اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدایی که همیشه و همه جا با منه …خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتره
سلام به همه شما عزیزان
وقتی کپشن فایل رو خوندم، یه آرامش عجیب و غیر قابل توصیف در من ایجاد شد و بابت هماهنگی که خداوند این روزها در زندگیم ایجاد کرده بینهایت خوشحال و سپاسگزارتر شدم …
دلم میخواد بنویسم ولی حقیقتا نمیدونم چی؟!
اما در اول کامنتم از صمیم قلب از استاد عباسمنش،از استاد بی نظیرم خانم شایسته و کل تیم گروه تحقیقاتی عباسمنش نهایت تشکر و قدردانی رو دارم
به خاطر ایجاد همچین محیط ایزوله ای که هر سمتش سودِ و سودِ و سود
و سخاوتتون در اشاعه ی توحید و این همه فایلِ هدیه ارزشمند که من مطمئنم که هیچکدوم از فایل های هدیه و پولی تفاوتی باهم ندارن و تک تک ما اگر یه ذره باهوش باشیم همه فایلها رو باید بقاپیم، باید کلمه به کلمه این حرفها رو با گوش جان بشنویم ،به نظرم تو این دنیا هیچ چیزززز باارزشتر از آرامش نیست
و وقتی تو این سایت هر واژه ای با خودش نسیم آرامش داره باید چسبید به این فایلها ،باید عمل کرد ،باید این فایلها رو زندگی کرد این فایلها بسیار ارزشمندتر از هر چیز گرانبهاییه عینه گنج میمونن
از خداوند میخوام که همه ما رو در فرکانس شنیدن و عمل کردن به این اگاهیی ها قرار بده (الهی آمین)
خانه ی دلت آباد استاد عباسمنش عزیز و بزرگوار
●●●
دیدن اونهمه فراوانی در ابتدای فایل برام بسیار تحسین برانگیز و خوشآیند بود خیلییییی خوشم اومد معرکه بووود
اگاهی های این فایل بسیار عالی و دلنشین بود
کار این روزهام طبق هدایت بی نظیر خداوند این شده که نگهبانِ احساسم باشم و توجه کنم به اینکه ،هر روز هر لحظه دارم چی رو به خداوند با احساسم، افکارم ،صحبت کردنم گزارش میدم
یه واقعیتی که هست و میشه گفت به عنوان یه ترمز جدید کشفش کردم اینکه تا میخوام متعهد کار کردن رو اموزه ها رو شروع کنم و خودمو ببندم به سایت و طبق اگاهی ها پیش برم
یه فکرهایی به ذهنم میاد که ذهنم عجیب، واقعا عجیب گاهی من رو میترسونه و در نهایت به من میگه از دست میدی هرانچه که داری رو !!
یعنی واقعا به قول استاد از یه طرف نجوای شیطان (ذهن)هست و من رو از اینده میترسونه به طوری که گاهی اونقدر فشاره میاره که پیشانیم عرق میکنه ولی خدارو شکر صدای خدا هم میاد که نترس ذهن داره وظیفشو انجام میده
این فکر غلطه!!
هیچ ازدست دادنی در کار نیست !
یادته همین ذهن چقدر تو رو میترسوند که نه تو روی روابطت کار نکن از دست میدی همین رابطه ای رو هم که داریو ها؛؛؛ اما نتیجه چی شد ورق زندگی تو برگشت و تو رابطه عاطفیت امسال هیچچچچ شباهتی به 13 سال قبلیت نداشت خودت بشین با خودت فکر کن !
بعد با خودم میگم چون اگر یه فکری درست باشه باید در من ارامش ایجاد کنه نه اینکه اضطراب پس این فکر از بیس اشتباهه و به صورت صددرصد و واضح در آخر این فایل به من گفته شد که من باید باورهام رو نسبت به خودم و خدای خودم درست کنم ..باور کنم که من قدرتمندم ،من از پس هر مسله ای برمیام ،من میتونم بهترین زندگی رو داشته باشم ،من فوق العاده م ،من ارزشمندم
و همون باورهایی رو که استاد تو جلسه دوم دوره احساس لیاقت رو گفتن رو باید بارها با خودم تمرین و تکرار کنم
و خدا رو صد هزاران مرتبه شکر به مرحله ای در زندگیم رسیدم که فهمیدم همه چیز به من برمیگرده، همه چیز بین من و خدای منه و دنیای بیرون رو منم که میسازم
به لطف خدای مهربان با وجود تمام نجواها ،قطعا روزبه روز تعهدم رو نسبت به اینکه مراقب کانون توجه م باشم بیشتر و بیشتر خواهم کرد….
با توجه به تجربه خودم در رعایت و عدم رعایت ورودیهای ذهنی مثبت ، میتونم بگم که این قانون “اصل” زندگی هست، اگر ما بتونیم کاری کنیم که هر لحظه به نکات مثبت و چیزهای زیبا در اطرافمون و حتی در افکارمون توجه کنیم، فقط زیبایی و نعمت هست که وارد زندگی ما میشه…
زمانی که با این مباحث آشنا نبودم، حدودای هفت هشت سال پیش، زمانی هم بود که تازه ماشین خریده بودیم، ما جمعه ها شروع کردیم به رفتن به جاهای زیبای اطراف محل زندگیمون و اینقدر از این زیبایی ها لذت میبردیم که کم کم به مسیرهای دورتر، شهرهای دورتر و زیبایی های بیشتر و عمیق تر هدایت شدیم و نمیدونستیم که بر طبق قانون با توجه به زیبایی ها داریم زیبایی های بیشتر رو وارد زندگیمون میکنیم و جوری شد که دوستانمون برای رفتن به گردش و تفریح از ما مشورت میگرفتن…
متاسفانه ما متوجه این قانون نبودیم تا در همه ی جنبه های زندگی ، از این قانون فوق العاده استفاده کنیم، گرچه در جهت منفی همه ی ما ماشاالله خوب عمل میکنیم
خدا رو صد هزار مرتبه شکر از زمان آشنایی با قوانین، تا حد خوبی دارم ورودی های ذهنم رو کنترل میکنم ولی به تلاش خیلی بیشتر نیاز دارم تا صد درصد مراقب ورودی ها و کانون توجهم باشم…
پاشنه اشیل من دقیقا همینجاست با وجود اینکه خیلی حساسم خوراک سالم و تمیز بخورم اما بعضی وقتا حواسم به خوراک ذهنم نیس و نکات منفی تو ذهنم جریان پیدا میکنند.
این فایل هم برای جسمم مهمه هم ذهنم بارها تصمیم گرفتم قند مصنوعی نخورم اما بعضی وقتا از دستم در رفته یکم قند خوردم و بعدا کلا از تعهدم یادم رفته همچنین خوراک ذهنم .من وقتی خوراک ناسالم به جسمم میدم نتیجه شو همون لحظه میبینم اما خوراک روحم نه بعد چند روز چند هفته نتیجش میبینم پس بیام با استفاده از اهرم رنج و لذت این پاشنه اشیل تقویت کنم تا در زمینه خوراک ذهن و جسمم بهتر عمل کنم و یادم بمونه هرکدوم چه نتیجه ای تو زندگیم داره.
سعی کنم احترام گذاشتن به سلامتی بدنم و روحم در خودم بوجود بیارم و قدر سلامتیشو بدونم با نخوردن شیرینی ، ورزش کردن، گوش کردن به فایلهای استاد و دیدن سریال ها در سایت و شکرگذاری.
من از زمانی که قانون سلامتی رو توی سایت دیدم و نظرات بچه در عقل کل و توضیحات استاد رو شنیدم بااینکه کمبود وزن شدید دارم ولی قند و شکر مصنوعی حذف و خیلی کارای دیگه کردم تاثیرش خیلی زیاد بود و بعداً به واسطه برادرم که دوره رو خریده بود متوجه شدم چقدر روی حال روحی من اثر داره این برنامه چ سبک زندگی ولی خب بعدش بخاطر وزن پایینی که داشتم و واقعا میگم من18کیلو کمبود وزن داشتم نشد کامل ادامه بدم ولی همین الان هم روغن و شکر و کلا قند و شکر مصنوعی و …. رو نمیخورم هدفم از گفتن این بحث این بود که واقعا توجه زیادی به برنامه غذاییم دارم و تاثیرشو روس ذهن و روانم هم دیدم ولی به اون شدتی که روی جسمم توجه داشتم روی ذهن و ورودی های ذهنم نه
همین چند وقت پیش که خیلی از مردم کشته شدن بااینکه پیگیر اخبار نبودم ولی وقتی آمار رو شنیدم خیلی به هم ریختم و یه خشمی نسبت به سیاست مدار و نظامی ها و …. دارم این حس فقط با شنیدن و بعدا که نت وصل شد توی پیجم گریه و و ناراحتی خانواده های داغدار واقعا حالمو بد میکرد
خب ببینید چطور ورودی ذهن ادمو به ناکجا آباد میبره
بدن انسان هم مثل روح انسان به ورودی های که بهش میدم حساس هست
از صبح تا شب غصه میخورم که چرا من ازدواج نکردم چرا اون آدمه نمیاد چرا کسب و کارم بااین اوضاع توی اینستا تعطیل شد چرا من ایران باید باشم وو…. آخرش که به اتفاقات ناگوار تو زندگیم رو در رو میشم میگم این از بدشانسی منه این از بخت و اقبال منه این تقدیر منه خواست خدا هست تقصیر اونه درصورتیکه خودم خلقش کردم با افکارم با کانون توجهم
تعهد واقعی لازمه برای کنترل ورودی ذهن خیلی کار سختی هست ولی امیدوارم بتونم
به نام خدایی که همیشه و همه جا با منه …خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتره
سلام به همه شما عزیزان
وقتی کپشن فایل رو خوندم، یه آرامش عجیب و غیر قابل توصیف در من ایجاد شد و بابت هماهنگی که خداوند این روزها در زندگیم ایجاد کرده بینهایت خوشحال و سپاسگزارتر شدم …
دلم میخواد بنویسم ولی حقیقتا نمیدونم چی؟!
اما در اول کامنتم از صمیم قلب از استاد عباسمنش،از استاد بی نظیرم خانم شایسته و کل تیم گروه تحقیقاتی عباسمنش نهایت تشکر و قدردانی رو دارم
به خاطر ایجاد همچین محیط ایزوله ای که هر سمتش سودِ و سودِ و سود
و سخاوتتون در اشاعه ی توحید و این همه فایلِ هدیه ارزشمند که من مطمئنم که هیچکدوم از فایل های هدیه و پولی تفاوتی باهم ندارن و تک تک ما اگر یه ذره باهوش باشیم همه فایلها رو باید بقاپیم، باید کلمه به کلمه این حرفها رو با گوش جان بشنویم ،به نظرم تو این دنیا هیچ چیزززز باارزشتر از آرامش نیست
و وقتی تو این سایت هر واژه ای با خودش نسیم آرامش داره باید چسبید به این فایلها ،باید عمل کرد ،باید این فایلها رو زندگی کرد این فایلها بسیار ارزشمندتر از هر چیز گرانبهاییه عینه گنج میمونن
از خداوند میخوام که همه ما رو در فرکانس شنیدن و عمل کردن به این اگاهیی ها قرار بده (الهی آمین)
خانه ی دلت آباد استاد عباسمنش عزیز و بزرگوار
●●●
دیدن اونهمه فراوانی در ابتدای فایل برام بسیار تحسین برانگیز و خوشآیند بود خیلییییی خوشم اومد معرکه بووود
اگاهی های این فایل بسیار عالی و دلنشین بود
کار این روزهام طبق هدایت بی نظیر خداوند این شده که نگهبانِ احساسم باشم و توجه کنم به اینکه ،هر روز هر لحظه دارم چی رو به خداوند با احساسم، افکارم ،صحبت کردنم گزارش میدم
یه واقعیتی که هست و میشه گفت به عنوان یه ترمز جدید کشفش کردم اینکه تا میخوام متعهد کار کردن رو اموزه ها رو شروع کنم و خودمو ببندم به سایت و طبق اگاهی ها پیش برم
یه فکرهایی به ذهنم میاد که ذهنم عجیب، واقعا عجیب گاهی من رو میترسونه و در نهایت به من میگه از دست میدی هرانچه که داری رو !!
یعنی واقعا به قول استاد از یه طرف نجوای شیطان (ذهن)هست و من رو از اینده میترسونه به طوری که گاهی اونقدر فشاره میاره که پیشانیم عرق میکنه ولی خدارو شکر صدای خدا هم میاد که نترس ذهن داره وظیفشو انجام میده
این فکر غلطه!!
هیچ ازدست دادنی در کار نیست !
یادته همین ذهن چقدر تو رو میترسوند که نه تو روی روابطت کار نکن از دست میدی همین رابطه ای رو هم که داریو ها؛؛؛ اما نتیجه چی شد ورق زندگی تو برگشت و تو رابطه عاطفیت امسال هیچچچچ شباهتی به 13 سال قبلیت نداشت خودت بشین با خودت فکر کن !
بعد با خودم میگم چون اگر یه فکری درست باشه باید در من ارامش ایجاد کنه نه اینکه اضطراب پس این فکر از بیس اشتباهه و به صورت صددرصد و واضح در آخر این فایل به من گفته شد که من باید باورهام رو نسبت به خودم و خدای خودم درست کنم ..باور کنم که من قدرتمندم ،من از پس هر مسله ای برمیام ،من میتونم بهترین زندگی رو داشته باشم ،من فوق العاده م ،من ارزشمندم
و همون باورهایی رو که استاد تو جلسه دوم دوره احساس لیاقت رو گفتن رو باید بارها با خودم تمرین و تکرار کنم
و خدا رو صد هزاران مرتبه شکر به مرحله ای در زندگیم رسیدم که فهمیدم همه چیز به من برمیگرده، همه چیز بین من و خدای منه و دنیای بیرون رو منم که میسازم
به لطف خدای مهربان با وجود تمام نجواها ،قطعا روزبه روز تعهدم رو نسبت به اینکه مراقب کانون توجه م باشم بیشتر و بیشتر خواهم کرد….
سلام و درود بر همه دوستانی که مسیری پر از سعادت و خوشبختی را اغاز کرده ان.
روز هفتم روز شمار تحول زندگی من
امروز به این فکر کردم که چقدر زندگی باعث میشه به چیز هایی توجه کنیم که زندگیمون رو تحت تاثیر قرار میده
چقدر غذای روح جمله مناسبیه و این که اگاهانه کنترل کنیم که ورودی های ذهنمون رو
پس از امروز کنترل رو بیشتر کنیم که چه چیزی وارد ذهنمون میکنیم
این متن ها رو مینویسم جهت این که قدم هام رو کنترل کنم
به نام خدای تمام زیبایی ها💚
سلام به همه ی دوستان و استاد آگاهم
روز شمار تحول زندگی من، روز هفتم:
با توجه به تجربه خودم در رعایت و عدم رعایت ورودیهای ذهنی مثبت ، میتونم بگم که این قانون “اصل” زندگی هست، اگر ما بتونیم کاری کنیم که هر لحظه به نکات مثبت و چیزهای زیبا در اطرافمون و حتی در افکارمون توجه کنیم، فقط زیبایی و نعمت هست که وارد زندگی ما میشه…
زمانی که با این مباحث آشنا نبودم، حدودای هفت هشت سال پیش، زمانی هم بود که تازه ماشین خریده بودیم، ما جمعه ها شروع کردیم به رفتن به جاهای زیبای اطراف محل زندگیمون و اینقدر از این زیبایی ها لذت میبردیم که کم کم به مسیرهای دورتر، شهرهای دورتر و زیبایی های بیشتر و عمیق تر هدایت شدیم و نمیدونستیم که بر طبق قانون با توجه به زیبایی ها داریم زیبایی های بیشتر رو وارد زندگیمون میکنیم و جوری شد که دوستانمون برای رفتن به گردش و تفریح از ما مشورت میگرفتن…
متاسفانه ما متوجه این قانون نبودیم تا در همه ی جنبه های زندگی ، از این قانون فوق العاده استفاده کنیم، گرچه در جهت منفی همه ی ما ماشاالله خوب عمل میکنیم
خدا رو صد هزار مرتبه شکر از زمان آشنایی با قوانین، تا حد خوبی دارم ورودی های ذهنم رو کنترل میکنم ولی به تلاش خیلی بیشتر نیاز دارم تا صد درصد مراقب ورودی ها و کانون توجهم باشم…
و من مصمم در رعایت این قانون🤞
به نام ایزد منان
روزشمار تحول زندگی من: روز هفتم
پاشنه اشیل من دقیقا همینجاست با وجود اینکه خیلی حساسم خوراک سالم و تمیز بخورم اما بعضی وقتا حواسم به خوراک ذهنم نیس و نکات منفی تو ذهنم جریان پیدا میکنند.
این فایل هم برای جسمم مهمه هم ذهنم بارها تصمیم گرفتم قند مصنوعی نخورم اما بعضی وقتا از دستم در رفته یکم قند خوردم و بعدا کلا از تعهدم یادم رفته همچنین خوراک ذهنم .من وقتی خوراک ناسالم به جسمم میدم نتیجه شو همون لحظه میبینم اما خوراک روحم نه بعد چند روز چند هفته نتیجش میبینم پس بیام با استفاده از اهرم رنج و لذت این پاشنه اشیل تقویت کنم تا در زمینه خوراک ذهن و جسمم بهتر عمل کنم و یادم بمونه هرکدوم چه نتیجه ای تو زندگیم داره.
سعی کنم احترام گذاشتن به سلامتی بدنم و روحم در خودم بوجود بیارم و قدر سلامتیشو بدونم با نخوردن شیرینی ، ورزش کردن، گوش کردن به فایلهای استاد و دیدن سریال ها در سایت و شکرگذاری.
خدایاشکرت
در پناه خداوند باشید🌱
به نام خدا
هفتمین روز از روزشمار تحول زندگی من
من از زمانی که قانون سلامتی رو توی سایت دیدم و نظرات بچه در عقل کل و توضیحات استاد رو شنیدم بااینکه کمبود وزن شدید دارم ولی قند و شکر مصنوعی حذف و خیلی کارای دیگه کردم تاثیرش خیلی زیاد بود و بعداً به واسطه برادرم که دوره رو خریده بود متوجه شدم چقدر روی حال روحی من اثر داره این برنامه چ سبک زندگی ولی خب بعدش بخاطر وزن پایینی که داشتم و واقعا میگم من18کیلو کمبود وزن داشتم نشد کامل ادامه بدم ولی همین الان هم روغن و شکر و کلا قند و شکر مصنوعی و …. رو نمیخورم هدفم از گفتن این بحث این بود که واقعا توجه زیادی به برنامه غذاییم دارم و تاثیرشو روس ذهن و روانم هم دیدم ولی به اون شدتی که روی جسمم توجه داشتم روی ذهن و ورودی های ذهنم نه
همین چند وقت پیش که خیلی از مردم کشته شدن بااینکه پیگیر اخبار نبودم ولی وقتی آمار رو شنیدم خیلی به هم ریختم و یه خشمی نسبت به سیاست مدار و نظامی ها و …. دارم این حس فقط با شنیدن و بعدا که نت وصل شد توی پیجم گریه و و ناراحتی خانواده های داغدار واقعا حالمو بد میکرد
خب ببینید چطور ورودی ذهن ادمو به ناکجا آباد میبره
بدن انسان هم مثل روح انسان به ورودی های که بهش میدم حساس هست
از صبح تا شب غصه میخورم که چرا من ازدواج نکردم چرا اون آدمه نمیاد چرا کسب و کارم بااین اوضاع توی اینستا تعطیل شد چرا من ایران باید باشم وو…. آخرش که به اتفاقات ناگوار تو زندگیم رو در رو میشم میگم این از بدشانسی منه این از بخت و اقبال منه این تقدیر منه خواست خدا هست تقصیر اونه درصورتیکه خودم خلقش کردم با افکارم با کانون توجهم
تعهد واقعی لازمه برای کنترل ورودی ذهن خیلی کار سختی هست ولی امیدوارم بتونم
ممنون از استاد عزیزم