اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
عجب فایلی بود و عجب آگاهی هایی داشت.با اینکه من سایت رو از روزی که عضو شدم تا الان زیر و رو کردم اما یکسری فایل ها رو توی فرکانسشون نبودم و ندیدم اصلا و این فایل یکی از اون فایل ها بود و یا شایدم دیدم و با فرکانس الانم چیزهایی میشنوم که قبلا اصلا در مدار آگاهی هاش نبودم.
اولین چیزی که توی این فایل نظرم و جلب کرد و تحسین کردم و همیشه تحسین میکنم و از دیدنش لذت میبرم محیط پرادایس هست.تحسینتون میکنم استاد چون هربار که این صحنه ها رو میبینم ایمانم نسبت به صحبت های شما بیشتر میشه و با قدرت بیشتری ادامه میدم.
و چقدر به موقع من این فایل رو دیدم.چند روزی بود که ذهنم یمقدار درگیر روابط عاطفی بود و کنترلش برام سخت شده بود.چون نمیدونستم هدایت رو تشخیص بدم و نمیدونستم باید چیکار کنم.بخاطر همین گفتم تا آروم نشم نباید کاری کنم و این رو از 12 قدم یاد گرفتم که در شرایطی که فرکانس خوبی ندارم هیچ تصمیمی نگیرم که حاصلش میشه فرکانس مخرب تر.
وقتی این فایل رو دیدم متوجه شدم که چقققققدر توی روابطم باورهام تغییر کرده و اصلا هیچ شباهتی به 4 سال قبل تدارم اصلا.شخصیتی بشدت وابسته،نگران و هرچی که میشه گفت رو من داشتم.من دقیقا فردی بودم که گوشی رو چک میکردم با این ذهنیت که باید حواسم به همه چیز باشه و یا اینکه تا پشت خط میموندم ترس و عصبانیت تمام وجودم رو میگرفت.اما الان واقعا خندم میگیره از این رفتارها . اما الان میتونم بگم در نقطه خوبی از عدم وابستگی هستم.این چیزی که میخوام بگم رو چند شب پیش با دوستام هم مطرح کردم: من اصلا دلم برای کسی تنگ نمیشه.و نمیدونم این خوبه یا بد.یعنی حتی مادرم که بینهایت دوسشون دارم و تک تک اعضای خانوادم رو اگر سالها نبینم(که الان نزدیک به 4 سال هست که ندیدم) اصلا عین خیالمم نیست.یعنی واژه دلتنگی رو نمیفهمم یعنی چی وقتی یکی میگه دلم برای فلانی تنگ شده،من درک نمیکنم که یعنی چی! نمیدونم این از کجا میاد و آیا این خصلت خوب هست یا نه.ولی هرچی که هست خییییلی توی بحث مهاجرت بهم کمک کرده.چون یکی از مسائلی که افرادیکه مهاجرت میکنن بهش برمیخورن اینه که بعد از یکسال بشدت بهشون فشار میاد و نمیتونن این فشار رو تحمل کنن و زندگیشون بسختی پیش میره.اما خداروشکر برای من اینطور نبوده و تقریبا هر روزش فقط لذت بوده و پیشرفت بلطف خدا.
در هر حال این فایل برام خیلی سنگین بود و نیاز دارم باز هم ببینمش با تمرکز بیشتر چون هر جمله که استاد میگفتن ، فکرم میرفت توی چند سال قبل و رفتارهام رو یادم میومد.
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم این فایل دقیقا جواب مسائل زندگی من را داد در مورد روابط که اگر ما روی خودمان کار کنیم وخداوند را باور کنیم وقوانین خداوند را درک کنیم افراد هم فرکانس با ما میآید فقط ما باید روی اعتماد به نفس وارزش لیاقت خودمان کار کنیم وبقیه کارها را خداوند انجام میدهد همان طور که در قرآن آمده که زنان پاک برای مردان پاک ومردان پاک برای مردان پاک آفریده است
وقتی که ما تعقیر واقعی را در خودمان انجام بدهیم وبه خداوند بسپاریم ورها باشیم افراد مناسب با فرکانس ما میآید نیازی نیست که افراد اطراف خودمان را تعقیر دهیم ویا به زور آنها را نگه داریم
توکل یعنی اینکه که نگران کسی نبودن رها بودند
هر کسی برای خودش خدایی دارد با نگران شدن
فقط ناراحتی ونگرانی زیادتر میشود
وقتی ما روی خودمان کار کنیم هدایت می شویم به سمت آدم هایی که درست هستند قرار نیست که ما اون آدم ها را تعقیر دهیم خودم را تعقیر می دهم واون آدمی که این ویژگی ها را دارد به سمت من هدایت می شود خداوند کار خودش را به بهترین شکل انجام میدهد
یک آدم قوی ومتوکل که باشیم به یک آدم قوی ومتوکل هدایت میشویم نه اینکه بخواهیم اون آدم را تعقیر بدهیم
وقتی ما به خداوند توکل کنیم دیگه نباید نگران باشیم توکل یعنی اینکه خداوند هواسش به همه چیز هست ونگرانی یعنی خداوند وجود ندارد وهمیشه نگران دیگران بودند
ما باید هر روز به فکر پیشرفت شخصیتی خودمان باشیم وعمل کنیم به این آگاهی ها لازم نیست که مظلوم باشیم ویا قربانی باشیم
بهترین رابطه این است که سرشار از آزادی وآرامش
ولذت باشد تا وقتی که کنار هم باشیم از همدیگر لذت ببریم و وقتی که کنار هم نیستیم باز هم لذت ببریم از خودمان
ما نباید تورابطه ماسک بزنیم هر شخصیتی که داریم همان باشیم اون آدمی که همچین ویژگی دارد به سمت ما میآید قرار نیست که همه ما مثل هم باشیم
زندگی یک فرصت کوتاه است که ما باید نهایت لذت را از آن ببریم
قانون جهان هستی است که وقتی که ما روی باورها وشخصیت خودمان کار کنیم آدم مناسب با ما در زندگی ما میآید اجازه بدهیم که جهان کار خودش را انجام بدهد مثل کسی نباشیم که یک زمین کویری دارند و میخواهد گندم بکارد این کار را به خداوند میسپارد و میگوید که من میخواهم
گندم بکارم و خداوند هم هدایتش میکند به زمینی که قابل کشت است روی لیاقت و باورهای
خودمان کار کنیم وبرای خودمان زندگی کنیم و متوکل باشیم خداوند هم کار خودش را انجام میدهد
من به یه تضاد برخوردم میدونم خودتون پاسخ نمیدید اما دوست دارم اعضای خانوادم کمکم کنن،
شما درمورد وابسته نبودن صحبت کردید و باور به اینکه خداوند همه کارها رو انجام میده،
اما توی این سایت مدام میگید کتاب موفقیت نخونید سراغ بقیه اساتید نرید از همین محصولات استفاده کنید و باورهایی رو در ما ایجاد یکنید که حاصلش وابسته شدن به این سایت و شماست که این با قانون مغایره،آیا جملات مشابه این که قانون مشخصه و من بلدم و سراغ دیگران نرید چون وارد حاشیه میشید،این ایجاد وابستگی و مرید جمع کردن نیست برای خرید محصول؟؟ من اگه این باور رو ایجاد کنم درونم که خداوند به هزاران طریق منو هدایت میکنه و وابسته به هیچ استاد یا کتابی نشم و قلبم رو باز بذار برای دریافت هدایت آیا این بیشتر موحد گونه رفتار کردن نیست ؟؟ رسالت با بیزینس فرق میکنه وقتی شما میگید رسالت من ترویج توحیده آیا کلماتی از این دست و وابسته کردن ما به خودتون بصورت ایجاد باور،خبر از رسالت توحید میده یا قاطی شدنش با بیزینس؟ من به اختیار خودم میام و محصولات رو میخرم و کار میکنم و نتیجه هم میگیرم، اما تناقض های این شکلی منو به فکر وامیداره!!!کمک میخوام از شما
به نظرم کتابی مثل قرآن که واقعا کسی نتونسته مثلش رو بیاره و بسیار معجزات عملی داره. از جمله آیهای که میگه:
آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؛ و هر چیز زندهای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمیآورند؟! الأنبیا ۳۰
که این آیه به (بیگ بنگ) اشاره داره، و کسی مثل مولانا که بسیار از این کتاب حرف زده و باز هم اشعاری مثل اشعارش نیومده، در خور وقت گذاشتن و بررسی کردن هستن. به علم خاصی هم نیاز ندارن و همه میتونن یاد بگیرن.
به هرحال کلا اعتقاد من به چیزی هست که قرآن میگه:
به سخن گوش فرا مىدهند و بهترین آن را پیروى مى کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان (الزمر ۱۸)
سلام استاد جان اگه میشه این دوره رو به روزرسانیش کنید چون میخوام بخرمش و بروز رسانیشو گوش کنم.راستی خودتونم قولشو تو فایل بهمون دادید. دوستون داررررررم.
سید جان عزیزم سلام ، حدود یک ماه است که از حضور در سایت به دلیل شرایط جدیدی که در آن قرار گرفتم ( عدم داشتن گوشی لمسی ) فاصله داشتم .
بله سید جان شرایطم طبق قانون دقیق جهان هستی ،بسیار آسان تغییر یافت .
این فایل برای من بسیار بسیار مفید بوده است و از این هدیه ات بسیار ممنونم .
ماجرای این شرایط جدیدم ، از سال۹۵ که در یک خوابی تکان دهنده ، نسبت به آن آگاه شدم . در آن سالها در شرایط تنهایی زیبایی که داشتم در یک شب خواب دیدم که من و همسرم در پوشش لباس عروس ، در یک حیاطی که پشت سر ما مردمی بودند که در مورد زندگی ما صحبت و قضاوت می نمایند ، قرار داریم و با تقاضای همسرم در آن خواب که اعلام می نمود ، چشمانم درد می نماید ، در چشمانش قطره میریختم و در آن خواب میدیدم که چهره ی همسرم خیلی نازیبا است و پیش خودم در آن خواب میگفتم چرا چهره او اینجور نازیباست !!!؟؟؟
در آن سالها غرق در جلسات توحیدی ، خودشناسی ، خداشناسی و استفاده از تجربه گران مرگ تقریبی بودم که بسیار برای من مفید بوده است .
در ادامه آن خواب دیدم بسیار بسیار بیسروصدا از همسرم فاصله گرفتم و به بالاترین طبقه ی یک ساختمان رفتم و در آنجا هم مشغول جستجو و کنجکاوی های خودم بودم و در حین آن کنجکاوی ها با صدای جیغ بسیار بالایی به لبه ساختمان آمدم و همسرم را که در لباس عروس بود ، غرق در شعله ی آتش در حال دویدن در آن حیاط دیدم که با دیدن آن صحنه از ترس بیدار شدم و خوابیدن برایم غیر ممکن گردید .
این خواب را فقط و فقط برای همسرم و فرد دیگر که مباحث معرفتی را از ایشان می آموختم در میان گذاشتم ، که در مورد تعبیر آن سوالاتی در خودم داشتم .
پیش خودم می گفتم در مورد رفتن من از پیش همسر ، آیا منظور فوت شدن از این دنیا است ؟! که من این احتمال را می دادم .
ولی در این یک سال آشنایی با قوانین جهان هستی و سعی در عمل نمودن به آن ، متوجه تعبیر این خواب شدم و آن تغییر در روابطم بوده است .
روابط من با همسرم ، با عشق و آرامش بسیار فاصله داشته و زمانی که با قانون جهان و مباحث آن در قرآن آشنا شدم متوجه این روابط ، که به هیچ وجه من قادر به تغییر همسرم نمی باشم و قادر به کمک او نمی باشم
زمانی که همسرم متوجه تغییرات در جهان بینی من در خیل زیادی از مسائل ( مرگ ، تربیت فرزند ، نحوه روابط عاطفی ، صلات ، مراسمات محرم ، حق من در ارتباط با خانواده ام ، حق من در ارتباط انسانی با خانمهای دیگر ، نگاهم به حجاب اجباری ، حق الناس و….. ) گردید و با واکنش های بسیار تند و بیان توهین های رکیک به من در فواصل مختلف واکنش نشان می داد که کاملا متوجه تعبیر آن خواب گردیدم و خداوند به من در آن شرایط الهام می نمود که صبر را پیشه نمایم و با واکنش های مناسب سوار بر این موج ها نشوم .
در ادامه ی این فرایند ، خودش ، بله خودش درخواست پایان زندگی زناشویی را از من نمود که بسیار بسیار برای من تعجب آور بود و آن هم از طرف کسی که در فضای ترس آسمان به لرزه در می آید!!!!!؟؟؟؟؟ و حتی من در فواصل زمانی مختلف اعلام مینمودم که این دلیل مناسبی برای این تصمیمت نمی باشد .
خلاصه اینکه با هدایت الله خداوند تعالی ، کار ما در یک زمان بسیار بسیار معجزه ایی ، ظرف یک هفته از تاریخ دادخواست تا صدور حکم قطعی ، پایان یافت که بعدها همسر سابقم پیش دوستم اعلام نمود ، من نمی دانم که او چطور این کار را در این زمان کوتاه انجام داده است ؟؟!!!
زیرا همسرم گمان مینماید که به دلیل اطلاعات و تحصیلات حقوقی من ، نتیجه این گونه رقم خورد ، که من میدانم و شما هم می دانید که این بجز پاداش خداوند به صبر من نبوده است
من با خداحافظی رسمی از همسر سابقم ، و پذیرش حضور فرزندم با رضایت خودش پیشنهاد مادرش و هدیه دادن تمام وسایل زندگی ( خانه وخودرو ) به او بسیار بسیار به نحو بسیار نیک از هم خداحافظی نمودیم به نحوی که تا آخرین لحظه ی خداحافظی هر کاری که از دستم برمیآمد برای او انجام دادم و حتی بعد از خداحافظی از هم نیز تماس های انسانی را با یکدبگر داریم .
سید جان من در زندگی مهاجرتی بوده و هستم که بعد از خداحافظی از همسر سابقم ، از یزد به صورت توحیدی به تهران مهاجرت نمودم که در ابتدا در خانه ی معلم و سپس به خوابگاه هدایت شدم .
در مورد کار نیز با انگیزه ی فعالیت در امور مهاجرتی به جستجو در آن پرداختم که با هدایت خداوند به کار املاک در منطقه ی ۱ و ۳ هدایت شدم و سعی نمودم که مسلمان باشم و در حال حاضر رقم های گفتگوی کاری ام ، ۱ میلیارد را با ۱ تومان ، صحبت می نمایم
سید بسیار بسیار سعی در بکارگیری بهتر قوانین در عمل ( در دوره ی ۱۲ قدم ) هستم و ایمان دارم که در همه ی زمینه ها ثروت ، روابط عاطفی ، شادی و آرامش و تمام نعمتهای زندگی اوضاع من بهتر و بهتر می شود و می دانم خداوند در تهران نیز من را به جمع بچه هایی ( مثل بچه های عباس منشی ) که خواهان زندگی طبق قانون جهان هستی می باشند ، هدایت می نماید .
امیدوارم اشتراک گذاری این تجربه ام ، برای شما خوبان زیبابین مفید بوده باشد . همگی عشقید .
سید جان معلم عزیزم ، خانم شایسته گرامی ، خانم فرهادی با انگیزه ، آقا ابرهیم خلاق و تمام بر و بچه های عضو این خانه ی زیبایی ها از خالق یکتا برای شما خوبان ، خواهان ثروت ، سلامتی ، روابط عاطفی آرامش بخش و لذت بخش ، شادی ، آرامش و تمام نعمتهای الهی را خواهان هستم .
به نام خداوند وهاب وهدایتگر
سلام به استاد گرانقدرم وهمه دوستان
عجب فایلی بود و عجب آگاهی هایی داشت.با اینکه من سایت رو از روزی که عضو شدم تا الان زیر و رو کردم اما یکسری فایل ها رو توی فرکانسشون نبودم و ندیدم اصلا و این فایل یکی از اون فایل ها بود و یا شایدم دیدم و با فرکانس الانم چیزهایی میشنوم که قبلا اصلا در مدار آگاهی هاش نبودم.
اولین چیزی که توی این فایل نظرم و جلب کرد و تحسین کردم و همیشه تحسین میکنم و از دیدنش لذت میبرم محیط پرادایس هست.تحسینتون میکنم استاد چون هربار که این صحنه ها رو میبینم ایمانم نسبت به صحبت های شما بیشتر میشه و با قدرت بیشتری ادامه میدم.
و چقدر به موقع من این فایل رو دیدم.چند روزی بود که ذهنم یمقدار درگیر روابط عاطفی بود و کنترلش برام سخت شده بود.چون نمیدونستم هدایت رو تشخیص بدم و نمیدونستم باید چیکار کنم.بخاطر همین گفتم تا آروم نشم نباید کاری کنم و این رو از 12 قدم یاد گرفتم که در شرایطی که فرکانس خوبی ندارم هیچ تصمیمی نگیرم که حاصلش میشه فرکانس مخرب تر.
وقتی این فایل رو دیدم متوجه شدم که چقققققدر توی روابطم باورهام تغییر کرده و اصلا هیچ شباهتی به 4 سال قبل تدارم اصلا.شخصیتی بشدت وابسته،نگران و هرچی که میشه گفت رو من داشتم.من دقیقا فردی بودم که گوشی رو چک میکردم با این ذهنیت که باید حواسم به همه چیز باشه و یا اینکه تا پشت خط میموندم ترس و عصبانیت تمام وجودم رو میگرفت.اما الان واقعا خندم میگیره از این رفتارها . اما الان میتونم بگم در نقطه خوبی از عدم وابستگی هستم.این چیزی که میخوام بگم رو چند شب پیش با دوستام هم مطرح کردم: من اصلا دلم برای کسی تنگ نمیشه.و نمیدونم این خوبه یا بد.یعنی حتی مادرم که بینهایت دوسشون دارم و تک تک اعضای خانوادم رو اگر سالها نبینم(که الان نزدیک به 4 سال هست که ندیدم) اصلا عین خیالمم نیست.یعنی واژه دلتنگی رو نمیفهمم یعنی چی وقتی یکی میگه دلم برای فلانی تنگ شده،من درک نمیکنم که یعنی چی! نمیدونم این از کجا میاد و آیا این خصلت خوب هست یا نه.ولی هرچی که هست خییییلی توی بحث مهاجرت بهم کمک کرده.چون یکی از مسائلی که افرادیکه مهاجرت میکنن بهش برمیخورن اینه که بعد از یکسال بشدت بهشون فشار میاد و نمیتونن این فشار رو تحمل کنن و زندگیشون بسختی پیش میره.اما خداروشکر برای من اینطور نبوده و تقریبا هر روزش فقط لذت بوده و پیشرفت بلطف خدا.
در هر حال این فایل برام خیلی سنگین بود و نیاز دارم باز هم ببینمش با تمرکز بیشتر چون هر جمله که استاد میگفتن ، فکرم میرفت توی چند سال قبل و رفتارهام رو یادم میومد.
خدایا شکرت
سپاسگزارتم استاد عزیزم
شاد و خوشبخت باشید
سلام وقت بخیر فقط بگم بهتر ازعالی خدایا شکرت،،
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم این فایل دقیقا جواب مسائل زندگی من را داد در مورد روابط که اگر ما روی خودمان کار کنیم وخداوند را باور کنیم وقوانین خداوند را درک کنیم افراد هم فرکانس با ما میآید فقط ما باید روی اعتماد به نفس وارزش لیاقت خودمان کار کنیم وبقیه کارها را خداوند انجام میدهد همان طور که در قرآن آمده که زنان پاک برای مردان پاک ومردان پاک برای مردان پاک آفریده است
وقتی که ما تعقیر واقعی را در خودمان انجام بدهیم وبه خداوند بسپاریم ورها باشیم افراد مناسب با فرکانس ما میآید نیازی نیست که افراد اطراف خودمان را تعقیر دهیم ویا به زور آنها را نگه داریم
توکل یعنی اینکه که نگران کسی نبودن رها بودند
هر کسی برای خودش خدایی دارد با نگران شدن
فقط ناراحتی ونگرانی زیادتر میشود
وقتی ما روی خودمان کار کنیم هدایت می شویم به سمت آدم هایی که درست هستند قرار نیست که ما اون آدم ها را تعقیر دهیم خودم را تعقیر می دهم واون آدمی که این ویژگی ها را دارد به سمت من هدایت می شود خداوند کار خودش را به بهترین شکل انجام میدهد
یک آدم قوی ومتوکل که باشیم به یک آدم قوی ومتوکل هدایت میشویم نه اینکه بخواهیم اون آدم را تعقیر بدهیم
وقتی ما به خداوند توکل کنیم دیگه نباید نگران باشیم توکل یعنی اینکه خداوند هواسش به همه چیز هست ونگرانی یعنی خداوند وجود ندارد وهمیشه نگران دیگران بودند
ما باید هر روز به فکر پیشرفت شخصیتی خودمان باشیم وعمل کنیم به این آگاهی ها لازم نیست که مظلوم باشیم ویا قربانی باشیم
بهترین رابطه این است که سرشار از آزادی وآرامش
ولذت باشد تا وقتی که کنار هم باشیم از همدیگر لذت ببریم و وقتی که کنار هم نیستیم باز هم لذت ببریم از خودمان
ما نباید تورابطه ماسک بزنیم هر شخصیتی که داریم همان باشیم اون آدمی که همچین ویژگی دارد به سمت ما میآید قرار نیست که همه ما مثل هم باشیم
زندگی یک فرصت کوتاه است که ما باید نهایت لذت را از آن ببریم
قانون جهان هستی است که وقتی که ما روی باورها وشخصیت خودمان کار کنیم آدم مناسب با ما در زندگی ما میآید اجازه بدهیم که جهان کار خودش را انجام بدهد مثل کسی نباشیم که یک زمین کویری دارند و میخواهد گندم بکارد این کار را به خداوند میسپارد و میگوید که من میخواهم
گندم بکارم و خداوند هم هدایتش میکند به زمینی که قابل کشت است روی لیاقت و باورهای
خودمان کار کنیم وبرای خودمان زندگی کنیم و متوکل باشیم خداوند هم کار خودش را انجام میدهد
دمتون گرم استاد
من مشتری پرادایسم، وقتی مدارم به جایی برسه که پولشو داشته باشم میام میخرمش البته اگه فروشنده باشید
سلام استاد عزیزم
من به یه تضاد برخوردم میدونم خودتون پاسخ نمیدید اما دوست دارم اعضای خانوادم کمکم کنن،
شما درمورد وابسته نبودن صحبت کردید و باور به اینکه خداوند همه کارها رو انجام میده،
اما توی این سایت مدام میگید کتاب موفقیت نخونید سراغ بقیه اساتید نرید از همین محصولات استفاده کنید و باورهایی رو در ما ایجاد یکنید که حاصلش وابسته شدن به این سایت و شماست که این با قانون مغایره،آیا جملات مشابه این که قانون مشخصه و من بلدم و سراغ دیگران نرید چون وارد حاشیه میشید،این ایجاد وابستگی و مرید جمع کردن نیست برای خرید محصول؟؟ من اگه این باور رو ایجاد کنم درونم که خداوند به هزاران طریق منو هدایت میکنه و وابسته به هیچ استاد یا کتابی نشم و قلبم رو باز بذار برای دریافت هدایت آیا این بیشتر موحد گونه رفتار کردن نیست ؟؟ رسالت با بیزینس فرق میکنه وقتی شما میگید رسالت من ترویج توحیده آیا کلماتی از این دست و وابسته کردن ما به خودتون بصورت ایجاد باور،خبر از رسالت توحید میده یا قاطی شدنش با بیزینس؟ من به اختیار خودم میام و محصولات رو میخرم و کار میکنم و نتیجه هم میگیرم، اما تناقض های این شکلی منو به فکر وامیداره!!!کمک میخوام از شما
خواجه تو عارف بدهای نوبت دولت زدهای
کامل جان آمدهای دست به استاد مده
مولانا
سلام آقا برا من معنیش کنید من عرفان و مولانا خیلی سر در نمیارم،
ممنونم هستم که پاسخ دادید🥰
سلام خانم هاجر سلامت باشید.
به نظرم کتابی مثل قرآن که واقعا کسی نتونسته مثلش رو بیاره و بسیار معجزات عملی داره. از جمله آیهای که میگه:
آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؛ و هر چیز زندهای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمیآورند؟! الأنبیا ۳۰
که این آیه به (بیگ بنگ) اشاره داره، و کسی مثل مولانا که بسیار از این کتاب حرف زده و باز هم اشعاری مثل اشعارش نیومده، در خور وقت گذاشتن و بررسی کردن هستن. به علم خاصی هم نیاز ندارن و همه میتونن یاد بگیرن.
به هرحال کلا اعتقاد من به چیزی هست که قرآن میگه:
به سخن گوش فرا مىدهند و بهترین آن را پیروى مى کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان (الزمر ۱۸)
این رو در پست بالا که گذاشتم هم نوشتم.
براتون بهترینها رو آرزو دارم.
ممنونم از شما که پاسخ دادید،باید فکر کنم و دوباره بخونم نطرتون رو
متشکرم
سالم و شاد باشید
سلام استاد جان اگه میشه این دوره رو به روزرسانیش کنید چون میخوام بخرمش و بروز رسانیشو گوش کنم.راستی خودتونم قولشو تو فایل بهمون دادید. دوستون داررررررم.
این منظره ایی که در این تصویر است خیلی مناسب دوربین 24 ساعته زنده اینترنتی است
به اسم آن الاهه ایی که فقط و فقط دهنده است
سید جان عزیزم سلام ، حدود یک ماه است که از حضور در سایت به دلیل شرایط جدیدی که در آن قرار گرفتم ( عدم داشتن گوشی لمسی ) فاصله داشتم .
بله سید جان شرایطم طبق قانون دقیق جهان هستی ،بسیار آسان تغییر یافت .
این فایل برای من بسیار بسیار مفید بوده است و از این هدیه ات بسیار ممنونم .
ماجرای این شرایط جدیدم ، از سال۹۵ که در یک خوابی تکان دهنده ، نسبت به آن آگاه شدم . در آن سالها در شرایط تنهایی زیبایی که داشتم در یک شب خواب دیدم که من و همسرم در پوشش لباس عروس ، در یک حیاطی که پشت سر ما مردمی بودند که در مورد زندگی ما صحبت و قضاوت می نمایند ، قرار داریم و با تقاضای همسرم در آن خواب که اعلام می نمود ، چشمانم درد می نماید ، در چشمانش قطره میریختم و در آن خواب میدیدم که چهره ی همسرم خیلی نازیبا است و پیش خودم در آن خواب میگفتم چرا چهره او اینجور نازیباست !!!؟؟؟
در آن سالها غرق در جلسات توحیدی ، خودشناسی ، خداشناسی و استفاده از تجربه گران مرگ تقریبی بودم که بسیار برای من مفید بوده است .
در ادامه آن خواب دیدم بسیار بسیار بیسروصدا از همسرم فاصله گرفتم و به بالاترین طبقه ی یک ساختمان رفتم و در آنجا هم مشغول جستجو و کنجکاوی های خودم بودم و در حین آن کنجکاوی ها با صدای جیغ بسیار بالایی به لبه ساختمان آمدم و همسرم را که در لباس عروس بود ، غرق در شعله ی آتش در حال دویدن در آن حیاط دیدم که با دیدن آن صحنه از ترس بیدار شدم و خوابیدن برایم غیر ممکن گردید .
این خواب را فقط و فقط برای همسرم و فرد دیگر که مباحث معرفتی را از ایشان می آموختم در میان گذاشتم ، که در مورد تعبیر آن سوالاتی در خودم داشتم .
پیش خودم می گفتم در مورد رفتن من از پیش همسر ، آیا منظور فوت شدن از این دنیا است ؟! که من این احتمال را می دادم .
ولی در این یک سال آشنایی با قوانین جهان هستی و سعی در عمل نمودن به آن ، متوجه تعبیر این خواب شدم و آن تغییر در روابطم بوده است .
روابط من با همسرم ، با عشق و آرامش بسیار فاصله داشته و زمانی که با قانون جهان و مباحث آن در قرآن آشنا شدم متوجه این روابط ، که به هیچ وجه من قادر به تغییر همسرم نمی باشم و قادر به کمک او نمی باشم
زمانی که همسرم متوجه تغییرات در جهان بینی من در خیل زیادی از مسائل ( مرگ ، تربیت فرزند ، نحوه روابط عاطفی ، صلات ، مراسمات محرم ، حق من در ارتباط با خانواده ام ، حق من در ارتباط انسانی با خانمهای دیگر ، نگاهم به حجاب اجباری ، حق الناس و….. ) گردید و با واکنش های بسیار تند و بیان توهین های رکیک به من در فواصل مختلف واکنش نشان می داد که کاملا متوجه تعبیر آن خواب گردیدم و خداوند به من در آن شرایط الهام می نمود که صبر را پیشه نمایم و با واکنش های مناسب سوار بر این موج ها نشوم .
در ادامه ی این فرایند ، خودش ، بله خودش درخواست پایان زندگی زناشویی را از من نمود که بسیار بسیار برای من تعجب آور بود و آن هم از طرف کسی که در فضای ترس آسمان به لرزه در می آید!!!!!؟؟؟؟؟ و حتی من در فواصل زمانی مختلف اعلام مینمودم که این دلیل مناسبی برای این تصمیمت نمی باشد .
خلاصه اینکه با هدایت الله خداوند تعالی ، کار ما در یک زمان بسیار بسیار معجزه ایی ، ظرف یک هفته از تاریخ دادخواست تا صدور حکم قطعی ، پایان یافت که بعدها همسر سابقم پیش دوستم اعلام نمود ، من نمی دانم که او چطور این کار را در این زمان کوتاه انجام داده است ؟؟!!!
زیرا همسرم گمان مینماید که به دلیل اطلاعات و تحصیلات حقوقی من ، نتیجه این گونه رقم خورد ، که من میدانم و شما هم می دانید که این بجز پاداش خداوند به صبر من نبوده است
من با خداحافظی رسمی از همسر سابقم ، و پذیرش حضور فرزندم با رضایت خودش پیشنهاد مادرش و هدیه دادن تمام وسایل زندگی ( خانه وخودرو ) به او بسیار بسیار به نحو بسیار نیک از هم خداحافظی نمودیم به نحوی که تا آخرین لحظه ی خداحافظی هر کاری که از دستم برمیآمد برای او انجام دادم و حتی بعد از خداحافظی از هم نیز تماس های انسانی را با یکدبگر داریم .
سید جان من در زندگی مهاجرتی بوده و هستم که بعد از خداحافظی از همسر سابقم ، از یزد به صورت توحیدی به تهران مهاجرت نمودم که در ابتدا در خانه ی معلم و سپس به خوابگاه هدایت شدم .
در مورد کار نیز با انگیزه ی فعالیت در امور مهاجرتی به جستجو در آن پرداختم که با هدایت خداوند به کار املاک در منطقه ی ۱ و ۳ هدایت شدم و سعی نمودم که مسلمان باشم و در حال حاضر رقم های گفتگوی کاری ام ، ۱ میلیارد را با ۱ تومان ، صحبت می نمایم
سید بسیار بسیار سعی در بکارگیری بهتر قوانین در عمل ( در دوره ی ۱۲ قدم ) هستم و ایمان دارم که در همه ی زمینه ها ثروت ، روابط عاطفی ، شادی و آرامش و تمام نعمتهای زندگی اوضاع من بهتر و بهتر می شود و می دانم خداوند در تهران نیز من را به جمع بچه هایی ( مثل بچه های عباس منشی ) که خواهان زندگی طبق قانون جهان هستی می باشند ، هدایت می نماید .
امیدوارم اشتراک گذاری این تجربه ام ، برای شما خوبان زیبابین مفید بوده باشد . همگی عشقید .
سید جان معلم عزیزم ، خانم شایسته گرامی ، خانم فرهادی با انگیزه ، آقا ابرهیم خلاق و تمام بر و بچه های عضو این خانه ی زیبایی ها از خالق یکتا برای شما خوبان ، خواهان ثروت ، سلامتی ، روابط عاطفی آرامش بخش و لذت بخش ، شادی ، آرامش و تمام نعمتهای الهی را خواهان هستم .
دوستدار شما خوبان ( مهدی – یکتاپرست )
سلام استاد عزیز من نه فایل رو دیدم نه متن رو خوندم چون همسر منم سید هستن چندروزه کار خونه دارم سرم شلوغه
فقط اومدم ازصمیم قلبم عیدتون رو تبریک بگم
استاد عزیزم سید بزرگوار زندگی منو شما تغیر دادی به لطف هدایت خدای عزیزم
عید بندگیتون مبارک
اگه ما باورهامون رو درست بچینیم زندگی در تمام ابعادش زیبا میشه
وقتی من تغییر میکنم و روی خودم کار میکنه جهان هماهنگ میشه با من
اگه ما خدا رو باور کنیم و قانون رو میتونیم بهازادی مالی زمانی و مکانی و روابط عالی و سلامتی میرسیم
چقدر این فایل عالی بود
خداوند همه چیز رو هدایت میکنه بر مبنای فرکانس و تغییرات من
ممنونم