«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)

2070 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Gol Sabry گفته:
    مدت عضویت: 736 روز

                 (به نام خداوند رحمان ورحیم)

    روز سوم از روشمار تحول زندگی من.

    روز سوم از یک قدم رفتن به جلو برای رسیدن به آرزوهام.

    فایل اعتماد ابراهیم به رب در قربانی کردن فرزندش.

    سلام به استاد عزیز وخانم شایسته مهربان ودوستان  همفرکانسی این فایل رو قبلا گوش کرده بودم اما اینبار یک موضوعات انگار جدیدی داخلش بود منم  یک پسر دارم دوساله است و واقعا دوستش دارم

    بریدن سر که بماند به جا حتی حاضر نیستم یک خارتو دستش بره چقدر حضرت ابراهیم شخص بزرگی بود وچقدر با ایمان بود من تو این فایل آموختم که ایمان به خدا حد واندازه ندارم چقدر وقتی درمورد تسلیم بودن صحبت کردیم اشک از چشمام ریخت من یکی که واقعا مشرک بودم خدا چقدر عاشق ما است چقدر عاشق من است اما من از کوچکترین چیز ها میترسیدم  از حرف مردم میترسیدم. از رفتار مردم میترسیدم از این میترسیدم که زندگی مو خراب کنن در حالی که از این موضوع آگاه نبودم که خودم خالق زندگی ام هستم ونه هیچ کس دیگر وخدا خالق من است خدا رزاق است خدا رحمان ورحیم است او ذاتی بی نهایت مهربان است او ذاتی است که اگر باورش کنم دنیایم را متحول میکند چقدر من این سالهای زندگی ام را با شدک گذراندم از پدر بترس. از برادر بترس از فامیل بترس از آشنا بترس از همه میترسیدم واونارو برای خودم بزرگ کرده بودم. خدایا من را ببخش .

    و خیلی سپاس گذارش هستم بعد از 22 سال به من مسیر درست را نشان داد واین نشانه عشقش به من هست اون عاشق من است چون من رو درمسیر درست قرار داد کسانی هستند که با همین شرک ها وبی ایمانی ها با دنیا میان واز دنیا میرن اما از قوانین با خبر نمیشن و دنیایشان را خود از بین میبرند اما من با قوانین آگاهم و این از فضل خداوند است که من را لایق این مسیر دانستم.

    از این فایل زیبا آموختم

                        ترس=شرک

    نباید بترسم از هیچ چیزی وباید تسلیم خدا باشد اگر تسلیمش باشم مطمئنن همه اتفاقات زندگی ام به خیرم خواهد بود و در دنیا وآخرت خوشبخت خواهم بود 

                 تسلیم بودن=احساس خوب

    تمام قوانین به همین ختم شده احساس خوب باید از این به بعد هیچ چیز باعث نشه من احساسمو بد کنم ویا بترسم چون از خدا دور میشم .

    اینقدر که من سر نماز وروزه پایبندی میکنم بیشتر  باید روی احساس خوب و باور به خدای بی نهایت مهربان پایبند باشم وایمانم را قوی تر کنم.

    نگران فردا نباش واز لحظه لذت ببر هر زمان ذهنت را خالی کنی زندگی لذت بخش تر میشود

    تشکر از استاد عزیز وازدوستانی که کامنتم را خواندن

    وتشکر از خدایی که من رو در مسیر هدایت قرار داد ومن رو لایق این مسیر دانست خدایا شکرت

    إِیَّاکَ نَعۡبُدُ وَإِیَّاکَ نَسۡتَعِینُ

    [پروردگارا!] فقط تو را مى پرستیم وتنها از تو یارى مى خواهیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 809 روز

    به نام خداوند مهربانی وعشق وارامش.

    سلام به استاد به مریم عزیز و به همه همسفران.

    خدایا هزاران بار شکرت برای قدم گذاشتن در این مسیر.

    روز سوم سفرنامه

    دراین سفر اموختم خودم رو لایق بدونم لایق همه خوبیها همه زیبایی ونعمتها عزت نفس داشته باشم من بنده خداوند هستم خدایی که نقصی در او راه نداره وبعد اموختم زندگی هر کس در دستان خودش هست وبه وسیله فرکانسهاش زندگیش رو می سازه هیچکس قادر نیست حتی به اندازه زره ای تاثیری در زندگی دیگران بگذاره.

    قدرت از ان خداست واو زندگی رو به دست فرکانسهای ما سپرده.

    وحالا امروز از ابراهیم می اموزم ابراهیمی که اسوه حسنه هست وبه قول استاد رفیق جون جونی خدا.

    مگه ابراهیم چیکار کرد که شد اسوه حسنه؟

    او به خدا اعتماد کرد او خدا وقدرتش رو باور کرد باور کرد خدا محافظ ونگهبانش هست هر چی الهام شد عمل کرد ونترسید چون خدارو داشت.

    زن وبچه رو در بیابان رها کرد چون خدا گفت اعتماد کرد نترسید چون می دونست اگه خودش کنار انها نیست عوضش خداوند قدرت مطلق جهان مواظبشون هست پس سپرد رها کردو رفت سر وابستگیها رو برید و خداوند هم چه خوب مراقبت کرد طوری که ابراهیم قادر نبود ابراهیم اعتماد داشت وجواب گرفت.

    بهش گفت سر بچه ات رو ببر رفت که این کار رو هم بکنه چون او به خدا اعتماد داره می دونه خداوند جز خیر براش نمی خواد پس هر چی می گه گوش می کنه ناله نمی کنه می دونه خدا بهتر از خودش می سازه.

    ابراهیم تسلیمه ابراهیم اعتماد داره هر چی خدا می گه اون می گه چشم.

    پس درس امروز توحید عملی هست اگه می گی ایمان داری پس عمل کن بده دست خدا وبرو .

    خدایا شکرت که تو رو پیدا کردم ورها کردم خداوندهای دروغین رو.

    خدایا کمکم کن در این مسیر ابراهیم گونه قدم بردارم.

    استاد ومریم عزیز سپاسگذارم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1227 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به استاد مهربان

    یکی از بهترین و مهمترین فایل هایی است که تا به اکنون از این سایت من شنیده و دیده ام

    این فایل برای من یک درس توحیدی دارد

    همیشه و همیشه اگر خدای خودم را می بینم و نام او را می برم و از او کمک می خواهم پس باید بی هیچ عذر و بهانه ای دل به او بسپارم و روند امور کارهای خودم را به دست او بسپارم

    باید و باید به او اعتماد کنم

    ایمان خودم را به او نشان بدهم و در این راه از او کمک بخواهم دیگر دل به غیر از خدای خودم نسپارم

    نشانه این نشان دادن ایمان خودم به خدای مهربان در این است که

    تسلیم او باشم

    همیشه شکرگزار او باشم

    همیشه دل به او بسپارم و از کمک بگیرم

    همیشه دنبال حال خوبی ها باشم

    همه اینها در کنار هم برای من این را در بردارد که هدایت خدای مهربان همیشه برای من به وجود خواهد آمد و من را به جلو خواهد برد

    چقدر این حال خوب برای من لذت بخش است

    چقدر این حال خوب برای من زیبا و عالی است

    نشانه تسلیم بودن آرامش است

    سپاس از خدای ممکن ها

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    رویا محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 1161 روز

    سلام استاد نازنینم؟

    این فایل مناسب همین امروزم بود و خدا درس بزرگی بهم داد

    چقدر میتونم مثل ابراهیم باشم؟ من حتی میتونم یک هزارم مثل اون عمل کنم؟ امروز فهمیدم هنوز نتونستم

    امروز رفته بودم ارایشگاه و دوقلوهام خونه پیش باباشون بودن از اول اینکه رفتم مدام استرس و دلشوره بچهارو داشتم همش احساسم بد بود که بچهارو تنها گذاشتم رفتم به خودم برسم احساس گناه داشتم که بچهام خونه موندن شوهرم خونه مونده و همش میخواستم زودتر تموم بشه و من بیام خونه

    چقدر باورهای اشتباه دارم که امروز فهمیدم

    باور دارم زن و مادر خوب کسیه که اصلا به فکر خودش نباشه و تمام و کمال در اختیار بچه و همسر باشه

    باور دارم مادر خوب مادریه که همش بچسبه به بچهاش و ثانیه ای تنهاشون نزاره

    باور دارم مادر خوب فقط باید به فکر شوهر و بچه باشه و به خودش اهمیت نده

    باور دارم مادری که به فکر خودشه و مطابق میل بچه و شوهر رفتار نمیکنه مادر خوبی نیست

    جالبه همین باورو نسبت به مادر خودمم دارم

    من باورهای جاهلانه زیادی دارم بعضی باورام در حد پیرزنهای عهد بوقی تو روستاهاس انگار نه انگار من یه زن مدرن دهه هفتادی ام و هنوز سی سالمم نیست

    خدایاشکرت که فهمیدم و حالا از دوستان میخوام بپرسم چطور این باورهارو تغییر بدم؟ چطوری روشون کار کنم ممنون میشم دوستان گلم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      اقلیما احسانی گفته:
      مدت عضویت: 1587 روز

      سلام دوست خوبم .

      به نظرم در قدم اول خوشحال باشید که باا خودتون صادق هستین و تونستین باورهای اشتباهتون رو تغیر بدین . چیزی که موقع پرسیدن سوالتون درونم بهم گفت این بود که خودتون رو دوست داشته باشین و برای خودتون ارزش قایل بشین .وقتی حس دوست داشتن خودتون تو وجودتون قوی تر بشه احساس گناه کمتری نسبت به کارهایی که برای خودتون انجام میدین دارین . اگر فرزند و همسر شما حق زندگی دارین . شما هم حق زندگی دارین .

      شاد و سلامت باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    حجت نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 463 روز

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است ومهربانیش همیشگیست

    سلام خدمت استاد عزیزم وخانم شایسته عزیز

    وسلام به هم فرکانسی های عزیز دلم

    خیلی خوشحالم که در کنار استاد وخانم شایسته و بچه های هم فرکانسی هستم

    حقیقتا من یک سال نیم هست که با استاد آشنا شدم اصلا آشنا شدن من هم خودش یک معجزه بود ما از شهرستان بلند شدیم با همسر عزیزم رفتیم تهران برای کار بعد اونجا من به شکل معجره آسایی با استاد آشنا شدم یک بنده خدایی یک فایل تو روبیکا به من داد گفت گوش کن

    منم گوش کردم واز همون جا بود که تویی ذهنم جرقه خورد که این مسیر رو دنبال کنم

    خدارو صدهزار مرتبه شکر که توی این مسیر هستم و دارم رشد میکنم

    من تا الان نتوانستم محصولی تهیه کنم از سایت فقط همین فایل های دانلودی رو دارم گوش میدم و خیلی نتیجه گرفتم

    من کار ساده ساختمان بودم درآمدم 9تومان تا 12تومان بود که از موقعی که با استاد عزیزم آشنا شدم درآمدم 10برار شده به مسیر بهتری هدایت شدم کار خودمو دارم و خدارو صدهزار مرتبه شکر

    واما روز شمار تحول زندگی

    من الان دو شبه میخوام رد پایم رو بزارم نمی‌دونم چرا نمیگذاشتم ولی الان که استاد از تسلیم بودن حضرت ابراهیم صحبت کرد منم گفتم بزار رد پای بزارم

    همون جوری که استاد عزیز فرمودند خداوند در قرآن ابراهیم رو اینجور توصیف می‌کنه که میگه (پیرو آین ابراهیم باش که او موحد بود و مشرک نبود ) ماهم باید ابراهیم گونه عمل کنیم ابراهیم پر تمام آزمایش های پروردگار پیروز شد

    از خداوند درخواست دارم که در مسیری که داریم میریم مارو به لطف خودش ثابت قدم نگهداری ومارو در تمام مشکلات پیروز کنه

    فقط خواستم رد پاهی از خودم گذاشته باشم که بعد که دوباره رد پایم رو میبینم به خودم یادآوری کنم بگم حجت اون روز این بوده رد پایت الان ببین چقدر رشد کردی (خدایا بخاطر سلامتی که دارم که میتوانم بنویسم و ببینم ازت خیلی ممنون وسپاسگزارم و بابت حضورت در زندگیم که موجب عشق و آرامش و برکت و ثروت شده است

    و بابت حضور استاد عزیزم وخانم مریم شایسته عزیز که این همه آگاهی هارو به ما یاد میدم )

    در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید خدا یار و نگهدار شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    پريسا كريمي گفته:
    مدت عضویت: 2684 روز

    سلام ب استاد عزیز و خانوم شایسته و همه ی هم سفران

    چ حسه قشنگیه وقتی ک خودت رو تسلیم خداوند کنی،ایمان داشته باشی ک خودش از پس همه ی کارها بر میاد و تو لازم نیست کاری انجام بدی فقط ایمان داشته باش،،حس خیلی خوبیه وقتی ک توقعت رو از ادمها ب صفر میرسونی و انتظار از کسی نداری چون میدونی ک خدا ب درخواست تو جواب میده..

    ما باید ایمانمون رو نسبت ب خداوند قوی کنیم’روی ترس هامون پا بزاریم و قدم اول رو با توکل ب خودش و ایمانی محکم برداریم،اون موقعس ک میبینیم چطور شرایط و اتفاقات داره ب نفع ما پیش میره!!

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم

    استاد عزیزم ممنون از فایل ها و اگاهی هایی ک در اختیار ما قرار میدید?

    امیدوارم ک درپناه خدا شاد،سالم،و ثروتمند باشید?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سیده نرگس پور محمد گفته:
    مدت عضویت: 2495 روز

    خدا رو سپاس میگم بخاطر این آگاهی هایی که با شنیدن فایلهای زیبای استاد داره به صورت آرام و تکاملی مسیر زندگی من رو عوض میکنه.چند روزه که با سفرنامه استاد عزیز همراه شدم و خیلی با ذوق و شوق هر روز یکی از روزای این سفرنامه رو دنبال میکنم و کلی انرژی میگیرم و حالم خوب میشه و خدارو سپاس گذاری میکنم که منو با این خانواده بزرگ آشنا کرد. من الان در یک شرایط مالی تقریبا متوسط رو به پایین هستم و خیلی زندگی راحتی ندارم (از لحاظ مالی)،تا همین یکسال پیش فکر میکردم یه کسی باید بیاد و بهم کمک کنه تا زندگی من بهتر بشه،از همه دور و اطرافیانم انتظار داشتم بیان و دستم رو بگیرن،همیشه شوهرم رو باعث این وضعیت میدونستم که اون نتونسته زندگی خوبی برامون فراهم کنه یا اینکه مینداختم گردن دولت که مقصر دولت ماست که من اینجور بدبختم یا مقصر کارفرمای شوهرمه که ما نتونستیم پیشرفت کنیم وووخیلی باورهای اشتباه دیگه، البته با توجه به افکار غلطی که جامعه به خورد ما داد فکر میکردم که من زن هستم و فقط باید کار خونه ابدم. بدم و وظیفه من کار بیرون و کسب درآمد نیست.بخاطر همین همیشه نگاهم به جیب شوهرم بود و خلاصه بگم که خودم رواصلا باور نداشتم تا اینکه با این سایت و استاد عزیزم آقای عباسمنش آشنا شدم و این شد تا من به کل بشم یه آدم دیگه،،پاشم روی پاهام بایستم و بگم من میتونم و الان به لطف خدای مهربان و البته آموزه های استاد عزیزم در کنار همسرم دارم کار میکنم واسه پرسنل یه شرکت غذا تهیه میکنم و کلی هم راضی هستن از غذاهام و حتی چند بار که خواستم دیگه براشون کار نکنم با کلی اصرار منو راضی کردن که دوباره ادامه بدم و در کنارش کارای دیگه هم انجام میدم و حالا یواش یواش زندگیم داره نسبت به قبل بهتر میشه البته تا رسیدن به یه زندگی خوب و عالی هنوز خیلی راه دارم که باید برم که به یاری حق میدونم و باور دارم که همه چیز درست میشه و باور دارم که خدا همیشه هوامو داره و یه لحظه منو تنها نمیزاره.خیلی دلم میخواد از محصولات استاد خریداری کنم اما فعلا برام مقدور نیست و از خدا میخوام که کمکم کنه بتونم یروز اینکارو انجام بدم.برای همگی شما آرزوی سلامتی و آرامش و ثروت فراوان میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      فریبا ترابی گفته:
      مدت عضویت: 3159 روز

      نرگس مهربانم سلام

      خیلی خوشحالم که وارد این مسیر شده اید همان طور که در کتاب اثر مرکب نوشته دارن هاردی اومده ، همه ی ما انسانها فقط با تکرار کردن که می تونیم پیشرفت کنیم ، دارن هاردی گفته : تو از همه قوی تری ، چون آموزه های خودتون را تکرار می کنی حتی از کسانی که در این زمینه استعداد ذاتی دارند

      تمرین ها اوایل خیلی کند و آهسته جلو می روند به طوری که شخص میگه: من این همه دارم تمرین می کنم چرا نتیجه کمی می گیرم. شاید اوایل در ازای 100 درصد تکرار و تمرین فقط 10 درصد جواب بگیری اینجاست که انسانها پا پس میکشند و تکرار را کنار می گذارند و ناامید میشوند ولی کسی پیروز است که به تمرین ها ادامه دهد بعد از حدود 1 سال نتایج بیشتر می شود و بعد از 2 سال به حالت تصاعدی می رسه. چرا؟ چون شما تغییر کردید شما انسان گذشته نیستید شعور شما ، شخصیت شما همه ی این ها به خاطر تمرین و تکرار دستخوش تغییر شد و به فرکانس ثابت رسیده اید.

      این را بدانید از لحظه ای که به دنیا آمده اید خداوند برای شما پول، سلامتی ، ثروت، آرامش را مقدر کرده است این نعمت ها در سرنوشت شما ثبت شده است فقط باید باور کنید.

      در پناه خداوند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    الف قلعه گفته:
    مدت عضویت: 2876 روز

    سلام دوستان

    من ی بتی درذهنم داشتم که خداوند 12 سال پیش اونو شکست واون همسرم بود من 15 سال اونو عاشقانه می پرستیدم

    حالا می بینم خدای من اراده کرده بود من به جز خودش کس دیگه ای رانپرستم ما الان روابط احساسی خیلی خوبی داریم ولی من سرسوزنی توکلم رابه کسی غیر ازخدای خودم نمی دهم

    ماباید همه بت های درونی وبیرونی خودمون بشکنیم

    بت بیرونی شامل اعتماد به شغل -اعتماد به همسر وفرزندان – اعتماد به دوست و آشنا وپارتی – اعتماد به سرمایه وثروت و…..

    بت درونی شامل اعتماد به تواناییها و استعدادهای خودمون -غروروتکبر -خودبزرگ بینی وباورهای غلط که ما خدای خود قرارداده ایم وچون بتی می پرستیم

    راستی یکی دیگر ازبت های من که درزندگی من فروریخت توکل واعتمادم به درآمد همسرم و وسرمایه ای که کسب کرده بودیم که همه به باد فنا رفت چون من به آنها تکیه کرده بودم پشتم خالی شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مرضیه پری پور گفته:
      مدت عضویت: 2791 روز

      سلام دوست خوبم

      در مورد با بت های درونی و بیرونی، خیلی عالی نوشتی، بت قرار دادن شغل و با اعتماد به توانایی ها و استعداد های خودمون، منو به فکر فرو برد. تا حالا اینجوری به این دو مورد نگاه نکرده بودم، یه احساس آگاهی نابی در وجودم جاری شد، اینکه کم کم دار م شرک های مخفی وجودم رو می شناسم و به یاری تنها انرژی حاکم بر جهان، دونه دونه اونرا از بین می برم، واوووو چه راه طولانی در عین حال لذت بخشی.

      ممنونم دوست خوبم.

      برایت بهترین‌ها را آرزومندم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    الهه سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 1755 روز

    سلام بر استاد توحیدی و مریم خانم شایسته و تمامی دوستان گلم 🌹

    به امید تنها فرمانروای جهانیان رد پای روز سوم رو میزارم‌:

    میخوام از روزی بگم که هر وقت یادم میاد فقط اشک میریزم و خداروشکر میکنم ،اون روز صبح زود از خواب بیدارشدم و رفتم کنار پنجره و یه حسی داشتم که با کلمات اومد روز زبونم گفتم :خدای من ،من هیچی نمیدونم حتی نمیدونم پشت سرم چه خبره ،خدایا من هیچ علمی و قدرتی ندارم واقعا یه حسی داشتم که نمیدونم چطوری بنویسمش انگار خسته بودم از روی خودم حساب کردن،از همش فکر کردن و توقع از عوامل بیرونی داشتن ،واقعا لحظه تمام بدنم آرام گرفت اون لحظه ای که چشمم به آسمون بود و بلند گفتم خدا من تسلیمتم و نمیدونین چه لحظه ای چه آرامشی اصلا انگار تو آغوش خدا بودم انگار همون لحظه هیچ نگرانی ترسی مانعی وجود نداشت و همون لحظه بزرگ‌ترین آرزومو مرور کردم (برای ذهنم بزرگ بود نه برای خدا) انگار بهش رسیده بودم انگار خیالم راحت شد و من دیوانه شدم فقط.

    اون روز تمام طول روز مدام به خدا میگفتم خدایا دلم میخواد پسرمم بدون گوشزد کردن من این کارها رو انجام بده تو خودت انجام بده ،و نمیدونید چند لحظه بعد کارها انجام شد تازه خود پسرمم تعجب کرده بود و گفت مامان دقت کردی امروز خودم این کارهارو انجام دادم اصلا تو بهم نگفتی و…

    آخ خداااااای من بی نهایت ازت سپاسگزارم برای وجودت برای حال خوبم و خیلی اتفاقات اینطوری که همش انجام شد همون کارهایی که فکر میکردم تا خودم دست بکار نشم اتفاق نمیوفته ،خودم باید جورشو بکشمممم……

    واقعا دارم به خودم میگم که الهه تو چه چیزی میخوای که خداوند نمیتونه انجامش بده ، ؟محدودیت داره؟ از عهده ای انجامش برنمیاد؟؟

    پس چرا خودمو نمیندازم بغلش ،چرا برای خودم ارزش قائل نیستم ،چرا به خودم ستم میکنم و خودم از جریانی از آرامش‌ها و نعمتها محروم میکنم اآخهههه؟؟؟؟چرا انقدر دارم تو حاشیه میپلکم چرا رها نمیکنم اخههههه

    خدای من ازت میخوام هدایتم کن به خودت به آغوشت به رهایی 🙏🙏

    استاد عزیزم من توی فایل قبلی هم گفتم من مهاجرت کردم و فقط میخوام خود خود خدا کارمو انجام بده ثروت ،نعمت ،آرامش ،سعادت بهم بده و برای من همه چیز بشه در غربت ،چون بهش توکل کردم ،چون امید دارم ،چون همه چیز اونه ❤️❤️❤️

    راستی استاد عزیزم امروز که داشتم قرآن میخوندم و یادداشت برداری میکردم اصلا یهو خود خود خدا اومد یه مسئله رو برام روشن کرد :بحث مدارها و اینکه شما همیشه میگفتید زمانیکه نگرانم احساسم بد با هر دلیل و منطقی تو داری در مسیر ناخواسته هات قدم برمیداری ،همیشه میشنیدم و انگار میفهمیدم اما امروز دیدم تا به امروز نفهمیده بودمش،واقعا قلبم باز شد انگار کاملا برام واضح شد و حال خیلی خوبی تجربه کردم ❤️❤️

    الهیی صدهزارمرتبه ازت سپاسگزارم برای این روز از سفرم که فوق العاده بود و این میئله رو درک کردم 🌹🌹

    سپاسگزارم ازتون استاد مهربانم 🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    امیرحسین ادیبی گفته:
    مدت عضویت: 2954 روز

    سلام

    روزشمار تحول زندگی من

    روز 3

    فایل بسیار فوق العاده ی اعتماد به رب

    حضرت ابراهیم، الگو و اسطوره ی قرآن و رفیق صمیمی الله!

    واقعا این صفت و لقب چقدر سنگین و عظیمه که خدا به حضرت ابراهیم نسبت میده و میگه که اون خلیل الله یا رفیق صمیمی من هست

    آفرین به حضرت ابراهیم که تونست با ایمانش و با طی کردن یک تکامل و یک مسیر و پروسه به این جایگاه برسه که خدا بهش بگه خلیل الله

    نکته اینجاست که این شخص یک شبه و از همون روز اول این مقام رو نداشته

    نه پیامبر زاده بوده و نه خدا پرست!

    واقعا خیلی حرف داره این موضوع

    شخصی که فرزند یک فرد مشرک و بت پرست بود، شخصی که زمانی ماه و ستاره و خورشید رو میپرستید، به جایی برسه و مسیری رو بره که از تمااااام افراد تاریخ و تمام پیامبرها مقامش بالاتر باشه و برای تمام پیامبر های بعد خودش الگو باشه و برای حضرت محمد الگو باشه و خدا به حضرت محمد که این همه بزرگ و با عظمت هست بگه که اقا تو باید از ابراهیم الگو بگیری…

    خیلی حرف داره واقعا خیلی حرف داره..این نشون میده میشه بدون هیچ چیزی و صرفا با هدایت الله به مقام خلیل اللهی رسید

    مگه حضرت ابراهیم کسی رو دیده بود؟ مگه پیامبری قبل از اون وجود داشت که ازش درس بگیره یا الگو بگیره یا بهش یاد داده باشن؟

    مگه این مسائل اصلا موضوعیت داشت اونوقع؟

    اما میبینیم که یک خواسته و یک نیاز به نیرویی قدرتمند و در ادامه دنبال کردن این خواسته ابراهیم رو به چه جایگاهی میرسونه

    کسی که زمانی ماه و ستاره رو رب خودش عنوان کرده بود

    یعنی واقعا میشه در عمر یک انسان و حتی خیلی زودتر، از شرک مطلق و از یک خانواده و پدر مشرک و از یک جامعه ی شرک زده و بت پرست بشیم ابراهیم

    شرایطی که حضرت ابراهیم داشت

    و ایشون باید برای همه ی ما الگو باشه،

    به خودمون هزار بار بگیم، حضرت ابراهیم اول ماه و ستاره و خورشید میپرستید، اول تو راه درست نبود، اما طلب هدایت کرد و هدایت شد و گذشتش هیچ مانعی نشد از اینکه به برترین انسان تاریخ برسه…

    این نشون میده گذشته هیچ گونه تاثیری نداره تو زندگی فرد، اگر که تغییر کنه

    حضرت ابراهیم الگوی بسیار خوبیه برای ما که میگه اگه حتی پدرت مشرک باشه و جامعه ی تو هم تو همین فضا ها باشه، دلیل نمیشه تو نتونی تغییر مسیر بدی و نتونی بشی رفیق صمیمی رب!

    اگه کسی پدرانش باورهای خوبی نداشته باشن و مشرکانه باشه باوراشون، این باورها به فرزندان و نسل های بعدیشونم منتقل میشه، اما میبینیم که ابراهیم چه کنترل ذهنی انجام داد و چه جهادی به پا کرد تا تونست اون رویه رو عوض کنه و یه جریان عظیم راه بندازه که میبینیم بعدش چندین پیامبر راهش رو رفتن و اون نسل عوض شد کلا

    چه الگویی بهتر از ابراهیم؟

    این مورد رو هم باید به خودمون یاداوری کنیم که اقا حضرت ابراهیم خودش هیچ الگویی نداشتا!!!!

    یعنی در این صورت کار سخت تر میشه برای فرد، که خودش هیچ الگویی نداشت اما راه رو رفت و به نتیجه و هدف رسید و نه به نتیجه ی عادی ، بلکه به بالاترین حد که خلیل اللهی هست رسید

    باز هم به ما میگه که حتی اگه توی موضوعی کسی کاری رو نکرده و الگویی وجود نداره دلیل نمیشه تو نتونی برسی…

    مورد دیگه اینکه حضرت ابراهیم از همه چیش برای خدا میگذره و حاضره در عمل این رو نشون بده، اینکه خواب میبینه باید بچش رو قربانی کنه و تصمیم رو عملی میکنه و میاد با فرزندش در میون میزاره موضوع رو و اقدام میکنه برای اینکار که در لحظه های آخر خدا منصرفش میکنه و قربانی فرستاده میشه

    کسی که از فرزندش، که شاید عزیزترین فرد زندگیش باشه میگذره، برای اینکه توحید تو وجودش رخنه کرده

    کسی که باج نمیده به قدرت های زمانش، اینکه میبرنش تو آتیش میندازنش اما اون آرامش و اون باورها توی دل آتیش براش گلستان میشه و اصلا ابراهیم تو مداری نیست که بخواد آتیش بهش نزیک بشه حتی اگه از نظر فیزیکی توی دلش باشی، مثل آب و روغن که حتی اگه بهم چسبیده باشن، باهم قاطی نمیشن و محتواشون مخلوط نمیشه باهم…

    آره…موضوع تسلیم بودنه…تسلیم محض و با رهایی و سرپردگی کامل

    مثل اینکه خودت رو از یه بلندی پرت کنی پایین، با این باور که مطمئنم اون پایین هیچ آسیبی به من نمیرسه و یچیزی هست که روش بیفتم

    چقدر فرد باید تسلیم و سرسپرده باشه که اینکارارو کنه…

    از خدا میخوام که من رو به مسیری هدایت کنه که بشم خلیل الله و بشم رفیق صمیمی خودش و به این جایگاه و مقام برسم و حتی از حضرت ابراهیم هم بالاتر و بشه جایگاه و ایمان و توحیدم

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: