این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/02/abasmanesh-5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-02-22 03:35:372025-12-18 01:58:16به جای فرار از مسائل، از حلّ آنها پول بساز
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام عاشقانه زیبایی با خداوند دارید و همیشه برکت پیدا کنه این عاشقانه هاتون …. و زیباتر این خودت گفتنی ها بود ک با اینکه میدونیم اما با مرورشون تو وجودمون ب جوشش تبدیل میشه و محکم بگیم خدایا شکرت و آرامشی بینظیر بهمون میده …
من همیشه یاد دارم از اول زندگی تا یک سال پیش تمام مشگلات زندگیم را به گردن خانواده
یا اجتماع ویا دولت بیندازم …
و این ورودی های من در زندگی که از صدا و سیما و واخبار و …شکل گرفته .نیاز به تکرار و تغییر بزرگ در زندگی داشتم که خداوند هدایتم کرد به سمت سایت استاد …
خدایا شکرت خوب زمانی با این قوانین اشنا شدم …چون اولین دیدم نسبت به سود بانکی و وام و قرض بدهی به کمک استاد وآگاهی که بهم داده عوض شده سخته ولی همیشه به زنم میگم ایمان بدون عمل وراجی کردنه…
من بلید به گفته استاد ایمان کامل داشته باشم..و وقتی به این حرف ها فکر میکنم. میبینم دیگه از کسی جز خدا دیگه نباید درخواستی داشته باشم..بنده بیشتر وقت به جای دیدن فیلم و سریال …
ویس گوش میدم …کتاب مورد علاقه ام تو قوانین میخونم…الان به این دید رسیدم که ناخواسته اخباری میشنوم استرس بهم میده یه کل دیگه دوری کنم مخصوصا تو جامعه امروز ما …خدایا بازهم سپاس گزار و ممنون ومتشکرم که با این قوانین من رو آشنا کردی و با عمل به این قوانین ذهنم رها شده …توقعاتی از دیگران دیگر ندارم …هروز هروز زندگیم با دوتا بچه و سومی که تو راه است بهتر و بهتر شده …به کمک خداوند و استاد و کلامش از خونه کوچیک تو این روزا به آمدم یه آپارتمان 100متری رهن کردم با این موفقیت اعتماد به نفس بالاتر آمد …و انشالله خیلی زود ای مسئله رو حل خواهم کرد…استاد عزیز وخانم شایسته بسیار سپاس گزار شما و این سایت هستم…
سلام عرض میکنم خدمت استاد و خانم شایسته عزیز و همچنین دوستان خوبم در سایت
باوری که در مواجه با مسائل میتونه خیلی به ما کمک کنه این که همه مسائل حل شدنی هستند و نیازی به فرار کردن از مسائل نیست
ما وقتی شروع میکنیم به کار کردن روی باورهامون اتفاقی که میفته چرخ زندگیمون روان تر میشه، به مراتب مسائل زندگیمون خیلی کم میشه اما این دلیل نمیشه که مسئله ای تو زندگیمون نباشه خود استاد به تضاد بسیار بزرگی بر خورد و فرزندشو از دست داد با اینکه روی باورهاشون هم کار میکردند اما این مسئله استاد رو از پا در نیاورد یا اون تضادی که یه کسی شیطنت کرد و دقیقا قبل فروش ویژه استاد سایت استاد رو از دسترس خارج کرد و استاد هم خارج از کشور بود و بجای اینکه بشینه غصه بخوره توجهشو گذاشت روی زیبایی های اطرافش و روی خاسته هاش و مصمم تر شد برای مهاجرت و نتیجه اون تضاد این شد که استاد مهاجرت کرد به آمریکا(فایل داستان هدایت من این موضوع رو استاد کامل تعریف میکنه بی نظیره اون فایل)
تفاوت عمده بین آدم موفق و ناموفق اینکه تمام توقع آدم ناموفق از دولت و انتظار دارند تمام مسائل زندگیشون رو دولت براشون حل کنه طرف نشسته تو خونه هیچ کاری نمیکنه هیچ تخصصی کسب نمی کنه بعد میگه چرا دولت برای من کار جور نمیکنه آدم موفق میگه من مسائل زندگیمو حل می کنم و پیشرفت می کنم و ثروت میسازم فرق ما با مردم امریکا هم همینه اونا مسائلشون رو خودشون حل میکنن و به ثروت میرسن ما نشستیم ببینیم مسئولان چیکار میکنن برامون استاد دو جلسه از روانشناسی ثروت 1 رو اختصاص داده به این موضوع استاد میگه: کمک خداوند تضاد ،مسائل و تضاد ها نیومدن که منو زجر بدن اومدن که منو رشد بدن پس من با شجاعت میرم تو دلشون حلشون میکنه و بزرگتر میشم
تمام امکانات و تکنولوژی هایی که الان در اختیار ما هستند یه روزی یه تضادی بودند که یه نفر حلشون کرده هم زندگی خودش را بهتر کرده هم زندگی میلیونها نفر دیگه که اون تضاد داشتند و به بی نهایت ثروت هم رسیده از پابرهنه راه رفتن که منجر شده به تولید کفش تا اینترنت پرسرعت که همه جا در دسترس باشه که شده اینترنت ماهواره ای ایلان ماسک
سلام به همه دوستان و آقای عباس منش و تیم محترمشون که این فضای عالی رو ایجاد کردن.
من خیلی وقته که با این سایت آشنا شدم تیر ماه سال 93٫ تقریبا از اوایل راه اندازی سایت و اون موقع تازه محصول قانون آفرینش رو رو سایت گذاشته بودن که منم شرکت کردم. اما هیچ وقت ازش نتیجه نگرفتم و همیشه به این فکر میکردم که چرا؟ هی برمیگشتم از اول شروع میکردم ولی نهایت دو یا سه جلسه گوش میدادم اما دوباره سرد میشدم و ول میکردم. اما الان(بعد از سه سال و نیم) دو روزه فهمیدم مشکلم چیه. مشکل اینجا بود که من با وجود اینکه تقریبا تو تمام زمینه ها ( مالی، روابط، سلامتی، عزت نفس و اعتماد به نفس) مشکل دارم اما هیچ وقت اون تعهد لازم رو برای تغییر به خودم ندادم و دلیل اینکه وسط راه سرد میشدم هم همبن بود. اما الان حدود 4 روزه که با تعهد کامل چسبیدم به این دوره و خودمو بستم به رگبار (دیگه از رگبار گذشته، آرپیچی و دوشگا ) واقعا حالم عوض شده. اینقدر حالم خوب شده که باور کنین وقتی بطور ناخودآگاه مشکلات می پرن جلوی چشمم، تو ذهنم با لبخند باهاشون خداحافظی میکنم. اما اتفاقی که خیلی خیلی برام جالب بود و اصلا و ابدا فکرشو نمیکردم این بود که دیشب از یه راهی که به عقل جن هم نمیرسید یه ایده برای راه اندازی کسب و کار خیلی بزرگ به ذهنم رسید. باور کنین تا نیم ساعت مثل دیوونه ها از خوشحالی داشتم تو اتاق بالا و پایین می پریدم. اونم ساعت 11:30 شب. هرچند این ایده (فعلا) خیلی دور از دسترسه ولی میدونم که تو جهت درستی هستم. یه جمله از آقای عباس منش تو این حال خوبم فوق العاده تاثیر گذاشت که اینقدر دوسش دارم که گذاشتم بک گراند لپ تاپم. اون جمله اینه: “”” نشانه ایمان تنها یک چیز است،اگر احساس امید داریم، اگر خوشحالیم، اگر آرامش داریم، ما متوکلیم و ما به خدا ایمان داریم، اما اگر می ترسیم، اگر نگرانیم، اگر افسرده هستیم، اگر عصبانی هستیم، ما به خدا ایمان نداریم””” چقدر این جمله منو تکون داد. روزی صد بار موبایلمو باز میکنم و از روی این متن می خونم و هر دفعه آرامش و ایمانم به خدا بیشتر میشه و مطمئن میشم که اگه همین مسیری رو که شروع کردم و با همین تعهد و اشتیاق ادامه بدم حتما مسیر رو بهم نشون میده. یه سوالی هم پریشب از بخش عقل کل پرسیدم در مورد یکی از مشکلاتم تو روابط که فرداش رفتم دیدم هنوز ثبت نشده و به خانم شایسته ایمیل دادم که چرا ثبت نشده؟ اما یه حسی بهم میگفت پرسیدن این سوال به این معنیه که من هنوز ایمانم قوی نشده. هنوز توکلم اینقدر قوی نشده که مطمئن باشم خدا حتما راه رو به من نشون میده. اگه مطمئن بودم شاید هیچ وقت نمی پرسیدم. البته نمی خوام بخش عقل کل رو زیر سوال ببرم. اما در مورد این مشکلم حسم میگه فعلا بجای سوال پرسیدن باید رو ایمان و توکلت بیشتر کار کنی.
خیلی خوشحالم و واقعا خدارو شکر میکنم بخاطر همه چیز. بخاطر این همه موهبتی که به من داده و من نمیدیدم. من پشتم به همه موهبتهای خدا بود. الان تازه برگشتم و دارم نگاه میکنم میبینم وای خدای من چه خبره. من چرا اینقدر ناراحت و غمگین بودم. چرا اینقدر غصه خوردم و اینقدر نا امید بودم وقتی تو هستی و وعده دادی که اگه با تو باشیم دیگه همه چیز حله.
خدایا بخاطر همه چیز شکرت. خیلی متنم طولانی شد. این حرفا از دلم بیرون اومد. هی میومد و منم هی مینوشتم. از بودن کنارتون واقعا دارم لذت میبرم. این اولین کامنتم بود اما تازه افتادم تو دور. از این به بعد هر نتیجه ای که گرفتم می خوام بیام و اینجا بنویسم.
بنام خداوند بخشنده و مهربان و خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر هست
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گلم
تشکر دارم از شما استاد گرانقدرم که موضوع به این مهمی رو دوباره به ما یادآوری کردید و دل ما شیفتگان حقیقت به قوانین حاکم بر جهان هستی را عاشق تر کردید.
تفاوت نگرش ها در یک جامعه چه کارها که نمیکند و چه ثروتها و چه خوشبختی ها که بوجود نمیاورد.
میتونه یک جامعه ای را به اوج سربلندی و عزت و ثروت و شادی رهنمون کنه و یا میتونه به فقر و ناراحتی و گله مندی و بیکاری و بی تحرکی واداره
اشتغال جوانان موضوعیه که همیشه خوراک هر مجلسی بوده . صحبتهایی از این قبیل که دولت چه کاری برای اشتغال جوانان کرده و یا امسال سال اشتغالزایی و هزاران صحبت و موضوع در این رابطه که یک باور سرسخت و تغییر ناپذیر برای عده ای از جوانان ما درست کرده اند تا تواناییهای خودشونو بروز ندن . چقدر جمله بیکاری جمله خنده داریه حداقل برای من چون من هیچ وقت اینو باور نکردم.
یادمه من ترم آخر دانشگاه که بودم و رشته من مکانیک بود به دنبال هر شرکتی که در بخش صنعت نیاز به نیروی متخصص مکانیک بود ، بودم و درست بعد از 2 یا 3 هفته از اتمام خدمت سربازی بدون هیچ گونه پارتی بازی وارد یک مجموعه عالی صنعتی و مرتبط با تونایی های خودم شدم و چه پیشرفتهایی که شروعش از آنجا بود و توانستم بعد چند ماه ازدواج بسیار موفقی با یک خانواده خوب داشته باشم. درست دورانی که خیلی از دوستان من بیکار بودند و دنبال کار میگشتند. من اون زمان با قوانین جهان آشنا نبودم ولی همیشه لیاقت خودمو در بهترین زندگی ها میدونستم.
من اصلا دلم گیر شرکت نبود و همیشه میخواستم خواسته های خودمو در بیزنسهای خودم دنبال کنم و به همین دلیل بعد 7 یا 8 ماه کار در شرکت بیزنس پلن خودمو طراحی کرده بودم و داشتم در اون فعالیت میکردم و بعد 17 ماه کامل از شرکت بیرون اومدم و وارد بیزینس خودم شدم.
همه ما تواناییهای فوق العاده ای در وجودمون نهفته هست که باید بیدارشون کنیم باید بهشون بها بدیم و رشدشون بدیم.
2 هفته پیش بود یکی از مشتریهام برای حسابش اومده بود دفتر و ایشون روز سختی را گذرانده بود و خواست کمی سفره دلشو باز کنه هر چند که من اهل درد و دل نیستم و این قانونو خوب بلدم ولی من هم به جنبه مثبت قضیه توجه کردم.
میگفت من قبلا استخدامی این ارگان دولتی بودم و بعد از چند ماه به دلایل خودش یعنی رانت بازی من و 10 تن از دوستانم را از قانون استخدامی به قراردادی تغییر دادند و به تبع آن حقوق کمتر و مزایای پاداش و سنوات و اضافه کاری و … هم برداشتند و من از دستشون عصبانی ام و دوستان اینجوری بهتون بگم که اگر چهره ناراحت این دوست عزیز را میدید متوجه میشدید که چه خیالبافی های بد و و حشتناکی از عوامل بیرونی در شغلش کرده است و دائم دنبال مقصر بود.
من بهش گفتم خوب برای چی محیط کارتو عوض نمیکنی و وارد کار دیگه ای نمیشی ؟ گفتند چون من چیزی بلد نیستم. گفتند چون من هیچی بلد نیستم. بهش گفتم ببین من هم که میخواستم وارد این کار بشم نه چیزی بلد بودم و نه سرمایه ای داشتم والان که داری وضعیت منو میبینی اینها به مرور درست شد.
باور وحشتناکی که خیلی از جوانان مملکت عزیز ما دارند و البته در همه جای دنیا هم هست همین عدم باور به توانایی های خودشونه و این شاید بزرگترین عامل بیکاری در جوانانه و وقتی خودشونو باور ندارن دنبال کمک دیگران هستند که دیگران براشون کار درست کنند و این میشه نتیجه الان جامعه ما و این میشه خوراک تمام برنامه های تلوزیون و این میشه برنامه دولت در زمان کاندیدای ریاست جمهوری.
من یادمه چند سال پیش داشتم مجله ای مطالعه میکردم و در اون مطلبی از کارآفرینی در آمریکا نوشته بود و اینگونه نوشته بود که عدد بالایی شاید 90 درصد کارآفرینان آمریکا به شکست میخورند و تنها 10 درصد اونها موفق شده اند و اینگونه برداشت کرده بود که موفق شدن در کارآفرینی هم کار هر کسی نیست.
خوب باورهای ضعیف اون روز من برایم محدودیتهایی در ابراز تواناییهام درست کرده بود که ببین آمریکا با اون عظمتش اینه حالا تو توی ایران چند چندی؟
بعدا که با قوانین بیشتر آشنا شدم ومتوجه این قضیه شدم که نتایج ارزشمند در شکستها نهفته است و اگر کسی در حرکتهای روبه جلوی خودش به مسئله ای بر میخوره با حل اونها میتونه چند صد متر به جلو پرت بشه ، خوب دیدگاهم عوض شد و فهمیدم شرکتهای الان موفق جهان شرکتهایی نبودند که هیچ مسئله ای نداشتند یا مسائل کمی داشتند یا شانس آوردند و … بلکه اونها دست گذاشتند روی مهمترین نیازهای مردم جهان که با حل این مسائل که هر کسی زیر بارش نمیره به ثروتها و موفقیتهای عظیمی دست پیدا کردند. اونها گروه هایی بودند از جوانان با انگیزه و با اشتیاق که خودشون و توانایی خودشونو در حل مسئله به ظاهر بزرگ باور کرده بودند.
موضوع اصلی باورهای غلط یک جامعه است ، نداشتن خودآگاهی است و عدم شناخت توانایی های خود . خداوند در قرآن میفرماید سرنوشت هر قومی را به خودشان واگذار کردیم.
دست آخر دوست دارم چند جمله ای که دیشب در اتمام فصل اول کتاب رویاهایی که رویا نیستند ، خونده بودم و بهم الهام شد و همون دیشب نوشتم ، اینجا هم بنویسم : (( اگر قانون موفق شدن من اینه که با تمرین توجهم و احساسم را روی چیزهایی که میخوام ، بگذارم و باورهایم را در مورد چیزی که میخوام در جهت صحیح هدایتش کنم ، پس من کلا و کلا روز و شب همین کارو میکنم و مطمئنم اینکه در مسیرم چه اعمالی انجام بدهم به من گفته خواهد شد و نیز الهامات و دستانی از خدا به کمکم خواهد آمد.
پس زدن ترس و داشتن ایمان برای رفتن به سمت علاقه – باور به انرژی خداوند و حاکم بر جهان و نه عوامل بیرونی ، و در جهت حرکت یاری خواستن از او ))
سلام به استاد و مریم جان و هم خانواده ای های عزیز!
چقدر دیدگاه ها میتونه متفاوت باشه که یه عده چشمشون به دولت و عوامل خارجی باشه برای اینکه یه کاری برای اونا بکنن تا اینا بتونن به زندگی بخور و نمیرشون ادامه بدن، اینکه باید یکی بیاد مشکلاتشون رو حل کنه! و یه عده ی دیگه تو یک فرهنگ دیگه دیدگاهشون این باشه که مشکلات رو خودشون حل کنن و با حل اون مشکلات پول بسازن، ارزش خلق کنن، هم برای خودشون هم برای دیگران خوشبختی بیافرینن!
با حل کردن هر مسئله کلی عزت نفس و باورمون به توانایی حل مسائل بیشتر میشه.
این باور رو ایجاد کنیم که مسائل رو اولاً میشه حل کرد، دوماً با حل کردن هر مسئله کلی آدم پیشرفت می کنه، لازم نیست دنبال یک زندگی بدون مشکل و بدون مسئله باشیم…هر چند که وقتی ما از قوانین استفاده کنیم و روی باورهامون کار کنیم مشکلات عجیب و غریبی هم برامون به وجود نمیاد و چرخ زندگی راحت می چرخه اما به این معنا نیست که هیچ مسئله ای نباشه.
خدایا کمک کن من هم بتونم با قدرت و احساس خوب چالش ها و مسائل زندگی رو حل کنم و دائم در حال رشد و پیشرفت باشم و به دنبال یک زندگی ساکن و خالی از چالش نباشم!
ممنونم استاد به خاطر ری پُست کردنِ این فایل عالی! عاشقتونم!
بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می دهیم. (152)
داستان این آیه مربوط میشه به قوم موسی
زمانی که موسی میره کوه طور
ده روز بیشتر از اون تایمی که به قومش گفته بود میمونه
توی این ده روز یه نفر به نام سامری میاد یه گوساله با طلا میسازه
و بقیه میگن این همون خدای شما و خدای موسی است
و شروع میکنن به پرستیدنش
وقتی موسی بر میگرده و این داستان رو میبینه
به شدت عصبی میشه
جوری که سر هارون رو میگیره با ریش هاش
و از لفظ پسر مادرم به جای برادر استفاده میشه توی این دعوا
یعنی تا این حد کار بالا میگیره
حالا این قوم موسی کیا بودن
همونایی بودن که با چشم خودشون دیده بودن که فرعونی ها که کافر بودنو آب برده
موسی خشمگین میشه شدید
و تا جایی که یادم میاد میگه بهشون که شما اگه خودتونو میکشدید این کار برای شما بهتر از این کاری بود که کردید
توی این آیه خیلی محکم اومده خدا گفته که اونایی که گوساله رو پرستیدن خدا عذابش رو واسشون نازل میکنه
این آیه رو من برای این قسمتش آوردم که میگه خاری در دنیا
ذلت در دنیا
خیلی حال میکنم با این قضیه زمانی که اصن فرکانس شرک با نتایج بد همراه میشه
اصن انگار قند توی دلم آب میشه
همیشه کفر کنار ذلت کفر کنار فقره کفر کنار چیزهای خیلی سنگین منفیه
و از اون طرف ایمان کنار پوله ایمان کنار عزت
کافی شما با یه ماشین لوکس مثلا ولو برید دم یه مغازه
وقتی میرید توی اون مغازه
مغازه دار تا کمر جلو شما دولا میشه
این که اون این کارش اشتباهه یا نه رو کاری ندارم
ولی یه ماشین باعث میشه که آدم عزت بگیره
یا مثلا کافی با همون ماشین بری یه جایی برای قرار داد نوشتن کاری
بهت کم پیشنهاد نمیده
البته اینا تک ایده اس
قانون نیست
شما اگه با ژیانم بری قرارداد بنویسی و ایده بهت رسیده باشه که با این باید بری بازم بارت روی زمین نمیمونه
ولی میخام اینو بگم که آدم با ایمان آدم عزت مند
چون کوچکترین دلیلش اینکه ثروتمنده
ما مومن بدون ثروت نداریم
و از اون طرف اونی که خوار میشه اونی که ذلیل میشه احتمالا آدمی که شدیدا مشرکه
حالا این شرک میتونه با مهم بودن نظر بقیه باشه
میتونه با دولا و راست شدن و احترام الکی گذاشتن به یه آدم دیگه باشه
میتونه با قدرت دادن به آمریکا و وضعیت دلار باشه
و هزار و یک عامل دیگه
ولی هر آدمی که ذلیله میشه خیلی ساده پیش بینی کرد که آدم بی ایمانیه طبق این آیه
و باز میشه پیش بینی کرد که از مسیر انعمت علیهم دوره
و بعدش میشه فقر
نکبت زندگی شو گرفته
به قول حضرت علی از هر دری فقر بیاد تو از همون در ایمان خارج میشه
و چه قدر با مهم کردن بقیه برای خودمون به خودمون ضربه میزنیم خودمونو از نعمت ها دور میکنیم
داستان قوم موسی رو خیلی دوس دارم
جلو چشمهاشون فرعونی ها رو آب میبره
پشت بندش میان میبینن یه شهری بت پرستن
به موسی میگن این چه خوبه موسی تو ام برای ما از اینا بیار
یعنی دفه ی اولی که این آیه رو خوندم زدم زیر خنده
چه قدر آدم میتونه جاهل باشه به قول قرآن
اینکه اینجوری میگم برای خودمم الان پیش میادا
ولی نه به اون شکلی که اونا اون زمان اتفاق میوفتاده
الان میشه یه احترام بدون حس خوب گذاشتن به فلان مشتری
میشه خودش شرک
با اینکه مثلا دیروز دیدم اگه روی خدا حساب باز کنم خدا خودش برام قراد های تپل پشت سر هم میاره
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشون نعمت دادی
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیست
قطعاً خداوند سرنوشت هیچ ملّتی را تغییر نمیدهد تا آنکه آنان آنچه را در وجود خود دارند تغییر دهند.
سوره رعد، آیه 11
سلام به استادعزیزم ومریم جانم
وهمه دوستانم در این محفل توحیدی
خداروشاکروسپاسگزارم بابت هدیه بی نظیر یک روز عالی دیگر که پرانرژی آغاز شد وساعت پنج بیداریم وخواندن نماز وبعد با تایید مصطفی جان مهیا شدن برای دیدن طلوع زیبای خورشیدوزیبایی های دیگر وسوار بر رعنا موتورمان ودعای مخصوص هدایت وباعشق ولذت حرکت ودیدن گلها وگیاهان وطلوع زیبا ودرختان وهوای عالی وباطروات ودیدن هواپیما بر فراز آسمان که واقعا اعجاز محض است وخوردن صبحانه در پارکی زیبا وبعد خوردن قهوه وبسلامتی و به لطف خداوند رسیدن به خانه رویایی مان ،خدایاشکرت….
بعد هم در ادامه این روز زیبا ،رفتن به کافه و گفتگوی عالی ومرور معجزات خداوند با مصطفی جان وزدن دوچای لیمویی بر بدن ،خدایی استاد چه بر سر دین ودنیای مان آورده اید ها ، این حجم از انرژی مثبت،حال عالی،احساسی وصف ناپذیر ،شکرگزاری هایی که ورد زبان مان شده وذهنی که لبریز شده از ورودی های مثبت وانرژی جسمانی بی نظیروکلا آنچه خوبان همه دارند خداوند به واسطه حضور وکلام های بی نهایت تاثیر گذار تان به ما ارزانی داشته است .
اکثر مردم ایران اول که یه رئیس جمهور انتخاب میشه حرف وحدیث وفلان وکلی اطلاعات از خودش وخاندانش و انگار یک عمر باآن رئیس جمهور زندگی کرده اند، بعد اعتراض که نفر قبل چه گلی زد به سرمان که این بزند ورای چه فایده وبعدهم اولین نفر سر صندوق رای، خودشان هستندچون می ترسند اگر رای ندهند از اداره اخراج می شوند ویا موارد خنده دار دیگر و در نهایت بعد از چهارسال دوباره اعتراض ودوباره می روند برا چهار سال همین رئیس جمهور را انتخاب می کنند ووقتی بطور کامل مدت ریاست جمهوریش به پایان می رسد دو گروه می شوند بانظرهای متفاوت و بعد برایت سوال پیش می آیدکه واقعا در چه فازی هستند؟؟؟!!!!واین روند ادامه دارد.
من چون پدرم پاسدار بود فکر کنم یکبار آن هم به اجبار رفتم با بی میلی رای دادم والان با این آگاهی واقعا به این نتیجه رسیده ام که من وقتی شناختی از کسی ندارم رای هم نمی دهم ،وقتی پدر ،مادر،خواهروبرادر وحتی بچه آدم هرروز در یک مودی هستند و مدام رفتارهای عجیب وغریب وبعضی وقتها واقعا آنها برایت ناشناس می شوندبعد من به چه کسی رای بدهم چون اون خودش انتخاب شده است .
به لطف هدایت خداوند وبودن در این مسیر توحیدی ودور بودن کامل از هر بستگان خونی وغیر خونی وآزاد ورها وفقط تمرکز روی بهبودیم وهرروز زندگی عالی تر و سعی در عملکردن به آنچه که از استاد آموخته ام وهرروز ادامه دادن با عشق وشور واشتیاق عالی برای آگاهانه تر زندگی کردن ورفتار کردن وبا هدایت ها ،ایده ها ونشانه ها مسیر را با لذت طی کردن وایمان به هر ممکن شدنی ازجانب خداوند و اینکه خود باید خالق یک شخصیت وزندگی ایده عال وعیاردار باشم با رعایت قوانین الهی که همین بودن در این مسیر صراط المستقیم است وهمه چیز برای رشدوپیشرفت مان در تمام زمینه هادارد وبه قول استاد جان شاهد اتفاقات مثبت بیشتر وکمتر به چالش وتضاد برخوردکردن آن هم اگر مسئله ای پیش بیاید با آگاهی های ناب دریافت شده وذهنی بازوپاک ورها بودن وبه سادگی حل شدن چون خدایی داریم فراتر از هر مسئله که وقتی او می شود همه کاره زندگیت دیگر کار تمام است ،
در هر اداره ای خودش جلوتر حضور دارد وکارهایت به سادگی هرچه تمام تر انجام می شود،در زندگیت هدایت هایش بی نظیر ولبریز از معجزه ،در کسب وکار خودش مشتری می شود وخیروبرکت می دهد به همه چیز ودر کل می شود تمام قوانین شهروکشوروکل جهان که همه به نفع توست کافیست تنها اورا بپرستیم واز او یاری بچوییم و در راه راست وعمل به قوانین زیبایش گام برداریم نا ببینیم چه کن فیکونی می کند در زندگی که من هرروز شاهدش هستم همین که شادم، از وجودم وزندگیم لذت می برم ،وجود مصطفی کنارم وهم فرکانسی با او وهمدل بودن مان ،نوشتن هایم ،احساس وآرامش عالیم وایمان به خداوندم ،سلول به سلول داشته هایم وشکرگزاری از آنها وبودن در این سایت کنار استادم و مریم جان این الگوهای بی نظیر ودوستانم وموفقیت های روزافزون شان بخدا همه اش نعمت است برایم ومعجزه …..
خدایا بی نهایت شاکروسپاسگزارم.
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، دوستتون دارم.
سلام خدمت استاد عزیز و مریم خانم گل و تمامی دوستان هم فرکانسی
واقعا خداروشکر میکنم بخاطر دیدن این فایل.
استاد دوروز پیش قسمت 10 روانشناسی ثروت 1 را نگاه کردم و شما داشتین در مورد حل کردن تضادها در زندگی و پله کردن تضادها برای پیشرفت های بعدی صحبت میکردین.
واقعا جلسه فوقالعاده ای بود هرچند حس کردم با دفعه اول دیدن این جلسه چیز زیادی درک نکردم ولی احساسم عالیه که من با ادامه دادن در این مسیر یکروز به ثروت نامحدود میرسم.
اینکه بعد از دیدن فایل جلسه دهم ثروت1 شما این فایل را قراردادین و از خوندن کامنت چندنفر ازبچه ها درک بنده در مورد حل مسأله از زندگی مردم و رسیدن به ثروت خیلی بهتر و ساده تر شد.
استاد بنده وقتی شما گفتین اگه میخواین به ثروت برسید باید مسأله از زندگی مردم حل کنید ثروت لاجرم میاد توزندگیتون.
مغزمنطقی شروع کرد به افکار عجیب و غریب که حتما باید اختراع خاصی داشته باشم و بشینم ماه ها و سالها فکرکنم تا ببینم مردم چه مشکلی دارن تا بتونم حلش کنم خیلی استرس گرفتم گفتم اینکه خیلی سخت شد ثروت خلق کردن.
خدارو صدهزار مرتبه شکر امروز خدا به دادم رسید و با هدایت شدن به این فایل حس کردم یه پرده از ذهنم برداشته شد که آقا همین کاری که خودم دارم انجام میدم حل کردن مسأله از زندگی مردم هست چونکه من با راه اندازی کسب و کار شخصی خودم در روستای پدریم که کلی از شهر دور هستیم تونستم به خیلی از مردم و روستاها خدمت کنم و مشکل خریدکردن یخچال برای راه اندازی کسب و کارشون را خیلی ساده و راحت کنم جوری که تا الان بعد از اینکه دوسال از کار بنده میگذره هنوز مردم دقیق نمیدونن کاری که انجام میدم چی هست.
(چون تمام مردم روستا یا به شغل کشاورزی یا دامداری مشغول هستند و از دیدن اینکه بنده یخچال خرید و فروش میکنم شوکه میشن.لازم به ذکر است بنده فقط اسکلت یخچال صنعتی خرید میکنم و بعد از نصب سیستم خنک کنندگی و برق کشی یخچال را تکمیل و آماده به کار میفروشم)
خیلی حس خوبی داد بهم این فایل بخصوص قسمتی که شما گفتین هیچ وقت به فکر اینکه دولت بهتون کار بده نباشید.
واقعا این صحبت شما عالی بود و احساس قدرت کردم.
چونکه استاد عزیز بنده تقریبا اولین نفری بودم که از روستا سال اول کنکور در رشته مهندسی پتروشیمی در دانشگاه دولتی پذیرفته شدم و بدلیل اینکه در استان پراز نفت و گاز ساکن هستیم همه میگفتن خوشبحالت شما دیگه زندگیت عالی شد و خوشبخت شدی ولی خدا شاهده درطول دوران تحصیل حتی یکبار نمیتونستم تصور کنم بعد از گرفتن مدرک دانشگاهی برم آزمون استخدامی شرکت کنم و دنبال کار در شرکت باشم.
نمیدونم چرا ولی حتی یکبار نمیتونستم به این موضوع فکرکنم حالمو بد میکرد.
خداروشکر بلطف خدا به کسب و کار شخصی خودم هدایت شدم و به تنهایی بعد از حل کردن کلی مساله تونستم تنهایی و بدون آموزش دیدن بهترین و با کیفیت ترین سیستم های سرمایشی را طراحی کرده و روی یخچالها نصب کنم.
اوایل فقط یخچال کارکرده میخریدم و بعد از تعمیر میفروختم یواش یواش خداهدایتم کرد به خرید و فروش یخچال های نو و الان فقط بعد از کمتر از دوسال خداروشکر فقط یخچالهای صنعتی نو خرید میکنم و سیستم خنک کنندگی نو و زیبا طراحی میکنم و از کارم لذت میبرم.
خدارو صدهزار مرتبه شکر در این مسیر به ثروث خوبی هم رسیدم و خدارو شکر تا به امروز نزدیک 25عدد یخچال نو برای خودم دارم.
استاد اصلا باورم نمیشه دیشب با دوستم که برام یخچال میسازه حساب کتاب کردیم و برای اولین بار در این مدتی که باهم کار میکردیم بنده از ایشون طلبکار هستم و فوق العاده خوشحال شدم.چون همیشه دوستم حدود دویست یا سیصد میلیون ازم طلب داشت.
بینهایت سپاسگزارم از زحمات و آموزشهای شما و خانم شایسته عزیز.
خدارو صدهزار مرتبه شکر بخاطر هدایتم به این مسیر زیبا و پر از خوشبختی.
خدایا سلام
خالق زیبایی ها سلام
.
چقدر عاشقانه هایم با تو خاص و واقعی است
چقدر قدرتمند میشوم و این انرژی را تاب نیاورم و میشود دانه های اشک به پهنای صورتم
خدایا تنها ماندم….
تنهای تنها در دل شب جمعه
ساعت به وقت قرار عاشقیمان تنظیم شد
ساعت 3 نصفه شب
وقتی همه خوابند تا جانشان آرام گیرد من با تو قرار گذاشتم
.
? تو شب را قرار دادی تا آرامش گیرم
به خودت قسم آرام ترینم وقتی با توام،.چقدر بخوابم؟؟؟
هر یک دقیقه خواب شصت ثانیه نور از دست میدهم ، چطور بخوابم وقتی تنها با من ربرو صحبت میکنی ؟
معنای زندگی من ،
به زمانت قسم (والعصر)
به عدالت و رزاقیت و نوازش هایت بر قلب من قسم ، بیشتر از همیشه درکت میکنم….
.
? خدایا تو تک تک ذرات هستی ، هستی
خدایا یه دانه ی گندم برای اثبات وجود تو کافیست
سبز های گوشه اتاقم جوانه زدند
آهویی بچه آورد
پروانه ها پیله دریدند
زمین نفس میکشد
خدایااااا با بهار چه میکنی؟؟؟
.
? همه ی مخالفت ها و تایید های و خنده ها و گریه های من
به دنبال چه میگردم وقتی تو همه چیز تمامی و تو برای من کافی شده ای….
مرا میبخشی که نمیتوانم بیشتر از این درکت کنم؟
به من لبخند میزنی و میگویی اشکم را پاک کنم ،
? مگر خدا را نداری ؟
? مگر به من ایمان نداری ؟
? مگر من برایت کافی نیستم ؟.
و من محکم در آغوشت جای میگیرم ، مرا نوازش میکنی
.
در گوشم میگویی « ? مگر ایمان نداری به چیزی که میبینی؟ ?»
.
به خودت قسم اشک هایم ارادی نیست ، این ها مروارید های قدرت مند وجودم تقدیم توست
لالایی ات آرامشم میدهد ،
میگویی : بر من توکل کن
من تصویر بزرگ زندگی تو هستم ،
من زیباتربن ها را برایت نقش میزنم به شرط عمل به الهاماتم
.
? خدا یا کدام الهام ؟؟ !! ؟؟ !!
.
به خورشید و ماه و ستارگان قسم،
به شب و روز قسم،
به زمین و آسمان ها قسم ،
به کوه ها و دریا ها قسم ،
سوگند به نفس وجودت ،
هر لحظه بد و خوب تو به تو الهام میشود بنده ی من…
.
سکوتم که معنایش تو شدی …
لبخند میزنی و آغوش وا میکنی
….
ناگهان بر لبم جای میشود :
??
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی ، زیبا بمیرد
??
….
باز هم نگاهم میکنی ….
آرام زمزمه میکنی امروز هدیه ام برای توست آن را بپذیر و سپاس گزار باش ،
تو لایق زندگی هستی ،
تو باید کارهای بزرگی را انجام دهی ،
تو مرا فهمیدی ، مرا به دیگران با موفقیت هایت نشان بده ،
مرا در صحبت هایت در رفتارت در عشقت بگستران…
من همه چیز میشوم ،
من باور توام…
آری ،
خدا ثروت میشود ، خدا نوازش میشود ، خدا آگاهی میشود ، خدا دوست میشود ،
خدا کار و حرفه و شغل میشود ، خدا لبخند میشود در صورت بچه ها ،
خدا گریه میشود در چشمان درخشانت ، انگیزه میشود ، محبت میشود .
_
خدایا ؛
? خودت گفتی به من «حب » داری
? خودت گفتی «لاتقنطوا : امیدوار باشم »
? خودت گفتی « اجیب الدعوه اذا دعان : تو را بخوانن تا اجابتم کنی»
? خودت گفتی « اقرب من حب الورید : نزدیکی ، و درونم نبض میزنی»
? خودت گفتی «به کس که بخواهی از عشقت میدهی»
? خودت گفتی «من لایق صحبت با توام و به من وحی میکنی»
? خودت گفتی « قسم به این قلم و آنچه می نگارد »
? خودت گفتی «اقراء : بخوان»
? خودت گفتی «مرا سپاس گویید تا برای شما زیاد کنم»
? خودت گفتی«لیس کمثله شی : مانند تو نیست»
? خودت گفتی«وهاب :بخشنده ترینی »
? خودت گفتی «الیس الله بکاف عبده : تو برای من کافی هستی »
? خودت گفتی «یهدی الیکم :من هدایت میشوم »
? خودت گفتی« من نماینده تو روی زمینم»
? خودت گفتی«من خالق زندگیم خودم هستم»
? خودت گفتی «کون فیکون میکنم وقتی با تو هماهنگم »
? خودت گفتی «همه جا هستم و هیچ وقت تمهایت نمیگذارم»
? خودت گفتی « خانه ی من قلب هاست و با نام تو تطمئن القلوب»
? خودت گفتی«فقط روی من حساب کنید»
? خودت گفتی «جهان را مسخر اراده ی من کردی»
? خودت گفتی«جهانیان به خدتب درونم تعظیم کنند»
? خودت گفتی « احسن الخالقین»
? خودت گفتی« با خدا بی نیاز می شوی و فقط وقتی خدا (صمد :بی نیاز ) میشوی اجازه ی جذب ثروت و آرامش و آگاهی را میدهی»
.
آرام بگیر و خوشحال باش که چون منی را داری…
خدایا ، خداحافظی بلند نیستم
خدا کنار قلب مهربونمون بمون.
دوست و برادر ارجمندم جناب همتی نازنین. چقدرررررر دلنوشته تان زیباست چقدر به روح و جانم نشست. زیباترین زندگی نصیب تک تک لحظه هایتان باد.
با خدایی پس پادشاهی کن??????????
ستاره بنی نجاری خوش قلب و مهرورز
آرامش در تک تک جملات شما موج میزند و گام های موفقیت های شما قابل ستایش و تحسین است
بی شک این عشق را خوب درک کردید که از این سرچشمه ، نوید زلال ترین سخنان را به عشاق میدهید
جام جان شما ظرفیت بهترین ها را دارد و این نوشته قطعا تاییدی بر این نشانه هاست
سپاس از اینکه با پیام های زیبای مشابه قلب های میلیون ها نفر را منقلب میکنید
در خدا عاشق بمانید
سلام عاشقانه زیبایی با خداوند دارید و همیشه برکت پیدا کنه این عاشقانه هاتون …. و زیباتر این خودت گفتنی ها بود ک با اینکه میدونیم اما با مرورشون تو وجودمون ب جوشش تبدیل میشه و محکم بگیم خدایا شکرت و آرامشی بینظیر بهمون میده …
عاشقانه هاتون با خداوند مانا باد
صفورا ساعدی عزیز و خوش نام
درود بر مهروری شما
سپاس گزارم که متن را با عشق و توجه تمام میخوانید
از این منبع بی پایان سیراب نخواهیم شد
عشق خدا را پایانی نیست وقتی درکش میکنی و تصمیم میگیری چشمانت را بشویی و سبک بال پرواز کنی
بی شک شما قرین با این پرتو زیبا هستد که روشن میکنید حضور آرامش بخش خود را
در این عشق خوش آهنگ مشتاقانه نفس بکشید
به نام الله مهربان
با درود وسلام خدمت استاد عزیزو گرامی
من همیشه یاد دارم از اول زندگی تا یک سال پیش تمام مشگلات زندگیم را به گردن خانواده
یا اجتماع ویا دولت بیندازم …
و این ورودی های من در زندگی که از صدا و سیما و واخبار و …شکل گرفته .نیاز به تکرار و تغییر بزرگ در زندگی داشتم که خداوند هدایتم کرد به سمت سایت استاد …
خدایا شکرت خوب زمانی با این قوانین اشنا شدم …چون اولین دیدم نسبت به سود بانکی و وام و قرض بدهی به کمک استاد وآگاهی که بهم داده عوض شده سخته ولی همیشه به زنم میگم ایمان بدون عمل وراجی کردنه…
من بلید به گفته استاد ایمان کامل داشته باشم..و وقتی به این حرف ها فکر میکنم. میبینم دیگه از کسی جز خدا دیگه نباید درخواستی داشته باشم..بنده بیشتر وقت به جای دیدن فیلم و سریال …
ویس گوش میدم …کتاب مورد علاقه ام تو قوانین میخونم…الان به این دید رسیدم که ناخواسته اخباری میشنوم استرس بهم میده یه کل دیگه دوری کنم مخصوصا تو جامعه امروز ما …خدایا بازهم سپاس گزار و ممنون ومتشکرم که با این قوانین من رو آشنا کردی و با عمل به این قوانین ذهنم رها شده …توقعاتی از دیگران دیگر ندارم …هروز هروز زندگیم با دوتا بچه و سومی که تو راه است بهتر و بهتر شده …به کمک خداوند و استاد و کلامش از خونه کوچیک تو این روزا به آمدم یه آپارتمان 100متری رهن کردم با این موفقیت اعتماد به نفس بالاتر آمد …و انشالله خیلی زود ای مسئله رو حل خواهم کرد…استاد عزیز وخانم شایسته بسیار سپاس گزار شما و این سایت هستم…
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عرض میکنم خدمت استاد و خانم شایسته عزیز و همچنین دوستان خوبم در سایت
باوری که در مواجه با مسائل میتونه خیلی به ما کمک کنه این که همه مسائل حل شدنی هستند و نیازی به فرار کردن از مسائل نیست
ما وقتی شروع میکنیم به کار کردن روی باورهامون اتفاقی که میفته چرخ زندگیمون روان تر میشه، به مراتب مسائل زندگیمون خیلی کم میشه اما این دلیل نمیشه که مسئله ای تو زندگیمون نباشه خود استاد به تضاد بسیار بزرگی بر خورد و فرزندشو از دست داد با اینکه روی باورهاشون هم کار میکردند اما این مسئله استاد رو از پا در نیاورد یا اون تضادی که یه کسی شیطنت کرد و دقیقا قبل فروش ویژه استاد سایت استاد رو از دسترس خارج کرد و استاد هم خارج از کشور بود و بجای اینکه بشینه غصه بخوره توجهشو گذاشت روی زیبایی های اطرافش و روی خاسته هاش و مصمم تر شد برای مهاجرت و نتیجه اون تضاد این شد که استاد مهاجرت کرد به آمریکا(فایل داستان هدایت من این موضوع رو استاد کامل تعریف میکنه بی نظیره اون فایل)
تفاوت عمده بین آدم موفق و ناموفق اینکه تمام توقع آدم ناموفق از دولت و انتظار دارند تمام مسائل زندگیشون رو دولت براشون حل کنه طرف نشسته تو خونه هیچ کاری نمیکنه هیچ تخصصی کسب نمی کنه بعد میگه چرا دولت برای من کار جور نمیکنه آدم موفق میگه من مسائل زندگیمو حل می کنم و پیشرفت می کنم و ثروت میسازم فرق ما با مردم امریکا هم همینه اونا مسائلشون رو خودشون حل میکنن و به ثروت میرسن ما نشستیم ببینیم مسئولان چیکار میکنن برامون استاد دو جلسه از روانشناسی ثروت 1 رو اختصاص داده به این موضوع استاد میگه: کمک خداوند تضاد ،مسائل و تضاد ها نیومدن که منو زجر بدن اومدن که منو رشد بدن پس من با شجاعت میرم تو دلشون حلشون میکنه و بزرگتر میشم
تمام امکانات و تکنولوژی هایی که الان در اختیار ما هستند یه روزی یه تضادی بودند که یه نفر حلشون کرده هم زندگی خودش را بهتر کرده هم زندگی میلیونها نفر دیگه که اون تضاد داشتند و به بی نهایت ثروت هم رسیده از پابرهنه راه رفتن که منجر شده به تولید کفش تا اینترنت پرسرعت که همه جا در دسترس باشه که شده اینترنت ماهواره ای ایلان ماسک
در پناه الله شاد و ثروتمند باشیم
سلام به همه دوستان و آقای عباس منش و تیم محترمشون که این فضای عالی رو ایجاد کردن.
من خیلی وقته که با این سایت آشنا شدم تیر ماه سال 93٫ تقریبا از اوایل راه اندازی سایت و اون موقع تازه محصول قانون آفرینش رو رو سایت گذاشته بودن که منم شرکت کردم. اما هیچ وقت ازش نتیجه نگرفتم و همیشه به این فکر میکردم که چرا؟ هی برمیگشتم از اول شروع میکردم ولی نهایت دو یا سه جلسه گوش میدادم اما دوباره سرد میشدم و ول میکردم. اما الان(بعد از سه سال و نیم) دو روزه فهمیدم مشکلم چیه. مشکل اینجا بود که من با وجود اینکه تقریبا تو تمام زمینه ها ( مالی، روابط، سلامتی، عزت نفس و اعتماد به نفس) مشکل دارم اما هیچ وقت اون تعهد لازم رو برای تغییر به خودم ندادم و دلیل اینکه وسط راه سرد میشدم هم همبن بود. اما الان حدود 4 روزه که با تعهد کامل چسبیدم به این دوره و خودمو بستم به رگبار (دیگه از رگبار گذشته، آرپیچی و دوشگا ) واقعا حالم عوض شده. اینقدر حالم خوب شده که باور کنین وقتی بطور ناخودآگاه مشکلات می پرن جلوی چشمم، تو ذهنم با لبخند باهاشون خداحافظی میکنم. اما اتفاقی که خیلی خیلی برام جالب بود و اصلا و ابدا فکرشو نمیکردم این بود که دیشب از یه راهی که به عقل جن هم نمیرسید یه ایده برای راه اندازی کسب و کار خیلی بزرگ به ذهنم رسید. باور کنین تا نیم ساعت مثل دیوونه ها از خوشحالی داشتم تو اتاق بالا و پایین می پریدم. اونم ساعت 11:30 شب. هرچند این ایده (فعلا) خیلی دور از دسترسه ولی میدونم که تو جهت درستی هستم. یه جمله از آقای عباس منش تو این حال خوبم فوق العاده تاثیر گذاشت که اینقدر دوسش دارم که گذاشتم بک گراند لپ تاپم. اون جمله اینه: “”” نشانه ایمان تنها یک چیز است،اگر احساس امید داریم، اگر خوشحالیم، اگر آرامش داریم، ما متوکلیم و ما به خدا ایمان داریم، اما اگر می ترسیم، اگر نگرانیم، اگر افسرده هستیم، اگر عصبانی هستیم، ما به خدا ایمان نداریم””” چقدر این جمله منو تکون داد. روزی صد بار موبایلمو باز میکنم و از روی این متن می خونم و هر دفعه آرامش و ایمانم به خدا بیشتر میشه و مطمئن میشم که اگه همین مسیری رو که شروع کردم و با همین تعهد و اشتیاق ادامه بدم حتما مسیر رو بهم نشون میده. یه سوالی هم پریشب از بخش عقل کل پرسیدم در مورد یکی از مشکلاتم تو روابط که فرداش رفتم دیدم هنوز ثبت نشده و به خانم شایسته ایمیل دادم که چرا ثبت نشده؟ اما یه حسی بهم میگفت پرسیدن این سوال به این معنیه که من هنوز ایمانم قوی نشده. هنوز توکلم اینقدر قوی نشده که مطمئن باشم خدا حتما راه رو به من نشون میده. اگه مطمئن بودم شاید هیچ وقت نمی پرسیدم. البته نمی خوام بخش عقل کل رو زیر سوال ببرم. اما در مورد این مشکلم حسم میگه فعلا بجای سوال پرسیدن باید رو ایمان و توکلت بیشتر کار کنی.
خیلی خوشحالم و واقعا خدارو شکر میکنم بخاطر همه چیز. بخاطر این همه موهبتی که به من داده و من نمیدیدم. من پشتم به همه موهبتهای خدا بود. الان تازه برگشتم و دارم نگاه میکنم میبینم وای خدای من چه خبره. من چرا اینقدر ناراحت و غمگین بودم. چرا اینقدر غصه خوردم و اینقدر نا امید بودم وقتی تو هستی و وعده دادی که اگه با تو باشیم دیگه همه چیز حله.
خدایا بخاطر همه چیز شکرت. خیلی متنم طولانی شد. این حرفا از دلم بیرون اومد. هی میومد و منم هی مینوشتم. از بودن کنارتون واقعا دارم لذت میبرم. این اولین کامنتم بود اما تازه افتادم تو دور. از این به بعد هر نتیجه ای که گرفتم می خوام بیام و اینجا بنویسم.
همتونو دوست دارم.
بنام خداوند بخشنده و مهربان و خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر هست
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گلم
تشکر دارم از شما استاد گرانقدرم که موضوع به این مهمی رو دوباره به ما یادآوری کردید و دل ما شیفتگان حقیقت به قوانین حاکم بر جهان هستی را عاشق تر کردید.
تفاوت نگرش ها در یک جامعه چه کارها که نمیکند و چه ثروتها و چه خوشبختی ها که بوجود نمیاورد.
میتونه یک جامعه ای را به اوج سربلندی و عزت و ثروت و شادی رهنمون کنه و یا میتونه به فقر و ناراحتی و گله مندی و بیکاری و بی تحرکی واداره
اشتغال جوانان موضوعیه که همیشه خوراک هر مجلسی بوده . صحبتهایی از این قبیل که دولت چه کاری برای اشتغال جوانان کرده و یا امسال سال اشتغالزایی و هزاران صحبت و موضوع در این رابطه که یک باور سرسخت و تغییر ناپذیر برای عده ای از جوانان ما درست کرده اند تا تواناییهای خودشونو بروز ندن . چقدر جمله بیکاری جمله خنده داریه حداقل برای من چون من هیچ وقت اینو باور نکردم.
یادمه من ترم آخر دانشگاه که بودم و رشته من مکانیک بود به دنبال هر شرکتی که در بخش صنعت نیاز به نیروی متخصص مکانیک بود ، بودم و درست بعد از 2 یا 3 هفته از اتمام خدمت سربازی بدون هیچ گونه پارتی بازی وارد یک مجموعه عالی صنعتی و مرتبط با تونایی های خودم شدم و چه پیشرفتهایی که شروعش از آنجا بود و توانستم بعد چند ماه ازدواج بسیار موفقی با یک خانواده خوب داشته باشم. درست دورانی که خیلی از دوستان من بیکار بودند و دنبال کار میگشتند. من اون زمان با قوانین جهان آشنا نبودم ولی همیشه لیاقت خودمو در بهترین زندگی ها میدونستم.
من اصلا دلم گیر شرکت نبود و همیشه میخواستم خواسته های خودمو در بیزنسهای خودم دنبال کنم و به همین دلیل بعد 7 یا 8 ماه کار در شرکت بیزنس پلن خودمو طراحی کرده بودم و داشتم در اون فعالیت میکردم و بعد 17 ماه کامل از شرکت بیرون اومدم و وارد بیزینس خودم شدم.
همه ما تواناییهای فوق العاده ای در وجودمون نهفته هست که باید بیدارشون کنیم باید بهشون بها بدیم و رشدشون بدیم.
2 هفته پیش بود یکی از مشتریهام برای حسابش اومده بود دفتر و ایشون روز سختی را گذرانده بود و خواست کمی سفره دلشو باز کنه هر چند که من اهل درد و دل نیستم و این قانونو خوب بلدم ولی من هم به جنبه مثبت قضیه توجه کردم.
میگفت من قبلا استخدامی این ارگان دولتی بودم و بعد از چند ماه به دلایل خودش یعنی رانت بازی من و 10 تن از دوستانم را از قانون استخدامی به قراردادی تغییر دادند و به تبع آن حقوق کمتر و مزایای پاداش و سنوات و اضافه کاری و … هم برداشتند و من از دستشون عصبانی ام و دوستان اینجوری بهتون بگم که اگر چهره ناراحت این دوست عزیز را میدید متوجه میشدید که چه خیالبافی های بد و و حشتناکی از عوامل بیرونی در شغلش کرده است و دائم دنبال مقصر بود.
من بهش گفتم خوب برای چی محیط کارتو عوض نمیکنی و وارد کار دیگه ای نمیشی ؟ گفتند چون من چیزی بلد نیستم. گفتند چون من هیچی بلد نیستم. بهش گفتم ببین من هم که میخواستم وارد این کار بشم نه چیزی بلد بودم و نه سرمایه ای داشتم والان که داری وضعیت منو میبینی اینها به مرور درست شد.
باور وحشتناکی که خیلی از جوانان مملکت عزیز ما دارند و البته در همه جای دنیا هم هست همین عدم باور به توانایی های خودشونه و این شاید بزرگترین عامل بیکاری در جوانانه و وقتی خودشونو باور ندارن دنبال کمک دیگران هستند که دیگران براشون کار درست کنند و این میشه نتیجه الان جامعه ما و این میشه خوراک تمام برنامه های تلوزیون و این میشه برنامه دولت در زمان کاندیدای ریاست جمهوری.
من یادمه چند سال پیش داشتم مجله ای مطالعه میکردم و در اون مطلبی از کارآفرینی در آمریکا نوشته بود و اینگونه نوشته بود که عدد بالایی شاید 90 درصد کارآفرینان آمریکا به شکست میخورند و تنها 10 درصد اونها موفق شده اند و اینگونه برداشت کرده بود که موفق شدن در کارآفرینی هم کار هر کسی نیست.
خوب باورهای ضعیف اون روز من برایم محدودیتهایی در ابراز تواناییهام درست کرده بود که ببین آمریکا با اون عظمتش اینه حالا تو توی ایران چند چندی؟
بعدا که با قوانین بیشتر آشنا شدم ومتوجه این قضیه شدم که نتایج ارزشمند در شکستها نهفته است و اگر کسی در حرکتهای روبه جلوی خودش به مسئله ای بر میخوره با حل اونها میتونه چند صد متر به جلو پرت بشه ، خوب دیدگاهم عوض شد و فهمیدم شرکتهای الان موفق جهان شرکتهایی نبودند که هیچ مسئله ای نداشتند یا مسائل کمی داشتند یا شانس آوردند و … بلکه اونها دست گذاشتند روی مهمترین نیازهای مردم جهان که با حل این مسائل که هر کسی زیر بارش نمیره به ثروتها و موفقیتهای عظیمی دست پیدا کردند. اونها گروه هایی بودند از جوانان با انگیزه و با اشتیاق که خودشون و توانایی خودشونو در حل مسئله به ظاهر بزرگ باور کرده بودند.
موضوع اصلی باورهای غلط یک جامعه است ، نداشتن خودآگاهی است و عدم شناخت توانایی های خود . خداوند در قرآن میفرماید سرنوشت هر قومی را به خودشان واگذار کردیم.
دست آخر دوست دارم چند جمله ای که دیشب در اتمام فصل اول کتاب رویاهایی که رویا نیستند ، خونده بودم و بهم الهام شد و همون دیشب نوشتم ، اینجا هم بنویسم : (( اگر قانون موفق شدن من اینه که با تمرین توجهم و احساسم را روی چیزهایی که میخوام ، بگذارم و باورهایم را در مورد چیزی که میخوام در جهت صحیح هدایتش کنم ، پس من کلا و کلا روز و شب همین کارو میکنم و مطمئنم اینکه در مسیرم چه اعمالی انجام بدهم به من گفته خواهد شد و نیز الهامات و دستانی از خدا به کمکم خواهد آمد.
پس زدن ترس و داشتن ایمان برای رفتن به سمت علاقه – باور به انرژی خداوند و حاکم بر جهان و نه عوامل بیرونی ، و در جهت حرکت یاری خواستن از او ))
خوشحالم از زمانی که برای تایپ کردن مطالب گذراندم.
در پناه خدا موفق و سعادتمند باشید.
سلام بر خداوند جان و خرد!
درود خدمت تمامی دوستان امیدوارم در پرتو حق تعالی شاد و پیروز باشیم همگی!
خدا قوت آقای عباسمنش، خانم شایسته، خانم فرهادی و سایر کادر اجرایی سایت!
بسیار فایل عالی و تاثیرگذاری بود!
تو یک هوای عالی اومدیم به پرادایس!
کلی ماهی هم داره و اتفاقا غذامون هم به صورت رایگان از آب گرفتیم و میل کردیم!
امروز در مورد حل مسئله صحبت می کنیم!
با حل هر مسئله: عزت نفسمون بیشتر میشه!
باورهامون بهتر میشه!
توانایی ها مون بیشتر میشه و …!
سپس به سمت پیشرفت و موفقیت هدایت می شویم، چون در عمل به خدا، خودمون و جهان نشون دادیم که لایقش هستیم!
هر مسئله ای حل شدنی است و با حل آن، ما پیشرفت می کنیم!
تازه یه خبر خوب:
وقتی از قوانین استفاده کنیم و باورهامون رو تقویت کنیم؛ دیگه اصلا مشکلات و مسائل عجیب و غریب بوجود نمیاد و چرخ زندگی مون، راحت میچرخه؛ به لطف خدا!
واقعا برای من که اینطور بوده به لطف رب یکتا!
واقعا همیشه استاد رو بخاطر کنار اومدن با مرگ فرزندش و به حقانیتِ دلیلِ آن اتفاق پِی بردن؛ تحسین می کنم!
درود خداوند بر شما، ما و بر همه!
این داستانِ مصاحبه با رئییس جمهور، جالب بود!
بپردازیم سَرِ تفاوت نوع نگاه در ایران و آمریکا!
تو آمریکا مردم مشکلات رو خودشون حل می کنن و باهاش ثروت میسازن!
دولت مرکزی در این کشور یه جای محدود در واشنگتنِ! (فقط و فقط همین!)
مدیریتِ اصلی کشور توسط دستانی از دستانِ خداوند است که اسمشون: ایالت ها، استانداری ها، فرمانداری ها، شهرداری ها و بخشداری هاست!
به گونه ای که اصلا، همه ی جهان چشمشون به آمریکاست، تا ازش الگو بگیرن برای حل مسائل!
اما آمریکا تو عمل نشون داده مستقلِ و نگاهش این است که: پول میسازیم با حل مسئله!
پس ما هم باید دیدگاه مون رو عوض کنیم!
اون خلاقیت پولزی، خوب بود اگر در جهت درست ازش استفاده می کرد!
پس باید خودمون مسئله حل کن باشیم و ثروت، خوشبختی و ارزش رو بیافرینیم؛ همچنین جهان هم بهتر کنیم!
دستی از دستان خداوند باشیم برای بهتر کردن جهان!
اون ایده ی سلول های خورشیدی، چقدر خفننننِ!
خدایا شُکرت!
بنظر من هم اگر آدم برای خودش کار کنه، موفق تر است!
در آمریکا بی نهایت بیزینِس آزاد و صاحبان کسب و کار وجود دارد!
از بزرگ گرفته تا کوچک!
دلیل موفقیت های اقتصادی آمریکا هم همین است!
تقریبا تمام کسب و کارهای زنجیره ای جهان، آمریکایی هستند!
استاد خیلی مثال زد و منم چند تا اضافه میگم:
لَوز، جاندیر، شهرِبازی های دیزنی، هتل های هیلتون و آی کیا فِکت (اینو دقیق نمیدونم که آمریکایی هست یا نه! ) و …!
خلاصه که از هر نوعی و به هر اسمی، ما تو آمریکا کسب و کارهای زنجیره ای داریم!
چون فکرشون این بوده که خودمون باید یه حرکتی بزنیم و به قول معروف از تو حرکت و از خدا برکت!
ما با حل کردن مسائل هم به خودمون لطف می کنیم، هم به کشورمون، هم به جهان، هم به مردم و …!
تازه خداوند هم خیلی راضی تر میشه ازمون و بهمون افتخار میکنه!
کارِ ما:
یکسری باورها رو ایجاد کنیم!
دیدگاه مون رو عوض کنیم!
و حرکت کنیم!
تا نتیجه عوض شده و به شکل دلخواه ما تبدیل شود!
بسیار فایل عالی ای بود و کلی درس و جای گفتگو داشت!
سپاسگزار خداوند هستم که من را به مسیر ثروت سازی، پول سازی، یکتاپرستی و عزت نفس بالا هدایت می کند!
ممنونم آقای عباسمنش، خانم شایسته، خانم فرهادی و سایر اعضای سایت!
در پناه خدا؛ متعهد، آگاه، با انگیزه و خلاق باشیم همگی در دنیا و آخرت!
آرین عبّاسی ۱۷ ساله از تهران!
خدای من رزاق ترین، وهاب ترین، با اعتماد به نفس ترین، آگاه ترین و درست کار ترین است؛ پس من بهترینم!
بدرود!
سلام به استاد و مریم جان و هم خانواده ای های عزیز!
چقدر دیدگاه ها میتونه متفاوت باشه که یه عده چشمشون به دولت و عوامل خارجی باشه برای اینکه یه کاری برای اونا بکنن تا اینا بتونن به زندگی بخور و نمیرشون ادامه بدن، اینکه باید یکی بیاد مشکلاتشون رو حل کنه! و یه عده ی دیگه تو یک فرهنگ دیگه دیدگاهشون این باشه که مشکلات رو خودشون حل کنن و با حل اون مشکلات پول بسازن، ارزش خلق کنن، هم برای خودشون هم برای دیگران خوشبختی بیافرینن!
با حل کردن هر مسئله کلی عزت نفس و باورمون به توانایی حل مسائل بیشتر میشه.
این باور رو ایجاد کنیم که مسائل رو اولاً میشه حل کرد، دوماً با حل کردن هر مسئله کلی آدم پیشرفت می کنه، لازم نیست دنبال یک زندگی بدون مشکل و بدون مسئله باشیم…هر چند که وقتی ما از قوانین استفاده کنیم و روی باورهامون کار کنیم مشکلات عجیب و غریبی هم برامون به وجود نمیاد و چرخ زندگی راحت می چرخه اما به این معنا نیست که هیچ مسئله ای نباشه.
خدایا کمک کن من هم بتونم با قدرت و احساس خوب چالش ها و مسائل زندگی رو حل کنم و دائم در حال رشد و پیشرفت باشم و به دنبال یک زندگی ساکن و خالی از چالش نباشم!
ممنونم استاد به خاطر ری پُست کردنِ این فایل عالی! عاشقتونم!
آیه 152 سوره اعراف
سلام به همگی
امیدوارم حال دلتون عالی عالی باشه
امشبم میخام به ایده ام عمل کنم
إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَیَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَذِلَّهٌ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ۚ وَکَذَٰلِکَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ ﴿١۵٢﴾
بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می دهیم. (152)
داستان این آیه مربوط میشه به قوم موسی
زمانی که موسی میره کوه طور
ده روز بیشتر از اون تایمی که به قومش گفته بود میمونه
توی این ده روز یه نفر به نام سامری میاد یه گوساله با طلا میسازه
و بقیه میگن این همون خدای شما و خدای موسی است
و شروع میکنن به پرستیدنش
وقتی موسی بر میگرده و این داستان رو میبینه
به شدت عصبی میشه
جوری که سر هارون رو میگیره با ریش هاش
و از لفظ پسر مادرم به جای برادر استفاده میشه توی این دعوا
یعنی تا این حد کار بالا میگیره
حالا این قوم موسی کیا بودن
همونایی بودن که با چشم خودشون دیده بودن که فرعونی ها که کافر بودنو آب برده
موسی خشمگین میشه شدید
و تا جایی که یادم میاد میگه بهشون که شما اگه خودتونو میکشدید این کار برای شما بهتر از این کاری بود که کردید
توی این آیه خیلی محکم اومده خدا گفته که اونایی که گوساله رو پرستیدن خدا عذابش رو واسشون نازل میکنه
این آیه رو من برای این قسمتش آوردم که میگه خاری در دنیا
ذلت در دنیا
خیلی حال میکنم با این قضیه زمانی که اصن فرکانس شرک با نتایج بد همراه میشه
اصن انگار قند توی دلم آب میشه
همیشه کفر کنار ذلت کفر کنار فقره کفر کنار چیزهای خیلی سنگین منفیه
و از اون طرف ایمان کنار پوله ایمان کنار عزت
کافی شما با یه ماشین لوکس مثلا ولو برید دم یه مغازه
وقتی میرید توی اون مغازه
مغازه دار تا کمر جلو شما دولا میشه
این که اون این کارش اشتباهه یا نه رو کاری ندارم
ولی یه ماشین باعث میشه که آدم عزت بگیره
یا مثلا کافی با همون ماشین بری یه جایی برای قرار داد نوشتن کاری
بهت کم پیشنهاد نمیده
البته اینا تک ایده اس
قانون نیست
شما اگه با ژیانم بری قرارداد بنویسی و ایده بهت رسیده باشه که با این باید بری بازم بارت روی زمین نمیمونه
ولی میخام اینو بگم که آدم با ایمان آدم عزت مند
چون کوچکترین دلیلش اینکه ثروتمنده
ما مومن بدون ثروت نداریم
و از اون طرف اونی که خوار میشه اونی که ذلیل میشه احتمالا آدمی که شدیدا مشرکه
حالا این شرک میتونه با مهم بودن نظر بقیه باشه
میتونه با دولا و راست شدن و احترام الکی گذاشتن به یه آدم دیگه باشه
میتونه با قدرت دادن به آمریکا و وضعیت دلار باشه
و هزار و یک عامل دیگه
ولی هر آدمی که ذلیله میشه خیلی ساده پیش بینی کرد که آدم بی ایمانیه طبق این آیه
و باز میشه پیش بینی کرد که از مسیر انعمت علیهم دوره
و بعدش میشه فقر
نکبت زندگی شو گرفته
به قول حضرت علی از هر دری فقر بیاد تو از همون در ایمان خارج میشه
و چه قدر با مهم کردن بقیه برای خودمون به خودمون ضربه میزنیم خودمونو از نعمت ها دور میکنیم
داستان قوم موسی رو خیلی دوس دارم
جلو چشمهاشون فرعونی ها رو آب میبره
پشت بندش میان میبینن یه شهری بت پرستن
به موسی میگن این چه خوبه موسی تو ام برای ما از اینا بیار
یعنی دفه ی اولی که این آیه رو خوندم زدم زیر خنده
چه قدر آدم میتونه جاهل باشه به قول قرآن
اینکه اینجوری میگم برای خودمم الان پیش میادا
ولی نه به اون شکلی که اونا اون زمان اتفاق میوفتاده
الان میشه یه احترام بدون حس خوب گذاشتن به فلان مشتری
میشه خودش شرک
با اینکه مثلا دیروز دیدم اگه روی خدا حساب باز کنم خدا خودش برام قراد های تپل پشت سر هم میاره
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشون نعمت دادی
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیست
دوستون دارم
سلام برادر خوبم، آقای مرادی عزیز…
خواستم بهتون بگم شما رو با تفسیر آیه ها دنبال میکنم و به شدت لذت میبرم و استفاده میکنم و کلی چیز برام یادآوری میشه…
لطفاً پر قدرت ادامه بدید
در پناه خداوند یگانه شاد و سالم و ثروتمند باشید
سلام آتی خانم
امیدوارم خوب باشید
ممنون از حس خوبی ک بهم دادی با کامنتاتون
خوشحالم ک نظرتون نسبت ب کامنتم مثبت بوده
لذت میبرم با دوستانی مثل شما توی این سایت هم مدار هستم
امیدوارم روز ب روز موفق تر بشید
و زود زود توی گروه انعمت علیهم قرار بگیرید
إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ
قطعاً خداوند سرنوشت هیچ ملّتی را تغییر نمیدهد تا آنکه آنان آنچه را در وجود خود دارند تغییر دهند.
سوره رعد، آیه 11
سلام به استادعزیزم ومریم جانم
وهمه دوستانم در این محفل توحیدی
خداروشاکروسپاسگزارم بابت هدیه بی نظیر یک روز عالی دیگر که پرانرژی آغاز شد وساعت پنج بیداریم وخواندن نماز وبعد با تایید مصطفی جان مهیا شدن برای دیدن طلوع زیبای خورشیدوزیبایی های دیگر وسوار بر رعنا موتورمان ودعای مخصوص هدایت وباعشق ولذت حرکت ودیدن گلها وگیاهان وطلوع زیبا ودرختان وهوای عالی وباطروات ودیدن هواپیما بر فراز آسمان که واقعا اعجاز محض است وخوردن صبحانه در پارکی زیبا وبعد خوردن قهوه وبسلامتی و به لطف خداوند رسیدن به خانه رویایی مان ،خدایاشکرت….
بعد هم در ادامه این روز زیبا ،رفتن به کافه و گفتگوی عالی ومرور معجزات خداوند با مصطفی جان وزدن دوچای لیمویی بر بدن ،خدایی استاد چه بر سر دین ودنیای مان آورده اید ها ، این حجم از انرژی مثبت،حال عالی،احساسی وصف ناپذیر ،شکرگزاری هایی که ورد زبان مان شده وذهنی که لبریز شده از ورودی های مثبت وانرژی جسمانی بی نظیروکلا آنچه خوبان همه دارند خداوند به واسطه حضور وکلام های بی نهایت تاثیر گذار تان به ما ارزانی داشته است .
اکثر مردم ایران اول که یه رئیس جمهور انتخاب میشه حرف وحدیث وفلان وکلی اطلاعات از خودش وخاندانش و انگار یک عمر باآن رئیس جمهور زندگی کرده اند، بعد اعتراض که نفر قبل چه گلی زد به سرمان که این بزند ورای چه فایده وبعدهم اولین نفر سر صندوق رای، خودشان هستندچون می ترسند اگر رای ندهند از اداره اخراج می شوند ویا موارد خنده دار دیگر و در نهایت بعد از چهارسال دوباره اعتراض ودوباره می روند برا چهار سال همین رئیس جمهور را انتخاب می کنند ووقتی بطور کامل مدت ریاست جمهوریش به پایان می رسد دو گروه می شوند بانظرهای متفاوت و بعد برایت سوال پیش می آیدکه واقعا در چه فازی هستند؟؟؟!!!!واین روند ادامه دارد.
من چون پدرم پاسدار بود فکر کنم یکبار آن هم به اجبار رفتم با بی میلی رای دادم والان با این آگاهی واقعا به این نتیجه رسیده ام که من وقتی شناختی از کسی ندارم رای هم نمی دهم ،وقتی پدر ،مادر،خواهروبرادر وحتی بچه آدم هرروز در یک مودی هستند و مدام رفتارهای عجیب وغریب وبعضی وقتها واقعا آنها برایت ناشناس می شوندبعد من به چه کسی رای بدهم چون اون خودش انتخاب شده است .
به لطف هدایت خداوند وبودن در این مسیر توحیدی ودور بودن کامل از هر بستگان خونی وغیر خونی وآزاد ورها وفقط تمرکز روی بهبودیم وهرروز زندگی عالی تر و سعی در عملکردن به آنچه که از استاد آموخته ام وهرروز ادامه دادن با عشق وشور واشتیاق عالی برای آگاهانه تر زندگی کردن ورفتار کردن وبا هدایت ها ،ایده ها ونشانه ها مسیر را با لذت طی کردن وایمان به هر ممکن شدنی ازجانب خداوند و اینکه خود باید خالق یک شخصیت وزندگی ایده عال وعیاردار باشم با رعایت قوانین الهی که همین بودن در این مسیر صراط المستقیم است وهمه چیز برای رشدوپیشرفت مان در تمام زمینه هادارد وبه قول استاد جان شاهد اتفاقات مثبت بیشتر وکمتر به چالش وتضاد برخوردکردن آن هم اگر مسئله ای پیش بیاید با آگاهی های ناب دریافت شده وذهنی بازوپاک ورها بودن وبه سادگی حل شدن چون خدایی داریم فراتر از هر مسئله که وقتی او می شود همه کاره زندگیت دیگر کار تمام است ،
در هر اداره ای خودش جلوتر حضور دارد وکارهایت به سادگی هرچه تمام تر انجام می شود،در زندگیت هدایت هایش بی نظیر ولبریز از معجزه ،در کسب وکار خودش مشتری می شود وخیروبرکت می دهد به همه چیز ودر کل می شود تمام قوانین شهروکشوروکل جهان که همه به نفع توست کافیست تنها اورا بپرستیم واز او یاری بچوییم و در راه راست وعمل به قوانین زیبایش گام برداریم نا ببینیم چه کن فیکونی می کند در زندگی که من هرروز شاهدش هستم همین که شادم، از وجودم وزندگیم لذت می برم ،وجود مصطفی کنارم وهم فرکانسی با او وهمدل بودن مان ،نوشتن هایم ،احساس وآرامش عالیم وایمان به خداوندم ،سلول به سلول داشته هایم وشکرگزاری از آنها وبودن در این سایت کنار استادم و مریم جان این الگوهای بی نظیر ودوستانم وموفقیت های روزافزون شان بخدا همه اش نعمت است برایم ومعجزه …..
خدایا بی نهایت شاکروسپاسگزارم.
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، دوستتون دارم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
در کنار آنهایی باش
که نور میآورند و جادو میکنند…
آنها که با چوب جادویی کلام، گفتار، نگاه، رفتار و منشِ ویژه خودشان،
تو و جهان را متحول میکنند
و همه بازیها را به هم میزنند.
کسانی که قصههای زیبا میگویند و تو را به چالش میکشند و تغییرت میدهند.
کسانی که به تو اجازه نمیدهند که خودت را دست کم بگیری و افق زندگیات را کوچک بپنداری.
این جادوگران با قلبهای تپنده و پر شور،
قبیله اصلی تو هستند
و باید کنارشان بمانی
نه نه خدایش اوردت کامنت
خخخخخ
عاشقتم…
سلام خدمت استاد عزیز و مریم خانم گل و تمامی دوستان هم فرکانسی
واقعا خداروشکر میکنم بخاطر دیدن این فایل.
استاد دوروز پیش قسمت 10 روانشناسی ثروت 1 را نگاه کردم و شما داشتین در مورد حل کردن تضادها در زندگی و پله کردن تضادها برای پیشرفت های بعدی صحبت میکردین.
واقعا جلسه فوقالعاده ای بود هرچند حس کردم با دفعه اول دیدن این جلسه چیز زیادی درک نکردم ولی احساسم عالیه که من با ادامه دادن در این مسیر یکروز به ثروت نامحدود میرسم.
استاد عزیز واقعا همزمانی ها داره برام اتفاق میفته و خودم میفهمم.
اینکه بعد از دیدن فایل جلسه دهم ثروت1 شما این فایل را قراردادین و از خوندن کامنت چندنفر ازبچه ها درک بنده در مورد حل مسأله از زندگی مردم و رسیدن به ثروت خیلی بهتر و ساده تر شد.
استاد بنده وقتی شما گفتین اگه میخواین به ثروت برسید باید مسأله از زندگی مردم حل کنید ثروت لاجرم میاد توزندگیتون.
مغزمنطقی شروع کرد به افکار عجیب و غریب که حتما باید اختراع خاصی داشته باشم و بشینم ماه ها و سالها فکرکنم تا ببینم مردم چه مشکلی دارن تا بتونم حلش کنم خیلی استرس گرفتم گفتم اینکه خیلی سخت شد ثروت خلق کردن.
خدارو صدهزار مرتبه شکر امروز خدا به دادم رسید و با هدایت شدن به این فایل حس کردم یه پرده از ذهنم برداشته شد که آقا همین کاری که خودم دارم انجام میدم حل کردن مسأله از زندگی مردم هست چونکه من با راه اندازی کسب و کار شخصی خودم در روستای پدریم که کلی از شهر دور هستیم تونستم به خیلی از مردم و روستاها خدمت کنم و مشکل خریدکردن یخچال برای راه اندازی کسب و کارشون را خیلی ساده و راحت کنم جوری که تا الان بعد از اینکه دوسال از کار بنده میگذره هنوز مردم دقیق نمیدونن کاری که انجام میدم چی هست.
(چون تمام مردم روستا یا به شغل کشاورزی یا دامداری مشغول هستند و از دیدن اینکه بنده یخچال خرید و فروش میکنم شوکه میشن.لازم به ذکر است بنده فقط اسکلت یخچال صنعتی خرید میکنم و بعد از نصب سیستم خنک کنندگی و برق کشی یخچال را تکمیل و آماده به کار میفروشم)
خیلی حس خوبی داد بهم این فایل بخصوص قسمتی که شما گفتین هیچ وقت به فکر اینکه دولت بهتون کار بده نباشید.
واقعا این صحبت شما عالی بود و احساس قدرت کردم.
چونکه استاد عزیز بنده تقریبا اولین نفری بودم که از روستا سال اول کنکور در رشته مهندسی پتروشیمی در دانشگاه دولتی پذیرفته شدم و بدلیل اینکه در استان پراز نفت و گاز ساکن هستیم همه میگفتن خوشبحالت شما دیگه زندگیت عالی شد و خوشبخت شدی ولی خدا شاهده درطول دوران تحصیل حتی یکبار نمیتونستم تصور کنم بعد از گرفتن مدرک دانشگاهی برم آزمون استخدامی شرکت کنم و دنبال کار در شرکت باشم.
نمیدونم چرا ولی حتی یکبار نمیتونستم به این موضوع فکرکنم حالمو بد میکرد.
خداروشکر بلطف خدا به کسب و کار شخصی خودم هدایت شدم و به تنهایی بعد از حل کردن کلی مساله تونستم تنهایی و بدون آموزش دیدن بهترین و با کیفیت ترین سیستم های سرمایشی را طراحی کرده و روی یخچالها نصب کنم.
اوایل فقط یخچال کارکرده میخریدم و بعد از تعمیر میفروختم یواش یواش خداهدایتم کرد به خرید و فروش یخچال های نو و الان فقط بعد از کمتر از دوسال خداروشکر فقط یخچالهای صنعتی نو خرید میکنم و سیستم خنک کنندگی نو و زیبا طراحی میکنم و از کارم لذت میبرم.
خدارو صدهزار مرتبه شکر در این مسیر به ثروث خوبی هم رسیدم و خدارو شکر تا به امروز نزدیک 25عدد یخچال نو برای خودم دارم.
استاد اصلا باورم نمیشه دیشب با دوستم که برام یخچال میسازه حساب کتاب کردیم و برای اولین بار در این مدتی که باهم کار میکردیم بنده از ایشون طلبکار هستم و فوق العاده خوشحال شدم.چون همیشه دوستم حدود دویست یا سیصد میلیون ازم طلب داشت.
بینهایت سپاسگزارم از زحمات و آموزشهای شما و خانم شایسته عزیز.
خدارو صدهزار مرتبه شکر بخاطر هدایتم به این مسیر زیبا و پر از خوشبختی.
عاشقتونم