«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش - صفحه 150 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/07/abasmanesh-5.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2016-09-12 09:33:282024-06-08 22:16:13«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندششاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
سلام من امروز چقدر قشنگ جوابمو از خدا گرفتم آره باید به خدا اعتماد کرد ولی ترس ها رو چیکار کنیم حجوم افکار بد اینا قابل کنترل نیستم من فقط میدونم باید ذکر هواپونوپوپو بگم؟
به نام خدایی که ما رو از هیچ آفرید و سخن بر زبان ما نهاد و ما را به واسطه علم و دانش بر دیگر موجودات زنده برتری داد
این فایل بسیار عالی بود واقعا کی میتونه فرزندش رو سر ببره به جز حضرت ابراهیم که اینقدر ایمان و یقین به خدا داشت که می دونست هیچ امر خدا بی دلیل نمیتونه باشه و با ایمان و یقینی راسخ و بی نظیر اقدام کرد
هرگاه به خدا اعتماد کردیم بهترین نتیجه رو گرفتیم و هرگاه با تکیه بر توانایی خودمون با غرور کاری انجام دادیم نتیجه ای عکس حاصل شد
خدایا به من و همه همسفرانم ایمان و یقینی ابراهیمی عطا کن
در آخر از استاد عزیزم جناب آقای عباس منش تشکر میکنم که اینقدر زیبا و رسا و قابل فهم مطالب رو بیان میکنن
ما باید تسلیم خداوند باشیم
باید خواستمونو بهش بگیم و دیگه بقیه کارهارو بهش بسپاریم، خودش میدونه و میتونه ک باید چیکار کنه و چجور اون خواسته برآورده بشه
با هزاران هزاران دستی ک داره❤
مرسی استاد عزیز و درود فراوان بر شما از الان که گوش دادم یه حس عجیبی نسبت به دنیا پیدا کردم چقدر آدم مطیع خداوند میتونه باشع خود خدا میدونه اما ما میتونیم خودمون با تقویت اعتماد به نفس و خود باوری به درجه رفیع مطیع بودن خداوند برسانیم تشکر از استاد عباس منش
سلام به همراهان و دوستان گلم.
امروز و بعد دیدن این فایل یه حسی بهم میگه برم و تو قرآن داستان حضرت ابراهیم رو بخونم چند وقته از خودم میپرسم چطور میتونم تسلیم باشم چطور میتونم درست و غلط رو تشخیص بدم و راهمو با قدرت ادامه بدم که این فایل سرراهم قرارگرفت.
سلام ، من به این فکر میکنم که اسماعیل چگونه تربیت شده بود که بعد از بیست سال وقتی پدرش را دید حرف بدی بهش نگفت. مادرش در نبود پدرش چی بهش گفته بود؟ چه شخصیتی از پدرش براش بوجود آورده بود که اسماعیل اینچنین تسلیم بود؟
سومین روز از سفر یک ماهه را میگذرانم و همچنان در احساس گناهم سردرگمم. بهتر از قبلم اما هنوز قلبم آرام نگرفته. ایمان و توکلم رو باید زیاد کنم و از تغییر موقعیت نترسم. من میتونم انسان ارزشمندی نزد خودم و خدای خودم و بندگانش باشم.
باید به خودم زمان بدهم و عجولانه تصمیم نگیرم. کمی منعطف باشم و باور داشته باشم هنوز میتوانم خوشحالی و فارغ از خشم نشبت به خودم باشم.
۲۷ روز دیگر تا پایان سفر فرصت دارم بهترینارو برای خودم بطلبم.
سلام و ایام به کام.من با فایلهای شما خیلی آرام میشم و زندگی برام ساده تر میشه و دارم به سمت درک زیباییهای زندگی میرم .ترس داره عظمتش توی وجودم از دست میده و همه اینها رو مدیون شما هستم خانم شایسته و استاد عباس منش عزیزم
سلامم عزیزان دراین 3روزی که با روزشمار تحول زندگی همراه هستم یاد گرفتم که اول باید روی عزت نفس خودم هروزوهرلحظه کارکنم روز دوم اینکه نخواسته باشم کسی غیرازخودم راتغییر دهم وانرژیم راصرف دیگران کنم دنیای من وقتی تغییرمیکندکه من خودم تغییرکنم من بایدشخصیتم عوض شود روز (سوم) باید تسلیم باشم وهمه ی اموراتم را به خدا بسپارم شاید نتونم کامل درک کنم ولی سعی میکنم تکراروتمرین کنم تا دروجود م نفوذکند بریم برای روز چهارم به امیدخدا
تعهد امروزم که ب خودم قول دادم هیچ بهانه ای برای ب عقب انداختن اینکار نباید نداشته باشم
یعنی ی جورایی جرات اینکار و ندارم
چون میدونم اگه بخوام موفقیت و داشته باشم تو زندگی ام باید ب طور مداوم اینکار و انجام بدم
مثل برنامه ورزشی که هر روز با شوق و ذوق و با امید نتیجه انجامش میدم
خدایا خودت ایمان من و و اراده من و بیشتر و بیشتر بکن
بله همه چیز باور هست البته باور ب شرط ایمان
ب شرط اطمینان باور ابراهیم ب خداش باعث این همه اتفاقات عجیب شد
ایمان او ب خدا و نترس بودنش و قدرت ندادنش ب قدرت های اون زمان که خودشون و خدای ملت میدونستم باعث شد که بشه ابراهیم
باید از خودم بپرسم من چقدر جسارت دارم وقتی کسی و که قدرت داره و میبینم عزت نفس داشته باشم و حرفام و براحتی بزنم
کمی خوب بودم تو این قضیه البته از نظر دیگران که من اصلا مشکلی ندارم تو این موضوع
اما این امر پیش خودم واضحه
احساس خجالت و کم ارزش دیدن خودم و حس میکنم😣
اما جای کار داره .و تلاش میکنم برای داشتن عزت نفس خودم و هیچ کم و کسری ندارم .منم با تلاش میرسم .
اتفاقا اون آدمها خیلی خوشحال هستن که با من معاشرت میکنند .چون همه چیز اعتماد ب نفس کنه .نه چیز دیگه ای
ایمان ابراهیم ب انرژی که محافظ اونه باعث شده دل ب آتش بزنه و براش گلستان بشه.
همیشه فکر میکردم گلستان یعنی جنگل و گل و بلبل شده براش
اما ب لطف دریافت آگاهی از استاد جان فهمیدم که تغییر انرژی باعث شده چون خود اون آتش از خداست
منم اگه بخوام نتایجی بگیرم که هی نگاهم ب دست دیگران نباشه
هی گردنم پیش دیگران هم نباشه
هی تقاضای پول نکنم از همسرم و سر ۵۰۰تومن بیشتر هی چک و چونه نزنم باهاش اول باید تکامل و درک کنم .و بعد اینکه خدای ابراهیم و سلیمان و یوسف و موسی خدای منم هست
و من باید کارهایی که اونها انجام دادن یعنی کارهایی که مشترکا انجام دادن که اون هم توکل فقط و فقط ب رب العابدین بوده و ملکه مغز و جونم کنم.
در این صورت هست که نتایج میاد با دستان هدایتی خداوند
خدایا کمکمون کن که سر منشا همه چیز و خودت بدونیم و در برابر نجواهای ذهن خیلی آگاهانه عمل کنیم
اعتماد ب نفس زیادی در نوشتن ندارم بیشتر کلامی هستم و از قدرت کلام خودم آگاهی کامل دارم.اما مینویسم چون متعهد شدم استاد جان
پریسا شعبانی