نتایج دوره قانون سلامتی | قسمت 1
سلام استاد عزیزم
نمیدونم چطور احساسمو بیان کنم.
ازینکه تو اولین قسمت از نتایج دوره قانون سلامتی در مورد من و نتایجم صحبت کردید فقط اشک ریختم و اشک ریختم.
انقدر خوشحال شدم که حد نداشت.
چقدر خوشحالم به لطف خدا در زمانی زندگی میکنم که شما استاد من هستید و من افتخار اینو دارم که از شما چیزی یاد بگیرم
این کامنتی که من گذاشتم دقیقا مال روز نهم از شروع دوره بود.
من از هفده خرداد این دوره بینظیرو شروع کردم و الان حدود شست و خورده ای روز داره میگزره.
و انقدر اتفاقات شگفت انگیز برام افتاده که تعدادش از دستم در رفته.
از وزنم که حدود پونزده کیلو کم شده
از سایزم که 2xlبودم و الان مدیوم شدم
از سلامتی که تازه دارم میفهمم یعنی چی
از خواب راحتم
از دردهای گاه و بیگاه در کمر و پاهام که دیگه وجود نداره
از تعرقی که دیگه وجود نداره
از قند خونی که دیگه در بهترین حالت خودشه
از چربی و فشار خونی که تنظیم شده
من بارها و بارها بخاطر کلسترول بالا بستری شدم یعنی ضربان قلبم به حدی بالا میرفت که دیگه قابل کنترل نبود.
الان دیگه خبری ازون اتفاقات نیست.
من تقریبا تووتمام طول سال لباسهام خیییس عرق بود الان دیگه یادم رفته اصلا عرق کردن چیه
من تابستونا روزی چهلر بار دوش میگرفتم ولی با وجود مصرف بالای دئودورانت و مام باز هم همیشه لباسهام بو میداد ولی الان اصلا دیگه هیچ بویی وجود نداره
من همیشه گرسنه بودم و با وجود اووونهمه غذا و خوراکی که میخوردم همیشه ضعف داشتم الان روزی یک وعده و هفته ای بک بار هر دو روزی یک وعده غذا میخورم و تو این دو ماه یک ساعت هم گرسنگی نکشیدم.
قبلا هر شب یک یا دوبار واسه رفتن به دستشویی بیدار میشدم اما الان حتی یک دفعه هم دیگه این اتفاق نیفااده.
خیلی جالبه که با وجود اینکه انقدر وزن کم کردم به دلیلی که خودتون میدونید اصلا پوستم نیفتاده و هی داره خودشو جمع میکنه
من حدود پونزده شونزده سال حتی یک ذره نمک نخوردم و الان با لذت غذاهامو نمکی و خوشمزه میخورم
علاوه بر تمام این موارد در مورد جسمم من چقدر درک بهتری در مورد قانون و دوره ثروت یک پیدا کردم
چقدر بهتر درک کردم که تا وقتی از قانون بهره نگیری همه مسیر سختی و رنج و مصیبت و بدبختیه
و به محض اینکه به قانون عمل کنی دیگه همه چیز اسون میشه همه جیز لذت بخشه همه چیز راحت بدست میاد.
درسته از نگاه اطرافیان ممکنه اینطور بنظر برسه که داری رنج میکشی ولی فقط تویی که میدونی داری با عشق و لذت به خاسته هات میرسی
چقدر بهتر معنی تکاملو درک کردم
چقدر بهتر معنی تعهد و پرداخت بها برای رسیدن به هدفو فهمیدم
چقدر بهتر فهمیدم خدا و دنیا و قوانین این دنیا هیچ نیازی برای سختی کشیدن ما برای رسیدن به خواسته هامون نداره.
چقدر بهتر فهمیدم رسیدن به هدف فقط یه ایمان و تعهد میخاد برای پا گذاشتن تو مسیر.مسیری که از نگاه نود و نه درصد ادمهای اون بیرون ممکنه احمقانه باشه. ولی فقط تو میدونی این منطقی ترین و درست ترین کاریه که بلید انجام بدی.
تو تمام سالهای بیماریم من این بیماریو یک ظلم از طرف خدا میدونستم و چقدر تو این دوره فهمیدم حتی تو همین مورد هم هیچ چیز اتفاقی و شانسی نیست.
اگر ورودی هاتو کنتزل کنی خروجی میشه سلامتی محض.
یعنی این بیماری هم ظلم نبود بلکه ورودی های نامناسب غذایی باعث این اتفاق شده بود.
و چون اتفاقات تو این دوره خیلی سریع رخ میده به شکل کاملا ساده ای میتونی نتیجه تغییر ورودی ها رو مشاهده کنی و این موضوع چقدر تو درک بهتر قانون کمکت میکنه.
استاد عزیزم بسیار بسیار ازتون ممنون و سپاسگذارم که زندگیو با اموزه هاتون تو تمام ابعاد دارید برای همه زیباتر میکنید.
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- دانلود با کیفیت HD189MB25 دقیقه
- فایل صوتی نتایج دوره قانون سلامتی | قسمت 131MB25 دقیقه













روز یازدهم تعهد، 7 آذر
سلام به دوستانِ جان و به دو استاد ِ عزیزتر از جان
دیروز گفتم «خدایا میدونم باید توحید داشته باشم و خودت روزی برسونی اما نمیتونم قانع بشم همه پولم رو خرج کنم تا بعد تو بهم پول برسونی و من بهت اعتماد پیدا کنم، اگه باید خرج کنم خودت بهم نشونه وااااضح بده و خودت هم کمکم کن بیشتر بهت اعتماد کنم برای روزی رسانیت»، و نشانه سایت رو زدم این فایل اومد
استاد راستش از این فایل هیچچچی نفهمیدم
تنها چیزی که درک کردم این بود: اول عزت نفس (که من چندیـــــن بار دوره عزت نفس رو گذروندم و تمرین انجام دادم) و بعد توحید مهمه، و الان تو مرحله درک توحید هستم شک تمام وجودم رو گرفته یعنی به خدا اعتماد دارم هاااا ولی تا این حد که همـــه چیز رو بسپرم بهش نیستم حس میکنم خودم هم باید یه کاری یه فکری بکنم (البته مثالهایی دارم از سپردن خواسته ام به خودش مثل ازدواجم که خییلی مدل آشناییمون جالب بود پر از همزمانی های جذاب بود، یکی خرید خونه و یکی هم ماشین)
باید سعی کنم این چند مورد رو با جزییات دوباره برای خودم بنویسم شاید ایمانم رو قوی تر کنه.
دیشب این شعر رو تو یه کلیپ دیدم:
«وقتی خود خدا باهات حرف میزنه: رو در صف بندگان ما باش و مترس خاک در آسمان ما باش و مترس گر جمله ی خلق قصد جان تو کنند دل تنگ نکن از آنِ ما باش و مترس»
زیبایی روز:
امروز بعد از چند روز خونه بودن پسرم رو بردیم پارک چون این مدت مریض بود، کلــــی بازی کردیم من هم سوار تاب شدم و کلی قایم موشک باهاش بازی کردم و حسااابی بهمون خوش گذشت هرچند آخرش زمین خورد و روی زخمش دوباره کنده شد ولی باز هم خوب بود و کلی خندید، خدایا شکرت.