اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به تام خدای مهربان که هرلحظه ماراهدایت وحمایت میکند …
سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم .
ماازتغییردیگران ناتوانیم ،وقتی این موضوع رودرک کنیم دیگه تقلای بیخودی نمیکنیم وحرص نمیخوریم،وبه جای تغییررفتاردیگران خودمون وتغییرمیدیم تادربرابرمارفتارمناسبی داشته باشند ‘اگرهم کسی رفتارزشت وناشایسته ای داره نشانگر شخصیتشه وماازتغییررفتارشون ناتوانیم به جای این کارهامیتونیم ازش دوری کنیم .
چندروزپیش برای من تضادی رخ دادو پس ازیک روزگفتم باید ازلین تضادواسه خودم نفع بسازم وباعث رشدم باشه ودرجهتش قدم برداشتم هرچندکه اوایل کارذهنم خیلی مقاومت میکنه ولی بایدمقاومتش وبشکنم ..
خداروشکردراین موضوع نسبت به قبل یه کم نسبت به قبل بهترشدم و فهمیدم که ناتوانم مثلا هربارکه بحثی بین پدرومادرم میشد خیلی به هم میریختم و احساساتی میشدم وحتمادخالت میکردم وحرفی میزدم که یکی شون بالاخره ازم ناراحت میشد؛امااین بار خودم وکنترل کردم وچیزی بهشون نگفتم هرچند ناراحت هم میشدم اما به خودم گفتم تابحال این همه گفتم چی شده ؟مگه به حرف منه ؟مگه خودشون نمیدونن آیاباگفتن من چیزی تغییرمیکنه اون شخص عوض میشه وکاملا اون رفتارهاش وکنارمیزاره ؟نه اصلااینطورنیس واخرشم خداروشکر راضی شدم ازخودم که چیزی نگفتم و قضیه شون مثل همیشه به خیرتمام شد …
ازکامنت دوست مون متشکرم که نوشته بودند هیچ عوامل بیرونی تاثیرگذارنیس ومهم باورها وافکاروفرکانس های خودماست که اتفاقات ومیسازه ؛این برای الان من که به شدت لازمه به خاطرکسب وکارم اتفاقات وباافکارم رقم بزنم خیلی مهمه وباید یادآوری کنم به خودم ..
من به اندازه ی قدرت کل کیهان توانایی در تغییر خودم دارم . این جمله واقعا انرژی داشت.
از وقتی وارد این سایت شدم و با فایل ها آگاه شدم که نمیشه دیگران رو تغییر داد اصلا به هیچ کس پیشنهاد این فایل ها رو ندادم
اما چون دخترم از اول در جریان این سایت بود . و هر روز میدید که من فایلها رو میبینم و چون در سن نوجوانی هست خیلی کنجکاو بود . روال ما جوری پیش رفت که هر زمان هر فایلی رو گوش کردم و یا دیدم هشتاد درصدشو واسش تعریف کردم و الان دقیقا همه چیز رو میدونه اینکه فرکانس چیه باورهای مثبت چیه اینکه باورهای منفی چیه ، توحید چیه ، و حتی چندین بار وسوسه شده عضو سایت بشه ، اما گوشی نداشتن رو بهونه کرده و هنوز عضو نشده با اینکه لپ تاپ داره و میتونه ،ولی خب هنوز اقدامی نکرده ، فایلهای آرامش در پرتو آگاهی رو خیلی دوستداره میگه آرامش میگیرم ، من تو ذهنم شاید هی وسوسه شدم که حالا که آگاه شده به این مسیر از همین الان تو همین حال و هوا نگهش دارم تا شاید یک روزی خودش حرکت کنه به این سمت و گاهی حالت مشاوره باهم ساعتها درباره صحبت های استاد باهم صحبت میکنیم و خیلی درک بالایی داره .
و چون عاشق نجوم و هوا فضا هست ، عشق عجیبی به انیشتین داره، اطلاعات زیادی ازش داره و میدونست که انیشتین خیلی توحیدی بوده و از وقتی متوجه شده که استاد شما انیشتین رو دوسدارید بیشتر خوشش اومده از این سایت . اینا رو نوشتم که بگم شاید یک وسوسه های تو ذهنم همیشه هست که بخوام فرزندم رو ترغیب کنم که در این مسیر قدم برداره . و چون مادر هستم شاید فکر میکنم کار درستی هست. اما واقعا بهم ثابت شده که کسی رو نمیشه تغییر داد تا خودش نخواد
من هر روز سعی میکنم مسیر رو بهش بگم از همون دوران پیش دبستانی تا الان که کلاس هشتم میره، به لحاظ عقلی بالاتر از سنش رفتار میکنه ، اطلاعاتش فوقالعاده ست ، عاشق ریاضیه اما میبینم با وجود راهنمایی های من شیطنت های داره که گاهی از مسیر دورش میکنه.
و می فهمم که من نمیتونم تو یک مسیر نگهش دارم . اون یک انسان جداست و به قول دوستان شاید نیاز داره به اینکه تکامل خودش رو طی کنه .
مثلا استاد میگفتن برین ریز به ریز ترمز هاتون رو پیدا کنید و تغییرشون بدید، مثلا من اولا میگفتم خب چطوری، بعد به مرور واسم مشخص تر شد
تا به الان که با خودم میگم، خب؛ من الان واسه کوچیک ترین چیزا میام به خواهرم میگم تغییر کن، اینکه بیست چهار ساعت فیلم میبینی رو بزار کنار، نگا من از این راه تونستم توی بعضی چیزا موفق شم توهم اینکار و بکن
یا مادرم، مامان جونم شما بیا با من این رژیم رو امتحان کن تا نتیجه بگیری، مامانم شماهم با من بیا تمرین و ورزش، شماهم مثل من ساعت پنج و شیش صبح بیدارشو، شماهم مثل من برو دنبال آرزوهات به سنت توجه نکن، برو کلاس زبانت رو دوباره شروع کن و خیلللی چیزای جزئی که من متوجه شدم اینا همه از باور این میاد که من امکان تغییر دیگران رو دارم
با وجود اینکه پدر من سالها سعی و تلاش کردند من رو تغییر بدن، با جایزه و پاداش با دعوا و بحث، با تمام روش هایی که به ذهن شما خطور کنه پدر من سعی کردند من رو به اون روشی که خودشون تمایل دارند رشد بدند، در زمینه حجاب، در زمینه دوست، در زمینه شغل، در زمینه نماز، در زمینه موسیقی، حتتتی در زمینه کوتاه کردن موهای من یا برداشتن این مدل ابرو های من یا تغییر رنگ موی من
تک به تک چیزها پدر من سعی کردند تسلط داشته باشند رو من
و من از همون بچگی بر این باور بودم که پدر من توانایی تغییر من رو نداره. اما الان که استاد میگن برین رو میز پهن کنید دونه دونه باور های غلط تون رو
در همین یک زمینه من متوجه شدم چقدررر من باورهام قوی هست در همین چیزی که فکر میکردم خودم هم موافقم خودم هم انجامش نمیدم
من موافق بودم اما وقتی نگاه میکنم به خودم، میبینم خدای من چقدررر باور اشتباه دارم
و میخوام ریز یه ریز شروع کنم جلوی این باورهارو گرفتن، خیلی زمانبر هست
اما واقعا خداوند رو شاکرم که حداقل متوجه اش شدم
این که من امروز به این فایل از سمت دوستم هدایت شدم، یکی از دست های خداوند، یکی از هزاران دست های خداوند بود در زندگی من
برای یک قدم جدید برداشتن در راه رشد خودم
چقدر لذت بخش هست
خداوند رو سپاسگذارم، خیلی عالی و دقیق همه چیز در سر جای خودش قرار داره
دقیقا همونطوری که من توی ستاره قطبی ام میگم همه چیز در جای درست خودش قرار داره، و به من به این شکل ثابت میشه، هرروز و هرثانیه
چقدر این کامنت پر بود از تجربیات شخصی من اینکه میخوام هر کاری که من میکنم رو اعضای خانوادهام هم انجام بده با اینکه میگم من کنترلی روی رفتار بقیه ندارم اما باز هم مقاومت دارم و باید روی این نقطه ضعفم خیلییی کار کنم. خیلی کامنت شما رو دوست داشتم چون دقیقا چیزایی هست که این روزها من دارم تجربه میکنم و باید متوقف بشن چون انرژی خودم رو گرفته و دارم از مسیرم منحرف میشم.
با اینکه نشانه ای از خداوند دریافت کردم اما دایم میگفتم نه یک چیزی هست که امروز من از خداوند دریافت میکنم
بعد که اومدم سایت کامنت بخونم دیدم شما جوابمو دادی کیمیا جون
همونجا گفتم این نشانه منه!
یک احساس بزرگی بهم گفت این نشونه امروزمه که انقدر منتظرش بودم
همین کامنتم که هدایتت کرد امروز هم من رو هدایت کرد، فایل استاد رو دوباره گوش کردم، کامنت خودم و شمارو خوندم و فکر کردم که من کجای کارم سعی کردم تغییر بدم دیگران رو
و متوجه شدم مدتیه که تو ذهنم دارم برنامه میچینم دوستم رو با قوانین بیشتر اشنا کنم، ایشون آشنا هست با سایت و استاد اما مثل من زمان زیاد نمیزاره براش و من دائم میگفتم با خودم که این دختر گنجیو داره از دست میده، و امروز بهش پیام دادم و کمی گفتگو کردم در این مورد که احساس کردم خسته شد از این گفتگو و منم دیگه ادامه ندادم.
من اگر هدایت نمیشد این به این فایل و به این کامنت تو دوست خوبم، شاید متوجه این ایرادم نمیشدم، یادم نمیومد و ادامه میدادم به این رفتارم
ممنونم از تو که جواب کامنتمو دادی و دوباره هدایت شدم به این درس
ما همیشه فراموش میکنیم و همیشه ثابت میشه بهم که تکرار قوانین مثل غذا خوردن روزانه ام برام واجبه و دیدن و دنبال کردن سایت مثل غذا خوردن آب خوردن و خوابیدن برای روحم مهمه
پدر من هم بشدت تلاش کرد تا من یک دختر مذهبی بشم اما من بزور شدم فقط واسه چندسال یک مذهبی ک ماسک زده بود در غیاب پدرم چادر سرم نمیکردم آرایش میکردم و اصلا یک شخص دیگه ای بودم
گذشت تا من ازدواج کردم و بعد بااین مباحث آشنا شدم تصمیم گرفتم ماسک ها را یکی یکی بردارم و ب خود واقعیم نزدیک بشم
من الان هیچ ربطی ب اون دختر مذهبی ندارم اصلا اعتقادی به این چیزا ندارم ک بخام بشکل پدرم عمل کنم
ب هیچ عنوان وارد مجالس مذهبی نمیشم چندساله و
با چادر و مقنعه خدافظی کردم
حتی زمانی که ازدواج کردم مثل عقده ای ها آرایش میکردم
ولی الان خیلی کم شده
باز وقتی ازدواج کردم مادرهمسرم جای پدرم بسیار بسیار بامن بحث کرد نصیحت کرد حتی قهرهای مکرر کرد ک من شبیه خودش بشم اما نشدم چون با روحیات من سازگار نبود
بااینکه جاری خودم کپی مادرهمسرم شد و حتی خودش اعتراف کرد ک من اینهمه عیب مادرهمسرم میکنم کپی خودش شدم توی تمام مسائل
و پس از گذشت 10 سال از زندگی مشترک منو همسرم باز هم مادرهمسرم چندروز پیش تلاش کرد بازهم جدی بهش گفتم فکر من باشما متفاوت هست و شما میخای ب روش خودت ب خاسته هام برسم اما من ترجیحم اینه ب روش خودم حرکت کنم و شما اصلا نگران من نباش
ک اون در پاسخ بهم گف واقعا تو بیخیالی
و نصیحت روی تو جواب نمیده اصلا
منم با خونسردی و خنده گفتم بیخیالی خیلی هم خوبه
و این جدیت باعث شد کلا دوباره از مدار همدیگه خارج بشیم
و درمورد خودم
منم بااینکه اینهمه رو خودم کار کردم بازهم دچار این اشتباهات میشم فرزندم را نصیحت کنم
بخام همسرم بهتر فکر و عمل کنه و
اصلا دوست دارم گرایشم این طرفه ک همه مثل من فکر کنن و دنبال پیشرفت از مسیری ک من میرم باشند
اصلا نمیتونم بپذیرم هرانسانی حق داره معتاد باشه یا مشروب بخوره یا منفی باشه یا باهوش باشه یا نماز بخونه و روزه بگیره چون خودم نماز نمیخونم بشدت مقاومت دارم در برابر افراد نماز خون اگر طرف بخات نصیحتم کنه بشدت از دستش ناراحت میشم ک ب اون چ ربطی داره
یا مثلا من دوست داشتم موهامو ریباندینگ کنم و نوبت گرفتم واسه ارایشگاه
بعد ب جاریم گفتم تو هم بیا اینکارو اونکار رو انجام بده
آقا ب من چه
گاها میگم خدایا
ای خداااا کمکم کن بفهمم ب من چه
شاید مردم نمیخان شبیه من باشن
مثلا همین مادرهمسرم دوست داره مذهبی باشه مارو نصیحت کنه واسه نماز
قرض بگیره نسیه خرید کنه پولاشو همش خرج علکی کنه مگه ب من ضرری میتونه بزنه ؟؟؟؟؟؟
نمیدونم چرا دارم مینویسم اینارو
فقط میدونم یکسری چیزارو تو ذهنم پیدا میکنم
البته قبلا پیدا کردم تمام پاشنه های اشیلم رو کار کردم اما ازبین ک نرفتن فقط کمرنگ شدن
یکمدت روشون کار نکردم دوباره مثل زخمی ک سرباز کردن و نیاز دارن ب رسیدگی مجدد
دوست عزیزم لذت بردم از کامنتت و برات آرزوی موفقیت و سلامتی روز افزون دارم
سلام به خدایی که اینجا منو به این نشانه زیبا هدایت کرد
چقدر عالی بود این فایل استاد عزیزم با اینکه این فایل رو میدونم سالها پیش ضبط کردید اما چنان انرژی مثبت و زنده ای به من داد که انگار همین الان دارید شخصی به من مشاوره میدید
و چقدر زیبا هست که من باز هم متوجه بشم نمیتونم کسی رو تغییر بدم حتی ته ته های ذهنم نخوام کسی رو از چاه بیرون بکشم
هر کسی باید مسیر تکاملی خودش رو طی کنه
حتی نخوام خیلی زیرکانه فایلی رو برای کسی بذارم که شما رو بشناسه
من دیشب مهمان داشتم و یهو به بهانه اینکه مثلا فایل اخر سفر به دور آمریکا خیلی قشنگه و اون گوت لیدی یه خانم خیلی با حال و پر انرژی هست فایل رو روی تلویزیون گذاشتم و وقتی این فایل رو دیدم به عنوان نشانه و الان بار سوم هست که دارم گوش میدم متوجه شدم من دیشب ذهنم شیطنت کرده و خواسته که مثلا من شما رو به اون جمع معرفی کنم و چقدر خوبه که فهمیدم هنوز هم ذهنم دنبال تغییر دیگران هست
و باید هر لحظه جلو خودم رو بگیرم که نخوام کسی رو تغییر بدم و فقط تمرکزم رو صد در صد روی خودم بذارم
خدارو شکر در قسمت نشانه این فایل را دیدم در موقعیتی که دیشب به طور ناخودآگاه نمیدانم چطوری شد تصمیم گرفتم چند کلمه با مادرم حرف بزنم خودم یکم تغییر کردم خوشحال بودم اتفاقات که تو تمرین ستاره قطبی مینویسم بیشتر داره رخ میده ،خلاصه یه حس خوبی داشتم مادرمم کنارم بود و تنها بودیم گفتم مادر اگه انقدر پول داشته باشی چکار میکنی و چی میخری باهاش و از اینجا شروع شد کار بجایی رسید دیدم داره حرف سی سال پیش میرنه و گلگی میکنه و وقتی به خودم آمدم دیدم دارم گوش میدم و اونجا دوباره به خودم گفتم تو نمیتونی کسی رو تغییر بدی حتی خانوادت و اینو استاد بارها گفته چرا حرف زدی،خلاصه فقط سکوت کردم و خودمو با ساز زدن مشغول کردن اون صحبتها از یاد رفت ،و امروز به لطف خدا دوباره این فایل زیبا رو دیدم و یک یادآوری بود و که من ناتوانم در برابر تغییر دیگران,
اها اینو بگم این فایل نیم ساعته که استاد حرف زد من خانه بودم و داشت پخش میشد مادرمم بود هیچجای این فایل رو نشنید بجز حمله ایران و عراق و گفت میگه به کجا حمله کرده ،گفتم هیچی مال زوده ایران و عراق
خداروشکر که در این مسیر قرار گرفتم و چرخهای زندگیم روانتر شده،روغنکاری شده واقعا خیلی کارهام راحت پیش میره خدارو شکر
اینو گفتم که بگم چجوری پله پله هدایت میشی در بهترین زمان چه فایلی از سایت رو گوش بدی حتی چه روزی و تو چه حال و احساسی خدای من قانون قانون ….
و من واقعا یادم نمیومد بغیر از موضوع ناتوانی در تغییر دیگران مابقی صحبتهای این فایل راجع به چیبود تا با شنیدنش دوباره یادم افتاد و چه همزمانی …
داشتم به این موضوع فکر میکردم من اگه در مدار مناسب نباشم فرقی نمیکنه کدوم کشور و یا کدوم شهر و کدوم محله زندگی کنم مثلا تو این مثال افغانستان یا حتی طوفان های امریکا و زلزله های کره بیماری های همه گیر جنگها سیل ها و…..
حتی تو همون بیماری همه گیر یسری کشورها و شهرها حتی محله های کوچیک اصلا نه تنهاکشته نداده بود بلکه کسی حتی بیمار هم نشده بود و اگه هم بود فوری خوب میشدن یا خود استاد تو امریکا تو فلوریدا بود وقتی طوفان اومد تو این قضیه کشورمون هم فقط یسری شهرها درگیر بودن خب تهران خیلی بیشتر و باز تو همین تهران هم محله هایی بود که خیلی کمتر صدا میشنیدن یا اصلا خسارت هم وارد نشدیا چرا راه دور بریم کلی از همین بچه های سایت بودن که گفتن اون لحظه که موشک به هدف مورد نظر میخورد روز قبل یا حتی چند ساعت قبل اونجا رو ترک بودن پس دوباره این باور و در من تقویت میکنه که من خالق شرایطم هستم با کانون توجه و باورهام باورهای توحیدی اینکه خدا مراقب منه محافظ منه
منطق های قوی که تو این فایل بود و بیانش کردین (البته از دیدگاه خودتون وگرنه شاید من نوعی اصلا به ذهنمم نمیرسید و موضوع رو جور دیگه برداشت میکردم) خیلی خیلی قابل تفکر کردن بود و تقریبا مشابه همین شرایط پیش اومده
چقدر تو همین سایت فایل هایی هست از شما فایل های هدیه دانلودی که مربوط به اتفاق یا شرایط های مختلف بوده و کلید اصلی ش بگیری برمیکرده به کانون توجه و فرکانس های ما به ایمان و توکل به خداوند فارغ از هر شرایط بیرونی …
یادمه چند سال پیش که بار اول این فایل و گوش دادم دنبال تغییر افراد نزدیکم مخصوصا مادرم بودم و حتی یادمه راجع بهش کامنت هم گذاشتم ولی الان که دارم به اینروزها فکر میکنم و میبینم به چشم تغییرات واضح مادرم و کاملا این موضوع مشهوده برام تنها تغییر زمانی اتفاق افتاد که دیگه دنبال تغییر اونا نبودم و تمرکزم و روی تغییر خودم گذاشتم و اصلا اینقدر تغییرات عجیب و باور نکردنی بود که اون زمان اصلا فکرشم نمیکردم من به یکم تغییر اون موقع ها راضی بودم و اینقدر امکان پذیر هم نمیدیدم ولی قانون بدون تغییر خداوند میگه هرچقدر روی خودت کار کنی و تغییر کنی همون اندازه تغییرات و در دیگران و شاید بیشتر ازون که فکرش و کنی میبینی
هرگز و هرگز هیچ آیه ای در قرآن نیست که خشک و تر باهم بسوزن سال 1400 تقریبا شاییدم 99
و الان سال 1404 همون حرفها و باورها در فایل جدید چرا چون قانون ثابته و قرآن از 1400 سال پیش هنوزم همون حرفها و باورها در قالب و شرایط مختلف داره به انسان نشون میده … که ببین تغییری نمیکنه اگه تو قانون و بدونی و بهش عمل کنی
اگه تو بتونی ذهنت و کنترل کنی
خیلی موارد زیادی بود که قابل صحبت بود در فایل ولی چون سیاسی میشه و نمیخوام خیلی وارد جوش بشم و اصلا دوست هم ندارم دربارش بگم و بهش توجه کنم در این فایل بود و استاد شما بینظیری واقعا
اها یه مورد راجع به همدلی مردم گفتین و این زمان بیشتر از همیشه همدلی مردم و دیدیم حتی اونایی که مخالف یسری موارد بودن بازم نخواستن جو و مسموم کنن یا خیانتی انجام بدن این خیلی به چشم اومد … یا شایدم من چون توجه کردم دیدم
در کل خدا رو شکر که الان اوضاع ارومه و قرار شده خودم و مهمون کنم و به خودم جایزه بدم بابت کنترل ذهن هایی که کردم این شرایط واقعا شاید شعارگونه بنظر برسه ولی بزرگمون کرد و ما عباسمنشی ها رو خیلی محک زد شاید بیشتر از دوره بیماری همه گیر و با ایمان و توکل بیشتر ….
آنروز سقوط افغانستان که استاد یاد کردند و من هم قبلا این باور را داشتم که کاش در همان هیاهو میرفتیم و ازین کشور بدبخت نجات پیدا میکردم اما حالا با تغییر اندکی از باورهایم، واقعا من درین کشور به جز زیبایی چیزی نمیبینم درحالیکه هنگام سقوط اینگونه نبود همه یک ترس و وحشت داشتند که طالبان فلان میکنند و هزاران رقم ظلم میکنند.
اما خدا شاهد است که در همین افغانستان من هر روز رشد میکنم و اصلا زندهگی من ربطی به دولت طالبانی اینجا ندارد .
و اما میلیونها آدم در همین افغانستان استند که هر روز غر میزنن و از زندهگی شان ناسپاسی میکنند و روزگار خوب ندارن.
و این همان مساله توحید است که گفته میگن تاثیر عوامل بیرونی در زندهگی ما صفر است .
پس به این نتیجه میرسیم که هیچ کسی نمیتواند مارا تغییر بدهد مگر اینکه خودما بخواهیم .
به نام الله که رب العالمین =فرمانروای کل عالم وجود است
سلام بر استاد عزیزم و مریم خانم و دوستان عزیزم در سایت
روز 117 =ما از تغییر دیگران ناتوانیم
خدایا شکرت بازم با یه فایل ارزشمند دیگه یه قانون مهم دیگه بهمون یادآوری کردی اونم اینکه ما از تغییر دیگران ناتوانیم
چقدر کامنت دوستمون در مقدمه فایل جالب و دقیق شرایط افغانستان رو توضیح میداد و این همه گرفتاری ها و مشکلات این کشور فقط قانون جهان هستی رو واضح نشون میده که تمرکز برنکات منفی،ناشکری،شرک ورزیدن به غیر خدا،هرعاملی بیرونی رو موثر دانستن برای کمک و نجات چقدر ضربه میزنه به یک ملت
خدایاشکرت یه لحظه حس شکرگزاری ،حس افتخار و غرور ملی تمام وجودم رو فرا گرفت به خاطر اتحاد و همبستگی و دفاع مردم خرمشهر با دست خالی در مقابل ارتش به قول استاد تا دندان مسلح عراق
خدایا شکرت چقدر عالی توضیح دادین استاد این که واقعا نه یک شخص نه یک کشور نه هیچکسی نمیتونه برای تغییر وضعیت و بهبود شرایط کسی ،ملتی ،کشوری کاری بکنه اگر اون شخص یا ملت خودشون نخواهند و خودشون از درون تغییر نکنند
راستش استاد من از سال 97 که وارد این مبحث پر رمز وراز قانون جذب شدم و تشنه ی یادگیری قانون بودم خداهم دستانش رو به یاری ام میفرستاد مثلا کتابی بهم معرفی میشد مثل کتاب های راز و معجزه ی شکرگزاری راندا برن
کتاب چهاراثر فلورانس اسکاول شین
یا یه کلیپی ،یه فایلی که روزها فکر منو درگیر میکرد بعد من چون خودم غرق در لذت و کسب آگاهی بودم از اون فایل یا کتاب، به خواهرام، دختر دایی ام ،دخترخاله ها معرفی میکردم با شور و شوق توضیح میدادم یعنی اینقدر ویس میفرستادم توضیح میدادم تاکید میکردم همین فایل بارها گوش بدین تا درک کنین مطلبش رو
کتابام همه رو دادم بخونن که اصلا رد واثری ازشون پیدا نشد یعنی نخوندن بماند کتاب امانتی منو که اینقدر خودم حساسم رو هم گم کردن
کم کم حس کردم سرتکون دادنای بقیه موقع حرف زدنم از سر اجباره
یا اصلا اون ذوقی که من دارم از شنیدن یه فایل ندارن اصلا وابدا
مخصوصا خواهر کوچکتر خودم که من ساعتها باهاش حرف زدم آخرش حرف خودشون میزنه که این حرفا قشنگه ولی واقعیت زندگی چیز دیگره
جالبه ما همه باهم تو شرایط مالی و روحی و نارضایتی یکسان از وضع موجود زندگیمون حس کردیم باید یه حرکتی بکنیم تو یه مهمونی تصمیم گرفتیم شرایط زندگیمون رو عوض کنیم بنابراین همه با هم یه دوره ی مقدماتی رو از یکی از استاتید عزیز خریدیم البته اون موقع تلگرام خیلی در دسترس بود اون دوره هم 205 هزار تمن که اصلا قیمتی نداشت
من اون دوره رو چندین بار گوش کردم مطالبش رو نوشتم
حتی دوره ی بعدی رو هم خریدم
بعد با استاد عرشیانفر شروع کردم دوره های زیادی ازایشون خریدم
ولی بقیه همون دوره مقدماتی رو گوش ندادن که پشیمون هم بودن از پولی که دادن از همون 205 تمن
من تو این سالها از 97 تا الان کلی شرایطم عوض شده و مهمترین دستاوردم آرامش درونی وصلح با خودمه و کلی اتفاقات مثبت افتاده و کلی اتفاقات بزرگ در راهه انشالله
ولی همون چند ماه بعد کم کم حس کردم بقیه هم مسیر من نیستند و من نمیتونم اصرار کنم دیگه
و تمام تمرکزم گذاشتم رو خودم و الان میگن خوش به حالت ما همون آدم چندسال قبل هستیم ولی تو زمین تا آسمون اخلاق و رفتارات فرق کرده
و میفهمم همه نمیتونند ونباید مثل هم باشند این خاصیت جهان دو قطبی هست
بازم خدا رو شکر توفیق داد من ثابت قدم موندم تو این مسیر
خدایا شکرت ممنونم استاد عزیزم برای این فایل قشنگ
خدایا شکرت برای این بارون قشنگ که فضای پشت صحنه رو رویایی کرده بود
خدایا شکرت شب عید بزرگ قربان هست امشب
عید سربلندی ابراهیم بزرگ در امتحان پروردگارش
تبریک میگم این عید پر از رمز و راز توحید،بندگی و سرسپردگی ابراهیم در مقابل رب العالمین رو به استاد عزیزم به مریم خانم و به تمام دوستان توحیدی ام
خدایا کمک کن مانند ابراهیم تنها تو را بپرستیم و تنها از تو یاری بجوییم
خدایا کمک کن در هیاهوی نجواهای ذهن (شیطان درون) مانند ابراهیم یک لحظه از تو و یاد تو غافل نشویم
خدایا کمک کن مانند ابراهیم یک بنده ی موحد واقعی باشیم بنده ی یکتاپرستی که شرک در وجودمون جایی نداشته باشه
به تام خدای مهربان که هرلحظه ماراهدایت وحمایت میکند …
سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم .
ماازتغییردیگران ناتوانیم ،وقتی این موضوع رودرک کنیم دیگه تقلای بیخودی نمیکنیم وحرص نمیخوریم،وبه جای تغییررفتاردیگران خودمون وتغییرمیدیم تادربرابرمارفتارمناسبی داشته باشند ‘اگرهم کسی رفتارزشت وناشایسته ای داره نشانگر شخصیتشه وماازتغییررفتارشون ناتوانیم به جای این کارهامیتونیم ازش دوری کنیم .
چندروزپیش برای من تضادی رخ دادو پس ازیک روزگفتم باید ازلین تضادواسه خودم نفع بسازم وباعث رشدم باشه ودرجهتش قدم برداشتم هرچندکه اوایل کارذهنم خیلی مقاومت میکنه ولی بایدمقاومتش وبشکنم ..
خداروشکردراین موضوع نسبت به قبل یه کم نسبت به قبل بهترشدم و فهمیدم که ناتوانم مثلا هربارکه بحثی بین پدرومادرم میشد خیلی به هم میریختم و احساساتی میشدم وحتمادخالت میکردم وحرفی میزدم که یکی شون بالاخره ازم ناراحت میشد؛امااین بار خودم وکنترل کردم وچیزی بهشون نگفتم هرچند ناراحت هم میشدم اما به خودم گفتم تابحال این همه گفتم چی شده ؟مگه به حرف منه ؟مگه خودشون نمیدونن آیاباگفتن من چیزی تغییرمیکنه اون شخص عوض میشه وکاملا اون رفتارهاش وکنارمیزاره ؟نه اصلااینطورنیس واخرشم خداروشکر راضی شدم ازخودم که چیزی نگفتم و قضیه شون مثل همیشه به خیرتمام شد …
ازکامنت دوست مون متشکرم که نوشته بودند هیچ عوامل بیرونی تاثیرگذارنیس ومهم باورها وافکاروفرکانس های خودماست که اتفاقات ومیسازه ؛این برای الان من که به شدت لازمه به خاطرکسب وکارم اتفاقات وباافکارم رقم بزنم خیلی مهمه وباید یادآوری کنم به خودم ..
باسپاس ازخدای مهربان واستادان عزیزم …
درود
روز صد و هفدهم از تحول روز شمار زندگی من
سپاس از استاد عزیز
من به اندازه ی قدرت کل کیهان توانایی در تغییر خودم دارم . این جمله واقعا انرژی داشت.
از وقتی وارد این سایت شدم و با فایل ها آگاه شدم که نمیشه دیگران رو تغییر داد اصلا به هیچ کس پیشنهاد این فایل ها رو ندادم
اما چون دخترم از اول در جریان این سایت بود . و هر روز میدید که من فایلها رو میبینم و چون در سن نوجوانی هست خیلی کنجکاو بود . روال ما جوری پیش رفت که هر زمان هر فایلی رو گوش کردم و یا دیدم هشتاد درصدشو واسش تعریف کردم و الان دقیقا همه چیز رو میدونه اینکه فرکانس چیه باورهای مثبت چیه اینکه باورهای منفی چیه ، توحید چیه ، و حتی چندین بار وسوسه شده عضو سایت بشه ، اما گوشی نداشتن رو بهونه کرده و هنوز عضو نشده با اینکه لپ تاپ داره و میتونه ،ولی خب هنوز اقدامی نکرده ، فایلهای آرامش در پرتو آگاهی رو خیلی دوستداره میگه آرامش میگیرم ، من تو ذهنم شاید هی وسوسه شدم که حالا که آگاه شده به این مسیر از همین الان تو همین حال و هوا نگهش دارم تا شاید یک روزی خودش حرکت کنه به این سمت و گاهی حالت مشاوره باهم ساعتها درباره صحبت های استاد باهم صحبت میکنیم و خیلی درک بالایی داره .
و چون عاشق نجوم و هوا فضا هست ، عشق عجیبی به انیشتین داره، اطلاعات زیادی ازش داره و میدونست که انیشتین خیلی توحیدی بوده و از وقتی متوجه شده که استاد شما انیشتین رو دوسدارید بیشتر خوشش اومده از این سایت . اینا رو نوشتم که بگم شاید یک وسوسه های تو ذهنم همیشه هست که بخوام فرزندم رو ترغیب کنم که در این مسیر قدم برداره . و چون مادر هستم شاید فکر میکنم کار درستی هست. اما واقعا بهم ثابت شده که کسی رو نمیشه تغییر داد تا خودش نخواد
من هر روز سعی میکنم مسیر رو بهش بگم از همون دوران پیش دبستانی تا الان که کلاس هشتم میره، به لحاظ عقلی بالاتر از سنش رفتار میکنه ، اطلاعاتش فوقالعاده ست ، عاشق ریاضیه اما میبینم با وجود راهنمایی های من شیطنت های داره که گاهی از مسیر دورش میکنه.
و می فهمم که من نمیتونم تو یک مسیر نگهش دارم . اون یک انسان جداست و به قول دوستان شاید نیاز داره به اینکه تکامل خودش رو طی کنه .
سلام استاد مهربونم سلام دوستان نازنینم
این فایل توسط یکی از دوستان من فرستاده شد
چقدر آگاهی بدست آوردم از طریق این فایل
روز به روز داره واسه من روشن تر میشه
مثلا استاد میگفتن برین ریز به ریز ترمز هاتون رو پیدا کنید و تغییرشون بدید، مثلا من اولا میگفتم خب چطوری، بعد به مرور واسم مشخص تر شد
تا به الان که با خودم میگم، خب؛ من الان واسه کوچیک ترین چیزا میام به خواهرم میگم تغییر کن، اینکه بیست چهار ساعت فیلم میبینی رو بزار کنار، نگا من از این راه تونستم توی بعضی چیزا موفق شم توهم اینکار و بکن
یا مادرم، مامان جونم شما بیا با من این رژیم رو امتحان کن تا نتیجه بگیری، مامانم شماهم با من بیا تمرین و ورزش، شماهم مثل من ساعت پنج و شیش صبح بیدارشو، شماهم مثل من برو دنبال آرزوهات به سنت توجه نکن، برو کلاس زبانت رو دوباره شروع کن و خیلللی چیزای جزئی که من متوجه شدم اینا همه از باور این میاد که من امکان تغییر دیگران رو دارم
با وجود اینکه پدر من سالها سعی و تلاش کردند من رو تغییر بدن، با جایزه و پاداش با دعوا و بحث، با تمام روش هایی که به ذهن شما خطور کنه پدر من سعی کردند من رو به اون روشی که خودشون تمایل دارند رشد بدند، در زمینه حجاب، در زمینه دوست، در زمینه شغل، در زمینه نماز، در زمینه موسیقی، حتتتی در زمینه کوتاه کردن موهای من یا برداشتن این مدل ابرو های من یا تغییر رنگ موی من
تک به تک چیزها پدر من سعی کردند تسلط داشته باشند رو من
و من از همون بچگی بر این باور بودم که پدر من توانایی تغییر من رو نداره. اما الان که استاد میگن برین رو میز پهن کنید دونه دونه باور های غلط تون رو
در همین یک زمینه من متوجه شدم چقدررر من باورهام قوی هست در همین چیزی که فکر میکردم خودم هم موافقم خودم هم انجامش نمیدم
من موافق بودم اما وقتی نگاه میکنم به خودم، میبینم خدای من چقدررر باور اشتباه دارم
و میخوام ریز یه ریز شروع کنم جلوی این باورهارو گرفتن، خیلی زمانبر هست
اما واقعا خداوند رو شاکرم که حداقل متوجه اش شدم
این که من امروز به این فایل از سمت دوستم هدایت شدم، یکی از دست های خداوند، یکی از هزاران دست های خداوند بود در زندگی من
برای یک قدم جدید برداشتن در راه رشد خودم
چقدر لذت بخش هست
خداوند رو سپاسگذارم، خیلی عالی و دقیق همه چیز در سر جای خودش قرار داره
دقیقا همونطوری که من توی ستاره قطبی ام میگم همه چیز در جای درست خودش قرار داره، و به من به این شکل ثابت میشه، هرروز و هرثانیه
خدایا شکرت
سلام به شما دوست عزیزم
چقدر این کامنت پر بود از تجربیات شخصی من اینکه میخوام هر کاری که من میکنم رو اعضای خانوادهام هم انجام بده با اینکه میگم من کنترلی روی رفتار بقیه ندارم اما باز هم مقاومت دارم و باید روی این نقطه ضعفم خیلییی کار کنم. خیلی کامنت شما رو دوست داشتم چون دقیقا چیزایی هست که این روزها من دارم تجربه میکنم و باید متوقف بشن چون انرژی خودم رو گرفته و دارم از مسیرم منحرف میشم.
خدایا شکرت بخاطر این نشانهای که برام فرستادی.
اسما عزیز مرسی بابت این کامنت عالی شما
به نم خداوند مهربانم
امروز بی صبرانه منتظر نشانه ام از سوی خداوند بودم
با اینکه نشانه ای از خداوند دریافت کردم اما دایم میگفتم نه یک چیزی هست که امروز من از خداوند دریافت میکنم
بعد که اومدم سایت کامنت بخونم دیدم شما جوابمو دادی کیمیا جون
همونجا گفتم این نشانه منه!
یک احساس بزرگی بهم گفت این نشونه امروزمه که انقدر منتظرش بودم
همین کامنتم که هدایتت کرد امروز هم من رو هدایت کرد، فایل استاد رو دوباره گوش کردم، کامنت خودم و شمارو خوندم و فکر کردم که من کجای کارم سعی کردم تغییر بدم دیگران رو
و متوجه شدم مدتیه که تو ذهنم دارم برنامه میچینم دوستم رو با قوانین بیشتر اشنا کنم، ایشون آشنا هست با سایت و استاد اما مثل من زمان زیاد نمیزاره براش و من دائم میگفتم با خودم که این دختر گنجیو داره از دست میده، و امروز بهش پیام دادم و کمی گفتگو کردم در این مورد که احساس کردم خسته شد از این گفتگو و منم دیگه ادامه ندادم.
من اگر هدایت نمیشد این به این فایل و به این کامنت تو دوست خوبم، شاید متوجه این ایرادم نمیشدم، یادم نمیومد و ادامه میدادم به این رفتارم
ممنونم از تو که جواب کامنتمو دادی و دوباره هدایت شدم به این درس
ما همیشه فراموش میکنیم و همیشه ثابت میشه بهم که تکرار قوانین مثل غذا خوردن روزانه ام برام واجبه و دیدن و دنبال کردن سایت مثل غذا خوردن آب خوردن و خوابیدن برای روحم مهمه
خدایا شکرت
سلام ب دوست عزیزم
اره دقیقا همینطوره
خودم هم همچین نگاهی داشتم و دارم
پدر من هم بشدت تلاش کرد تا من یک دختر مذهبی بشم اما من بزور شدم فقط واسه چندسال یک مذهبی ک ماسک زده بود در غیاب پدرم چادر سرم نمیکردم آرایش میکردم و اصلا یک شخص دیگه ای بودم
گذشت تا من ازدواج کردم و بعد بااین مباحث آشنا شدم تصمیم گرفتم ماسک ها را یکی یکی بردارم و ب خود واقعیم نزدیک بشم
من الان هیچ ربطی ب اون دختر مذهبی ندارم اصلا اعتقادی به این چیزا ندارم ک بخام بشکل پدرم عمل کنم
ب هیچ عنوان وارد مجالس مذهبی نمیشم چندساله و
با چادر و مقنعه خدافظی کردم
حتی زمانی که ازدواج کردم مثل عقده ای ها آرایش میکردم
ولی الان خیلی کم شده
باز وقتی ازدواج کردم مادرهمسرم جای پدرم بسیار بسیار بامن بحث کرد نصیحت کرد حتی قهرهای مکرر کرد ک من شبیه خودش بشم اما نشدم چون با روحیات من سازگار نبود
بااینکه جاری خودم کپی مادرهمسرم شد و حتی خودش اعتراف کرد ک من اینهمه عیب مادرهمسرم میکنم کپی خودش شدم توی تمام مسائل
و پس از گذشت 10 سال از زندگی مشترک منو همسرم باز هم مادرهمسرم چندروز پیش تلاش کرد بازهم جدی بهش گفتم فکر من باشما متفاوت هست و شما میخای ب روش خودت ب خاسته هام برسم اما من ترجیحم اینه ب روش خودم حرکت کنم و شما اصلا نگران من نباش
ک اون در پاسخ بهم گف واقعا تو بیخیالی
و نصیحت روی تو جواب نمیده اصلا
منم با خونسردی و خنده گفتم بیخیالی خیلی هم خوبه
و این جدیت باعث شد کلا دوباره از مدار همدیگه خارج بشیم
و درمورد خودم
منم بااینکه اینهمه رو خودم کار کردم بازهم دچار این اشتباهات میشم فرزندم را نصیحت کنم
بخام همسرم بهتر فکر و عمل کنه و
اصلا دوست دارم گرایشم این طرفه ک همه مثل من فکر کنن و دنبال پیشرفت از مسیری ک من میرم باشند
اصلا نمیتونم بپذیرم هرانسانی حق داره معتاد باشه یا مشروب بخوره یا منفی باشه یا باهوش باشه یا نماز بخونه و روزه بگیره چون خودم نماز نمیخونم بشدت مقاومت دارم در برابر افراد نماز خون اگر طرف بخات نصیحتم کنه بشدت از دستش ناراحت میشم ک ب اون چ ربطی داره
یا مثلا من دوست داشتم موهامو ریباندینگ کنم و نوبت گرفتم واسه ارایشگاه
بعد ب جاریم گفتم تو هم بیا اینکارو اونکار رو انجام بده
آقا ب من چه
گاها میگم خدایا
ای خداااا کمکم کن بفهمم ب من چه
شاید مردم نمیخان شبیه من باشن
مثلا همین مادرهمسرم دوست داره مذهبی باشه مارو نصیحت کنه واسه نماز
قرض بگیره نسیه خرید کنه پولاشو همش خرج علکی کنه مگه ب من ضرری میتونه بزنه ؟؟؟؟؟؟
نمیدونم چرا دارم مینویسم اینارو
فقط میدونم یکسری چیزارو تو ذهنم پیدا میکنم
البته قبلا پیدا کردم تمام پاشنه های اشیلم رو کار کردم اما ازبین ک نرفتن فقط کمرنگ شدن
یکمدت روشون کار نکردم دوباره مثل زخمی ک سرباز کردن و نیاز دارن ب رسیدگی مجدد
دوست عزیزم لذت بردم از کامنتت و برات آرزوی موفقیت و سلامتی روز افزون دارم
به نان خداوند مهربانم به نام خدایی که صدامو میشنوه و دستمو گرفته
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
منم با اینکه زباد روی خودم کار میکنم اما این ذهن چموش بعضی اوقات منو جا میذاره و نجواهاش کار به دسته من میده
یکی از دوستانم زباد گلایه و ناله میکنه از همه چی
به خودم تذکر میدم که هواسم باشه
اما باز هم دو سه روز پیش اومدم با صحبت هام راهنماییش کنم که فلانی این کارت اشتباهه اینطوری کنی بهتره
بعد سریع فهمیدم اشتباه کردم مننباید کاری بگیرم یا صحبتی کنم چون باید خودش متوجه بشه من فقط باید روی خودم کار کنم و بس
من نمیتونم کسی رو تغییر بدم چون توان و قدرت ندارم
قدرت و توان از آن خداست
هر کسی با باور و افکار خودش زندگیشو میسازه
خدایا ممنونم که الان تو این ساعت شب منو هدایت کردی که متوجه بشم کاری نگیرم به کسی
خدابا شکرت سپاسگزارتم
خدایا برای سلامتی و آرامش خانواده ام شکرت میگویم سپاسگزارتم
خدایا برای واریرهای امروزم شکرت
خدایا برای فراوانی امروزم شکرت
در پناه خداوند مهربان باشین
به نام خدا
سلام به خدایی که اینجا منو به این نشانه زیبا هدایت کرد
چقدر عالی بود این فایل استاد عزیزم با اینکه این فایل رو میدونم سالها پیش ضبط کردید اما چنان انرژی مثبت و زنده ای به من داد که انگار همین الان دارید شخصی به من مشاوره میدید
و چقدر زیبا هست که من باز هم متوجه بشم نمیتونم کسی رو تغییر بدم حتی ته ته های ذهنم نخوام کسی رو از چاه بیرون بکشم
هر کسی باید مسیر تکاملی خودش رو طی کنه
حتی نخوام خیلی زیرکانه فایلی رو برای کسی بذارم که شما رو بشناسه
من دیشب مهمان داشتم و یهو به بهانه اینکه مثلا فایل اخر سفر به دور آمریکا خیلی قشنگه و اون گوت لیدی یه خانم خیلی با حال و پر انرژی هست فایل رو روی تلویزیون گذاشتم و وقتی این فایل رو دیدم به عنوان نشانه و الان بار سوم هست که دارم گوش میدم متوجه شدم من دیشب ذهنم شیطنت کرده و خواسته که مثلا من شما رو به اون جمع معرفی کنم و چقدر خوبه که فهمیدم هنوز هم ذهنم دنبال تغییر دیگران هست
و باید هر لحظه جلو خودم رو بگیرم که نخوام کسی رو تغییر بدم و فقط تمرکزم رو صد در صد روی خودم بذارم
خدایا شکرت
به نام خداوند یکتا
درود به استاد عزیز و خانم شایسته
درود به دوستان عزیز
خدارو شکر در قسمت نشانه این فایل را دیدم در موقعیتی که دیشب به طور ناخودآگاه نمیدانم چطوری شد تصمیم گرفتم چند کلمه با مادرم حرف بزنم خودم یکم تغییر کردم خوشحال بودم اتفاقات که تو تمرین ستاره قطبی مینویسم بیشتر داره رخ میده ،خلاصه یه حس خوبی داشتم مادرمم کنارم بود و تنها بودیم گفتم مادر اگه انقدر پول داشته باشی چکار میکنی و چی میخری باهاش و از اینجا شروع شد کار بجایی رسید دیدم داره حرف سی سال پیش میرنه و گلگی میکنه و وقتی به خودم آمدم دیدم دارم گوش میدم و اونجا دوباره به خودم گفتم تو نمیتونی کسی رو تغییر بدی حتی خانوادت و اینو استاد بارها گفته چرا حرف زدی،خلاصه فقط سکوت کردم و خودمو با ساز زدن مشغول کردن اون صحبتها از یاد رفت ،و امروز به لطف خدا دوباره این فایل زیبا رو دیدم و یک یادآوری بود و که من ناتوانم در برابر تغییر دیگران,
اها اینو بگم این فایل نیم ساعته که استاد حرف زد من خانه بودم و داشت پخش میشد مادرمم بود هیچجای این فایل رو نشنید بجز حمله ایران و عراق و گفت میگه به کجا حمله کرده ،گفتم هیچی مال زوده ایران و عراق
خداروشکر که در این مسیر قرار گرفتم و چرخهای زندگیم روانتر شده،روغنکاری شده واقعا خیلی کارهام راحت پیش میره خدارو شکر
بدرود
ردپا
سلام بر همه عزیزان
سری فایل های کلید مربوط به خودشناسی
اینو گفتم که بگم چجوری پله پله هدایت میشی در بهترین زمان چه فایلی از سایت رو گوش بدی حتی چه روزی و تو چه حال و احساسی خدای من قانون قانون ….
و من واقعا یادم نمیومد بغیر از موضوع ناتوانی در تغییر دیگران مابقی صحبتهای این فایل راجع به چیبود تا با شنیدنش دوباره یادم افتاد و چه همزمانی …
داشتم به این موضوع فکر میکردم من اگه در مدار مناسب نباشم فرقی نمیکنه کدوم کشور و یا کدوم شهر و کدوم محله زندگی کنم مثلا تو این مثال افغانستان یا حتی طوفان های امریکا و زلزله های کره بیماری های همه گیر جنگها سیل ها و…..
حتی تو همون بیماری همه گیر یسری کشورها و شهرها حتی محله های کوچیک اصلا نه تنهاکشته نداده بود بلکه کسی حتی بیمار هم نشده بود و اگه هم بود فوری خوب میشدن یا خود استاد تو امریکا تو فلوریدا بود وقتی طوفان اومد تو این قضیه کشورمون هم فقط یسری شهرها درگیر بودن خب تهران خیلی بیشتر و باز تو همین تهران هم محله هایی بود که خیلی کمتر صدا میشنیدن یا اصلا خسارت هم وارد نشدیا چرا راه دور بریم کلی از همین بچه های سایت بودن که گفتن اون لحظه که موشک به هدف مورد نظر میخورد روز قبل یا حتی چند ساعت قبل اونجا رو ترک بودن پس دوباره این باور و در من تقویت میکنه که من خالق شرایطم هستم با کانون توجه و باورهام باورهای توحیدی اینکه خدا مراقب منه محافظ منه
منطق های قوی که تو این فایل بود و بیانش کردین (البته از دیدگاه خودتون وگرنه شاید من نوعی اصلا به ذهنمم نمیرسید و موضوع رو جور دیگه برداشت میکردم) خیلی خیلی قابل تفکر کردن بود و تقریبا مشابه همین شرایط پیش اومده
چقدر تو همین سایت فایل هایی هست از شما فایل های هدیه دانلودی که مربوط به اتفاق یا شرایط های مختلف بوده و کلید اصلی ش بگیری برمیکرده به کانون توجه و فرکانس های ما به ایمان و توکل به خداوند فارغ از هر شرایط بیرونی …
یادمه چند سال پیش که بار اول این فایل و گوش دادم دنبال تغییر افراد نزدیکم مخصوصا مادرم بودم و حتی یادمه راجع بهش کامنت هم گذاشتم ولی الان که دارم به اینروزها فکر میکنم و میبینم به چشم تغییرات واضح مادرم و کاملا این موضوع مشهوده برام تنها تغییر زمانی اتفاق افتاد که دیگه دنبال تغییر اونا نبودم و تمرکزم و روی تغییر خودم گذاشتم و اصلا اینقدر تغییرات عجیب و باور نکردنی بود که اون زمان اصلا فکرشم نمیکردم من به یکم تغییر اون موقع ها راضی بودم و اینقدر امکان پذیر هم نمیدیدم ولی قانون بدون تغییر خداوند میگه هرچقدر روی خودت کار کنی و تغییر کنی همون اندازه تغییرات و در دیگران و شاید بیشتر ازون که فکرش و کنی میبینی
هرگز و هرگز هیچ آیه ای در قرآن نیست که خشک و تر باهم بسوزن سال 1400 تقریبا شاییدم 99
و الان سال 1404 همون حرفها و باورها در فایل جدید چرا چون قانون ثابته و قرآن از 1400 سال پیش هنوزم همون حرفها و باورها در قالب و شرایط مختلف داره به انسان نشون میده … که ببین تغییری نمیکنه اگه تو قانون و بدونی و بهش عمل کنی
اگه تو بتونی ذهنت و کنترل کنی
خیلی موارد زیادی بود که قابل صحبت بود در فایل ولی چون سیاسی میشه و نمیخوام خیلی وارد جوش بشم و اصلا دوست هم ندارم دربارش بگم و بهش توجه کنم در این فایل بود و استاد شما بینظیری واقعا
اها یه مورد راجع به همدلی مردم گفتین و این زمان بیشتر از همیشه همدلی مردم و دیدیم حتی اونایی که مخالف یسری موارد بودن بازم نخواستن جو و مسموم کنن یا خیانتی انجام بدن این خیلی به چشم اومد … یا شایدم من چون توجه کردم دیدم
در کل خدا رو شکر که الان اوضاع ارومه و قرار شده خودم و مهمون کنم و به خودم جایزه بدم بابت کنترل ذهن هایی که کردم این شرایط واقعا شاید شعارگونه بنظر برسه ولی بزرگمون کرد و ما عباسمنشی ها رو خیلی محک زد شاید بیشتر از دوره بیماری همه گیر و با ایمان و توکل بیشتر ….
بازم ازتون ممنونم استاد جانم خدایا شکرت
بنام خدایی مهربان
سلام به همه دوستان خوبم و استاد
ما از تغییر دیگران ناتوانیم
آنروز سقوط افغانستان که استاد یاد کردند و من هم قبلا این باور را داشتم که کاش در همان هیاهو میرفتیم و ازین کشور بدبخت نجات پیدا میکردم اما حالا با تغییر اندکی از باورهایم، واقعا من درین کشور به جز زیبایی چیزی نمیبینم درحالیکه هنگام سقوط اینگونه نبود همه یک ترس و وحشت داشتند که طالبان فلان میکنند و هزاران رقم ظلم میکنند.
اما خدا شاهد است که در همین افغانستان من هر روز رشد میکنم و اصلا زندهگی من ربطی به دولت طالبانی اینجا ندارد .
و اما میلیونها آدم در همین افغانستان استند که هر روز غر میزنن و از زندهگی شان ناسپاسی میکنند و روزگار خوب ندارن.
و این همان مساله توحید است که گفته میگن تاثیر عوامل بیرونی در زندهگی ما صفر است .
پس به این نتیجه میرسیم که هیچ کسی نمیتواند مارا تغییر بدهد مگر اینکه خودما بخواهیم .
و من میتوانم خودم را تغییر بدهم صد درصد.
خدایا شکرت
به نام خدای یگانه
تعهد 211
این اصلو درک کنیم که ما نمیتوانیم هیچکس رو تغییر بدیم
عوامل بیرونی هیچ تاثیری در زندگیه ما ندارن
رئیس جمهور امریکا دولت مسئولان خانواده دوستان و…
این ما هستیم که اگر بخوایم میتونیم خودمونو تغییر بدیم زندگی مونو عوض کنیم زندگی مونو خلق کنیم
این شرک مطلقه که کسی از بیرون بخوام بیاد زندگیو منو عوض کنه
همهی انرژی و وقتمو تمرکزمو بزارم روی تغییر شخصیت خودم چون وقتی از درون تغییر کنم دنیای پیرامون من شرایط من افراد درو برمن هم به کلی عوض میشن
وقتی به دنبال تغییر باشم با همه ی وجودم راهش هم پیدا میشه و خداوند هدایتم میکنه به بهترین مسیرها
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
به نام الله که رب العالمین =فرمانروای کل عالم وجود است
سلام بر استاد عزیزم و مریم خانم و دوستان عزیزم در سایت
روز 117 =ما از تغییر دیگران ناتوانیم
خدایا شکرت بازم با یه فایل ارزشمند دیگه یه قانون مهم دیگه بهمون یادآوری کردی اونم اینکه ما از تغییر دیگران ناتوانیم
چقدر کامنت دوستمون در مقدمه فایل جالب و دقیق شرایط افغانستان رو توضیح میداد و این همه گرفتاری ها و مشکلات این کشور فقط قانون جهان هستی رو واضح نشون میده که تمرکز برنکات منفی،ناشکری،شرک ورزیدن به غیر خدا،هرعاملی بیرونی رو موثر دانستن برای کمک و نجات چقدر ضربه میزنه به یک ملت
خدایاشکرت یه لحظه حس شکرگزاری ،حس افتخار و غرور ملی تمام وجودم رو فرا گرفت به خاطر اتحاد و همبستگی و دفاع مردم خرمشهر با دست خالی در مقابل ارتش به قول استاد تا دندان مسلح عراق
خدایا شکرت چقدر عالی توضیح دادین استاد این که واقعا نه یک شخص نه یک کشور نه هیچکسی نمیتونه برای تغییر وضعیت و بهبود شرایط کسی ،ملتی ،کشوری کاری بکنه اگر اون شخص یا ملت خودشون نخواهند و خودشون از درون تغییر نکنند
راستش استاد من از سال 97 که وارد این مبحث پر رمز وراز قانون جذب شدم و تشنه ی یادگیری قانون بودم خداهم دستانش رو به یاری ام میفرستاد مثلا کتابی بهم معرفی میشد مثل کتاب های راز و معجزه ی شکرگزاری راندا برن
کتاب چهاراثر فلورانس اسکاول شین
یا یه کلیپی ،یه فایلی که روزها فکر منو درگیر میکرد بعد من چون خودم غرق در لذت و کسب آگاهی بودم از اون فایل یا کتاب، به خواهرام، دختر دایی ام ،دخترخاله ها معرفی میکردم با شور و شوق توضیح میدادم یعنی اینقدر ویس میفرستادم توضیح میدادم تاکید میکردم همین فایل بارها گوش بدین تا درک کنین مطلبش رو
کتابام همه رو دادم بخونن که اصلا رد واثری ازشون پیدا نشد یعنی نخوندن بماند کتاب امانتی منو که اینقدر خودم حساسم رو هم گم کردن
کم کم حس کردم سرتکون دادنای بقیه موقع حرف زدنم از سر اجباره
یا اصلا اون ذوقی که من دارم از شنیدن یه فایل ندارن اصلا وابدا
مخصوصا خواهر کوچکتر خودم که من ساعتها باهاش حرف زدم آخرش حرف خودشون میزنه که این حرفا قشنگه ولی واقعیت زندگی چیز دیگره
جالبه ما همه باهم تو شرایط مالی و روحی و نارضایتی یکسان از وضع موجود زندگیمون حس کردیم باید یه حرکتی بکنیم تو یه مهمونی تصمیم گرفتیم شرایط زندگیمون رو عوض کنیم بنابراین همه با هم یه دوره ی مقدماتی رو از یکی از استاتید عزیز خریدیم البته اون موقع تلگرام خیلی در دسترس بود اون دوره هم 205 هزار تمن که اصلا قیمتی نداشت
من اون دوره رو چندین بار گوش کردم مطالبش رو نوشتم
حتی دوره ی بعدی رو هم خریدم
بعد با استاد عرشیانفر شروع کردم دوره های زیادی ازایشون خریدم
ولی بقیه همون دوره مقدماتی رو گوش ندادن که پشیمون هم بودن از پولی که دادن از همون 205 تمن
من تو این سالها از 97 تا الان کلی شرایطم عوض شده و مهمترین دستاوردم آرامش درونی وصلح با خودمه و کلی اتفاقات مثبت افتاده و کلی اتفاقات بزرگ در راهه انشالله
ولی همون چند ماه بعد کم کم حس کردم بقیه هم مسیر من نیستند و من نمیتونم اصرار کنم دیگه
و تمام تمرکزم گذاشتم رو خودم و الان میگن خوش به حالت ما همون آدم چندسال قبل هستیم ولی تو زمین تا آسمون اخلاق و رفتارات فرق کرده
و میفهمم همه نمیتونند ونباید مثل هم باشند این خاصیت جهان دو قطبی هست
بازم خدا رو شکر توفیق داد من ثابت قدم موندم تو این مسیر
خدایا شکرت ممنونم استاد عزیزم برای این فایل قشنگ
خدایا شکرت برای این بارون قشنگ که فضای پشت صحنه رو رویایی کرده بود
خدایا شکرت شب عید بزرگ قربان هست امشب
عید سربلندی ابراهیم بزرگ در امتحان پروردگارش
تبریک میگم این عید پر از رمز و راز توحید،بندگی و سرسپردگی ابراهیم در مقابل رب العالمین رو به استاد عزیزم به مریم خانم و به تمام دوستان توحیدی ام
خدایا کمک کن مانند ابراهیم تنها تو را بپرستیم و تنها از تو یاری بجوییم
خدایا کمک کن در هیاهوی نجواهای ذهن (شیطان درون) مانند ابراهیم یک لحظه از تو و یاد تو غافل نشویم
خدایا کمک کن مانند ابراهیم یک بنده ی موحد واقعی باشیم بنده ی یکتاپرستی که شرک در وجودمون جایی نداشته باشه
آمین یا رب العالمین