این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/02/abasmanesh-5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-02-22 03:35:372025-12-18 01:58:16به جای فرار از مسائل، از حلّ آنها پول بساز
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
او آنها را از مجازات ما بیم داد، ولی بر آنها اصرار بر مجادله و القای شکّ داشتند! (36)
آیه امشب شاید برای خودم منم تعجب آور باشه که چرا انتخابش کردم
ولی یه مفهوم فوق العاده داره که برای خود من مثل یه اکسیر عمل میکنه به شرطی که همیشه توی ذهنم باشه
داستان این آیه داستان قوم لوط که عذاب میشن
و پیامبرشون اونو رو هشدار میده ولی اونا بازم به کار خودشون عمل میکنند
قبل از همه ی اینا برای خود من جالب که بدونم ریشه های سختش به چه معناست
بطش: گرفتن چیزی با دست/ کیفر دادن/ مجازات کردن
مری: تردید کردن / شک کردن
آیه در اصل داره میگه که
اونا رو بهشون هشدار داد ولی اونا یه جورایی حرف توی گوششون نمیرفت و شک داشتن
موضوع امشبم همینه شک داشتن
خیلی وقتا خود من میشینم پای فایل های استاد
یا این همه آیه توی قران پیدا کردم که نشون میده ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاس
زمانی که استارت فایل میخوره با خودم میگم نکنه این حرفا باعث بشه من هر دو تا دنیامو ببازم
یا حتی زمانی که قرآن میخونم با اینکه برای خودم هزار بار استدلال کردم که چی میشه یه نفر فرعون میشه و عذاب میشه
با خودم میگم نکنه منم با پول مثل فرعون بشم
با اینکه میدونم که آقا فرعون جایگاهش جهنمه
منم الان با این فقری که توشم جایگاهم جهنمه
حالا این شانسو خدا بهم داده که برم به ثروت برسم و توی این مسیر ایمانمو حفظ کنم
چون بدون ایمان همه چی رو میبازم
اینو من بهش رسیدم
ولی بازم شک میکنم
بازم یه سری نکنه فلان بشه
نکنه بهمان بشه
ایناس که اذیت میکنه
ایناس که باعث داستان شده
و این شک کردنه که آدم توش اگه بمونه به خودش میاد میبینه عمرش گذشته و بدم گذشته با فقرم گذشته
یاد یه عالم دوستا رفیقا خودم میوفتم که همشون از وحشت اینکه یه موقع اگه ازدواج کنن نکنه منجر به اتفاقات بد و طلاق بشه
با این وحشت ازدواج نمیکنن
و ثمره اش میشه اینکه اینا سنشون میره بالا
و آخر سر از سر مجبوری باید با کسی ازدواج کنن که یه مشکلی داره
مثلا یکی از آشناهای ما اینقدر ازدواج نکرد به خاطر اتفاقی که برای خواهرش افتاده بود که آخر سر مجبور شد توی سن بالا از ترس اینکه دیگه بچه دار نشه به یه پیر مرد که از خودش حداقل پونزده سال بزرگتر بود بله بگه
یعنی آخر بله رو گفتا
ولی با نکبت و از سر اجبار بله گفت
و به خاطر یه شک الکی مثل یه کسی که بالای یه جوی آب واساده میگه بپرم برم اون طرفش
با اینکه میبینه اون طرف جوی آب پر از میوه های خوشمزه اس
و این طرف که خودش وایساده چنتا گرگ گرسنه دارن بو میکشن دنبال غذا میگردن
بعد این میاد توی ذهنش که نکنه بیوفتم توی آب
و ثمره اش میشه اینکه یه عمر ازترس اینکه نیوفته توی آب پشت اون جوب میمونه و أخرشم با اینکه مثل آب خوردن میتونس به ترسش غلبه کنه و از یه عالم نعمتی که اون طرف جوی آب بود تواناییشو داشت که استفاده کنه
توی گرسنگی این طرف جوی آب میمیره چون شک کرد
چون توی شک موند
یه جایی یه بار شنیدم که شک کردن خوبه
توی شک موندن بده
شک یعنی عقلت یه جورایی کار میکنه
سنجیده عمل میکنی
ولی موندن توی شک
تصمیم نگرفتن اینکه بده
اینکه یه آدمو فلج میکنه
و میزنتش زمین
اینا رو به خودم میگم
که وقتی که فایل میبنم با دل و جون فایل ها رو ببینم
وقتی قرآن میخونم و میرسم به اینکه ثروت تنها راه رسیدن به خداست تنها راه رسیدن به معنویته شک نکنم بهش
نگم نکنه برم جهنم
چون ثمره ی این شک کردنه چیزی جز باختن هر دو طرف نیست
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی ک بهشون نعمت دادی
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیست
و درخواست کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام دادهاند میپذیرد و از فضل خود بر آنها میافزاید؛ امّا برای کافران عذاب شدیدی است! (26)
خیلی ساده اس این آیه
خیلی قشنگه
اولش میگه دعاهای اونهایی که ایمان آوردنو قبول میکنه مستجاب میکنه
بعدش میگه و از فضلش تازه به اون اضافه میکنه
وقتی که میگه فضل شوخی بردار نیست
فضل بخشش سنگینه
یه جور بخششی که برق از چشات میپرونه
و آخرش میگه برای کافران عذابی دردناک است
یعنی همینجور که برای اونایی که ایمان آوردن میترکونه
برای اونایی کافرن بیچاره شون میکنه
و این مصداق بارز باور ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاس
اونجایی که میگه خدا از فضلش بر اونها اضافه میکنه خیلی جای فک کردن داره به نظرم
فک کن با یه خدایی طرفیم که غوله که کلا هر نیرویی هر زوری توی این دنیاس مال اونه
حالا همون خدا میاد میگه که اگه ما دعاهای شما رو که مستجاب که میکنیم هیچ تازه از فضلمونم بهش اضافه میکنیم
امروز یه آیه خوندم از اینکه
خدا گفته بود اگر ایمان بیارید فک میکنم از زبان نوحم بود دقیق یادم نیست
ولی گفته بود چرا ایمان نمیارید اگه ایمان بیارید خدا به شما فراوانی مال و فرزند بهتون میده قشنگ انگار یه روالی رو توی قرآن میتونی ببینی که همش میگه ایمان و نعمت کنار هم دیگه ان
همون پولی که عالم و آدم به خاطر دوزارش شبشونو به روزشون میدوزن همون پولو خدا میتونه خیلی راحت بهت برسونه
به یه شرط
اول ایمان داشته باشی یعنی روی باورات کار کنی اگه اینو درست انجام بدی وارد مرحله ی بعدی میشی
دوم ایده بهت میرسه که فلان کارو باید انجام بدی تو باید انجام بدی بدون هیچ مقاومتی باید انجامش بدی
سوم باید صبر داشته باشی و اجازه بدی خدا هم قسمت خودشو انجام بده و تو هم ایمان خودتو توی این مدت حفظ کنی
چهارم تو به هرچی که میخای میرسی خیلی ام ساده میرسی اصن خدا راهو یه جوری باز میکنه که تو بتونی اون کارو انجام بدی
امیدوارم حال دلت همیشه عالی باشه وبه قول خودت جیبت پرپول باشه وهمچنین برای خودنازنینم .
دیروزنوشته ای از« جو ویتالی » خوندم که بی ارتباط به این کامنت شما نیست گفتم اینجادرادامه کامنت ارزشمند شمابنویسم البته من خوشم اومدولذت بردم امیدوارم شماودیگردوستان هم لذت ببرید درواقع قانون ثابت الهی وتوحیدی روبیان میکنه که نشردادنش خالی ازلطف نیست .
جو ویتالی میگه :
درابتدا شما « قربانی » هستید
سپس به سمت اینکه « خالق » زندگی شوید حرکت می کنید
ودر پایان « خادم الوهیت » خواهیدشد
درمرحله آخربیداری تقریبابدون هیچ تلاشی ازجانب شما معجزات حیرت اوری به وقوع خواهند پیوست
بایدکه تشنه این مسیرباشیداگرچنین نباشید نمی توانیدنظم لازم برای تمرکزبرآن وحرکت به سوی آن را طاقت بیاورید
همه چیزهایی که درخواست می کنیدازکوچک تابزرگ بدون استثناء تقدیم شما می گردد
به هرپرسشی که ازعالم هستی کنید پاسخ داده می شود
همه آرزوهایتان تحقق می یابد
هردعایی مستجاب می شود
ولی دلیل اینکه بعضی خواسته های خودرا دریافت نمی کنند ، چیست ؟
برای اینست که مرحله باور را درک نکرده اند وخودراباخواسته خودهماهنگ وهم ارتعاش نکردند.
اگرقلب چیزی راطلب کند و
ذهن مقاومت کند این ناهماهنگی مانعی برای تحقق رویا وخواسته شماست .
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار و هم فرکانسی های عزیز
تو شهر ما دو نفر در دانشگاه آزاد کارمند بودند و توسط نماینده مجلس به دانشگاه برده شده بودند و زمانی که نماینده وقتش تموم شد و یه نماینده جدید اومد، هر دوی این آقایان را از دانشگاه آزاد انداختند بیرون و اخراجشون کردند.
یکی از آنها خودکشی کرد و نفر دوم کسب و کار خودشو راه انداخت
میدونین دلیلش چی بود؟
نفر اول با توجه به اینکه کارمند شده بود و یه حقوق ثابتی داشت ، رفت و ازدواج کرد و بعد از مدتی که اخراج شد و چون منبع درآمدی نداشت و تنها منبع درآمدش فقط از حقوقی که دانشگاه بهش میداد بود و زمانی که اخراج شد خانواده دختره بهشون گفتند که ما به کارمند دختر داده بودیم و از طرفی منبع درآمد نداری و اینکار باعث شد که طرف خودشو در تنگنا ببینه و نتونه مشکلش را حل کنه و اقدام به خودکشی میکنه و سرنوشت خودش و خانواده اش را به این صورت عوض میکنه.
نفر دوم: بعد از اخراج از دانشگاه چون به نجاری و دکوراسیون علاقه داشت و پاره وقت هم در این ضمینه کار میکرد رفت دنبال علایقش و از پارکین خونه اش شروع کرد و اونجا را محل کارش کرد و چون کارش تمیز و خوب بود ، آرام آرام به مرور مشتریانش زیاد و زیاد تر شدند و زمانهائی میرسید که تا 12 شب کار میکرد و مشهور شد و سپس جای بزرگتری مغازه گرفت و روز به روز وضع مالی اش بهتر بهتر شد.
اینها دو دیدگاه برای دو نفر که شرایط یکسانی داشتند ولی نتایج متفاوتی را برای خودشان ایجاد کردند
سیب زمینی و تخم مرغ را وقتی همزمان حرارت میدیم با اینکه یه شرایط دارند ، ولی زمانی که پخته میشن یکی نرم میشه و یکی سفت.
دقیقا برای ما آدما هم اینجوریه و بستگی به شرایط و ذهنیت ما و دیدگاهمان دارد و شرایط سخت یکی را قویتر میکند و یکی دیگه را بدبخت تر و ضعیف تر.
وقتی باران میبارد همه پرنده ها برای اینکه خیس نشوند به لونه هاشون میروند ولی عقاب بالای ابرها ، و این دیدگاهه که آدما را متفاوت میکند.
راستش خیلی خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم کلمه به کلمه ی نوشته های شما کلید واژه های معجزه آسایی بود اینکه گفتید… توی سال جدیدم میخام به ایده ام عمل کنم و بازم آیه های بیشتری برای منطقی کردن این باور به ذهنم بیارم
چقدر خوبع خداوند ابزار لازم رو در اختیارمون قرار داده و شما با کمک گرفتن از این آیهسوره صافات ایه 148 ثروت رو منطقی کردید و نکته ی جالب دیگه ای که توی ذهنم نشست و تبدیل به باورم شد این بود که گفتید تا زمانی که فرکانس ایمان رو تو ارسال کنی از نعمتم بهره مند میشی
تو ایمان بیاری نتیجه اش میشه نعمت
دیگه چه جوری باید خدا بگه
دیگه به چ زبونی باید بگه
به چه شکل
چه قدر دیگه باید تاکید کنه
چه قدر ب شکل داستان های مختلف بگه
واقعا درست گفتید.. آخه چقدررررر
همش داره بهمون تاکید می کنه
آقای مرادی دوست داشتم تمام کلماتی رو که نوشتین با خط درشت و پررنگ بنویسم انگار یجورایی دوست داشتم این حرفهارو بشنوم… یا بهم تاکید بشه و یا یجورایی بهم یادآوری بشه… ممنونم که قلم خدا شدید و نشانه های خداوند رو در غالب کلمات پررنگتر شد خدایااا شکرت
ممنون و سپاسگذارم
در ضمن سفرتون به قشم رو به شادی گذروندین چقدر قشم و کیش سرزمین وجزیره ی متفاوتی هستش به امید خدا همیشه در سفر باشید و بخوبی و خوشی.
بازم بنویسید … خیلی این دلنوشته های الهی تون بدل میشینه .. ممنون و سپاس
این آیه خیلی تاثیر داشت برام انگار خدا منو آورد اینجا تا به این آیه برخورد کنم بشینه تو وجودم که تا زمانی که من تسلیم هستم و توکل دارم کارها به مدت زمان معینی خوب پیشن میره به اندازه ای که ایمان اوردی پاداش هم میگیری برای من خیلی موقع پیش اومده با اینکه به ظاهر فکر میکنم که دارم روی خودم کار میکنم ورودی ها را کنترل میکنم دارم سعی میکنم قوانینی زندگی کنم الان قشنگ با این آیه که شما دست خدا برام شدی بهش برخورد کردم قشنگ متوجه شدم به قولی دوزاریم افتاد که آقا جان تا زمانی که به من وصل شدی تسلیم بودی تا زمان معین از نعمتهام سیرابت میکنم ولی شیطان قسم خورده همیشه انلاین هست مثل بولوتوث سریع کانکت میشه دقیقا یک مثالی که الان اومد هدایتی مثل زمانی که ما اینترنت موبایلمون انتن دارد و تو خونه یا محل کارمون وای فای هست تا انتن موبایلمون قطع میشه وای فای وصل میشه دقیقا اتصال ما همینطور هست وقتی وقتی به خدا وصلیم کار میکنه براون بعد ان هم شیطان ما بین این دو قطب هستیم همیشه به غیر این نیست حالت خنثی نداریم در این جهان مادی که استاد عزیزیم همیشه به خوبی ازش صحبت میکنه با این آیه شما متوجه شدم ازتون سپاسگزارم که هدایت شدین و این ایه را نوشتید چقدر خوب دارید روی قوانین از روی قران کار میکنید بهتون تبریک میگم امیدوارم همیشه بدرخشید با کلام خدای مهربون.
و حالا دستای خدارو محکمتر از قبل حس میکنم که داره منو میبره بالاتر
11:11
با اشک مینویسم
تمام دیوارای اینجا،نقاشیای اینجا،گل ها،وسایلا،همه چیززززز… خدایی بود ک کنارم بود…
و چقدر لایق بودم ک منو برد به مرحله ی بالاتر..
چه معجزه هایی..
یادمه وقتی داشتم این باشگاهو میزدم،معجزه ها بوم بوم میومد..چرا ک کنترل ذهن داشتم
نمیذاشتم نگرانی ها بیان و منو از پا در بیارن..
بارها گفتمو نوشتم ک چه پولا و خیروبرکتی به سمتم اومدن.. بارزترینش 50 میلیونی بود ک داداشم بهم دادو موقعی ک خواستم برش گردونم ،گفت مگه من از تو پول میگیرم…
طلایی ک به بابام دادم در عوض پولی ک بهم داده بود..بهم گفت تو لایقی و تونستی پیشرفت کنی ،پس بتو میرسه و طلاهارو برگردوندو گفت برو بزن به کارت…
و حالا این باشگاه جدید…
معجزه ای ک دیروز رخ دادو اونقدرررررررر از خوشحالی گریه و جیغ زدم ک اگه کسی پیشم بود میگفت این دختر دیوانسسسسست…
و فقط ابجی لیلاست ک متوجه میشه اره من دیوانه ی واقعیم… و بهش زنگ زدمو باهم هم گریه میکردیم هم میخندیدیم
این روزا ک دلار سر به فلک کشید.. توی خرید وسایل برای باشگاه جدید،یه جورایی حسابه منطقی و مادیه ما بهم ریخت
در تمام این مدت،همش تلاش کردم ک ذهنو کنترل کنم
همش میگفتم ندا اکی میشه
قبلا معجزه دیدی بازم میبنیی،
همش دلهره میومد اما قلبم جوابشو میداد..
تا دیروزززز…
پیام از شرکتی ک خرید کرده بودیم ،اومد..
گفتم یا خدا الان پیام داده ک پول بزنین منم ک پیش پرداخت زدم ولی برای تسویه الان پول نداریم
و در طی این دو هفته ،براش پول زده بودیم
اما برای تحویل باید تسویه میشد
معجزه ی این داستان،نتیجه ی اون امیدو کنترل ذهن و شکر گذاریا و یاداوریای نعمتایی ک بهم داده،منجر به این شد اقاهه ویس داده بود خانم بشارتی شما 4 میلیون دیگ بدین تسویه میشه
در صورتی ک ما طبق دوتا فاکتور میگفتیم 170 این حدودا
و حتی ویس هم داده بودم قبلا ک 170 رو میزنیم
رفتم توی فاکتورا،دیدم یک دستگاه رو در دوتا فاکتور زدن
و ما هم مبلغشو دوبار حساب میکنیم
وقتی اینو گفت،چندبار فاکتورارو بررسی کردم
گفتم خدایااااااا،چجوری اخه
من چندبار قبلا این فاکتورارو دیدم
چجوری میشه اخه…انقدددددددددد خوشحال بودم
و دیدم این مرحله اصلا برای این اومده بود ک این جهان متوجه شه ک ندا چقدر واقعا امیدو ایمان داره
انگار ک یه امتحان بود
و خوشحالم ک سربلند بیرون اومدم
حالا دیگ با خیال راحتتر از راحت،داریم کارارو پیش میبریم
قشنگ یادمه هفته ی قبل،گفتم اگه صد تومن دیگ تزریق میشد به پولمون،طراحیمون بهتر میشد
االان مبلغی بیشتر از چیزی ک خواسته بودم، تزریق شد
این واسه من معجزست
معجزه ها زیادن
از راننده ای ک وسایلارو برامون اورد ک جز لبخند هیچی روی لبش نبود
روز 191: سلاااااام به استاد عزیزم و خانوم شایسته و دوستان خوبم ایشالا که حالتون عااالی باشه ، من خودم استاد اینو خوب ازتون یاد گرفتم و باید خیلی بیشتر روس تمرین کنم که شکارچی نکات مثبت باشم از همون اول صبح با زیبایی هایی که روبرو میشم سعی میکنم همون لحظه بنویسم و وقتی صب از همون اولش کانون توجهمو کنترل میکنم رو زیبایی ها تا آخر اون روز همش اتفاقات خوب و باحالی رو تجربه میکنم نمیخوام بگم که صد در صد توجهم رو زیبایی هاست و فقط اتفاقات خوب رو تجربه میکنم ، اتفاقات ناجالب هم هستن اما به قدری کمه که اصن میشه گفت که وجود نداره دی مقابل اتفاقات خوبی که برام نیفته هیچی نیست، چون ما نمیتونیم کامل رو خوبی توجه کنیم ، منم بعضی وقتا نگران میشم ، منم بعضی وقتا شرک میورزیم اما سریع خودمو جمع میکنم و میگم یاسین حواست باشه احساس بد اتفاقات بد هااا خب وقتی من میدونم جریان اینه مگه مرض دارم حال خودمو بد نگه دارم، تضاد های که بشون بر میخورم و مسائل باعث میشه که من رشد کنم باعث میشه که من به خدا بگم دقیق چیو میخوام و اون به من بده به همین راحتی ، خدای من من رو به مسیر درست هدایت کن عااااااشقتووونمم.
سلام به استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
منم در گذشته ی نه چندان دور، ینی قبل از آشنایی با استادعزیز ، افکار عموم جامعه رو داشتم و بر این باور بودم که آسایش و رفاه ما در گرو حکومتهایی هستش که برپا میشه به خصوص رئیس جمهورهایی که انتخاب میشن ولی با توجه به صحبتهای استاد عزیز نگاهم به این قضیه کلاً تغییر کرد و به درک و فهم بهتری رسیدم . طوری که افکار و باورهای مناسبتری برای رشد و پیشرفتم ساختم.
همین تغییر نگاه و ایجاد باورهای جدید ، تو حل خیلی از مشکلات و مسائل زندگی شخصیم بهم کمک کرد .
ماها عادت داشتیم همیشه دنبال مقصر بگردیم ، یا کسیو پیدا کنیم که اون کاری بکنه تا ما به آرامش و آسایش برسیم .با توجه به این نگاه اشتباهی که داشتیم هیچ وقت از اون آرامش و آسایش خبری نبود.
فکر میکنم نگاه خیلی خودخواهانهای نسبت به این قضیه داشتیم ینی به جای اینکه توجه و تمرکزمون روی سهم و نقش خودمون باشه و خودمون دنبال راه حل مسائل باشیم از دیگران توقع میکردیم . بنظرم این نهایت خودخواهی بود که من به شخصه خیلی داشتم به خصوص نسبت به همسرم. و تا وقتی که با این نگاه پیش میرفتم نه تنها نتونستم به خواستههام برسم بلکه هر روز از خواستههام دور و دورتر میشدم.
به خاطر این باور غلط ، مسائل و مشکلات زندگیمو نمیتونستم بپذیرم.
سهم و نقش خودمو درست انجام نمیدادم.
باعث شده بود همیشه طرف مقابلم به خصوص همسرم رو کنترل کنم .
هرجا که کم میووردم سریع دنبال مقصر میگشتم تا اون مسئله رو گردن طرف مقابل بندازم و خودمو از اون موضوع خلاص کنم.
هیچ وقت صبور نبودم. همیشه سر جنگ با همسرم داشتم فک میکردم سلطه جویی جواب میده و منو به خواستههام نزدیکتر میکنه.
ایمان صفر درصد. اصلا به ذهنم خطور نمیکرد که میشه از نیروی قدرتمند دیگهای کمک و هدایت خواست.
در کل که سطح نگاهم خیلی پایین بود و همین منو عقب نگه داشته بود حتی باعث سلب آرامشم شده بود.
تا اینکه خدا رو شکر به کمک آگاهیهای ناب استاد عزیز و تلاش و اراده ی خودم تونستم درکمو نسبت به این قضایا تغییر بدم.
البته که به تدریج و کم کم قانون تکامل رو طی کردم اما از اینکه بالاخره تونستم تو این زمینه موفق بشم خیلی خوشحالم.
به هیچ وجه دیگه از کسی توقع نمیکنم به خصوص همسرم.
مشکلات و مسائل هایی که تو زندگیم به وجود میان رو خیلی خوب میپذیرم.
به نسبت قبل خیلی صبورتر شدم.
خیلی ایمان پیدا کردم که خداوند داره تو این مسیر منو هدایت میکنه و وظیفه ی من انجام دادن سهم و نقش خودم نسبت به اون موضوع و پذیرفتن مشکلات هستش.
اینم متوجه شدم که هر چقدر ، روی تغییرات خودمون کار کنیم باز با مشکلات و تضادهایی مواجه میشیم که اگه نگاهمون نسبت بهشون تغییر بکنه و سعی کنیم اونها رو از زاویه بهتری نگاه کنیم هم به راحتی حل میشن همین که من از این چالشها درسها و پیامها و تجربههای خوبی کسب میکنم.
وقتی نگاهت به مسائل هایی که برات اتفاق میفتن، فرق کنه و نگاه مثبتی نسبت به امورات زندگیت داشته باشی ، مشکلات و تضادها مثل گذشته به نظرت وحشتناک و غیر قابل حل نمیان. اتفاقاً دیدت طوری میشه که مطمئنی اون مسئله خیلی راحت و با کمی صبوری و اعتماد به قوانین خود به خود حل میشه حتی خیلی جاها نیاز به تلاش و حرکت ما نداره و باید کاملاً رهاش کرد و توجه و تمرکزت رو ازش برداشت ، اونوقته که با نتایج مطلوب و رضایت بخشی مواجه میشیم .
همونطور که استاد عزیز گفتن منم در گذشته فکر میکردم کسی که خوشبخته ، با هیچ مسئله و یا تضادی بر نمیخوره در حالی که الان متوجه شدم تا زنده هستیم و تا وقتی که زندگی میکنیم نیازه که برای رشد و موفقیتهای بیشتر با چنین چالشهایی مواجه بشیم. بنابراین سعی میکنم هر اتفاقی که بیفته ، بپذیرمش. هر چند بر خلاف میلم باشه!
دیگه میدونم دست و پا زدن و زور زدن و تلاش بیش از حد کردن و وقت و انرژی بیشتری گذاشتن هیچ فایدهای نداره .
به جای زوم کردن روی خود مسئله و غصه خوردن و رفتن در فرکانس منفی ، باید دنبال راه حلی برای برطرف کردن اون مسئله باشیم.
یاد گرفتم هر اتفاقی که میفته به خودم بگم الان افتاده تموم شده رفته و اون اتفاق در گذشته ی من قرار گرفته، الان تو لحظه ی حال چکاری باید انجام بدم که منو به احساس بهتری ببره و اون موضوع رو برام قابل هضم کنه و وقتی که آروم شدم فکر راه حلی برای حل اون مسئله کنم .
باید بدونیم که مشکلات و تضادها همیشه هستن و راه گریزی از اونها نیست پس بهتره سخت نگیریم تا سخت بهمون نگذره.
وقتی که آرامش داشته باشیم و تونسته باشیم خشم و عصبانیت خودمون رو کنترل کنیم اون اتفاق رو راحتتر میپذیریم و بهتر میتونیم حلش کنیم.
همگی دیگه بر این باور هستیم که با بودن در احساس بد میتونیم اتفاق خوبی رو برای خودمون رقم بزنیم باید به هر طریقی که هست احساس خودمون رو خوب نگه داریم تا شاهد اتفاقات بهتری باشیم البته به میزانی که روی تغییرات افکار و باورهامون کار میکنیم و در فرکانس مثبتی قرار داریم کمتر با موضوعات و مسائل ناجالبی مواجه میشیم.
پس تکرار اتفاقات ناجالب و دیدن مشکلات و تضادهای زیاد نشونه اینه که من در مدار درستی نیستم و نیاز به کارکرد بیشتری دارم که خب باید صادقانه با خودم حل و فصلش کنم و ببینم ایراد کار کجاست و چ ترمزها و مقاومتهایی از درون دارم که باعث بروز چنین حوادثی میشه.
اینکه بدونم راه حل هر مسئلهای تو وجود خودمه و تو عوامل بیرونی دنبالش نگردم کمک دهنده ی بسیار بزرگی برای رفع و حل اون موضوع میتونه باشه.
چن روز پیش تو ترافیک با دنده یک ، یه نفر از پشت چنان بهم زد که باعث خسارت و خرابی ماشینم از پشت و جلو شد. اون روز ماشین همسرمو گرفته بودم . و این در حالی بود که با یکی از دوستام تو همون لحظه داشتیم راجع به سپاسگزاری و اتفاقات خوبی که به خاطر سپاس گفتن داشتههامون بوجود میاد گپ میزدیم.
میخوام بگم در فرکانس مثبتی قرار داشتیم ولی با این اتفاق مواجه شدیم.
بعد از گذشت نیم ساعت تا افسر و مامور و این داستانا بیان ، به دوستم گفتم الان تو این وضعیت چه چیزی برای سپاسگزاری داری؟! گفت همین که به خودمون آسیب نخورد همین که راهی بیمارستان نشدیم همین که زندهایم جای شکر داره گفتم آفرین. یه چیز دیگه تو ذهن من اومد و به خاطرش خیلی سپاس گفتم اینکه وقتی به همسرم زنگ زدم و گفتم این اتفاق افتاده ،خیلی ریلکس و خونسرد گفت خب ببینید افسر چی میگه هرچی شد بهم خبر بده همین.
واقعا برای من ، جای سپاس زیادی داشت چرا که میتونست طور دیگهای برخورد کنه به خصوص اینکه با ماشین ایشون رفته بودم بیرون.
وقتی تصادف کردیم ، به هیچ وجه عصبانی نشدم و تو اون لحظه فقط چن دقیقه ی اول به خاطر شوکی که بهم وارد شد یه کمی تن و بدنم میلرزید. اتفاقاً پیاده شدم و به اون خانمی که بهم زده بود گفتم آروم باش اتفاقی که پیش اومده و با گریه و ناراحتی نمیشه موضوع رو حل کرد.
شب، وقتی که داشتم تمرین ستاره قطبیمو مرور میکردم دنبال علت این اتفاق گشتم. متوجه شدم هفته ی پیش، فوت یکی از بستگانمون که خیلی جوون بود که بر اثر تصادف فوت کرده بود رو به این و اون خیلی بازگو کردم.
دقیقاً به خاطر اینکه جوون بود و خیلی الکی مرد ، بالغ بر 10 بار شاید بیشتر، برای این و اون بازگو کرده بودم. این ینی چی؟!!!! ینی توجه و تمرکزم روی تصادف و روی مرگ بوده. در واقع به خاطر حس دلسوزی و نگرانی برای خودم یا عزیزانم ، در فرکانس منفی قرار داشتم و همینم جذب کردم.
ولی خب حالا که این اتفاق افتاده بود سعی کردم نگاهم رو از زوایای منفی بردارم و خودمو سرزنش نکنم و به مثبتهای این اتفاق نگاه کنم.
چون چن ساعتی با اون دو خانم بودم و فردای اون روز هم ملاقاتشون کردم ، با دو خانم متشخص آشنا شدم که تو گپ هایی که با هم زدیم درسهای زیادی ازشون گرفتم .
بیشتر سپاسگزار همسرم شدم و به خودم گفتم بیشتر باید قدرشو بدونی.
حتی یاد گرفتم تو ترافیک باید فاصله ی من با ماشین جلویی حداقل 5 یا 6 متر باشه .من این نکته رو رعایت نمیکردم چون دیگران رعایت نمیکردن ولی باید از این به بعد رعایت کنم.
چون خودم دنبال کارای ماشین رفتم کلی چیزای جدید یاد گرفتم.
با وجود اینکه چن روز برنامههای روزانم به هم ریخت به هیچ وجه عصبانی نشدم و سعی کردم بپذیرم و با آرامش دنبال کارای ماشین باشم.
به خودم یادآوری کردم میشه تو روزای سخت هم حس خوب داشت. به هم ریختن برنامهها و کلاسها هم به منزله عقب افتادن از چیزی نیست باید در لحظه زندگی کرد و اتفاقات را پذیرفت.
سپاسگزاری کردم ب خاطر اینکه اون خانم بیمه طلایی داشت و از اونجایی که میدونست خودش مقصره، تمام خسارت رو قبول کرد.
افسر هم کروکی ای که کشید با وجود اینکه قسمت جلو ماشین باید گردن خودم میفتاد ولی باز تو کروکی نوشت که بیمه بده .اینم خودش معجزه بود که اون آقایی که اومد تعیین خسارت کنه تمام قسمتها را وارد لیست کرد.
بنابراین وقتی با موضوع یا مسائلی به ظاهر ناجالب مواجه میشیم به جای اینکه ترس و نگرانی و استرس اضطراب خودمونو تشدید کنیم بهتره با داشتن آرامش نگاه بهتری به اون قضیه داشته باشیم و دنبال حکمت و مصلحت اون اتفاق بگردیم .حتی اگه نتونستیم به حکمتش پی ببریم همین که احساسمون رو کنترل کنیم و تو فاز منفی نباشیم خودش خیلی عالیه .
درود و سپاس خداوند رحمان و درود بر شما که چه خوب تشخیص دادین چقدر خوب فکرتون را کنترل کردید و چه خوب مدیریت کردید معمولا خانمها بلوغ فکری بهتری از آقایان دارند و پذیرش بیشتر و بهتری دارند.
یه حسی بهم گفت بیام و شما را تحسین کنم
از اینکه خودتون هستین جای تقدیر داره از اینکه کلی چیز یاد گرفتین و…
هر روز یک قدم کوچک برای احساس خودمان برداریم برای شادی و شادمانی و شاد زیستن برای شکرگزاری برای دریافت نعمتهایی که تا کنون داشته آیم نعمتهایی که الان داریم و نعمتهایی که قرار هست داشته باشیم.
موفق باشید و تندرست چرا که سلامتی خود ثروت موضاعف است
دقیقا باید هر روز برای همون روز شاد زیست و قدردان نعمتها بود.
اینکه بیاییم ذهنمونو برای روزهایی که معلوم نیس باشیم یا نباشیم درگیر کنیم کار بیهوده ای هستش .
البته که باید با امید زیست اما برای حل مشکلات و نموندن تو اون مشکل ، در واقع برای رهایی و کنترل ذهن ، این نگاه به من خیلی کمک کرده و باعث شده روزها و لحظات حالم بهتر بگذرن.
به امید موفقیتها و کسب آگاهی و درسها و تجارب بیشتر.
درود خداوند بر شما ستاره ناهید از تبار رحیمی بودن خداوند که شامل افرادی که در آن فرکانس قرار دارند می شود.
نمی دونم دفتر شکرگزاری دارید یا نه اگه ندارید به شما پیشنهاد می کنم یک دفتر دویست برگ زیبا با یک روان نویس خوشگل بگیرید و شروع کنید به نوشتن شکرگزاری و نوشتن توانایی های که دارید.
با این کار جهان هر لحظه چیزهای بیشتر قشنگ تر بهتر آسانتر ….به شما می دهد برای سپاسگزاری این خوبه که در سایت مشارکت دارید همین باعث میشه هر روز بیشتر به دنبال نگرش تازه ای باشید و فایلهای استاد را از نگاه تیزبین آنه تری دنبال کنید و توجه به اصل داشته باشید و در فرکانسهای بالاتری قرار بگیرید.و ادامه بدهید و مداومت داشته باشید.
به عنوان مثال
خدایا ممنون و سپاسگزار و خوشحال و متشکرم که خانواده همسر فرزندان خوبی دارم و لحضات شادی را با آنها می گذرانم و احساس لذت و آرامش شادمانی و رشد شخصیت دارم آن هم در تمام جوانب زندگی.
خدارا شکر که سایت عباس منش را دارم که بستر مناسبی برای گذراندن گلدین تایم و لحظات طلایی زندگی من است انگار زمان متوقف شده و من را در بهشت قرار داده با خوبرویان و پریانی مثل خودم استاد و همسرشان و…
اول از همه بگم اسم این فایل یه جورایی تو ناخودآگاهم مونده و هر وقت تو کارم به یه مسئله ای بر میخورم ، سریع این جمله ی «به جای فرار ازش ، از حلش پول بساز» میاد تو ذهنم و اون کارو صد در صد انجام میدم.
(البته شاید در شرایط خاص از انجامش صرف نظر کنم)
همین چند روز پیش که یه مشتری قبلیم باهام تماس گرفت و رفتم برای انجام کار ، وقتی کارو دیدم ، یه لحظه دو دل شدم که انجام بدم یا ندم.
ولی سریع این حس تردید رو از خودم دور کردم و با خودم گفتم به جای فرار ازش ، انجامش میدم و پول میسازم.
با خودم گفتم وقتی این کار بهم پیشنهاد شده ، یعنی من توانایی انجامشو دارم.
کل کار هایی که همه ازش فراری بودن و من انجام دادم رو به یاد آوردم و اینجوری اعتماد به نفسمو تقویت کردم.
با خودم گفتم خدا همه ی کار ها و برام انجام داده تا الان ، این یکی هم برام انجام میده و …
خلاصه که عزممو جزم کردم و گفتم انجامش میدم.
اصلا یه جوری اتفاقات کنار هم قرار میگیره که خودم حال میکنم وقتی این برنامه ریزی خداوند رو میبینم.
این کار استثنائاً باید شب انجام بشه و روز نمیشه کار کرد.
من خودم ۱۲ شب شروع به کار میکنم و تقریبا تا ۸-۹ صبح اجازه ی فعالیت دارم تو اون مکان.
حالا با این ساعت کاری ، هیچ نیرویی حاضر نشد بیاد کار کنه و همه میگفتن که شب نمیشه کار کرد و چمیدونم ارتفاع کار بالاست و …
و جالب اینجاست که به لطف خدا من خودم به تنهایی تا الان نصف اون کارو انجام دادم و امروز که دوستم ازم داشت میپرسید که کارو به کجا رسوندم ، وقتی بهش گفتم تعجب کرده بود.
تو این دو روز هم که نتونستم کامنت بزارم مشغول انجام این کار بودم و الان دیگه فرصتو غنیمت شمردم تا بنویسم تا یادم بمونه.
چند تا نکته که تو متن این فایل بود رو کپی کردم چون خیلی برام الهام بخش بود.
در برخورد با مسائل باید باور داشته باشیم که توانایی حل شان را داریم.
حل مسائلم وظیفه من است. باید از آنها آگاه شوم ، باید با آنها روبرو شوم و باید آنها را حل کنم زیرا رشد و پیشرفت من ، در گرو حل آن مسائل است.
من با توانایی هایی کامل برای حل مسائل ام خلق شده ام.
☘️آنجا که راه نیست ، خدا راه می گشاید🍃
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
از خدا میخوام هممونو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده هدایت کنه.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا باور کنیم توانایی حل تمام مسائل رو داریم.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا از مشکلات و مسائلمون بزرگ تر باشیم.
پس خدا پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا فرمود؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد. (148)
قبل از این آیه خداوند میگه که
اونهایی که همراه با پیامبرا جنگیدن و تسلیم نشدن و صبر داشتن
آیه بعدش میاد دعاشونو میگه که از خدا طلب استغفار کردن
و توی این آیه میاد ثمره رو میگه
اولش ایمان بوده
دوم ایده در جهت ایمان بوده که توی شرایط اونا میشده جنگ
سوم شده نتیجه
و اتفاقا اون قسمتشو دوست داشتم که از لفظ دنیا هم استفاده کرده
این همه تا الان من آیه آوردم
و اینقدر خدا گفته که بهشون پاداششون رو توی همیننن دنیا دادیم
اصن اون دنیا بدون این دنیا معنی نداره
یعنی نعوذ بالله خدا که مریض نبوده ما رو بیاره توی این دنیا ول بتابونه بعدم ببره جهنم
اینا رو برای خودم میگم که هنووز که هنوزه فک میکننه ثروت و خدا باهم تضاد دارن
نه یه سری اصل ساده هست که توی قران من تا الان بهش رسیدم
ثروت خوبه خیلی ام خوبه به شرطی که شکرگذار باشی
انفاق کنی
دنبال چشم و هم چشمی بقیه ام نباشی توی یه کلام توی حاشیه نباشی
اگه این شرایط رعایت بشه مستقیم همین ثروت تو رو میندازه توی راه راست
و مستقیم بهشت رو هم توی این دنیا تجربه میکنی هم توی اون دنیا
امروز داشتم جلسه نهم روانشناسی ثروتو میدیدم
زمانی که فایل شروع شد ویو پرادایس پشت سر استاد بود
خیلی لذت بردم
گفتم ببین ادمی که به راه راست باشه از حاشیه دور باشه
بهشت توی همین دنیا تجربه میکنه
یاد اون آیه سوره بقره میوفتم که بهشتی ها زمانی که میوه ها رو میخورن میگن این همون چیزی که قبلا هم به ما رسیده بود
وقتی پرادایس میبینم یاد همون بهشت خدا که وعده اش رو میده که از توی اون چشمه ها جاریه میوفتم
خدایی که یه راننده تاکسی رو رسونده به جایی که توی آمریکا توی یه همچین بهشتی داره زندگی میکنه میتونه هرکدوم از ما رو هم تا قعر آسمون بالا ببره
و همه اینا از کسب و کار پر رونق شروع میشه
یاد اون آیه ای میوفتم که میگه اونهای که فلان ویژگی رو داشته باشن
بهشون تجارتی رو میدیم که هرگز کساد نشه و خداوند از فضلش بر اونها به عنوان پاداش می افزاید
این آیه رو خیلی دوس دارم چون دقیقا از لفظ تجارت به معنی کسب و کار استفاده شده توش
اینا رو یاد آوری میکنم واسه ی خودم که یادم باشه پسفردا که از این دنیا رفتم موقع جواب دادنم یادم باشه که خدا برای من در حد کمال اثبات کرد که ثروت ن تنها تضادی با خدا نداره بلکه در جهتش هم هست
به دو دلیل
اول اینکه یاد اون آیه ای میوفتم که کافرا میگن ما به خاطر دارایی هامون و فرزندانمون از شما به خدا نزدیکتریم
خدا میگه اینجوری نیست که میگید اما اگر ایمان داشتید حرف شما درست بود
و این یکی از هزاران موردی که توی قرآن اومده
دلیل دوم
همیشه به خودم گفتم موقعی آدم توی شکر گذار ترین حالتش که براش پول اومده باشه
من خودم که اینجوری ام بقیه رو نمیدونم
و این شکر گذاری یعنی مهم ترین عمل صالح
خدا اینقدر گفته که کسانی که ایمان آوردن و عمل صالح انجام دادن
یکی از این عمل صالح ها میشه شکر گذاری
و بازم میگم شیطان زمانی که از درگاه خدا میخاست بره بیرون
وقتی به آدم سجده نکرد
با نهایت عصبانیتش گفت که تو اکثر بندگانت را ناسپاس خواهی یافت
میتونس بگه مشرک میتونس بگه کافر ولی گفت نا شکر
از بس این شکر گذاری سنگین
و یادمون باشه که با خدایی طرفیم که گفته اگر شما شکر گذاری کنید من براتون لازیدنکم میکنم
من بر شما می افزایم ظرف شما رو بزرگتر میکنم
و شاه کلیدی هدایتم که به نظرم سوره ی حمده که توش میگه راه راست راه کسانی که بهشون نعمت داده شده
به نظرم اینا کاملا منطقیه
یعنی فک نمیکنم کسی باشه که اینا رو بخونه و قبول نکنه که ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
حرفهای منم نیست بر اساس استناد به قرآنه
اینم منم که میتونم تکذیب کنم یا میتونم قبولشون کنم
زمانی که پیامبرا میرفتن به سمت مردم
یه سری افراد قبول میکردن حرفهاشونو
یه تعداد خیلی بیشتری هم تکذیب میکردن
الانم قرآن در دسترس همه ی ما هست
یه مدت زمانی هم بهمون مهلت داده شده که توی این دنیا باشیم
که تکلیفمون روشن باشه که اینوری هستیم یا اونوری
اینا رو به خودم میگم که بفهمم که خدا شوخی بردار نیست
اولش با ضرا و باس بهت هشداری میده
حالا میتونه مشکلات مالی باشه مشکلات سلامتی باشه
یا هرچیز دیگه
اگه اومدی توی راه که اومدی اگه نیمدی عذاب اصلی رو میاره
این منطقی که من توی قرآن دیدم
و اکه راه راست هدایت بشی
قطعا علاوه بر نعمت خشنودی خدا هم کنارش هست
کوچیکتر که بودم همیشه با خودم مرور میکردم که خدا به اونی که دوسش داره نعمت میده
اون موقع قانونو نمیدونستم ولی منطق خدا رو اینجوری میدیدم
اصنم فک نمیکردم که ثروت و فلان و اینا
ذهنم خیلی محدود تر بود
ولی با تمام وجود باور داشتم به این
و احساسمو خوب میکرد
باعث میشد که صبر کنم
هرچه قدر بزرگتر شدم از این منطق بیشتر فاصله گرفتم
تا رسیدم به الان
الان دارم میبینم که توی همین قرآنی که دم دستمه
بارها خدا گفته اونهایی که توی گروه خدان همیشه نعمت همراه ایناس
نمونه اش
شیطان به شما وعده فقر میده و امر میکنه به فحشا
و خدا به شما وعده فضل و امرزش میده
قشنگ خود خدا تقسیم بندی میکنه
یا با ما
یا بر ما
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشون نعمت دادی
راه سلیمانت راه یوسف راه همه پیامبرات
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیس
آیه 36 سوره ی قمر
سلام به همگی
امیدوارم اشک شوق روی گونه های تک به تکتون باشه
امیدوارم حال دلتون مثل این فصل خوشگل خدا با طراوت و پر از حال خوب باشه
امشبم به ایده ام عمل میکنم
یه آیه دیگه از قرآنو اون چیزی که ازش میهفممو اینجا مینویسم
وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ ﴿٣۶﴾
او آنها را از مجازات ما بیم داد، ولی بر آنها اصرار بر مجادله و القای شکّ داشتند! (36)
آیه امشب شاید برای خودم منم تعجب آور باشه که چرا انتخابش کردم
ولی یه مفهوم فوق العاده داره که برای خود من مثل یه اکسیر عمل میکنه به شرطی که همیشه توی ذهنم باشه
داستان این آیه داستان قوم لوط که عذاب میشن
و پیامبرشون اونو رو هشدار میده ولی اونا بازم به کار خودشون عمل میکنند
قبل از همه ی اینا برای خود من جالب که بدونم ریشه های سختش به چه معناست
بطش: گرفتن چیزی با دست/ کیفر دادن/ مجازات کردن
مری: تردید کردن / شک کردن
آیه در اصل داره میگه که
اونا رو بهشون هشدار داد ولی اونا یه جورایی حرف توی گوششون نمیرفت و شک داشتن
موضوع امشبم همینه شک داشتن
خیلی وقتا خود من میشینم پای فایل های استاد
یا این همه آیه توی قران پیدا کردم که نشون میده ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاس
زمانی که استارت فایل میخوره با خودم میگم نکنه این حرفا باعث بشه من هر دو تا دنیامو ببازم
یا حتی زمانی که قرآن میخونم با اینکه برای خودم هزار بار استدلال کردم که چی میشه یه نفر فرعون میشه و عذاب میشه
با خودم میگم نکنه منم با پول مثل فرعون بشم
با اینکه میدونم که آقا فرعون جایگاهش جهنمه
منم الان با این فقری که توشم جایگاهم جهنمه
حالا این شانسو خدا بهم داده که برم به ثروت برسم و توی این مسیر ایمانمو حفظ کنم
چون بدون ایمان همه چی رو میبازم
اینو من بهش رسیدم
ولی بازم شک میکنم
بازم یه سری نکنه فلان بشه
نکنه بهمان بشه
ایناس که اذیت میکنه
ایناس که باعث داستان شده
و این شک کردنه که آدم توش اگه بمونه به خودش میاد میبینه عمرش گذشته و بدم گذشته با فقرم گذشته
یاد یه عالم دوستا رفیقا خودم میوفتم که همشون از وحشت اینکه یه موقع اگه ازدواج کنن نکنه منجر به اتفاقات بد و طلاق بشه
با این وحشت ازدواج نمیکنن
و ثمره اش میشه اینکه اینا سنشون میره بالا
و آخر سر از سر مجبوری باید با کسی ازدواج کنن که یه مشکلی داره
مثلا یکی از آشناهای ما اینقدر ازدواج نکرد به خاطر اتفاقی که برای خواهرش افتاده بود که آخر سر مجبور شد توی سن بالا از ترس اینکه دیگه بچه دار نشه به یه پیر مرد که از خودش حداقل پونزده سال بزرگتر بود بله بگه
یعنی آخر بله رو گفتا
ولی با نکبت و از سر اجبار بله گفت
و به خاطر یه شک الکی مثل یه کسی که بالای یه جوی آب واساده میگه بپرم برم اون طرفش
با اینکه میبینه اون طرف جوی آب پر از میوه های خوشمزه اس
و این طرف که خودش وایساده چنتا گرگ گرسنه دارن بو میکشن دنبال غذا میگردن
بعد این میاد توی ذهنش که نکنه بیوفتم توی آب
و ثمره اش میشه اینکه یه عمر ازترس اینکه نیوفته توی آب پشت اون جوب میمونه و أخرشم با اینکه مثل آب خوردن میتونس به ترسش غلبه کنه و از یه عالم نعمتی که اون طرف جوی آب بود تواناییشو داشت که استفاده کنه
توی گرسنگی این طرف جوی آب میمیره چون شک کرد
چون توی شک موند
یه جایی یه بار شنیدم که شک کردن خوبه
توی شک موندن بده
شک یعنی عقلت یه جورایی کار میکنه
سنجیده عمل میکنی
ولی موندن توی شک
تصمیم نگرفتن اینکه بده
اینکه یه آدمو فلج میکنه
و میزنتش زمین
اینا رو به خودم میگم
که وقتی که فایل میبنم با دل و جون فایل ها رو ببینم
وقتی قرآن میخونم و میرسم به اینکه ثروت تنها راه رسیدن به خداست تنها راه رسیدن به معنویته شک نکنم بهش
نگم نکنه برم جهنم
چون ثمره ی این شک کردنه چیزی جز باختن هر دو طرف نیست
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی ک بهشون نعمت دادی
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیست
دوستون دارم
فقط پول ساختن نیست ما کلا باید دست از فرار کردن برداریم برای هر مسله ای راه حل پیدا کنیم
مهم نیست حتما پول بسازیم همینکه رابطت عالی تر، حس یهتر، راحتی بیشتر تجربه میکنیم عالیه
قبلا خیلی دلم میخواست از هر چیزی پول بسازم بعد دیدم من بجای تمرکز بر ساخت پول میتونم راه حل ایجاد خواسته را داشته باشم
خیلی مواقع ما کار میکنیم تا مثلا بریم مسافرت اما کافیه برای مسافرت فکر کنی بعد میبینی بدون پول و سختی رفتی
حل مسله یغنی تفکر در مورد خواسته و ایده ها که میاد عملی کنی بعد محقق میشه
و چقدر افراد هستن که این مسله را دارن فرار بجای حل ان
منم قبلا فرار میکردم اولین کار نادیده گرفتن مشکل بود تا استرس بهم نده
اما الان یادگرفتم بجای فرار حلش کنم
چند وقته انقدر عزت نفس پیدا کردم کع میتونم مسایل را با حرف زدن حل کنم
و مهمترین چیزی که باید تمرین کنیم بررسی مشکل و پیدا کردن راه حله حالا میتونه اون راه حل خیلی سادت باشه
ایده ها خیلب مبتدی باشه
ولی خیلی کارامد
من یک پیام تبلیغ میدادم بعد دیدم فایده نداره گفتم چطور بهترش کنم
یک کلمه مشاوره رایگان بهش اضافه کردم و بازخوردش عالی شد در همین حد ساده میتونه جواب بده
فقط کافیه ادم باور کنه راه حلی هست اگه من پیداش نمیکنم در فرکانسش نیستم پس بیشتر تمرین کنم
آیه 26 سوره شوری
سلام به همگی
امیدوارم توی دلتون پر از احساس ذوق شکر گذاری باشه
امشبم به ایده ام عمل میکنم
یه آیه دیگه از قرآنو اون چیزی که ازش میفهممو اینجا مینویسم
آیه امشب شاهکاره واقعیه
خیلی خوشگله
امیدوارم بتونم قشنگ توضیحش بدم
وَیَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَیَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ ۚ وَالْکَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ
و درخواست کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام دادهاند میپذیرد و از فضل خود بر آنها میافزاید؛ امّا برای کافران عذاب شدیدی است! (26)
خیلی ساده اس این آیه
خیلی قشنگه
اولش میگه دعاهای اونهایی که ایمان آوردنو قبول میکنه مستجاب میکنه
بعدش میگه و از فضلش تازه به اون اضافه میکنه
وقتی که میگه فضل شوخی بردار نیست
فضل بخشش سنگینه
یه جور بخششی که برق از چشات میپرونه
و آخرش میگه برای کافران عذابی دردناک است
یعنی همینجور که برای اونایی که ایمان آوردن میترکونه
برای اونایی کافرن بیچاره شون میکنه
و این مصداق بارز باور ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاس
اونجایی که میگه خدا از فضلش بر اونها اضافه میکنه خیلی جای فک کردن داره به نظرم
فک کن با یه خدایی طرفیم که غوله که کلا هر نیرویی هر زوری توی این دنیاس مال اونه
حالا همون خدا میاد میگه که اگه ما دعاهای شما رو که مستجاب که میکنیم هیچ تازه از فضلمونم بهش اضافه میکنیم
امروز یه آیه خوندم از اینکه
خدا گفته بود اگر ایمان بیارید فک میکنم از زبان نوحم بود دقیق یادم نیست
ولی گفته بود چرا ایمان نمیارید اگه ایمان بیارید خدا به شما فراوانی مال و فرزند بهتون میده قشنگ انگار یه روالی رو توی قرآن میتونی ببینی که همش میگه ایمان و نعمت کنار هم دیگه ان
همون پولی که عالم و آدم به خاطر دوزارش شبشونو به روزشون میدوزن همون پولو خدا میتونه خیلی راحت بهت برسونه
به یه شرط
اول ایمان داشته باشی یعنی روی باورات کار کنی اگه اینو درست انجام بدی وارد مرحله ی بعدی میشی
دوم ایده بهت میرسه که فلان کارو باید انجام بدی تو باید انجام بدی بدون هیچ مقاومتی باید انجامش بدی
سوم باید صبر داشته باشی و اجازه بدی خدا هم قسمت خودشو انجام بده و تو هم ایمان خودتو توی این مدت حفظ کنی
چهارم تو به هرچی که میخای میرسی خیلی ام ساده میرسی اصن خدا راهو یه جوری باز میکنه که تو بتونی اون کارو انجام بدی
داشتم امروز به خودم میگفتم کاش میشد وایمسادم پای باور مذهبیم شرشو میکندم
بعد دیدم همیشه ایمان و عمل و نتیجه کنار هم دیگه ان
وقتی که موفقیت های گذشته امو آنالیز کردم
من یه آدمی بودم که در حین کار کردن روی باورهام عمل کردم
شرایطو باز کردم
بعد به ایده هام عمل کردم بازم ایمانم حفظ کردم
و به نتیجه رسیدم
و توی این مدت نظر بقیه برام مهم نبود
توی این مدت حرفهای دیگران برام مهم نبود
وارد حاشیه نمیشدم
توکل میکردم دلمو میسپردم به خدا
با یاد خودش آرامش میگیرم و این راه راسته
مگه ما چه قدر عمر میکنیم که بخایم نصفشو با رفتن توی حاشیه و اینستا و این چرندیات بگذرونیم؟
خدا یه راهی رو جلو پای همه ی ما توی این سایت گذاشته اینکه ما چی جوری عمل میکنیم نشون میده که ما چی کاره ایم
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشون نعمت دادی
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیست
دوستون دارم
سلام مجیدعزیز
امیدوارم حال دلت همیشه عالی باشه وبه قول خودت جیبت پرپول باشه وهمچنین برای خودنازنینم .
دیروزنوشته ای از« جو ویتالی » خوندم که بی ارتباط به این کامنت شما نیست گفتم اینجادرادامه کامنت ارزشمند شمابنویسم البته من خوشم اومدولذت بردم امیدوارم شماودیگردوستان هم لذت ببرید درواقع قانون ثابت الهی وتوحیدی روبیان میکنه که نشردادنش خالی ازلطف نیست .
جو ویتالی میگه :
درابتدا شما « قربانی » هستید
سپس به سمت اینکه « خالق » زندگی شوید حرکت می کنید
ودر پایان « خادم الوهیت » خواهیدشد
درمرحله آخربیداری تقریبابدون هیچ تلاشی ازجانب شما معجزات حیرت اوری به وقوع خواهند پیوست
بایدکه تشنه این مسیرباشیداگرچنین نباشید نمی توانیدنظم لازم برای تمرکزبرآن وحرکت به سوی آن را طاقت بیاورید
همه چیزهایی که درخواست می کنیدازکوچک تابزرگ بدون استثناء تقدیم شما می گردد
به هرپرسشی که ازعالم هستی کنید پاسخ داده می شود
همه آرزوهایتان تحقق می یابد
هردعایی مستجاب می شود
ولی دلیل اینکه بعضی خواسته های خودرا دریافت نمی کنند ، چیست ؟
برای اینست که مرحله باور را درک نکرده اند وخودراباخواسته خودهماهنگ وهم ارتعاش نکردند.
اگرقلب چیزی راطلب کند و
ذهن مقاومت کند این ناهماهنگی مانعی برای تحقق رویا وخواسته شماست .
موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار و هم فرکانسی های عزیز
تو شهر ما دو نفر در دانشگاه آزاد کارمند بودند و توسط نماینده مجلس به دانشگاه برده شده بودند و زمانی که نماینده وقتش تموم شد و یه نماینده جدید اومد، هر دوی این آقایان را از دانشگاه آزاد انداختند بیرون و اخراجشون کردند.
یکی از آنها خودکشی کرد و نفر دوم کسب و کار خودشو راه انداخت
میدونین دلیلش چی بود؟
نفر اول با توجه به اینکه کارمند شده بود و یه حقوق ثابتی داشت ، رفت و ازدواج کرد و بعد از مدتی که اخراج شد و چون منبع درآمدی نداشت و تنها منبع درآمدش فقط از حقوقی که دانشگاه بهش میداد بود و زمانی که اخراج شد خانواده دختره بهشون گفتند که ما به کارمند دختر داده بودیم و از طرفی منبع درآمد نداری و اینکار باعث شد که طرف خودشو در تنگنا ببینه و نتونه مشکلش را حل کنه و اقدام به خودکشی میکنه و سرنوشت خودش و خانواده اش را به این صورت عوض میکنه.
نفر دوم: بعد از اخراج از دانشگاه چون به نجاری و دکوراسیون علاقه داشت و پاره وقت هم در این ضمینه کار میکرد رفت دنبال علایقش و از پارکین خونه اش شروع کرد و اونجا را محل کارش کرد و چون کارش تمیز و خوب بود ، آرام آرام به مرور مشتریانش زیاد و زیاد تر شدند و زمانهائی میرسید که تا 12 شب کار میکرد و مشهور شد و سپس جای بزرگتری مغازه گرفت و روز به روز وضع مالی اش بهتر بهتر شد.
اینها دو دیدگاه برای دو نفر که شرایط یکسانی داشتند ولی نتایج متفاوتی را برای خودشان ایجاد کردند
سیب زمینی و تخم مرغ را وقتی همزمان حرارت میدیم با اینکه یه شرایط دارند ، ولی زمانی که پخته میشن یکی نرم میشه و یکی سفت.
دقیقا برای ما آدما هم اینجوریه و بستگی به شرایط و ذهنیت ما و دیدگاهمان دارد و شرایط سخت یکی را قویتر میکند و یکی دیگه را بدبخت تر و ضعیف تر.
وقتی باران میبارد همه پرنده ها برای اینکه خیس نشوند به لونه هاشون میروند ولی عقاب بالای ابرها ، و این دیدگاهه که آدما را متفاوت میکند.
سوره صافات ایه 148
سلام ب همگی
عیدتون مبارک
این اولین کامنت من توی سال جدید
بازم به ایده ام میخام عمل کنم یه آیه دیگه از قرآنو آنالیز کنم امشبم
آیه امشبم بازم در جهت باور ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاس
من تازه از سفر برگشتم جاتون خالی قشم خیلی خوش گذشت
توی راه پشت فرمون که بودم همنیجوری یه سری گفتگو های درونی داشت توی ذهنم رد و بدل میشد
یه جایی محکم مچ ذهنمو گرفتم که قشنگ نشون میداد هنوز که هنوزه
با اینکه من این همه آیه آوردم از اینکه خدا اصن دوست داره که ما ثروتمند بشیم
خوده من هنوز اندر خم یه کوچه ام
و اینو به خودم میگم که موفقیت با تکرار و سمج بودنه که شکل میگیره
برای همین توی سال جدیدم میخام به ایده ام عمل کنم و بازم آیه های بیشتری برای منطقی کردن این باور به ذهنم بیارم
آمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَىٰ حِینٍ ﴿١۴٨﴾
آنها ایمان آوردند، از این رو تا مدّت معلومی آنان را از مواهب زندگی بهرهمند ساختیم! (148)
این آیه از سوره ی صافات
نمیدونم چ سریه کلا من این سوره را دوس دارم
از اون سوره هایی که احساس میکنم همه چیز انگار توش ساده بیان شده
یکی از ایه هاش همین آیه امشبه
خیلی لذت بردم از اینکه اصن انگار خدا استدلال استقراریی رو که این همه سال توی جبر و ریاضی داشتیم مثل آب خوردن اینجا اومده اجرا کرده
چی گفته
برگشته گفته یه جورایی
چون ایمان آوردن ما هم تا مدت معینی بهشون نعمت دادیم
چرا مدت معین
چون ایمان اینجوری نیست که تو یه بار مثلا آب بخوری بگی دیگه تا آخر عمر من تشنم نمیشه
داستانه ایمانم همینه
باید مداومت داشته باشه
برای خود من یه تایمهایی هست که خیلی روی خدا حساب باز میکنم
خیلی بهش تکیه میکنم
اونم خداییش کم نمیذاره
همین من
بعد از یه تایمی جوری از راه میام بیرون که انگار اصن خدا رو هیچ وقت نمیشناختم
و خدا هم با قانون با من رفتار میکنه
چی میگه
میگه تا مدت زمان معینی از نعمت بهره مندشون میکنیم اونم نه الکی
به خاطر ایمانی که آوردن
تا زمانی که فرکانس ایمان رو تو ارسال کنی از نعمتم بهره مند میشی
و راسی از استدلال استقرایی ام دور شدیم
تو ایمان بیاری نتیجه اش میشه نعمت
دیگه چه جوری باید خدا بگه
دیگه به چ زبونی باید بگه
به چه شکل
چه قدر دیگه باید تاکید کنه
چه قدر ب شکل داستان های مختلف بگه
یه سری جاها که مثل آیه امشب که دیگه ضایع گفته
آقا ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاس
ما مومن بدون ثروت نداریم
ثرومتمند بدون ایمان هم نداریم
اینا توی یه جهتن
اینا توی یه مسیرن
اینا همگامن با هم دیگه
اینا چسبیدن به هم
اگه کسی ایمان واقعی داشته باشه
باید عمل کنه
باید به ایده هاش عمل کنه
چون فقط به حرف نیست ایمان پشتش باید عمل باشه
وقتی عمل کردی خود به خود ختم میشه به نعمت
ختم میشه به ثروت
ختم میشه به اینکه توی اوضاعت بهتر میشه
ختم میشه به اینکه توی گروه سلیمان قرار میگیری
ختم میشه به اینکه به راه راست هدایت میشیم
من راه راست رو که راه کسانی که بهشون نعمت داده شده رو خیلی روش تاکید کردم
ولی خیلی کمتر رفتم سراغ آیه های بعدیش
مخصوصا اونجایی که میگه گمراهان
نکنه ماها جز اون گمراها باشیم
از کجا میشه فهمید
از نتایج زندگی مون
از سر درگمی
از اینکه ایده ی خاصی به ذهنمون نرسه
از لحاظ مالی اوضاعمون با ماهای قبل خیلی فرق نداشته باشه
اینا نشونه ی این گروهه
و خبر بدترش اینکه اگه توی این دسته قرار بگیریم
اینجوری نیست که فقط توی این دنیا اذیت بشیم
ما هر دو تا دنیامونو میبازیم
یکم باید حواسمون جمع باشه
شوخی بردار نیس این موضوع ثروت
هفت سال پیش که اومدم توی این سایت به عشق این اومدم که پولدار بشم
الان دارم میبینم که فقط بحث این دنیا نیس
اگه این دنیا جزو ثروتمندا باشیم اون دنیا هم میتونیم خوب زندگی کنیم
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشون نعمت دادی
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیست
دوستون دارم
درود و سلام خدمت آقا مجید مرادی عزیز
راستش خیلی خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم کلمه به کلمه ی نوشته های شما کلید واژه های معجزه آسایی بود اینکه گفتید… توی سال جدیدم میخام به ایده ام عمل کنم و بازم آیه های بیشتری برای منطقی کردن این باور به ذهنم بیارم
چقدر خوبع خداوند ابزار لازم رو در اختیارمون قرار داده و شما با کمک گرفتن از این آیهسوره صافات ایه 148 ثروت رو منطقی کردید و نکته ی جالب دیگه ای که توی ذهنم نشست و تبدیل به باورم شد این بود که گفتید تا زمانی که فرکانس ایمان رو تو ارسال کنی از نعمتم بهره مند میشی
تو ایمان بیاری نتیجه اش میشه نعمت
دیگه چه جوری باید خدا بگه
دیگه به چ زبونی باید بگه
به چه شکل
چه قدر دیگه باید تاکید کنه
چه قدر ب شکل داستان های مختلف بگه
واقعا درست گفتید.. آخه چقدررررر
همش داره بهمون تاکید می کنه
آقای مرادی دوست داشتم تمام کلماتی رو که نوشتین با خط درشت و پررنگ بنویسم انگار یجورایی دوست داشتم این حرفهارو بشنوم… یا بهم تاکید بشه و یا یجورایی بهم یادآوری بشه… ممنونم که قلم خدا شدید و نشانه های خداوند رو در غالب کلمات پررنگتر شد خدایااا شکرت
ممنون و سپاسگذارم
در ضمن سفرتون به قشم رو به شادی گذروندین چقدر قشم و کیش سرزمین وجزیره ی متفاوتی هستش به امید خدا همیشه در سفر باشید و بخوبی و خوشی.
بازم بنویسید … خیلی این دلنوشته های الهی تون بدل میشینه .. ممنون و سپاس
سلام رویا جان
بازم ممنونم ازت از احساس خوبی ک با کامنتت بهم دادی
واقعا صفت کفور ک خدا انسانو خطاب داده شایسته انسانی ک روی خودش کار نکرده کفور ب معنی بسیار ناسپاس
خدا یه راهو رو جلو پای ما گذاشته
ک تهش خوشبختیه
ابزار لازمشم میده
ایده اشم میرسونه
آخر سرم میگ بپر رو دوش خودم
خودم میبرمت
بعد بازم ما راهو کج میریم
واقعا بی خود نیس ک خدا گفته جهنمو از جن و انس پر میکنم
با قدرت ادامه بده
لیاقتت بهترین هاس
بدون ک ب هرچی ک میخای میتونی برسی و خدا اونو زودتر از تو برات کنار گذاشته
سلام اقا مجید عزیز
این آیه خیلی تاثیر داشت برام انگار خدا منو آورد اینجا تا به این آیه برخورد کنم بشینه تو وجودم که تا زمانی که من تسلیم هستم و توکل دارم کارها به مدت زمان معینی خوب پیشن میره به اندازه ای که ایمان اوردی پاداش هم میگیری برای من خیلی موقع پیش اومده با اینکه به ظاهر فکر میکنم که دارم روی خودم کار میکنم ورودی ها را کنترل میکنم دارم سعی میکنم قوانینی زندگی کنم الان قشنگ با این آیه که شما دست خدا برام شدی بهش برخورد کردم قشنگ متوجه شدم به قولی دوزاریم افتاد که آقا جان تا زمانی که به من وصل شدی تسلیم بودی تا زمان معین از نعمتهام سیرابت میکنم ولی شیطان قسم خورده همیشه انلاین هست مثل بولوتوث سریع کانکت میشه دقیقا یک مثالی که الان اومد هدایتی مثل زمانی که ما اینترنت موبایلمون انتن دارد و تو خونه یا محل کارمون وای فای هست تا انتن موبایلمون قطع میشه وای فای وصل میشه دقیقا اتصال ما همینطور هست وقتی وقتی به خدا وصلیم کار میکنه براون بعد ان هم شیطان ما بین این دو قطب هستیم همیشه به غیر این نیست حالت خنثی نداریم در این جهان مادی که استاد عزیزیم همیشه به خوبی ازش صحبت میکنه با این آیه شما متوجه شدم ازتون سپاسگزارم که هدایت شدین و این ایه را نوشتید چقدر خوب دارید روی قوانین از روی قران کار میکنید بهتون تبریک میگم امیدوارم همیشه بدرخشید با کلام خدای مهربون.
باسلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته
روز 191
این اخرین کامنتی هست ک ازاین لوکیشن مقدس مینویسم
امروز،از این باشگاه هجرت میکنم
هنوز روز اولش برام تازگی داره
چرا ک هر لحظه،برای ورود به این جا ،شکر گزاری کردم
و حالا دستای خدارو محکمتر از قبل حس میکنم که داره منو میبره بالاتر
11:11
با اشک مینویسم
تمام دیوارای اینجا،نقاشیای اینجا،گل ها،وسایلا،همه چیززززز… خدایی بود ک کنارم بود…
و چقدر لایق بودم ک منو برد به مرحله ی بالاتر..
چه معجزه هایی..
یادمه وقتی داشتم این باشگاهو میزدم،معجزه ها بوم بوم میومد..چرا ک کنترل ذهن داشتم
نمیذاشتم نگرانی ها بیان و منو از پا در بیارن..
بارها گفتمو نوشتم ک چه پولا و خیروبرکتی به سمتم اومدن.. بارزترینش 50 میلیونی بود ک داداشم بهم دادو موقعی ک خواستم برش گردونم ،گفت مگه من از تو پول میگیرم…
طلایی ک به بابام دادم در عوض پولی ک بهم داده بود..بهم گفت تو لایقی و تونستی پیشرفت کنی ،پس بتو میرسه و طلاهارو برگردوندو گفت برو بزن به کارت…
و حالا این باشگاه جدید…
معجزه ای ک دیروز رخ دادو اونقدرررررررر از خوشحالی گریه و جیغ زدم ک اگه کسی پیشم بود میگفت این دختر دیوانسسسسست…
و فقط ابجی لیلاست ک متوجه میشه اره من دیوانه ی واقعیم… و بهش زنگ زدمو باهم هم گریه میکردیم هم میخندیدیم
این روزا ک دلار سر به فلک کشید.. توی خرید وسایل برای باشگاه جدید،یه جورایی حسابه منطقی و مادیه ما بهم ریخت
در تمام این مدت،همش تلاش کردم ک ذهنو کنترل کنم
همش میگفتم ندا اکی میشه
قبلا معجزه دیدی بازم میبنیی،
همش دلهره میومد اما قلبم جوابشو میداد..
تا دیروزززز…
پیام از شرکتی ک خرید کرده بودیم ،اومد..
گفتم یا خدا الان پیام داده ک پول بزنین منم ک پیش پرداخت زدم ولی برای تسویه الان پول نداریم
و در طی این دو هفته ،براش پول زده بودیم
اما برای تحویل باید تسویه میشد
معجزه ی این داستان،نتیجه ی اون امیدو کنترل ذهن و شکر گذاریا و یاداوریای نعمتایی ک بهم داده،منجر به این شد اقاهه ویس داده بود خانم بشارتی شما 4 میلیون دیگ بدین تسویه میشه
در صورتی ک ما طبق دوتا فاکتور میگفتیم 170 این حدودا
و حتی ویس هم داده بودم قبلا ک 170 رو میزنیم
رفتم توی فاکتورا،دیدم یک دستگاه رو در دوتا فاکتور زدن
و ما هم مبلغشو دوبار حساب میکنیم
وقتی اینو گفت،چندبار فاکتورارو بررسی کردم
گفتم خدایااااااا،چجوری اخه
من چندبار قبلا این فاکتورارو دیدم
چجوری میشه اخه…انقدددددددددد خوشحال بودم
و دیدم این مرحله اصلا برای این اومده بود ک این جهان متوجه شه ک ندا چقدر واقعا امیدو ایمان داره
انگار ک یه امتحان بود
و خوشحالم ک سربلند بیرون اومدم
حالا دیگ با خیال راحتتر از راحت،داریم کارارو پیش میبریم
قشنگ یادمه هفته ی قبل،گفتم اگه صد تومن دیگ تزریق میشد به پولمون،طراحیمون بهتر میشد
االان مبلغی بیشتر از چیزی ک خواسته بودم، تزریق شد
این واسه من معجزست
معجزه ها زیادن
از راننده ای ک وسایلارو برامون اورد ک جز لبخند هیچی روی لبش نبود
از کمکی ک برامون کردو وقتی بهش گفتم چقدر واریز کنم خدمتتون،گفت هر چقد دوس دارین ،اصلا میخای نزن پولو،دارم میبنیم شروع کارین خدا بهتون برکت میده هروقت خواستین واریز کنین
این جمله ها،همش تایید تایید تایید
پیامای بچه هایی ک هنوز اصلا باشگاه باز نشده و همینطور میاد ک کی ثبت نام کنن
خدایااااا شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
روز 191: سلاااااام به استاد عزیزم و خانوم شایسته و دوستان خوبم ایشالا که حالتون عااالی باشه ، من خودم استاد اینو خوب ازتون یاد گرفتم و باید خیلی بیشتر روس تمرین کنم که شکارچی نکات مثبت باشم از همون اول صبح با زیبایی هایی که روبرو میشم سعی میکنم همون لحظه بنویسم و وقتی صب از همون اولش کانون توجهمو کنترل میکنم رو زیبایی ها تا آخر اون روز همش اتفاقات خوب و باحالی رو تجربه میکنم نمیخوام بگم که صد در صد توجهم رو زیبایی هاست و فقط اتفاقات خوب رو تجربه میکنم ، اتفاقات ناجالب هم هستن اما به قدری کمه که اصن میشه گفت که وجود نداره دی مقابل اتفاقات خوبی که برام نیفته هیچی نیست، چون ما نمیتونیم کامل رو خوبی توجه کنیم ، منم بعضی وقتا نگران میشم ، منم بعضی وقتا شرک میورزیم اما سریع خودمو جمع میکنم و میگم یاسین حواست باشه احساس بد اتفاقات بد هااا خب وقتی من میدونم جریان اینه مگه مرض دارم حال خودمو بد نگه دارم، تضاد های که بشون بر میخورم و مسائل باعث میشه که من رشد کنم باعث میشه که من به خدا بگم دقیق چیو میخوام و اون به من بده به همین راحتی ، خدای من من رو به مسیر درست هدایت کن عااااااشقتووونمم.
سلام به استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
منم در گذشته ی نه چندان دور، ینی قبل از آشنایی با استادعزیز ، افکار عموم جامعه رو داشتم و بر این باور بودم که آسایش و رفاه ما در گرو حکومتهایی هستش که برپا میشه به خصوص رئیس جمهورهایی که انتخاب میشن ولی با توجه به صحبتهای استاد عزیز نگاهم به این قضیه کلاً تغییر کرد و به درک و فهم بهتری رسیدم . طوری که افکار و باورهای مناسبتری برای رشد و پیشرفتم ساختم.
همین تغییر نگاه و ایجاد باورهای جدید ، تو حل خیلی از مشکلات و مسائل زندگی شخصیم بهم کمک کرد .
ماها عادت داشتیم همیشه دنبال مقصر بگردیم ، یا کسیو پیدا کنیم که اون کاری بکنه تا ما به آرامش و آسایش برسیم .با توجه به این نگاه اشتباهی که داشتیم هیچ وقت از اون آرامش و آسایش خبری نبود.
فکر میکنم نگاه خیلی خودخواهانهای نسبت به این قضیه داشتیم ینی به جای اینکه توجه و تمرکزمون روی سهم و نقش خودمون باشه و خودمون دنبال راه حل مسائل باشیم از دیگران توقع میکردیم . بنظرم این نهایت خودخواهی بود که من به شخصه خیلی داشتم به خصوص نسبت به همسرم. و تا وقتی که با این نگاه پیش میرفتم نه تنها نتونستم به خواستههام برسم بلکه هر روز از خواستههام دور و دورتر میشدم.
به خاطر این باور غلط ، مسائل و مشکلات زندگیمو نمیتونستم بپذیرم.
سهم و نقش خودمو درست انجام نمیدادم.
باعث شده بود همیشه طرف مقابلم به خصوص همسرم رو کنترل کنم .
هرجا که کم میووردم سریع دنبال مقصر میگشتم تا اون مسئله رو گردن طرف مقابل بندازم و خودمو از اون موضوع خلاص کنم.
هیچ وقت صبور نبودم. همیشه سر جنگ با همسرم داشتم فک میکردم سلطه جویی جواب میده و منو به خواستههام نزدیکتر میکنه.
ایمان صفر درصد. اصلا به ذهنم خطور نمیکرد که میشه از نیروی قدرتمند دیگهای کمک و هدایت خواست.
در کل که سطح نگاهم خیلی پایین بود و همین منو عقب نگه داشته بود حتی باعث سلب آرامشم شده بود.
تا اینکه خدا رو شکر به کمک آگاهیهای ناب استاد عزیز و تلاش و اراده ی خودم تونستم درکمو نسبت به این قضایا تغییر بدم.
البته که به تدریج و کم کم قانون تکامل رو طی کردم اما از اینکه بالاخره تونستم تو این زمینه موفق بشم خیلی خوشحالم.
به هیچ وجه دیگه از کسی توقع نمیکنم به خصوص همسرم.
مشکلات و مسائل هایی که تو زندگیم به وجود میان رو خیلی خوب میپذیرم.
به نسبت قبل خیلی صبورتر شدم.
خیلی ایمان پیدا کردم که خداوند داره تو این مسیر منو هدایت میکنه و وظیفه ی من انجام دادن سهم و نقش خودم نسبت به اون موضوع و پذیرفتن مشکلات هستش.
اینم متوجه شدم که هر چقدر ، روی تغییرات خودمون کار کنیم باز با مشکلات و تضادهایی مواجه میشیم که اگه نگاهمون نسبت بهشون تغییر بکنه و سعی کنیم اونها رو از زاویه بهتری نگاه کنیم هم به راحتی حل میشن همین که من از این چالشها درسها و پیامها و تجربههای خوبی کسب میکنم.
وقتی نگاهت به مسائل هایی که برات اتفاق میفتن، فرق کنه و نگاه مثبتی نسبت به امورات زندگیت داشته باشی ، مشکلات و تضادها مثل گذشته به نظرت وحشتناک و غیر قابل حل نمیان. اتفاقاً دیدت طوری میشه که مطمئنی اون مسئله خیلی راحت و با کمی صبوری و اعتماد به قوانین خود به خود حل میشه حتی خیلی جاها نیاز به تلاش و حرکت ما نداره و باید کاملاً رهاش کرد و توجه و تمرکزت رو ازش برداشت ، اونوقته که با نتایج مطلوب و رضایت بخشی مواجه میشیم .
همونطور که استاد عزیز گفتن منم در گذشته فکر میکردم کسی که خوشبخته ، با هیچ مسئله و یا تضادی بر نمیخوره در حالی که الان متوجه شدم تا زنده هستیم و تا وقتی که زندگی میکنیم نیازه که برای رشد و موفقیتهای بیشتر با چنین چالشهایی مواجه بشیم. بنابراین سعی میکنم هر اتفاقی که بیفته ، بپذیرمش. هر چند بر خلاف میلم باشه!
دیگه میدونم دست و پا زدن و زور زدن و تلاش بیش از حد کردن و وقت و انرژی بیشتری گذاشتن هیچ فایدهای نداره .
به جای زوم کردن روی خود مسئله و غصه خوردن و رفتن در فرکانس منفی ، باید دنبال راه حلی برای برطرف کردن اون مسئله باشیم.
یاد گرفتم هر اتفاقی که میفته به خودم بگم الان افتاده تموم شده رفته و اون اتفاق در گذشته ی من قرار گرفته، الان تو لحظه ی حال چکاری باید انجام بدم که منو به احساس بهتری ببره و اون موضوع رو برام قابل هضم کنه و وقتی که آروم شدم فکر راه حلی برای حل اون مسئله کنم .
باید بدونیم که مشکلات و تضادها همیشه هستن و راه گریزی از اونها نیست پس بهتره سخت نگیریم تا سخت بهمون نگذره.
وقتی که آرامش داشته باشیم و تونسته باشیم خشم و عصبانیت خودمون رو کنترل کنیم اون اتفاق رو راحتتر میپذیریم و بهتر میتونیم حلش کنیم.
همگی دیگه بر این باور هستیم که با بودن در احساس بد میتونیم اتفاق خوبی رو برای خودمون رقم بزنیم باید به هر طریقی که هست احساس خودمون رو خوب نگه داریم تا شاهد اتفاقات بهتری باشیم البته به میزانی که روی تغییرات افکار و باورهامون کار میکنیم و در فرکانس مثبتی قرار داریم کمتر با موضوعات و مسائل ناجالبی مواجه میشیم.
پس تکرار اتفاقات ناجالب و دیدن مشکلات و تضادهای زیاد نشونه اینه که من در مدار درستی نیستم و نیاز به کارکرد بیشتری دارم که خب باید صادقانه با خودم حل و فصلش کنم و ببینم ایراد کار کجاست و چ ترمزها و مقاومتهایی از درون دارم که باعث بروز چنین حوادثی میشه.
اینکه بدونم راه حل هر مسئلهای تو وجود خودمه و تو عوامل بیرونی دنبالش نگردم کمک دهنده ی بسیار بزرگی برای رفع و حل اون موضوع میتونه باشه.
چن روز پیش تو ترافیک با دنده یک ، یه نفر از پشت چنان بهم زد که باعث خسارت و خرابی ماشینم از پشت و جلو شد. اون روز ماشین همسرمو گرفته بودم . و این در حالی بود که با یکی از دوستام تو همون لحظه داشتیم راجع به سپاسگزاری و اتفاقات خوبی که به خاطر سپاس گفتن داشتههامون بوجود میاد گپ میزدیم.
میخوام بگم در فرکانس مثبتی قرار داشتیم ولی با این اتفاق مواجه شدیم.
بعد از گذشت نیم ساعت تا افسر و مامور و این داستانا بیان ، به دوستم گفتم الان تو این وضعیت چه چیزی برای سپاسگزاری داری؟! گفت همین که به خودمون آسیب نخورد همین که راهی بیمارستان نشدیم همین که زندهایم جای شکر داره گفتم آفرین. یه چیز دیگه تو ذهن من اومد و به خاطرش خیلی سپاس گفتم اینکه وقتی به همسرم زنگ زدم و گفتم این اتفاق افتاده ،خیلی ریلکس و خونسرد گفت خب ببینید افسر چی میگه هرچی شد بهم خبر بده همین.
واقعا برای من ، جای سپاس زیادی داشت چرا که میتونست طور دیگهای برخورد کنه به خصوص اینکه با ماشین ایشون رفته بودم بیرون.
وقتی تصادف کردیم ، به هیچ وجه عصبانی نشدم و تو اون لحظه فقط چن دقیقه ی اول به خاطر شوکی که بهم وارد شد یه کمی تن و بدنم میلرزید. اتفاقاً پیاده شدم و به اون خانمی که بهم زده بود گفتم آروم باش اتفاقی که پیش اومده و با گریه و ناراحتی نمیشه موضوع رو حل کرد.
شب، وقتی که داشتم تمرین ستاره قطبیمو مرور میکردم دنبال علت این اتفاق گشتم. متوجه شدم هفته ی پیش، فوت یکی از بستگانمون که خیلی جوون بود که بر اثر تصادف فوت کرده بود رو به این و اون خیلی بازگو کردم.
دقیقاً به خاطر اینکه جوون بود و خیلی الکی مرد ، بالغ بر 10 بار شاید بیشتر، برای این و اون بازگو کرده بودم. این ینی چی؟!!!! ینی توجه و تمرکزم روی تصادف و روی مرگ بوده. در واقع به خاطر حس دلسوزی و نگرانی برای خودم یا عزیزانم ، در فرکانس منفی قرار داشتم و همینم جذب کردم.
ولی خب حالا که این اتفاق افتاده بود سعی کردم نگاهم رو از زوایای منفی بردارم و خودمو سرزنش نکنم و به مثبتهای این اتفاق نگاه کنم.
چون چن ساعتی با اون دو خانم بودم و فردای اون روز هم ملاقاتشون کردم ، با دو خانم متشخص آشنا شدم که تو گپ هایی که با هم زدیم درسهای زیادی ازشون گرفتم .
بیشتر سپاسگزار همسرم شدم و به خودم گفتم بیشتر باید قدرشو بدونی.
حتی یاد گرفتم تو ترافیک باید فاصله ی من با ماشین جلویی حداقل 5 یا 6 متر باشه .من این نکته رو رعایت نمیکردم چون دیگران رعایت نمیکردن ولی باید از این به بعد رعایت کنم.
چون خودم دنبال کارای ماشین رفتم کلی چیزای جدید یاد گرفتم.
با وجود اینکه چن روز برنامههای روزانم به هم ریخت به هیچ وجه عصبانی نشدم و سعی کردم بپذیرم و با آرامش دنبال کارای ماشین باشم.
به خودم یادآوری کردم میشه تو روزای سخت هم حس خوب داشت. به هم ریختن برنامهها و کلاسها هم به منزله عقب افتادن از چیزی نیست باید در لحظه زندگی کرد و اتفاقات را پذیرفت.
سپاسگزاری کردم ب خاطر اینکه اون خانم بیمه طلایی داشت و از اونجایی که میدونست خودش مقصره، تمام خسارت رو قبول کرد.
افسر هم کروکی ای که کشید با وجود اینکه قسمت جلو ماشین باید گردن خودم میفتاد ولی باز تو کروکی نوشت که بیمه بده .اینم خودش معجزه بود که اون آقایی که اومد تعیین خسارت کنه تمام قسمتها را وارد لیست کرد.
بنابراین وقتی با موضوع یا مسائلی به ظاهر ناجالب مواجه میشیم به جای اینکه ترس و نگرانی و استرس اضطراب خودمونو تشدید کنیم بهتره با داشتن آرامش نگاه بهتری به اون قضیه داشته باشیم و دنبال حکمت و مصلحت اون اتفاق بگردیم .حتی اگه نتونستیم به حکمتش پی ببریم همین که احساسمون رو کنترل کنیم و تو فاز منفی نباشیم خودش خیلی عالیه .
وقتی آروم باشیم پی به حکمتشم میبریم.
استاد جونم عاشقتم.
الهی باشی همیشه.
درود و سپاس خداوند رحمان و درود بر شما که چه خوب تشخیص دادین چقدر خوب فکرتون را کنترل کردید و چه خوب مدیریت کردید معمولا خانمها بلوغ فکری بهتری از آقایان دارند و پذیرش بیشتر و بهتری دارند.
یه حسی بهم گفت بیام و شما را تحسین کنم
از اینکه خودتون هستین جای تقدیر داره از اینکه کلی چیز یاد گرفتین و…
هر روز یک قدم کوچک برای احساس خودمان برداریم برای شادی و شادمانی و شاد زیستن برای شکرگزاری برای دریافت نعمتهایی که تا کنون داشته آیم نعمتهایی که الان داریم و نعمتهایی که قرار هست داشته باشیم.
موفق باشید و تندرست چرا که سلامتی خود ثروت موضاعف است
در ذهن شکرگزار، همیشه ضیافت برپاست.
سلام به شما دوست هم فرکانسی عزیز.
ممنون وسپاس از شما بزرگوار
دقیقا باید هر روز برای همون روز شاد زیست و قدردان نعمتها بود.
اینکه بیاییم ذهنمونو برای روزهایی که معلوم نیس باشیم یا نباشیم درگیر کنیم کار بیهوده ای هستش .
البته که باید با امید زیست اما برای حل مشکلات و نموندن تو اون مشکل ، در واقع برای رهایی و کنترل ذهن ، این نگاه به من خیلی کمک کرده و باعث شده روزها و لحظات حالم بهتر بگذرن.
به امید موفقیتها و کسب آگاهی و درسها و تجارب بیشتر.
درود خداوند بر شما ستاره ناهید از تبار رحیمی بودن خداوند که شامل افرادی که در آن فرکانس قرار دارند می شود.
نمی دونم دفتر شکرگزاری دارید یا نه اگه ندارید به شما پیشنهاد می کنم یک دفتر دویست برگ زیبا با یک روان نویس خوشگل بگیرید و شروع کنید به نوشتن شکرگزاری و نوشتن توانایی های که دارید.
با این کار جهان هر لحظه چیزهای بیشتر قشنگ تر بهتر آسانتر ….به شما می دهد برای سپاسگزاری این خوبه که در سایت مشارکت دارید همین باعث میشه هر روز بیشتر به دنبال نگرش تازه ای باشید و فایلهای استاد را از نگاه تیزبین آنه تری دنبال کنید و توجه به اصل داشته باشید و در فرکانسهای بالاتری قرار بگیرید.و ادامه بدهید و مداومت داشته باشید.
به عنوان مثال
خدایا ممنون و سپاسگزار و خوشحال و متشکرم که خانواده همسر فرزندان خوبی دارم و لحضات شادی را با آنها می گذرانم و احساس لذت و آرامش شادمانی و رشد شخصیت دارم آن هم در تمام جوانب زندگی.
خدارا شکر که سایت عباس منش را دارم که بستر مناسبی برای گذراندن گلدین تایم و لحظات طلایی زندگی من است انگار زمان متوقف شده و من را در بهشت قرار داده با خوبرویان و پریانی مثل خودم استاد و همسرشان و…
🌼به نام خداوند هدایتگر و مهربان و رزاق🌼
اول از همه بگم اسم این فایل یه جورایی تو ناخودآگاهم مونده و هر وقت تو کارم به یه مسئله ای بر میخورم ، سریع این جمله ی «به جای فرار ازش ، از حلش پول بساز» میاد تو ذهنم و اون کارو صد در صد انجام میدم.
(البته شاید در شرایط خاص از انجامش صرف نظر کنم)
همین چند روز پیش که یه مشتری قبلیم باهام تماس گرفت و رفتم برای انجام کار ، وقتی کارو دیدم ، یه لحظه دو دل شدم که انجام بدم یا ندم.
ولی سریع این حس تردید رو از خودم دور کردم و با خودم گفتم به جای فرار ازش ، انجامش میدم و پول میسازم.
با خودم گفتم وقتی این کار بهم پیشنهاد شده ، یعنی من توانایی انجامشو دارم.
کل کار هایی که همه ازش فراری بودن و من انجام دادم رو به یاد آوردم و اینجوری اعتماد به نفسمو تقویت کردم.
با خودم گفتم خدا همه ی کار ها و برام انجام داده تا الان ، این یکی هم برام انجام میده و …
خلاصه که عزممو جزم کردم و گفتم انجامش میدم.
اصلا یه جوری اتفاقات کنار هم قرار میگیره که خودم حال میکنم وقتی این برنامه ریزی خداوند رو میبینم.
این کار استثنائاً باید شب انجام بشه و روز نمیشه کار کرد.
من خودم ۱۲ شب شروع به کار میکنم و تقریبا تا ۸-۹ صبح اجازه ی فعالیت دارم تو اون مکان.
حالا با این ساعت کاری ، هیچ نیرویی حاضر نشد بیاد کار کنه و همه میگفتن که شب نمیشه کار کرد و چمیدونم ارتفاع کار بالاست و …
و جالب اینجاست که به لطف خدا من خودم به تنهایی تا الان نصف اون کارو انجام دادم و امروز که دوستم ازم داشت میپرسید که کارو به کجا رسوندم ، وقتی بهش گفتم تعجب کرده بود.
تو این دو روز هم که نتونستم کامنت بزارم مشغول انجام این کار بودم و الان دیگه فرصتو غنیمت شمردم تا بنویسم تا یادم بمونه.
چند تا نکته که تو متن این فایل بود رو کپی کردم چون خیلی برام الهام بخش بود.
در برخورد با مسائل باید باور داشته باشیم که توانایی حل شان را داریم.
حل مسائلم وظیفه من است. باید از آنها آگاه شوم ، باید با آنها روبرو شوم و باید آنها را حل کنم زیرا رشد و پیشرفت من ، در گرو حل آن مسائل است.
من با توانایی هایی کامل برای حل مسائل ام خلق شده ام.
☘️آنجا که راه نیست ، خدا راه می گشاید🍃
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
از خدا میخوام هممونو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده هدایت کنه.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا باور کنیم توانایی حل تمام مسائل رو داریم.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا از مشکلات و مسائلمون بزرگ تر باشیم.
سوره آل عمران آیه 148
سلام
امیدوارم توی دلتون پر از حال خوب شکر گذاری باشه
جیباتون پر پول
امشبم به ایده ام بازم عمل میکنم و یه آیه دیگه از قرآنو آنالیز میکنم
بازم میگم که اینا فقط برداشتهای منه اونم با علم الانم
فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَهِ ۗ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿١۴٨﴾
پس خدا پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا فرمود؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد. (148)
قبل از این آیه خداوند میگه که
اونهایی که همراه با پیامبرا جنگیدن و تسلیم نشدن و صبر داشتن
آیه بعدش میاد دعاشونو میگه که از خدا طلب استغفار کردن
و توی این آیه میاد ثمره رو میگه
اولش ایمان بوده
دوم ایده در جهت ایمان بوده که توی شرایط اونا میشده جنگ
سوم شده نتیجه
و اتفاقا اون قسمتشو دوست داشتم که از لفظ دنیا هم استفاده کرده
این همه تا الان من آیه آوردم
و اینقدر خدا گفته که بهشون پاداششون رو توی همیننن دنیا دادیم
اصن اون دنیا بدون این دنیا معنی نداره
یعنی نعوذ بالله خدا که مریض نبوده ما رو بیاره توی این دنیا ول بتابونه بعدم ببره جهنم
اینا رو برای خودم میگم که هنووز که هنوزه فک میکننه ثروت و خدا باهم تضاد دارن
نه یه سری اصل ساده هست که توی قران من تا الان بهش رسیدم
ثروت خوبه خیلی ام خوبه به شرطی که شکرگذار باشی
انفاق کنی
دنبال چشم و هم چشمی بقیه ام نباشی توی یه کلام توی حاشیه نباشی
اگه این شرایط رعایت بشه مستقیم همین ثروت تو رو میندازه توی راه راست
و مستقیم بهشت رو هم توی این دنیا تجربه میکنی هم توی اون دنیا
امروز داشتم جلسه نهم روانشناسی ثروتو میدیدم
زمانی که فایل شروع شد ویو پرادایس پشت سر استاد بود
خیلی لذت بردم
گفتم ببین ادمی که به راه راست باشه از حاشیه دور باشه
بهشت توی همین دنیا تجربه میکنه
یاد اون آیه سوره بقره میوفتم که بهشتی ها زمانی که میوه ها رو میخورن میگن این همون چیزی که قبلا هم به ما رسیده بود
وقتی پرادایس میبینم یاد همون بهشت خدا که وعده اش رو میده که از توی اون چشمه ها جاریه میوفتم
خدایی که یه راننده تاکسی رو رسونده به جایی که توی آمریکا توی یه همچین بهشتی داره زندگی میکنه میتونه هرکدوم از ما رو هم تا قعر آسمون بالا ببره
و همه اینا از کسب و کار پر رونق شروع میشه
یاد اون آیه ای میوفتم که میگه اونهای که فلان ویژگی رو داشته باشن
بهشون تجارتی رو میدیم که هرگز کساد نشه و خداوند از فضلش بر اونها به عنوان پاداش می افزاید
این آیه رو خیلی دوس دارم چون دقیقا از لفظ تجارت به معنی کسب و کار استفاده شده توش
اینا رو یاد آوری میکنم واسه ی خودم که یادم باشه پسفردا که از این دنیا رفتم موقع جواب دادنم یادم باشه که خدا برای من در حد کمال اثبات کرد که ثروت ن تنها تضادی با خدا نداره بلکه در جهتش هم هست
به دو دلیل
اول اینکه یاد اون آیه ای میوفتم که کافرا میگن ما به خاطر دارایی هامون و فرزندانمون از شما به خدا نزدیکتریم
خدا میگه اینجوری نیست که میگید اما اگر ایمان داشتید حرف شما درست بود
و این یکی از هزاران موردی که توی قرآن اومده
دلیل دوم
همیشه به خودم گفتم موقعی آدم توی شکر گذار ترین حالتش که براش پول اومده باشه
من خودم که اینجوری ام بقیه رو نمیدونم
و این شکر گذاری یعنی مهم ترین عمل صالح
خدا اینقدر گفته که کسانی که ایمان آوردن و عمل صالح انجام دادن
یکی از این عمل صالح ها میشه شکر گذاری
و بازم میگم شیطان زمانی که از درگاه خدا میخاست بره بیرون
وقتی به آدم سجده نکرد
با نهایت عصبانیتش گفت که تو اکثر بندگانت را ناسپاس خواهی یافت
میتونس بگه مشرک میتونس بگه کافر ولی گفت نا شکر
از بس این شکر گذاری سنگین
و یادمون باشه که با خدایی طرفیم که گفته اگر شما شکر گذاری کنید من براتون لازیدنکم میکنم
من بر شما می افزایم ظرف شما رو بزرگتر میکنم
و شاه کلیدی هدایتم که به نظرم سوره ی حمده که توش میگه راه راست راه کسانی که بهشون نعمت داده شده
به نظرم اینا کاملا منطقیه
یعنی فک نمیکنم کسی باشه که اینا رو بخونه و قبول نکنه که ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
حرفهای منم نیست بر اساس استناد به قرآنه
اینم منم که میتونم تکذیب کنم یا میتونم قبولشون کنم
زمانی که پیامبرا میرفتن به سمت مردم
یه سری افراد قبول میکردن حرفهاشونو
یه تعداد خیلی بیشتری هم تکذیب میکردن
الانم قرآن در دسترس همه ی ما هست
یه مدت زمانی هم بهمون مهلت داده شده که توی این دنیا باشیم
که تکلیفمون روشن باشه که اینوری هستیم یا اونوری
اینا رو به خودم میگم که بفهمم که خدا شوخی بردار نیست
اولش با ضرا و باس بهت هشداری میده
حالا میتونه مشکلات مالی باشه مشکلات سلامتی باشه
یا هرچیز دیگه
اگه اومدی توی راه که اومدی اگه نیمدی عذاب اصلی رو میاره
این منطقی که من توی قرآن دیدم
و اکه راه راست هدایت بشی
قطعا علاوه بر نعمت خشنودی خدا هم کنارش هست
کوچیکتر که بودم همیشه با خودم مرور میکردم که خدا به اونی که دوسش داره نعمت میده
اون موقع قانونو نمیدونستم ولی منطق خدا رو اینجوری میدیدم
اصنم فک نمیکردم که ثروت و فلان و اینا
ذهنم خیلی محدود تر بود
ولی با تمام وجود باور داشتم به این
و احساسمو خوب میکرد
باعث میشد که صبر کنم
هرچه قدر بزرگتر شدم از این منطق بیشتر فاصله گرفتم
تا رسیدم به الان
الان دارم میبینم که توی همین قرآنی که دم دستمه
بارها خدا گفته اونهایی که توی گروه خدان همیشه نعمت همراه ایناس
نمونه اش
شیطان به شما وعده فقر میده و امر میکنه به فحشا
و خدا به شما وعده فضل و امرزش میده
قشنگ خود خدا تقسیم بندی میکنه
یا با ما
یا بر ما
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشون نعمت دادی
راه سلیمانت راه یوسف راه همه پیامبرات
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیس
دوستون دارم