اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداوند که این سفرنامه را به ما الهام کرد تا لحظه به لحظه زندگیمونو با عشق به خودش به درجات عالی برسانیم….
استاد عزیزم خیلی خیلی سپاسگزارم….من هر لحظه سپاسگزار شما هستم….
من همیشه دنبال اینجور سفرنامه ایی بودم…تا بتوانیم خداوند را در هر لحظه حس کنم…چون همیشه ندای درونم غم و غصه بود….
فکر میکردم تجربه زندگی به نگرانی هست….
ولی بصورت ناآگاهانه انجامش میدادم…بهمین خاطر تضادهای درونم زیاد شد…تا به این راه بی پایان هدایت بشم….
راه ی که هیچ وقت کم کاستی نداره…
راهی که سراسر عشق به درون و خداوندم هست….
راه بهشت جاویدان……همین سفرنامه هاست
سپاسم به خداوندم که مرا ،حمایت خود قرار داد…
سپاس….سپاس….سپاس…..هیچ نیرویی به بزرگی این سایت در تمام این عمرم در این زمین خاکی ندیدم….
بچگیمون با شادی و خوشی بود…چقدر تجربه ها و خواسته هایی داشتم زود براورده میشد…
فقط بخاطر اون ایمانی که شادی درونش غوطه ور بود….
و هر چی دارم و داشتم فقط برای دوران کودکیم بوده….
بهمین خاطر اکثرا ما انسانها تجربه های شیرینی از کودکیم داریم…
چون رها بودیم با خودمون و اطرافیانمون در صلح بودیم…
در لحظه زندگی میکردیم….خدا رو دوست داشتیم…با کوچکترین مورد خوشحال بودیم..
برای خواستهامون تجسم میکردیم…و احساس زیبا داشتیم….
و خیلی از موارد…و بزرگ شدیم نفسمان از آدمهای اطرافمون پر از شیطان شد..و فریب خوردیم…و تمام اینها از مذهب افراطی نشعت گرفت…
تضادها پیش اومد تا سرانجام این تضادها بیشتر و بیشتر شد…و من موجودیت خودم و خدایم برام سوال شد؟…..
که چرا خداوند انسان رو آفریده ولی ما چرا همیشه در غم و ناراحتی هستیم…و راز بدست اوردن خداوند چی هست؟…….
ایا نگرانی؟…….یا خوشحالی مثل بچگیمون!
و من امروز با پیگیری این سفرنامه و سفرنامه های قبل…و زندگی در بهشت…و سفر به دور امریکا…خواندن عقل کل…وغیره……..و غیره..
خواندن قرآن…..و خواندن کتاب بوستان و گلستان سعدی(قبلا من بهمین نکته رسیده بودم..ولی نمیدونستم منظورش چیه..ولی برام جالب بود)…..
و همه اینها برام شده بود سوال…..تا اینکه راهی این بهشت زیبا شدم…
خداوند مرا هدایت کرد…بهم گفت همینجا محل آرامش تو هست….
بیا کم کم شروع کن…اینقدر این صحبتها ارامش را در قلبم بیدار کرده بود….
که دوست دارم شب و روز بشینم بنویسم…
چون اینجا تجربه عشق و خوشبختی هست..
ولی ماها از این شاعران..مثل سعدی…حافظ…و تمام این عزیزان….فقط یه آرامگاه و چند تا سنگ و دیوار دیده ایم…
هیچ وقت مطالعه نداشتیم…چقدر انسانهای ناب وجود داره ولی ما بیخبر…بقول قرآن افرادایی که کر ولال هستن..
و نمیخوان بفهمن…بقول خداوند از نوح گفت خاندانت(پسرت)..از گمراهان هست.و تو هیچ تسلطی بر اون نداری….
و ما بخاطر ناآگاهی های طرز رفتار این مذهب که در تمامی ادیان هست…
داشتیم.و هنوزم داریم استفاده میکنیم..
لازمه رسیدن به خداوند و خوشبختی فقط فقط آرامش هست….
و آسان گرفتن …..که در این سفرنامه استاد صحبت کردن..با اشعار حافظ بزرگ
در تمامی کار اگه یکار خیلی برات سخت بود جنبه خوب اون موضوع رو میگیری و آسان ادامه میدی…
چون نحوه نگرش آسان گرفتن راجع به هر مسئله ایی باعث میشه انسان به درجات بالا برسه…و ماها بخاطر این اموزش و رسیدن الله…نزاریم اون احساس بد وارد درونمون بشه..فورا از یه جنبه دیگه به اون موضوع نگاه کنیم..و اون مسئله رو اسون و ادامه بدییم…
چون اسان گرفتن به طلای نایاب میرسیم
ولی اگه سخت بگیریم ..این بدبختی روز به روز بیشتر و بیشتر بیشتر میشه…
جامعه ایی که افراد تو فکر تربیت فرزندی که کارشو انجام نمیده…
هرج و مرجهای خانوادگی…
دعوای خانوادگی و دولت و دلار و گرانی ها هست….
و بهمین خاطر تو خانواده و اطرافیان و….همیشه این مباحث روز به روز بیشتر و بیشتر میشه…..و مملکتی با تضادهای زیاد وجود داره..چون مردم دارن نااگاهانه نتیجه کارشونو به خودشون برمیگردونن…
بقول استاد تعداد محدودی میتونن اینحرفا رو بشنون…چون بقول پسر نوح.(در گمراهی هستن)..و واقعا درک ندارن…
فقط کافیه ما رو خودمون کار کنیم…در هر شرایطی آسان بگیریم..با خداوند هماهنگ بشیم…و بزاریم خداوند الهامات خودشو به ماارزانی کنه….
و الان فهمیدم…رسیدن بخدا…شادی شادی شادی..و آسان گرفتن در هر جنبه ایی از زتدگی..و این اصل ایمان هست…
ایمان …توکل کردن در هر لحظه…..واین با قانون تکامل حل میشه…
تکامل تکامل…خدا داند در پایان این سفرنامه ها چه شود….و من معجزه خداوندم را در هر لحظه میبینم…خداوند با کوچکترین اشتباهم به من پیغام میده….
نمیگم من خیلی خوبم…یه وقتایی میشه کم بیارم…ولی زود همون لحظه فکرمو و درونمو تغییر میدم…چون میدونم سیستم داره کار خودشو انجام میده….
فقط فقط اعراض از روی ناخواستها به روی خواستها…و هماهنگ با قوانین کیهانی…
بدست اوردن بهشت خداوند در این دنیا و سرای آخرت….
خدایا خیلی دوستت دارم…ممنون از این قوانین بدون تغییرت
وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم من چقدر به خودم سخت گرفتم و این باعث شده هیچ وقت از زندگیم لذت نبرم خیلی وقتها که میتونستم شاد باشم و از مسیر لذت ببرم ولی متاسفانه من شادیم رو وابسته به رسیدن به خواسته هام میدونستم
و آگاهی این فایل چقدر به من کمک میکنه که به خودم یادآوری بشم برای اینکه بتونم زندگی شادی داشته باشم باید به خودم آسون بگیرم راهش اینه که نجواهای ذهنیم رو خاموش کنم تا صدای قلبم صدای خدا رو بشنوم که هر لحظه داره من رو هدایت میکنه
و به این درک برسم که هیچ چیزی در دنیا ارزش این رو ندارد که من احساسم رو بد بکنم و اگر تضادی برای من پیش میاد به جای غصه خوردن و هدر دادن بهترین روزهای زندگیم به دنبال حل مسئله باشم
و هیچ وقت شادی خودم رو مشروط به رسیدن به خواسته هام نکنم
و به جای کمالگرایی و سخت گرفتن به خودم سعی کنم بزارم تکاملم طی بشه و در لحظه زندگی کنم
خداروشکر امروز هم این فایل بسیار زیبا از زیبایی کلمات و آگاهیهای زیبا و متن زیبا و نظرات زیبا و هدایت زیبا شنیدم و خوندم.
بنظرم این فایل تکمیل فایل روز 41 هست که در اون فایل مفهموم قانون جذب و احساس و مواظبت و دقت در ورودی های ذهن و دونستن ارتباط بین فرکانس و اتفاقات. و امروز در این فایل خانم شایسته چه موشکافانه در متن این فایل توضیح دادن و خیلی چیزها برای من روشن شد درحالیکه من چندساله عضو سایت هستم و این فایل که بوده وچند بار شنیدم اون رو اما مثل امروز همه چه در این فایل برای من موشکافانه نشد خدایا شکرت چقدر با ارزش هستن این فایلها و این آگاهیها در دنیایی که 99 درصد مردم اون در تقلا زندگی میکنن اما این فایل میگه آسان گیر بر خود کارها که البته تفسیر و درک درست و موشکافانه اون رو خانم شایسته عزیز توضیح دادن و نظر انتخابی زیبای دوستمون در این فایل هم عالی بود .
خدارو بسیار سپاسگزارم که امروز هم کلی آگاهی ناب رو دریافت کردم کافیه فقط عمل کنیم دوستان من اول به خودم میگم. خداروشکر .
عجب فایل بی نظیری،اول صبح حالم رو دگرگون کرد،واقعابهم چسبید،خدایاشکرت که باهام حرف زدی بهم گفتی که سخت نگیرم،که اگه سخت بگیرم دنیاهم بهم سخت میگیره وهمه چی تیره وتارمیشه،مثل اتفاقایی که این مدت برام رخ داد که هرچی فکرمیکنم میبینم همش نتیجه سختگیریه،دنیارو زیادی جدی گرفتنه،این فایله یه تلنگربود برام،خداجونم چشم،دیگه سخت نمیگرم،من کارخودمومیکنم،به قانون عمل میکنم اونوقت هراتفاقی افتاد دیگه افتاد به من ربطی نداره چه خوبش چه به ظاهربدش حتما خیریتی درکارمنه،حتما لازمه رسیدن به اهداف منه
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون
خدایا سپاسگزارم که متعهدانه چهل و دومین ردپای سفرنامم رو می نویسم
اول از همه از یزدان عزیز به خاطر این کامنت زیبا و پرمحتوا سپاسگزارم که اینقدر عالی نوشتند و بسیاری از سوالات منو پاسخ دادند پاسخ سوالاتی که خودم هم میدونستم اما انگار با این متن در درونم آگاه شد.
این ک در این راه باید نسبت به خودم آسانگیر باشم و اینقدر از خودم متوقع نباشم من در این راه مثل یک طفل نو پا هستم باید اجازه بدم قانون زیبای تکامل کار خودشو بکنه و من فقط از این مسیر و تکامل لذت ببرم…
این ک وقتی دارم تمرین می کنم و دارم فرکانس های خوب ساطع می کنم نباید از اتفاقات به ظاهر نامناسب مکدر بشم و مطمئن باشم الخیر فی ما وقع …پس حتما توی این اتفاق ،اتفاقات خوبی مستتر هستش..
چرا؟چون قانون اینو میگه…چون قانون میگه اگر تو داری فرکانس های خوبی می فرستی حتما اتفاقات خوب میفته..پس این اتفاق به ظاهر بد در واقع یک اتفاق خوب و زیبا هستش..و دنیا به نفع من می چرخه
خدایا هدایتم کن…خدایا چقدر به این فایل و به خوندن مان یزدان عزیز نیاز داشتم
هرروز که میگذره بیشتر به خودم افتخار میکنم هرروز نشانه و پله ایی دیگر به سمت آگاهی و آرامش و شادی بیشتر خداروهزاران بار شکر..خدایی که دوباره امروز با کلامش منو و مطمئنم همه همراهان و همسفران رو به شادی و آ رامش بیشتری هدایت کرد و یه کد جدید بهمون داد البته با این صراحت…احساس میکنم هرروز داریم نزدیکتر میشیم
امروز صب که رفتم سرکار همون ابتدای صب خبر یه فوت را بهم دادن پیش خودم گفتم انالله وانا الیه راجعون و خلاصه امروز چیزی که اومد توی ذهنم این بود که مریم این دنیا فانیه و زودگذر تا میتونی با چیزهایی که داری شاد باش و خوشحال..وقتی اومدم سفرنامه امروزو ببینم دیدم بله استاد هم دارن همینو میگن راحت باش و راحت زندگی کن و شادباش تا دنیا هم آسان بگیره برات عزیزم . شبم اومدم خونه همسرم تلویزبون رو روشن کرد داشت یه برنامه ایی نشون میداد که همون صحنه مرگ رو داشت نشون میداد خندم گرفت گفتم ببین مریم جونم با یه توجه ساده از صبح ببین تا کجا اومدی..حواستو جمع کن هرروز به چه چیزهایی توجه میکنی و دلت میخواد که از اون مسائل رو تجربه کنی توی زندگیت؟پس شاد باش و شادی کن و احساس خوبت رو در هرشرایطی حفظ کن عزیزم..خداروسپاسگزارم که اینقدر هرروز داره نزدیکتر میشه بهم میدونم که همیشه نزدیک بوده اما من حسش نمیکردم الان دارم یواش یواش حسش میکنم و بسیار خوشحالم و به خودم افتخار میکنم.خدایا کمکم کن که روی مسیر بمانم
خداروصدهزار بار شکرت که هر لحظه هدایتم میکنی . چه قدر لذت بخشه وقتی که حجمی از مسائلی دورت هست که بهت سخت بگیره ولی با توکل به لطف و رحمت پروردگار میتونی ذهنتو کنترل کنی و آرومبمونی . اصلا انگار وقتی که خداوند هدایت میکنه دیگه خودشم هواتو دائم داره . تو این فایل چقدر شیوا توضیح دادی استاد عزیز که به زندگی و مسائل میشه اونجوری که دلمون میخواد نگاه کنیم و ساده بگیریم چون واقعا بعد که میگذره میفهمیم وای اصلا ارزش این همه غصه خوردن نداشت. خداروشکر میکنم این توانایی رو در دل من ایجاد کرد که آرام باشم به پشتوانه توکل به خدای مهربانم به دلگرمی اینکه هر لحظه از من حمایت میکنه و اینکه روز به روز که میگذره بیشتر متوجه میشم که چقدر خداوند این ظرفیت رو در من بیشتر میکنه وقتی به موضوعی ناخواسته برخورد میکنم چقدر خوب اجازه نمیدم احساسم بد بشه و چقدر خوب آگاهانه حال خودمو خوب میکنم و این رو از گذشته خودم در برخورد با مسائل متوجه میشم که اونموقع چقدر راحت بهم میریختم و کنترلم دست ذهن و افکارم میوفتاد ولی الان به لطف خداوند مهربان آگاهانه احساس خوب رو ایجاد میکنم .
خدایا صدهزار بار شکرت که منو به مسیر درست هدایت کردی و هوامو داری
سپاس از استاد عزیز بابت اینهمه آگاهی و سپاس از خانم شایسته گرامی برای زحماتشون
چقدر این شعر قشنگه و چقدر استاد زیباااا تفسیر کرد این شعر رو و چقدر انگار من مخاطب حرفای استاد بودم انگار داشت همه رو به من میگفت
و احساس کردم خدا داره از زبان استاد باهام صحبت میکنه
داره بهم میگه چرا الکی و بیخودی مسائل به این کوچکی رو انقد بزرگش میکنی و دائما بهش فکر میکنی؟!!!!!
چرا انقدر زندگی و سخت میگیری ؟!!
تا بحال ازین دیدگاه به مسائل زندگیم نگاه نکردم تابحال به این فکر نیفتادم که این ذهن منه که داره این مسائل بی اهمیت رو بزرگ جلوه میده و داره کانون توجه م رو به سمتشون هدایت میکنه!!!
تا بحال به این فکر نکردم که میشه دیدگاهم رو به این مسائلی که انقدر بزرگش میبینم تغییر بدم میتونم با دید مثبت بهش نگاه کنم میتونم خوبیهایی که درونش نهفته رو ببینم و روی اونا زوم کنم
باید بارها و بارها به خودم یادآوری کنم که چقدر خوشبختم چقدر خوبی تو زندگیم هست
باید خوبی هایی که تو دل حتی مشکلات زندگیم هست ( که شاید حتی مشکل هم نباشه و ذهن من اونا رو مشکل میبینه ) رو ببینم و دائما روی اونا تمرکز کنم و هر لحظه به خودم یادآوری کنم تا بشه فرکانس ناخودآگاهم
من خیلی خوشبختم
زندگی من خیلی عالیه
فقط دارم سخت میگیرم
دارم اییینهمه زیباییی رو کوچیک میکنم و نادیده میگیرم و یه سری مسائل کوچک و بی اهمیت رو چندین برابر زوم میکنم و الکی احساسم رو بد میکنم
من بااااااید احساسم رو خوب نگه دارم
باااااید به خدای عادل توکل کنم و با حس خوب داشتن، با ارتباط داشتن به منبع زیبایی ها ، بیشتر و بیشتر این زیبایی ها رو به زندگیم دعوت کنم
باید هر لحظه بیاد داشته باشم فقط حس خوب داشتن میتونه مسائل زندگیم رو حل کنه
فقط شادی میتونه شادی بیشتر رو برام به وجود بیاره
فقط زیبایی ها رو دیدن و بخاطرشون سپاسگزار بودن میتونه زیبایی های بیشتر و بهتر رو به زندگیم وارد کنه
خدایا چقدررر امروز زیباست
چقدر این لحظه زیباست
وااااای صدای نم نم بارون و دارم میشنوم
چه هوای عالی
چه بارون قشنگی
من عاااشق بارونم و امروز که داره بارون میاد باید این فایل و گوش میدادم تا چند برابر لذت ببرم
از خونه بزنم بیرون و تو این هواای عالی اول صبح تو این بارون زیبا قدم بزنم و لذت ببرم و با تموم وجودم سپاسگزار خداوند باشم
خدایا کمکم کن خیییلی کمکم کن که فقط زیباییها رو ببینم
کمکم کن تا مسائل بی اهمیت رو اونقدرررر کوچیک کنم تو ذهنم که اصلا نتونم ببینمشون!
به نام خدایی که مرا به سادگی و با عزت به اهدافم میرساند
الگوی این همه غصه از کجا شروع شد؟
حافظ میگه: دیشب خدایی که پنهانه و کاردان جهانه و عقل کل هست با من صحبت کرد و گفت نمیخوام راز خوشبختی و شادی رو از تو پنهان کنم.
تو کمتر غر بزن، تو کمتر غصه بخور، تو کمتر زندگی رو سخت بگیر، تو کمتر ناسپاسی کن، تو احساس خوبی داشته باش تو جور قشنگی به مسائل زندگیت نگاه کن، تو انقدر جدی نگیر زندگی رو چون اگر اینطوری باشی، جهان، نه از رو بدجنسی با تو، بلکه به خاطر طبیعتش، به خاطر طبعش به خاطر ذاتش، به خاطر قوانینش، زندگی رو برات سخت میکنه.
تا وقتی با ما هم فرکانس نشی، این آگاهی ها به تو داده نمیشه، تا وقتی خودت رو آگاهانه بالا نبری، ( یعنی با وجود اتفاق به ظاهر بد، بتونی حست رو با تغییر نگاهت به اون مسئله، بهتر کنی تا بری بالاتر) نمیتونی الهامات رو دریافت کنی.
باید با خداوند هم فرکانس بشی.
اونوقت چیزهای جدید رو درک میکنی، میبینی
چون تا قبل از اون نامحرم بودی، نمیتونستی پیغام و آگاهی ها رو دریافت کنی.
مثل همین الان که داری این فایل رو گوش میکنی، یعنی روی خودت کار کردی، یعنی لایق شدی، یعنی هم فرکانس شدی با آگاهی های این فایل، تا تونستی اون رو بشنوی، این ها یک نشانه است. اینها جواب درخواستی هست که پیش ازین فرستاده بودی.
یک پیغامی بهت میخوام بدم که بی نهایت ارزشمند هست، به خاطر دنیا غم نخور.
غصه میخورن چون بچه درس نمیخونه، درامد کمه، خونشون مناسب نیست، چون ترکشون کردن … چرا این الگو شروع شد؟ چرا زجر روی زجر؟ غصه پشت غصه؟
اینها از جایی شروع شد که یک مسئله ساده رو نتونستند بپذیرند؟ غصه خوردن، نتونستند درگیرش نشن، نتونستن بگن خدایا شکر حتما یه خیری توش هست من بعدا متوجه میشم، نتونستن بی خیال بشن ، نتونستن توکل کنن. و اونوقت همه مشکلات بیشتر و بیشتر میشه. چون قانون اینو میگه که اگر نتونی تو احساس خوب بمونی اگر نتونی احساستو کنترل کنی اتفاقات بد رو تجربه میکنی.
سعی کنیم خودمون رو غصه دار نکنیم. هیچ چیز توی جهان مادی ارزش غصه خوردن نداره با غصه خوردن و رفتن به فضای افسردگی همه چیز رو بدتر میکنیم. باید احساست رو خوب کنی و قوی باشی اگر داغون بشی نمیتونی نه به خودت و نه به دیگران کمک کنی.
امیدوارم در هر موقعیتی بتونید یک نکته مثبت در اون موقعیت پیدا کنید و احساستونو خوب کنید ببینید چقدر اوضاع سری خوب میشه، ببینید چقدر همون اوضاع به ظاهر نامناسب چقدر براتون خوب میشه، به نفعتون میشه.
بنام خداوند حکیم ….
خداوندی که هر لحظه هدایتگر ما هست..
خداوند که این سفرنامه را به ما الهام کرد تا لحظه به لحظه زندگیمونو با عشق به خودش به درجات عالی برسانیم….
استاد عزیزم خیلی خیلی سپاسگزارم….من هر لحظه سپاسگزار شما هستم….
من همیشه دنبال اینجور سفرنامه ایی بودم…تا بتوانیم خداوند را در هر لحظه حس کنم…چون همیشه ندای درونم غم و غصه بود….
فکر میکردم تجربه زندگی به نگرانی هست….
ولی بصورت ناآگاهانه انجامش میدادم…بهمین خاطر تضادهای درونم زیاد شد…تا به این راه بی پایان هدایت بشم….
راه ی که هیچ وقت کم کاستی نداره…
راهی که سراسر عشق به درون و خداوندم هست….
راه بهشت جاویدان……همین سفرنامه هاست
سپاسم به خداوندم که مرا ،حمایت خود قرار داد…
سپاس….سپاس….سپاس…..هیچ نیرویی به بزرگی این سایت در تمام این عمرم در این زمین خاکی ندیدم….
بچگیمون با شادی و خوشی بود…چقدر تجربه ها و خواسته هایی داشتم زود براورده میشد…
فقط بخاطر اون ایمانی که شادی درونش غوطه ور بود….
و هر چی دارم و داشتم فقط برای دوران کودکیم بوده….
بهمین خاطر اکثرا ما انسانها تجربه های شیرینی از کودکیم داریم…
چون رها بودیم با خودمون و اطرافیانمون در صلح بودیم…
در لحظه زندگی میکردیم….خدا رو دوست داشتیم…با کوچکترین مورد خوشحال بودیم..
برای خواستهامون تجسم میکردیم…و احساس زیبا داشتیم….
و خیلی از موارد…و بزرگ شدیم نفسمان از آدمهای اطرافمون پر از شیطان شد..و فریب خوردیم…و تمام اینها از مذهب افراطی نشعت گرفت…
تضادها پیش اومد تا سرانجام این تضادها بیشتر و بیشتر شد…و من موجودیت خودم و خدایم برام سوال شد؟…..
که چرا خداوند انسان رو آفریده ولی ما چرا همیشه در غم و ناراحتی هستیم…و راز بدست اوردن خداوند چی هست؟…….
ایا نگرانی؟…….یا خوشحالی مثل بچگیمون!
و من امروز با پیگیری این سفرنامه و سفرنامه های قبل…و زندگی در بهشت…و سفر به دور امریکا…خواندن عقل کل…وغیره……..و غیره..
خواندن قرآن…..و خواندن کتاب بوستان و گلستان سعدی(قبلا من بهمین نکته رسیده بودم..ولی نمیدونستم منظورش چیه..ولی برام جالب بود)…..
و همه اینها برام شده بود سوال…..تا اینکه راهی این بهشت زیبا شدم…
خداوند مرا هدایت کرد…بهم گفت همینجا محل آرامش تو هست….
بیا کم کم شروع کن…اینقدر این صحبتها ارامش را در قلبم بیدار کرده بود….
که دوست دارم شب و روز بشینم بنویسم…
چون اینجا تجربه عشق و خوشبختی هست..
ولی ماها از این شاعران..مثل سعدی…حافظ…و تمام این عزیزان….فقط یه آرامگاه و چند تا سنگ و دیوار دیده ایم…
هیچ وقت مطالعه نداشتیم…چقدر انسانهای ناب وجود داره ولی ما بیخبر…بقول قرآن افرادایی که کر ولال هستن..
و نمیخوان بفهمن…بقول خداوند از نوح گفت خاندانت(پسرت)..از گمراهان هست.و تو هیچ تسلطی بر اون نداری….
و ما بخاطر ناآگاهی های طرز رفتار این مذهب که در تمامی ادیان هست…
داشتیم.و هنوزم داریم استفاده میکنیم..
لازمه رسیدن به خداوند و خوشبختی فقط فقط آرامش هست….
و آسان گرفتن …..که در این سفرنامه استاد صحبت کردن..با اشعار حافظ بزرگ
در تمامی کار اگه یکار خیلی برات سخت بود جنبه خوب اون موضوع رو میگیری و آسان ادامه میدی…
چون نحوه نگرش آسان گرفتن راجع به هر مسئله ایی باعث میشه انسان به درجات بالا برسه…و ماها بخاطر این اموزش و رسیدن الله…نزاریم اون احساس بد وارد درونمون بشه..فورا از یه جنبه دیگه به اون موضوع نگاه کنیم..و اون مسئله رو اسون و ادامه بدییم…
چون اسان گرفتن به طلای نایاب میرسیم
ولی اگه سخت بگیریم ..این بدبختی روز به روز بیشتر و بیشتر بیشتر میشه…
جامعه ایی که افراد تو فکر تربیت فرزندی که کارشو انجام نمیده…
هرج و مرجهای خانوادگی…
دعوای خانوادگی و دولت و دلار و گرانی ها هست….
و بهمین خاطر تو خانواده و اطرافیان و….همیشه این مباحث روز به روز بیشتر و بیشتر میشه…..و مملکتی با تضادهای زیاد وجود داره..چون مردم دارن نااگاهانه نتیجه کارشونو به خودشون برمیگردونن…
بقول استاد تعداد محدودی میتونن اینحرفا رو بشنون…چون بقول پسر نوح.(در گمراهی هستن)..و واقعا درک ندارن…
فقط کافیه ما رو خودمون کار کنیم…در هر شرایطی آسان بگیریم..با خداوند هماهنگ بشیم…و بزاریم خداوند الهامات خودشو به ماارزانی کنه….
و الان فهمیدم…رسیدن بخدا…شادی شادی شادی..و آسان گرفتن در هر جنبه ایی از زتدگی..و این اصل ایمان هست…
ایمان …توکل کردن در هر لحظه…..واین با قانون تکامل حل میشه…
تکامل تکامل…خدا داند در پایان این سفرنامه ها چه شود….و من معجزه خداوندم را در هر لحظه میبینم…خداوند با کوچکترین اشتباهم به من پیغام میده….
نمیگم من خیلی خوبم…یه وقتایی میشه کم بیارم…ولی زود همون لحظه فکرمو و درونمو تغییر میدم…چون میدونم سیستم داره کار خودشو انجام میده….
فقط فقط اعراض از روی ناخواستها به روی خواستها…و هماهنگ با قوانین کیهانی…
بدست اوردن بهشت خداوند در این دنیا و سرای آخرت….
خدایا خیلی دوستت دارم…ممنون از این قوانین بدون تغییرت
بنام خدای یکتا
سلام با اساتید عزیزم
روز 42 ام سفر
وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم من چقدر به خودم سخت گرفتم و این باعث شده هیچ وقت از زندگیم لذت نبرم خیلی وقتها که میتونستم شاد باشم و از مسیر لذت ببرم ولی متاسفانه من شادیم رو وابسته به رسیدن به خواسته هام میدونستم
و آگاهی این فایل چقدر به من کمک میکنه که به خودم یادآوری بشم برای اینکه بتونم زندگی شادی داشته باشم باید به خودم آسون بگیرم راهش اینه که نجواهای ذهنیم رو خاموش کنم تا صدای قلبم صدای خدا رو بشنوم که هر لحظه داره من رو هدایت میکنه
و به این درک برسم که هیچ چیزی در دنیا ارزش این رو ندارد که من احساسم رو بد بکنم و اگر تضادی برای من پیش میاد به جای غصه خوردن و هدر دادن بهترین روزهای زندگیم به دنبال حل مسئله باشم
و هیچ وقت شادی خودم رو مشروط به رسیدن به خواسته هام نکنم
و به جای کمالگرایی و سخت گرفتن به خودم سعی کنم بزارم تکاملم طی بشه و در لحظه زندگی کنم
امیدوارم این آگاهی هارو درک بکنیم و بهش عمل کنیم
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استادعزیزم و خانم شایسته و همه دوستان
روزشمار تحول زندگی من روز 42
خداروشکر امروز هم این فایل بسیار زیبا از زیبایی کلمات و آگاهیهای زیبا و متن زیبا و نظرات زیبا و هدایت زیبا شنیدم و خوندم.
بنظرم این فایل تکمیل فایل روز 41 هست که در اون فایل مفهموم قانون جذب و احساس و مواظبت و دقت در ورودی های ذهن و دونستن ارتباط بین فرکانس و اتفاقات. و امروز در این فایل خانم شایسته چه موشکافانه در متن این فایل توضیح دادن و خیلی چیزها برای من روشن شد درحالیکه من چندساله عضو سایت هستم و این فایل که بوده وچند بار شنیدم اون رو اما مثل امروز همه چه در این فایل برای من موشکافانه نشد خدایا شکرت چقدر با ارزش هستن این فایلها و این آگاهیها در دنیایی که 99 درصد مردم اون در تقلا زندگی میکنن اما این فایل میگه آسان گیر بر خود کارها که البته تفسیر و درک درست و موشکافانه اون رو خانم شایسته عزیز توضیح دادن و نظر انتخابی زیبای دوستمون در این فایل هم عالی بود .
خدارو بسیار سپاسگزارم که امروز هم کلی آگاهی ناب رو دریافت کردم کافیه فقط عمل کنیم دوستان من اول به خودم میگم. خداروشکر .
از استاد عزیز و خانم شایسته بسیار سپاسگزارم.
درپناه الله یکتا باشید.
ردپای۴۲ من
عجب فایل بی نظیری،اول صبح حالم رو دگرگون کرد،واقعابهم چسبید،خدایاشکرت که باهام حرف زدی بهم گفتی که سخت نگیرم،که اگه سخت بگیرم دنیاهم بهم سخت میگیره وهمه چی تیره وتارمیشه،مثل اتفاقایی که این مدت برام رخ داد که هرچی فکرمیکنم میبینم همش نتیجه سختگیریه،دنیارو زیادی جدی گرفتنه،این فایله یه تلنگربود برام،خداجونم چشم،دیگه سخت نمیگرم،من کارخودمومیکنم،به قانون عمل میکنم اونوقت هراتفاقی افتاد دیگه افتاد به من ربطی نداره چه خوبش چه به ظاهربدش حتما خیریتی درکارمنه،حتما لازمه رسیدن به اهداف منه
خدایا سپاسگزارم ازت
قول میدم که همه چی رو راحت بگیرم
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون
خدایا سپاسگزارم که متعهدانه چهل و دومین ردپای سفرنامم رو می نویسم
اول از همه از یزدان عزیز به خاطر این کامنت زیبا و پرمحتوا سپاسگزارم که اینقدر عالی نوشتند و بسیاری از سوالات منو پاسخ دادند پاسخ سوالاتی که خودم هم میدونستم اما انگار با این متن در درونم آگاه شد.
این ک در این راه باید نسبت به خودم آسانگیر باشم و اینقدر از خودم متوقع نباشم من در این راه مثل یک طفل نو پا هستم باید اجازه بدم قانون زیبای تکامل کار خودشو بکنه و من فقط از این مسیر و تکامل لذت ببرم…
این ک وقتی دارم تمرین می کنم و دارم فرکانس های خوب ساطع می کنم نباید از اتفاقات به ظاهر نامناسب مکدر بشم و مطمئن باشم الخیر فی ما وقع …پس حتما توی این اتفاق ،اتفاقات خوبی مستتر هستش..
چرا؟چون قانون اینو میگه…چون قانون میگه اگر تو داری فرکانس های خوبی می فرستی حتما اتفاقات خوب میفته..پس این اتفاق به ظاهر بد در واقع یک اتفاق خوب و زیبا هستش..و دنیا به نفع من می چرخه
خدایا هدایتم کن…خدایا چقدر به این فایل و به خوندن مان یزدان عزیز نیاز داشتم
خدایا سپاسگزارم که دنیا به سود من می چرخه
خدایا من به هر خیری ک از طرف تو بهم برسه فقیرم
سلام عزیزان همراه و همسفرم
هرروز که میگذره بیشتر به خودم افتخار میکنم هرروز نشانه و پله ایی دیگر به سمت آگاهی و آرامش و شادی بیشتر خداروهزاران بار شکر..خدایی که دوباره امروز با کلامش منو و مطمئنم همه همراهان و همسفران رو به شادی و آ رامش بیشتری هدایت کرد و یه کد جدید بهمون داد البته با این صراحت…احساس میکنم هرروز داریم نزدیکتر میشیم
امروز صب که رفتم سرکار همون ابتدای صب خبر یه فوت را بهم دادن پیش خودم گفتم انالله وانا الیه راجعون و خلاصه امروز چیزی که اومد توی ذهنم این بود که مریم این دنیا فانیه و زودگذر تا میتونی با چیزهایی که داری شاد باش و خوشحال..وقتی اومدم سفرنامه امروزو ببینم دیدم بله استاد هم دارن همینو میگن راحت باش و راحت زندگی کن و شادباش تا دنیا هم آسان بگیره برات عزیزم . شبم اومدم خونه همسرم تلویزبون رو روشن کرد داشت یه برنامه ایی نشون میداد که همون صحنه مرگ رو داشت نشون میداد خندم گرفت گفتم ببین مریم جونم با یه توجه ساده از صبح ببین تا کجا اومدی..حواستو جمع کن هرروز به چه چیزهایی توجه میکنی و دلت میخواد که از اون مسائل رو تجربه کنی توی زندگیت؟پس شاد باش و شادی کن و احساس خوبت رو در هرشرایطی حفظ کن عزیزم..خداروسپاسگزارم که اینقدر هرروز داره نزدیکتر میشه بهم میدونم که همیشه نزدیک بوده اما من حسش نمیکردم الان دارم یواش یواش حسش میکنم و بسیار خوشحالم و به خودم افتخار میکنم.خدایا کمکم کن که روی مسیر بمانم
استادجانم و مریم بانوی عزیز ازتون سپاسگزارم
بنام خدای مهربان
سلام خدمت همه عزیزان
خداروصدهزار بار شکرت که هر لحظه هدایتم میکنی . چه قدر لذت بخشه وقتی که حجمی از مسائلی دورت هست که بهت سخت بگیره ولی با توکل به لطف و رحمت پروردگار میتونی ذهنتو کنترل کنی و آرومبمونی . اصلا انگار وقتی که خداوند هدایت میکنه دیگه خودشم هواتو دائم داره . تو این فایل چقدر شیوا توضیح دادی استاد عزیز که به زندگی و مسائل میشه اونجوری که دلمون میخواد نگاه کنیم و ساده بگیریم چون واقعا بعد که میگذره میفهمیم وای اصلا ارزش این همه غصه خوردن نداشت. خداروشکر میکنم این توانایی رو در دل من ایجاد کرد که آرام باشم به پشتوانه توکل به خدای مهربانم به دلگرمی اینکه هر لحظه از من حمایت میکنه و اینکه روز به روز که میگذره بیشتر متوجه میشم که چقدر خداوند این ظرفیت رو در من بیشتر میکنه وقتی به موضوعی ناخواسته برخورد میکنم چقدر خوب اجازه نمیدم احساسم بد بشه و چقدر خوب آگاهانه حال خودمو خوب میکنم و این رو از گذشته خودم در برخورد با مسائل متوجه میشم که اونموقع چقدر راحت بهم میریختم و کنترلم دست ذهن و افکارم میوفتاد ولی الان به لطف خداوند مهربان آگاهانه احساس خوب رو ایجاد میکنم .
خدایا صدهزار بار شکرت که منو به مسیر درست هدایت کردی و هوامو داری
سپاس از استاد عزیز بابت اینهمه آگاهی و سپاس از خانم شایسته گرامی برای زحماتشون
به نام خدای مهربون
روز چهل و دوم
چقدر این شعر قشنگه و چقدر استاد زیباااا تفسیر کرد این شعر رو و چقدر انگار من مخاطب حرفای استاد بودم انگار داشت همه رو به من میگفت
و احساس کردم خدا داره از زبان استاد باهام صحبت میکنه
داره بهم میگه چرا الکی و بیخودی مسائل به این کوچکی رو انقد بزرگش میکنی و دائما بهش فکر میکنی؟!!!!!
چرا انقدر زندگی و سخت میگیری ؟!!
تا بحال ازین دیدگاه به مسائل زندگیم نگاه نکردم تابحال به این فکر نیفتادم که این ذهن منه که داره این مسائل بی اهمیت رو بزرگ جلوه میده و داره کانون توجه م رو به سمتشون هدایت میکنه!!!
تا بحال به این فکر نکردم که میشه دیدگاهم رو به این مسائلی که انقدر بزرگش میبینم تغییر بدم میتونم با دید مثبت بهش نگاه کنم میتونم خوبیهایی که درونش نهفته رو ببینم و روی اونا زوم کنم
باید بارها و بارها به خودم یادآوری کنم که چقدر خوشبختم چقدر خوبی تو زندگیم هست
باید خوبی هایی که تو دل حتی مشکلات زندگیم هست ( که شاید حتی مشکل هم نباشه و ذهن من اونا رو مشکل میبینه ) رو ببینم و دائما روی اونا تمرکز کنم و هر لحظه به خودم یادآوری کنم تا بشه فرکانس ناخودآگاهم
من خیلی خوشبختم
زندگی من خیلی عالیه
فقط دارم سخت میگیرم
دارم اییینهمه زیباییی رو کوچیک میکنم و نادیده میگیرم و یه سری مسائل کوچک و بی اهمیت رو چندین برابر زوم میکنم و الکی احساسم رو بد میکنم
من بااااااید احساسم رو خوب نگه دارم
باااااید به خدای عادل توکل کنم و با حس خوب داشتن، با ارتباط داشتن به منبع زیبایی ها ، بیشتر و بیشتر این زیبایی ها رو به زندگیم دعوت کنم
باید هر لحظه بیاد داشته باشم فقط حس خوب داشتن میتونه مسائل زندگیم رو حل کنه
فقط شادی میتونه شادی بیشتر رو برام به وجود بیاره
فقط زیبایی ها رو دیدن و بخاطرشون سپاسگزار بودن میتونه زیبایی های بیشتر و بهتر رو به زندگیم وارد کنه
خدایا چقدررر امروز زیباست
چقدر این لحظه زیباست
وااااای صدای نم نم بارون و دارم میشنوم
چه هوای عالی
چه بارون قشنگی
من عاااشق بارونم و امروز که داره بارون میاد باید این فایل و گوش میدادم تا چند برابر لذت ببرم
از خونه بزنم بیرون و تو این هواای عالی اول صبح تو این بارون زیبا قدم بزنم و لذت ببرم و با تموم وجودم سپاسگزار خداوند باشم
خدایا کمکم کن خیییلی کمکم کن که فقط زیباییها رو ببینم
کمکم کن تا مسائل بی اهمیت رو اونقدرررر کوچیک کنم تو ذهنم که اصلا نتونم ببینمشون!
استاد بی نهایت سپاسگزارم برای این تفسیر زیبا❤️
عجب زندگی زیباست!!!!
سلام و عرض ادب
خدارو شکر که بدون وقفه سر تعهدم بودم و خودم رو به برگ چهل و سوم سفر به درونم رسوندم
جهان از روی کینه و دشمنی به کسی سخت نمیگیره جهان طبق چهار چوب عمل میکنه برای کسی هم پارتی بازی نمیکنه
اگه کسی ثروت داره طبق قانونه اونی که میشه عباس منش که الکی نشده عباس منش
اگر کسی فقیره اونم از روی قانونه اون کسی که تو زندانه رو که بدون تقصیر ننداختن زندان
فقط کافیه اون قانون را رعایت کنم بهم پاداش میده مثل کسی که یه کار ارزنده ای برای کشورش میکنه بهش ترفیع میدن
اگر اون قانون رو نقض کنی باید منتظر توبیخ باشی که مجازات بشی
تا با ثروت همفرکانس نشم اون به من دسترسی نداره منم دسترسی بهش ندارم
کسی سلامتی رو دریافت میکنه که روی مدار و موج سلامتی باشه
کسی به فرکانس خدا دسترسی داره که روی فرکانس شیطان نباشه
برای زندگی دنیا غم مخور حرص نزن حیله تو دنیایی که آمدیم که لذت رو تجربه کنیم خودمون رو درگیر کینه گرفتن و خشم و حسد کنیم
فقط با غم و غصه وارد مدار غم و غصه میشیم
📌ما چرا غصه میخوریم؟
♦️دلیلش به خاطر باورهای غلطیه که داریم
🧶اگه غصه دوستت نخوری از انسانیت بویی نبردی
🧶اگه غصه رفیقتو نخوری طرد میشی از جمع دوستان
🧶غصه بخور تا بگن چه آدم دلسوزیه
🧶غصه بخور تا ازت تعریف کنن
🧶غصه بخور نگن سنگدله
♦️از بس شنیدیم فلانی خدا بیامرز خیلی دلسوز بچه هاش بود
🧶از بس شنیدیم آنقدر خون و دل خوردم تا بدستش اوردم
📌چکار کنم که غصه نخورم؟
♦️همیشه این گفته جناب حافظ رو با خودم یادآوری کنم
♦️دیدگاهم رو به اون موضوع عوض کنم
♦️دیدگاه خداوند و قرآن رو در مورد حزن به خودم یاداوری کنم
♦️این قانون که احساس بد اتفاقات بد رو همیشه مرور کنم
♦️برام مهم نباشه نظر دیگران در این موضوع چیه
♦️به الگوهای نامناسب در این باره توجه نکنم
به نام خدایی که مرا به سادگی و با عزت به اهدافم میرساند
الگوی این همه غصه از کجا شروع شد؟
حافظ میگه: دیشب خدایی که پنهانه و کاردان جهانه و عقل کل هست با من صحبت کرد و گفت نمیخوام راز خوشبختی و شادی رو از تو پنهان کنم.
تو کمتر غر بزن، تو کمتر غصه بخور، تو کمتر زندگی رو سخت بگیر، تو کمتر ناسپاسی کن، تو احساس خوبی داشته باش تو جور قشنگی به مسائل زندگیت نگاه کن، تو انقدر جدی نگیر زندگی رو چون اگر اینطوری باشی، جهان، نه از رو بدجنسی با تو، بلکه به خاطر طبیعتش، به خاطر طبعش به خاطر ذاتش، به خاطر قوانینش، زندگی رو برات سخت میکنه.
تا وقتی با ما هم فرکانس نشی، این آگاهی ها به تو داده نمیشه، تا وقتی خودت رو آگاهانه بالا نبری، ( یعنی با وجود اتفاق به ظاهر بد، بتونی حست رو با تغییر نگاهت به اون مسئله، بهتر کنی تا بری بالاتر) نمیتونی الهامات رو دریافت کنی.
باید با خداوند هم فرکانس بشی.
اونوقت چیزهای جدید رو درک میکنی، میبینی
چون تا قبل از اون نامحرم بودی، نمیتونستی پیغام و آگاهی ها رو دریافت کنی.
مثل همین الان که داری این فایل رو گوش میکنی، یعنی روی خودت کار کردی، یعنی لایق شدی، یعنی هم فرکانس شدی با آگاهی های این فایل، تا تونستی اون رو بشنوی، این ها یک نشانه است. اینها جواب درخواستی هست که پیش ازین فرستاده بودی.
یک پیغامی بهت میخوام بدم که بی نهایت ارزشمند هست، به خاطر دنیا غم نخور.
غصه میخورن چون بچه درس نمیخونه، درامد کمه، خونشون مناسب نیست، چون ترکشون کردن … چرا این الگو شروع شد؟ چرا زجر روی زجر؟ غصه پشت غصه؟
اینها از جایی شروع شد که یک مسئله ساده رو نتونستند بپذیرند؟ غصه خوردن، نتونستند درگیرش نشن، نتونستن بگن خدایا شکر حتما یه خیری توش هست من بعدا متوجه میشم، نتونستن بی خیال بشن ، نتونستن توکل کنن. و اونوقت همه مشکلات بیشتر و بیشتر میشه. چون قانون اینو میگه که اگر نتونی تو احساس خوب بمونی اگر نتونی احساستو کنترل کنی اتفاقات بد رو تجربه میکنی.
سعی کنیم خودمون رو غصه دار نکنیم. هیچ چیز توی جهان مادی ارزش غصه خوردن نداره با غصه خوردن و رفتن به فضای افسردگی همه چیز رو بدتر میکنیم. باید احساست رو خوب کنی و قوی باشی اگر داغون بشی نمیتونی نه به خودت و نه به دیگران کمک کنی.
امیدوارم در هر موقعیتی بتونید یک نکته مثبت در اون موقعیت پیدا کنید و احساستونو خوب کنید ببینید چقدر اوضاع سری خوب میشه، ببینید چقدر همون اوضاع به ظاهر نامناسب چقدر براتون خوب میشه، به نفعتون میشه.