پس کِی به خواسته ام می رسم؟! - صفحه 3

3059 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین امیدی گفته:
    مدت عضویت: 3512 روز

    بهترین ایده ایی که حالا غیر از مواردی که به کرات گفته شده میشه داشت اینه که همواره در لحظه حال زیست کنیم و از تمامیت اون لحظه لذت ببریم.حالا هرچیزی که هست اگر گلکاری میکنید اگر ورزش میکنید اگر شکرگزاری میکنید اگر در حال ایجاد باور جدید هستید اگر میخواید ابصار فکرتون در دستتون باشه که بعد متعاقب اون احساسات دلخواه و ارتعاشات در مسیر خواسته هارو ایجاد کنید قدم اول اینه که بصورت 6دانگ در همون لحظه باشیم و در همون لحظه مشغول به هرکاری هستیم در همون لحظه فقط اون کارو انجام بدیم و فقط از اون لذت صد درصدی ببریم

    در قدم بعدی که در جهت کنترل ورودی ها میشه انجام داد اینه که اگر به مطلب،فیلم،یا کتابی برمیخوریم که احساسات عالی رو در ما ایجاد میکنه و انگیزه بخش در ما هست طوری که تبدیل به سمبلی از موفقیتی که در ذهن داریم بشه درصورت انتخاب درست اون سمبل بهترین کار برای ایجاد باور جدید و تزریق اون به ضمیرناخوداگاه اینه که اون رو وحی منزل بدونیم

    جوری بخونیمش،جوری بشنویمش،جوری ازش حرف بزنیم و بخاطرش بیاریم که انگار وحی منزل و تمام حقیقت زندگی رو در بر میگیره

    بازم یاداور میشم که ممکنه راه صحیح و درستی در ظاهر نباشه اما یک راه ساده و مشعوف کننده برای ایجاد یک ذهنیت عمیق و تازست که قشنگ تا مغز استخوانمون نفوذ کنه

    و اما قدم بعدی که به ذهنم میرسه و البته خودم همرو انجام دادم و نتیجه گرفتم که دارم بازگو میکنم اینه که همواره در طبیعیت در کتاب ها در برخورد به اتفاقا و حوادث زندگی بطرز سمجی دنبال اون سرنخ و فوت کوزه گری که میتونه در کمترین زمان ممکن بهترین نتیجه رو برای ما به ارمغان بیاره

    اون چیزی نیست جز مبحث مهم و عالی (پذیرش) که مرحله اخر از 3مرحله قانون جذب رو شامل میشه و سرنخ های بزرگی از ارتعاش و فرکانس رو به ما میده که سازوکار جهان چگونه است،همواره باید تلاشتون براین باشه که تفحص کنید و تحلیل کنید اتفاقات و مطالب رو براساس و متر قوانین حاکم برجهان و بنظر میاد از این طریق که میشه به اون سرچشمه و به اون سرنخ اصلی دست پیدا کرد ینی قوانین رو جدای از فهمیدن و درک کردن بدون اتلاف انرژی و وقت بکارشون گرفت طوری که بتونید در کمتر از چند روز تصویر ذهنی رو شکل واقعی و عینی بهش بدید ولی اینکه در عرض چندسال و در طول زمان خواسته ایی متجلی کنید تقریبا تمام نوع بشری که بااین مباحث آشنایی دارن قدرت این خلق رو دارند

    اما کلید اساسی در اینه که بتونیم بقول مولانا همانند شاه شاهان و سلطان سلطانان و عظیم ترین عظیم قدرت جهان خداوند یکتا و یگانه که گاه فرزندان آدم رو فرزندان خودش خطاب میکنه بتونیم همانند پدر در مقیاسی بسیار کوچک دست به خلق زندگی بزنیم و همانند اون وقتی گفتی باش…کافی باشد که باشد و تجلی یابد و واقعی شود.

    بهترین ورودی برای ذهن اینه که همواره در مسیر درک بهتر جهان و خلق زندگی دلخواه بکار گرفته بشه

    تا ما یاد بگیریم که چطور فرکانس خودمون رو بالا ببریم و چطور در مداری دلخواه پیشرفت کنیم و چطور دست به خلقت خداگونه بزنیم…

    سپاس از جناب عباسمنش که سراسر مهراست و عاشقانگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 59 رای:
    • -
      محمد موسی زاده گفته:
      مدت عضویت: 3486 روز

      سلام حسین عالی باشی همیشه، میشه لطفا در مورد پذیرش اتفاقاتی که برات افتاده و چه جاهایی از این قانون استفاده کردی هم برامون توضیح بدی.. تا ما بتونیم بهر درکش بکنیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        هانا ... گفته:
        مدت عضویت: 2957 روز

        جناب امیدی لطف می کنید راجع به مرحله سوم قانون جذب (پذیرش) توضیح بیشتری بدید…مرحله ای که ما رو نزدیک می کنه به خالق بودن و جانشین بودن و کن فیکون کردن در کوتاه ترین زمان ممکن

        متشکرم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      لیلا طهماسبی گفته:
      مدت عضویت: 3186 روز

      سلام آقای امیدی بسیار زیبا بود ایده هاتون.. سپاسگزارم از شما که به اشتراک گذاشتین. و به دوستانی که در مورد پذیرش پرسیدن توصیه میکنم کتاب کوچیک و کم حجم قانون جذب مایکل لوسیر رو بخونن. خوندن این کتاب برای درک بهتر مراحل جذب آگاهانه فوق العاده است.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      مریم درویشی گفته:
      مدت عضویت: 2852 روز

      سلام اقای امیدی وقت بخیر دیدگاهتون نکاتی داشت که جای تأمل دارد فک میکنم به موضوع خوبی اشاره کردید درک و تجزیه و تحلیل بیشتر قوانین و اینکه به ذهنمان یاداوری کنیم که قوانین درست و شکی بر ان نیست خیلی جای بحث داره اینجوری تا اعماق قوانین میتونیم رابطه ها رو با هم پیدا و درک کنیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    فائزه مقدم گفته:
    مدت عضویت: 4018 روز

    سلام بر استاد عزیز و همراهان گرامی

    در رابطه با کنترل ورودی های ذهن، این موارد برای من بسیار مفید بوده و باعث شده کنترل زندگیم رو تا حد زیادی خودم به دست بگیرم و کمترین نتیجه ای که برام داشته آرامشیه که الان دارم که در گذشته کمتر داشتم:

    1- طبق تاکیدی که استاد داشتند اولین کاری که کردم حذف کردن تلویزیون از زندگیم بود؛ و در حال حاضر احساس میکنم واقعا چقدر زمانم و احساسم رو راحت به تلویزیون میسپردم و الان چقدر برکت زمانم بیشتر شده و وقت بیشتری رو میتونم به خودم و کارهام اختصاص بدم.

    2- تمام کانال های تلگرام و اینستاگرام که بهم احساس خوبی نمیداد یا حاوی اخبار بود را حذف کردم.

    3- رفت و آمدهایم را به جمع های دوستان و فامیل کنترل کردم و سعی کردم بیشتر روابطم با انسان های ثروتمند و موفق باشه و اگر در جمعی بهم احساس خوبی نده یا حرفهای نادرستی زده بشه سریع به خودم یادآوری میکنم اگر به موندن و گوش دادن به این ناخواسته ها ادامه بدم، هر تلاشی کردم بی فایده میشه و بدون معطلی اون جمع رو ترک میکنم یا اگر نتونم هندزفری میگذارم توی گوشم و اغلب فایل های استاد رو گوش میکنم.

    4- هر شب قبل از خواب سپاسگزاری مینویسم و در روز هم هر نشانه ای که منو یاد خواسته هام بندازه ستایش و تحسین میکنم و هر نشانه ای را توی ذهنم بولد میکنم و از خداوند تشکر میکنم که این موارد رو سر راه من قرار داده و بدین ترتیب منو داره به خواسته هام هر روز نزدیکتر میکنه.

    5- بیشتر اوقات روز را به بررسی عملکردم توی همان روز سپری میکنم و باورهام رو بررسی میکنم و سعی میکنم ( واقعا هم کار راحتی نیست) هر روز کمی بهترش کنم و در ابتدا با جملات تاکیدی باور پذیرترش میکنم بعد دائما اون رفتار و اون باوری که دلم میخواد داشته باشم رو با خودم تکرار میکنم.

    6- تمام آهنگ ها ویدئوها و متنهای غمگین و ناامیدکننده را از گوشیم کامپیوتر و کلا زندگیم حذف کردم و تمام گوشی من رو فایل های استاد و فایل های انگیزشی و موفقیت پر کرده و کل مسیر رفت و آمدم به سرکار و هر وقت خالی در طول روز رو به گوش کردن اونها اختصاص میدم.

    7- گاهی برای کنترل ورودی های ذهنم در برابر ورودی های نادرست اینکارها رو انجام میدم:

    یک جمله تاکیدی برای خودم انتخاب کردم که بهم خیلی انرژی میده و هر وقت افکار ناامیدکننده به سراغم میاد اونو با خودم شاید 20 بار تکرار میکنم تا حالم بهتر و بهتر بشه

    توی آلبوم عکسهای گوشیم یک پوشه درست کردم بنام دوست داشتنی هام که شامل جاهاییه که دوست دارم از نزدیک ببینم، خونه و ماشین و ویلای مورد علاقه ام و خوراکی ها و بیشتر چیزهایی که بهم احساس خوب میده؛ و وقتی اونها رو میبینم احساسم عالی میشه

    بعضی اوقات شروع میکنم با خودم صحبت کردن در مورد جایگاهی که نزد خداوند دارم و خواسته هام رو مرور میکنم و سپاسگزاری میکنم از خدایی که منو آفریده و هر لحظه به سمت خواسته هام هدایتم میکنه و گاهی چنان به احساس عالی میرسم که گریه میکنم و شکر میکنم خدایی که با تمام عظمتش منو اینطوری در آغوش میگیره و بهم توجه خاص داره.

    امیدوارم من و همه دوستان در مسیر خواسته ها و اهدافمون هر روز بیشتر رشد کنیم و لذت ببریم و رد پای خداوند در هدایتمون رو بیشتر ببینیم و سپاسگزارم از استاد که به عنوان دستی از دستان خداوند باعث یادآوری داشتن این نعمت بزرگ در زندگیمون میشه که یک نیروی برتر در تمام لحظات عاشقانه ما رو به سمت خواسته هامون هدایت میکنه و حتی بیشتر از خودمون دوست داره که ما موفق بشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 85 رای:
    • -
      Asudeh گفته:
      مدت عضویت: 3351 روز

      سلام دوست عزیز

      از تجربیات شما لذت بردم عالیه عالی

      چقدر عالی تر می شد که عبارت تاکیدی که به شما بسیار بسیار انرژی می دهد را به دوستان خانواده صمیمی عباس منش ذکر می کردید.

      هرآنچه خوبی در دو عالم هست برای شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    بنیامین غلام نیا گفته:
    مدت عضویت: 3014 روز

    سلام به استاد عزیزم به به چه جای قشنگیه میامی آمریکا خوش بگذره بهتون ایشاالا

    استاد من یاد گذشته ام افتادم و متوجه شدم که چقدر در کنترل ورودی های ذهنم بهتر عمل میکنم.

    مثلا:

    1.یه شب داشتم یه فیلم از مهران مدیری میدیدم که نشون میداد افراد ثروتمند فقط با دزدی و قاچاق به این پول رسیدن و ادمکش هستن و افراد خشن و زورگو هستند و اون شب متوجه شدم وقتی من 1 ساعت هر شب بشینم این فیلمارو در تلوزیون ببینم میشه سالی 365 ساعت و ما ادم ها معمولا 8 ساعت میخوابیم و 16 ساعت وقت فعالیت در طول روز داریم که وقتی تقسیم به این 365 ساعت کنی یعنی من اخر سال 23 روز مداوم نشستم این ورودی های وحشتناکو دیدم و جدا از هدر رفتن وقتم بعد باید بیام 10 برابر وقت صرف کنم که این باور های مخرب رو از ذهنم پاک کنم و وقتی 10 سال این کارو ادامه بدهم یعنی من حدود 9 ماه از کل 10 سال زندگیم را نشستم و این افکارو دادم به ذهنم و بعد انتظار دارم که ثروتمند و خوشبخت بشم که فقط خیالبافی بیش نیست.

    ???حالا تصور کنید که به جای این 1 ساعت فیلم بشینم روزی 1 ساعت کتاب بخوانم و در خانه ورزش کنم و بعد 1 سال یعنی من 23 روز مداوم روزی 16 ساعت نشستم کتابی رو خواندم که بهم میگه‌ باور کن که بی نهایت ثروت وجود داره و خودتو دوست داشته باش یا دیگرانو به خاطر اشتباهشون ببخش و خودتو با تمام نقاط قوت و ضعفت دوست بدار و به بقای خودت اهمیت بده و شب به موقع بخواب و غذای خوب میل کن و ورزش کن و گله و شکایتتو کم کن و کمتر غیبت کن و ببشتر به نقاط قوت افراد توجه کن و میگه خواسته هات مثلا داشتن ماشین یا خانه و درامد مورد علاقه ات در زمان و به موقعش بهت داده میشه و واقعا خودمون قضاوت کنیم متوجه میشیم که کنترل ورودی های به ظاهر کوچک در طول چند ماه و چند سال تاثیرات روحی و فکری قابل توجهی بوجود میاره و بعد 1 سال مداوم چقدر روحیه و اعتماد به نفس بهتری خواهم داشت.???

    کاری که کردم اینه که حدود 6 ماهه که تلوزیون ندیدم و 1 ماهه شب زودتر میخوابم و صبح زود بیدار میشم و در 6 ماه گذشته حداقل 10 کتاب خوندم و گلی فایل های الهام بخش گوش کردم و تاثیرش اعتماد به نفس بیشتر و ارامش بیشتر و رسیدن به خواسته های کوچک ترمه که بهم نشون میده که قانون جواب میده.

    3.?مثلا چند تا رفیق داشتم که به شدت مینالیدن و همش از بدبختی مالی و روابط خانوادگی و مشکلاتش برام حرف میزد و چند ماه پیش کتاب اثر مرکب رو خوندم و متوجه شدم باید دوستامو تقسیم بندی کنم مثلا بهضی دوستام برام صحبت 3 دقیقه با تلفن مناسبن و نه بیشتر و بعضی هاشونو میشه 3 ساعت بود نه بیشتر و بعضی از دوستام هستن که کلا باید باهاشون قطع رابطه کنم و دقیقا به این کارم عمل کردم و به جاش وقتمو با داداشم میزارم که از لحاظ مالی و عاطفی و روابطی که داره نتایجی رو داره که منم میخواهم داشته باشم و اینطوری ورودی های ذهنمو کنترل میکنم.?

    4.بعد از مطالعه کتاب اثر مرکب متوجه شدم من وقتمو در روز حدود 2 ساعت در اینستا و تلگرام هستم و نه تنها هدر میره بلکه ورودی های نامناسب بهم میده و 1 ساله که اینستا رو پاک کردم و تلگرامو محدود کردم به روزی نیم ساعت یا 1 ساعت و اصلا وقتمو باهاش هدر نمیدم مثلا در اینستاگرام انواع و اقسام فیلم ها و عکس های ناجور و زشتو نشون میده که بری صفحشونو فالو کنی و همینکه 1 عکسی یا فیلمی رو میبینی که مثلا از فقر و ظلم میگه تو هم باور میکنی تمام دنیا تو فقر و ظلمه و همین ورودی های وحشتناک منو از شادی و خوشبختی و پول دور کرده بود.

    5. چیزی که یاد گرفتم اینه بعضی از ادم ها هستن مثل یکی از داداشام که وقتی سر بعضی مسائل باهاشون شروع به صحبت میکنی انقدر باورهای بد جور از اقتصاد و تورم و نداری مردم و الگوهایی در حد تیم ملی بهت نشون میده که فقیر و بدبختن که میتونه در عرض 1 ساعت کلا افسردت کنه و یاد گرفتم که هیچ وقت با هیچ کسی که عقاید اشتباهی داره بحث نکنم و نخواهم بهش صابت کنم که باورهاش اشتباهه و میزارم هر طور حال میکنه فکر کنه چون اگر وارد بحث بشم چهارتا چیز میشنوم که باورهامو خراب میکنه.

    امیدوارم دوستان از نظرم استفاده ببرن و براتون مفید باشه. فعلا خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 97 رای:
  4. -
    مجيد داوودى گفته:
    مدت عضویت: 3036 روز

    سلام خدمت همه همسفران عزیزم

    خیلى خوشحال و سپاسگزارم که عضو این این خانواده صمیمى هستم

    به نظر من راههاى زیادى براى کنترل ورودى ها وجود دارد ولى یک راهى که به من کمک فراوان کرد تا بهتر زندگى کنم یک تصور شرایطى است که توضیحش میدم،

    من هر شب خودم رو به عنوان یه بازرس در نظر میگیرم و در یک دفتر تمام کارهاى مثبت روزم رو یادداشت میکنم و سپاسگزارى فراوان بابتش از خداوند میکنم(دوستان من یکسال است که عضو این خانواده ى دوست داشتنى هستم و تمرینات رو انجام میدم به جرات میتوانم بگم که سپاسگزارى معجزه کرد تو زندگى من)

    دلیلش هم این هست که ذهن همه ى ماها عادت کرده که در طول روز با دلیل به ما بگه که نمیتونى دلایلش هم از اشتباهات و ایرادات خود ماست پس ما ناخواسته توجه میکنیم به نکات منفى

    با این لیست هر شب ما توجه مون میره روى نکات مثبت و اگه صبح هم همون لیست رو با صداى بلند بخونیم بعد از چند روز ذهنمون از یه ماشین عیب جو تبدیل به یک دستگاه مثبت بین سپاسگزار میشود.

    با ارزوى بهترین ها براى تک تک شما همسفراى گلم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 47 رای:
  5. -
    علی قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 3683 روز

    یکی از راههای کنترل کردن اتفاقات زندگی مان و رسیدن به خواسته ها این است که اتفاقاتی را که در گذشته و حال زندگیان رخ داده (چه خواسته چه ناخواسته یمان) را با کانون توجهمان تطبیق دهیم.یعنی بررسی دقیق کنیم و ببینیم اتفاقات ناخوشایند و نرسیدن به آن خواسته ها ناشی از کانون توجه مان روی ناخواسته بود.و ببینیم که در روزهای گذشته اکثر مواقع احساس بد داشتیم و از شرایطمان شکایت میکردیم.و همان ناخواسته هایی که وارد زندگیمان می شده است به خاطر احساس ناراحتی ونالان بودنمان بوده واز انجایی که ما در حل لحظه داریم اتفاقات کمی از امروز و اتفاقات بیشتری از روزهای اینده را داریم خلق میکنیم. متوجه میشویم که این اتفاقات را هیچ عامل دیگری غیر از کانون توجهمان مسئول آن نبوده است.وقتی با این بررسی متوجه شدیم اتفاقات از کجا ناشی میشود ما ناخودآگاه توجهمان را روی خواسته میگذاریم.زیرا به نوعی معادله را فهمیده ایم.واتفاقاتی هر چند کوچک شروع به رخ دادن میکند. و هرچند در شرایط ناخواسته باقی بمانیم میدانیم که این شرایط ناخواسته ناشی از کانون توجهمان در روزهای گذشته روی ناخواسته بوده است.پس ما میتوانیم با توجه نکردن به آن و دانستن علت ایجاد اتفاقات تجهمان را روی خواسته بگذاریم و اتفاقات بیشتری را روز به روز خلق کنیم.من خودم هرگاه بخواهم از شرایطی شکایت کنم و یا ناراحت شوم به خودم میگویم این شرایط ناخواسته را خودم با کانون توجهم در روزهای گذشته و یا با ور هایم خلق کرده ام و اگر میخواهم در اینده اتفاقات جدید رخ دهد فقط کافی است فعلا با ارامش از کنار این ناخواسته عبور کنم و در جست جوی نشانه های خواسته ام میگردم.و اتفاقاتی را نیز میبینم که رخ میدهد.و با توجه به اتفاقات جدید دوباره بررسی میکنم که چه کار کرده ام که این اتفاقات رخ داده است و چه باوری داشته ام و انها را اصلاح میکنم.

    در کل به دنبال ریشه اتفاقات در کانون توجهمان و باورهایمان بگردیم بهتر میتوانیم درک کنیم که خودمان در حال خلق شرایط هستیم.و عزممان برای خلق شرایط جدید بیشتر و بیشتر میشود.و وقتی کانون توجهمان را تغییر دهیم و منتظر اتفاقات جدید باشیم اتفاقات رخ میدهد و به مرور زمان قدرت خلق اتفاقات را درون خودمان بیشتر درک میکنیم.وقتی این دیدگاه را داشته باشیم اتفاقات ناخوشایند مارا ناراحت نمیکند چون میدانیم خودمان انرا خلق کرده ایم و همان گونه که توانسته اید اتفاقات بد را ایجاد کنید می توانید اتفاقات خوشایند را خلق کنید و احساس قدرت بیشتری میکنید.

    کتاب قانون جذب رفاه و ثروت از استر هیکس راهنمای خوبی میباشد.

    با تشکر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 38 رای:
  6. -
    مريم ج گفته:
    مدت عضویت: 3291 روز

    سلام میکنم به استاد خوبم و همراهان سایت

    یکی از بهترین روش هایی که بوسیله اون می توان به مدت طولانی و پیوسته در احساس خوب ماند شکرگذاری هستش،اینکه شما بتوانی در هرلحظه به اتفاقهای خوب اطرافت توجه کنی و شکرگذار آنها باشی به خودی خود انسان رو در مسیر درست و حال خوب و مثبت نگه میداره،من بوسیله قانون شکرگذاری و انجام تمرین های اون(کتاب قانون شکرگذاری از خانم راندا برن)تونستم در شرایط سخت و ناگوار به جای توجه به نکات منفی،به نکات مثبت توجه کنم و ورودی ذهنم رو کنترل کنم و حال خودم رو خوب و مثبت نگه دارم.

    یکی دیگه از روش های خوب برای کنترل ورودی ها اینه که مراقب گفتار و کلاممون باشیم و از غیبت کردن و منفی بافی و نگرانی های بیهوده اجتناب کنیم،کنترل کلام باعث میشه به مسائل منفی توجه نکنیم و همواره حال مثبت داشته باشیم.

    و اینکه در مورد اتفاقات زندگی حال و آیندمون تجسم مثبت داشته باشیم و این کار رو مکرر انجام بدیم تا افکار و تجسمات منفی جاشون رو با افکار و تجسمات مثبت عوض کنن و تجسم مثبت عادت ذهنمون بشه ونگرانی و ترس بی مورد دررابطه با اتفاقات زندگی حال و آیندمون از بین بره.

    و در صورتیکه ذهنمون متوجه مسائل منفی در جامعه و حتی خانوادمون شد به جای توجه به اونها اعراض کنیم و خودمون رو سرگرم کاری کنیم که حالمون رو خوب میکنه،مثل تجسم مثبت یا دیدن فیلم خوب یا کتاب خوندن یا هرچیزی که دوست داریم و میتونه ذهنمون رو به جهت مثبت هل بدهد.

    و همیشه و همیشه ایمان داشته باشیم که خدا برای ما خوبی میخواهد و به لطف خدا هیچ اتفاق بدی برامون نمی افتد.

    در انتها تشکر میکنم از استاد خوبم که زندگی من رو عوض کرد و حال خوب و موفقیت هام رو مدیونش هستم و دوستان خوبم در این سایت که هر وقت سوالی در قسمت عقل کل پرسیدم با جون و دل راهنماییم کردند.

    بهترین ها رو برای همتون میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 47 رای:
  7. -
    اتابک گفته:
    مدت عضویت: 3594 روز

    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان و تشکر از استاد و شکر خداوند مهربان..

    تجربه ای که بنده از این سوال داشتم که خیلی کمکم کرده و واقعا تونستم احساس خوبی در خودم ایجاد کنم و گاها اون رو ساعتها حفظ کنم این بوده که خودم رو در قالب اون چیزی که دوست دارم بشم، ببینم یعنی تصور می کنم خودم رو که به خواستم رسیدم ، و زندگی می کنم نفس میکشم راه میرم و حرف میزنم گاها انقدر حس خوبی بهم دست میده که با خودم فکر میکنم حتی اگه بهش نرسم همین حس برام لذت بخش و کافیه گرچه با تمام وجود و تک تک سلولهام ایمان راسخ دارم که بهش دست پیدا کردم و اون جمله جوابیست به افکار منفی که میان و میگن نمیشه و من میگم نشه مهم نیست چراکه حس خوب مهمه که همین الان شده..

    و این احساس رو حفظ میکنم البته زمانی طولانی بر من گذشت که خواستم رو پیدا کردم و به این نتیجه رسیدم که میخام یک کارآفرین بزرگ باشم یک کارآفرین بی نهایت ثروتمند((البته عدد دقیق دارم)) عاقل عاشق و با ایمان و قدرتمند لحظه ای تصویرم رو رها نمیکنم دقیقا همین حالا که دارم تایپ میکنم. و هرکسی می تونه طرح خودشو داشته باشه و اون رو نگهداره

    من میخام عاقل باشم یعنی تفکر کنم و به عقلم رجوع کنم تحلیل کنم و واقعیت رو کشف کنم نه چون فلانی گفته درسته ((دلیل گوش کردنم به فایلهای استاد هم همینه که با عقلم جور در میاد))

    من میخوام عاشق باشم یعنی با تمام وجودم به هستی و انسانها خدمت کنم و حاضرم هرچی دارم رو در یک لحظه ببخشم من حاضرم هرکاری برای خدمت به انسانها بکنم البته باقوانین کمک کردن یعنی با عقل بسنجم که این فرد در جایگاه کمک کردن هست یا نه و به نظرم بزرگترین خدمت و کمک آموزش هست…

    و میخام با ایمان و قدرت باشم شکست ناپذیر چون میدونم وعده خدا دروغ نیست و به تلاشم ادامه میدم برای من سختی ها رحمت پروردگارن نه لعنت گرچه حلش اون موقعی که اتفاق می افتن غیرممکن به نظر برسه ولی میدونم با حلشون رشد میکنم و این دلیل خلقت منه..

    اینها حرفها و تصاویری هستن که به من قوت و حس خوب میدن دوست دارم نظر دوستان رو بدونم.

    ازین که نوشتار من رو مطالعه کردین از شما ممنونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  8. -
    امیر مسعود گفته:
    مدت عضویت: 2887 روز

    با سلام خدمت همه دوستان عزیز،

    من خیلی سریع میرم سراغ جواب سوال،من دو تا راهکار اصلی دارم برای این که خودم رو توی مدار خوب نگه دارم:

    1. هر وقت که می دیدم توی فضایی قرار گرفتم که احساس خوبی ندارم و با مدار من تناقض داره سریع خودم رو به چیزی مشغول می کنم که خیلی بیشتر بهش علاقه دارم مثلا وقتی در جمعی هستم که تلویزیون روشنه یا افراد جمع دارن درباره ی چیزهای منفی صحبت می کنن کاری می کنم که به هر نحوی که شده حواسش پرت بشه مثل گوش دادن فایلی که دوستش دارم، خوندن کتابی که مدت هاست می خوام مطالعه کنم و خوندن مطالب مورد علاقه خودم روی اینترنت و یا حتی بازی کردن با تلفن همراه و خلاصه به هر صورت خودم یا ذهنم رو از اون فضا خارج می کنم.

    2. خدا رو شکر من خودم تبدیل شدم به یک دستگاه مقابله کننده با افکار منفی یعنی این که هر زمانی که چیزی احساس بدی بهم میده یا صحبت هایی که درباره ی نکات منفی هست دیر یا زود ذهنم هشدار میده، مثلا میگه ببین این آدمه که داره باهات حرف می زنه رفته رو فاز منفی حالا حالا هم بیرون نمیاد سریع یا بحث رو عوض کن یا صحبت رو تموم کن چون متقاعد کردنش فایده ای نداره و به ضرر خودمه و یا وقتی چشمم به تلویزیون میفته یا خبری به گوشم می خوره که فرکانسش منفیه و حالمو بد می کنه شروع می کنم با خودم در ذهنم صحبت کردن و فکرکردن درباره ی باورهای درست و خواسته های زیبایی که دارم.

    خدا رو شکر می کنم که همواره بندگانش رو هدایت می کنه و راه رستگاری رو این قدر هموار کرده و قدرت اختیار رو به این زیبایی به همه عطا کرده است.

    در پایان برای همه خوشبختی ، شادی، سلامتی ،ثروت و سعادت رو از خداوند متعال خواستارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 38 رای:
  9. -
    آرامش گفته:
    مدت عضویت: 3900 روز

    ???????درووووود بر استاد عزیز و موفق ما و دوستان هم فرکانسی ، موفق و ثروتمند ?????????

    امروز ٣بهمن سال ٩6 چقدررررر حس خوبی دارم???با دیدن این فایل برام یاداوری شد که توی چهارسالی که گذشت چه کارهایی رو انجام دادم تا به حس خووووب برسم و چقدر زندگیم و نگرشم متفاوت شده…دیگه کنترل ورودیهای ذهنم برام عادت شده و هر روز بیشتررررر تقویتش میکنم?

    خب من طبق تجربه ای که دارم ورودیهای ذهنم رو حسهای پنج گانم میدونم اولش شاید سخت باشه اما بعد از مدتی به صورت ناخوداگاه ذهنتون به سمت ورودیهای خوشایند میره.

    حس بینایی: یاد گرفتم که باید اینجوری به اطرافم نگاه کنم? حس دوست داشتن و عشق داشته باشم و فیلمهای خوب و خبرهای خوب رو ببینم و پیامهای انرژی بخش و کتابهای عالی رو بخونم??از صبح که بیدار میشم وقتی چشمام رو باز میکنم و خانوادم رو میبینم و تمام نعمتهامو دوباره میبینم از خدا سپاسگزاری میکنم مدام توی دلم با چشمم میبینم و با دلم قدر دان داشته هام هستم …..

    حس شنوایی: این حس خیلییییی به من کمک کرده چندین ساله که هر روز به فایلهای صوتی گوش میکنم فایلهایی که حسم رو خوب میکنه???بارها و بارها دوره هایی که از سایت عالی عباسمنش تهیه کردم گوش کردم و به حس بهتری رسیدم… موزیکی رو که گوش میدم خودم انتخاب میکنم شاید باورتون نشه اما من بجز فایلهای دوره های مختلف و کتابهای صوتی همیشه کانال موزیک مثبت در اولویت برام و روی موبایلم هیچ برنامه پخش موزیک ندارم پس از اینجا به مدیر کانال موزیک مثبت میگم که هر روز برامون موزیکهای شاد و مثبت رو به اشتراک بذارید چون انرژی خوبی داره…..

    حس بویایی: بوهای خوب و آرامش بخش رو خیلی دوست دارم، بوی گلها که کلی تنوع داره و ما رو به منبع متصل میکنه و بوی خوب غذای مادر و بوی عطرهای خوش بو …. اینا حسم رو بهتر میکنه…?

    حس لامسه: اینم یه ورودی خوب میتونه باشه? لمس کردن برگ گل و درختان و بغل کردن کسی که دوستش داریم و دست دادن گرم و پر از محبت و انرژی خوب دادن به دیگران….

    حس چشایی: شاید قبلا نمیدونستم اما الان خوووووب میدونم این حس چقدر در حس خوب من تاثیر داره????غذا و نوشیدنی که من میخورم روی سلامتی من تاثیر مستقیم داره پس انتخابم میتونه حس من رو بهتر از قبل کنه، نمیگم که هر چی که میخوام بخورم به فکر خوب یا بدشم، نه! ولی ناخوداگاه تا حد زیادی انتخابم غذاهای سالم و تازه هست و بیشتر به جسمم و سلامتیش اهمیت میدم… ذهن سالم در بدن سالم

    پس من ورودیهای ذهنم رو اینجوری کنترل میکنم اماااا باید یه کارهای دیگه هم انجام داد تا این ورودیهای خوب ماندگار بشه اونم نیروی معجزه آسای سپاسگزااااااریه???????? و ایمان داشتن به نیروی بی همتای خداوند یکتا که همییییییشه بهترین رو برای من و برای شما میخواد … میدونم که همه چی عالی میشه… مررررسی که نظر من رو خوندی دوست خوووبم نمیدونی چقدر خوشحالم که توی دنیای مجازی همچین جایی هست که افکار عاااالی نظراتشون رو بنویسن و باعث دلگرمی منه که هستید و هستم

    ????امیدوارم همیییییشه موفق تررررر و شاد تررررر و ثروتمندتررررر باشید????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 70 رای:
  10. -
    صادق گفته:
    مدت عضویت: 3526 روز

    بنام خداوند خالق تمامی زیبایی ها

    سلام استاد عزیزم و دوستان گلم

    همان طور که گفته شد کنترل ورودی ها بسیار مهم است چرا که این ورودی ها هستند که با تکرار باورهای مارا میسازند و این باورهای ما هستند که زندگی مارا میسازند

    کنترل ورودی ها یعنی توجه به خواسته ها و دوری از ناخواسته ها البته به نظر من اگر ما اگر سعی کنیم به خواسته ها توجه کنیم و ورودی های مناسب با خواسته ها را بدهم ناخواسته ها خییلی خیلی کم میشوند ولی به هر حال باید از ناخواسته هم اعراض کرد

    من خودم فردی هستم که از روش های توجه به خواسته ها بیشتر تجسم کردن را دوست دارم و از آن استفاده میکنم و این کار تبدیل به یکی از بهترین تفریحات زندگی ام شده و با تجسماتم زندگی میکنم طوری که اگر تنها دوروز پشت سر هم تجسم نکنم احساس میکنم چیزی را گم کردم

    من روزها و ساعت ها از دوسال پیش تجسم لحظه رسیدن به هدفم را داشتم که صحبت در یک سمینار بزرگ،طوری که من یک رئیس شرکت هستم و دارم محصولی رو برای دیگران معرفی میکنم مثل استیو جابر و روز بروز این تجسم من واضح تر شد طوری که الان من در ذهنم یک شرکت دارم محصول معرفی میکنم و …

    حالا تجربیاتی که تقریبا از تابستان امسال وارد زندگی ام شده که بسیار بسیار هم سنگ با فرکانس های من هستند عبارت اند از اینکه من با فردی آشنا شدم که در حوزه تندخوانی فعالیت دارد این فرد یکی از بهترین هاست که من به طور کاملا اتفاقی در تلگرام با ایشون آشنا شدم اول از آموزش های مجازی شروع کردیم و الانم تقریبا بعد یک ماه قراره یک سمینار برگزار کنیم که در این حوزه هستش و باور کنید الان توی ذهنم احساس میکنم به تبدیل به همون مدیر شرکت شدم و قدم ها یکی یکی به من داره گفته میشه

    اولین قدم:خودم رو با سمینار ها قوی کنم تا بتونم محصولاتم رو معرفی کنم و سرمایه اولیه جور کنم و مطمئنم قدم های بعدی هم به همین شکل به من گفته میشن

    خدایا شکرت این تجربه من بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای: