عشق واقعی از دیدگاه استاد عباس ‌منش - صفحه 43


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    484MB
    32 دقیقه
  • فایل تصویری عشق واقعی از دیدگاه استاد عباس ‌منش
    143MB
    32 دقیقه
  • فایل صوتی عشق واقعی از دیدگاه استاد عباس ‌منش
    29MB
    32 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

732 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1836 روز

    به نام خداوند وهاب وهدایتگر

    سلام به استاد گرانقدرم وهمه دوستان

    عجب فایلی بود و عجب آگاهی هایی داشت.با اینکه من سایت رو از روزی که عضو شدم تا الان زیر و رو کردم اما یکسری فایل ها رو توی فرکانسشون نبودم و ندیدم اصلا و این فایل یکی از اون فایل ها بود و یا شایدم دیدم و با فرکانس الانم چیزهایی میشنوم که قبلا اصلا در مدار آگاهی هاش نبودم.

    اولین چیزی که توی این فایل نظرم و جلب کرد و تحسین کردم و همیشه تحسین میکنم و از دیدنش لذت میبرم محیط پرادایس هست.تحسینتون میکنم استاد چون هربار که این صحنه ها رو میبینم ایمانم نسبت به صحبت های شما بیشتر میشه و با قدرت بیشتری ادامه میدم.

    و چقدر به موقع من این فایل رو دیدم.چند روزی بود که ذهنم یمقدار درگیر روابط عاطفی بود و کنترلش برام سخت شده بود.چون نمیدونستم هدایت رو تشخیص بدم و نمیدونستم باید چیکار کنم.بخاطر همین گفتم تا آروم نشم نباید کاری کنم و این رو از 12 قدم یاد گرفتم که در شرایطی که فرکانس خوبی ندارم هیچ تصمیمی نگیرم که حاصلش میشه فرکانس مخرب تر.

    وقتی این فایل رو دیدم متوجه شدم که چقققققدر توی روابطم باورهام تغییر کرده و اصلا هیچ شباهتی به 4 سال قبل تدارم اصلا.شخصیتی بشدت وابسته،نگران و هرچی که میشه گفت رو من داشتم.من دقیقا فردی بودم که گوشی رو چک میکردم با این ذهنیت که باید حواسم به همه چیز باشه و یا اینکه تا پشت خط میموندم ترس و عصبانیت تمام وجودم رو میگرفت.اما الان واقعا خندم میگیره از این رفتارها . اما الان میتونم بگم در نقطه خوبی از عدم وابستگی هستم.این چیزی که میخوام بگم رو چند شب پیش با دوستام هم مطرح کردم: من اصلا دلم برای کسی تنگ نمیشه.و نمیدونم این خوبه یا بد.یعنی حتی مادرم که بینهایت دوسشون دارم و تک تک اعضای خانوادم رو اگر سالها نبینم(که الان نزدیک به 4 سال هست که ندیدم) اصلا عین خیالمم نیست.یعنی واژه دلتنگی رو نمیفهمم یعنی چی وقتی یکی میگه دلم برای فلانی تنگ شده،من درک نمیکنم که یعنی چی! نمیدونم این از کجا میاد و آیا این خصلت خوب هست یا نه.ولی هرچی که هست خییییلی توی بحث مهاجرت بهم کمک کرده.چون یکی از مسائلی که افرادیکه مهاجرت میکنن بهش برمیخورن اینه که بعد از یکسال بشدت بهشون فشار میاد و نمیتونن این فشار رو تحمل کنن و زندگیشون بسختی پیش میره.اما خداروشکر برای من اینطور نبوده و تقریبا هر روزش فقط لذت بوده و پیشرفت بلطف خدا.

    در هر حال این فایل برام خیلی سنگین بود و نیاز دارم باز هم ببینمش با تمرکز بیشتر چون هر جمله که استاد میگفتن ، فکرم میرفت توی چند سال قبل و رفتارهام رو یادم میومد.

    خدایا شکرت

    سپاسگزارتم استاد عزیزم

    شاد و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    مریم رنجبر گفته:
    مدت عضویت: 1331 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    استاد عزیزم خانم شایسته دوستانم سلام به روی ماه همتون …

    این فایل بسیار ارزشمند وعالی نشونه ی امروز من بود ….

    استاد نمیتونم بگم چقدر ازشما سپاسگزارم

    من العان این فایلو دیدم نمی‌دونم قبلا دیدم یانه

    ولی میخوام بگم همون روزهای اول ماههای اول که داشتم روی این اگاهی ها کارمیکردم به این نکته مهم رسیدم که من انسان آزادی هستم واین آزادی حق منه هیچ کسی نمیتونه بگه من چه جوری زندگی کنم واین من هستم که دارم زندگی خودم روخلق میکنم

    کم کم که روی دوره دوازده قدم بیشتر کارکردم وپیش رفتم روی روابطم با بچهام خیلی به آرامش رسیدم

    دیگه ازاون محدودیت ها خبری نبود انگاربارسنگینی روی دوشم بود که وقتی فهمیدم خداوند مراقب ومحافظ فرزندانم هست ووقتی درک کردم خیلی راحت شدم خیلی آسوده شدم

    یاداون سوره شرح می‌افتم واقعا خدا منو ازبارسنگین شرک که فکر میکردم این من هستم که باید کاری برای بچهام انجام بدم تا خوشبخت بشن نجات داد

    این تغییر دیدگاه نه تنها منو نجات داد و منو سبک کرد بلکه پسرم ودخترم هم نجات پیدا کردن از اینهمه توجه بیش ازحدی که توی تمام کارهاشون داشتم وبیشتر شبیه دخالت کردن در حریم خصوصی اونها بود ومن اینو متوجه نبودم که چقدر بچهام دارن اذیت میشن ازکارمن

    وحتی اگر بچهام ابراز ناراحتی میکردن بابت کارهای من .درک نمی‌کردم چرا ناراحت میشن باخودم میگفتم من که مادر خوبیم به خاطر اونها دارم میگم چیکارکنن چرا پس به چشمشون نمیاد وناراحت میشن وازدستشون عصبانی میشدم و…..بقیه چیزا

    نه تنها بچهام بلکه این شده بود عادت من با همسرم با خواهرم هم همینطور بودم ….

    ولی وقتی خدا رو درک کردم وقتی فهمیدم همین جمله ی ساده که شاید هزاران بار من توزندگی تکرارش کردم بدون اینکه درکش کنم

    اینکه خدا هست کافیه این حرف، حرف خیلی بزرگیه

    خیلی من هنوزم نتونستم خیلی درکش کنم اما به اندازه آیی که دارم تلاش میکنم

    خدا کمکم می‌کنه تا بیشتر رها باشم نگران دخترم نباشم نگران پسرم نباشم بزارم زندگی کنن همون‌جوری که خودم دوست دارم

    استاد من قبلاً از اینکه جلوی همسرم بامرد دیگه آیی صحبت کنم هم روم نمیشد هم اینکه میترسیدم

    نکنه ایشون فکردیگه آیی پیش خودش بکنه

    واصلا خودم هم ازارتباط با مردهای دیگه یه ترس وحراسی داشتم …

    ولی العان من دارم توی باشگاه سانس آقایون کارمیکنم

    اولا اصلا اون مریم سابق نیستم خیلی راحتم خیلی

    اصلا احساس نمیکنم محدودیتی دارم اینجا چون زن هستم

    من حتی جلوی همسرم با اقایون دیگه شاگردم هستن حرف می زنیم شوخی میکنیم البته متعارف

    برای آموزش دادن به آقایون گاها به بدنشون دست میزنم تا حرکت‌ها رو اصلاح کنم

    ویا حتی بعضی اوقات خودم اون حرکت رو انجام میدم تا شاگردم خوب ببینه ویادبگیره

    حتی برای اینکه براشون برنامه بنویسم بدنشون رو چک میکنم بدون لباس …

    واصلا احساس بدی ندارم اصلا محدودیتی در ذهن من نیست آخ اگه همسرم ببینه ناراحت میشه فلان فکرو می‌کنه ..اصلا

    چون یادگرفتم که من آزادم من این آزادی رو دارم اون جوری زندگی کنم و رفتارکنم که دوست دارم

    این کارمنه ومن خجالت نمی‌کشم از اینکه با آقایون در ارتباط باشم وباورم اینه من مربی برتر هستم توی کارخودم بهترین خودم هستم فقط همین

    حاشیه برام مهم نیست

    ویا اینکه من دارم توی روستا زندگی میکنم خودتون میدونید چقدرذهنیت محدودی دارن درمورد کاریه خانم اونم توی باشگاه سانس آقایون تا شب خیلی وقتها خیلی تنها هستم یعنی اکثر اوقات

    العان حدود یک سال شده

    ومن شدم الگوی خانمهای دیگه

    توی کارم روابطم

    اونقدرباوردارم خدا حامی هادی وپشتیبان من خدارو شکر حدود یکسال داره میشه من اینجا کارمیکنم با کلی اعتبار وابرو خدارو شکر خدا بهم این اعتبار وابرو رو داده

    خدابهم یاددادکه چطور نگاهم رو به جنس مخالف درست کنم

    چون همه چی باورمن این روابط سالم دوستانه که من با تک تک شاگردهای آقام دارم بخاطر خداوند

    شاگردهای آقای من اونقدر منو دوست دارن بهم احترام میزارن که تاحالاچندباربهم گفتن خانم رنجبر شما هرجا رفتین بگین ماهم بیاییم

    وهمسرم اینها رو می‌دونه

    این اتفاق زیبا این آزادی وقتی افتاد که من نگاهم به خداوند تغییر کرد

    ومن این درک رو ازشما آموختم یادگرفتم استاد

    استادمن اصلا نگران حرف زدن همسرم با هیچ خانمی نیستم اصلا دیگه اون نگاه قبل رو ندارم وبه نظر من هم ایشون آزاد هستن هم من

    اما خوب ایشون البته هنوز محدودیتهای ذهنی خودشون رو دارن

    ولی چون من زاویه نگاهم تغییر کرده ایشون نسبت به من این نگاه و ندارن

    من همیشه قبلا با آقایی صحبت میکردم عذاب وجدان می‌گرفتم ولی العان اصلا این نگاه و ندارم وتازه این صحبت کردن باعث شد من بدونم توی روابطم اصلا چی می‌خوام

    من یه روز نشستم با خودم فکر کردم که من اینقدر ازروابطم ناراضی هستم با همسرم

    اصلا من از رابطه چی می‌خوام چی دوست دارم

    می‌خوام چه جور رابطه آیی رو تجربه کنم ،

    استاد واقعا جوابی برای خودم نداشتم چون اصلا نه اطرافم روابط خوب دیده بودم نه شنیده بودم و نه اصلا بلد بودم که یه رابطه خوب یعنی چی چه جوری باید باشه …..

    نه اینکه نباشن شایدم بودن من تومداردیدنشون نبودم

    بعد متوجه شدم من اصلا توی این سالهای عمرم سعی نکردم با آقایون دیگه صحبت کنم همیشه نگران حرف بقیه بودم نگران همسرم بودم نکنه فکر کنه من زن خوبی نیستم

    وفکرهای دیگه …..

    ولی برام خیلی جالبه استاد من اصلا دیگه مثل قبل فکر نمیکنم العان مدتهاست من باکلی آقا دوست شدم صحبت کردم وسعی کردم اون ویژه گی که دوست دارم تووجودشون رو پیش خودم نگه دارم

    ازخدا بخوام خدایا من این ویژه گی رو توی روابطم می‌خوام

    اصلا از اینکه ازیه اقایی خوشم آمده خجالت نمی‌کشم وخیلی خوشحالم که میتونم احساست پاک خدایی خودم رو بروز بدم

    من تواین مدت خیلی چیزها از آقایون یادگرفتم

    اصلا احساس نمیکنم فرقی با اونها دارم

    خودم رو کاملا برابر با اونها می‌دونم این چیزیه که قبلا تفکرم وباورم نبود

    همین نگاه باعث شده من خیلی راحت باشم توی روابطم با هراقایی بااعتماد به نفس بااونها صحبت کنم

    مثلا با دهیار روستا که طبقه بالای باشگاه هستن خیلی راحت صحبت میکنم اونقدر دوستانه صمیمی راحت وخودم هستم خیلی جالبه که ایشون هم بخاطر این رفتارم بامن خیلی راحتن

    چند وقت پیش دعوتم کرد برم بالا و با ایشون وچند تا کارکنان باهم پینگ پنگ و فوتبال دستی بازی کردیم خیلی خوش گذشت

    البته اینم بگم که این آقایونی که من باهاشون ارتباط دارم واقعا انسانهای درست خوبی هستن من نمی‌دونم به بقیه چه جوری هستن ولی یامن بسیار خوب باادب وبا احترام هستن اونقدری خوبه که واقعا کنارشون احساس راحتی دارم خدارو شکر

    یعنی استاد من مریم اصلا توی این موضوعات بامریم قبل قابل مقایسه نیستم اصلا

    واین آزادی رو حق خودم می‌دونم وخدااین حق رو بهم داده

    وسپاسگزارش هستم ….

    استاد این فایل خیلی عالیه وقتی میگین من اصلا نگران خانم شایسته حتی پسرم مادرم خواهرم نیستم من درک میکنم این حرف شما از سر بی‌تفاوتی یا بی مسولیتی شما نیست بلکه بخاطر ایمان شما توحیدی بودن شماست ومن شما رو خیلی تحسین میکنم

    چون منم دوست دارم سبک باشم ونگرانی درهرموردی درمورد عزیزانم رو کناربزارم وباخاطری آرام که اونها در پناه الله یکتا هستن زندگی کنم واززندگیم لذت ببرم

    استاد دختر من العان دوماهه با کارکردن روی آموزشهای شما توی دوماه اونقدر پول ساخت که تونست یه خونه اجاره کنه واون العان جدا زندگی می‌کنه ودرامد خیلی بالایی داره

    خونه خالی خودش رو پر می‌کنه با اون وسایلی که دوست داره

    ومن خیلی تحسینش میکنم

    اگر مادر قبل بودم قطعا دخترم العان این آزادی را نداشت چون من به شدت بهشون وابسته بودم ونمیزاشتم ازمن دور بشن

    ولی من العان آدم بهتری شدم با افکار بهتر

    استاد من شما رو تحسین میکنم وقتی میگین خودتون رو لایق بهترین روابط میدونیدواین احساس لیاقت رو توی تمام ابعاد زندگیتون میخواهین والعان دارین

    استاد شما واقعا الگوی مناسبی هستین ومن همیشه وجود توحیدی شماروتحسین میکنم

    خدارو شکر بابت این فایل این آگاهی ها

    وجود پربرکت شما

    خیلی دوستتون دارم عاشقتونم هستم

    در پناه الله یکتا باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      داوود ر گفته:
      مدت عضویت: 297 روز

      خانم رنجبر داری زیاده روی میکنی، حدود الهی رو زیر پا میذاری، عواقبش سنگینه. مواظب باش از این ور بوم نیوفتی. همه ما دوست داریم آزادتر و راحت‌تر باشیم دوست داریم تغییر کنیم و محدودیت ها رو کنار بزنیم اما باید به اقتضای مکان و زمان هم توجه کنیم ، امیدوارم موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    نفیسه سرمدی گفته:
    مدت عضویت: 1320 روز

    سلام به همگی

    امروز ذهنم در گیر همین موضوع روابط بود و‌همش از‌ درون یه چیزی بهم میگفت صبر کن تماس نگیر ذهنت و درگیر نکن و رها کن

    تو حین تمرین باشگاه و بعدش همش ذهنم داشت بهم فشار میاورد و من دائم به خودم میگفتم فکر نکن

    تا اینکه اومدم خونه تصمیم گرفتم تماس بگیرم

    یه نیرویی از درون بهم گفت نشانه امروزت و گوش بده بعد برو هرکاری دوست داری بکن

    اینترنت خیلی ضعیف بود باز نشد باز به خودم گفتم به یه نت دیگه وصل شو نشونه رو گوش بده

    تیتر و که دیدم واقعا بغض کردم

    چقدر خدا دوستم داره

    چقدر بهم نزدیکه

    چقدر خداوند هوای بنده هاشو داره

    بنظرم وقتی انقدر خدا حواسش به انسان هست چرا باید دنبال آدمی باشیم که حواسش به ما باشه

    وقتی پروردگاری هست که کامل کنارته چرا باید از تنهایی بخوایم سراغ بنده هاش بریم

    و با خودم همش میگم بازم معجزه

    بازم هدایت،بازم قانون جواب داد

    و این فایل و سیو کردم که بارها بارها گوشش بدم

    استاد ممنونم که دست خدای مهربون شدین تو زندگی من

    عاشقانه دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 199 روز

    بنام خدایی بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی

    روابط …من همیشه به این فکر میکردم که چه کاری بکنم تا یه آدم خوب را جذب کنم واین فایل دقیقن جواب تمام سوال های من بود من قرار نیست کاری بکنم تااونو بدست بیارم فقط باید رویی خودم کار کنم همون ویژه گی های که می‌خوام در خودم بهبود ببخشم وتوکل کنم به پروردگار خودم واون آدم مناسب را برام میاره نه اینکه من بخوام درستش کنم وقتی من نگرانم یعنی توکل واقعی ندارم خیلی ازاین فایل لذت بردم سپاس گذارم ازاستاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین

    خدایا شکرت که تورادارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    احمدرضا هودرجی گفته:
    مدت عضویت: 3922 روز

    سلام به استاد عباس منش

    سلام به خانم شایسته و همه دوستان در این سایت

    استاد همیشه میگن نباید کویر را نگه داری و بخوای توش برنج بکاری

    خواسته باید مشخص بشه و تمام کارها را به خدا بسپری و خداوند خودش بهترین و سر راست ترین راه رسیدن به خواسته را نشون میده

    این باوری که خودم دارم که من فقط باید از این شغلی که دارم به اون درآمد برسم یعنی چسبیدم به این شغل و اجازه نمیدم که خدا من را به سمت خواستم هدایت کنه

    اگه به شغلم نچسبم و فقط به خواستم توحه کنم و راه رسیدن به خواستم را به خدا بسپرم یا این شغل من را به خواستم میرسونه یا هدایت میشم به شغلی که به خواسته هام برسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 567 روز

    بنام خداوند یکتا که جز او پروردگاری نیست در جهان

    پروردگاری با قانونی ثابت وزیبا خدایا شکرت بابت قانونت

    خدایا هزاران بار شکرت که مرا هدایت کردی به این مسیر الان دارم احساحس لایق بودن با چه ادم هستم وچه نعمت بزرگی خداوند به من داده

    ومن چقدر مقاومت نشون دادم برای دریافت این اگاهی های خداوند خدایا بابت این دوتا نعمت که وارد زندگیم کردی از تو سپاس گزارم الان اگر بگم نعمت های زندگیم سپاسگزاری کنم اول بابت وجود پردوگاری که داره باعث تعغیر من میشه خدایا شکرت استاد من با تمام وجودم اقرار میکنم در برابر پروردگارم که من چقدر مقاومت نشون دادم مقابل این حرف ها چقدر بی اعتماد شدم نسبت به خودم خداوند واین انسان که قرار من با انرژی فکری اون با خداوند یکی بشم وباورهایم توحیدیم را بسازم

    خدایا هزاران بار شکرت خدایا بی نهایت از تو سپاسگزارم که این ادم تو زندگیم هست

    الان دارم قدر خودم میفهم که من لایق چه ادم هستم که تو زندگیم باشه ادمی که درمسیر درست شناخت خداوند ومسیر درست کردن باورهای خودش باشه

    الان دارم متوجه میشم چقدر ادم نامناسب را به زرو تو زندگیم نگه داشتم چقدر ادم های را که جهان از من جدا کرده بود من به خاطر وابستگی بر میگشتم دوربار اون رابطه را برقرار می کردم من باید روی خودم کار کنم من باید گوش وتمرکز م بزارم روی فرکانس استاد من باید من مثل الگوی توحیدم خودم باشم روی باورهایم کار کنم در صلح باشم با خودم والان دارم متوجه میشم چقدر ادم های بیرونی کنترل کردم وازادی را از خودم گرفتم خدایا خودت کمک کن تا در این مسیر توحیدی باورهای توحیدیم را بسازم که مهم ترین اصل در زندگیم هست کار کنم وخودم را از حاشیه ها دور کنم خدایا الان دارم متوجه مسیر زیبا خودم میشم

    خدایا من بیرنهایت عشقتم مرا به شناختی بهتری از خودت برسان که به من احساحس خوشبختی بهتری وثروت وسلامتی به صورت نامحدود از تو دریافت کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فاطمه ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1932 روز

    روز سی و نهم

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام

    اینجا می خواستم از خانم شایسته عزیز و مهربان تشکر کنم بابت دسته بندی ها و کلیدهایی که در این سایت ایجاد کردند. واقعا دست مریزاد داره.

    ممنونم مریم نازنین که اینقدر با دقت و تمرکز کامل هر فایلی را بررسی کردید و در دسته های مشخص گذاشته اید.

    امروز داشتم در کلید مهمترین رابطه ما فایلها را گوش می کردم و با خودم می گفتم با این دسته بندی های درست گویا اینها یک پکیج یا دوره خیلی عالی هستند که می تونیم از آن استفاده کنیم.

    من خودم به شخصه خیلی از این فایلهای رایگان استفاده کردم و نتیجه گرفتم.

    مدتی بود که احساس کردم که نوع رابطه ام از عشق و علاقه به وابستگی متمایل شده است و گفتم یک بار دیگر این فایلها را گوش کنم و چقدر خوب بود.

    دقیقا وقتی علاقه تو از سطح بالای دوست داشتن به وابستگی تنزل پیدا می کنه اونوقت می خوای بری دنبال کنترل کردن یا توقع داشتن از طرف مقابلت که اگر یک قدم برداشتی حتما او هم یک قدم بردارد. دیگر عشق بی قید و شرط جایش را به یک بده، بستان می دهد.

    وابستگی به دنبالش ترس از دست دادن دارد و این ترس تو را در یک نگرانی دائمی می برد. چقدر فایلها هر کدام به نوعی این مباحث را کامل می کردند.

    درسته عشق باید در زندگی وجود داشته باشد. زندگی بدون عشق و علاقه خیلی بی روح و سرد می شود اما عشقی که به دنبال چنگ زدن باشد و انسان را وابسته کند در حقیقت شکلش تغییر کرده و به جای اینکه بال و پری برای پرواز باشد زنجیری می شود که انسان را به بند می کشد.

    خدایا شکرت که سریع متوجه شدم که احساسم چگونه است و با گوش کردن دوباره این فایلها حواسم به خودم جمع شد.

    راستش گاهی ذهن انسان کمی واقعیت را برایش جوری تغییر می دهد که حواست پرت می شود. مثلا فکر می کنی اگر خیلی به طرف مقابلت توجه کنی و هی بخواهی برای هر چیزی از او مراقبت کنی یا به قول استاد بگی نگرانش هستی در واقع داری عشقت را به او ابراز می کنی.

    این باوری است که عموم مردم دارند و وقتی داری این رفتار را از خودت نشان می دهی از طرف جامعه تایید می گیری که رفتارت درسته اما نه من در یک مکتب دیگر دارم درس می گیرم.

    بله انسان محبتش را به طرف مقابلش نشان می دهد اما اینکه ته دلت بخواهی نگران شخص باشی که نکنه حالش خوب نباشه نکنه اتفاقی براش بیافته داری فکر می کنی که تو هستی که مراقب او هستی، در حالیکه او خدای خودش را دارد. همه ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم و دلیلی ندارد فکر کنم من باید مراقب کسی باشم.

    ممنونم استاد عزیزم که یادم آوردی که نگرانی معنا ندارد نه به دلیل غرور یا خودخواهی بلکه نگرانی معنا ندارد زمانی که تو یک نفری را داری که حواسش به همه هست.

    نگرانی معنا ندارد وقتی تو ایمان داری و می دانی که تو باید رابطه ات را با خداوند با باورهای درست بسازی، او خودش بقیه خواسته هایت را اجابت می کند.

    وقتی گفتید که من کسر شان می دانم که گوشی کسی را بخواهم چک کنم نکند بخواهد کار خطایی بکند یا بخواهم از او آتو داشته باشم. خدا رو شکر کردم چون من هم همیشه اینقدر برای خودم ارزش قائل بودم و مغرور بودم که احساس کوچکی کنم اگر بخواهم گوشی کسی را چک کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 575 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز شمار تحول زندگی من روز 105

    سلام به همه دوستان محترم

    من سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا را دیدم و رابطه ای که استاد با خانم شایسته را داره دیدم و چیزی برای پنهان کردن نداره

    چون خود استاد یک انسان موحد و متوکل و بدون شرکی هست و خدا هم براش یک انسان مثل خودش را سر راهش قرار داده و قانون کبوتر با کبوتر باز با باز اجرا شده ماهم اگر میخواهیم با اطرافیان خود رابطه خوب داشته باشیم اول باید خودمون را پاک کنیم و انسان سالمی باشیم تا انسانی با این صفات جذب ما بشه پس نباید توقع داشت که خودمون آدم نامناسب باشیم بعد یه آدم مناسب به طول ما بخوره نه این طور نیست و من تجربه اش را دارم و میدونم استاد چی میگه و نگران کسی بودن خودش یه نوع شرکه یعنی خدا هواسش نیست ما هواسمون هست و وقتی فکر کنی نگران بودن فایده ندارد اون چیزی که باید اتفاق بیفته میفته حالا نگران باشی یا نباشی و نگرانی ترس از طرف شیطانه و آرامش و آسوده خاطر بودن از طرف خداونده که بارها در قرآن آمده

    ممنون از استاد و خانم شایسته عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    آرزو جمشیدی گفته:
    مدت عضویت: 838 روز

    سلام استاد قشنگ

    خدارا سپاس بابت هدایت چند ساله ب سایت و حال خوب زندگی و روح و جسمم

    استاد می‌دونم که باورتون میشه که چی میگم البته بعد خدا دومین دوست زندگی من هستی جالبه که باهات زندگی میکنم گوش میکنم حرف های راست و مسیر درست که از طرف خدا بهت میرسه وقتی ب این نقطه میرسم چقدر تغییر کردم خدارو شکر میکنم

    واقعا حرف های شما را قبول دارم با تغییر من سطح فرکانسم و رابطه ها و آدم ها تغییر میکنند خدایا سپاس واقعا ب این نقطه رسیدم این نگران بودن برای من یه هدایت بود که ایمان من هنوز ضعیفه نیاز ب کار کردن دارم امیدوارم دفعه بعد بیام از ایمانم بگم و تغییراتم

    همیشه سالم و شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: