از لب تو منتظر یه حرف تازم تا قشنگترین قصه عالم رو بسازم

    استاد عزیزم چی بگم از این فایل های احساس لیاقت ،واقعا نمی‌دونید همین فایلهای رایگان احساس لیاقت چقدر باعث تغییر تو رفتار من شده و چقدر بهم کمک کرده

    استاد عزیزم این قبلاً هم گفتم ،ولی الان هم بازم براتون تعریف میکنم اینبار از نتایجم میخوام بگم

    استاد من چند سال با یه آقایی بودم ،که با هم همکار هم هستیم ،که من بخاطر ترسهام بخاطر وابستگی هام بخاطر شرک با این آقا بودم و این آقا خیلی تو هزینه های زندگی کمک حال من بود و همیشه کنارم بود منم که بخاطر ترس از دست دادن همیشه مثل چسب دوقلو بهش چسبیده بودم ،با اینکه تو کار خودم بهترینم ،ولی همیشه بخاطر باورهای شرک آلودم فکر میکردم که چون این آقا تو کارم هوای منو داره من موفق هستم و اگر این آقا نباشه همه این موفقیت ها از بین می‌ره ،تا اینکه من با شما و فایل های رایگانتون آشنا شدم ،کلا حالم خوب بود ،و همش بخاطر وجود این آقا خداروشکر میکردم که تو زندگیم هست و حسم خوب بود ،ولی باورهای شرک آلود و احساس بی لیاقتی و ترس از دست دادنش همیشه با من بود ،تا من قدم اول و خریدم،اونجا متوجه شدم که من چقدر باورهای شرک آلود دارم و همین طوری با خودم تو کلنجار بودم ولی بازم جرات جدا شدن از ایشون رو نداشتم ،تا اینکه خدا حالیم کرد و چشم و گوشم باز شد و متوجه شدم این آقا میل به همجنس داره ،دیگه چاره ای بجز جدا شدن از ایشون نداشتم ،بهش گفتم دیگه نمی‌خوام باهات باشم ،اونم اینبار راحت قبول کرد ،ولی حالم خیلی بده شد ،هم کمک های مالی قطع شد هم این آقا شروع کرد به لجبازی تو کار با من ،که حتی شرایط طوری شد که تصمیم گرفتم بیخیال کارم هم بشم ،با اینکه کارم و خیلی دوست دارم و تو کار خودم بهترینم ،که یه کامنت تو قسمت سوالات قدم اول گذاشتم که من چنین مشکلی برام پیش اومده و میخوام بی خیال کارم بشم ،که یکی از بچه های خوب و مهربان سایت ،،،،آقای صادق زاده عزیز ,, ،که از خدا میخوام بهترین ها رو نصیبشون کنه ،،،توجواب کامنت من گفتند کارتو ول نکن و بجاش روی باورهای توحیدی خودت کار کن و خدا رو تنها یار و روزی رسان خودت بدون و روی باور ارزشمندی خودت کار کن .

    من شروع کردم روی باورهای توحیدی خودم کار کردن و حالم انگار یخورده بهتر شد ،وسعی کردم تمرکزم و بزارم روی کار و افزایش درآمدم البته فایلهای آموزشی دوره قدم یک رو هم شب و روز گوش میکردم ،دیگه ترس هزینه ها و قطع شدنش رو از طرف این آقا نداشتم و با خودم میگفتم خدا تنها روزی رسان من هست و همون خدایی که تا حالا کمکم کرده و من و لنگ نزاشته از این به بعدم کمکم می‌کنه ،واقعا هم خدا کمکم کرد ،برام رسوند.از خدا ممنونم که بازم دستم و گرفت و تنهام نزاشت هزاران مرتبه شکر .ولی از لحاظ احساس ارزشمندی من نمی‌دونستم چطور احساس ارزشمندی کنم یه لینک آقای صادق زاده عزیز برام فرستادن ،مطالعه میکردم ولی بازم با اینکه رابطه ام با اون آقا قطع شده بود همش حواسم می‌رفت سمتش و عادت های بد گذشته سراغم میومد ،مثلا تا تلفنش زنگ میخورد شاخک های من تیز میشد ببینم چی میگه یا با کی صحبت می‌کنه ،یا وقتی می‌رفت من مثل میمون سندباد از درو پنجره آویزون بودم ببینم کجا می‌ره و چکار می‌کنه و همش تو عذاب بودم ،چون احساس بی ارزشی و بی لیاقتی رو خیلی تو وجودم داشتم و هنوزم دارم ،ولی با اون فایل اول احساس لیاقت که شما گذاشتید،من تازه فهمیدم که ای داد بر من این رفتارها همش بخاطر احساس بی لیاقتی هست نمی‌دونستم چطور باید درستش کنم ،ولی با خودم گفتم حالا که فهمیدم دلیلش این بوده دیگه این رفتارها رو نمیکنم و واقعا نکردم ،هر موقع هم رو عادت میخواستم مثل اون کارها و بکنم با خودم میگفتم خودت و ارزشمند بدون مگه تو چی کم داری که اینطوری خودت و کوچیک میکنی ،هی به خودم میگفتم تو ارزشمندی و لایق بهترین رابطه با بهترین شخص هستی و اون ویژگی های خوب خودم و برای خودم پررنگ میکردم و می‌نوشتم و بخاطرش شکر گزاری میکردم،و با خودم گفتم اگه یه رابطه بهتر میخوای استاد گفته باید تمرکزتون وبزارید رو ویژگی های مثبت خودتون و طرف مقابلتون ،تا قبل اون فایل همش از اون آقا ناراحت بودم که چرا این همه مدت با احساس من بازی کرده و من سر کار بودم و خودم احمق فرض میکردم و بیشتر احساس بی ارزشی میکردم و اون آقا هم بیشتر انگار باهام لج میکرد ،ولی هر چی بود تو خودم بود به اون آقا اصلا بی احترامی نکردم و چیزی نگفتم و سعی کردم خوبی هایی روکه بهم کرده رو به یاد بیارم که البته اونم خدایی کم نبود ،یاد خوبی هایی که بهم تو این چند سال کرده و محبتی که به خودم دخترم کرده و خریدها و هزینه هایی که برام کرده و اینکه آدم مودبی بوده هیچ وقت تو این چند سال حتی یبارم با صدای بلند باهام صحبت نکرده و همیشه بهم احترام گذاشته و باهام مهربون بوده ،افتادم یاد اینکه ما هر جا یا هر رستورانی که غذا می‌خوردیم اول غذا برای دخترم میگرفت ،میگفت رفتی خونه براش ببر ،میگفتم نمی‌خواد می‌گفت نه دوست دارم راحت غذا بخوری و غذا بهت بچسبه و به فکر دخترت نباشی ،یااینکه هر چی دخترم میخواست پولش اون میداد یا براش می‌خرید ،یااینکه خودم هر مشکلی داشتم کنارم بود و از نظر مالی واقعا چیزی از من دریغ نداشت همش به اون ویژگی هایی که تو وجودش بود فکر میکردم و تحسین میکردم .مهربونیش.مودب بودنش وخوش لباس بودنش .سخاوتمند بودنش و دیگه به اون مسئله فکر نکردم .خلاصه کلا تمرکزم و گذاشتم روی خودم و سعی کردم حالم خوب باشه و خوشحال باشم .

    استاد شاید باورتون نشه تو همین مدت کوتاه که فایل احساس ارزشمندی اومد و من شب و روز گوشش کردم و فقط حواسم به خودم و کارم بود دیگه فضولی نکردم و فقط به اون آقا احترام گذاشتم و دیگه از خودم و ایشون ناراحت نبودم،دیدم اون آقا انگار بیشتر پیش من تومحل کار میمونه بیشتر تو کاراش از من کمک میخواد و انگار توکار حتی بیشتر از قبل هوای منو داره .تا اینکه چهارشنبه اومد گفت میشه با هم صحبت کنیم گفتم باشه ،یکم که باهم صحبت کردیم ،گفت برات پول زدم گفتم نمی‌خواد گفت من خودم دوست دارم ،این کار و برای دل خودم انجام میدم و تو نور چشم منی و من تورو همیشه مثل یه دوست خوب دوست داشتم و دارم و گریه کرد و گفت کنارم باش مثل یه دوست منو تنها نزار و من همه اون کارهایی که قبلاً برات انجام میدادم و بازم بادل و جون واست انجام میدم.من فقط یه کلمه بهش گفتم که تو که اینطوری بودی برای چی با من بودی ،بخاطر قیافه ام ،گفت اولش بخاطر قیافت جذبت شدم ولی بعد بخاطر معرفت و مهربونیت نتونستم ولت کنم ،گفت من همیشه بهت گفتم که تو رو فقط بخاطر وجودت میخوام نه از روی هوس ،اونجا دیدم ،واقعا راست میگفت همیشه به من می‌گفت من تو رو فقط بخاطر وجودت میخوام ،دیدم اینجام من مقصر بودم ،دیدم من خودم و بهش زیادی چسبوندم دیدم این من بودم که دنبال سکس باهاش بودم ،دیدم من اشتباه کردم ،دیدم مقصر صفر تا صد این رابطه و وضعیت خودمم .

    استاد نمیگم همه چی عالی و گل و بلبله .ولی من الان حالم بهتره ،الان دیگه وابسته نیستم

    الان دیگه خودم بیشتر دوست دارم

    الان دیگه خودم و بخشیدم بخاطر اشتباهاتم

    الان دیگه فقط خدارو تنها حامی و روزی رسان خودم می‌دونم

    الان دیگه از دست کسی ناراحت نیستم

    الان انگار دیگه خودم و ارزشمند می‌دونم

    الان خودم لایق یه رابطه بهتر می‌دونم

    الان دیگه تجربه بدست آوردم

    استاد من خدارو باور کردم ،من دیگه فهمیدم واقعا برگی بدون اذن خدا از درخت نمی افته

    من فهمیدم که واقعا چیزی رو نمیتونم کنترل کنم،اگرم بخوام نمیشه فقط زجر و عذابه

    استاد من دیگه واقعا در برابر قدرت خدا تسلیمم.من فقط باید سمت خودم رو درست انجام بدم و خدا رو باور کنم ،وبزارم خدا هم کار خودش و انجام بده .

    من ازش یه رابطه خوب با یه آدم خوب و میخوام باورش دارم می‌دونم که فقط کار خودشه ،چطوری و از کجاش و من نمی‌دونم ،اون اربابه قدرت دست خودشه ،گنجها و نعمت ها دست خودشه ازش میخوام و با تک تک سلولهای بدنم و وجودم باورش دارم ،میدونم بزودی زود بهم میده

    استاد این دنیا که تو بهشت هستی از خدا میخوام اون دنیا هم جاتون تو بهشت باشه

    خیلی دوستتون دارم

    در پناه خدای مهربان شاد و پیروز و سربلند و سعادتمند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      سارا نوید گفته:
      مدت عضویت: 2459 روز

      سلام مریم عزیزم . چقدر عالی نوشتید و چقدر خالصانه . کیف کردم از خوندن کامنت شما دوست عزیزم . ان‌شاءالله مسیر زندگیتون همواره پر از خیر و برکت و آرامش باشه . طعم زیبایی رابطه ی خوب دو طرفه و پر از عشق و احترام ‌و زیبایی رو بچشید و لذت ببرید از لحظه به لحظه زندگیتون .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مریم بانو گفته:
        مدت عضویت: 1301 روز

        سلام عزیزم

        واقعیتش وقتی کامنت و نوشتم و ارسال کردم ،یخورده حالم بد شد ،با خودم گفتم شاید نیازی به اینهمه افشاگری نبود ،ولی بعد گفتم اشکالی نداره این یه ردپاست ،من دارم رو خودم کار میکنم ،باخودم گفتم مریم قرار نیست اوضاع همیشه اینطوری بمونه ،توکه داری روی خودت کار می‌کنی ،پس همه چی تو زندگیت تغییر می‌کنه ،پس امید داشته باش که همه چی اونطوری میشه که تو میخوای .

        اینا رو با خودم گفتم دلم آروم شد .

        ازت ممنونم دختر زیبا بخاطر این آرزوی خوب و قشنگی که برام کردی ،کلی انرژی و حس خوب گرفتم .

        منم کلی آروزی خوب برات دارم

        امیدوارم روزا و شباتون رنگی و شاد و پر از نعمت و ثروت و حال خوب و روابط خوب باشه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          سارا نوید گفته:
          مدت عضویت: 2459 روز

          مریم جانم دلم میخواد قسمتی از تجربیاتم درباره ی کامنت رو باهات به اشتراک بگذارم .

          من واقعا چندین ساله دارم با استاد کار میکنم و از اولین روز هم ایشون اولین استاد من بودند و فقط به آموزه های ایشون گوش کردم .

          من دوره های عزت نفس ، حل مسائل و 12 قدم رو خریدم مشترکا با خواهرم که ایشون هم کاربریشون جداست .

          من روی کامنت گذاشتن خیلی حساس بودم . یعنی بیچاره آبجیم میخواست یک کامنت بگذاره من چند روز اخم میکردم که نه نباید کامنتی با اسم من منتشر بشه .

          منم بازیگر نویسنده و کارگردان هستم و همش میگفتم نععع اگه کامنتی با اسم من منتشر بشه بعدا آبروم میره و اخبار ناجالب راجع به من پخش میشه .

          اصلا سر کار من با مردم بود و ترس من هم مردم .

          گذشت گذشت گذشت و من همچنان نه خودم کامنت میگذاشتم و نه میذاشتم خواهرم با کاربری من کامنت بگذاره از ترس اون روز کذایی .

          من در شغل خودم به موفقیت های بسیار زیادی رسیده بودم و همش یک جای کارم میلنگید و نمیفهمیدم اصلا کجا و چه باور مخربی دارم و بعد با همین کامنت ها شناسایی و بر طرف شد .

          تو یکی از قدم ها استاد کلی مثال زد یخ ذهن من باز شد و یواش یواش تازه 6-7 ماه بعد شروع کردم کامنت گذاشتن و دیگه از خودم گفتن .

          مریم جان میتونم بهت بگم زندگی من به دو دسته تقسیم شد

          من قبل از اینکه کامنت بگذارم و بخونم

          من بعد از اینکه کامنت میگذارم و میخونم

          وای مریم باید بهتون بگم مقاومت من در حدی زیاد بود که میخواستم همین چند هفته پیش به استاد ایمیل بزنم بگم این عقل کل رو باید جمع کنید چون همه دارن خیلی دیگه راحت میشن بماند که خودم حالا دارم تو عقل کل نظر میذارم و کلی قانون رو مرور میکنم .

          حالا بهت بگم چی شد بعد از کامنت گذشتن های مستمر من راجع به خود واقعیم .

          به مرور یخ خودم با خودم باز شد و پذیرفتم که آقا انسان ممکن الخطاست و میتونه اشتباه کنه و من هم در برهه هایی پشت نجواها رفتم ، با شیطان رفتم ، توبه هم کردم ، باز ده بار توبه هم شکستم اما اما اما واقعا روزی بنیادین واقف شدم به خودم . واقعا هر کدوم از دوره های استاد زیر و رو میکنه آدمو . فرقی هم نداره چه رایگان و غیر رایگان همش یکیه از اصل .

          من واقعا خیلی تغییر کردم و هیچ ربطی به چند سال قبلم ندارم .

          حالا هم ممکنه بعضی وقت ها اشتباه کنم ، اشباه تصمیم بگیرم ، با آدم اشتباه برم و … اما سریع متوجه میشم و برمیگردم .

          از اول مهر که من شروع کردم به دوباره دیدن 12 قدم و شروع دوباره ی تمرین ها و انجام حتمی همه ی تمرین ها ، نمیدونی چه بیگ بنگی درون من شکل گرفت . وقتی شروع کردم به کامنت گذاشتن اصلا باورهام زیر و رو شد و با خودم میگفتم اعععععععع این همه کثیفی کجای مغز من بوده آخه ؟ چطور همچین چیزهایی در باورهای من بوده ! حالا ان شاءالله میبینی در 12 قدم من برای هر جلسه کامنت گذاشتم و دیگه همه چیزم رو گفتم . نمیتونم بگم نوشتن از خودم تا چه حد به من کمک کرد و من رو با خودم رو به رو کرد .

          این که تصمیم گرفتی در زندگیت تحول ایجاد کنی تحسین برانگیزه و من بسیار خوشحالم . امیدوارم تمام قدم ها رو تا آخر بری و نتایج شگفت انگیزت رو در پایان قدم 12 ببینیم و بشنویم و لذت ببریم .

          ان شاءالله ببینمتون ، همه ی بچه های 12 قدم رو در بهترین شرایط و بریم منزل استاد کیف کنیم همگی و شب ها تا صبح بشینیم دم دریاچه راجع به قانون حرف بزنیم و بگیم چه معجزاتی دیدیم و چه هدایت هایی دریافت کردیم . ایمان دارم به اون روز شگفت انگیز و صدای خنده ی استاد مدام تو گوشمه وقتی ما داریم از این روزهامون میگیم که تازه تاتی تاتی کردن با قانون رو یاد گرفته بودیم … شکر الله . خوشحالم از اینکه با شما مریم عزیزم هم دوره هستم و پیشنهاد میکنم دوره ی عزت نفس رو هم در کنار 12 قدم تهیه کنید . اون دوره کلا 9 جلسه هست و باورتون نمیشه از همون جلسه اول یهو همه چیز تغییر میکنه و با خودتون رو به رو میشید و کامنت ها رو که میخونید یهو مث جت تغییر میکنید .

          بحث تغییر کردن نیست ها منظورم

          دید جدید و نگاه جدید به این دنیا و باور های جدیدی که کمک میکنند زندگی فوق العاده ای رو برای خودمون رقم بزنیم .

          یک مطلبی در یکی از پادکست های روانشناسی گوش کردم که دلم میخواد باهاتون به اشتراک بگذارم :

          حضور در پیله ی بسته ، اگرچه امن است اما ما را لارو نگه میدارد . برای تبدیل شدن به پروانه ی بزرگ و دگردیسی کردن ، لازم است پیله را کنار بزنیم و با پوست جدیدمان که حساس است به هوا و … به جلو حرکت کنیم . دگردیسی را حاصل کنیم و بپذیریم ما موجودی پویا هستیم و نه ایستا

          و مریم جان مطلب دیگری که دوست دارم با تو دوست خوبم به اشتراک بگذارم این است :

          در خودشناسی بعد از اینکه به این میرسیم که من که هستم ، به این نتیجه میرسیم که من چه میتوانم باشم؟

          یعنی استعدادها ، توانمندی ها و ویژگی هایم را زندگی کنم و در تمام سطوح زندگی کنم و آن زمان سبک زندگی من مخصوص به من خواهد بود و این زیباست.

          حالا ما با کامنت ها یواش یواش از پیله میایم بیرون و با خود شگفت انکیزمون رو به رو میشیم . کی ؟ زمانی که با این محصولات فوق العاده و حتی فایل های رایگان شروع میکنیم به درست کردن ریشه ای خودمان و همان دگردیسی و انسان جدید …

          مریم جانم چقدر خوشحالم برایت نوشتم عزیز دلم .

          راهت روشن باد و مسیرت سرسبز و هموار .

          ان شاءالله همواره برات عشق بباره از در و دیوار .

          شکر الله بابت این کامنت کلیدی و هدایتی .

          شکر الله بابت استاد عباسمنش فوق العاده ام .

          شکر الله بابت تک تک اعضای این سایت فوق العاده .

          استاااااااااااااد اگه این کامنتو خوندید بدونید نوید عاشقتونه

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
          • -
            مریم بانو گفته:
            مدت عضویت: 1301 روز

            به نام خدای مهربان عشق و معجزه و ثروت

            سلام عزیزم ،چه عشق و آرامش و آگاهی های نابی تو کامنتتون هست ،عالی اشک تو چشام جمع شد

            نوید عزیزم خداروصد هزار مرتبه شکر که تونستین به ترس هاتون غلبه کنید و حرف مردم براتون مهم نباشه ،خیلی خوشحال شدم از این تغییر ی که توی خودتون بوجود آوردین ،چون این ترس پاشنه آشیل خیلی از ماهاست ،حتی خود استاد هم همیشه میگن ترس از حرف مردم همیشه پاشنه آشیل خود ایشون هم بوده و کلی روش کارکرده

            من حتما 12قدم و تا آخرش با عشق و علاقه و امید و انگیزه دنبال میکنم ،تو همین مدت نزدیک 4ماهه که دارم روی قدم اول کار میکنم ،هر بار یه چیز جدید دارم یاد میگیرم وکلی تغییر تو زندگیم بوجود اومده ،اصلا انگار همه چی توی وجودم داره زیر و رو میشه ،نمیدونم من تو قدم اولم اینطوریه ،چون من همون اول تصمیم داشتم بعد از یک ماه قدم دو رو تهیه کنم ،ولی دیدم من نزدیک 4ماهه هنوز تازه دارم آگاهی ها رو حضم میکنم ،بااینکه شب و روز دارم روش کار میکنم و گوش میکنم ،ولی الان دیگه احساس میکنم به قدم 2نیاز دارم و برای ماه جدید قدم 2رو تهیه میکنم به امید خدای مهربان

            تو برنامه هام تهیه دوره عزت نفس و ثروت 1و احساس لیاقت هم هست

            ولی نمی‌دونم الان مغزم جواب بده یا نه بخاطر همین تصمیم گرفتم قدم به قدم با حس خوب و آرامش و بدون عجله پیش برم ،به یاری خدا

            نوید عزیزم چه تجسم قشنگی کردی صدای خنده های استاد تو گوش منم پیچید اینکه همگی کنار هم باشیم و با استاد بگیم و بخندیم و صحبت کنیم ،واقعا لذت بخشه امیدوارم اتفاق بیفته بزودی زود

            دقیقا این حرفتون رو قبول دارم که ما با کامنت نوشتن انگار از پیله خودمون بیرون میایم و خودمون رو بهتر می‌شناسیم ،واقعا چه مثال قشنگی زدین

            در هر صورت ازتون سپاسگزارم بخاطر این حس قشنگ ،این آگاهی های نابی که لطف کردی و باهام به اشتراک گذاشتی

            منم خیلی خوشحالم که برام نوشتی عزیزم

            کلی آرزوی خوب برات دارم امیدوارم تو همه جنبه های زندگیت همیشه موفق و سربلند و پیروز و سعادتمند و ثروتمند باشی

            شکر الله بخاطر وجود شما و بچه های نازنین سایت

            شکر الله بخاطر وجود نازنین استاد عزیزم

            در پناه خدای مهربان باشید

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مهسا میهن خواه گفته:
    مدت عضویت: 1879 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام عزیزانم

    چقددددددر ریشه داره این عدم لیاقت در وجودم

    خیلی نیاز به تمرینه

    تمام مثال های استاد برای خودم و در وجودم مثال داشتم

    اینکه همین چند روز پیش تو مهمونی داستم غذا برمیداشتم لرت از دستم افتاد تا شب داشتم خودمو سرزنش میکردم

    وقتی همکارم برآورد ابنیه بلد بود و من بلد نبودم چقدر بالا دیدمش و گفتم تو بلد نیستی در حالیکه منم برنامه زمانبندی بلد بودم اون بلد نبود تازه به خودم گفتم این چیزی نیست خیلی ساده اس تو بلدی

    وفتی تو یه مهمانی یه خانواده که خیلی از طبقه بالا بودن با اینکه همه و همه چقدر با من گرم بودن و خوش و بش میکردن فقط برای اینکه پدر این خانواده منو تحویل نگرفت چه احساس بدی داشتم چقدر حس حقارت کردم

    قبلاً که اصلا تو ذهنم بلد نبودن حتی درست با خودم حرف بزنم حتی از وقتی با استاد آشنا شدم میخوام با خودم حرف بزنم مهسا جان میگم

    چه مهمانی هایی نرفتم و دوست نداشتم کسی پیشم بیاد چون حس حقارت و کمبود داشتم

    چقدر برام سخته ارتباط و اظهار نظر با افرادی که از طبفات بسیار بالا نسبت به من چه مالی و چه اجتماعی هستند

    چه عالی استاد در جلسه4 عزت نفس گفتن موفقیت هاتون چه کوچیک و چه بزرگ بنوسید ضبط کنید داءم به خودتون بگید

    ونیازه داءم باشه قطعاً یه دوره چند وقت کافی نیست ادامه دار باید باشه

    باید خیلی کار کنم باید استمرار داشته باشم باید صبر کنم تا نتیجه شو ببینم

    به امید خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  7. -
    زهرا دشتی گفته:
    مدت عضویت: 1220 روز

    به نام خدایی که از روح خودش در من دمید و من را لایق ترین موجود روی زمین آفرید.

    خداروشکر به خاطر این فایل مختصر مفید و پراز علم و آگاهی

    احساس لیاقت واقعا داشتنش و همیشه رو به بهتر کردنش در وجودمون یکی از واجبات زندگی عالی از هر لحاظ

    خدارو شکر میکنم که که در مسیر بهتر کردن باورهام نسبت با خودم و بالابردن احساس لیاقتم هستم

    من ایمان دارم لایق بهترینام

    من ایمان دارم به این دنیا اومدم تا زندگی دلخواه و ایده آل خودم تجربه کنم

    وقتی به این دنیا اومدم یعنی لایقم

    وقتی به شکل یک انسان اومدم یعنی لایقم

    وقتی بهم روحی مقدس داده شد یعنی لایقم

    وقتی بهم عقل و شعور داده شد یعنی لایقم

    من ذاتا لایق و ارزشمندم

    من لایق داشتن یه زندگی مرفه مالی در نهایت آزادی مالی و درآمد میلیاردی 100 در100 هستم

    من لایق داشتن رابطه سالم و عاطفی سرتا سر احترام و عشق و رشد و آرامش هستم

    من لایق داشتن بدنی سالم و زیبا و روی فرم وایده آلم هستم

    من لایق محبوبیت و احترام و دوست داشته شدن هستم

    من لایق داشتن یه خانواده مستقل برای خودم بر پایه سلامت های کامل روانی و جسمانی هستم

    من لایق داشتن ماشین های خوشگل و رنگارنگ و از برندای مورد علاقم هستم

    من لایق زندگی در خونه های ایده آل خودم هستم

    لایق زندگی در قصری که خودم با باورهای خوب ساختمش و جذب کردم

    من لایق مسافرت های شیک و لاکچری به جاهای خیلی خفن هستم

    من لایق مسافرت به جاذبه های فوق العاده طبیعی در جای جای جهان هستم

    من لایق اینکه طبیعت زیبای خداوند در جای جای این جهان تجربه کنم هستم

    من لایق تجربه ثروت و آزادی مالی دارم

    من لایق نزدیکی به خداوند و دوستی با خداوند هستم

    من لایق تجربه نعمت های مختلف خداوند هستم

    لایق خوردن غذاهای جدید و متنوع و گرون

    لایق پوشیدن لباس های مورد علاقم از برند گرفته تا هر مورد دیگه ای هستم

    من 100 در 100 لایق تجربه زندگی ایده آلم به روش های مختلف هستم

    من لایق داشتن آرامش در همه قسمت های زندگیم هستم

    من لایق استفاده از به روز ترین امکانات روز و جهان هستم

    من لایق داشتن خونه شیک به دیزاین مورد علاقم در منطقه مورد علاقم هستم

    من لیاقت داشتن یه شریک زندگی فوق العاده و هماهنگ با شخصیتم و اهدافم هستم

    من لایق داشتن شریکی محترم متشخص اهل رشد و جذاب از لحاظ شخصیتی و ظاهری هستم

    من لایق تجربه رابطه رویایی عاطفی هستم.

    من با لیاقت ترین آفریده و خلق خدا برای برخورداری از نعمت های زیبای خداوند هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  8. -
    کامران جباری گفته:
    مدت عضویت: 1271 روز

    بانام و یاد خداوند مهربان

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم بسیار مهربان و همه خانواده عباسمنش

    استاد من بیش از یکسال میشه که عضو خوب خانواده عباسمنش هستم و خیلی مطالب را از تجربیات شما و دوستان یاد گرفتم و میگیرم یادمه در قدم اول جلسه آخر در مورد امتیاز دادن به خودم درمورد عزت نفش به هر سوالی می‌رسیدم صفر میدادم چون احساس می‌کردم که هر ضربه ای که توی زندگی خوردم و میخوردم در اثر نداشتن عزت نفسه و به قول شما استاد پایه اصلی و مبنای رسیدن به کمالات داشتن عزت نفسه و هنوز که هنوزه امتیاز قابل توجهی نتونستم به خودم بدهم چرا که هر کجا کاری را می‌خواهم انجام بدهم باید حواسم به اطراف و روبروم باشه که طرف مقابل ناراحت یا از من رنجیده نشه و زندگی برای دیگران میکنم و این واقعا برای من معضل بسیار بزرگی هست همیشه به خودم میگم مرد بسه دیگه تا کی تو الان 49سالته به خودت بیا چرا همش شرایط دیگران برات مهمه چرا تو همش باید انحطاف در مقابل دیگران باید داشته باشی چرا باید یه جوری رفتار کنی که جلب توجه دیگران قرار بگیری یا اینکه سخنان خودتو طوری در لفافه بگی که جرات رک گفتن را نداشته باشی که آیا دیگران از تو ناراحت میشوند خوب بشن چرا خودت را اینقدر زجر میدی هم شرایط زندگی را برای خودت بد کردی هم برای خانوادت بسه دیگه بخودت بیا همش سر اینکه نمیتونی حرفت را راحت بزنی نمیتونی به حق خودت برسی و همیشه عقب هستی همش خجالت به هنگام ورود به جمعی تپش قلبت داره همه را با خبر میکنه که یه آدم ضعیف و نفس و خجالتی داره میاد توی جمع شب دیر وقت داری میایی منزل جای پارک ماشینو گرفتن نمیتونی به خودت اجازه بدی زنگ خونشو بزنی بابا بیا ماشینو بر دار استاد عزیزم نمیدونم چرا دیدگاهم به اینجا رسید چون واقعا هر کسی عزت نفس بالایی داشته باشه مابقی مسائل خود بخود حل میشه دوستان ممنونم دیدگاه من را مطالعه فرمودید از استاد عزیزم تشکر را دارم بابت راهنمایی ها و رهنمودهای بسیار ارزشمندشان

    در پناه خداوند شاد پیروز و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  9. -
    ایمان متین فر گفته:
    مدت عضویت: 3399 روز

    به نام خدا بخشنده مهربان

    با سلام به استاد عزیزم

    عجب تیشرت خوشرنگی چقدر بتون میاد از همون بگراند اول انرژی مثبت رو دادین سپاسگزارم

    استاد چقدر عالی توضیح میدین کلامی که از دل براید لاجرم بر دل نشیند

    و کلام شما که کلام نیست واقعا فرکانسِ ناب و خالصِ که اگه شنونده خوبی باشی سریع با پوست و گوشت و خونت اجین میشه

    موضوع این بحث اینِ که بجای تمرکز روی ناتوانی هامون تمرکز بزاریم روی توانایی هامون

    چه مثالی های خوبی زدین که ذهنم رو باز کرد و من هم مثالی دارم

    چند هفته پیش یه آزمون آنلاین دادم مثل همون امتحان آیین نامه شما که در کشف قوانین گفتید و من از 100 نمره 95 شدم یعنی تنها 2 پاسخ غلط باعث شد 100 نشم و 95 شدم هنوز این دوره و این معارفه های محصول لیاقت تو سایت نیومده بوده و من تمرکزم رفت روی 2 نمره غلط

    با اینکه من با همین نمره نفر اول شده بودم اونم با اختلاف ولی خب باز دلم می خواست 100 بشم

    راستش زیاد خودم رو سرزنش نکردم ولی این نکته استاد رو که گفتن توانایی ها و دستاوردهامون رو تو ذهنتون پررنگ کنید رو انجام ندادم و از این به بعد می خوام همین کار رو کنم

    تصمیم بگیرم آگاهانه دستاوردها ، استعدادها و توانمندی هام رو تو ذهنم پررنگ کنم و ناتوانی هام رو سریعا تو ذهنم از بین ببرم

    استاد عزیزم شما این موضوع رو حدود 13 ساله در فایل ها ، محصولات ، نوشته ها و حتی زیرخاکی هایی که از شما دارم مثل سخنرانی تون در دانشگاه شهید بهشتی در سال 89 میگید : “”جهان به افکار و باورها و فرکانس های شما واکنش نشون میده””

    و اول این فایل هم میگید “”” مهمترین احساس در احساسی که می تونیم در خودمون ایجاد کنیم و بیشترین تاثیر رو داشته باشه در احساس خوب ، احساس لیاقت و احساس خود ارزشیِ

    چون جهان به اندازه ای که ما برای خودمون ارزش قائل هستیم جهان هم برای ما ارزش قائل ِ”””

    سوال من اینکه چرا اینقدر این موضوع مهم اینقدر فراره؟

    یا شاید برای من فراره

    مثلا با یه چالشی مواجه میشم واکنش طبیعی ذهن اینکه مقاومت ایجاد کنه با چالش ِ و با منفی بافی هاش احساسم رو رفته رفته بد کنه

    طبق گفته های شما ، من در این شرایط باید چیکار کنم جلوی منفی بافی های ذهنم رو بگیرم و نزارم احساسم بد بشه

    حالا بسته به اون چالش که چقدر بزرگه یا چیه ؟ عیار توانمندی من در کنترل ذهنم محک می خوره

    یعنی اگه ذهنم ، ذهنی باشه که روش کار کرده باشم خب راحت تر و سریع تر می توم کنترلش کنم تا ذهنی که روش کار نشده

    حالا این ذهن چطور قوی میشه و راحت تر میشه رامش کرد؟

    1. با تمرین کردن یعنی هر چی بیشتر تمرین ش بدی بهتر رامت میشه

    2. با تمرکز کردن روی دیده ها و شنیده ها یعنی نقش ورودی ها به ذهن

    3. با بیاد آوردن موقعیت هایی که قبلا پیش اومده و بعدا” نتیجه اش اومده

    4. در یک هاله ای از صلح و آرامش با خود بودن یعنی حضور خدا رو در درونت حس کردن

    اینا چیزایی که الان میدونم

    ولی آیا عمل کنندشون هم هستم؟

    که بشه جزئی از شخصیتم و جهان هم به این شخصیت جدید من واکنش نشون بده

    من طی 2 جلسه اول و توضیحات تکمیلی جلسه اول ، معارفه این دوره و این دو قسمت نشانه های عدم لیاقت ، درک کردم

    اگه می خوای در تمام جنبه های زندگیت موفق بشی و طعم خوشبختی رو دائم بچشی و در یک کلام ” واقعا زندگی موفق و مرفهی رو تجربه کنی ”

    پایه ، اساس و فونداسیونش احساس لیاقت و خود ارزشیِ

    یعنی جناب ایمان خان اگه انصافا” و خداوکیلی نمی خوای احساس لیاقت رو در خودت پیدا کنی یا بهتره بگم بسازیش

    بنا به هر دلیل یا بهانه ای

    با این دوره ، خودت رو سرکار نزار

    اگه قلبی باورش نمی کنی وقت و انرژی خودت رو نگیر ،

    اگه فقط می خوای حالت مُسکنی خوب بشه و وقت ت رو یه طوری بگذرونی اینجا نگرد برات جذاب نیست برو انیستاگرام برات جذاب تر و سرگرم کننده تره

    اگه فقط چند صباحی می خوای آموزه های احساس لیاقت رو در زندگی اجرا کنی و بعد از مدتی ول کنی و ادامه ندی همین الان با برنامه های استاد خداحافظی کن برای همیشه چون با این طرز تفکر و باور به جایی نمیرسی تو این سایت

    درست مثل قانون سلامت میمونه یعنی نمیشه بگی یه سری از چیزهایی که تو این دوره گفته شده رو شرایطش رو ندارم که نخورمشون یا انجامشون ندم خب قطعا نتیجه مطلوب رو نمی گیری حالا انشالله خدا خودش درستش می کنه هم نداریم

    یا طبق قانون سلامتی هرروز عمل می کنی و نتیجه این عمل کردن میشه سلامتی ، نشاط ، اندام مناسب یا اگه تقلب کردی و زیر آبی رفتی نتیجه نمی گیری

    این مثال قانون سلامتی رو زدم که بخودم گوشزد کنم یا این دوره رو اونجوری که داره آموزش داده میشه جلو ببرم یا اگه می خوام تقلب کنم ( یعنی سر خودم رو کلاه بزارم ) بی خیال این دوره بشم و کلا با سایت خداحافظی کنم

    من قبل از تهیه این دوره ، برنامه مم این بود تمرکزی روی روانشناسی ثروت 1 ویرایش جدید کار کنم و وقتی این دوره اومد گفتم خب بهتر به موازات این دو دوره رو با هم جلو می برم یعنی هم ثروت 1 هم احساس لیاقت

    ولی وقتی هر دو رو روزهای اول جلو بردم دیدم خدای من چه اتفاقی تو ذهنم داره میفته من اصلا جلسات اول ثروت 1 رو نمی فهمم یعنی میشنوم استاد چی میگی ولی ذهنم قبولشون نمی کنه که عملیش کنم هر چندثروت 1 و 2 و 3 رو بارها و بارها گوش دادم و الان در شرایط مالی جالبی نیستم ولی دیدم نه واقعا درک صحیحی از دوره ثروت 1 ندارم و دارم بی خودی انرژی میزارم پس تصمیم گرفتم تمرکزم رو فقط بزارم روی این دوره و الان خیلی بهتر و راحت تر دارم با این دوره ارتباط برقرار می کنم من تفریح ، آموزش کار تخصصی خودم ( که اونم سنگینه و تمرکز بالایی می خواد ) رو کنار گذاشتم و فقط دارم روی این دوره کارم می کنم . ذهنم رو ایزوله کردم و تماما دارم به جملات و تمرینات شما فکر می کنم حتی نسبت به اطرافیانم هم آسون گیرتر شدم چون ایمان دارم از این دوره جواب می گیرم

    چون قبلا از دوره های دیگه استاد نتیجه گرفتم پس با ایمان و قدرت بیشتری روی این دوره کار میکنم چون پایه و اساس هر موفقیتی همین احساس لیاقت و خود ارشمندیِ

    پس آگاهانه و متعهدانه تصمیم می گیرم اگر کاری انجام دادم و کار خوب جلو رفت و قسمتی ازش خوب از آب در نیومد تمرکز بزارم روی خوبی کار

    در کل تمرکز بزارم روی استعدادهام ، توانمندی هام و دستاوردهام بجای تمرکز گذاشتن رو ی ناتوانی هام

    و یادم باشه جهان هستی بسیار بسیار هوشمنده و مو رو از ماست میکشه پس اهرم رنج و لذتی در ذهنم می سازم ( چون ابزار ذهن ِ)

    که احساس خوب = اتفاقات خوب ( لذت ) و احساس بد = اتفاقات بد ( رنج )

    و راستش من کم طاقتم و تحمل رنج رو ندارم

    استاد واقعا صمیمانه و از ته قلبم بهترین ها رو از خدا براتون می خوام که دستی از دستان خداوند هستید که ما رو به راه راست هدایت می کنید سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  10. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1153 روز

    درودبه استادمهربانم ومریم نازنین

    وهمه دوستان عالیم

    خداروشکر بابت صحبت‌های ناب استاد.

    زمانی که یادگرفتم به خودم احترام بگذارم وبرای خودارزش قائل باشم ،بذراحساس لیاقت دروجودم کاشته شدوآرام آرام مریمی شدم که خودم رالایق عالی ترین داشته هامی دانستم وبه قول استادجهان هم پاداش های عالی عطامی کند،جاهایی هدایت می شوی که عالی ترین وباکیفیت ترین چیزهای راکه لازم داری خریداری می کنی،افرادی راملاقات می کنی که هم فرکانس باتوهستند،کنارکسی قرارمی گیری که نهایت ارزش واحترام رابرایت قائل است مثل روزهایی که می گذرندومن کنارعزیزدلم باعشق به همدیگراحترام گذاشته ودرتمام زمینه هاهمدل به جلومی رویم به لطف خداوندمهربان وآموزه های استادعشق.

    خدای عزیزم چقدرزیبااحساس لیاقت رادروجودم به ثمرنشاندی وزمانی که خودم خودم رادوست داشتم وگفتم من مگراشرف مخلوقات نیستم پس بایدبه خودم ثابت کنم که چنین است توهم یاریم کردی وثمره اش همین زندگی بهشتی است که دارم واین مستلزم هرروزبودن دراین سایت بود،وقتی متعهدشدم ودفترستاره قطبی ام همه چیزم شدوهرروزنوشتم وقسم به همان نوشتنی که درقرآنت فرمودی وایمان وتوکلی که همیشه احساسش می کردم باصدای استادم من تغییرکردم وحال واحساسم عالی شدوماندم تنهاجایی که ازماندن خسته نشدم بلکه خودرالایق گوش جان سپردن به راهکارهای جدیدباباورهای بی نهایت تاثیرگذاردیدم وعمل کردم به تمام فرامین های انسانی که الگوی تمام نمای زندگیم شد چه می شودکه سالهاباپدرومادرت ،هم خون هایت زندگی می کنی امامثل اسپندروی آتیش دست وپامی زنی وفراری هستی مکان دیگربرایت زجرآوراست حتی ازپاره تنت فرزندت خودراجدامی کنی وکناراستادی قرارت می دهدکه فقط ازطریق موبایل اورامی بینی ومی شنوی اماتمام زندگیت می شودودگرگون می کندزندگیت راخدایااگراینهالیاقت نیست نزدتوپس چیست تومرالایق این زندگی لبریزازآرامش،شادی،لذت،سلامتی، همسری عالی که دقیقه به دقیقه قربان صدقه ات می رودومی گودمن نوکرت هستم من کوچیکتم هرچندبه اومی گویم بزرگواری ومعجزه خداونددرزندگیم وخدایاتومرالایق این همه نعمت وبرکت کرده ای واین پاداش تغییرات وهرروزکارکردن روی خودم است هرروزوهرلحظه تمرکزروی مثبت ها،راهکارهای استادوتبعیت ازالهام های خداوندوآرام آرام فردی می شوی که خداوندتورالایق عالی ترین چیزهامی داندومن لبریزشدم ازداشتن احساس لیاقت درهرموردی.

    استادجان بابت همه چیزممنون وسپاس فراوان.

    درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید، عاشقتونم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای: